به گزارش خبرگزاری مهر، شمارهی سیصد و یازدهم هفتهنامهی خط حزبالله با عنوان «امامت امتداد خط نبوت» منتشر شد.
اگر پیامبر اسلام ۲۵۰ سال زندگی میکردند در چه جهتی حرکت میکردند؟ از منظر رهبر انقلاب، ولایت استمرار نبوت است و هدف و راه ائمه معصومین (علیهمالسلام) همان هدف و راه پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) است.
سخن هفته این شماره خط حزبالله، با نگاهی به رسالتهای نبوت به استناد فرازهایی از سیره امام صادق(علیهالسلام)، استمرار خط رسالت نبوی در زندگی ائمه معصومین (علیهمالسلام) را بررسی کرده است.
دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول، هفته وحدت نامگذاری شده است، به همین مناسبت یادداشت خط حزبالله با عنوان «نسخه شفابخش وحدت» نگاهی به الگوی وحدت از دیدگاه حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی داشته است.
سیصد و یازدهمین شمارهی خط حزبالله به روح مطهر شهید مدافع حرم، امین کریمی تقدیم میشود.
امنیت، عزت و معنویت کشور مرهون شهدای مدافع حرم است
به گزارش خبرگزاری مهر، در پی بازگشت پیکرهای پاک شهیدان رضا حاجیزاده، محمد بلباسی، محمود رادمهر، علی عابدینی و حسن رجاییفر از خانطومان به میهن اسلامی و خاکسپاری این شهدای مدافع حرم، علی لاریجانی، مشاور مقام معظم رهبری، پنجشنبه ۲۴ مهرماه در تماس تلفنی با خانوادههای این شهیدان به ایشان تسلیت گفت و صبر و بصیرت آنان را ستود.
لاریجانی در این تماس تلفنی از اثار و رشادت شهدا مدافع حرم و صبر و مقاومت خانوادهها معزز آنان تجلل کرد.
مشاور مقام معطم رهبری در این گفتگوی تلفنی ضمن تعزیت به خانواده شهدای مدافع حرم گفت: امنیت، عزت و معنویت کشور، مرهون فداکاری و حماسه آفرینی این شهدای شجاع و فداکار است و ارواح طیبه آنان با نبی مکرم اسلام (ص) و سید جوانان اهل بهشت محشور خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مجمع تشخیص مصلحت نظام محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در صفحه اینستاگرام خود با گرامیداشت حماسه شهدای مدافع حرم در خان طومان نوشت: «بازگشت پرافتخار پیکر شهیدان عالی مقام، رضا حاجی زاده، علی عابدینی، محمد بلباسی، محمود رادمهر و حسن رجایی فر از استان مازندران و شهید زکریا شیری از استان قزوین و شهید محمد سلمانیان از استان البرز و شهید مهدی نظری از استان خوزستان که با فداکاری خود در خان طومان و مناطق در حال منازعه مانع از نزدیک شدن داعش به مرزهای ایران شدند را گرامی میداریم و تمام قد در مقابل پیکر پاک و مقدس آنها میایستیم.
خان طومان یا همان شهرک ۱۰۰۰۰ نفرهای که با هجوم جنایتکاران تکفیری از سکنه و زندگی خالی شده بود، به جهت اشراف به شاهراه مواصلاتی اعزاز که حلب را به دمشق متصل میکرد نقطه استراتژیکی محسوب میشد که در سال ۹۲ به تصرف جبهه النصره در آمد. خان طومان پس از آن به بارانداز تکفیریها بدل گردید و نفرات و تجهیزات با تسلط بر این منطقه برای تکفیریها ارسال میشد.
این نقطه حساس با عملیات غیور مردان مقاومت از جبهه النصره باز پس گرفته شد و پس از آن روحیه عوامل تکفیری و اربابانشان در هم خرد شد.
این شکست آمریکا را به پیشنهاد مذاکره و آتش بس با طرفهای درگیر کشاند.»
به گزارش خبرگزاری مهر، سردار ابوالقاسم شریفی مسئول ایثارگران کل سپاه از شناسایی و تایید هویت پیکر هفت تن از شهدای مدافع حرم منطقه «خان طومان» سوریه در عملیات تفحص خبر داد و گفت: پیرو تدبیر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی مبنی بر تفحص در محور خانطومان سوریه پس از آزادسازی این مناطق، گروه تفحص ایثارگران سپاه در منطقه مستقر شد و پس از ماهها تلاش خستگی ناپذیر، پیکرهای مطهر تعدادی از شهدای جبهه مقاومت کشف شد.
