خبرگزاری مهر، گروه سیاست، امیر ابراهیم رسولی: با نزدیک شدن به آغاز فعالیت مجلس یازدهم، به نظر میرسد اولین اقدام در روز افتتاحیه، انتخابات هیئت رئیسه است. این مسئله در کارآمدی مجلس آتی موثر و اهمیت فراوان دارد. با روشن شدن فضای اقبال اکثریت به رئیس تلاشها برای ترکیب هیئت رئیسه روز به روز افزون مییابد.
گرچه بسیاری واژه مهندسی را درحوزه سیاسی منفی تلقی میکنند اما معتقدم اگر در ترکیب هیئت رئیسه مجلس مهندسی منطقی و کاربردی صورت نگیرد عواقب ناگواری مجلس دهم تکرارخواهد شد، لذا اهمیت ترکیبی قوی و کاربلد میتواند موجبات تحول را رقم زند.
این مهندسی جز با بصیرت و بینش عمیق تک تک نمایندگان میسر نخواهدشد. توجه به برخی نکات در این اقدام میتواند موجبات پدیدآمدن مدیریتی قوی در مجلس یازدهم را فراهم کند.
۱) هماهنگی حداکثری
جمع ۱۲ نفری اعضای هیئت رئیسه باید در مدیریت مجلس با یکدیگر هماهنگ بوده و ساز ناکوک نزند. این بدین معنی نیست که همگی باید صاحب یک فکر و ایده باشند، بلکه میتواند ترکیبی از نظرات مختلف اما باتفاهم دراصول و مشی مدیریتی نسبت به رویکرد اداره مجلس عمل کنند. نگاه های خاص و شخص محور آفت؛ و خرد جمعی کلید این هماهنگی خواهد بود.
۲)تجربه وتخصص؛ نه جوانگرایی
شاید به مزاق برخی خوش نیاید اما به عنوان جوانی که با مقوله پارلمان آشنایی کامل دارم معتقدم هیئت رئیسه مجلس زمین اجرای شعار جوانگرایی نیست. گرچه حضور یک جوان میتواند مفید و امتیازاتی در پی داشته باشد، اما اینکه هیئت رئیسه جولانگاه جوانان تازه مجلس راه یافته شود امری خطاست.
تجربه نمایندگی و قانونگذاری و درعین حال سوابق اجرایی عامل مهم افراد حاضر در هیئت رئیسه به خصوص کارپردازان؛ منشیها و نواب است. جدا از شخص رئیس که شخصیتی کاریزما و مدیریتیست بقیه باید کارفنی هیئت رئیسه را بدانند تا امور صحن علنی به خوبی جلو رود. لذا مهندسی ترکیب باید برمبنای تجربه گرایی و تخصص انجام شود؛ اینگونهست که نتایج آن در تحول مجلس و کارآمدی نمایان خواهدشد.
۳) عدم تعارض با شخص رئیس
رئیس مجلس هرکه باشد مسئولیت مدیریت مجلس با اوست و باید پاسخگوی نمای کلی و جزئی بوده و سهمش در قضاوتهای پایان دوره بیش از دیگر افراد است. افرادی که به هر دلیل با رئیس درتعارض نظری و عملی هستند مخل اداره درست و عملکرد مطلوب هیئت رئیسه خواهند شد. این نکتهی ظریف به معنی عدم ارائه نظر مخالف رئیس در هیئت رئیسه نیست بلکه اتفاقا افرادی با نظرات مختلف مفید هستند، اما تعارضات سیاسیست که کار را از مسیر درست مدیریتی به حاشیه پردازی خواهد برد و نزاع و تعارض دودش به چشم همه نمایندگان وکلیت مجلس خواهد رفت.
۴) جامعیت ترکیب
ترکیب هیئت رئیسه باید چنان جامعیتی داشته باشد تا همه نمایندگان خود را درمدیریت مجلس سهیم بدانند. به صورت صریح باید ترکیب شامل یک استان خاص، یا یک بینش خاص نباشد. وجود افراد از استانهای مختلف باتخصصهای متنوع و یا اقشار متفاوت میتواند حس همگرایی نمایندگان را با مدیریت مجلس افزون کند و هیئت رئیسه را از خود بدانند. چنین رویکرد جامع محوری ست که نگاه بالا به پایین را میزداید و صمیمیت و وفاق را میان هیئت رئیسه و نمایندگان به اوج خواهد رساند. درچنین فضایی کارایی عملکرد افزون میشود.
مهندسی هیئت رئیسه مجلس یازدهم میتواند برمبنای عوامل فوق و یا نکاتی دیگر ازین دست موجبات کارآمدی و تحول را فراهم آورد. قوم گرایی؛ ترجیح منافع شخصی؛ رفیق بازی و قدرت طلبی آفت ترکیب هیئت رئیسه خواهد بود.
و در نهایت وظیفه راهبردی هیئت رئیسه در قبال تحول و کارآمدی آنهم در تعامل با دولت و پاسخگویی در مقابل جامعه ایجاب میکند، در مهندسی ترکیب، جدی گرفته شود.
خبرگزاری مهر _گروه سیاست: چند صباحی است که بحث از تدوین مانیفست جدید اصلاح طلبی در این جریان داغ شده و جدال بر سر ساز و کار تشکیلاتی اصلاح طلبان مجدداً بر سر زبانها افتاده است. ۳۰ فروردین ۹۹، محسن رهامی عضو حقیقی شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان در یک گفتگو تصریح کرد که اصلاح طلبان «باید سازماندهی تشکیلاتی کارآمد و مطابق با شرایط و اوضاع و احوال جدید و خصوصاً اصلاح رابطه اصلاحطلبان با مردم و نزدیکتر شدن به بدنه جامعه و اصلاح و بازنگری اهداف و آرمانهای اصلاحات، همچنین طراحی جدیدی برای مانیفست اصلاحات پیریزی کنند.»
روز بعد، یکی از چهرههای شاخص شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان ضمن تأیید اظهارات رهامی به خبرنگار مهر گفت که «بحثهای جدی در رابطه با تجدید نظر در راهبردهای سیاسی و اتخاذ رویکردهای تازه در محافل خصوصی و غیررسمی اصلاحطلبان در حال پیگیری است.» این موضوع به زودی در قالب انتقاد به مهمترین تشکیلات ۶ سال اخیر اصلاح طلبان ظهور کرد و مدافعان و مخالفان این شورا را به موضع گیری علیه یکدیگر وادار کرد. با این حال انتقاد نسبت به شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان سابقهای طولانیتر از این دارد و مسئله تازه ای نیست، اگر چه به نظر میرسد دوره اخیر، راند آخر جدال بر سر تشکیلات اصلی اصلاح طلبان در دهه ۹۰ خواهد بود.
دولت، فراکسیون امید و آتش اختلاف بر خرمن اصلاحات
پس از حوادث دی ماه ۹۶ بود که انتقادات نسبت به عملکرد دولت روحانی افزایش یافت و ابراز پشیمانی نسبت به حمایت از روحانی در میان اصلاح طلبان آغاز شد. در ادامه با افزایش افسار گسیخته نرخ ارز و انفعال فراکسیون امید در مجلس دهم بر حجم و شدت این انتقادات به شکل محسوسی افزوده شد و حتی کار به جایی رسید که رئیس دولت اصلاحات، به عنوان مهمترین حامی و عامل موفقیت اصلاح طلبان و اعتدال گرایان در سه انتخابات ۹۲، ۹۴ و ۹۶ و مبدع راهبرد «تًکرار» هم سکوت را جایز ندانست و در چند محفل خصوصی نارضایتی خود را صراحتاً ابراز کرد.
اردوگاههای جدید در اصلاحات/شورای عالی اصلاح طلبان چندشقه میشود؟
با افزایش ناکارآمدی دولت و مجلس اصلاح طلب که با حمایت صد در صد پدرخواندههای این جریان سر کار آمدند، عیار اصلاحات برای مردم معلوم شد و به زودی سرخوردگی و ناکارآمدی بر طیفی از این جریان حاکم شد، به طوری که یک سال مانده به انتخابات مجلس یازدهم، محمد خاتمی اعلام کرد که دیگر «تکرار» هم نمیتواند مردم را برای حمایت از اصلاحات پای صندوقهای رأی بیاورد.
