برچسب: درباره تئاتر

  • هدایت هاشمی با «بوقلمون» همراه شد/ اجرای به‌روز شده یک نمایشنامه

    هدایت هاشمی با «بوقلمون» همراه شد/ اجرای به‌روز شده یک نمایشنامه

    خیرالله تقیانی‌پور نویسنده و کارگردان تئاتر درباره جدیدترین فعالیت خود در زمینه کارگردانی، به خبرنگار مهر گفت: قصد دارم نمایش «بوقلمون» را که سال ۹۴ در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به صحنه بردم، با تغییر جزییاتی در متن و گروه بازیگری، این بار در تماشاخانه ایرانشهر اجرا کنم. طبق برنامه‌ریزی انجام شده، قرار است «بوقلمون» از ۱۹ آذر در سالن سمندریان روی صحنه برود.

    وی درباره تغییرات ایجاد شده در گروه بازیگری نمایش افزود: در اجرای جدید نمایش «بوقلمون» هدایت هاشمی و محسن زرآبادی به همراه بازیگرانی که در اجرای پیشین نمایش حضور داشتند، به ایفای نقش می‌پردازند.

    تقیانی‌پور درباره چرایی اجرای مجدد «بوقلمون»، اظهار کرد: فضا و موضوع این اثر نمایشی با شرایط امروز جامعه ما همخوانی دارد و با تغییراتی که در متن دادم آن را به روزتر کردم. «بوقلمون» درباره بحث و اتفاقات امروز جامعه است.

    این نمایشنامه‌نویس در بخش پایانی سخنان خود درباره نگارش آثاری جدید و اجرای آن‌ها، بیان کرد: نمایشنامه «به مقیاس ۴ دهه» را نوشته‌ام و قصد اجرای آن را در یکی از سالن‌های خصوصی تئاتر دارم، ضمن اینکه نمایش «ملکه» را سال آینده در مجموعه تئاتر شهر اجرا خواهم کرد.

    عکس از حامد ملک‌پور است.

  • «فرانکنشتاین» وارد سالن اصلی تئاتر شهر شد

    «فرانکنشتاین» وارد سالن اصلی تئاتر شهر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاتر شهر، نمایش «فرانکنشتاین» که بر اساس رمان مشهوری به همین نام نوشته مری شلی و کارگردانی ایمان افشاریان از روز چهارشنبه ششم آذر در سالن تازه نوسازی و تجهیز شده اصلی مجموعه تئاتر شهر اجرای خود را آغاز کرد.

    در این نمایش که ساعت ۲۰ هر روز غیر از شنبه ها به مدت زمان ۹۰ دقیقه روی صحنه می رود،  پژمان جمشیدی، بانیپال شومون، آناهیتا افشار، محمد پویا، سوده شرحی، سیاوش میری، حامدابریشمی، امید رضایی، فرید کیامرثی، محمد حقیقی پور، مهدی روحانی، مجتبی نصرت، سعید زینلی، حسین آیرمی، مبین تقوی، توحید لواسانی، امین رجایی و پویا نجفی به عنوان بازیگر حضور دارند.

    نمایش «فرانکنشتاین» روایت دانشمند جاه‌طلبی است که با استفاده از کنار هم قرار دادن تکه‌های بدن مردگان و اعمال نیروی الکتریکی، جانوری زنده به شکل یک انسان و با ابعادی اندکی بزرگ‌تر از یک انسان معمولی می‌سازد. موجودی با صورتی مخوف و ترسناک که بر همه جای بدنش رد بخیه‌های ناشی از دوختن به چشم می‌خورد. این موجود تا بدان حد وحشتناک است که همگان، حتی خالقش از دست شرارت‌های او فرار می‌کنند. هیولایی که خالقش نیز نمی‌تواند آن را کنترل کند و خود مقهور آن می‌شود.

    دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: ماهان حیدری تهیه کننده، نورالدین حیدری ماهر مجری طرح، وسیقی و طراحی صدا: آنکیدو دارش، طراح گریم: ماریا حاجیها، طراح صحنه: ایمان افشاریان، طراح لباس: سوده شرحی، طراح نور: صبا کسمائی، مشاور طراح حرکت: کامیار صالح پور، طراح لوگو: معین شافعی، طراحان پوستر: علیرضا چمک، محسن اعتمادی فر، شاعر: رسول ادهمی، عکاس: حانیه زاهد، فیلمبردار پشت صحنه: علی قره داغی، ساخت تیزر: تیزر باز (‌نیما ممتاز)، نریشن: محمدرضا علیمردانی، بافت مو: علی اعرابی، مدیر رسانه: علی پاکزاد، دستیار کارگردان و برنامه ریز: محمدرضا آل طاها، منشی صحنه: شیما مرادی، مدیر صحنه: حامد ابریشمی، معین زارعیان، کیان اسماعیلی، دستیاران لباس: شعله عطایی نژاد، مریم عشقی.

    برای کسب آخرین اطلاعات و اخبار تئاتر شهر به سایت این مجموعه به آدرس www.teatreshahr.com و کانال تلگرام Tehran_city_theater@ مراجعه کنید.

  • ضرورت آموزش تئاتر از مقطع ابتدایی به دانش آموزان بررسی می شود

    ضرورت آموزش تئاتر از مقطع ابتدایی به دانش آموزان بررسی می شود

    به گزارش خبرنگار مهر، دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری روز شنبه ۹ آذر اولین نشست از سلسله نشست های آسیب شناسی تئاتر کشور با عنوان «مکث و درنگ» را با موضوع «ضرورت آموزش تئاتر از مقطع ابتدایی به دانش آموزان به مثابه یک نیاز جدی» را برگزار می کند.

    این نشست با حضور بهروز غریب پور و منوچهر اکبرلو به عنوان سخنران برگزار می شود و مدیر اجرایی آن نیز سینا ییلاق بیگی است.

    نشست «ضرورت آموزش تئاتر از مقطع ابتدایی به دانش آموزان به مثابه یک نیاز جدی» ساعت ۱۷:۳۰ در سالن اوستای حوزه هنری برگزار و حضور برای عموم آزاد است.

  • سومین جشنواره تئاتر استانی اروند به ایستگاه آخر رسید

    سومین جشنواره تئاتر استانی اروند به ایستگاه آخر رسید

    به گزارش خبرنگار مهر، مجتمع فرهنگی و هنری خلیج فارس خرمشهر چهارشنبه شب میزبان هنرمندان و هنردوستانی بود که دور هم جمع شده بودند تا ضمن شناخت نفرات برگزیده بخش های مختلف سومین جشنواره تئاتر استانی اروند، ساعاتی را در کنار یکدیگر به شادی و شعف سپری کنند، شادی کسب موفقیت برای هنرمندانی که معتقد بودند پس از قرار گرفتن شهرهای آبادان و خرمشهر در محدوده منطقه آزاد اروند، تنها نام اروند است که شایسته بر زبان آوردنش برای مردمان این دیار است.

    معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان منطقه آزاد اروند در این آئین گفت: ما مدیون شهدایی هستیم که هنرمندانه و با فدا کردن جانشان، امنیت را به مملکت هدیه کردند تا امروز ما بتوانیم در مرزی ترین شهرها چنین جشنواره هایی را با امنیت کامل برگزار کنیم.

    قدرت الله طمیمیان افزود: تئاتر از جمله هنرهایی است که می تواند نقش مهمی در زندگی ما داشته باشد تا بتوانیم از این طریق راه مثبت و خوب زندگی کردن را یادبگیریم.

    وی خطاب به هنرمندان حاضر در سالن اظهار کرد: شما نقش آفرینان عرصه تئاتر رسالت خطیری را بر عهده دارید تا کمک کنید به اینکه مردم خوب زندگی کنند، از تمامی دست اندرکاران این جشنواره و گروه‌های نمایشی قدردانی می کنم و امید می رود تا شاهد چنین رویدادهایی باشیم که حاصل جهد و تلاش شماست.

    در ادامه این آئین و در بخش ویژه ضمن قدردانی از تلاش معاون فرهنگی و اجتماعی منطقه آزاد اروند از خانواده مرحوم محسن حاتمی نژاد و مرحوم جانباز عبدالحسین قلی پور از پیشکسوتان عرصه هنر نمایش با اهدای قابی از تمثال این دو پیشکسوت قدردانی شد.

    در بخش دیگری از این آئین با تقدیر از هشت گروه راه یافته به بخش اجرای صحنه ای شامل «بوی خاکستر»، «لگاح»، «یک اتفاق ساده»، «نامه هایی که از مردگان می رسید»، «نامه هایی به دخترم سهراب»، «شلب»، «مرگ معکوس» و «چشم آبی سگ» از تلاش «عبدالرضا ثامری»، «مرتضی شاه کرم» و «مهرداد بهراد» به عنوان هیئت داوران سومین جشنواره تئاتر استانی منطقه آزاد اروند قدردانی شد.

    در بخش تقدیر ویژه؛ هیئت داوران ضمن اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی به عبدالله حلیات به سبب استمرار حضور و تاثیرگذاری بر جریان تئاتر منطقه از دو بازیگر کودک و نوجوان محمد مهدی درویشی (نمایش بوی خاکستر) و الهه مزرعه (نمایش لگاخ) و بازیگر نوجوان ایلیا بعنونی نژاد برای نقش آفرینی در نمایش نامه هایی به دخترم سهراب با اهدای لوح تقدیر قدرانی کردند.

    هیئت داوران هیچ اثری را در بخش طراحی بروشور حائز کسب رتبه ندانستند.

    در بخش موسیقی هیئت داوران با قدردانی و اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی به گروه موسیقی نمایش لگاح، هیچ اثر موسیقیایی را حائز کسب رتبه ندانستند.

    در بخش طراحی نور هیئت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی به امین خالدی نورپرداز نمایش نامه هایی که از مردگان می رسید، قدردانی کرد اما سعید فیوضی نورپرداز نمایش نامه هایی به دخترم سهراب با دریافت دیپلم افتخار، جایزه نقدی و تندیس جشنواره از سوی هیئت داوران به عنوان نفر برگزیده این بخش معرفی شد.

    در بخش طراحی و انتخاب لباس هیئت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی به شبنم زیرک قشقایی برای نمایش چشم آبی سگ قدردانی کرد و مریم مردانی طراح لباس نمایش شلب با دریافت دیپلم افتخار، جایزه نقدی و تندیس جشنواره به عنوان برگزیده این بخش معرفی شد.

    در بخش طراحی صحنه نیز هیئت داوران با قدردانی از حسین ذوالفقاری و حمید بقایی برای نمایش شلب و اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی به وی، علی حیدری طراح صحنه نمایش نامه هایی به دخترم سهراب را با اهدای دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به عنوان برگزیده این بخش معرفی کرد.

    در بخش بازیگری زن؛ آمنه پورحسینی برای نمایش لگاح، تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی گرفت و سوم شد، جایگاه دوم بازیگری زن نیز به طور مشترک به هاجر جان نژاد برای بازی در نمایش نامه هایی که از مردگان می رسید و طیبه نیک آزاد برای بازی در نمایش چشم آبی سگ رسید و تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی را دریافت کردند، عنوان بازیگری اول زن نیز به الهام چاسبی برای اجرایش در نمایش چشم آبی سگ رسید و تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی را دریافت کرد.

    در بخش بازیگری مرد؛ هیئت داوران از سهراب منصوری برای بازی در نمایش چشم آبی سگ با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی قدردانی کردند، جایگاه سومی بازیگری مرد به طور مشترک به مهدی گرنافی نژاد برای بازی در نمایش یک اتفاق ساده و علی عباسیه برای بازی در نمایش مرگ معکوس رسید، عبدالرضا سواعدی برای بازی در نمایش چشم آبی سگ جایگاه دومی را از آن خود کرد و تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی را گرفت و امین مطورچی برای بازی در نمایش شلب اول شد و تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی را دریافت کرد.

    در بخش کارگردانی؛ هیئت داوران با قدردانی از ندا اعتمادی کیا برای نمایش نامه هایی که از مردگان می رسید به وی لوح تقدیر و جایزه نقدی اهداء کردند، جایگاه سومی کارگردانی با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی به شبنم زیرک قشقایی برای نمایش چشم آبی سگ رسید، حمید بقایی نیز برای نمایش شلب با دریافت لوح تقدیر و جایزه نقدی دوم شد و جایگاه نخست کارگردانی به علی حیدری برای کارگردانی نمایش نامه هایی به دخترم سهراب رسید و تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی را دریافت کرد.

    در بخش نمایش نامه نویسی؛ نیز جایگاه سوم به طور مشترک به عبدالرضا سواعدی برای نمایش یک اتفاق ساده و حسین ذوالفقاری برای نمایش شلب رسید و لوح تقدیر و جایزه نقدی گرفتند، علی حیدری و طیبه نیک آزاد نیز برای نوشتن نمایش نامه هایی به دخترم سهراب جایگاه دوم را به دست آوردند و لوح تقدیر و جایزه نقدی دریافت کردند اما هیئت داوران در این بخش هیچ نمایش نامه ای را حائز کسب رتبه نخست ندانستند.

