برچسب: شهید سپهبد قاسم سلیمانی

  • روایت حضور مستقیم سردار سلیمانی در جنگ تموز | سردار در اتاق عملیات مرکزی حضور داشت

    روایت حضور مستقیم سردار سلیمانی در جنگ تموز | سردار در اتاق عملیات مرکزی حضور داشت

    روایت حضور مستقیم سردار سلیمانی در جنگ تموز | سردار در اتاق عملیات مرکزی حضور داشت

    شیخ نعیم قاسم، معاون دبیرکل حزب الله لبنان در چهاردهمین سالگرد جنگ تموز در سال ۲۰۰۶ در گفت وگو با پایگاه خبری العهد در مورد نقش شهید سپهبد سلیمانی در این جنگ گفت: تجاوز تموز در سال ۲۰۰۶ جنگ واقعی اسرائیل علیه لبنان بود و همانگونه که اذعان می کنند هدف آن نابودی مقاومت اسلامی بود اما خدا را شکر ما تجهیزات و آمادگی کامل را داشتیم و از سوی دیگر رهبری مدبر یعنی دبیرکل حزب الله لبنان فرماندهی ما را برعهده داشت و همچنین فرماندهانی نظامی و جهادی مانند حاج عماد مغنیه حضور داشتند و حاج قاسم سلیمانی که در شدیدترین جنگ‌ها لبنان را ترک نکرد، به صورت روزانه ما را همراهی می کرد.

    وی تاکید کرد که سردار سلیمانی یکی از کسانی بود که در جنگ تموز به صورت مستقیم در اتاق عملیات مرکزی حضور داشت تا نیازهای اضطراری را برآورده کند و برای مقابله با دشمن و شکست آن و تحقق پیروزی، در رابطه با برخی برنامه‌های نظامی نظر می‌داد.

    روایت حضور مستقیم سردار سلیمانی در جنگ تموز | سردار در اتاق عملیات مرکزی حضور داشت
    روایت حضور مستقیم سردار سلیمانی در جنگ تموز | سردار در اتاق عملیات مرکزی حضور داشت

    شیخ نعیم قاسم گفت که سردار سلیمانی به دلیل اینکه در اتاق عملیات حضور داشت تنها برای فعالیتهای جهادی با او دیدار می کردیم اما بعدها برای مشورت با او دیدار کردیم و چگونگی کمک به مردم و چگونگی بهره برداری از نتایج جنگ که با پیروزی لبنان به پایان رسید را مورد بحث و بررسی قرار دادیم.

    معاون دبیرکل حزب الله لبنان در رابطه با نقش سردار شهید قاسم سلیمانی در حمایت از مقاومت سوریه به ویژه در جنگ آزادسازی الجرود گفت: همه شنیدند که در سال ۱۹۹۸ حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و این نیرو متشکل از جهادی‌ها است و در تمام منطقه از فلسطین گرفته تا لبنان، عراق،  پاکستان، افغانستان و سوریه حضور دارند و او امور آموزش و آمادگی آن ها در تمام منطقه را برعهده داشت. بنابراین زمانی که جنگ سوریه در سال ۲۰۱۱ آغاز شد طبیعی بود که حاج قاسم این پرونده را به صورت مستقیم برعهده بگیرد و هدف آن این بود که اولا سوریه را از این جنگ نجات دهد، ثانیا با داعش و جریان‌های تکفیری مقابله کند و ثالثا از نیروهای عراقی و افغانی و پاکستانی و ایرانی و همچنین نیروهای حزب الله که در کنار سوریه ایستادند،  حمایت کند.

    معاون سید حسن نصرالله تاکید کرد: بنابراین حاج قاسم سلیمانی فرمانده واقعی تمام نیروها در داخل سوریه به جز ارتش سوریه برای مقابله با چالش ها و تحقق پیروزی ها بود که به فضل الهی داعش در این منطقه شکست خورد و نظام سوریه نجات پیدا کرد.

    وی درپاسخ به این سوال که با ذکر نام شهید سلیمانی اولین چیزی که به ذهنتان خطور می کند چیست گفت: اولین چیزی که به ذهنم خطور می کند تواضع و ارتباط او با اهل بیت علیهم السلام و درآمیختگی او با ولایت است.

    شیخ نعیم قاسم خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهمی در شخصیت حاج قاسم سلیمانی وجود دارد و آن این است که او فرماندهی نظامی- سیاسی بود به عبارت دیگر او علاوه بر راهبرد نظامی راهبرد سیاسی داشت و این امر باعث می شد که اقدامات حاج قاسم سلیمانی نتایج مختلفی را محقق کند. سردار سلیمانی شخصیتی استثنائی بود و همین مساله باعث شد که در پی شهادت او میلیون‌ها نفر در ایران و خارج از ایران به خیابان ها بیایند.

    ۲۳۲۳

    منبع : خبرآنلاین

  • ماجرای عکس یادگاری سردار سلیمانی با دختری که حجاب مناسبی نداشت

    ماجرای عکس یادگاری سردار سلیمانی با دختری که حجاب مناسبی نداشت

    ماجرای عکس یادگاری سردار سلیمانی با دختری که حجاب مناسبی نداشت

    به گزارش خبرآنلاین، متن این طرح گرافیکی که حوزه هنری انقلاب اسلامی منتشر کرده، بدین شرح است: می خواستند عکس یادگاری بگیرند. از ماشین پیاده شد. یک گروه دیگر برای دومین بار از ماشین پیاده‌اش کردند برای عکس گرفتن. دفعه سوم، یک خانم خواست عکس بگیرد؛ با حجاب نامناسب. پیاده شد و با او هم عکس گرفت. گفت: باور نمی کردم با من عکس بگیرید. از امروز سعی می کنم حجابم را درست کنم. 

