برچسب: شهید چمران

  • معنای زندگی از نگاه دکتر چمران

    معنای زندگی از نگاه دکتر چمران

    معنای زندگی از نگاه دکتر چمران
    معنای زندگی از نگاه دکتر چمران

    ایسنا/خراسان رضوی شهید چمران به لحاظ بهره‌ هوشی، جزو نخبگان جامعه بود و قطعاً راه دینی انتخاب شده توسط ایشان به حدی بود که خود را در پیشگاه خداوند متعال قربانی کرد و به دیدار پروردگارش نایل آمد.

    فیلسوفان و اندیشمندان تلاش کرده‌اند تا با تحلیل ساختار کلی زندگی انسان، بتوانند پوچی را به محتوا برسانند. با مدافه و غور در مقالات فراهم آمده از زندگی شهید مصطفی چمران می‌توان فهمید که او زیستن آدمی در این جهان را واجد معنا می‌داند و با تفسیرهای مثبتی بر فقدان معنا و اندیشه‌های پوچ محور در باب هستی مخالف است. محققان در پژوهشی با عنوان «بررسی تحلیلی زندگی در اندیشه شهید مصطفی چمران» آورده‌اند: «مصطفی چمران نه مانند کامو بر بی‌معنایی و پوچی جهان تأکید خاص می‌کند و نه مانند نیچه است که جهان را آشفته بداند و فرآیند کره زمین را نابخردانه».

    در این پژوهش که توسط هاشم نادرپور در گروه فلسفه تطبیقی دانشگاه آزاد اسلامی تهران، میثم لطیفی و رضا اکبری عضو هیأت علمی گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق(ع) انجام شده آمده است: «مطابق یک نمونه اولیه فلسفی، در تحلیل معنای زندگی می‌توان دو رویکرد کاملاً متفاوت را متصور شد؛ در رویکرد اول زندگی اساساً فاقد معنای آفاقی و هرگونه هیجانی برای زیستن است. جهان را نیروهای کر و کور احاطه کرده است و زندگی فرد فرد آدمی در قیاس با عمر کیهان مانند نور ضعیفی است که چند لحظه‌ای سو سو می‌زند و سپس برای همیشه خاموش می‌شود.

    اما در رویکرد دوم، زندگی برای زیستن نیست و امر دیگری وجود دارد که زندگی به خاطر آن انجام می‌پذیرد. هستی هدفی دارد و آدمی در تکاپوی رسیدن به معنا مجدانه باید تلاش کند. زندگی شهید چمران بیانگر این است که او نه تنها زندگی را بی‌معنا نمی‌داند، بلکه به شدت درصدد دستیابی به معنا است. مقولاتی مانند خداباوری در زندگی، وجود خدا معنا بخش به زندگی و تأکید بر تکامل و عروج به سوی خدا، موید معنادار بودن زندگی از نگاه مصطفی چمران هستند».

    در این پژوهش آمده است: «نظریات معنای زندگی پس از التزام به اینکه زندگی واجد هدفی است، به دو دسته طبیعت‌گرایانه و فرا طبیعت‌گرایانه امکان و قابلیت‌های موجود در این جهان مادی برای معنادار ساختن زندگی کافی است؛ به عنوان مثال یکی از مصادیق معنابخش به زندگی از نگاه طبیعت‌گرایان، لذت و خوشی است. شهید چمران نگاه طبیعت‌گرایانه به زندگی و به لحاظ سلبی هیچ اهتمامی به لذت‌های مادی حیات نداشته است.

