برچسب: سیاست

سیاست و تحلیل سیاست گذاری های روابط بین المللی

  • لباس نیروی هوایی کفن ما است/انجام صدها پرواز برای حراست ازمرزها

    لباس نیروی هوایی کفن ما است/انجام صدها پرواز برای حراست ازمرزها

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نهاجا، امیر سرتیپ خلبان عزیز نصیرزاده فرمانده نیروی هوایی ارتش در مراسم استقبال از پیکر مطهر شهید امیر سرتیپ دوم خلبان محمد رضا رحمانی در پایگاه شهید لشکری مهرآباد، با اشاره به شهادت این شهید والامقام اظهار کرد: از زمان بر تن کردن لباس نیروی هوایی  واقف هستیم که این لباس کفن ما خواهد بود.

    فرمانده نیروی هوایی ارتش ادامه داد:  وقتی وارد نیروی هوایی می‌شویم  به دید شغل به آن نگاه نمی کنیم، بلکه همه ما به عنوان سربازان ولایت وارد میدان می‌شویم، علاوه براین باید بگویم که نیروی هوایی روزانه صدها سورتی پرواز برای حراست از مرزها به صورت عملیاتی دارد.

    او با بیان این که وظیفه نیروهای هوایی در دنیا حراست از مرزها است، گفت: تمامی خلبان‌های جمهوری اسلامی ایران براساس نوع ماموریت، وظیفه خود را انجام می‌دهند و هر لحظه هم آماده نوشیدن شهد شیرین شهادت هستند.

    امیر نصیرزاده خاطر نشان کرد: ما همکاران بسیاری را در سال‌های گذشته و دفاع مقدس داشتیم که به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و انشالله خداوند توفیق دهد ما هم در این مسیر حرکت کنیم.

    شایان ذکر است، مراسم تشییع پیکر پاک شهید سرتیپ دوم خلبان محمدرضا رحمانی، صبح فردا، یکشنبه هشتم دیماه ساعت ۸ صبح در ستاد نهاجا واقع در خیابان پیروزی تهران برگزار خواهد شد.

  • تجمع معترضان مقابل منزل نخست وزیر لبنان

    تجمع معترضان مقابل منزل نخست وزیر لبنان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، دهها معترض در مقابل منزل حسان دیاب نخست وزیر مأمور تشکیل کابینه لبنان در بیروت تجمع کردند و از وی خواستند که کابینه تشکیل ندهد.

    این معترضان از طرابلس در شمال لبنان به مقابل منزل دیاب آمده و نیروهای امنیتی لبنان تدابیر امنیتی شدیدی را در اطراف منزل نخست وزیر به عمل آورده اند.

    این در حالی است که رسانه‌های لبنانی ساعاتی قبل از ورود معترضان به بانکی در خیابان الحمرا بیروت لبنان در اعتراض به عدم برداشت پول به اندازه کافی خبر دادند.

    بانک‌های لبنانی تدابیر شدیدی به عمل آورده اند و اجازه برداشت پول زیاد از سوی مشتریان را نمی‌دهند.

  • رهبر انقلاب به مسئولان: مردمی بودن به ادعا، نیست

    رهبر انقلاب به مسئولان: مردمی بودن به ادعا، نیست

    به گزارش خبرآنلاین، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن این شرح حدیث را منتشر کرده که در ادامه می خوانید؛

    بسم الله الرّحمن الرّحیم
    الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین

    أَخبَرَنَا ابنُ مَخلَدٍ قَالَ: أَخبَرَنَا الخَلَدِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ القَطَّانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبَّادُ بنُ مُوسَی الخُتَّلِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو إِسمَاعِیلَ إِبرَاهِیمُ بنُ سُلَیمَانَ المُؤَدِّبُ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ مُسلِمٍ عَن سَعِیدِ بنِ جُبَیرٍ عَنِ ابنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَی الأرضِ وَ یَأْکُلُ عَلَی الأرضِ وَ یَعتَقِلُ الشَّاهَ وَ یُجِیبُ دَعوَهَ المَملُوکِ عَلَی خُبزِ الشَّعِیرِ.(۱)
     
    عَن ابن عبّاس قال: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَی الأرض
    [پیامبر] دنبال این نبود که یک فرشی، چیزی داشته باشد؛ در مسجد، در ملاقات با یک نفری که در بین راه با ایشان برخورد میکرد، و میخواست دو کلمه حرف بزند، روی زمین می‌نشست.

    وَ یَأْکُلُ عَلَی الأرض
    گاهی غذایش را هم همین طور که روی زمین نشسته بود، میخورد. سفره‌ای بیندازند و آدابی و تشکیلاتی و حالا یک بشقابی، کاسه‌ای، چیزی مثلاً؛ نه، همین طور روی زمین می‌نشستند و غذای ساده‌ای میل میکردند.

    وَ یَعتَقِلُ الشَّاه
    گوسفندی فرضاً داشتند، ریسمان گوسفند را دستشان میگرفتند. «یَعتَقِل» از «عِقال کردن» است دیگر، یعنی آن را نگه داشتن، گوسفند را نگه میداشتند. خب، این خلاف شأن است دیگر؛ ماها اگر باشیم، حالا یک گوسفندی هم داشته باشیم، دستمان نمیگیریم توی خیابان و کوچه. این بزرگوار میکردند این کار را.

    وَ یُجِیبُ دَعوَهَ المَملُوکِ عَلَی خُبزِ الشَّعِیر
    گاهی یک غلامی مثلاً نشسته بود یک جایی روی زمین و داشت نان جوی میخورد؛ حضرت عبور میکردند، تعارف میکرد، آقا! بفرمایید؛ می‌نشستند حضرت پهلوی او. نمیگفتند شأن ما نیست، نمیشود، مناسب نیست.

    اینکه ما این قدر می گوییم و می شنویم که باید مردمی باشیم، یعنی این. مردمی بودن به ادّعاکردن نیست. با مردم، با زندگیِ مردم کنار بیاییم، مثل مردم زندگی کنیم، با طبقات مختلف مردم انس بگیریم. این، معنای مردمی بودن است.

