برچسب: دین و اندیشه>قرآن و متون دینی

  • اولین محفل انس باقرآن در محضر رهبر انقلاب برگزار شد

    اولین محفل انس باقرآن در محضر رهبر انقلاب برگزار شد

    اولین محفل انس باقرآن در محضر رهبر انقلاب برگزار شد

     

     

     

    به گزارش خبرنگار مهر، در اولین روز از ماه مبارک رمضان طبق سنوات گذشته محفل انس با قرآن با حضور قاریان ممتاز بین المللی در محضر رهبر انقلاب برگزار می‌شود که امسال به دلیل شیوع ویروس کرونا این محفل انس با قرآن به صورت ویدئو کنفرانس با شکلی متفاوت برای اولین بار به اجرا در آمد.

    در این محفل که امروز شنبه ششم اردیبهشت ماه ۹۹ همزمان با اول رمضان به صورت زنده و تصویری برای رهبر معظم انقلاب پخش گردید قاریان و حافظان و گروهای ابتهال خوانی و تواشیح کشورمان مستقر در مصلی امام خمینی (ره) به اجرای برنامه پرداختند.

    مجید یراقبافان طبق سنوات گذشته به عنوان مجری و گرداننده این محفل بود و در امین پویا به عنوان اولین قاری بین المللی آغازگر برنامه شد و آیاتی از سوره مبارکه احزاب را قرائت نمود.

    سپس امید حسینی نژاد از مشهد برای دومین بار در محضر رهبر انقلاب به تلاوت پرداخت. بعد از این قاری جوان، حمیدرضا نصیری از زنجان آیاتی از سوره آل عمران را قرائت نمود.

    قاسم مقدمی از دیگر قاریانی بود که با تلاوت خود تحسین‌های بیشمار رهبری را معطوف به خود کرد.

    محمدرضا جعفرپور قاری و حافظ کل قرآن نوجوان و اهل استان گیلان نفر بعدی بود که در جایگاه تلاوت قرار گرفت و از آیه ۳۸ سوره مبارکه “ق” تلاوت کرد. این قاری نوجوان توانست با تلاوت زیبای خود تحسین رهبر معظم انقلاب را برانگیزد و رهبر انقلاب در این محفل علاوه بر کلمات مرسوم برای تحسین و تشویق قراء مانند «الله»، «احسنت» و «ماشاالله» با واژه آفرین او را تحسین کردند.
    در ادامه این محفل قرآنی که به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد احمد راهی مالکی مناجات‌خوان و مبتهل خوزستانی با اجرای ابتهالی به مدح و ثنای رسول الله (ص) و اهل بیت (ع) طاهرینش پرداخت.
    سپس سیدجواد حسینی قاری اهل مشهد از آیه ۱۳۳ سوره مبارکه آل‌عمران و محمدحسین سعیدیان از آیه ۱۰ سوره مبارکه زمر قاریانی بودند که به ترتیب در این محفل نورانی که به صورت تصویری برگزار می‌شد به قرائت پرداختند.
    در این محفل نیز با پخش تصاویری از ادعیه خوانی مرحوم سید قاسم موسوی قهار یاد و خاطره آن مناجات خوان از دست رفته گرامی داشته شد و پس از صحبتهای رهبر معظم انقلاب، حمید رضا احمدی وفا قاری ممتاز و برجسته بین المللی با ذکر اذان مغرب به افق به تهران پایان بخش این محفل قرآنی به صورت ویژه بود.
  • حجت الاسلام قرائتی نامه ای با عنوان «فریاد قرآن» نوشت

    حجت الاسلام قرائتی نامه ای با عنوان «فریاد قرآن» نوشت

    حجت الاسلام قرائتی نامه ای با عنوان «فریاد قرآن» نوشت
    حجت الاسلام قرائتی نامه ای با عنوان «فریاد قرآن» نوشت

    به گزارش خبرگزاری مهر، نامه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز کشور تحت عنوان «فریاد قرآن» ویژه ماه مبارک رمضان منتشر شد.

    متن کامل نامه به شرح ذیل می باشد:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    قرآن تجلی‌گاه خداوند، معلمش خدا «عَلَّمَ الْقُرْءَانَ»، واسطه‌اش جبرئیل «شَدِیدُ الْقُوی‏»، فرودگاهش قلب پیغمبر «نَزَّلَهُ عَلی‏ قَلْبِکَ»‏، برای کل بشریت «ذِکْرٌ لِلْعالَمین»، ‌تنها کتاب محفوظ«إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»، بدون هیچ کجی «غَیْرَ ذی عِوَجٍ»، بدون اختلاف «لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً»، کتاب تحدی«لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ / فَأْتُوا بِسُورَه / بِعَشْرِ سُوَر / فَلْیَأْتُوا بِحَدیث»، برهان «بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ»، موعظه«قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ»‌، مبارک، شفاء، دارای داستان‌ها حق«نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَق»، عامل وحدت «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه»، داور «لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاس»، وسیله شرف «فیهِ ذِکْرُکُمْ» (ای شرفکم)، غالب «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»، کلید ربانی شدن «وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ»، آزادی بخش «أَرْسِلْ مَعَنا بَنی‏ إِسْرائیلَ»، خرافه زدا «وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ»، عبرت و بصیرت «إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصارِ»، امید بخش «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» فرمان تجهیز در برابر دشمن «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ»، کلید هویت «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی‏ شَیْ‏ءٍ حَتَّی تُقیمُوا»

    قرآن می‌فرماید: سؤالات شما را من پاسخ می‌دهم، «آیاتٌ لِلسَّائِلِین‏» (یوسف، ۷) بیماری‌های روحی شما را من شفا می‌دهم «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاء» (اسراء، ۸۲) قرآن هم کتاب موعظه و تذکر است، «فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخافُ وَعِید» (ق، ۴۵) هم داستان‌های واقعی و یافتنی دارد (نه داستان‌های خیالی و بافتنی) «أَحْسَنَ الْقَصَص‏» هم استدلال است، هم تاریخ است، هم رشد و هم نکته‌آموز است!

    قرآن کتابی است که هیچ‌گونه باطلی از پیش رو و از پشت سر در آن راه ندارد، «لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِه‏» (فصلت، ۴۲) قرآن تنها کتابی است که تحریف نشده است و هرچه تاریخ بر آن می‌گذرد، اسرارش بیش‌تر روشن می‌شود. این یک خبر غیبی است که قرآن می‌فرماید: در طول تاریخ با وجود آن‌همه دشمن، کسی در قرآن نفوذی نخواهد داشت و همه توطئه‌های گذشته و آینده در راه مبارزه با قرآن بی‌تأثیر است.

    اگر انسان به معلم و مربی نیاز دارد قرآن بهترین معلم و مربی است. «یعلمهم و یزکیهم»
    قرآن هم طرح می‌دهد و هم شیوه اجرا و الگو معرفی می‌کند، هم تشویق دارد، هم هشدار می‌دهد، هم برای خواص نکته‌ها دارد، هم برای عوام، هم غیب دارد و هم شهود، هم عوامل عزت را مطرح می‌کند و هم عوامل ذلت را.

    قرآن خود را عظیم دانسته تا ما او را تعظیم کنیم، کریم دانسته تا او را تکریم کنیم، مجید دانسته تا او را تمجید کنیم. قرآن رابطه ما را با خدا، با خود، با جامعه، با همسر و فرزند، با دوست و دشمن، با طبیعت و تاریخ تنظیم کرده است.

    این‌ها گوشه‌ای از قرآن در قرآن بود. و اما در روایت می‌خوانیم:

    امام رضا علیه السلام فرمود: دلیل آن که در نماز، قرآن می‏خوانیم آن است که قرآن از مهجوریّت خارج شود.

    رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‏ فرمود: «إِنْ أَرَدْتُمْ عَیْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاهَ یَوْمَ الْحَسْرَهِ وَ الظِّلَّ یَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَی یَوْمَ الضَّلَالَهِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ کَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِی الْمِیزَان‏» اگر زندگی سعادت‌مندان و مرگ شهدا و نجات در روز جزا و امنیت در روز هراس و نور در روز ظلمت و سایبان در روز حرارتِ شدید و سیراب شدن در روز عطش و ارزش و سنگینی در روز سبکی اعمال را می‌خواهی، پس قرآن را مطالعه کن، چرا که قرآن یادآور خدای رحمان و حافظ از شیطان و عامل برتری در ترازوی اعمال است.

    قرآن منبع علم معصومان است. امام رضا علیه‌السلام فرمود: هر چه از ما شنیدید دلیل قرآنی آن را از ما بخواهید.

    به ما سفارش شده است که هرگاه فتنه‌ها چون شب تاریک شما را دربرگرفت، راه نجات قرآن است. «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآن‏» (کافی، ج‏۲، ص۵۹۹)

    در حدیث می‌خوانیم: «فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ کِتَابَ‏ اللَّهِ‏ مُبْهَمٌ‏ فَقَدْ هَلَکَ وَ أَهْلَک» (بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۹۰) هرکس بپندارد که کتاب خدا مبهم است هم خود هلاک شده و هم دیگران را به هلاکت افکنده است. اما بعضی به خیال اینکه قرآن از فهم بشر بالاتر است و فهم آن مخصوص اهل بیت علیهم السلام است از تدبر در آن می‌ترسند، با اینکه خداوند دستور به تدبر داده است.

    راستی اگر قرآن را نمی‌توان فهمید پس چگونه به ما دستور داده¬اند روایات را بر قرآن عرضه کنیم و اگر ضد آن بود آن روایات را به دیوار بزنیم.

    اگر انسان به راهنما نیاز دارد، قرآن امام و راهنماست. «ان القرآن امام من الله» (بحار، ج۶۵، ص۳۹۳)
    اگر انسان به قانون و عدالت نیاز دارد، قرآن کتاب عدل و قانون است. «ان القرآن … حکم عدل» (بحار، ج۲۲، ص۳۱۵)
    قرآن کتابی است جاودانی «إن القرآن حی لا یموت» (تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۰۳) راستی اگر قرآن فقط مربوط به مخاطبین خاص خود در اقوام پیشین باشد، با انقراض آن اقوام باید قرآن هم منقرض می‌شد.

    در حدیث دیگر می‌خوانیم: «إِنَّ اَلْقُرْآنَ حَیٌّ لَمْ یَمُتْ وَ إِنَّهُ یَجْرِی کَمَا یَجْرِی اَللَّیْلُ وَ اَلنَّهَارُ وَ کَمَا یَجْرِی اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ وَ یَجْرِی عَلَی آخِرِنَا کَمَا یَجْرِی عَلَی أَوَّلِنَا» (بحارالانوار، ج۳۵، ص۴۰۳) قرآن زنده‌ای است که هرگز نمی‌میرد و جاری است همانگونه که شب و روز در جریان است و همان‌طور که خورشید و ماه در جریان است.

    و در حدیث دیگری می‌خوانیم: «لَمْ یُنْزِلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لاَ لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ فَهُوَ فِی کُلِّ زَمَانٍ جَدِیدٌ» (عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۸۷) خداوند آن را برای زمان خاصّی نازل نفرمود،و همین طور برای مردم معیّنی نفرستاد،و آن در هر زمانی جدید و تازه است،و برای هر قومی تا قیامت نوآوری و خرّمی و شادابی دارد.

    و در حدیث دیگری می‌خوانیم: «ان للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطناً الی سبعه ابطن» (تفسیر صافی، ج۱، ص۲۸) برای‌ قرآن‌ ظاهری‌ و باطنی‌ است، و برای‌ باطن‌ آن‌ باطن‌ دیگری‌ تا هفت‌ بطن.

    پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «یَجِیءُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ ثَلاَثَهٌ یَشْکُونَ إِلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْمُصْحَفُ وَ اَلْمَسْجِدُ وَ اَلْعِتْرَهُ» (الخصال، ج۱، ص۱۷۴) روز قیامت سه چیز جلو می‌آیند و شکایت می‌کنند قرآن و مسجد و خانواده پیغمبر.

    قرآن نوری است که خاموش نمی‌شود. «نُوراً لَا تُطْفَأُ مَصَابِیحُهُ»
    قرآن فصل الخطاب است. «هو الفصل لیس بالهزل» (کافی، ج۲، ص۵۹۹)
    قرآن هدایت، رحمت، بی‌انحراف و بینه است. ناصحی است که کلک نمی‌زند، هدایتی است که گمراه نمی‌کند، گوینده‌ای است که دروغ نمی‌گوید. «وَاعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِی لَا یَغُشُّ وَالْهَادِی الَّذِی لَا یُضِلُّ وَالْمُحَدِّثُ الَّذِی لَا یَکْذِبُ»

    امام سجاد علیه‌السلام فرمود: قرآن گنجینه‌ای است که هرگاه باز شود، سزاوار دقت در آن است. «آیاتُ القُرآنِ خَزائِنٌ فَکُلَّما فُتِحَت خَزائِنَهُ یَنبَغی لَکَ اَن تَنظُر مَا فِیهَا» قرآن غنی‌ای است که هرگز فقیر نمی‌شود. «اَلْقُرْآنَ فَهُوَ غَنِیٌّ وَ لاَ فَقْرَ بَعْدَهُ» (نهج‌البلاغه، خطبه، ۱۷۶)

    آری اگر همان‌گونه که زلیخا یوسف را به زنان مصر نشان داد و همه دست خود را بریدند، و از خوردن دست کشیدند، اگر ما یوسف قرآن را به مردم نشان دهیم، مردم از همه‌ی افراد و مکتب‌های انحرافی دست خواهند کشید.

    چند پرسش مهم:
    – آیا می‌دانید بسیاری از فارغ التحصیلان ما نمی‌توانند یک صفحه قرآن را بی غلط بخوانند.
    – آیا می‌دانید مثال ما مثال بیماری است که بجای مصرف دارو مشغول چیدن و تنظیم انواع قرص¬هاست.
    – آیا می‌دانید مثال ما مثال مهمانی است که به جای گوش‌دادن به سخنان صاحب‌خانه به نقش و نگار در و پنجره توجه می‌کند.
    – آیا می‌دانید بعضی بجای بیان روح قرآن آن قدر به نقل اقوال می‌پردازند که خود قرآن در آن اقوال گم می‌شود و بعضی آن قدر احتمالات متعدد را مطرح می‌کنند که حتی محکمات قرآن، متشابه می‌شود.
    – آیا می‌دانید در بسیاری از سخنرانی‌ها سهم تاریخ، تحلیل سیاسی، شعر و خواب و خطابه و روضه و امثال آن داده می¬شود ولی سهم قرآن داده نمی¬شود با اینکه خداوند به پیامبر صلی‌الله علیه و آله می‌فرماید: سخنرانی تو باید درباره بیان قرآن باشد. «لِتُبَینَ للنَّاسِ مانُزِّلَ إِلَیهِم» (نحل، ۴۴)
    – آیا می‌دانید تلاوت زیبا در مواردی به هنرنمایی تبدیل شده است.
    – آیا می دانید بیان صحیح از قصه های قرآن برای نوجوانان اندک است.
    – آیا می‌دانید در بسیاری از حوزه ها و نزد بسیاری از مدرسین تدبر در قرآن درس جنبی است نه اصلی.
    – آیا می‌دانید توجه به کتاب مخلوق بیش از کتاب خالق است.
    – آیا می‌دانید قرآن ذکر است. «إِنَّانَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْر» (حجر، ۹) و اعراض از آن زندگی نکبتی را به بار می‌آورد. «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکا» (طه، ۱۲۴)
    – آیا می‌دانید اگر برای مهجوزیت‌زدایی از قرآن عزم نداشته باشیم مثل پدرمان حضرت آدم قابل توبیخیم که قرآن می‌فرماید: «َوَلَمْ نَجِدْلَهُ عَزْما» (طه، ۱۱۵)

    باید به پا خیزیم و اگر غفلت یا تقصیر و قصوری بوده از خداوند عذر خواهی کنیم و از امروز قرآن را جدی بگیریم. «خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ» (مریم، ۱۲) همه به پا خیزیم و برای خدا و شادی دل پیامبر صلی‌الله علیه و آله و چشیدن مزه قرآن و چشاندن آن مزه به دیگران یک نهضتی ایجاد کنیم.

    دلایل رفتن به سراغ قرآن
    به دلیل جمله (لا تحصی عجائبه) (کافی، ج ۲، ص ۵۹۹) می فهمیم مجموعه عجائب قرآن نزد کسی جمع نیست.
    به دلیل جمله (لا تفنی عجائبه) (نهج البلاغه، ص ۶۱) می فهمیم حقائق قرآن کهنه نمی شود.
    به دلیل نیاز ما به شفاعت باید به سراغ قرآن برویم و به شافع مشفع متوسل شدیم.
    به دلیل مبارک شدن خودمان باید به قرآن توجه کنیم زیرا قرآن هم خودش مبارک است (کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیکَ مُبارَک) (ص، ۲۹) و هم در شب مبارکی نازل شد (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیلَهٍ مُبارَکَه) (دخان، ۳) و هم محل نزولش مبارک است. (بِبَکَّهَ مُبارَکا) (آل‌عمران،۹۶)
    این قرآن است و لکن ما با کمال تأسف انواع تقصیرها و قصورها را انجام دادیم، مثلاً:

    به آیه «خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ» (که دو بار در قرآن مطرح شده) عمل نکردیم.

    آن میزان که برای تلاوت وقت گذاشتیم برای تدبر وقت نگذاشتیم. (البته تلاوت ارزش دارد ولی مهم‌تر از آن فهمیدن قرآن است. قرآن می‌فرماید: در حال مستی به سراغ نماز نروید تا بدانید که چه می‌گویید «حَتَّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ»)

    بالاترین هدف همه حوزه‌ها تربیت عالم ربانی است و قرآن می‌فرماید: راه ربانی شدن توجه خاص به قرآن است. «وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ وَ بِما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ‏‏» در اینجا دو بار کلمه «کنتم» و دو فعل مضارع که نشانه استمرار است به کار رفته است تا بگوید رابطه با قرآن باید دائمی باشد.

    ما در برابر وحی و قرآن مدیون هستیم. و بزرگان به ما آموخته‌اند که اشتغال یقینی، برائت یقینی می‌خواهد. آیا ما از اشتغال ذمه‌ای که نسبت به قرآن داریم، با این اشتغالات علمی موجود برائت پیدا کرده‌ایم یا نه؟

    تفقه در دین و تدبر در قرآن دو علمی است که با توبیخ از ما مطالبه کرده‌اند.
    اول: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّین»
    دوم: «أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»
    لکن برای تفقه، حوزه‌های علمیه بحمدالله تأسیس و فعال شد ولی برای تدبر خبر چندانی نیست. با اینکه ترک تفقه یک توبیخ دارد، و ترک تدبر دو توبیخ دارد. ۱٫ أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ | ۲٫ أَمْ عَلی‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها

    پس برخلاف تصور برخی که تفسیر و تدبر را مستحب می‌دانند به نظر می‌رسد که تفسیر واجب است زیرا خداوند نسبت به کار مستحب توبیخ مکرر نمی‌کند.
    چرا باید به گفته مدیر حوزه‌های علمیه کشور در قم ۶۰۰ درس خارج فقه باشد، که هر روز مشغول هستند ولی درس تفسیر را: * یا نمی‌گویند * یا در هفته یک روز می‌گویند آن هم چند دقیقه * و یا روزهای تعطیلی می‌گویند و نام آن را درس جنبی می‌گذارند. این در حالی است که هیچ‌گونه تشویق و بودجه و شهریه برای آن در نظر گرفته نشده است.

    در تاریخ می‌خوانیم در ماجرای احد پیامبر فرمود هر شهیدی که بیش‌تر با قرآن مأنوس است، اول به جنازه او نماز بخوانیم. و در قیامت به انسان خطاب می‌شود بر اساس قرآن رتبه بگیر. «اقْرَأْ وَ ارْقَأ»

    با اینکه پیامبر درباره قرآن و اهل بیت بارها فرمود: «لن یفترقا» ولی در حال حاضر جلسات روضه و عزاداری و جشن و سوگواری، بسیار پررنگ‌تر از جلسات قرآن و تفسیر است. مگر نمی‌دانیم که سر مقدس امام حسین علیه‌السلام بالای نیزه قرآن خواند تا به ما پیام دهد که سرم از تنم جدا می‌شود، ولی از قرآن جدا نمی‌شود.

    کلمه اقامه در چهار چیز به کار رفته است: «أَقیمُوا الدِّینَ»، «أَقیمُوا الْوَزْنَ»، «أَقیمُوا الصَّلاهَ»، «أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ» بنابراین باید قرآن را به پا داشت. بحمدالله امروز حفظ قرآن و تلاوت و مسابقات قرآنی با گذشته قابل قیاس نیست، اما نسبت به آنچه می‌توانیم انجام دهیم، فاصله‌ها داریم. سزاوار است اقامه قرآن دوش‌به‌دوش اقامه نماز باشد. زیرا همان‌طور که گفتیم کلمه اقیموا هم برای نماز آمده «أَقِیمُوا الصَّلاه» و هم برای کتب آسمانی آمده است. «أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِل‏»

    قرآن به قدری محور است که اگر حدیثی تضاد با آن داشته باشد، آن حدیث را باید به دیوار زد. «فاضربوه علی الجدار»

    مشکل حوزه‌های علمیه این است که با اینکه خوش‌بینانه ده درصد طلاب فقیه می‌شوند، ولی عمده مغزهای حوزوی برای تربیت این ده درصد زحمت می‌کشند، که البته این زحمت لازم است زیرا شاید ما به تعداد فرمانداری‌ها فقیه نداشته باشیم و برای نود درصدی که قدرت اجتهاد ندارند، برنامه‌ی چشم‌گیری نظیر شیوه‌ی پاسخ به سؤالات، شیوه‌ی کلاس‌داری، شیوه بیان تفسیر و حدیث، شیوه‌ی جذب جوانان به نماز و… وجود ندارد. گرچه در این سال‌ها تخصص‌هایی به راه افتاده است، ولی خروجی آن‌ها چشم‌گیر نیست و جای بعضی از تخصص‌ها خالی است.

    گرچه امروز در سایه انقلاب تحولاتی در حوزه‌ها پیدا شده است، لکن کم نیستند کسانی که قرآن و نهج‌البلاغه را علم نمی‌دانند، در حالی که امام رضا علیه‌السلام فرمود: «مَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْیثَوِّرِ الْقُرْآن» (مجمع البحرین، ج ۳، ص ۲۳۸)

    با اینکه قرآن، کتاب تزکیه و تهذیب است، در حوزه‌ها معاونت تهذیب هست، در حالی‌که قرآن مهم‌ترین سرچشمه تهذیب است، و می‌توان آیات اخلاقی را در همان معاونت تهذیب مطرح کرد.

    با اینکه شب قدر شب نزول قرآن است، ولی در شب قدر انواع ادعیه، سخنرانی‌ها، مراسم و عزاداری‌ها مطرح است ولی در کم‌تر مسجدی در شب نزول قرآن از قرآن گفته می‌شود.

    با اینکه هدف قرآن بیش‌تر عموم مردم است، «بَیانٌ لِلنَّاسِ» (آل‌عمران، ۱۳۸) ولی اکثر تفاسیر «بیان للخواص» است

    با اینکه قرآن کتاب تذکر است، «فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ» (ق، ۴۵) ولی بیش‌تر موعظه‌ها از دیگران است.

    با اینکه برای هر رشته دانشگاهی در کنار معارف عمومی باید، آیات و روایات همان رشته جزء کتب درسی شود، ولی چنین نیست. در ادعیه می‌خوانیم که اولیای خدا برای هر عضوی یک دعا داشتند، و می‌گفتند: «وَ اکفُف أَیدِیَنَا عَنِ الظُّلمِ وَ السَّرِقَهِ، طَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَهِ» و بعد از اعضا برای هر قشری و صنفی یک دعای خاصی داشتند. « و علی الشّباب بالانابه والتوبه و علی النساء بالحیاء والعفّه و علی مشایخنا بالوقار و السکینه»

    با اینکه در قیامت درجات معنوی بر اساس قرآن است، «ِاقْرَأ وارْق‏» (مکاتیب الائمه، ج۲، ص۲۰۶) ولی شهریه‌های حوزه‌ها بر اساس قرآن نیست.
    با اینکه قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام در کنار هم هستند، ولی بحمد الله برای اهل بیت موقوفات هست، ولی برای قرآن و تفسیر موقوفات نیست.

    حتی مقام نبوت و اهل بیت علیهم‌السلام را از نظر معرفت، مودت و اطاعت باید از قرآن بیاموزیم.

    * مثلاً اگر خواستیم اولی الامری را که مأمور به اطاعت از آن بزرگواران هستیم بشناسیم خود قرآن بهترین راهنمایی را دارد. از آیات «لاتطع، لا تطیعوا، لا تتبع، لاتتبعوا» مواردی که حق پیروی از آنان را نداریم شناخته می‌شود. سپس می‌فهمیم آن اولی‌الامر باید افراد منفی توصیف شده در این آیات نباشند که نتیجه آن اطاعت از معصوم می‌شود.

    * مثال دیگر: اگر خواستیم معنای «فزت و رب الکعبه» را بشناسیم. از خود قرآن که درباره کمالاتی می‌فرماید: «ذلک الفوز» و درباره افرادی می‌فرماید: «اولئک هم الفائزون» پی‌می‌بریم که حضرت امیر علیه‌السلام با این جمله تمام کمالات خود را مطرح کرده است.

    * مثال دیگر: آنجا که مخاطبین نماز جمعه از پای خطبه پیغمبر به سراغ خرید رفتند، و تنها چند نفری نشستند، قرآن می‌فرماید: رهبر را تنها گذاشتند. «ترکوک قائما» و نمی‌فرماید نماز یا خطبه های نماز جمعه را رها کردند. از همین می‌فهمیم که بدتر از رها کردن خطبه و نماز، رها کردن رهبر معصوم است.

    هر کلمه‌ای و بلکه هر حرف قرآن دارای نکاتی است که متاسفانه مزه قرآن را (جز افراد اندکی) نچشیده اند، و نه به طلاب چشاندند و نه طلاب به مردم چشاندند و بلکه بعضی ممکن است قرآن و تفسیر را علم ندانند و خیال می‌کنند که درس تفسیر درس ساده و بی‌مایه‌ای است.

    گرچه به لطف خدا درس تفسیر کم و بیش نسبت به گذشته رشد داشته است، اما هنوز مقام درس تفسیر حتی به یک پنجم درس‌های رسمی نرسیده است
    اقرار بزرگانی چون ملاصدرا، امام خمینی، فیض کاشانی در اواخر عمرشان که «ما سهم قرآن را نداده‌ایم» جای تأمل بسیار است.

    الف: ملاصدرا قدس سره در مقدّمه تفسیر سوره واقعه می گوید: بسیار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم، ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبّر در قرآن و روایات محمّد و آل محمّد علیهم السلام بروم. یقین کردم که کارم بی اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن کردم، درِ خانۀوحی را کوبیدم، درها باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می گویند: «سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین». (مقدّمه تفسیر سوره ‏واقعه‏، زمر، ۷۳)

    ب: فیض کاشانی قدس سره می گوید: کتاب ها و رساله‌ها نوشتم، تحقیقاتی کردم، ولی در هیچ یک از علوم دوائی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و به سوی خدا فرار و انابه کردم تا خداوند مرا از طریق تعمّق در قرآن و حدیث هدایت کرد. (رساله الانصاف)

    ج: امام خمینی قدس سره در گفتاری از اینکه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نکرده، تأسّف می خورد و به حوزه ها و دانشگاه ها سفارش می کند که قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همۀرشته ها، مقصد اعلی قرار دهند تا مبادا در آخر عمر برایام جوانی تأسّف بخورند. (صحیفه نور، ج۲۰، ص۲۰)

    با اینکه پیغمبر اسلام‌صلی‌الله‌علیه‌وآله از مظلومیت اهل بیت و شهادت دخترش و امامان معصوم علیهم‌السلام خبر داشت، ‌ولی به گفته قرآن در قیامت نوک شکایت به سمت مهجوریت قرآن است، (نه مظلومیت اهل‌بیت) و نمی‌گوید: «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا اهل بیتی مظلوما» بلکه می‌فرماید: «إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» (فرقان/۳۰)

    چرا قرآن مهجور است؟
    • جمود بر الفاظ و نچشیدن و نچشاندن روح آیات.
    • توقف در چارچوب صوت و تجوید و غفلت از جمله «حتَّی تَعْلَمُوا ماتَقُولُون» (نساء، ۴۳) سرگرمی بیش از حد به مسائل جانبی و حاشیه ای، ما را از اصل باز می دارد. نظیر کسانی که دور استخر می دوند و شیرجه نمی روند.
    • تبلیغ از اینکه قرآن را نمی فهمیم و فهم قرآن مخصوص خواص است.
    • بی‌توجهی یا کم‌توجهی به قرآن یعنی کم‌توجهی به همه چیز چون قرآن هم «تِبْیاناً لِکُلِّ شَی‏ء» (نحل، ۸۹) است و هم «وَ تَفْصیلاً لِکُلِّ شَی‏ءٍ» (انعام، ۱۵۴) قرآن شفا است و دارو خوردنی است نه برای نمایش و چیدن در روی میز.
    • بیان‌نشدن زیبایی های قرآن همان‌گونه که زیبایی های ادعیه و احادیث کمتر مطرح شده است.
    • گاهی به قدری خود را حقیر می پنداریم که جرات تغییر یک مثال غلط و کهنه را نداریم مثلاً به جای ضرب زید عمرا بگوییم (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً) (ابراهیم، ۲۴) و یا (رحم الله عبدا)
    • آیات عظام مقام معظم رهبری – وحید خراسانی- فاضل لنکرانی- مکارم شیرازی- سبحانی- آیت الله فلسفی برای قبول داشتن ناله من یا یک روز کل درس را تعطیل و یا درسی را کوتاه کردند تا من این ناله را سر دهم و مطمئن شدم که ناله حق است و گاهی به فکرم رسید سر زده در مجالس مهم بروم و ناله کنم.
    • چون انس ما با فهم و تفسیر قرآن کم است بسیاری از مطالب نادرست در فرهنگ ما رخنه کرده مثل اینکه می گوئیم شخصی به پیامبر گفت روزی به خطا چوبت به بدن من خورد، باید قصاص کنم و پیامبر برای قصاص حاضر شد. اگر قرآن را فراموش نکرده باشیم باور داریم که این ماجرا با قرآن سازگار نیست زیرا حضرت از هر جهت معصوم است (عصمت مطلقه دارد) چشم او معصوم است (ما زاغَ الْبَصَرُ) (نجم، ۱۷) بیان او معصوم است (وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی‏) (نجم، ۳) دل او معصوم است (ما کَذَبَ الْفُؤادُ) (نجم، ۱۱) اگر دست حضرت خطا کند از کجا فکر و زبانش خطا نکرده باشد و این شک سبب می¬شود که حجت بر ما تمام نباشد در حالی که قرآن می¬فرماید: (فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبالِغَهُ) (انعام، ۱۴۹) به علاوه عمل خطایی قصاص ندارد.

    چند خاطره:
    ۱- در تعیین مرجعیت که بیش‌تر توجه به اعلم‌بودن و اتقی‌بودن است، در قرآن آیاتی است که نیاز بشر را علاوه بر علم و تقوا به امور دیگری هم اعلام می‌کند. مثلاً مرجعی باشد مانند امام که بتواند به بختیار بگوید: من توی دهن این دولت می‌زنم و مانند رهبری که بتواند بگوید: رئیس جمهور آمریکا و فرانسه و نخست وزیر انگلیس جنایتکارند و اجتهاد و موضع‌گیری او، عمل به آیه «ترهبون به عدو الله» باشد.

    ۲- به مسجدی رفتم که به خاطر مقدس بودن آنان، مرگ بر آمریکا نمی‌گفتند، بلند شدم و گفتم از چهار صفت مومنان در قرآن، شما دو صفت دارید. زیرا در مسجد شما اشداء ‌علی الکفار و رحماء بینهم نیست، ولیکن تراهم رکعا سجدا هست. بنابراین شما پنجاه درصد کارتان با قرآن تطبیق می‌کند. عالم مسجد حرف را پسندید و سفارش کرد که شعار مرگ بر آمریکا را بدهند.

    ۳- من را برای دانشگاه های تهران و شریف و امیرکبیر دعوت کردند و تقاضا کردند علمی تفسیر بگویم. گفتم من طلبه هستم ولی از آیه‌ی ساده «و بالوالدین احسانا» بیست نکته استخراج کردم. این نکات را گفتم و الان ده سال است که در دانشگاه تفسیر می‌گویم و عده زیادی از استاد و شاگرد پای کلاس اینجانب می‌نشینند.

    چه کارهایی باید انجام شود؟

    وظایف علما و فضلا
    • به دلیل اینکه قرآن (بَیانٌ لِلنَّاسِ) (آل عمران، ۱۳۸) باید تفسیر روانی با بیان روز برای نوجوانان و عموم نوشته شود چون آنان مصداق ناس هستند و تفسیر برای این افراد کم است.
    • به دلیل کارایی بیشتر گوش که قرآن همیشه نام گوش را قبل از چشم می برد و می فرماید: (إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤاد) (اسراء، ۳۶) باید تفاسیر صوتی متنوع تهیه شود.
    • همانند کلمات قصار امیرمومنین (علیه السلام) و آبیاری قطره¬ای باید تفسیر کوتاه و قطرهای نوشته شود.
    • به دلیل آیه (لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ) (نحل، ۴۴) باید محور منابر بیان آیات قرآن باشد.
    • به دلیل آیه (فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ) (ق، ۴۵) باید مواعظ برخواسته از قرآن باشد.
    • به دلیل آیه (ْقُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ) (بقره، ۱۱۱) باید استدلال¬های ما قرآنی باشد.
    • به دلیل فرمان خدا به ربانی شدن ما در آیه (وَلکِنْ کُونُوا رَبَّانِیینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ وَ بِما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ) (آل‌عمران، ۷۹) (دو بار کلمه کُنْتُمْ و دو فعل مضارع که برای استمرار است معلوم می شود) باید تدریس قرآن دائمی و محوری باشد. (نه درس جنبی و حاشیه ای و اوقات فراغت)
    • به دلیل آیه (وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) (حجر، ۹) (از تأکیدات و انحصاراتی که در این جمله هست) می فهمیم که تنها کشتی بی‌سوراخ قرآن است و سایر امور کاستی و نقص دارند یعنی در تاریخ، تحلیل های سیاسی، روایات، اشعار، رویاها، و مکاشفات احتمال انحراف هست چون تضمینی برای حفاظت آنها نیست.
    • به دلیل آیه (لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی‏ جَبَلٍ لَرَأَیتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیهِ اللَّهِ) (حشر، ۲۱) که در آن قرآن خود را دینامیت می¬داند مبلغ قرآنی باید متحول کننده و زیر رو کننده باشد.
    • به دلیل اینکه قرآن نور است، اگر ما با قرآن نباشیم با نور نیستیم و کسی که با نور نباشد نمی تواند دیگران را به نور راهنمایی کند. (یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّور) (بقره، ۲۵۷)
    • به دلیل سفارش و وصیت حضرت علی (ع) که فرمود : (اللَّهَ‏ اللَّهَ‏ فِی‏ الْقُرْآنِ‏ فَلَا یسْبِقُکُمْ إِلَی الْعَمَلِ بِهِ أَحَدٌ غَیرُکُم‏) (کافی، ج۷، ص ۵۱) باید بدانیم که اگر ما تفسیر مفید عرضه نکنیم دیگران تفسیر غلط را به مردم القاء خواهند کرد.
    • کسانی که توان تدریس تفسیر دارند تفسیر را وارد حوزه درسی خود نمایند یعنی برنامه ریزی حوزه جوری باشد که هر طلبه حداقل در هر سال با یک جزء تفسیر آشنا شود.
    • اهل منبر نیمی از سخنرانی خود را به بیان آیات قرآن اختصاص دهند.

    وظایف دانشگاهیان
    • نهضتی باید راه بیفتد تا در هر دانشکده ای آیات و روایات مربوط به آن رشته جزء متون درسی آنان باشد و به دلیل آنکه معجزه هر پیغمبری با فرهنگ مردم زمان خود تناسب داشته باید برای هر رشته-ای تفسیر ویژه ای نوشته شود.
    • بسیاری از آیات قرآن خود موضوعی برای رساله های علمی است که بایستی در رشته¬های مختلف به آن پرداخته شود.
    • قرآن باید مبنای بسیاری از پژوهش¬های علمی در باره زمین و زمان و خلقت و… قرار گیرد.

    وظایف هنرمندان
    • به دلیل آنکه داستان های قرآن حقیقی است. (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَق) (کهف، ۱۳) (نه خیالی و بافتنی) باید فیلم سازان ما به جای فیلم¬های بافتنی و خیالی و کم محتوا سراغ حقایق واقعی بروند.
    • به دلیل آیه (وَ لَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْر) (قمر، ۱۷) باید کتیبه¬ها و کاشی¬کاری¬هایی که خواندن آنها میسر نیست تغییر یابد.
    • لازم است فیلم ها و سریال هایی که تفسیر را به صورت مصور و مستند ارائه می دهند تولید شود.
    • صدا و سیما از قصه‌ها و آیات کوتاه با هنر و نمایش و یا از مثال¬های قرآن با امکانات هنری خود بهره گیرد.

    وظایف مسوولین و مدیران
    • چون پیامبر (ص) در اُحد اول به جنازه کسی که قرآن بیشتر بلد بود نماز خواندند باید مزایا بر اساس قرآن باشد. پیامبر (ص) در جبهه پرچم را از دست یکی گرفت و به دیگری داد و فرمود: چون دیدم او با قرآن آشناتر است. ما نیز باید در مسئولیت ها و عزل و نصب ها سهم قرآن را فرموش نکنیم.
    • برای بهبود وضع اقتصادی باید به سراغ قرآن برویم زیرا می فرماید اگر مردم کتاب آسمانی را بپا دارند برکات از آسمان و زمین بر آنان می¬بارد.(وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ) (مائده، ۶۶)
    • نهضتی باید تا فارغ التحصیلان آموزش و پرورش و دانشگاه ها بتوانند قرآن بخوانند و با آن انس بیشتری پیدا کنند.
    • نهضتی باید تا پایان نامه های علوم قرآنی در دانشگاه¬ها از بایگانی خارج و در دسترس قرار گیرد.
    • نهضتی باید تا هم وزن موقوفات برای امام حسین و اهل بیت موقوفاتی برای قرآن قرار داده شود.
    • نهضتی باید که به تعداد جلسات عزاداری امام حسین علیه السلام جلساتی هم برای قرآن باشد. (زیرا که پیامبر فرمود قرآن و اهل بیت هرگز از هم جدا نمی شوند)
    • به دلیل جمله (فاضربوه علی الجدار) باید هر طرحی که ضد قرآن است به دیوار زده شود مثلاً طرح کنترل نسل ضد این آیه قرآن است که می¬فرماید: (وَ اذْکُرُوا إِذْ کُنْتُمْ قَلیلاً فَکَثَّرَکُمْ) (اعراف، ۸۶)
    • به دلیل آیه (إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاس) (آل عمران، ۹۶) باید نظام مهندسی ما قبل از تأسیس هر شهرکی مسجد آنجا را بسازند. همچنین خانه های خدا باید محل ترویج و تفسیر کتاب خدا باشد نه این که بیشتر در مجالس ختم به قرآن پرداخته شود. ائمه جماعات نیز بویژه برای ماه قرآن و فصل تابستان برای جلسات تفسیر خود را آماده کنند.
    • به دلیل آیه (طَهِّرا بَیتِی) (بقره، ۱۲۵) باید خادمان مسجد از سالمندان و نوجوانان باشند (مانند ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام) تا بتوانند همه را به مسجد جذب کنند.
    عقب ماندگی ها و کمبودها را با تمسک به قرآن جبران کنیم.
    • نسخه زندگی مسلمانان را در بلاد کفر باید در اصحاب کهف جستجو کنیم.
    • نسخه تعطیلات چند ماهه تابستان را می¬توان در آیه (لِإیلافِ قُرَیشٍ) جستجو کنیم.
    • نسخه ساخت و ساز چند قرنی را باید در سد ذوالقرنین جستجو کنیم.
    • به دلیل حدیث (مَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْیثَوِّرِ الْقُرْآن‏) (مجمع البحرین، ج ۳، ص ۲۳۸) ما باید قرآن را کتاب علم بدانیم نه فقط کتاب تبرک و مقدس
    • به دلیل آیه (آیاتٌ لِلسَّائِلین) (یوسف، ۷) باید پاسخ سوالات خود را از قرآن دریافت کنیم.
    • به دلیل آیه (لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرینَ) (بقره، ۶۹) می¬فهمیم که انواع رنگ¬ها در روحیه¬ها اثرات مختلفی دارند.
    • به دلیل سفارش تدبر در طول تاریخ می¬فهمیم نباید به تفسیرهای موجود قناعت کنیم بلکه باید ضمن مطالعه آنها خودمان نیز برای مشکلات فردی و اجتماعی از قرآن نسخه بپیچیم.
    • به دلیل مورد اتفاق بودن قرآن میان شیعه و سنی و همه مذاهب اسلامی هرچه بیشتر باید به قرآن تکیه کنیم.
    • به دلیل آیه (قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی‏ شَی‏ءٍ) (مائده، ۶۸) معلوم می¬شود با دوری از قرآن پوچ هستیم ولی از پوچی خود خبر نداریم.

    چند تذکر درباره بیان تفسیر:
    • تفسیر کوتاه باشد. چون اگر زمان گفتن تفسیر کوتاه باشد، جاذبه بیش‌تری خواهد داشت.

    • ساده باشد ولی سست نباشد.

    • عوام بفهمد و خواص بپسندد.

    • به آیاتی که بیش‌تر مورد نیاز همگان است، پرداخته شود.
    از قرآن آیاتی انتخاب شود که مخاطب آن حضور داشته باشد. مثلاً برای جمعی که هنوز ازدواج نکرده‌اند، تفسیر آیات طلاق جاذبه نخواهد داشت.
    برای زمانی که در منطقه جنگی نیست تفسیر آیات جهاد به خصوص برای نسل نو و خانم‌ها و سالمندان کم‌جاذبه خواهد بود.

    • اقوال متعدد مطالعه شود، ولی برای عموم بازگو نشود. مانند مادری که غذاهای مختلف می‌خورد، اما به نوزادش فقط شیر می‌دهد.

    • احتمالات زیاد را نقل نکنیم که مردم گیج می‌شوند.

    • معاونت‌های تهذیب اگر آیات اخلاقی قرآن را مطرح کنند، بحث عمیق‌تر و اخلاق سالم‌تر می‌شود و نیازی به سند و شاهد هم ندارد.

    • از آیاتی که جنبه‌ی تاریخی دارد باید اصولی برای زندگی امروز استخراج کنیم.

    • خیال نکنیم بالاتر از فلان تفسیر حرفی نیست، خدایی که به همه فرمان تدبر داده است، حتماً در هر تدبری حرف تازه‌ای یافت می‌شود.

    • هر چند سال باید تفسیر جدیدی نوشته شود. قبل از ساخت هواپیما به این آیه که می‌رسیدند «وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَهٍ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ» سؤال بود که چگونه انسان بر آیات آسمانی مرور می‌کند؟ ولی بعد از ساخت هواپیما این آیه قابل تفسیر شد. وقتی قرآن می‌گوید: «لونها تسر الناظرین» این سرچشمه روانشناسی رنگ‌ها می‌شود. وقتی حضرت ابراهیم علیه‌السلام به عموی خود و دوستان بت پرستش می‌فرماید: «قالَ لِأَبیهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثیل» این عبارت تاریخی برای دنیای امروز اصولی را می‌آورد که تاریخ انقضاء ندارد، مثلاً:

    اصل اول: در نهی از منکر سن شرط نیست. (قالَ لِأَبیهِ)
    اصل دوم: در نهی از منکر آمار شرط نیست. (ابراهیم یک نفر بود و بت پرستان زیاد)
    اصل سوم: در نهی از منکر از خودی‌ها شروع کنیم. (قالَ لِأَبیه)
    اصل چهارم: در نهی از منکر مسایل اصلی را در نظر بگیریم، نه مسایل جنبی (مسأله‌ی اصلی شرک است). ِ «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیم»
    اصل پنجم: در نهی از منکر از وجدان مردم کمک بگیریم و به جای آنکه مستقیماً بگوییم: این کار را نکن، از وجدان او سؤال کنیم که ثمره این کار چیست؟ (ما هذِهِ التَّماثیل)
    نمونه‌ای دیگر!
    همه می‌دانیم و قرآن گواهی می‌دهد که پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله پدر و مادر خودش را در کودکی از دست داده است. ولی قرآن خطاب به او می‌گوید: «إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا کَرِیماً» (اسراء، ۲۳) ای پیامبر! اگر یکی از آن دو (والدین) یا هر دو نزد تو به پیری رسیدند، به آنان «اف» مگو و آنان را از خود مران و با آنان سنجیده و بزرگوارانه سخن بگو.

    در این آیه خداوند سخن از سالمندشدن والدینی دارد که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از داشتن آن‌ها محروم بود. از این آیه و امثال آن معلوم می‌شود ما باید غیر از ظاهر آیات، به مراد و منظور آیات نیز توجه کنیم. در ظاهر آیه با شخص پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله کار دارد، در حالی که شخص پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله پدر و مادر سالمند ندارد. بنابراین ما باید به قرینه تاریخ قطعی هدف آیه را مردم بدانیم گرچه در ظاهر خطاب به شخص پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

    • به تعداد رشته های دانشگاهی ما نیاز به تفسیرهای موضوعی داریم.

    • مثلاً برای دانشکده حقوق، آیات حقوقی تفسیر شود و برای دانشکده علوم سیاسی، به آیات سیاسی قرآن مراجعه شود. هر کس در هر رشته‌ای که فعالیت می‌کند و یا امکانات و بودجه و نیرو دارد، بخشی را صرف قرآن کند.

    • اینجانب پس از نیم قرن معلمی و چهاردهه اجرای برنامه در صدا و سیما، شهادت می‌دهم که اگر محوریت تبلیغ قرآن نبود، حتماً بیش از ایام کوتاهی توفیق نداشتم.

    • قرآن کتابی است که اگر امروز از آن نکته‌ای می‌فهیم، فردا نکته جدیدی به دست ما می‌آید. مانند مهندسینی که امروز برجی را می‌سازند، و فردا در کنار آن، برجی با طراحی جدید با همان مصالح و امکانات می‌سازند.

    • اگر آیه‌ای که در چند دقیقه تفسیر می‌شود با صوت خوب قرائت شود و یا با خط خوب روی تابلویی نوشته شود، به جاذبه آن افزوده خواهد شد.

    • تفسیر باید کاربردی باشد، مشکل مردم را حل کند، سؤال مردم را پاسخ بگوید و گره از شبهه‌ای باز کند و از نقل اقوال مختلف و احتمالات گوناگون دوری کنیم و همان‌گونه که گفتم مثل مادری باشیم که غذاهای مختلف می‌خورد، ولی آنچه به کودکش می‌دهد، شیر است. آری مانعی ندارد که مفسر اقوال و احتمالات را ببیند ولی آنچه برای مردم می‌گوید ساده باشد، نه سست! عملی باشد، نه فقط نظری! قابل نقل باشد، نه یک بار مصرف! یعنی آنگونه آیه را تفسیر کنیم که مخاطب ما بتواند برای دیگری بازگو کند. به گونه‌ای تفسیر بگوییم که عوام بفهمد و خواص بپسندد. تفسیری بگوییم که همچون مغز بادام پای درخت مصرف شود و هم بتوان آن را به دورترین نقاط صادر کرد. گاهی بعضی تفسیرها عوام می‌فهمد ولی خواص به آن اعتراض دارد و بعضی را خواص می‌پسندد ولی عوام نمی‌فهمد و گاهی در جلسه تفسیر را می‌فهمد ولی چنان گسترده و مفصل است که نمی‌توان آن را از مسجد به خانه و برای اهل خانه بازگو کرد.

    • اگر در روایات می‌خوانیم که زمانی که حضرت مهدی علیه‌السلام ظهور می‌کند دستور می‌دهد که در همه جا خیمه نماز برپا و قرآن تلاوت و تدبر و به آن عمل شود. (البته خیمه نماز نشانه سادگی جلسات قرآن است وگرنه می‌فرمود ساختمان‌هایی برای قرآن ساخته شود) امروز صدها ساختمان به نام قرآن مجلل ساخته شده ولی آموزش و تدبر و عمل بسیار کم است.
    بجاست که ما از خداوند که کلامش را جدی نگرفتیم و پیامبرش را وادار به شکایت کردیم، آن هم در روز قیامت، و از مردمی که به جای کلمات خالق به کلمات مخلوق سرگرم کردیم، عذرخواهی کنیم.
    و از خداوند توفیق جبران بخواهیم و همه مسئولین فرهنگی را برای مهجوریت‌زدایی از قرآن کریم دعوت کنیم و مردم را بعد از قرائت و ترتیل و تجوید و حفظ به تدبر و تفسیر دعوت کنیم. شاید بتوانیم مزه قرآن را بچشیم، و قرآن را نور فرهنگ و سیاست و اقتصاد و تعلیم و تربیت و خانواده و جامعه و موضع‌گیری‌های خود قرار دهیم و به استفاده‌های از قبیل نگه‌داشتن بالای سر مسافر، سوگند، سرگرفتن در شب قدر، چاپ‌های رنگارنگ و متنوع، به خانه نو بردن، کاشی کاری در لب پشت بام مساجد و حسینیه‌ها و حرم‌های امامان و امام‌زادگان با خط‌هایی که حتی قابل خواندن نیست، استخاره، تلاوت برای مردگان و یا حفظ جان و مال انسان در سفر و امثال آن قانع نشویم.

    این آرزوها آغازی است که می‌توان از ماه رجب و شعبان و رمضان کمک گرفت زیرا ماشین هایی که هوا گرفته در سرازیری ها روشن می‌شود و سرازیری عبادات و قرآن ماه رمضان است.

    در پایان، این ناله‌ی هدهدی بود نزد سلیمان ها که اگر سلیمان ها توجه فرمایند بالقیس های دنیا به اسلام رو خواهند آورد ولی اگر بگویند این هدهد پرنده کوچکی است و حرف او الزام آور نیست حرکتی صورت نخواهد گرفت.

    والسلام
    محسن قرائتی

  • بیانیه قاریان و حافظان در پی محکومیت همخوانی قرآن توسط آقا و خانم

    بیانیه قاریان و حافظان در پی محکومیت همخوانی قرآن توسط آقا و خانم

    بیانیه قاریان و حافظان در پی محکومیت همخوانی قرآن توسط آقا و خانم

    به گزارش خبرگزاری مهر، پیرو انتشار همخوانی قرآن توسط خانم و آقایی در فضای مجازی و جریحه دار شدن خاطر علاقه مندان به ساحت مقدس قرآن کریم و هنر آسمانی تلاوت، بیانیه‌ای به شرح زیر توسط اساتید، قاریان، حافظان و معلمان با سابقه‌ی کلام وحی منتشر گردید:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا
    و ما از قرآن آنچه را برای مﺆمنان مایه درمان ورحمت است، نازل می‌کنیم وستمکاران را جز خسارت نمی‌افزاید.(الاسراء / ۸۲)

    جمعی از قرآنیان کشور که غالباً از قاریان، حافظان و معلمان با سابقه هستند، در راستای حفظ تعهد و وفاداری به سیره سلف صالح در صیانت از شأن و جایگاه قرآن کریم و هنر آسمانی تلاوت، امیدوارند که قاریان عزیز و خوشخوان به ویژه جوانان و نوجوانان محترم و آینده دار که وجودشان مغتنم و مایه مباهات جامعه قرآنی است، در حفظ دست آورده‌ای گذشتگانِ امر قرائت و تلاوت، از اقدامات دون شأن و عظمت کلام وحی خصوصاً در فضای مجازی مانند عدم رعایت آداب تلاوت، همخوانی زن و مرد، استفاده از اسلوب‌های خلاف عرف تلاوت و … بپرهیزند تا خدای ناکرده موجب ایجاد کژی‌ها و انحرافات رفتاری بین قاریان و علاقمندان به ساحت مقدس قرآن عزیز نگردد.

    اللهم وفقنا لما تحب و ترضی

    اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنا من اعوانه و انصاره
    ۲۱ فروردین / نیمه شعبان ۱۳۹۹

    امضا کنندگان:
    ۱- عبد الرسول عبایی
    ۲- عباس سلیمی
    ۳- سید محسن موسوی بلده
    ۴- هاشم روغنی
    ۵- حمید رضا مستفید
    ۶- محمود لطفی نیا
    ۷- محمد رضا ابوالقاسمی
    ۸- حسین اخوان اقدم
    ۹- غلامرضا شاه میوه اصفهانی
    ۱۰- محمد حاج ابوالقاسم
    ۱۱- مهدی دغاغله
    ۱۲- احمد ابوالقاسمی
    ۱۳- عباس امام جمعه
    ۱۴- بهروز یاریگل
    ۱۵- کریم دولتی
    ۱۶- قاسم رضیعی
    ۱۷- محمد رضا پور معین
    ۱۸- علی سیاح گرجی
    ۱۹- حیدر کسمایی
    ۲۰- محمد علی دهدشتی
    ۲۱- محمد رضا پورزرگری
    ۲۲- علی اکبر ملکشاهی
    ۲۳- حسن ربیعیان
    ۲۴-سید احمد میریان
    ۲۵- محمد حسین محمد زاده
    ۲۶- علی فربین
    ۲۷- سید عباس میرداماد
    ۲۸- معتز آقایی
    ۲۹- رضا محمد پور
    ۳۰- سعید رحمانی
    ۳۱- حسین طرقی
    ۳۲- مسعود سیاح گرجی
    ۳۳- سید عباس انجام
    ۳۴- حمید رضا احمدی وفا
    ۳۵- عباس هاشمی
    ۳۶- نصرت الله حسینی
    ۳۷- سید محمد جواد حسینی
    ۳۸- محمد حاجی کتابی
    ۳۹- قاسم مقدمی
    ۴۰- سعید زکی لو
    ۴۱- مهدی ساعد
    ۴۲- داود جعفری
    ۴۳- علی اکبر توپچی
    ۴۴- سید احمد مقیمی
    ۴۵- حمید هروی
    ۴۶- سید جواد موسوی درچه ای
    ۴۷- وحید مهاجر
    ۴۸- احمد مرادی
    ۴۹- امیر محمد زاهدی
    ۵۰- حسن مختاری
    ۵۱- مجتبی فردفانی
    ۵۲- محمدرضا مسیب زاده
    ۵۳- محمد ثابتی
    ۵۴- سید محمد کرمانی
    ۵۵- حمید رضا مجیدی مهر
    ۵۶- حسن زرنوشه فراهانی
    ۵۷- مهدی بحر العلوم
    ۵۸- مهدی فروغی
    ۵۹- محمود نوروزی
    ۶۰- حمزه زاهدی
    ۶۱- مسعود نیکدستی
    ۶۲- مهدی غلام نژاد
    ۶۳- محمد بادپا
    ۶۴- علی محرابی
    ۶۵- مجتبی محمدبیگی
    ۶۶- علی اکبرکاظمی
    ۶۷- سعید حاجیان
    ۶۸- احمد لیایی
    ۶۹- سعید مهوشیان
    ۷۰- مهدی عباسی
    ۷۱- امیر هوشنگ محمدیون
    ۷۲- احمد خالدی
    ۷۳- مرتضی نجفی قدسی
    ۷۴- علی اصغر برومند
    ۷۵- عباس صفدری
    ۷۶- سعید پرویزی
    ۷۷- مصطفی یادگاری
    ۷۸- محمد سلیمی
    ۷۹- یوسف افراش
    ۸۰- حسین مناحی زاده
    ۸۱- سعید رحیمی
    ۸۲- رضا عابدین زاده
    ۸۳- حسین پور کویر
    ۸۴- رضا دزفولی
    ۸۵- محمد جواد پناهی
    ۸۶- حسینعلی شریف
    ۸۷- محمد حسین پور معین
    ۸۸- مهدی شجاع
    ۸۹- عبد الرسول سرخوش
    ۹۰- سید محمد جعفری
    ۹۱- مهدی حسنی
    ۹۲- محمد رضا جنتی

  • تحلیل گفتمانی گام دوم ماندگاری انقلاب اسلامی رونمایی می شود

    تحلیل گفتمانی گام دوم ماندگاری انقلاب اسلامی رونمایی می شود

    به گزارش خبرنگار مهر، روابط عمومی و امور بین الملل اندیشکده مطالعات راهبردی کریمه (س) آئین رونمایی از کتاب راه اینجاست؛ تحلیل گفتمانی گام دوم ماندگاری انقلاب اسلامی برگزار می‌شود.

    این نشست دوشنبه ۲۸ بهمن از ساعت ۱۰ صبح در سالن ولایت، دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه فجر برپا می‌شود.

    در این نشست که با حضور نویسندگان کتاب مجتبی اشرافی و مرتضی اشرافی مدیران ارشد اندیشکده کریمه برپا می‌شود، سردار حاجی زاده معاون سیاسی سپاه فجر به ارائه سخن می‌پردازد.

  • با جوانترین دانشجوی دکتری دانشگاه تهران آشنا شوید

    با جوانترین دانشجوی دکتری دانشگاه تهران آشنا شوید

    خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: محمد سعید بیلکار، جوان نخبه بیست ساله‌ای است که در ۲۰ سالگی علاوه بر اینکه دانشجوی دکتری دانشگاه تهران است در رشته پارکور نیز عضو تیم ملی شده و حافظ کل قرآن کریم نیز هست.

    وی که متولد سال ۱۳۷۷ است، هم اکنون دانشجوی دکتری است و بر روی پایان نامه‌اش متمرکز است. البته وی در زمان پخش برنامه عصر جدید نیز مهمان این برنامه شده و در آن برنامه به نمایش حرکات پارکور پرداخت. گفتگویی با این جوان نخبه قرآنی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید؛

    *خودتان را معرفی می‌کنید؟

    محمد سعید بیلکار هستم که ۲۰ سال سن دارم و سه برادر که یکی بزرگ‌تر از من و دیگری کوچک‌تر از من است. پدرم کارمند و مادرم نیز خانه دار و مدرس قرآن کریم است.

    *از چند سالگی آغاز به حفظ قرآن کردید؟

    درس را از همان ۶ سالگی آغاز کردم و حفظ قرآنم را در هفت سالگی شروع کردم که به دلیل مدرسه به تعویق افتاد و ادامه پیدا نکرد. در یازده سالگی من حفظ را در مؤسسه جامعه القرآن آغاز کردم شروع حفظم به این نحو بود که همسایه طبقه پایین‌مان مادرشان تصمیم گرفت فرزندانش را برای حفظ کل به مؤسسه جامعه القرآن ببرد و مادرم را تشویق کردند که من نیز همراه آنها باشم.

    دوره ما بدین صورت بود که یک سال نباید مدرسه می‌رفتیم و کار را همراه با حفظ قرآن ادامه می‌دادیم و روزی یک صفحه و نیم قرآن را حفظ و سه جز قبل را مرور می‌کردیم. مرور بدین صورت بود که جزءهایی که قبلاً آن را حفظ کرده بودیم، مرور می‌کردیم.

    *در چه مدتی موفق به حفظ کل قرآن شدید؟

    این رویه یکسال طول کشید و از تیرماه ۸۸ تا شهریور ۸۹ توانستم قرآن را حفظ کنم. بعد از آن در مسابقات زیادی شرکت کردم و نفر اول آزمون ده جز مؤسسه جامعه القرآن و نفر اول آزمون‌های مختلف شدم و حفظ قرآن که در شهریور ماه به اتمام رسید.

    *شما در چه آزمون‌هایی شرکت کردید و آیا برای اینکه بتوانید رتبه بیاورید شرکت می‌کردید؟

    در حفظ قرآن هم در همان زمان آزمون شرکت کردم و نفر اول آزمون کشوری شدم. در حفظ کل و بیست جز و نفر اول مسابقات بنیاد شهید شدم. همان زمان در سال ۹۱ و ۹۲ دو برنامه که با حفاظ برتر بود در محضر مقام معظم رهبری اجرا کردم.

    *شما در حال حاضر دانشجوی دکتری الهیات هستید. بفرمائید در زمینه درسی چگونه پیشرفت کردید؟

    در دیدار با مقام معظم رهبری ایشان تشویق کردند که درس خود را ادامه دهیم. این رویه ادامه پیدا کرد بعد از یکسال به مدرسه برگشتم و آن یکسال را غیر حضوری خواندم و معدلم ۱۹ و هشتاد شد. در اول راهنمایی با موضوع راه یابی حفاظ و مدرک کارشناسی و معادل سازی آشنا شدم. مجلس در سال ۷۵ تصویب کرد که حافظان قرآن می‌توانند در صورت به حد نصاب رساندن نتیجه آزمون مدرکی معادل کارشناسی بگیرند که من بر اساس این مصوبه در سال ۹۱ در حالی که پسربچه ای سیزده ساله بودم کارشناسی خود را گرفتم.

    *در کنکور کارشناسی ارشد چه زمانی شرکت کردید آنجا هم سهمیه داشتید؟

    در کارشناسی ارشد هیچ سهیمه ای نداشتم و خودم باید درس‌ها را می‌خواندم و انتخاب رشته نیز به دست خودم بود، اما به هر حال به دلیل علاقه الهیات را انتخاب کردم و در کنکور سال ۹۲ رتبه چهارم را بدون هیچ سهمیه‌ای کسب کردم و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه الهیات شدم. همزمان کنکور ادبیات عرب در دانشگاه آزاد شرکت کردم که همان زمان به عنوان جوان‌ترین شرکت کننده آزمون بودم، اما در آن زمان تحصیل در دو رشته جزو قوانین نبود و رشته ادبیات عرب که رشته دوم محسوب می‌شود را نتوانستم ادامه دهم.

    *در چه سال‌هایی شما به عنوان دانشجو محسوب میشدید؟

    از سال ۹۲ دانشجوی دانشگاه تهران محسوب می‌شوم. ۱۴ سالگی تا ۱۶ سالگی دانشجوی ارشد بودم و پایان نامه‌ام را با موضوع تأثیر وجوه اعراب در ترجمه‌های قرآن با نمره ۱۸ از ۱۹ در یافت کردم.

    سال ۹۴ کنکور دکتری شرکت کردم و بدون سهمیه وارد شدم و علاوه بر آزمون کتبی مصاحبه علمی نیز در انجام می‌شود که آن زمان توسط دکتر فقهی زاده که در حال حاضر معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند از جمله اساتید برای مصاحبه بودند که آن زمان رتبه یک روزانه دانشگاه تهران قبل از اینکه هفده سالم تمام شود، شدم و همان زمان صندلی جوان‌ترین دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تهران را در اختیار گرفتم. در حال حاضر ترم آخر دکتری هستم و مشغول دفاع از رساله دکتری با عنوان نقد شبهات معاصرین به ساختار ادبی قرآن کریم هستم.

    *به غیر از درس آیا در کنار آن به فکر درآمد زایی نیز هستید؟

    عملاً مسیری که برای درسم طی کردم را راهی برای درآمدزایی می‌دانم، اما تدریس را چهار سالی می‌شود که انجام داده‌ام. اوایل به صورت غیرحضوری در کانال تلگرامی آن را انجام می‌دادم، اما بعدها کارگاه‌هایی در دانشگاه تهران برگزار کردم. سه کارگاه آزاد در دانشگاه تهران برگزار کردم و یک سال است که در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول به تدریس به صورت استاد مدعو در زمینه صرف و نحو و تجوید قرآن کریم هستم.

    *شما پارکور نیز کار می‌کنید. از کجا به این ورزش علاقه پیدا کردید؟

    من در مؤسسه جامعه القرآن با این ورزش آشنا شدم. در چهارده سالگی به طور جدی پارکور را آغاز کردم. یکی از افرادی که آن زمان در مؤسسه بودند پارکور کار می‌کردند و کلیپ‌ها را نشانم دادند، علاقه مند شدم. سال اول بسیار جدی نبود و وقتی چهارده سالم تمام شد چندین فستیوال کشوری در سال ۹۲ و ۹۳ شرکت کردم و حائز مقام شدم.

    *از چه زمانی عضو تیم ملی پارکور شدید؟

    سال ۹۷ اولین مسابقه انتخابی تیم ملی پارکور برگزار شد که دو بخش سرعت و آزاد داشت من در بخش سرعت توانستم رتبه سوم را به دست بی ارم و عضو تیم ملی پارکور شوم و در حال حاضر نیز منتظر درخشش بیشتر در عرصه بین المللی هستیم.

    *آیا در این زمینه نیز خودتان مشغول فعالیتی هستید؟

    دو سالی است که باشگاه پارکور دارم و مشغول به مربی گری پارکور هستم و در آنجا نیز چند شاگرد نیز در رشته پارکور دارم.

    *برگردیم به حفظ قرآن، آیا اینکه کودکی یکسال از مدت تحصیلش فعالیت‌هایش را رها کند و تنها به حفظ قرآن بپردازد خوب است؟

    باید دید که بر اساس چه هدفی قرآن کریم را دنبال می‌کنیم. اگر هدف ما بر اساس این باشد که با مفاهیم و مضامین قرآنی آشنا شویم همه روشی می‌تواند به ما کمک کند چه حفظ موضوعی و حفظ در ایام سال و چه حفظ در طول سالیان ولی اگر بخواهیم به صورت تخصصی مخاطب قرآن باشیم و بخواهیم به صورت تخصصی کاوشگر قرآن شویم حفظ کل قرآن کریم در طول یک سال می‌تواند بهترین گزینه باشد که البته مشروط به اموری است که باید در آن ملاحظه شود. یعنی در همان سال‌ها سه ماه ما به صورت آزمایشی از لحاظ هوشی محک می‌خوردند و آزمون‌هایی از آنها گرفته می‌شد تا بر اساس آن ورود قرآن آموزان به دوره حفظ یکساله مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد.

    *آیا کودک از این نحوه فعالیت اینکه در سن کم قرآن بیاموزد ضربه‌ای نمی‌خورد؟

    من چون خودم این تجربه را داشتم اصلاً زود نبود و دوستانی دارم که همگی بچه‌هایی معمولی محسوب می‌شویم و هیچ آسیب ندیدیم. روابط اجتماعی و فردی مان قوی است اگز حافظان قرآن حفظ قرآن را انتهای مسیر بدانند آفتی جدی است که می‌تواند حافظان را تهدید کند و اگر مربی بالای سر علاقه مندان به حفظ باشد قطعاً می‌توانند نتیجه بگیرند.

    *مؤسسه و محل آموزش قرآن تا چه میزان می‌تواند اثر گذار باشد؟

    مؤسسه نقش بسزایی داشت، چرا که سنی که با آن در این مؤسسه فراگرفتیم سن مهمی به شمار می‌رود. اساتید خوبی از نظر اخلاقی داشتیم و اتفاق بسیار خوبی در آن سن برای ما بشمار می‌رفت. امور دیگری در جامعه القرآن مثل بازی‌های گروهی و کلاسهای فوتبال و اردوهای تفریحی تربیتی مناسب برای ما بود که به اجرا در می‌آمد. اینها باعث می‌شد که محیط برای ما فضایی مهیج باشد. علاوه براینکه از هر کدام از حفاظ سوال شود که بهترین سال زندگی شما چیست همان سالی که قرآن را حفظ کردند خواهند گفت.

    *از امتیازاتی که برای حافظان قرآن وجود دارد شما استفاده کردید؟

    امتیازات زیادی برای حفاظ وجود دارد، ولی حقیقتاً به غیر امتیاز مدرک لیسانس من چیزی از آن استفاده نکردم. نه تحصیل رایگان را استفاده کردم و نه فعالیتی دیگر را. در خصوص بنیاد نخبگان نیز هنوز نمی‌دانم عضوش هستم یانه. در سن هفده سالگی نیز تنها یک مقاله داشتم. در سیستم چنین چیزی تعریف نشده و من با سن شانزده سال تنها یک مقاله داشتم و در بنیاد نخبگان نیز گزینه‌ای برای اینکه حافظ قرآنی و یا اینکه دکتری در سن شانزده سالگی خوانده شده را نداشته است. لذا من از جایی نمی‌توانستم اعلام کنم. ملاک عضویت در بنیاد نخبگان تعداد کتاب‌ها و مقالاتی بودند و مباحث قرآنی مطرح نشده است.

    *چقدر از وضعیت خود رضایت دارید؟

    من این را مدیون خودباوری ای می‌دانم که قرآن به من بخشیده است. افرادی در زندگی من بودند که در زندگی ام مؤثر بودند به غیر از پدر و مادرم و برادر بزرگترم اساتیدی داشتم و این اساتید بسیار به من کمک کردند و خانواده توانست مرا به سمتی هدایت کند که به پوچی نرسم.

    *در روز چقدر از وقتتان را اضافه می‌آورید؟

    من هم مشغول ویرایش پایان نامه‌ام هستم و هم باشگاه خودم را می‌گردانم و هم تدریس می‌کنم مواقعی شده که از آنها عقب بمانم که سعی کردم جبران کنم در تمام اینها نیز تفریح و مسافرت را می‌گنجانم.

    *از روزی که به برنامه عصر جدید دعوت شدید برایمان بگویید؟

    من قرار بود مهمان سال تحویل ۹۸ باشم، اما برنامه تغییر کرد و مهمان ویژه در یکی از برنامه‌های عصر جدید شدم. بازخوردهای خوبی از این برنامه گرفتم چه در زمانی که در استودیو بودم و به عنوان مهمان برنامه صحبت می‌کردم، چه به عنوان یک عضو قرآنی و چه بعد از آن در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بازخوردهای خوبی دیدم. در برنامه‌هایی مثل عصر جدید الگوهای قرآنی و افراد شاخص قرآنی معرفی نمی‌شوند، با اینکه جوان‌ترین دانشجوی تهران هستم تا حدی توانستم حافظان و قاریان را به نمایش بگذارم و از این حد بسیار راضی هستم.

  • قرآنی که حجت الاسلام قرائتی را متعجب کرد/ابتکاری درصفحه بندی قرآن

    قرآنی که حجت الاسلام قرائتی را متعجب کرد/ابتکاری درصفحه بندی قرآن

    خبرگزاری مهر، گروه دین واندیشه: مهدی فیض را بیشتر به واسطه فعالیت ها و مسئولیت های اجرایی اش در جهاد دانشگاهی می شناسند، اما یکی از فعالیت های جدی این استاد دانشگاه که سابقه معاونت فرهنگی وزارت آموزش و پرورش را نیز در کارنامه خود دارد، پژوهش و تدبر در قرآن کریم است. مهدی فیض، اخیراً دست به ابتکاری تازه در نحوه چینش صفحات قرآن بر مبنای موضوع زده است که برای اولین بار درباره قرآن انجام شده است و به گفته وی این صفحه بندی جدید قرآن، کمک شایانی به تدبر و تفسیر قرآن خواهد نمود.

    در ادامه گفتگوی ما با این قرآن پژوه را می خوانید؛

    *به واسطه فعالیت هایی که در طول این سال ها داشته اید مثل مسئولیت‌تان در آموزش و پرورش و جهاد دانشگاهی شما را بیشتر در این حوزه ها می شناسند، از چه زمانی و چگونه وارد حوزه فعالیت در زمینه قرآن پژوهی شدید؟

    خدای بزرگ را شاکرم که در یک فضای خانوادگی که مأنوس با قرآن بود بزرگ شدم و از سال ۱۳۷۰ بر روی قرآن به عنوان یک منبع معرفتی برای حوزه تربیت استفاده کردم و خیلی دنبال آیات تربیتی بودم. وقتی مشغول این کار بودم متوجه شدم که خیلی از آیات بدون توجه به تفسیر قابل فهم نیست و وقتی سراغ تفسیر رفتم دیدم که تفاسیر هم چندان رویکرد تربیتی نداشتند. البته برخی از اساتید مثل استاد قرائتی یا مرحوم حائری شیرازی نگاه تربیتی به قرآن داشتند، ولی این نگاه خیلی کمیاب بود. از سویی چون تفسیر علامه طباطبائی هم بیشتر بُعد فلسفی داشت، جای خالی این موضوع را احساس کردم و از سال ۱۳۷۵-۱۳۷۶ بر روی مدل تدبّری که علامه طباطبائی مطرح می کنند کار و جلسات تدبّر در قرآن را شروع کردم و هرچه جلوتر می رفتم می دیدم که این الگو برای قشر دانشجو خیلی جذابیّت دارد.

    ما بعضی وقت ها آن‌قدر تدبّر را بزرگ و دشوار کرده‌ایم که علامت نزدن شده است، باید تدبّر در قرآن را به اندازه ای ساده و فراگیر کنیم که همه افراد را شامل شود

    قرآن، آن‌قدر دست ما را برای تدبّر باز گذاشته که حتی آیه‌ای داریم که کافرانی که قرآن را قبول ندارند هم می توانند در قرآن تدبّر کنند چه رسد به مومن. ما بعضی وقت ها آن‌قدر تدبّر را بزرگ و دشوار کرده‌ایم که علامت نزدن شده است. باید تدبّر در قرآن را به اندازه ای ساده و فراگیر کنیم که همه افراد را شامل شود. به تعبیر مقام معظم رهبری، همه آحاد جامعه باید بتوانند با قرآن ارتباط پیدا کنند، در آن تدبّر کنند و آن را بفهمند.

    نگاه تدبّری به قرآن داشتن بسیاری از شبهه ها و مشکلات را حل می کند. مثلاً یکبار شخص دلسوزی به من گفت شما که آن‌قدر روی قرآن مانور می دهید، حواستان هست که قرآن بیش از اینکه ما شیعیان را تائید کند، اهل سنت را تائید می کند! و در آیه «اطیعوالله و اطیعوالرسول» هم اینگونه اشاره شده است! در حالی‌که وقتی ما به همین آیه نگاه تدبّری داشته باشیم یعنی به چند آیه قبل و بعد آن توجه کنیم، می بینیم که گفته شده که اول مطمئن باشید امانتِ حکومت به اهلش سپرده شده و سپس از او اطاعت کنید. لذا این منطق قرآن، تاییدکنندۀ دیدگاه شیعیان در امر حاکمان است و نه اهل سنت. متأسفانه از این بدفهمی ها و عدم تدبّرها کم نداریم.

    *چه شد که به فکر صفحه بندی موضوعی قرآن افتادید؟

    هرکاری که بتواند به ترویج و استفاده بیشتر قرآن در زندگی روزمره کمک کند کار ارزشمندی است. حتی اگر یک نفر جلد یا تهذیب قرآن را عوض کند، باز هم کار ارزشمندی کرده است. چیزی که در قرآن های قدیم رایج بود این بود که با علامت «ع» که مخفف رکوع بود موضوعات قرآن از همدیگر تفکیک می شد. البته در قرآن های فعلی که اغلب با رسم‌الخط عثمان طه است، دیگر این علامتگذاری وجود ندارد و منسوخ شده است. البته یک اشتباهی هم در بین شیعیان در این مورد وجود داشته و دارد و آن اینکه برخی فکر می کردند این علامتگذاری برگرفته از فقه اهل سنت و مربوط به قرائت قرآن در نماز است.

    یکی از سنت هایی که بین مسلمانان رایج است این است که هرروز یک یا دو صفحه قرآن می خوانند، ولی مشکل خواندن یک یا دوصفحه قرآن این است که گاهی یک موضوع از وسط یک صفحه شروع می شود و تا وسط صفحه بعد ادامه پیدا می کند و به نوعی، با خواندن یک صفحه، مطلب خوانده‌شده، ناتمام می ماند.

    کاری که من کردم این است که بدون اینکه ترتیب سوره ها و آیات به هم بخورد، پایان صفحه را به گونه ای تنظیم کردم که موضوع نیز تاحد امکان تمام بشود

    کاری که من کردم این است که بدون اینکه ترتیب سوره ها و آیات به هم بخورد، پایان صفحه را به گونه ای تنظیم کردم که موضوع نیز تاحد امکان تمام بشود. به بیان دیگر قرآن را با حفظ ترتیب سوره‌ها و آیات آن، صفحه‌بندی موضوعی کردم به گونه ای که معیار صفحه‌بندی پایان موضوع باشد. البته ترجمه از بنده نیست و از ترجمه قران‌پژوه ادیب، جناب آقای حسین استاد ولی استفاده کردم، چون ترجمه برگزیدۀ سال ۱۳۹۰ بوده و افرادی بزرگ و شاخصی روی آن ترجمه، تقریظ تأییدی نوشته اند.

    *بر روی ترجمه هم تغییری دادید؟

    با اجازه خود ایشان تغییرات جزئی دادم و اصلاحاتی اعمال کردم. البته قبل از من آقای سید محمدرضا قرائی که قرآن‌پژوه خلاقی هستند، تغییری در این ترجمه اعمال کردند و ترجمه جناب استاد ولی را تقطیعِ عبارت به عبارت کردند. به این معنی که مبنای ترجمه را عبارت قرار دادند حالا چه یک آیه چه دو آیه. به این شکل، ترجمه خیلی روان می شود. من هم در کاری که انجام دادم از الگوی تقطیعی آقای قرائی استفاده کردم برای اینکه بتوانم چینش صفحاتم را تنظیم کنم. در رسم الخط عثمان طه معمول یک صفحه، حاوی ۱۳۰ کلمه است با ۲۰ درصد بالا یا پائین. در کاری که من انجام دادم هرصفحه حدود ۱۳۵ کلمه دارد که حجم صفحات، تاحدودی شبیه رسم الخط عثمان طه شد. در هر صفحه، علاه بر شماره عادی صفحات، شماره معادل عثمان‌طه نیز آمده، تا کسی که با مصحف عثمان طه مأنوس است به مشکل برنخورد.

    در رسم الخط عثمان طه معمول یک صفحه، حاوی ۱۳۰ کلمه است با ۲۰ درصد بالا یا پائین. در کاری که من انجام دادم هرصفحه حدود ۱۳۵ کلمه دارد که حجم صفحات، تاحدودی شبیه رسم الخط عثمان طه شد

    در تعیین نقطۀ تقطیع هر صفحه، از چند سرنخ استفاده کردم؛ یکی همان علامت «ع» که اشاره کردم دیگری براساس سیاق بندی آیات در تفسیر شریف المیزان است. سبک المیزان اینگونه است که یک بسته از آیات را تفسیر کرده است و نه تک آیه را، اما برای اینکه موضوعات بتواند به صورت متوازن توزیع بشود یک قاعده ای را به لطف الهی دریافتم و آن اینکه بسته های آیات قرآن عمدتاً بسته های هفت یا هشت آیه‌ای و یا بعضاً ضریبی از این اعداد هستند. به این ترتیب کار خیلی ساده شد و با این منطق جلو رفتم و متوجه می شدم که پایان هرموضوع کجاست.

    وقتی این مدل را نزد آقای قرائتی بردم خیلی متعجب شدند که چنین مدلی جواب داده است. حتی از من پرسیدند که در مورد سوره یوسف چطور؟ جواب داده است چون یک سوره پیوسته است و من پاسخ دادم که اتفاقاً درباره این سوره خیلی زیباتر جواب داده است و نتیجۀ کار را دیدند و شگفت‌زده شدند و تحسین کردند. البته در کمتر از ۱۰ درصد صفحات، یک موضوع در یک صفحه تمام نشده و با فلش، مشخص شده که موضوع در صفحه بعد ادامه یافته است و باید صفحۀ بعد نیز خوانده شود تا موضوع تمام شود.

    *غیر از آقای قرائتی با چه کسان دیگری مشورت کردید؟

    با دو نفر از معاونان محترم وزیر ارشاد در امور قرآنی، با دارالقرآن مرکزی، با مرکز طبع و نشر قرآن کریم و برخی اشخاص صاحب‌نظر دیگر، مشورت کردم و وقتی کار به سرانجام برسد ان شا الله خدمت آیه الله جوادی آملی می‌برم تا از نظرات ارزشمند ایشان هم بهره‌مند شوم.

    یک قاعده ای را به لطف الهی دریافتم و آن اینکه بسته های آیات قرآن عمدتاً بسته های هفت یا هشت آیه‌ای و یا بعضاً ضریبی از این اعداد هستند

    *ارتباط این کاری که انجام دادید با بحث تدبّر در قرآن چیست؟

    من احساس می‌کنم وقتی به مخاطب خودمان یکسری عبارت را غافل از این نگاهها یاد دهیم، یک مقداری به قرآن ظلم کرده‌ایم و کلام را از جایگاه خودش خارج کردیم و مراد خداوند را به مخاطب القا نکردیم. لذا باید به همۀ کسانی که به نوعی به قرآن علاقمند هستند، نگاه تدبری به آیات را بیاموزیم. اینگونه نگاه کردن به قرآن، یعنی مجموعه‌نگری و به عبارت دقیق کلمه؛ یعنی «تدبّر در قرآن» باید آموزش داده شود، به گونه‌ای که از فهم تک آیه ای به فهم چندآیه ای حرکت کنیم. ضمناً  راجع به موضوع تدبّر، در قرآن آیات متعددی داریم، ولی هیچ جا آیه ای نداریم که راجع به قرآن، تفکر و تعقل کنید، بلکه فقط و فقط فرموده تدبّر کنید.

    اگر به موضوع «تدبّر در قرآن» توجه کنیم بسیاری از اختلافات در فهم قرآن از بین می رود و به بسیاری از بحث های هرمنوتیکی در قرآن پاسخ داده می شود. ما از یک آیه انواع برداشت ها را می توانیم داشته باشیم، ولی آن برداشتی درست است که با آیه های قبل و بعدش ربط معنایی و ساختاری داشته باشد.

    *البته این کار شما هم به یک معنا یک کارهرمنوتیکی است چون به خوانش و فهم بهتر متن کمک می کند؟

    بله منتها با همان روشی که خود قرآن به ما یاد داده و آن روش همان تدبّر است؛ یعنی تأمل در چینش حکیمانۀ آیات و عبارات قرآن، با تأکید بر ظاهر آیات.

    *در مورد صفحه‌بندی جزء سی چه کردید؟

    در مورد این جزء بعضی سوره ها کل صفحه را پوشش داده، اما در مورد برخی از سوره ها، یک صفحه، دو یا سه سوره را در خود جای داده است. به عبارت دیگر، دو یا سه موضوع را در یک صفحه مطرح کرده‌ام.

    *عناوین موضوعات را چگونه انتخاب کردید؟

    متناسب با فضای کلی سوره، عناوین موضوعات را انتخاب کردم. مثلاً عمده سوره های مدنی فضای سیاسی- اجتماعی دارند، لذا موضوع را متناسب با آن انتخاب کردم، اما سوره های مکی عمدتاً فضای اعتقادی دارند؛ مثل اثبات مبادی توحید و معاد و امثال اینها، لذا انتخاب عناوین برای سوره‌های مکی، جنبه اعتقادی و معرفتی دارد. من یقین دارم اگر با این نگاه، آیات را ببینیم فهم ما نسبت به آیات قرآن، فهم عمیق‌تری میشود.

    اگر به موضوع «تدبّر در قرآن» توجه کنیم بسیاری از اختلافات در فهم قرآن از بین می رود و  به بسیاری از بحث های هرمنوتیکی در قرآن پاسخ داده می شود، ما از یک آیه انواع برداشت ها را می توانیم داشته باشیم ولی آن برداشتی درست است که با آیه های قبل و بعدش ربط معنایی و ساختاری داشته باشد

    مثلاً آیه ای داریم که می فرماید: «یُؤْتِی الْحِکْمَهَ مَنْ یَشَاءُ، وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا» که به اعتقاد خیلی ها جنبه معرفتی دارد و حتی به حکمت و فلسفه توجه کرده‌است، ولی وقتی این آیه را درون یک بسته نگاه کنیم فهم جدیدی به دست می آوریم. این آیه درون یک بسته ۱۵ آیه ای قرار گرفته که هفت آیه قبل و بعدش درباره «انفاق فی سبیل الله» است و مرتب تأکید می کند که اگر در راه خدا انفاق کنید، اجر عظیمی دریافت می کنید. حال می‌توان دریافت که آن اجر عظیم، چیزی جز «حکمت»  نیست.

    فهم اینگونۀ آیات به معنای تدبّر است. علامه طباطبائی می فرمایند: تدبّر از ریشه تدبیر است و تدبیر به معنی چینش حکیمانه امور و کارها برای رسیدن به مقصد است و خداوند وقتی می خواست امور خودش را به ما القا کند آیات و عبارات را به صورت حکیمانه کنار هم چیده که ما بتوانیم از این چینش نتیجه بگیریم. تدبّر یعنی اینکه من در این چینش دقت کنم و آیه را از قبل و بعد خودش قطع نکنم چون آیه اگر قطع بشود دیگر فهم من، راهی به معنای مورد نظر خداوند ندارد.

    اینکه من یک، تک آیه را زیر ذره‌بین بگذارم تدبّر اتفاق نمی افتد، ولی وقتی تک آیه را با آیه قبل و بعدش در پیوند می‌بینم، تدبّر حاصل می شود و اتفاقاً این موضوعی است که خیلی به آن توجه نمی شود و ما معمولاً تک آیه ها را تجزیه و تحلیل می کنیم. مثلاً در مورد آیه «وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ» معمولاً اینطور گفته می شود که به ذات خدا نیندیشید، ولی وقتی این را درون بسته آیات نگاه می کنیم می‌بینم که بحثِ پذیرش ولایت کفار مطرح است و اینکه خداوند مطرح می کند که مبادا به بهانۀ تقیه، ولایت کفار را بپذیرید. «لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‌ءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاهً»، پس در این خصوص از خدا بترسید و برحذر باشید.

    علامه طباطبائی می فرمایند: تدبّر از ریشه تدبیر است و تدبیر به معنی چینش حکیمانه امور و کارها برای رسیدن به مقصد است و خداوند وقتی می خواست امور خودش را به ما القا کند آیات و عبارات را به صورت حکیمانه کنار هم چیده که ما بتوانیم از این چینش نتیجه بگیریم، تدبّر یعنی اینکه من در این چینش دقت کنم و آیه را از قبل و بعد خودش قطع نکنم چون آیه اگر قطع بشود دیگر فهم من، راهی به معنای مورد نظر خداوند ندارد

    یا مثلاً درباره آیه «وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ» این سوال وجود دارد که خب چگونه هرکسی غیر از دین اسلام را بپذیرد از او پذیرفته نمی شود؟ پس پیروان سایر ادیان، چه می شوند؟ اما وقتی این آیه را درون یک بسته آیات می بینیم متوجه می شویم که در آیه‌های قبل و بعد این آیه راجع به انبیا و پیامبران صحبت می کند و به آنها تأکید می شود که مبادا مردم را مرید خودتان کنید. به انبیا گفته می شود که هرگاه رسولی وارد صحنه می‌شود، آن انبیاء هم باید تحت امر رسول بیایند و او را یاری بدهند و اگر چنین نکنند از تسلیم بودن در برابر خدا، خارج می شوند. بر این اساس، این آیه خطاب به انبیاء و کسانی است که در قد و قواره انبیاء هستند نه عامه مردم. (محدوده آیات ۸۱ تا ۹۴ سوره آل عمران). این بسته از آیات به «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» ختم می شود به این معنی که اگر کسی سرمایه اجتماعی خودش را، انفاق فی سبیل الله نکند و حمایت از رسول خدا ننماید، هرگز به مقام ابرار نمی رسد. البته برای این نکتۀ کلیدی باید مصداق امروزی آن را شناسایی کرد که فعلاً از ورود به این بحث صرفنظر می‌کنم.

    *آفتی که ممکن است گریبان این نگاه را بگیرد این است که آیات تفسیر به رأی شوند؟

    نگرانی بجایی است. برای همین من چند مبنا و سرنخ را برای تنظیم صفحات موضوعی دنبال کردم و فقط بر مبنای هفت تایی یا هشت تایی تقسیم کردن آیات، کار نکردم. سه بار هم صفحه‌بندی خودم را تجدید نظر کردم. حدود ۶۰ درصد تنظیمات صفحات، برمبنای سیاق بندی علامه طباطبائی است. اتفاقاً به عقیده من این شیوه نگاه کردن به آیات با توجه به آیات قبلی و بعدی جلوی تفسیر به رأی را می گیرد، یعنی فضای ذهنی قاری قرآن را به سمت مقصود اصلی خداوند از نزول آیات سوق می‌دهد؛ مشروط به اینکه ما شاگردانه در محضر قرآن بنشینیم و استماع و اِنصات کنیم: فاذا قرء القران فاستمعوا له و انصتوا …

    *آیا ایدۀ شما درباره تدبر در قرآن، نسبتی با رویکرد «قرآن بسندگی» ندارد؟

    سوال دقیقی فرمودید. اولاً در دنیای علم، بعضاً همین اسم‌گذاری ها دردسر می‌شود. برخی افراد علاقمند هستند که برای تئوریزه کردن واقعیتهای اجتماعی، به جریانهای موجود در جامعه برچسب های متباین بزنند تا آنها را از یکدیگر جداسازند؛ غافل از اینکه انسانها، در واقعیت جامعه، اینگونه از هم متمایز نیستند. این مشکل در فضای سیاسی هم با برچسب زدن هایی از قبیل چپ و راست، مشهود است و بعضاً رهبری معظم هم نسبت به این آفتِ برچسب زدنهای دو یا چندقطبی، معترض بوده اند و نارضایتی خودشان را اعلام کرده اند، فعلا بگذریم.

    اصطلاح قرآن‌بسندگی، اصطلاح تند و تیزی است که ممکن است به افراد زده شود و متأسفانه آنها را هم‌راستا با جریان فکری خوارج قرار دهد. اعتقاد باطنی و قلبی بنده این است که قرآن کریم، برای اثبات حقّانیت خود به عنوان یک کتاب آسمانی و یک معجزۀ ماندگار، نیازمند به هیچ عامل بیرونی نیست و خودش برای این موضوع، بسندگی دارد، اما در مقولۀ فهم قرآن، باید دانست که به فرمودۀ امام سجاد(ع) همۀ آیات قرآن، در یک سطح معنایی نیستند، برخی ساده و برای همگان قابل فهم است، برخی دارای اشارات است و برخی دارای لطایف است و برخی داری حقایق متعالی. آنچه در تدبّر مطرح است، پرداختن به آیات ساده است که حجم اصلی قرآن را تشکیل می‌دهد؛ چرا که خود قرآن فرموده: و لقد یسرنا القران للذکر… و در جای دیگری فرموده: فانما یسرناه بلسانک.

    هدف اصلی تدبّر، رسیدن به معارف ناب قرانی، و کسب بینش یا بصیرت قرانی است و نه دستیابی به احکام شرعی فردی یا اجتماعی. چرا که رسیدن به احکام شرعی، چه فردی و چه اجتماعی، هم نیازمند بهره گیری از روایات معصومین (ع) است و هم نیازمند تخصص فقهی و آنچه روحانیت معظم در حوزه های علمیه می آموزداز سوی دیگر، هدف اصلی تدبّر، رسیدن به معارف ناب قرانی و کسب بینش یا بصیرت قرآنی است و نه دستیابی به احکام شرعی فردی یا اجتماعی، چرا که رسیدن به احکام شرعی، چه فردی و چه اجتماعی، هم نیازمند بهره گیری از روایات معصومین(ع) است و هم نیازمند تخصص فقهی و آنچه روحانیت معظم در حوزه های علمیه می آموزد. به قول طلبه ها، «اثبات شی نفی ماعدا نمی کند».

    متأسفانه در برخی رسانه ها نوشته بودند که فیض مخالف فلان و بهمان است! بنده عددی نیستم که موافق یا مخالف بودن من مهم باشد، ولی از انصاف هم به دور است که به راحتی بر کسی برچسب بزنیم. اینکه من بر تدبّر در قرآن، توسط همۀ آحاد جامعه تأکید دارم، اولاً در راستای روایات و همچنین فرمایشات صریح امام و رهبری است و ثانیاً هرگز به معنای کنار گذاشتن روایات نورانی برای فهم بیشتر و عمیق‌تر آیات و همچنین ضرورت انجام کار تخصصی بر روی آیات و روایات، توسط روحانیون بزرگوار، برای دستیابی به تفسیر قرآن، نیست.

    به اعتقاد بنده، تدبّر در آیات، برای همگان است، تفسیر آیات، از عهدۀ روحانیون بزرگوار برمی آید و تأویل آیات، فقط و فقط، از عهدۀ معصومین(علیم السلام) که متعلّم به علم الهی اند. بنده معتقدم اگر آحاد جامعه به سمت تدبّر در آیات الهی سوق داده شوند، حرکت بعدی که همانا بهره گیری از تفسیرهای گرانسنگ مفسران دانشمند است، تسهیل می شود و ارزش روایات نورانی نیز آشکارتر می گردد، لذا این دیدگاه هیچ نسبتی با رویکرد «قران‌بسندگیِ» رایج ندارد و بنده خودم را از آن، به دور و مبرّا می دانم.

    تدبّر در آیات، برای همگان است، تفسیر آیات، از عهدۀ روحانیون بزرگوار برمی آید و تأویل آیات، فقط و فقط، از عهدۀ معصومین(علیم السلام) که متعلّم به علم الهی اند

     بنده همیشه در کلاسهای تدبّر تاکید کرده و می‌کنم که خط قرمز ما در تدبّر، استخراج حکم عملی از آیات و همچنین به سراغ تاویل آیات رفتن است. اینها خط قرمزهای اساسی ماست و لغزشگاههایی است که باید از آنها دوری جست. ببخشید که از بحث اصلی دور شدیم!

    *در جایی از این مصحف به این سبک دسته بندی و سیاق بندی آیات اشاره کردید؟

    بله در قسمت آخر یک صفحه توضیحات مترجم آمده و سپس فهرست بندی موضوعی آیات امده است که اگر کسی خواست موضوع خاصی را دنبال کند بتواند انتخاب کند. در مقدمه این فهرست، به این مطالب اشاره کردم که شروع و پایان هر صفحه براساس چه منطقی بوده است. در همانجا هم تأکید کرده ام که آنچه مد نظر بنده بوده، توقیفی نیست، بلکه اصطلاحاً اجتهادی است و ممکن است فرد دیگری صفحه بندی دیگری را پیشنهاد دهد؛ مهم این است که باب این موضوع و این نگاه به آیات قرآن و فهم آن، باز شود و به فضل الهی، در جان و دل مسلمانان بیش از پیش، انگیزۀ مقدس تدبّر و بهره گیری از این کتاب الهی مهیا گردد.

    *به عنوان آخرین سوال بفرمایید از چه زمانی این کار را آغاز کردید و الان انتشار این مصحف در چه مرحله ای است؟

    از حدود سه سال پیش. الان تذهیب و صفحه بندی تمام شده است و درمرحله بازخوانی نهایی قرار داریم. نشر «شناسنامه» هم قرار است آن را در قطع نزدیک به قطع رحلی منتشر کند، البته با سرمایه گذاری شخصی بنده! امیدوارم به فضل الهی بتوانم در جذب سرمایه نیز موفق باشم و این طرح، خدای ناکرده، بدین سبب متوقف نماند، تا در سال جاری منتشر گردد. والله ولی التوفیق.

  • بهرام‌پور: باید لحن مناسبت تری برای تفسیر قرآن اتخاذ می‌کردم

    بهرام‌پور: باید لحن مناسبت تری برای تفسیر قرآن اتخاذ می‌کردم

     به گزارش خبرنگار مهر، چندی پیش در برنامه آفتاب شرقی با مجری گری هادی صلح جو مهمان برنامه ابوالفضل بهرام پور، مفسر قرآن بود که به تفسیر آیاتی از قرآن پرداخت.

    ابوالفضل بهرام‌پور مترجم و مفسر قرآن کریم در این برنامه ضمن شرح آیه ۳۳ سوره مبارکه مائده به بیان مجازات اغتشاشگران براساس قرآن کریم پرداخت. بخشی از تفسیر این استاد قرآنی دست به دست در فضای مجازی چرخید و نقدهای زیادی را از سوی جامعه قرآنی در پی داشت.

    تفسیر و ترجمه آیه ۳۳ سوره مائده چیست؟

    «إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ» ترجمه مستقیم و تحت‌اللفظی آیه این است: سزای کسانی که با (دوستداران) خدا و پیامبر او می‌جنگند و در زمین به فساد می‌‏کوشند جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت‏ یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید شوند. این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت.  

    در شأن نزول آیه آمده است که جمعی از مشرکانِ مکّه به مدینه آمده، مسلمان شدند، ولی چون بیمار بودند به فرمان پیامبر اکرم‏(ص) به منطقه‏ خوش آب و هوایی در بیرون مدینه رفته و اجازه یافتند از شیر شترهای زکات بهره ببرند، امّا چون سالم شدند، چوپان‏‌های مسلمان را گرفته، دست و پایشان را بریدند و چشمانشان را کور کرده، شتران را به غارت بردند و از اسلام هم دست کشیدند. در این زمان آیه فوق نازل شد و رسول خدا(ص) دستور داد آنان را دستگیر کنند و همان کاری را که با چوپانان کرده بودند، بر سر خودشان آوردند. (تفسیر نور)

    در تفسیر المیزان نیز در تفسیر این آیه آمده است: محاربه به معنای لفظی‌اش در مورد خداوند محال است و ناگزیر باید بگوئیم معنای مجازی آن منظور بوده که شامل مخالفت با احکام شرعی و ظلم و اسراف می‌باشد و منظور از محاربه با رسول، عملی است که به ابطال اثر ولایت رسول خدا منجر می‌شود، مانند جنگیدن کفار با پیامبر و مسلمانان و راهزنی راهزنان که امنیت عمومی را خدشه‌دار می‌سازند، امنیتی را که گسترش دامنه ولایت پیامبر آن امنیت را گسترانده است و مراد از افساد در زمین استفاده از سلاح و تعدی به حرمات و اخلال در امنیت عمومی است. در نهایت خداوند می‌فرماید: سزای چنین کسی یا قتل است یا دارزدن و یاقطع دست و پا از جانب مخالف و یا تبعید و هر کدام از این مجازات‌ها، اعمالش بستگی به نوع درجه افساد و محاربه آن فرد دارد که مثلاً فقط از سلاح استفاده کند یا دزدی کند و یا مرتکب قتل هم بشود و مراد از تبعید و نفی بلد آن است که اورا از شهری که در آنجا مرتکب فساد شده است، به شهر دیگر تبعید کنند و برمردم آن شهر دوم هم آشکار کنند که او شخص منفی و مفسدی است، پس با او مجالست و خرید و فروش و ازدواج نکنند و حتی او را شریک در طعام و شراب خود نیز نسازند و اگر به شهر دیگر رفت به آنها هم همین مسأله را بگویند تا زمانی که عمر او به اتمام برسد، پس اگر گفته شود، حکم او در صورتی که متوجه بلاد کفر و شرک بشود، چگونه است؟ در جواب می‌گوئیم، اگر به آنجابرود یا به دست اهل آنجا کشته می‌شود و یا او آنها را می‌کشد و (خزی) به معنای فضیحت و رسوائی است و آیه شریفه می‌فرماید: این عذاب‌ها که گفتیم خواری مفسد و ظالم در این دنیاست، اما عذاب اخروی او بسی بزرگتر است و اینها باعث نمی‌شود که عذاب اخروی او برطرف گردد.

    یادداشت عباس سلیمی

    در این میان خادم القرآن عباس سلیمی به عنوان پیشکسوت قرآنی ضمن عذرخواهی از مردم در یادداشتی نوشت: «بنام آن خداوند ارحم الراحمینی که بسیار بخشنده و بسیار بسیار مهربان است! خداوندی که او را با عنوان«یا من سبقت رحمتُه غضبَه!» می‌خوانیم و سلام بر قرآن، کتاب هدایت و مهرورزی!

    «سخن کز دهان ناهمایون جهد چو ماری است کز لانه بیرون جهد!»

    در شرایطی که از یک‌سو مردم عزیز و نجیب ما با مشکلات عدیده دست به گریبانند و از سوی دیگر دشمنان خبیث و مزدوران سرسپرده درصدد لطمه زدن به حاکمیت نظام اسلامی و سربلندی ملت با صلابت و رشید ما هستند، در عین حالی که وظیفه همه ما جلوگیری از التهاب‌آفرینی در جامعه بوده و ما خود را ملزم به رعایت آن می‌دانیم، در واکنش به گفتار بی‌سلیقه یک کارشناس قرآنی باید ولو اختصارا گفت: «برادر! نیازی به زجرکش کردن نیست، زیرا مردم شریف ما از رهگذر سوء تدبیر برخی از مدیران نالایق و ناکارآمد به اندازه کافی زجر می‌کشند! لطفا خود را به زحمت میفکنید!

    فعلاً و در یک عبارت کوتاه، این حقیر به عنوان کوچکترین عضو جامعه قرآنی به سهم خود در ازاء نوع برداشت و از آن بدتر!(نوع بیان کارشناس مزبور) در قبال مسائل اخیر، از همه مردم ایران‌زمین، علماء و مفسرین والامقام و جوانان و نوجوانان‌ کشور پوزش طلبیده و عذرخواهی می‌کنم.

    ۹ آذرماه ۱۳۹۸

    خادم القرآن عباس سلیمی

    باید با لحن مناسبت تری صحبت میکردم/ تذکرات را میپذیرم

    از این سو امروز ابوالفضل بهرام پور استاد قرآنی  که قبل از آن سعی در روشن کردن اذهان عمومی داشت، ضمن پذیرش کلام تند در یادداشتی نوشت:

    بسمه تعالی

    متعاقب حضور اینجانب در برنامه ‌ تلویزیونی آفتاب شرقی، برخی از اهالی محترم قرآن و یکی از فقهای والامقام خواستار توضیح از اینجانب شدند که عرض کردم منظور من مطلقاً و هرگز مردم عزیز و معترضین به گرانی نبوده و نیست، بلکه منظورم مشخصاً افراد سرسپرده معاند و وابسته به بیگانه و اشراری بوده که ضمن‌نفوذ به داخل صفوف مردم، مرتکب قتل و جنایت و غارت و تخریب شده‌اند ولا غیر.

    زیرا شأن نزول آیه کریمه ۳۳ از سوره مبارکه مائده کاملاً روشن و جایگاه آن در قوانین موضوعه کشور نیز مشخص بوده و شاید نیازی به توضیح نداشته باشد.

    البته آن فقیه بزرگوار و دوستان قرآنی دو تذکر به بنده دادند که بنده نیز همانگونه که در برنامه یادشده، خود را شاگرد محضر علماء معرفی نمودم، تذکرات مزبور را می‌پذیرم.

    اول آنکه به کارگیری واژه (زجر کش) صحیح نبود و می‌شد با لحن مناسب‌تری از واژه (شدت عمل) استفاده نمود که پذیرفتم.

    دوم اینکه تبعید بر روی کشتی معنی ندارد و شرائط این مسئله نیز در فقه و قوانین جزائی جایگاه منطقی خود را دارد.

    و آخر دعوینا

    ان الحمد لله رب العالمین.

    ابوالفضل بهرامپور

    بر اساس این گزارش  گستره زیادی از بیان این استاد قرآنی با اظهار نظرات مختلفی در فضای مجازی منتشر شد که وی را به عنوان استان تلخ قرآنی لقب دادند. به نظر می رسد که این روزها فعالیتهای قرآنی زیر سایه سیاست های روز جامعه می‌تواند راه گشا باشد، اما  آنچه که مسلم است عدم درک درست و تبیین واضح و آشکار از آیات قرآن کریم نیز تبعاتی را به همراه خواهد داشت که از آیات قرآن تنها یک یادگاری تلخ بر جای می‌گذارد و این اهمیت و جایگاه حساس این کتاب آسمانی را بیش از پیش نشان می‌دهد.

  • همایش «بررسی آراء و اندیشه های تفسیری آیت الله جوادی آملی»

    همایش «بررسی آراء و اندیشه های تفسیری آیت الله جوادی آملی»

    به گزارش خبرگزاری مهر، همزمان با سالروز میلاد با سعادت امام حسن عسکری علیه السلام، اولین همایش ملی «بررسی آراء و اندیشه های تفسیری آیت الله العظمی جوادی آملی» به همت موسسه آموزش عالی حوزوی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) رفسنجان و با همکاری بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء، ویژه طلاب حوزه های علمیه خواهران سراسر کشور، برگزار می گردد.

    از مهمترین محورهای این همایش عبارتند از: نظام تفسیری، نظام معرفتی، نظام ایمانی، نظام اخلاقی، نظام تعلیم و تربیت، نظام سیاسی، نظام اقتصادی و نظام احکام دینی، همچنین محور ویژه این همایش زن و نظام خانواده می باشد.

    این همایش ملی، پنج شنبه  ۱۴ آذر ماه سال جاری از ساعت ۸ الی ۱۶:۳۰ در تالار خیام دانشگاه حضرت ولی عصر (عج) شهرستان رفسنجان با حضور اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی برگزار خواهد شد.