برچسب: خبرسیاسی

خبر سیاسی و تحلیل خبرهای جدید در روابط بین المللی

  • روشنفکرنماها نمی‌توانند اقتصاد پایدار ایجاد کنند

    روشنفکرنماها نمی‌توانند اقتصاد پایدار ایجاد کنند

    روشنفکرنماها نمی‌توانند اقتصاد پایدار ایجاد کنند
    روشنفکرنماها نمی‌توانند اقتصاد پایدار ایجاد کنند

    ناصر ایمانی کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به فرمایشات رهبر انقلاب در مورد روشنفکرنماها در کشور اظهار داشت: شناخت جریان روشنفکری در ایران از زمان اواسط دوران قاجار تا کنون به تنهایی یک پروژه مطالعاتی است تا اساساً جریان روشنفکری را در کشور بشناسیم و ببینیم به چه کسانی روشنفکر یا منور الفکر می‌گوئیم و یا به چه کسانی روشنفکرنما گفته می‌شود و ابتدا باید این تعاریف مشخص شود، زیرا وقتی می‌گوئیم روشنفکرنما، ممکن است این تصور در ذهن برخی ایجاد شود که اساساً کسی با جریان روشنفکری مخالفت دارد و اعتقاد دارد که همه چیز باید با جریان سنتی اداره شود به همین دلیل تفکیک این موضوع اهمیت زیادی دارد. مطالعه تاریخی راجع به مساله روشنفکری و تعریف آن بسیار حائز اهمیت است.

    این کارشناس مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه اساساً روشنفکری در کشور ما بیمار متولد شده است، افزود: با عزیمت برخی از ایرانی‌ها اعم از دانشجو و تاجر به کشورهای خارجی در ۱۲۰ یا ۱۳۰ سال پیش و بعد از آن عزیمت دولتمردان و شاهان قاجار به غرب، تصور خامی در اینها به وجود آمد که هر چه هست، در غرب است و علت اینکه غرب هم توانسته است به این موفقیت‌های تکنولوژیک و علمی برسد کنار گذاشتن همه چیزهایی بوده که در فرهنگ و سنتشان وجود داشته است.

    ایمانی با بیان اینکه جریان روشنفکری الگویی را به داخل کشور آورد و آن هم این بود که «ما اگر می‌خواهیم به پیشرفت‌هایی مانند غرب برسیم باید عیناً الگوهای آنها در راستای رسیدن به پیشرفت را پیگیری کنیم» گفت: در برخی کشورهای دیگر این اتفاق نیفتاده با اینکه با غرب ارتباط گسترده‌تری از ایرانی‌ها داشتند مانند کشورهای آسیای دور، ژاپن یا چین اما هیچگاه این جریان روشنفکری در آنها متولد نشده است. در ایران قبل از مشروطیت جریان روشنفکری به وجود آمد و البته روشنفکرهایی که از فرهنگ خودی و داشته‌های بومی صحبت می‌کردند هم داشتیم اما عمده جریان روشنفکری ما جریان بیمار بود و همچنان هم ادامه دارد.

    وی تصریح کرد: جریان روشنفکرنما در یک مقطع کوتاهی پس از پیروزی انقلاب کمتر ابراز وجود می‌کردند اما پس از آن آرام جریان روشنفکرگرایی تجدید حیات کرد بالاخص اینکه در مصادیق قدرت هم قرار گرفت و اینجا آغاز یک هشدار بزرگ برای کشور بود که افرادی که به نوعی خودشیفتگی نسبت به داشته‌ها و فرهنگ غرب دارند می‌خواهند آن الگوها را در کشور پیاده کنند در مسند قدرت هم قرار گرفتند. اینجا هشداری به همه ما بود. در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی و سایر عرصه‌ها این جریان در کشور رشد پیدا کردند و وجود هم دارند.

    این کارشناس مسائل سیاسی افزود: قاعدتاً این جریان به دلیل اینکه در قدرت قرار گرفتند تا مقداری که حوزه قدرتشان بود روی عرصه‌های مدیریتی خود تأثیرگذاری داشتند به عنوان مثال در عرصه اقتصاد می‌توان کامل مشاهده کرد که یک جریان روشنفکرنما نسبت به توانایی‌های داخلی کشور اعم از امکانات و نیروی انسانی کاملاً بی اعتقاد هستند و معتقدند تا وقتی علوم و تکنولوژی پیشرفته غرب نباشد ما امکان توسعه و پیشرفت اقتصادی نداریم.

    ایمانی خاطرنشان کرد: شکی نیست که تکنولوژی غربی پیشرفت بسیار بیشتری نسبت به تکنولوژی داخل کشور دارد و قابل تردید نیست اما اینکه اقتصاد کشور صرفاً از طریق واردات تکنولوژی و کالاهای غربی فراهم شود قابل تأمل است. جالب این است که این افراد به دلیل شیفتگی تاریخی ای که نسبت به غرب دارند حتی حالا که دیگر تکنولوژی بخش عمده اش به مشرق زمین رفته است هنوز هم به مشرق زمین بی اعتماد هستند و همه چیز را در مغرب زمین می‌بینند.

    وی با تاکید بر اینکه با وجود تحول دنیا که آرام آرام بخش قابل توجهی از تکنولوژی از مغرب به مشرق رفته است بیان کرد: اینها همه چیز را در مغرب پیگیری می‌کنند. تا زمانی که این جریان در افکار عمومی نخبگان ما و نهادهای رسمی حضور داشته باشد اجازه نمی‌دهد که کشور به لحاظ اقتصادی به توانایی‌های داخلی خود متکی باشد و با توجه به امکانات داخلی پیشرفت‌های لازم را به دست بیاود. این خطری است که مقام معظم رهبری در صحبت‌های نوروزی خود به آن اشاره کردند.

    این کارشناس مسائل سیاسی اضافه کرد: روشنفکرنماها نمی‌توانند اقتصاد پایدار و توسعه یافته ایجاد کنند، مگر اینکه به داشته‌های داخلی و فناوری‌های داخلی متکی شویم. اگر ما این وابستگی اقتصادی را همچنان داشته باشیم، به هر میزانی که مغرب زمین این شیر تکنولوژی را شل و سفت کند اقتصاد کشور تحت تأثیر قرار می‌گیرد و متناسب با آن بیکاری، اشتغال و تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی با فرمان غربی‌ها کم و زیاد خواهد شد.

    ایمانی در پایان اظهار داشت: ما چاره‌ای نداریم در کشور جز اینکه با داشته‌های بومی داخلی و نیروی انسانی کافی و دست یافتن به علوم جدید به پیشرفت برسیم. تا وقتی به داشته‌های داخلی متکی نشویم اقتصاد پایدار نخواهیم داشت زیرا اقتصاد وابسته است و شاهد هستیم پس از تحریم‌ها که باید میزان تأثیر پذیری ما کاهش داشته باشد همچنان زیاد است که این نشان دهنده وابستگی اقتصاد است. تنها در صورتی وابستگی از بین می‌رود که تفکر «همه چیز در غرب است» اصلاح شود.

  • ۲۰ کشته در درگیری های سومالی

    ۲۰ کشته در درگیری های سومالی

    ۲۰ کشته در درگیری های سومالی
    ۲۰ کشته در درگیری های سومالی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، در درگیری‌های قبیله‌ای در جنوب سومالی دست کم ۲۰ نفر کشته شدند.

    درگیری میان قبال العوراملی و الماجرتین در منطقه‌ای در ۳۰ کیلومتری شهر کیسمایو در جنوب سومالی رخ داد.

    عبدالکریم محمد از مسئولان محلی به خبرگزاری فرانسه اعلام کرد که در این درگیری‌ها ۲۰ نفر کشته و دهها نفر دیگر زخمی شده اند.

    وی افزود: این اوضاع هولناک باید متوقف شود.

  • میرلوحی: برجام اگر تا حالا مانده بخاطر مقاومت روحانی بوده است /مجلس با جا به‌جایی وزرا به کجا رسید؟

    میرلوحی: برجام اگر تا حالا مانده بخاطر مقاومت روحانی بوده است /مجلس با جا به‌جایی وزرا به کجا رسید؟

    میرلوحی: برجام اگر تا حالا مانده بخاطر مقاومت روحانی بوده است /مجلس با جا به‌جایی وزرا به کجا رسید؟
    میرلوحی: برجام اگر تا حالا مانده بخاطر مقاومت روحانی بوده است /مجلس با جا به‌جایی وزرا به کجا رسید؟

    محمود میرلوحی گفت: سال ۱۳۹۸ از آغازش که با حوادث سیلاب شروع شد، در اواسط سال نیز حوادث آبان ماه رخ داد که به نظرم با توجه  به همه این مسائل کشور به نوعی با ناهمواری در تصمیمات دچار شد لذا نمی‌توانم از آن مثبت و منفی بگویم یا اینکه نمی‌توانم مشخصا بگویم خواست و اراده مجلس، دولت و دولت موازی… بود یا از بیرون تحمیل شده است.

    مجلس با جا به‌جایی وزرا به کجا رسید؟

    عضو شورای شهر تهران با اشاره به اقدامات صورت گرفته در راستای جا به جایی وزاری دولت گفت: مجلس هم الان نمی‌تواند بگوید کاری کردم و به دنبال چه راهبردی بودم و با چه هدفی وزیر آموزش و پرورش را تغییر دادم و خواسته‌ام چه بود. الان شاید مجلس هم نتواند ارزیابی کند و بگوید با تغییر وزرای راه، کشاورزی و صنعت به کجا رسیدیم. متاسفانه نمی‌توان کارنامه روشنی در نظر گرفت و معین کردن سهم هر کدام از قوا در تصمیمات، اقدامات و نتایج چه بوده است که این کار سختی است. می‌شود گفت همان گونه است که الان نیز در موضوع کرونا شاهدیم گاهی در تصمیم‌گیری‌هایمان دچار یک بلاتکلیفی و بحران مناسبات بین قوا در مسائل مختلف هستیم. برگزاری انتخابات مجلس هم به نظر می‌آید یکی از نشانه هایی است که باید در جای خود تحلیل شود.

    وی درباره فشارهای مجلس دهم به خصوص در سال ۹۸ به بیژن نامدار زنگنه و وزارت نفت نیز گفت: واقعیت این است که ساختار سیاسی ما مشکل دارد و باید آن را بپذیریم. نوع برخورد با روسای جمهور را می‌بینید. ما در ساختار مدیریتی مشکلات ساختاری داریم.

    حضور مردم در سال ۹۴ پای صندوق های رای، عملا یک رفراندوم بود

    این سیاستمدار اصلاح‌طلب عنوان کرد: برجام پذیرفته شد و مجلس دهم شکل گرفت و مردم بر مبنای برجام آمدند و فراتر از یک انتخابات حضور یافتند و عملا یک رفراندوم بود و میزان مشارکت را در تهران و کلان شهرها و شهرستان‌ها را دیدید و ۱۵+۳۰ را یادمان می‌آید، این‌ها مسائلی است که در انتخابات رخ داد ولی بعد دیدیم که چه مسیری طی شد. در ادامه هم دیدیم که دلواپس‌ها درباره وزرای موثر دولت مثل آقای ظریف شروع به کارشکنی کردند و بعد هم به وزیر نفت رسید.

    میرلوحی خاطرنشان کرد: به هر حال ما مشکل داریم و باید بپذیریم رسانه ملی مسیر خودش را می‌رود. برخی نهادها هم اختیاراتی فراتر از حوزه‌های سیاسی و اقتصادی و اداره کشور دارند.  باید بپذیریم مشکلات ساختاری داریم.

    عضو شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان گفت: الان تقریبا می‌شود گفت تنها چیزی که استمرار دارد و قابل رؤیت است نقش دولت سایه در تصمیمات است و بقیه‌اش را نمی‌توانید ببینید. بله مجلس تصمیم می‌گیرد و می‌گوید آقای رئیس‌جمهور باید خط مشی خود را عوض کند و مثلاهمه وزرا را باید جوان کند. مثلا مجلس برای بازنشستگان تصمیم می‌گیرد و شهردار تهران با آن داستان‌ها یادمان است که چطور برکنار شد اما می‌بینید دوباره بازنشستگانی که مربوط به یک جناح هستند همگی ماندند. اینها واقعیت‌های کشور است و باید آنها را بپذیریم. ردیابی که می‌کنید می‌بینید آن رد استمرار و داوم و امتداد دارد ولی بقیه موارد نه.

    دغدغه مردم از آینده کشور باعث تاب آوری ایران شده است

    میرلوحی گفت: ما زمانی آقای رئیس‌جمهور را نقد می‌کردیم و می‌گفتیم با رأی دهندگان و جماعت رأی خود فاصله خیلی زیاد نشود اما توجه نکرد یا نتوانست. متاسفانه وقتی در کشور ساختارهای حزبی نباشد اینگونه می‌شود. ایشان وقتی در شورای تهران یک جلسه خدمت شان بودیم در دیدار با شورا گفتند من نه تردید دارم و نه ترس و بعدش هم تکرار کرد اما دیدیم که نتوانست.

    وی ادامه داد: می‌شود گفت برجام همین که تا حالا مانده نشانه پایمردی و یا مقاومت رئیس‌جمهور است وگرنه خبر داریم اگر نایستاده بود خیلی فشار آورده بودند. ولی دیدیم در FATF نتوانست و عملا دیدید آن جریان به چه سادگی و با چه شیوه‌ای کار را انجام داد و کسی نگفت آقایان مجمع جایگاه شما کجاست؟ به مصوبه‌ای که مجلس تصویب کرده و شورای نگهبان هم مغایر ندانسته حالا شما بر چه اساسی ورود پیدا می‌کنید؟ ورود شما فقط موضوعش در قانون اساسی در جایی است که اینجا اختلاف می‌افتد. آن که اختلاف افتاد دوستان اظهار نظر نکردند و یکی هم که مصوب شده بود. این واقعیت‌هایی است که اگر روزی بخواهیم آقای رئیس‌جمهور و نقش او و اختیارات و تصمیماتش را تحلیل کنیم به نظرم کار سختی است. به نظرم کار سخت و پیچیده‌ای است که بخواهیم به مجلس و نهادهای دیگر و جامعه سهم، نقش و نمره بدهیم.

    ۲۷۲۱۶

  • عضو جامعه روحانیت: ردصلاحیت ۹۰ نماینده مجلس دهم یعنی یک جای کار ایراد دارد /نظارت مجلس به معنای مچ‌گیری از دولت نباشد

    عضو جامعه روحانیت: ردصلاحیت ۹۰ نماینده مجلس دهم یعنی یک جای کار ایراد دارد /نظارت مجلس به معنای مچ‌گیری از دولت نباشد

    عضو جامعه روحانیت: ردصلاحیت ۹۰ نماینده مجلس دهم یعنی یک جای کار ایراد دارد /نظارت مجلس به معنای مچ‌گیری از دولت نباشد
    عضو جامعه روحانیت: ردصلاحیت ۹۰ نماینده مجلس دهم یعنی یک جای کار ایراد دارد /نظارت مجلس به معنای مچ‌گیری از دولت نباشد

    حجت الاسلام والمسلمین سیدرضا تقوی، در پاسخ به این پرسش که مهمترین اولویت‌های مجلس یازدهم چیست، اظهار کرد: ما با لیست ائتلاف و وحدت در انتخابات پیروز شدیم و باید همین وحدت و ائتلاف را در ادامه کار مجلس هم نشان دهیم و به صورت جمعی درباره مشکلات کشور مطالعه کنیم که این امر با کمک مرکز پژوهش‌های مجلس، کارشناسان و متخصصان امور مختلف و نیز با همفکری یکدیگر و خرد جمعی انجام خواهد شد تا مشکلات ابتدا بررسی شود و بعد هر کدام را اولویت بندی کنیم.