چند ماه مانده به انتخابات ۲ اسفند، اختلاف بر سر مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات بالا گرفت و طیفی از اصلاح طلبان رادیکال به رهبری سعید حجاریان و مصطفی تاج زاده موضوع «مشارکت مشروط» را مطرح کردند. این طیف از اصلاح طلبان که به دنبال بهانهای برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی دولت و مجلس مورد حمایت خود بودند، مطابق روال دو دهه اخیر بار دیگر نظارت استصوابی را دستمایه فرافکنی و مسئولیت ناپذیری خود قرار دادند تا با استفاده از آن شکاف میان خود و پایگاه رایشان را توجیه کرده و پیشاپیش شکست خود را بر گُرده حاکمیت نهند.
این گروه از اصلاح طلبان میدانستند که در انتخابات پیش رو مورد اقبال عمومی قرار نخواهند گرفت، بنابراین باید مفرّی برای حذف زودهنگام اصلاحات از عرصه سیاسی پیدا میکردند. در مقابل کسانی مانند بهزاد نبوی راهبرد مشارکت مشروط را باطل دانسته و به صراحت اعلام کردند که اصلاح طلبان باید با تمام قوا پای کار بیایند تا از صحنه قدرت حذف نشوند، موضوعی که مورد استقبال طیف راست اصلاحات به رهبری کارگزاران قرار گرفت و بدین ترتیب بار دیگر اختلاف قدیمی درون جریان اصلاحات کلید خورد.
آتش این اختلافات با سرعت به درون شورای عالی سیاست گذاری به عنوان مهمترین مجموعه جبههای اصلاح طلبان سرایت کرد و شعلههای آن در روزهای منتهی به انتخابات دوم اسفند زبانه کشید. پس از عدم احراز صلاحیت چهرههای رادیکال اصلاح طلبان مثل علی شکوری راد و آذر منصوری دبیر کل و قائم مقام حزب اتحاد ملت توسط وزارت کشور دولت روحانی، شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان که تحت نفوذ رادیکالها بود تصمیم گرفت که انتخابات را تحریم کند، اما این تصمیم مورد انتقاد شدید احزاب دیگر قرار گرفت. در واقع احزاب و چهرههایی که طی چند ماه قبل از انتخابات منتقد ریاست محمد خاتمی و مدیریت عارف در شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بودند، این بار به صورت علنی علیه این ساز و کار شوریدند.
غلامحسین کرباسچی، دبیرکل کارگزاران در نشست خبری ۲۸ بهمن ۹۸ با انتقاد از شورای عالی سیاست گذاری و با کنایه به احزاب اصلاح طلبی که به نوعی به بهانه رد صلاحیتها انتخابات را تحریم کردند گفت: «ما به هیچ وجه نباید نهاد انتخابات که ناموس دموکراسی است را نادیده بگیریم و باید با تمام توان و با کمک احزاب اصلاحطلب و به کمک کاندیداهای اصلاح طلبی که در این عرصه حضور دارند، بتوانیم شرایط کنونی را با پیاده سازی سرفصلهای اعلام شده بهبود ببخشیم.»
کرباسچی پیش از این نیز از عملکرد محمد خاتمی در مواجهه با شورای عالی سیاست گذاری انتقاد کرده و او را نه رهبر اصلاحات بلکه یک فرد مورد احترام در جریان اصلاح طلبی خوانده بود. موضوعی که ظاهراً موافقان دیگری هم دارد و در نهانخانه اصلاح طلبان، کم نیستند کسانی که دل خوشی از رئیس دولت اصلاحات ندارند و همه این اختلافات را از چشم او میبینند. مهدی آیتی، عضو سابق حزب اعتماد ملی معتقد است که «اختلافاتی که اکنون [در میان اصلاح طلبان] به وجود آمده مقصر اصلی آن خاتمی رئیس دولت اصلاحات است.» وی در گفت و گویی تاکید کرده است که «پس از دستور رئیس دولت اصلاحات عارف به همراه ۵ مشاورش وارد شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان شدند و عبدالواحد موسویلاری نیز به عنوان نماینده تامالاختیار خاتمی انتخاب شد، اما این شورا به جز دو دستگی محصول دیگری نداشته است.»
به هر حال افزایش اختلافات درونی و شورش برخی احزاب علیه «تحریم انتخابات»، شورای عالی سیاست گذاری را مجاب کرد که از تصمیم خود کوتاه بیاید و اجازه دهد که احزاب حداقل به صورت مجزا از کاندیداهای خود حمایت کنند، اما با این قید که «اصلاح طلبان در تهران لیست انتخاباتی نخواهند داشت و با هیچ جریان سیاسی دیگری هم ائتلاف نخواهند کرد.»
با این حال یک هفته مانده به انتخابات دست کم سه لیست از سوی احزاب اصلاح طلب ارائه شد که عمده آنها از منتقدان جدی شورای عالی سیاست گذاری و مدیریت شخص عارف در آن بودند.
لیست «یاران هاشمی» به رهبری کارگزاران، لیست «ائتلاف برای ایران» به رهبری مردم سالاری و لیست ۲۰ نفره «یاران اصلاحات» با مدیریت احزاب کوچکتر اصلاح طلب و بعضاً مغضوبان دو لیست اول از جمله فهرستهای انتخاباتی این جریان بود که در آن برهه مطرح شد. بنابراین میتوان انتخابات دوم اسفند را اوج اختلافات در درون جریان اصلاحات در نظر گرفت که منجر به تشکیل اردوگاههای جدید در درون این جریان شد. موضوعی که عبدالله ناصری مشاور رئیس دولت اصلاحات نیز بر آن صحه گذاشته و تصریح میکند که «در انتخابات اخیر عملاً شورای سیاست گذاری به دو دسته کاملاً مغایر هم در تصمیم گیری کلان تقسیم شد.»
پس از شکست اصلاح طلبان در رقابت پارلمانی ۲ اسفند و در حالی که انتظار میرفت پس از یک واگرایی طولانی در جریان چپ ماجرا به یک همدلی و همگرایی ختم شود، نه تنها اختلافات فروکش نکرد بلکه دور تازه ای از کشمکشها آغاز شد.
۱۳ اسفند ۹۸، روزنامه سازندگی ارگان رسمی حزب کارگزاران محمد رضا عارف را روی جلد برد و «ضرورت بازسازی اصلاحات» را مطرح کرد. این روزنامه با انتقاد از عملکرد شورای عالی سیاست گذاری بار دیگر تیر خود را به سمت ریاست این مجموعه نشانه رفت و مدعی شد که شورای عالی سیاست گذاری که قرار بود ستاد سیاسی اصلاح طلبان باشد بعد از مدتی «کارکرد اصلی خود را فراموش کرد و تبدیل به پایگاه سیاسی و حزب آقای عارف شد».
سازندگی همچنین در شماره ۲۸ فروردین طی یادداشتی به قلم محمد قوچانی عارف را «تندیس سکوت» خواند. در واقع کارگزاران بر خلاف برخی چهرههای حقیقی اصلاح طلب به دنبال انحلال شورای عالی سیاست گذاری نیست بلکه مسئله او بیش از هر چیز رئیس این مجموعه و گمارنده او یعنی محمد خاتمی است. چنان که یدالله طاهرنژاد نایب رئیس شورای مرکزی کارگزاران در تأیید کلیت و ماهیت شورای عالی سیاست گذاری به این نکته اذعان کرده و تاکید میکند که بحث انحلال مطرح نیست.
چند صدایی در اردوگاه اصلاح طلبان
پس از آنکه خبر «مانیفست جدید اصلاحات» منتشر شد (اینجا بخوانید) و خبر عضو شاخص شورای عالی سیاست گذاری مبنی بر فعل و انفعالات در درون این شورا، عبدالله ناصری، عضو سابق شورای عالی اصلاح طلبان در گفتگو با مهر تصریح کرد که «چه با کرونا و چه بی کرونا بعد از انتخابات دوم اسفند و حتی قبل از این انتخابات-چنانکه قبلاً هم اعلام کردم-عمر شورای سیاست گذاری با این ساختار و ماهیت و مدیریت تمام شد؛ تاکید میکنم هم در شکل و هم در محتوا کار این شورا تمام است.»
