برچسب: داستان

  • بخش ویژه شعر فجر به شاعران جوان رسید

    بخش ویژه شعر فجر به شاعران جوان رسید

    به گزارش خبرگزاری مهر، بنیاد شعر و ادبیات داستانی که از دوره نهم تا کنون از سوی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مجری این رویداد ادبی تعیین شده است؛ در نظر دارد پیرو آیین‌نامه ابلاغی معاونت یاد شده، در چهاردهمین دوره‌ جشنواره‌ بین‌المللی شعر فجر، بخش ویژه این دوره از جشنواره را به داوری تک‌شعرهای ارسالی جوانان اختصاص دهد.

    مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی و دبیر اجرایی این جشنواره در این باره گفت: با هدف توجه به استعدادهای جوان که کمتر فرصت انتشار مجموعه شعر داشته‌اند و همچنین با توجه به آیین‌نامه ابلاغی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره جشنواره شعر فجر، بخش ویژه‌ای با عنوان «شعر جوان» در این دوره از جشنواره به اشعار شاعران کمتر از ۲۵ سال اختصاص یافت.

    بر پایه این خبر، شاعران جوانی که تاریخ تولد آن‌ها از سال ۱۳۷۳ به بعد است می‌توانند در این رقابت شرکت کنند.

    دبیرخانه شعر فجر اعلام کرد، فراخوان و جزییات شرکت در بخش ویژه چهاردهمین جشنواره شعر فجر به زودی منتشر می‌شود.

    گفتنی است، جشنواره‌ بین‌المللی شعر فجر با آغاز دوره‌ نهم (سال ۱۳۹۳)، ملاک خود را برای داوری این رویداد ادبی، از داوری تک‌اثر به داوری کتاب‌های منتشر شده در سال پیش تغییر داد.

  • شعر جنجالی ولی‌الله کلامی زنجانی در «صدای مردم»

    شعر جنجالی ولی‌الله کلامی زنجانی در «صدای مردم»

    به گزارش خبرنگار مهر، شب گذشته(دوشنبه ۲۶ آذرماه) در جریان شب شعر صدای مردم ، قطعه شعر سروده شده از سوی ولی‌الله کلامی زنجانی با استقبال بسیار زیادی از سوی حاضران روبرو شد. این قطعه شعر به شرح زیر است.

    دل مردم سپر تیر بلاست

    این چه ظلمی است که بر ملت ماست

    غفلت دولتیان فتنه فزاست

    اعتراض ار کنی از دوست به جاست

    صف ما از صف اشرار جداست

    ***

    بارها گفته شده در منبر

    گفتنی‌ها ز زبان رهبر

    بس کنید این همه طغیان دیگر

    درد ما نسخه تدبیر و هواست

    ***

    مرغ حق شو سر هر بام نرو

    قدمی جز ره اسلام نرو

    ای مسلمان پی برجام نرو

    پنج به علاوه یک دام بلاست

    صف ما از صف اشرار جداست

    ***

    نه به ما وعده یارانه بده

    نه برو دست به بیگانه بده

    مردشو پاسخ مردانه بده

    حرف رهبر بشنو راهگشاست

    صف ما از صف اشرار جداست

    ***

    گر تدابیر موکد می‌شد

    راحت فتنه‌گران سر می‌شد

    شد ولی آنچه نباید می‌شد

    در کمین لشکر ابلیس بلاست

    دشمن اندیشه بت سازی داشت

    در زمین وطنم بازی داشت

    این فضا رنگ براندازی داشت

    غافل از اینکه خدا همره ماست

    صف ما از صف اشرار جداست

    ***

    گرم شد از نفس پاییزی

    جان زنجان و دم تبریزی

    کار کشیدند به شورانگیزی

    خط بطلان بخ جناب چپ و راست

    صف ما از صف اشرار جداست

    ***

    نه شمال ونه یمین هست خطا

    راهی جاده طریقش وسطی

    پیش ما مهدی موعود عطا

    عالمی منتظر لطف شماست

    ***

    فتنه بس کن دگر ای روحانی

    ناامیدم ز تو لاریجانی

    دولت و مجلس و روگردانی

    از مانت که مردم عقلاست

    صف ما از صف اشرار جداست

    ***

    بذر کین دشمن بی‌عاطفه کاشت

    غرضی جون ستم و فتنه نداشت

    رهبر از آبرویش مایه گذاشت

    آری آن مرد همان روح خداست

    صف ما از صف اشرار جداست

    ***

    اعتراضات ندارد و کسی است

    نه به این سو نه به آن سو کسی است

    قصه خانه و جاور و کسی است

    پاکسازی ز فرامین خداست

    ***

    ای رئیسی که شریفم پاسی

    پی اخلاق و حقوق الناسی

    تو به زیر علم عباسی

    مددی بر تو مدد کز سقاست

    صف ما از صف اشرار جداست

    ***

    لازم به توضیح است بخش‌های دیگر از این شعر بلند نیز به زبان آذری سروده و قرائت شد.

  • «صدای مردم» بلند شد/ خروش شاعران انقلابی برای مردم

    «صدای مردم» بلند شد/ خروش شاعران انقلابی برای مردم

    به گزارش خبرنگار مهر، شور و شوق امروز مردم برای حضور دربرنامه ای تحت عنوان «صدای مردم» یادآور روزهای اوج حوزه هنری بود. محفلی که از روزها پیش تحت عنوان «صدای مردم» با حضور جمع کثیری از شاعران و مداحان اهل بیت(ع) وعده داده شده بود امروز عصر در تالار سوره حوزه هنری با حضور اهالی شعر و رسانه و با حضور حجت الاسلام قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و محسن مومنی رئیس حوزه هنری آغاز شد. در حالی که بدون شک استقبال قابل توجه جوان ها ازاین مراسم بزرگترین حاشیه آن بود.

    میزان استقبال از مراسم بسیار زیاد بود و عده زیادی ازمردم ایستاده در  راهروهای ورودی و خروجی سالن مخاطب برنامه بودند.

    نخستین شاعری که در این مراسم به شعرخوانی پرداخت محمد رسولی بود که شعری با موضوع برجام قرائت کرد

    احمدبابایی شاعر برجسته شعر اعتراضی اما دومین شاعری بود که شعرخوانی او در موارد بسیاری با تشویق گسترده حضور روبرو شد.مطلع شعر او از این قرار بود: زخم قانون لب تظلم ماست/بشنوید این صدای مردم ماست

    در رادامه برنامه میلاد عرفان پور شاعر وترانه سرا و مدیر دفتر موسیقی حوزه هنری نیز به جمع شعرخوانان مراسم اضافه شد وشعر زیر را قرائت کرد که در اکثر موارد با احسنت حاضرین مواجه شد.

