برچسب: سیاست>احزاب و تشکلها

  • دولت از کارآفرینان حمایت کند/قوانین دست وپاگیر تولید بایدحذف شود

    دولت از کارآفرینان حمایت کند/قوانین دست وپاگیر تولید بایدحذف شود

    دولت از کارآفرینان حمایت کند/قوانین دست وپاگیر تولید بایدحذف شود
    دولت از کارآفرینان حمایت کند/قوانین دست وپاگیر تولید بایدحذف شود

    زهره الهیان قائم مقام رهپویان انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شرایط تحقق جهش تولید گفت: امسال در راستای تقویت تولید سال جهش تولید نام گرفت و این جهش تولید مقدماتی دارد که امکان تحقق آن را فراهم می‌کند.

    وی افزود: امروز ما در کشور ظرفیت‌های عظیمی از نیروهای متخصص جوان و نخبگان داریم که این آمادگی را دارند تا ظرفیت‌های فکری و توان دانشی خود را در مسیر تولید به کار گیرند.

    وی در ادامه گفت: در شرایط فعلی بخشی از این جوانان متخصص با حرکت خود جوش به سمت تأسیس شرکت‌های دانش بنیان رفته‌اند و استارت آپ هایی در حوزه‌های انرژی، سلامت، محیط زیست و گردشگری بنا نهاده‌اند که می‌تواند بخشی از مشکلات و کمبودها و نواقص را برطرف کند.

    الهیان با اشاره به اینکه ظرفیت‌ها در کشور بیش از آن مقداری است که تاکنون به مرحله تولید رسیده است گفت: نامیدن امسال به جهش تولید از سوی رهبر انقلاب تدبیری است که اگر مسئولان آن را سرلوحه عمل خود قرار دهند و به عنوان اولویت به آن نگاه کنند می‌توانند ظرفیت باقی مانده جوانان متخصص و نخبگان را به کار گیرند تا در مسیر تولید قدم بردارند.

    وی افزود: امروز ما حدود ۵ هزار شرکت دانش بنیان داریم که این ظرفیت می‌تواند تا ۴۰۰ هزار شرکت هم افزایش یابد، بنابراین با مختصری حمایت از سوی مجلس و دولت این جوانان خواهند توانست شرکت‌های دانش بنیان بیشتری را تأسیس کنند.

    قائم مقام رهپویان انقلاب اسلامی در ادامه گفت: در این مسیر اولاً مجلس باید قوانین مزاحم و دست و پاگیر را بردارد و اگر قانون حمایتی لازم است آن را به تصویب برساند و ثانیاً دولت باید با بازبینی آئین نامه‌ها و با نگاه جدی به جهش تولید حمایت‌های لازم از قبیل تسهیلات و همچنین اختصاص مکان‌ها برای کارآفرینان را به عمل آورد تا شرکت‌های دانش بنیان این ظرفیت‌ها را با شتا ب هر چه بیشتر به به فعلیت برسانند.

  • دارایی‌های دولت باید مولد شود/ زنجیره تولید داخل را تکمیل کنیم

    دارایی‌های دولت باید مولد شود/ زنجیره تولید داخل را تکمیل کنیم

    دارایی‌های دولت باید مولد شود/ زنجیره تولید داخل را تکمیل کنیم
    دارایی‌های دولت باید مولد شود/ زنجیره تولید داخل را تکمیل کنیم

    حسین قربانزاده عضو شورای مرکزی جمعیت پیشرفت و عدالت در گفتگو با خبرنگار مهر درباره مهمترین مسائل کشور در سال ۹۹ گفت: بیماری کرونا همه ابعاد مدیریتی کشور را تحت تأثیر قرار داده است و نمی‌توان با همان رویکردی که قبل از این بحران داشتیم، بعد از بحران نیز امور کشور را مدیریت کنیم.

    وی افزود: البته سال ۹۹ اتفاقات دیگری را نیز به همراه دارد که باید در کنار کرونا با همدیگر تحلیل شود و یک برنامه ریزی درست برای امسال انجام گیرد.

    وی همچنین گفت: خرداد ماه امسال مجلس جدید کار خود را آغاز می‌کند، ۱۳ آبان هم انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست و همچنین امسال سال آخر دولت دوازدهم نیز به حساب می‌آید.

    قربانزاده با اشاره به نامگذاری سال ۹۹ به جهش تولید از سوی رهبر انقلاب گفت: به نظر من با توجه به مشکلاتی که ما در زمینه صادرات داشتیم حتماً لازم است که ما زنجیره تولید داخل خود را تکمیل کنیم و همه اعتبارات و تسهیلات را به سمتی هدایت کنیم که این زنجیره تأمین شود.

    عضو شورای مرکزی جمعیت پیشرفت و عدالت افزود: اگر ما در حوزه سرمایه گذاری به ویژه سرمایه گذاری خارجی دچار چالش هستیم، باید بتوانیم با بهره وری و بهینه سازی منابعی که استفاده می‌کنیم رشد اقتصادی مطلوب‌تری را به نسبت سال گذشته ایجاد کنیم.

    وی در ادامه گفت: دولت فعلی و مجلس آینده در سال آینده باید تلاش کنند با اختصاص سبد حمایتی به اقشار ضعیف‌تر حداقل بخشی از اقلام بهداشتی به ویژه اقلام ضروری را برای آنها تأمین کنند و در کنار آن برای تولید کنندگانی که تلاش می‌کنند به جای تعدیل نیروی کار به سمت تأمین حوزه‌های مورد نیاز جامعه امروز بروند تسهیلاتی قائل شوند.

    وی با اشاره به این موضوع که کرونا تهدیدی است که یک فرصت بزرگ را در دل خود دارد گفت: این فرصت بزرگ توجه به اقتصاد مردمی است که می‌بینید در حال حاضر حوزه‌های داوطلبانه از خیرین گرفته تا بخش خصوصی ورود کرده‌اند و در بازار اقتصاد کرونا فعال شده‌اند و از تولید ماسک و مایع ضد عفونی کننده تا مواد اولیه دیگر در حال کمک به اقتصاد کشور هستند.

    این فعال رسانه‌ای در ادامه تاکید کرد: حوزه اقتصاد دانش بنیان و کسب و کارهایی مجازی و بعضاً مخترعین و کسانی که می‌توانند در عرصه سلامت از کشف درمان این بیماری تا تولید دستگاه‌هایی مورد نیاز بیمارستان‌ها می‌توانند نیازهای اقتصادی کشور را تأمین کنند.

    وی افزود: رونق اقتصاد دانش بنیان و اقتصاد مردمی باید پیش از اینها صورت می‌گرفت اما به هر حال الان در این فضا یک فرصتی پیدا شده تا ما این باور را پیدا کنیم که از طریق این دو حوزه هم می‌توان اقتصاد را تأمین کرد.

    قربانزاده همچنین تصریح کرد: حوزه دیگری که می‌تواند به تأمین منابع کشور در سال ۹۹ کمک کند حوزه مولد سازی یا همان تبصره ۱۲ قانون بودجه سال ۹۹ است که ۴۸ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.

    وی در پایان گفت: به اعتقاد من مطابق برآوردهای خود دولت در سال ۹۵ بیش از ۱۸ هزار هزار میلیارد تومان یعنی معادل ۱۵ برابر بدهی دولت در آن سال یا ۱۸ برابر اندازه اقتصاد ایران در سال ۹۵ دولت دارایی غیر منقول دارد که اگر بتوانیم آنها را درست شناسایی کنیم و درست از آن بهره بگیریم بخش زیادی از تأمین منابع مالی برای تولید صورت می‌گیرد.

  • تیغ انتقاد به مسئولان تیزتر شود/از توانمندی نظامی الگوبرداری کنیم

    تیغ انتقاد به مسئولان تیزتر شود/از توانمندی نظامی الگوبرداری کنیم

    تیغ انتقاد به مسئولان تیزتر شود/از توانمندی نظامی الگوبرداری کنیم
    تیغ انتقاد به مسئولان تیزتر شود/از توانمندی نظامی الگوبرداری کنیم

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست، محمد حسین نظری؛ در آستانه چهل و یکمین سالروز رفراندوم تعیین نظام سیاسی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و رأی بیش از ۹۸ درصد مردم ایران به «جمهوری اسلامی» بر آن شدیم که ضمن ارزیابی دستاوردهای ۴۰ ساله نظام، چالش‌های پیش روی جمهوری اسلامی را بررسی کنیم. چالش‌هایی که تدبیر آن علاوه بر ضرورت، فوریت نیز دارد و پرداختن به آن می‌تواند افق روشنی را پیش روی حکمرانی در ایران بگشاید. با این نگاه و به بهانه فرارسیدن ۱۲ فروردین و روز جمهوری اسلامی به سراغ عماد افروغ، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، جامعه شناس سیاسی و نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی رفتیم.

    این استاد دانشگاه معتقد است که جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته در استقلال سیاسی زبانزد خاص و عام و در قدرت امنیتی و دفاعی بی نظیر بوده است. از توانمندی در قدرت نظامی و امنیتی می‌توانیم برای سایر شئون حکومت داری الگو بگیریم و ببینیم که در این زمینه از چه گفتمانی تبعیت کردند.

    استاد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس در ابتدای گفتگو گفت: برای فهم دستاوردها و چالش‌های جمهوری اسلامی ابتدا باید یک چارچوب نظری داشته باشیم، والا اگر معیار و چارچوب نظری نداشته باشیم بی قاعده وارد بحث شده و از هر شاخه گلی می‌چینیم که مؤثر نخواهد بود.

    وی در ادامه تاکید کرد: باید یک چارچوب نظری متناظر با انقلاب اسلامی به دست بدهیم و سپس ارزیابی کنیم که کجا دستاورد بوده و کجا ناکامی بوده است. من در این سال‌ها خیلی روی این چارچوب‌های نظری کار کردم و اگر کتاب انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن را ببینید عمدتاً نظری است، چون احساس کردم که خیلی‌ها فقط به تاریخ انقلاب اسلامی می‌پردازند اما به خاستگاه‌های نظری و مؤلفه‌های فرهنگی و بنیان‌های فلسفی و عرفانی و کلامی و فقهی انقلاب کمتر توجه دارند.

    نماینده اسبق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تعیین چارچوب نظری بحث خود تصریح کرد: «با این مقدمه باید بررسی کنیم که تا امروز چه مقدار به این شعارها توجه شده و توجه به این شعارها نیز لفظی نیست، بلکه توجه عملی مد نظر است. باید کارنامه جمهوری اسلامی را بررسی کنیم و ببینیم که در آزادی، عدالت و بسط اخلاق و معنویت چه وضعی دارد.»

    وی همچنین تاکید کرد که این سه شعار با شعار اولیه انقلاب یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی نیز بسیار همساز و همخوان است. به زعم او ما در استقلال بحث آزادی جمعی را داریم و در آزادی بحث آزادی فردی را داریم و در بحث جمهوری اسلامی یک فلسفه سیاسی تازه ای را مطرح کردیم به نام مردم سالاری دینی تا وسیله‌ای باشد برای نیل به برخی اهداف که درباره آن صحبت خواهم کرد.

    مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با عماد افروغ را در زیر بخوانید:

    آزادی یکی از شعارهای اساسی انقلاب اسلامی است و همانطور که اشاره کردید در آن سه گانه استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی در جایگاه دوم قرار دارد. با گذشت ۴ دهه از عمر جمهوری اسلامی تحلیل شما از وضع این شاخص در کشور چگونه است؟ آیا در این شاخص توانسته ایم نمره قبولی کسب کنیم؟

    با توجه به اینکه شبهات و القائاتی در رابطه با آزادی مطرح می‌شود باید بگویم که در حال حاضر شاخص آزادی با قبل از انقلاب قابل قیاس نیست. عده‌ای یا حافظه تاریخی‌شان را از دست داده اند و یا پروژه خاصی را دنبال می‌کنند و به دنبال این هستند که حس عدم آزادی را به جامعه القا کنند، در حالی که اینطور نیست.

    همین که امکان طرح مسئله آزادی در جامعه وجود دارد و می‌توان خیلی از مسئولان را زیر سوال برد و نقد کرد یعنی آزادی وجود دارد همین که امکان طرح چنین مسائلی در جامعه وجود دارد و می‌توان خیلی از مسئولان را زیر سوال برد و نقد کرد یعنی آزادی وجود دارد. کسانی که در هوای قبل از انقلاب تنفس کرده اند می‌دانند که در آن زمان فرصت و جرأتی برای انتقاد از مسئولان وجود نداشت، با این حال آزادی مطلوب و دلخواه ما چیز دیگری است.

    ما باید به جایی برسیم که بگوییم «آزادی هست»، نه اینکه آزادی «هم» هست. این خیلی مبسوط تر، منقبض تر و مطابق با ظرفیت‌های انقلاب اسلامی و قانون اساسی است. اما چرا ما در حال حاضر این وضع مطلوب را نداریم؟ ما نمی‌توانیم بحث آزادی را بدون یک تعریف روشن از این مفهوم در کشور پیش ببریم. البته مفهوم شناسی در این باره کار آسانی نیست و خیلی‌ها تلاش کرده اند که یک مفهوم شناسی دقیقی در این حوزه به دست بدهند اما توفیق چندانی نیافتند. عده‌ای به آسانی بحث را اینطور مطرح می‌کنند که آزادی از چه، آزادی برای چه و برای چه کسی و این سه عبارت را پیرامون مفهوم آزادی مطرح می‌کنند. اما برخی دیگر خیلی گسترده‌تر به این مفهوم نگاه می‌کنند و آزادی را به دگرگون سازی های ساختاری و عاملیت انسان ربط می‌دهند.

    به طور خاص شهید مطهری بحث آزادی‌های معنوی و سیاسی را مطرح می‌کند که کسانی مثل کانت هم مبانی فلسفی آن را مطرح کرده اند. بنابراین کسانی گفتند علاوه بر طرح سوال آزادی که یک طرح لیبرالیستی است باید سوال آزادی برای چه هم مطرح شود تا مشخص شود که آزاد شویم تا چه بشود؟ از این جهت برای دسته دوم آزادی یک ارزش اولیه نیست بلکه ارزش ثانویه است. بحث بعدی سوال «آزادی برای چه کسی» است که بسیار مهم است، در اینجا پای عدالت و به خصوص عدالت اجتماعی به میان می‌آید. زمانی که عده زیادی از مردم گرسنه باشند دغدغه شأن آزادی نیست بلکه دغدغه معاش دارند، بنابراین ما باید بتوانیم یک بالانسی میان آزادی و عدالت اجتماعی برقرار کنیم.

    در واقع آزادی و عدالت اجتماعی دو مفهوم متباین و لااقتضا نسبت به یکدیگر نیستند…

    نخیر، همانطور که گفتم آنجا که آزادی برای چه مطرح می‌شود پای ارزش‌ها به میان می‌آید و در موضوع آزادی برای عدالت اجتماعی است که مطرح می‌شود. علیرغم اینکه آزادی امروز ما با آزادی قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست یکی از عواملی که باعث شد که ما در آزادی به نقطه مطلوب نرسیم این است که ما مفهوم شناسی دقیقی از آزادی نداریم و درک‌ها بسیار سطحی و تنگ است.

