برچسب: صادق خلخالی

  • چرا خلخالی قبر رضاشاه را با دینامیت منفجر کرد؟ /پیامی که بنی صدر فرستاد و واکنش سیداحمد خمینی

    چرا خلخالی قبر رضاشاه را با دینامیت منفجر کرد؟ /پیامی که بنی صدر فرستاد و واکنش سیداحمد خمینی

    چرا خلخالی قبر رضاشاه را با دینامیت منفجر کرد؟ /پیامی که بنی صدر فرستاد و واکنش سیداحمد خمینی

     

    سرانجام جنازه رضاشاه به‌وسیله هواپیما و سپس با قطار مخصوص به تهران حمل و با تشریفات رسمی به شاه‌عبدالعظیم برده شد و در آرامگاه ویژه او، در کنار آرامگاه حضرت عبدالعظیم دفن شد. سال‌ها بعد و در اردیبهشت ‌۱۳۵۹، با وجود مخالفت بنی‌صدر، رئیس‌جمهور وقت، آرامگاه رضاشاه به‌ دستور صادق خلخالی، حاکم شرع، در مدت‌ زمان ۲۰روز به‌کلی ویران شد.

    صادق خلخالی در کتاب خاطراتش در صفحات ۳۴۱ تا ۳۵۱ درباره جزئیات این اقدام می‌نویسد: «ما به دفتر امام رفتیم و طبق معمول، از هر دری سخن به میان آمد و گفته شد: زمان آن فرارسیده است که مقبره پهلوی خراب شود. این ایام مصادف بود با ورود مجدد شاه به مصر، سادات با پناه‌دادن به شاه، می‌خواست او را در بازگشت به ایران کمک کند ولی ما می‌خواستیم به او و یاران او نشان دهیم که دیگر در ایران، هیچ‌گونه ریشه و پایه و خانه‌ای ندارد. یکی از انگیزه‌های ما در خراب‌کردن مقبره پهلوی همین بود و نیز می‌خواستیم، طرفداران او در ایران که همچون ستون پنجم عمل می‌کردند، به‌ کلی مأیوس شوند. ما آن روز به سپاه رفتیم و سرپرست سپاه، امکانات لازم را در اختیار ما گذاشت. ما حدود دویست نفر، با هم جمع شدیم و با بیل و کلنگ، به طرف حضرت عبدالعظیم به راه افتادیم. من در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم، سخنرانی پرشوری ایراد کردم و گفتم: دوره قرارگرفتن بناهای زشت و زیبا در کنار هم، پس از انقلاب اسلامی ایران، دیگر به پایان رسیده و مردم مسلمان ایران نمی‌توانند در کنار مزار شهیدان به خون خفته و چهره‌های درخشان تاریخ اسلام، مانند حضرت عبدالعظیم، مقبره جنایتکارانی مانند رضاخان و ناصرالدین خان [ناصرالدین شاه قاجار] و [حسنعلی] منصور و دودمان پهلوی را تحمل نمایند. باید به هر وسیله‌ای که شده، مقبره‌های سردمداران کفر و الحاد تخریب شود. مردم لحظه‌ به‌ لحظه تکبیر می‌گفتند و ابراز شادی می‌کردند. من حدود سه ربع ساعت برای مردم صحبت کردم و صحن حرم مملو از جمعیت شد.»