این فعال اصلاح طلب تاکید کرد که «اگر شکل این مجموعه هم عوض شود، مدیریت و فرم آن هم تغییر کند، شورایی که یک سر آن صادق نوروزی و شکوری راد باشد و سر دیگر آن کواکبیان و حسین کمالی اساساً این ساختار نمیتواند هیچ کاری را پیش ببرد.» این اظهارات ناصری بازتاب گستردهای در میان اصلاح طلبان و رسانههای آنها داشت و موج تازه ای از موضع گیری ها و گمانه زنیها را به راه انداخت.
اما از سوی دیگر سید محمود میرلوحی عضو شاخص حزب اتحاد ملت و شورای عالی اصلاح طلبان در گفتگو با مهر نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد و بحث انحلال این شورا را منتفی دانست و تاکید کرد که «طی سالهای اخیر بسیاری تلاش کردند جریانهای تازه ای را در کنار شورای عالی سیاست گذاری راه اندازی کنند اما جریان سازی کاری نیست که به راحتی قابل تحقق باشد و این شورا تا وقتی که یک بدیل مناسبتر و مؤثرتری در جریان اصلاح طلبی پیدا نشود با همین شکل و محتوا به کار خود ادامه خواهد داد.»
میرلوحی همچنین در رابطه با منتقدین شورای عالی اذعان داشت که «اگر آقای کرباسچی و کواکبیان خیال کنند که با انتقاد از شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان میتوانند در کنار هم یک جریان سومی تشکیل دهند اشتباه میکنند.» با این حال میرلوحی در گفت و گوی دیگری درباره استمرار ریاست عارف بر این شورا گفت که «مگر ما قسم خوردهایم آقای عارف همیشه باشد؟
یکی به دو کردنهای اصلاح طلبان به اینجا ختم نشد و این بار عضو دیگر شورای عالی اصلاح طلبان در گفتگو با مهر پنبه این شورا را زد. رسول منتجب نیا که پس از کش و قوسهای فراوان بر سر قائم مقامی حزب اعتماد ملی به همراه جمعی دیگر انشعاب کرده و به تازگی حزب «جمهوریت» را تأسیس کرده است، در گفتگو با خبرنگار مهر تاکید کرد که «یکی از کارهایی که در جریان اصلاحات انجام نشده و باید برای آن اقدام شود تهیه یک مرامنامه و مانیفست و ارائه یک تعریف کامل و جامع از اصلاحات است.» او ضمن غیرقانونی خواندن شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان تصریح کرد که این شورا «باید کنار برود و بارها را به روی دوش احزاب و تشکلهای قانونی و شناسنامه دار بگذارد.»
بعد از این نوبت داریوش قنبری، عضو شورای مرکزی حزب مردم سالاری بود که در موافقت با شورای عالی سیاست اصلاح طلبان صحبت کند. او در گفتگو با مهر تاکید کرد که «این مجموعه در جریان اصلاحات بی بدیل است و جایگزینی برای آن وجود ندارد و شورای عالی سیاست گذاری تصمیم گیر انتخابات ۱۴۰۰ در جریان اصلاح طلبی خواهد بود.
احمد شریف، دبیر کل حزب هدا نیز دیگر چهره اصلاح طلبی است که در کشمکش میان موافقان و مخالفان شورای عالی اصلاح طلبان، جانب موافقان را گرفت و در یک گفت و گو اذعان داشت که «شورای عالی سیاستگذاری جبهه اصلاحطلبان در واقع بالاترین مرجع تصمیمگیری سیاسی این جریان است و دبیران کل و شخصیتهای سیاسی در آن حضور دارند. تا زمانی که نهادسازی دیگری صورت نگرفته است، همه باید از تصمیمهای این نهاد فعلی تبعیت کنند.»
شورای عالی اصلاح طلبان در میانه بقا و زوال
مشاجرات اصلاح طلبان بر سر بقا و زوال شورای عالی سیاست گذاری و ضرورت یا عدم ضرورت تدوین مانیفست جدید اصلاح طلبی در جریان بود که خبر رسید عبدالواحد موسوی لاری، نایب رئیس شورای عالی سیاست گذاری از سمت خود استعفا کرد. این اقدام تیر خلاصی بر پیکر شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بود که تا امروز روز تلاش کرد که خود را در برابر همه انتقادات بی تفاوت نشان دهد.
موسوی لاری در متن استعفای خود خطاب به عارف خواسته یا ناخواسته پرده از اوضاع نابسامان اصلاح طلبان و اختلافات جدی آنها برداشت. موسوی لاری در این نامه تاکید کرد که «نباید از بازنگری در ساختار و سازوکار نهادهای اجماعی اصلاحطلبان در عرصههای گوناگون غفلت کرد.» او همچنین ابراز امیدواری کرده است که استعفای او «آغازی بر تغییر ساختار و سازوکارهای نهادهای اجماعی و پررنگ شدن نقش احزاب و تشکلها باشد.» در واقع این اظهارات وزیر کشور دولت اصلاحات بر ادعای منتقدان این شورا مبنی بر ضرورت بازسازی و اصلاح اصلاحات به خصوص در قالب شورای عالی سیاست گذاری صحه گذاشت.
استعفای نایب رئیس مهمترین تشکیلات اصلاح طلبان با واکنشهای متعددی همراه شد و بسیاری از مدافعان شورای عالی اصلاح طلبان را که تا امروز در برابر انتقادات سکوت کرده بودند به موضع گیری واداشت. شهیندخت مولاوردی عضو و یکی از دبیران شورای عالی اصلاح طلبان درباره استعفای موسوی لاری گفت: «با توجه به شرایط موجود شورا هنوز در این زمینه جلسهای برگزار نکرده و تا برگزار شدن چنین جلسهای نمیتوان اظهارنظری کرد.»
آذر منصوری دیگر دبیر این شورا نیز با انتشار یک توئیت تاکید کرد که «فعالیت شورای عالی در سه انتخابات گذشته کاملاً اقتضائی، موسمی و انتخاباتی بود.» وی در ادامه نوشت: «برای اظهار نظر در مورد راهبرد اصلاحطلبان در انتخابات ۱۴۰۰ و نوع سیاست ورزی اصلاح طلبانه در آینده، باید دید تحولات داخلی و خارجی کشور در دوران کرونا و پساکرونا به چه سمت و سویی میرود.»
منصوری البته در یک گفت و گوی کوتاه تلاش کرد ابعاد این استعفا را بشکافد، اما با اظهاراتی سربسته و مبهم بار دیگر جلسات شورای عالی سیاست گذاری را به «پساکرونا» حواله کرد.
از سوی دیگر نیز روزنامه اصلاح طلب اعتماد از برگزاری جلسات جداگانه موسوی لاری با برخی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان خبر داد و نوشت: برخی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری اصلاحات در حال تدارک جلساتی با حضور موسوی لاری و دیگر بزرگان اصلاحات برای یافتن راهکاری برای اصلاحِ اصلاحاتند.
با این حال در واقع امروز باید اصلاح طلبان را بزرگترین «منتظران پساکرونا» خواند. حوالهای که هیچ تاریخ و امضایی ندارد و دستاویز خوبی برای شورای عالی سیاست گذاری ای است که نفسهایش به شماره افتاده تا به این ترتیب چند صباحی بیشتر بر عمر خود بیفزاید.
مجموعه این فعل و انفعالات حکایت از آن دارد که دیر یا زود تغییرات گستردهای پیش روی جریان اصلاحات است اما با وجود اختلافات جدی و شکاف عمیقی که طی سالهای اخیر میان طیفهای مختلف این جریان شکل گرفته بعید است که این تغییرات منجر به ظهور یک تشکیلات واحد و مورد وفاق همه طیفها شود و انتظار این است که در آیندهای نزدیک شاهد اردوگاههای جدیدی در جبهه اصلاح طلبان کشور باشیم.