    ماجرای عکس یادگاری سردار سلیمانی با دختری که حجاب مناسبی نداشت
    ماجرای عکس یادگاری سردار سلیمانی با دختری که حجاب مناسبی نداشت

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • تصویری از سردار سلیمانی در لباسی متفاوت و ویژه

    تصویری از سردار سلیمانی در لباسی متفاوت و ویژه

    تصویری از سردار سلیمانی در لباسی متفاوت و ویژه

     

     

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • جمله متفاوت همسر و دختر سردار سلیمانی بعد از شهادت حاج قاسم

    جمله متفاوت همسر و دختر سردار سلیمانی بعد از شهادت حاج قاسم

    محبوبه همسر شهید مدافع حرم محمد بلباسی زنی که از سال ۹۵ تا کنون ۴ فرزند به یادگار مانده همسرش را تنها بزرگ کرده. همسری که هنوزم که هنوز است خاک خان طومان سوریه را رها نکرده و پیکرش مفقود الاثر است.

    وقتی از او خواستم مانند دیگر خانواده شهدای مدافع حرم اگر دیداری با حاج قاسم داشته را برایمان روایت کند. آهی از عمق جان می‌کشد و می‌گوید: «خواهرجان من جا ماندم. زینبم تب داشت و نتوانستم به دیدار این مرد بزرگ بروم. اما بعد از شهادتش مهمان خانه شان شدیم.» محبوبه خانم از دوستی اش با زینب دختر حاج قاسم می‌گوید و خاطره فردای شهادت را اینگونه روایت می‌کند:

    جمله دختر «حاج قاسم» به همسر شهید مدافع حرم چه بود؟

    این جهان پر است از ساعت‌ها و ثانیه‌های وهم آلود، ساعت‌ها و ثانیه‌هایی که تو فقط در آن معلقی و هیچ اراده‌ای در آن نداری. بعضی از ساعت‌ها و دقیقه‌ها و ثانیه‌ها از آن زمان‌های لعنتی است.

    سرسخت و بی رحم! به در و دیوار هم بزنی نمی‌توانی درستش کنی. دلتنگ می‌شوی و احساس غربت می‌کنی بی آنکه دلیلش را بدانی. می‌خواهی بمیری، ولی نمی‌میری! ناخودآگاه اشکت سرازیر میشود زیر لب با خودت میگویی “خدا به خیر کنه”!

    تلویزیون را که‌روشن‌کردم حسن بیدار شده بود، شبکه خبر از اصابت موشک آمریکایی به ماشین حاج‌قاسم و ابومهدی می‌گفت!

    سوال‌های ممتد حسن و سکوت مطلق من…

    نشستیم ونشستیم و تماشا کردیم، حرفی نبود، پیکرهای اربا اربا و مردمانی که بازهم کینه‌ی علی را داشتند!

    به خودم آمدم یقه‌ای از اشک خیس شده. همه از انتقامی سخت صحبت می‌کردند. یاد دعای ندبه‌ی صبحم افتادم. دو روز گذشت (و شاید نگذشت! اصلا راستش را بخواهی بعد از مصیبت، زمان نمی‌گذرد، همان زمان لعنتی که خود را کوک می‌کند برای تیک نخوردن…)

    زمستان سال قبل بود که حاجی برای دیدار با خانواده‌های شهدا به مازندران آمده بود؛ و من مثل همیشه جامانده! زینب تب داشت و من نتوانستم بروم. خب مادر بودم. مثل الان. با حاجی حرف میزنم عکسش را می‌بینم و حرف می‌زنم نمیدانم چقدر باید بگذرد تا از حسرت ندیدنت کم شود.

    حالا هم مادر هستم. بچه‌ها امتحان دارند هوا سرد سرد سرد است. زینب هنوز کوچک است.

    این بار هم جامانده ام و نمیتوانم بدرقه ات کنم. شب را با همین حال گذراندم نفهمیدم کی خوابم برد. بعد نماز صبح به گوشی ام پیام آمد مریم بود همسر شهید حاجی زاده: «محبوب می‌خوایم الان راه بیفتیم بریم تهران خونه حاجی زود آماده شو.»

    شوکه شده بودم. مثل برق از جا پریدم آماده شدم بچه‌ها را سر و سامان دادم و گذاشتم بمانند که صبح به خانه‌ی عمویشان بروند، زینب را هم گذاشتم بماند…

    راهی تهران شدیم، با مریم و همسر و پسر شهید ولایی. جاده‌ی هراز یخبندان بود. آرام آرام برف می‌آمد روی شیشه‌ی بخار کرده با انگشتانم شعر می‌نوشتم: «من خود به چشم خویشتن…»

    مریم خیره به گوشی اش بود گفت محبوب این و ببین، یک دست نوشته بود: “دختر عزیز و خوبم!

    همانطور که شهید تو را انتخاب کرد امیدوارم خدا هم در عرش اعلی انتخابت کند. دخترم دعایم کن.

    جمله متفاوت همسر و دختر سردار سلیمانی بعد از شهادت حاج قاسم
    جمله متفاوت همسر و دختر سردار سلیمانی بعد از شهادت حاج قاسم

    گفت حاجی بچه‌ها رو بغل کرد و گفت من بچه‌های شهدایی که شهید شدن (مکث کرد و گفت) نه ما باعث شهادتشون شدیم و که می‌بینم شرمنده میشم. من و حلال کنین.

    مریم گفت و بغض هر دوتایمان ترکید. نه داغمان کم میشد نه بغض شکسته‌ای سبکمان میکرد؛ پسر شهید ولایی انگشترش را از دستش در آورد و گفت من که رفتم پیش حاجی بدون اینکه حرفی بزنم خود حاجی انگشترش و داد به من. دانه دانه خاطراتشان را مرور میکردند؛ و میان تمامی این خاطره‌ها من نبودم! بگذریم… بالاخره رسیدیم.

    خانه‌ای قدیمی و وسایلی قدیمی تر، اما روح‌انگیز! در و دیواری که پر از عکس‌های شهدا بود. همسر حاجی که آرام نشسته بود و خروشش درونی بود، وقتی دور خانم حاجی جمع شدیم و اشک هایمان را دید مدام قربان صدقه مان رفت. گفت: «اگر حاجی براتون کم کاری کرد بر من ببخشید!»

    انگار زن و شوهر از یک روح بلند مشترک برخوردار بودند؛ و من نمیدانم کدام کم کاری بود؟ مردی که از وقتی نبودیم برای ما جنگید و وقتی بودیم همرزم همسرهایمان بود و وقتی آن‌ها رفتند نورِ امید ما!

    و کدام کم کاری که مرهم بود و مانند خیلی‌ها زخم نبود…

    زینب دختر حاجی وارد اتاق شد و ما را در آغوش گرفت و گفت: «خودم نوکر بچه هاتون هستم پدرم اگه نیست، من هستم!»

    با خودم گفتم: کاش پیکرت این طور نامرتب نبود تا همسرت بعد از سال‌ها یک دل سیر تو را تماشا کند.

    از آنجا که بیرون آمدیم دیگر برف نمی‌بارید. ولی سوز عجیبی داشت مریم و بقیه برای تشییع حاجی تهران می‌مانند، اما من باید برگردم سوار ماشین می‌شوم و به سمت شمال حرکت میکنم. حالا، اما آرامم و میدانم که این خود حاجی بود که مرا به خانه اش دعوت کرد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • حمایت خانواده شهدای ترور از صدور حکم جلب برای ترامپ و ۳۵ نفر از عاملان ترور سردار سلیمانی

    حمایت خانواده شهدای ترور از صدور حکم جلب برای ترامپ و ۳۵ نفر از عاملان ترور سردار سلیمانی

    حمایت خانواده شهدای ترور از صدور حکم جلب برای ترامپ و ۳۵ نفر از عاملان ترور سردار سلیمانی

    در پی اعلام دادستان تهران مبنی بر صدور دستور جلب و اعلام وضعیت قرمز از سوی پلیس بین‌الملل برای رئیس جمهور آمریکا و تنی چند از افرادی که در مباشرت، مبادرت و آمریت ترور سردار سلیمانی نقش داشتند، خانواده شهدای ترور با صدور اطلاعیه‌ای ضمن حمایت از این اقدام، آن را تلاشی قابل تحسین برای بزرگداشت مبارزات شهید سلیمانی علیه تروریسم در سرتاسر منطقه دانستند.

    در این بیانیه آمده است: اقدام شایسته تقدیر قوه قضائیه و دادستانی تهران در اعلام صدور جلب رئیس جمهور تروریست آمریکا که مستقیما دستور ترور فرمانده عالی نظامی کشورمان را صادر کرده بود، به همراهی تعداد دیگری از جنایتکاران، بدون تردید پاسداشت رشادت‌های این فرمانده بزرگ در میدان مبارزه با تروریسم در غرب آسیا بوده است.

    حمایت خانواده شهدای ترور از صدور حکم جلب برای ترامپ و 35 نفر از عاملان ترور سردار سلیمانی
    حمایت خانواده شهدای ترور از صدور حکم جلب برای ترامپ و ۳۵ نفر از عاملان ترور سردار سلیمانی

    همچنان که این اقدام درخور، در هفته حقوق بشر آمریکایی، بی‌تردید اذهان و افکار عمومی را متوجه اقدامات تروریستی و ضدحقوق‌بشری دولت‌های ایالات متحده آمریکا علیه شهروندان کشورهای دیگر و حتی شهروندان خود خواهد کرد و عمق دخالت‌های کاخ سفید و دست داشتن مقامات آن در ریختن خون بی‌گناهان را بیش‌ازپیش نشان خواهد داد.

    در بخش پایانی این بیانیه آمده است: صدها سند معتبر داخلی و خارجی از نقض مکرر حقوق بشر و جنایات تروریستی ایالات متحده و گروه‌های تروریست وابسته به آن علیه شهروندان ایرانی در اختیار بنیاد هابیلیان است و این نهاد به عنوان متولی قربانیان تروریسم در کشور، آمادگی کامل برای همکاری با دستگاه قضایی کشور برای تحقق اقدامات قضایی علیه گروهک های تروریستی و حامیان آن‌ها را دارد.

    فرمانده شهید، حاج قاسم سلیمانی، ۱۳ دی ماه سال گذشته به‌همراه تعدادی از همرزمانش، با آمریت رئیس جمهور آمریکا، در اطراف فرودگاه بین‌المللی بغداد، ترور و به شهادت رسید.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • لحظه‌ای که سردار سلیمانی به بن بست رسید /ماجرای دیدارهای متفاوت با رهبر انقلاب

    لحظه‌ای که سردار سلیمانی به بن بست رسید /ماجرای دیدارهای متفاوت با رهبر انقلاب

    به گزارش خبرآنلاین، حسین امیرعبداللهیان از دیپلمات‌های سرشناس از نزدیک با سردار پیروز، حاج قاسم سلیمانی، همکاری نموده و ارزیابی دقیقی از رویکردهای حرفه‌ای، رفتار سازمانی و روش‌های مدیریتی فرمانده نیروی قدس ارائه می‌نماید.

    در همین رابطه بخوانید؛

    علت تاخیر در حمله سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی عین الاسد بعد از ترور سردار سلیمانی

    او در گفتگو با فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران روایت خواندنی از ولایتمداری سردار شهید سلیمانی داشته است که در ادامه می خوانید؛

    *بارها من می‌دیدم وقتی که در پیچیدگی‌های مسائل منطقه و مشکلاتی که به ایشان روی آورده بود و به بن‌بست رسیده بودند. می‌رفتند با حضرت آقا ملاقات می‌کردند؛ یا در جلسه‌ای که راجع به موضوع برگزار می‌شد و حضرت آقا در آنجا رهنمودها و توصیه‌هایی داشتند، وقتی ایشان بیرون می‌آمد مثل کسی بود که در یک چشمه‌ی آب زلال رفته، سیراب شده و بیرون آمده  است.

    لحظه‌ای که سردار سلیمانی به بن بست رسید /ماجرای دیدارهای متفاوت با رهبر انقلاب
    لحظه‌ای که سردار سلیمانی به بن بست رسید /ماجرای دیدارهای متفاوت با رهبر انقلاب

    *مثلاً یکی از این موارد زمانی بود که حتی بعضی از بزرگان ما در کشور در موضوع سوریه حس می‌کردند دیگر در سوریه  بیشتر از این نمی‌توانیم جلو بریم و به مردم سوریه و برای حل معظل سوریه کمک بکنیم. وقتی جلسه شورای عالی امنیت ملی به ریاست مقام معظم رهبری برگزار شد، من یک ربع بعد از جلسه، ایشان را در منطقه‌ی پاستور و ریاست جمهوری که قراری داشتیم، دیدم. سردار سلیمانی متبسم و خیلی شاد و شاداب گفت امیرعبداللهیان، آقا تکلیف همه‌مان را روشن کردند و باید برویم با تمام توان هر کاری می‌توانیم انجام بدهیم چنین حالتی داشت و با یک شادابی و نشاط و انگیزه ویژه بود.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • علت تاخیر در حمله سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی عین الاسد بعد از ترور سردار سلیمانی /واکنش حاج قاسم به پیام محرمانه محمد بن سلمان

    علت تاخیر در حمله سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی عین الاسد بعد از ترور سردار سلیمانی /واکنش حاج قاسم به پیام محرمانه محمد بن سلمان

    به گزارش خبرآنلاین حسین امیرعبداللهیان از دیپلمات‌های سرشناس جمهوری اسلامی به‌شمار می‌رود و در پست‌های مختلفی در وزارت امور خارجه فعالیت کرده است. وی طی دو دهه اخیر در موقعیت‌های سازمانی گوناگون، خصوصاً در پست معاون عربی و آفریقائی وزیر امور خارجه، از نزدیک با سردار پیروز، حاج قاسم سلیمانی، همکاری نموده و ارزیابی دقیقی از رویکردهای حرفه‌ای، رفتار سازمانی و روش‌های مدیریتی فرمانده نیروی قدس ارائه می‌نماید. به عقیده امیرعبداللهیان، سردار سلیمانی سه راهبرد مهم را در تلاش‌ شبانه روزی خود تعقیب نموده است: ارتقای جایگاه جهان اسلام، مبارزه با تروریسم و ممانعت از تجزیه عراق و سوریه که در تحقق هر سه راهبرد موفقیت قاطع به‌دست آورده است.

    بخش هایی از گفتگو با امیرعبداللهیان با فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران را بخوانید؛

    *اولین چیزی که من را خیلی جذب ایشان کرد روحیه‌ی مکتبی و بی‌آلایش و سادگی ایشان در رفتار بود. مثلاً وقتی در حوزه‌ی مأموریتی خودش یک کاری داشت که باید وزارت خارجه انجام می‌داد. ایشان در جایگاهی بود که باید به وزیر خارجه زنگ می‌زد و آن درخواست را می‌کرد. اما اگر حس می‌کرد مثلاً در نهایت کار قرار است کارشناس یا معاون ساده‌ی اداره سیاسی در وزارت خارجه، آن کار را انجام دهد مستقیم به آن فرد زنگ می‌زد. خود من این طور با سردار آشنا شدم. با اولین تماس تلفنی و درخواستی که راجع به یک موضوعی داشت. درحالی که من یک کارشناس بودم البته اصلاً این‌جوری نبود که وزارت خارجه یا وزیر را بخواهد دور بزند اما برای اینکه کار انجام بشود خیلی خودش را منتظر و معطل نگه نمی‌داشت.

    دیدارهای متفاوت سردار سلیمانی با رهبر انقلاب زمانیکه به بن بست می رسید

    *بارها من می‌دیدم وقتی که در پیچیدگی‌های مسائل منطقه و مشکلاتی که به ایشان روی آورده بود و به بن‌بست رسیده بودند. می‌رفتند با حضرت آقا ملاقات می‌کردند؛ یا در جلسه‌ای که راجع به موضوع برگزار می‌شد و حضرت آقا در آنجا رهنمودها و توصیه‌هایی داشتند، وقتی ایشان بیرون می‌آمد مثل کسی بود که در یک چشمه‌ی آب زلال رفته، سیراب شده و بیرون آمده  است.

    علت تاخیر در حمله سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی عین الاسد بعد از ترور سردار سلیمانی /واکنش حاج قاسم به پیام محرمانه محمد بن سلمان
    علت تاخیر در حمله سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی عین الاسد بعد از ترور سردار سلیمانی /واکنش حاج قاسم به پیام محرمانه محمد بن سلمان

    *مثلاً یکی از این موارد زمانی بود که حتی بعضی از بزرگان ما در کشور در موضوع سوریه حس می‌کردند دیگر در سوریه  بیشتر از این نمی‌توانیم جلو بریم و به مردم سوریه و برای حل معظل سوریه کمک بکنیم. وقتی جلسه شورای عالی امنیت ملی به ریاست مقام معظم رهبری برگزار شد، من یک ربع بعد از جلسه، ایشان را در منطقه‌ی پاستور و ریاست جمهوری که قراری داشتیم، دیدم. سردار سلیمانی متبسم و خیلی شاد و شاداب گفت امیرعبداللهیان، آقا تکلیف همه‌مان را روشن کردند و باید برویم با تمام توان هر کاری می‌توانیم انجام بدهیم چنین حالتی داشت و با یک شادابی و نشاط و انگیزه ویژه بود.

    سردار سلیمانی مانند یک دیپلمات حرفه ای مذاکره می کرد

    *من می‌دیدم که سردار سلیمانی در سطوح مختلف واقعاً مثل یک دیپلمات حرفه‌ای مذاکره می‌کند. با مقامات سیاسی، با رهبران کشورها مذاکره می‌کند. هرچند ابعاد مذاکره سردار سلیمانی مثل مذاکرات ما دیپلمات ها و وزارت خارجه‌ای ها انعکاس خبری پیدا نمی‌کرد اما شما تأثیرش را در ظاهر و در میدان می‌دیدید.

    سردار سلیمانی مسئول تیم مذاکره کننده ایران و عراق و آمریکا بود

    *به عنوان یک تجربه‌ی خیلی مهم، زمانی که به درخواست رهبران سیاسی عراق از جمهوری اسلامی ایران و با موافقت مقام معظم رهبری قرار شد ایران و عراق و آمریکا، در سال ۱۳۸۶ در بغداد مذاکره کنند، در ارتباط با آن مذاکرات مسؤول پرونده و هدایت تیم مذاکره کننده سردار سلیمانی بود، از طرف ما آقای کاظمی قمی، سفیر وقت ما در عراق، آقای دکتر امیری، از شورای عالی امنیت ملی، و از وزارت امور خارجه بنده، در آن مذاکرات بودیم. دوستانی که در آن مذاکره بودند، شهادت می‌دهند سردار سلیمانی برای ما ده‌ها ساعت جلسه می‌گذاشت. آن موقع آقای دکتر لاریجانی دبیر عالی شورای امنیت ملی بودند. ایشان هم در این موضوع نقش داشتند. اما مسؤولیت مستقیم به عهده سردار سلیمانی قرار گرفته بود و ایشان بخوبی از ظرفیت آقای لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی به‌عنوان دبیرخانه و از ظرفیت دستگاهای ذیربط، استفاده می کردند ده‌ها ساعت وقت می‌گذاشتند برای این چنین مذاکره حساسی ایشان به نکاتی توجه می‌کرد که شما حداقل باید ده سال وزیر خارجه باشی که بتوانی فقط این مسایل را در یک مذاکره دیپلماتیک درک کنی؛ آن هم با طرف پر مدعایی مثل آمریکا. جدای از آن در قانع کردن طرف‌های مختلف بالاخره مذاکرات سیاسی نیاز بود. اینها ویژگی‌هایی بود که ایشان بعنوان یک دیپلمات عمل می‌کرد.

    *گاهی اوقات زنگ می‌زد و یک کاری را از من در وزارت امور خارجه می‌خواست. من آن کار را در روال خودش می‌گذاشتم و سریع هم انجام می‌شد. هفته بعد که همدیگر را می‌دیدیم اولین سؤالی که می‌پرسید می‌گفت امیرعبداللهیان کار آن فرد انجام شد؟ آن موضوع که با شما صحبت کردم به نتیجه رسید؟  گاهی اوقات وضعیت و احوال افراد پیرامون خودش را خیلی بادقت و با جزئیات دنبال می‌کرد.

    ماجرای غذای کرمانی دستپخت همسر سردار سلیمانی

    *یک وقتی ما با سردار سلیمانی در دفترش جلسه داشتیم چهار پنج نفر بودیم موقع ناهار شد غذا برای ما آوردند. بعد یک ظرف غذای مخصوص کرمانی، همسر سردار سلیمانی درست کرده بود و برای سردار فرستاده بود. سردار غذا را باز کرد. اسمش را فراموش کردم یک غذایی خاص کرمان بود. ظرف غذا را باز کرد. گفت خانمم به‌خاطر اینکه خیلی وقت است بیرون بودم و نرسیدم موقع شام و نهار خانه باشم، این غذای خاص را درست کرده است صبح به من گفت این غذا را می‌فرستد. سپس بلند شد برای یک‌یک ما این غذا را در کنار غذای اصلی که داشتیم توزیع کرد. بعد  اشاره کرد به آقای پورجعفری، (جا دارد از سردار شهید پورجعفری هم در این گفت‌وگو یادی بکنیم.) گفت آقای پورجعفری بگو یک تعداد ظرف بیاورند و بشمار ببین بچه‌هایی که در ساختمانند چند نفرند؟ آقای پورجعفری آمد گفت که حاج آقا از سرباز جلوی در تا اینجا مثلا دوازده نفرند. ما مشغول ناهار بودیم. سردار برای تمام این دوازده نفر از این غذا تقسیم کرد. گفت اینها را ببرید به همه‌شان بدهید. برای خودش تقریباً هیچی نماند. دیدم آن آخرش یک لقمه‌ای نان گرفته ته ظرف را پاک می‌کند. من ظرف خودم را مقابلش گذاردم گفتم حاجی این را با هم بخوریم برای شما چیزی نمانده است گفت نه خانم من به اندازه‌ی کافی برای شب گذاشته است. شما غذایتان را میل بکنید. این در حالی بود که آن جلسه‌ی ما یک جلسه‌ی پرچالش و پراسترسی بود اما توجه‌ش به آن سربازی که جلوی در ساختمان ایستاده هم بود تا از این غذایی که همسرش فرستاده، محروم نشود.