    او ادامه می‌دهد: «با صدور فرمان حرکت به‌ سوی مقبره پهلوی، مردم بسیج شدند. آنها در همان دقایق اولیه خیلی تلاش کردند ولی در عمل مشاهده شد که مقبره به‌ قدری محکم ساخته شده که هیچ بیل و کلنگی به آن کارگر نیست. البته، مواد منفجره و سایر لوازم را هم تهیه کرده بودیم. از طرف سازمان رادیو و تلویزیون هم آمده بودند تا فیلمبرداری کنند. مردم ستم‌کشیده از دست این دودمان، به‌ویژه سالخوردگان حضرت عبدالعظیم، بی‌اندازه فعالیت می‌کردند یکی سنگ‌ها را می‌شکست و دیگری پله‌ها را می‌کند و سومی به در و پنجره حمله می‌کرد و خلاصه هر کس کاری می‌کرد. سرانجام، کار به گریدر و بلدوزر و جرثقیل و وسایل قوی مکانیکی کشید. ساعت، حدود ۴:۳۰ بعدازظهر بود که از طرف بنی‌صدر پیام آوردند، مبنی بر این که از تخریب مقبره دست بردارید. من اعتنا نکردم ولی کم‌کم کار جدی شد … سرپرست وزارت کشور، نامه رسمی مرقوم و اعلام نمود که دستور از طرف شورای انقلاب و شخص آقای بنی‌صدر است و شما باید به هر نحو که شده، دست از تخریب بردارید وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم، یعنی شما را توقیف می‌کنیم. من دیدم که دیگر جای تأمل نیست. لذا گفتم که: به آقای بنی‌صدر بگویید، هر چه می‌خواهد، طبق مقررات انجام دهد و ما هم اینجا هستیم و تا مقبره را با خاک یکسان نکنیم، از اینجا خارج نخواهیم شد. اطراف مقبره را گروه مسلح فداییان اسلام در محاصره داشتند و پاسداران هم مواظب اوضاع بودند. سرانجام شب فرارسید ولی ما نتوانستیم مقبره را بخوابانیم؛ اگرچه خسارت زیادی به آن زدیم و به‌ صورت مخروبه درآوردیم. ساعت حدود ۱۰ شب، برای استراحت، محل مقبره را ترک کردم.»

    خلخالی درباره ورود احمد خمینی به محل تخریب مقبره این‌گونه می‌نویسد: «کمی بعد، جناب آقای حاج‌ احمد آقا خمینی، برای دیدن مقبره و در واقع، برای تقویت روحیه اینجانب به آنجا آمد و افراد مستقر در آن محل را تشویق کرد و با این عمل خود فهماند که امام با تخریب مقبره، مخالفتی ندارند و این امر، بی‌اندازه موجب تقویت ما شد… .»

    خلخالی در ادامه خاطراتش باز هم به روایت جزئیات تخریب مقبره می‌پردازد: «ما فردای آن روز نیز، مشغول به کار شدیم. البته این‌ بار با دلگرمی بیشتری کار می‌کردیم. در بعضی از جراید درج شده بود که تخریب مقبره پهلوی به تأخیر افتاد و این مطلب را از قول بعضی از کمیته‌ها نوشته بودند اما ما با جدیت مشغول تخریب شدیم و مردمی که برای زیارت حضرت عبدالعظیم می‌آمدند، با شعارهای خود ما را تأیید می‌کردند. تعداد بی‌شماری از مردم نیز از تهران برای کمک آمده و فریاد می‌زدند: باید مقبره هر چه زودتر خراب شود. شاید شما ندانید که این مقبره را تا چه حد محکم ساخته بودند. ما آن را مثقال‌مثقال می‌کندیم و بلدوزر و گریدر و وسایل تخریب عادی، بدان کارگر نبود. سرانجام ما مجبور شدیم که با دینامیت مقبره را به‌تدریج خراب کنیم. هر روز، مهندسین و کارشناسان درجه یک، به‌عنوان متخصص تخریب از کارخانه سیمان ری می‌آمدند و چه بگویم، متجاوز از بیست روز طول کشید تا آن دکور شیطانی فرو ریخت و به‌ طور کامل تخریب شد. پس از تخریب، صدای هلهله و شادی از مردم بلند شد و شور و شعف به‌ قدری بود که غیر قابل وصف است.