    به نام خالق یکتای ما که از ایمان

    نهاده بار امانت به گرده ی انسان

    جهان و هرچه در آن است آزمایش ماست

    همهْ زمین و زمان، پرده‌ی نمایش ماست

    به قتلگاه خودش می‌رود نفس به نفس

    کسی که نگذرد از سیم خاردار هوس

    پلی شویم که از خود گذشتن آموزیم

    نه موج سرکش طغیان که فتنه افروزیم

    خوشا به یاری مردم به چشم تر رفتن

    جهاد چیست؟ در این جاده ها به سر رفتن

    و چیست دنیا؟ سیر غم است و شادی ما

    و عمر چیست؟ همان اردوی جهادی ما

    پیام اول این انقلاب بود، جهاد

    امید مردم سرپل ذهاب بود، جهاد

    جهاد ما سفر از دخمه‌ی تن آسانی ست

    جهاد، غیرت اسلامی است و ایرانی ست

    جهاد, از غم همسایه‌ها نخفتن ماست

    جهاد خدمت هر کارگر به میهن ماست

    رسول  ما که به مستضعفین تبسم کرد

    زبان منبر ما را زبان مردم کرد

    علی به شانه‌ی خود بار نان و خرما داشت

    حسین ما غم این پابرهنه‌ها را داشت

    کسی مباد گرفتار بی پر و بالی

    مباد سفره ای از نان و زندگی، خالی

    در این مسیر به سرمنزل سفر نرسیم

    اگر به داد دل خون کارگر نرسیم

    ز جور دانه درشتان چه‌هاست در دل ما

    ز آه کوخ نشین، شعله‌هاست در دل ما

    چرا به رشوه بگیرند کرکسان پر و بال؟

    و دستبرد زند رانت‌ها به بیت المال ؟

    بگو به نان و نمک خوردگان سفره‌ی ما

    بریده است گرانی امان سفره‌ی ما

    اگرچه گاه به پا شد نشست مصلحتی

    نه! اقتصادِ رکودی نشد مقاومتی

    هنوز مردم مستضعفند پای نظام

    بر این همیشه صبوران سربلند سلام

    اگرچه دلنگرانیم از گرانی‌ها

    مباد، دشمن ما گرم شادمانی‌ها

    به نان خشک اگر سر کنیم سرنکشیم

    به بام اجنبیان عاجزانه پر نکشیم

    کدام آینه بوده‌ست از شکستن شاد

    مبادمان که پریشان شویم و دشمنشاد

     صدایی از نفس راه می‌رسد بر گوش

    نوید نصر من الله می‌رسد بر گوش

    به هرطرف که نظر می‌کنم شهیدی هست

    اگر شهید می‌آرند پس امیدی هست

     حجت الاسلام ممد جواد زمانی نیز شاعر دیگری بود که در این مراسم به قرائت شعر پرداخت و پس از اوعبدالرضا هلالی شعری در وصف امام زمان (عج)  با مطلع چندقرن است سینه بی صبر است،/ آفتاب تو نزد ابر است قرائت کرد.

    عارفه دهقانی شاعر بعدی مراسم بود که به روی سن آمد و به شعرخوانی پرداخت که دو بیت «ما هر چه داریم به نام شهداست/ یک کوچه که چیز قابل عرضی نیست» و «هر کس به طریقی به وطن خدمت کرد/ خون داد یکی و خون دل داد یکی» با استقبال حضار مواجه شد.

    اما شعرخوانی حاج ولی الله کلامی زنجانی شاعر و مداح مشهور اهل بیت با حاشیه هایی همراه بود.شعر بلند او با مصرع تکرار شونده «صف ما از صف اشرار جداست» به اندازه ای مورد توجه حضار قرار گرفت که دقایقی به صورت ایستاده به تشویق او پرداختند.زنجانی در بخشی از شعر عنوان کرده بود: خنده بس کن دگر ای روحانی/ ناامیدیم ز تو لاریحانی/دولت و مجلس و روگردانی / از متانت که مرام عقلاست/ صف ما از صف اشرار جداست

    ظاهرا با پخش شدن این اشعار از پخش زنده تلوزیونی در شبکه سوم؛ پخش زنده به حالت تعلیق درآمد.

    این ابیات به علاوه ابیات زیر از زنجانی به شدت مورد استقبال قرار گرفت: ای رئیسی که شریف انفاسی/پی اخلاق حقوق الناسی/ تو به زیر علم عباسی/مددی بر تو مدد کز سقاست/ صف ما از صف اشرار جداست

    محمدحسین پویانفر از ذاکران اهل بیت نیز شعری بلند با ردیف جهل قرائت کرد: 

    آنها که رفته اند همیشه به خواب جهل

    سیراب می شوند فقط از سراب جهل

    مولاست باب علم حبیب در مقابلش

    بابی اگر گشوده شود باب جهل

    اجرای سورد توسط گروه احسان و تجلیل از خانواده شهید شیخی از شهدای اغتشاشات اخیر تهران و نیز اجرای تهران سلام به آینده با صدای حسین حقیقی از دیگر برنامه های این مراسم بود.

    در ادامه محمد مهدی سیار شعر خود را با این گونه  قرائت کرد:

    در این کشتی درآ، پا در رکاب ماست دریاها
    مترس از موج، بسم الله مجراها و مُرساها
    اگر این ساحران اطوار میریزند طوْری نیست!
    عصا در دست اینک میرسند از کوه موسی ها
    به حال خویش بگذارید خاک تیره را یاران
    کسی چشم انتظار ماست آن بالا و بالاها
    بیاید هر که از فرهاد، شیرین عقل تر باشد
    نیاید هیچ کس جز ما و مجنون ها و لیلاها
    همین از سر گذشتن سرگذشت ماست انگاری
    همین سرها… همین سرهای سرگردان صحراها
    شب قدری رقم زد خون ما تقدیر عالم را
    که همرنگ غروب ماست صبح سرخ فرداها
    خوشا سربند یازهرا که پیشانی نوشت ماست
    خوشا “الله اکبر” ها خوشا “انا فتحنا” ها

    مهدی جهانداز شاعر دیگری بود که قطعه شعر معرف سلبریتی را قرائت کرد.و نیز قطعه شعری با مطلع: نان به دزدان قرض دادند دکاندارها

    قاسم صرافان شاعرو ترانه سرا نیز شعری با مطلع : نه حق این مردم هوای بی عدالتی نیست/ عدل علی انگیزه دست سیاست نیست قرائت کرد. 

