زیباکلام: جواب تقاضای اعدام روحانی از سوی ذوالنور یک نظرسنجی است+ عکس

|بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

زیباکلام: جواب تقاضای اعدام روحانی از سوی ذوالنور یک نظرسنجی است+ عکس

|بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

اعتمادآنلاین| زیباکلام با تاکید بر اینکه در سال ۱۴۰۰ شاهد کاهش تنشها با آمریکا خواهیم بود، ادامه داد: این کاهش تنش به معنای آن نخواهد بود که ما بخواهیم سفارت آمریکا را در تهران دوباره باز کنیم، بلکه که همچنان در کوتاهمدت شعارهای استکبارستیزانه و مرگ بر اسرائیل همچنان ادامه خواهد داشت، اما نکته مهم این است که در بلندمدت رابطه ایران و آمریکا دستخوش تغییرات فراوانی خواهد شد و دیگر فضایی که الان حاکم است، در بلند مدت جای خود را به یک رابطه متعدلتر که منافع اقتصادی ایران را نیز تامین کند، خواهد داد.
بعد از فعال شدن مکانیزم ماشه از سوی آمریکا، این اقدام با مخالفت اتحادیه اروپا، روسیه و چین مواجه شد، برخی از تحلیلگران معتقدند، همه اقداماتی که ترامپ طی این چهار سال گذشته بر علیه ایران انجام داده، برای این بوده که بتواند، با ایران به توافقی جدید دست پیدا کند و میراثی بهتر از میراث اوباما از خود به عنوان رئیس جمهوری آمریکا در تاریخ سیاسی جهان به ثبت برساند.
بسیاری از کارشناسان توافق ایران و آمریکا را حتی با وجود شرایط فعلی بعید نمیدانند، این در حالی است که برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در این راستا از اهمیت بسزایی برخوردار است و باید دید تا در نهایت از بین ترامپ و بایدن کدامیک به کاخ سفید راه پیدا خواهند کرد.
صادق زیباکلام با اشاره به اینکه آمریکا با فعال کردن مکانیزم ماشه در عمل نهایت فشار خود را وارد کرد تا ایران را مجبور به مذاکره کند، گفت: اما با توجه به وضعیتی که وجود دارد خود آمریکاییها نیز میدانند که با این تحریمها نیز ایران حاضر به گفتوگو نخواهد شد، مخصوصا در زمانی که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پیش است و این امکان وجود دارد تا بایدن انتخاب شود، بنابراین این فشارها نیز میتواند به نوعی برای افزایش شانس ترامپ به منظور انتخاب شدن مجدد باشد، که این فشارها در قالب سیاسی خارجی موفق آمریکا، به مردم این کشور عرضه شده تا بر مبنای آن از ترامپ یک قهرمان ملی بسازنند.
افزود: درحال حاضر این وضعیتی که در مورد برجام حاکم است، ادامه می یابد، اما آن چیزی که قطعی، به نظر میرسد، این است که ایران در نهایت برجام ۲ را نیز امضا خواهد کرد، به اعتقاد بنده فرقی نیز نمیکند که ترامپ انتخاب شود و یا بایدن، چراکه این مسئله نوعی جبر سیاسی است، زیرا که تحریمها کاری با اقتصاد کرده، که عملا زندگی مردم از نظر اقتصادی فلج شده و گرانیهایی که در بازار وجود دارد، قطعا در بلندمدت نمیتواند ادامه پیدا کند.
زیباکلام گفت: اما باید به این نکته نیز اشاره کرد، این توافقی که به آن اشاره شد، به طور قطع در دولت حسن روحانی منعقد نخواهد شد، چراکه طیف تندرو نمیخواهند به مانند برجام امتیازات اقتصادی توافق احتمالی به اسم دولت روحانی تمام شود، بنابراین این وضعیت تعلیقی که وجود دارد و همچنین حالت بیتصمیمی تا زمان انتخابات سال ۱۴۰۰ ادامه خواهد داشت و بعد از آنکه دولت محبوب اصولگرایان روی کار آمد، آن زمان مذاکرات برای یک توافق جامع آغاز میشود.
این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بیان داشت: با توجه به اینکه دستاوردهای برجام ملموس بود و بسیاری از تندروها برای اینکه روحانی نتواند به کار خود بپردازد در کار او انواع و اقسام مشکلات را ایجاد کردند، به نظر میرسد با اجرای برجام ۲ نیز نرخ دلار کاهش پیدا کند و با ورود سرمایه گذاریهای خارجی به ایران وضعیت اقتصادی به یک ثبات نسبی برسد، از سوی دیگر اصول گرایان نیز خود با این موضوع مشکلی ندارند، به نظر میرسد همان اتفاقاتی که در سال ۶۸ و ماجرای قطعنامه ۵۹۸ را طی سال آینده دوباره نیز به نظاره خواهیم نشست.
منبع: فرارو
|بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

کنایه زیباکلام به فرماندار تهران درباره مخالفت با نامگذاری خیابانی به اسم «بازرگان» + عکس
اعتمادآنلاین| صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران در توییتی نوشت: «چون مهندس بازرگان را خیلی از مردم نمیشناسند، درست نیست که خیابانی به اسم او شود». این استدلال جناب عیسی فرهادی، فرماندار تهران در مخالفت با تصمیم شورای شهر مبنی بر نامگذاری خیابانی به اسم مرحوم مهندس بازرگان میباشد. احتمالا ایشان به دنبال نام نیکی در دفتر مسئولین دولت تندرو آینده هستند.


صادق زیباکلام، کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰؟
ناصر قوامی، فعال سیاسی اصلاحطلب، درباره کاندیداهای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم در سال ۱۴۰۰ گفت: لازم است که اصلاحطلبان در انتخابات ۱۴۰۰ حضور داشته باشند و مصلحت نظام و منفعت ملی در این است که فضا برای ورود جدی جریان اصلاحات به انتخابات فراهم شود. اما مشکل این است که گزینه اصلاحطلبان طبعاً مورد تایید قرار نخواهد گرفت و مثل خیلی از مواقع، به چهرههای شاخص جریان ریشهدار اجازه حضور در انتخابات را نخواهند داد.

این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: این اعمال محدودیتها در حالی صورت میگیرد که چهرههایی چون سیدمحمد خاتمی، سیدمحمدرضا خاتمی، صادق زیباکلام و البته عبدالله نوری میتوانند هم در انتخابات رأی بالایی به دست آورند و هم کشور را به خوبی مدیریت کنند، اما معلوم است که شورای نگهبان این اشخاص را رد صلاحیت میکند و به همین دلیل شاخصهای اصلاحطلبی حاضر به حضور در انتخابات نمیشوند.
۲۷۲۱۵
منبع : خبرآنلاین

اینکه آرزو میکنم که حق با اصولگرایان میبود، از این بابت است که عمر دولت روحانی، یک سال دیگر به پایان میرسد و احتمال دارد اصولگرایان انقلابی همانطورکه مجلس یازدهم را در انحصار خود گرفتند، در انتخابات سال آینده، قوه مجریه را هم در اختیار بگیرند؛ در آن صورت دیگر روحانی نیست، همچنان که مجلس دهم هم یک ماهی هست که جای خود را به مجلس یازدهم داده، روحانی هم جای خود را به سعید جلیلی، محمود احمدینژاد، یا یک اصولگرای دیگر خواهد داد؛ اما همانگونه که مجلس انقلابی یازدهم فعلا چه باید کردی در چنته نداشته، رئیسجمهور انقلابی بعد از روحانی هم نخواهد توانست در وضعیت موجود گامی در جهت رفع بحران و عادیسازی شرایط اقتصادی کشور بردارد.
بگذارید با یک ضرب و تقسیم ابتدایی بودجه سال جاری کار را شروع کنیم تا مشخص شود که دلار ۲۰ هزار تومانی از کجاها نشئت میگیرد. بودجه عمومی دولت در سال جاری در حدود ۴۸۰ هزار میلیارد تومان است؛ یعنی برای اداره کشور (واردات مواد غذایی، حقوق کارکنان دولت، بهداشت و درمان، هزینههای نظامی و…) به این حجم اعتبار نیاز است. صرفنظر از آنکه رئیسجمهور اصولگرا باشد یا میانهرو، تندرو باشد یا اصلاحطلب، بههرحال واردات دارو، مواد غذایی، پرداخت ۱۲۰ هزار میلیارد تومان به حدود پنج میلیون حقوقبگیر و سایر اقلام سر جای خودش باقی میماند. حتی قبل آنکه کرونا بیاید، دولت ۱۵۰ هزار میلیارد تومان یا نزدیک به یکسوم آن ۴۸۰ هزار میلیاردتومان را نداشت (با کسر بودجه مواجه بود). بودجه در آذرماه به تصویب مجلس رسیده بود. تقریبا نیمی از هزینهها از محل دریافت مالیات (۱۹۵هزارمیلیارد تومان) و صادرات نفت (یک میلیون بشکه در روز از قرار میانگین بشکهای ۵۰ دلار).
تحریمها و کرونا همه ضرب و تقسیمهای دولت و مجلس را بر باد دادند. تحریمها صادرات را از یک میلیون بشکه، در خوشبینانهترین حالت به کمتر از صد هزار بشکه در روز رساندند. هنوز سال به انتها نرسیده بود که بهای نفت به کمتر از ۲۰ دلار کاهش یافت. بماند اینکه ایران بهواسطه دورزدن تحریمها مجبور است تخفیف هم بدهد و همان صد هزار بشکه را هم خیلی کمتر از قیمت رسمی میفروشد. درآمدهای نفتی به کنار، کرونا دمار از روزگار درآمدهای مالیاتی کشور تا همینجا درآورده است. امیدعلی پارسا، رئیس سازمان مالیاتی کشور، چندی پیش اعلام کرد اگر بعد از خردادماه وضعیت کشور در رابطه با کرونا عادی شود، در چهار ماه منتهی به پایان خرداد، کرونا نزدیک به یکچهارم درآمدهای مالیاتی امسال را از بین برده است. خرداد به پایان رسید و کرونا بعد از اندکی فروکش، باز در حال شدتیافتن است؛ یعنی سرنوشت نفت و مالیات، دو تأمینکننده اصلی آن ۴۸۰ هزار میلیارد تومان فعلا نامعلوماند. یکسوم بودجه هم که از ابتدا کسر بود.
فرض بگیریم بهجای روحانی و نوبخت، کینز، فریدمن و آدام اسمیت و بهجای مدیران و وزرای «بیحال» روحانی (حسب ادعای اصولگرایان)، تورگوت اوزل، ماهاتیر محمد یا آنگلا مرکل، سکاندار قوه مجریه در ایران میشدند. با بودجهای که حداقل نیمی از درآمدهای آن از میان رفته، چگونه قرار است یک کشور ۸۵ میلیونی را اداره کنند؟ ممکن است برخی از اصولگرایان، به شعارهایی که میدهند مانند «مدیریت جهادی»، «جوانگرایی»، «اتکا به منابع داخلی بهجای چشمدوختن به خارج از کشور»، «خودکفایی و ایستادن روی پاهای خود»، «تبدیل تهدیدها به فرصتها» و… واقعا باور داشته باشند؛ اما بیتردید بسیاری از آنان که بیشتر اهل حسابوکتاب و منطق هستند، میدانند که با شعار نمیتوان منابع مالی پنج میلیون حقوقبگیر را تأمین کرد.
شعارهای پرزرقوبرق، نه مانع از گسترش خط فقر شدهاند و نه توانستهاند جلوی آبرفتنِ طبقه متوسط در ایران را بگیرند. بماند حجم وسیع سرمایههای ایرانیان که بهواسطه فرورفتن کشور در شرایط موجود، تورم حداقل ۵۰ درصدی، کاهش منظم ارزش ریال و بالارفتن دلار و شاید مهمتر از همه اینها، فقدان امنیت اقتصادی، داراییهای خود را بهجای بهکارگرفتن در تولید و ایجاد اشتغال، در خارج از کشور سرمایهگذاری کردهاند.
در حوزه سیاسی، اصلاحطلبان حکایت آش نخورده و دهان سوخته را پیدا کردهاند. بسیاری از آنها نقشی در اتخاذ سیاستهایی که کشور را به این روز انداخته نداشتهاند، اما در عوض و در نزد افکار عمومی باید پاسخگوی هرینههای آن سیاستها باشند. پس چه بهتر که همه قدرت را به اصولگرایان واگذار کنند تا تکلیف همه هم روشن شود و خودشان مجبور به پاسخگویی در قبال سیاستهایشان باشند.
آنچه مسلم است، وضعیتی که کشور در آن قرار گرفته نمیتواند بههمینصورت و برای مدت طولانیتری ادامه پیدا کند. دلار رفته به بالای ۲۰ هزار تومان و سکه هشتونیم میلیون. با توجه به تمایلنداشتن بسیاری از بدنه اجتماعی اصلاحطلبان برای شرکت در انتخابات سال آینده، احتمال میرود قوه مجریه هم بهدنبال قوه مقننه به دست اقلیت اصولگرایان بیفتد.
شاید یکپارچگی مدیریت اجرائی کشور باعث شود اندیشه رفع مشکل با آمریکا، عملی شود و تغییراتی در وضعیت معیشتی مردم به وجود بیاید. آنها میتوانند بگویند دیدید روحانی که رفت کنار بعد از هشت سال، وضع چگونه بهتر شد؟! بنابراین توافقی که اصولگرایان خواهند کرد، چون خودشان در آن ذینفع هستند، به سرنوشت مصیبتبار برجام گرفتار نخواهد شد که از همان ابتدا هر تیغ و تیشهای که توانستند بر سر راه آن پرتاب کردند و در نهایت هم تندرو دیگری به نام ترامپ تیر خلاص را در شقیقه نیمهجان آن شلیک کرد؛ بنابراین و برخلاف برجام، مذاکرات اصولگرایان در سال آینده با واشنگتن صرفنظر از اینکه جو بایدن یا دونالد ترامپ در کاخ سفید باشند، ای بسا در کوتاهمدت مانع از فرورفتن بیشتر ایران در وضعیت ناگوار شود.
۱۷۳۰۲
منبع : خبرآنلاین

به گزارش خبرآنلاین، اختلافات در جریان اصلاحات هر روز وارد فاز جدیدی می شود، اختلافاتی که بخشی از آن به عملکرد شورای عالی سیاستگذاری باز می گردد که طی چند ماه اخیر گسترده تر هم شده است و برخی اصلاح طلبان از ضرورت بازسازی این جریان از یک سو و طراحی سازوکار راهبری جدید در این جریان سخن می گویند.
زنگ هشدار برای این جریان آنجا به صدا درآمده که براساس تحلیل ها و ادعاهای تئوریسن ها و چهره های شاخص این جریان، بدنه رأی جریان اصلاحات نیز با ریزش قابل توجهی روبرو شده است. آنچنان که صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح طلب، در لایو اینستاگرامی با خبرآنلاین به پایان اصلاحات اشاره کرد و گفت: اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند ۱۳۹۸، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت گرفت، مسجد الجواد را نمی شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند.
در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین از کاربران خود پرسیده بود؛« از نگاه شما ریشه اختلافات بین اصلاح طلبان کجاست و چقدر ضرورت بازسازی جریان اصلاحات وجود دارد؟». پاسخهایی که کاربران به این سوال دادند قابل توجه بود.
بعد از سال ۸۸ قحط الرجال شد، عارف بالا آمد
تعداد از کاربران خبرآنلاین، مشکلات اصلاح طلبان را، ساختاری دانسته و از عدم اعتماد مردم به آنان سخن گفتند. مثلا حسنعلی نوشت:« مشکل اصلاح طلبان ساختاری است. آنان تجربه کار جمعی را بخوبی فرا نگرفتند و از طرف دیگر هر کدامشان برای خود رویایی در سردارند که نمی توانند در جای کوچک جمع شوند پس اشکال ساختاری و رفتاری مشکل کارجمعی در ایران است.»
کوروش نیز نوشت:« اصلاح طلبی یک حزب و یا ایدئولوژی خاصی نیست. تنها یک حرکت سیاسی با وعده اصلاح قوانین و وضعیت کلی کشور است. به همین دلیل تاریخ مصرف دارد. نمی توان تصور کرد که مردم ۵۰ سال رای بدهند به گروهی با وعده اصلاح کردن اوضاع!»
روح الله چگینی هم نوشت:« اختلاف بین اصلاح طلبان قابل حل شدن هست. مشکل اصلی که برای احزاب اصلاح طلب وجود داره اعتماد عمومی نسبت به احزاب اصلاح طلب خیلی کم هست. یعنی یه جورایی عدم اعتماد در اکثر زمینه ها چه سیاست داخلی وچه سیاست خارجی. در سیاست خارجی یه نوع خود فروختگی نسبت به بیگانگان وجود داره. اگر چه تعاملی هم میخواهند صورت بگیره برفرض برای صلاح کشور همین یه یه ذره اعتماد هم در بین مردم وجود نداره که این احزاب میخواهند برای ایران انجام بگیره. زیاد طولانی نشه. در بحث سیاست داخلی در کل کارایی مثبتی انجام نشده که مردم ببینند وباور کنند. همیشه احزاب اصلاح طلب یا خودشون دچار حاشیه شدن یا به حاشیه برده شدن. به نظر من بحث مهمتر اعتماد عمومی هست که باید به سمتی پیش بروند که بتونند مردم مستقل و اصولگرا رو هم به سمت خودشون سوق بدن. این حتما امکان پذیر هست. فقط باید باهوش وطرح وبرنامه پیش بروند.»
کاربر دیگری نیز نوشت:« آقا شما اگه تو رشته برق موفقی دلیل نمیشه تو سیاست هم موفق باشی. البته بعد ۸۸ قحط الرجال شد، که عارف اومد بالا.»
خاتمی نبود، غضنفرها اصلاحات را نابود کردند
تعداد دیگری از کاربران هم نوشته بودند که عمر سیاسی ۲ جناح اصلاح طلب و اصولگرا تمام شده است. مثلا کاربری نوشت:« اصلاح طلبی مرده است، دیگه بازسازی معنا نداره همونطور که اصولگرایی به تاریخ پیوست.» فرد دیگری که نامش را منتشر نکرده است، برای خبرآنلاین نوشت:« کی می خواهید بفهمید مردم حتی از شنیدن نام این دسته بندی های سیاسی و یارکشی ها حالشون بد میشه. اصلاح طلب یا اصول گرا فرقی نمیکنه. هر کی عرضه کشور داری نداره، یا فقط برای منافع خودش و دار و دسته اش اومده، شرش را کم کنه بره. چیزی که برای مردم مهم هست سر و سامان گرفتن اوضاع اقتصاد کشور هست.»
دیگری هم نوشت:« خاتمی نبود، غضنفرها اومدن وسط و نابود کردن این جریان را.»
۲۷۲۱۵
منبع : خبرآنلاین

به گزارش خبرآنلاین، صادق زیباکلام تحلیلگر و فعال سیاسی اصلاح طلب مهمان سیاسی شب گذشته کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین بود که به صورت زنده و از طریق اینستاگرام با او به گفتگو نشستیم.
او در بخشی از این گفتگو به نسل جدید و دهه هفتادی ها اشاره کرد و گفت: مقداری برای همدیگر ارزش و احترام قائل باشیم، من از امیرحسین تتلو می ترسم، من از تتلوها می ترسم، از مائده هژبری می ترسم، امیدوارم که اشتباه کنم و از اینها نباید ترسید ولی من از اینها می ترسم.

زیباکلام افزود: من از همه کسانی که پر از خشم و نفرت و تخریب هستند می ترسم. من از اسامه بن لادن و ابوبکر بغدادی هم می ترسم چون اینها فقط می خواهند تخریب کنند. اسامه بن لادن به جز اعدام و سربریدن چه کرد؟ من از این تیپ افراد و از این تفکر می ترسم. جا دارد که در نظام جمع شوند و فکر کنند که ما دهه هفتادی ها چه باید کنیم.
این چهره اصلاح طلب گفت: من الان می فهمم که آن شعار دی ماه ۹۶ که گفته شد« اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا» یعنی چه! و من چقدر ساده لوح بودم که این شعار را جدی نگرفتم. اگر شما به عمق این شعار بروید این شعار خیلی تکان دهنده است. در این شعار نه امیدی است، نه آینده ای ونه سفیدی و نه نوری در پایان آن و فقط تخریب درآن دیده می شود. ما با نسل جدیدمان چه کرده ایم.
مشروح این گفتگو که پیرامون مباحثی درباره عبور مردم از اصلاح طلبان و خاتمی، مواضع جنجالی اردشیر زاهدی و ..است تا ساعتی دیگر منتشر خواهد شد.
۲۷۲۷
منبع : خبر آنلاین

زیباکلام:پلیس حفاظت اخلاق وعفت از من شکایت کرده است
به گزارش خبرآنلاین، صادق زیباکلام در این نشست گفت: اولین شرط این سه شروط این است که عزل و نصب حکومت با انتخاب مستقیم مردم باشد.
اصل دوم این است حکومتی که با رای مستقیم مردم انتخاب شده است، این حکومت هرکاری که دلش می خواهد نمی تواند انجام دهد و این حکومت تنها آن چیزی را مجازاست انجام دهد که قانون اساسی آن کشور برایش مجاز دانسته است.
زیبا کلام در ادمه گفت: ترامپ با وجود قدرت بالایی که دارد ولی مجبور است در حوزه اختیارات قانون اساسی عمل کند. به طور مثال زمانی که از ویزا ندادن به شش کشور صحبت کرد یک قاضی حکم وی را نامربوط خواند، چرا که در راستای قانون اساسی نبوده است. اصل سوم؛ حکومتی که با رای مستقیم مردم است، قدرتش هم محدود به قانون نمی شود و بالاتر نمی تواند کاری انجام دهد، باید پاسخگو باشد. باید در برابر مجلس، عزل و نصب ها و سیاست هایش پاسخگو باشد.
وی در ادامه افزود: اگر حکومتی هرسه این شروط را باهم داشته باشد، حقوق شهروندی در آنجا رعایت می شود و اگر یکی از این اصول نباشد، حقوق شهروندی در آن جامعه جاری نیست.
زیباکلام در ادامه برای توضیح حقوق شهروندی ادامه داد: برای اینکه وضعیت حقوق شهروندی در ایران را بدانیم بهتر است امروز خودم را از ساعت هشت صبح تا یک ربع قبل اینکه به اینجا برسم توضیح دهم. من امروز در شعبه ی ۳۶ دادگاه تجدید نظر انقلاب احضار شده بودم و تصور خودم این بود برای پست های اخیر اینستاگرام احضار شده ام ولی بعد متوجه شدم پلیس حفاظت اخلاق و عفت اجتماعی شاکی من است.
وی افزود: حجت الاسلام عبدالفتاح نواب چندماه پیش مصاحبه ای کرده و گفته ما تا سال ۱۴۱۴ سیصدهزار روحانی می خواهیم برای تصدی مشاغل آموزش و نهاد رهبری و…
وی در ادامه تاکید کرد: من با محاسبه ای که کردم می شود سالانه نه هزار میلیارد تومان و به عبارتی این میزان را با بودجه کل کردستان و یا سیستان و بلوچستان به عنوان استان محروم مقایسه کردم. به طور کلی ششصد میلیارد تومان بودجه سیستان است و سیصد و پنجاه میلیارد بودجه ی کردستان است و سهم محیط زیست در کل کشور چهارصد و یا پانصد میلیارد تومان است. و رقم نه هزار میلیارد در مقایسه با اینها بسیار بزرگ است.
وی در ادامه افزود: به من نشر اکاذیب و تهمت و تشویش اذهان عمومی نسبت داده شده است. در حالی که تمام این موارد قابل اثبات می باشد. یکی از حقوق در حقوق شهروندی حق آزادی بیان است.
امید به آینده حقوق شهروندی در ایران
زیبا کلام بیان کرد: ما اگر تاریخ گذشته ایران را مرور کنیم حکایت از پیشرفت دارد.
وی افزود: زمانی که ما از اصل تفکیک قوا و یا پاسخگو بودن حکومت صحبت می کنیم همه می دانند چیست ولی صد سال پیش اینطور نبوده است. صدو پنجاه سال قبل پادشاه تمام ابعاد زندگی مردم را دربرگرفته بود و وقتی می گفتی پاسخگو بودن حکومت، هیچ مفهومی نداشت.
وی در ادامه افزود: غرب هم یک شبه مسیر را طی نکرده است و ما به نسبت گذشته موان می گوییم حقوق شهروندی در ایران پیشرفت کرده است.
وی در ادامه افزود: ما نمی توانیم وضعیت حقوق شهروندی در ایران را با آمریکا و یا فرانسه بسنجیم، ما باید حقوق شهروندی را با جامعه ی خودمان نگاه کنیم.
وی افزود: اگر نسبت به گذشته ی ایران به حقوق شهروندی نگاه کنیم، من معتقدم ظرف ۱۱۵ سالی که از مشروطه می گذرد خیلی پیشرفت کرده ایم.
آیا فضای مجازی ایرانیان را بیشتر از مشروطه به جلو نبرد؟
زیباکلام افزود: من معتقدم هیچ رویداد تاریخی به اندازه مشروطه ایران را شخم نزد ولی شاید به توان گفت فضای مجازی جامعه ایران را بسیار تکان داده است و شاید فضای مجازی بدون اینکه خودمان بفهمیم چون در داخل آن هستیم، اتفاقاتی رو باعث می شود که تا قبل از آن سابقه نداشته است.
۴۷۴۷
منبع : خبر آنلاین

زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم نگرفتیم/خاتمی باید پاسخگو باشد
به گزارش خبرآنلاین، گفتگو با صادق زیباکلام همیشه پرتیتر است و جنجالی، او صریح حرف می زند، بدون روتوش های معمول و رایج دنیای سیاست. شاید همین خصلت هم باعث محبوبیتش شده هم نقدهای زیادی را متوجه او کرده است.
در این روزهای کرونا زده صادق زیباکلام از طریق لایو اینستاگرام مهمان کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین شد و در گپ و گفتی جذاب و خواندنی با سیدعبدالجواد موسوی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین هم از زمزمه های عبور از خاتمی گفت هم از اردشیر زاهدی.
او که می گوید حاضر است پشت سر رقبای اصولگرایش چون احمد توکلی نماز بخواند از ترسی رونمایی کرد که جالب بود، او گفت همانقدر که از امثال ابوبکر البغدادی و اسامه بن لادن می ترسد از تتلو و تتلوها هم می ترسد، و البته از نسلی که پر از خشم و نفرت است.
از شعار«اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» هم حرف زد و صریح و بی پرده از اصلاح طلبان انتقاد کرد، اصلاح طلبانی که می گوید روزگارشان به سر آمده و باید به مانند مردم قرون وسطی که بعد از مرگ پادشاه می گفتند«شاه مرد، زنده باد شاه» حالا باید اصلاح طلبان هم بگویند؛ «اصلاحات مُرد، زنده باد اصلاحات»
مشروح گفتگوی لایو کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین با صادق زیباکلام را بخوانید؛
******
*آقای زیباکلام شما اصطلاحی دارید تحت عنوان «توهم توطئه» و انقدر به کار بردید که اصلا به نام شما ثبت شد، منتهی اخیرا یک نقل قولی از شما در مورد آقای اردشیر زاهدی شنیدم که باعث شد در اصل این که آن تعبیر را از شما شنیدم شک کنم،بعد از تعریف و تمجیدهای اردشیر زاهدی از شهید سردار سلیمانی و جمهوری اسلامی، ظاهرا شما فرموده بودید که او برای اینکه دل بعضی ها را بدست آورد و بخواهد به ایران بازگردد این حرف ها را زده است. آیا شما این را گفته اید؟
هم بله، هم خیر. من اطلاع دقیقی نداشتم که ایشان در مصاحبه ای که با تلویزیون فارسی زبان بی بیسی کرده چه گفته است. از یکی از خبرنگاران سایت های خبری شنیدم که او از سردار سلیمانی و سیاست های جمهوری اسلامی تجلیل کرده و انتقاداتی هم به ترامپ در مورد سیاست هایی که علیه ایران دارد کرده بود. خبرنگار که یک خانم بود تلفنی از من پرسید شما حدس می زنید یا فکر میکنید که آقای زاهدی چه دلیل و انگیزه هایی می تواند داشته باشد برای این تعریف و تمجیدی که از جمهوری اسلامی ایران کرده است؟ من پاسخ دادم یک احتمال می تواند این باشد که شاید او بنا بر دلایلی می خواهد به ایران بازگردد و می خواهد مقداری روابط بهتری را با مسؤلین داشته باشد، تاکید می کنم گفتم یک احتمال این است. در نهایت خودم اضافه کردم که بعید به نظر می رسد که او خواسته باشد به ایران بازگردد، بنابراین شاید انگیزه ها و دلایل دیگری داشته باشد.
خیلی ها درد و بلای اردشیر زاهدی شاه پرست را بر فرق سر من کوبیدند
بعد خبرنگار گفت آقای زیباکلام با توجه به سن و سال زاهدی که ۹۱، ۹۲ ساله است، احتمال این را می شود داد که دلیلی که او می خواهد به ایران بازگردد این باشد که شاید فکر می کند چند سالی بیشتر زنده نباشد و دوست دارد که اگر فوت شد در ایران باشد و من گفتم نمی دانم، شاید.
من از تتلو، از تتلوها، از مائده هژبری می ترسم، از اسامه بن لادن، از ابوبکر بغدادی می ترسم امیدوارم که اشتباه کنم و از اینها نباید ترسید ولی من از اینها می ترسم. من از همه کسانی که پر از خشم و نفرت و تخریب هستند می ترسم. از اینجا نظر من در مورد آقای اردشیر زاهدی مطرح شد و آن نظر هم این بود که من در دوران جنگ ندیدم که او خیلی قرص و محکم بیاید و از ایران دفاع کند و علیه عراق موضع بگیرد. نکته دیگری که مطرح کردم این بود که اردشیر زاهدی خیلی اهمیت و ارزشی برای مفاهیمی مثل حقوق بشر، زندانیان سیاسی، آزادی بیان و دموکراسی و…، قائل نیست این کل صحبتهای من بود. خیلی ها از این نظر من انتقاد کردند، از بهنود تا بقیه و یکی پس از دیگری حزب اللهی ها از هم سبقت گرفتند تا درد و بلای وطن پرستی آقای زاهدی شاه پرست را بر فرق سر صادق زیباکلام بکوبند.
گفتند من به دنبال جاده صاف کنی هستم تا راحت گرین کارت بگیرم
*البته آقای زاهدی پیش تر هم چنین مواضعی گرفته بود منتهی یک رویه بدی که کلا در حوزه سیاست داریم این است که هرکسی از این قسم مواضع بگیرد با این اتهام به راحتی روبرو میشود، مثل خود آقای بهنود، عطاءالله مهاجرانی و … هم با همین اتهام روبرو هستند که هروقت در مورد جمهوری اسلامی حرفی میزنند سریع به آنها می گویند چقدر پول گرفته اید یا کی می خواهید به ایران بازگردید، حتی شاید درمورد خود شما هم همینطور باشد، مثلا وقتی شما از سیاست های غرب تعریف می کنید ممکن است بگویند این حرف ها را به خاطر پناهنده شدن می زنید و یا پول گرفته اید و …
اتفاقا آقای گنجی و آقای علیزاده و کسانی که درد و بلای آقای زاهدی وطن پرست را بر سر من کوبیدند، گفته بودند که شما هم از آمریکا و انگلیس دفاع می کنی پس شما هم جاده صاف کن هستی تا اگر روزی خواستی در بروی و به آنجا پناه ببری، گرین کارتت خیلی هم مشکل پیدا نکند. به هرحال این صحبت ها گفته می شود.
فکر می کنم اردشیر زاهدی آن حرف ها را صادقانه گفته باشد
*پس شما این ادبیات را قبول ندارید؟
نه اصلا. عرض می کنم من گفتم شاید ایشان چنین انگیزه ای داشته باشند، اگر ۵۰ ساله بود مثلا می گفتیم ممکن است او در زمان انقلاب ملکی، باغی، کارخانه ای در ایران داشته و الان میخواهد آنها را احیا کند، ولی هرچه بیشتر فکر می کنم می بینم این ها برای زدن آن حرفها انگیزه آنچنانی نمیتواند برای این فرد بوده باشد، بنابراین تنها دلیلی که می ماند این است که ایشان واقعا حرفهایش را صادقانه می گوید.

*خب این چیزهایی که می گویید خودش نوعی نیت خوانی و توهم توطئه نیست؟ یعنی در تحلیل حرفهای یک آدم ما مجاز هستیم که این احتمالات را در نظر بگیریم؟
ببینید، یک وقتی شما به من می گویید گفتهاند که در را باز کنید و پنجره را ببندید، شما فکر می کنید که چه دلایلی می تواند پشت این حرف باشد؟ مثلا من می گویم شاید برودت هوا باعث شده است که چنین تصمیمی را بگیرند یا آقای رئیس از “در” خوشش نمی آید و..، این خیلی فرق می کند تا مثلا من بگویم تو چقدر ساده ای موسوی! پشت قضیه این کار یک برنامه است و مثلا این “در” باید اینجوری بشود چون امریکایی ها اینجوری کرده اند.
اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند ۱۳۹۸، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت نمی شد گرفت، مسجد الجواد را نمی شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند.
آنچیزی که من مخالف آن هستم این است که شما باز شدن “در” و بسته شدن پنجره را بخشی از توطئه های فراماسون ها و فراموشخانه ها بدانید که یک جای تاریک نشسته اند و برنامهریزی کرده اند، والا بالاخره هر حزب و جریان سیاسی و هر چهره و شخصیتی یک دلیلی برای عقاید و افکارش دارد، اگر شما به عنون یک تحلیلگر سعی کنید بگویید که دلیل او چه می توانسته باشد این توهم توطئه نیست.
*فکر نمی کنم درباره اینکه ایشان به خاندان پهلوی گرایش دارند شما مشکلی داشته باشید. درست است؟
من برای انسان هایی که وفاداری دارند احترام خاصی قائل می شوم، من برای فرح پهلوی احترام زیادی قائل هستم و این احترام هیچ ارتباطی به مسائل سیاسی ندارد، برای اینکه ایشان ۴۱ سال است به محمدرضا پهلوی که من به شدت با او مخالفم، وفادار مانده است، این کار از نظر من خیلی ارزشمند است. همسر شهید دکتر فاطمی که به ایران آمد با من رفت و آمد خانوادگی داشت، سر قضیه آقای احمدی نژاد و رحیم مشایی سال ۹۰ وقتی ایشان بازداشت شد، من خیلی برای ایشان تلاش کردم و استغفرالله فقط پیش خدا نرفتم و برای این کارم فقط یک دلیل داشتم، آنهم اینکه این زن از روزی که در سال ۳۲ یا ۳۳ زمانی که دکتر فاطمی را تیرباران کردند همچنان به دکتر فاطمی وفادار ماند. این چیزها برای من ارزش دارد و از این بابت هم من برای آقای اردشیر زاهدی فوق العاده احترام قائل هستم چون او می گوید من طرفدار جمهوری اسلامی و سردار قاسم سلیمانی هستم و خیلی کارهای خوبی در سوریه کردیم ولی در عین حال عکس محمدرضا پهلوی هم روی طاقچه اش هست.
با تمام سلول های بدنم با ترامپ مخالف هستم و علیه او هستم
*عین این تعبیر را هوشنگ ابتهاج در کتاب پیر پرنیان اندیش دارد، او می گوید که من به اصول اخلاقی احترام می گذارم و مثال می زند و می گوید زمانی که محمدرضا شاه از ایران فرار کرده بود یک تاجری آنجا می رود و برای او یک چک می کشد و می گوید شما اینجا بی پول و تنها هستید و شاید به این پول احتیاج پیدا کنید، در حالی که کسی فکر نمی کرد محمدرضا شاه بتواند به ایران بازگردد ولی او کمک خود را کرد. از یک نفر هم در دادگاه مصدق نام می برد که وقتی او را برای شهادت دادن احضار کردند جلوی مصدق پا می کوبد و از او اجازه می گیرد، او می گوید این ۲ آدم در دو موضع مختلف سیاسی هستند ولی همین که آنقدر جوانمردی داشتند و بر سر عقاید خودشان ایستاده اند برای من قابل احترام است. ما تا اینجا متوجه شدیم که نظرتان در مورد آقای زاهدی چیست، این فاکتورها را کنار بگذاریم. نظرتان در مورد حرفهایی که آقای اردشیر زاهدی زد چیست؟
من با حرفهایشان موافق نیستم. حرف های او ۲ بخش دارد، یکی تجلیل از شهید سردار سلیمانی است و بخش دیگر آن هم مخالفت با آقای ترامپ و تحریم ها است. من فکر می کنم همه ایرانیان از حزب اللهی تا شاه پرست، حتی خود من با تحریم ها مخالف هستیم، اگر اساسا تحریم ها هم نبود، آدمی به اسم صادق زیباکلام با تمام سلول های بدنش با ترامپ مخالف است، من ترامپ را نژادپرست، ضدزن، ضدمسلمان و ضد سیاهپوستان می دانم، بنابراین من همه جوره علیه ترامپ هستم، ولی امیدواربودم که این بحث مطرح نشود و خواهش می کنم خیلی موشکافی نکنید.
در دوران جنگ ندیدم که اردشیر زاهدی خیلی قرص و محکم از ایران دفاع کند.او خیلی اهمیت و ارزشی برای مفاهیمی مثل حقوق بشر و زندانیان سیاسی، آزادی بیان، دموکراسی و…، قائل نیست. خیلی ها به من انتقاد کردند و یکی پس از دیگری سبقت گرفتند تا درد و بلای زاهدی شاه پرست را بر سر من بکوبند. من در مورد سوریه یک نظر دارم، خیلی ها در ایران از من بخاطر ابراز این نظر متنفر هستند، من معتقد هستم ما ایرانی ها نمی توانیم درمورد عملکرد خودمان در سوریه اظهارنظر کنیم و مردم سوریه باید در مورد سیاست جمهوری اسلامی ایران و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در مملکت خودشان قضاوت کنند.
*مقصود من بیشتر در مورد آن بحث آقای زاهدی درباره توان نظامی و موشکی ایران بود، اینکه ما قبل از انقلاب این تجهیزات را می خریدیم اما امروز بچه های ما دارند این تجهیزات را میسازند و ما باید به این بچه ها افتخار کنیم. نظر شما درباره این بحث چیست؟
من به بچه هایی که بتوانند یک دوچرخه بسازند هم افتخار می کنم تا ما بتوانیم آن دوچرخه را در بازار جهانی صادر کنیم و بتوانیم با آن دوچرخه، با دوچرخه نوع مرغوب ترکیه، کره یا چین رقابت کنیم. من فکر می کنم این هم از نظر صنعتی و هم از نظر تکنولوژی و هم از نظر اقتصادی بیشتر ارزش دارد تا موشک و پهپاد. من پیشرفت را در ساخت یک دوچرخه ای می بینم که شما بتوانید آن را به خارج از کشور صادر کنید و با امثال ترکیه و .. رقابت کنید.
احمد توکلی، کرباسچی و مطهری مصداق سیاستمدار مستقل هستند
*آقای زیباکلام! کمی فضای گفتگو را عوض کنیم.از نظر شما آدم مستقل و سیاستمدار مستقل چه کسی است؟ مصادیق سیاستمدار مستقل از نظر شما کیست؟
مستقل کسی است که هم شاه پرست ها هم حزب اللهی ها می خواهند سر به تن او نباشد، مثل خود من.(خنده) اما در مورد مصادیقی که گفتید، در اصولگراها آقای احمد توکلی را من یک فرد مستقل میدانم، در اصلاح طلبان هم کم نیستند افرادی که من آنها را مستقل می بینم ، مثلا آقای سعید لیلاز، کرباسچی، حسین مرعشی مستقل هستند.
*علی مطهری چطور؟
بله آقای علی مطهری یا آقای محمود صادقی چهره هایی مستقل هستند. سیاستمدار مستقل کم نیستند.
بحث عبور از خاتمی مطرح نیست اما….
*به اصلاح طلبان اشاره داشتید، شما احتمالا این روزها بحث عبور از خاتمی را زیاد شنیده اید، منتهی من در این زمینه اظهارنظری از شما ندیده ام و ….
گفت مدینه گفتی و کردی کبابم. بحث عبور از خاتمی نیست، ۲۲ سال پیش یک شبی در دوم خرداد ۷۶ اصلاحات متولد شد او اسمش دوم خرداد بود بعد اصلاحات شد. یک سوال ساده می کنم، اگر یک دختر و پسری آن شب متولد شده باشند، الان آن دختر یا پسر ۲۲ ساله هستند و اگر خوب درس خوانده باشند الان فارغ التحصیل شده اند، اگر یک نفر از کره ماه بیاید و از آن دختر یا پسر بپرسد که چه فرقی بین یک اصلاح طلب و یک اصولگرا است، نمی تواند پاسخ دهد.
اگر محمدرضا عارف ثبت نام کرده بود، یقینا تایید صلاحیت می شد و ۱۰۰ هزار رای هم نمی آورد، اتفاقا خیلی کار درستی کرد که ثبت نام نکرد. ما ۱ و نیم میلیون رای در انتخابات ۹۴ را به ۸۰ هزار رای کاندیداهایمان در سال ۹۸ رسانده ایم و مقصر اصلی خود ما هستیم.
اینکه دختر و پسرهای ما نمی دانند فرق اصلاح طلب و اصولگرا چیست تقصیر ما اصلاح طلبان است
اینکه آنها نمی توانند پاسخ این سؤال را بدهند آنها مقصر نیستند بلکه مقصر صادق زیباکلام، سید محمد خاتمی، محمدرضا عارف و.. هستند، مقصر ما هستیم که نتوانستیم بعد از ۲۲ سال بگوییم اصلاح طلبی یعنی چی، اصلاح طلبی چیست و اصلاح طلب کیست! زبان من مو درآورد که باید به آدم ها بگویند که اصلاح طلب کیست، جامعه به چه عنوان ما را باید بشناسد. خیلی از آن چیزهایی که ما می گوییم اصولگراها هم می گویند.احترام به قانون، به رأی مردم، احترام به حقوق همسایه و …را مگر اصولگراها هم نمی گویند؟
اگر عارف کاندیدا می شد ۱۰۰ هزار رأی هم نمی آورد
نهایتا به اینجا رسیدیم که آقای عارف که ۱ و نیم میلیون رای در اسفند ۹۴ آورد، نامزدهای اصلاح طلب در سال ۹۸ و آنهایی که تایید صلاحیت شده بودند ۸۰ هزار رای آوردند، یعنی از ۱ و نیم میلیون به ۸۰ هزار رای رسیدیم و من معتقد هستم که اگر آقای محمدرضا عارف ثبت نام کرده بود، یقینا تایید صلاحیت می شد و ۱۰۰ هزار رای هم نمی آورد، اتفاقا خیلی کار درستی کرد که ثبت نام نکرد. اینکه ۱ و نیم میلیون رای را ما به ۸۰ هزار رای رسانده ایم، درست است که بخشی از آن را اصولگرایان گرفته اند و بخشی دیگر را شورای نگهبان ولی مقصر اصلی خود ما هستیم.
ما اصلاح طلبان خبط و خطا کم نداشتیم
*یک دلیل آن این نیست که وقتی اصلاح طلبان قدرت را در دست می گیرند یک جاهایی خلاف آن چیزی که گفته اند رفتار می کنند؟
تهرانی های قدیم به ناصرالدین شاه می گفتند شاه شهید(خنده). آخرین بار که اصلاح طلبان قدرت در دستشان بود برای زمان ناصرالدین شاه بوده است. زمانی که آقای خاتمی رئیس جمهور بود و مجلس ششم روی کار بود بازهم مجبور بودند که خیلی از چیزها را رعایت کنند. من بعد از حادثه کوی دانشگاه روی پای آقای خاتمی افتادم که بیا کسانی که در این حادثه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و آسیب دیدند و در بیمارستان هستند را چند دقیقه ببین، به قرآن اعدامت نمی کنند ولی نیامد. ملاحظاتی داشت که نیامد.