    در زمان دولت دوم خرداد که بحث توسعه سیاسی مطرح بود، چقدر به ظرفیت‌های قانونی ما در این حوزه اضافه شد؟ چرا فقط شعار می‌دهند؟ کاری بکنید درک‌های سطحی و احساسی از آزادی و درک هایی که به ظرفیت سازی توجه نمی‌کند و فقط شعار می‌دهد. در زمان دولت دوم خرداد که بحث توسعه سیاسی مطرح بود بنده با این مفاهیم درگیر بودم و سعی می‌کردم مقالاتی در این حوزه بنویسم، در این دوره که بحث آزادی مطرح شد چقدر به ظرفیت‌های قانونی ما در این حوزه اضافه شد؟ چرا فقط شعار می‌دهند؟ کاری بکنید و مانعی بردارید. یک مانع سلبی را بردارید و امر ایجابی را محقق کنید، اما این دوستان کاری نکردند.

    عده‌ای اساساً با حرف پیش می‌روند، این نمی‌شود و باید برنامه ریزی و طرح باشد و چیزهایی نهادینه شود. به هر حال به دلیل اینکه مفهوم شناسی دقیقی از آزادی وجود نداشت و ساختار کشور و تاریخ ایران را نمی‌شناختند و بحث فلسفی خوبی در این باره نداشتند و دستاوردی در این حوزه عاید کشور نشد.

    در دوره اصلاحات من به یکی از دوستانی که امروز خیلی قلم می‌زند و آن روز هم روزنامه را در اختیار داشت گفتم که در دنیا سه تئوری درباره آزادی وجود دارد، یکی آزادی گرایی است، دومی اقتدار گرایی و سومی مسئولیت اجتماعی است، شما کدام تئوری را در روزنامه تان پیش می‌برید؟ او در پاسخ گفت من تئوری سرم نمی‌شود، در حالی او هنوز هم در مطبوعات کشور قلم می‌زند و چهره شناخته شده‌ای است.

    می‌خواهم بگویم که این قابل قبول نیست که بحث را رها کنیم و هر کسی بیاید و از منظر خودش با این مقوله برخورد کند. بنابراین یکی از موانع تحقق آزادی نارسایی تئوریک است. مانع دیگر درک غلطی است که از مردمسالاری دینی، حکومت اسلامی، مفهوم مردم و آزادی در برخی تفاسیر دینی وجود دارد.

    برخی اساساً تفکر ضد آزادی دارند و درک درستی از حکومت علی (ع) و ائمه اطهار ندارند. اینها نفهمیده اند که یک پای مشروعیت، مقبولیت و رضایت است. مردمسالاری دینی یک تعریف جدید از مشروعیت است؛ یعنی هم مشروعیت و حقانیت را در بر می‌گیرد و هم مقبولیت و رضایت را که اینها باید با هم باشند والا امکان تحقق حکومت اسلامی وجود ندارد.

    مانع دیگر در تحقق آزادی مطلوب مصلحت اندیشی های کاذب است، بسیاری از این مصلحت اندیشی ها مصلحت اندیشی های حکمرانی نیست، مصلحت اندیشی های معطوف به مصالح مردم نیست. مصلحت اندیشی هایی است که اگر چه به نام دین و حکمرانی اسلامی است اما کاملاً در راستای منافع شخصی، حزبی و گروهی است.

    منشأ این مصلحت اندیشی ها هم به خلط انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی باز می‌گردد. ما هنوز نفهمیده ایم که بین این دو تفاوت وجود دارد و باید انقلاب اسلامی را یک گفتمان در نظر بگیریم و با آن جمهوری اسلامی را نقد کنیم. ما فکر می‌کنیم که اگر کسی به یک مسئول یا یک سیاست در جمهوری اسلامی انتقاد کرد به مثابه نقد مبانی اعتقادی و فکری انقلاب اسلامی است، در حالی که در واقع اینچنین نیست.

    وقتی که قدرت سیاسی خود را فائق بر قدرت اجتماعی ببیند و فراموش کند که باید خادم دین و مردم باشد و جای خادم و مخدوم عوض شود، یعنی به جای اینکه قدرت سیاسی خود را خادم مردم بداند مردم را خادم خود بداند در آن صورت باید فاتحه آزادی را خواند. در چنین شرایطی شاید حرف از عدالت هم به میان بیاید اما آن عدالت دیگر ریشه در حقوق شهروندی مردم ندارد. به نظر من کسانی که بیش از اندازه بار بر حکومت اسلامی می‌کنند و قدرت سیاسی را بر قدرت اجتماعی غالب می‌کنند حقوق مردم را نادیده می‌گیرند و وقتی مردم را نادیده بگیرند حقوق آنها از جمله آزادی آنها را نیز نادیده می‌گیرند.

    یکی دیگر از موانع تحقق آزادی مطلوب در جامعه این است که آن نظارتی که ما از برخی نهادهای مدنی سنتی کشور انتظار داشتیم محقق نشد. چنانچه اگر اینها به وظایف خود عمل می‌کردند و میان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی خلط نمی‌کردند امروز بسیاری از کاستی‌ها را نداشتیم.

    تا اینجا پیرامون آزادی مطالبی مطرح شد و این نتیجه حاصل شد که برای حرکت رو به جلو در این حوزه دست کم باید سه مانع را از پیش رو برداریم. اینکه مفهوم شناسی دقیقی در این حوزه داشته باشیم، مصلحت سنجی های بی مورد را کنار بگذاریم و تیغ انتقاد نسبت به مسئولین و حکمرانان را تیزتر کنیم. به نظر می‌رسد که مهمترین موضوعی که باید پس از این درباره آن بحث کرد موضوع عدالت و به طور خاص عدالت اجتماعی است.

    آنطور که خبر دارید نحوه‌ای عدالت خواهی چند صباحی است باب شده در حالی که به نظر می‌رسد این نحوه عدالتخواهی چه به لحاظ روش شناسی و چه به لحاظ معرفت شناسی با مبانی انقلاب اسلامی مطابقت ندارد. عملکرد این جریان را چطور تحلیل می‌کنید و به نظر شما در حوزه عدالت چه باید بکنیم تا به نقطه مطلوب برسیم؟

    ابتدای عرائضم گفتم که باید آزادی، عدالت و اخلاق و معنویت را با هم ببینیم. اگر کسی عدالت را منهای آزادی دنبال کند یعنی منهای اخلاق و معنویت دنبال کرده است. همانطور که آزادی را نمی‌شود بدون عدالت درک کرد و پیش برد، عدالت را هم نمی‌توان بدون آزادی پیش برد. بنابراین عدالتخواهی را از کسانی می‌توان پذیرفت که به آزادی و اخلاق و معنویت توجه داشته باشند و چنانچه جریان عدالتخواهی فاقد این ویژگی‌ها باشد ذیل گفتمان انقلاب اسلامی قرار نمی‌گیرد. بنابراین عدالتخواهی ای که قرار باشد به قیمت سلب آزادی مردم محقق شود بوی فاشیسم و اقتدارگرایی می‌دهد.

    اما به هر حال به دلیل رفتار برخی دولتمردان که هیچگاه متعادل نبوده و همیشه یا به سمت تفکیک رفته اند و یا انسجام، ما همیشه در جامعه ایران یک کنش و واکنش می‌بینیم؛ زمانی که در یک دوره شعار آزادی مطرح می‌شود و به عدالت بی توجهی می‌شود، جامعه به عدالت گرایش پیدا می‌کند و وقتی در دوره‌ای به عدالت توجه می‌شود مردم به آزادی گرایش می‌یابند.

    امروز هم به دلیل آنکه در دوره فعلی به شکاف درآمدها و مسئله عدالت اجتماعی توجه نمی‌شود و اقتصاد سیاسی و عدالت اجتماعی رها شده است شعار عدالت باب شده است کما اینکه در دولت قبل شعار آزادی مطرح شد. باید کسانی سر کار بیایند و تعادلی میان این دو وضع برقرار کنند.

    من اعتقاد دارم که اگر وضع ناخوشایندی وجود دارد در نهایت مسئول این وضع قدرت اجتماعی و مدنی است؛ نهادها و مجموعه‌های مدنی در جامعه ما قدرت لازم، تشکل و یا فهم مقتضی را ندارند و یا آنها هم درگیر منافع شخصی و گروهی و مصلحت اندیشی های کاذب شده اند. به هر حال به نظر می‌رسد که ظهور یک جریان عدالتخواه قابل پیش بینی بود و من هم پیش از این پیش بینی کردم که شرایط برای ظهور یک پوپولیسم عدالتخواه فراهم شده است.

    در این موارد برخی به جای اینکه به ریشه‌ها توجه کنند فقط نتیجه را می‌بینند. نکته اینجاست که بذر پوپولیسم در دولت غیر پوپولیستی کاشته می‌شود، زمانی که دولت به عدالت بی توجه می‌شود در واقع در حال فراهم کردن زمینه ظهور جریان‌های عدالتخواه است. اگر دولت فعلی در عمل، نه فقط در حرف معتدل و موزون بود این فرصت در اختیار جریان‌های پوپولیستی قرار نمی‌گرفت.

    عوض شدن شعار در دولت‌ها به تنهایی کافی نیست بلکه برای تغییر وضع باید شاهد تحول در رفتار و عمل مسئولین باشیم. با این حال برای تغییر وضع موجود من به صاحبان قدرت سیاسی امیدی ندارم، امید من به جامعه و قدرت مدنی است. قدرت مدنی اعم از نهادها و اشخاص و…، به نظر من ما باید یک شعار را مطرح کنیم و آن هم شعار عدالت است، اما عدالت وجوه مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی فردی و اجتماعی دارد.

    برخی بر این باورند که وضع فعلی در حوزه عدالت نتیجه سیاست‌هایی است که از اوایل دهه ۷۰ توسط برخی صاحبان قدرت در کشور اتخاذ شده است؛ نظر شما در این باره چیست؟

    اینکه ما بعد از جنگ تحمیلی شاهد مانور سیاست‌های نوسازی بودیم و نسبتی بین سیاست‌های نوسازی و نظام سرمایه داری و به تبع آن با سیاست‌های لیبرالی و نئولیبرالی هست تردیدی نیست. البته این حتی در زمانی که شعار عدالت اجتماعی مطرح بوده هم وجود داشته است.

    یعنی این گرایش به سرمایه داری و سیاست‌های نئولیبرالی در کشور گریز ناپذیر است؟

    خیر، کاملاً گریز پذیر است. به شرط آنکه برنامه مشخصی وجود داشته باشد؛ برنامه یعنی اینکه بگوییم که ما منتقد فلان تئوری هستیم و راه حل ما هم این است. در اینجا دیگر نمی‌توان فقط سلبی برخورد کنیم و منتقد یک تئوری باشیم، بلکه باید راه حل ایجابی داشته باشیم.

    ما وقتی می‌گوئیم که نئولیبرالیسم بد است باید بگوییم که راه حل جایگزین چیست؟ آیا از نظر ما راه حل جایگزین سوسیالیسم است؟ متأسفانه ما هنوز برنامه ایجابی مشخصی نداریم. در خیلی از دانشگاه‌های مذهبی ما که طلایه دار روشنفکری دینی هستند هنوز رشته فلسفه اقتصاد نداریم؛ یعنی هنوز به روشنی معلوم نیست که اقتصاد ما در جمهوری اسلامی مبتنی بر چیست.

    مثلاً آیا معلوم است که نظر اقتصاددانان اسلامی ما درباره بانک و ربا و بهره چیست و چه جایگزینی را پیشنهاد می‌کنند؟ ما باید ایجابی برخورد کنیم و بگوییم که در اقتصاد بزرگترین مشکل ما این است که ما اسیر یک شبه سرمایه داری در اقتصاد شده ایم که با اتکا به یک اقتصاد نفتی از یک ظرف متمرکز استفاده کرده و کار را به اینجا رسانده است.

    راه حل ما برای خروج از وضع فعلی این است که از این ظرف متمرکز نفتی خارج شویم و به سمت آمایش سرزمین و تفویض اختیار برویم در واقع راه حل ما برای خروج از وضع فعلی این است که از این ظرف متمرکز نفتی خارج شویم و به سمت آمایش سرزمین و تفویض اختیار برویم. «ظرف» مقوله ضروری توجه به عدالت اجتماعی است اما کسی به ظرف توجه نمی‌کند. مظروف انقلاب اسلامی عدالتخواه و تحول خواه در هر ظرفی قابل تعریف نیست.

    باید شرایط را برای برون رفت از تمرکز گرایی اقتصادی و اقتصاد نفتی فراهم کنیم. اگر ظرف را عوض نکنیم عده‌ای می آیند شعار عدالت می‌دهند، انجام وظیفه می‌کنند اما در نهایت اوضاع به همان منوال قبلی است.

    شما ببیند در دولتی که شعار عدالت داد تا چه اندازه دست به تغییر در ظرف زد؟ تا چه اندازه برون رفت از اقتصاد نفتی را تدبیر کرد؟ تا چه اندازه زمینه را برای تحقق عدالت در تولید نه توزیع فراهم کرد؟ در واقع هیچ! ما نباید تنها به شعارها توجه کنیم و شعاری که در پس آن عملی نیست به یک سلب بدون ایجاب اکتفا می‌کند و فقط تغییر چهره‌ها و افراد را داریم. ما نمی‌توانیم بدون توجه به این مقولات به برون رفت از اقتصاد شبه سرمایه داری فکر کنیم.

    از این جهت دست کم دو نقد به لیبرالیسم وارد است، اول اینکه حق را فقط فردی می‌داند و ثانیاً حق را منهای خدا مطرح می‌کند. در حالی که حقوق جمعی و حق فرهنگ و امنیت و… مطرح است، ضمن اینکه وقتی برای انسان حق قائل می‌شویم باید برای او ذات هم قائل شویم و وقتی برای انسان ذات قائل شدیم ناگزیر باید به خالق ذات هم قائل شویم.

    از طرفی ما در جامعه اسلامی به دنبال یک نظریه سوسیالیستی نیستیم و مساوات گرایی را بدون توجه به قابلیت افراد دنبال نمی‌کنیم، ما بر خلاف لیبرال‌ها علاوه بر اینکه به قابلیت‌های افراد توجه داریم به حقوق جمعی مردم هم توجه داریم؛ یعنی می‌فهمیم که در حیات جمعی حقوق مشترکی داریم که پای عدالت اجتماعی را به میان می‌آورد. در اینجا فرمایش امیرالمومنین بسیار محمل دارد که «الله الله فی الطبقه السفلی».

    بنابراین ما باید یک حدی از معاش را برای همه مردم فراهم کنیم کما اینکه امام علی (ع) بیت المال را به تساوی تقسیم می‌کرد؛ یعنی برای تقسیم بیت المال شهرت و سابقه و اعتبار مطرح نبود، بلکه همه یکسان بودند، این عطف به همان نگاه مساوات گرایانه است، اما اگر کسی با زحمت باغ یا مزرعه‌ای را آباد می‌کرد از دست او می‌گرفتند؟ خیر از او مالیات دریافت می‌کردند، اما آن مال به خودش تعلق می‌گرفت. در واقع در حکومت اسلامی جمع بین شایسته گرایی و مساوات گرایی است.

