برچسب: دانشگاه

دانشگاه و درباره دانشگاههای دولتی و دانشگاه آزاد , university

  • قصه چند وجهی و غافلگیرکننده، در روزگار فقدان فیلمنامه ‌های جذاب

    از سوی دیگر، بعضی از مجموعه های نمایشی با وجود آغازی خوب و حتی شروع طوفانی، در میانه راه از جذابیت قصه شان کاسته شده و به نوعی یکنواختی و حالت خنثی رسیده اند و با ریزش مخاطب مواجه شده اند.

    بدون شک، قصه تکراری، سطحی، تک‌ بعدی، شعارزده، کلیشه ‌ای و با قابلیت حدس آسان پایانش توسط مخاطب، یکی از عوامل ناکام بودن بسیاری از آثار نمایشی در تلویزیون بوده است. بیننده در مواجهه با برخی از آثار نمایشی پخش شده، به راحتی می تواند پایان کار را حدس بزند و به همین دلیل، از تماشای اثر تا پایان کار منصرف شده و به سراغ فیلم و سریال دیگری می رود.

    این شب ها سریالی از شبکه آی فیلم در حال پخش است که به نظر می ‌رسد به خوبی توانسته است بر این معضل فائق آید و به مدد حضور نویسندگانی جوان و خلاق در مقام فیلمنامه نویس، قصه ای چند وجهی، لایه لایه، پر پیچ و خم و جذاب با سویه معمایی را در معرض دید مخاطبانش قرار دهد. «ملکاوان» به عنوان سریال جدید شبکه آی‌ فیلم نه تنها دست قصه اش از همان ابتدا برای مخاطب رو نیست که با خود قرار دارد تا در هر قسمت، یک شگفتی و غافلگیری را برای او رونمایی کند. تماشاچی ملکاوان که شاید در چند قسمت ابتدایی این سریال گمان می کرد که با همان قصه های معمولی در قالب دعوا و کشمکش عروس مظلوم و مادرشوهر بدجنس و پدرشوهر منفعل مواجه است، با عدد گرفتن قسمت های سریال، خود را با قصه ای پر از تعلیق، معما، پرسش و حدس های چندگانه طرف می بیند و از این بابت، هر شب مشتاق به نظاره قسمت جدید می‌ نشیند تا ببیند آخر و عاقبت اهالی ملکاوان را.

    به عبارت دیگر، قصه ملکاوان برخلاف غالب سریال های تلویزیون که از یک شروع طوفانی به آرامشی منفعالانه و خنثی می رسند، آرام آرام و در یک بستر حساب ‌شده اوج گرفته و از ریتم و ضرباهنگ تندی برخوردار می شود. مخاطب ملکاوان حالا و در قسمت های میانی سریال، هر شب با یک غافلگیری جدید مواجه است و در می یابد که نه این کاراکترها آنهایی هستند که از ابتدا گمان می برده و نه چرخ قصه قرار است بر طبق پیش‌ بینی و حدسیات او بچرخد. حرکت خلاقانه و از قبل طراحی شده قصه ملکاوان در میان چهار ژانر متنوع وحشت، معمایی، پلیسی و اجتماعی سبب شده که نه تنها بیننده احساس خستگی و دلزدگی نکند که بر عکس، با اثری جذاب و غافلگیرکننده مواجه باشد.

    شخصیت پردازی درست و منطقی کاراکترها به همراه بازیگران حرفه ای و کارگردانی مجرب، دست به دست هم داده تا ملکاوان به سریالی مقبول و محبوب برای مخاطبان تلویزیون تبدیل شود. احمد معظمی به عنوان کارگردان سریال، پس از تجربه ژانرهای متنوع و ساخت مجموعه های به نسبت پرمخاطبی همچون شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، جاده چالوس، سارق روح، ترور خاموش و… با ملکاوان نشان می‌ دهد که در ساخت آثار نمایشی با سویه معمایی- پلیسی به یک پختگی رسیده و متبحر شده است.