    وی ادامه داد: عمده مشکلات کشور با توجه به سابقه‌ای که از حضور در مجلس داشته‌ام نیازمند اصلاح قوانین یا تصویب قانون تازه هستند. ما سعی‌مان بر این خواهد بود که این مسائل مهم را با خرد جمعی حل و فصل کنیم و برایشان راهکاری در نظر گیریم.

    منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم افزود: طبیعی است که مجلس آینده به عنوان یک نهاد نظارتی بر کار دولت با مسائل جامعه سر و کار بیشتری داشته باشد، اما به نظرم اولین مطالبه مردم که می‌طلبد چگونگی کار دولت در تحقق آن مطالبه را مجلس بیشتر پیگیر باشد موضوع اقتصاد است.

    تقوی با تاکید بر اینکه هر موضوعی در زمینه اقتصاد نیازمند تبیین راهکارهای خاص خودش است اظهار کرد: ما باید شرایطی را به وجود آوریم که اگر در مواردی نیازمند تقدیم لایحه‌ای از سوی دولت و مجلس هستیم نیز این اتفاق رخ دهد و حمایت‌های لازم برای رفع مشکلات اقتصادی مردم از سوی قوه مجریه هم انجام شود.

    وی با تاکید بر اینکه توجه به موضوع تولید برای کاهش بیکاری و افزایش اشتغال مهمترین اولویت مجلس آینده است خاطرنشان کرد: اگر ما چرخ تولید را سرعت بخشیم و رونق اقتصادی ایجاد کنیم تا حدود زیادی می‌توان مسائل مربوط به معیشت مردم را حل کرد.

    منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم ادامه داد: همچنین توجه به بخش خصوصی می‌تواند چرخ تولید را سرعت بخشد و رونق اقتصادی را ایجاد کند. به خصوص که تولید یک مسئله محوری در اقتصاد است و بخش خصوصی نیز تجربه کافی در زمینه تولید را داراست.

    تقوی با تاکید بر اینکه لازم است از کار و کارآفرینی به طور جدی حمایت شود تا جامعه تحرک بیشتری پیدا کند، اظهار کرد: مهار نقدینگی فراوانی که در دستان مردم است و گاهی به سمت ارز، طلا و گاهی هم ساختمان می‌رود باید ساماندهی شود تا امکانات اقتصادی و سرمایه‌ای که در دستان مردم است به سمت تولید حرکت کند و از این طریق دلایلی و واسطه گری نیز کاهش یابد که اگر چنین شود بر ارزش پول ملی نیز تاثیرگذار خواهد بود.

    وی با تاکید بر اینکه حمایت از بخش خصوصی موضوعی است که تنها شعار آن از سوی مسئولان و دولت‌ها مطرح شده است، تصریح کرد: این موضوع از نکات مورد تاکید رهبری بوده است اما برخی مسئولان ظاهرا تنها در شعار به این موضوع توجه دارند و چندان علاقمند به اینکه امکانات را در اختیار بخش خصوصی قرار دهند نیستند که ما باید تا جایی می‌توانیم چنین فضایی را در مجلس بشکنیم و از بخش خصوصی پشتیبانی کنیم.

    منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم با تاکید بر اینکه صادرات و نیازهای جامعه باید به صورت دقیقی مشخص شود و عنان کار در بخش اقتصاد در اکثر امور به بخش خصوصی سپرده شود، گفت: اگر به بخش خصوصی میدان دهیم از آنجا که دارای تخصص، تجربه و کارکشتگی لازم هستند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. حتی معتقدیم برخی از آنان از بسیاری مسئولان تخصص، تعهد و تجربه بیشتری دارند.

    تقوی با تاکید بر اینکه از میان برداشتن بی عدالتی در پرداخت‌ها به خصوص در حقوق کارمندان و بازنشستگان از اولویت‌های مهم مجلس یازدهم خواهد بود، اظهار کرد: مجلس یازدهم باید شرایطی فراهم آورد که بازنشستگانی که زندگی‌شان را با حقوق مستمری بسیار اندکی و به سختی می‌گذرانند از این شرایط خارج شوند و بی عدالتی‌ها در پرداخت حقوق و مزایا برطرف شود. البته برای این کار لازم است مطالعه‌ای کارشناسی انجام شود تا هماهنگی بیشتری در نظام پرداخت‌ها به وجود آید.

    وی با انتقاد از مسئولانی که پس از پایان دوره خدمت‌شان به عنوان مشاور در وزارتخانه‌هایی نظیر نفت و اقتصاد مشغول می‌شوند افزود: چطور است که آقایان هر کدام بعد از ۳۰ تا ۴۰ سال حضور در مناصب می روند و در وزارت نفت مستقر می‌شوند و در آنجا مشاور وزیر یا فلان مدیرکل می‌شوند؟ آنجا چه خبر است؟ چرا کسی به کمیته امداد و بهزیستی نمی‌رود تا در آنجا مشاوره دهد و کمک رسان مستضعفان باشد؟

    منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم با تاکید بر اینکه باید استقلال مجلس در امور حفظ شود و امر نظارت بر کار دولت به درستی صورت پذیرد، تصریح کرد: معنای نظارت مچ گیری یا چوب لای چرخ گذاشتن دولت نیست. ما نیازمند نظارت بر کار دولت هستیم تا مدیران شایسته بر مناصب حضور داشته باشند و ناکارآمدها و ناشایسته‌ها از آن دور شوند. قانون اساسی این اهرم نظارت را جهت سالم سازی کارها و برطرف کردن مشکلات در اختیار مجلس قرار می‌دهد. پس باید به درستی از آن استفاده کنیم.

    تقوی تاکید کرد: مجلس یازدهم باید از خود شروع کند و البته این نظارت در درون مجلس هم وجود داشته باشد. کمیته نظارت بر رفتار نمایندگان باید تقویت شود و البته برای تقویتش نیازمند این هستیم که از شکل فعلی آن فاصله بگیرد.

    وی خاطرنشان کرد: اینکه شورای نگهبان بعد از چهار سال ۹۰ نفر از نمایندگان یک مجلس را رد صلاحیت می‌کند. این یعنی یک جای کار مجلس ایراد داشته است. این کمیته چه می‌کرده است که باید یک سوم از نمایندگان این مجلس رد صلاحیت شوند و ۱۱۷ نفر از آنان نیز از سوی مردم مورد قبول قرار نگیرند و رای نیاورند. این یعنی در مجلس اوضاع خوبی نبوده و نمایندگان به درستی عمل نکرده‌اند. هر چند که در میان آنان افراد قابل قبول هم وجود دارد.

    منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم با بیان اینکه نباید مجلس را پل رانت خود و فرزندان‌مان سازیم، اظهار کرد: هر امکاناتی که در مجلس در اختیار نمایندگان قرار می‌گیرد برای خدمت به مردم است، نه شخص خود ما، ما باید از این امکانات برای رفع مشکلات مردم استفاده کنیم تا خدای نکرده جوری نشود که بگویند فلان نماینده مجلس فساد اقتصادی داشته و از رانت استفاده کرده است. وای به ما اگر بخواهیم از امکانات مجلس به سود خود و همراهان‌مان استفاده کنیم.

    ۲۷۲۱۶

  • طرح ملی مسکن انقلاب را در مجلس یازدهم کلید می‌زنم

    طرح ملی مسکن انقلاب را در مجلس یازدهم کلید می‌زنم

    طرح ملی مسکن انقلاب را در مجلس یازدهم کلید می‌زنم
    طرح ملی مسکن انقلاب را در مجلس یازدهم کلید می‌زنم

    سید محمدرضا میرتاج الدینی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اولویت‌های مجلس یازدهم، اظهار داشت: مشکل اقتصادی مردم مسئله‌ای کتمان‌ناپذیر است و بر این اساس مجلس یازدهم باید برنامه‌هایی را برای بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم و افزایش قدرت خرید آنان داشته باشد.

    منتخب مردم تبریز در مجلس یازدهم با تأکید بر ضرورت برنامه ریزی برای حل مشکل مسکن، اظهار داشت: بنده طرحی را تحت عنوان طرح ملی مسکن انقلاب آماده کرده ام تا خانه اولی‌ها، کسانی که در حاشیه شهرها سکونت می‌کنند و همچنین کسانی که خانه‌هایشان فرسوده است، از این طریق بتوانند خانه دار شده و یا آنکه خانه‌های خود را بازسازی کنند.