    بعضی از ماها که حالا معمّم هستیم، اگر مثلاً یک آدم ذی‌شأنی، آدم محترمی باشد، خب، سلام علیک می کنیم، گرم می گیریم، اگر کاری با ما داشته باشد گوش می کنیم، آقا! یک استخاره‌ای بکنید، قرآن را درمی‌آوریم و یک استخاره‌ای برایش [می گیریم]. اگر یک آدم فرودستی باشد، یک آدم مثلاً [سطح] پائینی باشد؛ نه، اعتنا و اهتمامی نمی کنیم! این، خلاف سیره‌ رسول اللّه است.

    سیره‌ پیغمبر این است که با فقرا و با ضعفا و مانند اینها کنار می‌آمد. به شئون ظاهری و آن چیزهایی که به حسب ظاهر موجب جلال و شوکت و این چیزها است، اهمّیّتی نمی داد. وضع زندگی پیغمبر این طور بود؛ این برای ما واقعاً درس است.

    حالا ما البتّه نه توقّع داریم، نه می شود توقّع داشت که مثل آن بزرگوار یا مثل امیرالمؤمنین رفتار کنیم؛ نه، خب، وضع آنها وضع دیگری است، جایگاهشان جایگاه دیگری است امّا آن را بایستی ملاک قرار بدهیم. آن را مثل یک نشانه‌ای [قرار دهیم]؛ شما فرض کنید از یک دامنه‌ کوهی دارید می روید بالا، آن قلّه مورد نظرتان است، به قلّه نمی رسید امّا به طرف قلّه می روید، حرکت به آن سمت میکنید؛ باید اینجوری باشد.

    ۱) امالی طوسی، مجلس چهاردهم، ص ۳۹۳؛ «ابن عبّاس گوید: پیامبر خدا (صلّی اللّه علیه و آله) بر زمین می‌نشست، و بر زمین غذا میخورد، و گوسفند به دستشان میگرفت، و دعوت برده‌ای را به نان جوین میپذیرفت‌.»

    ۲۷۲۷

  • رهبر انقلاب: مردمی بودن به ادعا کردن، نیست

    رهبر انقلاب: مردمی بودن به ادعا کردن، نیست

    به گزارش خبرآنلاین، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن این شرح حدیث را منتشر کرده که در ادامه می خوانید؛

    بسم الله الرّحمن الرّحیم
    الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین

    أَخبَرَنَا ابنُ مَخلَدٍ قَالَ: أَخبَرَنَا الخَلَدِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ القَطَّانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبَّادُ بنُ مُوسَی الخُتَّلِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو إِسمَاعِیلَ إِبرَاهِیمُ بنُ سُلَیمَانَ المُؤَدِّبُ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ مُسلِمٍ عَن سَعِیدِ بنِ جُبَیرٍ عَنِ ابنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَی الأرضِ وَ یَأْکُلُ عَلَی الأرضِ وَ یَعتَقِلُ الشَّاهَ وَ یُجِیبُ دَعوَهَ المَملُوکِ عَلَی خُبزِ الشَّعِیرِ.(۱)
     
    عَن ابن عبّاس قال: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَی الأرض
    [پیامبر] دنبال این نبود که یک فرشی، چیزی داشته باشد؛ در مسجد، در ملاقات با یک نفری که در بین راه با ایشان برخورد میکرد، و میخواست دو کلمه حرف بزند، روی زمین می‌نشست.

    وَ یَأْکُلُ عَلَی الأرض
    گاهی غذایش را هم همین طور که روی زمین نشسته بود، میخورد. سفره‌ای بیندازند و آدابی و تشکیلاتی و حالا یک بشقابی، کاسه‌ای، چیزی مثلاً؛ نه، همین طور روی زمین می‌نشستند و غذای ساده‌ای میل میکردند.

    وَ یَعتَقِلُ الشَّاه
    گوسفندی فرضاً داشتند، ریسمان گوسفند را دستشان میگرفتند. «یَعتَقِل» از «عِقال کردن» است دیگر، یعنی آن را نگه داشتن، گوسفند را نگه میداشتند. خب، این خلاف شأن است دیگر؛ ماها اگر باشیم، حالا یک گوسفندی هم داشته باشیم، دستمان نمیگیریم توی خیابان و کوچه. این بزرگوار میکردند این کار را.

    وَ یُجِیبُ دَعوَهَ المَملُوکِ عَلَی خُبزِ الشَّعِیر
    گاهی یک غلامی مثلاً نشسته بود یک جایی روی زمین و داشت نان جوی میخورد؛ حضرت عبور میکردند، تعارف میکرد، آقا! بفرمایید؛ می‌نشستند حضرت پهلوی او. نمیگفتند شأن ما نیست، نمیشود، مناسب نیست.

    اینکه ما این قدر می گوییم و می شنویم که باید مردمی باشیم، یعنی این. مردمی بودن به ادّعاکردن نیست. با مردم، با زندگیِ مردم کنار بیاییم، مثل مردم زندگی کنیم، با طبقات مختلف مردم انس بگیریم. این، معنای مردمی بودن است.

    بعضی از ماها که حالا معمّم هستیم، اگر مثلاً یک آدم ذی‌شأنی، آدم محترمی باشد، خب، سلام علیک می کنیم، گرم می گیریم، اگر کاری با ما داشته باشد گوش می کنیم، آقا! یک استخاره‌ای بکنید، قرآن را درمی‌آوریم و یک استخاره‌ای برایش [می گیریم]. اگر یک آدم فرودستی باشد، یک آدم مثلاً [سطح] پائینی باشد؛ نه، اعتنا و اهتمامی نمی کنیم! این، خلاف سیره‌ رسول اللّه است.

    سیره‌ پیغمبر این است که با فقرا و با ضعفا و مانند اینها کنار می‌آمد. به شئون ظاهری و آن چیزهایی که به حسب ظاهر موجب جلال و شوکت و این چیزها است، اهمّیّتی نمی داد. وضع زندگی پیغمبر این طور بود؛ این برای ما واقعاً درس است.

    حالا ما البتّه نه توقّع داریم، نه می شود توقّع داشت که مثل آن بزرگوار یا مثل امیرالمؤمنین رفتار کنیم؛ نه، خب، وضع آنها وضع دیگری است، جایگاهشان جایگاه دیگری است امّا آن را بایستی ملاک قرار بدهیم. آن را مثل یک نشانه‌ای [قرار دهیم]؛ شما فرض کنید از یک دامنه‌ کوهی دارید می روید بالا، آن قلّه مورد نظرتان است، به قلّه نمی رسید امّا به طرف قلّه می روید، حرکت به آن سمت میکنید؛ باید اینجوری باشد.

    ۱) امالی طوسی، مجلس چهاردهم، ص ۳۹۳؛ «ابن عبّاس گوید: پیامبر خدا (صلّی اللّه علیه و آله) بر زمین می‌نشست، و بر زمین غذا میخورد، و گوسفند به دستشان میگرفت، و دعوت برده‌ای را به نان جوین میپذیرفت‌.»

    ۲۷۲۷

  • مردمی بودن به ادّعاکردن نیست/ مثل مردم زندگی کنیم

    مردمی بودن به ادّعاکردن نیست/ مثل مردم زندگی کنیم

    به گزارش خبرگزاری مهر، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه روز سه‌شنبه ۱۳۹۸/۱۰/۰۳ ضمن شرح حدیثی درباره سیره‌ی پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم به بیان اهمیت مردمی بودن و انس گرفتن با طبقات مختلف مردم پرداختند.

    متن این شرح حدیث به شرح زیر است:

    بسم الله الرّحمن الرّحیم
    الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین

    أَخبَرَنَا ابنُ مَخلَدٍ قَالَ: أَخبَرَنَا الخَلَدِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ القَطَّانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبَّادُ بنُ مُوسَی الخُتَّلِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو إِسمَاعِیلَ إِبرَاهِیمُ بنُ سُلَیمَانَ المُؤَدِّبُ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ مُسلِمٍ عَن سَعِیدِ بنِ جُبَیرٍ عَنِ ابنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَی الأرضِ وَ یَأْکُلُ عَلَی الأرضِ وَ یَعتَقِلُ الشَّاهَ وَ یُجِیبُ دَعوَهَ المَملُوکِ عَلَی خُبزِ الشَّعِیرِ .(۱)

    عَن ابن عبّاس قال: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَی الأرض
    [پیامبر] دنبال این نبود که یک فرشی، چیزی داشته باشد؛ در مسجد، در ملاقات با یک نفری که در بین راه با ایشان برخورد می‌کرد، و می‌خواست دو کلمه حرف بزند، روی زمین می‌نشست.

    وَ یَأْکُلُ عَلَی الأرض
    گاهی غذایش را هم همین طور که روی زمین نشسته بود، می‌خورد. سفره‌ای بیندازند و آدابی و تشکیلاتی و حالا یک بشقابی، کاسه‌ای، چیزی مثلاً؛ نه، همین طور روی زمین می‌نشستند و غذای ساده‌ای میل می‌کردند.

    وَ یَعتَقِلُ الشَّاه
    گوسفندی فرضاً داشتند، ریسمان گوسفند را دستشان می‌گرفتند. «یَعتَقِل» از «عِقال کردن» است دیگر، یعنی آن را نگه داشتن، گوسفند را نگه می‌داشتند. خب، این خلاف شأن است دیگر؛ ماها اگر باشیم، حالا یک گوسفندی هم داشته باشیم، دستمان نمی‌گیریم توی خیابان و کوچه. این بزرگوار می‌کردند این کار را.

    وَ یُجِیبُ دَعوَهَ المَملُوکِ عَلَی خُبزِ الشَّعِیر
    گاهی یک غلامی مثلاً نشسته بود یک جایی روی زمین و داشت نان جوی می‌خورد؛ حضرت عبور می‌کردند، تعارف می‌کرد، آقا! بفرمائید؛ می‌نشستند حضرت پهلوی او. نمی‌گفتند شأن ما نیست، نمی‌شود، مناسب نیست.

    اینکه ما این قدر میگوییم و می‌شنویم که باید مردمی باشیم، یعنی این. مردمی بودن به ادّعاکردن نیست. با مردم، با زندگیِ مردم کنار بیاییم، مثل مردم زندگی کنیم، با طبقات مختلف مردم انس بگیریم. این، معنای مردمی بودن است. بعضی از ماها که حالا معمّم هستیم، اگر مثلاً یک آدم ذی‌شأنی، آدم محترمی باشد، خب، سلام علیک می‌کنیم، گرم می‌گیریم، اگر کاری با ما داشته باشد گوش می‌کنیم، آقا! یک استخاره‌ای بکنید، قرآن را درمی‌آوریم و یک استخاره‌ای برایش [می‌گیریم]. اگر یک آدم فرودستی باشد، یک آدم مثلاً [سطح] پایینی باشد؛ نه، اعتنا و اهتمامی نمی‌کنیم! این، خلاف سیره‌ی رسول اللّه است. سیره‌ی پیغمبر این است که با فقرا و با ضعفا و مانند اینها کنار می‌آمد. به شئون ظاهری و آن چیزهایی که به حسب ظاهر موجب جلال و شوکت و این چیزها است، اهمّیّتی نمی‌داد. وضع زندگی پیغمبر این طور بود؛ این برای ما واقعاً درس است. حالا ما البتّه نه توقّع داریم، نه می‌شود توقّع داشت که مثل آن بزرگوار یا مثل امیرالمؤمنین رفتار کنیم؛ نه، خب، وضع آنها وضع دیگری است، جایگاهشان جایگاه دیگری است امّا آن را بایستی ملاک قرار بدهیم. آن را مثل یک نشانه‌ای [قرار دهیم]؛ شما فرض کنید از یک دامنه‌ی کوهی دارید میروید بالا، آن قلّه مورد نظرتان است، به قلّه نمی‌رسید امّا به طرف قلّه میروید، حرکت به آن سمت می‌کنید؛ باید اینجوری باشد.

    ۱) امالی طوسی، مجلس چهاردهم، ص ۳۹۳؛ «ابن عبّاس گوید: پیامبر خدا (صلّی اللّه علیه و آله) بر زمین می‌نشست، و بر زمین غذا می‌خورد، و گوسفند به دستشان می‌گرفت، و دعوت برده‌ای را به نان جوین میپذیرفت‌.»

  • موسوی اقدام تروریستی در پایتخت سومالی را محکوم کرد

    موسوی اقدام تروریستی در پایتخت سومالی را محکوم کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر، سید عباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اقدام تروریستی روز شنبه در مگادیشو پایتخت سومالی که به کشته و زخمی شدن دهها نفر منجر شد را شدیدا محکوم و با خانواده های قربانیان این حادثه تلخ ابراز همدردی کرد.

  • پاتک نیروهای وفاق علیه حفتر/هدف قرار گرفتن هواپیمای باری ترکیه

    پاتک نیروهای وفاق علیه حفتر/هدف قرار گرفتن هواپیمای باری ترکیه

    به گزارش خبرگزاری مهر، آناتولی گزارش داد که نیروهای دولت وفاق دست به ضدحمله سنگین علیه نیروهای ارتش ملی لیبی زده است.

    این ضد حمله در محور الرمله واقع در جنوب شهر طرابلس رخ داده است.

    احمد رمضان بن غزی کارشناس امور لیبی درباره اوضاع نبرد به اسپوتنیک گفت: ارتش لیبی وارد طرابلس شده است و بر برخی مناطق آن مسلط شده است و کنترل کامل منطقه صلاح الدین و مقر ریاست ستاد دولت وفاق در جاده فرودگاه طرابلس را در دست گرفته است و مسافت میان نیروهای ارتش ملی و گروههای وابسته به دولت وفاق ۲۰۰ متر بیشتر نیست.

    وی افزود: ارتش لیبی هواپیمای باری ترکیه حامل تجهیزات نظامی را هدف قرار داده است. هواپیماهای ترکیه روزانه به فرودگاه مصراته و معیتیقه می‌آمدند که حریم هوایی به روی آنها بسته شده است. توافق میان لیبی، یونان و مصر برای دفاع از لیبی در برابر دخالت ترکیه وجود دارد. غیرنظامیان در حال فرار به سوی تونس و شرق لیبی هستند.

  • خط و نشان نظامی ایران، روسیه و چین برای آمریکا و اعراب منطقه /ردپای «چشم اژدر» در رزمایش مشترک +عکس

    خط و نشان نظامی ایران، روسیه و چین برای آمریکا و اعراب منطقه /ردپای «چشم اژدر» در رزمایش مشترک +عکس

     از روز گذشته رزمایش مرکب دریایی سه جانبه ایران، روسیه و چین در شمال اقیانوس هند با پهلوگیری شناورهای این دو کشور در بندر شهید بهشتی چابهار(شمال اقیانوس هند و دریای عمان)  آغاز شد.

    نیروی دریایی | نداجا | نیروی دریایی ارتش ,

    این برای اولین بار است که نیروی دریایی ایران اعم از نیروی دریایی ارتش و سپاه رزمایشی را در این سطح و در کنار ۲ کشور قدرتمند در حوزه سیاسی، اقتصادی، دریایی و عضو شورای امنیت‌ سازمان ملل برگزار می‌کند که در گزارش زیر به چند مورد از اهمیت برگزاری این رزمایش پرداخته شده است.

    اولین دلیلی که می توان برای اهمیت برگزاری این رزمایش قائل شد، این است که چند ماه قبل آمریکایی‌ها به اضافه چند کشور غربی ادعا کردند در حال شکل دادن به ائتلافی در خلیج فارس برای حراست از شناورهای خود در این منطقه  هستند، اگرچه درباره اینکه این ائتلاف در عمل به چه میزان عملیاتی شد و موفق بود، جای بحث و گفت‌وگو دارد که در این گزارش مجال بحث درباره آن وجود ندارد، حال در این فضا شاهد یک همکاری مشترک نظامی بین ۳ کشور ایران، روسیه و چین هستیم که از این جهت می‌تواند دارای اهمیت باشد که این تجربه را می‌توان در آینده در موضوعات مختلف گسترش داد، که نمونه این موضوع حضور کشورها در رزمایش بزرگ آیونز در آینده نزدیک است.اواخر سال جاری رزمایشی بین‌المللی و مهم توسط کشورهای عضو آیونز یعنی کشورهای همسایه اقیانوس هند برگزار می‌شود که ریاست این اجلاس در حال حاضر با ایران است که در کنار تجربه امروز یک تجربه بزرگ و موفق و منحصر به‌ فرد برای ایران خواهد بود.

    دومین اهمیتی که می‌توان برای برگزاری رزمایش مرکب بین ایران، روسیه و چین قائل شد این است که وقتی کشورهای قدرتمند در عرصه دریایی ‌می‌پذیرند بایک کشور دیگر مانند ایران رزمایش برگزار کنند، به این معنا است که  ایران  را به عنوان کشوری قدرتمند در عرصه نظامی و دریایی منطقه قبول کرده‌اند و این را پذیرفته‌اند که برای تامین منافع خودشان باید با ایران همکاری کنند.

    سومین درجه اهمیت برگزاری این رزمایش در شمال اقیانوس هند و دریای عمان، برگزاری این رزمایش در حوزه امداد و نجات و برقراری امنیت منطقه‌ای است  که  نام این رزمایش نیز به همین دلیل  “کمربند امنیت دریایی” قرار داده شده است.

