برچسب: سیاست روز

سیاست روز ایران و جهان

  • اعتراف ۲ رسانه آمریکایی-اسرائیلی: بمباران هوایی ایران، هزینه‌بر است

    اعتراف ۲ رسانه آمریکایی-اسرائیلی: بمباران هوایی ایران، هزینه‌بر است

    پوریا فیروزنژاد: سرنگونی یک پهپاد متجاوز به حریم هوایی ایران در حوالی ماهشهر، یک بار دیگر پس از انهدام پرنده فوق‌پیشرفته و رادارگریز «گلوبال هاوک» در خرداد امسال، نام نیروهای پدافند هوایی ایران را بر سر زبان‌ها انداخت. واحد عملیاتی عظیم و با اهمیتی که هرچند در سال‌های گذشته در قیاس با برنامه های موشکی بالستیک کمتر به آن پرداخته شده است اما بدون شک یک شاخه مهم از دکترین نظامی ایران است.

    موفقیت‌های چشمگیر ماه‌های اخیر سامانه‌های بومی نیروهای پدافند هوایی ایران -ارتش و سپاه- و چتر امنیتی که توسط سامانه‌های بومی پدافندی بر سرتاسر آسمان ایران کشیده شده است و هر پرنده نظامی را رصد می‌کند، حتی زیر ذره‌بین مفسران نظامی خارجی نیز رفته است.

    انهدام یک پهپاد ناشناس توسط نیروی پدافند هوایی ارتش در روز جمعه اما تنها خبر موفقیت های پدافندی ایران در دفاع از امنیت آسمان‌های کشور نبوده و نیست، شاید مهم‌ترین دستاورد این نیروی ممتاز و استرتژیک نیروهای مسلح، سرنگونی پهپاد فوق پیشرفته و رادار گریز «گلوبال هاوک» آمریکا در  نخستین ساعات پنج‌شنبه، ۳۰ خرداد ماه ۹۸ باشد.

    جایگاه استراتژیک پدافند هوایی در نگاه مقام معظم رهبری

    پدافند هوایی از جمله موضوعاتی است که به‌طور مکرر مورد تاکید مقام معظم رهبری نیز قرار گرفته است و اهمیت بالای آن به‌دلیل حوزه عملیاتی مشترک در ارتش و سپاه است. ایشان در سال ۹۴ و دیدار با فرماندهان قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء در رابطه با نقش موثر این قرارگاه در دفاع از کشور بیان کردند:« حساسیت‌ها و دغدغه‌های مهم مأموریتهای پدافندی گویای این واقعیت است که باید نقاط آسیب‌پذیر و همه راهکارهای ممکن دشمن را شناسایی کنید و برای مواجهه با تمام آنها راه حل و برنامه مشخص داشته باشید.»

    نقل قول امیر علیرضا صباحی‌فرد، فرمانده ۵۶ ساله پدافند هوایی ارتش به خوبی گویای اهمیت و جایگاه مهم پدافند هوایی نزد مقام معظم رهبری است، آنجا که او در مصاحبه‌ای به نقل از رهبری گفته است؛«ایشان کوتاهی در پدافند هوایی را گناه ملی و شرعی می‌دانند.»

    تولد و تکامل پدافند هوایی ایران

    اما تولد نیروهای پدافند هوایی به سال ۱۳۶۷ باز می گردد، زمانی که با تلاش‌های شهید ستاری و با دستور مقام معظم رهبری( رئیس‌جمهور وقت) دانشگاه هوایی تاسیس شد. پس از آن در سال ۱۳۷۱ و تحت تدابیر ایشان ، قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء مسئولیت هماهنگی نیروهای پدافندی ارتش و سپاه را عهده‌دار شد. با توجه به تغییر استراتژی ها و اهمیت یافتن نبردهای هوایی، فرماندهی کل قوا طی فرمانی قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء با ماموریت دفاع از هوا و فضای کشور در مقابل هر گونه تهدید هوایی در دهم شهریور ماه ۱۳۸۷با ساختاری متفاوت از نیروی هوایی ارتش منفک کردند. هم‌اکنون فرماندهی این قرارگاه با حکم رهبری در اختیار امیر سرلشگر عبدالرحیم موسوی است.

    اما در سال جاری، باتوجه نیاز دفاعی کشور، نیروی پدافند هوایی ارتش به‌عنوان چهارمین شاخه این نیروی مسلح کشور با دستور مقام معظم رهبری از قرارگاه پدافند خاتم جدا شد و سرتیپ علیرضا صباحی فرد با حکم ایشان به فرماندهی این نیروی استراتژیک نائل آمد.

    بلای جان پهپادهای آمریکایی

    اما شاید نخستین‌باری که نام نیروهای پدافند هوایی در میان مردم کوچه و بازار زمزمه شد، سرنگونی پهپاد« آر-کیو ۷ » لاکهید مارتین در ۱۳ آذرماه ۱۳۹۰ بود؛ زمانی که نیروهای پدافند و راداری سپاه توانستند بدون کوچکترین خسارتی این پهپاد را سرنگون و فرود آورند. این پرنده پیشرفته خدمت در جنگ‌های افغانستان و عراق را در کارنامه خود داشت و گفته می‌شد برای جاسوسی از تاسیسات هسته‌ای ایران وارد حریم نظامی کشور شده است.

    سی‌ام خردادماه امسال اما یکبار دیگر و در ابعاد وسیع‌تر، خبر سرنگونی پهپاد فوق‌پیشرفته گلوبال هاوک توسط نیروهای پدافند جنوب ایران منتشر شد و طولی نکشید که خبر انهدام این پرنده ۱۸۰ میلیون دلاری آمریکا توسط نیروهای پدافند ایران به تیتر یک رسانه‌های جهان بدل شد.

    پس از آن بود که نام سامانه پدافندی «باور ۳۷۳» توجه کارشناسان و مفسران نظامی داخلی و خارجی را به خود جلب کرد چراکه رهگیری و انهدام این پرنده فوق پیشرفته و رادار گریز تنها در توان یک سیستم پدافند پیشرفته بود. 