اگر خاتمی چک سفید امضا از رهبری داشت و همه کاره مملکت بود می خواست چه کار کند؟
ما خبط و خطا کم نداشته ایم و یک جاهایی باید محکم تر می ایستادیم و یک جاهایی باید یک کارهایی را می کردیم ولی خطای اصلی این بود که ما بعد از ۲۲ سال نتوانستیم به مردم بگوییم که ما به دنبال چه هستیم. اگر آقای خاتمی امروز همه کاره مملکت شده بود و قدرت می داشت، مقام معظم رهبری به ایشان چک سفید می دادند و می گفتند سید هرکاری خواستی انجام بده و به اطلاعات و سپاه و قوه وقضاییه و همه می گفتند که هیچ کس حق ندارد معترض اینها بشود، آقای خاتمی میخواهی چه کار می خواست بکند؟ ما نتوانستیم این را بگوییم که چه کار می خواهیم بکنیم. ما فقط کلمات زیبا گفته ایم.
در اصولگراها آقای توکلی را من یک فرد مستقل میدانم، در اصلاح طلبان هم کم نیستند افرادی که من آنها را مستقل می بینم ، مثلا آقای سعید لیلاز، کرباسچی، حسین مرعشی. آقایان مطهری و محمود صادقی هم مستقل هستندخاتمی باید پاسخگو باشد
*آقای زیباکلام! در سال ۸۸ وقتی مردم به خیابان ها آمدند، خیلی از روزنامه نگاران و تئوریسن های اصلاح طلب به صراحت می گفتند که باید صدای معترضین را شنید و باید با مردم حرف زد، ولی بعدها و در همی یکی دو سال اخیر که این اتفاق افتاد و مردم به خیابان آمدند، بعضی از همان آدمها خواستار سرکوب مردم بودند و بعضی ها هم می گفتند باید هایدپارکی درست کرد و اینها به آنجا بروند و آنجا داد بزنند، یعنی یک مرتبه موضع از این رو به آن رو شد، این مواضع متناقض هم در نگاه مردم تاثیر دارد.
می دانید چرا؟ وقتی شما استراتژی نداشته باشید، نمی توانید پاسخگوی مردم باشید. من به شخصه استراتژی داشتم. من در انتخابات سال ۹۶، نزدیک به ۳ ماه از کار و زندگیم و زن و بچه ام زدم و شهر به شهر و استان به استان و دانشگاه به دانشگاه رفتم و برای شرکت مردم در انتخابات کمپین ایجاد کردم تا به آقای روحانی رای بدهند. از ۲۹ اردیبهشت ۹۶ تا امروز بیشترین انتقادات و حملات گزنده را من از آقای روحانی کرده ام، این یعنی داشتن یک استراتژی! شما می گویید که اینها در آبان ۹۸ چکار کردند، من می گویم شما از آقای خاتمی و رهبری اصلاح طلبان یک سوال ساده بکنید که ما ۲۴ میلیون نفری که آمده ایم و رای داده ایم آقای روحانی دربرابر مطالبات ما چه گامی را در این ۳ سال برداشته است؟ چه کسی باید پاسخگو باشد؟
آقای خاتمی باید پاسخگو باشد، آقای عارف باید پاسخگو باشد، آقای سعید حجاریان، موسوی لاری، مصطفی تاجزاده و صادق زیباکلام باید پاسخگو باشند، ما باید پاسخگو باشیم چون ما بودیم که آن ۲۴ میلیون نفر را به رای دادن ترغیب کرده ایم. ما یکبار گفته ایم که نظرمان نسبت به روحانی چیست؟ اصلا انگار نه انگار آن ۲۴ میلیون نفری که به او رای داده اند یک مطالباتی هم داشته اند. اینها نقص های فاحش اصلاح طلبان بوده است.
*اینکه می گویید آن مطالبات محقق نشده یا پیش نرفته است یک بحث است ولی در مواجهه با مردم کوچه و خیابان نیز گاهی اوقات یک مواضعی گرفته شده است که برای مردم خیلی قابل قبول نبوده است و دوستان اصلاح طلب شما از این ناحیه بیشترین ضربه را خورده اند. نظر شما چیست؟
چو صدآید نود هم پیش ماست. وقتی شما استراتژی و چه باید کرد ندارید، وقتی شما در برابر ۲۴ میلیون پاسخگو نیستید، در اعتراضات آبان ۹۸ هم دست راستت به دست چپت می گوید که باید چکار کنیم، در انتخابات اسفند ۹۸ هم همین طور! اینکه عده ای شرکت می کنند و عده ای شرکت نمی کنند، همه بخاطر نداشتن استراتژی است.
انتقاد پذیری اصلاح طلبان کمتر از اصولگرایان نباشد، یقینا بیشتر هم نیست
*آنوقت اصلاح طلبان گوش شنوا هم دارند؟ یعنی انتقادات شما را کسی هم می شنود؟
خیر متاسفانه. با کمال تاسف، با کمال تاسف، با کمال تاسف میزان انتقاد پذیری آنها اگر کمتر از اصولگرایان نباشد یقینا بیشتر هم نیست.
اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت گرفت
*پس ادامه دادن این راه چه فایده ای دارد وقتی گوش همه بسته باشد و ..
اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند ۱۳۹۸، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت گرفت، مسجد الجواد را نمی شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند.
کسانی که درد و بلای آقای زاهدی وطن پرست را بر سر من کوبیدند، گفته بودند که شما هم از آمریکا و انگلیس دفاع می کنی پس شما هم جاده صاف کن هستی تا اگر روزی خواستی در بروی و به آنجا پناه ببری، گرین کارتت خیلی هم مشکل پیدا نکند
می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات»
در قرون وسطی وقتی شاه می میرد یک اصطلاحی بود که می گفتند«پادشاه مرد،زنده باد پادشاه» این را من درباره اصلاحات به شما بگویم. می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات» اصلاحات به آن معنایی که زیبا کلام، تاجزاده، عارف و سیدمحمد خاتمی و این و آن داشتند مرد و دیگر نیست و محال ممکن است کسی به اعتبار آنها بیاید و ۱ دانه رای بدهد، ولی آن ضرورتی که اصلاحات را در خرداد ۷۶ آورد، الان به مراتب ضرورت وجود آن بیشتر از دوم خرداد ۷۶ است.
با یک شخصیت وجیه المله که نمی توانیم اصلاحات را رهبری کنیم
*و شما دلایل آن معایب، آن کم کاری ها و… را پیدا کرده اید؟ یعنی اگر قرار باشد شما یک بار دیگر حامی اصلاحات باشید، می دانید که آن معایب چه بوده است؟
یکی از معایب آن رهبری اصلاحات است. ما ۲۲ سال است که رهبری نداشته ایم. ما با یک شخصیت وجیه المله که نمی توانیم رهبری کنیم. زبان من مو درآورد انقدر که گفتم ما باید یک جمع ۵ تا ۱۵ نفره که در آن دموکراسی باشد را به عنوان رهبری اصلاحات مشخص کنیم و این چند نفر تحت یک مکانیزمی انتخاب شوند، فکر نمیکنم برای انجام دادن این کار ما را به اوین ببرند و ممنوع الملاقات کنند، یعنی ما می توانیم این کار را انجام دهیم. مثلا الان چه کسی سخنگوی اصلاحات است؟، در مسائل خیلی مهم آقای حجاریان یک چیزی را می گوید و آقای تاجزاده یک چیز دیگر، کارگزاران یک چیز دیگر می گوید، اینطور که نمی شود، ما یک حداقلی به عنوان رهبری اصلاحات نتوانستیم درست کنیم. فقط یکسری چهره ها داریم.
اگر یک سخنگو داشتیم یک چیز واحدی گفته می شد. مگر می شود بدون رهبری مبارزه سیاسی کرد؟ لنین یک جمله معروفی دارد و می گوید «ما با حزب همه چیز هستیم و بدون حزب چیزی نیستیم.» مقصود از حزب تشکل و سازماندهی است. تشکیلاتی کار کردن چیزی بود که از همان روز اول اصلا و ابدا در جریان اصلاحات وجود نداشت.
با تمام وجود معتقدم اول توسعه سیاسی نه توسعه اقتصادی
*بی توجهی به عدالت و مردم فرودست از فاکتورهایی است که خیلی از منتقدان شما روی آن تاکید دارند که آقایان اصلاح طلب به این ماجرا بی اعتنا بوده اند. این را می پذیرید؟
خیر اصلا قبول ندارم، من معتقد هستم که اول اقتصاد درست نمی شود که بعد دوم توسعه سیاسی انجام شود، من با تمام وجود معتقدم اول توسعه سیاسی، دوم توسعه سیاسی، سوم توسعه سیاسی و آخر هم توسعه سیاسی.
یک کشوری را که توانسته باشد از مدار توسعه نیافتگی ظرف ۴۰ سال گذشته خارج شده باشد و در عین حال همچنان نظام آن استبداد دیکتاتوری مطلق بوده باشد را به من نشان بدهید، همچین کشوری هیچ کجا نداریم.
*کوبا کشوری است که توسعه سیاسی ندارد و در آن دیکتاتوری دارد ولی مردم آن هم گرسنه نیستند و نان دارند که بخورند و کسی هم تا کمر در سطل آشغال فرو نرفته است.
شما زمانی می توانید در مورد سوریه، کره شمالی و کوبا صحبت کنید که مردمشان حق انتخاب داشته باشند. چون پای سردار سلیمانی وسط آمد من دلم نیامد به شما جواب بدهم ولی ببینید آن ۳ میلیون نفری که در ترکیه هستند اگر یک نفرشان طرفدار بشار اسد بود مطمئن باشید که اخبار ۲۰ و ۳۰ هرشب او را می آوردند و نشان می دادند که مثلا ببینید اینها طرفدار بشار اسد هستند. بنابراین شما نمی توانید اینها را به عنوان نظام های موفق ذکر کنید.
*من فقط کوبا را گفتم و آنجا را به عنوان نظام موفق هم ذکر نکردم. گفتم کوبا توسعه سیاسی ندارد ولی گرسنه هم ندارد.
من گفتم کشوری که از مدار توسعه نیافتگی خارج شده باشد، مقصود من مثلا ترکیه، اندونزی، برزیل، ویتنام، مکزیک و.. است. همه اینها از مدار توسعه نیافتگی خارج شده اند، مثلا ترکیه ۱۵۰ میلیارد دلار در سال صادرات می کند. ۴۲ میلیون توریست به این کشور رفته اند، قبول دارید که یک حداقل دموکراسی در ترکیه، اندونزی، برزیل، مکزیک و.. وجود دارد؟
کلاف چین دارد باز می شود
*واقعا معتقدید در ترکیه دموکراسی است؟
بله تاحدودی. اینها واقعیت هایی است که شاید شما دوست نداشته باشید بشنوید. من با تمام وجود بنا بر دلایلی که برای خودم دارم با اردوغان آبم در یک جوی نمی رود، ولی به هرحال در ترکیه یک درجه ای از انتخابات آزاد وجود دارد که حاصل آن ۱۵۰ میلیارد دلار در سالی شده است که ترکیه صادرات دارد. مقصود من این است که تا یک درجه ای از توسعه سیاسی در کشوری به وجود نیاید آن کشور نمی تواند جهش پیدا کند و فقط یک استثنا وجود دارد. مثال کوبا وحشتناک بود و رد است. آن کشور چین است، چین علی رغم دیکتاتوری و استبداد حزب کمونیست توانسته است آن جهش را بکند، منتهی من معتقد هستم که هنوز کلاف چین باز نشده است، مثلا هنگ کنک یک نمونه است که برای چین مشکل به وجود آورده است، کرونا نمونه دوم است که مشکل بوجود آورده است. من معتقد هستم که کلاف چین دارد باز می شود و دیر یا زود بزرگترین مشکلی که در چین به وجود خواهد آمد دیکتاتوری حزب کمونیست است.

*من معتقدم که دولت های ما از زمان آقای هاشمی به این طرف چون توسعه را در همه سطوح مطرح نمی کنند باعث می شوند که بعد یک آلترناتیو دیگری روی کار آید. برای مثال ما در دوره آقای هاشمی صرفا روی توسعه اقتصادی مانور می دهیم و بعد مردم ناراضی از توسعه اقتصادی به کسی رای می دهند که توسعه سیاسی را بخواهد پیش ببرد. آن کسی که که می آید روی توسعه سیاسی تاکید می کند و از توسعه اقتصادی غافل می شود، دوره بعد کسی می آید که شعارش عدالت و عدالت خواهی است و رای می آورد و این بازی ادامه دارد. یعنی ما فکر می کنیم که انسان یک موجود تک ساحتی است که یا اقتصادی یا سیاسی و یا فرهنگی است، هیچ دولتی تا الان نیامده است که همه اینها را با هم پیش ببرد و به همه نیازهای آدمها از جمله آزادی و حقوق بشر و نان و مسکن به یک اندازه اهمیت دهد. اگر همچین دولتی سر کار می آمد ما خیلی از این مشکلات را نداشتیم.
حاضرم پشت سر توکلی، الله کرم و برادرم نماز بخوانم
خب کمی فضای بحث را تغییر دهیم و به سوالات کاربران خبرآنلاین برسیم، پرسیدند آقای زیباکلام شما پشت سر کدام اصولگرا حاضرید نماز بخوانید؟
اولین و شاخص ترینشان برادرم دکتر سعید زیبا کلام است. با اینکه هزار در هزار با او فاصله دارم ولی پشت سر او نماز می خوانم. شخصیت دومی که پشت سر او نماز می خوانم دکتر احمد توکلی است، حدودا ۱۳ الی ۱۴ سالی می شود که با ایشان رفت و آمد خانوادگی داریم و انصافا من از این انسان پاک تر ندیده ام.
در قرون وسطی وقتی شاه می میرد یک اصطلاحی بود که می گفتند«پادشاه مرد،زنده باد پادشاه» این را من درباره اصلاحات به شما بگویم. می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات».*با این دو نفر که نسبت دارید(خنده)…
پشت سر شما و آقای محمد مهاجری هم حاضرم(خنده)
*پشت سر آقای الله کرم هم یکی دوبار نماز خواندید
بله پشت سر آقای الله کرم هم حاضرم نماز بخوانم.
*از آقای الله کرم خبر دارید؟ مدتیست کم خبر هستند و پیدایشان نیست
از ایشان گاهی وقتها هیچ خبری نمی شود و یک مرتبه چیزی اتفاق می افتد که مشخص می شود کار ایشان بوده است. یکی از دلایلی که من پشت سر آقای الله کرم نماز می خوانم این است که ایشان هنوز اتومبیل سواری ندارد(خنده) و با موتور تردد می کند. این برای من ارزشمند است چون من می دانم که ایشان می توانستند دراین مملکت تریلیاردر باشند ولی با موتور رفت و آمد می کند و پارسال هم تصادف کرد و متاسفانه مدتی در بیمارستان بود.
دهکده امید اولین دهکده ای است که فاضلاب آن به رودخانه ریخته نمی شود
*آقای زیباکلام دهکده امید چه شد و فرجامش به کجا رسید؟
دهکده امید اولین دهکده ای در ایران است که فاضلاب آن به نزدیکترین رودخانه ریخته نمی شود چون فاضلاب آن در زمین نمی رود، مردمش پول جمع کردند و دادند به صادق زیباکلام او هم یک مقدارش را دزدیده همه اش را ندزدیده است(خنده) و برای آن دهکده یک سیستم فاضلابی به کمک اساتید دانشگاه شریف درست کرده که یک سیستمی جدید است، این سیستم فاضلاب را به روش هوازی تصفیه می کند و تبدیل به موادی می کند که برای کشاورزی از آن استفاده می شود.
چقدر ساده لوح بودم که شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا» را جدی نگرفتم. اگر شما به عمق این شعار بروید این شعار خیلی تکان دهنده است. در این شعار نه امیدی است، نه آینده ای ونه سفیدی و نه نوری در پایان آن و فقط تخریب درآن دیده می شود*پس در دهکده امید توسعه اقتصادی را بر توسعه سیاسی مقدم دانسته اید؟
این توسعه اقتصادی نیست، توسعه پایدار است. ایده آن هم برای اساتید دانشگاه شریف و دانشگاهی در سنندج و کرمانشاه است. از ما خیلی ایراد گرفتند و بر سر من زدند که باید خانه می ساختید یا کانکس می خریدید، ما با پولی که ملت دادند یعنی چیزی حدود ۳ و نیم میلیارد تومان، می توانستیم حدود ۵۰۰ کانکس بخریم یا حداکثر ۱۰۰ خانه بسازیم.
الان کانکس ها تبدیل به آهن پاره شده اند، ۲۰ هزار کانکس بعد از زلزله آورده شد که ۱۵ هزارتا را ارگان های دولتی آوردند و ۵ هزار تارا هم مردم هدیه دادند. آن ۲۰ هزار کانکس الان بلای جان مردم شده است، چون ۲۰ هزار آهن پاره است که معلوم نیست می خواهند با آن چکار کنند.
می دانید چه زمانی خستگی من بر سر دهکده امید در در رفت؟ وقتی که آقای مهندس کولیوند گفت برخی از روستاهای اطراف این دهکده آمدند و به من گفتند ما حاضریم نصف پول را بدهیم و بیایید و در روستای ما هم این تصفیه خانه را بزنید. آن وقت خستگی من در رفت.
سعید قاسمی یک گزارش کار از اقدامتش در مناطق زلزله زده ارائه کرده است؟
*می دانستید که آقای سعید قاسمی هم آنجا خیلی فعال است؟
دوست ندارم درباره ایشان صحبت کنم.
*می خواستم درباره نحوه کارشان صحبت کنیم نه شخص خودشان.
من از ۲۲ آبان سال ۹۶ که زلزله آمد تا الان یعنی در حدود ۲ و نیم سال، ۳۰ گزارش رسمی کتبی روی صفحه اینستاگرامم گذاشته ام که چه کارهایی کرده ایم و N به علاوه یک مصاحبه انجام داده ام. دوست دارم که شما یک مصاحبه یا یک بیلان کاری از آقای سعید قاسمی به من نشان دهید.
*البته ایشان با ما مصاحبه نمی کنند و ….(خنده)
بله. شما از من پرسیدید چکار کردی، من هم کارهایی که انجام داده ایم را گفتم. ایشان هم بیاید و بگوید که تا الان چکار کرده است.
من از تتلو، تتلوها، اسامه بن لادن و ابوبکر البغدادی می ترسم چون…
*آقای زیباکلام اگر حرف خاصی مانده است در خدمتتان هستیم.
دعا و اینکه مقداری برای همدیگر ارزش و احترام قائل باشیم. من از امیرحسین تتلو، من از تتلوها می ترسم، از مائده هژبری می ترسم، امیدوارم که اشتباه کنم و از اینها نباید ترسید ولی من از اینها می ترسم. من از همه کسانی که پر از خشم و نفرت و تخریب هستند می ترسم. من از اسامه بن لادن و ابوبکر بغدادی هم می ترسم چون اینها فقط می خواهند تخریب کنند. اسامه بن لادن به جز اعدام و سربریدن چه کرد؟ من از این تیپ افراد و از این تفکر می ترسم. جا دارد که در نظام جمع شوند و فکر کنند که ما دهه هفتادی ها چه باید کنیم.
من از ۲۲ آبان سال ۹۶ که زلزله آمد تا الان، ۳۰ گزارش رسمی کتبی روی صفحه اینستاگرامم گذاشته ام که چه کارهایی کرده ایم و N به علاوه یک مصاحبه انجام داده ام. دوست دارم که شما یک مصاحبه یا یک بیلان کاری از آقای سعید قاسمی به من نشان دهید.
چقدر ساده لوح بودم که شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» را جدی نگرفتم
من الان می فهمم که آن شعار دی ماه ۹۶ که گفته شد« اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا» یعنی چه! و من چقدر ساده لوح بودم که این شعار را جدی نگرفتم. اگر شما به عمق این شعار بروید این شعار خیلی تکان دهنده است.
در این شعار نه امیدی است، نه آینده ای ونه سفیدی و نه نوری در پایان آن و فقط تخریب درآن دیده می شود. ما با نسل جدیدمان چه کرده ایم.
*داریوش آشوری جمله ای دارد و می گوید باید دید همیشه در ازای آن چیزی که از دست می دهیم چه چیزی به دست می آوریم. من واقعا از اینکه اصلاح طلب و اصولگرا عمرشان به سر آید و به موزه تاریخ بروند نه تنها ناراحت نمی شوم بلکه خیلی هم خوشحال می شوم، ولی گاهی به قول شما وقتها وحشت می کنم که چه چیزی می خواهد جای این را بگیرد و از ترس آن بر خود می لرزم و اینکه چه آینده ای قرار است رقم بخورد و …
بله. امیدوارم مسؤلین به فکر فرو روند.
۲۷۲۷
منبع : خبر آنلاین