    نوع برخورد نظامی سردار سلیمانی با نیروهایش

    *گاهی از دوستان‌شان می‌شنیدم و بعضی وقت‌ها چون زیاد با ایشان ارتباط داشتم می‌دیدم ممکن بود در هنگام عملیات آن تحکم خاص خودش را به نیروهای زیرمجموعه‌ش هم داشته باشد. گاهی اوقات که ممکن بود یک نفر از رفتارش در اوج فرماندهی‌ش حس خوبی هم نداشته باشه ولی شاهد بودم بعد از گذشت بیست دقیقه کار که انجام می‌شد خود سردار حواسش بود که مثلاً این فرد از آن برخورد نظامی سردار که لازمه‌ی کارش بوده رنجیده خاطر شده است. می‌آمد عذرخواهی می‌کرد. من یک وقتی به یکی از این دوستان در حضور سردار یک انتقادی کردم. گفتم من اگر سردار سلیمانی مثلاً در محیط نظامی این جوری بهم دستور می‌داد نمی‌توانستم تحمل کنم گفت ببین وجه دیگر شخصیت سردار سلیمانی به گونه‌ایست اگر به گوش ما هم بزند می‌دانیم یک ساعت بعد سردار سلیمانی این را از دل ما بیرون می‌آورد. اما در کار جدیست در کار دیر بجنبیم توبیخ می‌شویم و باید کارو وظیفه‌مان را درست انجام بدهیم.

    *سردارسلیمانی برای «صلح» تلاش می‌کرد بهترین تعریفی که می‌شود از سردار سلیمانی کرد و بهترین عنوانی که می‌شود در تابلوها برای اسم سردار سلیمانی استفاده کرد «سردار صلح» است. سردار سلیمانی برای امنیت، برای صلح در جهان اسلام، برای امنیت حداکثری در ایران، شب و روز نداشت.

    نیروهای نظامی ایران دو ساعت بعد از ترور سردار سلیمانی آماده شلیک بودند

    *بخش نظامی ایران  کمتر از دو ساعت بعد از ترور سردار سلیمانی آماده شلیک به سمت پایگاه‌های آمریکا در منطقه  بود و فقط منتظر بودند فرماندهان تصمیم بگیرند هدف کدام پایگاه، و در کجا باشد. آن چیزی که باعث شد با سه روز چهار روز تأخیر این شلیک انجام شود و این انتقام گرفته بشود یک بخش مهمش این بود که حرمت پیکر شهدای این حادثه و شخص سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس حفظ بشود و اجازه داده شود مردم احترام خودشان را به پیکر این شهدا ادا کنند. پیکر مطهر شهدا دفن شود مراسم تشییع و تجلیل از این شهدا تحت تأثیر عملیات تلافی جویانه قرار نگیرد. لذا وقتی پیکر مطهر سردار سلیمانی دفن شد. وقتی پیکر مطهر ابومهدی المهندس در وادی السلام دفن شد. وقتی مطمئن شدند هر دو پیکر مطهر و همراهان‌شان دفن شدند دستور شلیک داده شد و نقطه‌ای که باید زده بشود زده شد.

    * درست است سردار سلیمانی یک شخصیت کاریزماتیک داشت اما به لحاظ ساختاری به لحاظ همان نبوغی که داشت و ویژگی‌هایی که داشت ایشان کاری کرد که اگر یک روزی سردار سلیمانی در قید حیات نباشد، سازمان تحت فرماندهی سردار سلیمانی پویاتر، فعال‌تر، پرتحرک‌تر از گذشته و متناسب با تحولات بتواند عمل کند.

    واکنش سردار سلیمانی به پیامی که محمد بن سلمان فرستاد

    *پیامی را از طرف آقای «محمدبن سلمان» برای ما آوردند در تهران من به عنوان معاون وزیر خارجه، در ساختمان دفتر مطالعات وزارت خارجه، این پیام را از رابط سعودی‌ها دریافت کردم سعودی‌ها در حالی که در یمن در آن مقطع داشتند کاملاً می‌باختند و واقعاً اگر وضعیت ادامه پیدا می‌کرد در آن مقطع انصارالله بزرگترین پیروزی‌ها را بدست می‌آورد، پیام دادند که ما آمادگی داریم با انصارالله مذاکره کنیم، اما به طور سرّی و شرط ما این است که خبری نشود. ژنرال سلیمانی نظامی، وقتی با این قصه مواجه شد به من که معاون وزارت خارجه بودم گفت که من باور ندارم پیامی که سعودی‌ها دادند درست باشد اما برای اینکه فردا نگویند ما پیام صلح دادیم و ایران می‌توانست از نفوذ معنوی‌اش استفاده کرده و تشویق به مذاکره بکند تا بین دو کشور مسلمان درگیری نشود  به این فرستاده سعودی بگو ما آماده‌ایم.

    *سردار سلیمانی هماهنگی کرد تمام مراحل پیش رفت. قرار ما این شد که در نقطه‌ی مرز زمینی، در نقطه‌ی مورد توافق، از طرف سعودی‌ها یک سرلشکر آمد. از طرف یمنی‌ها همین آقای عبدالسلام که سخنگوی انصار الله است. با همه‌ی ابعادی که داشت مذاکرات انجام شد سرّی توافق شد مذاکرات خبری نشود آن مذاکرات به توافقاتی هم رسید چون مربوط به زمان گذشته است بگویم شاید برای مخاطبین شما جالب باشد. این هم باز از توصیه هایی بود که سردار سلیمانی به ما داشت گفتم که دیپلمات حرفه‌ای بود سردار سلیمانی گفت که شرایط بین سعودی و یمن شرایط خیلی حادی است آنها روزانه ده‌ها سورتی پرواز دارند زن و کودک و پیر و جوان، همه را به خاک و خون می‌کشند ما دنبال یک موضوع خیلی بزرگ و پیچیده نباشیم بگوییم در حد ۱۵ روز توافق می‌کنیم در این مناطق آتش بس برقرار بشود و اگر آتش‌بس را شما متعهد شدید بعد این آتش بس برای گام بعدی توسعه پیدا می‌کند. در آن مذاکرات توافق شد. روز دوم، سعودی‌ها، همان طور که سردار گفت اینها دارند خدعه می‌کنند دنبال صلح نیستند مذاکره را خبری کردند و به تعهد پایبند نشدند. خبر را خودشان درز دادند و بهانه کردند و درگیری را شروع کردند.

    کمکی که سردار سلیمانی به اربیل و مسعود بارزانی کرد

    * یک اتفاقی در عراق افتاد. چند روز نگذشت که داعش به سمت اربیل رفت. من فراموش نمی‌کنم ساعت یازده شب بود در اتاقم، در وزارت خارجه، نشسته بودم. سرکنسول وقت ما از اربیل زنگ زد گفت تمام مقامات کردی در اربیل چمدان‌هایشان را بستند و عده‌ای رفتند و عده‌ای دارند می‌روند من چه کار کنم سرکنسولگری را تعطیل کنم بروم سلیمانیه یا بمانم؟ همان موقع سرکنسول ما گفت که آقای مسعود بارزانی درخواست کرده که جمهوری اسلامی ایران به کمک ما بیاید و اگر می‌تواند نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بیاید به ما کمک کند. سرکنسول وقت ما گفت آقای بارزانی گفته من در ۱۶ ساعت گذشته بارها با آمریکایی‌ها تماس گرفتم گفتند داریم بررسی می‌کنیم. آمریکایی‌ها هیچ کاری نمی‌کنند و بیایید به داد ما برسید. این وضعیت در کردستان عراق بود که متهم به خیلی چیزها هست. از جاسوس‌های رژیم صهیونیستی گرفته، تا پایگاههای فشرده‌ی آشکار و پنهان آمریکا گرفته و غیره… سردار سلیمانی می‌رود در فرودگاه اربیل فرود می آید. هر کمکی می‌توانسته انجام می‌دهد و واقعاً این اتفاق افتاد و این کار انجام شد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی

    قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی

    قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی

    شهید حامد بافنده از شهدای مدافع حرم هست که سوم اردیبهشت ماه سال ۹۶ در سوریه توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید، همه‌مان گفت‌وگوی تلفنی سپهید شهید حاج قاسم سلیمانی را با دختر این شهید مدافع حرم بارها و بارها شنیدیم که سردار خطاب به فاطمه می‌گوید: «سلام فاطمه جان من انتقام پدرت را گرفتم».

    گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم با دخترش «فاطمه» که حالا ۱۱ ساله شده و علاوه بر دلتنگی بابایش، دلتنگی حاج قاسم را هم که همیشه منتظر دیدنش بود تا آرام شود، بر دل دارد. فاطمه می‌گوید: خیلی دلتنگ حاج قاسم می‌شدم و همیشه برای دیدنش به بیت‌الزهراء می‌رفتم، اما حالا به گلزار شهدای کرمان می‌روم.

    روز دختر را که به فاطمه خانم تبریک گفتم از دیدارهایش با حاج قاسم برایم گفت از اینکه یک بار روز دختر به دیدن حاج قاسم در بیت‌الزهراء کرمان رفته و ایشان روز دختر را به فاطمه تبریک گفته، فاطمه گفت: آن موقع یادم هست فقط پریدم بغل حاج‌قاسم و خیلی ذوق‌زده شده بودم از اینکه در آغوش حاج‌قاسم هستم و این به من آرامش می‌داد.

    قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی /ماجرای گریه کردن در آغوش حاج قاسم چه بود؟
    قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی /ماجرای گریه کردن در آغوش حاج قاسم چه بود؟

    او می‌گوید: هر وقت ماه رمضان می‌شد پیش حاج‌قاسم می‌رفتیم ایشان همیشه می‌گفت، «دختر گلم» یعنی هر وقت من را می‌دید، می‌گفت، دختر گلم.

    فاطمه ادامه داد: حاج‌قاسم هیچ وقت خانه ما نیامده بود، اما ما همیشه به دیدنش می‌رفتیم. وقتی ایشان به من گفت، انتقام بابات رو گرفتم خیلی خوشحال شدم و گفتم حاجی انتقام بابام رو گرفته و هر وقت آمد کرمان، می‌روم بیت‌الزهراء برای دیدنش.

    وقتی از فاطمه در خصوص آن کلیپ معروفش که در آغوش حاج قاسم گریه می‌کند پرسیدم، گفت: آن برای بار اولی هست که رفتم دیدن حاج قاسم که آن کلیپ در فضای مجازی منتشر شد. خیلی ذوق زده شدم و وقتی آمدم رفسنجان به من قول داد که صبح زود به من زنگ می‌زند وقتی زنگ زد گوشی مادرم، گفت ۲۰ دقیقه دیگه دوباره به فاطمه جان زنگ می‌زنم و دقیقا رأس ۲۰ دقیقه شد زنگ زد و من شور و شوقم رو نشون دادم و باهاشون صحبت کردم.

    دختر شهید بافنده از توصیه حاج‌قاسم به خودش هم گفت، اینکه همیشه این توصیه را به من می‌کرد که برای جامعه به درد بخور باش و من هم سعی می‌کنم همیشه برای جامعه خودم مفید باشم.

    فاطمه می‌گوید: آخرین دیدارم با حاج‌قاسم، فاطمیه سال قبلش بود و حاجی قول داد که دفعه بعد بیاید یک هدیه خوب برایم بیاورد، اما دیگر رفت و شهید شد. دلم اصلا برای هدیه نبود و فقط می‌خواستم ببینم حاج قاسم را، مثل این بود که بابام میره سفر و منتظر بودم برگرده و من دوباره ایشان را ببینم.