    بنابراین ما می‌خواهیم با نظام سرمایه داری در بیفتیم و باید هم در بیفتیم که سطحی و تنک است و به بسیاری از شئون انسانی توجه ندارد، اما این با حرف محقق نمی‌شود. فقط با رویکرد سلبی و نقد گفتمان‌های غیر اسلامی کار پیش نمی‌رود و باید یک الگوی ایجابی وجود داشته باشد تا بتوان بر مبنای آن حرکت کرد.

    برخی بر این باورند که مسئله جمهوری اسلامی طرح یا الگوی حرکت نیست و این الگو در اغلب موارد موجود است، مسئله تنها بی عملی مسئولان است…

    اینطور نیست، واقعاً الگویی وجود ندارد. الگو نبود که رهبر انقلاب دستور دادند تا الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت تدوین شود. با فرض اینکه الگویی هم وجود داشته باشد و مسئولان به این الگو عمل نمی‌کنند باید جلوی این موضوع گرفته شود. چه کسی باید مانع این رفتار غلط مسئولان شود؟ قدرت اجتماعی؛ یعنی من و شما. نهایتاً مسئولیت این وضع به قدرت اجتماعی و مدنی بر می‌گردد و این ما هستیم که باید عرصه را برای رفتارهای غلط تنگ کنیم و به میدان بیاییم.

    ما باید کاری کنیم که مسئولان احساس کنند خدمت سخت است و آنها تحت نظارت مردم هستند. در واقع باید فرصت‌های ویژه و رانت را از حکمرانان بگیریم تا عرصه برای خدمت مهیا شود، بنابراین هم باید الگوی درستی داشته باشیم و هم نظارت مدنی و اجتماعی را جدی بگیریم تا در ادامه مسیر بتوانیم گفتمان انقلاب اسلامی را به صورت تام و تمام محقق کنیم.

    مجموعاً تحلیل شما از کارنامه ۴۰ ساله جمهوری اسلامی چیست و برای اینکه افق جدیدی به روی کشور باز شود چه طرحی را پیشنهاد می‌کنید و چه توصیه‌ای دارید؟

    ما در استقلال سیاسی در دنیا زبانزد خاص و عام هستیم، در بنیه دفاعی و امنیتی هم مثال زدنی هستیم و نمونه اش هم قدرت سخت نظامی ما و چهره‌های شاخصی مثل حاج قاسم سلیمانی است و هیچ شکی نیست که این قدرت مثال زدنی باید تقویت شود. حتی ما از این توانمندی در قدرت نظامی و امنیتی می‌توانیم برای سایر شئون حکومت داری الگو بگیریم و ببینیم که در این زمینه از چه گفتمانی تبعیت کردند و چه نیروهایی و با چه جهان بینی و نظم ارزشی و هنجاری پای کار آمدند.

    از توانمندی در قدرت نظامی و امنیتی می‌توانیم برای سایر شئون حکومت داری الگو بگیریم و ببینیم که در این زمینه از چه گفتمانی تبعیت کردند در حوزه آزادی هم گفتیم که ما یک آزادی خوبی داریم و باید به یک آزادی مطلوب برسیم. در مورد عدالت اجتماعی و اخلاق هم باید بیشتر کار کنیم تا به نقطه مورد نظر انقلاب اسلامی برسیم، منظور از اخلاق هم اخلاق در شرایط غیر عادی نیست، ما در شرایط غیر عادی، در نهایت نوع دوستی را بروز می‌دهیم، مثل دفاع مقدس، بلایای طبیعی مثل سیل و اخیراً هم در بحث کرونا که نوع دوستی ایرانی‌ها تجلی می‌کند که یک امر تاریخی است و ریشه در هویت و تاریخ کشور دارد.‌

    اما در شرایط غیر عادی در مسئله اخلاق مشکل داریم. امام به مسئله آزادی توجه داشته اند اما به عدالت اجتماعی عنایت ویژه ای داشتند، ایشان می‌فرمودند که اگر پابرهنگان نبودند انقلاب اسلامی پیروز نمی‌شد، در جای دیگر هم می‌فرمایند که علت مخالفت جهانخواران با ما صرفاً فرهنگ ایثار ما نیست، بلکه محرومیت ستیزی ما هم هست؛ یعنی ما چون محرومیت ستیز و فقر ستیز شدیم خشم ابرقدرت‌ها را بر انگیختیم. از همین رو گروه‌های متشکل مدنی باید در زمینه اخلاق و عدالت اجتماعی وارد شوند و یقه مسئولان را بگیرند تا آنها نتوانند از قِبَل مسئولیت دولتی مال اندوزی کنند.

  • روشنفکرنماها هنوز دنبال آشتی با دشمن‌اند/غرب بردگی ما را می‌خواهد

    روشنفکرنماها هنوز دنبال آشتی با دشمن‌اند/غرب بردگی ما را می‌خواهد

    محمدتقی رهبر عضو جامعه روحانیت مبارز در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به فرمایشات رهبر انقلاب مبنی بر بی‌صبری برخی مسئولین و روشنفکرنماها در مقابل مشکلات، گفت: در جامعه ما هنوز کسانی هستند که تمایل به همکاری با آمریکا و چشم امید به دشمن دارند. این عده منتظرند که دشمن بیاید و تحریم‌ها را بردارد و با ما آشتی کند، این افراد در چارچوب جریان روشنفکری یا به تعبیر رهبر انقلاب روشنفکرنما دسته بندی می‌شوند.

    وی افزود: گفتگو و امید بستن به غرب در واقع امیدواری به سراب است، همچنان که دیدیم غربی‌ها حتی دارو را هم برای ایران تحریم کردند. آنهایی که چشم امید به مذاکرات مجدد با غرب را دارند باید بدانند که غربی‌ها جز بردگی و حاکمیت مطلق بر سرنوشت ما را نمی‌خواهد.

    رهبر تاکید کرد: رهبر انقلاب با شعار «جهش تولید» می‌گویند که ما باید بر توان و استعداد خودمان تکیه کنیم. در همین ماجرای کرونا، دولت و نیروهای مسلح چندین هزار تخت بیمارستانی آماده کرده است در حالی که در آمریکا و اروپا در تأمین نیازهای درمانی خود درمانده‌اند و در مقابل سپاه اعلام می‌کند ما آماده‌ایم به اروپایی‌ها هم کمک کنیم؛ این یعنی اقتدار.

    عضو جامعه روحانیت مبارز با بیان اینکه ما هیچ نیازی به غرب نداریم، گفت: ماجرای کرونا نشان داد که ما در تأمین خدمات بهداشتی و درمانی ظرفیت و توان بالایی داریم.

    وی افزود: غربگرایان داخلی امروز سکوت کرده‌اند اما هنوز فکر می‌کنند که باید چشم امید به بیگانه داشت.

    رهبر با تاکید براینکه ما با تکیه بر توان داخلی می‌توانیم مشکل بیکاری را رفع کنیم، اظهار کرد: واردات بی‌رویه، مشکلات اقتصادی همانند معضل بیکاری را تشدید می‌کند. اگر کشوری بخواهد مستقل باشد نباید به بیگانه اتکا کند.

  • روشنفکرنماها حاضرند مردم را فدای دریوزگی خود مقابل آمریکا کنند

    روشنفکرنماها حاضرند مردم را فدای دریوزگی خود مقابل آمریکا کنند

    سید مصطفی میرسلیم منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به فرمایشات رهبر انقلاب مبنی بر بی‌صبری برخی مسئولین و روشنفکرنماها گفت: روشنفکرنما کسی است کعبۀ آمال و آرزوهایش آمریکا و اروپا است البته از نظر رفاه طلبی و زندگی دنیوی و خوش‌گذرانی و بی قیدی و نه لزوماً دستیابی به پیشرفت علمی و حرکت شتابان در صحنۀ فناوری چراکه بعضی از روشنفکرنماها در منتهای ناباوری، حتی ایران و ایرانی را فاقد قابلیت دستیابی بدان پیشرفت‌ها می‌دانند،

    روشنفکرنماها از پیشرفت‌های علمی کشور قلبا ناراحتند

    وی افزود: عناصر این جریان از اینکه می‌بینند به پیشرفت‌های انکارناپذیری در تولید علمی در زمینه‌های هوافضا، مکانیک پرتاب و هدایت موشکی، نانوفناوری و…دست یافته‌ایم قلبا ناراحتند.

    میرسلیم تاکید کرد: آنها گمان می‌کنند و معتقدند تنها راه نجات کشور، سازش با آمریکا و اروپا است و حتی با اینکه فهمیده‌اند اساساً اروپا اگر استقلال رأی داشته باشد قطعاً استقلال عمل ندارد و بشدت از اقدام برخلاف منویات آمریکا هراس دارد، اما سر تعظیم در مقابل اروپا فرود آوردن را مقدمه و علامت سازش با آمریکا می‌دانند.

    روشنفکرنماها خسارات هنگفتی به صنعت هسته‌ای زدند

    رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفت: روشنفکرنماها چون آمریکا را به نوعی ارباب خود می‌دانند در ابراز سرسپردگی از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کنند؛ نمونۀ آن مذاکرات برجامی است که وقتی در مذاکره باز شد آن روشنفکرنماها حتی در اجرای نسخۀ برجامی که هنوز نه به بار بود و نه به دار، پیش‌دستی کردند و خسارات هنگفتی به صنعت هسته‌ای ما وارد آوردند که جبران آن خسارات امروز بیش از صد میلیارد دلار هزینه بر کشور ما تحمیل خواهد کرد، بدون آنکه مطمئن باشیم کاملاً به همان نقطۀ قبل از برجام می‌رسیم.

    میرسلیم تاکید کرد: آنها چون با ساده لوحی یا بی‌هویتی خویش، فکر می‌کردند آن مذاکرات سریعاً به نتیجۀ مورد نظرشان می‌رسد همۀ فعالیت‌های اساسی و حتی بعضاً جاری کشور را معطل به اصطلاح موفقیت در مذاکرات نمودند و بسیاری از کشورهای دوست را به آزردگی کشاندند، در حالی که اگر قدری مطالعات تاریخی خود را عمق می‌بخشیدند، می‌فهمیدند که آمریکا با کینه‌توزی خود نسبت به اسلام و ایران، جز به ذلت مسلمانان و تسلیم صریح ایران برای اجبار به کنارگذاشتن ارزش‌های آرمانی‌اش، فکر نمی‌کند و راضی نمی‌شود.

    روشنفکرنماها حاضرند مردم را فدای دریوزگی خود مقابل آمریکا کنند

    منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم تاکید کرد: البته این نکته را امروز، با خباثت‌هایی که امریکا از خود نشان داده است، اغلب مردم فهمیده‌اند ولی روشنفکرنماها متأسفانه در موضع باطل خود لجاجت می‌ورزند. برخی حتی حاضرند مردم فدا بشوند تا آنها با نوعی دریوزگی، مذاکرات بی‌فرجام را به خیال خام خود به رفع تحریم‌های ظالمانه برسانند، در حالی که رفع تحریم‌ها و شکستن شاخ غول و طاغوت استکبار نیاز به الهام گرفتن از فرآیند اشداء علی الکفار دارد.

    مشکلات و معضلات کشور با فرصت سوزی روشنفکرنماها بر هم انباشته شد

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: حل مشکلات اقتصادی و مسائل معیشتی مردم و رفع معضل بیکاری، یک شبه میسر نیست. اگر فرض کنیم تدبیر مناسب اندیشیده و بر مبنای آن برنامه ریزی شده باشد و مسئولان طرح‌های اجرایی لازم را آماده و نیروی انسانی مناسب را گردآوری کرده و کارگاه‌های لازم را تشکیل داده باشند، که اینها همه نیازمند تفکر و تأمل و هماهنگی است و روزها بلکه هفته‌ها زمان می‌برد، اجرای طرح‌ها ماه‌ها و در مواردی سال‌ها فرصت نیاز دارد.

    میرسلیم گفت: وقتی روشنفکرنماها با امید واهی خود فرصت‌ها را سوزاندند، مشکلات و معضلات مختلف بر هم انباشته شد و ترکیب آنها بر پیچیدگی مسائل افزود و انحراف‌ها و مفاسد بارز گردید، پس راه‌حل‌ها را سخت‌تر، طولانی‌تر و پرهزینه‌تر کرد.

    رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفت: خدا می‌داند برای هر سال فرصت سوزی چند سال باید زحمت کشید و از جان مایه گذاشت تا گره‌ها کاملاً بازو عادات انحرافی اصلاح و آنچه تخریب شده بازسازی و فعال شود.

  • شورای ائتلاف برنامه اقتصادی به نمایندگان منتخب می‌دهد

    شورای ائتلاف برنامه اقتصادی به نمایندگان منتخب می‌دهد

    خبرگزاری مهر گروه سیاست؛ سروسامان دادن به اقتصاد ایران و رسیدگی به مشکلات و معیشت مردم را اولویت مجلس یازدهم می‌داند و می‌گوید: مجلس یازدهم در سخت‌ترین شرایط، فرمان نهاد قانون گذاری کشور را به دست می‌گیرد، بنابراین باید برای برون رفت از مشکلات اساسی کشور طرح‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داشته باشد.

    ارائه برنامه را فقط مختص به ساکنان جدید میدان بهارستان نمی‌داند و از برنامه محوری جریان متبوعش در زمان انتخابات مجلس سخن گفت و اعلام کرد: اولین بار بود که ما برنامه ریزی برای مجلس آینده را از روز اول در دستور کار قرار دادیم و در این راستا کارگروه‌هایی تشکیل شد و اکنون همان کارگروه‌ها و عزیزان تلاش می‌کنند آن برنامه‌ها جلو برود تا نمایندگان بتوانند با دست پُر وارد مجلس شوند.

    از آنجا که به عنوان یک کنشکر سیاسی در اردوگاه نیروهای انقلاب شناخته می‌شود و سابقه حضور در هرم سبز بهارستان را نیز در کارنامه خود ثبت و ضبط کرده است درباره نحوه تعامل مجلس یازدهم با دولتِ اعتدال از او سوال کردیم و او در پاسخ به این نکته اشاره کرد که، بعضی‌ها نیت درستی نسبت به مجلس یازدهم ندارند؛ مجلس یازدهم مقتدر خواهد بود و اهل مجامله و معامله خلاف منافع ملی کشور نیست از این رو حتماً مجلس یازدهم ظرفیت‌های کشور را به تاراج نخواهد داد.

    این بخش‌هایی از اظهارات پرویز سروری است. وی نماینده مجلس در دوره‌های هفتم و هشتم و عضو سابق شورای شهر تهران است که پس از شکل گیری جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در سال ۸۷، به این مجموعه سیاسی پیوست؛ تشکلی که در جغرافیای سیاسی به نام «اصولگرایان تحول خواه» شناخته می‌شود و در ادوار پیشین انتخابات یک مهره پازل وحدت بود و در مقطع کنونی هم اعضا هیئت مؤسس آن از بازیگران فعال جریان اصولگرا به حساب می آیند. او در انتخابات مجلس یازدهم دبیر شورای ائتلاف نیروهای انقلاب بود.

    آنچه پیش رو دارید گفتگوی مشروح خبرگزاری مهر با پرویز سروری است:

    مجلس یازدهم، هفتم خرداد ماه سال ۹۹ فعالیت خود را رسماً آغاز می‌کند. مهمترین اولویتی که مجلس جدید باید پیگیری کند چیست؟

    شعار جریان انقلاب در زمان تبلیغات انتخابات مجلس شورای اسلامی «نجات اقتصاد ایران» بود براین اساس، مهمترین موضوع سروسامان دادن به اقتصاد بسیار مشکل دار کشور است، البته این نکته نیز حائز اهمیت است که شرایط با وجود شیوع ویروس کرونا بسیار تشدید شده است به همین جهت کسبه و تولیدکنندگان در بدترین شرایط به سر می‌برند.

    مجلس یازدهم در سخت‌ترین شرایط، فرمان نهاد قانون گذاری کشور را به دست می‌گیرد بنابراین باید برای برون رفت از مشکلات اساسی کشور طرح‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داشته باشد

    از سوی دیگر با توجه به کاهش قیمت نفت، درآمدهای کلی کشور هم کاهش پیدا کرده و از طرفی تولید داخلی هم به علت وجود ویروس منحوس کرونا ضربه جدی خورده است. اگر موارد ذکر شده کنار هم قرار گیرد نتیجه می‌گیریم مجلس یازدهم در سخت‌ترین و بدترین شرایط، فرمان نهاد قانون گذاری کشور را به دست می‌گیرد بنابراین باید عزم خود را جزم کند و برای برون رفت از مشکلات اساسی کشور طرح‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داشته باشد.

    همچنین مجلس یازدهم باید جبران وضعیتی که امروز برای مردم ما بوجود آمده و منجر به کوچک شدن سفره آنها و کاهش قدرت خریدشان شده است فکر اساسی کند، از این منظر معتقدم مجلس یازدهم در شرایط اضطراری فعالیت خود را شروع می‌کند و به همین دلیل این مجلس باید برخلاف مجالس گذشته تلاش کند مسیر سامان یافتن خود را خیلی کوتاه کند و با سرعت به موضوعات اساسی کشور رسیدگی کند.

    از آنجا که ۷ خرداد، مجلس یازدهم فعالیت رسمی خود را آغاز می‌کند این ۳ ماه برای نمایندگان مجلس یازدهم فرصت طلایی است چرا که می‌توانند از الان برنامه ریزی جدی برای حل و فصل مشکلات مردم داشته باشند و با برنامه وارد مجلس شوند. البته این نکته هم باید مورد توجه قرار گیرد که شیوع ویروس منحوس کرونا این مشکل را ایجاد کرد تا منتخبان مردم در مجلس نتوانند از نزدیک با هم ارتباط برقرار کنند اما با این حال منتخبانی که در حوزه اقتصاد صاحب نظر هستند باید احساس مسئولیت بیشتری کنند تا ان شاءالله با برنامه مدون وارد نهاد قانون گذاری کشور شوند.

    شما به برنامه محوری نمایندگان مجلس یازدهم تاکید کردید، حال این سوال مطرح می‌شود از آنجا که در شورای ائتلاف نیروهای انقلاب مسئولیتی برعهده داشتید و اکثر منتخبان مجلس آینده نیز از فهرست شورای وحدت وارد مجلس یازدهم می‌شوند، شورای ائتلاف در ایام انتخابات برنامه‌هایی را در صورت پیروزی تهیه کرده بود که بعد از انتخابات به نمایندگان پیروز ارائه دهد؟ یا بعد از انتخابات مشورت‌های به آنها داده است؟

    سوال خیلی خوبی مطرح شد. اولین بار بود که ما برنامه ریزی برای مجلس آینده را از روز اول در دستور کار قرار دادیم و در این راستا کارگروه‌هایی تشکیل شد و اکنون همان کارگروه‌ها و عزیزان تلاش می‌کنند آن برنامه‌ها جلو برود تا نمایندگان بتوانند با دست پُر وارد مجلس شوند.

    برنامه‌ها بیشتر مربوط به کدام حوزه است؟

    طبیعی است تمرکز بر روی موضوعات اقتصادی است و امیدواریم با شروع به کار مجلس بتوانیم این برنامه‌ها را عملیاتی کنیم.

    یکی از انتقاداتی که به مجلس فعلی مطرح می‌شد ضعف در حوزه نظارت بود، نحوه نظارت مجلس آینده را باتوجه به آرایش سیاسی آن چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بخصوص اینکه اکثریت مجلس در اختیار منتقدان دولت قرار داد.

    نمایندگان مجلس یازدهم باید تعریف درستی از تعامل با دولت و نه تقابل و سرسپردگی ارائه دهند تا بدین وسیله دولت بداند که مجلس در اعمال نظارت خود تیزبین است و در عین حال به دنبال مچ گیری نیست

    از آنجا که بنده سابقه‌ای نمایندگی مجلس را دارم به این مطلب اذعان می‌کنم، مجلس به طور طبیعی در قانون گذاری قدرت زیادی دارد بویژه مجلس در ایران، بنابراین نمایندگان باید ابتدا تعریف درستی از تعامل با دولت و نه تقابل و سرسپردگی ارائه دهند تا بدین وسیله دولت بداند که مجلس در اعمال نظارت خود تیزبین است و در عین حال به دنبال مچگیری نیست. می‌خواهد دولت بتواند دستگاه‌های اجرایی را بر روی ریلی که برنامه ریزی کرده قرار دهد.

    دورنمای مجلس یازدهم را در این حوزه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    اگر مجلس یازدهم بتواند این تعریف درست را در بحث تعامل با دولت و سایر قوا داشته باشد و نه تقابل و نه سرسپردگی بلکه تعامل سازنده ما شاهد شکل گیری نظارت مؤثر تری در کشور خواهیم بود.

    برخی از هم اکنون مجلس یازدهم را به دلیل اینکه در اختیار منتقدان دولت قرار گرفته است در تقابل با دولت می‌دادند، شما نحوه تعامل و همکاری مجلس آینده با دولتِ اعتدال را چگونه تحلیل می‌کنید؟

    بعضی‌ها نیت درستی نسبت به مجلس یازدهم ندارند؛ مجلس یازدهم مقتدر خواهد بود و اهل مجامله و معامله خلاف منافع ملی کشور نخواهد بود از این رو حتماً مجلس یازدهم ظرفیت‌های کشور را به تاراج نخواهد داد.

    بالاخره مجلس یازدهم حدود یک سال و نیم با همین دولت (دولت دوازدهم) کار می‌کند و این دولت باید امور کشور را جلو ببرد. قطعاً با تقابل‌های غیر سازنده نمی‌توانیم به این هدف مهم برسیم. از سوی دیگر باید یادآوری کرد مجلس یازدهم دو نوع برنامه ریزی را پیش رو دارد. یک برنامه ریزی با دولت فعلی است و دیگری نیز با دولت آینده است.

    مجلس یازدهم مقتدر خواهد بود و اهل مجامله و معامله خلاف منافع ملی کشور نخواهد بود از این رو حتماً مجلس یازدهم ظرفیت‌های کشور را به تاراج نخواهد داد.

    ما باید حتماً در مجلس یازدهم این ذهنیت را برای دولت بوجود آوریم که این مجلس (مجلس یازدهم) آمده تا باری از دوش مردم بردارد. دولت هم باید این مسئله را متوجه شده باشد مجلس یازدهم، مجلس دهم نیست و اگر دولت نخواهد براساس ریل گذاری مجلس حرکت کند آن هنگام مجلس از تمام ظرفیت‌های خود استفاده می‌کند.

    این مطالب شاید از سوی عوام مورد پذیرش قرار نگیرد، بالاخره مجلس یازدهم (اکثریت نمایندگان) منتقد برنامه‌ها و سیاست‌های دولت هستند، براین اساس ما با چه رویکردی از سوی مجلس منتقد وضع موجود با دولت دوازدهم روبه رو خواهیم شد؟

    در همین راستا برای شما مثالی را خواهم زد. ذهنیتی درباره قوه قضائیه (در دوره جدید) وجود داشت و آن این بود که قوه قضائیه با دولت تقابل خواهد کرد اما این اتفاق رخ نداد و مهمترین همکار و کمک کار قوه مجریه، قوه قضائیه است. او است که دست مفسدانی که منابع کشور را به غارت برده‌اند قطع می‌کند.

    کسانی که از بیرون قوه قضائیه را می‌بینند حتی کسانی که این ذهنیت غلط را نمایندگی می‌کردند اکنون به این نتیجه دست یافتند، قوه قضائیه نسبت به همه دوره‌های دیگر در کمک به دولت پیش قدم شده است؛ ان شاءالله مجلس یازدهم نیز همین مشی را که تعامل سازنده اما با رویکرد اقتدار و بدون مصلحت اندیشی های غیر مفید است دنبال می‌کند.

  • ارتباط منتظری با منافقین/ منابع شیخ ساده لوح مورد اطمینان بودند؟

    ارتباط منتظری با منافقین/ منابع شیخ ساده لوح مورد اطمینان بودند؟

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست، محمد حسین نظری – محمدجواد فرج نژاد؛ پس از نامه ۶ فروردین امام (ره) خطاب به منتظری، او روز بعد با اظهار به اینکه «راجع به تعیین اینجانب به عنوان قائم مقام رهبری، خود من از اول جداً مخالف بودم؛ و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده است»، استعفای خود را تقدیم کرد.

    استعفای او با واکنش سریع امام مواجه شد، رهبر کبیر انقلاب اسلامی ۸ فروردین و یک روز پس از نامه منتظری استعفای او را پذیرفت و به قائم مقام معزول توصیه کرد که «از رفت و آمد مخالفین نظام [به بیت خود]، که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا می‌زنند، جداً جلوگیری کنید»، اما این توصیه امام هیچ گاه از طرف منتظری جدی گرفته نشد.

    در همان نامه امام خطاب به رسانه‌ها توصیه کردند که برای مردم روشن کنند مصلحت نظام مقدم بر هر چیز است، توصیه‌ای که در واقع دلیل عزل منتظری بود. قائم مقام تحت تأثیر بیت و اطرافیانش همه چیز را مقدم می‌داشت الا مصلحت نظام. حرف‌های بی پایه و اساس او درباره اقدامات جمهوری اسلامی مکرر مورد استقبال معاندان انقلاب اسلامی قرار گرفته و تا سال‌ها نقل محافل بود. موضوعی که تا آخر عمر او ادامه داشت و او هر فرصتی را برای تضعیف جمهوری اسلامی و ارکان حکومت اسلامی غنیمت می‌شمرد.

    با این مقدمه و به مناسبت استعفای قائم مقام رهبری و پذیرش این استعفا از طرف امام خمینی (ره) دو مورد دیگر از شبهات پیرامون قائم مقامی منتظری را طرح و به صورت تفصیلی به آن پرداخته‌ایم. مواردی که به کرات در مجامع عمومی مطرح شده و سعی می‌شود که با استفاده از آنها چهره قائم مقام معزول رهبری تطهیر شود.

    موضوع نخست بحث تطهیر بیت منتظری است که در واقع عامل اصلی سقوط او بوده است. موضوع دوم نیز مواضع او در قبال مجاهدین خلق است که با انتشار یک فایل صوتی در سال ۹۵ مجدداً نقل محافل شد و زمینه را برای مخدوش کردن تاریخ انقلاب فراهم کرد.

    ۱- آیا منابع منتظری مورد اطمینان بودند؟

    منتظری در حالی که خود در باتلاق اطلاعات جهت دهی شده افراد خاص افتاده بود، به امام (ره) پیشنهاد بازنگری در خصوص منابع اطلاعاتی خود را می‌کند! [۱] عجیب آنکه در میان منابع وثیق! مورد ادعای منتظری، گزارشات منافقین به وی نیز دیده می‌شود! برای نمونه می‌توان به خاطرات «ایرج مصداقی» اشاره نمود. [۲] وی در خاطراتش از ملاقات با شخصی سخن به میان آورده که خود را نماینده منتظری معرفی کرده بود. مصداقی در این دیدار با توجه به شناختی که از روحیه منتظری در خصوص زندان‌ها داشت، به دنبال تأثیرگذاری منفی بر روی منتظری بود. لذا با همین هدف، با سیاه نمایی گزارش مبسوطی از وضعیت زندان‌ها به نماینده منتظری می‌دهد. در این گزارش آمده است: «من یک موضوع کلی را در ذهنم مبنا گرفتم و آن واقعی بودن تضاد بین منتظری و وابستگانش با [امام] خمینی و جریان حاکم بر زندان‌ها بود… شرایط حاکم بر زندان‌ها، پاشنه آشیل منتظری بود. او خود در زمان شاه در زندان به سر برده بود و با شرایط زندان به خوبی آشنا بود و به سادگی می‌توانست شرایط زندان‌های جمهوری اسلامی را با شرایط زندان‌های زمان شاه و آنچه که خود در رژیم «طاغوت و ضد اسلامی» تجربه کرده بود، مقایسه کند. احساسم این بود که فاصله گرفتن او از خمینی، چه بسا به سود جنبش باشد و باعث آزاد شدن انرژی‌های زیادی شود… تلاش کردم بیشتر روی مسائلی که برای کسی چون منتظری مهم و به گونه‌ای اصلی بود، تمرکز کنم و از پرداختن به دیگر موضوعات بگذرم.» [۳]

    در میان منابع وثیق مورد ادعای آقای منتظری، گزارشات منافقین به وی نیز دیده می‌شود مصداقی گزارش مکتوب خود را به نماینده منتظری تحویل می‌دهد و او هم آن را به دست آیت اللّه منتظری می‌رساند تا خواسته یا ناخواسته نقشه منافقین را تکمیل کرده باشد: «یک هفته بعد او [نماینده آقای منتظری] ضمن مراجعه به بند گفت: مطالب را به همان شکل به «آقا» (آیت اللّه منتظری) دادم. فقط نام تو را حذف کردم، زیرا ترسیدم «آقا» حواسشان نباشد و اینها را به شورای عالی قضائی یا نهادهای ذی ربط برای بررسی و رسیدگی بدهند و آنها گریبان تو را بگیرند که چرا چنین چیزهایی را مطرح کرده‌ای.» [۴]

    «جواد قدیری» فرد دیگری است که ارتباطات وی با بیت آقای منتظری جای بررسی دارد. قدیری قبل از انقلاب، هم بند مسعود رجوی در زندان بود. وی پس از انقلاب، در اداره دوم ارتش، معروف به «رکن دو ارتش»، که به دست نیروهای انقلابی افتاده بود، نفوذ کرد. [۵] رکن دو ارتش، به نوعی سازمان اطلاعات نظامی کشور بود و سازماندهی و تشکیلات اطلاعاتی مستحکمی داشت.

    بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، اداره این نهاد مهم، در اختیار شعبه‌ای از کمیته انقلاب اسلامی مستقر در رکن دو بود. وی در تیرماه ۱۳۵۹ با لو رفتن کودتای نوژه، به عضویت ستاد ضدکودتا راه یافت و البته به اسناد حساس آن دسترسی پیدا کرد. قدیری بعد از ترور نافرجام آیت اللّه خامنه ای در ۶ تیرماه ۶۰ از کشور متواری شد. [۶]

    وی در روز ششم تیر، قبل از فرار از کشور به متهمین دستگیر شده سازمان وعده داده بود که کار نظام اسلامی، فردا (۷ تیر) تمام خواهد شد [۷] که در پی آن انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی اتفاق افتاد و تعداد زیادی از مسئولان نظام به شهادت رسیدند. در سال ۶۴ نام وی به عنوان عضو مرکزیت سازمان مجاهدین خلق درج گردید.

