برچسب: سینمایی

  • فیلم «مسیر عشق» بیژن شکرریز اینترنتی پخش می‌شود

    فیلم «مسیر عشق» بیژن شکرریز اینترنتی پخش می‌شود

    فیلم «مسیر عشق» بیژن شکرریز اینترنتی پخش می‌شود

    فیلم «مسیر عشق» بیژن شکرریز اینترنتی پخش می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، فیلم سینمایی «مسیر عشق» به کارگردانی بیژن شکرریز به مناسبت ولادت حضرت امام حسین(ع) روی پرتال اینترنتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قابل دسترسی است.

     فیلم سینمایی «مسیر عشق» (مسافر کربلا) به نویسندگی سیدمهدی شجاعی و کارگردانی بیژن شکرریز در روز ‌شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح به نمایش در می‌آید.

    بر همین اساس، فیلم «مسیر عشق» به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir به‌صورت رایگان قابل دسترسی است.

    این فیلم که تولید سال ۱۳۸۷ امور سینمایی کانون است، داستان یوسف پسر یازده ساله‌ای است که آرزو دارد نذر مادربزرگش را ادا کند و آن، پهن کردن قالیچه‌ای در کربلا است که نذر دایی امیر است که از دوران جنگ ایران و عراق به وطن برنگشته. یوسف، پنهانی قالیچه را برمی‌دارد و سوار اتوبوسی می‌شود که مقصدش کربلا است.

    در جریان برنامه‌ پخش اینترنتی فیلم‌ها و تئاترهای کانون، پیش از این آثاری همچون «کلانتری غیرانتفاعی»، «خمره»، «هامون و دریا»، «بچه‌های نفت»، «ساز دهنی»، «قله دنیا»، «سبز کوچک»، «آلبوم»، «پایان رویاها»، «لپ گلی»، «به خاطر سارا»، «قصه نقلی»، «مبارک و صندوقچه استاد محمد»، «رویاها در یک روز»، «مثل یک پروانه روی قلب» و «دزد درخت‌ها» بدین شکل به نمایش درآمد.

    این آثار تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها نمایش داده خواهد شد.

  • «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

    «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

    «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

     

     

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره هفتم با مستند سینمایی «ترور سرچشمه» به کارگردانی محمدحسین مهدویان همراه شوید؛ فیلمی که جزو بسته نوروزی گروه «هنر و تجربه» برای اکران در ابتدای سال ۹۸ بود.

    همه دیگر محمدحسین مهدویان را می‌شناسید و حتماً در سینما یکی از آثار او را دیده‌اید، اگر به سینما هم نرفته باشید حتماً نیم نگاهی به فیلم‌های او مانند «لاتاری»، «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» در قاب تلویزیون داشته‌اید. او در جشنواره سی و هشتم سیمرغ بهترین کارگردانی را برای «درخت گردو» دریافت کرد، کارگردانی که اتفاقاً کارش را با سینمای مستند آغاز کرد و مستند «آخرین روزهای زمستان» جزو مهمترین ساخته‌های او بود که ساختارش نوید یک استعداد تازه در سینمای داستانی را هم می‌داد.

    مهدویان اما از همان‌هایی است که کارش را به این راحتی‌ها هم شروع نکرده تا حالا در این نقطه ایستاده باشد. هرچند همواره عنوان می‌کند که در فیلم‌هایش روایت خودش از موضوعات را ارائه می‌کند اما «کارگردان حکومتی»، «سفارشی ساز» و… از جمله برچسب‌هایی است که بارها به او زده شده است. از همان موقع که «ایستاده در غبار» را با داستان سرنوشت جاویدالاثر احمد متوسلیان ساخت در کانون توجه‌ها قرار گرفت و درست از همان موقع برچسب‌زنی‌ها هم کلید خورد!

    مورد عجیب اما این است که با همه برچسب‌هایی که به او زده شد و می‌شود، او تا امروز ناتوان از همراه کردن تضمین‌شده جریان‌های مختلف سیاسی با خود بوده است، خودش هم می‌گوید نه این وری‌ها به طور کامل پشتم می‌ایستند نه آن وری‌ها!

    با چنین سابقه‌ای تماشای مستندی از مهدویان درباره یکی از جنجالی‌ترین و پرابهام‌ترین پرونده‌های تروریستی پس از انقلاب یعنی ماجرای شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از نمایندگان وقت دولت و مجلس، جذابیتی دوچندان پیدا می‌کند.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    «ترور سرچشمه» درباره چیست؟ نسل جدید دهه هفتاد و هشتادی، نسل قبل‌تر و حتی نسل انقلاب از سیدمحمد بهشتی چه می‌دانیم؟ علی‌الظاهر نه راهش را می‌شناسیم و نه حتی خصلت‌هایش را. شاید تنها بدانیم که او یک روحانی سیاستمدار بوده که در نهایت به همراه چند نفر دیگر در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شد. حتی همین گزاره کوچک را هم خیلی از نسل جدیدی‌ها نمی‌دانند!

    محمدحسین مهدویان درست دست روی همین موضوع گذاشته است. او ضمن بازشناساندن «سیدمحمد بهشتی» با نگاهی کنکاشگر روایتی تازه از بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ارائه کرده است.

    «اسم شما چیست؟»، «در زمان حادثه کجا بودید؟»، «چرا در آنجا بودید؟» و…، این‌ها تنهایی بخش‌هایی از سوالاتی است که محمدحسین مهدویان در طول این مستند از مصاحبه شونده‌هایش در حالی که در یک اتاق رو به دوربین نشسته‌اند، مسلسل وار می‌پرسد، برایش هم مهم نیست که آن‌ها حالا یا آن موقع چه مقام و منصبی داشته‌اند و دارند، گویا همه باید پاسخگوی تاریخ و در برابر سوال کرنش‌گر باشند. اصلاً همین نحوه روایت است که باعث می‌شود شما فکر کنید او در حال بازجویی از آن‌هاست. او شاهدان را فراخوانده تا این پرونده مسکوت‌مانده را دوباره باز و حادثه را از دریچه نگاه آن‌ها بازخوانی کند.