    او همچنین می نویسد: ما به چشم خود دیده بودیم که مردم ساده‌لوح، پس از زیارت حضرت عبدالعظیم، بر مقبره ناصرالدین‌شاه هم فاتحه می‌خواندند. البته، ما دست‌ به‌ کار شدیم و دستور دادیم که سنگ قبر ناصرالدین‌شاه را بکنند تا اثری از مقبره او در کنار حضرت عبدالعظیم نمانده باشد. ما نه‌تنها قبر رضاخان را با خاک یکسان کردیم، بلکه قبر علیرضا پهلوی [برادر محمدرضاشاه] و فضل‌الله‌خان زاهدی، عامل کودتای ۲۸ مرداد و منصور، امضاکننده قرارداد کاپیتولاسیون و مصونیت مستشاران نظامی آمریکا و ده‌ها نفر دیگر از سردمداران فساد را نیز نابود کردیم. آنها با نزدیک‌کردن خود و خانواده خود به دربار، طی سالیان دراز، مردم را به انحطاط کشانده بودند.»

    ۶۴۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس

    از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس

    از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس

    «آخر وقت امروز اعلام شد که سرلشکر قرنی درپی یک ترور مسلحانه در بیمارستان مهر تهران جان سپرد. قرنی در سال‌های ۳۴ تا ۳۶ در سمت‌های ریاست رکن ۲ ستاد ارتش و معاونت ستاد ارتش انجام وظیفه کرده بود و ۲۲ سال پیش به‌علت فعالیت‌های ضدرژیم مورد تعقیب قرار گرفت و به سه سال زندان محکوم شد. پس از پیروزی انقلاب، سرلشکر قرنی به ریاست ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و چندی پیش، پس از حوادث کردستان از کار برکنار شد.

    رئیس سابق ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز در خیابان پهلوی سابق ترور شد. طبق اطلاع رسیده حادثه حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح در حوالی سینما امپایر رخ داد و به گفته شاهدان یک موتورسوار مسلح به‌سوی سرلشکر قرنی تیراندازی کرده و دو گلوله از ناحیه پا و شکم به او اصابت کرده است. در این حادثه، مهاجم از مسلسل یوزی استفاده کرده است. قرنی را پس از حادثه تیراندازی به بیمارستان منتقل کردند و بلافاصله به اتاق عمل بردند اما تلاش برای نجات وی مؤثر واقع نشد و نامبرده درگذشت.

    ظهر امروز در یک تماس تلفنی با سرلشکر ناصر فربد، رئیس ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، وی گفت: به‌طوری‌که به ما اطلاع داده‌اند، یک موتورسوار مسلح به مسلسل یوزی به طرف سرلشکر قرنی تیراندازی کرده است. از طرف ارتش، رئیس بهداری ارتش و یک تیم پزشکی به بیمارستان مهر اعزام شدند تا چگونگی حادثه را مورد بررسی قرار داده و اقدامات لازم را برای معالجه به عمل آورند. مسئولان بیمارستان مهر نیز اعلام کردند که در این حادثه دو نفر که مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند به بیمارستان منتقل شده‌اند اما هویت شخص دیگر هنوز مشخص نشده است». این گزارشی است که روزنامه کیهان بعدازظهر همان روزی که محمدولی قرنی ترور شد، چاپ کرد؛ یعنی در تاریخ سوم اردیبهشت ۱۳۵۸. اما محمدولی قرنی که بود؟

     از کودتای ۳۲ تا کودتای۳۶

    سرلشکر محمدولی قرنی، در زمان کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ فرمانده نظامی تیپ گیلان بود. در فاصله کوتاهی پس از کودتا به درجه سرتیپی و مقام ریاست رکن دوم ارتش رسید. قرنی در اسفندماه سال۱۳۳۶ در مقام فرمانده رکن دوم ارتش به اتهام طرح توطئه کودتا علیه رژیم بازداشت شد اما باوجود جرائم سنگینی که به او نسبت داده می‌شد و اظهارات دادستان، ارتش سپهبد آزموده که اقدام او را خطرناک‌تر از توطئه سازمان نظامی حزب توده توصیف کرده بود، به سه‌سال زندان و اخراج از ارتش محکوم شد. قرنی در دی‌ماه۱۳۳۹ مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد. او در آن دوره قصد داشت کودتایی را با حمایت آمریکا علیه محمدرضا پهلوی اجرا کند.