    میرتاج الدینی بیان کرد: اصلاح نظام بانکی و مالیاتی هم یکی از اولویت‌های اصلی کشور است که نمایندگان مجلس یازدهم باید برای حل آن چاره اندیشی کرده و برنامه داشته باشند.

  • شمار فوتی های ناشی از کرونا در آمریکا از ۶ هزار نفر فراتر رفت

    شمار فوتی های ناشی از کرونا در آمریکا از ۶ هزار نفر فراتر رفت

    شمار فوتی های ناشی از کرونا در آمریکا از ۶ هزار نفر فراتر رفت
    شمار فوتی های ناشی از کرونا در آمریکا از ۶ هزار نفر فراتر رفت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، دانشگاه هاپکینز آمریکا در جدیدترین آمار مربوط به شیوع کرونا در این کشور امروز جمعه اعلام کرد که شمار فوتی های ناشی از کرونا در آمریکا از مرز ۶ هزار نفر گذشته است.

    بر اساس آمار این دانشگاه؛ شمار فوتی های ناشی از کرونا در آمریکا تا به امروز به ۶۲۸۵ نفر رسیده است.

    دانشگاه هاپکینز اعلام کرد که طی ۲۴ ساعت گذشته ۱۱۶۹ فوتی ناشی از کرونا ثبت شده است.

  • دولت، شغل پایدار ایجاد کند/ برای تحول ساختار اقتصادی اصلاح شود

    دولت، شغل پایدار ایجاد کند/ برای تحول ساختار اقتصادی اصلاح شود

    دولت، شغل پایدار ایجاد کند/ برای تحول ساختار اقتصادی اصلاح شود
    دولت، شغل پایدار ایجاد کند/ برای تحول ساختار اقتصادی اصلاح شود

    حسین کمالی، دبیرکل حزب اسلامی کار و وزیر اسبق کار و امور اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اولویت‌های دولت در سال ۹۹ گفت: به نظر من مهمترین اولویت دولت در سال جدید باید مسئله ایجاد اشتغال و کار برای مردم و جوانان کشور باشد.

    وی افزود: اگر برای مردم اشتغال ایجاد شود و تا بتوانند خودشان از پس معاششان بر بیایند هم فرهنگ کار کمتر آسیب می بیند و هم این موضوع جا می‌افتد که همه باید از محل تلاش خودشان زندگی کنند.

    وی همچنین گفت: برای اینکه بتوانیم به این سطح از ایجاد اشتغال دست پیدا کنیم باید ساختار اقتصادی کشور اصلاح شود؛ یعنی مقدمه واجب دستیابی به اشتغال این است که اقتصاد ایران که از محل فروش منابع اداره می‌شود باید به سمت اقتصاد تخصصی، رقابتی و مزیتی و بر اساس مزیت‌های ملی سامان یابد و معطوف به سود باشد.

    کمالی در ادامه تاکید کرد: در این حالت هم کارگر، هم کارفرما و هم دولت بهره می‌برند، اشتغال ایجاد می‌شود و اشتغال آنها نیز اشتغال پایدار خواهد بود.

    وی افزود: بنابراین به نظر من اصلاح ساختار اقتصادی به عنوان مقدمه همه تحولات و سپس ایجاد اشتغال و بعد از آن هم اصلاح سیاست خارجی باید الویت‌های دولت در سال جدید باشد.

    دبیرکل حزب اسلامی کار با اشاره به اینکه اصلاح ساختار اقتصادی نیاز به توجه همه مسئولین کشور دارد گفت: همه ارکان جامعه باید به این نتیجه برسند که ساختار اقتصادی نیاز به اصلاح دارد و همه در کنار هم بایستند تا کار به نتیجه برسد اما متأسفانه چنین اراده‌ای میان مسئولین کشور وجود ندارد.

    وی افزود: در برنامه ششم توسعه به عنوان مصوبه آمده است که اقتصاد کشور باید مزیتی_رقابتی شود اما در چند سال گذشته کمتر در این مسیر قدم برداشته شده است، دلیلش هم این است که اراده‌ای برای تغییر و تحول اساسی وجود ندارد.

  • اعلام آمادگی قزاقستان برای برگزاری دور جدید مذاکرات سوریه

    اعلام آمادگی قزاقستان برای برگزاری دور جدید مذاکرات سوریه

    اعلام آمادگی قزاقستان برای برگزاری دور جدید مذاکرات سوریه
    اعلام آمادگی قزاقستان برای برگزاری دور جدید مذاکرات سوریه

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، رئیس جمهور قزاقستان در جریان تماس تلفنی خود با شارل میشل رئیس شورای اروپا تاکید کرد که کشورش آماده برگزاری دور جدیدی از مذاکرات درباره بحران سوریه است.

    پیش از این ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه و رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در تاریخ ۵ مارس گذشته مذاکراتی در خصوص اوضاع استان ادلب سوریه و افزایش تنش ها در این منطقه انجام دادند.

    بعد از این نشست یک سند مشترک امضا شد و بر ضرورت اجرای مفاد نشست آستانه و اجرایی شدن آتش بس تأکید شد.

    لازم به ذکر است که تا کنون چندین دور از مذاکرات مربوط به بحران سوریه در قزاقستان برگزار شده است.

  • طلایی: نه اصولگراها در حفظ سرمایه‌اجتماعی توفیق داشتند نه اصلاح‌طلبان

    طلایی: نه اصولگراها در حفظ سرمایه‌اجتماعی توفیق داشتند نه اصلاح‌طلبان

    طلایی: نه اصولگراها در حفظ سرمایه‌اجتماعی توفیق داشتند نه اصلاح‌طلبان
    طلایی: نه اصولگراها در حفظ سرمایه‌اجتماعی توفیق داشتند نه اصلاح‌طلبان

    به گزارش خبرآنلاین، مرتضی طلایی معتقد به بازسازی اعتماد عمومی است اما این را هم می گوید که اعتماد مردم به مسئولان کم شده است نه حاکمیت. از هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب گلایه دارد که نتوانسته اند سرمایه اجتماعی خود را حفظ کنند و معتقد است مردم در انتخابات دوم اسفند به اصلاح طلبان «نه» گفتند نه اینکه به برنامه اصولگرایان رأی داده باشند.

    >>>>در همین رابطه بخوانید؛

    طلایی: در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدای اصولگراها ۲۵ میلیون رأی دارد

    مرتضی طلایی از چهره های سیاسی اصولگرا و نزدیک به قالیباف ابایی ندارد این را هم بگوید که بخاطر احمدی نژاد مردم کل جریان اصولگرا را حذف کردند. این عضو پیشین شورای شهر تهران می گوید«اگر ما بخواهیم در مسیر گام دوم انقلاب قدم برداریم، یکی از راهکارها این است که وضع موجود را اصلاح کنیم، ما به اصلاح قوه مجریه و مقننه نیاز داریم، ما نیاز داریم که سازمان ها تشکل های سیاسی را سر و سامان دهیم و به آنها رسمیت بخشیم.»

    مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید؛

    *****

    *آقای طلایی! در سال های اخیر بسیاری از مسئولان و چهره های سیاسی بارها بحث بی اعتمادی مردم نسبت به نظام سیاسی کشور را مطرح کردند و هشدارهایی هم نسبت به پایین آمدن این اعتماد عمومی داده شد، برخی این موضوع را به مشارکت پایین مردم در انتخابات مجلس یازدهم نسبت به دوره های قبل هم مرتبط می دانند. با این تفاسیر شما فکر می کنید لزوم بازسازی اعتماد عمومی در گام دوم انقلاب وجود دارد؟

    اعتماد همچون فنداسیونی است که یک ساختمان در آن بنا می شود. بقا، دوام و استحکام یک ساختمان بستگی به زیرساخت و فنداسیونی دارد که برای آن پیش بینی شده است. به زبان جامعه شناسی باید بگویم که اعتماد مردم و اعتماد عمومی همچون سرمایه اجتماعی است که رابطه بین مردم و حاکمیت و دولتمردان و مسؤلان را برقرار می کند و به هر میزانی که این اعتماد قوی تر باشد میزان مشارکت و همکاری مردم هم با مدیران و دست اندرکاران و دولتمردان بیشتر خواهد بود.

    البته این اعتماد صرفا موضوعی نیست که ما در حد رابطه بین مردم و حاکمیت و یا دولت به آن اکتفا کنیم. اعتماد سرمایه ای است که در تمام حوزه ها و سطوح کاربرد دارد، از مهمترین  و در عین حال حیاتی ترین مجموعه و نهاد به نام نهاد خانواده هم مورد توجه قرار می گیرد. اگر بین اعضای خانواده و فرزندان و یا بین اولیا و فرزندان اعتماد وجود نداشته باشد چالش ها و مشکلاتی که برای آن خانواده پیش می آید قابل حل نیست؛ همینطور که جلو بیاییم در سطوح سازمان ها و حوزه های مدیریتی از جزئی ترین دستگاه های اجرایی و بخش های مرتبط تا کلیت یک دولت و حاکمیت هم مورد توجه است.

    اعتماد عمومی مردم آسیب دیده است

    همه نظام های سیاسی، دولتمردان و همه کارگزاران و مدیران در تمام سطوح باید موضوع اعتماد اجتماعی را به عنوان یک سرمایه و به عنوان یک عامل بقا و حیات بدانند و در تقویت و گسترش آن تلاش کنند. امروز در جامعه ما، همه اذعان دارند که ضریب اعتمادی که ما از آن صحبت می کنیم کاهش پیدا کرده است.

    این موضوع براساس مطالعات و سنجش هایی که صورت گرفته و همچنین مطالعات سرمایه های اجتماعی در ۲ دوره در سالهای گذشته اثبات شده است. متاسفانه بررسی ها این واقعیت را نشان می دهد که اعتماد مردم دچار آسیب شده است. این مطالعات حتی نشان می دهد که اعتماد بین فرد با فرد هم آسیب دیده ، به طور مثال اگر شما در قدیم می خواستید مسافرت بروید، منزلتان را به همسایه می سپردید که مراقب باشد، اما امروز این اعتماد به حدی آسیب دیده که مردم از این کار هم اجتناب می کنند.

    اعتماد مردم به مسئولان کم شده نه به حاکمیت و نظام سیاسی

    البته  موضوع قابل توجه این است که وقتی ما از اعتماد حرف می زنیم نباید این اعتماد را به نظام سیاسی و حاکمیت تعمیم دهیم، اگرچه این کاهش اعتماد تاثیراتی بر حاکمیت هم دارد اما حاکمیت و نظام سیاسی دارای یک ساختار و سازمانی است که بر اساس عملکرد مدیران، کارگزاران و دولت ها به گردش در می آید و به خودی خود عاملی برای تولید امنیت سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی نیست.

    مسئله این است که کارگزاران و مسؤلان و مدیرانی می آیند و با عملکرد خودشان این نسبت را از خط قرمزهایش عبور می دهند تا جایی که ممکن است میزان ناراحتی و گلایه مردم آنقدر افزایش پیدا کند که بی اعتمادی خودشان از قوای سه گانه و دستگاه های گوناگون را هم به نظام سیاسی و حاکمیت تعمیم دهند، اما وقتی با همین مردم می نشینیم و صحبت می کنیم و مسائل را از هم تفکیک می کنیم می بینیم که اینطور نیست.

    این موضوع در برخی مناسبت های ملی، انقلابی و مذهبی هم به اثبات می رسد، می بینیم که حضور مردم بیانگر این است که آنها به نظام سیاسی و حاکمیت اعتماد و اعتقاد دارند. بارزترین نمونه آن در سال ۹۸ و در ایام شهادت شهید سلیمانی رخ داد. برآوردها از میزان حضور مردم در تجمعات و مجالس گوناگونی در سطح کشور چیزی حدود ۵۰ میلیون نفر محاسبه شد، درحالی که ایشان یک فرد نظامی بود و به آن معنا کار اجرایی نداشت و درحالی که برخی می گویند  مردم نسبت به نظامی ها چندان روی خوشی ندارند اما ما دیدیم وقتی یک چهره زندگی سالم و پاک داشته و یک انسان مخلص و فداکار برای کشور و ملتش بوده، مردم به شهادت او اینچنین واکنش نشان می دهند.

    بین اعتماد مردم به حاکمیت با اعتماد به کارگزاران و مدیران تفکیک قائل شویم

    شاید این موضوع نزدیکترین نمونه ای باشد که بتوان به حاکمیت تعمیم داد، چراکه نیروهای مسلح در ساختار نظام سیاسی ما در جایگاهی قرار دارند که نسبتشان با حاکمیت نسبت بسیار تنگاتنگی است و زیر نظر فرماندهی معظم کل قوا فعالیت می کنند. نسبت فرماندهی کل قوا هم با نظام سیاسی و حاکمیت خیلی تنگاتنگ است، بنابراین می خواهم از این رویداد نتیجه بگیرم که باید مرز بین اعتماد مردم به حاکمیت و نظام سیاسی با اعتماد مردم به دولت و قوای مختلف و کارگزاران و مدیران را تفکیک کرد.  ناکارآمدی، سوءمدیریت ها، مفاسد مالی، رانت خواری ها و… جزو عواملی است که این اعتماد را در جامعه ما مخدوش کرده است.

    به خصوص مسئله ناکارآمدی؛ به هر حال مردم انتظار دارند که دولت و قوای مختلف در جامعه برایشان کار کنند و به آنها خدمت کنند. مشخص است که این کار با مصاحبه و گفت و گو محقق نمی شود و مردم باید خدمت رسانی را در زندگیشان لمس کنند، وقتی مردم می بینند که قیمت مایحتاج عمومی شان هر روز نوسان دارد و هیچ نظارتی بر عرضه این خدمات به مردم نیست، هرچه هم دولت بگوید ما به مردم احترام می گذاریم و مردم  برای ما اهمیت دارند، مردم تمام این گفته ها را در حد حرف می بیند.

    تغییر رئیس قوه قضاییه موجب امیدواری و احیا اعتماد مردم شد

    این امر البته در سایر قوا هم همین گونه است، مثلا در قوه قضاییه.  همین تغییر مدیریتی که در راس حوزه صورت گرفت بسیار موجب امیدواری شد و باعث شد نوعی احیا اعتماد مردم به قوه قضاییه شکل بگیرد. چرا که مردم می بینند مدیریتی به راس قوه آمده و تلاش می کند خواست مردم از جمله مبارزه با فساد، اجرای عدالت و.. را برآورده کند. مردم زمانی که عملی را ببینند اعتماد می کنند.

    آقازاده فلان مسئول این میزان دلار را از کجا آورده است؟

    به طور مثال شما دیدید که خزانه داری آمریکا یک لیست شصت و چند نفره ای را به عنوان فرزندان مسؤلان و دولتمردان ما در گذشته و حال اعلام کرد و گفت که عدد قابل توجهی از دارایی آنها را در آمریکا مصادره کردند. وقتی من به عنوان یک شهروند می بینم که آقازاده فلان مسؤل و همه آقازاده های مسؤلان در سطوح مختلف در آمریکا هستند و این میزان دلار در حساب های آنها بوده ، این سوال برایم مطرح می شود که آنها این دلارها را از کجا آورده اند؟ پدران آنها هم مثل ما کارمند هستند پس این پدر چگونه این همه پول میلیاردی به دلار را در حساب فرزندش در آمریکا قرار داده است؟ نتیجه همه این مسائل می شود بی اعتمادی مردم که ما امروز به عنوان مهم ترین چالش در جامعه با آن مواجه هستیم.

    از طرفی اگر بخواهیم یک مثال روشن تر بزنیم، موضوع شیوع ویروس کرونا قابل توجه است. اینکه چرا علی رغم اینکه جان مردم در خطر است اما میزان همکاری مردم با دولت به طور مشخص در بخش های مختلف برای همراهی در مدیریت بحران پایین است؟ مسؤلان به هر شیوه ای از مردم می خواهند که از خانه هایشان بیرون نیایند اما مردم گوش نمی کنند، این اتفاق چرا افتاده است؟ اگر مسولان ما از این اتفاقات درس بگیرند متوجه می شوند که مردم مشارکت و همکاری با خواسته های دولت ندارند که ناشی از بی اعتمادی است. با توجه به چنین مسائلی می توان روزنه امیدی برای اصلاح مسیر گذشته باز کرد.

    *افراد و دستگاه های مختلف، به نوعی به احزاب و گروه های سیاسی موجود در کشور (مشخصا ۲ طیف اصلاح طلب و اصولگرا) وابستگی دارند. در چند سال اخیر هم اعتراضاتی از سوی بخشی از مردم صورت گرفت که بیشتر متوجه مسائل معیشتی بود. اما شعار « اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا،» هم از درون این اعتراضات شنیده شد. شما فکر می کنید بخشی از این بی اعتمادی به کارکرد گروه ها و چهره های سیاسی مربوط می شود؟ و آیا لازم است گروه های سیاسی یک بازسازی و تغییری درون جناحی داشته باشند؟ البته هر دو جناح از ضرورت این بازسازی صحبت می کنند. اصولگرایان که در این چند سال اخیر به بحث انقلابی بودن و بازگشت به اصول انقلابی روی آوردند و اصلاح طلبان هم ضرورت این بازسازی را مورد تاکید میدانند. اما آیا دو جناح باید جدا از هم بازسازی انجام دهند؟ یا برای اینکه این اعتماد بازگردد لازم است که مشترکا و پای یک میز مذاکره این کار را انجام دهند؟

    پیش از هرچیز باید بپذیریم که ما در کشور به طور رسمی تشکیلات سیاسی نداریم. دو جریان فکری و اندیشه ای در کشور وجود دارد که اگر از اول انقلاب به آن نگاه کنیم به خط راستی ها و چپی ها معروف بودند و امروز اصولگرا و اصلاح طلب خوانده می شوند. آنها بیشتر دو گفتمانی هستند که برخواسته از اندیشه های بزرگان و لیدرهای کشور بوده که خودشان را در جایگاه رهبری و لیدری جامعه می دیدند و با طرح موضوعات مختلف اعتماد بعضی از مخاطبین را در جامعه به خودشان جلب کردند.

    نه اصولگرایان در حفظ سرمایه اجتماعی توفیقی داشتند نه اصلاح‌طلبان

    ما امروز نمی توانیم بگوییم وضعیت کدام حزب و یا جمعیت سیاسی در جامعه چطور است، به نوعی برای همین دو تشکیلات هم ما می توانیم نقش دولت در سایه را تعریف کنیم، یعنی زمان هایی که در حاکمیت نیستند به سایه می روند و زمان هایی که به حاکمیت می آیند در متن قرار می گیرند. هر دو جریان چه آن زمان که در متن بودند و چه آن زمان که در سایه بودند، به شیوه های مختلف در حفظ سرمایه اجتماعی خود که اعتماد مخاطبانشان بوده توفیق چندانی نداشتند.

    مردم در انتخابات ۲ اسفند به برنامه‌های اصولگرایان رای ندارند، به اصلاح‌طلبان «نه» گفتند

    من بر این باورم که حتی در همین انتخاباتی که اخیرا برگزار شد، مرم به برنامه ها و سیاست هایی که جریان اصولگرا تبیین و معرفی کرد رای ندادند بلکه آنها در پاسخ به عملکرد اصلاح طلبان حاکم بر دولت و مجلس و مدیریت شهری «نه» گفتند. چون عملکرد آنها را نپسندیدند و تایید نکردند. در عین حال اعتمادشان به آنها سلب شد نهایتا به طور طبیعی باید گزینه بعدی را انتخاب می کردند و سراغ اصولگرایان آمدند.

    *می توان گفت که این موضوع به یک چرخه در کشور تبدیل شده چون در مجلس دهم و دولت یازدهم هم دقیقا همین اتفاق افتاد.

    بله. آنجا هم مردم به اصلاح طلبان رای ندادند بلکه در نفی عملکرد اصولگرایانی که در متن مدیریت بودند چنین رایی دادند. چون عملکرد آنها را قبول نداشتند. البته تبلیغات سوءیی هم که علیه شان صورت گرفت موجب پیروزی اصلاح طلبان شدند. این نکته مهمی است که آیا مردم به برنامه ها، سیاست ها و وعده های اصولگرایان و اصلاح طلبان رای می دهند؟ خیر، ما هرگز چنین چیزی را ندیده ایم. البته در انتخابات ریاست جمهوری و مناظرات به صورت کلی یک کلید واژه هایی مطرح می شود هرچند متاسفانه باید عرض کنم که این کلیدواژه ها هم بیشتر در نفی و حذف و کوبیدن رقیب بوده و به عنوان یک برنامه مطرح نشده است.

    به طور مثال مردم از عملکرد دولت های نهم و دهم از باب سیاست خارجی دلخور بودند بنابراین رقیبی که در انتخابات شرکت کرد، گفت ما برای اینکه مسائل را حل و فصل کنیم می خواهیم تدبیر کنیم، “تدبیر”و “امید” کلیدواژه شد، این کلیدواژه ها ضعف هایی بود که مردم در عملکرد دولت های نهم و دهم احساس کردند. می خواهم بگویم که رقیب می آید و از این ضعف ها استفاده ابزاری می کند و اینگونه نیست که بگوید یک برنامه مشخص دارد و اگر روی کار آمد آن را عملی می کند.

    دولت فعلی بر سوءمدیریت ها و ایرادات دولت های نهم و دهم سوار شد

    همانطور که الان می بینیم که دولت های یازدهم و دوازدهم رو به پایان است اما کدام یک از وعده هایی که در دو دوره انتخابات دادند را عملی کردند؟ چرا نتوانستند عمل کنند؟ چون برای آن هیچ برنامه ای نداشتند. این دولت بر ضعف ها، نارضایتی ها، سوءمدیریت ها و ایرادات دولت های نهم و دهم سوار شد و با نفی آنها، شعارها و کلیدواژه هایی را ارائه کرد اما در عمل هیچ کاری نکردند و هیچ کدام از مشکلات کشور حل نشد.

    مردم به خاطر ایرادات دولت احمدی نژاد، کل جریان اصولگرا را حذف کردند

    بنابراین ضمن اینکه ما تشکیلات رسمی سیاسی نداریم که بگوییم مثلا فلان حزب بوده، به مردم برنامه داده و مردم به فلان حزب رای دادند و امروز این حزب به تعهداتش عمل نکرده است لذا دیگر مردم به این حزب رای نمی دهند؛ پس می گوییم مردم از یک جریان روی برمی گرانند و به یک جریان دیگر روی می آورند، این در حالی است که چه بسا در بین هر دو جریان نیروهای کارآمد، توانا و لایق هستند که کار کرده اند و می توانند کار کنند اما مثلا به خاطر ایراداتی که در دولت های نهم و دهم وجود داشت مردم کل جریان اصولگرا را حذف کردند، تمام نیروهای کارآمد  و توانا هم با روی کار آمدن دولت یازدهم از صحنه حذف شدند و این مسئله بسیار مهمی است و آسیب هایی به کشور وارد می کند.

    در حالی که اینگونه نیست، تبلور آنچه امروز اتفاق می افتد نتیجه عملکرد شخص رئیس جمهور و وزرا است. حتی استانداران هم در سطح ملی دیده نمی شوند که مردم بخواهند آنها را ارزیابی کنند، پس این سزاوار نیست که به دلیل عملکرد سوء یک رئیس جمهور و به تبع آن چند وزیر ما بیاییم و نیروهای کارآمدی که در سطوح دیگر هستند (که در همین دولت هم هستند و اگر ما میدان به آنها بدهیم می تواندد کارآمدی داشته باشند)، را هم حذف کنیم.