    هیئت داوران بدون قید اولویت دو نمایش، نامه هایی به دخترم سهراب از آبادان و شلب از خرمشهر را به عنوان آثار برگزیده برای معرفی به دبیرخانه جشنواره بین المللی تئاتر فجر معرفی کردند.

  • معرفی اعضای هیأت مدیره کانون روابط عمومی و تبلیغات تئاتر

    معرفی اعضای هیأت مدیره کانون روابط عمومی و تبلیغات تئاتر

    به گزارش خبرگزاری مهر، پس از معرفی کانون روابط عمومی و تبلیغات تئاتر خانه تئاتر به‌عنوان کانونی مستقل، انتخابات هیات‌مدیره این کانون، پنجشنبه ۲۳ آبان در سالن مهین اسکویی خانه تئاتر برگزار شد.

    بعد از اعلام کاندیداتوری تعدادی از اعضا، انتخاب هیأت رئیسه و معرفی کاندیداها، رای گیری صورت گرفت و نتیجه به شرح ذیل اعلام گردید:

    از ۹ نفر کاندیدای هییت مدیره و ۴ نفر کاندیدای بازرسی برای این کانون؛ هیأت مدیره این کانون (به ترتیب الفبا) عبارتند از امیر پارساییان مهر، سارا حدادی، ایلیا شمس، زینب لک، محمد وفایی و امیر قالیچی (علی البدل) و بازرس اصلی: مریم رودبارانی.

    کانون روابط عمومی و تبلیغات تئاتر خانه تئاتر پس از رای‌گیری تیم هیأت مدیره پنجشنبه ۲۳ آبان، به‌عنوان کانونی جدید معرفی شدند.

    در این مراسم از میان ۴۵ نفر رای دهنده، فعالان اصناف‌های مختلف تئاتر (مدیران روابط عمومی، مشاورین رسانه ای، مدیران تبلیغات مجازی و محیطی، مدیران کمپین های تبلیغات ، بازاریابان تئاتر و …) حضور داشتند.

    زمان برگزاری مجمع عمومی این کانون متعاقبا اعلام می شود.

  • «فیلادلفیا من دارم میام» به صحنه می‌رود

    «فیلادلفیا من دارم میام» به صحنه می‌رود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش، «فیلادلفیا من دارم میام» به نویسندگی برایان فریل و کارگردانی الهام صحت از ۷ آذر ساعت ۱۹ در سالن شماره‌ ۲ تماشاخانه سپند به صحنه می‌رود.

    در این اثر نمایشی سامان ارسطو، سوسن پرور، مجتبی رجبی، کیوان ساکت اف، مسعود سالاری، پدرام عزیزی، غزال گل محمدی، شیماء ملکیان، صادق ملکی به ایفای نقش می‌پردازند.

    از دیگر عوامل نمایش می‌توان به تهیه کننده: مهدی سلطانی، مترجم: غزاله جهان بین، مجری طرح: ایمان یزدی، طراح صحنه: پوریا اخوان، طراح لباس: ندا تمیمی، طراح گریم: سهیل گروسی، مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه ای: سیدمحمدصادق سیادت، طراح پوستر و بروشور: سعید طاهر نژاد، دستیار کارگردان: عرفان توانا، منشی صحنه: بهارک بیات، مدیر صحنه: امیر مهدی سعیدی، دستیار لباس: ریحانه احمدی، تیرز: نادر افلاکی، عکاسان: مهداد هوشیاری، سجاد نورالهی، داریوش ادهمی اشاره کرد.

    این نمایش اثری کمدی اجتماعی است و در خلاصه آن آمده است: گار پسر خانه می خواهد از ایرلند به آمریکا مهاجرت کند و پیش خاله خود زندگی کند اما میان رفتن و ماندن گیر افتاده و اگر کسی از اهل خانه به او بگوید نرو نمی رود اما هیچ کس نمی گوید.

    علاقه مندان به خرید بلیت این نمایش می‌توانند به سایت تیوال و یا گیشه تماشاخانه سپند به آدرس خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹ مراجعه کنند.

  • لیست بازیگران نمایش «ماسک» تکمیل شد

    لیست بازیگران نمایش «ماسک» تکمیل شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش، «ماسک» به نویسندگی مشترک ماهک مجد و بهزاد اقطاعی، کارگردانی بهزاد اقطاعی و تهیه کنندگی شادی بابایی از ۱۳ آذر در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه می رود.

    پیام امیرعبداللهیان، لیلا بلوکات، شهروز دل افکار، تینو صالحی، مهدی صباغی، نادر فلاح، نوید هدایت پور از جمله بازیگران این نمایش هستند.

    دیگر عوامل این نمایش عبارتند از مجری طرح: نورالدین حیدری ماهر، دستیار کارگردان و برنامه ریز: رها شیرازی، مدیر صحنه: مسعود رمضانی، منشی صحنه: الناز شهبازی، طراح صحنه: تینو صالحی، مشاور طراح صحنه: هادی بادپا، طراح نور: رضا خضرایی، طراح لباس: تاپ سلر، طراح حرکت: عاطفه تهرانی، آهنگساز: علی بابایی، طراح‌گرافیک و عکس: محمدصادق زرجویان، ساخت تیزر: محمد صادق زرجویان و علی غیاثوند، مدیر تبلیغات: مریم شریعتی، تبلیغات مجازی: گروه هنری پژواک.

    پیش فروش بلیت این نمایش از پنجشنبه ۷ آذر ساعت ۱۴ در سایت ایران نمایش آغاز می شود.

  • عواید ۲۰۰میلیون تومانی رپرتوارنمایشنامه‌خوانی برای روستای سیل‌زده

    عواید ۲۰۰میلیون تومانی رپرتوارنمایشنامه‌خوانی برای روستای سیل‌زده

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه‌ای این پروژه، شهریور امسال رپرتوار نمایشنامه‌خوانی گروه تئاتر گیتی در حمایت از مردم سیل‌زده شهر معمولان استان لرستان با سرپرستی روح‌الله جعفری و با مشارکت بیش از صد هنرمند در تماشاخانه سنگلج برگزار شد.

    رپرتواری که به گفته جعفری، از محل فروش بلیت به شکل همت عالی و همچنین حمایت معنوی شرکت هارمونی و حمایت مادی جمعیت امام‌رضایی‌ها، ۲۰۰ میلیون تومان عایدی داشته است که برای تجهیز کارگاه کارآفرینی بانوان شهر معمولان و مشارکت در بازسازی روستای بابازید صرف می‌شود.

    در این راستا، روح‌الله جعفری در قالب یادداشتی به ذکر جزئیات فروش این رپرتوار و حمایت‌های معنوی و مالی که از آن شده، پرداخته است.

    متن این یادداشت به شرح زیر است:

    «اگر جامعه‌ای از داشتن آرمان و همچنین از ترویج و دمیدن روح حمایت از هم‌نوع در آن برای رسیدن به فردایی بهتر تهی شود، لاجرم تن به فرو غلتیدن به جامعه‌ای می‌دهد که راضی به وضع موجود و متزلزل و ناکارآمد و عقیم است و در نهایت به سرنوشت روزمرگی دچار خواهد شد.

    گروه تئاتر گیتی در تمام سال‌های فعالیت خود، ‌حمایت از هم‌نوع را به‌عنوان یک ارزش و سرمایه فرهنگی در دستور کار خود قرار داده است. گروه با برگزاری رپرتوارهایی که به نیت کار خیرخواهانه انجام می‌دهد، قصد ترویج گفتگو را در جامعه‌ای دارد که هنوز برای رسیدن به دموکراسی در حال هزینه دادن است.

    با توجه به جاری شدن سیل ویرانگری که در آغازین روزهای سال جاری، تعداد زیادی از هموطنان عزیز و نجیب ما را در کشور دچار خسران مادی و معنوی کرد، گروه بر آن شد تا با همکاری بیش از صد هنرمند با اخلاق و کاربلد، «رپرتوار نمایشنامه‌خوانی گروه تئاتر گیتی در حمایت از مردم سیل‌زده شهر معمولان، استان لرستان» را در حمایت از این عزیزان برگزار کند و تمامی عواید مادی برنامه را به این مهم اختصاص دهد.

    در این رپرتوار در طی ۱۰ روز به‌ ترتیب ۱۰ نمایشنامه «تاجماه» از فریده فرجام، «بلبل سرگشته» علی نصیریان، «قصه طلسم حریر و ماهی‌گیر» علی حاتمی، «سگی در خرمن‌جا» نصرت‌الله نویدی، «حالت چطوره مش‌رحیم؟» اسماعیل خلج، «گلدونه‌خانوم» اسماعیل خلج، «گمشدگان» بهرام بیضایی، «آسیدکاظم» محمود استادمحمد، «شاپرک خانم» بیژن مفید و «لبخند باشکوه آقای گیل» اکبر رادی خوانش شد.

    گروه برای برگزاری این رپرتوار ۱۲۰ روز زمان صرف کرد تا بتواند خوانش این نمایشنامه‌ها را به بهترین شکل ممکن انجام دهد.

    این رپرتوار از ۳۱ مرداد تا ۹ شهریور ۱۳۹۸ به مدت ۱۰ روز در تماشاخانه سنگلج برگزار شد. با توجه به ظرفیت تعداد صندلی تماشاخانه سنگلج که ۲۳۶ عدد است، قیمت فروش هر بلیت ۲۰ هزار تومان، البته به شکل همت عالی در نظر گرفته شد. با حمایت و پشتیبانی همه‌جانبه مردم، همه بلیت‌ها به وسیله آنها از طریق سایت تیوال خریداری شد.

    در برگزاری این رپرتوار، شرکت «هارمونی» به‌عنوان حامی معنوی در کنار گروه تئاتر گیتی قرار گرفت و با صمیمیت، هر آنچه در توان داشت به این کار عام‌المنفعه اختصاص داد. همچنین جمعیت امام رضایی‌ها نیز با تمام توان و امکانات مردمی که در اختیار دارد، با ما برای حمایت از هم‌نوع در این راه، همراه شد. مبلغی که از فروش بلیت‌ها و البته حمایت مردمی که به‌صورت همت عالی در این ۱۰ شب به دست آمد، «۵۵ میلیون تومان» بود که از این مبلغ، ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده کسر شد.

    به‌عنوان سرپرست گروه تئاتر گیتی و کارگردان این رپرتوار، تلاش و پیگیری زیادی کردم که ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده از بلیت‌ها کسر نشود، اما گویا برای مدیران و مسئولان دولتی مربوطه، انجام کار خیر و عام‌المنفعه معنایی ندارد و چون دغدغه این قِسم از کارها را ندارند، به‌هیچ وجه حاضر نشدند که از گرفتن این مبلغ هرچند ناچیز، در راستای حمایت از هم‌نوع چشم‌پوشی کنند.

    جمعیت امام رضایی‌ها در راستای هدفی که گروه تئاتر گیتی در برگزاری این رپرتوار داشت، مبلغ «۱۴۵ میلیون تومان» را به این مهم اختصاص داد. ماحصل مبلغ جمع شده از این رپرتوار، «۲۰۰ میلیون تومان» است.

    بلافاصله بعد از برگزاری رپرتوار، به همراه تنی چند از اعضای گروه و جمعیت امام‌رضایی‌ها به استان لرستان رفتیم.

    در آن سفر، بعد از بازدیدی که از محل‌های آسیب دیده از سیل ویرانگر داشتیم، با اخذ تصمیم جمعی اعضای گروه، به این نتیجه رسیدیم که مبلغ جمع‌شده را برای حمایت از «تجهیز کارگاه کارآفرینی بانوان شهر معمولان» و همچنین برای مشارکت در «بازسازی روستای سیل‌زده بابازید از توابع شهرستان پل‌دختر» اختصاص بدهیم. سپس مبلغ جمع شده را در اختیار جمعیت امام‌رضایی‌ها قرار دادیم تا کارهای لازم را در این خصوص انجام دهند.

    داشتن حمایت و اعتماد مردم، سرمایه گران‌قدری برای گروه تئاتر گیتی در انجام کارهای عام‌المنفعه است که قدر این سرمایه ارزشمند را با همه وجود می‌دانیم. خداوند را شاکرم که این رپرتوار با استقبال از سوی مردم و حمایت و اعتماد آنها به ما، و نه مدیران و مسئولان دولتی، برگزار شد.

    از همه عزیزانی که در این رپرتوار با من و ما همراه شدند تا بار دیگر بتوانیم عشق‌ورزیدن به هم‌نوع را معنا کنیم، تشکر می‌کنم و قدردان مهر و محبت بی‌دریغ و خالص و پاک و ناب آنها هستم.»

  • «شهدا زنده هستند» را بدون شعار نشان دادیم/ اجرا بدون «تحلیل متن»

    «شهدا زنده هستند» را بدون شعار نشان دادیم/ اجرا بدون «تحلیل متن»

    خبرگزاری مهر-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ نمایش «برگشتن» نوشته خیرالله تقیانی‌پور و کارگردانی حسین مسافرآستانه این روزها در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر میزبان علاقه مندان به هنرهای نمایشی است. به بهانه اجرای این نمایش حسین مسافرآستانه کارگردان و شیرین بینا، فاطمه رادمنش و علی غابشی سه نفر از بازیگران این اثر نمایشی مهمان خبرگزاری مهر بودند و درباره این اجرا و پروسه تمرین و آماده‌سازی کار صحبت کردند.

    در بخش اول این گفتگو مباحثی درباره مضمون اثر، دغدغه‌های اجتماعی آن و تلاش کارگردان و گروه نمایش برای اینکه ارزیابی و قضاوت را به دست مخاطب بسپارند و همچنین سبک و شیوه تولید اجرا و اینکه چگونه بازیگران به سبک و شیوه مدنظر کارگردان در پروسه تمرین رسیده‌اند، مطرح شد.

    در بخش دوم از این گفتگو بیشتر به شیوه اجرایی و نوع میزانسن متفاوت نمایش پرداخته شد و کارگردان و بازیگران توضیح دادند که چگونه این شیوه روایت و فضای ذهنی که برای تماشاگران کمی ناآشنا است به روایت بهتر مضمون اثر کمک کرده است.

    بخش دوم از گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل نمایش «برگشتن» را در ادامه می‌خوانید:

    * شکل و شمایل اجرا از میزانسن گرفته تا طراحی صحنه و فضاسازی‌ها در «برگشتن» نشان می‌دهد که کار به‌صورت کارگاهی شکل گرفته است؛ در مورد این پروسه نیز توضیحی بدهید.

    مسافرآستانه: این نمایش در تمرین‌ها و با اتودهایی که زده شده شکل گرفته است و در واقع می‌توان نام کارگاهی را بر آن گذاشت. ما از قبل نقشه مشخصی را طراحی نکردیم بلکه در طول تمرینات به این نقشه رسیدیم. البته از قبل می‌دانستیم قرار است در چه مسیری قرار بگیریم به این معنی که هدف‌مان را می‌شناختیم، در مبدا هم که قرار گرفتیم و مقصد را هم می‌دانستیم اما چگونگی رسیدن به این هدف را در طول تمرین پیدا کردیم.

    اگر این تیم و این گروه بازیگران نبودند با همه آنچه که از قبل برای خودمان مشخص بود شاید به یک نتیجه و اجرای دیگر می‌رسیدیم. همانطور که خود بازیگران هم اشاره کردند در اجرا همه امکانات از آن‌ها گرفته شده بود و حضورشان در این نمایش نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای داشت. چه بازیگران کودک نمایش یعنی طاها و ماهان عابدی و چه پونه شاملو و دیگر بازیگران نمایش که نقش‌های اصلی را برعهده داشتند اگر نبودند این اثر نمایشی به این شکل آماده اجرا نمی‌شد.

    مساله‌ای که همیشه برای اینکه بازیگران کم بازی کنند، مدنظر ما قرار داشت این بود که هیچ چیزی را به مخاطبان تحمیل نکنیم، چون نکته‌ای که در آثار اینچنینی وجود دارد این است که معمولا در اجرا مانیفستی را به تماشاگران القا می‌کنند، در حالی که مخاطب خیلی زود متوجه این مساله می‌شود و سریع هم نسبت به آن گارد می‌گیرد. حتی اگر قرار است ما درست‌ترین حرف جهان را به زبان بیاوریم باید ابتدا زمینه مناسب برای پذیرش آن حقیقت را ایجاد کنیم، نه آنکه آن حقیقت را به شکل شعار بیان کنیم. وقتی به شعار متوسل می‌شویم مخاطب آن مطلب را پس می‌زند. از آنجایی که این نمایش نمی‌خواهد هیچ چیزی را به مخاطبش تحمیل کند تماشاگر می‌فهمد که مورد احترام قرار گرفته و کار به مذاقش خوش می‌آید.

    مسافرآستانه: شعار دادن متعلق به صحنه تئاتر نیست بلکه در تئاتر ما تماشاگر را به عنوان یک عنصر فعال دعوت می‌کنیم و او پا به پای نمایش جلو می‌آید، می‌اندیشد و به نتیجه می‌رسد. در این نمایش نیز تمام تلاشمان این بود که بازیگران احساسی بازی نکنند تا این احساسات به تماشاگر تاویل پیدا نکندشعار دادن متعلق به صحنه تئاتر نیست، بلکه در تئاتر ما تماشاگر را به عنوان یک عنصر فعال دعوت می‌کنیم و او پا به پای نمایش جلو می‌آید، می‌اندیشد و به نتیجه می‌رسد. در این نمایش نیز تمام تلاشمان این بود که بازیگران احساسی بازی نکنند تا این احساسات به تماشاگر تاویل پیدا نکند. برای اینکه قرار نیست بازیگران این نمایش به مخاطبان بگویند به خاطر نوع بازی من ناراحت شوید. بازیگران نمایش، برعکس بازی می‌کنند اما با این وجود تماشاگران احساسی را که باید دریافت می‌کنند. امیدوارم ما بتوانیم با این نوع کارها حقایقی را که تبدیل به شعار شده است دوباره به فرهنگمان بازگردانیم.

    * آقای غابشی شما هم درباره این شیوه از بازیگری که با کنترل کامل احساسات به مخاطب ارائه می‌شود، صحبت کنید.

    غابشی: من قبلا هم با این شیوه کار کرده بودم و با آن آشنایی داشتم و برای بازی در نمایش نیز تنها یکبار از روی متن خواندم که آقای مسافرآستانه گفتند همین یکبار کافی است.

    * بازی شما می‌توانست خطرناک باشد و اگر زیاد به سمت طنز پیش می‌رفت مخاطب زده و نقش لوس می‌شد.

    غابشی: بله دقیقا درست است و من باید روی خط باریکی راه می‌رفتم. چون من می‌دانستم آقای مسافر آستانه از من چه می‌خواهد فقط یکبار متن را خواندم چون همه چیز در تمرین‌ها آماده بود هم میزانسن در طول تمرین‌ها شکل گرفت و هم در اتودها مشخص شد که من باید چکار کنم که در نهایت هم اتفاق خوبی افتاد. آقای مسافرآستانه به ما می‌گفت که ضدحس بازی کنیم و احساساتمان را برعکس بروز دهیم مثلا بازیگر به جای اینکه با بغض و اندوه بگوید مادرم مُرد با خنده این دیالوگ را می‌گوید. تماشاگر هم ممکن است بخندد اما لبخندش، لبخند تلخی است و بعدش به آن فکر می‌کند.