    درباره چگونگی لورفتن کودتا منابع مختلف روایت‌های متفاوتی ذکر کرده‌اند. برخی افسران ارشد نظامی ازجمله سپهبد تیمور بختیار، سپهبد حاج‌علی کیا و سپهبد مهدی‌قلی علوی‌مقدم را که رقابت‌های شدیدی با او داشتند، مسئول این کار می‌دانند. به عقیده گروهی دیگر دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به‌دلیل نشان‌دادن حسن نیت خود به شاه این اطلاعات را افشا کرده‌اند. نظریه بعدی نیز دستگاه‌های امنیتی انگلیس یا شوروی را به‌علت جلوگیری از بروز یک کودتای آمریکایی در ایران عامل لورفتن کودتا می‌داند. منابع منتشرشده آمریکایی ضمن تأیید اطلاع‌داشتن آمریکا از نقشه کودتا، افشای این اطلاعات ازسوی آمریکا را رد می‌کند. یکی از برجسته‌ترین تحلیل‌ها درباره کودتای ناکام قرنی آن است که ایالات متحده با طرح‌ریزی این برنامه کودتا، می‌توانست شاه را از وجود یک اپوزیسیون قدرتمند هراسناک کرده و او را نسبت به انجام اصلاحاتی که مانع از سقوط حکومت پهلوی و بر سرکارآمدن دولتی بی‌طرف یا حامی شوروی شود، تحریک کند.

    قرنی پس از آزادی از زندان از آمریکا قطع امید کرد و به چهره‌های ملی-مذهبی همچون آیت‌الله طالقانی، نهضت آزادی و آیت‌الله سیدهادی میلانی نزدیک شد که این امر باعث دستگیری مجدد او شد. قرنی این‌بار نزدیک به ۹ماه در زندان انفرادی به‌سر برد و مجددا در دادگاه نظامی به سه‌سال زندان محکوم شد. پس از آزادی از زندان در این مرحله، زندگی مادی او به‌شدت متشنج و ضعیف شد. او از آن زمان به بعد تحت کنترل شدید ساواک قرار گرفت. همسر سپهبد محمدولی قرنی در مصاحبه‌های پس از ترور همسرش گفته بود: «سپهبد قرنی در زمان شاه و نظام طاغوت تا درجه سرلشکری ارتقا یافت، اما زمانی که متوجه اسلام‌زدایی و ستم‌کاری شاه و جنایات و خیانت‌های آمریکا در ایران شد، به تمام مزایای مادی و منزلت سرلشکری پشت پا زد».