وی افزود: پس از تطبیق نمونه DNA در مرکز ژنتیک سپاه، هویت پیکر هفت تن از شهدای مدافع حرم استانهای مازندران، البرز، قزوین و خوزستان شناسایی و تایید شد و پیکرهای مطهر شهدا به میهن اسلامی بازگشت.
مسئول ایثارگران کل سپاه تصریح کرد: پیکر مطهر این شهدای والامقام صبح فردا (دوشنبه) برای طواف و زیارت حرم مطهر امام رضا (ع) عازم مشهد مقدس خواهد شد و پس از طواف بر ضریح مقدس امام هشتم توسط خادمان آن آستان مقدس، حجت الاسلام مروی تولیت آستان قدس رضوی بر پیکرهای مطهر شهدا نماز خواهند خواند.
سردار شریفی با تاکید بر اینکه با توجه به شیوع گسترده ویروس کرونا، این مراسم در مشهد مقدس بدون حضور مردم قدرشناس و شهیدپرور برگزار و به صورت زنده از شبکههای سیما پخش خواهد شد، گفت: پیکرهای مطهر شهدا پس از این مراسم عازم زادگاهشان خواهد شد تا با رعایت دستورالعملهای بهداشتی ستاد مقابله با کرونا تشییع و به خاک سپرده شوند.
وی در پایان اسامی شهدای تفحص شده منطقه خان طومان را به این شرح، اعلام کرد: رضا حاجی زاده، علی عابدینی، محمد بلباسی و حسن رجایی فر از استان مازندران، شهید زکریا شیری از استان قزوین، شهید مجید سلمانیان از استان البرز و شهید مهدی نظری از استان خوزستان.
شهید ابوالفضل سرلک از فرماندهان نظامی در سوریه بود که یکشنبه شب در شرق حلب به شهادت رسید. وی از ابتدای بحران سوریه در کنار حاج قاسم با تکفیری ها جنگید و سالها در عراق نیز به جهاد در راه خدا مشغول بود.
خواب عجیب یک فرمانده نظامی ایران در سوریه درباره سردار سلیمانی +عکس
آنچه در ادامه می خوانید خاطره ای است از همرزم این شهید عزیز قبل از شهادتش:
«ابوالفضل مسئولیت مهمی در قرارگاه حلب داشت. اما دو روز پیش از شهادت به یکی از دوستانش گفته بود خواب دیدم حاج قاسم خودش با ماشین آمده دنبالم و میگوید ابوالفضل آماده شو با هم برویم.»
همسرش هم که همراه دو فرزند خردسالش در شهر حلب زندگی می کردند بعد از اینکه خبر شهادت ابوالفضل را می دهند، می گوید: اصلا از شنیدن خبر شهادت تعجب نکردم چون در حال جمع کردن وسایل بودم! خودش دو روز پیش خواب دیده بود حاج قاسم آمده دنبالش…
به گزارش خبرآنلاین، شهید مدافع حرم، علی امرایی سال ۱۳۶۴ در شهرری به دنیا آمد. فرزند چهارم غلامرضا بود. در رشته کامپیوتر دیپلم گرفت و در همین رشته در دانشگاه ادامه تحصیل داد. فرماندهی پایگاه بسیج مسجد سیدالشهدا(ع) را بر عهده داشت؛ در همین سالها مسئولیت کاروان اردوهای راهیان نور و کاروانهای زیارتی قم و جمکران را بر عهده داشت. از نیروهای مستشاری سپاه در سوریه بود. در سوریه نام جهادی «حسین ذاکر» را انتخاب کرده بود، در تاریخ اول تیرماه سال ۱۳۹۴ مصادف با پنجم ماه مبارک رمضان بر اثر اصابت موشک به خودرو در شهر درعا با زبان روزه در سن ۳۰ سالگی به شهادت رسید.
مادر شهید مدافع حرم علی امرایی، در روایت زندگی فرزندش توصیفات و خاطرات فراوانی دارد که بخشی از آن را به نقل از تسنیم بخوانید؛
* از آنجا که علاقه زیادی به امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) داشت، طاقت اهانت و جسارت به حرم این دو بانوی بزرگوار را نداشت. خود را موظف به جان فشانی در راه دفاع از حرم اهل بیت(ع) میدانست. به همین دلیل از شروع جنگ سوریه داوطلبانه راهی آنجا شد.