    حسن ختم مراسم نیز شعرخوانی میثم مطیعی بود که متن کامل آن را می خوانید

    صد گلو بغضیم، از گفتن چرا پروا کنیم

    غنچه‌ی زخمیم‌ ما، فریاد اگر لب وا کنیم

    درد دل داریم ما، گوشِ شنیدن نیز هست؟

    پرسش ما را جوابی آنسوی این میز هست؟

    میزهای بی‌غمِ از غصه‌ی ما بی‌خبر

    بی‌خبر، از کارهای خویش حتی بی‌خبر

    میزهای وعده‌ی پرطَمطَراق بی‌اساس

    میزهای بی‌خبر از میزهای اختلاس

    میزهای زیر میزی، صندلی‌های غرور

    میزهای خو گرفته با زر و تزویر و زور

    آنطرف‌تر میزهای سرخوش پرادعا

    میزهایی از نژاد خوب آقازاده‌ها

    وای اگر مردان خدمت، در ریاست گم شوند

    میزهای خدمتِ بی‌مزد و ‌منّت، گم شوند

    درد ما دردی جدا از فتنه‌‍ی بی دردهاست

    درد دشمن نیست، درد دوستان بی ریا ست

    دست‌های پینه‌بسته، سفره‌های وصله‌دار

    کوخ‌های مِه‌گرفته، کاخ‌های بی‌بخار

    این صدای اعتراض آیا به جایی می‌رسد؟

    جز نمک بر زخم پاشیدن، دوایی می‌رسد؟

    در گلومان خشک شد فریادهای اعتراض

    در هجوم های و هو گم شد صدای اعتراض

    باز با کبریت دشمن آتشی افروختند

    در میان شعله دیدم خشک و تر میسوختند

    چیست کار و بار دوزخ زاده‌ها؟ آتش زدن

    دزدی و کشتار و قرآن خدا آتش زدن

    باز هم خون…خون پاکِ لاله بر چنگال گرگ

    برنگشتن‌های سنگین پدرهای بزرگ

    باز هم خوش‌رقصی باروت‌ها در بادها

    کُشته‌سازی‌های هالیوودی جلادها

    این طرف نابود شد دارایی نان‌آوری

    آن طرف خاکستری ماند از جهاز دختری

    باز از داغ شهیدان سینه ها غوغا شده

    آه از آن نوزاد یک ماهه که بی بابا شده

    باز هم از فتنه‌ی قابیل رد شد کاروان

    با تولای علی از نیل رد شد کاروان

    با کلامی مختصر نیرنگشان بر باد رفت

    خرج‌های چند سال دشمنان بر باد رفت

    فتنه رفت و فتنه گردان، غرق  رسواییش ماند

    انقلاب ما در اوج اقتدار خویش ماند

    مردم آرام ما از این تلاطم دلخورند

    دلخوشان بازی برجام! مردم دلخورند

    ای که در ظاهر به درد مردمت تن داده ای

    وعده را با نیت ازیادبردن داده‌ای؟!

    ای نهاده دست خود را باز هم بر روی دست

    شعله‌ی این فتنه‌ها از گور بی‌تدبیری است

    اعتراض ما به سستی های تدبیر شماست

    از گرانیها، از این شش سال تأخیر شماست

    مردم ما از تکبر، از تورم شاکی اند

    از لجوجان سیاست باز، مردم شاکی اند

    نسل آدم تا قیامت، ایمن از قابیل نیست

    با فریدونی که خود ضحاک شد تکلیف چیست؟

    طعنه بر دست عدالت می زند قارون عصر

    مردمان را خرد و کوچک دیده از بالای قصر

    از تمسخر، از تکبر، هیچکس طرفی نبست

    ریشخندی زد اگر،  بر ریش خود خندیده است

    حاجیان بار بسته جانب میقات غرب!

    چیست جز تحریم و آشوب و بلا سوغات غرب؟

    باز گردید آی… ای دلدادگان آمریکا

    راه حل اینجاست آری در همین ایران ما

    وای بر آنان که دل دارند با دشمن گرو

    حشر آمریکاپرستان با ترامپ و پومپئو!

    هرکه خاک این وطن خرج قمار خویش کرد

    باخت و یک عمر بدبختی  نثار خویش کرد

    هرکه با خوبان خیانت کرد سیلی می خورد

    فاسد اینجا بی برو برگرد سیلی میخورد

    گردنه در گردنه این راه هم طی می شود

    آخر هر فتنه ای اینجا نه دی می شود

    نوبه نو با هر شهیدی عهد ما تجدید شد

    راه سبز ما به خون سرخشان تمدید شد

    باز دل، چشم انتظاری را روایت می کند

    صاحبی داریم ما، ما را هدایت می‌کند

    جان هستی اوست باید بگذریم از جان خویش

    تا ظهورش برنگردیم از سر پیمان خویش

    مراسم به شور و اشتیاق مردم پایان یافت. مردمی که صدای خود را امشب هنرمندانه و موزون از انقلابیون جوانی شنیده بودند که سودای تغییر دارند.

  • «صدای مردم» از زبان شعرا و مداحان

    «صدای مردم» از زبان شعرا و مداحان

    همایش «صدای مردم» ویژه برنامه‌ای با موضوع صدای گلایه مردم با زبانی دیگر و هنرمندانه شامگاه دوشنبه ۲۵ آذر ۹۸ با حضور حجت‌الاسلام محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، شاعران، مدیحه سرایان و اصحاب رسانه در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.

  • بیست و دومین جشنواره قصه گویی آغاز به کار می‌کند

    بیست و دومین جشنواره قصه گویی آغاز به کار می‌کند

    به گزارش خبرگزاری مهر،  بیست‌ و دومین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی از ساعت ۸:۳۰ صبح سه شنبه ۲۶ آذرماه  در محل کانون پرورش فکری در خیابان حجاب آغاز به کار می کند و برنامه های سرگرم کننده این رویداد تا ساعت ۱۹ ادامه خواهند داشت. ۱۵ شرکت کننده بزرگسال در بخش ملی از استانهای اصفهان، هرمزگان، آذربایجان شرقی، کرمان، بوشهر و … تهران فردا در فواصل مختلف با حضور روی صحنه به اجرای برنامه خواهند پرداخت.

    این شرکت کنندگان در سه بخش از ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۹ روی صحنه می روند. بهرام شاه‌محمدلو رئیس انجمن قصه‌گویی کانون، ایرج طهماسب قصه‌گو، مجری و کارگردان، حمیدرضا شاه‌آبادی نویسنده ادبیات کودک و نوجوان، رویا نونهالی و آزیتا حاجیان بازیگر، به عنوان هیات داوران بخش ملی بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی کانون در سالن حضور دارند و اجرای شرکت کنندگان را داوری خواهند کرد.

    گیتی خامنه، چهره شناخته شده عرصه اجرا و قصه گویی نیز ساعت ۱۷ فردا به عنوان یکی از مهمانان ویژه جشنواره با حضور روی صحنه به قصه گویی می پردازد.

    جشنواره قصه گویی در نخستین روز برگزاری دو نشست تخصصی و کارگاه آموزشی را نیز در دستور کار خود دارد. کارگاه نخست جشنواره، با عنوان «قصه گویی به منظور تحت تأثیر قرار دادن روح و جان افراد»  با حضور ساره قصیر از لبنان و  نشست اول این رویداد با نام «قصه گویی مدرن با روش ها و رویکردهای نو»  با حضور پوپک عظیم پور عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، به ترتیب از ساعت ۱۰ تا ۱۲ و ۱۴ تا ۱۶ برگزار می‌شوند.

    مرکز تئاتر کانون نیز کارناوال عروسکهای قصه و اجرای نمایش خیابانی «پدربزرگ و ترب» را با عروسک‌های غول پیکر به عنوان یکی از برنامه های سرگرم کننده تدارک دیده که فردا از ساعت ۱۰:۳۰ از خیابان حجاب به سمت پارک لاله حرکت خواهد کرد. علاقه مندان می توانند به صورت رایگان از برنامه های جشنواره استفاده کنند.

    یادآور می شود؛ بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی از ۲۶ تا ۳۰ آذر ۱۳۹۸ در مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب تهران برگزار می‌شود.

  • برپایی اختتامیه نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی

    برپایی اختتامیه نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی

    به گزارش خبرگزاری مهر،  آیین اختتامیه نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی (بریلفا) با هدف بهبود جایگاه ویژه بریل در تأمین نیازهای اطلاعاتی نابینایان و رفع کاهش تدریجی استفاده از این خط در دو دهه اخیر به خصوص در ایران به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.

    همچنین توجه ویژه سازمان‌ها و معاهدات بین‌المللی بر حفظ، گسترش و رسمیت بخشی بیشتر به خط بریل و نیز بازشناسی و معرفی این خط به جامعه از دیگر اهداف این جشنواره است.

    بخش‌های این جشنواره شامل مقاله نویسی به بریل، دستاوردها و فعالیت‌های مؤثر در زمینه بریل، پژوهش در حوزه بریل و ایده‌های خلاقانه در زمینه بریل با هدف حفظ و گسترش خط بریل فارسی، آگاهی بخشی و فرهنگ سازی نسبت به خط بریل در جامعه است.

    از دیگر بخش‌های نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی ترویج، ترغیب و نهادمندسازی این خط در بین نابینایان ایران، ایجاد توجه و حساسیت نسبت به بریل در دستگاه‌های ذی‌ربط و بازشناسی و توجه ویژه به ظرفیت حداکثری بریل در تأمین نیازهای اطلاعاتی افراد با آسیب بینایی است.

    سازمان اسناد و کتابخانه ملی هم راستا با روندها و فعالیت‌های جهانی و به عنوان یک سازمان پیشگام آیین اختتامیه جشنواره ملی بریلفا را فردا (سه شنبه ۲۶ آذرماه) از ساعت ۹ صبح در تالار قلم مرکز همایش های سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می‌کند.

    این مراسم با سخنرانی اشرف بروجردی – رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، آسوتان آسوتکوفسکی – رییس دفتر منطقه ای یونسکو، سیدجواد حسینی – رییس سازمان آموزش و پرورش استثنائی و نوش آفرین انصاری همراه خواهد بود.

  • آرزو دارم اختلاس کنم

    آرزو دارم اختلاس کنم

    به گزارش خبرگزاری مهر، یکصد و پنجاه و هشتمین شب شعر طنز «در حلقه رندان» شب گذشته(یکشنبه ۲۴ آذر) در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد.

    در ابتدای این محفل طنز که با حضور دانشجویان همراه بود، عباس احمدی شعری طنز درباره وضعیت دانشجویان خواند. همچنین روح الله احمدی که به همراه او که اجرای این برنامه را برعهده داشتند، از اسماعیل امینی دعوت به حضور روی سن و شعرخوانی کرد.

    نسیم عرب امیری شاعر بعدی بود که شعری درباره به روز بودن پدربزرگ ها و مادربزرگ ها در زمینه استفاده از فضاهای مجازی خواند. مصطفی صاحبی نیز درباره دانشجویان شعری با این مطلع برای حضار خواند: «فاش می گویم و از گفته خود دلشادم…ترم آخر شد و یکبار دگر افتادم». این شعر او با تشویق ممتد دانشجویان همراه شد.

    در ادامه امین تویسرکانی متنی ادبی را درباره معیارهای جذب مجریان و گویندگان در صداوسیما خواند!

    مهدی فرج اللهی نیز قطعاتی را با تکنوازی گیتار تقدیم حاضران کرد.

    سید امیر سادات موسوی، نادر ختایی، روح الله احمدی نوبت های بعدی شعرخوانی را به خود اختصاص دادند.

    در ادامه اکبر کتابدار کارشناس ادبی و مدرس دانشگاه نیز درباره صنعت تکرار در طنز نکاتی را مطرح کرد.

    رضا احسان پور، مهدی استاد احمد نیز به شعرخوانی پرداختند.

    یوسفعلی میرشکاک نیز که مهمان ویژه این برنامه بود، عنوان کرد: من روستازاده هستم. در منطقه ای بین کرخه و شاهور و پایین تر از اندیمشک به دنیا آمده ام. روستاییی که متعلق به سادات موسوی فخرایی بود.

    وی درباره فعالیت های فرهنگی کنونی خود به بیان طنز توضیح داد: روزی دوست داشتم خانه ای داشته باشم و نشد! بعد آرزو کردم که پولی داشته باشم و ماشین بخرم و مسافرکشی کنم اما باید فوق لیسانس می گرفتم و نشد! این روزها آرزو دارم روزی بتوانم اختلاس کنم. این کار نیاز به مدرک ندارد بلکه امکانات خاصی می خواهد مثلا باید برادر یا قوم و خویش آدم خاصی باشی.

    میرشکاک در پایان اثری را از مجموعه طنز خود با نام «دیپلمات نامه» تقدیم حاضران کرد.

    شعرخوانی و متن خوانی امید مهدی نژاد، علیرضا لبش، عبدالله مقدمی و عمران معماریان و اجرای صابر قدیمی و سعید طلایی دیگر بخش های این برنامه بود.

    جمال رحیمیان، معاون فرهنگی سازمان جهاددانشگاهی، محمد زرویی نصرآباد مدیرعامل سپهر سوره هنر، رضا فریدزاده رییس سابق سازمان دانشجویان جهاددانشگاه، عباس حسین نژاد شاعر و … نیز در این محفل شرکت داشتند.

    شب شعر طنز در حلقه رندان از جمله محافل ثابت و ماهانه حوزه هنری است که آخرین یکشنبه های هر ماه برگزار می شود.

  • امضاتفاهم‌نامه همکاری بنیاد سعدی و دانشگاه مطالعات بین‌الملل پکن

    امضاتفاهم‌نامه همکاری بنیاد سعدی و دانشگاه مطالعات بین‌الملل پکن

    به گزارش خبرگزاری مهر،  به دنبال پیگیری‌های دانشگاه مطالعات بین‌الملل پکن از ماه‌های گذشته برای برقراری ارتباط و انعقاد تفاهم‌نامه با بنیاد سعدی از طریق سفیر و رایزن فرهنگی ایران در چین، با سفر رییس دانشگاه و هیات همراه به ایران، در نشستی مشترک، تفاهم‌نامه همکاری به امضاء رییس بنیاد سعدی و ریس دانشگاه بین الملل پکن رسید.

    در ابتدای این نشست، دکتر جی جین بیاو، رییس دانشگاه مطالعات بین الملل پکن ضمن اشاره به پیشینه تاریخی و ارتباط ایران و چین، اظهار کرد: دانشگاه ما بین المللی است و بر اساس «سیاست یک جاده یک کمربند» که سیاست رسمی دولت چین است، بنا داریم زبان‌هایی را که در مسیر این جاده باستانی قرار دارد، مانند فارسی، ترکی، هندی و… را در دانشگاه آموزش دهیم.