    دختر شهید مدافع حرم «حامد بافنده» آغوش گرم پدرش را گرم‌ترین آغوش پدر دنیا توصیف کرد، به دختران سرزمینش تقدیم کرد و گفت: از تمام پدر و مادران سرزمینم می‌خواهم همیشه بالای سر فرزندانشان و مراقبشان باشند.

    فاطمه پیامی هم به فرزندان حاج قاسم داشت و گفت: به تک‌تک فرزندان حاج قاسم قول می‌دهم که وقتی بزرگ شدم انتقام خون باباشون رو بگیرم.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی

    قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی

    قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی

    شهید حامد بافنده از شهدای مدافع حرم هست که سوم اردیبهشت ماه سال ۹۶ در سوریه توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید، همه‌مان گفت‌وگوی تلفنی سپهید شهید حاج قاسم سلیمانی را با دختر این شهید مدافع حرم بارها و بارها شنیدیم که سردار خطاب به فاطمه می‌گوید: «سلام فاطمه جان من انتقام پدرت را گرفتم».

    گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم با دخترش «فاطمه» که حالا ۱۱ ساله شده و علاوه بر دلتنگی بابایش، دلتنگی حاج قاسم را هم که همیشه منتظر دیدنش بود تا آرام شود، بر دل دارد. فاطمه می‌گوید: خیلی دلتنگ حاج قاسم می‌شدم و همیشه برای دیدنش به بیت‌الزهراء می‌رفتم، اما حالا به گلزار شهدای کرمان می‌روم.

    روز دختر را که به فاطمه خانم تبریک گفتم از دیدارهایش با حاج قاسم برایم گفت از اینکه یک بار روز دختر به دیدن حاج قاسم در بیت‌الزهراء کرمان رفته و ایشان روز دختر را به فاطمه تبریک گفته، فاطمه گفت: آن موقع یادم هست فقط پریدم بغل حاج‌قاسم و خیلی ذوق‌زده شده بودم از اینکه در آغوش حاج‌قاسم هستم و این به من آرامش می‌داد.

    قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی
    قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی

    او می‌گوید: هر وقت ماه رمضان می‌شد پیش حاج‌قاسم می‌رفتیم ایشان همیشه می‌گفت، «دختر گلم» یعنی هر وقت من را می‌دید، می‌گفت، دختر گلم.

    فاطمه ادامه داد: حاج‌قاسم هیچ وقت خانه ما نیامده بود، اما ما همیشه به دیدنش می‌رفتیم. وقتی ایشان به من گفت، انتقام بابات رو گرفتم خیلی خوشحال شدم و گفتم حاجی انتقام بابام رو گرفته و هر وقت آمد کرمان، می‌روم بیت‌الزهراء برای دیدنش.

    وقتی از فاطمه در خصوص آن کلیپ معروفش که در آغوش حاج قاسم گریه می‌کند پرسیدم، گفت: آن برای بار اولی هست که رفتم دیدن حاج قاسم که آن کلیپ در فضای مجازی منتشر شد. خیلی ذوق زده شدم و وقتی آمدم رفسنجان به من قول داد که صبح زود به من زنگ می‌زند وقتی زنگ زد گوشی مادرم، گفت ۲۰ دقیقه دیگه دوباره به فاطمه جان زنگ می‌زنم و دقیقا رأس ۲۰ دقیقه شد زنگ زد و من شور و شوقم رو نشون دادم و باهاشون صحبت کردم.

    دختر شهید بافنده از توصیه حاج‌قاسم به خودش هم گفت، اینکه همیشه این توصیه را به من می‌کرد که برای جامعه به درد بخور باش و من هم سعی می‌کنم همیشه برای جامعه خودم مفید باشم.

    فاطمه می‌گوید: آخرین دیدارم با حاج‌قاسم، فاطمیه سال قبلش بود و حاجی قول داد که دفعه بعد بیاید یک هدیه خوب برایم بیاورد، اما دیگر رفت و شهید شد. دلم اصلا برای هدیه نبود و فقط می‌خواستم ببینم حاج قاسم را، مثل این بود که بابام میره سفر و منتظر بودم برگرده و من دوباره ایشان را ببینم.

    دختر شهید مدافع حرم «حامد بافنده» آغوش گرم پدرش را گرم‌ترین آغوش پدر دنیا توصیف کرد، به دختران سرزمینش تقدیم کرد و گفت: از تمام پدر و مادران سرزمینم می‌خواهم همیشه بالای سر فرزندانشان و مراقبشان باشند.

    فاطمه پیامی هم به فرزندان حاج قاسم داشت و گفت: به تک‌تک فرزندان حاج قاسم قول می‌دهم که وقتی بزرگ شدم انتقام خون باباشون رو بگیرم.

    ۲۷۲۷

  • تصویری متفاوت از سردار سلیمانی که در فضای مجازی دست به دست می‌شود

    تصویری متفاوت از سردار سلیمانی که در فضای مجازی دست به دست می‌شود

    تصویری متفاوت از سردار سلیمانی که در فضای مجازی دست به دست می‌شود

     

    حاج قاسم شخصیتی کم نظیر داشت. اگر او در میدان نبرد و در برابر دشمنان فرماندهی بی‌باک و شجاع محسوب می‌شد، در خانه برای فرزندان و کودکان خود یک پدر مهربان بود. او با وجود این که فرماندهی سرشناس بود و مشغله‌های خاص خود را داشت، برای کودکانش وقت می‌گذاشت. در ادامه تصویری کمتر دیده شده از مهربانی‌های سردار دل‌ها با کودکان را مشاهده می‌کنید:

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین