برچسب: روانشناسی

  • علل پرخاشگری نوجوانان/تغییرات هورمونی را جدی بگیرید

    علل پرخاشگری نوجوانان/تغییرات هورمونی را جدی بگیرید

    شلیر کریمی، در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: نصیحت کردن مکرر باعث ضعیف شدن ارتباط نوجوان با پدر و مادر می‌شود، والدین باید سعی کنند برای انتقال آموزه‌های خود از طریق کتاب یا فیلم‌های آموزشی و یا کمک گرفتن از مشاور استفاده کنند.

    وی ادامه داد: با توجه به اینکه پسرها در آینده مسئولیت یک خانواده را برعهده خواهند داشت، بهتر است که پدر خانواده در دوران نوجوانی به عنوان یک والد، نوجوان پسرش را در اداره امور مالی خانواده به نوعی سهیم کند و با واگذاری مسئولیت‌های کوچک مالی استقلال و مدیریت مالی را به نوعی در سن نوجوانی به فرزندش بیاموزد.

    کریمی اضافه کرد: والدین باید شنونده خوبی باشند و در طول روز ساعتی را برای شنیدن حرف‌های نوجوان در نظر بگیرند، شنونده بودن مهارت بسیار سختی است و با تمرین کردن مداوم قابل انجام است.

    این متخصص روانشناسی سلامت افزود: بسیاری از والدین اهرم غلطی به نام طرد کردن دارند و با این روش مدام نوجوان خود را تهدید می‌کنند، طرد کردن بدترین اهرم ممکن است که نتیجه‌ای جز دوری بیشتر فرزند و روی آوردن او به آغوش باز رفقای ناباب را ندارد.

    وی تصریح کرد: نوجوانی، سنی است که اعتماد به نفس شکل می‌گیرد و والدین نقش بسیار مهمی در شکل گیری آن دارند، والدین بهتر است که دانش خود را درباره تکنولوژی افزایش بدهند چرا که اگر والدین انتظار نظارت بر ابزار مورد استفاده نوجوان را دارند، باید دانش کافی درباره آن داشته باشند.

    کریمی اظهار داشت: تغییرات هورمونی که در سن نوجوانی رخ می‌دهد باعث ایجاد تغییرهای ظاهری، تغییر در خلق وخو، پوشیدن لباس‌های عجیب وغریب، بروز علایق متفاوت و مشاجرات زیاد با والدین و به طور کلی پرخاشگری نوجوانان می‌شود.

    این متخصص روانشناسی سلامت گفت: اولین و مهم‌ترین توصیه‌ای که به والدین می‌شود این است که نباید نوجوانی فرزندان را با نوجوانی خود مقایسه کنند، چراکه نوجوانی آنها مربوط به حداقل دو دهه قبل تر است، و در این دو دهه یک گذار فرهنگی و اجتماعی عظیمی صورت گرفته است، در نتیجه این مقایسه درست نیست.

    وی ادامه داد: والدین باید سعی کنند وضعیت نوجوان خود را درک کنند به این معنا که در درجه اول آگاهی لازم را از تغییراتی که در زمان بلوغ به وجود می‌آید افزایش دهند و با این سن آشنا باشند.

    کریمی اضافه کرد: والدین باید با توجه به تغییرات هورمونی و رفتاری که در این سن اتفاق می‌افتد و شناخت این تغییرات و بحران در حال وقوع در نوجوان، از او توقع و انتظار داشته باشند، روش تربیتی سخت گیرانه در این مرحله روش درستی نیست چراکه باعث می‌شود نوجوان پرخاشگرتر شود و در مقابل پدر و مادر خود مخالفت بیشتری نشان دهد و در نهایت این وضعیت، رابطه را بد و بدتر می‌کند.

    وی گفت: والدین باید در این سن، دوست‌های نوجوان خود را بشناسند و با خانواده‌های آنها آشنا شوند تا بدانند که نوجوان انها با چه افرادی در رفت و آمد است، چراکه نوجوانی سنی است که افراد به راحتی تحت تأثیر همسالان قرار می‌گیرد.

     

    اخبار اقتصادی

  • گسترش خدمات روانشناختی محک در ۳۰ شهر کشور

    گسترش خدمات روانشناختی محک در ۳۰ شهر کشور

    به گزارش خبرگزاری مهر، خدمات مددکاری و مراقبت‌های روانشناختی به اندازه پروتکل‌های دارویی در روند بهبودی کودکان موثرند. به همین دلیل مؤسسه محک از سال ۱۳۹۶ بر مبنای برنامه راهبردی خود تلاش کرده است به یکپارچه‌سازی این خدمات در سراسر کشور بپردازد تا مسیر دریافت آنها را برای تمامی کودکان مبتلا به سرطان ایران در تمامی نقاط ایران تسهیل کند.

    یکی از حوزه‌های تمرکز محک در این زمینه ارائه مشاوره‌های روانشناختی توسط تیم روانشناسی به کودکان مبتلا به سرطان و خانواده‌هایی است که درگیر درمان فرزندشان هستند و در یکی از بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی دارای بخش خون و آنکولوژی اطفال در سراسر کشور روند درمان را پیگیری می‌کنند.

    کودک و خانواده پس از تشکیل پرونده و قرار گرفتن تحت حمایت محک، مصاحبه‌های بالینی را پشت سر گذاشته و مشکلات روانی ایشان توسط روانشناسان محک، تحت درمان و نظارت قرار می‌گیرد. در سال گذشته این مشاوره‌ها نه تنها به بیماران تحت درمان در بیمارستان‌های دارای بخش خون و آنکولوژی تهران بلکه به بیمارستان‌ها در سایر استان‌های مختلف کشور نیز گسترش پیدا کرده است.

    به همین دلیل با رضا مشایخی، از روانشناسان محک در حوزه شهرستان به گفتگو نشستیم تا نحوه ارائه خدمات روانشناسی از راه دور را تشریح کند.

    محک از راه دور چطور می‌تواند خانواده‌های نیازمند به دریافت خدمات روانشناسی را شناسایی کند؟

    پس از تشکیل پرونده حمایتی برای کودکان، آنها با مددکاری اجتماعی محک در بیمارستان محل درمانشان در ارتباط قرار می‌گیرند. مددکاران اجتماعی که آموزش‌های تخصصی در خصوص شناسایی بحران‌های روانی و غربالگری را دیده‌اند، کودکان و خانواده‌هایی که نیاز به مشاوره و خدمات روانشناختی دارند را شناسایی و به واحد روانشناسی محک ارجاع می‌دهند. از این مرحله پیگیری‌ها برای ارائه خدمات مورد نیاز و یا خدمات روان‌درمانی آغاز می‌شود و تا زمانی که فرد به شرایط مطلوبی دست پیدا کند ادامه می‌یابد.

    بیشترین دغدغه‌های روانشناختی کودکان و خانواده‌ها در چه زمینه‌ای است؟

    تعداد زیادی از آنها، با مشکلات روانی و روانی دست و پنجه نرم می‌کنند که به دنبال بروز بیماری سرطان در فرزند خانواده ایجاد شده است. اما تعدادی از این خانواده‌ها نیز مانند همه افراد جامعه، دارای مشکلات روانشناختی هستند که ربطی به بیماری سرطان فرزندشان ندارد. می‌توان گفت ۸۰ درصد از موارد تحت نظارت واحد روانشناسی محک دچار استرس‌های موقعیتی هستند، ۱۰ درصد مبتلا به بیماری‌های حاد روانی مانند افسردگی و ۱۰ درصد دیگر هم مشکلات مزمن خانوادگی دارند که مداخلات روانشناسی لازم برای ایشان صورت می‌گیرد.

    همه ما می‌دانیم بزرگ‌ترین دغدغه برای درمان بیماری سرطان، مشکلات اقتصادی است. مطالعات نشان می‌دهد تأمین هزینه درمان و ارائه خدمات حمایتی به کودکان مبتلا به سرطان و خانواده‌هایشان در کاهش اضطراب و افزایش امید به زندگی نقش مهمی دارد. در مشاوره‌های محک گاهی مشکلاتی که ریشه در آسیب‌ها و معضلات اجتماعی نیز دارد هم مطرح می‌شود که واحد خدمات حمایتی محک تلاش می‌کند با ارجاع این موضوع به خیریه‌های همکار که در آن زمینه فعال هستند، بستری برای حل مسائل فراهم کنند. به طور مثال وقتی پدر اعتیاد داشته باشد به خیریه‌ها و یا سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه ترک اعتیاد و بازتوانی ارجاع می‌شود.

    برای ارائه مشاوره‌های روانشناسی به خانواده‌ها محک از چه ابزارهایی استفاده می‌کند؟

    با شروع پاندمی کرونا در سال ۱۳۹۸، واحد روانشناسی محک به سرعت فعالیت‌های خود را با این شرایطِ پیش‌بینی نشده، تطبیق داد. این واحد با بررسی و مطالعه توانست از روش‌های tele psychology یا روانشناسی از راه دور استفاده کند. در این روش تمام تلاش‌مان این است که با افراد تماس تصویری برقرار کرده، حالات چهره و زبان بدن‌شان را ارزیابی کنیم و تکنیک‌های شناختی- رفتاری را پیش بگیریم. اما در بسیاری از موارد تماس تصویری به هر دلیلی ممکن نیست. برای همین سنجش لحن و حالت صدا به ما کمک می‌کند نوع اختلال را تشخیص داده و روش درمانی مناسب را انتخاب کنیم.
    ۳۰ شهری که تحت پوشش خدمات روانشناسی غیرحضوری محک قرار دارند در کدام استان‌ها هستند ؟

    در حال حاضر کودکان مبتلا به سرطان و خانواده‌های آنها در بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی دارای بخش خون و آنکولوژی اطفال در ۳۰ شهر شیراز، اصفهان، همدان، شهرکرد، کرج، سمنان، کرمان، اراک، قزوین، بابل، بابلسر، ساری، رشت، گرگان، اهواز، کرمانشاه، سنندج، بندرعباس، زاهدان، یاسوج، بوشهر، قم، یزد، ارومیه، تبریز، اردبیل، کاشان، زنجان، خرم آباد و مشهد از خدمات مشاوره از راه دور محک استفاده می‌کنند.

    ارائه این خدمات به کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان‌های تهران چگونه است؟

    همان‌طور که گفته شد خدمات حمایتی محک به کودکان مبتلا به سرطان در تمامی نقاط کشور تعلق می‌گیرد، بنابراین کودکانی که در یکی از بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی دارای بخش خون و آنکولوژی کودکان در تهران بستری هستند نیز از این خدمات بهره‌مند می‌شوند. این بیمارستان‌ها در تهران عبارتند از: بیمارستان مفید، بقیه‌الله، فارابی، امام حسین، شهدا، لقمان، مرکز طبی، رسول اکرم، امام خمینی، علی اصغر، شریعتی و بهرامی؛ در این بیمارستان‌ها به دلیل دسترسی حضوری به کودکان و خانواده‌ها ارائه مشاوره کمی آسان‌تر است. همچنین روان‌شناسان محک موظف هستند هفته‌ای یک بار برای ارائه خدمات روانشناختی به این بیمارستان‌ها سر بزنند.

    کودکان و خانواده‌هایشان تا چه زمانی مشمول دریافت این خدمات می‌شوند؟

    ارائه خدمات حمایتی به فرزندان محک و خانواده‌هایشان هیچ پایانی ندارد. به عبارت دیگر کودکان‌مان پس از بهبودی نیز برای کنترل آسیب‌های روانی حاصل از ابتلاء به بیماری سرطان می‌توانند در صورت تمایل این خدمات را دریافت کنند. همچنین در صورتی که به رغم همه تلاش‌ها کودکی فوت کند، خدمات سوگ درمانی به خانواده‌ها ارائه می‌شود. محک برای اولین بار در ایران کلینیک سوگ کودک مبتلا به سرطان را تجهیز کرد تا خانواده‌هایی که پس از ۴ ماه از فوت فرزندشان گذشته و کارکردهای خانواده در اثر فوت فرزند دچار اختلال گردیده است را در فرآیند پروتکل‌های درمان سوگ قرار داده و بتواند خانواده را به خط پایه زندگی قبل از فوت فرزند بازگرداند و همچنین پس از گذران دوران سوگ خانواده کودکان مبتلا به سرطان می‌توانند در هر زمان که نیاز به خدمات روانشناسی داشتند این موضوع را با محک مطرح و مشاوره‌های مورد نیاز را دریافت کنند.

    بهترین جمله امیدبخش برای خانواده‌ای که فرزند مبتلا به سرطان دارند

    من همیشه به آنها می‌گویم برای محک مسافت و فاصله مهم نیست. این مؤسسه بنا شده تا از درد و رنج حاصل از بیماری سرطان کودکان بکاهد، و در روزهای سخت، کنار قهرمانان کوچکش باشد. آنها در هر نقطه از ایران که باشند، در این مسیر تنها نیستند چرا که محک به پشتوانه سی سال عشق مردمان نیکوکار، همراه آنها در این مسیر سخت است.

     

    اخبار اقتصادی

  • چگونه بدانیم افسرده ایم/ راه های دور ماندن از افسردگی

    چگونه بدانیم افسرده ایم/ راه های دور ماندن از افسردگی

    طیبه مختاریان، در گفتگو با خبرنگار مهر، افزود: افسردگی روی فکر، عمل و احساسات تأثیرات مخربی دارد، علت به وجود آمدن افسردگی در اشخاص بر حسب سن، جنس و شرایط بیولوژیک آنها متفاوت است.

    وی به علائم افسردگی اشاره کرد و ادامه داد: خستگی، عدم تمرکز، اختلال خواب، اختلال اشتها، کاهش میل جنسی، کاهش کیفیت و توان تصمیم گیری، اجتناب از ملاقات با دیگران و گوشه گیری، اختلال عملکرد در محیط کار و خانواده، خلق بی قرار و عدم لذت در زندگی از جمله مواردی است که اگر فرد دوهفته دچار این وضعیت باشد بی شک در حال تجربه افسردگی است.

    این روانشناس تصریح کرد: افسردگی می‌تواند روی ساختار مغز نیز تأثیر بگذارد، در تصویر برداری مغزی از افراد افسرده، نشان داده شده که لوب فرونتال و هیپوکامپ کوچک می‌شود و پایانه‌های عصبی تغییر حجم می‌دهند، رشته‌های عصبی در قسمتی که مربوط به خاطرات خوب و پاداش است، کاهش یافته و برعکس، در رفتارهای تنبیه و منفی افزایش خواهد یافت.

    مختاریان اضافه کرد: در برخی موارد ما به صورت ارادی افسردگی را انتخاب نمی‌کنیم، مثلاً فردی که تمام تلاشش را کرده و افسردگی او بهبود نیافته، برای خود نسخه می‌پیچید تا خود را درمان کند، موفق نمی‌شود و در نهایت به درماندگی آموخته شده مبتلا خواهد شد، بدین معنی که فکر می‌کند تلاشش بی فایده بوده و هرگز مداوا نخواهد شد و تسلیم افسردگی خواهد شد.

    این روانشناس ادامه داد: متأسفانه اطلاع رسانی در ارتباط با موضوع افسردگی یا دیگر اختلالات، بسیار ناکافی است و افراد آن را مشکل نمی‌پندارند و تصور می‌کنند به مرور زمان برطرف خواهد شد.

    وی در ادامه به تشریح افسردگی پرداخت و گفت: وقتی میزان سروتونین، دوپامین، اکسی توسین واندروفین در مغز کم می‌شود، فرد دچار افسردگی می‌شود. این انتقال دهنده‌ها مسئول شادی ما هستند، در واقع این انتقال دهنده‌های عصبی مغز، باعث تداوم حال خوب در ما خواهند شد.

    وی اضافه کرد: دوپامین، در ما انگیره ایجاد خواهد کرد و این منجر به این می‌شود که ما برای رسیدن به خواسته‌های خود، تلاش کنیم. جالب است بدانید که کمبود دوپامین باعث عزت نفس پایین خواهد شد و فرد به دلایل مختلف، کار خود را به زمان‌های مختلف موکول خواهد کرد. بر طبق تحقیقات، افرادی که این انتقال دهنده در مغزشان کم ترشح می‌شود، به دنبال راحت ترین گزینه برای دست یابی به خواسته شأن هستند یا به عبارتی دوست دارند یک شبه ره صد ساله روند. حالا برای اینکه به طور طبیعی دوپامین در مغز ترشح کنید این که اهداف دست یافتنی انتخاب کنید و پله پله پیش روید تا با هر موفقیت کوچک، مغزتان پاداش دریافت کند و دوپامین ترشح شود.

    مختاریان گفت: به یاد داشته باشید بعد از رسیدن به هدف نهایی و بزرگ، پس از ترشح مقدار زیادی دوپامین، این انتقال دهنده قطع خواهد شد، بنابراین به هوش باشید بعد از موفقیت، حتماً هدف جدیدی در ذهن داشته باشید. احساس انزوا در افسردگی به دلیل کاهش سروتونین است، اگر می‌خواهید سروتونین در بدنتان ترشح شود، کارهای گروهی انجام دهید، همچنین نور آفتاب باعث تولید سرونین می‌شود.

    وی با بیان اینکه شکرگزاری باعث جلوگیری از افسردگی می‌شود افزود: تمام چیزهایی که در زندگی دارید را بنویسید و بابت این داشته‌ها شاکر باشید، این روند باعث می‌شود سروتونین در بدن ترشح و حالتان بهتر شود.

    این روانشناس ادامه داد: اکسی توسین باعث ایجاد ارتباط و صمیمیت خواهد شد، در هنگام در آغوش کشیدن، هدیه گرفتن این هورمون افزایش خواهد یافت. ترشح اندروفین باعث کاهش اضطراب خواهد شد، همان هورمونی که بعد از ورزش طولانی یا خندیدن واقعی یا تصنعی، حالتان را عالی می‌کند.

    وی افزود: از نظر بالینی اثبات شده که ورزش‌های منظم، یوگا و مدیتیشن برای افرادی که افسردگی حاد ندارند، مانند قرص ضد افسردگی عمل می‌کند. دقت کنید که در اختلال افسردگی حاد باید از دارو درمانی استفاده کرد، یعنی زمانی که کارکرد شما در فعالیت‌های روزانه مختل شود. باید دارو درمانی در کنار روان درمانی انجام شود.

     

    اخبار اقتصادی

  • چگونه استرس و اضطراب دانش آموزان را مهار کنیم

    چگونه استرس و اضطراب دانش آموزان را مهار کنیم

    محمد حلاجی در گفتگو با خبرنگار مهر، افزود: تاب آوری تحصیلی، به عنوان یکی از معروف ترین حیطه‌های تاب‌آوری، بیانگر توانایی دانش آموزان و دانشجویان برای رویارویی کارآمد با موانع، چالش‌ها و فشارها در موقعیت‌های تحصیلی است؛ درواقع تاب‌آوری به معنای توانایی مقابله با شرایط دشوار و پاسخ انعطاف‌پذیر به فشارهای مکرر زندگی روزانه است. تاب‌آوری استرس را محدود نمی‌کند، مشکلات زندگی را پاک نمی‌کند، بلکه به افراد قدرت می‌دهد با مشکلات پیش‌رو مقابله سالم داشته باشند، بر سختی‌ها فائق آیند و با جریان زندگی حرکت کنند.

    وی تصریح کرد: دانشجویان ممکن است در دانشگاه به مشکلات متعدد و مکرری دچار شوند که تاکنون با آنها مواجه نشده‌اند، درنتیجه توانایی مدیریت احساسات و هیجانات، توانایی تجزیه و تحلیل موقعیت و پیدا کردن راه حل‌های مناسب و تصمیم گیری های منطقی در این موقعیت‌های چالش برانگیز تحصیلی می‌تواند از اهمیت بسزایی برخوردار باشد.

    حلاجی ادامه داد: در صورتی که دانشجویان در مواجهه با رویدادهای تنش‌زای تحصیلی زود بشکنند، انعطاف نداشته باشند و خود را فردی قربانی و ناتوان ارزیابی کنند، تعادل زیستی و روانشناختی خود را از دست می‌دهند و با تجربه استر س‌های مکرر، دچار فرسودگی تحصیلی می‌شوند.

    وی با بیان اینکه تاب آوری ظرفیتی برای مقاومت در برابر استرس و فاجعه است، افزود: روانشناسان همیشه سعی کرده اند که این قابلیت انسان را برای سازگاری و غلبه بر خطر و سختی‌ها افزایش دهند. دانشجویان می‌توانند حتی پس از مشکلات تحصیلی ناگوار به بازسازی زندگی خود بپردازند. ارتقا تاب‌آوری منجر به رشد افراد در به دست آوردن تفکر و مهارت‌های خودمدیریتی بهتر و دانش بیشتر می‌شود.

    این روانشناس اضافه کرد: دانش آموز و یا دانشجوی تاب آور یعنی کسی که در برقراری تعادل زیستی-روانشناختی در شرایط دشوار تحصیلی توانمند است و دارای رفتارهای خودشکنانه نیست. از نظر عاطفی آرام بوده و توانایی مقابله با شرایط ناگوار تحصیلی را دارد.

    حلاجی گفت: افراد تاب آور، ذهنیتی تحلیلی انتقادی نسبت به توانایی‌های خود و شرایط دارند. از مهارت‌های حل مسئله برخوردارند و قادرند در مواجهه با مشکلات تحصیلی با استفاده از فنون حل مسئله، به راه حل های امن و مطمئن برسند. در حالی‌که سایر افراد، در این موقعیت‌های سخت دچار استرس زیاد می‌شوند و نمی‌توانند راه‌حل مناسب و مفیدی انتخاب کنند. همچنین توانایی ویژ ه‌ای در تجزیه و تحلیل واقع‌بینانه مشکلات شخصی، پیدا کردن راه‌حل های فوری و راهبردهای درازمدت برای حل و فصل مشکلاتی را که به آسانی و سریع حل نمی‌شوند، دارا هستند.

    وی دانش آموزان تاب آور را افرادی با مهارت‌های ارتباطی قوی دانست و افزود: این دسته از دانش آموزان مهارت‌های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته‌اند. آنها می‌توانند در شرایط سخت هم شوخ‌طبعی خودشان را حفظ کنند و با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند؛ تعداد زیادی از مهارت‌ها و راهبردهای اجتماعی که شامل مهارت‌های گفتگو و آمادگی برای گوش دادن به دیگران و احترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران است، دارا هستند. از آنجایی که از شبکه حمایتی و عاطفی محکمی برخوردار هستند، در مقابله با موقعیت‌های چالش‌انگیز از همدلی و مشورت دیگران بهره مند می‌شوند و از لحاظ روانشناختی احساس آرامش و قدرت می‌کنند.

    این روان درمانگر ابراز کرد: دانش آموز تاب آور به آینده تحصیلی خود خوشبین است و احساس امید و هدفمندی دارند، اعتقاد راسخ به اینکه آینده می‌تواند بهتر باشد و باور به اینکه می‌توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند و موانع احتمالی نمی‌تواند آنها را متوقف سازد. این افراد آگاهانه و هشیارانه عمل می‌کنند، احساسات و هیجانات خود را می‌شناسند و هیجان‌های خود را به شیوه سالم مدیریت می‌کنند.

    حلاجی خاطر نشان کرد: تنها واقعیت زندگی این است که هر چیزی به طور ثابت تغییر می‌کند گاهی اوقات دانش آموزان قادر نیستند به دلیل بعضی از موقعیت‌های نامطلوب زندگی، به اهداف خود دست یابند. پذیرش موقعیت‌هایی که فرد نمی‌تواند تغییر دهد و تمرکز بر شرایطی که می‌تواند تغییر یابد گام مهمی در جهت تاب آوری است.

     

    اخبار اقتصادی

  • بحران میانسالی باعث گرایش به جراحی های زیبایی و پیکر تراشی

    بحران میانسالی باعث گرایش به جراحی های زیبایی و پیکر تراشی

     

    بحران میانسالی باعث گرایش به جراحی های زیبایی و پیکر تراشی

     

    مینا رشیدی، در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: با ورود فضای مجازی در زندگی و بروز اشکال مختلف خودشیفتگی برخی افراد در قالب نمایش زندگی‌های شخصی پرزرق و برق باعث شد تا اهمیت دادن افراطی به ظاهر و مادیات بیش از پیش گسترش یابد تا جایی که پیری و ورود به دنیای میانسالی برای خیلی‌ها امری ترسناک و وحشت آفرین قلمداد شود که البته همین امر باعث عمیق‌تر شدن بحران میانسالی شده است.

    وی تصریح کرد: مقایسه‌های اجتماعی نه تنها باعث از بین رفتن اعتماد به نفس و مشکلات هویتی در بسیاری از افراد شده است بلکه موجب شده تا گروه میانسالان برای حفظ جوانی دست به اقدامات وسواسی در عمل‌های جراحی و عمل‌های زیبایی متعدد بزنند.

    رشیدی با بیان اینکه استقبال بیش از اندازه به جراحی‌های زیبایی و پیکر تراشی غیرضروری نشانه فرار از پیری و پایین آمدن اعتماد به نفس است، افزود: انجام عمل‌های غیرضروری زیبایی، کاهش وزن در خانم‌های بالای ۳۵ سال و عضله سازی در آقایان بالای ۴۰ سال نشان می‌دهد که بحران میانسالی در این افراد تا حدی عمیق شده که وسواس زیاد نسبت به ظاهر در آنها کاملاً مشهود است.

    وی ادامه داد: افرادی که دچار بحران میانسالی هستند گاهی برای فرار از واقعیت‌های سنی خود اقدام به تغییر دوستان قدیمی و قطع ارتباط با آنها می‌کنند چراکه آنها به دنبال فرد تازه‌ای برای دریافت احترام، محبت و توجه هستند و آنچه در رابطه دارند را ناکافی، ناامید کننده و اشتباه می‌دانند‎.‎

    این روانشناس بالینی اضافه کرد: مقایسه‌های اجتماعی و الگوبرداری از زندگی افراد مشهور و سلبریتی اغلب باعث می‌شود که افراد دچار بحران میانسالی در روابط زناشویی خود با مشکل مواجه شوند زیرا باور دارند که سهم آنها از زندگی بیش از اینها بوده و به نوعی جوانی خود را در ازدواج ناموفقی به هدر داده اند که البته این نوع کمال گرایی نشانه ناامیدی آنها و حتی نشانه‌ای از شروع افسردگی است.

    وی، خودشیفتگی، انتظارات غیر واقعی و تصمیمات عجیب و عجولانه را از دیگر نشانه‌های بحران میانسالی دانست و افزود: سن گریزی و نپذیرفتن واقعیت‌ها اغلب به شکل تصمیمات هیجانی و دینامیکی مانند تغییر پوشش، خرید اتومبیل های گران قیمت و یا تغییر وسایل منزل با گرفتن وام و قرض بروز می‌کند چون این افراد تشنه تازگی و گرفتن تحسین از دیگران هستند.

    رشیدی خاطرنشان کرد: ناامیدی از آینده نیز مسئله تازه‌ای است که در بحران میانسالی دیده می‌شود. فرد هیچ چشم اندازی برای آینده نمی‌بیند و تلاش‌هایش برای بهبود زندگی را از دست می‌دهد. فکر کردن زیاد به مرگ نیز از عوارض بحران میانسالی است که مانع امید به آینده می‌شود و در نهایت فرد را دچار وسواس مرگ و حتی افسردگی می‌کند‎ به همین دلیل همواره پیشنهاد می‌شود افراد دچار بحران میانسالی به جای تخلیه روانی خود به شکل غلط، درصدد آموزش مهارت‌های برون رفت از این چالش باشند.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آسیب های بها دادن به استرس/اضطراب های مزمن چگونه شکل می گیرند

    آسیب های بها دادن به استرس/اضطراب های مزمن چگونه شکل می گیرند

    مریم ناظریان مشاور و روانشناس، در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: استرس در زندگی تا حدی عادی و فراگیر شده که امروزه برخی از والدین و اساتید برای آموزش و پیشرفت از استرس دادن به عنوان ابزار تربیتی استفاده می‌کنند و حتی استرس داشتن دانش آموزان و دانشجویان را یک ارزش و نشانه مسئولیت پذیری قلمداد می‌کنند.

    وی تصریح کرد: اگر دانش آموز و یا دانشجویی استرس امتحان و کنکور نداشته باشد اطرافیان این خونسردی و آرامش را نشانه تنبلی و یا بی تفاوتی به آینده تعبیر می‌کنند و یا اگر افراد شاغل بدون هیجان و استرس در محل کار فعالیت کنند، سایرین آنها را بی مسئولیت، ناکارآمد و بی تفاوت به شمار می‌آورند. در حالی که استرس ارزش نیست و این امر باید فرهنگ سازی شود.

    ناظریان ادامه داد: جامعه‌ای که به استرس داشتن افراد ارزش می‌دهد آن را مطلوب و نشانه مسئولیت پذیری می‌داند و نگرانی‌های دائمی را نشانه دغدغه مندی و آینده نگری قلمداد می‌کند بی شک تعارضات بین فردی از خانواده تا اجتماع در آن شدت خواهد یافت.

    وی گفت: به طور کلی همه افراد رویدادهای استرس آفرین را می‌شناسند و اینکه هر رویداد تا چه اندازه می‌تواند استرس وارد کند. بنابراین نمی‌توان به سادگی رویدادها را از لحاظ استرس زا بودن با هم مقایسه کرد، ابتدا باید بدانیم که در مورد چه کسی و با چه فرهنگ و جنسیتی حرف می زنیم، به عبارتی بخش مهمی از استرس به تحلیل‌های ذهنی و ارزیابی ما باز می گردد.

    ناظریان تاکید کرد: متناسب با برآورد افراد از شدت فشارهای محیطی و منابعی که در دسترس دارند سطح متفاوتی از استرس تجربه می‌شود. در واقع بخش اعظمی از استرس‌های فردی بدون پیش زمینه نیست، بلکه فشار روانی موجود در زندگی به تدریج آن استرس را ایجاد می‌کند و ما هم پس از مدتی استرس را به عنوان بخش جدایی ناپذیر زندگی خود می‌پذیریم.

    وی با بیان اینکه استرس و اضطراب ریشه همه مشکلات روحی و روانی است، افزود: افسردگی، وسواس و اغلب اختلالات شخصیتی نشأت گرفته از استرس‌های مکرر است که بیشتر آنها دلیل قانع کننده‌ای ندارد.

    ناظریان با اشاره به اینکه زندگی مدرن باعث شده استرس‌های لحظه‌ای تبدیل به اضطراب‌های مزمن شود، افزود: استرس لحظه‌ای ممکن است در شرایط مختلف برای افراد اتفاق بیافتد. در واقع استرس لحظه‌ای واکنش فوری بدن به یک وضعیت جدید و چالش برانگیز است، در حالی که فرد برای مدت طولانی در شرایط استرس‌زا قرار گیرد، دچار اضطراب مزمن می‌شود. این گونه استرس‌های طولانی مدت می‌توانند تأثیر منفی بر سلامتی فرد بگذارد.

    این روانشناس تاکید کرد: بسیاری از افراد به دلایل سردرد و مشکلات گوارشی به پزشک مراجعه می‌کنند در حالی که دلیل بیشتر این بیماری‌ها استرس و اضطراب است. در واقع بسیاری از مشکلات جسمانی نظیر دل‌درد، حالت تهوع، سرگیجه، تپش قلب و فشار خون تنها بخشی از عوارض استرس است.

    وی یادآور شد: زندگی مدرن امروزی به دلیل پیچیده بودن اتفاقاتش اضطراب‌آور است، انسان دیگر نه در دنیای واقعی بلکه در حیات مجازی نیز دچار پیچیدگی و سردرگمی می‌شود، و این دو دنیای واقعی و مجازی اغلب با ابهام و نگرانی توأم است. به طور کلی می‌توان گفت شتاب و سرعت دنیای مدرن از یک سو و روابط پیچیده در دو دنیای متفاوت از سوی دیگر می‌تواند استرس افراد را بالاتر ببرد.

    ناظریان خاطرنشان کرد: جامعه باید در خصوص ایجاد شرایط کاهش استرس آموزش ببیند و توانمندسازی مقابله با اضطراب و نگرانی نیز بسیار حائز اهمیت است، در همین راستا افزایش مهارت‌های زندگی یکی از راه‌های مؤثر در کاهش این اضطراب‌های روزمره است.

  • سهم والدین از ناراحتی های پنهان فرزندان/تبعات روانی سرزنش دیگران

    سهم والدین از ناراحتی های پنهان فرزندان/تبعات روانی سرزنش دیگران

    سهم والدین از ناراحتی های پنهان فرزندان/تبعات روانی سرزنش دیگران

     

    مریم داودوندی متخصص مشاوره روانشناسی، در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: اغلب افراد در برابر برخی از رفتارهایشان، پیوسته خود را سرزنش می‌کنند درحالی که خودسرزنشگری راهکاری است که از والدین و اطرافیان در ما به یادگار باقی مانده است. در واقع هرچه والدین و اطرافیان کودک، شخصیت‌های سرزنش کننده تر و سخت گیرتری داشته و به نوعی کودک را آماج حملات بیشتر و شدیدتری قرار دهند، کودک با درونی کردن این رفتارها، خود نیز به سرزنش کننده اصلی خودش تبدیل خواهد شد.

    وی تصریح کرد: برخی والدین و مراقبین به جای آنکه درباره اشتباه رخ داده شده و پیامدهای آن به کودک توضیح دهند و او را نسبت به خطرات و تبعات آن آگاه سازند، اقدام به زیر سوال بردن شایستگی و شخصیت فرزندشان می‌کنند، به طور مثال کودکی که با توپ بازی، به عمد شیشه‌ای را می شکند؛ والدین به جای اینکه درباره علت این رفتار کودک صحبت کنند و تبعات آن را به وی توضیح دهند، شروع به برچسب زنی به شخصیت کودک کرده و با کلماتی نظیر بی دقت، نادان و غیره به شخصیت و اعتبار او توهین و به نوعی یک اشتباه را با شخصیت کودک گره می‌زنند.

    این متخصص روانشناسی با بیان اینکه سرزنش کردن در ذهن بسیاری از افراد درونی سازی شده است، افزود: سرزنش خود، وقتی توسط کودک درونی سازی شود، تبدیل به عادتی مخرب در ذهن خواهد شد، به طوری که بعدها و حتی در دوران بزرگسالی، وقتی مرتکب اشتباهی می‌شود، به جای بررسی عوامل متعدد مؤثر در بروز رخداد، درس گرفتن از آن و تلاش برای اصلاح عملکردها، شخصیت خود را به واسطه آن اشتباه زیر سوال می‌برد و سبب رنج نهانی درونی خویش خواهد شد.

    داودوندی ادامه داد: برخی از این افراد گاه به واسطه قدرت دادن به بخش سرزنشگر درونی خود، به شدت اعتماد به نفس خود را تضعیف نموده و به جای مواجه شدن با مشکلات و برخورد مناسب با آنها، بطور ناخودآگاه به راهکارهای ناکارآمدی از جمله عدم تلاش و یا تصمیم گیری صحیح متوسل شده و به صورت مداوم خود را در معرض اشتباهات و خطاهای بیشتر و بیشتر قرار می‌دهند، و این راهی خواهد شد که به گونه‌ای بی رحمانه و مداوم خود را نقد و یا فرصتی به دیگران می‌دهند تا آنها را به دلیل نوع رفتارشان سرزنش کنند.

    این متخصص روانشناس اضافه کرد: افرادی که به طور پیوسته خود را سرزنش می‌کنند به دلیل پایین بودن اعتماد به نفس، خود تحقیری و البته به واسطه عدم مواجهه صحیح با شکست‌ها و اشتباهات، هرگز از عملکردهای پیشین خود درس عبرت نمی‌گیرند از این رو احتمال بروز یک اشتباه تکراری در زندگی آنها بسیار زیاد است.

    وی با اشاره به اینکه سرزنش کردن توسط والدین و یا خود سرزنش گری باعث جلوگیری از خطا نمی‌شود، افزود: باید توجه داشت که دیکته نانوشته غلط ندارد، بنابراین کسی که برای دستیابی به خواسته‌های خود در زندگی تلاش می‌کند و با جدیت و خودباوری در مسیر پیشرفت و ترقی گام بر می‌دارد نسبت به افرادی که هیچ گونه تلاشی نمی‌کنند و یا از مواجهه با تجارب جدید دوری می‌کنند، با شکست‌ها و اشتباهات بیشتری مواجه می‌شود. ضمن اینکه هرچه فرد از نظر جایگاه، اعتبار و مسئولیت، رشد کند، امکان روبرو شدن با مسائل پیچیده‌تر که نیازمند تصمیم گیری های حساس‌تری است بیشتر خواهد شد و امکان دارد که در امر تصمیم گیری با اشتباهاتی نیز مواجه شود پس به جای سرزنش کردن خود باید روی اشتباهات تمرکز کرده تا از تکرار آنها جلوگیری شود.

    داودوندی خاطر نشان کرد: انسان‌های موفق و عاقل هرگز از اشتباه و شکست استقبال نمی‌کنند. آنها تمام دقت، دوراندیشی و جدیت خود را به کار می‌گیرند تا حتی المقدور از بروز شکست در زندگی یا فعالیت‌های شغلی خود جلوگیری کنند. اما از آنجایی که برخی از اتفاقات در آینده می‌تواند قابل پیش بینی باشد پس به جای خود سرزنشگری، می‌توان مهارت‌های لازم را برای برخورد با مشکلات آموخت.

  • تعویق المپیک و تمدید یک سال «استرس»/ خطر «فرسودگی ذهنی» المپین‌ها

    تعویق المپیک و تمدید یک سال «استرس»/ خطر «فرسودگی ذهنی» المپین‌ها

    خبرگزاری مهر – گروه ورزش: اهمیت شرایط بدنی ورزشکاران و تاثیری که آمادگی‌شان در نتیجه‌گیری‌ها دارد، غیرقابل انکار است اما بر کسی پوشیده نیست که شرایط روانی هم سهم زیادی در این قضیه دارد طوری که بیش از نیمی از عملکرد ورزشکاران را به این فاکتور یعنی «مسائل روحی و روانی» نسبت می‌دهند.

    چه بسا نبود سلامت روانی کافی به دلیل تاثیری که روی تمرکز دارد، منجر به آسیب فیزیکی شود و اینگونه نتیجه گرفتن یا نگرفتن ورزشکار را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. به هر حال این فقط بدن ورزشکار نیست که همراه با او وارد میدان رقابت می‌شود، تمام انگیزه‌ها، آمال‌ها و آرزوها هم همزمان به صحنه می‌روند؛ فاکتورهایی که بنا به جنس و کیفیت‌شان می‌توانند ورزشکار را به سمت پیروزی سوق دهند یا نقش اهرمی بازدارنده برای او را بازی کنند.

    طبیعی است این چرخه در رابطه با رویداد بزرگی مثل المپیک که رقابت و نتایج به دست آمده در آن میلیمتری‌تر و تاریخی‌تر از هر میدان دیگری است، نمود بیشتری پیدا می‌کند به خصوص برای المپیک سی و دوم که در سایه کرونا به یک المپیک استثنایی تبدیل شده است. برگزاری این دوره المپیک فعلاً یک سال به تعویق افتاده و این یعنی تحمل یک سال بیشترِ روزهای توام با تمرین، استرس، انگیزه، انتظار و … برای ورزشکارانی که کسب سهمیه کرده‌اند.

    قرار بود این ورزشکاران در مردادماه امسال تکلیف خود را از حیث چگونگی حضور در المپیک مشخص کنند، یا زنگی زنگ یا رومیِ روم، یا حضور موفق و سربلند یا ناکام و بازنده؛ قرار بود بارِ روانی این مسئله تا پیش از شهریورماه از دوش المپین ها برداشته شود اما شیوع کرونا شرایط را برای آنها به گونه‌ای رقم زد که نه تنها تحمل این بار و مصائبش را برای مدت یک سال دیگر تمدید کرد بلکه دل‌مشغولی‌های دیگری هم به خاطر دوری از تمرین و مسابقه برای‌شان ایجاد کرده است.

    مجموع این عوامل می‌توانند دست به دست هم دهند و اختلال روحی و روانی ورزشکاران المپیکی و در نتیجه ناکارآمدی آنها در توکیو را رقم بزنند اگر توجه و چاره‌اندیشی‌های لازم، به وقتش و به اندازه نباشد.

    تعویق المپیک و تمدید یک سال «استرس»/ خطر «فرسودگی ذهنی» المپین‌ها
    تعویق المپیک و تمدید یک سال «استرس»/ خطر «فرسودگی ذهنی» المپین‌ها

    خطر ابتلای المپین ها به «فرسودگی ذهنی»

    تمام ورزشکاران در دوره تمرینی، علاوه بر انجام تمرینات تخصصی و به دلیل تحمل شرایط سخت اردویی، دوری از خانواده و دل‌نگرانی بابت آینده، اضطرابِ آزمون پیش رو و نتیجه آن، تحت یک فشار روانی هم قرار می‌گیرند. این موضوع در رابطه با مسافران توکیو و به خاطر شرایط استثنایی پیش آمده برای آنها می‌تواند خیلی حاد شود و به همین دلیل دستیابی به آرامش و کنترل روانی لازم، در مورد این دسته ورزشکاران بیشتر از همه احساس می‌شود.

    «مژگان کُرد» از کارشناسان مرکز روانشناسی آکادمی ملی المپیک هم این موضوع را تایید می‌کند. وی در گفتگو با خبرنگار مهر با تاکید بر اینکه تعویق المپیک و بی توجهی به مسائل روانشناختی ورزشکاران می‌تواند باعث «فرسودگی ذهنی» در آنها شود، گفت: متهمی را در نظر بگیرید که منتظر اجرای حکمش است یا جوانی که در کنکور شرکت کرده و انتظار اعلام نتایج را می‌کشد. اینها حکم ورزشکاری را دارند که تمرین داشته یا در حال سپری کردن اردو است و منتظر آغاز مسابقه و مشخص شدن عملکردش در آن است.

    وی ادامه داد: الان به خاطر تعویق المپیک، روزهای انتظار برای المپین ها خیلی طولانی‌تر شده است، روزهایی که از روزهای تلاش و تمرین سخت و سنگین‌تر می‌گذرند و همین مسئله می‌تواند باعث «فرسودگی ذهنی» در آنها شود. اینجاست که برنامه‌ریزی روانی و انجام اقدامات علمی و تخصصی می‌تواند مانع از بروز عوامل مخرب در عملکرد ورزشکاران شود.

    درهای جدید با کلیدهای قدیمی باز نمی‌شوند

    این کارشناس روانشناسی همچنین به زمان لازم برای آماده کردن روحی و روانی ورزشکاران تاکید دارد. به هر حال به همان اندازه که نیاز است به ورزشکار برای تمرین زمان مشخصی داده شود تا به تدریج بر آمادگی خود اضافه کند و خود را برای زمان مسابقه به اوج برساند، نیاز است برای آمادگی ذهنی و روانی ورزشکار هم زمان کافی تامین شود به گونه‌ای که ورزشکار در جریان مسابقات از این حیث، صد در صد وضعیت ایده آل را داشته باشد.

    این در حالی است که امروز به خاطر کرونا در زمان برگزاری المپیک به عنوان هدف اصلی المپین ها فاصله یک ساله ایجاد شده است. این افراد اما بعد از کسب سهمیه یا در حین تلاش برای دستیابی به آن، با تغییر در زمان برگزاری مواجه شدند. طبیعی است که حالا با فاصله ایجاد شده و شرایط خاصی که کرونا به وجود آورده، نمی‌توانند با همان دست فرمان قبل به روند تمرینات‌شان ادامه دهند. در واقع درهای جدید که پیش روی ورزشکاران المپیکی قرار گرفته‌اند با کلیدهای قدیمی باز نمی‌شوند بنابراین باید به فکر راهکارهایی بود تا زنگ خطری که مژگان کُرد به آن اشاره داشت – فرسودگی ذهنی – به صدا در نیاید.

    تاکید بر هدف گزینی

    «علی حجتی» دیگر کارشناس مرکز روانشناسی آکادمی ملی المپیک در این زمینه بر ایجاد «هدف گزینی» برای ورزشکاران المپیکی تاکید دارد. وی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: برای جلوگیری از آسیب ورزشکار از حیث روانی، باید به هدف گزینی اهمیت داده شود که از لحاظ ذهنی کمک فوق‌العاده ای به او می‌کند.

    وی تصریح کرد: هدف گزینی این احساس را در ورزشکار ایجاد می‌کند که به بیراهه نرفته و برای رسیدن به هدف که همان المپیک است، در مسیر مستقیم و درست قرار گرفته است. همین مسئله روی اعتماد به نفس او هم تاثیر بسزایی دارد.

    این روانشناس ورزشی همچنین گفت: وقتی از المپیک و ورزشکاران حرفه‌ای شرکت کننده در آن حرف می زنیم باید به جزئیات بهای زیادی داد. مواردی که شاید خیلی به چشم نیایند اما تاثیری فوق‌العاده بر عملکرد دارند.

    بساط «حواس پرتی» ورزشکاران جمع شود

    «برای هدف گزینی مورد نظر و توجه به جزئیات مورد تاکید چه باید کرد؟»، پاسخ حجتی به این پرسش این بود: لازم نیست کار خیلی خاص و بزرگی انجام داد، فقط اینکه باید ایجاد انگیزه کرد، برای حضور موفق در المپیک که از آن به عنوان «هدف» تعبیر می‌شود، انگیزه لازم است. این فاکتور است که روی تلاش و استمرار یک ساله آن تاثیر می‌گذارد. نباید این مهم را نادیده گرفت.

    وی در توضیح بیشتر این موضوع مورد بحث عنوان کرد: مسائل مالی، نبود امکانات کافی، نداشتن محیط مناسب برای تمرین یا برنامه لازم برای آن از عواملی است که به نوعی باعث حواس پرتی ورزشکار می‌شود و همزمان با دور کردن او از آمادگی بدنی، روی مسائل روحی و روانی او تاثیر مخرب خواهد داشت. این عوامل ورزشکار را از مسیر موفقیت دور می‌کند بنابراین باید جلوی آنها گرفته می‌شود.

    این کارشناس روانشناسی از وعده وعیدهایی که به ورزشکاران بابت نتیجه‌گیری و مدال‌آوری آنها برای المپیک داده می‌شود به عنوان بخش مهمی از جزئیات موردنظر یاد کرد و گفت: وعده پرداخت پاداش یک سیاست کلی است اما زمان پرداخت یا چگونگی آن یکی از جزئیات است. همچنین نحوه برگزاری اردوها، ارائه خدمات و … هم جزئی از جزئیات هستند. در یک سال باقی مانده تا المپیک خیلی بیشتر از همیشه باید به اینها اهمیت داده شود.

    حجتی با بیان اینکه برنامه‌ریزی بدون ضمانت اجرایی مشکل ورزش کشور است، یادآور شد: وقتی وعده‌ای داده می‌شود، ورزشکار شب را با ذوق آن به صبح می‌رساند پس مسئولان به فکر کار شاق نباشند، به وعده‌هایشان عمل کنند.

    حضور روانشناس در کنار المپین ها الزام شود

    به طور حتم روانشناسی ورزشی یکی از ارکان مهم و تاثیرگذار در رشد و کارآیی ورزشکاران است به خصوص برای آنهایی که به المپیک اعزام می‌شوند و ویژه‌تر برای این دوره المپیک که شرایط آن خاص‌تر از هر دوره دیگری است. به همین دلیل «مژگان کُرد» بر لزوم حضور روانشناس کنار تیم‌ها و ورزشکاران تاکید دارد.

    وی در این رابطه با یادآوری اینکه فدراسیون والیبال از سال‌ها پیش موضوع روانشناسی ورزشی و استفاده از کارشناسان این حوزه کنار تیم‌های خود را به طور جدی دنبال می‌کند، روایتی از حمزه زرینی عضو پیش تیم ملی والیبال را یادآور شد و گفت: این بازیکن می‌گفت اگر بهترین روانشناس دنیا هم باشید و در جایگاهی غیر خاص به ما ملی‌پوشان توصیه‌هایی داشته باشید، خیلی توجه نمی‌کنیم اما اگر به عنوان یک مربی و عضو کادر فنی، رودر روی بازیکنان قرار بگیرید، صحبت‌ها کاملاً تاثیرگذار می‌شود.

    وی در ادامه خاطرنشان کرد: به کادر فنی تیم‌ها و در کنار سرمربی، مربی، بدنساز، ماساژور و … باید یک مربی روانشناسی هم اضافه شود. این موضوع باید وارد چارت وزارت ورزش شود. وزارتخانه تمام فدراسیون‌ها را به ملزم به فعال کردن کمیته روانشناسی و استفاده از روانشناس در کنار ورزشکاران‌شان کند. به خصوص که برنامه روانشناسی ورزش کشور در آکادمی ملی المپیک آماده اجراست، هر فدراسیون و تیمی متقاضی شود، روانشناس در اختیار خواهد گرفت.

    عوامل موثر در ایجاد آرامش روانی

    به گفته مژگان کُرد، در بسیاری کشورهای دنیا و برای جلوگیری از ابتلای المپین‌ها به فرسودگی ذهنی، اقدامات قابل توجهی انجام شده است. این دست اقدامات در ورزش ایران هم قابل ارائه است البته اگر متقاضی داشته باشد!

    وی در این زمینه به خبرنگار مهر گفت: از حیث مهیا کردن شرایط آرامش روانی ورزشکاران از دیگر کشورها عقب نیستیم حتی در برخی امور جلوتر هم هستیم اما اینکه فدراسیون‌ها، تیم‌ها، مربیان و ورزشکاران به چه میزان از این امکانات استفاده کنند، مهم است. ما در مرکز روانشناسی آکادمی برای تمام رشته‌ها مشاوره رایگان داریم اما تا به امروز درصد مراجعه کنندگان مان خیلی بالا نبوده است.

    علی حجتی هم به یک مسئله قابل توجه اشاره دارد و اینکه در رابطه با مسائل روانی خودِ ورزشکار نقش حیاتی دارد. وی با یادآوری تاکیدی که بر هدف گزینی داشت، گفت: کمیته ملی المپیک و فدراسیون‌ها در این زمینه دخیل هستند اما بیشترین نقش را مربیان و به خصوص خودِ ورزشکاران دارند.

    وی ادامه داد: مدیران تصمیم گیرنده می‌توانند با اتخاذ تصمیماتی (مثل پرداخت پاداش) بهانه‌ها را کم کنند، فدراسیون شرایط را مهیا می‌کند و مربی هم برنامه می‌دهد اما در نهایت این خودِ ورزشکار است که در مرحله اجرا ایفای نقش می‌کند. اجرا و چگونگی آن مهمترین و تعیین کننده‌ترین اصل است. ورزشکار باید هر آنچه او را از مسیر اصلی منحرف می‌کند، از خود دور کند تا بتواند تمرکزش را بالا ببرد. ورزشکار فراموش نکند که برای خاص بودن باید خاص زندگی کند، نمی‌تواند به صورت عام باشد و نتیجه خاص بگیرد.

    مبادا خیلی زود، دیر شود

    به گزارش خبرنگار مهر، به زعم خیلی‌ها تعویق المپیک و فرصت یک ساله ایجاد شده برای آن، فرصت مناسبی برای شکل‌گیری کاروان المپیک با ورزشکارانی آماده‌تر است اما نباید از مطالبات روانی ورزشکاران و تاثیری که در یک فاصله زمانی می‌تواند ایجاد کند، غفلت کرد.

    بلاتکلیفی، استرسِ آسیب دیدگی، وضعیت حریفان، ترس از نتیجه ضعیف گرفتن یا فشارِ مدال‌آوری، تمدید دوری از خانواده و روزهای پرفشار تمرین، کنترل وزن و استرس کم و زیاد شدن آن، لزوم داشتن تمرکز و … از عواملی است که در بسامانی یا نابسامانی روانی ورزشکار تاثیرگذار است.

    یک سال فرصت است تا همزمان با آمادگی بدنی ورزشکاران، این فاکتورها را هم کنترل و در جهت نتیجه‌گیری هدایت کرد اما باید در نظر داشت که بعضاً «خیلی زود، دیر می شود»؛ برای سلامت روانی المپین ها و اندازه‌گیری آن باید همزمان با برنامه‌ریزی تمرینی اقدام شود نه دیرتر.

    منبع : مهرنیوز

  • چطور می‌توانیم بهترین تصمیم را بگیریم؟ / راهکاری برای توقف تنبلی فکری و اتخاذ تصمیمات بهتر

    چطور می‌توانیم بهترین تصمیم را بگیریم؟ / راهکاری برای توقف تنبلی فکری و اتخاذ تصمیمات بهتر

     

    شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در زمان تصمیم گیری درباره یک موضوع مهم ذهنتان بدرستی عمل نکند و شما را دچار مشکل نماید، اما چرا و چگونه؟!

    آیا این امکان وجود دارد که ذهن انسان هم دچار خطا و تنبلی شود و این امر منجر به اتخاذ تصمیماتی نادرست گردد؟!

    در همین راستا گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ اقدام به جمع آوری اطلاعاتی پیرامون این موضوع نموده است و راهکار‌هایی را برای کاهش خطای ذهن و در نتیجه تصمیم گیری درست را برای شما آماده کرده است، پس این مطلب را از دست ندهید!

    خطای ذهن چیست؟

    ذهن آنگاه که تفکر می‌کند و اموری را مقدمه برای امری دیگر قرار می‌دهد، ممکن است صحیح عمل کند و ممکن است دچار خطا گردد.

    منشا خطا یکی از دو امر ذیل ممکن است بوده باشد:

    1.  آن مقدماتی که آن‌ها را پایه قرار داده و معلوم فرض کرده خطا و اشتباه باشد. یعنی مقدماتی که مصالح استدلال ما را تشکیل می دهد فاسد باشد.
    2.  نظم و شکل و صورتی که به مقدمات داده شده غلط باشد؛ یعنی هر چند مصالح استدلال ما صحیح و درست است، ولی شکل استدلال ما غلط است.

    یک استدلال در عالم ذهن مانند یک ساختمان است. یک ساختمان آنگاه کامل است که هم مصالحش بی عیب باشد و هم شکل ساختمان روی اصول صحیح ساختمانی باشد. هر کدام از این‌ها اگر نباشد آن ساختمان قابل اعتماد نیست. مثلا اگر گفتیم «سقراط انسان است و هر انسانی ستمگر است پس سقراط ستمگر است» این استدلال ما از نظر شکل و صورت صحیح است، اما از نظر ماده و مصالح فاسد است، زیرا آنجا که می گوییم هر انسانی ستمگر است درست نیست، اما اگر بگوئیم «سقراط انسان است، سقراط عالم است، پس انسان عالم است.» ماده و مصالح استدلال ما صحیح است و شکل و نظام آن منطقی نیست پس نتیجه غلط است. این که چرا شکل و نظام منطقی نیست، بعدا در باب قیاس روشن خواهد شد

    خطا سنجی منطق ارسطوئی منحصرا مربوط است به شکل و صورت استدلال، اما سنجش خطای ماده استدلال از عهده منطق ارسطوئی خارج است. به همین علت منطق ارسطوئی را منطق صورت می نامند، اما آیا منطقی در جهان به وجود آمده که خطا سنج ماده و مصالح استدلال باشد یا نه؟ بعدا در باب قیاس در این باره بحث خواهیم کرد.

    از مجموع آنچه گفته شد معلوم گشت که ارزش منطق ارسطوئی این است که خطاسنج عمل فکر کردن است، یعنی خطاسنج صورت و شکل استدلال‌های انسانی است. اما اینکه منطق چه قوانینی برای درست استدلال کردن عرضه می دارد مطلبی است که از مطالعه تفصیلی منطق روشن می شود.

    ۵ راه برای توقف تنبلی فکری و اتخاذ تصمیمات بهتر

    گاهی وقت‌ها تعداد تصمیماتی که می‌گیریم و پیچیدگی مشکلاتی که با آن‌ها درگیر هستیم بیشتر از ظرفیت ذهن‌مان است. برای اینکه بتوانیم سریع‌تر و آسان‌تر به نیاز‌های فکری روزمره‌مان دست پیدا کنیم و مجبور نباشیم به مغزمان فشار بیاوریم، ذهن فرآیند تصمیم‌گیری را ساده می‌کند. اما چگونه؟

    ذهن ما برای ساده‌تر کردن تصمیم‌گیری از راه‌های میان‌بُر کمک می‌گیرد که این میانبر‌ها همیشه هم ما را به جواب درست نمی‌رسانند.

    روش‌های اکتشافیِ مبتنی بر تجربه کمک می‌کنند تا در لحظه قضاوت کنید. اما با به کارگیری این روش‌ها، به همان اندازه که در زمان صرفه‌جویی می‌کنید، از دقت‌تان می‌کاهید؛ اگر اکتشاف‌تان اشتباه باشد، قضاوت‌تان نیز اشتباه خواهد بود.دانمشندان تقریبا صد مورد از معایب رویکرد‌های اکتشافی را شناسایی کرده و آن‌ها را خطا‌های شناختی نامیده‌اند. متاسفانه این خطا‌ها به حقیقت‌یابی تصادفی و بی‌منطق، پردازش سطحی و نتیجه‌گیری‌های شتاب‌زده منجر می‌شوند. آن‌ها باعث می‌شوند چیز‌هایی را باور کنید که حقیقت ندارند و واقعیت‌ها را نادیده بگیرید. در نهایت، آن‌ها شما را تبدیل به کسی می‌کنند که در فکر کردن تنبل است. تنبلی فکری می‌تواند تاثیرات عمیقی بر تصمیم‌گیری‌های شما، اقدامات‌تان و نتیجه‌گیری‌هایی که به دست می‌آورید، بگذارد. با عمل کردن به ۵ مورد زیر می‌توانید از ۵ خطای شناختی رایج اجتناب کنید.

    ۱. عقاید‌تان را زیر سوال ببرید

    وقتی ایده‌هایی را که به نظر باورپذیر می‌آیند به عنوان ایده‌های منطقی و واقعی می‌پذیرید، مرتکب «سوگیری عقیده‌ای» (belief bias) می‌شوید. هر‌چقدر که ایده‌ای به عقاید‌تان نزدیک‌تر باشد کمتر به دنبال اثبات آن هستید. عامل اصلی این خطا، عقاید محکم و تغییرناپذیر هستند و همین عقاید مشخص می‌کنند برای رسیدن به هدف‌تان چه اقداماتی انجام می‌دهید یا از چه کار‌هایی اجتناب می‌کنید. مثلا، اگر باور دارید که بیشتر کسب‌و‌کار‌های کوچک شکست می‌خورند، هرگز کسب‌و‌کار کوچک خود را شروع نمی‌کنید. اگر عقیده دارید که محصول‌تان ارزشی ندارد، هیچ‌وقت آن را برای فروش آماده نمی‌کنید؛ و اگر بر این باورید که پیام‌تان به اندازه‌ کافی نیرومند و مهم نیست، هرگز آن را با دیگران در میان نمی‌گذارید.

    ۲. به دنبال شواهدی بگردید که نظر شما را تکذیب می‌کنند

    ما همیشه دوست داریم حق با ما باشد و برای اینکه از این تمایل‌مان محافظت کنیم به دنبال شواهدی می‌گردیم که از ایده‌هایمان پشتیبانی کنند و شواهدی که آن‌ها را رد می‌کنند، نادیده می‌گیریم. به این خطای ذهنی «سوگیری تاییدی» (confirmation bias) می‌گویند و با اینکه نسبت به سوگیری عقیده‌ای روش منطقی‌تری برای تفکر محسوب می‌شود، باز هم موجب اشتباه شما در تصمیم‌گیری می‌شود.

    سوگیری تاییدی باعث می‌شود تصور کنید حق با شما است حتی زمانی که اشتباه می‌کنید. اگر فکر می‌کنید که دستیار جدیدتان بی‌صلاحیت است، پس برای تایید این تصور خود دائما در کارهایش به دنبال اشتباه و مشکل می‌گردید. وقتی که زمان ارزیابی عملکرد می‌رسد هم باز برای تایید تصور خود فقط لیستی از معایب آن فرد را جمع‌آوری می‌کنید. مطئمنا در تمام مدتی که به دنبال اشتباهات آن فرد بودید فکر می‌کردید حق با شما بوده است. اما اگر شواهدی را جمع‌آوری کنید که دیدگاه شما را رد می‌کنند، نه تنها می‌توانید مشکلات را پیش‌بینی کنید بلکه در نهایت دیدگاه محکم‌تر و صحیح‌تری خواهید داشت.

    ۳. احتمال موفقیت را تخمین بزنید

    همه می‌توانند یک سری آمار و ارقام بی‌اهمیت را حفظ و بازخوانی کنند، اما افراد کمی هستند که آمار را کاملا درک می‌کنند و حتی تعداد کمتری از آن‌ها از اطلاعات آماری در تصمیم‌گیری‌های خود استفاده می‌کنند. وقتی شما رشته‌ تحصیلی خود را با توجه به یک رویداد خاص و بدون در نظر گرفتن احتمال واقعی آن رویداد انتخاب می‌کنید، دچار یک خطای دیگر شده‌اید: «غفلت از نرخ پایه» (base-rate neglect). نرخ پایه، تعداد دفعاتی است که یک رویداد در یک جمعیت اتفاق می‌افتد، مثل نرخ طلاق در افراد زیر ۳۰ سال، نرخ جنایت در یک شهر یا نرخ فارغ‌التحصیلی یک دانشگاه. غفلت از نرخ پایه، با توصیفات فریبنده شما را از مسیر اصلی منحرف می‌کند و باعث می‌شود فراموش کنید که از نظر آماری چه چیزی امکان‌پذیر است.

    اگر می‌خواهید یک کسب‌و‌کار جدید شروع کنید، اما قبل از آن قصد دارید مدرکی در MBA بگیرید، آمار موفقیت کسب‌وکار‌های کوچکی که مدیرشان MBA داشته‌اند کمک زیادی در تصمیم‌گیری به شما خواهد کرد؛ بنابر این اگر وسوسه شده‌اید که در کلاسی با عنوان «با روش من میلیونر شوید!» ثبت نام کنید، بهتر است به سخنان گهربار چند نفر روی سایتشان یا آگهی روی دیوار اکتفا نکنید و اطلاعات بیشتری در مورد کلاس بدست آورید.

    ۴. به این فکر کنید که شاید اشتباه می‌کنید

    آیا پیش از بازی‌های فوتبال می دانید کدام تیم قهرمان می‌شود؟ در مورد اینکه کدام فیلم قرار است اسکار بگیرد چه؟ آیا از قبل می‌دانستید قیمت کدام سهام در بورس اوراق بهادار در ماه گذشته بالا می‌رود؟ اگر جواب‌تان به هر کدام از این سوالات مثبت باشد یعنی دچار سوگیریِ پس‌نگرانه (hindsight bias) شده‌اید. شما ادعا می‌کنید که می‌دانستید قرار است چه اتفاقی بیفتد، اما این ادعا را بعد از اینکه آن اتفاق به‌وقوع پیوست، بروز می‌دهید و بدتر اینکه آن را باور می‌کنید. اما سوگیریِ پس‌نگرانه می‌تواند از این هم پیچیده‌تر شود، تحقیقات نشان می‌دهند که مردم اغلب پیش‌بینی‌های خود را اشتباه به یاد می‌آورند.

    اجازه دهید کمی بازی کنیم: بدون اینکه در اینترنت جستجو کنید به این سوال پاسخ دهید. آیا می‌دانید مادر ترزا چند سال عمر کرد؟ حدس بزنید و پاسخ را در دل‌تان بگویید. اگر یک ماه بعد با شما تماس بگیرم و بخواهم پاسخی که حدس زده بودید را به من بگویید، خیلی از شما عددی را خواهید گفت که نزدیک به سن واقعی اوست نه پاسخی که الان حدس زده‌اید. جدی‌ترین مشکلی که سوگیری پس‌نگرانه دارد این است که نمی‌توانید از اشتباها‌ت‌تان درس بگیرید. دلیلش ساده است، چون این نوع خطای ذهنی باعث می‌شود فراموش کنید که اصلا اشتباهی مرتکب شده‌اید.

    ۵. یاد بگیرید که چه زمانی احساسات‌تان را دنبال کنید و چه زمانی آن‌ها را نادیده بگیرید

    شاید بدون دخالت احساساتتان بتوانید تصمیمات درست بگیرید، اما در بعضی موارد استفاده نکردن از احساسات زمان و انرژی زیادی از شما برای تصمیم‌گیری می‌گیرد. احساسات، پیام‌های سریع و صریح به قسمتی از مغز می‌فرستند که به تصمیم‌گیری مربوط می‌شود و آن قسمت از مغز هم به نوبه‌ خود تعیین می‌کند که با این اطلاعات چه کند. زمانی که پیام‌های احساسی خیلی واضح و بلند باشند، بر تصمیمات‌تان تاثیر می‌گذارند. به این حالت، سوگیریِ درونی (visceral bias) می‌گوییم.

    احساساتی که در لحظه دارید، بی‌طرفی شما را خدشه‌دار می‌کنند و بر قضاوتی که در مورد افراد یا موقعیت‌ها دارید، تاثیر می‌گذارند. احساسات مثبت باعث می‌شوند، قابلیت‌های خود را دست بالا و خطرات را دست کم بگیرید، فوایدی را که احتمال وجودشان می‌رود، بزرگ‌نمایی کنید و اولویت‌های‌تان را تغییر دهید. افرادی که حس خوبی به ما منتقل می‌کنند به نظر بی‌ریا و کمک‌کننده می‌آیند. در روی دیگر سکه، احساسات منفی باعث می‌شوند قابلیت‌های خود را دست کم و خطرات احتمالی را دست بالا بگیرید، در مورد عواقب کار بزرگ‌نمایی کنید و اولویت‌های‌تان را نادیده بگیرید. ما عادت داریم چیز‌هایی را که به ما حس بدی منتقل می‌کنند، بی‌اهمیت، غیرضروری و بی‌ارزش بدانیم.

    ۴۲۲۳۷

    منبع : خبر آنلاین

  • اگر از وابستگی خسته‌اید؛ بخوانید! / وابستگی چیست؟

    اگر از وابستگی خسته‌اید

     

    واژه‌ای زرد رنگ که حس نیاز را در ذهن انسان تداعی می‌کند. احساسی که به طور مثال اگر آن فرد یا شی و یا حیوان نباشد، این آدم نیز دچار مشکل شده و رو به سمت نابودی می‌رود. گویی تمام زندگی و نفس فرد به آن فرد یا شی بستگی دارد و دیگر هیچ!

    اما این وابستگی انواع مختلفی دارد و از طرفی می‌توان با راهکار‌هایی بسیار ساده وابستگی را به پیوستگی تبدیل کرد تا زندگی بهتری را در آینده بسازیم.

    در همین راستا باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا امروز به بررسی وابستگی و روش‌هایی برای تغییر وابستگی و رسیدن به پیوستگی را برای شما شرح دهد، پس پیشنهاد می‌کنیم اگر از وابستگی خسته شده‌اید این مطلب را از دست ندهید.

    وابستگی چیست؟

    در قالب یک جمله وابستگی بدین معناست که: ”ما در ارتباط با کسی یا چیزی آنچنان مجذوب شده‌ایم که احساس می‌کنیم با نبودن آن، ما نیز نابود می‌شویم“ در این حالت، ما به شدت به اتصال عاطفی، انرژیکی و غیره آن عادت کرده‌ایم.

    برای تجربهٔ این وضعیت می‌توانیم به کاری فکر کنیم که ما را اذیت می‌کند، اما نمی‌توانیم آن را رها کنیم، یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را اذیت می‌کند، اما نمی‌توانیم آن را قطع کنیم و یا مواردی را در نظر بگیریم که وقتی به جائی از آن فکر می‌کنیم، عذاب می‌کشیم.

    چرا وابسته می‌شویم؟

    شکست‌های ما یکی از مهم‌ترین علل وابستگی هستند. همه ما در ناخودآگاه مان از این که به تنهایی کافی و کامل نیستیم در عذابیم. گاهی فرد در دوران کودکی به این نتیجه می‌رسد که به تنهایی قادر به انجام کاری نیست و همواره به دیگران نیازمند است. چنین فردی در بزرگسالی نیز به این باور می‌رسد که برای بقا و ادامه زندگی وابسته به دیگران است و همواره به کمک دیگران نیازمند است. چنین باوری معمولا در نتیجه حمایت‌های بیش از حد والدین در دوران کودکی ایجاد می‌شود و سرچشمه شکل گیری شخصیت وابسته است.

    این افراد خود را بسیار آسیب پذیر می‌دانند که مانند یک کودک همواره محتاج کمک و توجه دیگران هستند و به همین دلیل بسیار حساس و زودرنج اند.

    وابستگی چند نوع است؟

    وابستگی سالم

    در وابستگی سالم، فرد در زمان مناسب و در صورت نیاز، مستقیما درخواست کمک می‌کند. در روابط با دیگران احساس امنیت، اعتماد و علاقه به میزان کافی وجود دارد.

    روابط سالم و در حد اعتدال بوده و هر یک از طرفین در رابطه برای دیگری ارزش و اهمیت قائل هستند. طرفین در عین حال که به نیاز‌های خود توجه دارند، حس محبت و همدلی را نیز از طرف مقابل خود دریغ نمی‌کنند و خویشتن حقیقی خود را فراموش نمی‌کنند.

    وابستگی ناسالم

    در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد و به دلیل ترس از طرد شدن مانند یک قربانی هرگونه تحقیری را تحمل کند.

    پیوستگی چیست؟

    پیوستگی از نظر ما یعنی اینکه با آنچه در ارتباط قرار گرفته‌ایم و به آن عشق می‌ورزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود می‌شویم.

    در این حالت، بودن یا نبودن او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی‌دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می‌شود. به‌عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می‌توانیم حفظ کنیم.

    روش‌هایی برای تغییر وابستگی و رسیدن به پیوستگی

    متوجه مشکل باشید

    انسان زمانی‌که دشمنش را نمی‌شناسد به میدان جنگ نمی‌رود! آگاهی نسبت به‌وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه برمی‌دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید، همه ترس‌ها و نگرانی‌هایتان، شما همواره روی پا‌های خودتان می‌ایستید. شما قوی هستید و هم اکنون با استفاده از این قدرت ترس‌هایتان را پشت سر می‌گذارید. همین قدرت است که به مدد آن دنیایی شخصی بنا می‌نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به‌سر خواهید برد.

     احساسات و نیاز‌های خود را ابراز کنید

    زمانی که مشکلی برایتان پیش می‌آید در مورد آن با یکی از افراد نزدیک خود صحبت کنید. این امر به شما کمک می‌کند تا احساس خیلی بهتری داشته باشید. فردی که می‌توانید به او اعتماد کنید و نخستین کمک و همراه شما به‌شمار می‌رود. همچنین می‌توانید احساساتتان را روی یک کاغذ بیاورید؛ تشویش‌ها، ترس‌ها و نگرانی‌ها.

    به راحتی تمام چیز‌هایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می‌شوند را روی کاغذ بیاورید؛ این عمل باعث می‌شود تا چیز‌هایی که باعث ناراحتی شما می‌شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می‌کنید و روشی است تا از طریق آن زباله‌های فکری‌تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه‌های ذهنی شما می‌شود. این تمرین را به فردا موکول نکنید، هم‌اکنون آن را انجام دهید و اثر آن را ببینید.

     سطح عزت نفستان را افزایش دهید

    وابستگی عاطفی همواره با عدم عزت نفس ارتباط دارد. غیر ممکن است که در عین وابستگی‌های شدید احساسی، از عزت نفس بالایی برخوردار باشید. اولین راه حل برای غلبه بر وابستگی عاطفی، آن است که بدون شکنجه و عذاب و تخریب فکری، با مهربانی، عمیقا به‌خودتان عشق بورزید. برای آن که دوباره به عزت نفس دست یابید نکات زیر می‌توانند مفید باشند:

    هر روز ساعتی را برای خوشحال کردن خودتان اختصاص دهید.

    روی نکات مثبت و موفقیت‌هایتان تمرکز کنید.

    «نه» گفتن را یاد بگیرید.

    به خواسته هایتان توجه کنید.

    برای آنکه مورد پسند دیگران قرار بگیرید، سعی نکنید خودتان را تغییر دهید.

    به‌نظر خودتان اهمیت دهید.

    در ذهنتان تصویر مثبتی از خود داشته باشید.

    با افراد مثبت نشست و برخاست کنید.

    از خودتان مواظبت کنید.

    از تنها ماندن لذت ببرید.

    درست است که دوست دارید دوستتان پیش شما باشد و زمانی‌که او پیش شما نیست احساس غم و تنهایی و همچنین احساس فقدان عشق و محبت می‌کنید؛ اما به این مسئله فکر کنید که تنهایی نیز می‌تواند شادی‌آفرین باشد!

    می‌توانید از این فرصت استفاده کنید و کار‌های مورد علاقه‌تان را انجام دهید: کتاب‌خواندن، گوش دادن به یک فایل صوتی، ورزش کردن، یادگیری چیز‌های جدید و یا کمک به افراد نیازمند و غیره اگر تنها هستید، لحظات کوچکی که در تنهایی با خودتان می‌گذرانید، می‌توانند لحظات ناب شادی بخشی باشند.

    بحران وحشت را به‌طور مؤثر اداره کنید

    برای آن که به‌طرز چشمگیری ترس و وحشت خود را کاهش دهید، چشم‌هایتان را ببندید و نفس‌های عمیقی بکشید. در واقع، زمانی که تنفس تان عمیق و طولانی باشد، فعالیت ذهنی تان کاهش می‌یابد و بدن آرام می‌شود.

    غیرممکن است زمانی‌که آرام و عمیق نفس می‌کشید، عصبانی شوید. با انجام این عمل متوجه خواهید شد که بعد از چند دقیقه، آرامش به شما بازخواهد گشت. «خشم و اضطراب دارای نیرو هستند، اما نیروی آرامش از آن‌ها بیشتر است.»

    بر ترس مورد پسند واقع‌نشدن غلبه کنید

    برای این منظور، جملات مثبت زیر را با خود تکرار کنید:

    «حق دارم بدون آنکه عشق و توجه دیگران را از دست دهم، به دیگران «نه» بگویم.

    «هر روز که می‌گذرد برایم آسان‌تر می‌شود که افکارم را بیان کنم و مردم من را به راحتی درک می‌کنند.»

    «نمی توانم مورد پسند همه مردم قرار بگیرم و همه را از خود راضی نگه دارم و این امری طبیعی است.»

    «حق دارم که تصمیم‌گیری کنم.»

    «می‌دانم چه می‌خواهم و آن‌را به‌وضوح بیان می‌کنم.»

     خود را از احساس گناه رها کنید

    خانمی را در نظر بگیرید که وقتی صبح‌ها از خواب بیدار می‌شود احساس می‌کند شوهرش از دنده چپ بلند شده است. به‌طورناخودآگاه از خودش می‌پرسد «چه‌کار کرده‌ام؟» زمانی‌که پیش دوستانش می‌رود و آن‌ها روی خوش نشان نمی‌دهند، احساس می‌کند که تقصیر اوست که دوستانش در چنین حالتی قرار دارند و حضور او موجب رنجش آن‌ها شده است. باید بدانید که چنین احساسی اغلب موجب می‌شود فرد سکوت کند و احساساتش را ابراز نکند.

    همچنین احساس گناه همانند دور باطل عمل می‌کند و اثر گلوله برف را دارد؛ از خود می‌پرسیم که چرا چنین چیزی برایمان پیش آمده است و در نهایت متقاعد می‌شویم که مطمئنا کار بدی انجام داده‌ایم و بعد در وجودمان به دنبال نقص‌ها و خطا‌های خیالی می‌گردیم و باز هم احساس گناه بیشتری می‌کنیم و غیره.

    احساس گناه به کلسترول خون شباهت دارد؛ کلسترول خوب و کلسترول بد. احساس گناه بد به‌طور پیوسته از شما یک گناهکار می‌سازد و بدون آنکه بتوانید این احساس را به یک خطای مشخص ربط دهید، دچار احساس مبهم گناه می‌شوید. از این نوع احساس گناه باید دوری کنید!

    در عوض، احساس گناه خوب، به احساس مسئولیت ربط دارد. این احساس به امور مشخص و واقعی مربوط می‌شود که وجدانتان به شما ندا می‌دهد؛ دروغ، غیبت، نیش زبان و غیره.

    ویژگی احساس گناه خوب آن است که می‌توانید به آن خاتمه دهید. ازاین رو باید بین احساس گناه خوب و بد مرز مشخصی بگذارید.

     از افراد موفق و قوی الگو بگیرید

    چنانچه مشکل‌تان را با افرادی که مثل شما دچار وابستگی شدید عاطفی هستند در میان بگذارید، هیچ دردی از شما دوا نمی‌شود. احتمالا افرادی را در دور و برتان می‌شناسید که دچار این مشکل بوده‌اند، اما موفق شده‌اند از پس آن برآیند. آن‌ها را از نزدیک زیر نظر بگیرید و از آن‌ها به‌عنوان یک راهنما استفاده کنید. به آن‌ها نزدیک شوید و از آنان بپرسید معیارها، دستورالعمل‌ها و انگیزه، رفتار و رمز و راز موفقیت آن‌ها چیست. این ارزش‌ها را وارد ذهنتان کنید و آن‌ها را به‌کار گیرید؛ و حالا در اوج آرامش و قدرت، آسیب‌های مربوط به وابستگی‌های قبلی خود را ترمیم کنیم؛ به این منظور:

    الف) خودمان را دوست داشته باشیم و برای یادگیری مهارت‌های دوست داشتن خود، به جلسه‌های عملی آموزش مهارت‌های زندگی به‌منظور خودباوری و همیاری برویم.

    ب) همواره جهت وابستگی خود را در مسیر عشق الهی و توکل به قدرت برتر جهان هستی معطوف کنیم.

    ج) رابطه‌ای را ایجاد کنیم که در آن شکوفائی استعداد‌ها و توانمندی‌های ما امکان‌پذیر شود.

    موارد بیان شده در صورتی می‌تواند ایجاد تغییر کند که شما واقعا بخواهید که تغییر کنید، چون تنها کسی که می‌تواند به شما کمک کند خودتان هستید و هیچ کس به اندازه شما نسبت به خودتان شناخت ندارد و در صورتی که در این راه به کمکی نیاز داشتید، پیشنهاد می‌کنم به صورت حضوری به یک مشاور مراجعه کنید.

    ۴۲۲۳۷

    منبع : خبر آنلاین