صادق زیباکلام، چهره سیاسی اصلاح طلب که اخیرا مهمان کافه خبر لایو خبرآنلاین بود در بخشی از این گفتگو به مباحثی که این روزها درباره اختلافات در جریان اصلاحات و عبور از خاتمی مطرح می شود پاسخ داد. بخش هایی از این گفتگو را بخوانید؛
*شما احتمالا این روزها بحث عبور از خاتمی را زیاد شنیده اید، منتهی من در این زمینه اظهارنظری از شما ندیده ام و ….
گفت مدینه گفتی و کردی کبابم. بحث عبور از خاتمی نیست، ۲۲ سال پیش یک شبی در دوم خرداد ۷۶ اصلاحات متولد شد او اسمش دوم خرداد بود بعد اصلاحات شد. یک سوال ساده می کنم، اگر یک دختر و پسری آن شب متولد شده باشند، الان آن دختر یا پسر ۲۲ ساله هستند و اگر خوب درس خوانده باشند الان فارغ التحصیل شده اند، اگر یک نفر از کره ماه بیاید و از آن دختر یا پسر بپرسد که چه فرقی بین یک اصلاح طلب و یک اصولگرا است، نمی تواند پاسخ دهد.
>>>در همین رابطه بیشتر بخوانید؛
زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم نگرفتیم/خاتمی باید پاسخگو باشد
اینکه آنها نمی توانند پاسخ این سؤال را بدهند آنها مقصر نیستند بلکه مقصر صادق زیباکلام، سید محمد خاتمی، محمدرضا عارف و.. هستند، مقصر ما هستیم که نتوانستیم بعد از ۲۲ سال بگوییم اصلاح طلبی یعنی چی، اصلاح طلبی چیست و اصلاح طلب کیست! زبان من مو درآورد که باید به آدم ها بگویند که اصلاح طلب کیست، جامعه به چه عنوان ما را باید بشناسد. خیلی از آن چیزهایی که ما می گوییم اصولگراها هم می گویند.احترام به قانون، به رأی مردم، احترام به حقوق همسایه و …را مگر اصولگراها هم نمی گویند؟
نهایتا به اینجا رسیدیم که آقای عارف که ۱ و نیم میلیون رای در اسفند ۹۴ آورد، نامزدهای اصلاح طلب در سال ۹۸ و آنهایی که تایید صلاحیت شده بودند ۸۰ هزار رای آوردند، یعنی از ۱ و نیم میلیون به ۸۰ هزار رای رسیدیم و من معتقد هستم که اگر آقای محمدرضا عارف ثبت نام کرده بود، یقینا تایید صلاحیت می شد و ۱۰۰ هزار رای هم نمی آورد، اتفاقا خیلی کار درستی کرد که ثبت نام نکرد. اینکه ۱ و نیم میلیون رای را ما به ۸۰ هزار رای رسانده ایم، درست است که بخشی از آن را اصولگرایان گرفته اند و بخشی دیگر را شورای نگهبان ولی مقصر اصلی خود ما هستیم.
*یک دلیل آن این نیست که وقتی اصلاح طلبان قدرت را در دست می گیرند یک جاهایی خلاف آن چیزی که گفته اند رفتار می کنند؟
تهرانی های قدیم به ناصرالدین شاه می گفتند شاه شهید(خنده). آخرین بار که اصلاح طلبان قدرت در دستشان بود برای زمان ناصرالدین شاه بوده است. زمانی که آقای خاتمی رئیس جمهور بود و مجلس ششم روی کار بود بازهم مجبور بودند که خیلی از چیزها را رعایت کنند. من بعد از حادثه کوی دانشگاه روی پای آقای خاتمی افتادم که بیا کسانی که در این حادثه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و آسیب دیدند و در بیمارستان هستند را چند دقیقه ببین، به قرآن اعدامت نمی کنند ولی نیامد. ملاحظاتی داشت که نیامد.

اگر خاتمی چک سفید امضا از رهبری داشت و همه کاره مملکت بود می خواست چه کار کند؟
ما خبط و خطا کم نداشته ایم و یک جاهایی باید محکم تر می ایستادیم و یک جاهایی باید یک کارهایی را می کردیم ولی خطای اصلی این بود که ما بعد از ۲۲ سال نتوانستیم به مردم بگوییم که ما به دنبال چه هستیم. اگر آقای خاتمی امروز همه کاره مملکت شده بود و قدرت می داشت، مقام معظم رهبری به ایشان چک سفید می دادند و می گفتند سید هرکاری خواستی انجام بده و به اطلاعات و سپاه و قوه وقضاییه و همه می گفتند که هیچ کس حق ندارد معترض اینها بشود، آقای خاتمی میخواهی چه کار می خواست بکند؟ ما نتوانستیم این را بگوییم که چه کار می خواهیم بکنیم. ما فقط کلمات زیبا گفته ایم.
۲۷۲۷
منبع : خبر آنلاین