    عزت اللّه مطهری (عزّت شاهی) که خود در زندان ساواک در کنار مجاهدین خلق بوده است، درباره قدیری می‌گوید: «یکی از کسانی که در جریان انتقال مدارک و مستندات کودتای نوژه دست داشت، جواد قدیری بود. من او را پیش از پیروزی انقلاب و از زندان می‌شناختم. او از بچه‌های اصفهان بود و دو مرتبه به زندان افتاده بود و تقریباً جزو ایدئولوگ های زندان به حساب می‌آمد و در زندان تعداد زیادی تحت نظر و تعلیم او بودند. پس از پیروزی انقلاب آنها موضع مرا می‌دانستند و من با آنها قهر نبودم، گاهی که به آنها برمی خوردم، می‌ایستادند و شروع به صحبت می‌کردند. من حتی با مسعود رجوی هم سلام و علیک داشتم.

    یک بار که به بیمارستان سوم شعبان رفته بودم تا برای جبهه‌ها خون بدهم، جواد قدیری را دیدم. البته او برای خون دادن نیامده بود، آنها این کارها را مسخره می‌کردند. آنها همه اش دنبال مصادره کردن چیزی و جایی بودند. وقتی به هم رسیدیم سلام و علیک کردیم و از این طرف و آن طرف خبر گرفتیم. او یک موتور گازی داشت. گفت می‌خواهد برود جلو دانشگاه. گفتم: من هم می آیم، در آن مسیر کار دارم. بعد در ترک موتورش نشستم و تا نزدیک های دانشگاه با هم رفتیم. در بین راه گفتم: جواد الآن چه کار می‌کنی؟ گفت: من دیگر با آن بچه‌ها (مجاهدین) نیستم؛ رفته‌ام با دکتر پیمان و گروه «جاما» [۸] کار می‌کنم. خندیدم و به شوخی از پشت زدم توی سرش و گفتم: خاک بر سرت! با مجاهدین بودی که بهتر از پیمان بود. من یقین داشتم که او دروغ می‌گوید، گفتم: اگر راست می‌گویی که دیگر با مجاهدین نیستی بیا و در تلویزیون مصاحبه کن و بگو که با آنها نیستی. او الکی گفت باشد و حرفی ندارم. بعد از یکی _دو تا شوخی از هم جدا شدیم.

    ارتباط جواد قدیری با بیت منتظری را می‌توان در اعترافات سیدمهدی هاشمی دنبال کرد بعد از کودتای نوژه، روزی جواد آمد به سراغم. گویا او از طریق و حمایت محمد رضوی، از بچه‌های سازمان مجاهدین انقلاب، به دادرسی ارتش نفوذ کرده بود. بخشی از پرونده کودتا در اختیار بازپرسی کمیته بود. جواد گفت: عزّت! من دیگر با آن بچه‌ها (مجاهدین) نیستم و با نظام همراه هستم و الآن در دادرسی ارتش روی پرونده کودتای نوژه همکاری می‌کنم، حالا اگر شما مدارکی در این زمینه دارید تحویل من بدهید. من کلی خندیدم و سربه سرش گذاشتم و گفتم: جواد! من اگر یک بزغاله داشتم، نمی‌دادم که تو برای چَرا آن را به صحرا ببری، اینکه مدارک کودتاست؛ او هم دست از پا درازتر بازگشت.

    بعد هم چند بار تلفنی با محمد رضوی صحبت کردم و درباره وی هشدار دادم که این آدم خطرناکی است که به دادرسی نفوذ کرده است، حرف‌هایش را باور نکنید. آقای رضوی از حرف‌های من ناراحت شد و با بی احترامی خاصی گفت: شما نسبت به اینها عقده دارید، چون اینها شما را در زندان اذیت کرده‌اند، شما نسبت به آنها عقده‌ای شده‌اید، و الآن این طور با آنها برخورد بدی می‌کنید، ما باید جاذبه داشته باشیم و این افراد را جذب کنیم، حرف‌ها و برخوردهای امثال شما دافعه ایجاد می‌کند…

    من خیلی با او صحبت کردم تا او بالاخره مشکوک بودن جواد را پذیرفت. گفتم: شما در جایی که هستید باید نسبت به ایشان شک کنید، او گفت: من به تو هم شک دارم، به خودم هم شک دارم؛ به هر حال هر کسی درصدی ناخالصی دارد و این نباید مانع جذب آنها شود. گفتم: درست است. حالا به فرض هم بخواهی آنها را جذب کنی، باید از جلو در شروع کنی و پله پله آنها را بالا ببری نه اینکه یک دفعه بیاوری و در آن جایگاه بالا قرار بدهی. تو الآن جواد را به عنوان مغز متفکر آورده‌ای در مرکز مطالعات قرارش داده‌ای، اینکه نمی‌شود. در آخر هم او حرف‌های ما را نپذیرفت تا اینکه قدیری فراری شد و حرف‌های من درست از آب در آمد، که رضوی زنگ زد و از من عذرخواهی کرد.

    من در جایی شنیدم که قبل از ترور آقای خامنه ای، جواد قدیری گفته بود که کار نظام در همین پنج _ شش روز تمام است، و اینها (مسئولین نظام) هم بار و بنه اشان را بسته‌اند. من همان موقع به آقای خسرو تهرانی که در اطلاعات نخست وزیری بود پیغام دادم که جواد قدیری شوهر خواهر آقای عطریانفر (که در وزارت کشور است) چنین حرفی زده است. ما جای او را هم پیدا کرده‌ایم، بیایید پی گیری کنید که آنها این کار را نکردند. بعد خودمان حکم گرفتیم و رفتیم تا منزل او را بازرسی کنیم که دیدیم تخلیه شده است، گویا مدتی در منزل محمد عطریانفر در اختفا به سر می‌برد [۹] و بعد هم شنیدیم که از کشور گریخت. و پس از چندی هم عطریانفر، خواهرش زهره را به صورت غیرقانونی و قاچاق، نزد وی فرستاد.» [۱۰]

    ارتباط جواد قدیری با بیت منتظری را می‌توان در اعترافات سیدمهدی هاشمی دنبال کرد. وی در قسمتی از اعترافات خود به سرمایه گذاری خودش و سیدهادی هاشمی بر روی کانال دیگری (منافقین) از طریق جواد قدیری تأکید می‌کند: «زمانی که با آقای شریعتی (شیخ الشریعه) و عطریانفر ما رفیق بودیم و نزدیک بودیم، با توجه به اینکه خوب، عطریانفر رابطه مستمر با جواد قدیری داشت و آقای شریعتی هم می‌دانست و بعدها که به ما منتقل کرد ما هم در مقابل او موضعی نگرفتیم و ما تقریباً تأیید ضمنی می‌کردیم این رابطه را … که ما یک سلسله ارتباطی ولو ضعیف هم باشد؛ این ارتباطات را حفظ کنیم به عنوان یک «کانال یدکی» با آن نیروهای خارج از کشور و اینها که به تصوّر ما از طریق آقای شریعتی و خود عطریانفر که با آن جواد قدیری ارتباط داشتند، این محفوظ ماند… می‌توانم بگویم یکی از اهداف و رسالت‌هایی که آقا هادی تعقیب می‌کرد، در مورد بیت (آقای منتظری) بود و خود ما هم با ایشان در ارتباط بودیم. قرار بود چراغ سبزی در مورد تحولات آینده و برای یک سلسله مسائل و کارشکنی‌ها و برای کاهش حساسیت‌هایی که بر ضد ما و این جریان داشتند، به منافقین داده شود. البته فقط آقا هادی نبود. آقای شریعتی (شیخ محمد حسین) و آقای عطریانفر (محمد) و برادرزنش جواد قدیری هم بودند. روی هم رفته با جواد قدیری و از یک زمانی به بعد هم با طلبه توابی که رابطه با آقا هادی گرفته بود (ارمی)، کانال ارتباطی با منافقین پیدا شد.» [۱۱]

    سید احمد خمینی: مهدی هاشمی گفته است در ابتدا منافق معروف و بعد با طلبه تائب آقای ارمی با منافقین ارتباط برقرار کردیم چرا که آقا هادی، منافقین را بر این رژیم ترجیح می‌داد البته اسناد و مستندات همکاری بیشتر جواد قدیری و دیگر منافقین با بیت آقای منتظری و باند سیدمهدی هاشمی، به صورت عمومی به پژوهشگران عرضه نشده است. قطعاً ارائه این اسناد، روشن کننده بسیاری از حقایق خواهد بود. به عنوان نمونه دیگر، بحث نفوذ طلبه تائب (ارمی) که مرحوم سیداحمد خمینی در رنجنامه با توجه به اعترافات سید مهدی هاشمی از وی به عنوان پل منافقین نام می‌برد، جای بررسی داد. در رنجنامه آمده است: «…مهدی هاشمی گفته است در ابتدا منافق معروف و بعد با طلبه تائب آقای ارمی با منافقین ارتباط برقرار کردیم چرا که آقا هادی، منافقین را بر این رژیم ترجیح می‌داد.» [۱۲]

    همچنین نفوذ و سرمایه گذاری سرویس‌های اطلاعاتی خارجی بر بیت آیت اللّه منتظری، جای بررسی جدّی دارد. علی اکبر ولایتی در مصاحبه‌ای سرنخی از این مهم را ارائه کرده است: «زمانی که من وزارت خارجه بودم، به مرور با اطلاعاتی که از سیستم اطلاعاتی کشور کسب کردیم، فهمیدیم یکی از سفارت خانه‌های یک کشور عربی که ظاهر انقلابی هم داشت، در بیت آقای منتظری نفوذ کرده است! وقتی سفر کردم به آن کشور، رئیس آن کشور با اعتراض به من گفت چرا امام خمینی، آقای منتظری را از قائم مقامی کنار گذاشت!؟… ما از طریق وزارت اطلاعات مطلع شدیم سفارت خانه آن کشور عربی در بیت آقای منتظری نفوذ دارد و حتی سفیرش به آنجا رفت و آمد داشت.» [۱۳]

    همچنین می‌توان از «منوچهر قربانی فر» نام برد که از یک سو ارتباط ویژه ای با بیت منتظری داشت و از سوی دیگر، جاسوس چند جانبه سازمان سیا و موساد بود. [۱۴] جالب توجه آنکه آقای منتظری در چند جای خاطرات خود به منبع بودن او اشاره دارد. [۱۵]

    قربانی فر قبل از پیروزی انقلاب مدیر اداره مرکزی شرکت کشتیرانی حمل و نقل استارلاین در تهران، عضو باشگاه ورزشی شاهنشاهی و شبکه اداره هشتم ساواک بود و در روز فرار شاه (۲۶/۱۰/۵۷) در هواپیمای اختصاصی او حضور داشت. در سال ۵۸ و ۵۹ با نفوذ در بدنه نظامیان دست به عملیات‌های تروریستی زد و سرانجام در یک گروه شبه نظامی تروریستی در خوزستان دستگیر شد و به آموزش خود در اسرائیل و ارتباط با ابراهیم یزدی اعتراف نمود. [۱۶] وی در کودتای نوژه واسطه پرداخت پول‌های نقدی به کودتا چیان بود [۱۷] و در جریان مک فارلین یکی از واسطه‌های اصلی حمل سلاح شمرده می‌شد. [۱۸] وی ارتباطات نزدیکی با مشاوران کاخ سفید داشت: «سازمان سیا قربانی فر را از قبل می‌شناخت و در ژانویه ۱۹۸۰ از طریق سازمان‌های اطلاعاتی اروپایی به آن‌ها معرفی شده بود و از همان ابتدا در او ویژگی لاف زنی و گزافه گویی را تشخیص داده بود… از نظر اعضای شورای امنیت ملی آمریکا نیز قربانی فر مأمور ساواک در رژیم شاه بود و به عنوان یک دلال بین المللی و به طور کلی فردی که کنترل او دشوار است شناخته می‌شد.» [۱۹]

    نکته مهم آن است که وی یکی از خبررسان‌های مورد اعتماد منتظری بود. وی در خاطرات خود می‌گوید: «آقای قربانی فر دو نامه به آقای کنگرلو می‌نویسد که یکی ده صفحه و دیگری نوزده صفحه و فتوکپی آن را خود آقای قربانی فر به عنوان اینکه من قائم مقام رهبری هستم، به وسیله مرحوم آقای امید نجف آبادی برای من فرستاد و درواقع با نوشتن این دو نامه جریان [مک فارلین] را لو داد …» [۲۰]

    منتظری آنچنان به اظهارات یک جاسوس چندجانبه اعتماد دارد که با اتکا به القائاتِ قربانی فر، برکناری خود از قائم مقامی را مسئله‌ای از پیش تعیین شده می‌پندارد: «ظاهراً مساله برکنار کردن من از مدت‌ها قبل مطرح بوده ولی من بی اطلاع بوده‌ام و شواهدی بر این امر گواه است. ازجمله چنان که در جریان مک فارلین به آن اشاره شد آقای قربانی فر به آقای امید گفته بود تصمیم دارند فلانی را برکنار کنند.» [۲۱]

    می‌توان از «منوچهر قربانی فر» نام برد که از یک سو ارتباط ویژه ای با بیت منتظری داشت و از سوی دیگر، جاسوس چند جانبه سازمان سیا و موساد بود همچنین می‌توان از «منوچهر قربانی فر» نام برد که از یک سو ارتباط ویژه ای با بیت آقای منتظری داشت و از سوی دیگر، جاسوس چند جانبه سازمان سیا و موساد بود. جای بسی تعجب است که چطور فقیهی که در جایگاهِ قائم مقام رهبری قرار گرفته، به فردی که سال‌ها سابقه جاسوسی و خبرچینی برای دستگاه‌های اطلاعاتی غرب را دارد، اعتماد می‌کند و او به عنوانِ منبع موثق خود قرار می‌دهد! کدام منطق اقتضا می‌کند که اظهارات فردی که بازداشتی نیروهای امنیتی و رابط کودتای نوژه بوده، محور و ملاک تحلیل‌ها و اقداماتِ آقای منتظری قرار بگیرد؟!

    خاطرات آیت اللّه منتظری این واقعیت را به خوبی آشکار می‌کند که قربانی فر نقش خود در ذهنیّت سازی منفی منتظری نسبت به نظام و امام را به خوبی انجام داده است، [۲۲] تا جایی که آقای منتظری در دیدار با هاشمی رفسنجانی از بی اطلاعی اش از مسأله مک فارلین گلایه می‌کند و به او تشر می‌زند که چرا خودسرانه و بدون مشورت با او (!) به چنین کاری انجام شده است. [۲۳]

    ۲. نفوذ منافقین در بیت منتظری

    به دنبال صدور و اجرای حکم امام (ره) درباره سید مهد هاشمی، منتظری دو نامه اعتراضی در ۶۷/۵/۹ و ۶۷/۵/۱۳ به امام (ره) می‌نویسد. وی در دیدار اعضای مسئول اجرای حکم در تاریخ ۶۷/۵/۲۴ شدیداً به روند اعدام منافقین اعتراض کرده و جمهوری اسلامی را متهم به ظلم و بی عدالتی در حق منافقین می‌نماید و این اعدام‌ها را نقطه ننگ نظام می‌شمارد! [۲۴] فایل صوتی این دیدار در آستانه انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری توسط احمد منتظری منتشر شده و خوراک تبلیغاتی رسانه‌های ضد انقلاب را فراهم کرد.