    رادمنش: روز اولی که آقای مسافرآستانه به ما گفت که هیچ ابزاری نباید برای بازی‌تان داشته باشید برای من سخت بود چون دوست داشتم مثلا یک استکان و نعلبکی دستم باشد و با دستانی لرزان دیالوگم را بگویم اما این اتفاق نیفتاد. در واقع ما به پیشینه اصلی یک بازیگر برگشتیم که تنها ابزار بازی او بدن و صدا و بیانش است و در نهایت هم این ایده اجرایی خیلی خوب گرفت و مخاطب هم آن را پذیرفت.

    * نگاه مینیمالیستی در نمایش جریان دارد و با پرده‌ای که بین مخاطب و صحنه نمایش کشیده شده به نوعی یک تصویر ذهنی تداعی می‌شود به شکلی که انگار این اتفاقات دارد در ذهن مخاطب می‌گذرد. درباره این فضاسازی و طراحی صحنه هم کمی توضیح می‌دهید و اینکه چگونه از ابتدا این ایده اجرایی شکل گرفت.

    مسافرآستانه: فرصت خوبی است که اینجا از منوچهر شجاع طراح صحنه نمایش تشکر کنم که کمک فکری بسیار خوبی به ما داد. نگاه من حتی زمانی هم که این توری به نمایش اضافه نشده بود بر این اساس بود که کار از پس یک ذهنیت شکل گرفته است. در این نمایش تنها در یک صحنه که در آن عزت که یک شهید است و در واقع عزت جامعه و خانواده است، می‌تواند از این پرده عبور کند و به جهان حقیقت وارد شود و نام «برگشتن» هم به همین دلیل روی نمایش گذاشته شده است چون برگشتن فقط به معنای تفحص و جستجوی شهدا نیست.

    مسافرآستانه: معتقدم شهدا چه کشف بشوند و چه نشوند بازهم در کنار ما حضور دارند. در این نمایش هم قرار است همین مساله به مخاطبان القا شود که مادر دارد لحظه به لحظه با عزت زندگی می‌کند و از نظرش عزت مفقود نیست و شهید نشده استمعتقدم شهدا چه کشف بشوند و چه نشوند بازهم در کنار ما حضور دارند. در این نمایش هم قرار است همین مساله به مخاطبان القا شود که مادر دارد لحظه به لحظه با عزت زندگی می‌کند و از نظرش عزت مفقود نیست و شهید نشده است. از پس همین ذهنیت و بدون اینکه شعار داده باشیم مفهوم اینکه شهدا زنده هستند به تماشاگران انتقال داده می‌شود. در بخشی از نمایش نیز درباره فراموش شدن مادران شهدا هشدار داده می‌شود. در این نمایش این نکته یادآوری می‌شود که مادران شهدا را یادمان رفته است در حالی که این عزیزان دارند در کنار ما در جامعه زندگی می‌کنند و ما حتی گاهی برخورد اهانت‌آمیزی با آن‌ها داریم.

    رادمنش: ما در این نمایش کلاً چیزی به اسم تحلیل متن و دورخوانی نداشتیم به همین دلیل من هنوز هم نمی‌دانم که نگاه نویسنده و کارگردان و دراماتورژ به متن چگونه بوده و شاید هم زاویه دید آن‌ها با من متفاوت باشد.

    * در «برگشتن» کمتر شاهد این هستیم که کاراکترها با هم دیالوگ مستقیم برقرار کنند و گفتمان‌ها در بزنگاه‌هایی و به شکل مونولوگ شکل می‌گیرد و فکر می‌کنم در بطن اثر و موضوع کلی نمایش هم همین جریان وجود دارد به این شکل که گفتمانی شکل نمی‌گیرد تا ۲ تفکر بتوانند به نقطه مشترک برسند و حرکتی را آغاز کنند.

    مسافرآستانه: در این نمایش بسیاری از حرف‌ها به جای اینکه به تماشاگر گفته شود با تماشاگر گفته می‌شود. این نگاه مخصوصا به سمت تماشاگر است تا حرف‌ها با او گفته شود. من به شدت مخالف این هستم که از آغاز، متن را بیاوریم و تحلیل کنیم چون معتقدم خود متن باید به ما بگوید که چه می‌خواهد چون وقتی ما تحلیل شخصیت را بازی کنیم تماشاگر خوشش نمی‌آید، ما باید موقعیت را بازی کنیم و فرصتی را که در آن قرار گرفتیم بازی کنیم، اما اگر معنی آن فرصت را بازی کنیم به نوعی توهین به تماشاگر است چون او قرار است خودش بفهمد.

    من به شدت مخالف تحلیل متن قبل از تمرین هستم. البته سال‌ها قبل این کار را می‌کردم اما در تجربه‌های اخیرم به این نتیجه رسیده‌ام که تحلیل متن اشتباه است، چون خود اجراها هستند که تحلیل‌ها را تغییر می‌دهند نه اینکه ما تحلیل را قبل از اجرا وارد کار کنیم. مثلا درست است که هملت تحلیل‌های متفاوتی دارد اما این تحلیل‌ها از دل دراماتورژی و اجراهای متفاوت بیرون می‌آید. بنابراین نگاه به این شکل است که قبل از شروع اجرا تحلیل متن را به بازیگرانم به اشتراک نمی‌گذارم.

    غابشی: در طول تمرین‌ها ما موقعیت‌های مختلف را اتود می‌زدیم و براساس آن کار را شکل می‌دادیم.

    بینا: برای من این نکته بسیار جالب است که هر شب که نمایش به صحنه می‌رود تحلیل و برداشت من نسبت به شب قبل فرق می‌کند. در واقع انگار کندوکاوی در من به عنوان بازیگر رخ می‌دهد که با توجه به حس و حال ما برداشتمان هم از متن فرق می‌کند. هر شب من برای اینکه ببینم خودم روی صحنه چه حس و حالی دارم شوق دارم و همین مساله باعث می‌شود که اجراها برای خود ما هم خسته کننده نباشد.

    * «برگشتن» به نوعی این نکته را برای مخاطب بازگو می‌کند که بیشتر تاثیرات جنگ روی زنان است؛ مادرانی که فرزندشان را از دست می‌دهند، همسری که شوهرش شهید می‌شود و دختری که پدرش را از دست می‌دهد و زندگی‌اش تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این نگاه را شما به عنوان کارگردان مدنظر داشتید یا اینکه نویسنده مورد توجه قرار داده بود.

    مسافرآستانه: باز هم بدون تحلیل این اتفاق رخ داد و ما تلاش کردیم تنها موقعیت این زن‌ها را به نمایش بگذاریم و قرار نبوده بگوییم حق کسی ضایع یا فلان زن مظلوم واقع شده است بلکه ما به‌ازاهایی را به نمایش گذاشتیم که در جامعه وجود دارند. این تماشاگر است که نگاه و برداشت خودش را دارد اما نمایش قرار نیست شعار دهد و نقد یا تایید شخصیتی را داشته باشد.

    مسافرآستانه: یکی از مسائل نادرستی که در جامعه داریم و تئاتر ما هم از آن تاثیر گرفته، این است که هر چیزی را قضاوت می‌کنیم. ما واقعاً خیلی تلاش کردیم که دراین نمایش موضع‌گیری نداشته باشیم و قضاوت نویسنده، کارگردان و بازیگر در آن وجود نداشته باشدیکی از مسائل نادرستی که در جامعه داریم و تئاتر ما هم از آن تاثیر گرفته، این است که هر چیزی را قضاوت می‌کنیم. ما واقعا خیلی تلاش کردیم که در این نمایش موضع‌گیری نداشته باشیم و قضاوت نویسنده، کارگردان و بازیگر در آن وجود نداشته باشد و تصور می‌کنم عامل اصلی موفقیت نمایش – البته اگر موفقیتی کسب کرده باشد – همین قضاوت نکردن است. 

    * شما نمایشنامه‌ای را از نویسنده‌ای کار کردید که خودش علاوه‌بر نویسنده بودن، کارگردان هم است و مطمئنا وقتی یک کارگردان متنی را می‌نویسند تحت تاثیر نگاه و زاویه دیدش به عنوان کارگردان نیز قرار دارد. برای کارگردانی نمایش با خیرالله تقیانی پور چالشی نداشتید؟

    مسافرآستانه: تقیانی‌پور یا به خاطر لطفی که به من دارد یا هر دلیل دیگری واقعا دخالتی در کار نکرد و به نظر من به عنوان یک نویسنده ایثار کرده که گذاشته ما هرکاری می‌خواهیم با متنش بکنیم و باید از او تشکر کنم. اعتقادم این است که کارگردان ابزار فکر نویسنده نیست و خودش هنرمند است. متن نویسنده می‌تواند چاپ شود و هزاران نفر آن را بخوانند اما اگر قرار باشد یک کارگردان متن نویسنده‌ای دیگر را اجرا کند باید کاری کند که متن از آنِ خودش شود. همین مساله است که پویایی تئاتر را معنی می‌بخشد اما اگر همه بخواهند همانطور که نویسنده می‌خواهد کار کنند پس برای هر متن یک اجرا کافی است.

    نویسنده معمولا روی متنی که نوشته تعصب دارد و متاسفانه این مساله یک سنت است اما این سنت در نگاه مدرنیته و دنیای امروز تئاتر جایی ندارد چون متن متعلق به نویسنده است اما اجرا متعلق به کارگردان است و در این نمایش هم خیرالله تقیانی پور بسیار به ما لطف کرد. در این اجرا نقش مرتضی شاه‌کرم به‌عنوان دراماتورژ بسیار تعیین‌کننده است و ما با همفکری هم روی اجرایی که اکنون می‌بینید توافق داشتیم و با همراهی و همفکری هم با این اجرا رسیدیم.

    رادمنش: این آزادی در اضافه یا حذف کردن دیالوگ‌ها در طول تمرینات نیز با بازیگران چه از طرف آقای آستانه و چه از طرف آقای شاه کرم داده می‌شد.

    مسافرآستانه: من اعتقاد دارم که بازیگر باید دیالوگ‌ها را از آن خود کند و اگر دیالوگی را دوست ندارد و احساس می‌کند، زیادی است باید بتواند آن را تغییر دهد. اگر دیالوگ مورد نظر تزیینی است که امکان حذف آن وجود دارد اما اگر هم مفهومی باشد من با تغییر آن موافقم اما آن مفهوم را از دست نمی‌دهم و در جای دیگری یادآوری اش می‌کنم. در نهایت من بازیگر را آزاد می‌گذارم که با استعداد و توانایی خودش بتواند نقشش را بسازد چون اگر به کاری وادارش کنم انگار با یک عروسک یا آدم آهنی طرف هستم. من نسبت به بازیگران شناخت دارم و توانایی هایشان را می‌دانم بنابراین خارج از آنچه که می‌دانم از آنها توقع ندارم و با هماهنگی با آن‌ها و قوت قلبی که به آنها می‌دهم توانمندی شان را به کمک می‌گیرم. البته نمی‌خواهم تئوری برخی از بزرگان تئاتر که بازیگر را به‌عنوان ابرعروسک می‌بینند زیر سوال ببرم اما در شیوه کارگردانی‌ام اعتقادی به این نظریات ندارم.

    * موسیقی نمایش، موسیقی به جایی است و برای خودش کاراکتر دارد اما در راستای فضاسازی نمایش پیش می‌رود و در ذهن مخاطب می‌ماند.

    مسافرآستانه: احمد صمیمی موسیقی نمایش را طراحی کرده که به کمک سجاد محمدزاده موسیقی را در صحنه اجرا می‌کنند. ما همان بحث‌هایی را که با بازیگران داشتیم با گروه موسیقی هم داشتیم چون ابتدا آن‌ها علاقه‌مند بودند که ملودی‌های خاصی را بنوازند اما برایشان توضیح دادم که موسیقی متفاوتی که خارج از نمایش تعریف داشته باشد، نمی‌خواهیم. کلا نگاه من به موسیقی تئاتر اینگونه نیست که موسیقی نمایش یک اثر کامل باشد چون در این صورت به صورت یک کار کامل خارج از اجرا قابل شنیدن است که درست نیست چون موسیقی باید بتوان به عنوان یکی از عناصر درام انجام وظیفه کند. موسیقی‌های آشنایی درباره فضای جنگ خارج از تئاتر وجود دارد اما در این نمایش نخواستیم از هیچ کدام از آن‌ها استفاده کنیم.

    * در مورد میزانسن نمایش و خطی بودن آن نیز توضیح می‌دهید چون این خطر وجود داشت که مخاطب سردرگم شود و داستان را گم کند.

    رادمنش: برای من این نوع میزانسن از روز اول خیلی سخت بود و می‌گفتم مگر می‌شود بازیگرها بدون این که با هم حرف بزنند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند اما در ادامه و در طول تمرینات این فرم برای من در عین اینکه سخت بود خیلی هم دلچسب شد. چون کار سختی است که شخصی را نبینید اما تخیل کنید که دارید او را می‌بینید و نقشتان را همانقدر واقعی ایفا کنید که انگار آن آدم جلو من است. من به عنوان بازیگر این کار برایم بسیار سخت بود اما به این فکر کردم که این کار هم می‌تواند مثل سینما باشد که دوربین جای پارتنر را می‌گیرد. من طرفدار کار رئالیستی هستم اما بعد دیدم این کار ویژگی جذاب تری دارد و کارهای رئالیستی که همیشه کار می‌شود و من هم به وفور تجربه چنین اجراهایی را دارم بنابراین خیلی سخت اما کم کم این شیوه اجرایی برای ما تبدیل به عادت شد و آن را یاد گرفتیم و هضمش کردیم که بعدها برایمان دلچسب هم شد.

    غابشی: این شیوه روایت مثل زندگی الان ما هم است. مثلا همه ما داریم با هم حرف می‌زنیم و الان همه شما دارید به من نگاه می‌کنید اما من به شما نگاه نمی‌کنم. در زندگی امروزی این اتفاق جریان دارد و افراد بدون ارتباط چشمی با هم حرف می‌زنند. کاراکترها نیز در این نمایش با یکدیگر ارتباط دارند اما وارد دنیای هم نمی‌شوند. من چون قبلا به این شیوه کار کرده بودم مشکلی نداشتم و راحت با آن کنار آمدم.

    بینا: من چندسال قبل اجرایی را با این شیوه در تالار مولوی دیده بودم که خیلی خیلی برایم جذابیت داشت و این کار آنقدر زیبا اجرا شد که هیچ گاه از یادم نخواهم رفت و آرزو داشتم که‌ای کاش فرصت بازی در چنین اثری برای من هم فراهم شود که خوشبختانه این اتفاق افتاد و زمانی هم که بازی در این نمایش به من پیشنهاد شد ابتدا احساس کردم که متن مثل آثار دیگری است که در این زمینه تولید شده اما وقتی که برایم توضیح دادند قرار است کار به شیوه مینیمال و استیلیزه کار شود، ترغیب شدم که در نمایش بازی کنم. این شیوه میزانسن برای مخاطب جذابیت بصری ایجاد می‌کند و همین مساله نیز برای من ایده آل بود.

    مسافر آستانه: شاید بارها و بارها درباره موضوع نمایش و کاراکترهای آن نمایشنامه نوشته شده و به شکل‌های گوناگون درباره شان صحبت شده است اما این بار مساله مورد نظر با نگاه دیگری نوشته و اجرا شده که تکراری نیست. شاید موضوع، موضوع آشنایی باشد اما شکل تازه‌ای از اجرا را شاهد هستیم. معتقد هستم هر حرفی را که در هنرهای نمایشی می‌زنیم، چیزی نیست که قبلا نگفته باشند اما مهم این است حرف‌هایی که به هر ضرورت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… می‌خواهیم بزنیم به شکلی ارائه دهیم که جذاب باشد. تمام تلاش ما این بوده که مخاطبان شکل تازه‌ای از اجرا ببیند و برای دیدن این شکل تازه از اجرا، شیوه تکراری میزانسن و ارتباط کاراکترها با هم را تغییر دادیم؛ اتفاقی که این روزها در ارتباط بین افراد هم شاهدش هستیم و مردم با وجودی که سرشان در موبایل هایشان است با یکدیگر درباره مسائل مهم صحبت می‌کنند.

    این نمایش با تنیده شدن ذهینت در عینیت و خیال و واقعیت در هم و برعکس تنظیم شده است از همین‌رو چنین میزانسنی را می‌طلبیده است و ما نیز باید این مساله را به شیوه تازه‌ای بیان می‌کردیم که همین شیوه تازه ارزش حرفی را که می‌خواستیم بزنیم، دوچندان می‌کند.

    متاسفانه این روزها تئاتر جدی کار کردن خیلی سخت شده است. مساله این است که آیا ما باید برای اینکه تماشاگرمان را نگه داریم به هرکاری دست بزنیم یا اینکه هرجنبه هنری را که در توانمان است به کار بگیریم تا مخاطب جذب شود. این دو مساله با یکدیگر تفاوت بسیاری دارد اما متاسفانه جریان به هر کاری دست بزنیم تا مخاطب را نگه داریم خیلی در تئاتر ما شایع شده و این اصلا برای جامعه تئاتر ما خوب نیست.

    * اما متأسفانه این اتفاق به دلیل برنامه‌ریزی نادرست مدیران و هنرمندانی که خودشان به این کارها تن می‌دهند، در حال رخ دادن است.

    مسافرآستانه: بله درست است.

  • میزبانی سپند از نمایش «گرگ ها در آشپزخانه»

    میزبانی سپند از نمایش «گرگ ها در آشپزخانه»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «گرگ ها در آشپزخانه» بر اساس طرحی از مجتبی تهال و به کارگردانی آرمان شیرالی نژاد از ۱۰ آذر ماه ساعت ۲۱ در سالن شماره ۲ تماشاخانه سپند روی صحنه می رود.

    این نمایش درباره گروهی است که می خواهند دو نفر را به قتل برسانند و فردی می خواهد جلوی آنها را بگیرد.

    مجتبی بیات، آرین حیدری، شهریار فرد، محمد حسین ثمری، ساناز باقری، ساجده حمیدی، سعید صادقی، حسام صباغیان، ماهور جباری، احمد احمدی، ریحانه معصومی و محمد جواد زمانی در این نمایش ایفای نقش می کنند.

    سایر عوامل این نمایش عبارتند از مدیر پروژه: امیر شریعت، برنامه ریز و دستیار کارگردان: ساناز باقری، منشی صحنه: پریسا بلبل آبادی، طراح گرافیک: مهدی طالقانی، طراح صحنه و لباس: نسیم ملکی، طراح گریم: افسانه خلفی، طراح آواز و موسیقی: فراز بخشگویی، مشاور رسانه ای: فاطمه کشمیری، روابط عمومی: مریم رودبارانی.

    پیش‌فروش اینترنتی بلیت این نمایش از طریق سایت تیوال امکان‌پذیر است.