     مسئولیت در دوران انقلاب

    اواخر سال۱۳۵۶ و اوایل۱۳۵۷ هنوز رابطه خود را با آیت‌الله طالقانی و گروه نهضت آزادی و روحانیون مخالف حفظ کرده بود. ارتباط با رحیم ملکان که از نظامیان نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی بود، نقطه آغاز ارتباط او با امام شد. روز ۲۲بهمن۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و آغازبه‌کار دولت موقت، سرلشکر قرنی در سمت نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش ایران پس از انقلاب قرار گرفت. پس از انتصاب به ریاست ستاد ارتش روز ۲۴بهمن۵۷ به دفتر ستاد ارتش آمد و پس از پایین‌کشیدن عکس شاه و بالابردن عکس امام گفت: «ارتش شاهنشاهی که می‌گفتند مجهزترین ارتش دنیاست و شاید هم از لحاظ وسایل و تجهیزات چنین بود، ظرف چندساعت متلاشی شد؛ زیرا ایمان و آرمان نبود». ناآرامی‌های کردستان در زمان مسئولیت قرنی آغاز شد و او در این قضیه با تصمیم‌گیری به‌موقع توانست جلوی پیشروی مخالفان انقلاب را بگیرد.در همین دوران سازمان منافقین و سازمان چریک‌های فدایی خلق در موضع جبهه دموکراتیک ملی ایران در راستای مواضع مشترک درباره ارتش اظهارنظر می‌کردند که با محور بنیادها و نهادهای ضدانقلابی ارتش و احتراز از بازسازی آن، محلی برای سپاه‌گیری حرفه‌ای در فرهنگ انقلاب ایران باقی نمی‌ماند. پس از ارائه اظهارنظرات گوناگون دیگر درباره ارتش، سرلشکر قرنی در مصاحبه‌ای گفت که اگر ارتش ملی را به هر وسیله تضعیف کنند، استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر می‌افتد: «در ارتش شکلی به وجود می‌آورم که دشمنان کشور نتوانند کوچک‌ترین لطمه‌ای به ایران وارد کنند. ارتش برمبنای ایدئولوژی اسلامی و عدل، باید به‌تدریج و با مرور زمان صورت بگیرد. ارتش ایران سابقه ۲۵ساله دارد که شاهد تخلفات افراد گوناگون بوده ‌ و به همین منظور پاک‌سازی‌هایی صورت گرفته ‌است و این روند برای اصلاح و سالم‌ماندن ارتش همچنان ادامه خواهد داشت».

     روایت روز ترور

    محمدولی قرنی در سوم اردیبهشت۱۳۵۸ به دست گروه فرقان در خانه‌اش ترور شد. از حمید نیکنام و هم‌فکرانش به عنوان ضارب و عامل ترور نام برده می‌شود. روایت محسن شجاعی، راننده و محافظ سپهبد قرنی که تنها شاهد ماجرا بوده، از نحوه ترور او به ضرب گلوله حمید نیکنام در کتاب «مرزبان؛ زندگی‌نامه شهید قرنی» این‌گونه آمده است: «یک روز متوجه شدم یک گروه نقاش به خانه ایشان آمده تا جاهایی از منزل را رنگ کند. به نقاش گفتم: شما که دارید اینجا کار می‌کنید، مواظب باشید که یک‌وقت در حیاط را باز نکنید. کُلتم کنارم بود و لب حوض نشسته بودم. یکی از نقاش‌ها روی نردبان بود و دیگری هم داشت نقاشی می‌کرد. یک پسربچه هم همراهشان بود که سطل‌ها را تمیز می‌کرد.

    تیمسار یک سینی چای آورد. گفتم: اینها که بالا نشسته‌اند، مدام دارند ما را کنترل می‌کنند؛ منظورم کسانی بود که از بالکن یکی از اتاق‌های هتل واقع در روبه‌روی خانه مشرف بودند. تیمسار قرنی گفت: تو چقدر به اینها گیر می‌دهی… حدود ۸:۳۰ و ۹ صبح بود، همین‌طور که داشتیم چای می‌خوردیم در خانه را زدند، تا من بلند شوم که در را باز کنم، پسربچه‌ای که کمک نقاش‌ها بود، بی‌اختیار دوید و در را باز کرد. تا من بیرون برسم، یکی از فرقانی‌ها، اسلحه کلاشینکف را زیر گلویم گذاشت. کلتم را از من گرفت و با ضربه‌ای خشابش را بیرون پراند و خشاب را گوشه باغچه انداخت و کلتم را پرتاب کرد طرف دیگر حیاط… مهاجمین مرا هل دادند و به رویم رگبار بستند، من هم اشهدم را خواندم و به دیوار چسبیدم. فقط مدام می‌گفتم: تو را به خدا به تیمسار کاری نداشته باشید، آدم خوب و خیرخواهی است. گفتند: ساکت ‌شو حرف ‌نزن و بعد داخل خانه دویدند. دو تیر شلیک کردند و سوار موتور شدند و به سرعت از محل رفتند… دو گلوله به سینه و پای قرنی اصابت کرده بود. پیکر وی با وانتی به بخش جراحی بیمارستان مهر منتقل شد اما سرلشکر قرنی چند لحظه بعد از انتقال به بخش جراحی درگذشت».