*شب پنجم ماه مبارک رمضان بود و خیلی چشم انتظار علی بودم. دخترم مهمانی گرفته بود اما هر چه اصرار کرد نرفتم.گفتم: «میخواهم منتظر علی بمانم. میدانم که همین روزها میآید.» هر شب با علی صحبت میکردم. یا او تماس میگرفت یا من زنگ میزدم. آن شب هر چه تلاش کردم نتوانستم با او حرف بزنم.گوشی بوق میخورد اما جواب نمیداد. دلسرد شدم. پدرش گفت: «شاید خواب است.» اما نمیتوانستم باور کنم که خواب باشد. دیروقت خوابیدم و تا سحر دو ساعتی بیشتر خوابم نبرد. بیدار که شدم حالم دگرگون بود و کلافه بودم. احساس میکردم مسافرم و باید بروم اما نمیدانستم کجا. مثل کسی که چیزی را گم کرده، سرگردان و حیران بودم. دلشوره خبر از اتفاق ناگواری میداد. به همسرم گفتم: «نمیدانم چرا علی زنگ نزد؟» گفت:«چیزی نیست.نگران نباش.» اما کار من از نگرانی گذشته بود. همسرم ادامه داد: «فردا زنگ میزند.»
این شهید مدافع حرم، به جای سردار سلیمانی ترور شد
* نتوانستم سحری بخورم. وضو گرفتم تا به کلاس قرآن بروم. داخل حیاط بودم که محمد آمد و پرسید: «کجا میروی؟»گفتم: «کلاس قرآن.» گفتم: «تو چه میخواهی؟» گفت: «ساک علی» گفتم: «توی اتاق است، برو بردار.» و ناخودآگاه بدون اینکه اختیار از من باشد پرسیدم: «علی شهید شده؟» محمد رنگ عوض کرد و گفت: «کی گفته؟» خودم هم نمیدانم چرا این سؤال را پرسیدم ولی مجدد گفتم: «آره؟علی شهید شده؟» محمد رفت بالا و تا من برسم بدون این که بفهمم دوشاخه تلفن را کشید و گفت: «شما هم بیا.» گفتم: «چرا من بیایم؟» گفت: «تعدادی از دوستان میخواهند به اینجا بیایند.»گفتم: «پس علی شهید شده که دوستانت میآیند.» دستم را به سمت درب حیاط بردم. نگاه محمد روی در ماند و گویی دوست نداشت که من در را باز کنم. در حالی که در را باز میکردم نگاهم را از محمد برداشتم و به کوچه نگاه کردم.کوچه پر از جمعیت بود. جمعیت را که دیدم چشمانم سیاهی رفت و دیگر چیزی نفهمیدم.
*پیکر علی نه سر داشت نه چندان بدنی. به آرزویی که از نوجوانی دنبالش بود رسید. از پیکر مطهرش یک دست و پارههایی از بدن بازگشت. همان دستی که همیشه یک دستبند به نام زیبای یا ام البنین(س) به آن میبست. آن را با کفن متبرکی که از کربلا آورده بود و سالها در خانه جلوی چشممان بود، کفن کردند و یک مهر تربت در کفنش گذاشتند. پیکر علی به همراه شهیدان حسن غفاری و محمد حمیدی در شهرری تشییع و نماز آنها با حضور خیل عظیم مردم روزهدار در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) خوانده شد و بعد جمعیت به سمت بهشت زهرا(س) حرکت کردند.
*علی وصیت کرده بود که پیکرش در سوریه به خاک سپرده شود، اما برای برخی این سؤال پیش آمد که چه اتفاقی افتاد که برگشت. علی به همراه شهیدان حسن غفاری و محمد حمیدی پنجم ماه مبارک رمضان، ساعت ۱۱ صبح با زبان روزه آماده مأموریت شدند. علی آقا مرتباٌ به دوستانش میگفت: «من امروز به شهادت میرسم و شب بعدی درمیان شما نیستم.» آن روز دشمن برای ترور حاج قاسم سلیمانی کمین کرده بود. قرار بود که حاج قاسم ابتدا از آن معبر عبور کند ولی به فاصله یک ساعت علی و شهید غفاری و حمیدی که در خودرو پر از مهمات و سلاحهای انفجاری سوار بودند، زودتر از معبر مورد نظر عبور میکنند و مورد هدف موشک قرار میگیرند.
*بعد از یک ساعت که خود سردار با همراهانش به محل شهادت بچهها میرسد، خیلی متأثر میشود و به گفته همرزمان شهید خیلی گریه میکند. حاج قاسم دست علی آقا را از روی انگشترش شناسایی کرد و با وجود اصرار اطرافیان، خودش پیکرهای ارباٌ ارباٌ شده را جمع کرد. به همین دلیل بخش زیادی از بدن علی همانند وصیتش همانجا در خاک سوریه باقی ماند. بعداٌ دوسه بار به خواب خانواده آمد و گفت: «قرار نبود این دست هم برگردد ولی برای نشانه یک دستم برگشت.» بعداٌ که حاجی هم شهید و دستش از بدنش جدا شد، “روضه دست” دوباره برای ما زنده شد.
سردار سلیمانی گفت من می گویم با هم عکس بگیریم اما تو کلاس میگذاری +عکس
مهدی قره محمدی در سال ۱۳۵۸ در شهرستان آمل استان مازندران متولد شد. مهدی پس از اتمام تحصیلات به سپاه پاسداران پیوست و وارد گردان ویژه صابرین شد. نیروهای این گردان یکی از زبدهترین و آمادهترین نیروهای سپاه هستند که برای گذراندن دوراهای آموزشی روزهای سخت و خاصی را پشت سر میگذرانند.
سال ۹۴ مهدی برای دفاع از حرم حضرت زینب عازم سوریه شد و دو سال بعد یعنی در سال ۹۶ به شهادت رسید. در ادامه بخشی از خاطره مریم تاتار همسر این شهید با شهید سردار سلیمانی را می خوانید.
خیلی دوست داشتم حاج قاسم را ببینم. وقتی خبر دادند در مصلای بابل مراسمی است نگفتند که قرار است با سردار سلیمانی دیدار کنیم. محمد جواد کوچک بود و زهرا ۶ سالش بود. مادر شوهرم هم پا درد شدید داشت و باید بیشتر حواسم به او بود. زهرا دختر بزرگم که ۱۲ ساله بود را با خودم بردم. چون تاکید کرده بودند همراه نیاورید دو بچه دیگر را مجبور شدم بگذارم خانه.
به سختی خودمان را رساندیم مصلا. مراسم که تمام شد باز هم نگفتند قرار است چه ملاقاتی باشد که لااقل اطلاع دهیم بچههای دیگر ما را هم بیاورند.
سردار سلیمانی
اعلام کردند بروید برای نماز جماعت. وقتی رفتیم داخل مصلی دیدم حاج قاسم آنجاست و میتوانیم از نزدیک او را ببینیم. حسرت خوردم کاش اطلاع داده بودند تا دو فرزند دیگرم را هم میآوردم با دیدن سردار آرام میشدند.
به فاطمه گفتم برو با سردار عکس بینداز. فاطمه خیلی خجالتی بود. سردار نگاهی به او کرد گفت: میخواهی با من عکس بیاندازی؟ بیا بیا. چادر او را به سمت خودش کشید. واقعا با چنان حس پدرانهای برخورد کرد که ما هم راحت رفتیم عکس انداختیم. حاج قاسم سر همه میزها رفت و یک ربعی صحبت میکرد. سر فاطمه را نوازش کرد و خندید گفت: من به تو میگویم با هم عکس بگیریم تو کلاس میگذاری؟ بعد یک انگشتر به فاطمه داد. گفتم: حاج اقا یک دختر هم در خانه دارم میشه برای او هم انگشتر بدید؟ گفت: بله. گفتم یک پسر سه ساله هم دارم پدرش به او توصیه کرده دوست دارم بزرگ شدی جزو افرادی باشی که اسراییل را فتح میکنی. برای او نامه مینویسید؟ نامه هم نوشت و روی عکس آقا مهدی امضا زد. وقتی رفت فاطمه که تازه خجالت را کنار گذشته بود، گفت: من با عکس بابا و حاج قاسم با هم عکس نینداختم. سردار که متوجه شد دوباره گفت: معلومه که با شما باز هم عکس میگیرم. فاطمه را کشید سمت خودش گفت: شما تازه ما را تحویل گرفتی مگه میشه عکس نندازیم؟ دوباره عکس گرفتند.
انرژی بسیار قوی و آرامش خاصی به من در آن دیدار داده شد که همه اش حسرت میخورم کاش دو فرزند دیگرم هم بودند و این ارامش را میگرفتند. آن دیدار بسیار فاطمه را عاشق حاج قاسم کرده بود. وقتی خبر شهادت را بچهها شنیدند شوکه شدند انگار دوباره خبر شهادت پدرشان را شنیده بودند.
فاطمهای که در مراسمات پدرش به سختی شرکت میکرد و باید به زور میبردیمش مرا مجبور کرد برای تشییع حاج قاسم به تهران بیاییم.
سردار مرتضی قربانی در دل نوشتهای به مناسبت ۱۶ اردیبهشت سالروز شهادت جمعی از مدافعان حرم مازندران آورده است: ۱۶ اردیبهشت سال ۹۵، گروهی از بهترین سربازان اهل بیت (ع) در خاک تفتیده خان طومان کربلایی شدند و ۲۱ نفر دیگر از آنان مدال افتخار جانبازی در راه اسلام و قرآن را از دستان علمدار کربلا گرفتند.
رزمندگان لشکر قدرتمند ۲۵ کربلا در چنین روزی در کربلای خان طومان حماسهای تاریخ ساز آفریدند و شدند اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا (ع). لشکری که به فرموده مقام عظمای ولایت به لشکری خط شکن و خط نگهدار در دوران هشت سال دفاع مقدس لقب گرفته است، در جنگ نیابتی که جبهه کفر علیه نظام اسلامی در سوریه به راه انداخته بود دوباره لشکر همیشه پیروز ۲۵ کربلا در خط اول مبارزه با گروهکهای تکفیری قرار گرفت و در لباس مدافع حریم اهل بیت (ع) حماسه اروند، بدر و خیبر را تکرار کرد.
۲۰۰ رزمنده دلاور خطه شمال و شیران بیشه در مصاف با ۲ هزار داعشی پلید، در خان طومان سوریه مردانه ایستادند و ۷۰۰ نفر از لشکریان شیطان را به قعر جهنم فرستادند تا برای همیشه ندای لبیک به هل من ناصر امام زمانشان در تاریخ ماندگار بماند. با نثار صلوات و فاتحهای گرامی میداریم یاد و خاطره ۱۳ آلاله دشت کربلای خان طومان که «یا لَیتَنا کنا معکم» را در روز مبعث نبی مکرم اسلام و در میدان رزم با کفار، با خون خویش تفسیر کردند.
مازندران در مجموع ۴۰ شهید مدافع حرم تقدیم کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، سردار محمد عبداللهپور همزمان با سالروز شهادت شهیدان گیلانی مدافع حرم «سعید مسافر» و «جمال رضی» با خانواده آن تماس تلفنی برقرار کرد.
فرمانده سپاه قدس گیلان شهدای مدافع حرم را نشانههای الهی دانست و اظهار داشت: شهدای مدافع حرم اثبات کردند که در زمانه فعلی نیز راه شهادت برای کسانی که طالب این فیض الهی هستند باز است.
سردار عبداللهپور با اشاره به تلاش دشمنان در راستای دور کردن نسل جوان از اهداف اسلام و انقلاب تصریح کرد: شهدای جوان مدافع حرم با حرکت در مسیر سیدالشهدا (ع) نشان دادند که جوانان مؤمن و ولایی ما همچنان مسیر شهدای والامقام اسلام را ادامه میدهند.
وی ضمن تجلیل از صبر و استقامت خانوادههای شهدا ابراز داشت: خانوادههای شهدا گنجینهای گرانبها هستند که باید به بهترین شکل از آنان کسب فیض کرد.
فرمانده سپاه قدس گیلان با بیان اینکه خانوادههای شهدا با صبر خود مسیر حضرت زینب (س) را ادامه دادهاند عنوان کرد: امروز دشمنان اسلام و انقلاب تمام توان خود را به کار گرفتهاند تا مردم را از ارزشهای اصیل اسلام و انقلاب دور کنند اما باید بدانند که ملت ایران هیچگاه از فرهنگ عاشورا فاصله نخواهد گرفت.
سردار عبداللهپور آرامش و امنیت امروز ایران اسلامی را مدیون خون پاک شهدا دانست و افزود: جمهوری اسلامی امروز پرچمدار مقاومت است و با اقتدار و صلابت از ارزشها و اهداف خود دفاع میکند.
لازم به ذکر است، با توجه به شیوع ویروس کرونا و عدم امکان برگزاری مراسم سالگرد شهیدان گیلانی مدافع حرم «سعید مسافر» و «جمال رضی» ضمن تماس تلفنی با خانواده این شهیدان، یاد و خاطره آنان را گرامی داشت.