    «باور ۳۷۳ » زیر ذره‌بین خارجی‌ها

    سباستین رابلین، کارشناس ارشد نظامی دانشگاه جورج‌تاون در نشریه آمریکایی نشنال‌اینترست به تحلیل پیامدهای سامانه باور ۳۷۳ برای دشمنان ایران پرداخته و می‌نویسد:« سامانه باور ۳۷۳ اجرای هرگونه کمپین بمباران هوایی را بر فراز ایران بسیار دشوار می‌کنند و آن را به عملیاتی هزینه‌بر و پر تلفات بدل خواهند کرد که نیازمند منابع بسیار وسیعی خواهد بود. این سامانه توانایی بازدارندگی نظامی ایران را از طریق افزایش ریسک‌ها، هزینه‌ها و پیچیدگی‌های عملیاتی برای حملات هوایی و جاسوسی افزایش می‌دهند.»

    در مطلبی دیگری، وبکا واسر، کارشناس موسسه رند  آمریکا با تاکید بر اینکه توان پدافند هوایی ایران می‌تواند چالش جدی برای برتری نظامی آمریکا باشد نوشت: « سرنگونی پهپهاد آمریکایی نشان داد که ایران یکی از توانایی‌های نظامی جدید خود را در برابر واشنگتن فاش کرده است. اینکه ایران توانسته است در فاصله ۱۸ کیلومتری پهپاد رادار گریز آمریکا را هدف قرار دهد نشان می‌دهد که آن‌ها دارای سیستم‌های پدافند پیشرفته‌ای هستند.»

    مرصاد؛ پدافند هوایی دو منظوره

    اما روز جمعه نام یکی دیگر از سامانه‌های پدافندی بومی در رسانه‌ها مطرح شد؛ «سامانه مرصاد» نیروی پدافند هوایی ارتش که یک پهپاد ناشناس و متجاوز را در حوالی ماهشر شناسایی و منهدم کرد. سامانه‌ای که توان حمل و پرتاب دو نوع موشک «شاهین» و «شلمچه» را دارد. موشک‌های شاهین از نوع دوربرد هستند و می‌توانند اهداف تا فاصله ۵۰ کیلومتری را نیز هدف قرار دهند. در حالیکه موشک‌های شلمچه دارای برد کوتاه هستند و این قابلیت موجب شده تا مرضاد همزمان یک سامانه دفاع هوایی دور-برد و کوتاه-برد باشد.

    سرلشگر موسوی انهدام پهپاد ناشناس توسط سامانه مرصاد می‌گوید:« آنچه مهم است این است که این پرنده با سطح مقطع راداری بسیار کم مورد رصد و انهدام قرار گرفت که این از جمله ویژگی‌های سامانه تمام بومی مرصاد است.»

    چتر امنیتی در سرتاسر آسمان ایران

    یکی از روسای سابق سرویس اطلاعاتی فرانسه که خواسته تا نامش فاش نشود، به روزنامه تایمز اسرائیل می‌گوید:« آمریکا مدام در حال اعزام پهپادهایی به آسمان ایران است. از این پس واشنگتن باید منتظر وارد آمدن صدمات نظامی بیشتری باشد چراکه ایرانی‌ها آماده‌اند.» 

    به‌نظر می‌رسد دو بال محکم دکترین نظامی ایران که بر پایه استراتژی دفاع فعال بنا شده است به‌طور فزاینده‌ای در مسیر توسعه و ارتقا قرار دارد. برنامه موشکی بالستیک ایران که ستون اصلی بازدارندگی نظامی کشور است سال‌هاست که به‌دلیل پیشرفت‌های خارق‌العاده مورد توجه دولت‌ها و کارشناسان خارجی قرار دارد. اما ستون دومی که به‌نظر می‌رسد در حال شناساندن خود به جامعه بین‌الملل است، سامانه‌های پدافند هوایی ایرانی هستند که اغلب تولید بومی هستند و زیر مرکز فرماندهی قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء یا نیروی پدافند هوایی ارتش هستند. این سامانه‌ها در همین چندماه نشان داده‌اند که هر پرنده‌ای در آسمان‌های ایران را رصد می‌کنند و به‌مانند چتر امنیتی سرتاسر ایران را پوشش داده‌اند.

    ۱۷۲۷۲۷۳

  • چند نکته درباره آغاز زودهنگام تبلیغات انتخاباتی در قم

    چند نکته درباره آغاز زودهنگام تبلیغات انتخاباتی در قم

    علاوه بر معرفی غیررسمی سه کاندیدا تلاش دارند تا در راستای تخریب کاندیداهای رقیب نیز دستاوردهایی داشته باشند. در این میان نکاتی وجود دارد که توجه به آن‌ها خالی از لطف نیست.

    ۱-شهر قم به علت حضور مراجع و حوزه‌علمیه همواره از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و سیاستمداران در رفت و آمد به این شهر تلاش می‌کنند تا تایید روحانیت و مراجع را به دست آورند.
    آن‌ها تلاش می‌کنند حوزه علمیه را به عنوان پشتیبان فعالیت‌های سیاسی خود نشان دهند و از این جایگاه به عنوان ابزار برای پیروزی در انتخابات بهره ببرند.
    ۲-قم ظاهری دارد و باطنی؛ به آن معنا که ظاهر مردم این شهر باعث پیش‌داوری‌هایی درباره نگاه سیاسی آنها می‌شود اما باطن مردم را می‌توان پای صندوق‌های رای دید. گروه‌ها و جناح‌های سیاسی خواستار آن هستند که با ظاهرسازی و جلب حمایت برخی گروه‌های خاص، رای و نظر مردم را به خود جلب کنند اما توده مردم نظر دیگری دارند، معتقدم تندروی و تندروها جایی در میان مردم قم ندارند.
    ۳-مردم قم نیز مانند همه مردم ایران از شعارها خسته‌ شده‌اند و به دنبال چهره‌های عملگرا هستند؛ چهره‌هایی که به دور از دعواهای سیاسی ۴۰ ساله بتوانند کاری از پیش ببرند و دردی از مردم دوا کنند. مشکلات اقتصادی، گرانی‌ها و تحریم‌های ناشی از تنش با آمریکا سبب شده تا مردم فارغ از دعواهای سیاسی به دنبال عملگرایی باشند. در این وضعیت می‌توان تصریح کرد که تندروهای جنجال‌ساز که مدام دنبال منازعه هستند، جایی در میان مردم ندارند.

    ۴-ورود یا عدم ورود آقای علی لاریجانی در انتخابات مجلس از قم نیز مساله‌ای بسیار تاثیر‌گذار است. ایشان ‌سیاستمداری فیلسوف هستند که ورودشان به عرصه انتخابات، آرایش سیاسی را تغییر خواهد داد.
    ۵-اختلاف بین روحانیون، یکی دیگر از مسائلی است که بر نتایج انتخابات در قم اثر خواهد گذاشت. در قم نیز مانند تهران، اختلافات میان مجمع روحانیون و جامعه روحانیت پابرجاست. مجمع محققین و نشست اساتید حوزه نیز از دیگر تشکل‌های اساسی هستند که هنوز به وحدت نرسیده‌اند و بعید است که وحدت میان آن‌ها حاصل شود. مساله دیگر تحرکات تندروها و تلاش آن‌ها برای دو قطبی کردن فضا است.
    نمونه‌هایی از این تلاش را در مساله فیضیه و همچنین در تظاهرات ۱۳ آبان شاهد بودیم. مراجع هیچ‌گاه موافق این رفتارها نبوده و در برابرشان سکوت نکرده‌اند. برای نمونه آیت‌ا… مکارم در موضوع فیضیه موضع تندی گرفتند و از دخالت‌های بیرونی در امور حوزه گلایه کردند. سایر مراجع نیز چنین دیدگاهی دارند و معتقدند نباید از لباس روحانیت برای اغراض خطی استفاده شود. حوزه مرکز علم و اجتهاد است و نباید این موضوع تحت تاثیر سیاست قرار گیرد. استفاده ابزاری از حوزه توسط مراجع محکوم شده و همواره محکوم می‌شود. امروز به طور قاطع نمی‌توان از انتخابات و راهکارهای جلوگیری از پیروزی تندروها در قم صحبت کرد و همه چیز به اتفاقات آینده بستگی دارد. با این وجود هوشیاری مقامات استانی و قانونگرایی مسئولان قضائی از جمله الزامات ماه‌های آینده در این شهراست.

    * عضو هیئت علمی موسسه آموزشی امام خمینی
    * منتشر شده در روزنامه آرمان ملی ۱۹ آبان۹۸

  • اصلاح طلبان سر چه چیزهایی با هم دعوا دارند؟/ عارف نامزد انتخابات نمی شود

    اصلاح طلبان سر چه چیزهایی با هم دعوا دارند؟/ عارف نامزد انتخابات نمی شود

    ‌اختلاف بر سر پارلمان اصلاحات
    دی‌ماه سال گذشته بود که برخی رسانه‌ها از تصویب کلیات تشکیل پارلمان اصلاحات در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات خبر دادند، اما توافق بر سر پارلمان اصلاحات در حد همان کلیات باقی ماند و روایت‌های مختلفی از جزئیات تشکیل آن از سوی احزاب و چهره‌های مختلف اصلاح‌طلب به اشکال مختلف ارائه شد. قرار بود که این بنیان، نهادی بالادستی در جبهه اصلاحات باشد. در همان زمان طرح پارلمان اصلاحات با مخالفت‌های متعددی روبه‌رو شد؛ چنانچه برای مثال علی شکوری‌راد، دبیرکل حزب اتحاد، پارلمان اصلاحات را نهاد شیکی دانست که برای تشکیل و نقش‌آفرینی با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شود. غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران هم مدام بر این نکته تأکید می‌کرد که پارلمان اصلاحات باید صرفا کارکرد موقتی و انتخاباتی داشته باشد و این نهاد نمی‌تواند برای احزاب اصلاح‌طلب تعیین‌تکلیف کند یا مثلا عبدالله ناصری، عضو شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان هم گفته بود که «دوستانی که ایده تشکیل پارلمان اصلاحات را مطرح کردند، تصویر و قالب روشنی از این پارلمان ارائه نداده‌اند». در مقابل موافقان تشکیل پارلمان اصلاحات بر این باور بودند که پارلمان می‌تواند به‌عنوان نهادی بالادستی باعث ایجاد انسجام درونی میان احزاب اصلاح‌طلب شود تا علاوه‌بر انتخابات در آینده سیاسی جبهه اصلاحات خطوط کلی تعیین شود.
     

    ‌اختلاف بر سر مشارکت مشروط یا بی‌قیدوشرط
    در کنار طرح‌های اجرائی، اصلاح‌طلبان در حوزه نظری هم دچار اختلاف‌های زیادی شده بودند. شاید سرآغاز این دوره از اختلافات اصلاح‌طلبان را بتوان ایده مشارکت مشروط سعید حجاریان دانست. حجاریان چندی پیش در یادداشتی نوشت که اصلاح‌طلبان باید بر شروط خود بایستند و اگر آن شروط محقق نشد، عطای انتخابات را به لقایش ببخشند. همین سخنان کافی بود تا در ابتدا اکثریت اصلاح‌طلبان هجمه‌های تندی به حجاریان وارد کنند که او می‌خواهد انتخابات را تحریم کند. با چنین تفکری افرادی مانند بهزاد نبوی مدام بر حضور بی‌قیدوشرط اصلاح‌طلبان در انتخابات تأکید کردند و این موضوع تا جایی پیش رفت که حتی گفته می‌شود اصلاح‌طلبان در هر شرایطی با حداکثر نیروهای خود به میدان می‌آیند، اما دیری نپایید که این نظر هم مورد انتقاد همان‌هایی قرار گرفت که در ابتدا به حجاریان حمله می‌کردند. برخی نیروهای اصلاح‌طلب گفتند که اصلاح‌طلبان باید با شورای نگهبان چانه‌زنی کنند تا از ردصلاحیت‌ها جلوگیری شود و در نهایت گویا نتیجه این شد که اصلاح‌طلبان لیست‌های خود را در هر حوزه انتخابیه می‌دهند و در صورت ردصلاحیت کل یا بخشی از آن لیست‌ها نامزد جایگزینی ارائه نمی‌کنند؛ هرچند این طرح نیز همچنان مورد انتقاد برخی اصلاح‌طلبان قرار دارد.
     

    ‌اختلاف بر سر ائتلاف یا مشارکت اصلاح‌طلبانه
    موضوع دیگری که همچنان محل مناقشه قرار دارد، بحث تکیه بر هویت اصلاح‌طلبی یا ائتلاف اصلاح‌طلبان با نیروهای معتدل غیراصلاح‌طلب است. محمدرضا عارف و شخصیت‌های متعدد دیگر این جبهه بارها گفته‌اند که اصلاح‌طلبان در این دوره به‌هیچ‌وجه با سیاست‌ ائتلافی نمی‌آیند. درواقع گویا اصلاح‌طلبان از ترس تکرار تجربه لیست امید مجلس می‌خواهند دیگر تن به ائتلاف ندهند. در مقابل این دیدگاه برخی هم می‌گویند که اگر اصلاح‌طلبان به هر دلیلی، از جمله ردصلاحیت نتوانند با حداکثر توان وارد انتخابات شوند، ضرورت دارد برای جلوگیری از ورود نیروهای تندرو به مجلس با نیروهای معتدل ائتلاف کنند.
     

    ‌اختلاف بر سر طرح سرا
    این اختلافات همچنان به قوت خود باقی است که اخیرا برخی از نیروهای اصلاح‌طلب طرح سرا را مطرح کردند؛ سامانه‌ای که قرار است افرادی که تمایل به نامزدی در انتخابات دارند در آن ثبت‌نام کنند و بعد از امضای منشور اصلاح‌طلبی خود را در معرض رأی اعضای احزاب قرار دهند تا در نهایت آنهایی که بیشترین رأی را کسب کردند، در لیست نهایی اصلاح‌طلبان قرار گیرند. این طرح با مخالفت دو حزب کارگزاران و اعتماد ملی مواجه شد. همین طرح باز هم آتش اختلافات را میان اصلاح‌طلبان برافروخت تا حدی که کرباسچی آن را نامناسب دانست و گفت که روند انتخابات را معکوس می‌کند و گرامی‌مقدم هم گفت: «طرح‌هایی مانند سرا نمی‌توانند اصلاح‌طلبان را از وضعیتی که دارند رهایی ببخشند، اینکه فکر کنیم با چنین طرح‌هایی مردم و بدنه اجتماعی دوباره برای انتخاب یک لیست قرار است به اصلاح‌طلبان اعتماد کنند و در صحنه حاضر شوند باید بگویم این‌طور نیست. به صراحت عرض می‌کنم کل انگیزه موجود پشت این طرح این است که بتوانند لیست را به نوعی سازماندهی کنند تا افراد خاص خودشان خروجی آن باشند». موافقان سرا هم می‌گویند که این طرح زمینه حضور نامزدهای اصلاح‌طلبان را دموکراتیک می‌کند و اتفاقا برخلاف آنچه گرامی‌مقدم می‌گوید، این طرح می‌تواند در مقابل پدرخوانده‌های اصلاحات بایستد و مانع حضور نامزدهای سفارشی ایشان شود.
     

    ‌اختلافات شخصی
    در کنار تمام این چالش‌های نظری و اجرائی، اصلاح‌طلبان به انحای مختلف به یکدیگر می‌تازند؛ به‌نحوی‌که روزی با طرح بحث فقدان مدیریت در اصلاحات بسیاری بر او تاختند که جایگاه محمد خاتمی را زیر سؤال برده است و روز دیگر او محور بحث خود را نه خاتمی که نزدیکان او دانست که چنین تلقی می‌شد که با عارف در ستیز است. البته این موضوع در گذشته هم سابقه داشته است، زیرا کرباسچی بارها به صورت علنی به عملکرد عارف به تندترین شکل ممکن انتقاد کرده و البته از این‌سو هم دیگر اصلاح‌طلبان به کارگزاران حمله می‌کنند. با وجود همه این بحث‌ها موضوع سرلیستی اصلاح‌طلبان هم بسیار مهم است، زیرا در شرایطی که گویا عارف قصد دارد در انتخابات شرکت نکند و حتی برخی مانند کارگزارانی‌ها عارف را هم برای سرلیستی به رسمیت نمی‌شناختند، باید دید چگونه درباره سرلیست جبهه اصلاحات به توافق می‌رسند. 

    ۲۳۳۰۲

  • لیلاز: تا وقتی رسانه ها به پرونده قائم مقام فلان مسئول دسترسی نداشته باشند، فساد ریشه‌کن نمی‌شود

    لیلاز: تا وقتی رسانه ها به پرونده قائم مقام فلان مسئول دسترسی نداشته باشند، فساد ریشه‌کن نمی‌شود

    چرا همه آن اتفاقات، حرف‌ها، محاکمات و نوشته‌ها باعث نشد که از میزان فساد در ایران کاسته شود؟ نه اینکه به طور کامل از میان برود که این امر در همه نظام‌های سیاسی و اقتصادی دنیا امری محال است، اما شواهد و ارقام نشان می‌دهد که فساد در ایران گسترش یافته است. پس علت چیست؟

    در ادامه چند دلیل تداوم عمده فساد اقتصادی را برمی شمارم.
    نخست؛ مادامی که متن و زمینه اقتصاد و سازوکارهای اقتصادی در ایران عوض نشود، نمی توان انتظار داشت فساد مهار یا ریشه کن شود. به عبارت دیگر، نمی توان درخت گردو کاشت، اما انتظار داشت سیب یا هندوانه برداشت کرد. وقتی در یک اقتصاد، زمینه‌های فساد وجود دارد، برخورد مقطعی با مفسدان دردی را دوا نمی کند. یکی از این زمینه‌های اصلی فساد، نقش گسترده دولت در اقتصاد است، نقشی که هدایت منابع و منافع را در اختیار بخش‌های خاصی از جامعه نگه می‌دارد.
    دوم؛ یک علت ناموفق بودن مبارزه با فساد در کشور، برخورد جناحی و سیاسی با این مسأله است. مثال بزنم؛ سال ۸۸ هنگامی که محاکمه من درحال برگزاری بود، تصویر من در صفحه یک روزنامه ایران چاپ شد، این درحالی است که تا سال‌ها رسانه‌ها فقط اجازه داشتند از حروف اختصاری «ب.ز» برای اشاره به یک مفسد استفاده کنند. سؤال این است که چرا یک قانون برای من کار نمی کند، اما برای دیگری کار می‌کند؟
    این رویکرد دوگانه، یعنی برخورد جناحی با فساد اجازه نخواهد داد در مقابله با آن توفیقی کسب کنیم. همین جا باید اشاره کرد که مسیر آقای رئیسی در مقابله با فساد، بسیار خوب و مطلوب است. اما این مسیر درصورتی به طور تمام و کمال کار خواهد کرد که به همه ارکان و بخش‌های کشور تسری پیدا کند.
    سومین مسأله فقدان آزادی است. آزادی به این معنا نیست که رسانه‌ها اجازه داشته باشند تا فقط اسامی و اخبار محاکمات خاصی را منتشر کنند. بلکه به این معنی است که رسانه‌ها به اخبار محاکمات قائم مقام سابق فلان مقام هم دسترسی داشته باشند. در نبود آزادی برای نقد صریح همه ارکان قدرت، البته نقد منصفانه و دلسوزانه، نمی توانیم به موفقیت مبارزه با فساد امید داشته باشیم.

    ۲۳۳۰۲

  • داستان ۲ میلیارد دلاری که در دولت احمدی نژاد به حلقوم امریکایی ها ریخته شد،چیست؟

    داستان ۲ میلیارد دلاری که در دولت احمدی نژاد به حلقوم امریکایی ها ریخته شد،چیست؟

    ماجرای ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار به پرونده بابک زنجانی برمی‌گردد که در دوره دولت احمدی‌نژاد به اسم دور زدن تحریم‌ها، پول بیت‌المال را به یغما برده و با وجود محکومیت به اعدام در دادگاه و گذشت چند سال از صدور این حکم، نه پول برگشته و نه حکمش اجرا شده است. اما ماجرای ۲ میلیاردی که به گفته روحانی به حلقوم امریکا ریخته شده هم به سال ۱۳۸۶ برمی‌گردد.
     در این سال از محل فروش نفت ایران، دولت محمود احمدی‌نژاد مقادیری اوراق بهادار از طریق یک کارگزار لوکزامبورگی به نام«کلیر استریم» خریداری کرد؛ این کارگزار بخشی از این اوراق را در اروپا و بخش دیگری را به‌صورت فیزیکی در «سیتی بانک» نیویورک نگهداری می‌کرده است.
    از آنجایی که بر اساس قوانین داخلی ایالات متحده امریکا هرگونه استفاده از دلار در نظام بانکی در هر کجای جهان نیازمند اخذ مجوز لازم از نظام بانکی امریکاست، در آن زمان بانک‌های ایران از طریق یک نوع همکاری با عنوان «U-Turn» با بانک‌های بین‌المللی غیر امریکایی، بدون داشتن ارتباط مستقیم با سیستم بانکی امریکا از خدمات دلاری بهره می‌بردند. پس از اعمال محدودیت‌های جدید از سوی دولت امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در آبان ماه ۱۳۸۷ و بر اساس مصوبه وزارت خزانه‌داری امریکا، استفاده بانک‌های ایرانی از این خدمت ممنوع شد.
    طبق گفته علی طیب‌نیا وزیر پیشین امور اقتصاد و دارایی، از اواخر پاییز سال ۱۳۸۶ کارگزار لوکزامبورگی به ایران اخطار و اعلام می‌کند که دیگر نمی‌توانم امنیت را برای منابع شما تأمین کنم و این منابع را بهتر است از مجموعه من منتقل کنید؛ در آن زمان حدود ۲۲۰ میلیون دلار از این اوراق قرضه به فروش می‌رسد و منابع آن به داخل کشور منتقل می‌شود. ایران حدود ۱۰ ماه بعد از اعلام کارگزار لوکزامبورگی فرصت داشته تا مابقی اوراق قرضه را پس از فروش به داخل کشور منتقل کند، اما بنا به دلایلی از جمله مناسب نبودن شرایط بازار، اقدامی برای به فروش رساندن مابقی این اوراق انجام نشد. با اجرای مصوبه وزارت خزانه‌داری امریکا در زمینه ممنوعیت مبادلات دلاری (U-Turn) با ایران پس از آبان ۸۷ بانک‌های امریکایی از نقل و انتقال وجوه دلاری و تبادلات دلاری با ایران منع شدند.
    در سال ۱۳۹۱ نیز خزانه‌داری امریکا تمام دارایی‌های ایران را عمومی اعلام کرد و دستور اجرایی مبنی بر توقیف دارایی‌های ایران درامریکا با همکاری دولت و کنگره این کشور صادر شد. دادگاه عالی امریکا نیز دی ماه ۱۳۹۴ با ادعای نقش داشتنجمهوری اسلامی ایران در حادثه بمبگذاری در مقر تفنگداران امریکایی در بیروت در سال ۱۹۸۳، به کنگره و دولت این کشور اجازه داد که به هزار و ۳۰۰ امریکایی از محل دارایی‌های توقیف شده ایران در این کشور، مجموعاً مبلغ ۲ میلیارد دلار غرامت بپردازد.
    این حکم در اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ توسط دیوان عالی امریکا تأیید شد؛ صدور و تأیید این حکم علیه ایران در شرایطی انجام شد که ایران بارها هرگونه ادعا درباره دخالت در انفجار سال ۱۹۸۳ در پایگاه نیروی دریایی امریکا در بیروت را رد کرده  بود.
    در مورد اشاره رئیس جمهوری به نهادی که ۹۴۷ میلیون دلار گرفته و پس نداده هم  سایت «روزاروز» نوشته است که آشناترین و نزدیک‌ترین جا و زمانی‌که از رقم ۹۴۷ میلیون ‌دلار یاد شده، خاطرات محمد سرافراز، رئیس سابق صدا و سیما است که دوماه پیش به‌ شیوه اینترنتی منتشر شد. سرافراز در خاطراتش، با نام «روایت یک استعفا»، نوشته: «کمک فوق‌العاده در زمان دولت احمدی‌نژاد نزدیک به یک میلیارد دلار (۹۴۷ میلیون دلار) از صندوق ذخیره ارزی به سازمان [صدا و سیما] صورت گرفت.» به نوشته سرافراز، «کمک ارزی ۹۴۷ میلیون‌دلاری به سازمان در سال ۱۳۹۳ به‌پایان رسید.»
    مثلاً همین امسال، ۱۵۰ میلیون‌ یورو از این صندوق به صدا و سیما داده ‌شد. در بودجه پارسال نیز از همین صندوق، ۱۰۰ میلیون‌دلار به صدا و سیما داده شده. البته روحانی تاکنون علیه این دو کمک ۱۵۰میلیون‌ یورویی و ۱۰۰ میلیون ‌دلاری به صدا و سیما از محل صندوق توسعه ‌ملی اعتراضی نکرده و روشن نکرده که آیا این سازمان درباره این کمک‌های سال‌های ۱۳۹۷ و ۹۸ حسابی پس‌ داده یا نه.

    ۲۳۳۰۲
     

  • کیهان، این بار طرف عباس عبدی را گرفت!

    کیهان، این بار طرف عباس عبدی را گرفت!

    وی افزوده بود: متاسفانه درکی که شما از آمریکا دارید، مطابق واقع نیست. از اینجا که می‌گویید دلیل تحریم ما از سوی آن‌ها این بوده، خب اگر این اقدام هم نمی‌شد، آن‌ها بهانه دیگری برای تحریم پیدا می‌کردند. مگر ایران برجام را نپذیرفت؟ مگر امضاء نکرد؟ مگر همه تعهدات خود را به درستی انجام نداد؟ چرا آمریکا زیر آن قرارداد زد؟
    عبدی همچنین گفته بود: بهتر است اسناد سفارت آمریکا را بخوانید. در آن اسناد آمده که حتی طبقات بالای رژیم شاه عصبانی بودند و می‌گفتند این چه رفتاری است که آمریکا با ایران می‌کند؟ شما در چنین وضعی چه کار می‌کنید؟ تسخیر سفارت آمریکا واکنشی طبیعی به رفتار آن کشور بود.
    در پی این سخنان، احمد پورنجاتی در توئیتی سرشار از حماقت خطاب به عبدی نوشت:
    «یک غلطی کرده‌اید، من و ما هم در عالم خلسه و نفرت از مستبد فراری، در حال و هوای ضد امپریالیستی، برای آن‌ کار خلاف عرف‌تان هورا کشیده‌ایم. حالا بعد از چهل سال از اشغال سفارت، که طشت فاجعه‌اش بر زمین افتاده، همچنان زور می‌زنید که با حرافی، ماست‌مالی‌اش کنید؟! پیشنهاد: سکوت شرمگینانه!»
    یادآور می‌شود پورنجاتی در گذشته از معاونان آقای ری‌شهری و لاریجانی بود و خود را سوپر انقلابی معرفی می‌کرد اما پس از آن‌که خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۷۶، رای آورد و افراطیون مدعی اصلاحات شروع به عوض کردن ریل و ساختارشکنی کردند، پورنجاتی هم ناگهان از فراکسیون افراطیون (حزب مشارکت) در مجلس ششم سردرآورد و از آن زمان به تذبذب معروف شد. به همین دلیل هم عبدی در پاسخ به توئیتوی نوشت: «آن بخش که اقرار علیه دائم‌الخلسگی!! خویش است را باید پذیرفت. ولی ای کاش سری هم به «هویت» سازی بزنند حتی اگر شرمنده شوند که به جای انجام وظیفه و دفاع از روزنامه‌نگاران، بازداشت آنان را تائید می‌کردند.»
    در پی این مجادله لفظی میان دو فرد نزدیک به حزب منحله مشارکت، مسعود بهنود (از همکاران فراری نشریات زنجیره‌ای و از گردانندگان فعلی بی‌بی‌سی) احساس نگرانی کرده و در توئیتر نوشت: «به اعتبار سن بیشتر، چون شما هم تجربه بیشتر در این زمینه دارید و هم دانش، اما فقط به اعتبار سن بیشتر، تقاضا می‌کنم این‌طور دشمن‌شادمان نکنید. من اگر جای دکتر بودم این پست را حذف می‌کردم. البته در یک فضای آرام‌تری همه این حرف‌ها را می‌شود زد.»

    ۲۳۳۰۲

  • تصویری از عیادت آیت الله جنتی از امام جمعه قم

    تصویری از عیادت آیت الله جنتی از امام جمعه قم

    به گزارش خبرآنلاین، آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان و حجت الاسلام ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه از آیت الله بوشهری حسینی که در بیمارستان بستری است عیادت کردند. 

    ۲۷۲۱۵

  • اختری: ایران خلیفه‌الله شده است /از اینکه دشمن به روحانیون حمله کند خوشحال می‌شویم چون…

    اختری: ایران خلیفه‌الله شده است /از اینکه دشمن به روحانیون حمله کند خوشحال می‌شویم چون…

    در این مراسم حجت الاسلام اختری ضمن رونمایی از بنر و شعار جهادگران، (مشارکت آگاهانه_ مجلس انقلابی_ گام دوم انقلاب)، گفت: حمد و سپاس خدایی را که بر ما امت اسلامی منت نهاد در پرتو ولایت امام و مقام معظم رهبری در انجام منویات آنها اقدام کرده‌ایم. مجلس جایگاهی زیر بنایی است که جبهه جهادگران می‌خواهند با حضور در این رقابت آن را شکل ببخشند.

    وی با طرح این سوال که مجلس انقلابی چگونه مجلسی است، بیان کرد: بدیهی است که اینکه یک فرد انقلابی، مومن، مسلمان باشد یا نباشد نمی‌تواند تنها موجب ادعای آن واقعیت شود بلکه همه چیز در گرو عمل بوده و همه چیز با عمل ارزیابی و شناخته می‌شود و گاهی یک مجلس با عملش خودباخته شناخته می‌شود.

    به گفته حجت الاسلام اختری انقلابی بودن به عمل آن است و در آنجا باید افراد آگاه به مسائل اسلام و جامعه باشند و در کنار آن باید متعهد باشند. نماینده مجلس باید خودش را مسئول بداند، مجلس انقلابی باید فکر قوی داشته و شجاع و آگاه به مسائل نگاه کند. یکی دیگر از ویژگی‌های مجلس انقلابی این است که به فریضه مهم نص معتقد باشد، نص صرفا به معنای نصیحت نیست بلکه خیرخواهی هم هست.

    وی با بیان اینکه دستاوردهای انقلاب در هیچ حکومتی سابقه ندارد، با اشاره به سخن امام مبنی بر اینکه دشمن بر روی دروغ خود تبلیغ می‌کند و ما بر راست خود تبلیغ نکرده‌ایم، گفت: علم در هر جبهه‌ای توانایی می‌آورد و باید به صورت زیر بنایی به آن توجه شود.

    وی با اشاره به متن بیانیه گام دوم گفت: اسلام می‌خواهد جهان را بگیرد و از کشورهای جهان فقط آمریکا مانده که آن هم خودش را باخته است، آمریکا مثل ببر کاغذی خودش را باخته و از نفوذ انقلاب اسلامی در ارتش خودش ترسیده است.

    اختری با بیان اینکه ما از فحش‌ها و حمله‌هایی که به روحانیون می‌شود خوشحال می‌شویم، گفت: دشمن شما را جدی گرفته و حتما کاری کرده‌اید، پس به راهتان ادامه بدهید.

    وی با بیان اینکه نمی‌توانیم بگوئیم خوب عمل کرده‌ایم، حتی ۵۰ درصد هم عمل نکرده‌ایم، گفت: اما همین مقدار که کار کرده‌ایم ایران خلیفه الله شده است و همه کشورها که از آن فرار می‌کردند دارند به ایران گرایش پیدا می‌کنند. اگر مجلس ما انقلابی نباشد اسباب غصه و زحمت برای امت اسلامی خواهد بود.

    ۲۷۲۱۵

  • وزیری که عذرخواهی نکرد و بالاخره اعدام شد/از چاقوی شعبان بی‌مخ تا گلوله فدائیان اسلام +عکس

    وزیری که عذرخواهی نکرد و بالاخره اعدام شد/از چاقوی شعبان بی‌مخ تا گلوله فدائیان اسلام +عکس

    ۱۹ آبان، یادآور اعدام دکتر سید حسین فاطمی وزیر امور خارجۀ دولت ملی دکتر محمد مصدق و مدیر روزنامۀ «باختر امروز» در سال ۱۳۳۳ است. 

    در شصت و پنجمین سالروز تلخ‌ترین اتفاق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دربارۀ این چهرۀ مشهور تاریخ مطبوعات و سیاست در ایران، چند نکته گفته شده یا کمتر گفته شده را می‌توان یادآور شد:

    ۱. نخستین ایرانی؛  سید حسین فاطمی، نخستین ایرانی است که در خارج از کشور، دکتریِ روزنامه‌نگاری دریافت کرده است. وجه سیاسی او اما چنان پُررنگ است که این نکته تا سال‌ها پیش مغفول مانده بود.

    ۲. باجناق ژنرال؛ سید حسین فاطمی در عصر پهلوی و در سال ۱۳۳۳ اعدام شد و باجناق او (مهدی رحیمی) اندک زمانی پس از سقوط رژیم پهلوی و در سال ۱۳۵۷. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران در اوج انقلاب ۵۷ و یکی از چهار ژنرال گروه اول اعدامی‌ها بود(به‌همراه نصیری رییس ساواک، خسروداد فرمانده هوانیروز و ناجی فرماندار نظامی اصفهان). 

    فاطمی در زندان دژبان مرکز بود که همسر او – پریوش سطوتی – به اتفاق خواهرش به ملاقات می‌رفتند و یکی از افسران، دل به خواهر همسر فاطمی داد و چون دانست پدر آنان نظامی است (سرتیپ سطوتی) بیم‌ناک گرایش سیاسی باجناق نشد و ازدواج، صورت پذیرفت.  فاطمی و رحیمی البته شاید هیچ گاه رو به رو نشده باشند.

    ۳. یادگارِ فاطمی؛ دکتر شاهین فاطمی برادرزاده فاطمی (که به عنوان استاد اقتصاد با تلویزیون فارسی بی بی سی مصاحبه می‌کند و اکنون باید ۸۰ ساله باشد) مدعی است که شاه تمام مخارج تحصیل یادگار فاطمی (سیروس) را در خارج از کشور تقبل کرد و برای مراسم عروسی او در آمریکا هدیه فرستاد و هدیه را چه کسی بُرد؟ جعفر شریف امامی.

    همسر فاطمی نیز در تمام سال های دهه های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ کوشید فرزند را از سیاست و این خاطره دور نگاه دارد و حتی زبان فارسی نمی‌داند و به خاطر همین دوری در سال ۵۷ حاضر به امضای اطلاعیه معرفی شاه به عنوان قاتل پدر خود نشد. 

    ۴. گلولۀ فداییان اسلام؛  سید حسین فاطمی در ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ هم یک بار ترور شد و به سختی آسیب دید. ( بر مزار محمد مسعود در قبرستان ظهیرالدوله).

    این ترور، کار فداییان اسلام بود و سلاح را به دست نوجوان ۱۵ ساله – محمد مهدی عبدخدایی- دادند تا بتوانند از سن او برای رهایی از مجازات استفاده کنند.

    فداییان اسلام اما چرا سراغ یک نیروی ملی و ضد شاه رفته بودند؟ دو دلیل ذکر می شود:

    اول انتقام بازداشت رهبران فداییان اسلام در دولت مصدق و این شایعه که فاطمی در مقام معاون نخست وزیر دستور سخت گیری بر آنها داده بود. 

    مهندس سحابی در کتاب خاطرات خود به اعتراض طالقانی به حسیبی به خاطر سخت گیری بر نواب و همراهی بازرگان با او اشاره می کند.

    دوم این که در جلسه‌ای که نواب صفوی آشکارا از توانایی فداییان اسلام در حذف رزم آرا سخن می‌گوید (به صورت نمادین استکان چای را برمی‌گرداند و می‌گوید این هم رزم آرا) و قول می‌گیرد که اگر ملی‌ها دولت را در دست گرفتند احکام اسلامی را اجرا کنند، فاطمی قول مساعد می‌دهد اما اجرا نمی‌کنند. هر چند که نواب وزیر خارجه دستور جمع‌آوری مشروبات الکلی از میهمانی ها را صادر می‌کند اما فداییان اسلام بیش از آن می‌خواستند در حالی که آیت‌الله کاشانی هم خواست هایی آن گونه نداشت.

    این نگاه بدبینانه هم وجود دارد که نواب‌صفوی با سید ضیاء‌الدین طباطبایی ارتباط داشته و سید ضیا نواب را به ترور فاطمی تحریک کرده بود. سید ضیا با مصدق دشمنی دیرینه داشت و به دولت انگلستان متمایل و بلکه وابسته بود.

    ۵. چاقوی شعبان؛ فاطمی یک بار دیگر هم آماج سوء قصد قرار گرفت. روی پله‌های شهربانی کل کشور و بعد از بازداشت، شعبان جعفری با چاقو به او حمله‌ور شد و اگر سلطنت خانم فاطمی نبود که جان برادر را نجات داد همان‌جا روی پله‌های شهربانی به قتل رسیده بود.

    این احتمال وجود دارد که شعبان به دستور تیمور بختیار این کار را کرده باشد چون مطمئن نبودند اعدام شود و بیم داشتند با توجه به سابقه وزارت و وجهۀ دیپلماتیک جان به در برد و پیشاپیش می خواستند کار را تمام کند و از فاطمی نقل شده که گفته بود اگر هم مرا اعدام نکنند در حادثه‌ای زهر خود را می‌ریزند. در بیمارستان نیز کیسۀ آب‌جوش پاره شد و پای مجروح او از ترور دو سال قبل سوخت و این کار هم بعید نیست عمدی بوده باشد.

    ۶. انکار ضارب؛ شعبان جعفری یا همان شعبان بی‌مخ در مصاحبه با هما سرشار و در بیان خاطرات، حمله به فاطمی روی پله های شهربانی را تکذیب می کند اما دکتر شاهین فاطمی می‌گوید هم من و هم ۶ نفر دیگر شاهد این ماجرا بودیم و اگر عمه ام نبود عمو کشته شده بود.

    ۷.برادران؛ عزت‌الله سحابی در کتاب خاطرات خود فاطمی را یک استثنا در خانواده می‌داند و می‌نویسد: « برادرانش خوش‌نام نبودند. یک برادر، استاندار و عامل اجرای سیاست های شرکت نفت جنوب بود و دیگری در اصفهان در خدمت حاکمیت و حسین استثنا بود». شاهین فاطمی فرزند یکی از این برادرها- سیف پور، نصرالله و معصومی- است اما جایی ندیده‌ام که پاسخی داده و از پدر دفاع کرده باشد. حتی درباره عموی خود نیز تنها در چند مناسبت حاضر به گفت و گو شده است.

    ۸. تز ملی کردن صنعت نفت؛ هر چند مهندس حسیبی مدعی بود که ایدۀ ملی شدن صنعت نفت را اول بار او مطرح کرده اما شخص دکتر مصدق نوشت که تز ملی کردن نفت را دکتر فاطمی ( تعبیر مصدق: شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی) در ذهن او انداخت. با این استدلال حقوقی که به جای چالش مستقیم با شرکت نفت انگلستان و ایران، کل صنعت نفت را ملی اعلام کنیم تا شرکت نفت ایران و انگلیس بلاموضوع شود.

    فاطمی با یک تیر دو نشان زد. با ایدۀ ملی کردن دیگر نمی‌توانستند بگویند کار شوروی است چون تنها متوجه نفت جنوب نبود و شرکت نفت ایران و انگلیس هم نمی‌توانست علیه یک قانون ملی و کلی موضع بگیرد و شکایت شان هم ره به جایی نبرد.

    به بیان دیگر ۶۵ سال است که ما ایرانیان بر سر سفره ای نشسته ایم که فاطمی گسترد و سهم خود او جانی بود که از کف داد.

    (نمی دانیم اگر نفت نداشتیم چه می شدیم اما احتمال افغانستان و پاکستان شدن مان بیش از ترکیه شدن مان بود. پس جا دارد ناشُکری نکنیم! و مانند مصدق سپاس گزار حسین فاطمی باشیم.)

    ۹. عذرخواهی نکرد؛ فاطمی پس از صدور حکم اعدام تقاضای فرجام کرد. اما عذرخواهی نکرد. او با فرجام‌خواهی مسؤولیت را مستقیما به گردن شاه انداخت و همین خون تا سال ۵۷ او را رها نکرد. پادشاه مشروطه البته نباید این قدر مستقیم دخالت می‌کرد اما شاه پس از کودتا به شاه دیگری بدل شده بود.

    ۱۰. جوانی که پیر شد؛ محمد مهدی عبدخدایی که در سال ۱۳۳۰ دکتر فاطمی را ترور کرد در حال حاضر نیز زنده است و در تلویزیون تاریخ می گوید و اگرچه عذرخواهی نکرده اما از این که گلوله او جان فاطمی را نستاند اظهار خرسندی می‌کند. بعد از آن ترور، فاطمی از ناحیۀ ریه و پا آسیب جدی دید و به دستور مصدق به آلمان اعزام و در بیمارستان الیزابت فرانکفورت بستری شد. این ترور اما او را پیر کرد و وقتی برگشت مرد ۳۶ ساله شبیه ۵۰ ساله‌ها شده بود. چاقوی شعبان بی مخ 

    ۱۱. دانسته مُرد؛ این را من نمی‌نویسم. دکتر شاهین فاطمی می‌گوید که انقلابی هم نیست. برادرزادۀ فاطمی است و در سال ۱۳۳۳ نوجوان بود و سال هاست در فرانسه زندگی می‌کند. فاطمی می‌توانست مانند رضوی یا شایگان دو کلمه بنویسد و جان خود را نجات دهد اما حاضر نشد. دکتر شاهین فاطمی در بیان خاطره ۶۵ سال قبل می‌گوید:«دو هفته مانده بود که عازم آمریکا شوم. او در بیمارستان لشگر دو زرهی بود. همه رفته بودند پیش او و التماس کرده بودند این ورقه را امضا کن و نکرده بود. تا وارد شدم گفت : شاهی (شاهین)، می‌دانم برای چه آمدی. گفتم: درست حدس زدید. به سیروس رحم کنید. گفت: اگر من امروز استغفار کنم دیگر هیچ‌کس در این مملکت، حرف کسی را باور نمی‌کند و جواب جوان های مملکت را در آیندۀ تاریخ چه کسی خواهد داد که می گویند: حتی حسین فاطمی هم وقتی پای جانش افتاد ( تعبیری که او به کار بُرد و ناچارم تکرار کنم): به گُه خوردن افتاد.او دانسته مُرد…»

    ۲۷۲۱۵