    قصه جذاب سریال ملکاوان حاصل کار گروهی سه نویسنده جوان شامل سمیه تاجیک، مریم بهاری و پویان طایفه است. همین نشانه، حجتی است برای اعتماد به نویسندگان جوان، تازه نفس، خلاق و با انگیزه. به نظر می ‌رسد تلویزیون در همکاری با فیلمنامه نویسان به یک خانه تکانی نیاز دارد و باید از بعضی نویسندگان قدیمی اش که به تکرار رسیده‌ اند دل بکند. گشودن راه ورود نویسندگان جوان، با انگیزه و البته خلاق به تلویزیون می تواند به سان دمیدن روح تازه در کالبد، جان جدیدی بدهد به سریال‌ ها و این آثار را از ملالت و کسالت که گاه به آن دچار می‌ شوند برهاند. اعتماد به جوانان همیشه کارساز بوده است.

    مخلص کلام این که، سریال ملکاوان با وجود برخورداری از مولفه ها و نقاط قوت متعدد و موثر در جذب مخاطب اما، در وهله اول توفیق خود را مدیون قصه و ژانر بکر، گیرا، خلاقانه و نوآورانه اش است. قصه حکم همان پاشنه آشیل را دارد در آثار نمایشی و ملکاوان از این منظر، اثری برخوردار و ممتاز است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «شنای‌پروانه» انگار نه انگار فیلم اول محمد کارت است

    در سینمای ایران معمولا دو راه وجود دارد که بتوانی اولین فیلم سینمایی‌ات را بسازی. یا باید دستیار کارگردان بوده باشی و یا نمونه کار موفقی به عنوان فیلم کوتاه و مستند داشته باشی. محمد کارت به خاطر بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی با راه اول بیگانه نبود و از طرفی دیگر به خاطر ساخت مستندهایش که همگی انواع و اقسام جوایز را گرفتند، به عنوان یک مستندساز خلاق هم مطرح شد. اما ماجرا وقتی خیلی جدی شد که فیلم کوتاه داستانی «بچه‌خور» را ساخت که در یک سال، تمام جوایز سینمایی ایران  را گرفت و حالا همه منتظر بودند که اگر قرار باشد اولین فیلم داستانی بلندش را بسازد، چه تجربه‌ای خواهد بود. کلکسیونی از بازیگران چهره و معتبر سینمای ایران، از جمله جواد عزتی، امیر آقایی، طناز طباطبایی، پانته‌آ بهرام و…. به عنوان بازیگر انتخاب شدند و رسول صدرعاملی که خود در سینمای اجتماعی فیلم‌های ماندگاری مثل «من ترانه پانزده سال دارم»، «گل های داودی» و… را ساخته، تهیه‌کنندگی کار را به عهده گرفت و داستانی که در جنوب شهر اتفاق می‌افتاد تا کنجکاوی‌ها و اشتیاق‌ها دو چندان شود. اما نتیجه فراتر از یک فیلم اول بود و همان ابتدا، غیر از بخش فیلم‌اولی‌ها، به بخش اصلی یعنی سودای سیمرغ راه یافت و بالاخره فیلم به نمایش درآمد. 
    فیلم در نگاه اول شبیه فیلم‌های مهم چند سال اخیر است که به جنوب شهر و معضلاتش پرداخته‌اند. از جمله «ابد و یک روز»، «متری شیش‌ونیم»، «مغزهای کوچک زنگ‌زده»، «سد معبر» و … اما محمدکارت سه برگ برنده متمایز نسبت به این فیلم‌ها داشت. اول اینکه شناخت دقیقی از طبقه مورد نظر دارد، چون خود نسبتا از همین طبقه بود و در آن زیست کرده بود، نه اینکه از دور دستی بر آتش داشته باشد، دوم اینکه خودش بازیگر توانایی است و طبعا همکاری با بازیگران را به شکل مطلوبی بلد است و سوم اینکه تهیه‌کننده‌ای داشت که به خوبی، بستر لازم برای ابراز توانایی کارت را فراهم سازد تا نتیجه، کاندید شدن فیلم برای سیمرغ در دوازده رشته و دریافت یکی از مهمترین جوایز جشنواره یعنی، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران بود.

    اما چه شد که این طوری شد؟  کارت از سینمای مستند می‌آمد و در اغلب کارهایش با معتادها و خرده‌لات‌ها سر و کار داشت و حالا فرصت لازم در دسترس بود تا نگاهی جامع‌تر و در عین حال جزئی‌نگرتر به سوژه مرکزی‌اش داشته باشد. یک روایت ملتهب و پرکشش و داستان‌گو که همین مقوله «داستانگویی» حلقه مفقوده اغلب فیلم‌های سینمای ایران است که در «شنای پروانه»، مهمترین قواعدش رعایت شد. یعنی ترسیم یک قهرمان، انگیزه‌هایش و اینکه کنش‌ها و واکنش‌هایش متقاعدکننده باشد.
    یک طراحی صحنه حساب شده، دوربینی که اغلب در مدیوم‌شات، می‌گذرد تا نفس مخاطب به نفس حجت (جواد عزتی) بند باشد. قهرمانی که باید ایستگاه‌های مختلفی را طی کند که هر کدام با خرده روایت‌های جذابی هم همراه می‌شدند و در نتیجه به رستگاری می‌رسند. گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌ها به موقع اتفاق می‌افتد و حجت دست مخاطب را می‌گیرد و به جاهایی می‌برد که کمتر دیده و شنیده است. خرده‌لات‌ها، گنده‌لات‌ها، قمه‌کش‌ها، مشروب‌فروش‌ها، قماربازها و … همگی اهل هزارجور قسم خوردن هستند و همگی قربانی شرایط پیرامون و کارگردان چون از سینمای مستند آمده، به خوبی تفسیر خلاقانه‌ای از واقعیت زندگی حجت‌ها و هاشم‌ها و … پیش روی مخاطب می‌گذارد و مخاطب باور می‌کند.
    بازی‌ها به حدی یک دست و منسجم ارائه شده‌اند که برای اولین‌بار در تاریخ جشنواره فجر می‌شد به گروه بازیگران فیلم سیمرغ داد. به خصوص به جواد عزتی که مانند نگینی در روایت فیلم می‌درخشد و فریادها و نجواها و بیم‌ها و هراس‌هایش را لمس می‌کنیم.
    تقطیع درست نماها به تعلیق روایت کمک می‌کند و با یک پایان‌بندی هوشمندانه، حجت داستان ما، خودش حجتی می‌شود برای روزگار ما و محمد کارت انگار نه انگار که اولین فیلم بلندش است و تجربه مقایسه کار او با فیلمسازان نسل‌های گذشته نشان داد که از جمله تازه نفس‌هایی است که هم به طور غریزی سینما را می‌شناسد و هم آگاهانه قواعد بازی را بلد است. بلد است از امیر آقایی طوری بازی بگیرد که تفکیکش از نقش دشوار باشد. یا پانته‌آ بهرام که لباس نقش دقیق برزانده اوست. زمان‌بندی درست اجرای هر پلان، هدایت درست بازیگران، توجه به جای برش‌ها هنگام فیلمبرداری، تدوینی که دلهره و واهمه تعقیب و گریزها را دو چندان می‌کند و … در نهایت تبدیل به فیلمی شدند که به راحتی می‌توان به آن به عنوان یک سند تصویری زنده از «زوال زیبای گل‌ها در گلدان» نگاه کرد. فیلمسازی که به پیرامونش نگاه نمی‌کند، بلکه جست‌وجو می‌کند، بلکه روشنگری می‌کند، بلکه دلسوز قربانیان داستانش است، حاصل کارش می‌شود فیلمی که هم منتقدان دوستش دارند که در اغلب نظرسنجی‌ها جزو فیلم‌های برتر قرار گرفت، هم مردم که جایزه‌اش را دریافت کرد و هم داوران که پنج سیمرغ به آن دادند، در حالی‌که جای خالی سیمرغ جواد عزتی و خود محمد کارت حس می‌شود.
    وقتی فیلمی در تمامی اجزا موفق باشد، طبیعی است که یک کارگردان خلاق و نکته‌سنج، پشت صحنه داشته. کارگردانی که طبق شنیده‌ها به شکل عجیبی فقط ۲۵روز  را  برای چنین پروژه سنگین و پربازیگر و  با این تنوع زیاد لوکیشن، صرف پیش‌تولید کرده و فقط ۵۰روز را صرف فیلمبرداری که نشان می‌دهد قبل از ساخت فیلم، دقیقا در ذهنش، یک بار فیلم را از اول تا آخر دکوپاژ و تدوین کرده! و طبق یک جهان‌بینی و نقشه راه هدفمند حرکت کرده است.  نه مثل اغلب کارگردان‌ها که هیچ تصوری از فیلمنامه در زمان  اجرا ندارند و زمان و هزینه  پیش‌تولید و تولید و پس از تولید، سر به فلک می‌کشد! و داد و فغان بازیگر و تهیه‌کننده و … به آسمان می‌رسد! 
    نکته آخر اینکه «شنای پروانه» پتانسیل و قابلیت این را دارد که  با تبلیغات درست و مخاطب‌شناسی دقیق، به راحتی بتواند جزو فیلم‌های پرفروش سال آینده قرار گیرد. هم جشنواره فجر، فیلم را ستایش کرده، هم مخاطبانش، هم منتقدان و هم ویترین بازیگری جذابی دارد که در راس آنها جواد عزتی به خوبی می‌تواند، مخاطب را به سالن سینما دعوت کند تا از سینما لذت ببرد. سینمایی از جنس مردم، درباره مردم، برای مردم.
    ۲۵۸۲۵۸
  • هوش مصنوعی ظرفیت های زیادی برای استفاده در حوزه توانبخشی دارد

    هوش مصنوعی ظرفیت های زیادی برای استفاده در حوزه توانبخشی دارد

    به گزارش خبرگزاری مهر، رضا خسروآبادی، در آستانه برگزاری هشتمین همایش بین المللی علوم شناختی، گفت: این همایش ۲۷ و ۲۹ فروردین ۹۹ با حضور اساتید و صاحب نظران برجسته در حوزه علوم شناختی برگزار می‌شود و علاوه بر ارائه جدیدترین دستاوردهای علمی در این زمینه تبادل دانش و تجربیات نیز انجام خواهد گرفت.

    وی افزود: از محورهای هشتمین همایش بین المللی علوم شناختی ارتباط علوم شناختی و رسانه، خلاقیت در تصویربرداری مغز، ارزیابی شناختی، مدل سازی شناختی، استفاده از هوش مصنوعی، زبان شناسی شناختی و توانبخشی علوم شناختی است.

    استادیار پژوهشکده علوم شناختی و مغز شناختی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، با اشاره به اینکه موضوع هوش مصنوعی سابقه طولانی در ایران دارد و کارهای زیادی در حوزه تحقیقاتی در این زمینه انجام گرفته است، گفت: از لحاظ حجم مقالات و استنادات در تحقیقات، ایران رتبه شانزدهم دنیا در زمینه هوش مصنوعی را دارد.

    خسروآبادی اظهار داشت: استفاده از هوش مصنوعی در علوم شناختی، علوم پزشکی، علوم اعصاب و علوم اجتماعی از جمله تاب‌آوری اجتماعی امکان‌پذیر است که در حال حاضر بخشی از این موضوعات به مرحله کاربردی رسیده و عملیاتی شده و بخشی از آن محقق نشده است. به عبارتی استفاده از هوش مصنوعی در حیطه تشخیص بیماری‌ها بیشتر انجام گرفته تا اینکه در حوزه توانبخشی بتوان از آن استفاده کرد در حالی که هوش مصنوعی در حوزه توانبخشی ظرفیت‌های شگفت انگیزی دارد.

    وی خاطرنشان کرد: در آینده می‌توان با استفاده از هوش مصنوعی در علوم اجتماعی و توانبخشی استفاده‌های زیادی کرد و از کاربردهای آن در این علوم بهره‌مند شود.

  • نماد شهر تهران در حمایت از کودکان محک نارنجی شد

    نماد شهر تهران در حمایت از کودکان محک نارنجی شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، هدف کمپین انجمن کنترل جهانی سرطان (uicc)، اطلاع‌رسانی و آگاهی‌سازی هرچه بیشتر مردم درباره بیماری سرطان و راه‌های کنترل آن است. در این کمپین افراد و یا سازمان‌ها با معرفی نقش خود در راستای اهداف آن از سراسر جهان مشارکت می‌کنند.

    مؤسسه خیریه محک به عنوان یکی از اعضای رسمی انجمن کنترل جهانی سرطان (uicc) از سال ۲۰۱۶ در اجرای این کمپین در ایران مشارکت دارد. امسال نیکوکاران، داوطلبان، بنگاه‌های اقتصادی، مراکز خرید، سازمان‌های مطرح داخلی و همچنین بیش از ۱۵۰ نفر از هنرمندان و ورزشکاران کشورمان به دعوت محک به این کمپین پیوستند تا ایرانیان نقش پررنگی در این کمپین جهانی داشته باشند. پیوستن برج آزادی به عنوان معروف‌ترین نماد تهران، نیز یکی دیگر از این اقدامات است.

    از آنجایی که رنگ نارنجی، رنگ آگاهی‌بخشی و منتخب انجمن کنترل جهانی سرطان (uicc) است؛ برج آزادی با انجام این اقدام و با شعار I am and I will در این کمپین شرکت کرد. با نارنجی شدن این نماد گویی تهران به نمایندگی از ایران، به این کمپین جهانی پیوست.

    همزمان با نارنجی شدن برج آزادی به مناسبت روز جهانی سرطان کودک، فرزندان محک نیز به این برج که یکی از نمادهای هویت فرهنگی و معماری تهران است، دعوت شدند.

    کودکان اقامتگاه محک همراه با خانواده‌هایشان از مجموعه فرهنگی و هنری آزادی بازدید کردند. دیدن این برج زیبا و موزه آن برای آنها که هر کدام از شهرهای مختلف ایران به تهران آمدند، بسیار لذت بخش و دیدنی بود.

    محک امید دارد با همراهی تمام اعضای خانواده خود و همگام با فعالان حوزه سرطان کودک در سراسر جهان، نقش مؤثری را در اطلاع‌رسانی و ایجاد آگاهی در این حوزه و تشخیص زودهنگام بیماری در فرزندانش ایفا کند و آنها را در مسیر درمان به بهترین شکل همراهی کند.

  • از صفر تا صد قرنطینه دانشجویان چینی

    از صفر تا صد قرنطینه دانشجویان چینی

     

    از صفر تا صد قرنطینه دانشجویان چینی

    از صفر تا صد قرنطینه دانشجویان چینی

     

  • تولید ۵ واکسن برای اولین بار در کشور از سال آینده

    تولید ۵ واکسن برای اولین بار در کشور از سال آینده

    به گزارش خبرگزاری مهر، سورنا ستاری، در مراسم تقدیر از توانمندی‌های تولیدی صنایع دارویی و تجهیزات پزشکی کشور با تقدیر از وزیر بهداشت و رئیس سازمان غذا و دارو برای همکاری با معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در حوزه تولید دارو و تجهیزات پزشکی، اظهار کرد: صنعت داروسازی، تجهیزات پزشکی و بیوتکنولوژی جزو افتخارات کشور است و ما تمام نیازمندی‌های این اکوسیستم از قبیل نیروی انسانی زبده، شرکت‌های فعال که تولید سالیانه آنها تا چند صد میلیارد تومان می‌رسد را در داخل داریم.
    وی با تقدیر از سازمان غذا و دارو به عنوان پایه شکل گیری اکوسیستم تولید دارو، افزود: اگرچه انتقاداتی به سازمان غذا و دارو مطرح است، اما کاش سازمان مشابهی مانند غذا و دارو را در وزارت نفت و ارگان‌های دیگر داشتیم.
    معاون رئیس جمهور با اشاره به اقدامات صورت گرفته در این معاونت در حوزه دارو، عنوان کرد: در ۷ ماهه اول سال ۹۷ میزان ارزبری داروهای وارداتی یک میلیارد دلار بود؛ در این حوزه ۳۸۰ نوع ماده مؤثر داریم که بیشتر از ۴۶۰ هزار دلار ارزبری داشتند و ۵۶ دارو با ارزبری ۲۵۰ میلیون دلاری وجود داشت، در بسته اولی که سال گذشته دیدیم، تلاش برای تولید ۱۳۵ قلم دارو و مواد اولیه دارویی (به جز انسولین) که بیشترین میزان واردات را داشت، کلید خورد و به‌زودی در نامه‌ای به وزیر بهداشت برنامه زمانبندی سال آینده برای کم شدن واردات آن‌ها را اعلام خواهیم کرد.
    وی ادامه داد: در بسته دوم، ۹۰ قلم دارو و مواد اولیه بود که بخشی از آن قرارداد تولید دارد و بخش دیگر نیز در حال انجام است. همچنین سال آینده ۵ واکسن واکسن HPV، آنفلوانزا، لیشمانیا، پنوموکوک و روتاویروس با همکاری سازمان غذا و دارو برای اولین بار توسط بخش خصوصی در کشور تولید خواهد شد که اتفاق بزرگی است.
    ستاری با اشاره به همکاری بسیار خوب سازمان غذا و دارو در حوزه تجهیزات پزشکی نیز گفت: خوشحال هستم که در حال حاضر عدد تولیدات تجهیزات پزشکی در داخل به رغم پیچیدگی دستگاه‌ها و هزینه هنگفت آن، افزایش یافته است.
    به گفته وی، تمام این توفیقات در موارد ذکر شده به دلیل حضور سازمانی به نام سازمان غذا و دارو است که باید قدر آن‌را بدانیم، این سازمان واقعاً فوق العاده کار کرده است و ما به دنبال مدلی هستیم که سازمانی مانند غذا و دارو را در تمام وزارتخانه‌ها داشته باشیم.
    معاون رئیس جمهور ابراز امیدواری کرد با کمک تمام تلاشگران صنعت دارو و تجهیزات پزشکی، از فرصت تحریم‌ها به نفع تولید داخل استفاده کرده و پایه‌هایی درست شود که بعدها برای کشور ماندگار باشد.
  • رونمایی از پوستر رسمی «چهل‌وهفت» در آستانه اکران

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم سینمایی «چهل‌وهفت» با شعار «نه به خشونت علیه زنان» از روز چهارشنبه ۳۰ بهمن اکران می‌شود و در آستانه اکران این فیلم پوستر آن که توسط مریم برادران طراحی شده رونمایی و منتشر شد. فیلم «چهل‌وهفت» روایتگر داستان سه زن از سه طبقه اجتماعی در شب آغاز زمستان است.

     در این فیلم  بازیگرانی همچون لادن مستوفی، مهدی احمدی، شیدا خلیق، رابعه مدنی، مهرنوش ستاری، بهنام مومنی، فرشته آلوسی، بهزاد داوری، احسان شاملو و محمدرضا غفاری، با هنرمندی: حمیدرضا آذرنگ، شقایق فراهانی و ریما رامین فر حضور دارند.

    عوامل این فیلم عبارتند از: نویسنده و کارگردان: احمد اطراقچی، علیرضا عطا الله تبریزی، تهیه‌کننده: ناهید دل‌آگاه، مدیر تولید: جواد سلیمانی، وارش خیری، جانشین تولید: ایمان قدسیان، دستیار تولید: سمیه مرادی، مجری طرح: خانه فیلم و تجربه، مدیر فیلمبرداری: هاشم مرادی، تدوین: فرامرز هوتهم، موسیقی: ستار اورکی، طراحی و ترکیب صدا: رامین ابوالصدق، مدیر صدابرداری: امیر شاهوردی، طراح چهره‌پردازی: سودابه خسروی، طراح صحنه و لباس: غزل آلوسی، طراح و گرافیست: مریم برادران- بهزاد خورشیدی، طراح لوگو: احمد غلامی، طراح و اجرای تیزر: سارا معلم – سپیده ناهیدپور، موشن‌گرافی: سپیده معلم، پست پروداکشن: وحید قطبی‌زاده، عکاس: مهران بختیاری، اصلاح رنگ و نور: نیما دبیرزاده (استودیو خط فرضی)، پخش: فیلم آفرین.

    ۲۵۸۲۵۸

  • شوخی جالب خواننده سرشناس با هوادارانش

    کنسرت امیر عباس گلاب شب گذشته ۲۷ بهمن ماه ساعت ۱۹ در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی در قالب سی‌وپنجمین جشنواره موسیقی فجر برگزار شد. 

    گلاب بعد از قطعاتی که حضار سالن در بخش‌هایی او را همراهی کردند، به شوخی بیان کرد: مثل اینکه جشنواره خیلی ترسناک هم نیست، خیلی‌ها می‌گویند جو جشنواره به گونه‌ای است که با خواننده نمی‌خوانند!

    گلاب بیشتر از اینکه در میان قطعات سخن بگوید مخاطبان را به همراهی با خودش تشویق می کرد. این بار هم در جملات کوتاهی عنوان کرد: مثل اینکه یختان باز شده است در بک استیج به من گفتند از شهرستان‌ها هم به این کنسرت آمده اند و امیدوارم شب خوبی برای همه باشد.

    گلاب در ادامه اشاره کرد که دو مهمان از اعضای گروه ماکان بند هم در کنسرتش حضور دارند. او سپس به شوخی گفت: فامیلی من کمی ضایع است فن پیج‌هایم را بخواهم صدا کنم باید بگویم گلابی‌ها!

    ۲۴۱۲۴۱

  • سوختگی در کمین فقراست/سالانه ۱۶۰۰ مرگ بر اثر سوختگی در کشور

    سوختگی در کمین فقراست/سالانه ۱۶۰۰ مرگ بر اثر سوختگی در کشور

     

     

    سوختگی در کمین فقراست/سالانه ۱۶۰۰ مرگ بر اثر سوختگی در کشور

    به گزارش خبرنگار مهر، طیب قدیمی، روز دوشنبه در نشست خبری نهمین کنگره کشوری سوختگی در سالن کنفرانس بیمارستان حضرت فاطمه (س)، گفت: سوختگی در کمین فقرا است، اما مهم‌تر از سطح اقتصادی افراد جامعه، آگاهی مردم نسبت به تبعات و عوارض سوختگی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

    وی افزود: هنر این است که آمار سوختگی را پایین بیاوریم تا بتوانیم از عوارض و هزینه‌های سنگین سوختگی کم کنیم.

    فوق تخصص جراحی پلاستیک و ترمیمی، با اشاره به آمار سالانه ۱۶۰۰ مرگ ناشی از سوختگی در کشور، گفت: متأسفانه دو موضوع در این بحث مغفول مانده است که توجه به پیشگیری و حمایت از افراد سوخته بعد از درمان است.

    وی با اشاره به عوارض سوختگی الکتریکی در کشور، افزود: موضوع کنگره امسال، چالش‌های پیش روی سوختگی الکتریکی در کشور است که گروه هدف ما، وزارت نیرو است.

    قدیمی، از وجود ۸ بیمارستان تک تخصصی سوختگی در کشور خبر داد و گفت: تعداد تخت‌های سوختگی بعد از اجرای طرح تحول سلامت، تقریباً دو برابر شده است.

  • سالانه ۳۰ هزار بستری سوختگی در کشور/تعداد کم تخت های سوختگی

    سالانه ۳۰ هزار بستری سوختگی در کشور/تعداد کم تخت های سوختگی

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری نهمین کنگره کشوری سوختگی، روز دوشنبه در سالن کنفرانس بیمارستان حضرت فاطمه (س) برگزار شد.

    سیامک فرخ فرقانی دبیر اجرایی نهمین کنگره کشوری سوختگی، گفت: سوختگی الکتریکی از عمق به سطح اتفاق می‌افتد و در نتیجه شاید میزان سوختگی پوست کمتر باشد اما منجر به قطع اندام می‌شود.

    وی با عنوان این مطلب که سالانه ۲۵ تا ۳۰ هزار بستری سوختگی در کشور داریم، افزود: سالانه ۱۸۰ هزار مراجعه سرپایی ناشی از سوختگی داریم که خیلی بالا است.

    فرقانی ادامه داد: مقایسه آمار سوختگی در ایران با کشورهای دیگر نشان می‌دهد که میزان سوختگی در کشور ما خیلی بالا است.

    این متخصص جراحی پلاستیک و ترمیمی، افزود: متأسفانه میزان مرگ و میر در اثر سوختگی نیز در ایران بالا است به طوری که از هر دو نفر سوخته با ۶۰ درصد سوختگی، فوت می‌کند.

    فرقانی همچنین از تعداد کم تخت‌های سوختگی در کشور خبر داد و گفت: قرار بود تا سال ۱۳۹۴، دو هزار و ۴۰۰ تخت سوختگی در کشور داشته باشیم که در حال حاضر حدود ۱۳۵۰ تخت است.