    جمهوری اسلامی ایران در سال‌های گذشته همواره اعلام کرده که برای امنیت منطقه شمال اقیانوس هند، دریای عمان، تنگه هرمز و خلیج فارس به عنوان یکی از مهمترین آبراه‌های بین‌المللی اهمیت زیادی قائل است و  رویکرد ایران در سال‌های گذشته در این منطقه نیز این است‌ که کشورهای منطقه باید با همکاری یکدیگر امنیت منطقه را تامین کنند و حضور کشورهایی مانند آمریکا به جای اینکه امنیت‌آور باشد منشا ناامنی منطقه بوده است.

    چهارمین دلیلی که می‌توان برای برگزاری این رزمایش در نظر گرفت این است که ایران، روسیه و چین در حوزه عملیاتی و امنیتی به یک زبان و فهم مشترک رسیده‌اند که برگزاری این رزمایش خود نمونه بارزی از این فهم مشترک است.

    پنجمین دلیل را هم می‌توان اهمیت این رزمایش برای روسیه و چین عنوان کرد که این موضوع را می‌توان از نحوه اعزام تجهیزات و یگان‌ها به این رزمایش دریافت. به طور مثال روسیه برای این رزمایش در کنار یک فروند تانکر سوخت رسان و یک فروند یدک کش، ناوشکنی را اعزام کرده که توانایی‌های مختلفی از جمله مقابله با اهداف زیر سطحی، حمل هلیکوپتر، حمل انواع سامانه‌های موشکی ضد سطحی، سطحی و هوایی دارد.

    نیروی دریایی | نداجا | نیروی دریایی ارتش ,

    از سوی دیگر چین نیز برای حضور در این رزمایش یکی از جدیدترین و پیشرفته ترین ناوشکن‌های خود را به منطقه اعزام کرده‌ است این ناو شکن در سال ۲۰۱۷ به ناوگان دریایی شمال چین ملحق شده  و از انواع سامانه‌های راداری و  سامانه‌های الکترونیکی به مانند رادار “چشم اژدها” برخوردار است در این ناوشکن انواع سامانه‌های موشکی عمود پرتاب، ضد زیر سطحی، سطحی و هوایی فعال است و بالگردی نیز از سوی این ناوشکن حمل می‌شود.

    ششمین دلیل بر اهمیت این رزمایش این است که  آمریکایی‌ها چند ماه قبل از برگزاری این رزمایش تلاش داشتند تا از طریق سیاسی و تهدید مانع حضور نیروی دریایی چین و روسیه در این رزمایش شوند که امروز با برگزاری این رزمایش مشخص شد که این کشورها بدون توجه به این تهدیدها با تجهیزات به روز خود وارد این رزمایش شده‌اند.

    هفتمین دلیل نیز اهمیت برگزاری این رزمایش در بعد بین‌المللی است، رسانه‌های خارجی در چند روز گذشته به صورت کامل این رزمایش را پوشش داده‌اند آن را بی‌سابقه عنوان کرده‌اند و گفته‌اند که این رزمایش می‌تواند یک پیام سیاسی برای آمریکایی‌ها و ائتلاف غربی در خلیج فارس داشته باشد.

    “شان رابرتسون، سخنگوی پنتاگون نیز روز پنجشنبه در واکنش به رزمایش مشترک دریایی ایران، روسیه و چین گفته است که ما از برگزاری رزمایش مشترک میان ایران، روسیه و چین در دریای عرب اطلاع داریم. ما این رزمایش را زیرنظر داریم و با همکاری شرکا و متحدانمان از آزادی کشتیرانی و جریان آزاد تجارت در آب‌راه‌های بین‌المللی اطمینان حاصل می‌کنیم.”

    هشتمین دلیل برای برگزاری این رزمایش مرکب از آن جهت است که ایران  حدود ۱۱ سال است با اعزام ناوگروه به خلیج عدن و تنگه باب المندب با دزدان دریایی که مانع حرکت کشتی‌های ایران و سایر کشورها در این مناطق هستند مقابله کرده و آن کشتی‌های تجاری  را اسکورت کرده است که برگزاری این رزمایش مشترک می‌تواند تجربه جدیدی برای برقرای امنیت در منطقه باشد.البته این نکته نیز قابل ذکر است که اکثر کشورها برخلاف ایران و چین در قالب ائتلاف‌های چندگانه در سال‌های اخیر با دزدان دریایی مقابله کرده‌اند که رزمایش مرکب می‌تواند آغازی برای برگزاری رزمایش‌های بزرگ‌تر با کشورهای منطقه و برای تامین امنیت باشد.

    نیروی دریایی | نداجا | نیروی دریایی ارتش ,

    نهمین درجه اهمیت برگزاری این رزمایش از آن جهت است که ایران نشان داده  آمادگی‌اش به لحاظ توان رزمی و دریایی به حدی است که می توانند با شناورهای بزرگ و پیشرفته کشورهای مانند روسیه و چین هم‌پای آنها وارد فاز عملیاتی شود و برنامه‌های تدوین شده را انجام دهد که نمونه این توان دفاعی حضور ناوشکن سهند در این رزمایش است، این ناوشکن در حالی در کشورمان با توان متخصصان داخلی طراحی و ساخته شده که ایران تحت شدیدترین تحریم‌های ظالمانه آمریکا قرار دارد و برای تامین قطعات با مشکلاتی مواجه است.از سوی دیگر به دلیل همین تحریم‌ها مجبور هستیم خودمان شناورهای موجود  را تعمیر و نگهداری کنیم  که در رزمایش مرکب سه‌جانبه یکی از همین شناورها به نام البرز حضور دارد و  ناو فرماندهی این رزمایش است که  توسط متخصصان داخلی اورهال و به سامانه‌های جدید مجهز شده است.

    دهمین دلیلی که می‌توان درباره اهمیت برگزاری این رزمایش به آن اشاره کرد این است که با برگزاری اینگونه رزمایش‌ها عملاً ۲ پروژه آمریکایی‌ها که در برابر ایران در پیش گرفته‌اند یعنی منزوی کردن و ایجاد ایران هراسی که این دومی بیشتر برای چپاول ثروت کشورهای منطقه با فروش اسلحه است، شکست خورده است.

    ۱۷۲۷۲۷

  • حاج خانم قرار است آقای خامنه‌ای به منزل شما بیایند…/روایت خواندنی از حضور رهبر انقلاب در منزل خانواده شهید آشوری /دو قاب عکس و دیگر هیچ

    حاج خانم قرار است آقای خامنه‌ای به منزل شما بیایند…/روایت خواندنی از حضور رهبر انقلاب در منزل خانواده شهید آشوری /دو قاب عکس و دیگر هیچ

    به گزارش خبرآنلاین در روایت نگاری از دیدار رهبر انقلاب با این خانواده شهید آشوری که در سال ۹۴ انجام شده، آمده است؛

    «حاج خانم! من یه معذرت‌خواهی به شما بدهکارم. کسی که قراره چند دقیقه دیگه تشریف بیارند منزل شما، آقای خامنه‌ای هستند…» جمله تمام نشده که اشک مادر جاری می‌شود. برادرها اما هنوز فرصت می‌خواهند که باور کنند؛ فرصتی در حد چند ثانیه. بغض آلفرد و آلبرت هم با اولین کلماتی که از دهانشان خارج می‌شود، می‌شکند…

    تعجب‌شان تعجبی ندارد؛ تعجب‌شان به اندازه‌ی تعجب خود ماست، وقتی وارد شدیم و دیدیم روی دیوار منزل یک مسیحی، فقط دو قاب عکس هست، یکی قاب عکس شهید روبرت لازار و دیگری قاب عکس امام و رهبری؛ دو قاب عکس رنگ و رو رفته‌ی قدیمی.

    ساعت ۶:۳۰ شب است و فقط مادر و دو برادر شهید در منزل هستند. عروس‌ها و نوه‌ها رفته‌اند به کلیسا برای مراسم شب تولد عیسی مسیح علیه‌السلام. مادر که تا چند دقیقه پیش مدام اصرار می‌کرد ما از میوه و شیرینی و آجیل شب عیدشان بخوریم، حالا اصرارش بیشتر شده. خیالش را با یک جمله راحت می‌کنیم: «شما صبر کنید آقا بیایند و بروند. کل میز را برایتان خالی می‌کنیم.» لبخندی می‌آید روی لب‌هایش و می‌رود می‌نشیند روی مبل، کنار کاج کوچک مصنوعی. خانه خیلی کوچک است و مادر نگران اینکه بالاترین مقام مملکت قرار است وارد چنین منزل کوچکی شود. مسئولان برنامه اما سعی می‌کنند دلداری‌اش دهند که چیز مهمی نیست؛ اجازه گرفته‌اند و دارند مبل‌ها و میز ناهارخوری را جابه‌جا می‌کنند تا چند متر فضا باز شود. برادرهای شهید هم کنار مادر می‌نشینند.

    آلفرد سر صحبت را باز می‌کند: «سال ۷۵ بود. داشتم از کاشان می‌اومدم تهران که تصادف کردم. مدارکم رو بردن قم. رفتم قم، گفتن افسر مربوطه رفته جمکران. ماه رمضان بود. دو راه داشتم. یا ول کنم بیام تهران و چند روز بعد دوباره برگردم یا برم جمکران. با خودم گفتم این همه مدت تو این مسیر رفت‌وآمد کردم، تا حالا جمکران نرفتم. برم اونجا. شب چهارشنبه بود و ماه رمضان. جمکران غلغله بود. گفتم یا صاحب‌الزمان! خبر برادرم رو برام بیار؛ زنده یا شهید. من که صاحب‌الزمان رو نمی‌شناختم. اما دیدم همه‌ی مردم دارند دعا می‌کنند، به دلم افتاد برای برادر مفقودالاثرم دعا کنم. همون موقع بود که یه نفر اومد یه کاسه آش تعارف کرد. یه نفر هم یه تیکه نون بهم داد. خلاصه، کارم با افسر تموم شد و اومدم تهران. چهارشنبه تهران بودم. پنجشنبه بود که از معراج خبر آوردند برادرم برگشته و فردا با ۱۰۰۰ شهید تشییع میشه. فرداش روز قدس بود. مادرم از هیچی خبر نداشت. به دلش الهام شده بود. رفته بود نماز جمعه برای تشییع. غوغایی بود اون روز. هیچ تشییعی این‌جوری نشده بود. کلی از هم‌محلی‌های مسلمون اومده بودن تشییع جنازه‌ی برادرم. تو همین کلیسای مارگیوگیز جمع شده بودند و سینه می‌زدند و می‌گفتند: حضرت عیسی مسیح، صاحب عزاست امروز…»

    یکی از مسئولان جلو می‌آید و می‌گوید: «حاج‌خانم! یادتونه سال ۸۶ گفته بودید می‌خوام رهبر رو ببینم؟ حالا آقا میان منزلتون…» مادر که انگار اصلا حواسش به حرف‌های پسرش نیست، از لقب «حاج خانم» هم که مدام تکرار می‌شود تعجب نمی‌کند. توی حال و هوای خودش است. می‌گوید: «به همه گفتم کاش می‌شد آقا بیان دیدن ما. یا ما بریم دیدن ایشون.» آلفرد می‌رود و یک روزنامه‌ی قدیمی را می‌آورد. «همشهری محله، منطقه‌ی یازده، ۱۲دی۸۶» یک نیم‌صفحه با مادر شهید مصاحبه شده و در یک کادر هم نوشته: «مادر طی دیدارهای مکرری که با مسئولان بنیاد شهید داشته، از آنها خواسته تا امکان ملاقات با رهبر را فراهم کنند، ولی بی‌جواب مانده‌است. دلش می‌خواهد رهبر را ببیند و انتظارش این است که این امر محقق شود.»

    ساعت از ۷ گذشته. مادر رشته‌ی صحبت را دست می‌گیرد: «وقتی راهیان نور رفتم، محل شهادت پسرم نرفتم. خیلی دور بود. چه فرقی داره، همه‌ی شهیدان بچه‌های من هستن. پسرم رو تو آرامستان اقلیت‌های دینی تو جاده‌ی ساوه دفن کردیم. مرتب سر می‌زنم بهش. دو روز پیش هم اونجا بودیم. عید پاک هم می‌ریم. تو دهه‌ی فجر هم یه روز برای غبارروبی می‌ریم…»

    توی همین صحبت‌هاست که رهبر انقلاب می‌رسند. مادر به استقبال می‌رود. پسرها جلو می‌روند و عرض ادب می‌کنند. مادر می‌گوید: «درود بر شما. درود بر همه‌ی ملت ایران.» رهبر می‌گویند: «خدا شما را حفظ کند» و مادر جواب می‌دهد: «در سایه‌ی شما.» و آقا دعا می‌کنند: «خدا فرزندتان را با اولیایش محشور کند.» همه می‌نشینند و مادر می‌گوید: «کلبه‌ی کوچکم پر شد. خیلی خوشحال شدم شما تشریف آوردید…» بغض نمی‌گذارد حرفش را ادامه دهد. لحظه‌ای مکث می‌کند و ادامه می‌دهد: «به همه می‌گفتم. رهبر مال من هم هست. مگه فقط برای مسلمون‌هاست؟ برای همه است.»

    رهبر انقلاب عذرخواهی می‌کنند از اینکه دیر آمده‌اند و ابراز خوشحالی از این که در شب عید آشوری‌ها این دیدار انجام شده. طبق معمول از شهید می‌پرسند. آلفرد جواب می‌دهد: «چند روز مونده بود سربازیش تموم شه. اما قبول نکرده بود برگرده. بعد از قطعنامه شهید شد. اول گفتند اسیر شده. بعدها که رفتیم خونه‌ی هم‌رزمش، می‌گفت تا لحظه‌ی آخر پشت تیربار بود. هرچی گفتم بریم عقب، نیومد. تا این که یه خمپاره خورد به سنگرمون و زخمی شد. اسیرمون کردند. گفتند بقیه کجان، گفتیم کسی نمونده. با قنداق تفنگ زدند توی سرم و بیهوش شدم. در بعقوبه به هوش اومدم. پرسیدم کسی هم با من آوردین، گفتن نه.» و این، قصه‌ی آغاز ۸ سال بی‌خبری مادر از جوان ۲۲ ساله‌اش بود.

    آقا می‌گویند اینها مایه‌ی افتخار است. نه فقط برای خانواده‌ی شهید، بلکه برای کل کشور. اشاره می‌کنند به امنیت کشور که ناشی از همین مجاهدت‌هاست. بعد در حالی که به مادر اشاره می‌کنند می‌گویند: اینها را همه می‌دانند اما نکته‌ی مهم این است که: «پشت این مجاهدت، مجاهدت  این خانم است. این روحیه خیلی باارزش است. یک‌وقت یک‌نفر انقدر بی‌تابی می‌کند که مانع بقیه می‌شود که کار او را دنبال کنند. اما رضایت مادر و پدر و بعد هم صبر او این فضا را ایجاد می‌کند. هرجا می‌روم، غالباً مادرها روحیه‌شان بهتر از پدرهاست. ما مردها نمی‌توانیم احساسات مادران را درک کنیم. مردها هم فرزندشان را دوست دارند اما مادر فرق می‌کند.» آلفرد حرف‌های رهبر را تأیید می‌کند: «من رفتم معراج، جنازه رو که دیدم، شناختم. آخه برادرم خیلی درشت بود. از استخوناش شناختم. اما گفتند باید مادرش بیاد تأیید کنه.» مادر از خاطراتش بیرون می‌آید: «پسرم قهرمان بود.»

    رهبر انقلاب دوباره رشته‌ی سخن را دست می‌گیرند: «اقلیت مسیحی، هم ارامنه و هم آشوری، سربلند بیرون آمد در انقلاب و جنگ. به‌عنوان یک ایرانی وفادار عاقل بصیر شجاع.» مادر که کم‌کم از بهت اول جلسه درآمده می‌گوید: «در کرمانشاه، کنفرانس خبری گذاشتند. گفتم من بلد نیستم خوب فارسی حرف بزنم. گفتند اشکال ندارد. از همه هم بهتر حرف زدم. گفتم مسلمان و مسیحی باید دست در دست هم بدهیم و ایران را بسازیم. گفتم اسلحه بدهید بروم بجنگم.» آقا نگاهی می‌اندازند و می‌گویند: «اگر می‌دادند، می‌رفت‌ ها! روحیه‌شون قوی است…» صدای خنده، یخ جلسه را آب می‌کند. مادر ادامه می‌دهد: «از خدا می‌خواستم روزی ببینم صدام رو…» آنقدر مهربان است که حتی دلش نمی‌آید فعل جمله را بگوید. لحظه‌ای مکث می‌کند و با بغض می‌گوید: «دیدم. راحت شدم.» نمی‌گذارد اشکش بریزد. ادامه می‌دهد: «چون ما اهل جنگ نبودیم که. آمدند این کارها رو کردند…» رهبر حرف‌های مادر را تأیید می‌کنند: «اینهای دیگر هم همین‌جوری می‌شوند. حاضر نیستند استقلال ما را تحمل کنند.»

    مادر به زبان آشوری چیزی به پسر می‌گوید و آلفرد با شک و تردید از رهبر می‌پرسد: «کیک خانگی می‌خورید؟» آقا که موافقت می‌کنند، گل از گل مادر می‌شکفد. معلوم است دستپخت خودش است. با خوشحالی به رهبر می‌گوید: «من می‌گویم یک کار بدهید به من که بروم برای مملکت خدمت کنم.» آقا با روی باز می‌گویند: «همین حرف شما، کار بزرگی است. یکی از کارهای انبیا «تبیین» بود. خیلی از مردم، راه را کج می‌روند، چون نمی‌دانند. اگر بیان وجود داشت، راه روشن می‌شود. همین خصوصیت این خانم و گفتن این حرف‌ها کار بزرگی است. خانم‌ها در جنگ کارهای بزرگی کردند. جبهه رفتند، پرستاری کردند، اما بیان از همه مهم‌تر است. همین حرف زدن شما، چه در کلیسا و چه بیرون، و ابراز این روحیه کار خیلی مهمی است. ان‌شاءالله خدا به شما طول عمر بدهد و همین روحیه را حفظ کنید.»

    رهبر تکه کیکی می‌خورند و به اطرافیان می‌گویند: «خیلی کیک خوشمزه‌ای است، شماها نمی‌خورید؟» مادر و دو فرزند با هم می‌گویند «نوش جان» سینی کیک می‌رود بین همراهان و دیگر برنمی‌گردد. مادر می‌گوید: «میوه هم باید بخورید. آجیل هم باید بخورید.» بعد، خجالت‌زده می‌گوید: «خانه‌ام کوچک است…» آقا نمی‌گذارند شرمندگی‌اش ادامه پیدا کند: «دل باید بزرگ باشد. وقتی انسان هدف داشته باشد، هرجا باشد خوب است. هرکجا تو با منی من خوش‌دلم / ار بود در کنج چاهی منزلم.»

    روزنامه‌ی مصاحبه‌ی مادر را به رهبر می‌دهند. نگاهی می‌اندازند و می‌گویند برای چه تاریخی است؟ سال ۸۶ را که می‌شنوند، با حسرت می‌گویند: «چرا آنقدر قدیمی؟ کاش زودتر می‌آمدیم. شما می‌آمدید یا من می‌آمدم.»

    حرف‌ها می‌رسد به وضعیت مسیحیان ایران. آلفرد می‌گوید از بعد انقلاب، موضوع دین پررنگ شده و حالا حتی اسقف آشوری‌ها ایرانی است در حالی که قبلاً از عراق می‌آمده. اسقف ارمنی‌ها هم که از لبنان می‌آید. رهبر انقلاب به یاد اسقف فقید ارامنه، آراک مانوکیان می‌افتند که از اول انقلاب با امام خمینی رحمه‌الله همراه بود. بعد هم کمی درباره‌ی آشوری‌ها صحبت می‌کنند که به اعتقاد خودشان، قدیمی‌ترین مسیحی‌ها بعد از مسیحیان فلسطین (زادگاه حضرت عیسی علیه‌السلام) هستند. بحث به زبان آشوری و نزدیکی آن به عربی و عبری و حتی فارسی می‌کشد. آلفرد، میوه و آجیل روی میز را کنار می‌زند و پارچه‌ی سوزن‌دوزی روی میز را نشان می‌دهد که به زبان آرامی روی آن نوشته شده: «ایدوخون هو بریخا» و می‌گوید یعنی «عید شما مبارک» آقا هم همین را به‌عنوان نشانه‌ی شباهت زبانی می‌گیرند که «ایدوخون» به کلمه‌ی «عید» نزدیک است و «بریخا» از جنس «برکت» است.

    وقت خداحافظی است و رهبر انقلاب هدیه‌ای به مادر شهید می‌دهند و می‌گویند: «ان‌شاءالله عیدتان مبارک باشد. شب خوبی بود.» مادر و فرزندان با هم می‌گویند: «برای ما که خیلی به‌یاد ماندنی بود.» آقا می‌گویند: «ما به مسلمان‌ها قرآن هدیه می‌دهیم. اگر می‌توانستم یک انجیل خوب پیدا کنم، می‌آوردم. این انجیل‌های الان، عموماً روایت هستند نه کلام وحی. البته یوحنا، لوقا، پتروس و… بزرگان مسیحیت هستند که بعضاً هم شهید شدند. اینها مسیحیت را به ایران و روم و… بردند. وگرنه مسیحیت برای شرق است. توی آنها پیغمبر و نایب پیغمبر هم بوده. حواریون جزء بزرگان دین هستند. در اسلام هرکس عصمت حضرت مسیح و حضرت مریم را منکر شود، از اسلام خارج است. احترام ما به مسیحیت این‌گونه است. انجیل هم مثل قرآن و تورات از آسمان آمده. اما انجیل‌های فعلی، اینهایی که من خواندم، روایت است نه آن چیزی که از آسمان نازل شده. اگر آن را گیر می‌آوردیم، روی چشم‌مان می‌گذاشتیم.»

    آلبرت که تقریباً در تمام جلسه ساکت و سربه‌زیر بوده، حالا که می‌بیند رهبر انقلاب در حال خداحافظی هستند، می‌گوید: «دکتر احمدی‌نژاد آمده بود منزل ما. گفت چه چیزی لازم دارید؟ گفتم فقط سلامتی رهبر. همین که شما آمدید اینجا، برای ما یک دنیا ارزش دارد.» رهبر انقلاب جواب می‌دهند: «این روحیه‌های وفاداری خیلی ارزش دارد. بعضی‌ها فقط نگاه مادی دارند و فقط پول را می‌شناسند. اما اینها معنویات است.»

    آقا طبق معمول اجازه‌ی مرخصی می‌گیرند. می‌ایستند و قبل از رفتن، به پسرها و نوه‌ها هم هدایایی می‌دهند که پدرها برسانند. یکی از همراهان آرام می‌گوید: «خواهر شهید هم ارومیه است.» رهبر هدیه‌ای هم به مادر می‌دهند تا به دست دخترش برساند. بعد هم خداحافظی می‌کنند و می‌روند برای دیدار با خانواده‌ی شهید مسیحی بعدی.

    داریم وسایل را جمع می‌کنیم که مادر انگار یاد قول اول ما می‌افتد. میوه‌ها و آجیل‌ها را به‌زور بین همراهان پخش می‌کند. هرچه می‌گوییم الان نوه‌ها از کلیسا می‌آیند و شما بدون وسیله می‌مانید، قبول نمی‌کند. می‌گوید: «اگر به من گفته بودند آقا می‌آیند، حتما گوسفند می‌گرفتم که جلوی پایشان قربانی کنم. اینها چه ارزشی دارد…»

    ۲۷۲۷