برچسب: سبک زندگی

  • چرا کتاب بهتر از فیلم است؟

    چرا کتاب بهتر از فیلم است؟

    برترین‌ها: این مسئله تقریباً انکارناپذیر است که نسخه کتاب از یک فیلم بسیار جذاب‌تر از خود آن فیلم است. معمولاً نیز گفته می‌شود که مطالعه یک کتاب نسبت به تماشای یک میز به مراتب بهتر و تأثیرگذارتر است، اما چرا؟ چه دلیل و یا دلایلی وجود دارد که این تفکیک و تفاوت بین تماشای یک فیلم و مطالعه یک کتاب وجود دارد؟ در این مطلب همراه ما باشید تا با هم دلایلی را بررسی کنیم که نشان می‌دهد چرا کتاب بهتر از فیلم است؟

    چرا کتاب بهتر از فیلم است؟

    فیلم بعد از ترجمه تغییر زیادی می‌کند

    یکی از مسائلی که در رابطه با ترجمه یک فیلم وجود دارد آن است که گاهی مفاهیم و اصطلاحات یک زبان و فرهنگ در زمان ترجمه به کلی تغییر شکل می‌دهد. این در حالی است که تبدیل آن مفهوم در ترجمه فیلم در کنار تصاویر تعریف‌شده‌ای که در فیلم وجود دارد گاهی ناهماهنگ و ناهمخوان می‌شود.

    این در حالی است که وقتی یک مترجم دست به ترجمه کتابی می‌زند اول مفهوم را با زبان اصلی آن مطالعه می‌کند و بعد با برداشت خود و به گونه‌ای که با زبان و فرهنگ خود همراه و همخوان است آن را ترجمه می‌نماید، به همین دلیل هم هست که غالباً ترجمه یک کتاب تغییر بسیاری در نسخه اصلی آن ایجاد نمی‌کند و ضعف و خدشه‌ای نیز به آن وارد نمی‌نماید، اما با تماشای فیلمی ترجمه‌شده قطعاً تفاوت‌های ناهمخوانی از آن را شاهد خواهید بود.

    تصورات مخاطب در فیلم و کتاب متفاوت است

    چرا کتاب بهتر از فیلم است؟

    وقتی یک کارگردان دست به ساخت فیلمی می‌زند تمامی صحنه‌ها، شخصیت‌ها، لباس‌ها و… همگی به شکلی مشخص و تعریف‌شده طراحی می‌شوند و تمامی آن‌ها در ذهن مخاطب مشخص می‌گردند، بدون آنکه مخاطب، خودش تأثیری در این تصویرسازی داشته باشد، اما در یک کتاب، شرح صحنه‌ها، شخصیت‌ها و تمامی جزئیات به صورتی انجام می‌پذیرد که مخاطب، خود و با کمک تخیلات خودش تمامی آن‌ها را تصور می‌کند، به همین دلیل نیز مطالعه یک کتاب تخیلات و استقلال ذهنی مخاطب را تقویت کرده و تأثیر مثبت بیشتری خواهد داشت.

    در کنار این موضوع نیز می‌توان گفت که تصور مستقل مخاطب در رابطه با شخصیت‌هایی که منفی و یا مثبت هستند، بنا بر سلیقه خود آن فرد و باور‌هایی که در ذهن خود دارد می‌تواند باعث شود که شخصیت‌ها برای او باورپذیرتر باشند و جنبه‌های مثبت و یا منفی‌شان ملموس‌تر به نظر آیند، به همین دلیل هم هست که ما معمولاً با مطالعه یک کتاب با افراد و شخصیت‌های داستان همزادپنداری بیشتری می‌کنیم.

    فیلم در زمان شرح داستان محدودیت دارد

    یکی‌دیگر از ویژگی‌هایی که مطالعه یک کتاب را از تماشای فیلم بهتر می‌کند عدم محدودیت آن در تعریف و شرح داستان است. معمولاً یک فیلم زمان مشخصی در حدود یک ساعت و نیم تا سه ساعت را در دست دارد تا تمامی اتفاقات و جریان‌های داستان را ارائه دهد. این در حالی است که یک کتاب تقریباً بدون هیچ محدودیت زمانی با مخاطب خود ارتباط برقرار می‌کند. شما می‌توانید ساعت‌هایی را صرف مطالعه یک یا دو صفحه از یک کتاب کنید و آن را با تمام وجود خود لمس نمایید.

    فیلمنامه تمامی احساسات را نشان نمی‌دهد

    چرا کتاب بهتر از فیلم است؟

    ممکن است در یک فیلم گفتگو‌های بسیاری را میان شخصیت‌ها مشاهده کنید، اما مسئله‌ای که وجود دارد آن است که در ساخت یک فیلم هیچ‌گاه نمی‌توان گفتگو‌های درونی، احساسات خیلی شخصی و تفکرات فردی را به طور مشخص نشان داد. این در حالی است که در یک داستان معمولاً شما بخش زیادی از ذهن خود را با افکار درونی شخصیت‌ها همراه می‌کنید و گویی که پا به پای او در رابطه با مسئله می‌اندیشید، به همین دلیل هم هست که معمولاً یک فیلمنامه محدودیت‌های بیشتری برای ارائه احساسات شخصی دارد.

    کتاب به شما کمک می‌کند که قسمت‌های مختلف را با هم ادغام نمایید

    یکی‌دیگر از ویژگی‌های جذاب مطالعه کتاب آن است که شما می‌توانید تمامی ظرافت‌های داستانی را در کنار هم ادغام کنید. شرح بخش‌های متفاوتی از لوکیشن داستان، همراهی شخصیت‌هایی که در ذهن تصور کرده‌اید و همه و همه ویژگی کتاب است، آن هم به این صورت که این توانایی را در مخاطب ایجاد می‌کند تا تمامی آن‌ها را کنار یکدیگر قرار دهد و موقعیتی کلی را متصور شود.

    این در صورتی است که تمامی قسمت‌ها، رخداد‌ها و لوکیشن‌های یک فیلم به شکل مشخصی در کنار هم قرار گرفته‌اند و دیگر نیازی نیست که مخاطب، خودش آن‌ها را با کمک ذهنی خلاق ادغام کند. عدم وجود این ویژگی در کتاب نیز باعث رشد خلاقیت و فعالیت‌های ذهنی مخاطب می‌شود.

    کتاب همیشه با شما می‌ماند

    چرا کتاب بهتر از فیلم است؟

    فیلم‌ها هیچ‌گاه یک جسم فیزیکی را به شما ارائه نمی‌دهند و بنابراین نیز شما هیچ‌گاه نمی‌توانید وجود آن‌ها را در کنار خود احساس کرده و آن‌ها را با خود همراه نمایید، اما این ویژگی در کتاب وجود ندارد. شما می‌توانید کتاب خود را همیشه همراهتان داشته باشید و در صورت نیاز آن بخش و یا صفحه‌ای که مدنظر دارید را به راحتی مطالعه کنید و به آن دسترسی یابید.

    منبع: barnesandnoble

  • داستان یک بوی مشکوک

    داستان یک بوی مشکوک

    روزنامه اعتماد: تهرانی‌ها می‌خواستند هفدهمین روز آذر را نفس بکشند و از تمیزی هوای بارانی نهایت بهره را ببرند، اما صبح بویی که هنوز نمی‌دانند چیست و از کجا برمی‌خیزد به ریه‌های‌شان امان نداد و مشام‌شان را تلخ کرد؛ درست همان‌روزی که پیروز حناچی به مناسبت یکساله شدن شهردارشدنش در برنامه تلویزیونی «نگاه یک» حاضر شده بود و مجبور شد بخشی از وقتش را به بوی نامطبوع تهران اختصاص دهد.

    ماجرا، اما به یک سال قبل بازمی‌گردد. هنوز دی به نیمه نرسیده بود که بویی نامطبوع تهرانی‌ها را متوجه خود کرد. شایعه‌های زیادی دست به دست شدند. از ترکیدگی فاضلاب ساختمان پلاسکو گرفته تا به میان آمدن پای آراد‌کوه و دفن زباله در تهران. یکی دیگر هم تزریق ماده شیمیایی مرکاپتان به گاز شهری را عامل آن دانست. کار به آنجا رسید که ۱۰ بهمن ۱۳۹۷ انوشیروان محسنی‌بندپی استاندار تهران از اختصاص بودجه ۷۰ میلیاردتومانی برای شناسایی بوی بدی که تهران را درنوردیده بود خبر داد و گفت ۳۵ میلیارد آن تخصیص داده شده است. پارسال کاربران در شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر هم این موضوع را به دقت رصد کردند و با هشتگ‌هایی، چون بوی_مرموز، بوی_نامطبوع، بوی_بد و بوی_تهران دیدگاه‌های خود را منعکس کردند.

    داستان یک بوی مشکوک

    وقتی دوباره در آذر امسال سر و کله بوی نامطبوع در تهران پیدا شد طنز و مزاح هم به شایعات افزوده شد تا آنجا که محسن هاشمی رییس شورای شهر تهران به شوخی گفت: «گندی زدیم، بوش دراومده». حالا بوی بدتهران عادی‌تر از پارسال شده است و گویی حضورش برای شهروندان آشناتر شده باشد کمتر نسبت به آن حساس هستند. شاید اگر به جای این شایعه‌پردازی‌ها و اظهارنظر‌ها یا حتی تشکیل کمیته‌های مختلف موضوع را به تخیل فیلمسازان سپرده بودند یک فیلم اکشن و جذاب می‌شد ساخت که بر اثر دفن انواع و اقسام زباله‌های بیمارستانی و شهری در آرادکوه موجودی تغییر ژنتیک یافته از دل آن کوه بیرون آمده و به تهرانی‌ها حمله کرده است. آن وقت شاید موضوع شکل دیگری به خود می‌گرفت.

    شهردار و همنوایی بو با فاضلاب

    وقتی ۱۰ آذر امسال دوباره سر و کله بوی نامطبوع در تهران پیدا شد بار دیگر بحث‌های سال گذشته هم در خاطره‌ها مرور شد. جالب‌ترین بخش مرور خاطره‌های آنچه سال گذشته از اظهارنظر‌ها به جا گذاشته بود این پرسش بود که با کدام دستگاه و وسیله مشخص بو را ردیابی و آنالیز می‌کنند. همان زمان سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرده بود که هیچ وسیله‌ای برای شناسایی و آنالیز بو در کشور وجود ندارد. با این حال امسال نیز ابتدا ماموران آتش‌نشانی موظف شدند دنبال بو بگردند.

    سازمان مدیریت بحران هم در این مواقع حضور دارد. پرونده بو در مدیریت شهری تاکنون روی میز دو نفر قرار گرفته است؛ «صدرالدین علیپور» رییس مرکز مدیریت محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران در سال ۱۳۹۷ و اینک «شینا انصاری» مدیری که جایگزین او شده است. مدیرکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران گفت: متعاقب این شکایت‌ها گروه‌هایی از سوی اداره کل محیط زیست شهرداری تهران برای پیگیری موضوع و همچنین مشخص شدن منشا بو، مسوولیت پیدا کردند. انصاری با بیان اینکه انتشار این بو در مناطق ۱۷، ۱۳، ۲، ۶، ۹، ۱۰ و ۱۱ گزارش شده است، گفت: در حال حاضر مشغول بررسی علت انتشار این بو و پیدا کردن منشا آن هستیم و به محض مشخص شدن علت آن به شهروندان در خصوص آن اطلاعات خواهیم داد.

    داستان یک بوی مشکوک

    او در این باره گفت: گروه‌های اعزامی با خود دستگاه‌هایی برای جمع‌آوری آثار بو به محل‌های انتشار بوی نامطبوع برده‌اند، اما عموما به دلیل فرار بودند. بو و وزش باد، جمع‌آوری آثار بو کار سخت و تا حدودی ناممکن است. با این حال شامگاه ۱۶ آذر پیروز حناچی که در برنامه‌ای تلویزیونی حضور پیدا کرده بود درباره بوی نامطبوع تهران گفت: از طریق تماس مردمی با سامانه ۱۳۷ انتشار بوی نامطبوع در مناطق ۲، ۴، ۶، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ ثبت شد و گزینه‌های مختلفی در مورد منشا این بو احصا شد؛ به‌گونه‌ای که در آن روز باد جنوبی در تهران وزید و ممکن است بوی منطقه آرادکوه و حوالی فرودگاه امام خمینی را به تهران آورده باشد. بررسی‌ها نشان داد که جهت باد با شبکه فاضلاب تهران منطبق بوده که ما این اطلاعات را به ستاد بحران داده‌ایم و در حال بررسی هستند.

    هنوز فرضیه‌های قبلی پابرجاست؟

    به نظر می‌رسد هنوز فرضیه‌هایی که پارسال در مورد بوی نامطبوع تهران مطرح و درباره آن‌ها گزارش نوشته شده بود به قوت خود باقیست. برای نمونه استاندار تهران در خصوص بوی نامطبوع منتشر شده در تهران گفته بود: پژوهش‌ها نشان می‌دهد در منطقه یافت‌آباد SO۲ نسبت به سایر مناطق افزایش داشته که این مورد نشان می‌دهد ترکیب این بو از سولفور است. انوشیروان محسنی‌بندپی همچنین گفته بود: بوی نامطبوع حدفاصل مرقد امام خمینی تا فرودگاه امام خمینی (ره) به دلیل این است که در بخش شمالی این اتوبان کشتارگاه‌ها و گاوداری‌ها وجود دارند که پساب آن‌ها وارد محیط زیست می‌شود.

    ۷ بهمن پارسال نیز صدرالدین علیپور رییس وقت مرکز مدیریت محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران در جلسه‌ای با اعضای کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر و مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران که به بررسی منشا انتشار بوی نامطبوع در تهران اختصاص داشت، گفته بود: بنا بر گزارشات، بوی نامطبوع تهران شبیه به بوی زباله‌های در حال سوخت یا بوی گاز آمونیاک و گاز مرکاپتان توصیف شده است.

    داستان یک بوی مشکوک

    ما بین ساعات ۱۶ الی ۱۷ دوازدهم دی ماه شوک محسوسی در دیتا‌های خود مشاهده کردیم همچنین از ساعت ۱۵ افزایش میزان غلظت SO۲ را داشتیم علاوه بر این در این ساعات غلظت PM۵/۲ نیز بالا رفت، ما براساس این دیتا‌ها و دیتا‌های دیگر به بررسی علت و منشا انتشار بوی نامطبوع در تهران پرداختیم. گرچه باید باز هم صبر کنیم و ببینیم سازمان مدیریت بحران آنچه حناچی به عنوان اطلاعات تجربه اخیر را به آن‌ها داده چگونه تحلیل می‌کنند، اما شاید بد نباشد گوشه چشمی به تولید روزانه ۹ هزارتن زباله در تهران داشته باشیم که راهی جز آرادکوه ندارد.

    ولی نباید غافل شویم که ما سیستم قابل توجهی برای ردیابی و آنالیز بو هم نداریم. «سید آرش حسینی میلانی» عضو شورای شهر تهران این نکته را ۱۶ دی ۱۳۹۷ در گفتگو با روزنامه اعتماد تاکید کرده بود: دستگاهی که بتواند بو را شناسایی کند در کشور نداریم و صرفا در این مدت نیرو اعزام شده تا موضوع بررسی شود.

  • بحران‌های اقتصادی و نقش آن‌ها در آشوب‌های اجتماعی

    بحران‌های اقتصادی و نقش آن‌ها در آشوب‌های اجتماعی

    روزنامه سازندگی – مریم جعفرزاده: خاورمیانه بیشتر از هر منطقه‌ای در جهان مستعد بحران‌های اجتماعی است. اقتصاددانان ریشه بحران‌های اجتماعی این منطقه را بیشتر اقتصادی می‌دانند. بهار عربی به جریان قیام مردمی و اعتراضاتی گفته می‌شود که از سال ۲۰۱۰ تعدادی از کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا را درنوردید و، چون این جریان کشور‌های عربی را بیش از سایرین تحت تاثیر خود قرار داد، از آن با عنوان “بهار عربی” یاد می‌شود.

    بر اثر برخی از این اعتراضات رژیم‌های حاکم در چهار کشور عربی تونس، مصر، لیبی و یمن سرنگون و سه حکومت بحرین، اردن و تا حدی عربستان با مشکلات جدی روبه‌رو شدند؛ حکومت سوریه نیز دستخوش جنگ داخلی شد، اما سایر کشور‌های عربی شرایط آرام‌تری را تجربه کردند.

    بانک جهانی در گزارشی که اخیراً منتشر شده، به بررسی دلایل وقوع بهار عربی پرداخته است؛ میان عوامل متعددی که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته‌اند، چهار عامل بیش از بقیه، قوی‌ترین تاثیر را در رضایت از زندگی مردم خاورمیانه و شمال آفریقا در آستانه بهار عربی داشته‌اند که این عوامل عبارتند از: آزادی محدود، استاندارد‌های زندگی فرسوده، شرایط بازار کار ضعیف و حکمرانی ضعیف. در این گزارش ضمن تشریح پاره‌ای از عواملی که ذکر شد، پاسخ دولت‌ها به اعتراضات مردمی و مهم‌ترین پیامد‌های بهار عربی در کشو‌های خاورمیانه و شمال آفریقا را بررسی می‌کنیم.

    ریشه‌های اعتراض

    نابرابری

    بهار عربی با مسائلی، چون برابری پا به میدان گذاشت و در صدر توجه عمومی قرار گرفت. این ایده که نابرابری درآمدی با آشفتگی سیاسی در ارتباط است، موضوع جدیدی نیست و به دوران باستان و زمانی که فیلسوفان اجتماعی گمان می‌کردند نابرابری علت اصلی نارضایتی مدنی است، برمی‌گردد. امروز، نابرابری درآمدی بالا، عاملی بد برای وفاق اجتماعی و ثبات سیاسی شناخته می‌شود که می‌تواند به‌نوبه خود روی سرمایه‌گذاری‌ها، رشد پایدار و پیشرفت جامعه بشری تاثیر منفی بگذارد. علاوه بر این، قدرت تحمل نابرابری درآمدی در کشور‌های مختلف و زمان‌های مختلف متغیر است.

    شواهد تجربی گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد طبقه متوسط در بسیاری از کشور‌های عربی در حال توسعه تحت فشار قرار گرفته است. این موضوع در مصر و یمن، جایی که پویایی رفاه منفی بوده، بسیار شدیدتر بوده است. در کشور‌های دیگر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، رتبه طبقه متوسط رشد داشته ولی در آمد این طبقه یا کاهش داشته یا با نرخی پایین‌تر از درآمد فقرا رشد کرده، یا به اندازه سرعت رشد درآمد قشر مرفه افزایش نیافته است. علاوه بر این، در دوران بهار عربی و به خصوص از پایان دهه ۲۰۰۰ میلادی، اکثر مردم در کشور‌های در حال توسعه خاورمیانه و شمال آفریقا ناامید بودند و نرخ نارضایتی افزایش یافته بود.

    سندروم توسعه ناشادکام

    ریشه‌های اعتراض

    داده‌ها نشان می‌دهد که رضایت از زندگی در بیشتر کشور‌های در حال توسعه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، قبل از آغاز بهار عربی، زیر سطح متوسط کشور‌هایی که در سطوح مشابه توسعه قرار داشتند، بود. همچنین با بررسی عمیق‌تر داده‌ها به این نتیجه می‌رسیم که این سطح پایین رضایت از زندگی در بیشتر کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا، در سال‌های نزدیک به آغاز بهار عربی، به‌طور معناداری افت کرده بود. به‌طور کلی در این منطقه، نابرابری در رفاه به نسبت بالا بود. در واقع سطوح نابرابری در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا قبل از آغاز بهار عربی، بعد از آمریکای لاتین و جزایر کارائیب در جایگاه دوم (در رده‌بندی مناطق از نظر نابرابری در رفاه) قرار داشت.

    این در حالی بود که به لحاظ نابرابری صرف پولی، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا وضعیت چندان بدی نداشت و سطوح نابرابری پولی در این منطقه پایین بود. پدیده کاهش سطوح شادکامی طی زمان گذار از توسعه با سرعت معتدل به توسعه سریع، پارادوکسی را در ذهن ایجاد می‌کند؛ چیزی که آن را پارادوکس توسعه ناشادکام (unhappy development paradox) نامیده‌اند. پارادوکس توسعه ناشادکام، به پارادوکس رشدی که منجر به افزایش سطوح شادکامی نمی‌شود، اشاره دارد. بانک جهانی سندروم توسعه ناشادکام، که یکی از ریشه‌های وقوع بهار عربی در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا است، را بازتابی از پایان یافتن عمر قرارداد اجتماعی (social contract) می‌داند.

    نابودی قرارداد اجتماعی و نشانه‌های آن

    تحلیل‌های بانک جهانی این امکان را فراهم می‌کنند که افزایش نرخ‌های نارضایتی در این کشور‌ها را به تقاضای مردم برای تغییر حکمرانی مرتبط سازیم؛ ارتباطی که به‌ویژه در کشور‌های بهار عربی بسیار قوی بود.

    نابرابری در کشور‌های عربی، از طریق نشان دادن این موضوع که عمر قرارداد اجتماعی در این کشور‌ها پایان یافت، حل شد. در واقع در بحث نابرابری در کشور‌های بهار عربی، نابودی قرارداد اجتماعی بود و سطوح نابرابری بالا و در حال افزایش، نقش جرقه را داشت. شایان ذکر است بر اساس گزارش بانک جهانی نابودی قرارداد اجتماعی دلالت‌های منفی برای بسیاری از جنبه‌های زندگی داشت. برخی از نشانه‌هایی که طبق گزارش بانک جهانی حاکی از نابودی قرارداد اجتماعی پیش از بهار عربی در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا بودند، عبارتند از:

    آزادی محدود و فضای رسانه‌ای بسته؛ نارضایتی مردم از استاندارد‌های زندگی؛ ناخشنودی مردم از نرخ‌های بالای بیکاری، کاهش شغل‌های خوب که به دلیل رشد بخش غیررسمی در بخش خصوصی وجود داشت؛ و نهایتاً نارضایتی مردم از فساد و پارتی‌بازی‌های دولتی که باعث شده بودند فرصت‌های موجود به منظور یافتن شغل برای افراد سختکوش و پرتلاش، دشوار شود.

    ارتباط منفی بین خوشبختی و بیکاری ثابت کرده که متأثر از عوامل مختلف مانند کاهش درآمد، هزینه‌های روانی مانند اضطراب روانی، از دست دادن هویت و احترام به خود است. تاثیر مخرب بیکاری در خوشبختی برای افرادی که در بلندمدت بیکار هستند و همچنین افرادی که دارای فرصت‌های شغلی محدود هستند، جدی‌تر می‌شود. عدم رضایت از شرایط بازار کار در کشور‌های توسعه یافته MENA قبل از دوره بهار عربی بسیار زیاد بود. اشتغال در بخش غیررسمی مزایا و امنیت کمتری در سنین بالاتر دارد.

    ناسازگاری بین میزان تحصیلات و فرصت‌های اقتصادی، شکافی بین واقعیت و انتظارات ایجاد کرده است که رضایت از زندگی را در جوانان کاهش می‌دهد و حفاظت از بی‌عدالتی را تقویت می‌کند که منجر به افزایش مشارکت در ناآرامی‌های اجتماعی می‌شود.

    پاسخ دولت‌ها به بهار عربی چه بود؟

    ریشه‌های اعتراض

    بر اساس گزارش توسعه جهانی بانک جهانی، کشور‌ها از چهار دسته نهاد دولتی برای برقراری امنیت و ثبات در خاک خود استفاده می‌کنند که این نهاد‌ها عبارتند از: نهاد‌های تحریم و بازدارندگی که انگیزه رفتار‌های خشونت‌آمیز را کاهش داده یا به صفر می‌رسانند؛ نهاد‌های بازتوزیعی که منابع را با رعایت عدالت بین شهروندان دوباره توزیع می‌کنند؛ نهاد‌های تقسیم قدرت برای ایجاد فرآیند مشروع سازی فراگیر و ایجاد امکان مشارکت همگانی در نهاد‌های قدرت و نهاد‌های حل و فصل اختلافات که اگر منصفانه عمل کنند، انگیزه استفاده مستقیم شهروندان از خشونت را کاهش می‌دهند.

    کشور‌های عربی، عمدتا دو نوع اول این نهاد‌ها را ایجاد کردند که برای ساختار اجتماعی قدیمی، لازم بود. اکثر این دولت‌ها، با برقراری سیاست‌های بازتوزیعی به ناآرامی‌ها پاسخ دادند که هدف از آن تسکین خشم عمومی مردم بود. این سیاست در مواردی موفق عمل کرد و باعث حفظ ساختار اجتماعی کشور‌ها شد.

    مستندات بانک جهانی نشان می‌دهد این سیاست‌های بازتوزیعی شامل موارد مختلفی از جمله افزایش دستمزد، یارانه و حقوق‌های بازنشستگی، تغییر در فرم کمک‌های مالی اعطایی به مردم، ایجاد هزاران شغل در بخش دولتی و در مواردی اعلام برنامه‌هایی برای تغییرات زیربنایی بود. مطالعات با هزینه این اقدامات در الجزایر و کشور‌های نفت‌خیز عضو شورای همکاری خلیج فارس، بسیار بالا بود، طوری که به عنوان مثال در عربستان سعودی هزینه تغییرات اعمال شده برای آرام کردن افکار عمومی، به ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور رسید، اما آیا این کار برای فرونشاندن خشم مردم کفایت می‌کند؟

    مهم‌ترین پیام بهار عربی

    اطلاعات ارائه شده در گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد بیش از نابرابری اقتصادی، از میان رفتن همبستگی و قرارداد‌های اجتماعی منجر به شکل‌گیری بهار عربی شده است. توسعه‌ای که در زمان استقرار ۵۰ ساله قرارداد اجتماعی قدیمی در این کشور‌ها اتفاق افتاده بود، اگرچه چشمگیر بود، اما پایدار نبود. بخش دولتی بزرگ و ناکارآمدی وجود داشت که میزان پاسخگویی آن یا شنیدن صدای مخالفان در آن بسیار اندک بود. بخش خصوصی هم رشد بسیار اندکی داشت. در واقع مهم‌ترین بخش قضیه که منجر به بهار عربی شد، این بود که مردم احساس “محرومیت نسبی” در مقایسه با مردمی که به نحوی به قدرت حاکم وصل بودند، داشتند.

    در بسیاری از کشور‌های در حال توسعه عربی، رشد اقتصادی اندک بود و دولت‌ها در ایجاد اشتغال و پرداخت هزینه‌های خدمات عمومی ناتوان بودند. این عوامل باعث نارضایتی گسترده طبقه متوسط شهری و ناامیدی جوانان در مورد آینده شغلی‌شان شد. بنابراین مردم خواهان تغییر وضعیت به حالتی بودند که شرایط اقتصادی و اجتماعی در آن به ثبات نسبی و قابل قبولی برسد؛ به این منظور سخن از ایجاد قرارداد اجتماعی جدیدی به میان آمد که جایگزین نمونه از بین رفته قبلی شود.

    ریشه‌های اعتراض

    قرارداد اجتماعی جدیدی که در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا قرار است حاکم شود، بخش خصوصی را قوی می‌بیند که توسط دولتی کوچک و کارا پشتیبانی می‌شود. دولت همچنین باید مقابل مردم و خصوصاً در زمینه خدماتی که موظف به ارائه آنهاست، پاسخگو باشد. کشور‌های نفت‌خیز باید توجه مضاعفی به افزایش بهره‌وری داشته باشند. همچنین مدیریت ثروت ناشی از نفت باید مؤثر و درست باشد و به سرمایه فیزیکی یا انسانی تبدیل شود.

    رویه قبلی حکومت، یعنی دولتی مسلط که نه‌تن‌ها به شهروندان پاسخگو نبود که آنان را در فرآیند اداره کشور سهیم نمی‌کرد نیز باید کاملاً تغییر کند و شهروندان امکان حضور در مناصب مختلف سیاسی و دولتی را داشته باشند. دولت در زمینه اقتصادی باید نقش حامی و تأمین‌کننده شرایط برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی را داشته باشد و به هیچ وجه در نقش رقیب بخش خصوصی در فعالیت‌های اقتصادی ظاهر نشود.

    مطالعات تجربی نشان می‌دهد همه کشور‌های این حوزه مستعد بروز ناآرامی‌های مدنی هستند، بروز و شدت این درگیری‌ها در کشور‌های مختلف منطقه ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد. برای جلوگیری از این امر، نهاد‌های حکمران باید تقویت شوند و به درستی و در راستای مشارکت همه‌گیر همه شهروندان، فارغ از قطبی‌سازی‌های نژادی و قومی و دینی فعالیت کنند.

  • تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛ چکمه‌ی جورابی یا جورا‌ب‌ چکمه‌ای؟!

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛ چکمه‌ی جورابی یا جورا‌ب‌ چکمه‌ای؟!

    برترین‌ها: تیپ و استایل و توجه به پوشش همواره از اصلی‌ترین نکات شخصیتی و از ویژگی‌های بارز سلبریتی‌ها و چهره‌های شناخته شده در هر جامعه‌ای به شمار می‌رود و در طول تاریخ هم همیشه سلبریتی‌ها سعی می‌کردند تمایز اجتماعی و گاهاً اقتصادی خود نسبت به دیگران را با پوشش و لباس خود به منصه ظهور برسانند. در این سری مطلب سعی داریم پکیجی از تیپ‌های برجسته چهره‌های ایرانی خدمتتان تقدیم کنیم.

     مطلب امروزمون رو با استایل جذاب الناز شاکردوست شروع می‌کنیم. چکمه‌های جورابی یا شلواری از مدل‌های خاص هستن که طرفدارای خاص خودشون رو هم دارن. پالتویی که با این نوع چکمه‌ها می‌پوشین باید کوتاه یا جلوباز باشه. ترکیب کرم و سفید ترکیب رنگی بی‌روحیه که اکسسوری‌های رنگی مثل کیف و انگشتر می‌تونه جلوه‌اش رو بیشتر کنه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    استایل زیبا کرمعلی رو ببینین که چقدر خوب رنگ قرمز رو با خاکستری ترکیب کرده و به استایلش جلوه‌ی چندین برابر داده. این استایل کاملا شاد و دخترونه‌س و شما می‌تونین تو مراسم رسمی و غیررسمی ازش استفاده کنین.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    پوشیدن ژیله‌ واسه آقایون تو این فصل به شدت پیشنهاد می‌شه. همونطور که می‌بینین مهدی پاکدل بهترین مدل و رنگ ژیله رو واسه استایلش انتخاب کرده. این مدل ژیله‌ها رو معمولا با تیپ اسپورت می‌پوشن، اما لازم نیست حتما با شلوار جین پوشیده بشه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    مدل زنونه‌ی این مدل ژیله‌هارو هم لیندا کیانی پوشیده. ترکیب رنگ استایل لیندا کیانی خیلی سرده و بهتر بود کمی از رنگ‌های گرمی مثل قرمز و صورتی و نارنجی هم چاشنی کار می‌کرد.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    قبول دارین بهترین مدل شلوار واسه پوشیدن با پوتین‌های کوه‌نوردی، همین مدلیه که حامد کمیلی پوشیده؟ پوشیدن چندین لباس روی هم ایده‌ی جالبی واسه افراد سرماییه. ولی به شرطی که به هماهنگی رنگ‌ها و قد لباس‌ها هم توجه کنین.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    خانواده‌ی سه‌نفره و بانمک محسن کیایی. بوت و کیف قهوه‌ای با استایلی سرتاپا مشکی برای خانومت ترکیب خوبیه، ولی شما می‌تونین شلوار جین رو هم امتحان کنین. شلوار جین و بوت قهو‌های از ترکیب‌های خوب فصل سرده. اورکتی که محسن کیایی پوشیده، گزینه‌ی مناسبی برای آقایون درشت‌هیکله. درباره‌ی استایل دخترخانم بانمکشون هم باید بگیم که اگه از اکسسوری‌های رنگی استفاده می‌کردن، انقدر یکنواخت نمی‌شد.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    و اما دومین خانواده‌ی بانمک کیایی، این بار چهارنفره! چین‌داربودن آستین‌های لباس مادر و دختر، ست ریز جالبیه. دامن‌های کوتاه با جوراب‌شلواری‌های ضخیم طرح‌دار یا ساده و ترکیب اونا با پوتین‌های ساق‌دار از مد‌های قشنگ پاییز و زمستونه مخصوصا وقتی مثل تیپ دختر کوچولوی مصطفی کیایی، ژیله‌ی پشمی هم‌رنگ هم به این ترکیب اضافه بشه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    حنا صالحی، دختر بانمک مجید صالحی هم همین استایل رو انتخاب کرده.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    خوبیِ این کلاه‌های رضا عطاران اینه که وابسته به فصل خاصی نیست. تابستون جلوی آفتاب رو می‌گیره و زمستون هم از یخ‌زدن مغزتون جلوگیری می‌کنه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    دو استایلی تقریبا همرنگ و شبیه به هم، ولی یکی اسپورت و یکی کاملا رسمی! استایل عایشه گل‌جوشکن مانتویی پیراهنی شکل با کیف‌دستی رسمی و کفش پاشنه‌داره که واسه مهمونی‌ها و مراسم رسمی گزینه‌ی خوبیه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛
     اما محیا دهقانی با همین ترکیب رنگ تیپی تقریبا اسپورت زده.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    اندیشه فولادوند و استایل شخصیتی که مناسب خانم‌های لاغر و قدبلنده. با این مانتویی که جلوش بند داره بهتره که کیف بندی نندازین و از کیف‌های دستی استفاده کنین.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    ست جالب نسرین بابایی با رنگ‌های متضاد رو می‌بینید. به نظر شما کفش قرمز واسه این استایل بهتر نبود؟

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    استایل کاملا پاییزی زوج سینمایی، شاهرخ فروتنیان و افسانه چهره‌آزاد.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    تیپ آرام جعفری از اون تیپ‌های نصف اسپورت و نصف رسمیه که بعضی از سلبریتی‌ها هیچ اعتقادی بهش ندارن.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    خواهران منصوریان با دو تیپ متفاوت. در استایل الهه منصوریان شما می‌تونین از شلوار جین طوسی به جای کرم استفاده کنین.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    عکس خانوادگی شریفی‌نیایی به جز مهراوه! ست کردن شال و پوتین هم ایده‌ی خوبیه، مخصوصا وقت‌هایی که کیف ندارین. برای استایل محمدرضا شریفی‌نیا هم پوشیدن بلوزی به رنگ خط‌های شال گردن توصیه می‌شه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    عکس بعدی مربوط به مهران احمدی و دخترشه. بازی با رنگ طوسی و خاکستری تو استایل مهران احمدی به خوبی به چشم میاد. بلوز بافت سورمه‌ای هم تضاد خوبی ایجاد کرده.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    شال مخمل ازجمله لباس‌هاییه که طرفداران خاص خودش رو داره و ست کردنش هم کار تقریبا سختیه، ولی کمند امیرسلیمانی همه‌ی سعیشو کرده که کیفی هم‌رنگ با شالش انتخاب کنه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    افسانه پاکرو و ترکیب تکراری قرمز و مشکی و مانتویی عجیب که به‌خاطر خطای دیدی که ایجاد می‌کنه، مناسب خانم‌هایی که قد بلندی ندارن.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    عکسی از استایل یکتا ناصر تو سریال دل رو می‌بینین. مانتویی تا این حد چین‌دار ممکنه هیکل شما رو خیلی بزرگتر از چیزی که هستین نشون بده. پس اگه براتون مهمه که خوش‌هیکل به نظر بیاین، این مدل مانتو رو نپوشین.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    مدل کت‌وشلوار سینا سرلک که با ژیله‌های رنگی ارائه می‌شه، انواع مختلفی داره که برای آقاپسر‌های جوون مناسب‌تره. انتخاب دستمال جیبی مناسب و هماهنگ با ژیله، نکته‌ایه که باید بهش دقت کنین.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    غیر از رنگ‌های سبز و نارنجی و قهوه‌ای و ژیله‌های چرمی، یکی دیگه از ملزومات پاییز سویشرت یا هودی کلاه داره. شما حتی می‌تونین این سویشرت‌های کلاه‌دار رو زیر کاپشن بدون کلاه بپوشین و از کلاهش نهایت استفاده رو ببرین.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    هماهنگی کتونی‌ها و کت اسپورت هوتن شکیبا، جلوه‌ی خوبی به استایلش داده، ولی اگه اندامی درشت‌تر داشته باشین، پوشیدن تی‌شرت مشکی زیر این کت براتون بهتره.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    پوشیدن بلوز جین زیر کت مخمل، ترکیب عجیبیه که بیژن امکانیان صلاح دونسته امتحانش کنه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    استفاده از کیف قهوه‌ای تنها چیزیه که می‌تونه پوشیدن بوت قهوه‌ای با این تیپ رو توجیه کنه.

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛


    و اما سوال هفته: شما با روش استفاده از دستکش‌های گیپور برای خاص و متفاوت بودن موافقین؟

     الف: آره خیلی شیک و خاصه

    ب: نه خیلی مسخره و چیپه

    ج: بعضی وقتا تو استایل لازمه

    تیپ و استایل چهره‌های ایرانی؛

  • چگونه همیشه وقت‌شناس و آن‌تایم باشیم؟

    چگونه همیشه وقت‌شناس و آن‌تایم باشیم؟

    برترین‌ها: وقت‌شناس و خوش‌قول بودن در همه‌ی جوامع و فرهنگ‌ها امتیازی ارزشمند محسوب می‌شود و تقریبا همه‌ی ما تصدیق می‌کنیم که «باید» وقت شناس باشیم. اما متاسفانه شرایط همیشه هم آنطوری که باید باشد پیش نمی‌رود.

    اگر جزو آدم‌هایی هستید که معمولا دیر سر قرار‌های‌تان حاضر می‌شوید یا وقت کم می‌آورید پس احتمالا افراد زیادی را در اطراف‌تان عذاب می‌دهید.

    چگونه همیشه وقت شناس و آن تایم باشید

    اطرافیان شما نمی‌توانند کار خودشان را متوقف کنند یا منتظر شما بمانند و یا برنامه‌های خود را تغییر بدهند، صرفا به این دلیل که شما خسته‌اید، خواب مانده‌اید و یا تازه یادتان افتاده کار دیگری هم باید انجام می‌دادید؛ بنابراین خیلی مهم است که یاد بگیرید چگونه وقت شناس باشید. وقت شناس بودن هم برای موفق بودن لازم است و هم بر تمام جنبه‌های زندگی اثر می‌گذارد، مانند:

    • شغل‌تان
    • دوستی‌های‌تان
    • روابط رمانیک‌تان
    • فرزندان‌تان
    • سلامت و تندرستی خودتان و اطرافیان‌تان

    اگر همیشه دیر سر کارتان می‌رسید پس احتمال اینکه اخراج شوید هست. همچنین به احتمال زیاد اغلب با حجم زیادی از کار مواجهید که روی هم تلنبار شده‌اند و یا باعث استرس بیشترتان می‌شوند یا اینکه سعی می‌کنید مسئولیت‌های‌تان را گردن دیگران بیندازید تا خودتان از این وقت نشناس بودن زیاد اذیت نشوید. اگر همیشه دیر به مهمانی‌ها و قرار‌های دوستانه‌تان می‌رسید، مطمئن باشید آن‌ها به اندازه‌ی کافی باهوش هستند که بفهمند شما برای وقت آن‌ها و روابط‌تان ارزش قائل نیستید.

    بالاخره یک روز، اطرافیان شما از منتظر ماندن برای شما خسته خواهند شد؛ از اینکه همیشه دیر به سینما برسند و شروع فیلم را از دست بدهند، از اینکه همیشه مجبور باشند با عجله و استرس به مقصد برسند و از خیلی چیز‌های دیگر. شاید دوستان شما به زودی قید دعوت کردن از شما را بزنند و دورهمی‌های‌شان را بدون حضور شما برگزار کنند. تصور کنید سر اولین قرارتان با یک شخص مهم دیر برسید. مطمئن باشید همه چیز را نابود کرده‌اید.

    در این مطلب چند توصیه ساده، اما مفید برای‌تان داریم تا وقت شناس‌تر باشید و دوستان و خانواده و همکاران خود را از خودتان نرنجانید و به روابط تان آسیب نزنید. ضمنا با در پیش گرفتن عادت‌های زیر، خودتان هم کمتر دچار استرس خواهید شد.

    عادت کنید از آلارم ساعت یا موبایل‌تان بیشتر استفاده کنید

    چگونه همیشه وقت شناس و آن تایم باشید

    این عادت خیلی به دردتان خواهد خورد. آلارم بیشترین کاربرد را برای بیدار شدن از خواب دارد. اگر از آن آدم‌هایی نیستید که با اولین زنگ آلارم فورا از جای‌تان بلند شوید و روزتان را شروع کنید، پس حتمال از دکمه‌ی اسنوز یا چُرت کوتاه زیاد استفاده می‌کنید. شما باید آلارم را روی چند دقیقه زودتر تنظیم کنید. یک قانون خیلی خوب به شما توصیه می‌کنیم:

    ۱. تعداد دفعاتی که دکمه اسنوز را می‌زنید با هم جمع کنید

    ۲. آن عدد را در طول مدت هر اسنوز ضرب کنید

    ۳. عدد به دست آمده را از ساعتی که آلارم را روی آن تنظیم می‌کنید کم کنید

    ۴. عدد به دست آمده، زمانی است که در واقع باید از خواب بیدار شوید

    مثلا فرض کنید شما ۳ بار اسنوز‌های ۹ دقیقه‌ای را می‌زنید، پس ۳*۹ = ۲۷

    زمانی که معمولا آلارم را تنظیم می‌کنید: ۶:۴۵ صبح

    حالا باید: ۲۷ دقیقه را از ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه کم کنید که می‌شود: ۶:۱۸ صبح

    از این به بعد آلارم را روی ساعت ۶ و ۱۸ دقیقه صبح تنظیم کنید. آلارم را روی زمان زودتر تنظیم کردن به بدن‌تان اجازه می‌دهد به روتین خودش ادامه دهد (استفاده از اسنوز)، بدون اینکه صبح‌تان را با تاخیر شروع کنید.

    یک کاربرد بسیار مفید دیگر از آلارم این است که می‌توانید از آن به عنوان یک یادآوری کننده استفاده کنید. اگر می‌دانید روز واقعا پُرمشغله‌ای در پیش رو دارید، بد نیست برای یادآوری و به وقت عمل کردن از آلارم استفاده کنید.

    مثلا اگر در حال حاضر مشغول انجام کار مهمی در خانه هستید و می‌دانید باید ساعت پنج و ربع خانه را ترک کنید تا به کلاس یوگای‌تان برسید، آلارم را برای چند دقیقه قبل از آن تنظیم کنید. شاید گاهی لازم شود در یک روز چندین بار از آلارم استفاده کنید تا بتوانید به موقع به کارهای‌تان برسید و این هیچ ایرادی ندارد.

    خودتان، شرایط و روتینتان را ارزیابی کنید

    فقط شما می‌دانید صبح چقدر زمان لازم دارید تا برای رفتن به محل کارتان آماده شوید. فقط شما می‌دانید چقدر زمان لازم دارید بچه‌ها را از مدرسه به خانه برگردانید؛ و فقط شما می‌دانید بدن‌تان قبل از تمرین به چه اندازه تمرینات کششی برای گرم و آماده شدن نیاز دارد. هر کاری که برای وقت شناس و آن تایم بودن‌تان می‌کنید، فقط زمانی مفید خواهد بود که نقاط قوت و ضعف‌تان را ارزیابی کنید. پس محدودیت‌های‌تان را بپذیرید.

    مثلا ممکن است صبح‌ها تا زمانی که همان اول یک فنجان قهوه یا چای ننوشید، خلق‌تان باز نشود و نتوانید هیچ کاری انجام دهید. پس نباید مسئله‌ی به این مهمی را نادیده بگیرید و سراغ برنامه ریزی برای بقیه کار‌ها بروید. حتما زمانی را که منتظرید تا قهوه یا چای‌تان آماده شود را نیز در نظر بگیرید. سپس محاسبه کنید برای آماده کردن اسنک برای بچه‌ها، از خواب بیدار کردن‌شان، کمک به لباس پوشیدن‌شان و آماده شدن خودتان و … چقدر زمان نیاز دارید.

    مهم این است که مثلا آن ده دقیقه‌ای را که منتظرید تا چای یا قهوه‌تان آماده شود حذف نکنید و حتما آن را در محاسبات‌تان وارد نمایید وگرنه تمام برنامه‌های بعدی‌تان با عجله و استرس پیش خواهد رفت و روزتان را با تاخیر و آشفتگی شروع خواهید کرد.

    واضح است که عادت‌ها و موقعیت‌ها برای هر کسی متفاوت‌اند؛ بنابراین الگو و برنامه‌ای که برای دوست‌تان جواب می‌دهد لزوما برای شما به درد بخور نیست. سعی کنید تا جایی که می‌توانید برای هر چیزی از قبل برنامه ریزی کنید و چیز‌های غیرقابل پیش بینی را به حال خود بگذارید.

    تا جایی که امکان دارد برای کارهایتان از قبل آماده شوید

    چگونه همیشه وقت شناس و آن تایم باشید

    یکی از بهترین راه‌ها برای اجتناب از تاخیر، از قبل چک کردن لیست کار‌هایی است که باید انجام دهید تا بتوانید تا جایی که ممکن است چیز‌هایی را از قبل آماده کنید. اگر خوب و با دقت به لیست‌تان نگاه کنید حتما یک سری از کار‌ها را پیدا می‌کنید که همین الان می‌توانید آن‌ها را آماده کنید و بعدا راحت‌تر آن‌ها را انجام دهید. خیلی خوب است عادت کنید همه چیز را بنویسید. مثلا اگر بتوانید ناهار و اسنک بچه‌ها را از شب قبل آماده کنید، صبح کار کمتری خواهید داشت.

    حتی ساده‌ترین و جزئی‌ترین کار‌ها هم می‌توانند در برنامه ریزی‌ها و آن تایم بودن شما اثر بگذارند. اگر واقعا از همیشه در شتاب و استرس بودن خسته شده‌اید، پس توصیه می‌کنیم ریزترین کار‌ها را نیز در برنامه ریزی‌های‌تان به حساب بیاورید.

    در برنامه ریزی‌هایتان منطقی باشید

    سعی نکنید با حدس و گمان و شاید و احتمال پیش بروید. فرض کنید روز پُر از مشغله‌ای را قرار است شروع کنید و می‌دانید قبل و بعد از ناهار، دو قرار کاری مهم دارید، پس باید سر هر دو قرار به موقع حاضر شوید؛ بنابراین منطقی نیست برای این فاصله، قرار دیگری را برای صرف ناهار با دوست‌تان، آن هم در آن سوی شهر تنظیم کنید یا مثلا برای خرید به فروشگاه مرکز شهر بروید. اینکه فکر کنید زرنگی است که از این فاصله‌ی مثلا یک ساعته بهره ببرید و یکی از کارهای‌تان را انجام دهید، شاید به قیمت بدقولی و از بین رفتن اعتبارتان تمام شود. منطقی‌تر این است که در این یک ساعت ناهارتان را بخورید و مثلا ایمیل‌های‌تان را چک کنید.

    به خودتان سخت نگیرید و وقت آزاد هم در نظر بگیرید

    گاهی وقت نشناسی و بد قولی و تاخیر در واقع به دلیل تنبلی یا عدم برنامه ریزی نیست، بلکه ناشی از فعالیت‌ها و مسئولیت‌های فراوانی است که توقع داریم حتما در زمانی فشرده انجام‌شان دهیم. حتما در برنامه‌ی روزانه‌تان زمانی را برای استراحت، سرگرمی و آرام سازی ذهن و جسم‌تان در نظر بگیرید و حتی چند دقیقه هم شده، فقط برای خودتان باشید. هر کسی به روش خاص خودش آرام می‌شود و استراحت می‌کند.

    شاید شما دوست داشته باشید بعد از ناهار کمی چُرت بزنید یا هنگام صرف چای بعدازظهرتان در سکوت بنشینید و چند صفحه کتاب بخوانید. به هر حال هر چه را برای آرامش خودتان دوست دارید مهم بدانید و تصور نکنید هر چه سرتان شلوغ‌تر باشد، کارآمدتر و مفیدتر خواهید بود. چند دقیقه استراحت یا پرداختن به سرگرمی مورد علاقه باعث می‌شود با انرژی و تمرکز بیشتری به روزمرگی‌ها و مسئولیت‌های‌تان برگردید و کمتر دچار تاخیر و استرس شوید.

    دو مسئله‌ی مهم که در تلاش برای وقت شناس بودن باید به خاطر بسپارید این است که یک؛ گاهی «نه» گفتن هیچ ایرادی ندارد! وقتی قبول می‌کنید با وجود مسئولیت‌ها و کار‌های زیادی که در خانه و محل کارتان دارید، با مدرسه‌ی دخترتان هم در انجام یک سری از فعالیت‌های داوطلبانه مربوط به والدین شرکت کنید، چون قدرت «نه» گفتن ندارید، این فشار مضاعف را مجبورید تحمل کنید که مطمئنا بدون عواقب نخواهد بود. کاری که می‌دانید قادر به مدیریت آن نیستید انجام ندهید و زیر با تعهدی که شما را به درد سر می‌اندازد نروید.

    چگونه همیشه وقت شناس و آن تایم باشید

    و، اما مسئله‌ی دوم؛ گوشی و تبلت‌تان را کنار بگذارید! یکی از بزرگ‌ترین موانعی که اجازه نمی‌دهد به موقع به کارهای‌تان برسید، استفاده‌ی نادرست از تکنولوژی است. امروزه گوشی‌های هوشمند و فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی، بخش مهمی از مشغله‌های ما را تشکیل می‌دهند. شاید زیاد برای‌تان پیش آمده باشد که متوجه شوید ساعت‌ها غرق فضای مجازی بوده‌اید بدون اینکه خودتان بدانید.

    بیشتر افراد این روز‌ها به دلیل اینکه عادت کرده‌اند بار‌ها و بار‌ها در روز سرگرم گوشی هوشمند خود باشند، تمرکز چندانی روی دیگر کار‌های خود ندارند و طبیعی است خیلی وقت‌ها با تاخیر و عقب افتادن در کارهای‌شان روبرو شوند. گاهی رسیدن یک پیام از یک دوست در میان انجام یک کار، باعث می‌شود ساعتی را مشغول چت کردن شوید و به تبع، برنامه‌های دیگرتان به تاخیر بیفتد.

    همه‌ی این‌ها حواس پرت کن‌هایی هستند که اگر دوست دارید وقت شناس و مورد احترام باشید باید فکری به حال‌شان بکنید. برای زمانی که قرار است سرگرم گوشی‌تان باشید یا در اینترنت بچرخید، محدودیت تعیین کنید و حتی می‌توانید آلارم را تنظیم کنید تا مثلا بعد از یک ربع خبردارتان کند که وقت‌تان تمام شده. وقتی مشغول انجام کار مهمی هستید، گوشی‌تان را روی سایلنت بگذارید و تا کارتان تمام نشده سراغ گوشی‌تان نروید. وقت شناس و آن تایم بودن، فرمول پیچیده‌ای ندارد، فقط نیاز به ایجاد عادت‌هایی دارد که سود آن‌ها اول از همه به خودتان خواهد رسید.

    منبع: developgoodhabits

  • اختلالی به نام «سندرم شوهر بازنشسته»!

    اختلالی به نام «سندرم شوهر بازنشسته»!

    برترین‌ها: آیا می‌دانستید اختلالی به نام «سندرم شوهر بازنشسته» هم وجود دارد؟ این سندرم، زنان خانه داری را تحت تاثیر قرار می‌دهد که شوهران‌شان بازنشسته شده و حالا هر روز در خانه هستند. خیلی از این خانم‌ها دچار احساس خستگی و فرسودگی، تحریک پذیری عصبی و بینهایت افسرده می‌شوند.

    تئوری سندرم شوهر بازنشسته (Retired Husband Syndrome)، سی سال پیش توسط دکتر چارلز کلیفورد جوهانسون ارائه شد که گفتگو‌هایی با زنان خانه‌داری داشت که همسران‌شان بازنشسته شده و از در خانه بودن مردهای‌شان شاکی بودند. این زنان احساس بدی داشتند و دل‌شان می‌خواست فریاد بزنند، چون شوهران‌شان مدام جلوی دست و پای‌شان بودند و آن‌ها را دیوانه کرده بودند!

    در مورد سندرم شوهر بازنشسته چه می‌دانید

    به نظر می‌رسد زنان ژاپنی بیشتر از بقیه‌ی زنان از سندرم شوهر بازنشسته رنج می‌برند. بیش از ۹۰ درصد از خانم‌های ژاپنی که بالای ۶۵ سال دارند، هرگز بیرون از خانه کار نکرده‌اند، بنابراین وقتی ناگهان با این مشکل روبرو می‌شوند که شوهران‌شان، هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز در خانه‌اند، تعادل زندگی و امورشان به هم می‌خورد. آمار طلاق در میان زوج‌های بازنشسته در ژاپن، طی ۲۰ سال اخیر به شدت افزایش یافته است.

    آیا شما هم از تبعات بازنشستگی شوهرتان می‌ترسید؟ نگران هستید که او قرار است تمام روز ور دل شما بنشیند و نمی‌دانید با او چه باید بکنید؟ آیا فکر می‌کنید بیکاری و اینهمه وقت آزاد، ممکن است شوهرتان را بدخلق و لجباز و ناسازگار کند؟ یا شاید هم تا الان این اتفاق‌ها افتاده‌اند!

    بازنشستگی می‌تواند هم برای مرد و هم برای همسرش که هنوز برای این تغییر اساسی آماده نیستند، سخت و ناراحت کننده باشد. به طور کلی مرد‌ها خودشان را با کارشان و نقشی که در حرفه‌شان دارند تعریف می‌کنند و سپس خود را شوهر و پدر می‌دانند. از طرفی دیگر، زن‌ها چند نقش را همزمان حفظ می‌کنند و فرقی نمی‌کند کارشان در بیرون از خانه چه باشد و معمولا اجتماعی‌تر از مرد‌ها هستند؛ بنابراین عجیب نیست که بازنشستگی می‌تواند احساس آشفتگی و سردرگمی و تنهایی به مرد‌ها بدهد و آن‌ها را به همسرشان وابسته‌تر کند. در نتیجه بازنشستگی گاهی واقعا منجر به نوعی جدیدی از استرس و اختلاف در رابطه زناشویی می‌شود. زنانی که از بازنشستگی همسر خود ناراحت و عصبانی‌اند (دچار سندرم شوهر بازنشسته شده‌اند) اغلب علت را اینگونه عنوان می‌کنند:

    • شوهرم توقعاتش زیاد و غیرمنطقی شده، مثلا با اینکه خودش وقت آزاد دارد انتظار دارد من همیشه برایش غذا درست کنم.
    • شوهرم واقعا آداب معاشرت را فراموش کرده و بی‌ادب شده.
    • شوهرم دست و پا چلفتی شده و بدون من هیچ کاری را نمی‌تواند درست انجام بدهد و من باید مدام به او بگویم چه بکند و چه نکند.
    • شوهرم درباره‌ی همه چیز غُر می‌زند و ایراد می‌گیرد.
    • شوهرم در کار‌های مربوط به من دخالت می‌کند و سرک می‌کشد.

    نکاتی برای نجات از سندرم شوهر بازنشسته

    • یادتان باشد، بازنشستگی ربطی به تنبلی ندارد. بازنشستگی مرحله‌ای طبیعی از زندگی برای افراد شاغل است که پنجره‌ای کاملا جدید به زندگی باز می‌کند، اما نیاز به برنامه ریزی، درایت و منطق برای لذت بردن از این دوران و کنار آمدن با بحران‌های آن دارد.
    • سراغ رویاهای‌تان بروید و برای‌شان برنامه ریزی کنید. زوج‌هایی که طی سال‌های زندگی مشترک خود عادت کرده‌اند با هم برای مسائل مالی و خانوادگی و … برنامه ریزی کنند، در دوران بازنشستگی موفق‌تر عمل می‌کنند. حتما شما هم رویا‌هایی داشته‌اید که مشغله‌ی کار و زندگی و امور بچه‌ها به شما اجازه نداده به دنبال‌شان بروید. با همسرتان حرف بزنید و ببینید امکان برآورده کردن کدام یک از خواسته‌ها و برنامه‌های‌تان را دارید.
    • فعالیت‌هایی انجام دهید که هر دوی شما از آن لذت می‌برید. اکنون که همسرتان بازنشسته شده، زمان زیادی برای با هم بودن دارید. انجام فعالیت‌های مناسبی که برای هر دوی‌تان جالب باشد می‌تواند از تنش و استرس‌تان کم کند و شرایطی فراهم کند که از بودن در کنار هم به جای اینکه حرص بخورید لذت ببرید.

    در مورد سندرم شوهر بازنشسته چه می‌دانید

    • برای هر کدام‌تان یک فضای شخصی در خانه در نظر بگیرید و به هم اجازه دهید به علاقه مندی‌های فردی‌تان برسید. همه‌ی ما به فضا و زمانی برای خودمان نیاز داریم تا تنها باشیم و به کاری که دوست داریم بپردازیم. به فضای خصوصی هم احترام بگذارید و از اینکه زمان‌هایی را فقط اختصاص به خودتان دهید، احساس گناه نکنید. زمان‌هایی که تنها هستید و به فعالیت محبوب‌تان مشغولید، در واقع برای سایر زمان‌ها که در کنار همسر و فرزندان‌تان هستید انرژی می‌گیرید و شارژ می‌شوید.
    • در مورد احساسات و نگرانی‌ها و ترس‌های‌تان در این مرحله‌ی جدید از زندگی، راحت و صمیمی با همسرتان حرف بزنید. همسرانی که از ترس‌ها و نگرانی‌های‌شان با هم حرف نمی‌زنند، معمولا در درک عقاید و رفتار‌های همدیگر به مشکل برمی‌خورند. مثلا مردی که تمام روزش را با کار و حرفه‌اش پُر می‌کرده و حالا اجبارا زودتر بازنشسته شده ممکن است بابت اینکه دیگر کار نمی‌کند عصبانی و آشفته باشد. اگر با همسرش در مورد نگرانی و ناراحتی که دارد حرف نزند، او را با رفتارهایش غافلگیر و آزرده خواهد کرد. ارتباط همیشه، مهم‌ترین جزء از رابطه است که اکنون مهم‌تر هم شده است.
    • برای گوش دادن به حرف‌های همسرتان وقت بگذارید. خیلی وقت‌ها، خصوصا زمانی که تنشی وجود دارد، فکر می‌کنیم می‌دانیم طرف مقابل چه دارد می‌گوید و برای شنیدن حرف‌هایش حوصله نمی‌کنیم، در واقع اصلا به آنچه می‌گوید گوش نمی‌دهیم. رابطه به همدلی نیاز دارد و همدلی زمانی است که درد و نگرانی‌ها و ترس‌های طرف مقابل‌تان را احساس کنید. در این مرحله یا بحران از زندگی، نیاز به همدلی بیشتر می‌شود.
    • نسبت به هم مهربان‌تر باشید. مهربانی واگیر دارد. وقتی با همسرتان مهربانی می‌کنید و ملایمت به خرج می‌دهید، او کمتر می‌تواند از دست‌تان عصبانی بشود و به شما پرخاش کند. مهربانی کمک می‌کند ارتباط تان قوی‌تر شود و بیشتر ملاحظه‌ی هم را بکنید.
    • نکته‌ای که نباید فراموش کنید این است که شما نمی‌توانید همسرتان را تغییر دهید. همه‌ی ما یاد گرفته‌ایم که نمی‌توانیم دیگران را تغییر دهیم، بلکه فقط می‌توانیم خودمان را تغییر دهیم. شما می‌توانید روی دیگران تاثیر بگذارید و این دقیقا همان کاری است که باید بکنید. با برنامه ریزی جدید برای دوران بازنشستگی می‌توانید روی زندگی زناشویی‌تان اثر بگذارید و از این طرق کنترل امور را به دست بگیرید. اگر هر دو اهل ورزش هستید می‌توانید از این به بعد با هم ورزش کنید، با هم به خرید بروید، با هم غذا درست کنید یا اینکه برنامه ریزی کنید چه زمانی شما و چه زمانی همسرتان آشپزی کند، به دیدار دوستان‌تان بروید، در فعالیت‌های خیرخواهانه شرکت کنید و البته اوقات شخصی خود را نیز در برنامه بگنجانید.

    در مورد سندرم شوهر بازنشسته چه می‌دانید

    اگر همسرتان بعد از بازنشستگی افسرده شده …

    گاهی دست از کار کشیدن و بازنشسته شدن می‌تواند آنقدر استرس برانگیز باشد که فرد احساس افسردگی کند و این مسئله بیشتر از آنچه فکر می‌کنید شایع است. اگر همسرتان با افسردگی بعد از بازنشستگی دست و پنجه نرم می‌کند یا اصلا حال و حوصله‌ی روز‌های بازنشستگی‌اش را ندارد، بهترین کار این است که او را تشویق کنید در مورد احساسش حرف بزند و او را وارد فعالیت‌هایی کنید. اغلب بی‌حوصلگی به این دلیل روی می‌دهد که همسر شما احساس می‌کند دیگر مفید نیست یا کسی به او نیاز ندارد و این مسئله نیز با تعیین هدف جدید و پذیرفتن مسئولیت برطرف شدنی است.

    اگر همسرتان هیچ کاری نمی‌کند …

    شاید احساس کنید همسرتان بعد از بازنشستگی تنبل شده و هرگز از خانه بیرون نمی‌رود یا زیاد تلویزیون تماشا می‌کند. شاید همسر شما تنبل یا بی‌انگیزه نیست بلکه برداشت او از بازنشستگی، هیچ کاری نکردن است. بسیار خب ایرادی ندارد، اما مسئله اینجاست که اگر شما برنامه‌ی دیگری داشته باشید، این رفتار و طرز فکر می‌تواند خودخواهانه به نظر برسد. پس چه باید بکنید؟ با همسرتان با صبر و حوصله حرف بزنید و به او بفهمانید که لحظاتی در زندگی وجود دارد که تکرار شدنی نیستند و نباید با غفلت آن‌ها را از دست بدهید، چون هیچوقت نمی‌دانید زندگی چقدر برای بیشتر باهم بودن به شما فرصت می‌دهد.

    اگر همسرتان هرگز از خانه بیرون نمی‌رود …

    در مورد سندرم شوهر بازنشسته چه می‌دانید

    وقتی کسی خودش را از دیگران کنار می‌کشد، مثلا هرگز دوست ندارد از خانه خارج شود، لزوما به این دلیل نیست که نمی‌خواهد با دیگران برخورد کند، بلکه می‌تواند علامت این باشد که ناراحت و افسرده است یا دچار بیرون هراسی (agoraphobia) شده است. نکته اینجاست که ممکن است این رفتار بیشتر به احساس خود شما برگردد. اگر شما از این ناراحتید که همسر بازنشسته‌تان هرگز از خانه بیرون نمی‌رود، شاید به این دلیل است که می‌خواهید زمانی را در خانه تنها باشید. یا شاید دوست دارید با هم بیرون بروید و کار‌هایی بکنید. پس اول باید ببینید چرا می‌خواهید همسرتان بیشتر از خانه بیرون برود. با او حرف بزنید و نظر و احساسش را بپرسید تا نظر شما جنبه‌ی محبت و توجه داشته باشد نه انتقاد و بهانه جویی.

    اگر همسرتان همیشه بداخلاق و غُرغُرو است …

    به نظر می‌رسد بعضی از مرد‌ها با بالا رفتن سن بدخلق می‌شوند و شما تنها نیستید. انگار این مرد‌ها از هر چیزی می‌توانند ایراد بگیرند و غرولند کنند، از رفتار همسایه گرفته تا برنامه‌های تلویزیون! شاید به دلایلی که در بالا گفتیم، همسرتان حس خوبی نسبت به روز‌های بازنشستگی‌اش ندارد و این حس را بدین صورت بروز می‌دهد و یا شاید هم از اول بداخلاق بوده، اما چون تمام روز سرکار بوده است و زمان کمتری را با او می‌گذرانده‌اید متوجه نشده‌اید!

    اما اگر نوسانات خلقی همسرتان بخشی از شخصیت او نیست و بعد از بازنشستگی‌اش روی داده می‌تواند علامتی از افسردگی یا آلزایمر زودهنگام باشد. اگر تغییرات خلقی همسرتان جوری است که حتی دوست ندارید با کسی معاشرت کنید، بهتر است از یک مشاور حرفه‌ای کمک بگیرید. ممکن است همسرتان نگرانی‌هایی داشته باشد یا خسته و ناامید شده باشد و از این بابت که نمی‌داند باقی زندگی‌اش چطور خواهد بود، مضطرب است. به هر حال این احتمالات را بررسی کنید، شاید فقط به این نتیجه برسید که همسرتان تبدیل به یک پیرمرد غرغرو شده!

    بازنشستگی قرار نیست رابطه و زندگی‌تان را بهم بزند، بلکه صرفا یک تغییر است و هر تغییری با استرس همراه است. بین خودتان راه‌های ممکن برای حفظ آرامش و ارتباط بهتر و ضمنا حفظ فضای شخصی‌تان را پیدا کنید تا از این مرحله از زندگی‌تان لذت ببرید.

    منابع: verywellmind ،gransnet

  • دریاچه‌ی چورت؛ منظره‌ای بکر و جوان

    دریاچه‌ی چورت؛ منظره‌ای بکر و جوان

    برترین‌ها: استان مازندران به عنوان یکی از سرسبزترین و زیباترین استان‌های کشور، دیدنی‌های بسیاری دارد که با قدم گذاشتن در هر قسمت از آن می‌توان شاهد زیبایی‌های خلقت پروردگار بود. در این میان، آبشار‌ها و دریاچه‌ها نیز از اهمیت بسیاری برخوردار هستند و یکی از جذاب‌ترین جاذبه‌های دیدنی برای گردشگران به شمار می‌آیند.

    وجود دریاچه‌ای زیبا و بکر آن هم در قلب جنگلی سرسبز و انبوه، تصوری است که احتمالاً در ذهن بسیاری از ما چیزی شبیه به یک رویاست و شاید با خود فکر کنیم که چنین مناظری را نمی‌توان در کشور خود پیدا کرد. در صورتی که ایران، کشور هفت اقلیم است و هر گوشه‌ای از آن نیز زیبایی‌های منحصربه‌فرد خود را به رخ می‌کشد. در این مطلب همراه ما باشید تا به یکی از جوان‌ترین و در عین حال زیباترین دریاچه‌های استان مازندران سری بزنیم و با آن بیشتر آشنا شویم: دریاچه چورت.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    درباره دریاچه چورت

    دریاچه چورت که آن را با نام میانشه نیز می‌شناسند در ۱۰ کیلومتری روستای چورت در استان مازندران قرار دارد و وسعت آن نیز چیزی حدود ۵/۲ هکتار است. این دریاچه در محاصره درختانی بلندقامت و سبزرنگ قرار دارد و همین موضوع نیز آن را تبدیل به گزینه‌ای منحصربه‌فرد و زیبا جهت بازدید و گذراندن اوقاتی آرام و دلنشین کرده است.

    یکی از موضوعات و ویژگی‌های جالبی که می‌توان در رابطه با دریاچه چورت نام برد چگونگی پیدایش آن است. دریاچه چورت در سال ۱۳۱۸ شمسی و بعد از رانش زمین و زلزله‌ای که در این منطقه اتفاق افتاد به وجود آمد، چراکه در نتیجه این زمین‌لرزه مسیر آب این منطقه بسته شد و دریاچه فعلی پدید آمد. این ویژگی که نشان‌دهنده جوان و متفاوت بودن این دریاچه است آن را در میان سایر دریاچه‌های اطراف بسیار مهم و منحصربه‌فرد کرده است.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    منظره دریاچه چورت بسیار دلنواز و آرامش‌بخش است. این منطقه غالباً در میان مه غرق قرار دارد و مناظر زیبای دیگری را نیز می‌توان در اطراف آن مشاهده کرد که گشت‌وگذار شما را تکمیل می‌کند. به علاوه آنکه امروزه قایق‌هایی نیز در این دریاچه تعبیه شده‌اند که امکان یک خاطره قایق‌سواری جذاب را در ذهن شما ماندگار می‌سازند.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    حالا که به تمامی این مسائل اشاره کردیم حیف است این را نیز نگوییم که فضای اطراف دریاچه چورت یکی از بهترین گزینه‌ها برای پیاده‌روی است، چراکه شما با قرارگیری در قلب جنگل می‌توانید از بوی گیاه و خنکی هوا لذت ببرید و چشمان خود را از تماشای مناظری بکر و زیبا سرشار نمایید. به همین خاطر هم هست که بازدید از دریاچه چورت را معمولاً به کسانی توصیه می‌کنیم که به دنبال مکانی آرامش‌بخش و دلنشین هستند تا ساعاتی از زندگی شلوغ و پردردسر شهری در امان باشند.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    دریاچه چورت در واقع در شکاف دره‌ای پرشیب قرار دارد و همین موضوع نیز نقش زیادی در بکر و زیبا بودن آن ایفا کرده است. این دریاچه به صورت بیضی‌شکل است و عمق آن هم در زمان‌های مختلف تغییر می‌کند، چراکه همان‌طور که انتظار می‌رود بسیار تحت تأثیر میزان بارش در منطقه است. از آنجایی که این دریاچه بعد از زلزله به وجود آمده است به خودی خود آبزی‌ای در آن زندگی نمی‌کند و هر گونه ماهی که در آن مشاهده می‌کنید افراد ساکن در منطقه به آن انداخته‌اند.


    بازدید از دریاچه چورت

    پوشش گیاهی اطراف دریاچه چورت که آن را به طور کامل محاصره است در طول فصول مختلف سال زیبایی‌های منحصربه‌فردی را به رخ همگان می‌کشد، به همین دلیل نیز باید گفت که تمامی فصول سال را می‌توان برای بازدید از این دریاچه، مناسب دانست، با این حال از آنجایی که سرمای زمستان در این منطقه نسبتاً زیاد است شما می‌توانید برای بازدید از دریاچه چورت در فصل‌های بهار تا پاییز مراجعه نمایید.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    باید به این موضوع نیز اشاره کنیم که امکان شنا در دریاچه چورت به هیچ عنوان وجود ندارد و این مسئله‌ای است که غالباً با آن روبه‌رو هستیم. به دلیل وجود بوته‌ها گیاهان متفاوت در کف این دریاچه، شنا کردن در آن کار ایمن و درستی نیست و می‌تواند آسیب‌رسان باشد، به همین دلیل نیز بهتر است که به کلی قید شنا کردن در این دریاچه را از ذهن خود خارج کنید.

    اگر به منطقه دریاچه چورت سفر کردید و از زیبایی‌های آن نیز بازدید نمودید احتمالاً به دنبال اقامتگاه و هتل‌هایی نیز خواهید بود تا شب را در آن‌ها سر کنید. در این رابطه باید بگوییم در این منطقه خانه‌هایی وجود دارند که به مسافران اجاره داده می‌شوند، به علاوه آنکه هتل‌ها و مهمان‌سرا‌هایی نیز در شهر‌ها و روستا‌های اطراف دریاچه چورت قرار دارند که می‌توانید روی آن‌ها نیز حساب کنید و اقامت راحت و ایده‌آلی را در آن‌ها تجربه نمایید.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    این دریاچه بهترین گزینه برای کسانی است که به دنبال سکوت هستند و می‌خواهند با بازدید از یک منطقه طبیعی و سرسبز حال خود را دگرگون کرده و آرامش مجددی به دست آورند. شما می‌توانید با مراجعه به دریاچه چورت خود را در آغوش طبیعت حس کنید و سکوتی را که دنبالش هستید به دست آورید تا در نهایت بتوانید با ذهنی آرام و خاطرات سفری دوست‌داشتنی به زندگی شهری‌تان بازگردید.


    مسیر رفت و آمد به دریاچه چورت

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

    برای رفتن به دریاچه چورت شما باید قبل از هر چیز به استان مازندران بروید و از آنجا به سمت جاده کیاسر- ساری حرکت کنید. اگر این مسیر را از شهر تهران آغاز کرده باشید باید چیزی حدود ۳۵۰ کیلومتر را پشت سر بگذارید تا به روستای چورت برسید. وقتی به این روستا رسیدید با طی کردن ۱۰ کیلومتر می‌توانید دریاچه چورت را مقابل چشمان خود ببینید.

    دریاچه چورت، این منظره بکر و جوان!

  • راهنمای رستگاری در دوران دانشجویی!

    راهنمای رستگاری در دوران دانشجویی!

    روزنامه خراسان – نرگس عزیزی: دانشجویی جزو دوره‌هایی از زندگی است که افراد در آن، دغدغه‌های زیادی دارند. دانشجویان دوست دارند که با تلاش در این دوره، بهترین آینده را برای خودشان رقم بزنند، اما این سوال پیش می‌آید که چرا معمولا به این هدف دست نمی‌یابند. دو اشتباه رایج در این دوره و ناآشنایی با دو مهارت مهم، عامل اصلی این ناکامی است. اولی، مهارت برنامه‌ریزی است که بار‌ها و بار‌ها درباره آن صحبت شده و نیاز ضروری هر دانشجو و البته هر آدمی برای رسیدن به اهداف و موفق شدن است.

    در پرونده امروز، سعی کرده‌ایم به جای یک سری حرف‌های کلی و گفتن نکات تئوری، به صورت مصداقی و عملی به شما برای داشتن یک برنامه‌ریزی اصولی کمک کنیم. دومی، مهارت شبکه‌سازی است که به احتمال زیاد درباره‌اش نشنیده‌اید. مهارتی که هدفش، پاسخ دادن به اصلی‌ترین دغدغه دانشجویان یعنی بیکاری است. امروز یعنی ۱۶ آذر، روز دانشجوست ضمن عرض تبریک این روز به دانشجویان عزیز، خواندن مطالب کاربردی پرونده امروز را به آن‌ها توصیه می‌کنیم.

    رستگاری در دوران دانشجویی

    چرا مدیریت زمان در دوره دانشجویی مهم است؟

    بسیاری از افراد تا پیش از آغاز به درس خواندن در دانشگاه، لزوم مدیریت زمان را درک نمی‌کنند. این موضوع چندان هم عجیب نیست چراکه تنوع برنامه‌ها تا پیش از این زمان به صورت معمول چندان زیاد نیست؛ فعالیت اصلی دانش‌آموزان درس خواندن است و زمان حضور در مدرسه نیز البته مشخص و ثابت.

    با توجه به نکات گفته شده، با تغییر شرایط بعد از ورود به دانشگاه در صورتی که افراد مدیریت زمان ضعیفی داشته باشند، ممکن است زمان زیادی را هدر بدهند و در مقابل در صورت قوی بودن در این مهارت، چندین قدم از همسالان خود جلو بیفتند.
    مسئولیت‌ها و نقش‌هایی که دانشجویان بر عهده دارند، در غالب مواقع محدود است. در واقع هرچند مسئولیت‌ها به نسبت دوره دانش‌آموزی افزایش محسوسی داشته، اما در مقایسه با بعد از آن، بسیار محدود است. بر این اساس هم تمرین مدیریت زمان در این فرصت، دشواری کمتری دارد و با موفقیت بیشتری می‌تواند همراه باشد.

    تجربه ناکامی در کسب نتایج قابل قبول درسی، می‌تواند تاثیری مخرب بر اعتماد به نفس دانشجویان داشته باشد. هر چند در افت تحصیلی عوامل متعددی نقش دارد، اما ضعف در مدیریت زمان یکی از عوامل مهم در این زمینه است. شاید بهتر باشد بگوییم برای کسب نتایج خوب درسی، ایجاد فرصت برای پرورش توانمندی‌ها و کسب مهارت‌های متعدد و البته تقویت اعتماد به نفس، بهتر است موضوع مدیریت زمان را از همین روز‌ها جدی بگیرید.

    سهم من را به اندازه بده!

    رستگاری در دوران دانشجویی

    این مهارت به درد دانشجویانی می‌خورد که دغدغه برقراری تعادل در برنامه‌های خود را دارند.

    آیا شما هم از جمله افرادی هستید که از کمبود وقت شکایت دارید و همیشه در ذهن‌تان فهرستی از کار‌های عقب‌افتاده است؟

    شاید هم شما از جمله افرادی باشید که وقتی فعالیت‌های چند ماه گذشته را مرور می‌کنید، احساس می‌کنید آن قدر که دلتان می‌خواسته برنامه‌های مفید نداشته‌اید و چند وقتی است در جا می‌زنید. شاید هم اصلا شما دانشجوی سال اول هستید و از این‌که می‌بینید در عوض تمام برنامه‌هایی که پیش از این برای بعد از ورود به دانشگاه برای خود در نظر گرفته بودید، تنها به تعداد کمی از آن‌ها رسیده و ناچار شدید بیشتر آن‌ها را کنار بگذارید، دلخورید.

    خلاصه اگر از هر کدام از این گروه‌ها باشید، مطلب امروز به کار شما خواهد آمد، چرا که قرار است به شما روشی ساده و کاربردی برای بهبود در برنامه‌ریزی روزانه‌تان ارائه شود. روشی که به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید برای هر بخش از زندگی‌تان سهمی متناسب در نظر بگیرید.

    قدم اول: تهیه فهرست فعالیت‌ها بدون ارزش‌گذاری

    اول از همه توجه داشته باشید که این روش را همه افراد می‌توانند به کار برند، اما با توجه به شروع سال تحصیلی دانشگاه‌ها و از آن جا که دانشجویان زیادی در خصوص برنامه‌ریزی روزانه مشکل دارند، مثال‌های این مطلب متناسب با زندگی دانشجویی است. برای شروع، ابتدا کار‌هایی را که هر روز برای آن‌ها وقت صرف می‌کنید یادداشت کنید. در این فهرست قرار نیست شما ارزش‌گذاری خاصی روی فعالیت‌ها داشته باشید و بر فرض تنها آن‌هایی را که به نظر مفید هستند بنویسید.

    این فهرست می‌تواند شامل این موارد باشد: خوابیدن، خوردن، حضور در کلاس‌های دانشگاه، رفت و آمد، صرف وقت با دوستان، درس خواندن، استفاده از شبکه‌های اجتماعی، رسیدگی به امور شخصی مانند حمام، شستن لباس، نظافت اتاق، آراستن خود و …، ورزش، بازی‌های رایانه‌ای و دیگر فعالیت‌ها مانند صرف وقت با خانواده یا کاری پاره وقت.

    قدم دوم: ثبت زمان صرف شده برای هر عنوان

    در مرحله بعد به مدت یک هفته و به صورت روزانه، میزان زمانی را که صرف هر کدام از این موارد می‌کنید یادداشت کنید تا دیدی منطبق بر واقعیت درباره زمان صرف شده برای هر یک پیدا کنید. سپس میانگین زمان صرف شده را محاسبه و یادداشت کنید. جدول زیر بر مبنای زندگی یک دانشجوی سال اولی تهیه شده و صرفاً برای آشنایی شماست.

    قدم سوم: تهیه نمودار دایره‌ای

    رستگاری در دوران دانشجویی

    هرچند تهیه این جدول به خودی خود می‌تواند اطلاعات خوبی درباره نحوه برنامه‌ریزی روزانه شما و ایراد‌هایی که باید برطرف شود، در اختیار شما قرار دهد، اما تهیه نمودار دایره‌ای می‌تواند میزان کاربردی بودن این اطلاعات را باز هم افزایش دهد. به ویژه اگر در زمان تهیه نمودار، فعالیت‌ها را بر مبنای هدف‌شان با رنگ‌های یکسان نمایش دهید. برای این کار کافی است شما دایره‌ای بکشید و آن را به ۲۴ برش مساوی تقسیم کنید (نمودار خالی دایره‌ای در اینترنت در دسترس است).

    سپس هر برش در دایره را معادل یک ساعت در نظر بگیرید و اطلاعات این جدول را وارد نمودار کنید. اگر فعالیت‌ها را در چند دسته کلی نیز دسته‌بندی و از رنگ‌های یکسان برای مشخص کردن هر دسته استفاده کنید، نمودار کاربردی‌تر خواهد بود. به عنوان مثال در نموداری که بر مبنای جدول بالا تهیه شده، هر آن چه زیر مجموعه مراقبت از خود و فعالیت‌های ضروری روزانه است، با رنگ بنفش یا فعالیت‌های مربوط به تفریح و تعامل‌های اجتماعی با رنگ آبی مشخص شده است.

    قدم چهارم: ارزیابی نمودار و سهم فعالیت‌ها

    حالا به نمودار نگاه کنید. در مثال ترسیم شده در همان نگاه اول شما متوجه زیاد بودن سهم رنگ بنفش و آبی می‌شوید، اما در مقابل با این‌که این برنامه برای یک دانشجوست، میزان زمان صرف شده برای فعالیت‌های درسی او (رنگ نارنجی) چندان زیاد نیست.

    نکاتی درباره رنگ بنفش: درباره رنگ بنفش و فعالیت‌های مربوط به آن، با چند راهکار می‌توان میزان آن را کاهش داد، به عنوان مثال کم کردن نیم ساعت از زمان خواب.

    نکاتی درباره رنگ آبی: در بخش آبی، اما به نظر می‌رسد که امکان کاهش آسان، اما همزمان دشوار است. این روز‌ها بسیاری از جوانان زمان زیادی را در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کنند؛ فعالیتی که کم آن بدون اشکال، اما وقتی به بیش از ۱۰ ساعت در هفته می‌رسد با عوارضی همراه می‌شود. استفاده از اپلیکیشن‌های نمایش‌دهنده زمان استفاده از گوشی یا برنامه‌هایی که برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی سقف گذاشته و اجازه استفاده بیشتر در طی روز را نمی‌دهد، می‌تواند در این زمینه یاری‌رسان باشد.

    نکاتی درباره رنگ نارنجی: اما در خصوص رنگ نارنجی و آن چه با عنوان فعالیت‌های آموزشی دسته‌بندی شده است، در این بخش، موضوع فقط کم بودن زمان اختصاص داده شده به درس نیست، بلکه موضوع زمان کم برای آموزش و پرورش توانایی‌ها و مهارت‌هاست. توجه داشته باشید که دوران جوانی، مهم‌ترین زمان برای کسب مهارت‌ها و تقویت توانایی‌ها برای آماده شدن به بازار کار و زندگی بزرگ سالی است، پس اگر می‌بینید زمان اختصاص یافته برای بخش آموزش شما بسیار محدود است، در اولین فرصت به دنبال تغییر برنامه‌های خود باشید.

    مهارتی برای شکست بیکاری!

    کارشناسان، شبکه‌سازی را فعالیتی مهم برای یافتن شغل می‌دانند، اقدامی که باید از دوران دانشجویی آغاز شود
    پیدا کردن شغل کار آسانی نیست به خصوص وقتی شما کم سن و سال هستید. در این میان برخی با بدبینی تنها راه پیدا کردن شغل را پارتی‌بازی می‌دانند، اما آیا راهی هست که بشود بدون پارتی بازی در کوتاه‌ترین زمان شغلی برای خود دست و پا کرد؟ این روز‌ها برخی معتقدند توجه به مهارتی مهم، اما ناآشنا در دوره دانشجویی می‌تواند به شما این امکان را بدهد که بعد از اتمام درس، در زمانی کوتاه‌تر بتوانید شروع به کار کنید؛ مهارتی به نام «شبکه‌سازی».

    بسیاری کسب این مهارت را به ویژه برای دانشجویان ضروری می‌دانند و معتقدند در بازار کار این روزها، کسی که توانایی شبکه‌سازی نداشته باشد، هم در پیدا کردن اولین کار خود دشواری‌های زیادی را تجربه خواهد کرد و هم این‌که در پیشرفت کاری با مشکل مواجه خواهد شد، اما منظور از شبکه‌سازی چیست و چه تفاوتی با پارتی‌بازی دارد؟

    شبکه‌سازی چیست؟

    رستگاری در دوران دانشجویی

    با تخصصی شدن مشاغل، گسترده شدن عناوین شغلی و جابه‌جایی زیاد افراد برای کار، شناساندن خود به دیگران برای آغاز به کار، اهمیت زیادی دارد. شما برای این منظور باید بتوانید متناسب با اهداف کاری خود، افرادی را که می‌توانند فرصت کاری در اختیار شما بگذارند، پیدا کنید، خودتان را به درستی به آن‌ها بشناسانید و البته بتوانید اعتماد آن‌ها را جلب کنید. با این کار شما در واقع شبکه‌ای از افرادی که می‌توانند بالقوه به شما در یافتن کار و پیشرفت کمک کنند، ایجاد می‌کنید.

    توجه داشته باشید که تفاوت مهم شبکه‌سازی با پارتی‌بازی در هدف افراد در معرفی کردن شماست. در پارتی‌بازی شما به واسطه این‌که آشنای فلان فرد هستید، معرفی می‌شوید؛ بدون در نظر گرفتن مهارت‌های شما، اما بعد از شبکه‌سازی، افراد شما را به واسطه مهارت‌ها، توانمندی‌ها و قابلیت‌هایتان معرفی می‌کنند.

    این فرصت‌های دانشجویی را از دست ندهید

    آشنایی نزدیک‌تر با برخی استادان: غالب استادان دانشجویان علاقه مند، با پشتکار و مسئولیت‌پذیر خود را تا سال‌ها بعد به یاد می‌آورند و اگر کسی دنبال نیروی جوان و کاری باشد، در صورتی که استاد شما، پیش از این با توانایی‌های شما آشنا شده باشد، احتمال این‌که شما را به عنوان یک گزینه مناسب معرفی کند، زیاد است.

    کارآموزی را هدفمند پیش ببرید: البته همه رشته‌ها کارآموزی ندارد، اما اگر چنین فرصتی به شما داده شد، آن را جدی بگیرید. شاید محیطی که الان به عنوان کارآموز در آن حاضر می‌شوید، مطلوب شما نباشد، اما توجه داشته باشید که مدیر فعلی شما در کارآموزی، شناخت بهتری از بازار کار از شما دارد و بر این اساس می‌تواند کمک خوبی در این زمینه باشد.

    بازدید‌هایی سرنوشت‌ساز: هنگام بازدیدهمراه با دانشگاه، اردو‌های علمی و … درباره موقعیتی که می‌خواهید در آن حاضر شوید، اطلاعات کسب کنید. اگر می‌دانید امکان آشنایی با فردی متخصص در رشته خود را در این زمان خواهید داشت، با آمادگی به دیدن او بروید. در بخش خرده‌مهارت‌های شبکه‌سازی در خصوص کسب آمادگی بیشتر، صحبت خواهیم کرد.

    انجمن‌های علمی، فعالیتی با کاربردی چندگانه: فعالیت در انجمن‌های علمی یکی دیگر از فرصت‌هایی است که مختص دوره دانشجویی است. فعالیت در این انجمن‌ها را بسیاری از دانشجویان دست کم می‌گیرند، غافل از این‌که این فعالیت‌ها هم می‌تواند خرده‌مهارت‌های ضروری را در شبکه‌سازی تقویت کند و هم فرصت آشنایی با افراد متخصص بیشتری را در اختیار آن‌ها قرار دهد.

    از توان بالقوه شبکه‌های اجتماعی غافل نشوید: سعی کنید پیش از اتمام درس خود، زمانی را به شناخت و آگاهی درباره بازار کار رشته تخصصی خود اختصاص دهید و به محیط‌های کاری در این زمینه سر بزنید. البته برای این کار جدای از بازدید حضوری، فضای مجازی را نیز جدی بگیرید. در فضای مجازی با افراد فعال در رشته خود آشنا شوید، به صفحات آن‌ها یا سایت‌هایشان سر بزنید و شناخت خوبی از آن‌ها کسب کنید تا در قدم بعدی بتوانید خود را به آن‌ها معرفی کنید.

  • تهرانگردی؛ بهترین دیزی‌سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی‌سرا‌های تهران

    برترین‌ها: «دیزی» یکی از غذا‌های سنتی و پرطرفدار در بین ایرانیان سراسر کشور است. غذایی چرب و سنگین و البته بسیار لذیذ که از گوشت تازه گوسفند و حبوبات در کنار گوجه، سیب زمینی، دمبه و ادویه‌های مخصوصش تهیه می‌شود.

    هنر درست کردن دیزی خوشمزه کار هر شخص و هر رستورانی نیست و باید کاربلد باشی تا بتوانی بهترین دیزی را اماده کنی. برای طبخ دیزی معمولا از ظرف‌های سفالی (سنگی) و یا از ظروف فلزی استوانه‌ای استفاده می‌شود و در کنار نان سنگک، سبزی خوردن، پیاز و پیازچه و انواع ترشیجات نوش جان میشود. لطفاً آب دهان خود را قورت دهید و با ما همراه باشید تا در گزارشی بهترین دیزی سرا‌های پایتخت را برایتان معرفی کنیم.

    ۱. رستوارن «دیزی»

    تقریبا اکثر دیزی باز‌های تهران بر این موضوع اتفاق نظر دارند که رستوران دیزی ایرانشهر خوشمزه‌ترین دیزی سرای تهران است. رستورانی که منو و لیست غذا ندارد و فقط دیزی سرو میکند. همراه با مخلفات فراوان و خوشمزه. فضای سنتی و نوستالژیک این رستوران در کنار ظروف و محیط پذیرایی سنتی حس خوب و دلنشینی را به مشتری القا میکند. فقط توجه داشته باشید که این رستوران تنها ظهر‌ها و برای ناهار باز است، پس زمانی راهی «دیزی» نشوید که تیرتان به سنگ بخورد.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    اگر آخر هفته تصمیم به رفتن به این رستوران را دارید، مطمئناً خیلی باید انتظار بکشید، حتی شاید ازدحام مشتری باعث شود گرسنه به خانه بازگردید! ولی هر چه که هست ارزش صف ایستادن و معطل شدن را دارد. ناگفته نماند دوغ محلی این رستوران را حتما امتحان کنید. چای و بامیه آخرش هم فراموش نشود.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: ایرانشهر، خیابان کلانتری، پلاک ۵۲


    ۲. رستوران «آذری»

    رستورانی فوق العاده معروف در جنوب تهران که تمامی شهرتش به‌خاطر دیزی‌های فوق العاده اش است. دیزی‌های رستوران آذری طوری باقی غذاهایش را تحت الشعاع قرار داده که انگار غذای دیگری در این رستوران وجود ندارد!

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    فضای سنتی دلنشین همراه با پرسنل خوب و مشتری مدار که سفارشتان را در اسرع وقت آماده کرده و در مقابلتان میچینند. مشتریانی که اهل قلیان هستند میتوانند پس از خوردن یک دیزی لذیذ با یک قلیان خوب و چای قندپهلو روز خوب خود را عالی کنند. این رستوران هم همانند باقی رستوران‌های معروف در روز‌های جمعه و تعطیل از ازدحام بیش از حدی برخوردار است.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: میدان راه آهن-ابتدای خیابان، ولی عصر روبروی شهرداری ناحیه ۴-پلاک ۳۰


    ۳. دیزی‌سرای اختیار

    این رستوران علاوه بر دیزی‌های خوشمزه‌اش به صبحانه‌ها و املت‌های فوق‌العاده‌اش هم معروف است. یکی دیگر از ویژگی‌های این رستوران سروکردن نان بربری تازه با دیزی است. فضای دیزی‌سرای اختیار کاملا خودمانی و مشتی است و کارکنان مشتی و خوش اخلاقی دارد.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: خیابان کارگر، میدان حر، خیابان امام خمینی، خیابان کمالی، جنب بیمارستان لقمان حکیم


    ۴. دیزی گلفام

    دیزی گلفام برای سلیقه‌های مختلف دو نوع دیزی ساده و تند فلفلی دارد. سه نوع ترشی معرکه کنار غذا سرو می‌شود که حتی اگر اهل ترشی نباشید هم نمی‌توانید بی‌خیالش شوید. از دیگر جاذبه‌هایش، چای و بامیه‌ی تازه‌ی بعد از غذا است که طرفداران زیادی دارد. دوغ و مخلفات این رستوران از خوشمزه‌هایی است که نباید از دست بدهید.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: خیابان جردن، خیابان گلفام، پاساژ امیر، پلاک ۶۲


    ۵. دیزی تیلیت

    برای عزیزانی که فاکتوری به نام «بهداشت» در انتخاب هایشان تاثیر گذار است و به این باور که «هرچه رستوران کثیف تر، خوشمزه تر!» اعتقادی ندارد، رستوران «تیلیت» بهترین انتخاب است. یک رستوران شیک و پیک برای دیزی دوست‌هایی که میخواهند از یک دیزی خوشمزه لذت ببرند.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    دکور مدرن-سنتی در کنار محیطی آرام و پرسنلی خوش برخورد با خدمت رسانی عالی این رستوران را به یکی از بهترین و محبوب‌ترین رستوران‌های مرکز شهر تبدیل کرده است. فقط حتماً پیش از رفتن به این رستوران، جا رزرو کنید تا دست خالی به خانه بازنگردید.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: خیابان سعدی شمالی، روبروی منوچهری، کوچه مصباح، پلاک ۱۹۴


    ۶. دیزی‌سرای طرشت

    اکثر اهالی محله طرشت آن را به نام دیزی «ناصر قهرمانی» می‌شناسند. یک دیزی فوق العاده لذیذ در محیطی بسیار زیبا و نوستالژیک پر از عکس‌های قدیمی و خاطره انگیز از کاراکتر‌های مختلف و قهرمان‌های طهران قدیم.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آقا ناصر با شما تعارف ندارد لذا چنین انتظاری نیز از شما دارد، پس «نمیخورم» و «میل ندارم» را در مقابل آقا ناصر قهرمانی کنار بگذارید و از دیزی خوشمزه لذت ببرید. توصیه دیگر این است که در این محیط کوچک جنبه بالایی به خرج دهید و از تکه کلام‌ها و شوخی‌های آقا ناصر ناراحت نشوید!

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: شمال میدان آزادی، خیابان شهید صالحی، چهار راه طرشت شمالی، انتهای کوچه اکبری٬ جنب حسینیه بزرگ


    ۷. دیزی گل گندم

    فضای خیلی سنتی شکلی دارد و شاید خانم‌ها به تنهایی در آن‌جا معذب شوند، ولی برای یک دورهمی مردانه بسیار مناسب است. پس اگر می‌خواهید با نامزدتان جایی را برای دیزی خوردن انتخاب کنید، اینجا گزینه‌ی مناسبی نخواهد بود! اهالی اکباتان معمولا ماهی چندبار مهمان دیزی‌سرای گل گندم می‌شوند و عمو مجتبی (صاحب گل گندم) با روی باز از آن‌ها استقبال می‌کند.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: تهران، شهرک اکباتان، بیمه چهارم، بالاتر از پارک مینا، پلاک ۱۱۷

    منبع: foursquare

  • وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    وب‌سایت تاریخ ایرانی: امروز شانزده آذر است. اما ۱۶ آذر سال ۳۲ یک روز عادی نبود. از صبح زود که دانشجویان خودشان را به کلاس‌های درس رساندند همه می‌دانستند که حادثه‌ای در شرف وقوع است. در آن روز در اثر درگیری میان نیرو‌های انتظامی – آن‌چنان که روزنامه اطلاعات نوشت – یا نیرو‌های گارد – آن‌چنان که شاهدان عینی گفتند – ۳ دانشجوی دانشکده فنی کشته و چند نفری مجروح شدند. کسی از سرنوشت مجروحان چیزی ننوشت همان‌طوری که کسی نمی‌داند آن ۳۰ دانشجوی دستگیر شده که تبعید شدند چه سرنوشتی پیدا کردند. اما نام ۱۶ آذر و آن سه دانشجو در این ۶۱ سال حداقل یک بار در سال یعنی همین امروز که به نام روز دانشجو نامگذاری شده است تکرار می‌شود. این یک گزارش از دانشگاه تهران ۶۱ سال بعد از روز ۱۶ آذر است که بر پایه شواهد و گزارش‌هایی که شاهدان عینی و روزنامه‌ها از آن واقعه نوشتند و به دست ما رسیده است و تطبیق آن با نشانه‌های امروزی در دانشگاه تهران باقی مانده است.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    دانشگاه تهران زیر سایه گارد جانباز

    در آستانه در ورودی می‌ایستم و در حالی که چند تا از خاطره‌های دانشجویان قدیمی و تکه‌های روزنامه‌های قدیمی که در میان آن‌ها هست را ورق می‌زنم، نگاهی به فضای رو‌به‌رویم می‌اندازم. در این ۶۱ سال تغییر زیادی در دانشگاه روی داده است و تعداد دانشجویان بیشتر شده. فضای جلوی نمازخانه هم محل برگزاری نماز جمعه است. مهم‌ترین تغییر، اما این است که چند سالی است اگر دانشجو نباشی نمی‌توانی از در اصلی خیابان انقلاب و سه در جانبی در خیابان‌های ۱۶ آذر، قدس و پورسینا وارد شوی. جلوی این در‌ها دروازه‌هایی در نظر گرفته شده است که تنها با کارت دانشجویی قابل رد شدن است. تنها یک در کوچک در خیابان ۱۶ آذر نزدیک دانشکده حقوق و الهیات برای مهمانان دانشگاه باز است. آن روز‌های سال ۳۲ هر کسی می‌توانست وارد دانشگاه بشود بدون هیچ کارتی، سختگیری نیروی نظامی که جای خود داشت.

    با وجود تغییرات، اما ساختمان‌ها همان ساختمان‌هایی است که هشتاد سال پیش کلنگ احداثش زده شده بود. با همان دیوار‌های کرم رنگ و در‌های قدیمی. در‌هایی که مردان و زنان بزرگی از آستانه آن گذشته بودند. محوطه دانشگاه مثل همه روز‌های پایان ترم پر از رفت‌وآمد است. دانشجویانی که کیف و کتابشان را زیر بغلشان زدند و به سمت دانشکده‌ها می‌روند. چند نفری با هم صحبت می‌کنند. یک پسر جوان که سرش روی موبایلش است و یکی از استادان که ماشینش را در سایه درختی پارک می‌کند. همراه خاطره‌های دانشجویان سال ۳۲ می‌شوم. این روز‌ها دانشجویان کوله‌های رنگی دارند آن زمان کتاب‌هایشان را در کیف‌های چرمی یا زیر بغلشان می‌بردند.

    دانشکده فنی در بال غربی دانشگاه قرار دارد. جایی که حالا پردیس دانشکده فنی است؛ دانشکده‌ای که نامش به جریان‌های سیاسی تاریخ ایران گره محکمی خورده است. بر اساس شواهد تاریخی این دانشکده یکی از شش دانشکده اولیه دانشگاه تهران است که ساخته شده بود. دکتر محمود حسابی به دکتر حکمت پیشنهاد ساختش را می‌دهد، طرحش را مهندس سیرو یکی از معماران دانشگاه تهران داد. اما نام دانشگاه فنی به اسم مهندس مهدی بازرگان و مهندس یدالله سحابی، مهندس عبدالله ریاضی رئیس ۵ دوره مجلس شورای ملی و سنای دوره پهلوی دوم تا چهره‌هایی، چون دکتر رضا فرجی دانا و دکتر محمود نیلی احمدآبادی گره خورده است. مصطفی چمران یکی از مشهور‌ترین دانشجویان رشته الکترودینامیک در راهروی همین دانشکده جنازه غرق به خون همکلاسی‌اش مهدی شریعت رضوی را روی زمین دید. خاطرات او از آن روز شاید مهم‌ترین منبع وقایع ۱۶ آذر ۳۲ است که در کنار روایت خانواده‌های سه قطره خون داستان دانشکده فنی را شکل می‌دهند.

    داستانی از سی و دو

    چمران و دانشجویان دانشگاه فنی در سال ۳۲ می‌گویند آن روز اطراف دانشکده فنی هم مانند سایر دانشکده‌ها پر از نیروی گارد بود. آن روز وقتی وارد دانشگاه شدند این شایعه پیچیده بود که یکی از دربانان شنیده بود که یکی از افسران گارد گفته است: «باید دانشجوی‍‍‍ی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صد‌ها خفه گردد و…» این نقل قولی است که چمران می‌نویسد. او مانند دکتر علی شریعتی و بسیاری دیگر معتقد است که واقعه دانشگاه به خاطر اعتراض به سفر نیکسون بوده است. اما خیلی از شواهد تاریخی از جمله توضیحات خود چمران نشان می‌دهد که ورود نیرو‌های گارد به دانشگاه غیرعادی بود، آن قدر که هر کسی وارد دانشگاه می‌شد وقوع حادثه را پیش‌بینی می‌کرد. برای همین هم دانشجویان سعی می‌کردند حساسیت به وجود نیاورند و به آرامی به سمت کلاس‌ها رفتند.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    همین‌طور که این خاطره را مرور می‌کنم از سمت خیابان غربی به سمت شرق مسیرم را ادامه می‌دهم و به سربازانی فکر می‌کنم که در دو طرف خیابان ایستاده بودند و حضورشان چه ترسی در دل دانشجویان به وجود می‌آورد. شانه به شانه‌ام دختر جوانی راه می‌رود. از او آدرس دانشکده فنی را می‌پرسم. دانشجوی شیمی همان دانشکده و در حال رفتن به سمت کلاس است: «همین ساختمان سمت چپ است. با گروه خاصی کار دارید؟»

    کلاس نقشه‌کشی رشته عمران را می‌خواهم پیدا کنم. در طبقه اول قرار داشت. می‌گوید: «احتمالا یکی از کلاس‌هایی است که در نیم طبقه اول قرار دارد.» حالا نوبت من است: «من شنیدم روز ۱۶ آذر ۳۲ درگیری در دانشکده فنی از همان کلاس شروع شده؟ چیزی شنیدی؟» با تعجب نگاهم می‌کند و می‌گوید: «۱۶ آذر یعنی روز دانشجو؟ این را نمی‌دانستم، اما می‌دانم که آن روز سه دانشجو در دانشکده ما کشته شدند.» با آنکه دانشجوی سال سوم است، اما اطلاعاتش درباره روز ۱۶ آذر محدود به آن لوحی است که در ورودی دانشکده قرار دارد و به یاد آن سه دانشجوی شهید نصب شده است. استدلالش این است که آن قدر درگیری درس هست که نمی‌شود وقت برای چیز دیگری گذاشت. استدلالی که دانشجویان سال اول رشته مکانیک هم داشتند وقتی در کلاسی آن طرف‌تر از کلاس نقشه‌کشی گروه عمران همین سئوال را از آن‌ها پرسیدم: «درس واجب‌تر از پرداختن به حاشیه‌هاست.»

    صبح آن روز

    مصطفی چمران در خاطراتش نوشته که هر چند درگیری اصلی در دانشکده فنی رخ داد، اما قبل از آن اعتراضاتی در دانشکده پزشکی رخ داد. قبل از اینکه وارد دانشکده فنی شوم به سمت شمال دانشگاه نگاه می‌کنم. تابلوی دانشکده پزشکی را می‌بینم، رتبه‌های اول تا ۳۰ کنکور تجربی گزینه اصلی‌شان این ساختمان است که در سال‌های اخیر با افت و خیز‌های زیادی روبه‌رو شده است. تصمیم وزیر بهداشت برای انحلال دانشگاه علوم پزشکی تهران باعث شده تا این دانشکده حالا گسترده‌تر شود. آن روز صبح آن سوی دانشگاه جنب و جوش زیادی داشته است. اولین درگیری از همان جا شروع شد و به دستگیری تعدادی از دانشجویان منجر می‌شود؛ دانشجویانی که چند روز بعد تبعید می‌شوند و کسی از سرنوشتشان خبر ندارد.

    اما این اتفاق باعث می‌شود دانشکده‌های پزشکی و حقوق و علوم تعطیل شوند. تنها دانشکده‌هایی که بدون هیچ درگیری کلاس‌هایشان را برگزار می‌کنند دانشکده‌های ادبیات و فنی بودند. همین جایی که پای پله‌هایش ایستادم. بالای سردر دانشکده پرچم ایران و پرچم سفید دانشگاه تهران قرار داد. تشدید کلمه فنی زیر نور آفتاب کم جان ۱۶ آذر برق می‌زند. آن روز هم مثل امروز روز سردی بود. به در ورودی دانشکده نگاه می‌کنم و تصور می‌کنم که شریعت رضوی، قندچی و بزرگ‌نیا هم از این در رد شدند تا در کلاس نقشه‌کشی شرکت کنند و فکر نمی‌کردند که نامشان در روزنامه همان روز به عنوان مقتول و مجروح دانشگاه حروفچینی شود.

    دانشکده فنی در آرامش

    از در دانشکده فنی که وارد می‌شوم نشانه‌های آن روز را می‌بینیم. آن پله‌های سنگی که به نیم طبقه اول منتهی می‌شود، راهرو‌های دو طرف با کلاس‌های بزرگ و یک تابلوی طلایی رنگ یادبود به نام سه دانشجوی شهید دانشگاه تهران. این‌ها کافی است که حتی اگر مثل علیرضا که دانشجوی سال دوم رشته عمران است ندانسته باشد چه اتفاقی باعث شهرت دانشکده‌اش شده است آن را بداند. علیرضا قبل از آنکه دانشجو شود فکر می‌کرده روز دانشجو یا روز تولد کسی است یا مثل روز دانش‌آموز با یکی از اتفاقات انقلاب اسلامی گره خورده است: «چه اهمیتی داشت که می‌رفتم دنبال اینکه روز دانشجو چه روزی است؟ حالا قبل از ورودم به دانشگاه می‌دانستم روز شهید شدن این سه دانشجوی دانشکده فنی است برای قبول شدنم در این دانشکده تاثیر داشت؟

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    من کنکور ریاضی می‌دادم تاریخ که نمی‌خواستم بخوانم.» می‌خواستم بگویم حتی اگر تاریخ هم می‌خواستی بخوانی فرقی نمی‌کرد چرا که در هیچ کتاب تاریخی این واقعه را شرح نداده است و تنها منبع روز ۱۶ آذر روزنامه‌های آن دوره و خاطرات است. دیدن این تابلو، اما برای علیرضا کافی بود تا درباره این واقعه تحقیق کند: «راستش اینکه دیدم نوشته آذر سال ۳۲ برایم جالب بود. در کتاب تاریخ خوانده بودم که سال ۳۲ همان سال کودتای ۲۸ مرداد است و فکر کردم این باید ربطی به آن ماجرا داشته باشد. از استادانم که در این دانشگاه درس خوانده بودند پرسیدم و متوجه شدم که آن روز چه اتفاقی در این دانشکده رخ داده است.» از او سراغ کلاس نقشه‌کشی را می‌پرسم. برخلاف نظر آن دختر جوان، او که خودش دانشجوی عمران است و هم‌رشته مصطفی بزرگ‌نیا، می‌گوید این کلاس باید از کلاس‌های همین طبقه اول باشد و به سمت چپ صحن ورودی اشاره می‌کند، باید یکی از آن کلاس‌ها باشد. آن کلاس‌های گروه عمران است. من شنیدم که از قدیم هم رشته فنی در این کلاس‌ها تشکیل می‌شده است. لابه‌لای رفت‌وآمد دانشجویان به سمت آن کلاس می‌روم.

    مرگ به از ذلت

    در حدود ساعت ۱۰ صبح بود که یکباره تعدادی از ارتشی‌ها به دانشکده فنی ریختند و وارد کلاس درس مهندس شمس می‌شوند تا دانشجویان معترض را دستگیر کنند. وقت‍‍‍ی مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در کلاس درس خود اعتراض می‌کند او را با مسلسل به جای خود م‍‍‍ی‌نشانند و حت‍‍‍ی با شکنجه مستخدم دانشکده سع‍‍‍ی می‌کنند که آن دو دانشجو را بیابند. اینکه این دو دانشجو چه کسانی بودند و اصلا وجود خارجی داشتند نکته‌ای است که در خاطرات مصطفی چمران به چشم نمی‌خورد، اما همان اتفاقی است که جرقه اصلی را می‌زند. یکی از کلاس‌هایی که در این راهرو قرار دارد، نیمه باز است. وارد می‌شوم. کلاس بزرگی است شبیه کلاس‌های درس‌های تئوری که پنجره‌ای به بیرون دارد. نیرو‌های گارد ادعا کرده بودند دانشجویان پشت یکی از همین پنجره‌های بزرگ به آن‌ها توهین کردند. دکتر شمس پشت به تخته ایستاده بوده و داشته روی تخته روی یک نقشه کار می‌کرده که اول سرایدار می‌آید و هشدار می‌دهد و بعد ماموران از آن در وارد می‌شوند. دانشجویان هم مانند من روی صندلی‌ها نشسته بودند.

    آن‌ها دانشجوی سال دوم بودند مثل همین دختر‌ها و پسر‌های جوان که با هم می‌گویند و می‌خندند و بعضی‌هایشان هم سرشان به تبلت و کامپیو‌تر و گوشی‌هایشان گرم است. یکی از آن‌هایی که دارد با آی‌پدش چیزی را ترسیم می‌کند فرناز است. تهرانی است و در رشته عمران درس می‌خواند. خودش می‌گوید: «دوست داشتم دانشگاه شریف قبول شوم، اما دانشگاه تهران هم بد نیست، فقط کلاس شریف را ندارد.» از ۱۶ آذر می‌پرسم. می‌گوید: «روز ۱۶ آذر رو می‌گید یا خیابان ۱۶ آذر؟» توضیح می‌دهم درباره روز ۱۶ آذر، روز دانشجو چه می‌داند. می‌گوید: «آهان همانی که تابلوشو جلوی پله گذاشتند؟ روز دانشجوست دیگه. سه تا دانشجوی دانشکده فنی رو همین جا می‌کشند.» همین؟ این سئوالی است که در ذهنم شکل می‌گیرد و به زبان می‌آورم. می‌گوید: «آره دیگه همین. باید بیشتر می‌دونستم؟» کمی از داستان را تعریف می‌کنم و می‌گویم این کلاسی است که درگیری از آنجا شروع شد. ناباورانه می‌گوید: «دروغ میگی؟ جدی؟ یعنی همین جا اون سه تا رو کشتند؟» حق دارد، داستان آن روز را کسی برایش تعریف نکرده.

    کمی از داستان را می‌گویم که بعد از ورود نیرو‌ها به کلاس اول دکتر خلیلی، رئیس دانشکده و دکتر عابدی معاونش مقابل نیرو‌های گارد می‌ایستند، اما درگیری تمام نمی‌شود و سرانجام با دخالت دکتر سیاسی رئیس دانشگاه از کلاس بیرون می‌آیند. اما خبر در دانشکده می‌پیچد و دانشجویان را عصبانی می‌کند. در اطراف دانشکده نیرو‌های زیادی قرار داشتند و همین باعث می‌شود تا درگیری باز آغاز شود. فرناز به سمت همکلاسی‌اش که به طرف ما می‌آید نگاه می‌کند و می‌گوید: «ببین سال ۳۲ چه اتفاقاتی در این کلاس افتاده؟ جریان ۱۶ آذر که دم در نوشته شده از این کلاس شروع شده است.» باقی روایت از زبان مصطفی چمران است که در همین کلاس بوده و به درخواست دکتر سیاسی از کلاس خارج می‌شوند. اما این همه داستان نیست. درگیری شدت می‌گیرد و نظامیان با سرنیزه به داخل دانشگاه وارد می‌شوند. دانشجویان به شدت عصبانی بودند. یکی از آن‌ها که به شدت خشمگین بود فریاد زد «دست نظامیان از دانشگاه کوتاه». هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و، چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند، به کلی غافلگیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    درگیری اصلی اینجا رخ داده است بالای آن پله‌ها و همین جایی که حالا یک پست انتظامات قرار دارد. دانشجویان آن روز مثل امروز نبودند که با خونسردی به طبقه بالا بروند، می‌خواستند خودشان را از رگبار تیر رهایی بخشند. احتمالا تعدادیشان همین جایی که الان نوارخانه قرار دارد پناه گرفتند. به پله‌های مرگبار دانشکده فنی نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که چقدر دانشجویان جوان این دانشکده آن روز بی‌پناه بودند. به قول چمران لحظات موحشی بود: «دانشجویان یکی پس از دیگری به زمین می‌افتادند به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمت‌های جنوبی سه پله وجود داشت و هنگام عقب‌نشینی عده زیادی از دانشجویان روی این پله‌ها افتاده نتوانستند خود را نجات دهند.» این سه ردیف پله هنوز هم هست و حالا پسران و دختران جوانی سرخوشانه از آن بالا و پایین می‌روند بدون اینکه به لحظه‌های تاریک آن روز و به خون‌هایی که روی این پله ریخته بود فکر کنند.

    روی پله دوم می‌ایستم. می‌دانم مصطفی بزرگ‌نیا اینجا تیر می‌خورد، کنار دیوار با سه تیر در سینه و بازو و شانه‌اش. شریعت رضوی خودش را به پایین پله کشانده بود. او هم تیر خورده بود و هم سرنیزه و خودش را به سمت دیوار کشانده بود. احمد قندچی، اما کمی آن‌سو‌تر به زمین خورده بود. درست کنار آن رادیاتور که حالا از این رادیاتور‌های جدید است، یک تیر به او خورده بود و تیر دیگر به شوفاژ. آب قهوه‌ای رنگ و سوزان شوفاژ به دیوار و صورت احمد پاشیده شده بود. رد آب روی دیوار، رد خون به جای گذاشته بود. تا سال‌ها دانشجویان به یاد همکلاسی‌هایشان اجازه نمی‌دادند تا این شوفاژ را عوض کنند و دیوارش را رنگ کنند. یادگار تلخ آن روز بود و حالا جای کشته شدن قندچی تابلوی یادبود نصب شده است؛ همین. این یکی را شاهین می‌گوید. دانشجوی فوق لیسانس نفت است. شبیه خیلی از دانشجویان فنی سرش برای فعالیت‌های سیاسی درد می‌کند. می‌گوید در این سال‌ها منبعی نیست که درباره واقعه ۱۶ آذر نخوانده باشم. خاطرات چمران را خط به خط حفظ است.

    همراهم می‌آید و داستان را یک بار برایم تعریف می‌کند. می‌گوید: «پدر من در سال‌های اول انقلاب دانشجوی دانشکده فنی بوده و بار‌ها این داستان را برایم تعریف کرده است. داستان سه آذر اهورایی. لقبی که دکتر علی شریعتی به این سه شهید یا سه قطره خون داده است. آخر مهدی شریعت رضوی برادر همسرش بود. می‌دونید اسم مهدی شریعت رضوی، چون ۱۶ آذر به دنیا آمده بود آذر بود؟» می‌دانستم برای همین هم شریعتی نام آذر اهورایی را انتخاب می‌کند. وقتی می‌گویم فکر نمی‌کنم اتفاق آن روز ربطی به سفر نیکسون، معاون رئیس‌جمهور آمریکا داشته باشد، می‌گوید: «اما دکتر شریعتی که اشتباه نمی‌کند.»، اما نیکسون روز ۱۸ آذر به ایران آمد و ۲۰ آذر برای گرفتن دکترای افتخاری به دانشگاه رفت. شاهین می‌گوید: «شاید. اما بی‌دلیل نبوده. در ضمن همان زمان دادگاه‌های فرمایشی برای دکتر مصدق هم برگزار می‌شد.» این یکی دلیل خوبی برای توجیه داستان حضور نظامیان در دانشگاه است.

    همان‌طور که یک بار دیگر از آن پلکانی که نفس مصطفی بزرگ‌نیا را گرفت پایین می‌آییم، تکه‌ای از روزنامه‌های سال ۳۲ را می‌بیند و می‌گوید: «جالب است که در همان روز ۱۶ آذر خبرش در روزنامه‌ها منتشر شده است.» اتفاق جالب، اما عجیب نیست. در آن زمان روزنامه‌ها عصر منتشر می‌شدند و مخبران یا همان روزنامه‌نگاران تا ساعت ۲ بعد از ظهر وقت ارسال خبر داشتند. خبر در صفحه آخر روزنامه اطلاعات منتشر شده است، پنج خط تیتر و روتیتر و زیر تیتر دارد. خبر مجروح شدن ۳ دانشجو را با خط نازک نوشته است و خبر فوت دو نفر را با خط بزرگتر و نازکتر. این نشان می‌دهد که خبر فوت دو دانشجو دقایق آخر به دستشان رسیده است. شاید وقتی که هنوز خون آن‌ها همین جا که ایستادیم خشک نشده بود.

    امامزاده عبدالله و داستانی که ادامه دارد

    از دانشکده فنی که خارج می‌شوم به بنر‌هایی که به مناسبت روز دانشجو به در و دیوار دانشگاه زدند نگاه می‌کنم. بنر‌هایی که تبریک است و یادآور روز تلخ دانشگاه تهران نیست. روز ۱۷ آذر که دانشجویان با لباس سیاه به دانشگاه آمدند و تن بی‌جان همکلاسانشان را تا امامزاده عبدالله بدرقه کردند، آن روز در آن بدرقه باشکوه جای احمد خالی بود. او چند ساعت بعد از دو همکلاسی‌اش به آن‌ها پیوست و در سکوت بعد از یک بار جابه‌جایی در کنار بزرگ‌نیا و شریعت رضوی آرام گرفت. ۶۱ سال گذشته و دیگر کمتر کسی می‌داند احمد نام کدام یکی است و مهدی کدام. از شش هفت نفری که می‌پرسم سه نفرشان تا به حال اسم این سه را نشنیده‌اند. یکی شنیده، اما فکر می‌کند از شهدای دفاع مقدس هستند. تنها دو نفر نامشان را شنیده‌اند و کمی درباره‌شان می‌دانند. از روز تلخ آذر دانشگاه تهران حالا بعد از ۶۱ سال تنها سه قطعه سنگ تازه عوض شده در گورستان امامزاده عبدالله شهرری و یک لوح فلزی و خیابانی با یک تاریخ به یادگار مانده است و نام دانشجو. از سمتی که آمدم به سمت در ورودی دانشگاه تهران که می‌روم استادی را میان شاگردانش می‌بینیم که آرام صحبت می‌کند و شاگردان از او عکس و فیلم می‌گیرند. نگاهش می‌کنم و بی‌اختیار این شعر استاد در ذهنم می‌پیچید: «چه بهاری‌ست خدا را که درین دشت ملال/ لاله‌ها آینه خون سیاووشانند.»

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزیصحنه بازسازی شده واقعه ۱۶ آذر به روایت آزاده اخلاقی