برچسب: شهاب حسینی

  • وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود

    وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود

    وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود
    وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود

    وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره دوازدهم نوبت به «نبات» رسید؛‌ اگر تبلیغاتش را در زمان اکران عمومی دیده باشید احتمالاً اولین چیزی که از آن به یادتان می‌آید حضور پررنگ شهاب حسینی است. بازیگری که در چند سال اخیر تمرکز ویژه‌ای بر روی همکاری با فیلم‌سازان فیلم‌اولی داشته و از این منظر حضورش در «نبات» را هم به‌نوعی می‌توان یک حضور حمایتی برای کارگردان جوانش یعنی پگاه ارضی مدنظر قرار داد.

    کمک‌های شهاب حسینی از فیلم‌اولی‌ها گاه با حضورش در مقابل دوربین رقم خورده و گاه با سرمایه‌گذاری مستقیم در تولید. وجه اشتراک همه فیلم‌هایی هم که کمک مستقیم او را دارند ترویج مساله «اخلاق» است؛ گمشده روزگار ما. گویا او می‌خواهد پرچمش را بردارد تا سهمی در بهبود این اوضاع آشفته داشته باشد.

    «نبات» هم از جمله همین آثار است که حضور شهاب حسینی در ترکیب بازیگران آن اهرم محرکی بود تا پگاه ارضی کارگردان این اثر دست و دلش به ساخت اولین فیلمش برود، کارگردانی که سال‌ها در خارج از کشور زندگی می‌کرد و فعالیت‌های غیرسینمایی داشت اما دوره‌های فیلمسازی را در آمریکا گذراند تا سرانجام در تهران اولین گام در عرصه کارگردانی سینما را بردارد.

    وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود
    وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    پگاه ارضی در اولین فیلم بلند خود انگشت روی یک موضوع تکراری گذاشته که بارها و بارها مشابهش را در آثار تلویزیونی و سینمایی دیده‌اید؛ یک قصه سرراست. او رابطه پدر و دختری را به تصویر کشیده که مادری ندارد اما به یک‌باره سر و کله زنی در زندگی آن‌ها پیدا می‌شود. همین قصه یک خطی کافی است تا تمام فیلم‌هایی که با این خط داستانی دیده‌اید جلوی چشمانتان رژه بروند.

    «نبات» فیلمی است که هر چند با آن همراه می‌شوید اما در همان ۲۰ دقیقه نخستین، دستش برایتان رو می‌شود و داستانش را لو می‌دهد. این بزرگ‌ترین نقطه ضعف فیلم است که گره‌اندازی مداوم هم به کارش نمی‌آید چون روند داستان آنقدر ساده و قابل و پیش‌بینی است که جایی برای حدس‌هایتان نمی‌گذارد.

    فیلم اجازه نمی‌دهد که الگوی دیگری برای شخصیت‌ها و سرنوشتشان در ذهنتان بچینید. فیلم افت و خیزی ندارد و ناگهان حقیقتی را پیش رویتان برملا نمی‌کند. این یعنی اینکه کارگردان خواسته از آنچه پیش از این با همین محوریت ساخته شده فاصله بگیرد اما یک طرف دیگر را از دست داده است. یعنی فیلم روی یک خط جلو می‌رود به طوری که اصلا لازم نیست سرنخی دستتان بیاید.

    فیلم اما یک ساختار تلویزیونی دارد و نمی‌تواند در حد و اندازه یک فیلم سینمایی ظاهر شود یعنی داستان کلیشه‌ای و دم‌دستی‌اش آنقدر ساده پیش می‌رود که اجازه سینمایی شدن را به آن نمی‌دهد. از سوی دیگر شخصیت‌پردازی‌ها هم لنگ می‌زند. فیلم تلاش دارد رابطه دختر و پدری را نشانمان دهد با شوخی‌هایشان، کل‌کل‌هایشان، دعواهایشان و… اما در این مسیر موفق نمی‌شود و هرچه تلاش می‌کند با آن‌ها همراه شوید، اساسا با این شکل رابطه کنار نمی‌آیید.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «نبات» در اکران عمومی کمی بیشتر از ۶۵۰ میلیون تومان فروخت و این یک ناکامی برای فیلمی با حضور شهاب حسینی در گیشه بود. بازیگری که پیش از این حضورش در فیلم‌ها تضمینی برای فروش بود و گویا این الگوی از پیش تعریف شده دیگر کارکردش را از دست داده و جواب نمی‌دهد. یعنی مخاطبان به صرف حضور یک سوپراستار از یک فیلم استقبال نمی‌کنند.

    البته باید این را هم در نظر گرفت که فیلم در ماه رمضان اکران شد که سانس‌های نمایش دهنده‌اش به ۲۰ نوبت هم نمی‌رسید آن هم در بازه‌هایی مانند پیش از ظهر که عملا سانس‌های مرده به حساب می‌آمدند.

    «نبات» بزرگترین ضربه‌اش را از فیلمنامه کم رمقش می‌خورد به ویژه اینکه تکیه اصلی‌اش بر رابطه‌ای است که توصیفش کردیم. فیلم روایتگر داستان یک دختر ۱۲ ساله است که جهانش اصلا با جهان دختربچه‌های ۱۲ ساله امروزی نمی‌خواند. ارضی خط فکری او را به اندازه یک دختره ۲۰ ساله ارتقا داده و رفتارش را به همان میزان در «نبات» پخته و جا افتاده نشان داده است.

    وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود
    وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» می‌شود

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    هرچند سعی می‌شود که گوشه‌ای از «نبات» عاشقانه‌ای را هم در بربگیرد اما این عاشقانه با روایتی غیرمنطقی پیش می‌رود که باعث می‌شود غیرواقعی به نظر برسد. اتفاقاتی که به ناگاه حادث می‌شود تا کاراکترهای اصلی در کنار هم قرار بگیرند. از این منظر شاید فیلم برای آن دسته از مخاطبان که علاقمند قصه‌های عاشقانه سرراست و بدون پیچیدگی هستند، گزینه مناسبی برای تماشا باشد.

    از سوی دیگر اما فیلم برای مخاطبان سخت‌گیرتر و فیلم‌بازتر احتمالاً جذابیتی نداشته باشد.

    به نظر می‌رسد در این فیلم ارضی وقتی برای ارایه دیالوگ‌های خوب نداشته و همین باعث شده گفتگوهایی خشک بین بازیگران رد و بدل شود از جنس فیلم‌های تلویزیونی. با این وجود باید این را هم در نظر گرفت که «نبات» اولین تجربه کارگردانی اوست که شاید در آن دست به آزمون و خطا زده است.

  • زندگینامه “شهاب حسینی” سوپر استار سینمای ایران

    زندگینامه “شهاب حسینی” سوپر استار سینمای ایران

    زندگینامه شهاب حسینی

    سید شهاب الدین حسینی تنکابنی درسال ۱۳۵۲ در تهران متولد شد. او اولین فرزند خانواده اش است و یک برادر و دو خواهر دارد. تحصیلات دانشگاهی او دررشته روانشناسی دانشگاه تهران بود که آن را به قصد مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت.

    شهاب حسینی بازیگر معروف ایرانی
    شهاب حسینی و همسرش

    پدر شهاب حسینی

    متولد شهریور ۱۳۲۸ هستم. شهاب فرزند اول من است و مهدی فرزند دوم. شهاب که به کار بازیگری مشغول است و مهدی هم علاقه مند موسیقی. غیر از شهاب و مهدی، دو دختر هم دارم. مختصر زندگی من هم به این ترتیب است که وقتی دیپلم گرفتم، برای ادامه تحصیل به دانشکده خلبانی رفتم ولی چون دو تا از برادرانم در آن زمان قبل از انقلاب سیاسی بودند، اخراجم کردند.
    بعد از آن رفتم رشته زبان و ادبیات انگلیسی و سرنوشت طوری رقم خورد که دبیر بشوم. ۳۰سال کارمند آموزش پرورش بودم. البته فعالیت های دیگری هم داشتم؛ مثل فعالیت های تجاری.
    در کنار این فعالیت هایی که گفتم، شعر هم می گفتم و داستان هم می نوشتم. حتی یادم هست چند فیلمنامه هم نوشتم اما مهم تر از همه، ترجمه هایی بود که در آن زمان انجام دادم. دو سه کار، از آثار ژول ورن را ترجمه کردم؛ مثل «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» و «دور دنیا در هشتاد روز» و بعد از آن به همراه آقای سیفی قمی شروع کردیم به ترجمه کتاب «نگاهی به ایران». این کتاب را مهندس هوشنگ سیحون در خارج از کشور منتشر کرده بود و شرح دیده های او(طراحی ها و کروکی ها) در سفر به روستا های اطراف تهران، شهرستان ها، اماکن تاریخی و…. است.

    خوانندگی شهاب حسینی

    حسینی به همراه چندی از دوستانش و همچنین برادرش سید مهدی حسینی، گروه موسیقی هفت را تاسیس کردند. تا کنون چهار مجموعه آهنگ از این گروه منتشر شده است که شهاب حسینی در آلبوم یک و دو به دکلمه پرداخته و درآلبوم سه و چهار خوانندگی کرده است.

    داستان آشنایی و ازدواج شهاب حسینی و همسرش
    ۲۲ساله بودم که با بچه های تئاتر دانشگاه تهران کار می کردم؛ جوانی سرگشته از طبقه متوسط جامعه که به امکانات تفریحی متمولانه دسترسی نداشت. تا قبل از این که همسرم را ببینم، قصد ازدواج نداشتم تا این که روزگار ما را در برابر هم قرار داد. به او پیشنهاد آشنایی دادم اما همسرم هیچ اعتقادی به اینگونه دوستی ها و آشنایی ها نداشت و گفت:اگر کسی واقعا عاشق است و تمایل قلبی برای رسیدن به دختر مورد علاقه اش دارد، باید در این راه صادقانه گام بردارد و بنابراین موضوع را با خانواده ام در میان گذاشتم و مصمم به ازدواج شدم. دیگر تکه دوم زندگی ام را پیدا کرده بودم. بعد از صحبت های اولیه و رسم و رسومی که در این رهگذر طی می شود، بعد از ۴-۳ ماه نامزدی، عقد کردیم اما شرایط برگزاری جشن عروسی را نداشتم، از طرفی مایل بودم استقلال در زندگی را با برگزاری جشن توسط خودم آغاز کنم؛ به همین دلیل ۳ سال طول کشید تا ما به جشن عروسی برسیم.

    از صفر شروع کردیم
    من آن زمان سیدشهاب الدین حسینی بودم. فقط همین. خلاصه اینکه ما از صفر و درکنار هم شروع کردیم. البته پدرومادر هردوی ما سعی داشتند که دستمان را بگیرند. اما ما قرار گذاشته بودیم که روی پای خودمان بایستیم و خوشبختانه همین طور هم شد. خلاصه اینکه من سیدشهاب الدین ۲۲ساله و پریچهر ۱۵ ساله زندگی مشترکمان را با تمام کم و کاستی هایش شروع کردیم و تا امروز باوجود همه سختی ها و فراز و نشیب ها در تمام مدت در کنار هم بودیم.

    فرزندان شهاب حسینی
    شهاب حسینی و پریچهر حسینی صاحب ۲ پسر به نام های «محمد امین» و «امیر علی» هستند.

    کافه شهاب حسینی

    شهاب حسینی و همسرش یک کافه در لواسان دارند. مدیریت این کافه به عهده پریچهر حسینی همسر شهاب حسینی است. کافه هنر طراحی و دکوراسیون داخلی جالبی دارد. نه می توانید بگویید شبیه خانه است نه می توانید صرفا به شکل یک کافه به آن نگاه کنید زیرا آمیزه ای از هر دوی این هاست! کافه از بیرون به شکل یک کلبه کوچک جنگلی است البته اگر با کمی دقت به اطرافش نگاه کنید متوجه قسمت دیگری در خارج کلبه می شوید که از چند صندلی و ۲ آکواریوم بزرگ که ماهی های بسیار زیبایی هم دارند، درست شده که فضایی ساده اما دوست داشتنی را شکل داده است و بیشتر شبیه لوکیشن یک فیلم به نظر می رسد.وقتی از او می پرسم که قصدش از برپایی این کافه چه بوده، در پاسخ می گوید:دلایل متعدد و مختلفی داشت. یکی این بود که دلم نمی خواست به لحاظ اقتصادی فقط به سینما وابسته باشم. یکی دیگر از اهدافم هم از ایجاد این کافه بنابر همان ضرب المثل فرانسوی است که می گوید:ایده های بزرگ همیشه از پشت میزهای کوچک کافه ها شکل می گیرد. هدفم این بود که در اینجا ایده های خوب و خلاق هنری شکل بگیرد. اما ظاهرا یکی دیگر از دلایلی که باعث شده شهاب این کافه کوچک را راه اندازی کند این بوده که پایگاهی داشته باشد برای دیدار دوستان و دوستدارانش تا در فرصت هایی که دست می دهد بتواند با آن ها گپ و گفتی داشته باشد.