    من فکر می کنم باید به سمتی پیش برویم که احزاب و تشکیلات سیاسی در کشور جایگزین دو جریان گفتمانی شوند و بپذیریم که ما دو گفتمان داریم، یک گفتمان انقلابی گری و اصولگرایی و دیگری هم گفتمان روشن فکری و متمایل به غرب. اگر واقعا می خواهیم وضعیت جامعه را درست کنیم باید بپذیریم که این دو گفتمان در جایگاه خودشان باشند و احزاب باید در دل آنها رسمیت پیدا کنند، تقویت شوند و برنامه بدهند و حزب رای بیاورد. مثلا اگر در همین انتخابات به جای دو جریان ۴۰ حزب کاندید داشتند و ۳۰ حزب وارد مجلس می شد و بعد از انتخابات این ۳۰ حزب با هم ائتلاف می کردند و با هم برای اداره مجلس تعامل داشتند چقدر وضعیت فرق می کرد؟ اما این اتفاق برعکس رخ داد.

     به اصلاح قوه مجریه و مقننه نیاز داریم

    قبل از انتخابات احزاب ائتلاف کردند و ما دیگر بعد از انتخابات چه کاری می توانیم انجام دهیم؟ هرکسی دارد کار خودش را می کند. اگر ما بخواهیم در مسیر گام دوم انقلاب قدم برداریم، یکی از راهکارها این است که وضع موجود را اصلاح کنیم، ما به اصلاح قوه مجریه و مقننه نیاز داریم، ما نیاز داریم که سازمان ها تشکل های سیاسی را سر و سامان دهیم و به آنها رسمیت بخشیم.

    همچنین باید بگوییم که احزاب بیایند و برنامه خودشان را برای بیانیه گام دوم ارائه دهند؛ بیانیه گام دوم درواقع یک سند راهبردی برای اداره کشور است. بنابراین احزاب باید بنشینند و کار کارشناسی و مطالعاتی انجام دهند و مثلا بگویند ما برای بخش مرتبط با بخش معنویت یا بخش جوانان این برنامه ها را داریم، اگر ما در کشور به قدرت برسیم برای تحقق این مباحث برنامه هایی داریم؛ آنوقت شما شاهد این هستید که دانشگاه ها و مراکز علمی و متخصصان و صاحب نظران، همه به کار گرفته می شوند چون من می بینم این افراد در شبکه های اجتماعی چه حرف های ارزشمندی بیان می کنند اما در مرحله اجرا کسی آن را اجرایی نمی کند و روی زمین می ماند، اما اگر ما حزب داشتیم این برنامه ها روی زمین نمی ماند.

    نیازی به اصلاح قوانین نیست /در موضوعی گیر نداریم که نیاز به رفراندوم باشد

    *برای این تغییری که شما هم از آن سخن گفتید بسیاری بحث بازنگری در قانون اساسی، برگزاری رفراندوم در بعضی حوزه ها، پیشنهادهایی درخصوص شکل گیری نظام پارلمانی، افزایش اختیارات رئیس جمهور و … را مطرح می کنند. شما فکر می کنید نیازی به این تغییرات قانونی وجود دارد؟ برای همین موضوع قدرت گرفتن احزاب آیا لازم است در سطح قانونی اقدامی انجام شود؟

    من فکر نمی کنم که ما مشکلی با قانون اساسی داشته باشیم و مشکل در قانون نیست. مشکل ما در اجرای قانون است، مشکل ما در نوع استفاده از ظرفیت ها است، ما در حال حاضر در موضوعی گیر نداریم که بگوییم چون این کار گیر کرده باید با رفراندوم این مساله را حل کنیم. ما قانون احزاب داریم؛ مدیریت ها، کارگزاران و دولتمردان باید به این موضوع توجه کنند و به آن بپردازند. به اعتقاد من همین قوانینی موجود می تواند به راحتی مشکلات ما را حل کند.

    کشور ما انعطاف زیادی دربرون رفت از مشکلات و بن بست ها دارد، نمونه اخیر آن حل مسئله بودجه سال ۹۹ بود، شرایط کشور به گونه ای شد که مجلس جلسه ای تشکیل نداد و گفتند نمی توانند تشکیل جلسه بدهند. به رهبری رجوع کردند که مصوبه کمیسیون تلفیق به عنوان مصوبه تلقی شود و به دولت ابلاغ شود و کشور لنگ نماند؛ این را با رفراندوم که نمی شود حل کرد، هرچند نباید بگذاریم کار به اینجا برسد و ما نباید از اختیارات رهبری اینگونه استفاده کنیم اما می خواهم بگویم انقدر ظرفیت داریم که به هر مشکلی که برخورد کنیم به واسطه حدود قانون اساسی مان و جایگاهی که رهبری در قانون اساسی دارد، برای مشکلات تدبیر شود.

    در همین بحث کرونا هم وقتی احساس شد دولت بیش از این نمی تواند به تنهایی موضوع را مدیریت کند رهبری ورود پیدا کردند و با اختیارات قانونی خود نیروهای مسلح را وارد موضوع کردند.

    برای همه مشکلات هم راهکارهای قانونی وجود دارد، آنهایی که بحث رفراندوم را مطرح می کنند بیشتر جنبه سیاسی دارد و که با این شیوه ها و سیاسی کاری می خواهند فرار رو به جلو داشته باشند. من به سابقه اجرایی کار خودم که نگاه می کنم می بینم، پلیس، پلیس بوده است و تغییری نکرده، اما من در دوره ای آمدم و مسولیت فرماندهی پلیس تهران بر عهده من بود، با همان اختیاراتی که داشتم تحولات گسترده ای را در بخش های مختلف سخت افزاری و نرم افزاری ایجاد کردم. بنده از اختیاراتم عبور نکردم و خلاف قانون هم عمل نکردم اما باعث تحولات شدم، نفرهای بعد از من هم می توانند همینگونه باشند، چه بسا که بهتر از من هم بوده اند. پس ما مشکل قانون و قانون اساسی نداریم، بلکه ناکارآمدی مدیریتی وجود دارد.

    ۲۷۲۷

  • سرداری که هم قهرمان عملیات مرصاد بود هم فاتح قله کدو

    سرداری که هم قهرمان عملیات مرصاد بود هم فاتح قله کدو

    فاتح قله کدو
    فاتح قله کدو

    سردار شهید حاج میرزامحمد سلگی در طول زندگی پرافتخارش با شهدای بسیاری همنشین بود و از آنها درس‌های بزرگی آموخت، یکی از آن شهدا سردار حاج حسین همدانی بود که دوستی آنها به همان روزهای اولیه جنگ برمی‌گردد، سردار همدانی خاطرات بسیاری از او در کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» نقل کرده که در زیر می‌خوانیم:

    او ملایی به تمام معنا اهل دعا و قرآن بود

    میرزا محمد سلگی را از سرپل ذهاب و مهران می‌شناختم و به ویژه در عملیات تکمیلی مسلم‌بن عقیل در سومار او را زیر نظر داشتم که عملکرد بسیار خوبی داشت…قبل از عملیات والفجر ۲ طی دو ما مشورت شورای فرماندهی تیپ و مسؤولین شهرستان نهاوند، تصمیم گرفتیم که میرزا محمد سلگی را جایگزین او کنیم و همه می‌دانستند برای میرزا محمد عنوان و مرتبه و جایگاه مهم نیست، او ملایی به تمام معنا اهل دعا و روایت و قرآن بود و فقط به ادای تکلیف فکر می‌کرد.