چنان که عبدالله ناصری نیز پیش از این گفته است که «مواضع احزابی مثل اتحاد ملت، توسعه ملی و انجمن اسلامی جامعه پزشکی خیلی با مواضع کارگزاران و مردمسالاری متفاوت شده است و ما منطقاً و عملاً نمیتوانیم شورایی را شکل دهیم که هم احزاب اتحاد ملت و توسعه ملی در آن باشند و هم حزب اسلامی کار و مردمسالاری… [بنابراین] انشعاب در جبهه اصلاحات اجتنابناپذیر است.»
در نامه علی مطهری خطاب به آیت آلله صادق لاریجانی آمده است:
«جناب آقای صادق لاریجانی دامت برکاته
رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام
با اهداء سلام، شاید مستحضر باشید که پس از رد صلاحیت منتخب مردم اصفهان در انتخابات مجلس دهم، در اوایل این مجلس استفساریهای درباره تبصره ۴ ماده ۵۲ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی به تصویب مجلس رسید مبنی بر این که پس از تأیید صلاحیت اولیه و رأی مردم، شورای نگهبان نمیتواند منتخب مردم را رد صلاحیت کند بلکه طبق ماده ۳۰ قانون آییننامه داخلی مجلس باید اسناد و مدارک جدید به مجلس ارسال شود تا در بررسی اعتبارنامهها مورد رسیدگی قرار گیرد و اگر بناست آن فرد حذف شود، به احترام رأی مردم این کار توسط مجلس که نماینده مردم است انجام شود نه اینکه شورای نگهبان پس از رأی مردم رأساً اقدام به حذف او نماید.
نامه علی مطهری به آملی لاریجانی درباره یک اقدام شورای نگهبان و دبیرخانه مجمع تشخیص
شورای نگهبان با این مصوبه مجلس مخالفت کرد و مجلس بر نظر خود اصرار ورزید، لذا این مصوبه در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شد. عجیب است که تا امروز هنوز رسیدگی به این مصوبه در دستور کار مجمع قرار نگرفته است. اینجانب از طریق دبیرخانه مجمع موضوع را پیگیری کردم، در پاسخ گفتند چون تا یک سال پس از وصول، در دستور کار مجمع قرار نگرفته است طبق آییننامه مجمع نظر شورای نگهبان حاکم است.
البته سابقه این موضوع به قبل از ریاست جنابعالی برمیگردد ولی این سؤال برای بنده و سایر نمایندگان مجلس و مردم مطرح است که اولاً چرا تا یک سال این مصوبه در دستورکار مجمع قرار نگرفته است. اگر در دستور قرار گرفته بود و تکلیف آن روشن شده بود، امروز ابهام و بحث و جدل در موضوع مدرک تحصیلی منتخب مجلس یازدهم از حوزه تفرش وجود نداشت که آیا باید در بررسی اعتبارنامهها در مجلس یازدهم تعیین تکلیف شود یا شورای نگهبان میتواند رأساً انتخابات آن حوزه را باطل کند.
ثانیاً اساساً آیا این ماده آییننامه مجمع، عادلانه و حکیمانه است که اگر موضوع مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان تا یک سال در دستور کار مجمع قرار نگرفت، نظر شورای نگهبان حاکم است؟ آیا این احتمال وجود ندارد که دبیرخانه مجمع زمانی که با مصوبهای از مجلس مخالف است، آن را تا یک سال در دستور کار قرار ندهد تا نظر شورای نگهبان حاکم شود؟
این نامه را از آن جهت سرگشاده نوشتم که مردم ما بدانند که اگر گاهی گفته میشود مجلس ناکارآمد است، برخی از عوامل ناکارآمدی به خارج از مجلس مربوط است.
به هرحال تقاضا دارم دستور فرمایید این موضوع در دستور کار مجمع قرار گیرد و چنانچه نیاز به اصلاح آییننامه است اقدام مقتضی انجام شود. قبلاً از حسن توجه جنابعالی سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
نماینده حوزه انتخابیه قم در توئیتی گفت:ایجاد تحول و کارآمدسازی مجلس به نفع مردم، اهداف مهمی است که لزوما با ریاست مجلس به دست نمی آید.
وی افزود: ضمن احترام به دعوت برخی همکاران، برای حفظ وحدت و انسجام نیروهای انقلاب در مجلس یازدهم، اجرای برنامه تحول را ان شاء الله در همکاری و هماهنگی با فرد فرد نمایندگان دنبال خواهم کرد.
سید نظام موسوی نماینده مردم تهران در مجلس یازدهم در واکنش به این اظهار نظر نوشت: صریح و شفاف می گویم با توجه به شناخت نزدیک و دیرینه ام از توانمندی های فکری و اجرایی و سلامت اعتقادی و مالی زاکانی، انتخاب بنده برای ریاست مجلس بود.
وی افزود: حالا هم که به رغم شایستگی بخاطر حفظ وحدت جریان انقلاب از این عرصه کنار رفت؛ مطمئنم جزو ارکان موثر تحول در مجلس آینده خواهد بود.
محمد باقر قالیباف نیز به این توئیت واکنش نشان داد و گفت: به لطف خدا این مجلس، مجلس کار، همکاری و برادری در حل مسائل مردم خواهد بود.
سید احسان خاندوزی دیگر راه یافته به مجلس یازدهم نیز گفته است که مجلس قوی بلکه ایران قوی، امروز بیش از گذشته، محتاج است به این طرزفکر و این تراز اخلاق.
وی در صفحه شخصی خود افزوده است: بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.
یکصد و پنجاه سال پیش بیماری وبا، در ایران همهگیر و با قحطی توأمان شد. سنگ روی سنگ بند نبود. به گواه اسناد تاریخی، روزانه صد تا صدوپنجاه تن میمردند. آن زمان نیز مثل امروز، تأثیرات وبا، به زندگی بهداشتی – درمانی مردم محدود نشد بلکه در همه چیز مناقشه ایجاد کرد، مخصوصا دنیای سیاست.
جامعه ایران در آن زمان سرشار از مناقشه و مطالبه از حکومت شده بود مثلا چند سال بعد از بیماری، حاج محمدحسن اصفهانی معروف به کمپانی و ملقب به امین دارالضرب، مینویسد: «اگر دولت فکری به حال مردم نکند اکثری از رعایای ایران و ارامنهی سلماس و ارومیه کوچ میکنند و این خسارت بزرگی است به ایران.»
بسیاری از تاریخدانان و متفکران، وبا و قحطی را دو میانجیِ اصلیِ گذار به مشروطه میدانند. آنها همهگیری وبا را طلیعه ضرورت بازسازی دولت در ایران – که بعدها به انقلاب مشروطه منجر شد – میانگارند. گویی وبا، چشم و گوش لایههایی از جامعه را به این امر گشود که در ایران، دولت به معنای نهادی که امور را رتق و فتق کند، وجود ندارد.
ویروس کرونا اما در زمانهای اتفاق افتاده است که تقریبا همه کشورها، از دولت مرکزی، وزارتخانههای عریض و طویل و حتی ستادهای مدیریت بحران برخوردار هستند. با این حال، عالمگیری(پاندمی) بیماری کوید-۱۹ انتقادات زیادی را به نحوه مدیریت دولتها در سطح جهانی وارد کرد. این انتقادات به نحوه مدیریت بحران محدود نمیشود بلکه همه چیز را در برگرفته. از نحوه سیاستگذاری اقتصادی در داخل کشورها تا روابط سیاست خارجی و مدیریت محیط زیستی. به عبارت دیگر، کرونا در کنار همه رنجها و مشقتهایش، درسهایی عبرتآموز خصوصا برای سیاستمداران به همراه آورده است.
نمایندگان دوره دهم مجلس شورای اسلامی که آخرین روزهای خود را در خانه ملت سپری میکنند، از کسانی بودند که در این مدت از درسهای عبرتآموز کرونا برای مسئولان و مدیران ایرانی سخن گفتند. بیشتر این نمایندگان، کرونا را حاوی ظرفیتهایی دانستند که امکان ایجاد تغییرات اساسی و عمیقی را دارا است. این درسها را میتوان در پنج مورد خلاصه کرد:
درس اول: همسرنوشتی
کرونا، ویروس عادل و دموکراتی است که همه را تهدید میکند از دولتمردان و مردم گرفته تا اغنیا و فرودستان. هر چند که نحوه مبارزه فردی با ویروس متفاوت است. کرونا به سیاستگذاران آموخت که فراهم کردن حداقل رفاه برای اقشار ضعیف و حاشیهنشینها لازم و ضروری است چرا که همه ما، همسرنوشت هستیم. بهداشت ضعیف مناطق حاشیهای میتواند همه نقاط را فرابگیرد.
سلمان خدادادی رئیس سابق کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: «ما در مدیریت بیماری کرونا، همه اقشار را در نظر نگرفتیم. فرض کنید اعلام کنیم که همه باید در مترو ماسک بزنند. آیا امکان خرید ماسک برای هر شهروند وجود دارد؟ ما در کشور خود اقشاری را داریم که اگر یک روز کار نکنند به نان شب محتاج میمانند. در مدیریت کرونا، کاری برای این اقشار نکردیم.»
درس دوم: اصلاح شیوه مدیریت بحران؛ پیشگیری مهمتر از درمان
کرونا به کشورها آموخت که باید تمهیداتی بیندیشند که در مواجهه با یک بحران، غافلگیر نشوند. کرونا ویروس به سیاستمداران آموخت که زین پس خود را برای روزهای مبادا آماده کنند. این روز مبادا، یک روز سیل و زلزله است و روز دیگر بیماریِ همهگیر.
یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در گفتوگو با ایسنا با اشاره به مسئله فوق گفت: « وقتی کرونا به کشور ما آمد، متوجه شدیم که دستور العمل از پیش تعیین شده و خاصی برای مبارزه با یک بیماری خطرناک وجود ندارد. این فقدان، باعث عدم مدیریت بحران به شکل صحیح و تصمیمات بعضا متضاد شد. انتظار این بود که دستورالعمل مبارزه با چنین بحرانی از پیش مشخص باشد. مجموعهای که تحت عنوان مدیریت بحران یا ستاد مبارزه با کرونا فعالیت میکردند، باید در بعضی موارد گوی سبقت را گرفته و پیشگیری را تسریع کنند»
درس سوم: کنار گذاشتن «اختلاف نظرهای بیمورد و «گروکشی سیاسی» در هنگام مبارزه با بحران
انتقاد به دولتهای مستقر از یک طرف راهگشا و از طرف دیگر میتواند فضا برای کسانی مهیا کند که میخواهند از آب گلآلود ماهی بگیرند. کرونا به مدیران همه دولتها، فهماند که در مبارزه با یک بیماری خطرناک باید متحد باشیم. چه بسا، گروههایی که از انتقادات سوء استفاده میکنند، «جایی در میان مردم نداشته باشند.»
یک عضو کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس نیز در این مورد گفت: من فکر میکنم که بیماری کرونا، سیاستگذاری احزاب و جریانها را تغییر داده است. شعار بیشتر جریانهای سیاسی به سمت رفع مشکلات اقتصادی و تقویت زیرساختهای بهداشتی و درمانی رفته است. کرونا، نشان داد که جریانهای سیاسی که در این شرایط گروکشی میکنند یا برنامهای ندارند، نمیتوانند در میان مردم جایی داشته باشند.
رئیس جمهور کشورمان در دهم فروردین نیز در نشست ستاد مبارزه با کرونا اظهار کرد: من از همه کسانی که فعلا در صحنه تصمیمگیری نیستند و ممکن است مقامی هم داشته باشند یا چند ماه دیگر یک صندلی را در اختیار بگیرند خواهش میکنم کمک کنند. شرایط فعلی، شرایط مرید جمع کردن و شرایطی نیست که بخواهیم جنگ سیاسی بکنیم. بحث الآن نه جنگ سیاسی، نه جنگ قومیتی و نه ملیتی است. یک مسئله عمومی جهانی است و میخواهیم از این مسئله به خوبی عبور کنیم.
درس چهارم: زندگی با طبیعت نه علیه آن
بحران محیط زیستی سالهاست به بحرانی جهانی تبدیل شده است. فعالان محیط زیست حال زمین را خراب و سال ۲۰۱۸ را یکی از پرحادثهترین سالها برای محیط زیست میدانند. از طوفانهای سهمگین و قطع درختان گرفته تا سیل و آتشسوزیهای بیسابقه. بعد از شیوع کرونا و با خلوت شدن زمین، آمارهایی از بهبود کیفیت هوا و محیط زیست کلانشهرها به گوش رسید که منتقدان را بر آن داشت تا بار دیگر مدیریت محیطی زیستی دولت را نقد و از آرمانهای محیطزیستی دفاع کنند. فعالان و کارشناسان محیط زیست کرونا را فرصتی میدانستند تا زندگی بهتر با طبیعت(و نه علیه آن) را نوید دهند.
یک عضو کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست نیز در این مورد اظهار کرد: «دانشمندان کرونا را فرصتی برای تنفس زمین در نظر گرفتند. مردم ما هم به پروتکلهای بهداشتی عمل کردند و به نوعی طبیعت را پاکسازی کردند. ضرورت کاهش گازهای گلخانهای در کشور ما در حد کاغذ و حرف بود، اما با تعطیلی کارخانهها، به نوعی این مهم ممکن شد. در واقع کرونا، به ما فهماند که باید بیش از پیش به محیط زیست اهمیت بدهیم.»
درس پنجم: همسرنوشتی جهانی و ضرورت همکاری بینالمللی
کرونا، برای کشورهایی مثل ایران که تحت فشار تحریمهای ظالمانه بودند، تجربهای خاص بود. در این شرایط زمزمه تعلیق تحریمها از سوی بیشتر کشورهای اروپایی شنیده شد. کرونا ویروس، به آمریکا فهماند همه انسانهای جهان به هم وابسته و با یکدیگر همسرنوشت هستند. در چنین شرایطی، نمیتوانیم خوی جنگوجویی بگیریم. این درسی بود که هنوز که هنوز است آمریکا و کشورهای استعمارگر در برابر فهمش مقاومت به خرج میدهند.
نماینده مردم تهران در مجلس نیز در این مورد به ایسنا گفت: کرونا به ما آموخت ما نه تنها در داخل کشور بلکه نیازمند همکاری و همیاری در سطح برونمرزی هستیم. همه کشورها نیازمند ارتباط و مراوده بیشتری با یکدیکر هستند.
بیشک درسهایی که کرونا به سیاستمداران آموخته است، بیش از موارد فوق است. پنج درس فوق تنها بخشی از آنهاست. کرونا ویروس، علیرغم همه بدیهایش، آموزنده خوبی بود. آموزندهای که توان ایجاد تغییر اساسی سیاستها و سیاستگذاران را داراست. به این معنا، کرونا بیش از آنکه یک بیماری باشد، یک شوک اجتماعی – سیاسی بود. شوکی که به گواه تاریخ تغییراتی همچون وقوع انقلاب مشروطه را ممکن کرده است. پس میتوان به فراگیری درسهای کرونا و بهتر شدن شرایط اجتماعی – سیاسی در دنیا امید بست.
آخرین آمارهای وزارت بهداشت و درمان از روند نزولی بیماری کرونا در کشور حکایت دارد. بر اساس این آمار تاکنون ۹۶ هزار و ۴۴۸ نفر در کشور به طور قطعی به ویروس کرونا مبتلا شده و تعداد جان باختگان کرونا در کشور به ۶۱۵۶ نفر رسیده است. با وجود این اما مسئولان دولتی به هیچ عنوان آن را به معنای عادیسازی شرایط نمیدانند و همچنان بر تداوم رعایت فاصله گذاری اجتماعی و پرهیز از اجتماعات غیرضروری تاکید دارند. بخشی از دغدغههای دولت به ویژه دستگاه دیپلماسی متوجه خنثیسازی نقشههای ناتمام آمریکا علیه مردم ایران است و بخش دیگر هم معطوف به غرولندهای سیاسی منتقدان داخلی درباره توافق برجام و رابطه با غرب.
تهدیدات خارجی، تفسیرهای داخلی
وزارت خارجه آمریکا طی دو هفته گذشته تلاش کرده است تا با توسل به انواع حیلهها و ترفندها، یکی از حقوق ملت ایران را که در پاییز سال جاری به آنها بازخواهد گشت، دوباره با تحریمهای تازه مواجه کند. اکتبر سال ۲۰۲۰، برابر با مهرسال ۱۳۹۹ محدودیتهای تسلیحاتی اشاره شده در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل به پایان میرسد. این برای گردانندگان کارزار فشار حداکثری علیه ایران خبر جالبی نیست و به منظور تمدید این تحریمها به هر قطعنامه و تبصرهای چنگ میزنند و حتی با وجود نقض عهد خود در برجام در پی بازگشت به آن و بهرهگیری از بندهای آن هستند.
آمریکا پیشنویس قطعنامه جدید برای تمدید بیپایان تحریم تسلیحاتی ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه داده و در تلاش است تا به گفته نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران از وتوی آن جلوگیری کند. «برایان هوک» در این زمینه گفته است: «گام بعدی این است که از وتوی این پیشنویش از سوی اعضای شورای امنیت جلوگیری کنیم و بعد هم آراء لازم برای تائید را بگیرد. فعلاً برای بررسی تمدید این تحریم تسلیحاتی در حال رایزنیهای دیپلماتیک با چهار عضو دیگر شورای امنیت سازمان ملل هستیم.»
ماجراجویی جدید آمریکا علیه ایران /سرزنش غیرمنصفانه دولت بخاطر بسته بودن اماکن مذهبی/تبعات تنهایی دولت در مواجهه با چالشهای داخلی و خارجی
«علی ربیعی» سخنگوی دولت در واکنش به این اقدامات کاخ سفید به صراحت اعلام کرده است: «اعضای شورای امنیت و برجام بهخوبی میدانند که این اتفاق (تمدید تحریمهای تسلیحاتی ایران) پیامدهای وخیمی نهتنها برای برجام بلکه فراتر از آن، برای امنیت و ثبات منطقه خواهد داشت. تمدید تسلیحاتی ایران مغایر با توافقهای قبلی است و واکنش سخت جمهوری اسلامی ایران را بهدنبال خواهد داشت.»
پیش از این هم «محمدجواد ظریف» وزیر امورخارجه کشورمان درباره ماجراجوییهای تازه آمریکا به صدور سلاح از سوی این کشور اشاره کرده و در توییتر نوشت: «آمریکا مدتهاست که در صدر کشورهای هزینه کننده نظامی، فروشندگان تسلیحات، آغازگران و تحریک کنندگان جنگ و سود برنده از مناقشات نظامی در جهان قرار دارد. اما مایک پمپئو (وزیر خارجه آمریکا) که خود در حال سرازیر کردن سلاح به دنیاست، ظاهرا به شدت نگران ایران است که تا سال ۱۹۷۹ مشتری بزرگ تسلیحات آمریکا بود.»
همانگونه که از اظهارنظرهای مردان کابینه مشخص است، تهدیدهای تحریمی آمریکا یا تحریمهای بالقوه این کشور بخش بزرگی از دغدغههای دولت را تشکیل میدهد اما این تمام چالش دولت نیست و همزمان در تدبیر مقابله با زیاده خواهیهای آمریکا باید طعنههای توییتری و کنایههای حقیقی و مجازی را پاسخ دهد. رقبای انتخاباتی رییس جمهوری پس از کرونا و معیشت این بار برجام را برای انتقاد انتخاب کردند.
انتقاداتی که با پاسخ صریح «محمود واعظی» رییس دفتر رییس جمهوری مواجه شد. واعظی با تاکید بر اینکه برجام مانع بزرگی در برابر ایران ستیزان بوده است؛ در توییتر نوشت: «دولت ایالات متحده حتی با کارزار فشار حداکثریاش، در برابر استحکام درونی برجام ناکام مانده و حالا که در آستانه یکی از دستاوردهای بزرگ برجام در عرصه نظامی، نشانههای عصبیت و آشفتگی در دستگاه دیپلماسی واشنگتن مشهود است، برجامستیزان وطنی نیز به تکاپو افتادهاند.»
منتقدان در حالی دولت را مقصر تام و تمام تقصیرات اقتصادی و معیشتی مردم جلوه میدهند که ناقض اصلی برجام، آغازگر و تشدیدکننده تحریمهای فلج کننده علیه جمهوری اسلامی «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکاست و این گزاره هربار باید تکرار شود تا برای این گروه یادآوری از آنچه بر اقتصاد رفت؛ باشد. تنها ماندن دولت در این عرصه و چندصدایی موجود هوک و پمپئو را در مسیر اجرای تحریمها راسختر میکند چون آن را راهی برای ایجاد اختلاف و انزوای دولت مییابند.
اقدامات تازه دولت و بایدهای نهادهای دیگر
پرداخت بهنگام حقوق و مستمری کارکنان و بازنشستگان، صرفهجویی در هزینههای بودجه، تداوم تخصیص منابع برای پرداخت هزینههای حقوق و یارانههای حمایتی، واگذاری سهام دولت در پالایشگاههای اصفهان، تهران، تبریز، تدوین دستورالعملهای بهداشتی آغاز فعالیت مشاغل و مراکز پرتجمع و پررفت و آمد، خودکفایی در گندم برای پنجمین سال در کشور، نمونههایی از تصمیمات و اقدامات دولت در یک هفته گذشته به منظور ایجاد بهبود نسبی در معیشت مردم است اما در این حوزه هم دولت منتقدانی دارد. یکی از مهمترین موضوعاتی که تحت الشعاع تصمیمات کرونایی دولت قرار گرفت و اکنون نیز اظهارنظرهایی به دنبال داشته است موضوع بازگشایی اماکن مذهبی و زیارتی در کشور است. اماکنی که برای پیشگیری از تجمعات و انتقال کرونا از فروردین ماه سال جاری به صورت رسمی تعطیل شد اما این روزها برخی از شخصیتها و نهادها برای بازگشایی آن اصرار عجیبی دارند. دولت این موضوع را منوط به تصمیم ستاد مقابله با کرونا و در راس آن وزارت بهداشت کرده است.
چهارشنبه دهم اردیبهشت و همزمان با افزایش اصرارها بر دولت به منظور بازگشایی اماکن مذهبی محمود واعظی از سفید بودن شرایط ۱۲۷ شهر کشور برای انجام مراسم مذهبی با رعایت پروتکلهای بهداشتی گفته بود: «در تلاش هستیم بررسی مجدد کنیم که چگونه میتوان برای شبهای احیا، شهرهای زرد را به سفید تبدیل کرد. نظر قطعی وزارت بهداشت این است که تا زمانی که شهرهای قرمز وجود دارند، قطعا نباید این کار انجام شود.»
«سعید نمکی وزیر بهداشت هم با اشاره به این واقعیت که افرادی حاضر در نماز جمعه و جماعت اکثرا بیشتر از ۶۰ سال داشته و که در سن ریسک قرار دارند، تصریح کرده بود: «تا زمانی که اطمینان و ایمان کامل پیدا نکنیم که یک زائر این اماکن دچار مشکل نمیشود به خودمان اجازه نمیدهیم که درِ آنها را به روی مردم بگشاییم».
موضع علی ربیعی هم به نوعی پاسخ به برخی موضع گیری هایی است که تنها یک طیف را دلتنگ اماکن مقدس نشان می دهند و دولت را نسبت به این موضوع بی تفاوت نشان می دهند. ربیعی گفته است: «هیچ کس نمیتواند ادعا کند که در پابوسی حضرت امام رضا (ع) مشتاقتر از دیگری است؛ قطعا اعضای دولت، اعضای ستاد ملی، اعضای کارگروهها، کادر وزارت بهداشت و درمان که در این زمینه مشورت میدهند در برخی مواقع بیشتر از مدعیان اشتیاقشان برای زیارت بیشتر است. خود دولت و رئیس جمهور در این زمینه حساسیت دارند.»
دولت در صف نخست مبارزه با بحرانی است که بسیاری از قدرت های جهان را به زانو درآورده است. در این مسیر قوا و نهادها، شخصیت ها و مسئولان برای همراهی نیازمند بایدها و نبایدهای تازه ای هستند. برای مثال مجلس منتخب که تا یک ماه دیگر کار خود را آغاز می کند باید بتواند دولت را نه از دریچه سیاسی و رقابت های مختص آن بلکه از منظر قوه مجریه جمهوری اسلامی دیده و یاری کند.
مسئولان اماکن مذهبی، صاحبان تریبون ها و تیترها هم باید به تصمیمات اجماعی نظام درباره موضوعاتی مانند برجام احترام گذاشته و دست از سرزنش غیرمنصفانه دولت بردارند. جامعه هم به عنوان مهم ترین پشتوانه دولت که سه سال پیش با رایی ۲۴ میلیونی حجت الاسلام حسن روحانی را راهی پاستور کردند باید در همراهی با دولتش حداکثر همکاری به ویژه در دوران کرونا داشته باشند. این بایدها در حالی که سکان کشتی در تلاطم کرونا-تحریم در دستان دولت است الزامی است که نادیده گرفتن آن به مثابه چکش به دست گرفتن و شکستن بخشی از این کشتی است.
مرجان احمدی: چند روز پیش بود که غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی اظهاراتی جنجالی و بی پرده علیه جریان اصلاحات و برخی چهرهها همچون سیدمحمد خاتمی و محمدرضا عارف مطرح کرد. هرچند این دست سخنان انتقادی علیه جریان اصلاحات و لزوم بازسازی جبهه اصلاحات مدت هاست توسط حزب کارگزاران و دبیر کل آن مطرح می شود اما بسیاری از چهرههای اصلاحطلب معتقدند اظهارات غلامسحین کرباسچی اینبار رئیس دولت اصلاحات را نشانه رفته بود.
حالا اما سیدحسین مرعشی از جایگاه سخنگوی حزب کارگزاران که سابقه عضویت در شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، را هم دارد، هم حزبی خود و سایر چهرههای اصلاحطلب را به آرامش، همفکری و همراهی دعوت می کند. او ضمن عذرخواهی از همه اصلاحطلبان، سیاسیون و مردم، می گوید: «هر نوع تخطئه و تخریب در هر سطح، آب ریختن بر کوره مشکلات ملی است.»
مرعشی در عین حال سیدمحمد خاتمی را هماهنگکننده عالی و رهبری جامع اصلاحات مینامد و از همکاری حزب کارگزاران سازندگی با رئیس دولت اصلاحات برای برنامهریزی پیرامون فعالیت برای انتخابات ۱۴۰۰ خبر میدهد.
شرایط کشور، همکاری و همفکری همه نیروهای حامی نظام و انقلاب ار می طلبد
سیدحسین مرعشی در گفتگو با خبرآنلاین با اشاره به شرایط حساس کشور، گفت: شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به گونهای است که ضرورت همکاری، وحدت، همفکری و کار مشترک همه نیروهای حامی انقلاب، نظام و مردم را ایجاب می کند.
عذرخواهی مرعشی از اصلاحطلبان/خاتمی رهبری جامع اصلاحات است
وی ادامه داد: امروز کسی نمی تواند در عرصه سیاسی ایران قدمی برای حل معضلی از معضلات پیچیده ایران بردارد بدون اینکه به همکاریهای گسترده بین احزاب و شخصیت ها در درون جبهه اصلاحات و درون جبهه اصولگرایی و حتی فراتر از نیروهای سیاسی کشور توجهی داشته باشد.
بیسابقهترین و شدیدترین تحریم ها علیه ایران وضع شده است
این فعال سیاسی اصلاحطلب خاطر نشان کرد: ما باید متوجه باشیم که در بیسابقهترین و شدیدترین تحریمهایی قرار داریم که تاکنون علیه کشور و ملتی اعمال شده است. امروز اقتصاد کشور تحت تاثیر تحریم های ظالمانه آمریکا در شرایط سختی قرار دارد؛ دولت برای تامین بودجه و منابع ارزی برای نیازهای کشور در فشار است. علاوه بر این مشکلات، مسئله شیوع کرونا نیز حادث شده و همه شاخص های کشور را تحت تاثیر قرار داده است که هزینه های دولت و خانوارها افزایش یافته و درآمدها را کاهش داده است.
مرعشی تصریح کرد: شیوع ویروس کرونا هم اقتصاد کشور را گرفتار کرده و هم با توجه به رشد منفی اقتصاد جهانی، بازارهای بین المللی را هم تحت تاثیر قرار داده است که افت شاخص قیمت نفت شاخص بسیار خوبی است که می توان فهمید در چه شرایطی قرار داریم.
هر نوع تخطئه و تخریب در هر سطحی، آب ریختن بر کوره مشکلات ملی است
سخنگوی حزب کارگزاران خاطر نشان کرد: من و همفکرانم در حزب کارگزاران سازندگی ایران، فکر می کنیم که تنها راه عبور از چنین شرایط سختی همکاری و همفکری است. ما امروز با احترام، تایید و حمایت یکدیگر باید سعی کنیم که به مردم، کشور و نظام جمهوری اسلامی کمک کنیم.
وی افزود: کشور امروز نیاز به شخصیتها و احزاب معتبری دارد که به دولت و مردمشان کمک کنند. هر نوع تخطئه و تخریب در هر سطح، چه شروع کننده آن و چه پاسخ دهندگان به اظهارات، آب ریختن بر کوره مشکلات ملی است.
فریاد کشیدن در رسانهها و زیر سوال بردن شخصیتها، پسندیده نیست
مرعشی با اشاره به حواشی به وجود آمده پیرامون اظهارات غلامحسین کرباسچی و واکنش سایر چهرهها و احزاب اصلاحطلب به اظهارات او، گفت: من به عنوان سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی هم از همکاران حزبی خودم و هم از سایر متحدانمان در جبهه اصلاحات تقاضا می کنم که توجه جدی به شرایط پیچیده امروز کشور داشته باشند؛ روز، روزِ همکاری است هرچند انتقادات همیشه در درون احزاب و درون تشکیلات های جبهه ای قابل طرح است و انتقادات حتما در فضای غیرعلنی، درون جبهه ای و درون حزبی می تواند مفید باشد.
به عنوان عضو حزب کارگزاران از همه اصلاح طلبان و مردم عذرخواهی می کنم
وی تاکید کرد: فریاد کشیدن در رسانهها، یکدیگر را به انواع و اقسام مطالب متهم کردن و زیر سوال بردن و تضعیف شخصیتهایی که در این شرایط می توانند پشتوانه و نقطه امیدی برای مردم باشند در هیچ سطحی پسندیده نیست.
مرعشی در ادامه گفت: من به عنوان برادر کوچکی در حزب کارگزاران سازندگی ایران از بابت همه مطالبی که به وجود آمده از پیشگاه همه سیاسیون، اصلاحطلبان و مردم ایران عذرخواهی می کنم و امیدوارم بتوانیم در جهت همکاریهای سازنده و مفید و افزایش اعتبار شخصیتهای طراز اولی که باید در خدمت مردم و نظام باشند، بتوانیم کارهای کشور را جلو ببریم.
حزب کارگزاران آماده بازسازی جبهه اصلاحات است
سخنگوی حزب کارگزاران با تاکید بر لزوم بازسازی جریان اصلاحات، اظهار کرد: انتقادات باید محیط ها و نهادهای هماهنگ کننده را در مسیر بهتری قرار دهد و حزب کارگزاران هم برای بازسازی جبهه اصلاحات آماده است تا نظارت خود را تدوین و به سایر احزاب اصلاحات تقدیم کند.
خاتمی رهبری جامع اصلاحات است و آماده همکاری با او هستیم
وی گفت: در عین حال آمادگی داریم مشورت های لازم را خدمت آقای خاتمی به عنوان هماهنگکننده عالی و رهبری جامع اصلاحات ارائه کنیم تا انشاالله این برنامه ها بتواند در دوره جدید همکاری هایی که قرار است برای انتخابات ۱۴۰۰ پایه ریزی شود، با درسی از گذشته و بررسی تجربه ها، نهادی فراگیرتر، جامع تر و موثرتر را مستقر کند.
استعفای موسویلاری تشکیل یک دوره جدیدی از همکاری را تسریع کرد
وی همچنین با اشاره به استعفای موسوی لاری از شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، گفت: شورای عالی در هر دوره از فعالیت خود به عنوان یک ائتلاف برای یک انتخابات مستقر می شده و بعد از انتخابات هم رایزنی ها مجددا برای دوره بعدی شروع می شد. استعفای آقای موسوی لاری از این جهت خوب بود که بحثهای مربوط به تشکیل یک دوره جدیدی از همکاری را تسریع کرد. احزاب هم باید مجدا رایزنیها و مشورتهای لازم را با آقای خاتمی داشته باشند تا دوره جدیدی از همکاریها برای انتخابات ۱۴۰۰ پیگیری شود.
مرعشی در پایان خبر تشکیل هرگونه تشکیلات و ائتلاف جدید توسط حجتالاسلام موسوی لاری را رد کرد.
مجید انصاری، عضو هیاتعالی مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: هنوز جلسات صحن اصلی مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل نشده و جلسه مجازیاش نیز برگزار نشده است؛ اما در هفته گذشته جلسه هیاتعالی نظارت بر مجمع و جلسات برخی کمیسیونهای تخصصی به صورت حضوری برگزار شده و در این هفته نیز برگزار خواهد شد.
صادق زیباکلام، تحلیلگر و فعال سیاسی اصلاح طلب در بخشی از گفتگوی لایو اینستاگرامی با خبرگزاری خبرآنلاین به سوالاتی درباره سیاستمدار مستقل و رفاقت با اصولگرایان پاسخ داد. او معتقد است علی مطهری و کرباسچی مصداق نمایندگان مستقل هستند. او این را هم گفت که حاضر است پشت سر برادرش که هزار در هزار با او تفاوت دارد نماز بخواند.
بخش هایی از این گفتگو را بخوانید؛
آقای زیباکلام! از نظر شما آدم مستقل و سیاستمدار مستقل چه کسی است؟ مصادیق سیاستمدار مستقل از نظر شما کیست؟
مستقل کسی است که هم شاه پرست ها هم حزب اللهی ها می خواهند سر به تن او نباشد، مثل خود من.(خنده) اما در مورد مصادیقی که گفتید، در اصولگراها آقای احمد توکلی را من یک فرد مستقل میدانم، در اصلاح طلبان هم کم نیستند افرادی که من آنها را مستقل می بینم ، مثلا آقای سعید لیلاز، کرباسچی، حسین مرعشی مستقل هستند.
*علی مطهری چطور؟
بله آقای علی مطهری یا آقای محمود صادقی چهره هایی مستقل هستند. سیاستمدار مستقل کم نیستند.
زیباکلام: هم شاهپرستها، هم حزباللهیها میخواهند سر به تن من نباشد /الله کرم میتوانست تریلیاردر شود اما با موتور رفتوآمد میکند
اولین و شاخص ترینشان برادرم دکتر سعید زیبا کلام است. با اینکه هزار در هزار با او فاصله دارم ولی پشت سر او نماز می خوانم. شخصیت دومی که پشت سر او نماز می خوانم دکتر احمد توکلی است، حدودا ۱۳ الی ۱۴ سالی می شود که با ایشان رفت و آمد خانوادگی داریم و انصافا من از این انسان پاک تر ندیده ام.
*پشت سر آقای الله کرم هم یکی دوبار نماز خواندید.
بله پشت سر آقای الله کرم هم حاضرم نماز بخوانم.
*از آقای الله کرم خبر دارید؟ مدتیست کم خبر هستند و پیدایشان نیست
از ایشان گاهی وقتها هیچ خبری نمی شود و یک مرتبه چیزی اتفاق می افتد که مشخص می شود کار ایشان بوده است. یکی از دلایلی که من پشت سر آقای الله کرم نماز می خوانم این است که ایشان هنوز اتومبیل سواری ندارد(خنده) و با موتور تردد می کند. این برای من ارزشمند است چون من می دانم که ایشان می توانستند دراین مملکت تریلیاردر باشند ولی با موتور رفت و آمد می کند و پارسال هم تصادف کرد و متاسفانه مدتی در بیمارستان بود.
محمد صادق جوادی حصار در خصوص جایگاه شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان در فعالیتهای این جناح سیاسی اظهار کرد: شورای عالی سیاستگذاری یک وسیله است برای تحقق اهدافی چون انسجام بخشی به مجموعههای اصلاحطلب، هماهنگی، همراهی و همسویی عملیات انتخاباتی در فصول انتخابات و تدوین راهبردهای تشکیلاتی منسجم در جبهه اصلاحات.
وی ادامه داد: این وسیله یعنی شورای عالی سیاستگذاری در مقاطعی خوب عمل کرده است و در مقاطعی متوسط، در مقاطعی هم نتوانسته است در حد انتظار عمل کند. به نظر می رسد در مقطع فعلی باید اعضای شورا به بازنگری و اصلاح رفتارهای گذشته خود بپردازند، شاید هم بتوان به شکلی دیگر و با نام دیگری این مسیر را ادامه داد.
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تصریح کرد: اصلاح طلبان قطعا به یک مجموعه تاثیرگذار، فرا گیر و مرجع برای پیشگیری از تزاحم و پراکندگی در تصمیمات جبهه ای نیاز دارند تا در انتخاباتهای پیش رو درست تصمیم بگیرند و مناسب عمل کنند . جامعه مخاطب ما نیز در این صورت برای تصمیمگیری و همراهی دچار تشتت نخواهد شد آنها باید بتوانند به راحتی پیامهای اصلی و هدفمند را از کانونهای اصلاحطلب به ویژه مرکزیت اصلاحطلبان دریافت کنند و با آسودگی خاطر راه پیش رو را بپیمایند.
جوادی حصار در مورد استعفای موسوی لاری از شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان خاطرنشان کرد: آقای موسوی استعفا کردند ، این اتفاق طبیعی است؛ یک نفر ممکن است بیمار شود، یک نفر ممکن است خسته شود ، حتی ممکن است احساس کند فضا، فضای او نیست و بهتر است در فضای جدید افراد دیگری ایفای نقش کنند این امر اشکالی ندارد که هیچ ممکن است منشا تحولات نیکویی هم بشود . آقای موسوی لاری که استعفا کردند ، تا کنون هم زحمت کشیدند و هم خوب کار کردند .اگر به خاطر شرایطی که خودشان اشاره کردهاند ضعفی هم داشتند دیگران باید بیایند این ضعفها را از بین ببرند.
وی در مورد لزوم ایجاد فضا برای تعیین راهبردهای جدید عنوان کرد: من در مصاحبه دیگری نیز گفتهام که به عنوان دوست آقای عارف و مشاور ایشان در انتخابات ۹۲ از ایشان هم میخواهم که ضمن حضور در کنار اصلاحطلبان و مجموعه شورای عالی سیاستگذاری از ریاست این مجموعه استعفا بدهند تا دست برای تصمیم، انتخاب و تعیین راهبردهای جدید باز باشد و کسی دچار رودربایستی و مسائل مشابه نشود.
جوادی حصار در خصوص شرایط اصلاحطلبان در انتخابات مجلس یازدهم افزود: من فکر میکنم یکی از دلایلی که باعث شد اصلاحطلبان در این وضعیت قرار بگیرند آن بود که نتوانستند با تمام ظرفیت در انتخابات شرکت کنند . با این حال نمیتوان گفت که اصلاح طلبان در انتخابات شکست خوردند چرا که اصلاح طلبان در انتخابات حضور نداشتند که شکست بخورند.
وی در مورد انتخابات آینده تصریح کرد: اگر برای انتخابات پیش رو چرخ کماکان بر همان محور بچرخد ؛ طبیعی است که همین اتفاق انتخابات مجلس یازدهم باز هم میافتد ولی اگر فضا باز و انتخابات آزاد و گزینهها فراگیر باشند، میتواند به مردم امید بدهد و اصلاحطلبان هم امیدوارانه به عرصه بیایند و از مردم بخواهند که در انتخابات شرکت کنند .