    جهان از دیدگاه چمران، ابزاری برای رسیدن به تکامل و تحول نفسانی است

    به تعبیری عام‌تر او اساسا اصالتی برای دنیای مادی قائل نبوده است، جهان از دیدگاه او ابزاری برای رسیدن به تکامل و تحول نفسانی است و هیچ‌گاه به عنوان هدفی درخور و شایسته، نگاه ذاتی به آن نمی‌شود و تعبیر شهید چمران در «سه طلاقه کردن دنیا» موید این مطلب است. می‌توان گفت در سرتاسر زندگی چمران این نوع نگاه سلبی به لذات و خوشی‌های زندگی وجود دارد. کدهایی مانند دوری از خواهش‌های نفسانی، عدم توجه به آرزوها و منافع دنیوی، مردود بودن لذات مادی، بی‌ارزش بودن حیات دنیوی، پوچی لذات دنیوی، عدم دل‌بستگی به دنیای مادی و… کدهایی هستند که نمایانگر نگاه سلبی او به لذات و دنیای مادی هستند.

    اما مطابق نگاه ایجابی، زندگی شهید چمران نه تنها اعتنایی بر لذات نداشته است بلکه آمیخته با غم، درد و رنج بوده است. او از این دردمندی نالان نیست و درد و غم را نعمتی از جانب پروردگار می‌داند و معتقد است ارزش انسان‌ها به اندازه تحمل درد و رنج در راه خداست. از نگاه او درد و رنج شرایطی را فراهم می‌کند که انسان تنها به یاد خدا باشد و جز خدا چیز دیگری را نجوید و در طلب چیزی غیر از او نباشد و به نظر می‎‌رسد که این نوع نگرش مثبت به درد و غم متأثر از نگاه عارفانه مصطفی چمران باشد».

    براساس این پژوهش: «نکته مهمی که در زندگی شهید چمران وجود دارد این است که او تنها به انجام اعمال مبتنی بر دینداری بسنده نکرده است و در تکمیل فرآیند معنادهی به زندگی‌اش، با تأکید بر تکامل و تحول نفسانی و با داشتن روحیه‌ای عرفانی و اوج گرفتن از دنیای خاکی، مرحله نهایی معنادار کردن زندگی خود که همانا قربانی شدن در راه خدا و لقاء الله است را، مصداقی عینی می‌بخشد.

    درجه کمال انسانی به میزان مقاومتی است که انسان در برابر مشکلات دارد

    شهید چمران زندگی دنیوی را وسیله‌ای برای رسیدن به تکامل می‌دانست و اعتقاد داشت درجه کمال انسانی به میزان مقاومتی است که انسان در برابر مشکلات زندگی و خواسته‌های نفسانی دارد. او مشکلات زندگی را زمینه‌ساز آماده شدن بشر برای مقام انسانیت می‌دانست و هدف مبارزات دینی را هدایت انسان‌ها و تعبیر و تحول نفسانی آن‌ها قلمدار می‌کرد.

    اگر معنای زندگی دینی برآمده از زندگی این شهید عالی مقام و دیگر شهدای دفاع مقدس را به عنوان یک بازی زبانی در نظر بگیریم، لازمه درک معنای زنده ایشان، قرارگیری مخاطب در جایگاه دینی و معنوی‌ است که ایشان از آن برخوردار بودند. به عبارت دیگر تنها زمانی می‌شود اوج معناداری و حلاوت زندگی شهدای دفاع مقدس را درک کرد و به قضاوت نشست که در آن شکلی از زندگی که قرار داشتند، شرکت کنیم؛ هرچند که قرارگیری در این شکل از زندگی، اگر نگوییم غیر ممکن است، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

    نباید فراموش کرد که شهید چمران به لحاظ بهره‌ هوشی، جزو نخبگان جامعه بود و قطعاً راه دینی انتخاب شده توسط ایشان به حدی بود که خود را در پیشگاه خداوند متعال قربانی کرد و به دیدار پروردگارش نایل آمد. بنابراین لازم است راه انتخاب شده توسط ایشان را با استدلال و منطق برای جامعه و خصوصا جوانان تشریح کرد تا ضمن درک صحیح از افکار و نحوه زیستن این بزرگوار، بستر لازم برای رشد جامعه دینی و پرورش جوانانی با افکار شهدا فراهم شود».

    این پژوهش در فصلنامه روانشناسی نظامی در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است.

    انتهای پیام

  • اگر شهید چمران امروز حضور داشت اصلاح‌طلب بود یا اصولگرا؟

    اگر شهید چمران امروز حضور داشت اصلاح‌طلب بود یا اصولگرا؟

    اگر شهید چمران امروز حضور داشت اصلاح‌طلب بود یا اصولگرا؟

    امروز ۳۱ خردادماه، سالروز شهادت یکی از چهره های مشهور، اما همچنان ناشناخته باقی مانده انقلاب اسلامی است. کسی که نقش پررنگی در روند مبارزه با رژیم شاه و پیروزی انقلاب ایفا کرد.

    شاید برای نسل امروز مصطفی چمران، تنها با یک فیلم یا چند مستند شناخته شود، اما با نگاهی به سابقه مبارزاتی‌اش می‌توان به ابعاد جدیدی از شخصیت او پی بُرد و شاید تا قبل از مطالعه عمیق تر درباره شخصیت شهید چمران، چنان که یک جامعه شناس اصولگرا هم باور دارد، بتوان او را «مظلوم» دانست. کسی که از سوی برخی جریانات مصادره به مطلوب شده است.

    چمران هیچ گاه کُشت و کشتاری که چگوارا در کوبا انجام داد، نکرد

    در همین رابطه، ابراهیم فیاض گفت: شهید چمران برای همیشه «مظلوم» است. علتش هم این است که نه تنها هیچ گاه به درستی شناخته نشد، بلکه مصادره به مطلوب شد. من یک ضلع شخصیتی او را «شریعتی»، ضلع دیگرش را «امام موسی صدر» و بُعد سوم شخصیتش را «تهرانی بودن» می دانم. این موارد در چمران به شدت موثر بودند.

    وی افزود: به گفته مجید تهرانیان از اعضای کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، هنگامی که میان برخی اعضاء دعوایی رخ داد، شهید چمران به گریه افتاد. او می گفت تأثر و بزرگ منشی چمران بسیار تاثیرگذار بوده است. من این نکته را به برادر شهید چمران(مهدی چمران) هم گفته ام که هنوز هیچ کار مطالعاتی عمیقی درباره شخصیت چمران نشده است. آن فیلم«چ» هم که ساخته شد، درباره اش گفتم که چگوارا کجاو چمران کجا؟ چمران هیچ گاه کُشت و کشتاری که چگوارا در کوبا انجام داد، نکرد.

    تفاوت مهدی چمران با شهید چمران 

    وی بیان کرد: شهید چمران راه امام را می رفت و در همین راه نیز به شهادت رسید. او از آنجا که سعی می کرد از عرفان یا حکمت اسلامی استفاده کند، شخصیتی وسعت دار داشت و اضداد در شخصیتش جمع می شد. در اوج احساسات، قاطعیت کافی برای جنگ داشت.

    فیاض درباره شباهت های میان شهید چمران با برادرش گفت: مشکلی که مهندس مهدی چمران دارد این است که گرفتار شده و همانطور که به خودش هم گفته ام، او می خواست با ایجاد جمعیت آبادگران جریان سومی به وجود آورد. و اگر آن کار را نمی کرد احمدی نژاد به قدرت نمی رسید. او توسعه شبیه دوره هاشمی را قبول نداشت و به همین دلیل هم «آبادگران» را تاسیس کرد. او به شدت به برادرش اعتقاد دارد و من کاری به راهی که می رود ندارم، اما بارها ارادت او را به برادر شهیدش دیده ام.

    اگر شهید چمران امروز حضور داشت اصلاح‌طلب بود یا اصولگرا؟
    اگر شهید چمران امروز حضور داشت اصلاح‌طلب بود یا اصولگرا؟

    صداوسیما در اوج انحراف در خصوص معرفی «انقلاب اسلامی» در همه ابعادش قرار دارد

    وی بیان کرد: شخصیت های بزرگ که متعلق به آینده هستند در زمان حال خود شناخته نمی شوند و هرچه می گذرد به تدریج شناخته خواهند شد. ۳۹ سال از شهادت چمران می گذرد ولی امروز بازهم درباره او صحبت می کنیم. باید دید مشکل چه بود که چمران شناخته نشد؟ متاسفانه عرفان و حکمت که وسط می آید یک فرد را تبدیل به اسطوره می کند و روی طاقچه قرار می دهد. علاوه بر این، جریان راست سنتی زمانی که شهید چمران مقابل بنی صدر ایستاد، دوباره او را به نفع خودش مصادره کرد. گویی که انگار چمران همراه آنها بوده، در حالی که چنین نبوده است.

    این جامعه شناس اصولگرا گفت: متاسفانه صداوسیما در اوج انحراف در خصوص معرفی انقلاب اسلامی در همه ابعادش قرار دارد و در قبال معرفی چمران نیز بسیار کوتاهی کرده است. من این را پیشتر در جلسه ای گفته ام که اگر سازمان سیا می خواست صداوسیمایی بنیان بگذارد که نسبت به انقلاب و شخصیت های انقلاب و مبانی آن انحراف ایجاد کند، به توفیقی دست نمی یافت که صداوسیمای کنونی دست پیدا کرده است. من همچنین گفته ام نمی توانم باور نکنم که فراماسونری در صداوسیما حاکم است. و همانطور که فراماسونری تاریخ ما را تحریف کرده و تاریخی برای ما ساخته که نسبت به آینده چنین تردید کنیم، در صداوسیما نیز همین کار در حال انجام است. از این رو می بینیم در قبال معرفی شخصیت هایی نظیر شریعتی، بازرگان و حتی مطهری این چنین عمل می شود.

    یکی از فاسدترین کشورهای دنیا شده ایم

    وی افزود: مصادره شخصیت‌ها و بی محتوا سازی آنها ضمن در مقابل انقلاب قرار دادن‌شان در صداوسیما صورت می گیرد. متاسفانه با ادامه این روند یکی از فاسدترین کشورهای دنیا شده ایم. پرونده فساد معاون سابق قوه قضائیه را ببینید، هنوز نگفته اند او با چه کسانی رفت و آمد داشته و کارگزار چه کسانی بوده است؟ وقتی آدم ها را در برابر ارزش های انقلاب قرار می دهیم، نتیجه اش این می شود. وقتی شخصیت های انقلاب را طوری تعریف می کنیم که در مقابل انقلاب قرار می گیرند و نه همراه آن، همین می شود. مثلا وقتی به شهید چمران لقب «لیبرال» یا آمریکایی داده شود، شخصیت ها مصادره و بی معنا می شوند. و کم کم نسل جوان به این نتیجه می رسد که متفکرین بزرگ کشورشان یک مشت آدم بی شخصیت بوده اند. در صورتی که آنها انسان های بزرگی هستند.

    اگر شهید چمران امروز حضور داشت در زمره متدینین جبهه اصلاحات قرار می گرفت

    او در پایان با بیان اینکه اگر چمران امروز زنده بود، اصلاح طلبی متدین محسوب می شد، گفت: اگر شهید چمران امروز در قید حیات بود، جزو متدینین جبهه اصلاحات محسوب می شد. متاسفانه طیف سکولار اصلاحات بلندگوی این جریان را در دست دارد. اما اصلاح طلبان متدین کسانی هستند که امام بنا داشت چارچوب های تئوریک آنها را ایجاد کند. بازهم تکرار می کنم که شکی ندارم اگر شهید چمران امروز حضور داشت در زمره متدینین جبهه اصلاحات قرار می گرفت.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • تصاویری کمتر دیده شده از شهیدمصطفی چمران

    تصاویری کمتر دیده شده از شهیدمصطفی چمران

    ۱۷۳۰۲

    تصاویری کمتر دیده شده از شهیدمصطفی چمران

    منبع : خبرآنلاین

  • تصویری از چریک و نابغه جنگ های نامنظم در کنار رهبر انقلاب/واکنش شهید چمران به شعار انحلال ارتش چه بود؟

    تصویری از چریک و نابغه جنگ های نامنظم در کنار رهبر انقلاب/واکنش شهید چمران به شعار انحلال ارتش چه بود؟

    ۳۱ خرداد امسال، سی و نهمین سالی می‌شود که نابغه نبردهای چریکی شهید مصطفی چمران را در میان خود نداریم. ۳۹ سال پیش این مرد بزرگ در منطقه دهلاویه خوزستان در نبرد با صدامیان مظلومانه به شهادت رسید و با خون خود درخت انقلاب اسلامی را تنومندتر کرد.

    شهید چمران آنقدر ساده و صمیمی و دلبسته امام(ره) و انقلاب بود که در ابتدای انقلاب، هم چپی‌ها هم راستی‌ها مسلک او را نمی‌پسندیدند. اقدامات برجسته فراوان شهید چمران در سه سال ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، باعث شده بود که او در زمره مسئولانی قرار بگیرد که در میان نخبگان سیاسی آن زمان و همچنین مردم از محبوبیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار باشد. به نحوی که حضرت امام خمینی (ره) بعد از شهادت شهید چمران بیان کردند: او (شهید چمران) با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید. هنر آن است که بی‏ هیاهوهای سیاسی و خودنمایی‌های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی‏، و این هنر مردان خداست».

    مردی که نه چپی‌ها نه راستی‌ها او را قبول نداشتند/ چمران چگونه زیست و آسمانی شد؟
    تصویری از چریک و نابغه جنگ های نامنظم در کنار رهبر انقلاب/واکنش شهید چمران به شعار انحلال ارتش چه بود؟

    شهید مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. وی که تحصیلات دوران متوسطه را در دارالفنون و دبیرستان البرز گذراند، در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و سال ۱۳۳۶ در رشته الکترومکانیک فارغ‌التحصیل شد. این دانشگاه یک سال افتخار تدریس چمران را داشت تا آن‌که در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام و با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ مدرک دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما شد.

    این دانشجوی مبارز در آمریکا، با همکاری بعضی دوستانش، برای نخستین‌بار «انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا» را پایه‌ریزی کرد. وی همچنین از مؤسسان انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا بود و به همین دلیل بورس تحصیلی او از سوی محمدرضا شاه پهلوی قطع شد. چمران پس از قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ رهسپار مصر شد و مدت دو سال سخت‌ترین دوره‌های چریکی و پارتیزانی را آموخت. از او به عنوان بهترین شاگرد این دوره قدردانی شد و این رتبه، مسئولیت تعلیم چریک‌های مبارز ایرانی را بر عهده‌اش گذاشت.

    وی که برای تعلیم چریک‌های مبارز ایرانی، ایجاد پایگاه چریکی مستقل را ضروری می‌دید، با هدف ایجاد این پایگاه به لبنان سفر کرد و توانست با کمک‌های امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمانی را به نام «امل» بر اساس اصول و مبانی اسلامی ایجاد کند.

    چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از ۲۳ سال هجرت، به وطن باز می‏‌گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏‌گذارد. خاموش و آرام، ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‏‌پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏‌های پاسداران انقلاب در سعدآباد می‏‌کند. سپس در شغل معاونت نخست‏‌وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏‌اندازد تا سریع‏‌تر و قاطعانه‏‌تر مسئله کردستان را فیصله دهد تا اینکه بالاخره در قضیه فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان و اراده آهینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می‏‌شود.

    در آن شب مخوف پاوه، همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل‏ عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی‏‌ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای دشمن لحظه به ‏لحظه نزدیک‏‌تر می‌‏شد؛ باران گلوله می‏‌بارید و می‌‏رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق شود، ولی دکتر چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی‏‌مانده را نجات دهد و شهر مصیبت‏‌زده را از سقوط حتمی برهاند.

    مردی که نه چپی‌ها نه راستی‌ها او را قبول نداشتند/ چمران چگونه زیست و آسمانی شد؟

    امام خمینی (ره) به ارتش فرمان داد تا در ۲۴ ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دکتر چمران واگذار شد.

    رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه تجارب انقلابی، ایمان، فداکاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه‏‌ریزی دکتر چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی‏‌ترین مظاهر انقلابی و شکوهمندترین قهرمانی‏‌ها به وقوع پیوست و در مدت ۱۵ روز شهرها و راه‏‌ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب اسلامی درآمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

    روحیه دفاع از مظلوم در تمام رفتار و سَکنات شهید چمران بروز و ظهور داشت. زمانی که شهید چمران دید برخی عناصر در جامعه، ناآگاهانه یا ناجوانمردانه شعار انحلال ارتش را سر می‌دهند، به دفاع تمام قد از ارتش پرداخت. امام خمینی (ره)، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و همچنین شهید چمران،  ۳ چهره‌ای بودند که به شدت با انحلال ارتش مخالفت کردند.  این چهره‌های برجسته، کُنه و ذات نیروهای ارتش را به خوبی شناخته بودند و می‎‌دانستند که از دست دادن آن‌ها خُسران بسیاری را به جمهوری اسلامی ایران وارد می‌کند.  

    دکتر چمران بعد از این پیروزی بی‏‌نظیر به تهران فرخوانده شد و به وزارت دفاع منصوب شد. در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی به یک سلسله برنامه‏‌های وسیع بنیادی دست زد که پیاده کردن برنامه‏‌های اصلاحی از این قبیل است تا ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

    مصطفی چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود.

    وی سپس به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.

    در خوزستان گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ‏‌های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه به مرور قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد.

    ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ ‏های نامنظم یکی از این برنامه‏‌ها بود که به کمک آن، جاده‏‌های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏‌های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود ۲۰ کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک‏ماه، آب کارون را به طرف تانک‏‌های دشمن روانه ساخت، به طوری که آن‌ها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏‌نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.

    مردی که نه چپی‌ها نه راستی‌ها او را قبول نداشتند/ چمران چگونه زیست و آسمانی شد؟

    یکی از کارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود، تاکتیک تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی که ابرقدرت‏‌ها قبلاً فکر آن را نکرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر بوجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد، ولی چندین‏‌بار نیروهایی بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر را سازماندهی کرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت‌‏‌ها مقاومت کنند.

    پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند بنابراین برای دومین‏‌بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک‏‌های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند.

    دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با تلاش فراوان رهبر معظم انقلاب اسلامی، ارتش را آماده ساخت که برای اولین ‏بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه‏‏‌آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه‏ای جدید از جانب جاده اهواز- سوسنگرد به دشمن یورش برد.

    چمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می‌شتافت که در محاصره تانک‏‌های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقه محاصره دشمن انداخت. در این هنگام بود که نبرد سختی درگرفت؛ نیروهای کماندوی دشمن از پشت تانک‏‌ها به او حمله کردند و او همچون شیری در میدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه‏‌ای به نقطه‏‌ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می‏‌رفت. کماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانک‏‌ها به سوی او تیراندازی می‏‌کردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها، سریع، چابک، برافروخته و شادان از شوق شهادت در رکاب حسین (ع) و در راه حسین (ع).

    در روز قبل از تاسوعا، به آتش آن‌ها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می‏‌داد. در همین اثناء، هم‏رزم باوفایش به شهادت رسید و او یک‏ تنه به نبرد حسین‏‌گونه خود ادامه ‏داد و به سوی دشمن حمله برد تا این که از دو قسمت پای چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یک کامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود، داخل کامیون نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی ‏داد.

    خبر زخمی شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزدیکی دروازه سوسنگرد، شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افکند که بی‏‌محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند.

    دکتر چمران با همان کامیون خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد، اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏‌های نامنظم برگشت. جالب اینجا بود که در همان شبی که در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهیدفلاحی، فرمانده لشکر ۹۲، شهید کلاهدوز، مسئولین سپاه و امیر محمد سلیمی)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهیدمحلاتی) در کنار تخت او در بیمارستان تشکیل شد و درهمان حال و همان شب، پیشنهاد حمله به «ارتفاعات الله‏‌اکبر» را مطرح کرد.

    به دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دی‏ماه ۵۹) که منجر به شکست قسمتی از نیروهای خودی شد و فاجعه هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد. تعدادی از رزمندگان را از جبهه «فرسیه» انتخاب کرد و با چند فروند هلی‌کوپتر که خود فرماندهی آن‌ها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی‏‌سابقه زد. او آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکاتی دشمن در جاده جفیر به طلائیه شد، اما به خاطر آتش شدید دشمن، هلیکوپترها نتوانستند از سد آتش آن‌ها از منطقه هویزه بگذرند و حمله هوایی دشمن هلیکوپترها را مجبور به بازگشت کرد.

    دکتر چمران از سکون و عدم تحرکی که در جبهه‏‌ها وجود داشت دائماً رنج می‏‌برد و تلاش می‏‌کرد که با ارائه پیشنهادات و برنامه‏‌های ابتکاری حرکتی بوجود آورد و اغلب این حرکت‌‏‌ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏ برکف ستاد نیز عملی ساخت. او اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه‏‌های الله‏‌اکبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه که نزدیکی مرز است، رساند تا ارتباط شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. بالاخره در روز ۳۱ اردیبهشت ماه سال ۶۰، با یک حمله هماهنگ و برق‏‌آسا، ارتفاعات الله‏‌اکبر فتح شد و پس از پیروزی سوسنگرد، بزرگترین پیروزی تا آن زمان بود.

    چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین کسانی بود که پای به ارتفاعات الله‌‏اکبر گذاشت؛ در حالی که دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت می‏‌کرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادی از جان برکفان و یاران خود توانستند با فداکاری و قدرت تمام تپه‏‌های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف درآورند، درحالی که دیگران در هاله‏‌ای از ناباوری به این اقدام جسورانه می‏‌نگریستند.

    مردی که نه چپی‌ها نه راستی‌ها او را قبول نداشتند/ چمران چگونه زیست و آسمانی شد؟

    پس از پیروزی در ارتفاعات الله‏‌اکبر، اصرار داشت نیروهای ما هرچه زودتر، قبل از اینکه دشمن بتواند استحکاماتی برای خود ایجاد کند، به سوی بستان سرازیر شوند که این کار عملی نشد و شهیدچمران خود طرح تسخیر دهلاویه را به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.

    فتح دهلاویه، در نوع خود عملی جسورانه و خطرناک و غرورآفرین بود. نیروهای ستاد پلی بر روی رودخانه کرخه زدند. پلی ابتکاری و چریکی که خودشان طراحی بودند. از رودخانه عبور کردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاویه را فتح کردند. این اولین پیروزی پس از عزل بنی‏ صدر از فرماندهی کل قوا بود که به عنوان طلیعه پیروزی‌‏های دیگر به حساب آمد.

    در روز ۳۱ خردادماه سال ۶۰، یعنی یک‏ ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله‏‌اکبر، در جلسه فوق‏‌العاده شورای عالی دفاع در اهواز از عدم تحرک و سکون نیروها انتقاد کرد و پیشنهادات نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای‎ عالی دفاع بود که شهیدچمران در آن شرکت داشت و فردای آن روز، غم‏‌انگیز بود.

    در سحرگاه سی ‏ویکم خردادماه سال ۶۰، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دکترچمران به شدت از این حادثه ناراحت شد. به طرف سوسنگرد به راه افتاد. همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده‌‏شان، ایرج رستمی را به آن‌ها تبریک و تسلیت گفت. همچنین گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می‏‌برد». سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده‏‌بوسی کرد. به همه سنگرها سرکشی کرد و در خط مقدم، در نزدیک‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر کسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏‌شد و مطمئناً دشمن هم آن‌ها را دیده بود. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏‌های دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دکتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند و از هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند. خمپاره‌ای در اطراف او به زمین خورد و یکی از نمونه‏‌های کامل انسانی از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلی پیوست.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین