برچسب: شبکه یک

  • «جلال» دهه فجر از شبکه یک پخش می شود

    «جلال» دهه فجر از شبکه یک پخش می شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت امور استان های صداوسیما، سریال «جلال» به کارگردانی حسن نجفی و تهیه کنندگی مهدی کریمی محصول امور استان های صدا و سیما و مرکز آذربایجان شرقی است که پخش آن همزمان با دهه فجر در ۱۵ قسمت از شبکه یک سیما آغاز می شود.

    این سریال ماجرای سال های ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۶ هجری شمسی را به تصویر می کشد و قیام مردم آذربایجان شرقی را در این سال ها روایت می کند.

    سریال «جلال» درامی اجتماعی از رخدادهای اجتماعی و روزهای انقلاب اسلامی در سال‌های منتهی به ۲۹ بهمن ۵۶ در آذربایجان شرقی است.

    حمیرا ریاضی، عمار تفتی، هادی افتخارزاده، مهران رجبی، رضا آبپاک، سنا پورسعیدی، کامیار شکیبایی، فاطمه شکری، حامد منافی و برخی از بازیگران بومی استان آذربایجان شرقی درآن به ایفای نقش پرداخته اند.

    این سریال بیش از ۱۰۰ لوکیشین و بیش از ۲۰۰ بازیگر دارد.

    سایر عوامل این اثر تلویزیونی عبارتند از؛ نویسنده: امیر حسین ثروتمند، مدیر تصویربرداری: حمید مهرافروز، تدوین: سالار حیدرنژاد، صدابردار: اصغر آبگون و حسن سلمانی، چهره پرداز: مجید اسکندری.

  • شروع سه برنامه جدید در شبکه «سپهر» رسانه ملی هم‌زمان با دهه فجر

    شروع سه برنامه جدید در شبکه «سپهر» رسانه ملی هم‌زمان با دهه فجر

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت فضای مجازی، «امروز با من» یک برنامه مردم محور و در جهت اطلاع رسانی برنامه های آماده پخش و کنداکتورهای روزانه تلویزیون است و هر روز در سه باکس ۱۷، ۱۹ و ۲۱ از شبکه سپهر رسانه پخش خواهد شد.

    «اینجا چه خبره» نیز با رویکردی فانتزی و متفاوت با آنچه مرسوم پشت صحنه های برنامه های تلویزیونی بوده به برنامه‌های در حال ساخت سازمان صدا وسیما می پردازد.

    فصل اول این برنامه ۲۶ قسمت است که در ایام دهه فجر روی آنتن شبکه سپهر رسانه خواهد رفت.

    همچنین «کافه فیلم» نیز با نگاهی فانتزی و البته کارشناسی و خارج از مباحث نقدهای پیچیده سینمایی به معرفی جدیدترین فیلم‌ها و انیمیشن‌های خارجی که در حال آماده سازی و دوبله در اداره کل تأمین و تولید تلویزیون تعاملی برای پخش از بسترهای مختلف انتشار فضای مجازی وشبکه های مختلف رسانه می پردازد.

  • «وارش» چرا ۱۰ سال دیر به آنتن رسید؟/ قصه‌های محبوس در کشوی مدیران

    «وارش» چرا ۱۰ سال دیر به آنتن رسید؟/ قصه‌های محبوس در کشوی مدیران

    خبرگزاری مهر – گروه هنر- عطیه مؤذن: پخش سریال «وارش» اگرچه در همان قسمت‌های ابتدایی با حواشی یک دیالوگ همراه شد و مردم خطه شمال را تا مرز عصبانیت و اعتراض در مقابل درهای مرکز صداوسیمای شمال کشور پیش برد، اما بعد از چند قسمت به یکی از سریال‌های پرطرفداری تبدیل شد که بسیاری از مخاطبان در سراسر کشور آن را دنبال کردند.

    المان‌های مختلف از فضا و اقلیم بومی سریال گرفته تا شخصیت‌های متضاد، بازی بهنام تشکر و علیرضا کمالی در قسمت‌های ابتدایی، قصه عاشقانه و سختی‌های وارش به‌عنوان بازیگر اصلی، دهه ۳۰ و فضای دور و قدیمی سریال و حتی مشابه‌سازی با «پس از باران» همه و همه از جمله ویژگی‌هایی بود که توانست به دیده شدن این مجموعه ضریب بخشد تا مورد اقبال مخاطبان قرار گیرد.

    سریال «وارش» به کارگردانی احمد کاوری ساخته و از همان ابتدا بیان شد که اقتباسی از رمان «مهاجران» نوشته هاوارد فاست نویسنده آمریکایی است. اقتباسی که برخی از المان‌های آن رمان، مثل شغل ماهیگیری و یا تم مبارزه که بر فضای کلی سریال احاطه داشت، در آن قابل رصد بود.

    در واپسین روزهای پخش شبانه این سریال، خبرگزاری مهر طی نشستی از عوامل سریال دعوت کرد تا درباره دغدغه‌ها و فضای این سریال سخن بگویند.

    علیرضا کمالی، نیلوفر شهیدی، نسرین بابایی از گروه بازیگران، احمد کاوری کارگردان و کامبیز دارابی مجری طرح سریال در این نشست حضور یافتند و درباره متن و حاشیه پخش این مجموعه به سوالات پاسخ دادند.

    مشروح قسمت نخست گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل سریال تلویزیونی «وارش» که شب گذشته (شنبه ۲۸ دی‌ماه) قسمت پایانی آن روی آنتن شبکه سه سیما رفت را در ادامه می‌خوانید؛

    * آقای کاوری آنطور که گفته شد، نگارش قصه سریال «وارش» که پیش از این با نام «بهترین سال‌های زندگی ما» آن را می‌شناختیم، مربوط به ۱۰ سال پیش بوده است؛ چطور ساخت این قصه بعد از این مدت طولانی به شما رسید؟ کمی درباره پروسه انتخاب این فیلمنامه برای ساخت سریال توضیح دهید.

    احمد کاوری: من و کامبیز دارابی مجری طرح سریال «وارش» پیش از این سر یک فیلم سینمایی بودیم و من تا حدودی در جریان پروسه این سریال بودم. خود من هم قرار بود فیلمنامه دیگری با نام «شب مهتاب» را که در سیمافیلم و در گروه نوجوان تصویب شده بود، بسازم که با تغییراتی در این گروه، ساخت آن به حالت تعلیق درآمد. سپس کامبیز دارابی خواست این فیلمنامه را بسازیم.

    من فیلمنامه «وارش» را که خواندم، بسیار خوب بود اما قابلیت اجرا نداشت و تقطیع‌های زیادی داشت. اصل قصه بسیار سخت و جذاب بود و حتی با توجه به تولیدات تلویزیون از نوعی تازگی برخوردار بود. حتی می‌توان گفت شمایل تلویزیونی نداشت و من بعد از خواندن فیلمنامه با محمودرضا تخشید تهیه‌کننده سریال آشنا شدم، قرارداد بستیم و با هم جلساتی را برگزار کردیم. فیلمنامه هم فضای اقتباسی داشت و من به چنین فضایی علاقه مندم چون می‌دانم کاراکترها و قصه‌ها از نوعی ثبات نمایشی برخوردار هستند. ظاهراً قبل از من هم به چند نفر دیگر پیشنهاد شده بود و من نفر چندمی بودم که بالاخره کارگردانی آن را بر عهده گرفتم.

    کامبیز دارابی

    * بعد از چند نفر این فیلمنامه به شما می‌رسد؟

    کامبیز دارابی: ابتدا قرار بود محمد مسعود تهیه‌کننده باشد و داریوش فرهنگ کارگردانی آن را بر عهده بگیرد و ظاهراً خود آقای فرهنگ به جابر قاسمعلی پیشنهاد می‌کند که از کتاب «مهاجران» این داستان را اقتباس کند و فیلمنامه را بنویسد. با این حال در این سال‌ها به تولید نرسید و در چند مقطع قرار بود وارد پروسه تولید شود اما شرایط مهیا نمی‌شد تا اینکه در زمستان سال ۹۶ شرایط تولید این کار فراهم شد.

    کاوری: تاکنون فیلمنامه سه سریال را نوشته‌ام، پولش را هم گرفته‌ام اما هنوز ساخته نشده است! فکر می‌کنم با تغییر مدیریت‌ها اولویت‌ها عوض می‌شود و کسی دغدغه‌ای ندارد که سریال را بسازد. شاید مدیری فیلمنامه‌های قدیمی‌تر را به دوره مدیریتی خود متعلق نداند و یا فکر کند در دوره خودش فیلمنامه‌های بهتری نوشته می‌شود! * چرا این فیلمنامه ۱۰ سال مسکوت ماند؟

    علیرضا کمالی: فکر می‌کنم کم نباشند سریال‌هایی مثل «وارش» که در کشوی مدیران است و همینطور مسکوت مانده‌اند! وقتی مدیران می‌گویند ما فلان مقدار بودجه داریم و براساس آن فیلمنامه بنویسید این فیلمنامه‌ها در کشوها باقی می‌ماند.

    کاوری: من خودم تاکنون فیلمنامه سه سریال را نوشته‌ام، پولش را هم گرفته‌ام اما هنوز ساخته نشده است!

    * چرا خودتان این فیلمنامه‌های آماده را نساختید؟

    کاوری: من که نباید بسازم، سیستم باید این آثار را به مرحله‌ای برساند که وارد تولید شوند. فکر می‌کنم با تغییر مدیریت‌ها اولویت‌ها عوض می‌شود و کسی دغدغه‌ای ندارد که سریال را بسازد. شاید مدیری فیلمنامه‌های قدیمی‌تر را به دوره مدیریتی خود متعلق نداند و یا فکر کند در دوره خودش فیلمنامه‌های بهتری نوشته می‌شود!

    دارابی: عناصر مختلفی دست به دست هم می‌دهد تا فیلمنامه‌های خوب در کشوی مدیران باقی بماند. همه چیز زنجیروار به هم وصل است. به طور مثال مدیران بودجه محدودی دارند، آنتن را هم باید پر کنند و ترجیح می‌دهند به جای یک سریال سه سریال با بودجه اندک خود بسازند.

    * خانم بابایی شما بازیگر نقش بزرگسالی کاراکتر «وارش» در سریال هستید و خودتان هم از خطه گیلان هستید؛ چقدر این ویژگی به بازی در این سریال کمک کرد؟

    نسرین بابایی: من ابتدا قسمت‌های ۱۲ تا ۱۹ را در فیلمنامه خواندم و بعد خواهش کردم که قسمت‌های اول را هم در اختیار من قرار دهند. قطعاً من برای پیدا شدن این نقش و شکل واقعی آن از آرشیو ذهنی خود کمک گرفتم.

    البته فیلمنامه فضایی داشت که نیازی نبود لزوماً خودتان از همان خطه باشید، مثلاً الهام طهوری که جوانی‌های وارش را بازی می‌کند و یا نیلوفر شهیدی، اهل شمال کشور نیستند و در آنجا زندگی نکرده‌اند اما فیلمنامه این ظرفیت را دارد که این فضا را برای شما تصویر کند. بخشی هم البته به هدایت کارگردان در مسیر ایفای نقش برمی‌گردد که بازیگر را به جلو سوق می‌دهد.

    * اقتباسی بودن این فیلمنامه در میان خیل فیلمنامه‌های هم شکل و شاید ضعیف چقدر امکان تجربه نقش‌های متفاوت را برای بازیگر فراهم آورده بود؟

    نیلوفر شهیدی: وقتی متنی ضعیف باشد بازیگر هر کاری هم انجام بدهد، نمی‌تواند اتفاقی را رقم بزند. اگر به بهترین بازیگر هم یک متن متوسط بدهید نمی‌تواند اتفاق خاصی را رقم بزند. فیلمنامه قوی به بازیگر هم کمک می‌کند که به گونه دیگری خود را عرضه کند و دیده شود. ما کلی کتاب‌های خوب داریم که می‌توان از آن‌ها کمک گرفت و اقتباس کرد اما به هر دلیلی این اتفاق در ایران رایج نیست. بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های خوب خارجی براساس اقتباس‌هایی است که از کتاب‌ها صورت می‌گیرد و اینجا متأسفانه رایج نیست.

    نیلوفر شهیدی: ما کلی کتاب‌های خوب داریم که می‌توان از آن‌ها کمک گرفت و اقتباس کرد اما به هر دلیلی این اتفاق در ایران رایج نیست. بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های خوب خارجی براساس اقتباس‌هایی است که از کتاب‌ها صورت می‌گیرد و اینجا متأسفانه رایج نیست * آقای کمالی شما بازیگری گزیده‌کار هستید و آخرین سریال‌هایی که در آن‌ها حضور داشتید «لحظه گرگ و میش» از همایون اسعدیان و «نفس» ساخته جلیل سامان بود؛ داستان «وارش» چه ویژگی‌ای داشت که جذب آن شدید و بازی در آن را پذیرفتید؟

    علیرضا کمالی: پیش از این فیلمنامه، پروژه‌های دیگری در این مدت به من پیشنهاد شده بود که حضور در آن‌ها را نپذیرفته بودم. شبی که کامبیز دارابی این فیلمنامه را برای من فرستاد، ابتدا گفتم فعلاً قرار نیست در تلویزیون کار کنم، چون به تازگی پخش سریالم تمام شده بود اما او از من خواست متن را بخوانم.

    این فیلمنامه جزو معدود آثاری بود که در آن به قهرمان به صورت کامل پرداخته شده بود؛ قهرمانی که مخاطب دوستش هم دارد. ما دائم تعریف قهرمان را عوض می‌کنیم اما «یارمحمد» قهرمانی بود که ما درباره همه جزئیات او حرف زدیم، از راه رفتن تا گریم و چهره‌اش و حتی ریتم صحبت و شکل نگاه کردن او که حتی کمتر پلک می‌زند. خود نقش نیز این بضاعت را داشت که بتوان آورده‌ای را به آن اضافه کرد. گاهی نقش‌ها این بضاعت را ندارند که بتوانید به آن چیزی اضافه کنید و حتی سرریز می‌شود.

    این نقش برای من حتی به‌عنوان خواننده هم جذاب بود و نگاهی اسطوره‌ای به این کاراکتر داشت و زمان تاریخی هم که سریال در آن می‌گذرد به باورپذیر بودن نقش کمک کرد. اگر یارمحمد را به سال ۹۸ بیاوریم، شاید اصلاً تعجب کنید، اما از آنجایی که گذشته برای ما جذاب است شنیدن این قصه هم جذاب شد. از طرفی هم همه قهرمانان در دوره خود انکار شده‌اند و بعد مورد پذیرش قرار گرفته‌اند. حتی بوده‌اند افرادی که بعد از مرگشان به‌عنوان یک قهرمان نامیده شده‌اند.

    * ما در سریال «وارش» زنی را دیدیم که او هم قهرمان داستان بود و تم مبارزه‌های او در داستان جریان داشت. اتفاقاً در عین اینکه با مشکلات زیادی مواجه می‌شد اما فقط بدبختی‌های او را نمی‌دیدیم و این یکی از ویژگی‌های این سریال بود که مشکلات زنان را با حزن و اندوه شعاری روایت نمی‌کرد.

    شهیدی: به نظر من تمام زنان این سریال به نوعی وارش هستند. فقط مشکلاتشان فرق می‌کند و دردهایی که در زندگی تحمل می‌کنند متفاوت است. حتی کاراکتر شکوفه هم همین سختی‌ها را دارد. سوالی در پشت صحنه سریال داشتم که چرا در خانواده‌ای که پدرش تراب با بازی بهنام تشکر است و باقی هم تقریباً دچار آشفتگی هستند، دختری مثل شکوفه وجود دارد که باورها و اعتقادات محکمی دارد و پای آنها می‌ایستد؟

    البته در زندگی شخصی خودمان هم همین گونه است که همه افراد یک خانواده با هم تفاوت دارند و برای من هم این جذاب بود که دختر تراب مثل او فکر نمی‌کند یا رفتار نمی‌کند. با این حال زن‌های ما به نسبت شرایطی که در جامعه دارند از خودگذشتگی فراوانی در زندگی نشان می‌دهند. حتی نیره همسر تراب هم به نظر من ازخودگذشتگی بسیاری دارد، شاید مثل شکوفه ابعاد متفاوت کاراکتری ندارد اما او روی عقاید خود می‌ایستد.

    * خانم بابایی شما از نیمه داستان ایفای نقش «وارش» را بر عهده گرفتید و به ایفای نقش کهنسالی زنی پرداختید که با این سختی‌ها و دشواری‌ها مواجه است و در عین حال قرار است به نوعی قهرمان هم باشد، چطور این خلأ را جبران کردید؟

    بابایی: من ابتدا درخواست کردم که راش‌های قبلی سریال را ببینم و جلسه‌ای داشتیم که پسران من در سریال یعنی علیرضا جلالی‌تبار و امیررضا دلاوری هم حضور داشتند. سکانس‌های محدودی را دیدم و بعد از آن هم شبی با الهام طهوری بازیگر دوران جوانی وارش صحبت کردم. آنچه بازی در این نقش را برای من ممکن ساخت و جذاب کرد این بود که وارش حدود ۱۰ سال به زندان می‌افتد و من بعد از این دوره ۱۰ ساله وارد داستان می‌شدم. اگر بی‌گناه باشید و صبور و قوی نباشید، زندان می‌تواند در شما تغییرات عجیبی داشته باشد.

    نسرین بابایی: همه زنان ما وارش هستند فقط اسامی‌شان در شناسنامه‌ها فرق می‌کند. وارش وقتی هم که از زندان بیرون می‌آید همچنان قهرمان است و زندگی خود را پیش می‌برد. * شاید انتظار هم می‌رفت کمی شخصیت انتقامجویی داشته باشید…

    بابایی: بله اما وارش شخصیتی دارد که زندان او را قوی‌تر می‌کند و البته این تغییرات به نوع دیگری در او ظاهر می‌شود. برخی نکته‌ای را نسبت به این نقش مطرح کردند که چرا وارش که در جوانی پر از سکوت، تصویر، حس و نگاه بود، یک باره اینقدر دیالوگ دارد و واژه‌های گیلکی به کار می‌برد و این همه تغییرات دارد. قطعاً من خودم نسبت به ۱۰ سال گذشته‌ام و حتی آینده‌ام خیلی فرق دارم، پس وارش هم همین است.

    کهنسالی او با وارشِ جوان فرق دارد اما فکر می‌کنم این تغییرات با زندگی‌ای که او در زندان داشته است، قابل باور می‌شود؛ مادری که این همه سختی کشیده است. من هم سخن شهیدی را تکرار می‌کنم که همه زنان ما وارش هستند فقط اسامی‌شان در شناسنامه‌ها فرق می‌کند. وارش وقتی هم که از زندان بیرون می‌آید همچنان قهرمان است و زندگی خود را پیش می‌برد.

    * آقای کاوری با انتخاب ۲ بازیگر برای یک نقش، نگران قضاوت‌ها نبودید؟

    کاوری: ما ابتدا دنبال فردی بودیم که حدود ۴۰ سال سن داشته باشد تا هم بتوانیم او را تا ۲۰ سال جوان کنیم و بعد هم او را پیر کنیم. اما به گزینه مناسب نرسیدم و مجبور شدم بازیگری را انتخاب کنم که زیر ۳۰ سال سن دارد. بعد از انتخاب الهام طهوری فهمیدم که او قطعاً نمی‌تواند برای میانسالی مناسب باشد و تقریباً از اواسط کار به جایگزینی بازیگر فکر کردم.

    ابتدا قرار بود علیرضا کمالی هم خودش نقش یوسف پسرش را بازی کند که اکنون علیرضا جلالی‌تبار آن را بازی کرده است و گاهی به این نکته فکر می‌کردیم که بازیگران را پیر کنیم. درباره کمالی اما فکر کردیم که اگر او بخواهد با ظاهر و لهجه‌ای که تماشاگر نسبت به او در قامت یک فرد اهل سیستان ذهنیت پیدا کرده دوباره عوض شود و حالا با لهجه گیلانی صحبت کند، بازخورد تماشاگر چه خواهد شد. بنابراین خود کمالی پیشنهاد داد که نقش یوسف را بازی نکند. به ویژه که کاراکتر یارمحمد برای مخاطب بسیار پذیرفته شده بود و ما هم حیفمان آمد بخواهیم آن ذهنیت را خراب کنیم. این ریسک برای ما سخت‌تر بود و البته من فکر می‌کردم که ممکن است دو یا سه قسمت از سریال هزینه این تغییرات شود برای همین بخش‌هایی را به زندان اضافه کردم و صحنه‌ها بیشتر شد تا مخاطب او را بپذیرد.

    احمد کاوری

    * این سریال اگرچه داستانش در شمال کشور می‌گذرد اما در کنار مردم خطه شمال کاراکتری هم از منطقه سیستان و بلوچستان می‌بینیم و شخصیت یارمحمد حتی به یک قهرمان تبدیل می‌شود. این بومی گرایی در سریال برای مخاطب جذاب است اما چقدر کار خود شما را سخت کرد؟

    کاوری: من دوست دارم خود علیرضا کمالی که نقش یارمحمد را بازی کرد درباره بازخوردهایی که از مردم دریافت کرده است توضیح بدهد. فقط یک نکته باید گفت؛ آنچه برای من کاملاً غیرقابل پیش‌بینی بود حمایت مردم سیستان از این کاراکتر بود.

    کاوری: کل قهرمان‌سازی از کاراکتر «یارمحمد» در پنج قسمت ابتدایی اتفاق افتاد و ما در همین چند قسمت هم حاشیه‌هایی داشتیم. اما بعد از این پنج قسمت من کلی فحش خوردم که چرا یارمحمد قهرمان سریال مُرد! علیرضا نقش یک سیستانی را بسیار باورپذیر بازی کرد. نقشی که با برخی از قهرمانان بیابان‌گرد هم مشابه بود. کل این قهرمان‌سازی در پنج قسمت اتفاق افتاد و ما در همین چند قسمت هم حاشیه داشتیم. اما بعد از این پنج قسمت من کلی فحش خوردم که چرا یارمحمد، که قهرمان سریال بود اینقدر زود مُرد!

    بابایی: من هم از این پیام‌ها داشتم. خاطرم هست یک نفر به من پیام داده بود که اگر قرار است یارمحمد بازگردد، به من بگو من به کسی نمی‌گویم. (خنده حضار)

    کمالی: زمان شروع پخش سریال «وارش» من در آبادان سر فیلم «آبادان یازده ۶۰» به کارگردانی مهرداد خوشبخت بودم و خاطرم هست که بعد از اتمام ضبط برای خوردن شام بیرون رفتیم، از برخوردها تعجب کردم. برخی مرا در آغوش می‌گرفتند و یا ماچ می‌کردند.

    من خودم چیزی نمی‌دانستم اما همان شب فهمیدم قسمت اول سریال پخش شده و حتی از فردای آن روز این اتفاقات بیشتر شد. به نظرم شخصیت «یارمحمد» ظرفیت بالایی از جذابیت را در فیلمنامه داشت. ما مدل‌های مختلفی از حضور قهرمان‌ها در داستان‌ها داریم که یا فرد علیه سیستم است یا علیه عده‌ای است…

    علیرضا کمالی

    * یکی از تم‌های اصلی سریال تم مبارزه بود و همین وجوه قهرمانی شخصیت یارمحمد را هم پررنگ می‌کرد.

    کمالی: بله و درباره یارمحمد چندان نمی‌توان گفت جامعه بر علیه او بود، چون جامعه هم در آن سال‌ها به نوعی قربانی بود. با این حال یارمحمد از قشر ضعیف حمایت می‌کند و برای همین است که مورد استقبال قرار گرفت.

    علیرضا کمالی: نبود مدیریت صحیح آسیب‌هایی را در ساخت سریال‌های جذاب و کارهای سخت و سنگین ایجاد می‌کند. امروزه کار کردن با تلویزیون خیلی سخت است و گاهی اعصاب پولادین می‌خواهد. اما از طرفی این شرایط در عین حال نیاز به همدلی دارد مردم سیستان چند دهه است که دیده نشده‌اند. نهایت فیلمی که دیده شدند فکر می‌کنم «تاراج» بود و یا اگر خواسته‌اند مسیر مواد مخدر را نشان دهند سراغ مردمان این خطه در فیلم‌ها رفته‌اند، در صورتی که این‌ها مردمی بسیار صبور هستند و این صبوری در ذات و شخصیت نسل‌های مختلف آن‌ها هم رخنه کرده است. برای من جای خوشحالی بود که این نقش را بازی کنم. از مردم هم ممنونم که «وارش» را دیدند. تعارف هم نمی‌کنم گاهی هم کاری را بازی کرده‌ام که از مردم خواسته‌ام آن را نبینند! اما برای این کار زحمت کشیده‌ام و البته دستمزدم را هم گرفته‌ام و بر کسی منتی نیست.

    * فکر می‌کنید شرایط تلویزیون به گونه‌ای هست که به اندازه کافی سریال‌هایی با قصه‌ها و قهرمان‌های دلخواه به تولید برسد؟

    کمالی: نبود مدیریت صحیح آسیب‌هایی را در ساخت سریال‌های جذاب و کارهای سخت و سنگین ایجاد می‌کند. امروزه کار کردن با تلویزیون خیلی سخت است و گاهی اعصاب پولادین می‌خواهد. اما از طرفی این شرایط در عین حال نیاز به همدلی دارد.

    آن ضرب المثلی که می‌گوید «دیگی که برای من نمی‌جوشد…» در چنین شرایطی نباید صدق کند. من این نکات را از سر تملق نمی‌گویم به تلویزیون انتقاد دارم، اما باید شرایط را هم در نظر گرفت. گاهی ما نقد داریم که پول سر وقت نرسیده اما باید بدانیم فقط پروژه ما نیست و قرار است بودجه‌ای بین چندین پروژه تقسیم‌بندی شود. درک این اتفاقات از هر دو طرف هم سخت است و هم همدلی دو طرف را می‌طلبد.

    ادامه دارد…

  • «رادیو انقلاب» راه‌اندازی شد/شبکه‌ای برای مقاومت در برابر هجمه‌ها

    «رادیو انقلاب» راه‌اندازی شد/شبکه‌ای برای مقاومت در برابر هجمه‌ها

    به گزارش خبرنگار مهر، رادیو انقلاب امروز شنبه ۲۸ دی ماه در ساختمان شهدای رادیو با حضور حمید شاه آبادی معاون صدای سازمان صداوسیما و مقامات لشکری و کشوری راه‌اندازی شد.

    حسن ملاصالحی مدیر رادیو انقلاب در ابتدای این مراسم تصریح کرد: محور اصلی که در رادیو انقلاب در دستور کار قرار دارد بیانیه گام دوم انقلاب و موضوعاتی مثل پیشرفت حوزه‌های علم و فناوری، بررسی و تبیین تاریخ انقلاب و حوزه‌های کسب و کار با محور جوانان است. برنامه ریزی محتوایی ما در ۶ بخش است که به صورت ۲۴ ساعته برنامه‌ها را روی آنتن می‌بریم. 

    وی ادامه داد: سبک زندگی، جوانان پیشرفت‌های ورزشی، کشاورزی، خدمات و فنی مهندسی و فضای مجازی از دیگر حوزه‌ها هستند که در این رادیو به آنها خواهیم پرداخت. 

    در ادامه حمید شاه آبادی معاون صدای رسانه ملی درباره شروع دوباره رادیو انقلاب بعد از یک سال عنوان کرد: در دو هفته اخیر اتفاقات بسیار مهم، ناگوار و بعضا ناخوشایند و از سوی دیگر افتخارآفرین را شاهد بودیم و انقلاب امروز سرمایه عظیمی را به رخ کشید. 

    وی اضافه کرد: عظمت «انقلاب» و «راه طی شده» دو محوری بود که رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم به آنها اشاره کردند و ما درباره این دو محور حرف‌های زیادی داریم که برای مردم بیان کنیم. عظمت راه طی شده و همه فراز و فرودهایی که در این ۴۱ سال رخ داد امروز جلوی چشم ماست و می‌توان آن را تحلیل کرد.

    شاه آبادی اظهار کرد: امروز می‌توانیم با قیاس بگوییم بعد از چهار دهه کجا ایستاده ایم. ما می‌بینیم در دنیا هجمه ای در مقابل انقلاب وجود دارد و مردم ما را در قبال این هجمه‌ها پشتیبانی می‌کنند.

    وی عنوان کرد: کار رادیو و رسانه این است که داشته‌های ملت را تبیین کند. رادیوهای مناسبتی هر یک نقش خود را به درستی ایفا کردند اما رادیو انقلاب وظیفه دارد در مقابل همه هجمه‌ها بایستد و سواد مخاطب را پاسخ گوید. 

    معاون صدا یاداور شد: دستاوردهای انقلاب از نگاه هر یک از آحاد مردم می‌تواند متفاوت باشد. اگر رادیو انقلاب می‌خواهد بیانگر اتحاد ملی و صدای انقلاب باشد باید همه دستاوردهای سیاسی اجتماعی و همه قله‌هایی را که کشور بر آن ایستاده است بیان کند. 

    وی تصریح کرد: این رادیو ایجاد شده است تا از منظرهای گوناگون به دستاوردهای انقلاب بپردازد. امیدواریم امسال هم ارتباط خوبی با مردم برقرار شود دیدگاه‌های مختلف ارائه و فضای انقلاب را در اذهان زنده کند. سال گذشته دشمنان می‌گفتند ایران چهل و سومین سال انقلاب را جشن نمی‌گیرد اما به همت مردم دیدیم آنچه را که میخواستند اتفاق نیفتاد.

    در بخش دیگر این مراسم سردار علی فدوی نیز در سخنانی تصریح کرد: مستکبرین درست یک روز بعد از پیروزی انقلاب دعوا و جنگ را به طور کامل با انقلاب شروع کردند و هرروز هم با تکنولوژی‌های جدید این جنگ را ادامه داده اند. با این حال ما امروز از سال قبل و سال‌های قبل بسیار قدرتمندتر شده ایم، ما هرروز سربلندتر و امریکا هرروز شکست خورده تر می‌شود.

    وی افزود: رییس جمهور آمریکا رسما اعلام کرد که ۵۲ نقطه را می‌زند اما جرات نکرد حتی یک نقطه را هم بزند. اگر امریکایی‌ها غلطی می‌کردند و یک نقطه ما را می‌زدند ۱۰ نقطه آنها را می‌زدیم.

    سردار فدوی با اشاره به شهادت سردار سلیمانی اظهار کرد: ما در سپاه، عزیز و برادری را که قریب ۴۰ سال است او را می‌شناختیم از دست دادیم.

    وی با خطاب قرار دادن رسانه‌ها در حوزه‌های مختلف عنوان کرد: مسلما رسانه‌ها که شما متخصص آن هستید می‌توانند در همه زمینه‌ها کمک کننده باشد، شبکه‌های رادیویی هم که به مناسبت‌های مختلف کار می‌کنند مخاطبان زیادی دارد.

    سردار فدوی در پایان درباره راه اندازی رادیو انقلاب نیز گفت: افراد زیادی هستند که علاقه مند هستند خاطرات و اتفاقات آن زمان را از رادیو انقلاب بشنوند و این شبکه رادیو مخاطب زیادی خواهد داشت.

    رادیو انقلاب با پشتیبانی شبکه رادیویی جوان و مسئولیت حسن ملاصالحی که هم اکنون مدیر گروه اجتماعی رادیو جوان است تا ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ از طریق موج FM ردیف ۹۵.۵ مگاهرتز، گیرنده‌های دیجیتال تلویزیونی و با نرم افزار تلفن همراه ایرانصدا قابل دریافت خواهد بود.

    عکس‌ها از مهدی دهقان

  • مهرآباد از امشب روی آنتن می‌رود/ روایتی از دوران انقلاب

    مهرآباد از امشب روی آنتن می‌رود/ روایتی از دوران انقلاب

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی برنامه، برنامه تلویزیونی «مهرآباد» با موضوع  انقلاب از امشب شنبه ۲۸ دی ماه در ۳۰قسمت، شب ها حوالی ساعت ۱۸ از شبکه سه سیما پخش خواهد شد.

    در این برنامه چهره هایی که در دوران پر التهاب انقلاب حضور و نقش موثری داشتند به روایت داستان های خود میپردازند.

    برنامه تلویزیونی «مهرآباد » به تهیه کنندگی و میزبانی مجتبی امینی محصول گروه اجتماعی شبکه سوم سیما است.

  • معمای چند مجهولی مدعیان «قهر از سیما»/ چه کسی «دوقطبی» می‌سازد؟

    معمای چند مجهولی مدعیان «قهر از سیما»/ چه کسی «دوقطبی» می‌سازد؟

    خبرگزاری مهر– گروه هنر: «هفت روز سیما» عنوان بسته خبری-تحلیلی ویژه‌ای است که هر پایان هفته به بازخوانی اهم تحولات خبری مرتبط با متن و حاشیه تولیدات صداوسیما و اتفاقات پیرامونی آن در طول هر هفته می‌پردازد.

    در این بسته خبری هفتگی در نظر داریم در کنار خبرهای رسمی فعالیت برنامه‌سازان و مدیران سیما، نیم نگاهی به حواشی رسانه‌ای و حتی شایعاتی که به‌رغم غیررسمی بودن می‌توانند در اخبار مرتبط با سیما تأثیرگذار باشند هم داشته باشیم.

    امروز جمعه ۲۷ دی ماه می‌توانید با بیست و پنجمین بسته خبری «هفت روز سیما» در مرور مهمترین رویدادها و خبرهای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی در هفته‌ای که گذشت، با خبرگزاری مهر همراه شوید؛ هفته‌ای که تلویزیون بیش از همیشه درگیر حاشیه‌هایی بود که بی‌تأثیر از فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر کشور نبود.

    چهره هفته؛ محمدحسین رنجبران

    تلویزیون این هفته به‌واسطه انتشار مجازی چند بریده کوتاه از اظهارات مجریان و کارشناسان شبکه تلویزیونی «افق»، یکی از پرحاشیه‌ترین هفته‌های خود را پشت‌سر گذاشت. حاشیه‌هایی که هر چند بخش‌هایی از آن‌ها ریشه در فضای احساسی حاکم بر جامعه هنری کشور داشت اما نمی‌توان تأثیر بی‌سلیقگی صورت گرفته در طرح برخی عبارات و اظهارات از آنتن زنده یک شبکه تلویزیونی را به‌عنوان جرقه اولیه این حواشی نادیده گرفت.

    اظهارات محمدصادق کوشکی در مقام کارشناس و زینب ابوطالبی در مقام مجری شبکه تلویزیونی «افق» در دو زمینه کاملا متفاوت، زمینه‌ساز شکل‌گیری هجمه‌هایی علیه رسانه ملی شدند. موضع‌گیری منتقدانه کوشکی علیه شیطنت‌های سیاسی برخی چهره‌های هنری، با به‌کار بردن یک عبارت توهین‌آمیز و غیرقابل دفاع، زمینه‌ساز یک دلخوری میان خانواده سینما و رسانه ملی شد و اظهارنظر ابوطالبی در تحلیل بدرقه ملی سردار قاسم سلیمانی هم، سوءتفاهمی همگانی نسبت به رویکرد کلان صداوسیما نسبت به گروه‌های مختلف فکری و سیاسی را به همراه داشت.

    هرچند در جریان اعتراض به این دو اظهارنظر برخی چهره‌های تلویزیونی اعم از مدیران شبکه‌ها و مجریان دیگر برنامه‌ها هم تلاش کردند از موضع رسانه ملی حمایت کنند اما در مقابل تلاش بسیاری شد تا به‌واسطه یک تعمیم مغلطه‌آمیز، فرصتی برای تسویه حساب با «رسانه ملی» فراهم بیاورند و ماهی خود را از این آب گل‌آلود شکار کنند.

    موضع‌گیری محمدحسین رنجبران در مقام مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی اما تا حدود زیادی این بازی رسانه‌ای را برهم زد. رنجبران در یک موضع‌گیری صریح هم اظهارات کوشکی را محکوم کرد و هم از تذکر به مدیریت شبکه «افق» به واسطه این حواشی خبر داد.

    رنجبران توضیح داد: «بارها اعلام کرده‌ایم در برنامه‌های زنده، مسئولیت حرف‌هایی که کارشناسان می‌گویند، برعهده خودشان است و سازمان صدا وسیما نه تنها چنین اظهارنظر سخیفی را قبول ندارد، بلکه آن را خلاف موازین اخلاقی و در شرایط فعلی کشور، سمی مهلک برای وحدت میان قشرهای مختلف می‌داند.» وی با بیان اینکه مدیرشبکه افق بعد از این اظهارنظر، حین برنامه به کارشناس مربوط تذکر داده است، افزود: «متاسفانه بعد از تذکر مدیر شبکه هم این کارشناس اظهارات خود را اصلاح نکرد و جهت‌گیری خود را تغییر نداد و بعد از برنامه هم به تماس‌های متعدد مسئولان برنامه برای توضیحات بیشتر و عذرخواهی از این حرکت پاسخ نمی‌دهد.»

    مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی همچنین در پاسخ به سوالی درباره ویدئوی منتشر شده از مجری خانم شبکه افق در فضای مجازی نیز گفت: «خانم ابوطالبی با تواضع و متانت از این بخش کوتاه عذرخواهی کرد و توضیح داد که این سی و هشت ثانیه برشی از یک برنامه شصت دقیقه‌ای است که متاسفانه منظور او را به خوبی نمی‌رساند.» رنجبران با بیان اینکه دراین برنامه شصت دقیقه‌ای بحث برسر سبک زندگی مسئولان کشور و لزوم الگو قراردادن سردارحاج قاسم سلیمانی برای همه مسئولان بوده است، تاکید کرد: «مجری این برنامه خطابش در آن بخش خاص، برخی مسئولان بوده است که شعار و عملشان یکی نیست، نه مردم؛ البته همان طور که خودش هم گفت بهتر بود چنین مطلبی را روی آنتن بر زبان نمی‌آورد.»

    حاشیه هفته؛ ما قهریم، البته بعداً!

    حواشی اظهارات دو کارشناس شبکه «افق» اما متأثر از فضای هیجانی حاکم بر جامعه طی هفته گذشته، خیلی زود پای چهره‌های شناخته شده را هم به میدان باز کرد؛ عده‌ای از کارشناسان و مجریان سیما خود از در انتقاد درآمدند و عده‌ای دیگر نیز دست به قلم شدند و در نقد آنچه از زبان کارشناسان سیما مطرح شده بود، نکاتی را طرح کردند. در این میان اما شاهد پدیده‌ای عجیب هم بودیم؛‌ قهر اعتراضی برخی چهره‌های تلویزیونی!

    البته این جریان اندکی قبل‌تر از حواشی مربوط به شبکه افق و به واسطه آنچه «هم‌دردی با داغ دیدگان حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی» عنوان می‌شد از سوی برخی مجریان درجه چندم برنامه‌های خانوادگی سیما کلید خورده بود و با جبهه‌گیری اعتراض اهالی سینما به اظهارات یکی از کارشناسان شبکه افق، پای چهره‌های شناخته شده تر را هم به میان کشید.

    شاخص‌ترین افراد در این میان محسن تنابنده و احمد مهران‌فر بودند؛ همان تقی معمولی و ارسطو عامل سریال تلویزیون «پایتخت» که اتفاقا این روزها مشغول تصویربرداری فصل ششم این مجموعه هستند و این به معنای همکاری نزدیک، فشرده و اتفاقاً پرسود از نظر اقتصادی میان آن‌ها و رسانه ملی است.

    نکته جالب اینکه این دو بازیگر در متن اعتراضی خود هم قهر اعتراضی خود را مشروط به پایان این همکاری کرده و آن را مستثنا دانسته‌اند! یعنی اعلام کرده‌اند دیگر بنای همکاری با تلویزیون را ندارند،‌ البته بعد از پایان فصل ششم «پایتخت»! به تعبیر دیگر تنابنده و مهران‌فر از رسانه‌ای اعلام برائت کرده‌اند که تا چند ماه دیگر قرار است از قاب آن دیده شوند!

    همین جنس اعلام برائت را چندی پیش‌تر هم یکی از مجریان سیما داشت که ترجیح داد موفق‌ترین کار خود در سال‌های اخیر یعنی صداپیشگی یکی از عروسک‌های مجموعه «کلاه قرمزی» را به امید تکرار همکاری با گروه تولید آن، در اعلام انصراف خود از همکاری با رسانه ملی، مستثنا کند!

    تصمیم برای قطع همکاری هر فرد با هر مجموعه‌ای طبیعتاً یک تصمیم‌گیری شخصی است و صدالبته در جای خود می‌تواند قابل احترام هم باشد؛ اما اقداماتی که بیشتر سروشکل موج‌سواری به خود می‌گیرد و از همین آغاز معلوم است که با وزیدن یک باد مخالف می‌تواند ۱۸۰ درجه تغییر کند، بیش از آنکه به کار «اعتراض» بیاید، اعتبار افراد را زائل می‌کند! مانند مجری سرشناسی که حدود ۷ سال پیش اعلام کرده بود حتی اگر باد کلاهش را به «جام‌جم» بیاندازد، سراغش را نمی‌گیرد اما ۵ سال بعد از آن تبدیل به پرکارترین مجری یکی از کلیدی‌ترین شبکه‌های تلویزیونی شد!

    اتفاق ویژه؛ مرهم‌های رسانه‌ای

    در میان تراکم برنامه‌های خبری و تحلیلی رسانه ملی در دو هفته اخیر، هرچند برخی گاف‌ها و بدسلیقگی‌ها به مدد فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بیشتر به چشم آمد اما واقعیت این است که نمی‌توان روزنه‌های امید را هم نادیده گرفت و به آن‌ها اشاره‌ای نکرد.

    یکی از مهمترین چالش‌های رسانه ملی در ایام بحرانی، رسیدن به یک توازن میان «اصول حرفه‌ای» و «سرعت تصمیم‌گیری» است. اتفاقی که به‌ویژه در حوزه «خبر» و «اطلاع‌رسانی» بیشتر بروز و نمود دارد و به همین دلیل معمولاً «جا ماندن از یک جریان خبری» در رسانه ملی، خیلی زود زیرذره‌بین منتقدان قرار می‌گیرد.

    هفته گذشته از واکنش مناسب و به موقع شبکه‌های مختلف رسانه ملی نسبت به حادثه تلخ ترور سردار حاج قاسم سلیمانی نوشتیم و اینکه برنامه‌سازان این رسانه در حداقل زمان توانستند، کنداکتور شبکه‌ها را متناسب با انتظار و احوالات مخاطب به روز کرده و صورت ویژه به‌خود بگیرند. از صبح شنبه هفته گذشته و درست همزمان با انتشار اطلاعیه ستاد کل نیروهای مسلح درباره واقعیت حادثه تلخ و غیرمنتظره سقوط هواپیمای اوکراینی اما ناگهان تلویزیون نیز دچار یک شوک و رکود شد و اندکی زمان برد تا بتواند رویکرد محتوایی خود را منطبق بر مطالبه و انتظارات مخاطب، به‌روز کند.

    در این میان حتی برخی گزارش‌ها و تولیدات رسانه‌ای مرتبط با این حادثه، آنقدر عجله‌ای و به‌دور از اصول رسانه‌ای تولید شد که در مواردی کارکرد عکس هم پیدا کرد و با انتقاداتی مواجه شد. با این همه اما بازهم برنامه‌سازان کاربلد در حد وسع خود آبروداری کردند.

    حمیدرضا مدقق برای اصحاب سینما و رسانه، از چهره‌های سرشناس است. دبیر فرهنگی شبکه خبر سیما که بیشتر عهده‌دار پوشش و انعکاس تحلیلی رویدادهای مرتبط با سینمای ایران در قاب شبکه خبر بوده اما در نخستین روز هفته گذشته در قاب برنامه «گفتگو ۱۸:۳۰» به‌عنوان کارشناس رسانه حاضر شد و به بهانه «آسیب‌شناسی عملکرد رسانه‌ها در حادثه هواپیمای اوکراین» به طرح موضوعاتی کلیدی، کاربردی و البته غیرکلیشه‌ای پرداخت.

    یکی دیگر از این دست اتفاقات ویژه تهیه و پخش یک گزارش خبری ویژه بود. گزارشی که محمود عزیزی خبرنگار خبرگزاری صداوسیما از حال و روز بازماندگان و خانواده‌های درگذشتگان سقوط هواپیمای اوکراینی تهیه کرد و از بخش خبری شبانگاهی شبکه سه سیما روی آنتن رفت. گزارشی غیرکلیشه‌ای و استاندارد که به معنای واقعی کلمه می‌توانست حکم التیام برای زخم بازماندگان و داغ‌دیدگان داشته باشد.

    سینما در سیما؛ دوقطبی‌سازی به سبک «خانه سینما»

    «به همه همکاران خود پیشنهاد می‌دهد که با خودداری از حضور در برنامه‌های به اصطلاح سینمایی و تحلیلی این رسانه، همدل و همراه در این اعتراض حرفه‌ای مشارکت کنند تا این رسانه گمان نبرد که به اتکای قدرت و بودجه وافرش می‌تواند هر تهمت و توهینی را نثار سینمای ایران و چهره‌های فرهنگی این سرزمین کند.» این جملات عجیب، بخش پایانی بیانیه‌ای است که در هفته گذشته و در واکنش به اظهارات کارشناس مدعو شبکه «افق»، به‌صورت رسمی از سوی «خانه سینما» منتشر شد!

    درباره کلمات عصبی و متن غیرمنتظره این بیانیه گفتنی‌ها کم نیست اما در این بخش مشخصاً به دو نکته می‌توان اشاره کرد؛ یکی زاویه نگاه جامعه اصناف سینمای ایران به ظرفیت برنامه‌های سینمایی سیما و دیگری تلاش عجیب نویسندگان این متن برای تعمیم اظهارات یک «فرد» به یک «سازمان» و سپس قطب‌بندی در برابر آن!

    برنامه‌های سینمایی تلویزیون، حتماً قابل نقد است. کمااینکه در همین بسته خبری-تحلیلی هفتگی، تا کنون بارها به نقاط ضعف و حتی برخی انحرافت آن‌ها پرداخته‌ایم، اما به کار بردن عبارتی همچون «برنامه‌های به اصطلاح سینمایی» در این بیانیه بی‌تردید نمی‌تواند نسبتی با «نگاه حرفه‌ای» و یا لااقل «انصاف» داشته باشد. به‌خصوص که سکان‌دار بسیاری از برنامه‌های سینمایی سیما، از سال‌های دور خود اصحاب سینما بوده‌اند و در حال حاضر هم دو برنامه شاخص تلویزیون در حوزه سینما، یکی «هفت» با محوریت محمدحسین لطیفی و دیگری «نقد سینما» با اجرای بهروز افخمی است و بعید است اعضای «خانه سینما» به‌راحتی بتوانند این دو چهره را هم چهره‌هایی «به اصطلاح سینمایی» خطاب کنند!

    مورد دیگر اما تلاش برای تعمیم یک جزء به کل است. هیأت مدیره خانه سینما در حالی اظهارات محمدصادق کوشکی در یک برنامه زنده تلویزیونی آن هم در شبکه «افق» را به رویکرد کلان صداوسیما گره زده‌اند که گویی علاقمند به ایجاد یک مرزبندی کاذب میان دو عرصه «سینما» و «سیما» هستند. انگیزه پشت این اصرار برای یک قطب‌بندی که استمرارش تبدیل به یک «شکاف» خواهد شد، چه می‌تواند باشد؟ آیا جز این است که با محروم ماندن سینمای ایران از تریبون‌های فراگیر در رسانه ملی بیش از هر چیز به زیان اهالی این هنر خواهد بود؟

    تأکید می‌کنیم که نفس صدور بیانیه اعتراضی نسبت به اظهارات غیرقابل دفاع کارشناس شبکه «افق» از سوی یک نهاد صنفی، هیچ جای ابهام و ایرادی ندارد، اما ادبیات بیانیه و عجیب‌تر از آن فراخوان مستقیم آن به یک «تحریم صنفی» قطعاً حکم «بیراهه» را داشته‌است.

    و چه خوب که در این مورد هم روابط عمومی رسانه ملی به جای مقابله به مثل، ترجیح داد، دست بر روی اشتراکات بگذارد و در واکنش رسمی به این بیانیه با اشاره به اینکه همه اهالی سینما از خانواده رادیو و تلویزیون هستند، گفت: «رسانه ملی در سال بیش از یازده هزار ساعت از آنتن خود را به صورت رایگان به تبلیغ تولیدات همین دوستان اختصاص داده و می‌دهد و حتی فیلم‌هایی را که به لحاظ محتوا به آن‌ها ایراد دارد، بازهم تبلیغ می‌کند تا چرخ صنعت سینما بچرخد. این خود نشان می‌دهد که صداوسیما اهالی سینما را از خود می‌داند.»

    رنجبران البته هوشیاری همکاران سینمایی کشور را برای حفظ مرزبندی میان خانواده سینما با دشمنان قسم خورده این مرز و بوم خواستار شد و افزود: توقع این است که خانواده بزرگ سینمای ایران به معنای واقعی حافظ منافع مردم ایران باشد و اجازه ندهد عده‌ای معدود در درون این خانواده با پول‌دشمنان این مرزوبوم، ضد امنیت مردم ایران طراحی‌های گوناگون داشته باشند.

  • اظهار امیدواری برای ساخت سریال «موسی (ع)» در سال ۹۹

    اظهار امیدواری برای ساخت سریال «موسی (ع)» در سال ۹۹

    احمد میرعلایی تهیه کننده سریال «موسی (ع)» درباره وضعیت جسمانی جمال شورجه به خبرنگار مهر بیان کرد: خدا را شکر حال او خیلی خوب است و بهتر هم می شود. شورجه همچنان در جریان کارهای پروژه است و به تولید هم سر می زند.

    تهیه کننده سریال «موسی (ع)» درباره زمان کلید خوردن این مجموعه بیان کرد: این سریال پیش تولید خود را طی می کند و ما امیدواریم بتوانیم در سال ۹۹ آن را به تولید برسانیم‌.

    فیلمنامه سریال موسی (ع) پیش از این توسط فرج الله سلحشور نوشته شده بود و با این حال باز هم مورد بازنویسی هایی قرار گرفت.

    پیش تولید این سریال زیر نظر تیمی از مشاوران و عوامل مختلف همچون تیم کارگردانی، طراح صحنه، طراح هنری کار و … پیش می رود.

  • مجری شبکه افق عذرخواهی کرد/ سرنوشت کشور را همه با هم رقم می‌زنیم

    مجری شبکه افق عذرخواهی کرد/ سرنوشت کشور را همه با هم رقم می‌زنیم

    به گزارش خبرگزاری مهر، زینب ابوطالبی مجری شبکه افق با انتشار ویدئویی از سخنان خود در برنامه زنده این شبکه که همزمان با روز تشییع سردار حاج قاسم سلیمانی انجام شده بود، عذرخواهی کرد.

    وی در این سخنان که با انتشار یک ویدئو صورت گرفت، گفت: «بابت تشنج و عدم امنیت روانی که قریب ۲۰ ساعت گذشته برای همه هموطنانم اتفاق افتاده است و به شکلی ناخواسته براثر یک سوءتفاهم از برخی جملات من رخ داده است به نظر می رسد که جا دارد، عذرخواهی کنم. از این نظر که فضا اینقدر فضای متشنج و ناآرامی بود که برای خود من هم بازتاب های بدی داشت و من دلم نمی خواهد مردمی که ما داریم برای آنها کار می کنیم چنین تجربیاتی را آن هم در چنین فضای ملتهبی داشته باشند.»

    ابوطالبی با اشاره به زمانی که این سخنان را بیان کرده بود یادآور شد: «دوشنبه هفته گذشته روز تشییع حاج قاسم سلیمانی در تهران با جمعیت عظیم تهران، ما برنامه ای را از یکشنبه (روز قبلش)، شروع کرده بودیم.»

    وی ادامه داد: «مشخص است این برنامه کی پخش شده است، این برنامه ۹ روز پیش قبل از سقوط هواپیما بوده است. من خودم داغدار هستم و دوستانم را در این حادثه از دست داده ام و اصلا (این سخنان) ربطی به ماجرای اغتشاشات و اینها نداشته است.»

    ابوطالبی در بخش دیگری اظهار کرد: «من هم البته از آنها عذرخواهی کردم بابت اینکه این بندگان خدا همیشه احساس کرده اند که انگار امنیت ندارند، یک عده نشسته اند می گویند شما باید بروید اگر مثل من فکر می کنید. من کی هستم؟ مگه من می توانم تصمیم بگیرم که چه کسی مثل من فکر کند؟ ما همه مردم یک سرزمین هستیم. مخصوصا در آن شرایط که ببینید چند میلیون نفر آمده اند یعنی در آن شرایط که اصلا نمی شد این حرف را زد.»

    وی در پایان اظهار کرد: «اگر عادلانه نگاه کنیم همه مسائل احتمالا حل خواهد شد. من تاکید می کنم همه ما مال این سرزمین هستیم از هر فکر و عقیده ای که باشیم و سرنوشت این کشور را همه با هم رقم می زنیم و سرنوشت دیگری وجود نخواهد داشت.»

  • معمای «وی‌اودی»ها و پول‌های آلوده/سود «شهرزاد» به جیب چه کسی رفت؟

    معمای «وی‌اودی»ها و پول‌های آلوده/سود «شهرزاد» به جیب چه کسی رفت؟

    خبرگزاری مهر – گروه هنر- عطیه مؤذن: شاید هنوز نام «وی‌اودی» ها خیلی برای بسیاری از مردم نامی آشنا نباشد اما احتمالاً دانستن اینکه بسیاری از فیلم و سریال‌هایی که به صورت آنلاین و اینترنتی از طریق اپلیکیشن‌های تلفن همراه تماشا می‌کنند بر بستر همین وی‌اودی‌ها یعنی سامانه ویدئوهای درخواستی فعالیت می‌کنند، می‌تواند ذهنیت مخاطب عام را نسبت به این فضا بازتر کند. به ویژه اینکه این روزها بسیاری از سریال‌های روز دنیا، توسط شبکه‌هایی چون نتفلیکس پخش می‌شود که یکی از مهمترین کاربری‌های آن‌ها همین فعالیت در قالب وی‌اودی است.

    فعالیت سامانه‌های ویدئویی یا وی‌اودی‌ها، بستر کاری جدیدی برای بسیاری پدید آورده و سودهای کلانی را هم نصیب عده‌ای کرده است؛ سودی که از ساخت سریال‌های به اصطلاح شانه تخم مرغی نشأت گرفته است یا در نتیجه پخش فیلم و سریال خارجی بدون کپی رایت حاصل شده است. حتی برخی از این سودها نیز از نمایش فیلم‌های سینمایی ایرانی است که هنوز مجوز پخش در شبکه نمایش خانگی را هم دریافت نکرده‌اند. برخی از این سامانه‌ها بروز و ظهورشان نیز با نوعی انحصار برای رقبا و به اصطلاح ایجاد دامپینگ همراه بود و حالا این روزها بحث برای چگونگی نظارت بر این وی او دی‌ها باعث شده است که ادامه مسیر کاریشان با چالش‌هایی مواجه باشد.

    به همین منظور و در راستای روشن‌تر شدن سازوکار این روزهای وی‌اودی‌ها و چالش‌هایی که در مسیر قدرت گرفتن روزافزونشان قابل طرح است، میزگردی را با حضور غلامرضا موسوی تهیه‌کننده باسابقه سینما و حامد عنقا از چهره‌های فعال در حوزه مجموعه‌های نمایشی در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی ترتیب دادیم؛ موسوی به‌عنوان رئیس انجمن تهیه‌کنندگان مستقل سینما که مدت‌هاست خواستار نظارت بیشتر بر این سامانه‌های برخط است، ادامه شرایط فعالیت این روزهای وی‌اودی‌ها را تهدیدی برای آینده سینمای ایران می‌داند و عنقا که در حال حاضر سریال «آقازاده» را برای پخش از یکی از همین وی‌اودی‌ها در دست تولید دارد و خودش هم قرار است یک وی او دی در حوزه کنسرت داشته باشد با این زاویه نگاه موسوی هم‌داستان نیست.

    در قسمت نخست این میزگرد، عنقا و موسوی با تمرکز بر تعریف دامنه فعالیت وی‌اودی‌ها در ایران درباره ابهامات مالی این حوزه نکاتی را مطرح کردند؛ ابهاماتی که دامنه طرح آن به بخش دوم نیز کشیده شده است.

    مشروح قسمت دوم و پایانی این نشست را در زیر می‌خوانید:

    * یکی از امتیازهایی که باعث شد در ایران شبکه نمایش خانگی رشد کند، سریال‌سازی بود و سودی که نصیب خیلی‌ها کرد که البته گاهی هم با همین نگاه جلو آمدند و برعکس دچار شکست تجاری شدند. در وی‌اودی‌ها هم به نظر می‌رسد سریال‌سازی یکی از امتیازهای این سرویس‌ها باشد که توانست مخاطبان را جذب کند. چقدر این فضا می‌تواند بستر تولید آثار بی‌کیفیت و به اصطلاح شانه تخم مرغی‌ها را فراهم کند.

    حامد عنقا: اصلاً یادتان باشد که اقتصاد وی‌اودی‌ها را سریال‌ها تأمین می‌کنند.

    * هرچند در ادامه ممکن است به ساخت سینمایی هم برسد همانطور که در جهان پروژه بزرگی مثل «ایرلندی» را نتفلیکس می‌سازد.

    عنقا: قصه نتفلیکس، قصه فلان وی‌اودی ما مثل فیمیو و نماوا نیست. نتفلیکس خود را یک کمپانی سرمایه‌گذاری می‌داند. نتفلیکس یک هولدینگ سرمایه‌گذاری است که صاحب برند پخش محتوایی به نام نتفلیکس است اما این کمپانی خیلی بزرگ‌تر از یک پخش کننده است. نتفلیکس سینماسازی هم می‌کند، در اسپانیا، فرانسه و خیلی کشورهای دیگر سریال می‌سازد و خیلی کارهای دیگر هم انجام می‌دهد. مگر اسکورسیزی و کاپولا چند سال پیش به نتفلیکس ایراد نگرفتند؟ یا اسپیلبرگ طی مصاحبه‌ای اعلام نکرد که فیلم‌هایی را که نتفلیکس می‌سازد نباید در اسکار حضور داشته باشند، پس آنجا هم این مباحث مطرح بود.

    غلامرضا موسوی: بحث او این بود که فیلم باید در سینما اکران شود، فیلم سینمایی اخیر او هم ابتدا در سینما اکران شد.

    عنقا: بله همینطور است و اصلاً این اشکال ندارد. الان مساله این است که چرا ما می‌خواهیم یک سیستمی مثل وی‌اودی را خراب کنیم….

    موسوی: ما اتفاقاً می‌خواهیم با قانونمند کردن این سیستم آبادش کنیم.

    عنقا: خب چرا انجمن تهیه‌کنندگان سینمایی تصمیم نمی‌گیرد که برای یک سال هیچیک از تولیدات سینمایی را به هیچیک از ۲ وی‌اودی انحصارگر ِ غیرقابل مذاکره ندهد. بالاخره سالی حدود ۸۰ یا ۹۰ فیلم داریم و میان اینها برخی هم درجه یک هستند، طی یک اقدام هماهنگ فیلم‌های سینمایی را به وی‌اودی‌ها ندهند تا آنها ورشکست شوند یا اصلاً چرا اتحادیه تهیه کنندگان سینمایی یکی وی‌اودی راه نمی‌اندازد فقط فیلم‌هایش را خودش نمایش دهد و مردم را دعوت کند که ببینند. آن وقت عیارش مشخص شود که آن وی‌اودی چند تماشاگرش واقعاً به خاطر فیلم‌های سینمای ایران و چند تماشاگرش به خاطر سریال هاست؟ چرا سیستم اقتصادی را به هم می‌زنیم؟ چرا این کار را انجام نمی‌دهید اقای موسوی؟

    موسوی: در سیستمی که فیلم خارجی بدون خرید رایت و بدون دریافت مجوز یا سریال خارجی بدون مجوز و خرید رایت توزیع و پخش می‌شود نبود ۱۰ تا فیلم سینمایی کدام مساله را حل می‌کند! موسوی: در سیستمی که فیلم خارجی بدون خرید رایت و بدون دریافت مجوز یا سریال خارجی بدون مجوز و خرید رایت توزیع و پخش می‌شود نبود ۱۰ تا فیلم سینمایی کدام مساله را حل می‌کند! مساله این است که قانونی وجود ندارد. برخلاف تصور شما، من خیلی بیشتر از برخی دوستان دیگر مخالف انحصار هستم اما می‌خواهم اینها قانونمند شوند. الان داد خود من در سینمای ایران درامده است که چرا شبکه‌های ماهواره‌ای ِ دزد فیلم‌های مرا در خارج از کشور پخش می‌کنند.

    زمانی هم با دوستانی که در هالیوود داریم تماس گرفتم و از طریق بازیگران ایرانی درخواست کردم اتحادیه تهیه‌کنندگان آنجا کمک کنند تا حداقل از این اقدام در آمریکا جلوگیری شود که آنها هم گفتند فیلم‌های خودشان هم در ایران در حال پخش است. ما از این طرف خواهش کردیم این فیلم‌ها را پخش نکنند و به آن‌ها اعلام کردیم که چه کارهایی برای این منظور انجام داده‌ایم اما دوباره با سند و مصداق اعلام شد که در چه سینماهایی و در چه تاریخی فیلم‌هایشان پخش می‌شود. ما البته در شورای صنفی نمایش تا حدی از این کار جلوگیری کردیم اما باز هم ادامه داشت.

    حالا وی‌اودی‌ها هم در ادامه همین ماجراست. جالب است که یکی از مدیران صنفشان در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که این سریال‌های خارجی را خریداری می‌کنند و من خواستم بپرسم سریال‌های نتفلیکس را چه کسی می‌تواند خریداری کند!؟ خود نتفلیکس آن‌ها را به عنوان وی‌اودی ارائه می‌کند، دیگر قرار نیست به کسی بفروشد! سوال من این است که چرا این سریال‌ها را درحالی که خریداری نمی‌کنند بارگذاری کرده و پخش می‌کنند؟ جواب می‌دهند به ما نمی‌فروشند! مگر چون نفروختند، شما حق دارید مثل اقدام به دزدی آن را خودتان پخش کنید. تنها راه چنین عملکردی این است که زیر چتر جایی باشند که انحصار روی آنها باشد.

    عنقا: من اصلاً متوجه انحصار مورد نظر شما نشده‌ام هنوز…

    موسوی: شما یا نمی‌دانید یا خود را به بیراهه می‌زنید!

    عنقا: نه واقعاً برایم شفاف نیست.

    موسوی: انحصار یعنی اینکه یک نفر مسئول می‌شود تا برای ۲ وی‌اودی فعلی….

    عنقا: محتوا بخرد.

    موسوی: همین انحصار است. شما انحصار را چیز دیگری می‌دانید؟

    * خروجی این مساله در سینما چگونه اتفاق می‌افتد؟

    موسوی: خروجی برای ما این است که قیمتی تعیین می‌کنند، همکار من یا باید بپذیرد یا نمی‌تواند. مثل تلویزیون که می‌گوید من فیلم را در بهترین شکل ۱۰۰ میلیون بیشتر نمی‌خرم من یا باید با صد میلیون بپذیرم یا فیلمم را ندهم. درحالیکه این فیلم را اگر خود تلویزیون بسازد در حداقلی ترین حالت باید یک میلیارد هزینه کند و این نامردی است یا چرا سیستم دیگری که برای هر قسمت از یک سریال حدود دو تا سه میلیارد پول می‌دهد برای یک فیلم سینمایی مبلغی در حدود ۵۰۰ میلیون تومان هزینه کند.

    عنقا: خب اگر وی‌اودی‌ها زیر مجموعه تلویزیون بروند اوضاع بدتر می‌شود…

    موسوی: بالاخره باید یک اتفاقی بیفتد تا درست شود. الان باید به همان جمله‌ای که پیش از این گفتم، برگردیم که وی‌اودی‌ها همان بلایی را سر سینمای ایران می‌آورند که پول‌های باداورده دچار کرد.

    عنقا: آن بلا دقیقاً چیست؟

    موسوی: بلا همان دستمزدهای بی حساب و کتاب است..

    عنقا: چرا در صنف جلوی این ماجرا را نمی‌گیرید؟

    موسوی: ما همه راه‌ها را برای جلوگیری از این کار امتحان می‌کنیم.

    عنقا: آیا راهش این است که یک مجموعه اقتصادی را که میلیاردها تومان یا چند صد میلیارد تومان سرمایه گذاری کرده است، مضمحل کنیم؟

    موسوی: چرا مضمحل شود؟ چرا شما فکر می‌کنید تلویزیون جمهوری اسلامی قرار است نقش برانداز داشته باشد؟

    عنقا: آقای موسوی من تلویزیونی هستم حرف در دهان من نگذارید… اینجا صحبت تلویزیون نیست حرف نگرش به بخش خصوصی است.

    موسوی: خب مگر نمی‌گویید در این صورت وی‌اودی از بین می‌رود؟

    عنقا: من می‌گویم این نگاه که وی‌اودی‌ها زیر نظر نهادی متمرکز بروند نگاهی ضد توسعه است. من که تلویزیونی هستم و همیشه هم از موضع تلویزیون حرف می‌زنم اما بزرگترین خطا این است که ما نگاهمان به توسعه معطوف نباشد بلکه صرفاً به دنبال اهرم قدرت بالای سر بخش خصوصی باشیم.

    موسوی: شما ضد توسعه را توسعه می‌بینید اقای عزیز…

    عنقا: این نگاه شما کاملاً ضد توسعه است و اتفاقاً این نگاه، نگاهی انحصاری است.

    عنقا: خیلی از وی‌اودی‌ها حاضر نیستند وارد این رقابت شوند؛ رقابت و دعوای بین فیلیمو و نماوا سر فیلمی چون «سرخپوست» اتفاق می‌افتد یا بر سر فیلمی مثل «رحمان ۱۴۰۰» که برای ورود به شبکه نمایش خانگی مجوز دریافت نکرد دعوا می‌شود موسوی: دوست عزیز نگاه انحصاری این است که ما قانون «آنتی تراست» نداریم. امریکا که سرمایه‌داری‌ترین شکل روزگار را دارد، قانون آنتی تراست هم دارد اما اینجا اصلاً برای وی‌اودی‌ها قانون ندارد.

    عنقا: من اینجا نکته‌ای را بگویم ما در این بحث تصمیم گیر نیستیم اما این بحث‌ها می‌تواند به باز شدن و ابهام‌زدایی از موضوع اصلی در جامعه کمک کند. پس اجازه دهیم این مباحث به شکل درست مطرح شود چه نظر مخالف بنده و چه نظر موافق آقای موسوی به درستی شکل بگیرد. درباره قانون آنتی تراست امریکا این توضیح لازم است که این قانون همان کاری را می‌کند که اینجا در شورای رقابت ایران هم وجود دارد. این قانون می‌گوید شما حق ندارید محصولی را یا شیوه‌ای از کسب و کار را با امتیازات ویژه‌ای پیش ببرید که اگر رقیبتان بخواهد همان امتیازها را برای رقابت با شما داشته باشد دچار ضرر و زیان شود.

    البته این قانون خیلی وقت‌ها به خاطر منافع مصرف‌کننده به وجود می‌آید. با این تعریف اگر اینجا بخواهیم با قانون آنتی تراست عمل کنیم برعکس می‌شود. به طور مثال نماوا ۵۰۰ میلیون می‌دهد تا یک فیلم سینمایی را خریداری کند، فیلیمو به او اعتراض می‌کند که این قیمت انحصار ایجاد می‌کند چون قیمت بازار ۲۰۰ میلیون است و او نمی‌تواند بیشتر پول پرداخت کند و اینجا قانون ضد انحصار باید تعریف شود یا در مرحله عرضه و تقاضاست که این قانون معنا پیدا می‌کند؛ مثلاً امروز یک وی‌اودی وارد بازار می‌شود که می‌گوید شما حق اشتراک ۲۵ هزارتومانی می‌دهید اما من حق اشتراک ۲ هزار تومانی می‌دهم و یک تراست یا انحصار این مدلی ایجاد می‌کند. البته وی‌اودی‌ها هم بالاخره یک صنف دارند اما لزوماً این هماهنگی به معنای انحصار نیست و کار صنفی است.

    موسوی: البته کسی که باعث شد وی‌اودی‌ها صنف تشکیل بدهند خود من بودم.

    عنقا: بله در جریان هستم و شرکت خود من هم عضو این اتحادیه است؛ یک وی‌اودی تخصصی حوزه موسیقی که تا نوروز بالا می‌آید اما حرف گم نشود مساله این است که ما در سال ۱۰ فیلم داریم که ۲۰ تا ۳۰ میلیارد فروش می‌کند و دعوای وی‌اودی‌ها سر قیمت گذاری همین ۱۰ فیلم است.

    خیلی از وی‌اودی‌ها حاضر نیستند وارد این رقابت شوند؛ رقابت و دعوای بین فیلیمو و نماوا سر فیلمی چون «سرخپوست» اتفاق می‌افتد یا بر سر فیلمی مثل «رحمان ۱۴۰۰» که برای ورود به شبکه نمایش خانگی مجوز دریافت نکرد دعوا می‌شود. سر فیلمی که فروشش صد میلیون تومان هم نیست که دعوا نمی‌شود.

    مسئولان این وی‌اودی‌ها هم با خودشان فکر کنند که درآمد کسب کنند چون هنوز این وی‌اودی‌ها به درآمدزایی انچنانی که فکر می‌کنید نرسیده‌اند. این وی‌اودی‌ها فعلاً از فعالیت‌های جانبی شأن پول درمی‌آورند و نه از فروش محتوایشان. این‌ها اما خواستند با هم هماهنگی داشته باشیم که به‌طور مثال فیلم آقای غلامرضا موسوی در نماوا، فیلیمو یا هر سرویس وی‌اودی دیگری ۱۰۰ میلیون خریداری شود و آقای موسوی به این کار انحصار می‌گوید.

    موسوی: شما به این کار چه می‌گوئید؟

    عنقا: من به این کار انحصار نمی‌گویم. من معتقدم این کار هماهنگی اقتصادی بازار است. اصلاً شما این هماهنگی را بشکنید.

    موسوی: ما هم می‌خواهیم بشکنیم.

    عنقا: اما اگر بخواهید این هماهنگی را به شیوه حاکمیتی بشکنید می‌شود مدل دهه شصتی و ضد توسعه‌ای.

    موسوی: ببنید دوست بزرگوار این کار حاکمیتی نیست ما می‌گوئیم قانون داشته باشد. من مثل خیلی از دوستان دیگر معتقد هستم که داشتن یک قانون بد بهتر از نداشتن قانون است. ما در شرایط حاضر قانون نداریم. اگر قانون داریم بگویید چه کسی اجازه می‌دهد که فیلم‌های دزدی با دوبله یا سریال‌های خارجی با دوبله در وی‌اودی‌ها نمایش داده شود؟

    عنقا: این را بگویم که من با این نکته موافق هستم.

    موسوی: نمایش این فیلم و سریال‌ها همان بی قانونی است و باید این اجرای قانون حتی اگر بد است وجود داشته باشد. به هر حال نمایش این فیلم‌ها خسارت‌های بعدی را در بر دارد.

    عنقا: لنز و آیو و … هم وی‌اودی بود و تفاوت انها با وی‌اودی‌ها فقط در «حق پخش زنده» بود.

    موسوی: مدلشان برای ما فرقی ندارد… آن‌ها هم وی‌اودی بود و همین که زیر چتر تلویزیون است کافی است. ما هم از آنها شکایتی نکردیم.

    عنقا: چون لنز در چرخه اقتصادی نبود.

    * تأثیرگذاری چندانی هم نداشتند.

    موسوی: حالا تأثیری داشتند یا نداشتند… اینها هم بروند زیر نظر صداوسیما تا بی‌اثر شوند!

    عنقا: نگاه ضد توسعه‌ای که می‌گویم، همین است قربانتان بروم.

    موسوی: من می‌گویم قانونمند شوند…

    عنقا: ولی می‌گویی همان بلایی که سر آیو و لنز آمد سر اینها هم بیاید.

    موسوی: من چنین حرفی نمی‌زنم. من فقط می‌گویم زیر چتر قانون بروند و با پول خرج کردن بی قانونی را ترویج نکنند. بیشتر از این نمی‌خواهم بازش کنم. راه اندازی سیستم‌هایی مثل آیو و لنز اساساً درست رخ ندارد.

    عنقا: اتفاقاً این آی پی تی وی‌ها به شکل درستی راه اندازی شدند.

    * از نظر شما چه مشکلی باعث شد که شکست بخورند؟

    عنقا: ممیزی شدید.

    موسوی: چون تلویزیون از ابتدا فکر کرد باید درآمدزایی کند و برخی از شرکت‌ها پول‌های کلانی سرمایه گذاری کردند.

    عنقا: بله و البته پول نگذاشتند، ضمانت نامه مالی و تعهد مالی داشتند.

    موسوی: سیستم به شکل غلطی پیش رفت. الان هم فکر می‌کنم اگر بخواهیم به نتیجه درستی برسیم سریال‌ها باید توسط خود صداوسیما نظارت شود. تلویزیون اکنون برای مردم سریال می‌سازد و روی سریال‌های دیگر هم باید نظارت داشته باشد. البته در بخش سینمایی طبیعتاً وظیفه وزارت ارشاد همچنان باقی است.

    * به‌عنوان تهیه‌کننده سینما دغدغه شما درست است ولی تهیه‌کننده خصوصی که می‌خواهد خارج از مدیوم تلویزیون کار کند شاید نتواند در این چارچوب فعالیت کند؟

    موسوی: من نظر خودم را می‌گویم من از صنف خودم دفاع می‌کنم.

    عنقا: آقای موسوی می‌گوید من خانه خودم را می‌پایم. مهم نیست که خانه بقیه خراب شود (می خندد)

    موسوی: خانه دیگران خراب نمی‌شود آنها هم مواظب خودشان باشند. وقتی با شرکت‌هایی رو به رو هستید که فقط منافع شخصی خودشان را در نظر می‌گیرند چرا باید منافع آنها را ببینید. من زمانی فکر می‌کردم اگر این دوستان زیر نظر وزارت ارشاد باشند بهتر است اما الان اعتراف می‌کنم اشتباه می‌کردم و برای اشتباهم عذرخواهی می‌کنم. سریال‌ها باید حتماً از سوی تلویزیون پروانه ساخت و نمایش بگیرند.

    عنقا: من فکر می‌کنم ادبیات اقتصادی دهه‌ای که در آن هستیم با ادبیات اقتصادی چند دهه پیش فرق کرده است. من با خیلی از نکاتی که آقای موسوی گفت هم عقیده هستم و بحثم در شیوه نگاه اقتصادی به موضوعات است و عجیب است برایم که کسانی که خودشان در بخش خصوصی فعالیت دارند اینگونه به بخش خصوصی دیگری نگاه می‌کنند.

    این را هم اشاره کنم مجدداً که من تلویزیونی هستم و عمرم را در تلویزیون گذراندم و افتخار هم می‌کنم اما موضوع سریال‌سازی بخش خصوصی اگر حمایت نشود به سینما هم لطمه خواهد زد. به جز یکی دو دهه اول انقلاب که سریال سازی ما مدیون و وابسته سینما بود در این یکی دو دهه سریال سازی به سینما غلبه پیدا کرده و بیشترین تأثیر را بر آن گذاشته است، بویژه سریال‌هایی که در بخش خصوصی ساخته می‌شود. خیلی وقت‌ها فیلم‌های سینمایی که شما می‌بینید مدیون بازیگری است که در سریال کشف شده است. از نوید محمدزاده که استثنا است بگذریم.

    * می‌توانید مثال هم بزنید چون اتفاقاً این انتظار می‌رود که وی‌اودی‌ها مثل همان پلتفرم‌های جهانی ستاره‌سازی کنند.

    عنقا: خیر چنین وظیفه‌ای ندارند. آنها فقط بستر پخش هستند ستاره سازی کار تهیه کننده است.

    موسوی: چند بازیگر سرشناس در این سریال‌ها حضور داشته‌اند؟

    موسوی: من در راه بودم که به خبرگزاری بیایم در ماشین تبلیغ فلان دوغ را شنیدم که از رادیو پخش می‌شد که رسماً کپی یکی از مبتذل‌ترین آهنگ‌های کوچه بازاری قبل از انقلاب است و بچه من هم آن را می‌شنود، وقتی پای اقتصاد باز می‌شود فرقی بین تلویزیون و ارشاد نیست؛ پول راه خودش را پیدا می‌کند عنقا: بازیگر سرشناس سینمایی با بازیگر سرشناس سریال متفاوت است. درضمن وظیفه وی‌اودی کشف استعداد نیست و بدبختی ما این است که فکر می‌کنیم ستاره سازی، ساخت محتوا و… وظیفه وی‌اودی هاست. وی‌اودی یک پلتفرم تکنیکال است مثل اینکه توقع داشته باشید صاحب سینما کریستال در لاله زار ستاره بسازد کمااینکه آن یک نفر خدابیامرز ستاره ساز هم بود.

    نکته اینجاست که این دو موضوع از یکدیگر متفاوت است؛ تولید محتوا را باید از توزیع محتوا جدا بدانیم. وزارت ارشاد پروانه ساخت بدهد یا تلویزیون پروانه ساخت بدهد مشکلی حل نمی‌شود؛ چرخه اقتصادی مهم است که کجا اتفاق می‌افتد؟ مگر الان که ارشاد پروانه ساخت می‌دهد خودش تأمین سرمایه می‌کند که با ورود تلویزیون تغییر کند؟ وقتی پای مسائل اقتصادی پیش می‌آید تلویزیون را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    من در راه بودم که به خبرگزاری بیایم در ماشین تبلیغ فلان دوغ را شنیدم که از رادیو پخش می‌شد که رسماً کپی یکی از مبتذل‌ترین آهنگ‌های کوچه بازاری قبل از انقلاب است و بچه من هم آن را می‌شنود، وقتی پای اقتصاد باز می‌شود فرقی بین تلویزیون و ارشاد نیست پول راه خودش را پیدا می‌کند. مسیر ورود سرمایه را باید قانونی کرد. این پول‌های آلوده ابتدا وارد سینما شد نه سریال. سریال «شهرزاد» پر سروصداترین پروژه‌ای بود که در آن پول‌های آلوده وارد شد. آقای موسوی خودش می‌داند چند فیلم با پول آلوده ساخته شده است که چون فیلم‌های بااهمیتی نشدند و سر و صدا نکرد حرفش و اسمش جایی نرفت.

    * یعنی تلویزیون هم مثل وزارت ارشاد نمی‌پرسد که این پول‌ها را از کجا آورده‌ای؟

    عنقا: وقتی در بخش خصوصی آن کار می‌کنید نه نمی‌پرسد. مگر آیو زیر مجموعه تلویزیون نبود آن برنامه ورزشی که سال گذشته علی انصاریان اجرایش کرد ماجرا نداشت؟

    * به هر حال جلویش را گرفتند.

    موسوی: اگر زیر نظر ارشاد بود ادامه پیدا می‌کرد.

    عنقا: ارشاد هم بود جلویش را می‌گرفتند هرچند که بله حساسیت تلویزیون به آن «پخش زنده» خیلی بیشتر از ارشاد است و اصلاً پخش زنده انحصارا به تلویزیون تعلق دارد.

    * فکر می‌کنم در ادامه همین بحث روی محتوا هم تأملی داشته باشیم. آقای عنقا گفتند توزیع‌کننده یک اثر به معنای سازنده آن محتوا نیست و نباید انتظاری داشته باشیم شما چقدر این مساله را درست می‌دانید؟

    الان این سریال‌های شانه تخم مرغی با پول وی‌اودی‌ها ساخته می‌شود و بنابراین همان اتفاق ضد فرهنگی را وی‌اودی‌ها دارند به وجود می‌آورند موسوی: ببینید باید با همین جواب پاسخ داد که در این مسیر چه سرمایه‌هایی و با چه عنوانی وارد می‌شود؟ زمانی سریال‌های شانه تخم مرغی در شبکه نمایش خانگی رشد کردند چون این سریال‌ها محلی برای عرضه پیدا کرده بودند، پول‌هایی هم داده می‌شد و درامد اندکی هم داشتند. الان این سریال‌های شانه تخم مرغی با پول وی‌اودی‌ها ساخته می‌شود و بنابراین همان اتفاق ضد فرهنگی را وی‌اودی‌ها دارند به وجود می‌آورند چون پول آن‌هاست که این اتفاق را رقم می‌زند. بسیاری از دوستانی که اخیراً کار می‌کنند و من می‌شناسمشان حاضر نیستند حتی یک ریال از ته جیبشان برای سریالی خرج کنند مگر اینکه پولش از جای دیگری برسد.

    * آقای عنقا این بستر کمک نکرده است که سریال‌های ضعیف بیشتر دیده شود؟ به طور مثال بابک کایدان نویسنده دو سریالی است که شاید هیچیک به لحاظ کیفیت برتری هم بر دیگری نداشته باشد هر روز هم آماری از تماشای برخی از این سریال برای رسانه‌ها ارسال می‌شود تا بگویند چقدر مودر توجه قرار گرفته‌اند.

    عنقا: یک تهیه‌کننده مثل آقای موسوی به این فکر می‌رسد که سریالی بسازد که اگر ۲۰ میلیارد تومان خرج کند ۴۰ میلیارد تومان برمی گردد تصمیم می‌گیرد فیلمنامه را به درست یا غلط بدهد تا بابک کایدان بنویسد و کارگردان و کستی را می‌چیند که به «دل» یا «مانکن» یا «رحمان ۱۴۰۰» ختم می‌شود. همین الان ایرج محمدی تلاش دارد کار بعدی خود را به بابک کایدان بسپارد.

    از طرفی یک خطای اطلاعات آماری هم اتفاق می‌افتد که شاید خود بچه‌های وی‌اودی‌ها دوست نداشته باشند بگویم اما خطا اینجاست که مخاطبانی که دی‌وی‌دی سریال‌ها را می‌خریدند به سمت وی‌اودی‌ها کوچ کرده‌اند. آمار واقعی خود وی‌اودی‌ها و سازمان فناوری اطلاعات اصلاً چنین چیزی نیست و حجم وحشتناکی از مخاطب را در بازار دی‌وی‌دی از دست داده‌ایم و شاید کمتر از ۱۰ درصد آن را وی‌اودی‌ها توانسته باشند جذب کنند. من نمی‌دانم چه تصوری درباره میزان مخاطب ویوی فیلم‌ها و سریال‌ها دارید ولی با عدم اطلاع‌رسانی درست وی‌اودی‌ها این تصور پیش می‌آید که میلیون‌ها نفر در حال تماشای این فیلم و سریال‌ها هستند. فهمیدنش کاری هم ندارد روی گوگل پلی تعداد نصب این اپلیکیشن‌ها را می‌نویسد که مثلاً فیلیمو یک میلیون نصب شده است. تعداد نصب یک قاعده جهانی است که گفته می‌شود از هر ۱۰ نصب یک نفر اشتراک خریداری می‌کند. اگر دقت کرده باشید این وی‌اودی‌ها وقتی آمار می‌دهند درباره میلیون دقیقه‌ای که تماشا شده است آمار می‌دهند…

    * نه مخاطب.

    عنقا: دقیقاً. این بازار دی‌وی‌دی که هفت سال یا ۱۰ سال پیش داشتیم تیراژهای ۷۰۰ هزار، ۸۰۰ هزار و یک میلیون که امروز به ۳۰ هزار رسیده است از دست رفته است اما به این معنا نیست که به سمت وی‌اودی‌ها رفته است. امروز درواقع صاحبان وی‌اودی‌ها نوعی اینسپشن و تلقین ذهنی اقتصادی در بازار انجام می‌دهند که بتوانند در چند سال دیگر به هدف خود برسند. درآمدزایی آنها اکنون درآمدی نیست که براساس پول اشتراک مخاطب به دست بیاید.

    موسوی: وقتی ۴۵۰ هزار کاربر هر یک ۲۵ هزار تومان پرداخت کنند مبلغ وحشتناکی می‌شود و برای همین هم نمی‌دانند چطور خرجش کنند.

    عنقا: به نسبت هزینه و سرمایه گذاری و هزینه‌های سربار رقم قابل ملاحظه‌ای نیست.

    * چقدر این امکان فراهم است که از پول‌های بادآورده استفاده کنند؟

    عنقا: این امکان وجود دارد. هنوز تا دلتان بخواهد این پول‌های بادآورده وجود دارد. بخشی از ماجرای دستمزدها در سریال سازی از ماجرای سریالی که اقای موسوی مثال زد شروع شد که بگویید من ۶ ماه با یک بازیگری کار دارم ۶ ماه دیگر هم به او حقوق می‌دهم کار نکند تا فقط در سریال من باشد. مشخص است که هیچ تهیه‌کننده‌ای که پولش از جای درستی آمده است چنین هزینه‌ای را انجام نمی‌دهد. وقتی درباره سرمایه گذار حرف می‌زنیم باید بدانیم او کسی نیست که از پشت کوه آمده باشد.

    موسوی: ضمن اینکه این نکته را هم باید توجه داشته باشید که قصه «شهرزاد» هیچ گاه سودآور نبوده است.

    عنقا: هیچ گاه. بله من هم معتقد هستم هیچ گاه شهرزاد سودآور نبود.

    * سودی که از این سریال با رقم‌های حدوداً ۵۰ و ۶۰ میلیاردی مطرح می‌شد چه بود؟

    موسوی: پولشویی همین جا پیش می‌آید…

    عنقا: من با پولشویی موافق نیستم، اما آن سود، سود از طریق «اعتبارسازی» بود؛ اعتباری که آقایان می‌خواستند برای خود پیدا کنند.

    موسوی: پولشویی همیشه حاصل از تریاک نیست. معمولاً پولشویی از پول اسلحه و تریاک است اما اختلاس هم ان را توجیه می‌کند. به طور مثال اگر یک خانه ۱۰۰ میلیاردی بخرید خیلی‌ها ممکن است فکر کنند از پول سینما و سریال‌سازی است اما گردش مالی سینما در بهترین حالت ۲۵۰ میلیارد تومان است پس از یک فضای روانی برای این منظور استفاده می‌شود.

    عنقا: بله من هم نکته‌ام همین است.

    موسوی: تو به درستی می‌گویی. اینجا سیستم اقتصادی هم را تحت‌تأثیر قرار دادند یعنی پول اختلاس را وارد کار کردند و در کنار خانم ایکس و ایگرگ عکس‌هایی گرفتند که وقتی وارد بانک می‌شدند بانک فکر می‌کرد این فرد تهیه کننده سریالی چون «شهرزاد» بوده است پس فلان میلیارد تومان برایش چیزی نیست.

    عنقا: دقیقاً کارشان کردیت‌سازی و اعتبارسازی است.

    موسوی: نه اینکه فکر کنید آنها پول زیادی آوردند آنها ژست پول را آوردند.

    عنقا: «شهرزاد» با در نظر گرفتن تبلیغات، پروموشن و… یک سریال کاملاً زیان ده بود و امکان ندارد که هزار تومان سود داشته باشد بلکه سود سریال «شهرزاد» در اعتباری بود که تهیه کننده و سرمایه گذار آن می‌خواست پیدا کند عنقا: «شهرزاد» با در نظر گرفتن تبلیغات، پروموشن و… یک سریال کاملاً زیان ده بود و امکان ندارد که هزار تومان سود داشته باشد بلکه سود سریال «شهرزاد» در اعتباری بود که تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار آن می‌خواست پیدا کند. یادت هم باشد فلان هنرپیشه ما بسیار باهوش است خودش می‌داند دستمزدش ۵۰۰ میلیون است و زمانیکه ۲ میلیارد می‌گیرد آن یک میلیارد و ۵۰۰ را به دلیل عکسی که کنار آن سرمایه گذار ایستاده است، می‌گیرد.

    موسوی: بله یک عده برای عکس گرفتن می‌آیند و فکر می‌کنند همه خانم‌های بازیگر سینما را می‌توان با پول خرید. عده‌ای هم برای مهمانی‌های شبانه شأن می‌آیند….

    عنقا: عده‌ای واقعاً برای شهربازی به سمت سینما و سریال‌سازی می‌آیند.

    موسوی: از طرفی هم برخی درباره اقای ایکس حرف می‌زنند که پول بادآورده آورده است درحالی که من اطمینان دارم پول بادآورده‌ای نیاورده است او کاسب بوده است و می‌گوید از ۱۵ سالگی در کف بازار کار کرده است تا الان که ۷۰ سالش شده است به قول خودش که توجیهی منطقی هم هست می‌گوید یک ویلای لواسان ۷۰ میلیارد می‌شود و نصف آن را در سینما هزینه کرده است بیشتر از این هم هزینه نکرده است اما همه دست و پای خود را گم کرده‌اند که از کجا پول آورده است. ما گاهی آدم‌هایی مثل این بزرگوار را که برخی از فیلم‌هایش هم بسیار خوب است با بانک سرمایه یکی می‌کنیم که این بی معرفتی است.

    عنقا: این را هم در نظر بگیرید که قوه قضائیه و نهادهای نظارتی وظیفه ذاتی‌شان این است که بگویند پول ایکس و ایگرگ دزدی است و یا نیست.

    موسوی: ضمن اینکه تشخیصش هم ساده است. دستمزد یک بازیگر آ تومان است و اگر این آ تغییر می‌کند باید شک کرد.

    عنقا: برای همین معتقد هستم که خیلی از بازیگران محترمی که مصاحبه می‌کنند و می‌گویند ما نمی‌دانستیم این پول آلوده است صداقت ندارند و دروغ می‌گویند. وقتی بازیگری به دفتر من یا اقای موسوی می‌آید می‌داند محدوده دستمزدش چقدر است. همه هم دستمزد یکدیگر را می‌دانند و حتی بازیگر می‌داند که من تماس می‌گیرم با تهیه کننده قبلی و از او می‌پرسم که چقدر دریافت کرده است اما توسط افرادی رقم‌ها را تغییر دادند و این بلایی بود که سر سینمای ما آمد.

  • خیز تلویزیون برای تولید استودیویی/سریال‌سازان صاحب «شهرک» می‌شوند

    خیز تلویزیون برای تولید استودیویی/سریال‌سازان صاحب «شهرک» می‌شوند

    حسین کوبچی مدیر پشتیبانی تولید سیمافیلم درباره راه‌اندازی «شهرک تولید محتوا» و ایده اجرای آن در صداوسیما به خبرنگار مهر بیان کرد: بنا بود سازمان صداوسیما برای گسترش برنامه‌های تولید محتوا و وسعت بخشی به محدوده شهرک سینمایی و تلویزیونی ایران، فضای بیشتری را فراهم آورد. چند سالی است که سازمان صداوسیما در محدوده قزوین، ورامین و طالقان به دنبال زمین هم بوده‌است.

    وی با اشاره به کاربری «شهرک تولید محتوا» نیز تصریح کرد: ایده «شهرک تولید محتوا» براساس تکنولوژی‌های جدیدی است که در دنیا مرسوم است و محصولاتشان را در استودیوها تولید می‌کنند چراکه به این صورت آب و هوا و شرایط نور و… قابل کنترل است. سازمان هم قرار است از برنامه‌سازی تا فضای بیگ پروداکشن را در استودیو به تولید برساند.

    کوبچی با اشاره به ایجاد کسب و کارهای لازم در استودیو اظهار کرد: در صورت راه‌اندازی این شهرک نوعی طراحی هم صورت می‌گیرد تا کسب و کارهای مورد نیاز هم ایجاد شود مثل کارگاه‌های تولید، کارگاه چوب، آهنگری، شیشه، کف و دیوار و حتی هتلینگ و سرویس‌های خدمات عمومی که این‌ها در طراحی چنین شهرکی دیده شده است اما فعلاً سازمان صداوسیما به دنبال زمین است که باید این زمین در حدود ۱۰۰ هکتار و در محدوده شهر تهران باشد.

    وی در مقایسه بین شهرک محتوایی با شهرک سینمایی و تلویزیونی ایران اظهار کرد: شهرک تلویزیونی «ایران» یا همان غزالی سابق، شهرک لوکیشن محوری است اما این شهرک استودیومحور است و از طرفی یک استودیو کامل برنامه‌سازی نیاز به فرایندهایی برای تولید نیاز دارد که در این شهرک تدارک دیده خواهد شد که به نوعی یک گردش کاری کامل خواهد بود.

    مدیر پشتیبانی تولید سیما فیلم اضافه کرد: این شهرک می‌تواند ایجاد شغل و کار کند و به مهاجرت معکوس برخی نیروهای فنی منجر شود. اما با توجه به نیاز دو پروژه سنگین سریال‌های «موسی کلیم‌الله (ع)» و «سلمان فارسی»، نیاز به فراهم سازی این شهرک در اولویت است. اکنون در دنیا اغلب پروژه‌ها در استودیو و با جلوه‌های ویژه ساخته می‌شود و دیگر عوامل را برای هر صحنه‌ای به بیابان نمی‌برند. به‌طور مثال پنج تا هفت سال پیش‌بینی تولید کار «سلمان فارسی» است و اگر این شهرک ایجاد شود آنجا مستقر خواهند شد.

    مدیر پشتیبانی تولید سیما فیلم در ادامه درباره این شهرک یادآور شد: این شهرک قرار است زیرساخت‌های تولید محتوا را به لحاظ فنی و تولیدی فراهم کند. تیم‌های تولیدی با داشتن ایده و پیش تولید می‌توانند اینجا وارد کار شوند. مشابه چنین مجموعه‌ای در خاورمیانه نداریم و به صورت محدود نمونه‌ای از آن در مدیا سیتی دوبی وجود دارد.