    حاج میرزا همه خوبی‌ها و کمالات را یک جا داشت

    با سرهنگ صیاد شیرازی و سرهنگ آبشناسان از ارتش و تعدادی از فرماندهان یگان‌های سپاه برای ادامه عملیات والفجر ۲ جلسه داشتیم همه نگران وضعیت ارتفاع بلند و استراتژیک کدو بودند، کدو مثل عقاب بالای همه ارتفاعات منطقه ایستاده و روی بقیه پنجه کشیده بود…قرار شد یک گردان از تیپ ما روی این کوه با هلیکوپتر پیاده شود در چنین مواقعی گردان ابالفضل(ع) را بهترین گزینه می‌دیدیم دلیل اصلی این انتخاب ویژگی‌های منحصر به فرد فرماندهانش میرزا محمد سلگی بود؛ او همه خوبی‌ها و کمالات را یک جا در خود داشت، شجاعت، توکل، صبر، اخلاص، مدیریت و تعبد. ابتدا در جمع فرمانده گردان‌ها مطرح کردم که باید یک گردان داوطلب هلی‌برن روی کوه کدو شود. فرمانده گردان‌ها نه نگفتند و آره هم نگفتند و سکوت کردند و تنها میرزا محمد بود که گفت: آماده‌ام.

    میرزا محمد سلگی فاتح  قله کدو

    دم غروب بود که با هلیکوپتر ۲۱۴ دامنه کوه پیاده شدیم. همزمان نیروهای گردان حاج میرزا با هلیکوپتر شنوک هلی‌برن شدند. انصافا بالای کدو رفتن دل و جیگر می‌خواست اما در آن شرایط و آن سرمای سخت در دل تاریکی و مقابل تیر مستقیم دشمن سلگی به همراه نیروهایش بی‌هیچ اعتراضی و گلایه‌ای راه صعود را پیش گرفتند آنها ساده‌ترین امکانات را نداشتند… مدیریت ۴۰۰ نفر بالای کوه با این شرایط کار هر کسی نبود اما چون میرزا محمد مرد میدان عمل بود و نیروهایش عاشقانه پشت سر او بودند. ساعت ۸ شب از آنها جدا شدیم و سلگی و نیروهایش چند شبانه‌روز آن بالا بودند. پوستشان از سرما سیاه شده بود. گاهی با بی‌سیم از میرزا محمد پرسیدم: «چه خبر؟» و یک کلمه می‌گفت: «امن و امان» و من می‌دانستم او و گردانش هم با آتش دشمن مقابله می‌کند و هم با سرمای کدو. سلگی فرماندهی نمی‌کرد، پدری می‌کرد. نیروهایش را نوازش می‌کرد و همیشه با حال و با اخلاص بود. اگر در تاریخ جنگ بخواهند شناسنامه فتح قله کدو در عملیات والفجر ۲ را بنویسند نام میرزا محمد سلگی به عنوان فاتح این قله باید ثبت شود. از نظر من که فرمانده‌اش بودم او نمره ۲۰ گرفت.

    تا همدانی اجازه ندهد به عقب نمی‌روم

    با گردان حضرت ابالفضل چند بار تماس گرفتم. اول گفتند که حاج میرزا شهید شده و بعد معاونش حسن بهرام‌نیا گفت: نه حاجی از پهلویش تیر خورده و زخمی است. کمی آرام شدم و بالاخره صدای او را داخل شبکه شنیدم. پرسیدم میرزا وضعت چطوریه؟

    گفت: خوبم…

    گفتم: وضع گردان

    گفت: بهتر از من

    گفتم …باید به عقب برگردی

    گفت: خواهش می‌کنم،‌ تمنا می‌کنم، اجازه بدهید تا صبح کنار بچه‌ها باشم تا خط تثبیت شود،‌ او درست تشخیص داده بود همه می‌گفتند که اگر لحظه اول مجروحیت به عقب می‌آمد معلوم نبود سرنوشت گردانش چه می‌شود. او پس از تماس با من به نیروهایش گفته بود تا همدانی اجازه ندهد به عقب نمی‌روم.

    نمازخوان ساده را نمازشب‌خوان می‌کرد

    لذت‌بخش‌ترین صحنه جهاد،‌ دیدن اشک‌های بچه‌ها در خلوت نماز شب‌ها بود. معروف بود که یک نمازخوان ساده که خیلی اهل نوافل و مستحبات نیست اگر پایش به گردان حضرت ابالفضل(ع) برسد نمازشب‌خوان می‌شود. سلگی در طول روز با نیروهایش کار آموزشی می‌کرد،‌ گاهی شب‌ها خودش به شناسایی می‌آمد اما با این وجود از لذت خواندن نماز شب نه او و نه بچه‌هایش محروم نبودند. یک شب مهمان گردان او بودم. خیلی خسته و کوفته از منطقه برگشته بودم.دو ساعت مانده به نماز صبح بیدار شدم. فکر کردم که وقت نماز صبح است، دیدم که بیشتر نیروهای او مثل نماز صبح بیدارند.

    میرزامحمد از نیروهایش عقب نمی‌ماند

    به یاد ندارم که میرزا محمد حتی یک بار از نیروهایش عقب بماند و این رمز موفقیت او در گردانش بود. در منطقه سومار از او و بقیه گردان‌ها خواستم که از دل نیروهای گردان، دسته‌ای متمایز و متفاوت را به نام دسته ویژه انتخاب کنند. میرزا محمد التماس می‌کرد که بگذار خودم فرمانده این دسته ویژه باشم و مسئولیت گردان به را جانشینم بسپارم.

    شهید صیاد شیرازی علاقه خاصی به میرزا داشت

    سرهنگ صیاد شیرازی روحیه بسیجی بسیار بالایی داشت و از فرماندهان سپاه خواست گردان‌هایی را برای تقویت بنیه رزمی ارتش به یگان‌های او مأمور کنند و من به دلیل روحیات خاص حاج میرزا او و گردانش را به عنوان گردان نمونه انصارالحسین(ع) به فرمانده نیروی زمینی ارتش معرفی کردم. سرهنگ حاج میرزا را از عملیات والفجر۲ می‌شناخت و به او علاقه خاصی داشت.

     ایمان او تحمل هر سختی را آسان می‌کرد

    ایمان میرزا محمد سلگی تحمل هر سختی را آسان می‌کرد. از آلمان آمده بود و ما برای عیادتش به نهاوند رفتیم. با اینکه برای ادامه درمان باید به آلمان برمی‌گشت ولی تمام فکر و ذهنش جبهه بود. آن روز از همه چیز صحبت شد الا پاهای قطع شده‌اش.

    هنوز فرمانده من هستی

    دو سال بود که از لشگر انصارالحسین(ع) رفته بودم و عملیات مرصاد با آقای حمید سالکی بود. وقتی میرزا محمد سلگی من را در عملیات دید خیلی خوشحال شد و از روی اخلاص و صداقتی که داشت گفت: تا اینجا کار با من بود و شما هنوز فرمانده من هستی و حالا که آمدی ادامه کار با تو باشد. گفتم: من مسئولیت دیگری دارم و از طرف قرارگاه قدس آمده‌ام و نمی‌خواهم در کار فرماندهی لشگر دخالت کنم.

    میرزا محمد قهرمان عملیات مرصاد بود

    میرزا محمد قهرمان عملیات مرصاد بود. همه فرماندهانی که با او کار کرده بودند عاشق مرام و اخلاقش بودند. در شجاعت و صبر بی‌نظیر بود. دفاع مقدس ۸ ساله با عملیات پرشکوه و افتخارآمیز مرصاد به پایان رسید و به نظرم میرزا محمد قهرمان گمنام این حماسه بود. چند روز بعد از عملیات برای دیدنش به نهاوند رفتم، خیلی دل گرفته بود. دل گرفته‌تر از تمام سال‌هایی که او را می‌شناختم. تمام دوستان و همرزمانش طی این سال‌ها به شهادت رسیده بودند.

    گفتم: حاج میرزا خوش به حالت، تو کارنامه درخشانی در جنگ داشتی و پیش شهدا و در محضر خدا روسفیدی، سند این روسفیدی همین بدن پر از تیر و ترکش و دو پای قطع شده توست. دستش را روی قلبش گذاشت و با سوز و آه و افسوس گفت: خوش به حال آنان که خون قلبشان را نثار راه و مکتب حسین(ع) کردند و خواند «الذین بذلوا مهجهم دون‌الحسین علیه السلام»

    برگرفته از کتاب «آب هرگز نمی‌میرد»

    ۲۷۲۷