    چهره‌هایی که اما از آن‌ها سوال می‌شود، اصلاً افراد شناخته شده‌ای نیستند، خیلی از آن‌ها سیاستمدار نیستند، اصلاً معلوم نبوده که حالا در قید حیات هستند یا نه، آدم‌هایی که روایت‌هایی شنیدنی از حادثه هفت تیر دارند اما بی‌شک یافتن آنها از مشقت بارترین مراحل ساخت این مستند بوده است. تصور کنید آتش نشانی که آن شب به محل حادثه رسیده، مورد پرسش قرار بگیرد، یا از نیروهای امدادی سوال شود یا آن ۲ نفری که به شکل معجزه آسایی از زیر آوارها بیرون آمده‌اند، رو به روی دوربین بنشینند و از آن روز عجیب بگویند یا حتی در بخشی دیگر یکی از دوستان صمیمی محمدرضا کلاهی عامل اصلی بمبگذاری را ببینید که نشسته و درباره خلق و خوی او می‌گوید، این تنها برش‌هایی از شکل روایت محمدحسین مهدویان از بمبگذاری دفتر مرکزی جمهوری اسلامی است که در «ترور سرچشمه» می‌بینید.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «ترور سرچشمه» تصاویری بکر دارد که تهیه این آرشیو کاری زمان بر بوده است اما در کنار روایت حادثه هفت تیر ۶۰ این فیلم وجه دیگری هم دارد یعنی علی معتمد یا همان محمدرضا کلاهی! همانی که با اعتمادسازی حادثه را رقم زد اما در طول مستند نمی‌بینیم که کنکاشی درباره شخصیت و سرگذشت او شود. شاید دلیلش این باشد که کلاهی متعلق به یک جریان سیاسی در آن سال‌ها بوده و با انگیزه شخصی این کارها را نکرده، ولی دقیقاً یکی از مباحث جذاب فیلم همین است و مستند به آن نپرداخته است. یعنی تصویری روشن و آنچنان که باید، از او نداریم البته مهدویان خود عنوان می‌کند با وجود تحقیق بسیار اما ردپایی از او پیدا نکرده‌اند یعنی حتی صحبت با ۲ نیروی امنیتی که در آن زمان پرونده را در دست داشته‌اند، کارگر نیفتاده است.

    فیلم مهدویان اما ۲ پاره است یعنی در حالی که تا دقیقه ۵۰ پرسشگر است به یکباره تغییر مسیر می‌دهد و شما را با یک مستند پرتره مواجه می‌کند؛ مستندپرتره‌ای درباره سیدمحمد بهشتی. کسی که تصویری روشن از ایران داشت و می‌توانست نقشی در آینده سیاسی ایران داشته باشید و اصلاً همین باعث شد سازمان مجاهدین خلق او را ترور کند در همین بخش است که دلایل اهمیت بهشتی بی وقفه عنوان و سریع از رویش رد می‌شود.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    «ترور سرچشمه» شما را با چهره جدیدی از یک روحانی سیاستمدار مواجه می‌کند، در جاهایی حتی ممکن است آنقدر متعجب می‌شوید که با خود فکر کنید که یک روحانی در دهه ۴۰ و ۵۰ چطور آنقدر فضای ذهنی‌اش باز بوده که درباره ریاست جمهوری زنان صحبت می‌کرده، چطور به شرایط زمامداران اشاره می‌کرده و معتقد بوده است باید در میان مردم باشند و احتیاجی به مراقب و محافظ ندارند؛ مسائلی که همین حالا و در سال ۹۹ هم به نظر هنوز حل نشده است. هم اوست که البته همان موقع «آخوند روشنفکر» خطابش می‌کردند و طیف سنتی روحانیت با او مشکل داشتند. مردی آزاداندیش که به گفته مهدویان، منافقین دقیقاً در راستای اهدافشان، تفکرش را ترور کردند.

    بازسازی صحنه‌ها کشفی است که مهدویان در آثارش به آن رسیده و اتفاقاً جواب هم گرفته است، شاید بشود گفت بعد از فیلم‌های او بود که دیگر مستندسازان علاقه مند به محک زدن این فرم ساخت در فیلم‌هایشان شدند اما در «ترور سرچشمه» خبری از این بخش نیست بلکه روایتی بی‌واسطه برای بیان موضوع دارد.

    همین است که مهدویان «ترور سرچشمه» را درک خود از واقعه می‌داند؛ فیلمی که همه تجربه ۱۰ ساله او در زمینه مستندسازی را در دل خود دارد.

  • «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

    «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

    «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

     

     

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره هفتم با مستند سینمایی «ترور سرچشمه» به کارگردانی محمدحسین مهدویان همراه شوید؛ فیلمی که جزو بسته نوروزی گروه «هنر و تجربه» برای اکران در ابتدای سال ۹۸ بود.

    همه دیگر محمدحسین مهدویان را می‌شناسید و حتماً در سینما یکی از آثار او را دیده‌اید، اگر به سینما هم نرفته باشید حتماً نیم نگاهی به فیلم‌های او مانند «لاتاری»، «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» در قاب تلویزیون داشته‌اید. او در جشنواره سی و هشتم سیمرغ بهترین کارگردانی را برای «درخت گردو» دریافت کرد، کارگردانی که اتفاقاً کارش را با سینمای مستند آغاز کرد و مستند «آخرین روزهای زمستان» جزو مهمترین ساخته‌های او بود که ساختارش نوید یک استعداد تازه در سینمای داستانی را هم می‌داد.

    مهدویان اما از همان‌هایی است که کارش را به این راحتی‌ها هم شروع نکرده تا حالا در این نقطه ایستاده باشد. هرچند همواره عنوان می‌کند که در فیلم‌هایش روایت خودش از موضوعات را ارائه می‌کند اما «کارگردان حکومتی»، «سفارشی ساز» و… از جمله برچسب‌هایی است که بارها به او زده شده است. از همان موقع که «ایستاده در غبار» را با داستان سرنوشت جاویدالاثر احمد متوسلیان ساخت در کانون توجه‌ها قرار گرفت و درست از همان موقع برچسب‌زنی‌ها هم کلید خورد!

    مورد عجیب اما این است که با همه برچسب‌هایی که به او زده شد و می‌شود، او تا امروز ناتوان از همراه کردن تضمین‌شده جریان‌های مختلف سیاسی با خود بوده است، خودش هم می‌گوید نه این وری‌ها به طور کامل پشتم می‌ایستند نه آن وری‌ها!

    با چنین سابقه‌ای تماشای مستندی از مهدویان درباره یکی از جنجالی‌ترین و پرابهام‌ترین پرونده‌های تروریستی پس از انقلاب یعنی ماجرای شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از نمایندگان وقت دولت و مجلس، جذابیتی دوچندان پیدا می‌کند.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    «ترور سرچشمه» درباره چیست؟ نسل جدید دهه هفتاد و هشتادی، نسل قبل‌تر و حتی نسل انقلاب از سیدمحمد بهشتی چه می‌دانیم؟ علی‌الظاهر نه راهش را می‌شناسیم و نه حتی خصلت‌هایش را. شاید تنها بدانیم که او یک روحانی سیاستمدار بوده که در نهایت به همراه چند نفر دیگر در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شد. حتی همین گزاره کوچک را هم خیلی از نسل جدیدی‌ها نمی‌دانند!

    محمدحسین مهدویان درست دست روی همین موضوع گذاشته است. او ضمن بازشناساندن «سیدمحمد بهشتی» با نگاهی کنکاشگر روایتی تازه از بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ارائه کرده است.

    «اسم شما چیست؟»، «در زمان حادثه کجا بودید؟»، «چرا در آنجا بودید؟» و…، این‌ها تنهایی بخش‌هایی از سوالاتی است که محمدحسین مهدویان در طول این مستند از مصاحبه شونده‌هایش در حالی که در یک اتاق رو به دوربین نشسته‌اند، مسلسل وار می‌پرسد، برایش هم مهم نیست که آن‌ها حالا یا آن موقع چه مقام و منصبی داشته‌اند و دارند، گویا همه باید پاسخگوی تاریخ و در برابر سوال کرنش‌گر باشند. اصلاً همین نحوه روایت است که باعث می‌شود شما فکر کنید او در حال بازجویی از آن‌هاست. او شاهدان را فراخوانده تا این پرونده مسکوت‌مانده را دوباره باز و حادثه را از دریچه نگاه آن‌ها بازخوانی کند.

    چهره‌هایی که اما از آن‌ها سوال می‌شود، اصلاً افراد شناخته شده‌ای نیستند، خیلی از آن‌ها سیاستمدار نیستند، اصلاً معلوم نبوده که حالا در قید حیات هستند یا نه، آدم‌هایی که روایت‌هایی شنیدنی از حادثه هفت تیر دارند اما بی‌شک یافتن آنها از مشقت بارترین مراحل ساخت این مستند بوده است. تصور کنید آتش نشانی که آن شب به محل حادثه رسیده، مورد پرسش قرار بگیرد، یا از نیروهای امدادی سوال شود یا آن ۲ نفری که به شکل معجزه آسایی از زیر آوارها بیرون آمده‌اند، رو به روی دوربین بنشینند و از آن روز عجیب بگویند یا حتی در بخشی دیگر یکی از دوستان صمیمی محمدرضا کلاهی عامل اصلی بمبگذاری را ببینید که نشسته و درباره خلق و خوی او می‌گوید، این تنها برش‌هایی از شکل روایت محمدحسین مهدویان از بمبگذاری دفتر مرکزی جمهوری اسلامی است که در «ترور سرچشمه» می‌بینید.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «ترور سرچشمه» تصاویری بکر دارد که تهیه این آرشیو کاری زمان بر بوده است اما در کنار روایت حادثه هفت تیر ۶۰ این فیلم وجه دیگری هم دارد یعنی علی معتمد یا همان محمدرضا کلاهی! همانی که با اعتمادسازی حادثه را رقم زد اما در طول مستند نمی‌بینیم که کنکاشی درباره شخصیت و سرگذشت او شود. شاید دلیلش این باشد که کلاهی متعلق به یک جریان سیاسی در آن سال‌ها بوده و با انگیزه شخصی این کارها را نکرده، ولی دقیقاً یکی از مباحث جذاب فیلم همین است و مستند به آن نپرداخته است. یعنی تصویری روشن و آنچنان که باید، از او نداریم البته مهدویان خود عنوان می‌کند با وجود تحقیق بسیار اما ردپایی از او پیدا نکرده‌اند یعنی حتی صحبت با ۲ نیروی امنیتی که در آن زمان پرونده را در دست داشته‌اند، کارگر نیفتاده است.

    فیلم مهدویان اما ۲ پاره است یعنی در حالی که تا دقیقه ۵۰ پرسشگر است به یکباره تغییر مسیر می‌دهد و شما را با یک مستند پرتره مواجه می‌کند؛ مستندپرتره‌ای درباره سیدمحمد بهشتی. کسی که تصویری روشن از ایران داشت و می‌توانست نقشی در آینده سیاسی ایران داشته باشید و اصلاً همین باعث شد سازمان مجاهدین خلق او را ترور کند در همین بخش است که دلایل اهمیت بهشتی بی وقفه عنوان و سریع از رویش رد می‌شود.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    «ترور سرچشمه» شما را با چهره جدیدی از یک روحانی سیاستمدار مواجه می‌کند، در جاهایی حتی ممکن است آنقدر متعجب می‌شوید که با خود فکر کنید که یک روحانی در دهه ۴۰ و ۵۰ چطور آنقدر فضای ذهنی‌اش باز بوده که درباره ریاست جمهوری زنان صحبت می‌کرده، چطور به شرایط زمامداران اشاره می‌کرده و معتقد بوده است باید در میان مردم باشند و احتیاجی به مراقب و محافظ ندارند؛ مسائلی که همین حالا و در سال ۹۹ هم به نظر هنوز حل نشده است. هم اوست که البته همان موقع «آخوند روشنفکر» خطابش می‌کردند و طیف سنتی روحانیت با او مشکل داشتند. مردی آزاداندیش که به گفته مهدویان، منافقین دقیقاً در راستای اهدافشان، تفکرش را ترور کردند.

    بازسازی صحنه‌ها کشفی است که مهدویان در آثارش به آن رسیده و اتفاقاً جواب هم گرفته است، شاید بشود گفت بعد از فیلم‌های او بود که دیگر مستندسازان علاقه مند به محک زدن این فرم ساخت در فیلم‌هایشان شدند اما در «ترور سرچشمه» خبری از این بخش نیست بلکه روایتی بی‌واسطه برای بیان موضوع دارد.

    همین است که مهدویان «ترور سرچشمه» را درک خود از واقعه می‌داند؛ فیلمی که همه تجربه ۱۰ ساله او در زمینه مستندسازی را در دل خود دارد.

  • سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»

    سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»

    سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»

     

    سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»
    سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»

    مسعود ده‌نمکی کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره اولویت‌های سینمای ایران در سال ۹۹ گفت: سینمای ایران در سال‌های اخیر در حوزه سخت‌افزاری پیشرفت‌های خوبی داشته است و پردیس‌های سینمایی و تعداد سالن‌های نمایش در کشور هم رو به افزایش است، اما متأسفانه در حوزه نرم‌افزاری پیشرفت چندانی نداشته‌ایم. به همین دلیل معتقدم برای آینده باید روی این بخش تمرکز کرده و برنامه‌ریزی درستی داشته باشیم.

    وی بیان کرد: باید هم در حوزه تولید محتوا و هم در حوزه مدیریت استراتژیک، در نوع آثار و ذائقه مخاطب و ذائقه‌سازی برای مخاطب، عدالت در اکران عمومی فیلم‌ها، فرصت‌های متناسب و متعادلی را برای همه فیلمسازان فراهم کنیم.

    کارگردان فیلم سینمایی «اخراجی‌ها» با بیان اینکه معتقد است بحث فرهنگسازی نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است توضیح داد: آثاری که در جشنواره فیلم فجر اخیر دیده شد، به شدت تاثیرپذیر از جامعه بودند و نه تأثیرگذار. البته این احتمال نیز وجود دارد که بسیاری از فیلم‌هایی که به جشنواره فیلم فجر نرسیده‌اند نیز در این زمینه بدتر از فیلم‌هایی باشند که در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شدند.

    وی تاکید کرد: در جشنواره فیلم فجر تنها یک چهارم تولیدات سینما دیده می‌شود و نمی‌توان قضاوت درستی برای اکران ۹۹ داشت.

    کارگردان «معراجی‌ها» درباره ضعف در نگارش فیلمنامه‌های سینمایی توضیح داد: مساله ضعف در فیلمنامه‌نویسی، یک مساله جهانی است و بسیاری از فیلم‌هایی که در کشورهای مختلف به خصوص در سینمای هالیوود ساخته می‌شود نیز با این مشکل مواجه هستند، شاید تعداد انگشت شماری از فیلم‌ها فیلمنامه‌های خوب و شاخصی داشته باشند.

    ده نمکی در پایان گفت: فقدان فرهنگسازی و یا حتی ترویج ضدفرهنگ‌ها و ضدارزش‌های اخلاقی، تبدیل به یک مسابقه اساسی در سینمای ایران شده است، به عنوان مثال در کشورهای دارای سینما، اگر در فیلمی سیگار و مصرف الکل را نشان می‌دهد، هدف و تلاش فیلم برای نشان دادن تأثیرات منفی این موارد روی مصرف‌کننده است، اما در آثار سینمای ایران مواردی از این نوع تبدیل به ارزش شده است و در راستای شخصیت‌پردازی از آن بهره‌گیری می‌شود!

  • دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»
    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره ششم سراغ فیلم سینمایی «قسم» به کارگردانی محسن تنابنده می‌رویم.

    حتماً اولین چیزی که از محسن تنابنده به یادتان می‌آید نقش‌آفرینی او در سریال «پایتخت» است. این روزها هم نامش را دوشادوش سیروس مقدم کارگردان و الهام غفوری تهیه‌کننده «پایتخت» به عنوان طراح و سرپرست تیم نویسندگان در تیتراژ و تیزرهای تبلیغاتی این اثر می‌بینید، بازیگری که با فیلم‌های کمدی مطرح شد و در این قالب جا افتاد و از همان ابتدا بدش هم نمی‌آمد که پا به عرصه کارگردانی بگذارد. سودای کارگردانی او را در سال ۹۳ به ساخت فیلم کمدی «گینس» کشاند که در آن سال‌ها بالغ بر ۳ میلیارد تومان فروخت، فروشی که البته قابل توجه بود.

    فعالیت‌های محسن تنابنده اما محدود به آثار طنز نیست، او اتفاقاً کارش را با آثار جدی شروع کرد و این روزها هم با تغییر رویه ترجیح می‌دهد نقش‌آفرینی در آثار جدی را دنبال کند. حضور در فیلم‌های سینمایی «سه کام حبس» و «عنکبوت» مصداق همین امر است. اصلا محسن تنابنده خودش هم شخصیتی جدی دارد. دلیلش هم تصویری که از خود در نشست‌های رسانه‌ای جشنواره فیلم فجر ارائه کرده است؛ اگر انتقادتان به آثارش را وارد نداند، سوال شما از یک به دو نرسیده، آشفته می‌شود و لحن و مواضعش در چشم برهم زدنی آن شخصیت شوخ و شنگ فیلم‌های کمدی‌اش را از ذهنتان محو می‌کند!

    همین مایه‌های جدی شخصیتی و البته علاقه‌اش به تغییر مسیر، او را بر آن داشت که پس از «گینس» فیلم سینمایی «قسم» را بسازد، فیلمی که حتی ذره‌ای ته‌مایه طنز در آن نمی‌بینید. تلخ است و مسئله «قضاوت» را به چالش می‌کشد.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    محسن تنابنده از همان‌هایی بود که همزمان با سقوط هواپیمای اوکراینی و در پی اعتراض هنرمندان به این حادثه، به موج مجازی «تحریم» پیوست و عنوان کرد بعد از اتمام «پایتخت۶» دیگر با صدا و سیما همکاری نمی‌کند این موضع‌گیری به‌شدت با انتقاد علاقمندان مجموعه «پایتخت» در فضای مجازی مواجه شد و جالب اینکه تنابنده بعدها و همزمان با هیجان‌زدگی ناشی از رونمایی نوروزی فصل ششم «پایتخت» تلویحاً برای ساخت فصل‌های بعدی اعلام آمادگی کرد!

    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»
    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    «قسم» فیلمی جاده‌ای است که بخش اعظمی از اتفاقات آن در داخل یک اتوبوس رخ می‌دهد. ایده مرکزی آن درباره مراسم قسامه است و داستان آن حول محور راضیه می‌چرخد که پنجاه نفر از فامیل‌هایش را گرد هم آورده تا بروند و قسم بخورند که شوهر خواهرش، خواهرش را کشته است. فیلم مقدمه‌ای جذاب دارد که باعث می‌شود دنبالش کنید اما این نقطه عطف در همان مقدمه می‌ماند، کشمکش‌های بین آدم‌ها در همان اتوبوس آنقدر ادامه‌دار می‌شود که گاهی ارتباط بین این کشمکش‌ها با داستان اصلی را گم می‌کنید.

    نوع کارگردانی آن هم شما را به یاد فیلم‌های تلویزیونی می‌اندازد هرچند تنابنده برای فرار از این موضوع از کلوزآپ‌های پی در پی استفاده کرده اما حتی همین شگرد هم او را از افتادن در دام تلویزیونی بودن، نجات نداده است.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «قسم» موضوعی پرکشش در دل خود را دارد اما نتوانست در بازه اکران مخاطبان را با خود همراه کند. دلیلش را می‌توان در فیلمنامه جستجو کرد؛ فیلمنامه‌ای که دیالوگ‌های گل درشت زیاد دارد، هیچ کدام از شخصیت‌های داخل آن اتوبوس شخصیت‌پردازی نشده‌اند، آنقدر دیالوگ‌های بی‌ربط بینشان رد و بدل می‌شود که برای مخاطب گنگ می‌شود و اصلا گاهی ممکن است نام شخصیت‌ها را فراموش کنید.

    این فیلم در اکران عمومی چیزی نزدیک به ۳ میلیارد تومان فروخت. فروشی که آن را در جرگه شکست‌خورده‌ها قرار داد و باعث شد حتی نتواند هزینه ابتدایی خود را در بیاورد.

    با این حال تیغ انتقاد فیلم روی موضوع «قضاوت» است؛ این را می‌شود از واکنش افراد داخل اتوبوس فهمید که بی آنکه بدانند اصل موضوع چیست حاضرند مرگ و زندگی یک فرد را در دست بگیرند، از اصرارهای راضیه که قصد دارد به هر نحوی به خونخواهی خواهرش برخیزد.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    نوع روایت «قسم» که در یک اتوبوس حادث می‌شود ممکن است شما را به یاد «۱۲ مرد خشمگین» بیندازد که از همان ابتدا برخی منتقدان را بر آن داشت که بگویند تنابنده در ساخت «قسم» نگاهی به آن فیلم داشته با این وجود این یک روایت متفاوت در سینمای ایران است.

    صحنه تصادف اتوبوس در این فیلم را می‌توان یکی از سکانس‌های خوب آن دانست به این موضوع باید فیلمبرداری خوب تورج اصلانی را نیز افزود که اگرچه در اغلب سکانس‌ها بنا به خواسته کارگردان دل ندارد یک لانگ شات به شما نشان دهد اما در این صحنه خوب مخاطب را غافلگیر می‌کند.

  • انیمیشن «دزد درخت‌ها» را آنلاین تماشا کنید

    انیمیشن «دزد درخت‌ها» را آنلاین تماشا کنید

    انیمیشن «دزد درخت‌ها» را آنلاین تماشا کنید

     

    انیمیشن «دزد درخت‌ها» را آنلاین تماشا کنید
    انیمیشن «دزد درخت‌ها» را آنلاین تماشا کنید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، هر روز صبح یکی از تولیدات امور سینمایی یا تئاترهای کانون در پرتال اینترنتی این مجموعه منتشر می‌شود. بر همین اساس انیمیشن «دزد درخت‌ها» به کارگردانی راشین خیریه در روز جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح به نمایش در می‌آید. این انیمیشن که اقتباسی آزاد از مثنوی مولوی است، در سال ۱۳۹۰ از سوی امور سینمایی کانون پرورش فکری تولید شده است.

    انیمیشن «دزد درخت‌ها» به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir به‌صورت رایگان قابل دسترسی است.

    داستان این انیمیشن در مورد مردی است که تصمیم می‌گیرد خانه‌ای برای خودش در جنگل بسازد. او درختان جنگل را بدون این‌که پی ببرد که هم به آن‌ها و همه به پرندگانی که بر فراز آن‌ها لانه دارند چه صدمه‌ای می‌زند یکی پس از دیگری قطع می‌کند. او شبی کابوس درختان دزدیده شده را می‌بیند و در حالی از خواب می‌پرد که طوفان شدیدی خانه‌ای را که ساخته به زیر آب فرو برده است. مرد پی به اشتباه خود می‌برد و تصمیم می‌گیرد که جنگل را به زیبایی اولیه‌اش برگرداند تا پرندگان بتوانند به آنجا نقل مکان کنند.

    این اثر تاکنون در جشنواره‌ فیلم‌های ایرانی کلن، ویسامبور فرانسه و محیط زیست و ویدیویی برزیل به نمایش در آمده است و در بازارهای بین‌المللی فیلم چک، فرانسه، فجر، بوسان و گوانگجو کره‌جنوبی عرضه شده است.

    در جریان برنامه‌ پخش اینترنتی فیلم‌ها و تئاترهای کانون، پیش از این آثاری همچون «کلانتری غیرانتفاعی»، «خمره»، «هامون و دریا»، «بچه‌های نفت‌»، «ساز دهنی»، «قله دنیا»، «سبز کوچک»، «آلبوم»، «پایان رویاها»، «لپ گلی»، «به خاطر سارا»، «قصه نقلی»، «مبارک و صندوقچه استاد محمد»، «رویاها در یک روز» و «مثل یک پروانه روی قلب» بدین شکل به نمایش در آمدند. این آثار تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها نمایش داده خواهد شد.

    در این روزها که شاهد شیوع بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح پیک امید مجازی از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون قابل دسترسی است.

    علاقه‌مندان می‌توانند با استفاده از هشتگ‌های «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلم‌ها در شبکه‌های اجتماعی دسترسی پیدا کنند.

  • نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد

    نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد

    نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد

    نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد
    نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد

    بهرام عظیمی کارگردان انیمیشن سینمایی «تهران ۱۵۰۰» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شرایط سینمای ایران در سال جدید گفت: پیش از این می‌گفتیم که مردم به فیلم‌های امیدوارکننده و روحیه بخش نیاز دارند و یا معتقد بودیم که مردم به فیلم طنز و کمدی احتیاج دارند، چرا که شرایط روحی مناسبی ندارند. مساله امروز اما این است که مردم در شرایط فعلی بیشتر از همیشه در شرایط روحیه نامناسب هستند.

    وی بیان کرد: مساله این است که روحیه خراب به چه چیزی نیاز دارد، آیا همین که یک فیلم کمدی در سینماها اکران شود، مشکل حل می‌شود؟ البته فیلم کمدی بسیار خوب است، اما معتقدم هر فیلمی در هر ژانری که ساخته می‌شود باید «خوب» ساخته شود تا مخاطب از آن لذت برد.

    این کارگردان انیمیشن ادامه داد: در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر بیش از ۱۰ فیلم درجه یک داشتیم که مخاطب از دیدن آن‌ها لذت می‌برد، اما در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر چنین فیلم‌هایی با این کیفیت وجود نداشت.

    وی تاکید کرد: معتقدم سینمای ایران به فیلم‌های خوب در ژانرهای مختلف نیاز دارد، فیلم‌های خوش ساختی که بتوانند مخاطب را به سینما بکشانند و آن را راضی از سینما بدرقه کنند.

    کارگردان انیمیشن کوتاه «سیم ششم» بیان کرد: نمونه بارز فیلم‌هایی که مخاطب از دیدن آن لذت برد، فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ‌زده» به کارگردانی هومن سیدی بود که البته در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، فیلمی که کمدی نبود اما توانست تأثیر خوبی روی مخاطبان خود داشته باشد.

    وی ادامه داد: سینمای ایران به چنین فیلم‌های خوش ساختی نیاز دارد تا مخاطب با دیدن آن حالشان خوب شود. در سال‌های گذشته فیلم‌های این چنین زیاد داشتیم، اما بعید می‌دانم فیلم‌هایی که در سال ۱۳۹۹ اکران می‌شود بتواند در جذب مخاطب موفق باشند.

    عظیمی در پایان گفت: چندان با این مساله موافق نیستم که چون مخاطب حالش بد است باید فیلم کمدی اکران کرد، فیلم دیدن و وقت گذاشتن برای سینما یعنی لذت بردن، مخاطب به دنبال لذت بردن است و هر مخاطبی ذائقه سینمایی متفاوتی دارد و برای بهتر شدن حال مخاطب نمی‌توان فقط فیلم کمدی تجویز کرد.

  • «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود

    «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود

    «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود

    «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود
    «ضربه فنی»در شبکه امید سیما دیده می شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از  اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، فیلم «ضربه فنی» به کارگردانی غلامرضا رمضانی از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساعت ۱۷:۴۵  روز پنج‌شنبه ۷ فروردین از شبکه امید سیما پخش می‌شود.این فیلم همچنین ساعت ۹ صبح روز جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹ یک‌بار دیگر از شبکه امید سیمای جمهوری اسلامی ایران بازپخش خواهد شد.

    در این فیلم ویژه گروه سنی نوجوان که به تهیه‌کنندگی کانون و با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی در سال ۱۳۹۷ تولید شد، بازیگرانی مانند نسیم ادبی، افشین هاشمی، نازنین احمدی، سیروس همتی، مجید نوروزی، درسا بختیار و ملیحه کیا نقش‌آفرینی می‌کنند.

    داستان«ضربه فنی» درباره‌ محمد شاگرد درس‌خوان و خوبی است که یکی از شاگردان مدرسه مزاحم او می‌شود. در این میان محمد با یکی از شاگردان مدرسه به نام امیر که ورزش‌کار است، آشنا می‌شود و این آشنایی سرنوشت متفاوتی را برای هر سه نفر آن‌ها به دنبال دارد.

    این فیلم علاوه بر این‌که در سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان موفق به دریافت سه پروانه زرین، یک جایزه ویژه، یک تندیس و یک لوح قدردانی در بخش‌های مختلف شد، تاکنون در چند جشنواره‌ بین‌المللی فیلم همچون جشنواره فیلم‌های کودکان چین، فیلم جیفونی و فیلم زلین نیز به نمایش در آمده است.

  • کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند
    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره پنجم فیلم سینمایی «قصر شیرین» را پیشنهاد می‌کنیم. از کارگردانش حتماً فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک»، «یه حبه قند»، «زیر نور ماه» و… را به یاد دارید.. اصلا شاید با آوردن اسمش یاد ۲ فیلم نه‌چندان موفق او یعنی «امروز» و «دختر» هم بیفتید؛ او رضا میرکریمی است که سه سال بعد از «دختر»، «قصر شیرین» را ساخت و در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش گذاشت.

    اگر حتی نگاهی گذرا به فیلم‌های او داشته باشید حتما متوجه شده‌اید که اساساً «روابط» و «ریشه‌یابی مشکلات آدم‌ها» از دغدغه‌های اوست، گاه رابطه پدر و دختر، گاهی رابطه همسران و گاه رابطه دوستان را دست مایه ساخت فیلم هایش قرار می‌دهد.

    «قصر شیرین» هم برگرفته از همین دغدغه است و رابطه پدر یک خانواده با فرزندانش را به تصویر می‌کشد. به طوری که برخی از این فیلم به عنوان بازگشت میرکریمی به سینمای هدفمندش یاد می‌کردند.

    «قصر شیرین» فیلمی جاده‌ای است و مطابق فرمول ساخت چنین فیلم‌هایی که باید در درون شخصیت‌ها تحولی صورت بگیرد اتفاقا این امر مسجل می‌شود آن هم با بازی خوب حامد بهداد که نوع بازیگری اش برای همه آشناست یعنی مردی که مدام عصبی می‌شود و بر دیگران می‌تازد اما او در «قصر شیرین» بر حسب مختصات فیلم، تمام خشونتش را پنهان می‌کند که همین مساله نقطه اتکای فیلم است.

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند
    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    این فیلم از سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر جایزه بهترین فیلمنامه را برای محمد داوودی و محسن قرایی به ارمغان آورد که از این میان اولی در تیم فیلمنامه‌نویسان فیلم غیرقابل دفاع «ما همه با هم هستیم» به تهیه کنندگی رضا میرکریمی هم حضور داشت که اتفاقا یکی از دلایل ناکامی آن فیلم، فیلمنامه شکست خورده‌اش بود، اما تیم فیلمنامه نویسان این اثر هرگز پاسخی درباره آن ارایه ندادند.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    «قصر شیرین» روایتگر زندگی مردی است که مستاصل است و می‌خواهد از زیر بار مسئولیت‌های زندگی در برود. این دقیقاً نقطه اشتراک همه فیلم‌های میرکریمی است، آدم‌هایی که سردرگم هستند، به استیصال رسیده‌اند و اتفاقا در پی چاره‌اند. «قصر شیرین» علاوه بر این مختصات، در طول یک سفر جاده‌ای، مردی را به شما نشان می‌دهد که در مواجه با حوادث مختلف، گام به گام می‌شود سیر تحول او را دید.

    اما آنچه فیلم به آن تکیه زده بازی‌های خوب بازیگرانش است در این فیلم به جز حامد بهداد بقیه بازیگران فیلم شناخته شده نیستند اما این مساله ضربه‌ای به فیلم نزده بلکه قسمت اعظمی از بار فیلم را کیفیت بازی ۲ کودک به دوش می‌کشد، داستان را پیش می‌برند و برای «قصر شیرین» بار احساسی ایجاد می‌کنند تا مخاطب با آنها همراه شود به طوری که بازی درخشان یونا تدین و نیوشا علیپور به هیات داوران جشنواره سی و هفتم این جسارت را داد که آنها را در میان نامزدهای بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن قرار دهند.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «قصر شیرین» در اکران عمومی چیزی نزدیک به سه میلیارد و چهارصد میلیون تومان فروخت؛ رقمی که این روزها برای یک فیلم، فروش درخوری محسوب نمی‌شود. فیلمی که در مردادماه به نمایش درآمد و رقیب چندان قدری هم در پیش رو نداشت اما همین میزان فروش نشان می‌دهد که نتوانسته مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. شاید یکی از دلایل آن نقاط کوری بوده که در فیلمنامه وجود داشته و باعث سردرگمی مخاطب می‌شده، این در حالی است که میرکریمی در این فیلم سعی کرده روایتی ساده از روابط آدم‌ها ارایه بدهد و از ضدقهرمان دوست نداشتنی اش کم کم مردی آرام بسازد.

    مشکل «قصر شیرین» اما درست از آنجایی شروع می‌شود که دیر شروع می‌شود، یعنی بعد از گذشت سی دقیقه از فیلم تازه می‌توانید به نسبت آدم‌ها با یکدیگر پی ببرید، این در حالی است که فیلم‌های جاده‌ای از همان ابتدا باید نمایی کلی از آدم‌ها ارایه بدهند تا مخاطب با آنها در طول این سفر همراه شود و به کنه آنها پی ببرد.

    در «قصر شیرین» تا دقیقه ۳۰ متوجه نمی‌شوید که چرا شخصیت اصلی مسئولیت فرزندانش را به عهده نمی‌گیرد و تازه در طول سفر خلقیات آن‌ها را می‌شناسد، چرا با همسر دومش رفتار خوبی ندارد و اصلا چرا همسر اولش را رها کرده، همین موضوعات است که باعث می‌شود تصور کنید این فیلمنامه اصلا کشش تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی را نداشته یا لااقل در پرداخت ضعیف عمل کرده است.

    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند
    کودکانی که «قصر شیرین» را ساختند

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    فیلم میرکریمی کاراکترمحور است، بازی حامد بهداد متفاوت است از آنچه که تاکنون دیده‌اید و چند پله جلوتر از فیلم قبلی او با نام «دختر» است اما پایانی عجیب دارد یعنی در عین حال که تصور می‌کنید فیلم قصد دارد شخصیت اصلی را تکمیل و سیر تحول او را ادامه‌دار کند به یکباره تمام می‌شود.

    در میان شخصیت‌هایی که در این فیلم وجود دارند و برخی از آن‌ها درست شخصیت پردازی نشده اند، از ابتدا تا انتها کاراکتری حضور دارد که اتفاقا وجود خارجی ندارد، او شیرین مادر بچه‌هاست که اصلا در فیلم نمی‌بینید اما آنقد به جزییات همین شخصیتِ وجودنداشته، توجه شده که روح کلی او در بخش‌های مختلف حاکم است تا جایی که می‌توانید با او همراه شوید که اگر همین جزییات درباره بقیه شخصیت‌ها هم رعایت می‌شد با فیلمنامه‌ای در خور توجه رو به رو بودیم.

  • فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است

    فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است

    فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است

    فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است
    فرهنگ و هنر در کشور نیازمند یکپارچگی است

    سید غلامرضا موسوی تهیه‌کننده باسابقه سینما و دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان در گفتگو با خبرنگار مهر درباره مهمترین معضل سینمای ایران در آستانه سال ۹۹ با اشاره به اینکه بیش از ۴۰ سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد و ما در مسائل فرهنگی همچنان دچار یک تشتت فکری هستیم گفت: سازمان‌های متعددی مدعی انجام کار فرهنگی هستند اما هر کدام از این نهادها به دنبال نواختن ساز خودشان هستند.

    وی افزود: براساس قانون، بسیاری از مراکز، از دولت بودجه‌ای را برای انجام فعالیت‌های فرهنگی و هنری می‌گیرند اما هیچ کدام از این نهادها به صورت یکپارچه عمل نمی‌کنند و همین مساله مشکلاتی را به وجود آورده است.

    این تهیه‌کننده سینما ادامه داد: در راس این نهادها بی‌شک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد که مجلس شورای اسلامی بر فعالیت آن نظارت می‌کند، اما روی فعالیت بقیه مراکز فرهنگی هیچ نظارتی وجود ندارد.

    وی تاکید کرد: همیشه فکر می‌کردم اگر همه کارها را تعطیل می‌کردیم و همه سازمان‌ها و موسسه‌های فرهنگی و هنری می‌دانستند که هماهنگ باهم باید برای یک کار فرهنگی و هنر عمل کنند، قاعدتا بعد از ۴۰ سال، تا این اندازه دچار تشتت فرهنگی نبودیم و بعد باید حتما نتایج بسیار خوبی می‌گرفتیم، چرا که انقلاب اسلامی ما یک انقلاب فرهنگی بود.

    تهیه‌کننده «خشکسالی و دروغ» گفت: امروز چند صد مرکز فرهنگی متفاوت در کشور داریم که همه از بودجه‌های عمومی برای فعالیت‌های خود استفاده می‌کنند اما هیچکدام از این مراکز و نهادها خود را موظف نمی‌دانند که در حوزه فرهنگ و هنر در یک مسیر مشخص و واحد قدم بردارند. شاید در این زمینه باید شورای عالی انقلاب فرهنگی ورود پیدا کرده و فکری برای این تشتت فرهنگی کند.

    وی ادامه داد: در چنین شرایطی شاهد این هستیم که در حوزه فرهنگ و هنر کم‌کاری شده است. این موسسات هر کدام با زدن ساز جداگانه خود را توجیه می‌کنند، حتی برای توجیه کار خود فعالیت دیگر نهادها را نفی می‌کنند و هیچ کار مثبتی انجام نمی‌دهند.

    تهیه‌کننده «قصیده گاو سفید» تاکید کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که فعالیت آن از طریق مجلس شورای اسلامی رصد می‌شود و سازمان صدا و سیما از جمله متولیان فرهنگ و هنر در کشور هستند که در برخی از موارد هماهنگی‌های لازم را با یکدیگر ندارند و در کنار آن دیگر نهادها نیز با این متولیان هماهنگی ندارند.

    وی ادامه داد: اگر یکپارچگی و هماهنگی در فعالیت‌های فرهنگی و هنری نداشته باشیم، بی‌شک این شرایط ادامه دارد و بودجه‌ای که برای فرهنگ و هنر در نظر گرفته شده است، هدر می‌رود و مراکز فرهنگی هم همچنان کار خود را می‌کنند.

    دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان توضیح داد: دلیل ندارد که این نهادها بودجه فرهنگی دریافت کنند اما هم‌گام با مجلس شورای اسلامی، دولت و شورای انقلاب فرهنگی و سیاست‌هایی که تبیین می‌شود پیش نروند.

    موسوی در پایان گفت: یکی دیگر از مسائلی که می‌توان درباره شرایط سینماها در سال ۹۹ به آن اشاره کرد، تعیین قیمت بلیت سینماها است، معتقدم دولت باید در این زمینه ورود پیدا کند و قیمت مناسبی را از نظر تهیه‌کننده و سینمادار در نظر بگیرند، دولت باید بخشی از هزینه بلیت را خود برعهده بگیرد، نه اینکه تا در بودجه مالیات بر ارزش افزوده توسط دولت کم شود و همه انتظار داشته باشند که بهای بلیت سینما کم شود.