    وی با بیان اینکه به دلیل فاصله جغرافیایی، هنوز شناخت خوبی از ایران در چین وجود ندارد و باید بیشتر تلاش کرد، گفت: برای توسعه گردشگری باید تلاش کنیم چرا که وقتی گردشگران چینی به ایران سفر می کنند، طرز فکرشان در مورد ایران عوض می­شود. شاید پیش از سفر به ایران فکرش را هم نمی کردند که ایران چنین کشور زیبا و پیشرفته ایی باشد.

    وی درباره دانشگاه بین الملل پکن نیز گفت: در این دانشگاه ۵۰ دانشجو فارسی وجود دارد که ۱۵ نفر از آنها را برای تکمیل دانش زبانی به دانشگاه تهران اعزام کرده‌ایم. همچنین شش استاد زبان فارسی داریم که دو نفر آن‌ها از استادان چینی و دو استاد ایرانی هستند. یکی از استادان سفیر سابق چین در ایران و یک نفر آنها هم از کارکنان وزارت امور خارجه است.

    وی درباره انتظارات از تفاهم نامه با بنیاد سعدی و مشخص کردن نوع همکاری‌های دو جانبه گفت : براساس این تفاهم نامه می خواهیم « بنیاد سعدی پذیرای استادان چینی زبان فارسی برای تقویت زبان آن‌ها باشد»،« دانشجویان ممتاز زبان فارسی برای شش تا ۹ ماه به بنیاد اعزام شوند»،« استادان ایرانی با بخش خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین الملل برای نیم یا یک سال همکاری داشته باشند»،« استادان ایرانی در کنفرانس‌هایی که دانشگاه ‌های ما برگزار می‌کند، شرکت کنند».

    وی افزود: همچنین با توجه به اینکه در حال حاضر بیشتر منابع فارسی در چین از زبان انگلیسی ترجمه شده است علاقمندیم ترجمه مستقیم منابع از فارسی به چینی و بر عکس، انجام شود.

    بنابر این گزارش، دکتر غلامعلی حدادعادل، رییس بنیاد سعدی نیز ضمن خوشامدگویی به میهمانان چینی، اظهار کرد: همانطور که شما نیز به آن اشاره کردید،  ایران و چین دو تمدنی­ هستند که تاریخ کهن و روابط دیرینه­‌ای با یکدیگر دارند و می­‌توانیم بگوییم ایران و چین از معدود کشورهایی هستند که از ستون‌های قدرتمند تمدن آسیایی، در طول تاریخ به شمار می‌روند و ما خرسندیم که در سال­‌های اخیر، روابط دو جانبه میان دو کشور به خوبی گسترش پیدا کرده و در حال حاضر تا جایی که بنده اطلاع دارم، در بهترین سطح خود قرار دارد.

    وی افزود: هر دو کشور دشمن مشترکی به نام آمریکا دارند که هر روز فشارهای خصمانه جدیدی برعلیه­‌شان وارد می­‌آورد و همین دلیل به سادگی ما را به هم متحد می­‌سازد؛ گرچه این تنها دلیل برای تعامل و همکاری میان دو ملت نیست.

    وی با اشاره به سفر ۱۰ ماه قبل رئیس مجلس ایران به چین گفت: ما شاهد گشایش و تحول جدیدی در روابط میان دو کشور بوده­‌ایم و در این مدت، هر روز اتفاق جدیدی در رابطه با روابط دوجانبه رخ داده است. نمایندگان چین به ایران آمده­‌اند؛ مقامات ایرانی به چین رفته­‌اند و اینها نشانه­‌های خوبی هستند که موید اراده سخت و ریشه­‌دار سران دو کشور برای همکاری­‌ها و تعاملات بیشتر است.

    وی اظهار کرد: در مورد دانشگاه­ مطالعات بین الملل پکن، که شما عهده­‌دار اداره آن هستید، تصور می­‌کنم پس از مطرح شدن “یک جاده یک کمربند” وظایف و مسئولیت­‌های شما سنگین­‌تر شده است و شما باید پویا تر ظاهر شوید و البته پویاتر ظاهر شده­‌اید! زبان­‌های دیگر زیادی وجود دارند که نیاز است در دانشگاه شما مورد مطالعه قرار گیرند. زیرا تا آنجا که بنده می­‌دانم، این طرح “یک جاده یک کمربند” نامی سمبولیک برای چین در روابط بین­‌المللی خود است که به حضور جهانی چین در جهان اشاره دارد و برای بسیاری چیزها، یک کلیدواژه است. این طرح تدریس و فراگیری بسیاری از زبان­‌ها از جمله زبان فارسی را شامل می­‌شود.

    وی ادامه داد: البته فراگیری زبان فارسی در چین حداقل ۶۰ سال سابقه دارد و تا جایی که بنده به خاطر می­‌آورم، بسیاری از استادان ما برای آموزش زبان فارسی به دانشگاه­‌های چین آمده­‌اند و در دانشگاه­‌های جدید آن فارسی درس داده­‌اند و بسیاری از استادان چینی نیز برای آموختن زبان فارسی به ایران آمده اند.

    وی افزود: شما تجربه خوبی از تدریس زبان فارسی در دانشگاه پکن دارید. بسیاری از دانشجویان چینی نیز در این سال­‌ها در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه­‌های ایران فارغ التحصیل شده­‌اند.

    وی با تصریح این مطلب که « روابط میان دو کشور ایران و چین نباید به اقتصاد و سیاست محدود شود»، افزود:  باید زوایای دیگری همچون علم، فناوری، علوم انسانی و بسیاری موارد دیگر را نیز شامل شود و فکر می­کنم بازدید شما از ایران نشان­دهنده اراده طرف چینی برای گشودن درهای دیگر در کنار اقتصاد و سیاست است.

    وی با تایید سخنان رییس دانشگاه بین الملل پکن مبنی بر اینکه مردم دو کشور ایران و چین، اطلاعات محدودی در مورد یکدیگر دارند، گفت: برای توسعه این اطلاعات، باید گردشگری را بهبود بخشیم که این موضوع بسیار مهمی است که هم در برنامه­‌ها قرار دارد و هم دو کشور بر سر آن برای ورود گردشگران بیشتر، به توافق رسیده­‌اند . ما در بنیاد سعدی، همانطور که در مورد زبان و ادبیات فارسی دغدغه­‌مند هستیم، همانطور هم برای تسهیل سفرها به ایران اعلام آمادگی می­‌کنیم.

    رییس بنیاد سعدی تاکید کرد: دیپلماسی عمومی اهمیت زیادی در ارتباط کشورها دارد و به عنوان بازوی یاری­‌رسان دیپلماسی رسمی است و گردشگری کمک شایانی به دیپلماسی عمومی می­‌کند و بنیاد سعدی از انجام هرگونه مساعدت و همکاری در این رابطه با گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شما مضایغه نمی­‌کند.

    وی به حضور دکتر وفایی، رایزن فرهنگی ایران در چین و نماینده بنیاد سعدی اشاره کرد و گفت: شما می­‌توانید در مورد همه برنامه­‌های مشترکمان با ایشان گفت وگو کنید. ما همچنین محصولات آموزشی خوبی در قالب کتاب و همینطور در فضای مجازی در بنیاد سعدی تولید کرده­‌ایم و کتاب­‌های آموزشی زیادی در زمینه تدریس زبان فارسی به شیوه­‌های نوین تالیف وچاپ کرده­‌ایم که در اختیار شما می‌گذاریم. یکی از این کتاب­‌ها که نامش «گام اول» است به زبان چینی نیز ترجمه شده است و به دانشجویان چینی کمک می­‌کند آموختن فارسی را به راحتی آغاز کنند.

    حدادعادل افزود: بنیاد سعدی همچنین در زمینه آموزش و اسکان استادان  و مدرسان زبان فارسی از چین در دوره­‌های کوتاه و بلند مدت زبان فارسی اعلام آمادگی می­‌کند، که اصول و قوانین همکاری­‌های فی­ما بین در این رابطه، در تفاهم­‌نامه­‌ای که در حاشیه این دیدار به امضا خواهد رسید، آمده است . همچنین در زمینه اعزام استادان زبان فارسی هم برای تدریس به دانشجویان و هم برای کمک به استادان شما و نیز ارسال محصولات آموزشی مورد نیازتان اعلام آمادگی می­‌کنیم.

    در پایان، تفاهم نامه به امضاء طرفین رسید و از طرف رییس دانشگاه بین الملل پکن، نشان دانشگاه و از سوی رییس بنیاد سعدی، کتاب شاهنامه فردوسی به رسم یادبود اهدا شد.

  • همه‌ حاشیه‌های‌ جایزه‌ جلال/ خاموشی‌ ادبیات داستانی درجایزه‌ ملی

    همه‌ حاشیه‌های‌ جایزه‌ جلال/ خاموشی‌ ادبیات داستانی درجایزه‌ ملی

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: اگر اخبار و اطلاعات منتشر شده درباره ادغام موسسات تابع معاونت فرهنگی صحیح بوده باشد و مدیران این معاونت در سال آینده و حتی اواخر امسال تصمیم به تغییر رویه خود درباره این مهم نگیرند، شب گذشته آخرین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد با مدیریت نهادی با عنوان بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان برگزار شد و به کار خود پایان داد.

    این جایزه در هفت دوره اخیر خود با مدیریت مهدی قزلی به عنوان دبیر اجرایی و مدیرعامل این بنیاد راه به اجرا برد و در تمامی این ادوار بدون حاشیه نبوده است اما امسال این اتفاق به شکلی رنگ و لعابی بیشتر بر خود دید و حاشیه‌های این جایزه را پررنگ‌تر از قبل کرد.

    جایزه ادبی جلال که در سال‌های اخیر بر سر ماهیت آن و اینکه باید چه آثاری را در کالبد خود به عنوان نامزد بپذیرد محل بحث و نزاع بسیاری بوده است امسال در کنار این مساله با انصراف یکی از کاندیداهای بخش رمان و داستان بلند نیز همراه بود و البته عدم انتخاب اثر برگزیده در بخش مجموعه داستان و رمان که به نوعی مهمترین بخش‌های این جایزه هستند را نیز وقتی به این موضوع اضافه کنیم حاصل چیزی جز همان چربش فضای جایزه به سمت حاشیه نیست.

    شب گذشته سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنرانی خود در حاشیه این جایزه سعی کرد نشان دهد که به تمامی بالا و پایین‌های این رویداد آگاه است و آنطور که دبیر اجرایی جایزه در نشست خبری آن نیز عنوان کرده بود، به عنوان یکی از مقامات عالی‌رتبه این جایزه، از کم کیف داوری‌ها و انتخاب آثار و نیز روند طی شده برای برگزاری این رویداد مطلع و معتقد است کم شدن تساهل و تسامح میان ناشران و نویسندگان نیز به هموار شدن مسیر این رویداد برای طی طریق کمک شایانی کرده است.

    اما با این حال حواشی جایزه جلال در سال جاری چه بود و در نهایت راه به کجا برد؟

    اگر اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه‌ها در زمینه انتخاب دبیرعلمی و هیات داوران این جایزه را که معمولا در تمامی جوایز ادبی شکل می‌پذیرد به عنوان یک حاشیه بپذیریم جایزه جلال در این زمینه در سال جاری کم حاشیه نبوده است. در جوامع ادبی و نیز در میان اهالی رسانه درباره کیفیت و کمیت داوران انتخاب شده در این جایزه بحث‌های زیادی رد و بدل شد از تکراری بودن تا کم اطلاع بودن داوران موضوعاتی بود که در این زمینه می‌شد از آنها ردی دید و حتی در یک برنامه تلویزیونی ادبی نیز به صراحت بیان شد که انتخاب داورانی از حوزه هنری در بخش مستند نگاری عملا کفه انتخاب نفر برگزیده را به سمت این نهاد سنگین کرده است. هرچند که این مساله در نهایت با انتخاب اثری به عنوان شایسته تقدیر در این بخش از ناشری در بخش خصوصی همراه شد اما موضوعی نبود که بتوان به سادگی آن را به فراموشی سپرد.

    نکته دیگر در این دوره از جایزه جلال انصراف یکی از کاندیداها از حضور در داوری پایانی بود. خبری که از سوی نویسنده رمان «فوران» به عنوان یکی از نامزدها در گفتگو با چند رسانه از جمله مهر تاکید شد و به نوعی حاکی از آن بود که این نویسنده تمایلی به حضور در جمع نامزدهای یک جایزه دولتی را ندارد. این خبر پس از نوعی تکذیب از سوی بنیاد شعر و ادبیات داستانی و البته این توضیح که برخی داوران و اعضای اجرایی جایزه این نویسنده را مجاب به این انتخاب کرده‌اند در نهایت با نامه کتبی قباد آذرآئین به عنوان نویسنده به دبیرخانه جایزه به منظور اعلام انصراف پایان یافت و انتخاب نشدن اثری در بخش رمان به عنوان برگزیده را به نوعی تحت تاثیر خود قرار داد.

    اما در همین بخش انتخاب رمان «وضعیت بی‌عاری» به عنوان اثر شایسته تقدیر نیز در روزهای منتهی به جایزه با حاشیه‌های زیادی همراه بود. این رمان به قلم حامد جلالی از تولیدات مدرسه رمان موسسه شهرستان ادب در سال گذشته بود. پس از انتشار رمان و در مجامع ادبی مضمون این رمان  و حضور شخصیتی در آن که از پیروان آئین مندایی در ایران بوده است و نیز اتفاقی در داستان که شائبه رابطه‌ای غیراخلاقی میان دو قهرمان رمان را پررنگ می‌کرد ونیز نوع عکس‌العمل آنها در مواجهه با نیروهای انقلابی در سال‌های پیروزی انقلاب و دفاع مقدس با انتقاداتی روبرو شد.

    هرچند جلالی خود منکر برخی از این اتفاقات در داستانش نشده اما همواره تاکید داشته که روح حاکم بر این رمان در راستای اعتقادات، ارزش‌ها و کشورش بوده است و هرگز در طول نگارش این اثر از این مسیر خارج نشده است.

    با این همه منتقدی مانند احمد شاکری در مراسم شب گذشته در نطق خود پس از دریافت جایزه‌اش در بخش نقد ادبی عنوان کرد که از این انتخاب در سال جاری خون‌دل خورده است و اینها روا نیست برای جایزه جلال که جایزه ادبی جمهوری اسلامی است و به نام نامی آل‌احمدی نامگذاری شده که خطایش را شناخته و به دامن اسلام و انقلاب بازگشته است.

    انتخاب این رمان به عنوان اثر شایسته تقدیر اما در فضای مجازی نیز با واکنش روبرو بوده است. رضا رسولی نویسنده و از اعضای انجمن قلم ایران در واکنش به این انتخاب در توییتر خود چنین نوشت: امروز، رمان وضعیت بی عاری در مهم ترین جایزه ادبی کشور جایزه گرفت. گذشته از توصیف های اروتیک آن، صراحتا کتابچه تبلیغ آیین مندایی است، ناشر آن شهرستان ادب، موسسه ای حکومتی است که سخت ادعای انقلاب گری دارد. معلوم نیست این وضعیت بی عاری، تا کی در دستگاه های فرهنگی باقی خواهدماند.

    احمد شاکری البته در اظهارات خود اشاره‌ای هم به اظهارات میثم امیری از داوران بخش مستند نگاری نیز داشت که درباره ممیزی کتاب عنوان کرده بود که معیارش برای این مساله وطن است نه چیز دیگری.

    شاکری در این زمینه در نطق خود بدون اشاره به نام امیری بیان داشت: همه شرافت و عزت ما نتیجه انقلاب و حکمت امام راحل است که حرکت بخش و قیام آفرین بوده است. اگر امروز برخی می گویند که حدودشان در ممیزی کتاب، وطن است و نه انقلاب باید بدانند که اگر انقلاب نبود حتی ایران هم شرافتی نداشت که به آن افتخار کند.

    جدای از این اظهارنظرها جایزه جلال در مراسم روز گذشته خود حواشی ریز و درشت دیگری نیز داشت. از نصب کردن تابلوی  سازمان اسناد وکتابخانه ملی ایران با دریل روی تریبون درست چند لحظه قبل از آغاز مراسم تا تپق‌زدن‌های چند باره سخنرانان در حین خوانش متنی از پیش نوشته شده و نیز پرکردن بیشتر سالن با داستان‌نویسان دوره آموزشی آل جلال و غیبت بسیاری از داستان نویسان و ناشران در مراسم پایانی این جایزه.

    حالا باید منتظر ماند و دید آیا این جایزه در پوست اندازی احتمالی خود در سال آینده که مسئولان اجرایی این جایزه از جمله مهدی قزلی نیز خود را بی‌تمایل به آن اعلام نکرده بودند راه به وفاقی حداکثری خواهد برد یا خیر؟

  •  شبکه پدر خواندگی در ادبیات فارسی معاصر

     شبکه پدر خواندگی در ادبیات فارسی معاصر

    به گزارش خبرنگار مهر، حسن گل محمدی، پژوهشگر و منتقد ادبیات و تاریخ، در تازه‌ترین یادداشت خود به موضوع پدرخواندگی در ادبیات معاصر ایران اشاره کرده و نقدهایی را به عملکرد برخی از چهره‌های مهم ادبی معاصر وارد دانسته است. خبرگزاری مهر آماده انتشار پاسخ این شخصیت‌ها به این یادداشت است:

    پدر خواندگی در تاریخ و ادبیات کشور ما چیز جدیدی نیست، در گذشته سابقه داشته و اکنون نیز وجود دارد. پدر خواندگی ادبی از سیستم کشورداری و حکومت سلسله‌های حکمران که در راس کشور فردی خود رای و همه کاره قرار داشته نشات گرفته است. شالوده و سازمان تشکیلاتی کشور ما همواره بر این اساس بوده که فردی به نام شاه یا سلطان در راس قدرت می‌نشست و همه از او تبعیت می‌کردند.

    این نوع روش مدیریت در همه سطوح کار و زندگی جامعه برقرار بوده است. از عملکرد امرا و حکومت رانان استان‌ها و مناطق مختلف کشور گرفته تا اداره کردن یک خانواده. پدر خانواده همواره همان نقشی را در خانه ایفا می‌کرد که حاکمان و فرمانروایان کشور آن را در کشورداری به کار می‌بستند: دستور یک جانبه و اطاعت و فرمانبری افراد زیر دست. اگر به جنبه‌های گوناگون چگونگی حضور و سقوط این سیستم مدیریت در جامعه توجه دقیق داشته باشیم، به این نقطه نظر می‌رسیم که خود افراد جامعه و مردم کشور نیز در ایجاد حکومت‌های خودکامه بی تاثیر نبودند. به عبارت دیگر ما نیز مردمی دیکتاتور پرور بودیم و با پشتیبانی و حمایت خودمان از یک حکمران در طول تاریخ زمینه‌های خودکامگی و ظلم و استبداد را در روش‌های حکومتی کشورمان فراهم ساخته‌ایم.

    موضوع حضور دیرپای پدرخواندگی در ادبیات و فرهنگ نیز یک زیر مجموعه از سیستم مدیریتی کشورمان است. ما در طول تاریخ ادبیات‌مان همواره گروه، افراد یا فردی داشته‌ایم که نقش پدر خوانده را در جامعه ادبی ایفا کرده است. اگر به مراکز اجتماع افراد فرهنگی از نویسندگان، شعرا و هنرمندان توجه کنیم، مشاهده می‌شود که همواره در میان این طبقات یک یا چند نفر نقش پدرخوانده را داشته‌اند. وجود ملک الشعرا در میان شاعران دربار یا کاتبان تاریخ در حکومت‌های گذشته همه جلوه‌هایی از یک نوع پدر خواندگی در ادبیات کشورمان بوده است. دخالت چنین افرادی در راس امور فرهنگی، راه را بر افراد شایسته و منتقد می‌بست، کما اینکه اکنون نیز می‌بندد.

