برچسب: فرهنگ گردشگری

  • یک دامداری در ارس به اکوموزه تبدیل شد

    یک دامداری در ارس به اکوموزه تبدیل شد

    به گزارش خبرنگار مهر، یک روستایی دیگر در کشورمان کاری کرد که روستاییان مهاجرت کرده دوباره به محل زندگی شان برگردند. این بار در فاصله ۱۸ کیلومتری غرب جلفا در استان آذربایجان شرقی و توسط فردی به نام اسکندر ابدالی یکی از  اهالی روستای گلفرج که علاقه زیادی به محیط زیست و کوهنوردی داشته و دارد. او سال ۹۱ یک دامداری را که در اختیار آموزش و پرورش بود و قبل از دامداری  ، مدرسه بوده را اجاره کرد. همه اول می گفتند که او هدف بیهوده ای دارد. حتی آموزش و پرورش به او گفت که اجاره زیادی نمی خواهد برود و ببیند چه کار می تواند با این دامداری کند. اصلا به او پیشنهاد کردند که همان کاربری دامداری را ادامه دهد. ولی او در نظر داشت تا اینجا را به موزه تبدیل کند.

    در و دیوارها و زمین های دامداری را تمیز کرد و هر آنچه که در طول سالها جمع آوری کرده بود را در ویترین چید. اسکندر ۷۰ یا ۸۰ فسیل  داشت که مدتها پیش از طبیعت وقتی به کوهنوردی میرفت جمع کرده بود او از مردم روستا اشیای قدیمی که با آن کار می کردند را هم گرفت و در یکی از سالن های مدرسه و روی در و دیوار اسناد قدیمی روستا را چسباند. گلیم های ۱۵۰ ساله روستا را به دیوار چسباند. اتاق زیبایی شد. خودش اولین بازدید کننده بود. وقتی از این آثار که حالا جایگاه داشتند، دیدن کرد؛ خوشش آمد. انگیزه اش برای ادامه کار بیشتر شد.

    ولی مردمی که هنوز در روستا مانده بودند باز هم او را نهی می کردند و می گفتند که بیهوده زحمت می کشد این روستا نه برقی دارد و نه گازی نه آب شربی و نه جاده آسفالتی. چطور کسی حاضر می شود اینجا بیاید اینها را ببیند.

      سال ۹۴ عرب داغی رئیس وقت منطقه آزاد ارس به دیدنش در روستا رفت. او هم از اینکه در این روستا یک نفر سعی کرده موزه ای ایجاد کند، راضی بود ولی پیشنهاد کرد که این آثار را به جلفا انتقال دهد چون آنجا حتما بازدیدکننده بیشتری خواهد داشت. ابدالی گفت که می دانم این اتفاق می افتد ولی می خواهم این موزه در روستای محل زندگی خودم باشد. عرب داغی هم از او حمایت کرد و گفت که ۲۰ میلیون تومان به او برای تکمیل موزه اش تخصیص داده شود. وقتی ابدالی گفت که جاده آسفالت کار او را سریع پیش می برد این کار هم برای روستا انجام شد. از آن موقع بود که دیگر کارها برای تبدیل این دامداری به اکوموزه سرعت گرفت. فسیل ها توسط چند کارشناس زمین شناسی مورد بررسی قرار گرفتند و شناسنامه دار شدند. تعدادی از حیوانات تاکسیدرمی شده نیز در این موزه قرار گرفتند. وسایل مردم شناسی و هر انچه که مربوط به مردم روستا می شد، جمع آوری و در بخش های مختلف مدرسه ای که به دامداری تبدیل شده بود جای گرفت تا بیشتر رنگ و بوی موزه به خود بگیرد.

    این روستا از نظر تقسیمات کشوری در بخش استان آذربایجان شرقی قرار دارد و از نظر زیست محیطی به استان اذربایجان غربی مربوط می شود. معمولا روستایی ها با نیروهای محیط بانی مشکل دارند ولی این روستایی از این موضوع استفاده کرد چون می دانست که اگر جزو منطقه حفاظت شده مراکان باشد می تواند از امتیازات آن استفاده کند چون مراکان یکی از اولین و بزرگترین مناطق حفاظت شده محیط زیست با ۱۱۰ هزار هکتار است که از سال ۴۶ به عنوان منطقه حفاظت شده شناخته شده است. یکی از این فواید آن بود که می تواند در آینده ای نزدیک نمایشگاه تاکسیدرمی از حیوانات این منطقه را برگزار کند.

    منطقه گلفرج را بیشتر، زمین شناسان می دانند چجور جایی است و ۲۰۰ میلیون سال قبل چه اتفاقاتی از سر آن گذشته و چه دوره های تاریخی را به خود دیده و از روی چه چیزهایی می توان فهمید که تا ۲۰ میلیون سال قبل اینجا هنوز دریا بوده است.

    غیر از آن این منطقه از نظر باستانی هم دارای ارزش است و آثار به جا مانده اش از سکونت ۴ هزار سال قبل انسان در این محدوده خبر می دهد. اسکندر ابدالی سعی کرده بخشی از تاریخ این منطقه را به مردم روستا و بازدیدکنندگان از موزه اش معرفی کند.

    او قوچ های سنگی را هم در حیاط و در سالن موزه اش گذاشته مردم روستا می دانند که این قوچ ها چه مفهومی دارد. این قوچ های سنگی مانند شیرهای سنگی منطقه زاگرس نشین ایران نقش سنگ قبر بزرگان ایل و سمبل قدرت را داشته اند. آنها که مهارتی در شمشیرزنی و یا تیراندازی و … داشتند و از بزرگان هم بودند یک قوچ سنگی با نقش مهارتشان روی بدن قوچ و سن شان که با چرخش شاخ قوچ مشخص شده برای او می ساختند و سر قبرش می گذاشتند. یک زمانی برخی از افراد ناآگاه تصور کردند که درون این قوچ ها ممکن است طلا باشد به همین دلیل تعداد زیادی از این قوچ ها را شکستند و چیزی جز خاک و سنگ پیدا نکردند. ولی ابدالی چندتایی که سالم و یا شکسته بود را پیدا کرد و به اینجا آورد.

    حالا ابدالی در کنار اکوموزه یک اقامتگاه بوم گردی هم به تازگی راه انداخته تا وقتی بازدیدکنندگان از موزه اش دیدن می کنند و برای آنها چای آتشی در حیاط می گذارد و از آنها در آلاچیق هایی که در حیاط درست کرده پذیرایی می کند، بتوانند در این اقامتگاه نیز استراحتی کنند. او سه اتاق را با شبی ۲۰۰ هزار تومان با خدماتی مانند صبحانه در اختیار گردشگران قرار می دهد. بعضی اوقات که اینجا جشنواره ای و یا نمایشگاهی برپا می شود، موزه گلفرج هم شلوغ می شود و زنان روستا می آیند اینجا تا غذای محلی درست کنند.

    حالا مردم روستا برگشته اند و آب و برق و گاز و جاده هم شرایط زندگی آنها را در روستا بهتر کرده است. آنها می بینند که گردشگران از اواخر اسفند تا پاییز به روستایشان رفت و آمد می کنند.  تعداد این بازدیدکنندگان در نوروز به ده هزار نفر هم می رسد. آخر هفته ها که حتما تعداد بازدیدکنندگان بیشتر می شود. هر چقدر نمایشگاه و جشنواره اینجا برگزار می کنند، تعداد افرادی که با این روستا آشنا می شوند هم بیشتر می شود. حالا دیگر این موزه نام اکوموزه گلفرج را گرفته است و یکی از همیاران ژئوپارک ارس به حساب می آید ژئوپارکی که به اینجا می تواند هویت جهانی شدن هم بدهد. چون ژئوسایت پرموتریاس با خاک های سرخ رنگش و ۲۵۰ سال سن در نزدیکی اینجا قرار دارد.

    حالا روستای گلفرج نه تنها یک اکوموزه دارد و تورهای طبیعتگردی برای آن اجرا می شود بلکه به عنوان الگوی توسعه روستا و مهاجرت معکوس هم معرفی شده است. ضمن اینکه مردم روستا هم حالا حافظ محیط زیست هستند و با آمدن گردشگران از طریق فروش محصولات و تولیدات خود درآمدزایی می کنند.

  • آشنایی با فرهنگ مردم Ga-Dangme/تجارت در اینجا فقط در دست زنان است

    آشنایی با فرهنگ مردم Ga-Dangme/تجارت در اینجا فقط در دست زنان است

    خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ:

    «گا- دانگمه» یک گروه قومی در غنا و توگو است. افراد «گا» و «دانگبه» به لحاظ قوم شناسی به ترتیب به عنوان بخشی از گروه «گا- دانگمه» طبقه بندی می شوند. «گا- دانگمه»ها یک گروه قومی هستند که در درجه اول در منطقه آکرای بزرگ در غنا زندگی می کنند. نام قومی و نژادی آنها مانند لارتی، نورتی، آریایی، پوکو، لمپتی، تیتا، آنکرا، تتیفیو، لاریا، آیتی، اوکین، بورتی، کوایه، کواینور، آشانگ و کوتی از کلمه «گا» استفاده می‌شود.

    تاریخچه اقوام گا – دانگمه

    آنها قبل از ورود به مقصد نهایی خود یعنی آکرای بزرگ، با سرپرستی و رهبری پادشاه بزرگ خود، آی کوشی کینگ از مناطق شرقی خارج و در نهایت به آکرا رسیده و در همین منطقه اسکان گزیدند. اعتقاد بر این است که آنها سفر خود را از مناطق امپراتوری بنین در نیجریه مدرن آغاز کردند. از سوی مردم «گا» به این رهبر بزرگ عنوان موسی قوم «گا دانگمه» لقب داده شد که توانست با ارائه ۷ فرمان «پوریتان» به قوم خود، اساس و فلسفه دولتی مقتدر، مبتنی بر روابطی دوستانه و احترام متقابل برای همگان به نام آکرای بزرگ و پایتخت ساحل طلا، را در سال ۱۸۷۷ بنیان گذارد.

    مردمان «گا» ۶ شهر مستقل به نام‌های آکرا (گا ماشی)، اوسو ، لابادی، تشی، نانگوا و تما را ایجاد کردند. (این مناطق هم اکنون نیز به همین نام‌ها در شهر آکرا موجود هستند.) هر یک از این مناطق «تخت» (۱) و نظام ریاستی خود را داراست که به عنوان مرکز اصلی برگزاری مراسم آیینی و جادوگری است. آکرا برجسته‌ترین شهر، قلب تپنده و پایتخت کنونی غنا است. پیشه مردمان «گا» در اصل کشاورزی است، اما امروزه به ماهیگیری و تجارت کالاهای وارداتی نیز اشتغال دارند.

    تجارت به طور کلی به دست زنان انجام می‌شود و مردان هیچ کنترلی بر روی پول و درآمد همسران خود ندارند. جانشینی نیز عمدتاً توسط زنان انجام می‌شود و وراثت دارایی‌های آنها از طریق مادر تباری است. وراثت دیگر اموال نیز از طریق پدر به فرزندان ذکور صورت می‌گیرد. در این فرهنگ مردان با یکدیگر زندگی می‌کنند، این در حالی است که زنان حتی پس از ازدواج به همراه مادران و فرزندان در یک مجتمع زنانه زندگی می‌کنند. هر یک از شهرهای «گا» دارای تعداد زیادی مراسم‌های آیینی و خدایان مختلف هستند و در میان این اقوام سالانه تعداد زیادی مراسم و جشنواره برگزار می‌شود.

    تجارت در میان مردمان گا – دانگمه به طور کلی به دست زنان انجام می‌شود و مردان هیچ کنترلی بر روی پول و درآمد همسران خود ندارند. جانشینی نیز عمدتاً توسط زنان انجام می‌شود و وراثت دارایی‌های آنها از طریق مادر تباری استمردمان «دانگمه» عموماً در مناطق ساحلی غنا از «کپون» تا «آدا» در رودخانه «ولتا» و اقیانوس اطلس جنوبی، در امتداد خلیج گینه و سرزمین های کنار رودخانه «ولتا» اسکان یافته‌اند. مردمان دانگمه شامل: آدا، کپون، کروبو، نینگو، اوسودوکا، پرام پرام و شای هستند که همگی به زبان «دانگبه» از شاخه «کوا» و خانواده «نیجر- کنگو» صحبت می‌کنند. بیشترین جمعیت دو گروه مرتبط با «گا- دانگمه» متعلق به مردمان دانگمه است. حدود ۷۰% از اراضی منطقه آکرای بزرگ متعلق به مردمان دانگمه است که به دو بخش دانگمه شرقی و دانگمه غربی تقسیم می شوند. همچنین در منطقه شرقی و منطقه ولتای غنا، حدود ۱۵% از اراضی متعلق به مردمان دانگمه است. این نواحی عمدتاً در مانیا کروبو و ییلو کروبو، از مناطق شرقی و نیز در نواحی اگوتیمه منطقه ولتا و منطقه دانگمه در بخش‌های جنوبی توگو هستند.

    کسب و پیشه  این مردم ماهیگیری و کشاورزی است که مبتنی بر سیستم هازاست.(۲) در گذشته ارزن غذای اصلی این مردم را تشکیل می‌داد، اما امروزه محصولات متداول‌تری مانند، کاساوا، یم، ذرت، پلنتی، کاکائو و روغن نخل را نیز شامل می‌شود.

    با توجه به برگزاری مراسم‌ها و جشن‌های متعدد، اعضای متعلق به هر دودمان، عموماٌ چندین بار در سال برای شرکت در جشنواره‌ها و جشن‌های مربوط به خدایان، از مزارع به خانه اجدادی خود باز می‌گردند. نظام طایفهای در گا- دانگمه اصولاً مبتنی بر پدر تباری بوده و به زیر واحدهای محلی تقسیم می‌شوند. واحدهای اساسی قوم گا- دانگمه مبتنی بر واحدهای تاریخی، سیاسی و فرهنگ قبیله هستند.

    زبان گا – دانگمه

    از نظر زبان شناسی مردمان گا- دانگمه به زبان‌های کوای «گا» و «دانگمه» صحبت می‌کنند و به لحاظ فرهنگی نیز پدر تبار هستند. دانگمه منحصراً به زبان اصلی گا- دانگمه نزدیکتر از زبان گا است.

    جامعه و فرهنگ گا – دانگمه

    مردمان گا- دانگمه در طول سال مراسم‌ها و جشنواره‌های فراوانی را برگزار می‌کنند. از جمله این جشنواره‌ها می‌توان از جشن «هوموو» نام برد که توسط مردم گا برگزار می‌شود. هوموو به معنای فریاد در گرسنگی است که سرچشمه آن به چندین قرن قبل باز می‌گردد. این جشن به یاد قحطی بزرگی است که در قرن شانزدهم دامنگیر مردم گا شد. در واقع این مراسم یک جشنواره غذاست که به یادبود، گذر از یک دوره وحشتناک در تاریخ گا است، همه ساله در ماه اوت برگزار شده و تمام اعضای قبیله از آن تجلیل می‌کنند.

    مردم دانگبه در منطقه آدا جشنواره آسافوتو را جشن می‌گیرند، که به آن آسافوتوفیمه نیز می‌گویند، یک جشنواره حماسی و جنگی که سالانه توسط مردم آدا جشن گرفته میشود، این مراسم عموماً از آخرین پنجشنبه ژوئیه آغاز و تا اولین هفته اوت ادامه پیدا می‌کند. این جشن به منظور بزرگداشت پیروزی رزمندگان در جنگ برگزار می‌شود و یادبودی است برای کسانی که در میادین نبرد کشته شده‌اند. به منظور تجدید خاطره وقایع تاریخی، جنگجویان با پوشیدن لباس سنتی نبرد، به صورت نمادین به مبارزه می‌پردازند. در این زمان گروهی از نوجوانان که در مرحله عبور از نوجوانی به جوانی هستند به عنوان جنگ آوران جدید به قبیله معرفی می‌شوند. از نظر زمان‌بندی این جشنواره مصادف است با برداشت محصول که به همراه آداب و رسوم ویژهای در این مراسم برجسته می‌شود. این مراسم همچنین شامل تطهیر و تزکیه نفس هم هست، در این زمان جشن با حضور گروهی از روسای قبایل، صفوفی رنگارنگ از کجاوه در حالی که حامل روسای قبایل هستند، به همراه ملتزمین‌شان به اوج شکوه خود می‌رسد. این مهمانان ویژه به همراه گروه‌های نظامی به نام گروهان آسافو در میان طبالان با رقص و آواز، در خیابان‌ها و محوطه قصر حرکت می‌کنند. در این بین روسای قبایل با تعارف نوشیدنی و اعلام وفاداری، به یکدیگر تبریک می‌گویند.

    مردمان دانگبه (مانیا کروبو ) در مناطق «اودوماسه- کروبو» نیز برداشت سالانه محصول خود را به جشن و پایکوبی می‌پردازند، این جشنواره که «انگمایم» نام دارد، در واقع مراسمی است که منتسب به بخشندگی کشاورزان به هنگام برداشت محصول است که بوسیله مردمان کروبو در آخرین هفته (به مدت هفت روز) اکتبر با دیدار از بزرگان فامیل برگزار می‌شود. این جشن در مناطق کوهستانی کروبو در آخرین جمعه اکتبر و بامداد صبح شنبه با حضور روسا و مردم منطقه کروبو به اوج خود می‌رسد. در این مراسم همچنین کونور به عنوان رئیس بزرگ قبیله به همراه روسای زیر مجموعه خود، معاونان، مقامات دولتی، سایر مقامات محلی و کلیه مهمانان دعوت شده از ایالات مختلف کشور در صدر مجلس حاضر می‌شوند.

    موسیقی و ورزش در میان قبایل گا-دانگمه

    موسیقی سنتی گا- دانگمه شامل نواختن طبل و رقص‌های سنتی است. یکی از سبک‌های موسیقی و رقص سنتی (البته نسبتاً مدرن) این اقوام کیپان لوگو است. یک نوع رقص و موسیقی سنتی مدرنیزه شده که در حدود سال ۱۹۶۰ توسعه یافت. یاکوب ادی، اوبو ادی و مصطفی تتی از جمله طبالان سنتی گا هستند که به شهرت جهانی نیز دست یافته‌اند. موسیقی سنتی گا- دانگمه، همچنین شامل کیلاما، کیپاتسا و رقص دیپو نیز هست که همگی متعلق به مردمان کروبو هستند.

    مردمان دانگبه (مانیا کروبو ) در مناطق «اودوماسه- کروبو» نیز برداشت سالانه محصول خود را به جشن و پایکوبی می‌پردازند، این جشنواره که «انگمایم» نام دارد، در واقع مراسمی است که منتسب به بخشندگی کشاورزان به هنگام برداشت محصول استعلاوه بر موسیقی، مردم گا- دانگمه به خاطر سابقه طولانی و موفقیت‌های خود در ورزش بوکس شناخته شده هستند. جامعه ماهیگیری بوکوم در حومه آکرا، به عنوان مرکز بوکس غنا شناخته می‌شود و تاکنون چندین بوکسور برجسته را به جامعه غنا معرفی کرده است. این منطقه، محل استقرار تعداد قابل توجه‌ای، از باشگاه و سالن‌های بدن سازی معروف جهت تمرین بوکس است. در این میان می‌توان از مبارزان برجستهای مانند، دیوید کوتی آکادک پویزون، آلفرد کوتی، جوشا کلوتی، ایکه بازوکا کوارتی، بوکسور سابق رشته سبک وزن قهرمانی WBA  و نلسون آکا، قهرمان سابق در کلاس چند وزن در مسابقات قهرمانی زوم زوم، نام برد.

    مراسم گذر (عبور از مرحله‌ای به مرحله دیگر از زندگی)

    از منظر مردمان شای و کروبو، مراسم رقص دیپو یک سنت و مراسم رسمی برای عبور است که فرد قصد دارد از مرحله‌ای از زندگی خود عبور کرده و به مرحله دیگری از زندگی قدم بگذارد. این مراسم که همه ساله در ماه آوریل برگزار میشود، به مناسبت رسیدن به دوره بلوغ در دختران باکره و به طور رسمی برای آموزش زنان بالغ به منظور ازدواج، در سن بیست سالگی، طراحی شده است. دیپو، اجرای رقص سنتی برای دختران نوجوان است. در واقع این یک مراسم مذهبی است که به منظور تطهیر جنسی دختران بالغ قبل از ازدواج صورت میگیرد و اجرای این رقص برای عموم نیز آزاد است. هر یک از آنها با مهرههای شیشهای سنتی، پارچههای چرمی رنگی و انواع مختلفی از روسری بافته شده، تزئین و آراسته شدهاند. به گفته پریسیلا آکوا بوآکی محقق و نویسنده، دیپو نوعی آموزش حرفهای برای زنان جوان بود و به آنان آموخته میشد، که چگونه میتوانند نقش خود را به عنوان یک زن مسئول ایفا کنند. 

    همان طور که ذکر شد، شرکت دختران در این آیین مذهبی نشان دهنده آن است که دختران مورد نظر واجد شرایط برای ازدواج هستند. والدین با اعلان مناسک، دختران خود را نزد روحانی بزرگ قبیله میفرستند. اما این دختران برای اثبات عفت خود باید قبل از شرکت در جشنواره، آماده شرکت در آیینها و تستهای لازم شوند.

    در روز اول مراسم، دختران سر خود را تراشیده و با پارچهای از کمر تا زانوان خود را بپوشانند. این کار توسط کسانی انجام میشود که به آنان مادران آیینی میگویند. این نشان دهنده گذر آنها از کودکی به بزرگسالی است. سپس به عنوان آغاز دورهای جدید از زندگی خود، در میان اجتماع حاضر و به رژه رفتن میپردازند.

    صبح روز بعد، به دستور روحانی قبیله به مبتدیان حمام آیینی میدهند. پس از آن روحانی مورد نظر، برای دختران طلب نعمت و دعای خیر میکند. وی سپس پاهای آنان را با خون بزی که توسط والدین شان ذبح شده است، شستشو میدهد. این عمل به منظور بر طرف کردن هرگونه روح نازایی برای آنان است. قسمت مهم مراسم زمانی است که آنان باید روی سنگ مقدس بنشینند، این عمل برای اثبات بکارت آنها صورت میگیرد. بهرحال هر دختری که باردار باشد یا ثابت شود که باکره نیست، مورد تحقیر جامعه قرار میگیرد و نمیتواند هیچ مردی از قبیله خود را جلب کند.

    این دختران سپس به مدت یک هفته نگهداری شده و در معرض آموزشهای لازم از جمله آشپزی، خانه داری، تولد، تغذیه و نگهداری کودک و قرار میگیرند. مادران آیینی به آنان دروس خاص اغواگری و فریبندگی و رفتار صحیح با همسر خود را میآموزند. آنها رقص کلام را فرا میگیرند که در آخرین روز مراسم برگزار خواهد شد.

    بعد از گذشت یک هفته از برگزاری دوره آموزشی، سرانجام از این بند رها شده و کل قبیله به دور هم جمع میشوند تا ورود آنها را به بزرگسالی (زنانگی) جشن بگیرند.

    پس از اتمام دوره، این دختران لباسهای زیبایی را به تن میکنند که با کنته (۳) و مهرههای تزیینی به دور کمر، گردن و بازوان آراسته شده و با آواز و نواختن طبل به اجرای رقص کلام می‌پردازند. در این مرحله هر مردی که به هریک از آنان علاقه‌مند باشد، می‌تواند با طرح مسئله، بررسی موضوع را در خصوص خانواده دختر آغاز کند. فرض بر این است، هر دختری که در این مراسم شرکت کرده است، نه تنها افتخاری برای خود می‌آفریند بلکه خانواده خود را نیز مفتخر میکند. 

    مراسم تشییع جنازه و تابوت‌های فانتزی

    مردم گا به خاطر برگزاری مراسم دسته جمعی تشییع جناره معروف هستند. گا معتقد است، وقتی کسی می‌میرد، به زندگی دیگری ورود میکند. بنابراین، تابوتهای ویژه‌ای غالباً توسط نجاران بسیار ماهر برای این منظور ساخته می‌شوند. این سنت در دهه ۵۰ رواج یافته است. در این خصوص پیشگامان و استادکارانی همچون آتا اوکو  (۲۰۱۲ – ۱۹۱۹) از منطقه لا و ست کین کوی (۱۹۹۲ – ۱۹۲۵) از منطقه تشی را می‌توان نام برد.

    تابوت می‌تواند، به سفارش اقوام فرد متوفی، هر چیزی، از یک مداد گرفته یا هر حیوانی مثلاً یک فیل باشد. تابوت‌ها معمولاً برای بازتاب جوهر و ماهیت آن مرحوم ساخته میشود، که میتواند مبتنی بر ویژگی‌های شخصیتی و شغلی فرد، یا نمادی از بازتاب جایگاه حقوقی و حقیقی شخص در جامعه باشد. به عنوان مثال، یک راننده تاکسی به احتمال زیاد در تابوتی به شکل ماشین دفن می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها مبالغ زیادی را صرف خرید تابوت میکنند، زیرا اغلب احساس بازماندگان بر این است که باید آخرین حرمت و تکریم خود را از این طریق، یعنی دفن مرحوم تازه گذشته در یک تابود گران قیمت با مضامین فرهنگی و سمبولیک، به وی ابراز کنند. قیمت یک تابوت بسته به آنچه سفارش داده میشود متفاوت است از اینرو، عجیب نخواهد بود که مثلاً یک تابوت ۶۰۰ دلار قیمت داشته باشد. این مسئله برای خانوادههای محلی بسیار گران است. با توجه به، در نظر گرفتن این مهم که درآمد معمول در این خانوادهها تنها ۵۰ دلار در ماه است. این بدان معنا است که هزینه تشییع جنازه با کمک اعضای ثرتمند خانواده پرداخت میشود. اگر چنین عضوی وجود داشته باشد، هزینهها با مشارکت دیگر اعضا و تقبل مبالغ مورد نظر ( هرچند کم) توسط افراد فامیل تأمین میشود. این مشارکت ضروری است زیرا خرید تابود تنها بخشی از کل هزینه مراسم تدفین را شامل میشود. برخی از افراد خارجی که به غنا میآیند، نیز در تابوتهایی به سبک مردمان گا به خاک سپرده میشوند.

    استفاده از این تابوتها به نوعی بیان کننده اعتقادات مذهبی مردمان گا به زندگی پس از مرگ است. آنها معتقدند که مرگ پایان نیست و زندگی در جهان بعدی به همان روشی که روی زمین وجود داشته، ادامه مییابد. همچنین بر این باور هستند که اجداد، بسیار قدرتمندتر از دوران زندگی خود در این دنیا بوده و قادر به نفوذ در بستگان خود که هنوز در قید حیاتند، هستند. به همین دلیل خانواده‌ها در اسرع وقت، هر آنچه در توان دارند انجام می‌دهند تا اطمینان حاصل شود که یک فرد مرده نسبت به آنان شفیق و غمخوار است. وضعیت و موقعیت اجتماعی یک فرد تازه گذشته به شدت، به برگزاری موفقیت آمیز مراسم تدفین و البته استفاده از تابوت اختصاصی وی وابسته است. طرح تابوت تهیه شده فقط در روز تدفین و به هنگام دفن فرد متوفی مشاهده میشود. آنها قالباً بازتاب حرفهای هستند که فرد در زندگی دنیوی خود داشته و هدف از آن نیز کمک به آنها جهت ادامه زندگی حرفه‌ایشان در حیات پس از مرگ است. شکلهای خاصی از تابوت مانند شمشیر یا  صندلی بیانگر نشانههای سلطنتی، جادوگران یا روحانیون مذهبی هستند. لذا تنها افراد با موقعیت بالا مجاز به استفاده از اینگونه تابوتها هستند. همچنین استفاده از تابوت حیوانات مختلف مانند شیر، خروس، و خرچنگ نماد توتمهای قبیله هستند. به همین ترتیب، فقط سران خانوادههای ذیربط مجاز به دفن در تابوتهایی مانند اینها هستند. بسیاری از اشکال تابوت‌ها سمبل ضرب المثل یا جملات حکیمانه‌ای هستند که به روش‌های مختلف توسط مردم گا تفسیر شده‌اند.

    طراحی تابوت در اقوام گا صبغه طولانی نداشته و تاریخ آن بویژه در مناطق روستایی با عقاید سنتی به حدود دهه ۱۹۵۰ باز می‌گردد و اکنون نیز به بخش جدایی ناپذیر فرهنگ تدفین در اقوام گا تبدیل شده است. امروزه کارگاه‌های متعددی به منظور ساختن تابوت‌های مجسمه‌ای شکل در توگو و آکرای بزرگ ساخته می‌شود.

    بسیاری از سازندگان تابوت از موفقیت و معروفیت برخوردار هستند، به عنوان مثال می‌توان به سدی و اریک ادجتی انانگ از کارگاه نجاری کین کوی ، پا جوی، دانیل منساح و کودجو آفوتو اشاره کرد. اغلب این تابوت‌ها برای مراسم تدفین مورد استفاده قرار می‌گیرند و تعداد معدودی نیز برای نمایشگاه‌های هنری و بین المللی ارسال می‌شوند.

    شخصیت‌های مطرح در اقوام گا

    ابنزر اکو- آدجی (۱۴ ژانویه ۲۰۰۲ – ۱۷ ژوئن ۱۹۱۶): حقوقدان و سیاستمدار غنایی که به عنوان وزیر امور خارجه و برخی از پست‌های وزارتی در دوره جمهوری اول غنا خدمت کرده است. وی عضو برجسته حزب مردم، عضو موسس کنوانسیون اتحاد ساحل طلا و یکی از شش مرد مبارز در راه استقلال و یکی از شخصیت‌های معروف در رأس هیأت رهبری غنا بوده است.

    کارل کریستین ریندورف (۱ ژوئیه ۱۹۱۷ – ۳۱ مه ۱۸۳۴): مورخ، معلم، کشاورز، بازرگان، پزشک، کشیش و تنها فرزند یک خانواده اروپایی – آفریقایی بود که با باسل میشن (۴) درساحل طلا همکاری می‌کرد. وی نویسنده «تاریخ ساحل طلا» و «آشانته» به زبان گا است که به عنوان یک اثر پیشگام و تاریخ کلاسیک قلمداد می‌شود. این اثر بعدها به زبان انگلیسی ترجمه و در سال ۱۸۹۵ در سوئیس منتشر شد. نامبرده برای نوشتن اثر خود از منابع مکتوب و سنت شفاهی استفاده کرده و برای گردآوری اطلاعات مورد نظر با بیش از ۲۰۰ نفر مصاحبه کرده است.

    گای آدجته کوشاسیان (۱۲ سپتامبر ۱۹۳۴ – ۲۴ مه ۱۹۸۱): وکیل، نویسنده اهل توگو و استاد دانشگاه ابومی کالوی (۵)، دانشگاه داکار و تحصیلات تکمیلی موسسه ژنو بوده است.

    سباستین ژرماین آئیکو آژاوون (۱۹ ژانویه ۱۹۶۵) اهل بنین، تاجر و رهبر سیاسی.

    کینگ تاکی تاویاه اول (۱۹۰۲ – ۱۸۶۲): بیستمین پادشاه ایالت گا، با عنوان پادشاه محبوب همه دوران.

    جان ویلیام هانسن (۷ آوریل ۲۰۱۲ – ۲۳ فوریه ۱۹۲۷): معروف به جری هانسن، موسیقیدان ثروتمند غنا، خواننده، آهنگساز، ساکسیفونیست و پیشگام در صنعت موسیقی کشور غنا بود. وی بنیانگذار گروه بین المللی موسیقی رامبلرز ، بنیانگذار و اولین رئیس اتحادیه موسیقی دانان غنا نیز بود.

    سپهبد ژوزف آرتور آنکرا (۲۵ نوامبر ۱۹۹۲ – ۱۸ اوت ۱۹۱۵): وی عنوان اولین فرمانده ارتش غنا، ریاست ستاد دفاع و دومین رئیس جمهور غنا در سالهای ۱۹۶۹ – ۱۹۶۶ را به خود اختصاص داده است. نامبرده همچنین، از تاریخ ۲۴ فوریه لغایت ۵ نوامبر ۱۹۶۶ به عنوان رئیس سازمان وحدت افریقا فعالیت میکرد.

    رافائل نی آما اولنو (۲۲ دسامبر ۱۹۸۶ – ۲۱ مه ۱۹۰۶): وی حقوقدان و قاضی دادگستری دیوان عالی غنا بود که در دوره جمهوری دوم، از ۷ اوت لغایت ۳۱ اوت ۱۹۷۰ به عنوان جانشین رئیس جمهور، بر این منصب قرار گرفت. او همچنین در سالهای ۱۹۷۲ – ۱۹۶۹ عنوان سخنگوی مجلس این کشور را بر عهده داشت.

    کریستین تسوی هسه، معروف به کریس هسه (متولد ۲۹ اوت ۱۹۳۲): سینماگر غنایی، فیلم ساز، عکاس و برنده چندین جایزه به منظور فیلمبرداری آثاری چون «عشق تحسین برانگیز» از جشنواره آفریکن پوت (۱۹۸۰) و هریتیج آفریکا (۱۹۸۹) بود. وی عکاس شخصی اولین رئیس جمهور غنا، دکتر قوام نکرومه بود. او همچنین در سازمان ملل متحد به عنوان عکاس مشغول به کار شد و مستند بحران کنگو را در سال ۱۹۶۰ ساخت. وی در ساختن مستند تاریخ مصور از رهبری سیاسی و توسعه کشور نقش بسزایی داشت.

    آتوکوی جان اوکای (۱۳ ژوئیه ۲۰۱۸ – ۱۵ مارس ۱۹۴۱): شاعر غنایی، فعال فرهنگی و دانشگاهی، دبیرکل انجمن نویسندگان پان آفریکا و رئیس انجمن نویسندگان غنا بود. آخرین کار او به نام «جان اوکای» که شامل اشعار وی بود، منتشر شده که ریشه در سنت شفاهی این کشور دارد. به طور کلی وی را به عنوان نخستین شاعر واقعی عملکرا می‌شناسند که در آفریقا ظهور یافته است. آثار او از نظر سیاسی، رادیکال و از منظر اجتماعی، آگاهی بخش است.

    پانوشت‌ها 

    ۱. منظور تختی است که رئیس قبیله در مراسم‌های مختلف بر آن جلوس می‌کند.

    ۲. در این سیستم، گروهی از افراد، معمولاً اعضای یک خانواده گسترده، قطعه زمینی را به دست می‌آورند. این زمین با توجه به مبلغی که هر یک از اعضا پرداخت کرده‌اند، بین آنها تقسیم شده و پس از آن هر فرد بر بخش خود کنترل و مالکیت دارد. مذاکرات خرید و فروش توسط یک هازتس منتخب (پدر هازا) انجام می‌شود که نقش نماینده یا رهبر هازا را برعهده دارد.

    ۳. نوعی پارچه ابریشمی و پنبهای است که از نوارهای پارچهای در هم تنیده ساخته شده و از مسنوجان بومی اقوام آکان (Akan) در غنا است.

    ۴. باسل میشن یک جامعه تبلیغی مسیحی مستقر در سوئیس است که از سال ۱۸۱۵ تا ۲۰۰۱ به فعالیت‌های تبلیغی اشتغال داشت.

    ۵. شهری تفریحی که در بخش آتلانتیک بنین واقع شده است. هم اکنون در حومه و ۱۸ کیلومتری شهر کوتونو (Cotonou) قرار دارد. 

  • ۶۸۰ نیرو جوان مشغول به کار در گروه علی بابا

    ۶۸۰ نیرو جوان مشغول به کار در گروه علی بابا

    نشست خبری با مدیران علی بابا

    اسم ساختمان این مجموعه «روز اول» بود؛ ساختمانی که اگر لوله‌های رنگی رنگی مسیر و چند حیوان خانگی و کمی سر سره برای کوتاهتر شدن راهروها هم در آن وجود داشت، هیچ چیزی کمتر از دفتر گوگل نداشت. محیط کاری پویا و پر انرژی با حضور نیروهای جوان و خوش استعداد که به گفته مدیرعامل علی بابا همه این نیروها از بهترین دانشجویان دانشگاه های خوب کشور انتخاب شده بودند. مسعود طباطبایی همچنین در مورد اینکه چه تعداد نیرو در این مجموعه مشغول فعالیت هستند گفت: «در حال حاضر ۶۸۰ نفر در این مجموعه مشغول به کار هستند.»

    علی بابا

    علی بابا

    علی بابا

    جالب است بدانید که علی بابا زمانی که به عنوان یک استارت تنها با سرمایه ای به ارزش ۳۰ میلیون تومان و با تعداد کمی کارمند کار خودش را شروع کرد و اکنون بعد از تنها چند سال به شرکت بزرگی تبدیل شده است که بیش از ۵۰ درصد از بازار بزرگ فروش خدمات سفر و گردشگری به صورت آنلاین را در اختیار دارد، این شرکت علاوه بر فروش بلیت های پرواز های داخلی و خارجی، بلیت توبوس و قطار را هم انجام می دهد.

    جدا از این در علی بابا امکان رزرو هتل‌های داخلی و خارجی، اقامت‌های غیررسمی (بومگردی) و غیره نیز وجود دارد.

    طباطبایی در مورد پیشرفت و وسعت این برند می گوید: «برای ما مهم است که برای همه اقشار و با هر درآمدی تجربه شایسته سفر را فراهم کنیم. ما با تیمی حرفه ای و پشتیبانی ۲۴ ساعته در طول سفر همراه شما خواهیم بود.»

    این مدیر جوان همچنان ادامه می دهد: «این روزها علی بابا تنها نیست ما با شش برند در مجموعه علی‌بابا در حال فعالیت هستیم مثلا هلو پرشیا یکی از برندهای زیر مجموعه علی بابا است که این سایت در حوزه ورود گردشگران خارجی به ایران فعالیت می‌کند، به عبارت بهتر هلوپرشیا پلتفرم معرفی و فروش تجربه ایرانگردی به مسافران خارجی است.»

    علی بابا

    علی بابا

    علی بابا

    وی همچنین با اشاره به حضور پدیده جدیدی به نام توریست سلامت گفت: «استارت تاپ جدیدی هم به نام «مد گو» به ما اضافه شده که برای ورود گردشگرانی است که به دنبال خدمات زیبایی و درمانی در ایران هستند.»

    از این مدیر پرسیدم که چرا نام این ساختمان را روز اول انتخاب کرده، طباطبایی گفت: «درست است که ما دست آوردهای زیادی در زمینه سفر و گردشگری داشتیم ولی این نام باعث می شود تا هر روز به خود بگویم که امروز «روز_ اول» کاری است و باید با ایده های جدید تری وارد شویم…»

    علی بابا

    علی بابا

    علی بابا

    ۲۱۲۱

  • آینده‌نگرترین شهر جهان معرفی شد! +تصاویر

    آینده‌نگرترین شهر جهان معرفی شد! +تصاویر

    بین دو شهر کپنهاگ و اسلو و روی یکی از خطوط ساحلی کشور سوئد، بزرگ‌ترین شهر غیرپایتخت منطقه‌ی نوردیک یعنی شهر گوتنبرگ قرار گرفته است. گوتنبرگ همیشه نقش یک دستیار را برای خواهر بزرگ‌ترش یعنی شهر استکهلم بازی کرده است. این شهر که آن را از نظر تاریخی پایین‌مرتبه‌تر می‌دانند (و در آن بیشتر شاهد سوئد صنعتی دوره ولوو هستیم تا سوئد جذاب آفریننده اسپاتیفای)، یک بندرگاه پر از نمک است و طی چند دهه اخیر و پس از فروپاشی صنعت مهم کشتی‌سازی‌اش در دهه ۷۰ میلادی، شدیداً به بازآفرینی و بازسازی خود سرگرم بوده است.

    گوتنبرگ ۲۰۱۹ مکانی است که ممکن است در آن یک انبارخانه قدیمی به‌عنوان بازار مواد غذایی احیا شده باشد و موتورخانه‌ای به گالری هنری تبدیل شده باشد. دل‌ و روده گذشته غبارآلود آن اکنون یک بوم نقاشی است که ایده‌های تازه و ناب روی آن پیاده می‌شوند.

    البته برخی از ریشه‌های صنعتی شهر هنوز بر جای خود مانده‌اند، اما جدای از آن گوتنبرگ یک شهر دانشگاهی جوان‌پسند، یک قطب تحقیقاتی پیشرفته و مهم‌تر از همه از پیشگامان در عرصه پایداری انرژی است و پیش‌بینی می‌شود به لطف جذابیت و امکانات روزافزونش، جمعیت آن تا ۱۵ سال آینده ۳۳ درصد افزایش یابد.

    شاید جای هیچ شگفت‌زدگی نباشد که کشوری که افرادی مانند گرتا تونبرگ (از فعالان نوجوان در زمینه محیط‌زیست) را برای جهان پرورانده است، سردمدار عرصه پایداری انرژی نیز باشد. اما باید بدانید که پایداری انرژی از حوزه‌هایی است که شهر گوتنبرگ در آن حتی از پایتخت سوئد نیز جلوتر است.

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    وسایل بازی و جذابیت‌های پارک لیسبِرگ همه برقشان را از انرژی تجدیدپذیر بادی می‌گیرند.

    طبق شاخص پایداری مقاصد گردشگری جهان، گوتنبرگ به‌عنوان دومین شهر پرآوازه سوئد، از سال ۲۰۱۶ به بعد هرساله جایگاه پایدارترین مقصد گردشگری جهان را از آن خود کرده است (که در فهرست با فاصله امتیازی کمی بالاتر از شهر همسایه یعنی کپنهاگ قرار می‌گیرد). درواقع با دیگر شهرهای فهرست فاصله امتیازی بسیاری دارد به‌گونه‌ای که از شهر رتبه ۱۰ (بروکسل) ۲۲ امتیاز درصدی بالاتر است.

    برخلاف تمام ستایش‌ها و تمجیدها، کاتارینا تورستنسون رئیس بخش پایداری هیئت گردشگری گوتنبرگ اَند کو (Goteborg & Co) می‌گوید: «ما نمی‌خواهیم واژه پایداری را در صورت مردم فریاد بزنیم، بلکه مفهوم آن را از طریق جو شهر به ذهن آن‌ها منتقل می‌کنیم.»

    او توضیح می‌دهد: «برای ما پایداری یعنی ساخت یک شهر قابل زندگی و دوست‌داشتنی. اگر شهروندان گوتنبرگ اینجا زندگی کردن را دوست داشته باشند، مردم دیگر شهرها هم تمایل پیدا می‌کنند که به این شهر بیایند.»

    گوتنبرگ شهر سبزی است که بخشی از سبز بودن آن به دلیل نزدیکی‌ به جنگل‌ها و پارک‌هاست. ولی از نظر طراحی جمع‌ و جور و حمل‌ و نقل عمومی توسعه‌ یافته‌اش که انرژی ۶۵ درصد آن از منابع تجدیدپذیر تأمین می‌شود نیز یک شهر سبز به شمار می‌آید.

    فرودگاه لندوِتِر شهر گوتنبرگ از سال ۲۰۱۱ بالاترین سطح اعتبار کربنی فرودگاه‌ها (سطح ۳+) را برای خود حفظ کرده است که این یعنی فرودگاه از نظر کربنی خنثی است. در این میان دولت نیز از سال ۲۰۱۳ به بعد تمام همتش را برای نوآوری زیست‌محیطی و بوم‌شناسی به کار گرفته است و از آن هنگام تاکنون گوتنبرگ برترین شهر جهان در حوزه صدور اوراق بهادار برای سرمایه‌گذاری‌هایی که به سود محیط‌زیست و اقلیم تمام می‌شوند بوده است.

    به نظرتان تمام این محافظه‌کاری‌های زیست‌محیطی در واقعیت چه شکلی هستند؟ در ادامه مطلب می‌بینید که چطور می‌توانید در مناطق سبزتر گوتنبرگ بخورید، بیاشامید، بخوابید، خرید کنید و بگردید.

    چه باید کرد؟

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    پارک یوبیلومسپارکِن یک سونای عمومی رایگان با امکاناتی متغیر دارد که از بطری‌های بازیافتی ساخته شده‌اند.

    شهر گوتنبرگ به ازای هر شهروند ۲۷۴ مترمربع فضای سبز دارد. این یعنی مساحت گسترده‌ای از پارک‌های شهری در آن هست که می‌توان در روزهای آفتابی (که در طول سال خیلی هم کم نیستند) از آن‌ها بازدید کرد.

    اگر دوست دارید با آرامش در جنگل قدم بزنید، پارک پهناور اسلاتسکوگِن گزینه بسیار مناسبی است و در پارک کِیلِرز نیز می‌توانید روی تپه‌ها قدم بزنید و از بالا به بندر شلوغ شهر دید داشته باشید. پارک سینوی کونگسپارکن از همه پارک‌ها مرکزی‌تر است. روی نقشه به شکل یک حلقه سبز در قلب شهر دیده می‌شود و روی زمین‌هایی بنا شده است که زمانی باروهایی برای محافظت از گوتنبرگ در برابر حمله‌کنندگان مزاحم دانمارکی روی آن‌ها ساخته شده بود.

    یوبیلومسپارکِن یک پارک شهری جدید در منطقه فریهامنن است که با مرکز شهر به‌ اندازه عرض رودخانه فاصله دارد و این یکی دیگر از اولویت‌های تأمین‌ شده منطقه را نشان می‌دهد: دسترسی آسان.

    همه می‌توانند به این پارک بیایند تا در باغ شهری مواد غذایی بکارند، در مسابقات اسکیت سواری یا قایق‌رانی شرکت کنند یا فقط کنار آب لم بدهند؛ و هیچ‌یک از این فعالیت‌ها هزینه‌ای برای آن‌ها نخواهد داشت. یک سونای عمومی و رایگان نیز هست که خیلی به درد اینستاگرام بازی می‌خورد و امکانات متغیر آن از ۱۲۰۰۰ بطری بازیافتی ساخته شده‌اند.

    اگر پارک‌های موضوعی، بیشتر با سلیقه‌تان جور درمی‌آیند، مسئول پارک لیسبرگ شهر گوتنبرگ با افتخار می‌گوید که بیش از ۴۰ وسیله بازی و مکان جذاب در پارک آن‌ها هست که برق همه‌شان با انرژی بادی تجدیدپذیر تأمین می‌شود. حتی وسیله بازی هیجان‌انگیز آونگ‌ مانندی به نام لوک را خواهید دید که به هنگام کاهش شتاب برق تولید می‌کند و آن را به شبکه ملی برق سوئد می‌فرستد.

    شهر گوتنبرگ به‌جز پارک‌هایش، شبکه گسترده‌ای از مسیرهای دوچرخه‌سواری دارد و یک برنامه به‌ اشتراک‌گذاری دوچرخه به نام استیر اَند استال نیز در نظر گرفته است که طبق قانون‌های این برنامه ۳۰ دقیقه اول استفاده از هر دوچرخه رایگان می‌باشد. بازدیدکنندگان می‌توانند چند دوچرخه بردارند و از کنار آب به‌ سوی غرب و تا یک مرکز هنری به نام رودا اِستِن که در چهار سالن از یک موتورخانه مربوط به دهه ۴۰ میلادی بر پا شده است رکاب بزنند.

    سپس می‌توانید به‌ سوی منطقه خرید و کافی‌شاپ جالب و جذاب هاگا رکاب بزنید تا در فروشگاه‌هایی مانند سرایو Thrive اجناسی با محوریت اِسلوفَشِن (تولیدشده با ملاحظات زیست‌محیطی، کیفیت خوب و قیمت مناسب) بخرید؛ فروشگاهی که ۴۵ برند عرضه‌ شده در آن همگی در راستای ارتقای حقوق کارگران، به‌کارگیری مواد نوآورانه و غیرسمی و اهمیت به کیفیت پیش از کمیت فعالیت می‌کنند. همچنین باید بگوییم که گوتنبِرگ زادگاه یکی از برندهای بین‌المللی جین به نام نودی جینز Nudie Jeans است که شلوارهای آن از کتان ۱۰۰% ارگانیک تولید می‌شوند و گارانتی تعویض رایگان مادام‌العمر دارند.

    چه بخوریم و چه بنوشیم

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    رستوران تاوِرنا آوِرنا از محصولات ارگانیکی که در باغچه پشت‌بامی‌اش می‌پروراند در تهیه پیتزاها و سالادها استفاده می‌کند.

    اگر سوئد یک عادت ملی همگانی داشته باشد، آن فیکا است که برگردان تحت‌اللفظی آن می‌شود «استراحتی برای کیک و قهوه» اما در واقعیت بسیار فراتر از این حرف‌هاست. فیکا را می‌توان یک مراسم اجتماعی روزانه و یک نگرش و طرز فکر سوئدی دانست. افزون بر این‌ها تزریق کافئین و شکر به جسم و روان مردم این کشور است که آن‌ها را برای فعالیت روزمره‌شان شارژ می‌کند.

    بهترین مکان برای تجربه کردن فیکا، داماتِئو، یک کیک پزی و قهوه‌خانه محبوب در منطقه به‌روز ماگاسنیزگاتان است که صندلی‌هایش در یک حیاط روباز و آراسته با هنرهای خیابانی چیده شده‌اند. راهکار داماتئو برای ارتقای فرهنگ قهوه‌نوشی این است که دانه‌های قهوه‌اش را از تولیدکنندگانی می‌خرد که نه‌ تنها به کیفیت محصول، بلکه به سلامت مزارع و سرزندگی کارگرانشان نیز ارج می‌نهند. اسپرسوی V60 فِیرتِرِید و دم‌نوش‌های چِمِکس آن همراه با کاداموم (هل) معطر، به نرمی و دل‌چسبی از گلوی شما پایین خواهند رفت.

    اماکن غذاخوری فراوانی با گواهی‌نامه سازمان‌های گوناگون کشور سوئد در گوتنبرگ سر برآورده‌اند که از جمله این سازمان‌ها می‌توان به کراو Krav (که نگاهش به‌سوی مراقبت از حیوانات، کشتکاری بدون آفت‌کش و مسئولیت‌های اجتماعی است)، سوان Swan (که اثر زیست‌محیطی محصولات و خدمات را از گهواره تا گور بررسی می‌کند) و اِم‌اِس‌سی MSC (که در راستای تضمین ماهی‌گیری پایدار می‌کوشد) اشاره داشت. همان‌طور که در شهر می‌گردید و به غذاخوری‌ها سر می‌زنید، نگاهی هم به برچسب‌های روی منوهای غذا بیندازید.

    هرجا که بروید، سخت‌پوستان دریایی مانند خرچنگ و لابستر بهترین شانس شما برای خوردن خوراکی‌های محلی هستند که از ساحل بوهوسلان آورده می‌شوند. این موجودات آن‌قدر تازه پخته می‌شوند که برای خوردنشان به جز دو چاشنی لیمو و کره به چیز دیگری نیاز نخواهید داشت.

    برای آن‌که به اِدیبِل کانتری برسید باید سفر کوتاهی به بیرون از شهر داشته باشید. این رستوران یک ایده جدید از هیئت گردشگری سوئد است و قصد دارد جنگل را به یک رستوران خوراک‌شناسی مشتری‌گردان مبدل سازد. می‌توانید در این رستوران به‌طور آنلاین جا رزرو کنید و پس از تکمیل فرایند رزرو، مسیر رسیدن به یک میز پیک‌نیک در هوای آزاد به شما نشان داده خواهد شد؛ ضمن آن‌که دستور پخت‌های گوناگونی از یک سرآشپز ستاره‌دار از میشِلَن و نکاتی درباره شناختن قارچ‌ها و دیگر ترکیبات غذایی به شما ارائه می‌شود. سه میز این رستوران نوآورانه به شهر گوتنبرگ نزدیک هستند و نزدیک‌ترین آن‌ها هم در خانه باغ گونه‌بو که از طریق وسایل حمل‌ونقل عمومی تنها ۳۰ دقیقه با شهر فاصله دارد قرار گرفته است.

    کجا بخوابیم

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    برق هتل اِگِرز از توربین بادی انحصاری آن در ساحل شهر تأمین می‌شود.

    ۹۲ درصد از گزینه‌های اقامتی در شهر گوتنبرگ را سازمان‌های پایداری انرژی ناحیه از نظر بوم‌شناسی تأیید کرده‌اند، بنابراین می‌توانید آسوده‌ خاطر باشید که هتلی که در آن می‌خوابید نقش خود را در این زمینه ایفا کرده است.

    هتل ۱۲۰۰ اتاقه گاتیا تاوِرز بزرگ‌ترین هتل اروپاست که از بزرگ‌ترین سازمان اعتباردهی جهان در زمینه پایداری انرژی یعنی برییم Breeam امتیاز «خیلی خوب» را گرفته است.

    این هتل بلندبالای درخشان با مدیریت لیسبرگ نه‌تنها انرژی‌اش را از برق بادی تأمین می‌کند، بلکه ۹۴ درصد دور ریزهایش را نیز بازیافت می‌کند (غذاهای باقی‌مانده و دست‌نخورده به یک خیریه در شهر فرستاده می‌شوند؛ و زباله‌هایشان به بیوگاز تبدیل می‌شوند و گاز اجاق‌های پنج رستوران لیسبرگ را تأمین می‌کنند).

    در باغ لوکس پشت‌بامی این هتل به نام آپِر هاوس ۱۰۰۰۰۰ زنبورعسل در کندو نگهداری می‌شوند؛ در این باغ افزون بر عسل بسیاری از چاشنی‌ها و سبزیجات پرورانده می‌شوند که در یکی از رستوران‌های لیسبرگ که از میشِلَن ستاره گرفته است مورد استفاده قرار می‌گیرند. قهوه فِیرتِرِید که در سالن صبحانه طبقه ۲۵ ام با نمای ۳۶۰ درجه آماده و سرو می‌شود از یک کارگاه پردازش قهوه در شهر، تخم‌مرغ‌ها از مرغداری‌های اطراف و محصولات لبنی نیز از مزرعه‌های پیرامون تهیه می‌شوند. ایده‌شان این بوده است که هنگام غذا خوردن که از پنجره‌های بزرگ کف‌ تا سقفی سالن به بیرون و دیگر نواحی شهر گوتنبرگ نگاه می‌کنید، بتوانید ببینید آنچه می‌خورید از کجا تهیه شده است.

    هتل «کلاریون پست» نزدیک به ایستگاه مرکزی شهر نیز یک باغ سبزیجات ارگانیک روی پشت‌بامش دارد (که پسماندهای غذایی هتل کود خاک آن هستند)؛ و هتل اِگِرز که از سازمان سوان گواهی‌نامه دریافت کرده است به‌عنوان سومین هتل قدیمی سوئد (که بخش‌هایی از ساختمان آن در سال ۱۸۲۰ میلادی ساخته شده است) با به کار بستن سیاست‌هایی که دقیقاً نقطه مخالف کهن بودن هستند، قدیمی بودن خود را خنثی کرده است. این هتل ظریف و زیبا و آراسته‌ به عتیقه‌های گوناگون، همه برقش را از یک توربین بادی ساحلی تأمین می‌کند و افزون بر آن غذاهای مصرف‌ نشده را در یک اپلیکیشن فروش غذا با پنجاه‌ درصد تخفیف به فروش می‌رساند تا دورریزهایش را کاهش دهد.

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    آینده‌نگرترین شهر جهان

    منبع: cnn.com

  • آرامگاه سعدی، دومین الماس درخشان شیراز!

    آرامگاه سعدی، دومین الماس درخشان شیراز!

    درست است که در ایران شهر های زیبای زیادی داریم و درکل می توان گفت همه شهرهای ایران زیباست، اما در این بین وقتی سخن از شیراز می شود هرچیزی که دیده می شود زیباست. بیهوده نیست که شاعر بزرگ ایران، حافظ، در باب شیراز می فرماید:

                                                              خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش                         خداوندا نگه دار از زوالش

    سعدیهنمی شود به شیراز رفت و به دیدن حافظ نرفت و یا سعدیه را از یاد برد، در پیشنهاد امروز ایرانگردی سری می زنیم به دومین الماس درخشان شیراز یعنی آرامگاه سعدی یا به قول شیرازی ها، سعدیه! این مکان در ابتدا خانقاه سعدی بود که اواخر عمرش را ذر آنجا سپری می‌کرد و بعد از فوتش در همان مکان دفن شد. اما اولین مقبره ای که برای سعدی بنا شد در قرن هفتم بود.

    سعدیهو اما داستان هایی که در مورد این خانقاه وجود دارد بسیار زیاد است یکی از این روایت‌ها به این صورت نقل شده است که در اوایل دوران قاجار، یکی از علمای شیراز به دلیل انتساب سعدی به مذهب تسنن، آرامگاه و سنگ وی را ویران می کند و بالاخره در اسفند سال ۱۳۳۰ بنای آرامگاه سعدی با اقتباس از کاخ چهل‌ستون و تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی در باغی به مساحت ۷۷۰۰ متر مربع توسط مهندس محسن فروغی و مهندس علی‌ صادق که به عنوان طراح بودند، ساخته شد.

    سعدیه

    طراحی آرامگاه سعدی بدین گونه است که؛ یک ساختمان به سبک و سیاق ایرانی با ۸ ستون از سنگ‌های قهوه‌ای‌ رنگ که در جلوی مقبره قرار دارند و اصل بنا با سنگ سفید و کاشی‌کاری مزین است. بنای آرامگاه از بیرون به شکل مکعبی دیده می‌شود، اما در داخل هشت‌ ضلعی است و جنس دیوارها از مرمر و لاجورد است. حوض ماهی نیز در آرامگاه سعدی، در سمت چپ آرامگاه قرار دارد و آن هم به شکل هشت‌ ضلعی طراحی شده است. بدون شک بیشتر شما همراهان گرامی حداقل برای یک بار هم که شده از این آرامگاه بازدید کرده‌اید، پس بی صبرانه مشتاقیم تا حس و حالتان را در آن زمان برایمان بازگو کنید. 

    در ادامه، تصاویر زیبایی از این آرامگاه را باهم تماشا می‎کنیم.

    سعدیه

    سعدیه

    سعدیه

    سعدیه

    سعدیه

  • آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها می‌توان آموخت

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها می‌توان آموخت

    احتمالاً شما هم در مورد نظم و پاکیزگی ژاپنی‌ها شنیده‌اید. هر گردشگری که به این کشور جنوب شرقی آسیا سفر می‌کند در نگاه اول مجذوب پاکیزی مردم این کشور تاریخی می‌شود، حتی شاید سطل زباله کمتری به نسبت جاهای دیگر در این کشور وجود داشته باشد، پس راز این‌ همه پاکیزگی چیست؟ با ما در لست سکند همراه باشید تا باهم کمی بیشتر درباره فرهنگ پاکیزگی در ژاپن بدانیم.

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها میتوان آموخت

    دانش آموزان در مدرسه بعد از هر روز کلاس، با هدایت معلم خود به پاکیزگی محیط رسیدگی می‌کنند. درواقع سخن پایانی هر روز معلم این است: «خب مواردی که باید امروز به پاکیزگی آن‌ها بپردازیم». این موارد شامل بین میز و صندلی‌ها، راهرو، پله و سرویس بهداشتی است.

    پس اگر تا الآن برایتان سؤال بوده است که چطور ژاپن با تعداد کمی سطل زباله و تعداد پاک‌بان کمتر به این اندازه پاکیزه است، بهتر است توجهتان به آموزش‌های کودکان آن‌ها در زمان مدرسه جلب شود. آن‌ها ۱۲ سال از دبستان تا دبیرستان تمیز کردن را جزئی از برنامه روزانه خود داشته‌اند؛ بنابراین این روند را در زندگی و رفتار محیطی خود نیز حفظ کرده‌اند و نتیجه آن تمیزی منحصربه‌فردی است که برای هرکسی قابل‌ ستایش است.

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها میتوان آموخت

    درنتیجه قرار دادن آگاهی اجتماعی در برنامه روزانه مدارس به کودکان کمک می‌کند تا آن‌ها نسبت به محیط اطراف خود حس خودآگاهی و مسئولیت اجتماعی داشته باشند. محیطی که افراد ساکن آن با چنین حس مسئولیت‌پذیری هرروز به نظافت می‌پردازند، آیا کثیف می‌شود؟

    جالب است بدانید حتی برخی از نمونه‌های تمیز کردن ژاپنی‌ها مانند تمیز کردن ۷ دقیقه‌ای قطار توسط تشریفات آن‌قدر عجیب و دور از ذهن به نظر می‌رسد که به جاذبه‌ای گردشگری تبدیل‌ شده است.

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها میتوان آموخت

    از دیگر موارد جالب در مورد فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها می‌توان به فرهنگ تماشاچیان آن‌ها در استادیوم‌های فوتبال اشاره کرد. مثلاً در مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ برزیل و ۲۰۱۸ روسیه هواداران ژاپنی هنگام خروج از استادیوم تمام زباله‌های خود را نیز به همراه می‌بردند و همچنین بازیکنان این تیم نیز رختکن خود را در تمیزترین و مرتب‌ترین حالت ممکن ترک می‌کردند.

    باوجوداینکه پول‌های دریافتی از خودپرداز معمولاً به تمیزی پول نو است ولی بازهم برای جلوگیری از کثیف شدن دست‌ها، وقتی از راننده تاکسی، فروشنده یا هتلدار پول دریافت می‌کنند، آن‌ها این پول را در یک سینی کوچک در مقابل شخص قرار می‌دهند تا هرکدام را که صلاح می‌داند بردارد.

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها میتوان آموخت

    میکروب‌ها و باکتری‌ها یکی دیگر از نگرانی‌های ژاپنی‌هاست. آن‌ها وقتی دچار سرماخوردگی یا آنفولانزا می‌شوند همواره از ماسک استفاده می‌کنند تا از آلوده شدن افراد دیگر جلوگیری کنند. این اقدام از دو طریق بر ثروت عمومی تأثیرگذار است، اول اینکه کارکنان کارایی لازم را هنگام کار کردن حفظ می‌کنند و دوم این موضوع که هزینه‌های پزشکی کاهش می‌یابد.

    البته موضوع پاکیزگی ژاپنی‌ها در طول زمان همواره وجود داشته است و به‌نوعی این فرهنگ ریشه تاریخی دارد. به‌عنوان‌مثال دریانوردی انگلیسی که در سال ۱۶۰۰ میلادی به این کشور سفر کرده است در سفرنامه خود می‌نویسد: «اشراف به طرز شگفت‌آوری تمیز بودند، دستشویی‌هایی با امکان استفاده از آب وجود دارد و حمام‌هایی نیز با استفاده از چوب معطر ساخته‌ شده است».

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها میتوان آموخت

    به‌نوعی می‌توان گفت دلیل این‌ همه تمیزی، محیط زندگی حساس آن‌ها نیز هست، چراکه به دلیل محیط گرم و مرطوب زندگی آن‌ها، غذا به‌سرعت فاسد می‌شود و باکتری‌ها سریع‌تر رشد می‌کنند؛ بنابراین رعایت بهداشت بسیار ضروری است.

     البته علاوه بر این در فرهنگ دینی آن‌ها نیز موضوع پاکیزگی اهمیت بسیار زیادی دارد، در آیین بودائی که بین قرن‌های ۶ ام تا ۸ ام از چین و کره وارد ژاپن شد و بخصوص در مکتب ذن که در قرن ۱۲ و ۱۳ میلادی از چین به ژاپن رسید، کارهای روزانه مانند تمیز کردن و پخت‌وپز جزء کارهای معنوی محسوب می‌شوند و انجام این کارها تفاوتی با مراقبه (بخشی از سیر و سلوک در آیین ذن بودائی) ندارد.

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها میتوان آموخت

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها میتوان آموخت

    آنچه از فرهنگ پاکیزگی ژاپنی‌ها میتوان آموخت

    منبع: bbc.com 

  • استانبول؛ مقصدی ترکیبی از تاریخ و طبیعت

    استانبول؛ مقصدی ترکیبی از تاریخ و طبیعت

    در بین شهرهای ترکیه، استانبول به‌عنوان مشهورترین مقصد گردشگری شناخته می‌شود و تنها شهر جهان است که هم‌زمان در آسیا و اروپا قرار گرفته است. این شهر از ترکیبی از فضای باستانی و مدرن تشکیل‌شده است و به‌نوعی هر آنچه برای انتخاب یک مقصد گردشگری نیاز باشد را در خود جای‌داده است.

    استانبول

    البته این تعدد جاذبه می‌تواند سردرگمی را نیز هنگام بازدید از شهر به همراه داشته باشد که برای جلوگیری از آن می‌توان راه‌حل‌های مختلفی را در نظر گرفت. یکی از این راه‌حل‌ها انتخاب تور است؛ بنابراین احتمالاً شما هم اولین کلماتی که به ذهنتان می‌رسد جستجوی تورهای ترکیه و تورهای استانبول است تا بتوانید مقایسه و انتخابی درست در میان گزینه‌های مختلف داشته باشید.

    به خاطر داشته باشید که علاوه بر انتخاب تور، برای استفاده حداکثری از زمان خود در این شهر زیبا و تجربه ساعات مختلف و وعده‌های غذایی متنوع آن، حتماً صبح‌ها زودتر از خواب برخیزید تا علاوه برداشتن فرصت بیشتر برای گشت‌وگذار بتوانید از صبحانه‌های مشهور و لذیذ استانبول نیز لذت ببرید. از جمله دیگر تفریحات استانبول می‌توان به کشتی‌سواری اشاره کرد که علاوه بر گشت و گذار و رسیدن به مقصد، هم‌زمان تجربه استراحت، نوشیدن چای یا ساندویچ پنیرِ کبابی و استفاده از بهترین چشم‌اندازهای شهر را برای شما به ارمغان می‌آورد.

    استانبول

    از جمله مناظر بسیار دیدنی این شهر رؤیایی می‌توان به مجاورت دریای مرمره، تنگه بُسفُر، غروبِ آفتابِ دیدنیِ استانبول همراه با چشم‌اندازی خیره‌کننده از گنبدها، مناره‌ها و برج‌های قرون‌ وسطایی اشاره کرد. استانبول در حال حاضر به‌عنوان مرکز فرهنگی و مالی ترکیه شناخته می‌شود و درگذشته پایتخت امپراتوری‌هایی مثل؛ بیزانس، روم و عثمانی بوده است.

    جاهای دیدنی استانبول

    استانبول

    شهر استانبول به دلیل تاریخ غنی و آب‌وهوای مناسبی که دارد مملو از جاذبه های تاریخی امپراتوری های مختلف و همچنین مناظر طبیعی و پارک های متعدد و دیدنی است. از جمله این جاذبه های گردشگری که اکثراً جزء دیدنی ترین جاهای کشور ترکیه نیز محسوب می‌شوند می‌توان به کاخ توپکاپی، مسجد ایاصوفیه، پارک امیرگان، بازار بزرگ استانبول، کاخ دولما باغچه، مسجد آبی، تنگه بسفر، مینیاتورک و پارک گولهانه استانبول اشاره کرد.

    بهترین زمان رفتن به استانبول

    استانبول

    بهترین زمان بازدید از استانبول فصل تابستان است، ولی از طرفی در فصول سردتر و خلوت‌تر سال مثل پاییز و زمستان نیز به دلیل بازدیدکنندگان کمتر، قیمت ها به طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کند و می‌توانید وقت بیشتری را در شهر عشاق بگذرانید. همچنین با توجه به تعدد مراکز اقامتی در استانبول معمولاً بابودجه های متفاوت می‌توان مراکزی مثل، هتل، هاستل و خانه را برای اقامت رزرو کرد.

    آیا برای رفتن به استانبول، ویزا نیاز است؟

    مسافران ایرانی برای سفر تفریحی خود به ترکیه نیاز به ویزا ندارند و می‌توانند به مدت ۹۰ روز در این کشور حضورداشته باشند.

    تورهای استانبول

    استانبول

    انتخاب تور به‌عنوان یکی از راه‌های مسافرت به دلایل زیادی ازجمله؛ مشخص شدن هزینه‌ها قبل از شروع سفر، برنامه‌ریزی دقیق‌تر و جلوگیری از سردرگمی، همراهی راهنمای فارسی‌زبان و…معمولاً روشی باصرفه و اقتصادی است.

    خوشبختانه تورهای متعددی همراه با گزینه‌های بودجه ای متنوع برای انتخاب در قسمت تورهای استانبول و تورهای ترکیه سایت لست سکند وجود دارد که شما می‌توانید با کلیک بر روی لینک تورهای استانبول و یا تورهای ترکیه از جزئیات برنامه‌ریزی و قیمتی آن‌ها باخبر شوید و سفری متناسب با بودجه خود را برای تعطیلاتی لذت بخش همراه با خانواده برنامه ریزی کنید.

    منبع: لست سکند

    ۲۱۲۱

  • تصاویر | چشمه‌ بی‌نظیری در مازندران که در حال نابودی است

    تصاویر | چشمه‌ بی‌نظیری در مازندران که در حال نابودی است

    باداب به معنی آب گازدار و سورت به معنی شدت اثر است. چشمه‌های باداب سورت در سال ۱۳۸۷ به عنوان دومین اثر طبیعی ملی ایران ثبت شد. در سال ۱۳۸۷، کوه دماوند، چشمه‌های باداب سورت و سرو ابرکوه به عنوان سه اثر طبیعی توسط سازمان میراث فرهنگی ثبت شدند. چشمه‌های باداب سورت بعد از چشمه پامو کاله ترکیه به عنوان دومین چشمه آب شور جهان می باشد . چشمه‌های باداب سورت ایران در بلندای ۱۸۴۱ متری از تراز دریا در استان مازندران قرار گرفته است. منبع: ایرنا

     با وجود انبوه گردشگران بازدیدکننده از باداب سورت، این منطقه عاری از هر گونه مانع جداکننده، حصار، نگهبان و حتی یک تابلوی اطلاعات یا راهنمایی یا هشداردهنده است که نشان‌گر بی‌توجهی شگفت‌آور مسئولان است. اگر چه دیدن چشمه باداب سورت به عنوان یکی از آثار طبیعی ملی توصیه می‌شود اما گردشگران باید رفتاری از خود بروز دهند که از ادامه روند تخریب این اثر تاریخی طبیعی جلوگیری شود.

    این چشمه توسط سازمان میراث فرهنگی در سال ۱۳۸۷ پس از کوه دماوند به عنوان دومین میراث طبیعی ایران در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد؛ و در ۴ مرداد ۱۳۹۳ عرصه، حریم و ضوابط حفاظتی آن تعیین شد و هرگونه دخل و تصرف در محدوده حریم و تخلف از ضوابط حفاظتی برخورد مجرمانه قضایی دارد.

    از سال ۹۵ توسط سازمان میراث فرهنگی پرسنلی در این مکان مستقر هستند که با زحمت زیاد و سنگ چین کردن محوطه اطراف این حوضچه‌ها از ورود بازدید کنندگان به داخل این مناطق که در حال تخریب و فرسایش می‌باشد جلوگیری می‌کنند.

    ۲۶۵ ۲۵۶

  • حمام عباس میرزا را با سرامیک سبز مرمت کردند!

    حمام عباس میرزا را با سرامیک سبز مرمت کردند!

    به گزارش خبرنگار مهر،  مجموعه تاریخی کردشت در استان آذربایجان شرقی تنها حمام نیست بلکه مجموعه ای از بناهای تاریخی بهم پیوسته است که به نام مجموعه کردشت شناخته شده است اما از آنجا که حمام آن بسیار زیباست همه اهالی این منطقه از لفظ حمام کردشت برای همه این مجموعه استفاده می کنند.

    در هر حال این مجموعه تاریخی مهجور افتاده است. از طرفی در منطقه آزاد ارس قرار گرفته و از طرف دیگر اداره کل میراث فرهنگی استان مسئول نگهداری از آن است همچنین صندوق حفظ و احیای آثار تاریخی این بنا را به مزایده گذاشته تا بخش خصوصی آن را مرمت کرده و به بهره برداری برساند.

    صندوق احیا برای این مجموعه که کاربری آن را خدماتی  گردشگری بین راهی تعریف کرده است،  قیمت پایه اجاره بهای ماهانه  ده میلیون تومانی را محاسبه کرده که البته با ضریب افزایش سالانه مطابق آخرین شاخص تورم اعلامی بانک مرکزی محاسبه و اعمال می شود. مدت قرارداد آن نیز ۲۳ ساله خواهد بود که شامل ۳۶ ماه دوره طراحی و مرمت و مدت باقی مانده مدت بهره برداری است. همچنین برآورد هزینه اجرای عملیات تکمیلی مرمت و آماده سازی احیای این بنای تایخی ۱۲ میلیارد تومان است.

    تابلویی که جلوی ورودی آن نصب شده اطلاعات زیادی از این بنای تاریخی به مخاطب نمی دهد ولی با وجود اشتباهات نوشتاری متعدد در آن آمده: مجموعه تاریخی کردشت در دو دوره تاریخی یعنی عصر صفوی و قاجاریه در این مکان بنا شده است. آثاری مانند حمام تاریخی، چهارباغ، شاه نشین، یخچال، مسجد تاریخی غریب، کوشک در دوران صفوی بنا شده ولی بعدا در دوره قاجار به دلیل وقوع جنگ های ایران و روسیه در زمان ولیعهدی عباس میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار، ضمن مرمت آثار قبلی، بناهای دیگری همچون دیوار ، برج باروها و اصطبل، انبار، ساخلوی نظامی و دروازه ها بنا شده اند.

    مجموعه کردشت در جنوب رودخانه ارس جایی بین مرز ایران و نخجوان واقع شده است و می تواند میزبان گردشگرانی باشد که به نخجوان و یا ارمنستان می روند و یا از آنجا به ایران می آیند.

    حمام این مجموعه که دارای تزئینات گچ بری و نقاشی زیبایی است بسیار بزرگ بوده و دارای بخش های مختلفی است متاسفانه پیش از این کسانی که آن را مرمت کرده اند؛ از مصالحی بهره برده بودند که متناسب با این بنا نیست. سنگ های مرمر سبز رنگ و کاشی و سرامیک هایی در این بنا به کار برده که مرمت آن را مضحک کرده است.

    غیر از آن دخل و تصرف در ایجاد بخش های اضافه و تغییر کاربری بخش های دیگر حمام به این بنا آسیب زیادی وارد کرده است غیر از آن اکنون این بنا در معرض تخریب ناشی از رطوبت قرار دارد به نحوی که محدوده زیادی از دیوار و سقف های آن نم کشیده و یا به دلیل اینکه مرمت نشده، در معرض ریزش قرار دارد.

    از داخل این حمام تونلی وجود داشته که به چهارباغ راه داشته است و در زمان های  قدیم تر از این راه برای رفت و آمد نظامی ها استفاده می کردند طول آن زیاد است و شاید به عنوان یک راه مخفی کاربرد داشته است. چهارباغی که این تونل به آن می رسد در واقع اکنون شبیه به چهار باغچه است که به خصوص در فصل پاییز جلوه زیبایی دارد و در چهار طرف حیاط مجموعه قرار گرفته است درست جلوی عمارت شاه نشین.

    این عمارت اکنون تزئینات زیادی ندارد و دیوارهای آن سفید شده است ولی همچنان بزرگ بوده و یک حوضچه زیبا در وسط آن دارد با پنجره های چوبی سرتاسری که منظره اش به حیاط می رسد.

    دورتا دور این مجموعه اتاق هست و البته یک مجموعه ای هم که گویا کاربرد اقامتی داشته با مصالح جدید و سیمانی به آن اضافه شده ولی چون بودجه کافی برای تکمیل آن نبوده، رها شده است. ساختمانی که هیچ سنخیتی با این بنای تاریخی ندارد.