    بیت آقای منتظری با انتشار این فایل صوتی در سالگرد حملات خونین منافقین، در حقیقت راه حمایت آمیز آیت اللّه منتظری از منافقین را ادامه داد و از منافقین به عنوان اهرم فشار بر جمهوری اسلامی استفاده کرد. این مسأله موجب ایجاد گفتمان تخریبی علیه نیروهای اصیل و انقلابی شد و به نحوی بر فرآیند انتخابات ریاست جمهوری نیز اثرگذار بود تا جایی که رئیس جمهور مستقر، در بخش‌هایی از نطق‌های انتخاباتی، از این گفتمان تخریبی به نفع خود استفاده برد. [۲۵] به دنبال همین سیاست تخریبی بود که مقام معظم رهبری با یادآوری حوادث تلخ دهه شصت بر ضرورت تفکیک شهید و جلاد تأکید نمودند. [۲۶]

    در بررسی و تحلیل اعتراض منتظری به حکم امام (ره) و روشن‌تر شدن فضای بحث، مرور دیدگاه و عملکرد وی پیرامون سازمان مجاهدین ضروری است. گفتنی آنکه به شهادت شخصِ منتظری، وی از جمله حامیان جدی سازمان مجاهدین خلق از ابتدای تأسیس بوده است. وی در این زمینه می‌گوید: «در آن وقت ما اجمالاً با اصل مبارزه مسلحانه تحت شرایط خاصی مخالف نبودیم و با مجاهدین قبل از اینکه تغییر ایدئولوژی بدهند اجمالاً مخالفتی نداشتیم؛ حتی وقتی بعضی از آنها به عناوین مختلف دستگیر می‌شدند ما به خانواده‌های آنها کمک می‌کردیم و یک بار خانواده‌های آنها زمانی که می‌خواستند مرحوم حنیف نژاد و رفقای او را اعدام کنند، آمدند در منزل مرحوم شریعتمداری متحصّن شدند، زن و بچه‌های ما هم رفتند قاطی آنها شدند و با آنها همدردی کردند. حتی همسر من بازداشت شد و به همراه خانواده‌های آنها او را برده بودند شهربانی، بعد از او پرسیده بودند شوهرت چه کاره است؟ گفته بود: کفش دوز است، او را آزاد کرده بودند.» [۲۷]

    نامه ۱۵ صفر ۱۳۹۲ ه ق (مطابق با ۱۳۵۱/۱/۱۱ ش) وی در حمایت از جوانان سازمان به امام (ره) از نشانه‌های آشکار این حمایت می‌باشد. متن نامه ایشان چنین است:

    منتظری: وقتی بعضی از مجاهدین خلق (منافقین) به عناوین مختلف دستگیر می‌شدند ما به خانواده‌های آنها کمک می‌کردیم بسمه تعالی
    حضرت آیت اللّه العظمی _مد ظله العالی

    پس از سلام و تحیت به عرض عالی می‌رساند، چنانچه اطلاع دارید، عدّه زیادی از جوان‌های مسلمان و متدیّن گرفتارند و عدّه [ای] از آنان در معرض خطر اعدام قرار گرفته‌اند. تصلّب آنان نسبت به شعائر اسلامی و اطلاع وسیع و عمیق آنان بر احکام و معتقدات مذهبی، معروف و مورد توجه همه آقایان و روحانیون واقع شده است و بعضی از مراجع و جمعی از علمای بلاد اقداماتی برای تخلّص آنان کرده‌اند و چیزهایی نوشته شده. بجا و لازم است از طرف حضرتعالی نیز در تأیید و تقویت و حفظ دمای آنان چیزی منتشر شود. این معنی در شرایط فعلی ضرورت دارد چون مخالفین سعی می‌کنند آنان را منحرف قلمداد کنند، البته کیفیت آن بسته به نظر حضرتعالی است. در خاتمه از حضرتعالی ملتمس دعای خیر می‌باشم. والسلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته. ح_ع_م» [۲۸]

    منتظری علت حمایت خود از سازمان مجاهدین را چنین بیان می‌کند: «من قبل از اینکه این زندان اخیر که ۳/۵ سال زندان من طول کشید بروم، با آقایانی که منتسب به سازمان مجاهدین خلق هستند، از نزدیک تماس نداشتم و از دورادور علاقه هم داشتیم برای اینکه با آن دولت سابق و حکومت طاغوتی دلمان می‌خواست افراد مبارزه بکنند و اینها خوب گروه متشکلی بودند…دورادور علاقه داشتم به سازمان شان و کتاب‌های شان راهم من مطالعه نکرده بودم. خوب گروه متشکلی بودند، تقریباً مایه امیدواری بودند که بتوانند آن حکومت را ساقط بکنند از طریق جنگ‌های چریکی…» [۲۹]

    این در حالی است که به گفته خود آیت اللّه منتظری، وی شناختی از سازمان نداشته و منابع معرفتی سازمان را مطالعه نکرده بود: «… و کتاب‌های شان را من مطالعه نکرده بودم. واقعیتش را بخواهید جز دو – سه جزوه خیلی مختصر، ولی بعد که به زندان رفته [۳۰] و سه سال و نیم طول کشید… من هم کتاب‌های آقایان را مثل کتاب شناخت و تکامل و راه انبیا و… این سری کتاب‌ها را من نگاه کردم…در زندان.» [۳۱]

    البته جای این سوال در اینجا باقی است که چطور وی بدون شناخت لازم از سازمان مجاهدین به حمایت مالی و معنوی از آنان پرداخته است؟! چطور به سازمانی که اینقدر از روحانیّت و اسلام ناب دور بوده است، به صرف داشتن آرزوی سقوط رژیم پهلوی، امیدوار بودند!!

    منتظری: خوب گروه متشکلی بودند، تقریباً مایه امیدواری بودند که بتوانند آن حکومت را ساقط بکنند از طریق جنگ‌های چریکی او بعد از اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان یکی از تأیید کنندگان فتوای «حرمت حشر و نشر» با مجاهدین شد. [۳۲] نیز پس از انقلاب اسلامی در مواضعی تند و البته صریح نسبت به عملکرد منافقین هشدار داده و آنها را تهدید به اعدام می‌کند: «کاری نکنید که دادگاه‌های انقلاب ناچار بشوند حکم اعدام صادر بکنند و این اعدام‌ها اجرا بشود.» [۳۳]

    اما متأسفانه در جریان نفوذ لیبرال‌ها، منافقین و باند سید مهدی هاشمی در بیت ایشان، تعداد زیادی از منافقین زندانی توسط هیأت عفوِ منصوب وی آزاد می‌شوند تا جایی که امام خمینی به این روند اعتراض می‌کند: «… آزادی بی رویه چند صد نفر منافق، به دستور هیأتی که با رقّت قلب و حسن ظنشان واقع شد، آمار انفجارها و ترورها و دزدی‌ها را بالا برده است. ترحّم بر پلنگ تیز دندان- ستمکاری بود بر گوسفندان.» [۳۴]

    در تحلیل این واقعه و با توجّه به شبهات زیادی که مطرح می‌باشد، باید به نکاتی توجه کرد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

    مسأله اولی که نباید از نظر دور داشت، اغراق در تعداد مجازات شدگان است. باید توجه نمود که مبالغه و بزرگ نمایی همراه با سیاه نمایی از اصول تبلیغاتی منافقین بوده است. مهدی خوشحال از اعضای سابق سازمان می‌گوید: «سازمان هم از ماشین بزرگ تبلیغاتی خود اهداف زیادی را دنبال می کند…دو قطبی کردن…تقویت روحیه نیروها و بزرگ کردن پیروزی‌های نظامی و سیاسی، اغفال نیرو [ی] دشمن …بزرگ نشان دادن کمیت و کیفیت جنگ افزارها و نیروهای خودی…با دگماتیسم و فریب می‌خواهد افکار عمومی را اغفال کرده و راه را فقط برای دیکتاتوری باز نگه دارد…تبلیغات می‌تواند با سانسور گذشته و تحریف و جعل حقایق، نیروها را از دنیای خارج غافل نگه دارد… برای نیروها، اعداد و ارقام و اکشاف از نوع گوبلزی تبلیغ می‌شود.» [۳۵]
    منتظری خطاب به منافقین: کاری نکنید که دادگاه‌های انقلاب ناچار بشوند حکم اعدام صادر بکنند و این اعدام‌ها اجرا بشود.
    با این حال سازمان مجاهدین _به زعم خود_ پس از «کاری دشوار و پر خطر که ضرورت مسائل امنیتی بازگویی آن را نامقدور می کند» [۳۶] حداکثر اسامی و اطلاعات ناقص ۳۲۱۰ نفر را در سال ۷۸، منتشر نمود. [۳۷] جالب آنکه در عین حال ادعای کشته شدن ۳۰ هزار نفر را دارد! باید دقّت نمود که این تعداد بر فرض صحت، هنوز تقریباً به میزان یک دهم شهدا و قربانیان ترورهای کور منافقین از طبقات مختلف مردم ایران است. [۳۸]

    هم زمان و در همان شرایطی که حکم امام (ره) رسید تا منافقینی که بر سر موضع پافشاری دارند اعدام شوند، حدود ۷ هزار نفر را در کنار آن داریم که آزاد شدند [۳۹] ولی رسانه‌های معاند با بی توجهی و به طور عمدی از کنار این گستره آزاد شدگان می‌گذرند و فقط به محکومان اعدام می‌پردازند. آغوش باز جمهوری اسلامی و پناه دادن به توّابین و جدا شدگان از اردوگاه منافقین نیز امری بی سابقه یا کم سابقه در تاریخ سیاسی جهان است که باز توسط بنگاه رسانه‌ای غربی‌ها سانسور شده است.

    نکته مهم دیگری که نباید مورد غفلت قرار بگیرد، این است که بنابر فرآیند تکمیلی «هیأت های عفو»، «فرمان توبه تشکیلاتی» منافقین و «وجود تعداد قابل توجهی از آزادشدگان در بین کشته شدگان مرصاد»، افراد باقی مانده در زندان‌ها، منافقین لجوجی بودند که هنوز بر موضع نفاق خود پایبندی داشتند. به عبارت دیگر در تابستان ۱۳۶۷ دیگر کسی از منافقین به خاطر مسائل قابل چشم پوشی در زندان نمانده بود و هیئت عفو آیت اللّه منتظری پیش تر افرادی را که ذره‌ای قابلیت تخفیف و آزاد شدن را داشتند، از زندان آزاد نموده بود.

    قبلاً بیان شد که بنابر خاطرت آیت اللّه منتظری، حداقل ۶ هزار نفر از محکومین به اعدام، مورد عفو قرار می‌گیرند [۴۰] که طبعاً بسیاری از آنها منافقین بوده‌اند. در واقع زندانیان باقی مانده، افراد اصلی تشکیلاتی و یا فعالینِ نظامی سازمان بودند که قبل، حین و یا بعد از عملیات دستگیر شده بودند و حتی با «سیاست درهای باز» هیأت عفو آیت اللّه منتظری هم قابلیت آزاد شدن نداشتند و به معنای حقیقی کلمه «تروریست» بودند که همچنان راه غلط و التقاطی قبلی خود را ادامه می‌دادند و بر موضع نفاق خود و محاربه با نظام اسلامی پای می‌فشردند. جالب است که این افراد باز مورد ترحّم آیت اللّه هستند! و آقای منتظری با ساده اندیشی تمام، از منطق داشتن آنها و لزوم گفتگو با آنها صحبت می‌کند!

    مسأله دیگری که البته با محوریت بیت آقای منتظری به آن دامن زده می‌شود، بحث عناوین فقهی مرتبط با موضوع و محاکمه منافقین زندانی است. در فقه اسلامی عنوان‌های «مفسد فی الارض»، «محاربه» و «بغی» از جمله عناوینی است که می‌توان ذیل آن اعضای یک گروه تروریستی مسلح را مجازات کرد.
    لازم به ذکر است که اجرای حکم اعدام برای عنوان «مفسد»، بر اساس مبانی فقهی امام خمینی برای دستگاه قضایی دشوار بود و لذا از مدت‌ها قبل و به درخواست آقای موسوی اردبیلی (رئیس دیوان عالی وقت) در این امور بر طبق فتوای آیت اللّه منتظری عمل می‌شد. [۴۱]

    عنوان «محارب» نیز از نظر امام خمینی بر «کسی است که شمشیرش را برهنه می‌کند یا آن را تجهیز می‌نماید تا مردم را بترساند و می‌خواهد در زمین افساد نماید» [۴۲] اطلاق می‌گردد. این تعریف ضمن پذیرش نظر مشهور فقهای عظام در معنای محاربه، بحث ایجاد فساد را نیز مد نظر دارد. [۴۳] حکم محارب از نظر عامه فقها نیز می‌تواند یکی از موارد اعدام، مصلوب کردن، قطع اعضای بدن به طور مخالف‏ ‎ ‎ ‏و یا نفی بلد (تبعید) باشد. [۴۴]

    عنوان «بغی ذی فئه» نیز عنوان دیگری است که در منابع اسلامی وجود دارد. «باغی» به معنای شورشی است و فردی که علیه حکومت اسلامی با تشکیلات سازماندهی شده شورش و طغیان داشته باشد، به اتفاق فقها، مستحق اعدام می‌باشد و توبه آن پذیرفته نمی‌شود. [۴۵]

    همه احکام اجرا شده نسبت به اعضای وفادار به سازمان تروریستی منافقین و با اتهام «مفسد» بودن، بر اساس فتوای آیت اللّه منتظری صورت گرفته است همه احکام اجرا شده نسبت به اعضای وفادار به سازمان تروریستی منافقین و با اتهام «مفسد» بودن، بر اساس فتوای آیت اللّه منتظری صورت گرفته است. با این وجود، می‌توان گفت همه احکام اجرا شده نسبت به اعضای وفادار به سازمان تروریستی منافقین و با اتهام «مفسد» بودن، بر اساس فتوای آیت اللّه منتظری صورت گرفته است.

    منافقین نیز بعد از خرداد ۶۰، کاملاً وارد فاز مسلحانه شدند. آنها اقدام مسلحانه و شورش علیه حکومت اسلامی را به طور سازمان یافته انجام می‌دادند و مصداق «بغی ذی فئه» محسوب می‌شدند. بنابراین اساساً از روز نخست مشمول مجازات اعدام بودند هرچند که برخی از آنها، شخصاً در قتل یا ترور دست نداشتند. به دیگر بیان به صرف حضور آنها در یک سازمان تروریستی که به جنگ مسلحانه با حکومت اسلامی پرداخته است، قابلیت اجرای حکم اعدام در مورد آنها وجود داشت. اضافه بر آنکه طبق نظر برخی از علما مصداق حقیقی «محارب» نیز محسوب می‌شدند. [۴۶] باید توجه نمود که در مراحل مختلفی به این افراد تخفیفاتی داده شد و برخی از آنها همان طور که گذشت در زندان موفق به توبه شدند.

    امام (ره) نیز در حکم تاریخی خود فقط «زندانیان بر سر موضع» را با تأکید بر ارتداد آنها از اسلام، محارب بودن (به علت شورش و برهم زدن امنیت جامعه با سلاح)، جنگ‌های کلاسیک شمال و غرب کشور و جاسوسی آنها برای رژیم بعث عراق، به عنوان «محارب» می‌دانند و حکم اعدام آنها را صادر می‌کنند و البته تشخیص آن را به اکثریتِ جمع مشخص شده واگذار می‌کنند.

    بنابراین در این حکم، نه همه منافقین زندانی بلکه صرفاً زندانیان بر سر موضع قبلی را مستحق مجازات می‌دانند؛ چراکه بر سر موضع بودن منافقین زندانی به معنای همراهی و همکاری آنها در این شورش و مقابله با نظامی اسلامی می‌باشد. این مطلب مورد توجه سازمان مجاهدین نیز بوده است و همان طور که گذشت، سازمان و شخص رجوی در این عملیات بر روی زندان‌ها سرمایه گذاری ویژه داشتند و استراتژی گلوله برفی را دنبال می‌کردند و خود منافقین زندانی نیز مترصد این فرصت بودند.

    جالب توجه آن است که منتظری در کتاب خاطرات خود با بی انصافی تمام به نحوی این مطلب را بیان می‌کند که گویا امام (ره) حکم مجازات تمامی زندانیان منافق را بدون هیچ گونه ملاحظه‌ای داده‌اند: «اما آنچه باعث شد من آن نامه را بنویسم این بود که در همان زمان بعضی تصمیم گرفتند که یک باره کلک مجاهدین را بکنند و به اصطلاح از دست آنها راحت شوند…» [۴۷]

    حال آنکه دقت در مفاد حکم امام (ره) نشان از غلط بودن تلقّی منتظری را دارد. البته قابل ذکر است که ایشان در پیام تصویری چند دهه قبل خود (نوروز ۶۱) به صراحت از «اعدام منافقین» صحبت می‌کند و برای حرف خود از سیره امام علی (ع) مستند می‌آورد. [۴۸]

    در این زمینه سیدضیاء مرتضوی در یادداشتی به نقد فقهی نظرات آقای منتظری می‌پردازد که در ضمیمه سوم کتاب «روزگار قائم مقامی» به تفصیل درج شده است. [۴۹]‌

    مسأله دیگر، بازبینی دوباره پرونده‌ها می‌باشد. رسیدگی دوباره به پرونده‌ها از مهمترین مسائل مورد توجه مجریان حکم بود. حجت الاسلام رازینی در مورد مسأله محاکمه دوباره منافقین چنین اظهار می‌دارد: «یکی از بهانه‌ها این بود که مثلاً گروهی از زندانیان که حکم‌های یکساله داشتند و دوره محکومیت آنها نیز تمام شده بود به دلیل اینکه همچنان با منافقین در ارتباط بودند از زندان آزاد نشده بودند و صحبت شهید لاجوردی هم این بود که اگر اینها را رها کنیم فردا باید دوباره با صرف هزینه اینها را در خانه‌های تیمی دستگیر کنیم. بنده آمدم مشخصاً با این ۱۰۰۰ نفر مصاحبه کردم. تعدادی از اینها فعالیت گروهی داشتند مثلاً در همان زمان که در زندان هم بودند اعلامیه پخش می‌کردند و زندانیان را تحریک می‌کردند.

    ما گفتیم این‌هایی که چنین اقداماتی در زندان انجام داده‌اند را دوباره بازجویی کنیم تا به اقدامات داخل زندان خود اعتراف کنند تا دلیل منطقی برای تجدید محاکمه آنها داشته باشیم. بنابراین پس از بررسی‌های دقیق و گزارش‌های مکتوب با کیفرخواست‌هایی که برای آنها تهیه شد دوباره دادگاه برگزار کردیم و دادگاه دوباره رأی داد و کسانی که جرمشان محرز شد به حبس‌های اضافه ۳ سال، ۵ سال و … محکوم شدند. تعدادی دیگر نیز با تعهد گرفتن از آنها رها شدند و یک تعدادی بودند که در دست بررسی بودند.» [۵۰]

    حجت الاسلام نکونام جانشین وقت دادستان انقلاب در کرمان نیز درباره بازبینی دوباره پرونده‌ها می‌گوید: «به ضرس قاطع می‌توانم بگویم که این افراد در قالب شکل رسمی دادگاه محاکمه شدند، پرونده آنها را بررسی و مطالعه کرده بودند و با آگاهی از وضعیت سابق شان از آنها سوال‌های بسیاری می‌پرسیدند. سؤالاتی از قبیل اینکه برای چه زندان هستی؟ چند وقت است زندان هستی؟ محکومیت تان چقدر است؟ در کجا دستگیر شدی؟ اتهامات قبلی تان چه بوده است؟ موضع شما نسبت به منافقین چیست؟ تا صحبت در مورد وضعیت فعلی تفکر در مورد سازمان و اعلام مواضع در رابطه با وقایع روز و اینکه آیا از اعمالی که انجام داده‌اند پشیمان هستند یا نه؟

    منتظری در پیام تصویری چند دهه قبل خود (نوروز ۶۱) به صراحت از «اعدام منافقین» صحبت می‌کند و برای حرف خود از سیره امام علی (ع) مستند می‌آورد شاید از هر ۲۰ محکوم یکی یا دو نفر بر مواضع خود مانده بود و پافشاری می‌کردند. بعضی می‌گفتند که ما به توبه‌ای که کرده‌ایم پایبند هستیم. بعضی از آنها نشانی می‌دادند که اگر فلان بند را در فلان روز بازرسی کردید کار ما بود که اطلاع دادیم در این بند فعل و انفعالاتی است.

    اصلاً عده زیادی از محکومین به زندان، توسط همین کمیسیون به خاطر احراز توبه آزاد شدند. اما در این میان عدّه ای روی مواضع قبلی پافشاری می‌کردند و آن هم آدم‌هایی که عمدتاً روحیات جنایتکاری و تروریستی در آنها تبلور و نمود داشت. جلسات محاکمه، جلسات طولانی و بعضاً چند نوبته بود؛ یعنی اینکه مطرح شود که فقط یک سوال می‌کردند درست نیست. در واقع قضاتی که منصوب و معلوم شدند، از قضات متعهد و بنام کشور و از دادستان‌ها و رؤسای حقوقدان دادگاه‌ها بودند.

    گاهی اوقات با یک نفر، پنج تا ده ساعت صحبت می‌کردند تا به نتیجه برسند و اصل را بر قبول توبه و محکومیت اولیه می‌گذاشتند؛ یعنی کسی که حکم برایش صادر شده همان باشد؛ در واقع این هیأت، هیأت تصمیم گیر نسبت به استثنائات بود. کسانی که در برابر پرونده قبلی که داشتند دوباره اعلام وفاداری به یک سری اقدامات منافقین می‌کردند، آن هم نه همه آنها، بلکه عدّه ای که از قبل دچار جنایت و خون ریزی شده بودند ولی شاکی خصوصی آنها پیدا نشده بود و از طرفی در متلاشی شدن منافقین در کشور هم همکاری کرده بودند.

    البته مخفی هم نماند که همان زمان قانون این بود که گروهی که اعلام جنگ مسلحانه نسبت به جمهوری اسلامی ایران کنند، حکم محارب دارند و کسانی که حتی در عملیات مسلحانه شرکت نداشته‌اند ولی اعلام هوادرای و سمپاتی به سازمانی که اعلام جنگ مسلحانه داشته کنند، مطابق قانون حاکم بر کشور، مشمول قانون محاربه هستند؛ گرچه می‌توانم قاطعانه بگویم هیچ فردی مشمول این تبصره نگردید.» [۵۱]

    ________________________________________
    [۱]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۲، ص ۱۱۵۴، نامه ۱۷/۷/۶۵.
    [۲]. نه زیستن نه مرگ، ج ۲( اندوه ققنوس‌ها)، ایرج مصداقی، آلفابت ماکزیما، سوئد، ۲۰۰۶ م، صص ۱۴۲-۱۳۷. لازم به ذکر است که وی در مصاحبه‌ای محتویات کتاب خود را تکرار نمود. ر. ک: «از زندان برای آیت اللّه منتظری گزارش فرستادم»، گفتگو با ایرج مصداقی، http://pezhvakeiran.com، ۱۴/۸/۲۰۱۶ م. وی از اعضای سازمان منافقین بود که در سال ۶۰ دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
    [۳]. همان، ص ۱۴۱-۱۴۲.
    [۴]. همان.
    [۵]. پرونده مسکوت؛ بررسی اسناد و اسرار انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰ در نخست وزیری، محمد حسن روزی طلب و محمد مهدی اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۹۳، ص ۱۱۶.
    [۶]. هرچند سازمان منافقین مسئولیّت این ترور را برعهده نگرفت اما شواهد و مستندات نشان از ردپای سازمان در ترور ناموفق آیت اللّه خامنه ای دارد. ر. ک: سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، ج ۲، ص ۵۹۱، نیز: پرونده مسکوت، ص ۱۱۵-۱۲۰. نیز معاون وقت دادستان انقلاب در خاطرات خود به طراحی انفجار مسجد ابوذر توسط جواد قدیری تصریح دارد. ر. ک: خاطرات حاج احمد قدیریان، ص ۱۷۹.
    نیز در مورد نقش قدیری برای ترور امام: «کشمیری در سازمان مجاهدین با نام باقر شناخته می شد»، ابراهیم خدابنده از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در گفتگوی تفصیلی با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، http://www.irdc.ir، کدخبری: ۱۱۸۳، ۷/۶/۹۶.
    [۷]. خاطرات حاج احمد قدیریان، ص ۱۷۹؛ نیز پرونده مسکوت، ص ۱۲۰ و صص ۳۶۲-۳۵۹( گزارش شهید لاجوردی درباره پرونده انفجار نخست وزیری.)

    [۸]. جاما یا همان «جنبش آزادی بخش مردم ایران» پس از وقایع سال ۴۲ با مشی مسلحانه شکل گرفت. اعضای جاما پیشتر در حزب مردم ایران، نهضت مقاومت ملّی و جبهه ملّی فعالیت می‌کردند. دکتر کاظم سامی و حبیب اللّه پیمان از جمله اعضای معروف این گروه بودند.(دایرهالمعارف انقلاب اسلامی، ج ۲، سوره مهر، چ ۳، تهران، ۹۱، صص ۱۳-۱۲)

    [۹]. گفتنی آنکه، محمد عطریانفر هرگز این ماجرا را به طور صریح تکذیب نکرده است. او در گفتگو با نشریه رمز عبور، با کاربست تعابیری ژورنالیستی، از پاسخ صریح طفره رفته و چنین گفته است: «من به عنوان فردی که تجربه رسانه‌ای دارم و شاید ۱۵ سال در این حوزه فعال بوده‌ام، اتفاقاً معتقد نیستم که برای هر فتنه‌ای که به غلط یا غیرمنصفانه درست می‌شود، الزاماً باید پاسخگو بود. بنابر آموزه‌های دینی‌ای که دارم، گمان نمی‌کنم برابر هر پدیده‌ای آدم باید واکنشی داشته باشد اگر بخواهد آن طور عمل بکند، اساساً زندگی او تباه است. این مال امروز نیست. اساساً مقوله نسبت مان با سازمان منافقین یا جواد قدیری یا خواهرم زهره عطریانفر، مربوط به ۲۵، ۲۶ سال قبل است. از روزی که فراری بودن اینها در دستور کار سرویس‌های امنیتی کشور بوده است. به گفته آقای عزت اللّه مطهری نه چیزی اثبات می‌شود و نه اهمیتی دارد. من وقتی این را شنیدم به آن سایت مراجعه کردم، حالا آن طور که در سایت‌ها مطرح کردند در کتاب نیست. در زندان هم با عزت شاهی روابط عمیقی نداشتم، ولی سلام و علیک خوبی داشتم. او را هم فردی می دانم که مسلمان است و اگر به یک حقیقتی برسد، خودش هم واکنش نشان می‌دهد. به ذهنم می‌زد اگر چنین چیزی در کتاب هست، بگویم که واقعیت ندارد. من در عین حال که برای این اتهام‌ها اهمیتی قائل نیستم، اما معتقدم بعضی جاها باید پاسخ داد از باب ضرورت پاسخگویی، متن کتاب را دیدم، ایشان می‌گوید، «گفته می شود» این حرف غیر از این است که آقای عزت شاهی بیاید رسماً بگوید.» («درباره فراری دادن منافقین پاسخگو نیستم»، گفتگو با محمد عطریانفر درباره نقاط مبهم دو سال اول انقلاب، رمز عبور، ویژه نامه سیاسی روزنامه ایران، ش ۱، نوروز ۸۹، ص ۳۲.)
    [۱۰]. خاطرات عزت شاهی، محسن کاظمی، سوره مهر، تهران، ۹۳، صص ۴۹۹-۴۹۷.
    در پیوست نهم کتاب خاطرات عزت شاهی، نمونه‌های دیگر از این نفوذ بیان شده است. ر. ک: همان، صص ۶۲۶-۶۲۰.
    [۱۱]. «تبارشناسی قبایل فتنه (۱۰)، شیخ پرده نشین (۱)»، هفته نامه ۹ دی، ش ۲۰، ۲۱/۳/۹۰، ص ۱۴.
    [۱۲]. رنجنامه، ص ۶۳.
    [۱۳]. «با حرف‌های روشنفکری نمی‌توان کشورداری کرد»، گفتگو با دکتر علی اکبر ولایتی پیرامون استراتژی نفوذ ایدئولوژیک و امکان بازتولید فتنه، ماهنامه عصرِ اندیشه، سال سوم، ش ۱۲، شهریور ۹۵، صص ۱۵۸-۱۵۴.
    [۱۴]. گزارش کمسیون تاوِر، ج ۱، ص ۴۴.
    [۱۵]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۱، ص ۶۷۰.
    [۱۶]. «تأملاتی نظری و تاریخی در علل و انگیزه‌های پیدایش جریان آقای منتظری (۱۰)»، سید حمید روحانی، فصلنامه ۱۵ خرداد، دوره سوم، ش ۱۰، زمستان ۸۵، ص ۱۷۱.
    [۱۷]. کودتای نوژه، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، ۸۴، ص ۱۷۲.
    [۱۸]. در کاخ سفید چه گذشت؟، دونالد رگان، ترجمه: حسین ابوترابیان، البرز، تهران، ۶۹، ص ۳۸-۳۹.
    [۱۹]. ماجرای مک فارلین، محسن هاشمی، حبیب اللّه حمیدی، دفتر نشر معارف انقلاب، تهران، ۸۸، ص ۷۱.
    [۲۰]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۱، ص ۵۸۶.
    [۲۱]. همان، ج ۱، ص ۵۸۷.
    [۲۲].. برای مطالعه بیشتر ر. ک: «تاملاتی نظری و تاریخی در علل و انگیزه‌های پیدایش جریان آقای منتظری (۱۰)»، سید حمید روحانی، ۱۵ خرداد، دوره سوم، ش ۱۰، زمستان ۸۵، ص ۲۰۱-۱۴۶.
    [۲۳]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۱، ص ۵۷۸.
    [۲۴]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۱، ص ۶۳۴.

    [۲۵]. سخنرانی تبلیغاتی حجت الإسلام حسن روحانی در جمع هواداران خود در همدان، ۱۸/۲/۹۶: «ملت ما در انتخابات خرداد ۹۲ اعلام کرد خشونت را قبول ندارد. ملت ما اعلام کرد که راه حصر و انزوای ایران را نمی‌پذیرد. ملت ایران یک بار دیگر هم اعلام کرد که مسیرش مسیر آزادی است و آن اسفند ۹۴ بود. اردیبهشت ۹۶ هم یک بار دیگر مردم ایران اعلام می‌کنند آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، را قبول ندارند.».(روزنامه مردم سالاری، ش ۴۳۱۱، ۱۹/۲/۹۶، ص ۲؛ «روحانی: ملت حصر نمی خواهد»، پایگاه خبری آفتاب نیوز، http://aftabnews.ir، کد خبری: ۴۴۴۲۲۸، ۱۸/۲/۹۶، به همراه فیلم سخنرانی وی.)
    [۲۶]. «بیانات مقام معظم رهبری در سالروز رحلت امام خمینی »، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت اللّه خامنه ای، http://farsi.khamenei.ir، کدخبری: ۳۶۷۴۵، ۱۴/۳/۹۶.
    [۲۷]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۱، ص ۳۹۱.

    [۲۸]. نهضت امام خمینی، ج ۳، ص ۶۰۳، نیز سند ش ۱۳۵؛ با کمال تعجب باید گفت این نامه مهم و تاریخی در کتاب خاطرات آیت اللّه منتظری ذکر نشده است! این مطلب جای سوال جدی دارد که چرا تدوین کنندگان خاطرات ایشان این سند مهم را در این کتاب نیاورده‌اند؟ در حالی که اقتضای کتاب خاطرات، آوردن چنین سند قابل توجهی است. آیا عدم درج این مهم، نشانه‌ای از گزینشی عمل کردن این کتاب نیست؟!
    [۲۹]. روزنامه جمهوری اسلامی، ش ۳۱۱، ۹/۴/۱۳۵۹، ص ۴؛ نهضت امام خمینی، ج ۳، ص ۶۰۲.
    [۳۰]. آیت اللّه منتظری در ۲۰/‏۱۰/‏۵۴‬ به ده سال زندان محکوم می‌شود.

    [۳۱]. روزنامه جمهوری اسلامی، ش ۳۱۱، ۹/۴/۱۳۵۹، ص ۴؛ نهضت امام خمینی، ج ۳، ص ۶۰۲.
    [۳۲]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۱، صص ۳۸۸-۳۸۶؛ آیت اللّه طالقانی بعد از تغییر ایدئولوژی سازمان در زندان با صدور فتوایی «نشست و برخاست و حشر و نشر و همکاری با کفار از جمله کمون مارکسیست‌ها و کسانی که از این قماش اند» را حرام اعلام نمود و درباره سازمان مجاهدین خلق نوشت: «مجاهدین نیز اگر از ایدئولوژی سال ۱۳۵۰ استغفار نکنند، زندگی و حشر و نشر با آنان نیز حرام است.» (سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد ساواک، ج ۱۶، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، تهران، ۱۳۹۳، ص ۳۵۲؛ سند شماره ۱۰۶۶۳/۳۸۱ ۲۳/۹/۳۵.)، نیز در این زمینه ر. ک: خاطرات عزت شاهی، صص ۴۰۴-۴۰۰ و صص ۶۱۰-۵۹۷.
    [۳۳]. برگرفته از متن پیاده شده سخنرانی تصویری آیت اللّه منتظری در نوروز ۶۱، موجود درآرشیو بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی قم.
    [۳۴]. صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۳۷، ۱۲/۷/۶۵.

    [۳۵]. سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، ج ۳، ص ۱۵۸.
    [۳۶]. کتاب قتل عام زندانیان سیاسی، ص ۸.
    [۳۷]. همان، صص ۱۸۰- ۲۴ و ۴۰۲.
    [۳۸]. بنگرید به: دایره المعارف شهدای ترور کشور که به طور مستند و شفاف، اسامی و مشخصات بیش از ۱۷ هزار نفر از شهدای ترور را جمع آوری نموده است. نیز ر. ک: «نشست علمی در دانشگاه اصفهان با موضوع تاریخ ترور در ایران»، سایت هابیلیان، http://www.habilian.ir، ۱۷/۳/۹۵٫
    [۳۹]. «هزاران نفر از منافقین تواب سال ۶۷ عفو شدند»، سید مرتضی بختیاری در مصاحبه با تسنیم، https:// www.tasnimnews.com، کد خبری: ۱۴۶۵۱۹۱، ۲/۵/۹۶.

    [۴۰]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۱، ص ۵۲۳.

    [۴۱]. «بسمه تعالی. حضرت آیت اللّه العظمی امام خمینی- دام عزه ‏. اعدام شخص مفسد که در نظر مبارک مورد احتیاط است به نظر آیت اللَّه منتظری جایز است و این مسأله در محاکم قضایی مورد احتیاج است. اگر اجازه می‌فرمایید در مراجع قضایی طبق نظر ایشان [آیت اللّه منتظری] عمل شود. ادام اللَّه عمرکم الشریف. ۹/ ۷/ ۶۶- عبد الکریم موسوی‏.»
    پاسخ امام خمینی  بدین شرح است: «بسمه تعالی. مجازید بر طبق نظر شریف ایشان عمل نمایید. ۹/ ۷/ ۶۶. روح اللَّه الموسوی الخمینی‏» (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۳۹۷).
    نیز ر. ک: خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۲، ص ۴۸۹؛ برای اطلاع از دیدگاه آقای منتظری درمورد «مفسد» ر. ک: رساله استفتائات آیت اللّه منتظری، ج ۲، حسینعلی منتظری، تفکر، تهران، ۱۳۷۱، ص ۵۲۱.
    [۴۲]. ترجمه تحریر الوسیله، ج ۲، روح اللّه خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، تهران، ۸۵، ص ۵۲۳.
    [۴۳]. برای بررسی تفصیلی این موضوع ر. ک: «تعریف محاربه و ترور از دیدگاه حضرت امام خمینی »، سید محمد موسوی بجنوردی، ابوالفضل احمدزاده، پژوهشنامه متین، سال ۱۰، ش ۳۹، تابستان ۸۷، صص ۱۸-۱.
    [۴۴]. ترجمه تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۵۲۴.
    [۴۵]. علامه حلّی در این باره چنین فرموده است: «باغی و اهل بغی، هر کسی است که بر امام و پیشوای عادل خروج کند و مسلحانه بشورد. جهاد این فرقه با دعوت و درخواست آن امام و یا کسی که آن را امام تعیین و منصوب کرده باشد بر مسلمانان واجب است به طور کفایی، مگر آنکه توبه نمایند…اهل بغی دو دسته‌اند: ۱. دستهای که دارای فئه هستند. اینان اسیرانشان اعدام می‌شوند، فراری‌های شان تعقیب می‌گردند و مجروحان شان کشته می‌شوند .۲. آن دسته که دارای فئه نیستند. اینان اُسرا و مجروحان شان اعدام نمی‌شوند و فراری‌های شان مورد تعقیب قرار نمی‌گیرند. باغیان و فرزند و اموالشان به اسارت غنیمت جنگجویان مسلمان در نمی‌آید.» (تبصره المتعلمین فی احکام الدین، حسن بن یوسف (علامه حلی)، تصحیح: میرزا عبدالحسین حائری، دارالایمان، قم، ۶۷، ص ۸۱.)

    [۴۶]. برای مطالعه تفصیلی در زمینه این اصطلاحات و تفاوت آنها ر. ک: «کاوشی در مجازات محارب و مفسد فی الارض»، محمد مؤمن قمی، فقه اهل بیت علیهم السلام، ش ۳۵، پاییز ۸۲، صص ۶۲-۳؛ «آشنایی با مفاهیم حقوق عمومی، بررسی مفهوم بغی»، محمد حسن باقری، دفتر مطالعات نظام سازی اسلامی پژوهشکده شورای نگهبان، تهران، ۹۵.

    [۴۷]. خاطرات آیت اللّه منتظری، ج ۱، ص ۶۲۳.

    [۴۸]. برگرفته از متن پیاده شده سخنرانی تصویری آیت اللّه منتظری در نوروز ۶۱، موجود در آرشیو بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی قم.

    [۴۹]. «یک بام و دو هوا! نقد فقهی اظهارات آیت اللّه منتظری درباره اعدام‌های سال ۶۷»، روزنامه جمهوری اسلامی، ش ۱۰۶۶۴، ۲۴/۵/۹۵، ص ۶.

    [۵۰]. «اعدام تروریست‌های منافق در سال ۶۷ عادلانه و قانونی بود»، حجت الإسلام رازینی در گفتگو با تسنیم، https://www.tasnimnews.com، کد خبری: ۱۴۳۸۶۱۰، ۱۱/۴/۹۶.

    [۵۱]. «واقعیت های اعدام‌های سال ۶۷»، حجت الإسلام نکونام (مشاور دادستان کل کشور) در گفتگوی تفصیلی با میزان، http://www.mizanonline.com، کدخبری: ۲۲۲۹۸۵، ۳/۷/۹۵.

  • مذاکره با شیطان به بهانه گرفتن ماسک و دستکش سم مهلک است

    به گزارش خبرگزاری مهر، محسن رضایی در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: پس از شکست پروژه تحریم‌ها و ناکامی تفکر آمریکایی در اداره ⁧اقتصاد⁩ کشور، سیاست مداران آمریکایی، می‌خواهند جنازه تحریم‌ها را به ما فروشند. مذاکره با شیطان به بهانه گرفتن ماسک و دستکش سم مهلک است. تحریم‌ها باید برداشته شود⁩.
     

  • «جهش تولید» مستلزم ورود دانش بنیان‌هاست/اقتصاد را درون‌زا کنیم

    «جهش تولید» مستلزم ورود دانش بنیان‌هاست/اقتصاد را درون‌زا کنیم

    پرویز سروری، فعال اصولگرا و عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره نامگذاری امسال به «جهش تولید» گفت: رهبری معظم انقلاب منظومه‌ای از موضوعات مؤثر در شکوفایی اقتصاد ایران را در سال‌های مختلف عنوان کردند و آنها را به عنوان مؤلفه‌های رسیدن به یک اقتصاد مستقل، مفید، مؤثر و راهگشا مطرح کرده‌اند.

    وی افزود: ایشان سال گذشته را با عنوان «رونق تولید» نامگذاری کردند و امسال هم «جهش تولید» را شعار سال انتخاب کردند و طبیعتاً اگر قرار باشد جهشی در حوزه تولید اتفاق بیفتد باید اقدامات بسیار جدی صورت بگیرد.

    وی همچنین گفت: با توجه به اینکه ما در شرایطی وارد سال جدید شده‌ایم که اقتصاد کشور صدمات جدی در سال پیش دیده است و همچنین بیماری کرونا به همراه ناکارآمدی‌هایی که دولت در چند سال گذشته از خود نشان داده است مجموعه نامبارکی را به وجود آورده که شرایط کشور را دشوار کرده است.

    سروری با اشاره به اینکه برون رفت از این شرایط کلید اقتصادی می‌خواهد تاکید کرد: تحقق این مهم نیازمند یک اقدام خارج از روال عادی است و باید تمام مجموعه‌ها دست به دست هم بدهند و مجموعه‌ای از مولفه‌هایی که می‌تواند باعث جهش اقتصادی شود به وجود بیاید و طبیعتاً همه دستگاه‌ها در این موضوع نقش دارند.

    وی افزود: قوه قضائیه از این نظر که با عوامل سودجو و ویژه خوار اقتصادی باید برخورد کند در تحقق شعار سال نقش مهمی دارد.

    عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در ادامه تاکید کرد: مجلس نقش بسیار مهمی در تنقیح قوانینی دارد که منجر به جهش اقتصاد و تولید کشور می‌شود و من فکر می‌کنم که حتماً همه دستگاه‌های دولتی و غیر دولتی باید دست به دست هم بدهند تا زمینه‌های شکل گیری جهش در تولید فراهم شود.

    وی همچنین گفت: بالاخره جریانات مختلف از جمله تحریم و همین بیماری کرونا نشان می‌دهد که اگر اقتصاد ما درون ریز نباشد نمی‌تواند زمینه‌های اشتغال را در کشور فراهم کند.

    سروری تصریح کرد: برای اینکه یک اقتصاد درون ریز و خلاق مؤثر و خودکفا شکل بگیرد باید حتماً مؤلفه‌های آن به وجود بیاید.

    وی در پایان گفت: من فکر می‌کنم مجموعه‌های دانش بیان نقش اساسی در جهش اقتصادی خواهند داشت و یکی از مؤلفه‌های اصلی حرکت از اقتصاد سنتی به اقتصاد صنعتی همین تشکل‌های دانش بنیان هستند و بدون آنها رسیدن به جهش اقتصادی تقریباً غیر ممکن است.

  • دولت از هزینه‌های غیرضرور اجتناب کند/ بودجه ۹۹ دوباره بازنگری شود

    دولت از هزینه‌های غیرضرور اجتناب کند/ بودجه ۹۹ دوباره بازنگری شود

    یدالله طاهرنژاد، نایب رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اولویت‌های کشور در سال پیش رو گفت: با توجه به اینکه ویروس کرونا بر اقتصاد تحریم زده کشور فشار مضاعفی وارد کرده است، پیش بینی می‌شود که بسیاری از مشاغل کوچک در سال ۹۹ آسیب ببینند و نرخ بیکاری رشد کند.

    وی افزود: بنابراین دولت و مجلس از همین حالا باید برای مشاغلی که به واسطه این بیماری آسیب دیده اند برنامه ریزی کنند و به افراد کم درآمد سبدهای متعدد معیشتی بدهند تا اینها از بین نروند.

    طاهرنژاد همچنین گفت: قطعاً ایران در سال ۹۹ به دلیل تحریم فروش نفت و همچنین سقوط قیمت آن از لحاظ اقتصادی تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت و با توجه به اینکه کسب و کارها نیز به دلیل شیوع کرونا آسیب دیده اند همه آن منابع درآمدی که به کسب و کار ارتباط پیدا می‌کند اعم از مالیات و فروش اوارق با عدم تحقق مواجه خواهند شد.

    نایب رئیس شورای مرکزی کارگزاران تاکید کرد: لذا دولت باید به فکر خلق منابع جدید باشد تا بتواند آنها را جایگزین کند و در بسیاری موارد باید صرفه جویی جدی کند و از هزینه‌های غیر ضرور اجتناب کند تا بتواند هزینه‌های ضروری را پوشش دهد.

    وی اظهار داشت: در سال جدید همه باید دست به دست هم بدهند و با وحدت و همکاری و به دور از حاشیه سازی و درگیری‌های جناحی به فکر نجات کشور و ملت باشند.

    طاهرنژاد درباره بودجه سال ۹۹ نیز تصریح کرد: متأسفانه بودجه در مجلس مورد بحث قرار نگرفت و کلیات آن هم توسط نمایندگان تصویب نشد و لذا بودجه ۹۹ یک بودجه شبه جنگی است.

    وی افزود: اگر از این شرایط بحران عبور کنیم و مجلس تشکیل شود شاید بد نباشد که بودجه امسال مورد بازنگری قرار بگیرد و توسط کارشناسان بررسی شود و اگر این مجال پیدا نشود با همین بودجه جنگی باید به فکر اداره کشور بود و بعید است که در سال پیش رو بتوان به توسعه کشور فکر کرد.