    هزار و اندی سال قبل، عنصری ملک الشعرای دربار محمود غزنوی که کاری جز تملق گویی، ژاژخایی و پدرخواندگی ادبی در دربار نداشت و از این راه به ثروت و مکنت فراوانی دست یافت، راه را بر شاهنامه فردوسی که خردنامه ایرانی در طول تاریخ است، بست و نگذاشت که سلطان متعصب غزنوی حتی متوجه شود که فردوسی چه کتابی سروده و از چه حکم گرانبهایی سخن رانده است. این وضعیت همواره در طول تاریخ ادبیات کشورمان ادامه داشته است. فتحعلی خان صبا ملک الشعرای درباره فتحعلیشاه قاجار و پدر خوانده شاعران آن دوره که تعداد آنها رقمی در حدود ۴۰۰ نفر ذکر شده است، یکی دیگر از این گونه پدرخوانده‌های ادبی بود که راه را بر هر شاعر و نویسنده متعهدی که قصد داشت تشکیلات دیکتاتوری بی شعورمآب فتحعلیشاه را نقد کند، می‌بست. صبا سفاهت و بی تعهدی را به جایی رساند که اگرچه ایران در دوران حکومت این سلطان در دو جنگ با روس شکست فاحشی خورد و بخش‌های قابل توجهی از خاک کشورمان را از دست داد، ولی همین پدرخوانده ادبی در این باره در کتابی به نام «شاهنشاه نامه» که بر وزن شاهنامه حکیم توسی سرود، به حماسه سرایی در ارتباط با جنگ فتحعلی شاه با سپاهیان روس پرداخته و شکست و ناکامی سپاه ایران را پیروزی و موفقیت قلمداد کرده است.

    چرا به اطاله کلام بپردازیم، در همین روزگار ما نیز پدرخوانده‌های مختلفی بر مراکز تصمیم گیری ادبی کشورمان دست گذاشته‌اند و اجازه نمی‌دهند که دیگران با نقد، تعهد، اعمال رسالت و نوآوری جامعه فرهنگی را با جلوه‌های زیبای ادبیات روز جهانی آشنا کنند. یکی از این پدرخوانده‌های ادبی استاد دکتر شفیعی کدکنی است. اگرچه ایشان استاد برجسته دانشگاه و محقق و شاعر گرانقدری است ولی حوزه فعالیت‌های ادبی و تحقیقاتش فقط منحصر به ادبیات سنتی کشورمان می‌شود. استاد شفیعی پنجره ذهن خود و دانشجویانش را به روی ادبیات معاصر کشورمان و ادبیات روز جهانی بسته و نقد، بررسی و تحقیق در مقولات ادبیات روز جامعه و ادبیات جهانی در ذهن ایشان جایگاهی ندارد. نگارنده به کارهای تحقیقاتی و پژوهشی این استاد گرانمایه بر متون کهن و تاریخی کشورمان ارج فراوانی قایل است ولی این گونه اعمال سلیقه شخصی برای جامعه فرهنگی، دانشجویی و دانشگاه‌های ما در قرن بیست و یکم شایسته نیست و دانش آموختگان تک بعدی و متعصب به ادبیات سنتی و گذشته و دور از واقعیت‌های روز ادبیات جهان، تربیت شوند.

    اصولا پدر خوانده‌های ادبی برای گسترش دامنه نفوذ اندیشه‌های خود احتیاج به افرادی دارند که آنها اقشار مختلف جامعه فرهنگی را تشکیل می‌دهند و به صورت شبکه‌ای عمل می‌کنند. این افراد اغلب منافع طلب و یا کم سواد هستند که به جایگاه پدرخوانده، خویش را متصل می‌کنند  و ضمن پشتیبانی از کارهای او منافع خود را نیز تامین می‌کنند. چنانکه شاهد هستیم در اطرف استاد دکتر شفیعی کدکنی علی دهباشی حضور دارد که با در اختیار گرفتن نشریه بخارا و امکانات لابی گری‌ای که برای خود ایجاد کرده است همواره از موقعیت استاد شفیعی و افرادی که جزو شبکه پدرخواندگی ایشان هستند، پشتیبانی می‌کند. فرد دیگر شبکه دکتر پارسی نژاد است که به دستور پدرخوانده با تالیف کتاب‌های کتابسازی شده، شخصیت‌ها و خدمات افرادی را که پدرخوانده تشخیص داده، تحریف کرده است. از دیگر افراد دور و بر استاد شفیعی می‌توان به دکتر میلاد عظیمی و بعضی دیگر از شاگردان او اشاره کرد که اگر فردی به شبکه و سیستم پدرخواندگی تعرض کند، آنها سریعا عکس العمل نشان می‌دهند و وارد میدان می‌شوند.

    از جمله اقدامات این شبکه پدرخواندگی، برگزاری مراسم شب‌های بخارا به دستور پدرخوانده توسط علی دهباشی برای افرادی مانند استاد هوشنگ ابتهاج، دکتر ناتل خانلری، دکتر شایگان، دکتر حمیدی شیرازی، محمود دولت آبادی و… است. دهباشی همچنین خطابه خوان پیام‌های پدرخوانده در جلسات نیز هست. از عکس‌العمل‌های دکتر پارسی پارسی نژاد، تحرف شخصیت‌های نیما یوشیج، دکتر عبدالحسین زرین کوب، دکتر فاطمه سیاح و… است. از کارهای مرتبط با دکتر میلاد عظیمی، جوابگویی به سخنان دکتر محمد روشن درباره ناتل خانلری، تعرض به شخصیت‌های دکتر رضا براهنی و دفاع از شخصیت دکتر شفیعی کدکنی در جراید است.

    بدیهی است حضور شبکه‌های آشکار و پنهان پدرخواندگی ادبی می‌تواند آسیب‌های فراوانی به فرهنگ و ادب کشورمان وارد کند. به عنوان نمونه می‌توان گفت که با توجه به حضور شبکه وسیع و با نفوذ از اطرافیان، مریدان و اقدام کنندگان حوزه پدر خواندگی استاد شفیعی موجب شده کسی جرات نکند دست به انتقاد از این شبکه بزند و کسانی را که به تحریف واقعیت‌های ادبی معاصر اقدام کنند، مورد سوال و پرسش قرار دهد. حضور فعال این شبکه همچنین موجب افت کیفیت‌ها در جامعه فرهنگی و تولیدات ادبی و نشر هم شده است.

    به طور کلی روابط فرهنگی با حضور چنین شبکه‌هایی از ارزش علمی، کیفیت آکادمیک و ارتباط‌های جهانی ادبیات می‌کاهد و همه چیز یکطرفه، بسته و یکسو نگر در جهت اهداف و اندیشه‌های خاص پدرخوانده پیش می‌رود. کما اینکه اکنون این وضعیت در جامعه فرهنگی و ادبی ما حکمفرماست و با داشتن امکانات، استعدادها و افراد صاحب نظر هنوز نتوانسته‌ایم در ادبیات جهانی جایگاهی حتی در حد کاندید شدن برای جایزه ادبی نوبل پیدا کنیم.

    بدیهی است تداوم این وضعیت ما را از حضور در جامعه ادبی جهانی دور خواهد کرد که جبران آن سال‌های سال امکان پذیر نخواهد بود. نسل‌های جوان تحصیل کرده، اهالی ادبیات و قلم و نویسندگان و شاعران متعهد و مستقل باید در یک اقدام تابوشکنانه ادبیات معاصر ما را از این وضعیت نابهنجار نجات بخشند و دکان‌های چند نبش این شبکه گسترده پدرخواندگی را از مشتری تهی کنند تا جامعه فرهنگی و ادبی کشورمان راه توسعه و شناخت در داخل و خارج از کشور را پیدا کند و جایگاه شایسته خود را در مراکز فرهنگی، ادبی و اجتماعی جهان به دست آورد.