    از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس
    از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس

     سپهبد محمد ولی قرنی در کنار داریوش فروهر در جریان وقایع کردستان – اسفند ماه۵۷

    روزنامه اطلاعات هم در آن زمان نوشت: «طبق گزارش خبرنگار ما سوءقصدکنندگان که دو جوان ۲۷ تا ۲۸ ساله بوده‌اند از روز بیست‌ونهم فروردین‌ماه سال جاری در یک اتاق دوتخته هستند واقع در طبقه دوم هتل جم که در کوچه‌ای مقابل سینما امپایر (در خیابان پهلوی) واقع است و پنجره اتاقی که تروریست‌ها در آن اقامت داشته‌اند نیز مقابل حیاط مسکونی تیمسار قرنی قرار دارد. این دو تن ساعت ۱۰:۳۰ بامدادِ دیروز را برای ترور تیمسار قرنی مناسب تشخیص دادند و منظور خود را عملی کردند. چگونگی ماجرا از این قرار است.

    ساعت ۱۰بامداد دیروز که تیمسار قرنی در حیاط مسکونی خود مشغول قدم‌زدن ‌بوده است زنگ خانه به صدا درمی‌آید. یک کارگر شیشه‌بر که در منزل تیمسار قرنی کار می‌کرده است و خود را با دو جوان که یکی کلت کالیبر۴۵ و دیگری تفنگ یوزی در دست داشته‌اند، مواجه می‌بیند. مهاجمان ابتدا با اسلحه کلت به طرف کارگر که نام وی محمدتقی است شلیک می‌کنند و بعد تیمسار قرنی را در صحن حیاط هدف قرار داده و با شلیک سه ‌تیر از کلت کالیبر۴۵ وی را مضروب می‌کنند.

    هنگام وقوع حادثه، خانواده تیمسار قرنی در منزل بوده‌اند و با شنیدن صدای گلوله به حیاط می‌دوند و با جسد خون‌آلود تیمسار قرنی و کارگر شیشه‌بر که تصادفا دیروز در منزل تیمسار قرنی کار می‌کرده، مواجه می‌شوند. آنان سراسیمه به کوچه می‌دوند و از مردم کمک می‌خواهند. در این موقع یک راننده رهگذر با اتومبیل خود تیمسار قرنی و کارگر مضروب را به بیمارستان مهر منتقل می‌کند. متأسفانه معالجات در مورد تیمسار قرنی بی‌اثر ماند و وی مقارن ساعت یک بعدازظهر دیروز براثر شدت جراحات وارده درگذشت، اما کارگر مضروب مورد عمل جراحی قرار گرفت و اینک زیر چادر اکسیژن به سر می‌برد».

    مراسم ترحیم سپهبد قرنی

    مراسم تشییع و ترحیم سپهبد قرنی با حضور مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت و برخی از اعضای دولت مانند داریوش فروهر،آیت الله العظمی مرعشی نجفی، شهاب الدین اشراقی، مکارم شیرازی، سید احمد خمینی، شیخ صادق خلخالی و بسیاری از شخصیت های سیاسی برگزار شد.

    تصاویری از این مراسم را ببینید:

    مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت در مراسم تشییع سپهبد قرنی

    آیت الله العظمی مرعشی نجفی و شیخ صادق خلخالی در مراسم ترحیم سپهبد قرنی

    شهاب الدین اشراقی، مکارم شیرازی، سید احمد خمینی در مراسم ترحیم سپهبد قرنی

    داریوش فروهر و محمود مانیان در مراسم ترحیم سپهبد قرنی

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین