برچسب: غلامحسین کرباسچی

  • روحانی باید درصف‌های مرغ می‌ایستاد/ دولت می‌توانست کارآمدتر باشد

    روحانی باید درصف‌های مرغ می‌ایستاد/ دولت می‌توانست کارآمدتر باشد

    به گزارش خبرنگار مهر، غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در پخش زنده اینستاگرامی سلسله نشست‌های بررسی و تحلیل انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰، درباره عملکرد مجلس شورای اسلامی، گفت: هنوز برای اظهار نظر زود است، کسانی نماینده مجلس هستند که تازه آمدند و آشنایی کامی با ضرورت‌ها ندارند. ایده‌های به تعبیر خودشان انقلابی و ایده‌آلی دارند اما باید دید این ایده‌ها تا کجا می‌تواند محقق و به یک قانون برای اجرا مبدل شود.

    وی افزود: تا امروز به غیر از بررسی بودجه مورد خاصی برای بررسی نبوده و امیدواریم بعد از این شاهد اقدامات عملیاتی از جانب نمایندگان مجلس باشیم.

    دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی درباره عملکرد نمایندگان فراکسیون امید در دوره قبل مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: آنچه که گذشته را نباید مورد نقد یک جانبه و غیر منصفانه قرار داد چرا که سودی ندارد. مجلس آن دوره اگرچه هم با مشکلات بسیاری از داخل و خارج مواجه بود؛ اما درگیر برخی بازی‌های سیاسی نیز شده بود که شاید مانع اقدامات مفید شد.

    کرباسچی تلاش و پیگیری مدیران اجرایی را راه‌حل بسیاری از مشکلات دانست و عنوان کرد: اینکه تکلیف و برنامه یک کشور مشخص نباشد معضل بزرگی است و مشکلات را پررنگ‌تر می‌کند، مثلاً باید مشخص باشد روی سیاست خارجه چقدر می‌توان حساب کرد.

    وی تاکید کرد: کشوری با این همه امکانات چرا باید هنوز در مناطقی از آن مشکل آب وجود داشته باشد؛ چرا در مناطق جنگ زده هنوز مشکلات بسیاری وجود دارد. کشوری با این سطح از امکانات می‌تواند با مدیریت کارآمد شرایط بهتری داشته باشد و رو به اصلاح و پیشرفت برود.

    دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی درباره ارتباط رئیس‌جمهور با وزرا و کابینه دولت بیان کرد: حزب کارگزاران نزدیکی آن‌چنانی به شخص رئیس‌جمهور نداشته، البته برخی دوستان با اسحاق جهانگیری ارتباطاتی داشته‌اند که مورد نقد قرار گرفت. به موجب همین انتقادات تعداد جلسات کاهش یافت و در دوره دوم آقای روحانی هم ارتباط حزب کارگزاران با آقای جهانگیری بسیار کم شده بود.

    کرباسچی حضور فیزیکی مدیران ارشد اجرایی بدون تشریفات را در کف جامعه که مردم با مشکلات درگیر هستند ضروری دانست و گفت: بینشی که در این حضور به دست می‌آید بینش متفاوتی از گزارشات مکتوب است و دیدگاه حقیقی‌تری را به مدیران می‌دهد. از سوی دیگر این حضور اگر واقعی باشد در بین مردم آثار مثبتی در افکار عمومی خواهد داشت.

    دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ادامه داد: فقدان حضورهای سرزده حسن روحانی در بین مردم در این دو دوره محسوس بود. به موجب توجه کمتر رئیس‌جمهور، وزرا هم کمتر به این اقدامات توجه نشان دادند، لذا فاصله دولت از مردم بیشتر شد.

    کرباسچی تاکید کرد: اگر رئیس‌جمهوری در کشور باشد که بدون اطلاع قبلی به یکی از استان‌ها برود یا اینکه در صف مرغ یا در بیمارستان‌ها و در کنار مردم حضور یابد، یک بینش واقعی و خارج از گزارشات مکتوب بدست می‌آورد.

    وی گفت: عمده گزارشاتی که به مدیران ارشد می‌دهند، تر و تمیز شده است و تمام واقعیت‌ها را منعکس نمی‌کند. اگر یک رئیس‌جمهور یا مدیر ارشد اینگونه در جمع مردم حاضر شود نباید بگوییم ریاکاری کرده است.

    دبیرکل حزب کارگزاران گفت: اگر یک رئیس‌جمهور بدون اطلاع قبلی به صف مرغ یا بیمارستان برود خیلی در روحیه مردم تأثیرگذار است اما چنین سبکی در کار روحانی وجود نداشت، وقتی روحانی چنین مکان‌هایی نمی‌رفت، وزرای دولت هم نمی‌رفتند.

    وی درباره کمرنگ شدن همراهی رئیس‌جمهور توسط اصلاحات خاطرنشان کرد: آقای روحانی بیش از اینکه همراهی فکری و سیاسی با جبهه اصلاحات داشته باشد، همراهی عملکردی در جهت اجرای روش‌ها و راه‌حل ها بود. شاید هیچ‌گاه اصلاحات همراهی سیاسی با شخص روحانی نداشته که این همراهی بخواهد کمرنگ شود یا نشود.

    کرباسچی حمایت یا نقد مطلق را عملکردی نادرست برشمرد و اظهار کرد: عملکرد هر رئیس‌جمهوری بعد از هشت سال مسئولیت قطعاً ضعف‌هایی داشته که مورد نقد قرار می‌گیرد؛ اما نقد یا حمایت صد درصدی به دور از واقعیات است. البته دولت می‌توانست با تأثیرگذاری نقدها و پایش از مشکلات کشور تا حدی عبور کند.

    دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی درباره شرایط حاکم بر سیاست خارجه و مذاکرات عنوان کرد: بهتر بود دولت می‌توانست این مذاکرات را مسائل سیاسی دور کند و جناح‌های سیاسی هم از این مسائل فاصله می‌گرفتند. باید این قضایا را برای تصمیم‌گیری بهتر از هم جدا کرد.

    وی با بیان اینکه گفتگوهای بین‌المللی خوب است اما مهم‌تر از آن گفتگوهای داخلی است، تاکید کرد: گفتمان اصلی باید با جناح‌هایی که با دولت زاویه دارند انجام شود تا کشور از جنجال فاصله بگیرد. کشمکش سیاسی تا یک جایی قابل قبول است؛ اما امروز این بحث‌ها به عرصه اجرایی کشور وارد شده و روی آن تأثیر گذاشته است، این روش اداره کشور درست نیست.

    کرباسچی ادامه داد: باید ماهیت امری که به سرنوشت کشور برمی‌گردد از مسائل و کشمکش‌های سیاسی جدا شود؛ البته کسی که در رده اول اجرایی کشور است باید از سلایق و جناح‌های مختلف استفاده کند و افراد در جناح‌های گوناگون خود را از سرنوشت کشور جدا ندانند.

     

    اخبار سیاسی |

  • واکنش متفاوت کرباسچی به استعفای عارف/معلوم نیست کی به کی است /یکی می‌خواهد از ریشه بزند دیگری می‌گوید اصلاح کنیم

    واکنش متفاوت کرباسچی به استعفای عارف/معلوم نیست کی به کی است /یکی می‌خواهد از ریشه بزند دیگری می‌گوید اصلاح کنیم

    واکنش متفاوت کرباسچی به استعفای عارف/معلوم نیست کی به کی است /یکی می‌خواهد از ریشه بزند دیگری می‌گوید اصلاح کنیم

     

    غلامسحین کرباسچی  آینده شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان پس از استعفای عارف اظهار کرد: شورای سیاستگذاری الان ماهیتی ندارد و معلوم نیست اعضای آن چه کسانی هستند.

    وی ادامه داد: تعریف اصلاح‌طلبان روی هوا است؛ یکی می‌گوید می‌خواهیم از ریشه بزنیم  و دیگری می‌گوید می‌خواهیم اصلاح کنیم و معلوم نیست اصلاح طلبان چه کسانی هستند و می‌خواهند چه کنند. شورای عالی سیاستگذاری برای فعالیت در انتخابات ایجاد شد، اما وسط انتخابات گفتند در انتخابات شرکت نمی‌کنند.

    این فعال سیاسی با بیان اینکه الان معلوم نیست که کی به کی است، گفت: باید معلوم شود چه کسانی با چه هدف مشترکی می‌خواهند شورا ایجاد کنند. یک شورا در  شرایطی ایجاد می‌شود که افرادی براساس اهداف مشترک دور هم جمع شوند. اگر نمی‌خواهند در انتخابات شرکت کنند، ایجاد شورا هم معنایی ندارد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • اصلاح‌طلبان جامعه را ناامید کردند/با خاتمی تعارف نداشته باشیم

    اصلاح‌طلبان جامعه را ناامید کردند/با خاتمی تعارف نداشته باشیم

    به گزارش خبرگزاری مهر، غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزارن در گفتگو با روزنامه جهان صنعت گفت: بازگرداندن امید و اعتماد خیلی کار سختی است. وقتی یک جامعه امیدوار با آن شور وحرارت می‌آید و با استقبال خود در انتخابات‌های ۹۲، ۹۴ و ۹۶ پای کار اصلاح‌طلبان می‌ایستند و بعد مجموعه دولت، مجلس، شورای شهر و همه مجموعه نیروهای اصلاح‌طلب و معتدل کاری می‌کنند که آنها ناامید شوند؛ بازیابی سرمایه اجتماعی کار ساده‌ای نیست که گمان کنیم با دوتا شعار و چهارتا مصاحبه و… می‌توان امید را به مردم برگرداند.

    وی افزود: به نظر من نیروهای سیاسی و اصلاح‌طلب اکنون باید بیشتر به ارزیابی خود، ارزیابی گذشته خود و نیروهای فعال خود بپردازند و بعد از آن می‌توانند به جامعه برگردند. فکر نمی‌کنم که با یک استعفا و بیانیه یا یک مصاحبه بتوان کاری کرد. این قضایا خیلی ساده نیست.

    وی همچنین گفت: شورای عالی اصلاح‌طلبان و همه نیروهای سیاسی باید ماهیت، هدف و برنامه خود را تعریف کنند. صرف اینکه یک نفر برود و یک نفر بیاید چندان تأثیرگذار نیست. قبلاً هم بارها گفته‌ام که اصلاح‌طلبان باید اول بگویند که تعریف اصلاح‌طلبی چیست؟ بالاخره یک پوست‌اندازی انجام می‌شود و همه نیروهای گذشته حذف می‌شوند. حالا یا حذف فیزیکی یا اینکه حذف سیاسی. یک نسل جدید و آدم‌های جدید در کار هستند. این یعنی اصلاح‌طلبان نیاز دارند که در فضای جدید یک بازنگری در اصل مساله انجام دهند.

    کرباسچی در ادامه تاکید کرد: از نظر من هر مجموعه سیاسی اگر حرف‌های بی‌محتوا و سیاسی بزند، کمکی به اصلاح مسائل مملکت نمی‌کند. فرقی هم ندارد؛ چه رسایی از آن طرف و چه آقای تاج‌زاده و دیگران از این طرف.

    دبیرکل کارگزاران درباره عملکرد دولت روحانی و عدم مسئولیت پذیری اصلاح طلبان در قبال او گفت: ما باید خیلی عاقلانه و عادلانه پای این ناتوانی‌هایی بایستیم و بگوییم که ما دولتی را آوردیم و افراد متخصصی هم در آن بودند اما ناتوانی‌هایی داشته است. این ناتوانی‌ها نیز بیشتر به اشخاص برمی‌گردد، افراد سالخورده که بالاخره بعد از ۶۰، ۶۵ سالگی اراده فعالیت جدی ندارند یا آن جوانگرایی که باید در سطوح عالی می‌شد، نشد.

    وی درباره بحث‌ها پیرامون کاندیدای اجاره‌ای گفت: باید ببینیم چه کسی در صحنه سیاست ایران است. سیاست عرصه عملکرد ایده‌آل‌های ناممکن نیست. سیاست یعنی در محدوده آنچه ممکن و شدنی است، راه درست‌تر را انتخاب کرد. در سال ۹۲ هم اگر آقای هاشمی تأیید می‌شد همه نیروها سمت او می‌رفتند اما خب نشد، باید چه کار می‌کردیم؟ اجاره نمی‌کردیم هم باید در خیابان می‌نشستیم.

    کرباسچی افزود: به نظر من باید اینها را کنار بگذاریم و با شخصیت‌های محترم سیاسی هم رودربایستی نداشته باشیم. مثلاً اینکه آقای دکتر عارف یک وقتی نامزد ریاست‌جمهوری شدند و اصلاح‌طلبان به هر دلیلی دنبال آقای روحانی رفتند نباید باعث این شود که بخواهیم جبران کنیم و بگوییم که او حتماً رئیس شورای‌عالی باشد. درباره بقیه بزرگان هم همین‌طور است، حالا آقای خاتمی یا هر کدام از رفقا. اگر به خاطر شخصیت‌های بزرگوار و خصلت‌های قابل تحسینی که دارند، به خاطر اینکه نمی‌توانند به هیچ‌کسی نه بگویند و… نباید تعارف داشته باشیم.

    منبع : مهرنیوز

  • عبور مُریدان آیت‌الله هاشمی از خاتمی؟/یکه‌تازی ادامه‌دار کارگزارانی‌ها

    عبور مُریدان آیت‌الله هاشمی از خاتمی؟/یکه‌تازی ادامه‌دار کارگزارانی‌ها

    عبور مُریدان آیت‌الله هاشمی از خاتمی؟/یکه‌تازی ادامه‌دار کارگزارانی‌ها

     

    حسام رضایی: از قرار معلوم قصه جبهه اصلاحات و حزب کارگزاران سازندگی وارد مرحله تازه ای از مناقشه و تضاد شده است.این تضاد البته همیشه ریشه درنوع نگاه به قدرت داشته است.کارگزارانی ها برخلاف دیگر طیف های اصلاح طلبی، همواره بودن در قدرت را برای پیشبرد سیاستهای خود لازم دیده اند برخلاف دیگران که نگاهی آرمانی به سیاست و سیاست ورزی دارند.

    تولد راست مدرن

    آستانه انتخابات مجلس پنجم، جمعی از تکنوکرات های دولت هاشمی رفسنجانی[دولت دوم] دور یکدیگر جمع شدند و حسب بروز برخی اختلافات شان با جناح راست سنتی، مجموعه ای جداگانه تحت عنوان حزب کارگزاران سازندگی را ایجاد کردند. نشریه “عصر ما” متعلق به سازمان مجاهدین انقلاب در توصیف این حزب تازه تاسیس، آن را “راست مدرن” عنوان کرد. راست های مدرن در آن انتخابات با برخی جریان های چپ مثل سازمان مجاهدین انقلاب و خانه کارگر ائتلاف کردند و توانستند در تهران و برخی شهرها رای قابل ملاحظه ای کسب کنند و در پارلمان به اقلیت قدرتمندی با تاثیرگذاری بالا روی مناسبات مجلس تبدیل شوند.

    کارگزارانی ها در انتخابات ریاست جمهوری سال۷۶ پس از آنکه گزینه اصلی شان یعنی حسن حبیبی راضی به حضور نشد،در ائتلاف با چپ سنتی(مجمع روحانیون مبارز) و چپ مدرن(هسته مرکزی جبهه مشارکت) از سیدمحمد خاتمی حمایت کردند. همبستگی جبهه دوم خرداد اما در انتخابات مجلس ششم کم کم گسسته شد و کارگزارانی ها پس از مجادله چپ ها با پدر معنوی شان یعنی هاشمی رفسنجانی، عطای حضور دراین جبهه را به لقایش بخشیدند وبه طور غیرمستقیم از آن دور شدند.

    یک تفاوت عمده کارگزارانی ها با بقیه طیف های دوم خرداد، در نوع نگاه آنها نسبت به امر تقدم و تاخر توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی بود. در حالیکه چپ ها توسعه سیاسی و مدنی را بر اقتصاد ارجح میدانند و بیشتر بر آزادی های سیاسی و اجتماعی تاکید دارند، کارگزارانی ها خلاف این می اندیشند و معتقد هستند که تا اقتصاد توسعه نیابد، صحبت از توسعه سیاسی، خیالی خام بیش نخواهد بود.

    تفاوت دیگر این دو گروه،در نوع نگرش آنها به ساخت قدرت است.کارگزارانی ها درطول عمر ۲۵ ساله خود همواره نشان داده اند که تمایل بیشتری به همکاری با هسته سخت قدرت دارند.برای مثال درهمان انتخابات۷۶، گروهی از اعضای کارگزاران سازندگی، مترصد گفتگو و رایزنی با جامعه روحانیت مبارز برای حمایت از ناطق نوری بودند اما این درخواست رایزنی، نهایتا با دست رد راست سنتی مواجه گشت. یا مثلا در انتخابات مجلس هفتم که با تحریم همه جانبه چپ ها مواجه شد، کارگزارانی ها عقب ننشتند و با ارائه لیست، ناکوک خوانی خود در صحنه گردانی اصلاح طلبان را بار دیگر به رخ کشیدند.

    قدرت گیری کارگزاران از ابتدای دهه ۹۰

    کارگزارانی ها با توجه به گرایش به اندیشه های پدر معنوی خود یعنی آیت الله هاشمی رفسنجانی -که از سال ۸۸ به طور فزاینده بر سرمایه اجتماعی او افزوده شد – توانستند از ابتدای دهه ۹۰، گوی سبقت را از چپ های اصلاح طلب بربایند و بر مناسبات و روابط اصلاح طلبان تاثیر بیشتری بگذارند. بسیار گفته و بسیار شنیده ایم که اعضای کارگزاران به خصوص شخص کرباسچی، در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، نقش بی بدیلی در مجاب ساختن هاشمی و پس از او خاتمی، برای راضی نمودن عارف به کناره گیری به نفع حسن روحانی ایفا کرده است.

    در جریان انتخابات مجلس دهم نیز بسیاری نقش کارگزاران در ایجاد ائتلاف مجدد میان اصلاح طلبان با جریان اعتدالگرا خاصه حزب اعتدال و توسعه و حتی برخی طیف های اصولگرایی را خاص و ویژه ارزیابی می کنند. البته کارگزارانی ها در آن انتخابات تمایلی به حضور عارف در لیست موسوم به “امید” و سرلیستی او نداشتند اما با توجه به برخی مصلحت ها و مقتضیات، به این امر تن دادند.

    کارگزاران به دنبال جدایی است؟

    حس جدایی طلبی کارگزاران از بقیه طیف های اصلاح طلبی و خودپدرخوانده پنداری این حزب، طی همه سالهای اخیر، بیشتر از پیش شده است. کارگزارانی ها برخلاف دیگر اصلاح طلبان، در طول عمر مجلس دهم، حتی یکبار از نامزدی محمدرضا عارف برای تصدی ریاست حمایت نکردند و تنها نامزد مورد حمایت از سوی ایشان، رقیب عارف، یعنی علی لاریجانی بود.

    ستیز نظری و عملی کارگزاران در این سالها با حزب اتحاد ملت نیز خود حدیث مفصلی شد. اوج این ستیز در جریان انتخاب جانشین محمدعلی نجفی شهردار مستعفی تهران رخ نمود. کارگزارانی ها که به شدت در پی شهرداری رییس شورای مرکزی خود یعنی محسن هاشمی بودند، به بن بست ائتلاف دو حزب اعتماد ملی و اتحاد ملت بر سر گزینه افشانی [عضو اعتماد ملی] برخوردند و در این جدال -که عبدالله نوری را وادار به میانجی گری کرده بود- قافیه را واگذار کردند. پس از داستان قتل همسر نجفی نیز کارزار تقابل کارگزارانی ها و اتحاد ملتی ها صورتی تند تر و غلیظ تر به خود گرفت. کارگزارانی ها رقیب خود را متهم میکردند که با وجود اطلاع از حساسیت برخی نهادها نسبت به نجفی و زندگی او، دست از حمایت از او برنداشتند؛ اتهامی که البته هیچ گاه از سوی اتحاد ملتی ها تایید نشد.

    حمله به عارف، تندیس سکوت 

    انتخابات مجلس یازدهم صحنه ای دیگر از اختلافات ظاهرا پرناشدنی کارگزاران با بقیه اصلاح طلبان خاصه جریان نزدیک به محمدرضا عارف در شورایعالی اصلاح طلبان را به منصه ظهور گذاشت. پس از انتقادهای فزاینده اصلاح طلبان به روند احراز صلاحیت ها توسط شورای نگهبان و از سویی آگاهی از بالابودن احتمال شکست در این دوره، شورایعالی اصلاح طلبان در اطلاعیه ای در آستانه انتخابات دوم اسفند، اعلام کرد که قصدی برای ارائه لیست ندارد. کارگزارانی ها اما مسیر همیشگی خود یعنی عملگرایی و کنش برمبنای امکانات موجود را پیش گرفتند و برخلاف تقریبا قاطبه طیف های اصلاح طلبی که مدافع سیاست تحریم بودند،لیستی تحت عنوان “یاران هاشمی”ارائه کردند و برخی از آنها حتی مدعی شدند که رییس دولت اصلاحات نیز از این لیست حمایت کرده است.

    عدم توفیق اصلاح طلبان در انتخابات مجلس یازدهم، شرایط را فراهم کرد تا حزب کارگزاران سازندگی خود را برای نکوهش و سرکوفت زدن به عارف و شورایعالی، محق ببیند و بر همین اساس، سیاست تحریمی آنها را دلیل اصلی این ناکامی جلوه بدهد. در یکی از آخرین اظهارات، محمد قوچانی سردبیر روزنامه سازندگی و عضو شورای مرکزی کارگزاران، در نوشته ای عارف را”تندیس سکوت” توصیف و به طور ویژه از سیاست های او در راس فراکسیون امید و شورایعالی اصلاح طلبان انتقاد کرد.

    علاوه بر قوچانی، کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران نیز در گفتگو با “جهان صنعت” علاوه بر موسوی لاری که اخیرا به طور خودخواسته از سمت نایب رییسی شورایعالی کناره گرفت، خواستار استعفای عارف از ریاست این شورا نیز شد. کرباسچی البته علاوه بر عارف،خاتمی را نیز نواخت و با تاکید براینکه سیاست جای رودربایستی نیست،خواست که رییس دولت اصلاحات نیز از رهبری جبهه اصلاحات کنار برود و شخص دیگری جایگزین او شود.این اظهارات البته تازگی ندارد.کرباسچی سال گذشته نیز در اظهاراتی، تردیدهایی را نسبت به رهبری تشکیلاتی و نیز جایگاه معنوی خاتمی، ایجاد کرده بود؛ اظهاراتی که باعث شد برخی نظیر صادق زیباکلام، احتمال خروج کارگزاران از جبهه اصلاحات را مطرح کنند.

    در این میان البته برخی دیگر از اعضای این تشکل معتقد به رهبری جامع و عالی سیدمحمد خاتمی و همراه شدن با دیگر اصلاح طلبان هستند، آنچنان که حسین مرعشی در گفتگو با خبرآنلاین بر این امر مهر تایید زد و حتی دست همکاری این حزب برای بازسازی جریان اصلاحات را هم به سمت دیگر اصلاح طلبان دراز کرد.

    با این وجود اما به نظر میرسد که تضادها میان کارگزاران با بقیه طیفهای اصلاح طلبی، در یک سال منتهی به ریاست جمهوری ۱۴۰۰ به خصوص بر سر تعیین نامزد نهایی اصلاحات، تداوم یابد. باید دید یکه تازی کارگزارانی ها و مشی عملگرایی آنها با مشی آرمانگرایی عمده اصلاح طلبان در یک جوی خواهد رفت یا باید شاهد جنجالهای تازه تری در آینده باشیم.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • مرعشی: کرباسچی تعرضی به خاتمی نکرده است/راه کارگزاران جدا از اصلاحات نیست /به دنبال جایگزین برای رئیس دولت اصلاحات نیستیم

    مرعشی: کرباسچی تعرضی به خاتمی نکرده است/راه کارگزاران جدا از اصلاحات نیست /به دنبال جایگزین برای رئیس دولت اصلاحات نیستیم

    به گزارش خبرآنلاین، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، در گفتگویی به نکاتی پیرامون تصمیات اخیر حزب کارگزاران، انتقادات کرباسچی نسبت به رهبری جریان اصلاحات و … اشاره کرده است. در ادامه بخشی از گفتگو این عضو شورای عالی اصلاح طلبان با روزنامه آرمان را می خوانید.

    حزب کارگزاران سازندگی براساس چه سازوکاری تصمیم گرفت در انتخابات مجلس شورای اسلامی لیست انتخاباتی ارائه کند؟ آیا این تصمیم برخلاف تصمیم شورای عالی سیاستگذاری نبود؟

    برخی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری مانند آقای عارف و موسوی لاری تلاش زیادی انجام دادند تا اعضای دیگر شورای عالی سیاستگذاری را به ارائه لیست انتخاباتی متقاعد کنند. با این وجود اعضای دیگر متقاعد نشدند. در این زمینه دو دیدگاه در بین اصلاح‌طلبان وجود داشت. یک دیدگاه معتقد بود مردم از وضعیت موجود جامعه رنجیده هستند و از سوی دیگر پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان نیز آمادگی حضور در انتخابات را ندارد. البته دلایل مختلفی برای این دیدگاه وجود داشت. یکی از استدلال‌های این گروه از اصلاح‌طلبان ردصلاحیت گسترده نیروهای اصلاح‌طلب بود.

    دلیل دیگری که ارائه می‌کردند کارکرد ضعیف مجلس و دولت بود. دیدگاه دیگر اما به‌دنبال مشارکت در انتخابات بود. در حزب کارگزاران سازندگی این موضوع مورد بحث قرار گرفت که هدف اصلی تشکیل شورای عالی سیاستگذاری حضور در انتخابات بوده و به همین دلیل باید تلاش کنیم مردم را برای حضور در انتخابات متقاعد کنیم. ما این رویکرد که مردم در انتخابات شرکت نخواهند کرد را منطقی تلقی نمی‌کردیم. به همین دلیل به این جمع‌بندی رسیده بودیم که احتمال مشارکت مردم به خصوص حامیان جریان اصلاحات در انتخابات نسبت به گذشته ضعیف است و واقع‌بینانه به قضیه نگاه می‌کردیم. با این وجود حزب کارگزاران سازندگی معتقد است سیاست‌ورزی یک امر دائمی است و به همین دلیل نخبگان و احزاب سیاسی همواره باید روی افکار عمومی جامعه تاثیرگذار باشند.

    البته در درون حزب کارگزاران سازندگی نیز دو دیدگاه وجود داشت. بخشی از اعضای حزب معتقد بودند شرایط به شکلی است که اگر مجموعه اصلاح‌طلبان هم در انتخابات شرکت کنند زیاد نمی‌توانند در سرنوشت انتخابات و مشارکت مردم تاثیرگذار باشند. بخش دیگری از اعضا دیدگاه دیگری داشتند و براین باور بودند که اگر همه اصلاح‌طلبان با هم متحد شوند و یک رویکرد مشترک در پیش بگیرند، می‌توانند روی افکار عمومی جامعه تاثیرگذار باشند. به‌نظر می‌رسید برخی از دوستان اصلاح‌طلب به‌دنبال این بودند که با رنجش مردم همراهی کنند. این در حالی بود که ما معتقد بودیم هیچ‌راه اصلاحی بجز صندوق آرا وجود ندارد و با همه محدودیت‌ها و رنجش‌ها باید در انتخابات شرکت کنیم.

    آیا تصمیمات اخیر حزبی که حزب کارگزاران سازندگی گرفته به معنای جدا کردن مسیر خود از قاطبه جریان اصلاحات نیست؟ تصمیمات حزب کارگزاران سبب شده که برخی از تحلیل‌گران سیاسی چنین برداشتی از رفتارشناسی حزب کارگزاران داشته باشند. آیا این جداسازی را می‌پذیرید؟

    حزب کارگزاران سازندگی مسیر خود را از اصلاح‌طلبان جدا نکرده و به‌دنبال چنین رویکردی نیز نیست. ما معتقد بودیم اگر شورای عالی سیاستگذاری قصد داشت برای حضور یا عدم حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات و کیفیت حضور آنها تصمیم‌گیری کند باید قبل از اینکه وضعیت جریان اصلاحات به این نقطه برسد این تصمیم‌گیری انجام می‌شد تا احزاب اصلاح‌طلبی که قصد داشتند در انتخابات شرکت کنند زمان کافی برای زمینه‌سازی مشارکت در انتخابات داشته باشند. وضعیت به شکلی بود که از یک طرف یک ائتلاف برای حضور در انتخابات شکل گرفته بود اما از سوی دیگر شورای عالی سیاستگذاری تصمیم دیگری داشت و قصد نداشت به‌صورت فعال در انتخابات شرکت کند.

    اگر قرار بود اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت نکنند پس چرا ائتلاف شکل گرفته بود؟ نکته دیگر اینکه جریان اصلاحات سال‌هاست در یک شرایط ناعادلانه و نابرابر در انتخابات شرکت می‌کند. این وضعیت در انتخابات گذشته و به خصوص انتخابات مجلس گذشته نیز وجود داشته است. در انتخابات مجلس گذشته اراده جمعی اصلاح‌طلبان این بود که حتما در مجلس آینده تاثیرگذار باشند و به همین دلیل موفق شدند یک فراکسیون اصلاح‌طلب در مجلس تشکیل بدهند. این در حالی است که در انتخابات مجلس اخیر چنین اراده‌ای در بین اصلاح‌طلبان وجود نداشت.

    این روزها مواضع اعضای حزب کارگزاران سازندگی به خصوص دبیرکل این حزب درباره رهبری جریان اصلاحات با حرف و حدیث‌های زیادی در بین اصلاح‌طلبان همراه شده است. دلیل انتقاد حزب کارگزاران از رهبری گذشته جریان اصلاحات چیست و این حزب به‌دنبال چه سازوکاری در رهبری جریان اصلاحات است؟

    متاسفانه برخی بدون تأمل کافی روی این مواضع اظهار نظر می‌کنند. آقای کرباسچی انتقاداتی داشتند و این انتقادات را مطرح کردند. هیچ‌گونه تعرضی نیز از سوی ایشان و حزب کارگزاران سازندگی متوجه رئیس دولت اصلاحات نیست. رئیس دولت اصلاحات یک شخصیت ملی، بین‌المللی و تاثیرگذار در مناسبات سیاسی و اجتماعی است و افتخار جریان اصلاحات به شمار می‌رود. بنده و آقای کرباسچی نیز همین دیدگاه را نسبت به رئیس دولت اصلاحات داریم. اگر انتقادی صورت می‌گیرد به‌دلیل این است که ما انتظار داریم رئیس دولت اصلاحات در تصمیم‌گیری‌ها نقش پررنگ‌تری ایفا کنند. ما امیدواریم رئیس دولت اصلاحات اعمال مدیریت بیشتری در مورد ضعف‌های جریان اصلاحات داشته باشند تا بتوانیم در آینده این ضعف‌ها را پوشش بدهیم.

    انتقاداتی که اعضای کارگزاران نسبت به رهبری جریان اصلاحات مطرح می‌کنند به‌دلیل نقش پررنگ‌تر رئیس دولت اصلاحات در تصمیم‌گیری‌هاست و یا حزب کارگزاران به‌دنبال رویکرد جدیدی در رهبری جریان اصلاحات است؟

    حزب کارگزاران جایگزینی برای رئیس دولت اصلاحات متصور نیست و کسی نمی‌تواند جای ایشان را در رهبری جریان اصلاحات پُرکند. ما معتقدیم رئیس دولت اصلاحات یک امکان فوق‌العاده برای جریان اصلاحات، جامعه و نظام جمهوری اسلامی است. در نتیجه دلیلی وجود ندارد که کسی بخواهد چنین سرمایه مهمی را نادیده بگیرد. این موضوع به هیچ‌عنوان در حزب کارگزاران سازندگی مطرح نیست. ما در گذشته درباره آیت‌ا… هاشمی نیز چنین مسائلی را مطرح کردیم. ما معتقد بودیم نباید آقای هاشمی را منحصر به حزب کارگزاران سازندگی کنیم و ایشان را در یک چارچوب محدود تعریف کنیم. در چنین شرایطی علاوه براینکه قدرت مانور آقای هاشمی را کاهش می‌دادیم به همان نسبت قدرت مانور حزب کارگزاران نیز کاهش پیدا می‌کرد.

    در شرایط کنونی نیز براین باور هستیم که رئیس دولت اصلاحات به همه جریان اصلاحات تعلق دارند و کسی نمی‌تواند ایشان را در یک حزب و گروه محدود کنند. به‌نظر می‌رسد برخی از دوستان علاقه دارند رئیس دولت اصلاحات را منحصر به خود کنند. این نظر برخی از دوستان است که ما به‌نظر آنها احترام می‌گذاریم اما این دیدگاه را به حال جریان اصلاحات مفید نمی‌دانیم. ما معتقد به ساختار جدید رهبری در جریان اصلاحات هستیم که در این ساختار جدید نیز رئیس دولت اصلاحات نقش محوری دارند.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • حمله تند روزنامه شرق به حزب کارگزاران: کرباسچی واپسگراست/ می خواهند در قدرت و حاکمیت بمانند

    حمله تند روزنامه شرق به حزب کارگزاران: کرباسچی واپسگراست/ می خواهند در قدرت و حاکمیت بمانند

    حمله تند روزنامه شرق به حزب کارگزاران: کرباسچی واپسگراست/ می خواهند در قدرت و حاکمیت بمانند

     

    در غیابِ حداکثری مردم، برای احزاب اصلاح‌طلب خاصه حزب کارگزاران سازندگی که همواره با آرای دیگر جریان‌های اصلاح‌طلب حیات سیاسی داشته، این نتیجه پیش‌بینی‌پذیر بود. بااین‌همه کارگزاران سازندگی دست به کار مهمی زده است. اگرچه شرکت آنان در انتخابات قرین به پیروزی نشد، پیام روشنی برای برخی اصلاح‌طلبان داشت و آن پیام چیزی نبود جز اینکه کارگزاران سازندگی مستقل از اصلاح‌طلبان، حیاتِ سیاسی دارد. سودای این استقلال همواره در رویکرد و عملکرد رؤسای این حزب وجود داشته است. انتقادات صریح و چندباره دبیرکل کارگزاران سازندگی شاهد این مدعاست.

    این حزب درصدد آن است تا حساب خود را از جریان‌های دیگر اصلاح‌طلب که مرزهای چندان روشنی با جریان‌های رسمی ندارند، جدا کند. کارگزاران سازندگی در موضع‌گیری‌های کلان اخیر و در موضع‌گیری‌هایی که از سوی چهره‌های سیاسی‌شان در گفت‌وگو یا اظهارنظرها صورت می‌گیرد، بر پوزیسیون‌بودن خود و حزب کارگزاران سازندگی تأکید دارند. آنان در پی راهکاری برای مشارکت با ساختار کلی حکومت هستند؛ جایگاهی که با تجربه تاریخی آنان همسویی بیشتری دارد. اگر این تحلیل مبتنی بر واقعیت باشد، بعید است کارگزاران سازندگی دیگر تمایل چندانی به همزیستی با حزب اتحاد ملت و حتی چهره‌های مستقل نزدیک به این طیف‌ها داشته باشد.

    شاید اینکه غلامحسین کرباسچی می‌گوید «کار سیاسی رودربایستی ندارد»، بیش از آنکه نهیب به دیگران باشد، نهیب به خود و اعلام تغییر موضعی است که از چند سال پیش آن را آغاز کرده است؛ نزدیکی به نهادهای رسمی و مواجهه غیرانتقادی با این جریان‌ها و توصیه‌های غیرعلنی دلسوزانه به آنان؛ آنچه سال‌ها در فرهنگ سیاسی انقلاب اسلامی رایج و پذیرفتنی بوده است. از این منظر، لیست مستقل کارگزاران با اینکه بدعت نیست؛ اما در زمان و جغرافیای کنونی معنای دیگری دارد.

    با درستیِ این تحلیل انتظار می‌رود که دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، شفافیت و صراحت بیشتری در اعلام مواضع خود و حزب داشته باشد. در غیر ‌این ‌صورت انتقادات او از اصلاح‌طلبان و اصلاح‌طلبی نکته تازه‌ای در بر ندارد؛ مگر مواضع اخیرِ کرباسچی در انتقاد از رئیس دولت اصلاحات. انتقاد از مردی که در گذشته با سیاست‌های کارگزاران فاصله چندانی نداشته است.

    شاید کرباسچی می‌خواهد آب رفته را به جوی بازگرداند. اگر این‌گونه باشد، نظرات کرباسچی واپس‌گرایانه است؛ زیرا خاتمیِ امروز با خاتمیِ دیروز بسیار متفاوت است، رئیس دولت اصلاحات و برخی اصلاح‌طلبان مؤثر در کنار او از بسیاری دیدگاه‌های دیروزشان عبور کرده‌اند؛ گیرم آن را بر زبان نیاورند. رئیس دولت اصلاحات و برخی از اصلاح‌طلبان به این نکته آگاه‌اند که مردم در سیاست با کسی رودربایستی ندارند و همیشه سکوت، اعلامِ موافقت با وضعیت موجود نیست. برخی اصلاح‌طلبان ازجمله کرباسچی برای تغییر در جبهه اصلاحات از تعبیر «پوست‌اندازی» استفاده کرده‌اند.

     پوست‌اندازی، تغییری ظاهری است برای حفظ وضعیت موجود و یافتن راهکارهایی برای بازگشت به قدرت به نام مردم. تغییر جدی در عرصه‌ سیاست، از طریق تغییرِ نگرش در راهکارهای اقتصادی امکان‌پذیر است که ازقضا نیاز به تئوری و چارچوب دارد. مگر نه این است که در ۱۶ سال دولت‌داری اصلاح‌طلبان در دوره هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی، اقتصاد، براساس تئوری بازار آزاد اداره شده است. دولت احمدی‌نژاد و روحانی تجلی اوج نابسامانی این دیدگاه و روش اقتصادی است.

    اگر اصلاح‌طلبان باید برنامه بدهند، کارگزاران سازندگی که نشان داده بیش از هر چیز دغدغه اقتصاد دارد، برنامه‌اش چیست؟ اگر رئیس دولت اصلاحات و اصلاح‌طلبان هنوز مقبولیت دارند، این مقبولیت نشئت‌گرفته از دولت اصلاحات است که به طور کامل تن به نظام بازار آزاد نداد. هر نظام اقتصادی در پی چهار هدف است: اول بیشترین تولید و پیشرفت تکنیکی، دوم رسیدن به عدالت توزیعی، سوم ایجاد امنیت برای تهیدستان در برابر فجایع طبیعی و اقتصادی و دست آخر افزایش امیال آفرینش‌گرا و کاستن از امیال مالکیت‌گرا*. با یک محاسبه سرانگشتی می‌توان گفت دولت‌های ما در رسیدن به هر چهار هدف ناکام بوده‌اند. پاشنه‌آشیل همه جریان‌های سیاسی، اطاعت از امیال مالکیت‌گرا است. بررسی کارنامه برخی از مقامات و کارگزاران سیاسی و اقتصادی بیان‌کننده این نکته است که دولت‌ها نه‌تنها امیال مالکیت‌گرا را سرکوب نکرده‌اند؛ بلکه در پوشش خصوصی‌سازی از مردم، سلب مالکیت نیز کرده‌اند. آنچه بعد از گذشت چهار دهه مردم را از سیاست دلزده کرده، صرفا گفتمان اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی نیست؛ بلکه گفتمانی است که بر دیدگاه‌های اقتصادی منفعت‌گرا چفت‌وبست شده است. یقینا اصلاح‌طلبی نیاز به اصلاح دارد. نه پوست‌اندازی برای ادامه وضعیت موجود؛ بلکه تغییر در نگرش‌های اقتصادی که جانب مردم را بگیرد. شاید اقدام انقلابی نیاز نباشد؛ اما اندیشه انقلابی ضروری است.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین