
برچسب: خبر
خبر های روز ایران و جهان و تحلیل خبرهای سیاسی
-

تمیز کردن واگن های مترو در مسکو
شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمیشود.
- نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمیشود.
-

آغاز رسیدگی به روند استیضاح ترامپ در سنای آمریکا

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، روند دادرسی لوایح استیضاح دونالد ترامپ در مجلس سنای آمریکا از امروز اول بهمن ماه از سر گرفته میشود.
دادگاه استیضاح رئیسجمهوری آمریکا در سنا قرار است شش روز در هفته جریان داشته باشد.
مجلس نمایندگان آمریکا رأی به استیضاح دونالد ترامپ داده و در همین راستا نیز ادامه این روند به مانند دادگاه در مجلس سنا ادامه مییابد.
مجلس نمایندگان آمریکا روز ۲۸ دی ترامپ را متهم کرد که با سوءاستفاده از قدرت نهاد تحت ریاستش بر دولت اوکراین فشار آورده تا در انتخابات ایالات متحده، برای رسیدن به منافع سیاسی خود (دونالد ترامپ)، دخالت کند؛ و سپس تلاش کرده تا با ممانعت از انجام تحقیقات در مورد این کار خلاف، بر قضایا سرپوش بگذارد.
شرحی از دفاعیات تیم وکلای ترامپ که ۱۱۰ صفحه است، میگوید رئیسجمهوری هیچ کار اشتباهی انجام نداده و جرمی مرتکب نشده است.
وکلای دونالد ترامپ نوشتهاند، مجلس نمایندگان آمریکا «از قانون اساسی بهطور خطرناکی منحرف شده که سنا باید فوراً و شدیداً آن را محکوم کند».
انتظار میرود در جلسه امروز سنا بر سر پیشنهادهای «میچ مککانل» رهبر اکثریت جمهوریخواه در سنا، در مورد روند استیضاح مباحثه و رأیگیری انجام گیرد.
روز گذشته سناتور مککانل قوانین و ضوابطی را پیشنهاد کرد که بر اساس آن دموکراتها و وکلای کاخ سفید، هر یک ۲۴ ساعت برای طرح دعوی و دادخواهی اولیه خود وقت خواهند داشت.
انتظار میرود دموکراتها تلاش کنند تغییراتی در ضوابط پیشنهادی مککانل ایجاد کنند تا به این طریق شاهدانی به روند دادرسی احضار شوند.
-

انتخاب رشته ۴ رشته پزشکی از دانشگاه آزاد گرفته شد

دکتر ابراهیم خدایی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: بر اساس مصوبه شورای سنجش و پذیرش دانشجو در آذرماه، پذیرش دانشجو در ۴ رشته پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی در همه زیرنظام های آموزشی از جمله دانشگاه آزاد اسلامی به صورت متمرکز از طریق سازمان سنجش صورت میگیرد.
وی افزود: به این ترتیب دانشگاه آزاد باید ظرفیتهای تعیین و تأیید شده از سوی وزارت بهداشت در سه رشته پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و یک رشته دامپزشکی تأیید شده از سوی وزارت علوم را به سازمان سنجش ارائه دهد و انتخاب رشته تنها یکبار از سوی داوطلبان و به صورت متمرکز انجام میگیرد.
رئیس سازمان سنجش گفت: بر اساس مصوبه جدید، داوطلبان مجاز کنکور ۹۹ در زمان انتخاب رشته باید به این ترتیب عمل کنند که در صورت علاقه مندی به تحصیل در ۴ رشته محل پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی دانشگاه آزاد این رشتهها را در فرم انتخاب رشته سازمان سنجش درج کنند. به عبارت دیگر این ۴ رشته دانشگاه آزاد در کنار سایر رشته محلهای انتخابی داوطلب در یک فرم انتخاب رشته درج میشود و پذیرش نهایی بر اساس این فرم انتخاب رشته صورت میگیرد.
وی افزود: پیش از این داوطلبان مجاز کنکور سراسری برای انتخاب این ۴ رشته محل دانشگاه آزاد میتوانستند انتخابهای خود را در فرم جداگانه مخصوص به دانشگاه آزاد درج کنند. اما با این تغییر، انتخاب رشته این رشته محلها به صورت متمرکز خواهد بود.
رئیس سازمان سنجش تاکید کرد: این مصوبه شورای سنجش و پذیرش از کنکور ۹۹ اجرایی میشود.
خدایی درباره ابلاغ موضوع منع تحصیل ۱۳۴ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد در رشتههای علوم پزشکی که با تخلف وارد این رشتهها شده بودند نیز گفت: این مصوبه امروز به دانشگاه آزاد ابلاغ میشود.
-

انتخاب رشته ۴ رشته پزشکی از دانشگاه آزاد گرفته شد

دکتر ابراهیم خدایی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: بر اساس مصوبه شورای سنجش و پذیرش دانشجو در آذرماه، پذیرش دانشجو در ۴ رشته پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی در همه زیرنظام های آموزشی از جمله دانشگاه آزاد اسلامی به صورت متمرکز از طریق سازمان سنجش صورت میگیرد.
وی افزود: به این ترتیب دانشگاه آزاد باید ظرفیتهای تعیین و تأیید شده از سوی وزارت بهداشت در سه رشته پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و یک رشته دامپزشکی تأیید شده از سوی وزارت علوم را به سازمان سنجش ارائه دهد و انتخاب رشته تنها یکبار از سوی داوطلبان و به صورت متمرکز انجام میگیرد.
رئیس سازمان سنجش گفت: بر اساس مصوبه جدید، داوطلبان مجاز کنکور ۹۹ در زمان انتخاب رشته باید به این ترتیب عمل کنند که در صورت علاقه مندی به تحصیل در ۴ رشته محل پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی دانشگاه آزاد این رشتهها را در فرم انتخاب رشته سازمان سنجش درج کنند. به عبارت دیگر این ۴ رشته دانشگاه آزاد در کنار سایر رشته محلهای انتخابی داوطلب در یک فرم انتخاب رشته درج میشود و پذیرش نهایی بر اساس این فرم انتخاب رشته صورت میگیرد.
وی افزود: پیش از این داوطلبان مجاز کنکور سراسری برای انتخاب این ۴ رشته محل دانشگاه آزاد میتوانستند انتخابهای خود را در فرم جداگانه مخصوص به دانشگاه آزاد درج کنند. اما با این تغییر، انتخاب رشته این رشته محلها به صورت متمرکز خواهد بود.
رئیس سازمان سنجش تاکید کرد: این مصوبه شورای سنجش و پذیرش از کنکور ۹۹ اجرایی میشود.
خدایی درباره ابلاغ موضوع منع تحصیل ۱۳۴ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد در رشتههای علوم پزشکی که با تخلف وارد این رشتهها شده بودند نیز گفت: این مصوبه امروز به دانشگاه آزاد ابلاغ میشود.
-

شیرهای پاستوریزه تبریز درصدر نگاهها/ داستان شیرهایی که می خوریم
خبرگزاری مهر، گروه استانها – بیت اله احمدی؛ همه چیز از برنامه صبحگاهی شبکه سه سیما شروع شد، فوق دکترای سم شناسی در این برنامه اعلام کرد: «شیرهای پاستوریزه آلوده به سم آفلاتوکسین بوده و فعلاً شیر نخرید.» بازرس انجمن بهداشت و ایمنی مواد غذایی در این برنامه ادعا کرد: «۶۲ درصد شیرهای پاستوریزه تبریز و ۳۳ درصد شیرهای تهران و برخی شهرهای دیگر، آلوده به سم سرطان زاست؛ بهادر حاجی محمدی تاکید کرد: باید نگران سمهای کشنده داخل شیر باشیم».
کارشناس این برنامه اعلام کرد: در تهران بیش از ۳۰ درصد و در تبریز بیش از ۶۰ درصد شیرهایشان آلوده است» برای بررسی بیشتر قضیه در خصوص آلودگی شیرهای خوردنی تبریز مصاحبههایی ترتیب دادیم تا به اصل موضوع پی ببریم.
شیرهای پاستوریزه تبریز آلوده نیستند
به گفته مدیرکل استاندارد آذربایجانشرقی، خبر منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر آلودگی ۶۲ درصدی شیرهای پاستوریزه تولیدی استان شایعهای بیش نیست؛ ساسان فرشی حق رو، در گفتگو با خبرنگار مهر، قاطعانه خبر آلودگی شیرهای پاستوریزه آذربایجان شرقی را رد کرد و ابراز داشت: نمونه برداریهای مختلفی از واحدهای تولیدی لبنیات و شیر پاستوریزه استان از سوی کارشناسان این اداره کل در طول سال انجام میشود که تاکنون سم آفلاتوکسین در این موارد مشاهده نشده است.
وی نظارت سازمان جهاد کشاورزی، اداره کل دامپزشکی، معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی و اداره کل استاندارد بر تأمین مواد اولیه و روند تولید کارخانجات مواد غذایی و لبنی را دائمی دانست و اظهار داشت: آخرین مورد نمونه برداری از کارخانجات لبنی استان ۱۵ دی انجام شده و برای اطمینان بیشتر دوباره از تمام تولیدات این کارخانجات نمونه برداری خواهد شد.

مدیرکل استاندارد آذربایجانشرقی با اشاره به اینکه مواد لبنی و شیرهای پاستوریزه در کارخانههای استان امکان آلودگی ندارند، تاکید کرد: در مواد لبنی و شیرهای پاستوریزه تولیدی کارخانجات استان هیچ مشکلی وجود ندارد، از مردم میخواهیم به شایعهها بی توجه بوده و با اطمینان خاطر مواد لبنی و شیرهای پاستوریزه را مصرف کنند.
پای استاندار آذربایجان شرقی هم به پای شیرها باز شد
استاندار آذربایجانشرقی نیز از اولین فرصت اظهارنظر پیرامون آلودگی شیرهای پاستوریزه استفاده کرد و در جلسه شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی، با انتقاد از خبر منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر سرطان زا بودن ۶۲ درصد شیرهای پاستوریزه در تبریز گفت: این خبر طبق بررسیهای اداره کل استاندارد و سایر مراجع صلاحیت دار، کذب محض است.
محمدرضا پورمحمدی از کارشناسان خواست در اظهار نظرهای خود دقت کرده و از بیان مطالب غیر مستند که موجب ایجاد ناامنی روانی در جامعه میشود خودداری کنند.
وی با بیان اینکه ایجاد احساس ناامنی، بدتر از خود ناامنی است و دشمنان به دنبال ایجاد این احساس در بین افراد جامعه هستند، خبرنگاران را به اعتبارسنجی و بررسی دقیق اخبار و اظهارنظرهای افراد قبل از انتشار آنها دعوت کرد.
نماینده عالی دولت در استان آذربایجان شرقی با اشاره به خبر آلودگی کیکها اذعان داشت: این کار دسیسه بدخواهان نظام برای ضربه زدن به کشور است، زیرا ایران سهم بسزایی در صادرات کیک، شیرینی و شکلات دارد و معاندان میخواهند از این طریق به این صنعت ضربه بزنند.
پورمحمدی ضمن اینکه خواستار ورود دستگاه قضائی به این مساله شد، از دستگاههای امنیتی و انتظامی هم خواست این مسائل را به جد پیگیری کنند و پدافند غیرعامل استانداری اقدامات لازم را در این خصوص انجام دهد.
تکذیب یا تأیید نمیکنیم
اما به سراغ مدیرکل دامپزشکی استان آذربایجان شرقی میرویم تا ببینیم نظارت بر فرآوردههای دامی چگونه است، شیرهای موجود در بازار تا لحظهای که فرآوری نشده تحت نظارت دامپزشکی است و بعد از آن تحت کنترل معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی قرار میگیرد.
امیرحسین بهداد، در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان مطلب فوق گفت: وجود مواد سرطان زا در شیرهای پاستوریزه تبریز را باید از کسی که ادعا کرده پرسید و من آن را نمیتوانم تکذیب یا تأیید کنم.
به گفته مدیر کل دامپزشکی استان آذربایجان شرقی، اگر طبق ادعای ایشان باشد، باید احساس مسئولیت کرده و جلوی آن گرفته شود.
وی در خصوص نحوه نظارت اداره کل دامپزشکی بر فراوردههای شیری گفت: شیرهای موجود در بازار تا لحظهای که فرآوری نشده و حرارت داده نشده تحت کنترل و نظارت ماست اما شیرهای تولید شده در کارخانجات و شیرهای فرآوری شده تحت نظارت معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی هستند.
بهداد نظارت بر شیرهای خام دامی را وظیفه اداره کل دامپزشکی دانست و خاطرنشان کرد: مسئول فنی و بهداشتی دامپزشکی در تمام مراحل جمع آوری شیر، بار میکروبی آنها را چک کرده و اگر موردی باشد آن را خریداری نمیکند.

توصیههای یک دکتر داروساز به مصرف کنندگان شیر
یکی از دکترای داروساز در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره سم آفلاتوکسین میگوید: سمی است که از کپک نان و همچنین یونجهها و خوراک دام کپک زده (گونههای آسپرژیلوس) وارد بدن حیوان میشود و در بدن حیوان به صورت هیدروکسیله متابولیزه شده و با کاهش سمیت به آفلاتوکسین M تبدیل شده و در شیر ترشح میشود.
دکتر احد عبدل زاده میافزاید: این سم در پسته و بادام زمینی هم به علت رطوبت بالای این آجیل خوردنی به راحتی ایجاد میشود، در شیرینی جات آجیلی مخصوص پسته ای هم به علت استفاده پسته نامرغوب خطر آلودگی بالاست.
وی با اشاره به اینکه ذرت و گندم نیز در محیط رطوبی مستعد آلودگی هستند، ادامه میدهد: سم آفلاتوکسین مقاوم به حرارت است و بر همین اساس، جوشاندن و پاستوریزاسیون شیر تأثیری در کاهش میزان سم ندارد.
این دکتر داروساز با تاکید بر اینکه سم موجب بروز سرطان گوارش و کبد میشود، تصریح میکند: گروههای آسیب پذیر مثل کودکان و سالخوردگان و کسانی که زیاد از شیر استفاده میکنند، باید میزان مصرف شیر را در فصول سرد که امکان چرای دام با علوفه سبز وجود ندارد محدود کنند.
عبدل زاده توصیه میکند: مصرف بهینه نان و خرید به میزان نیاز، خشک کردن سریع خرده نان و دور ریختن نان کپک زده به جای فروش به نمکیها فرهنگ سازی شود.

این دکتر داروسازی یک پیشنهاد هم دارد: اگر این استاندارد را در تولید شیرهای صنعتی نمیتوانیم رعایت کنیم حداقل برای مصارف گروههای آسیب پذیر که زیاد شیر مصرف میکنند، شیر سالم با تضمین کیفیت و تائید عدم آلودگی به آفلاتوکسین تولید و عرضه شود.
عبدل زاده تهیه لبنیات مثل کره و روغن حیوانی از محصولات بهار و تابستان، محدود کردن مصرف شیر در زمستان، مصرف بهینه نان و خشک کردن خرده نان اضافه پیش از دادن به نمکیها را از دیگر توصیههای مهم در این راستا برشمرد.
چه باید کرد؟
مصرف لبنیات در ایران یک پنجم مصرف لبنیات در دنیاست که با برخی اظهارنظرهای غیر کارشناسی نباید این میزان مصرف را هم کمتر کرد.
امروزه میزان مصرف شیر یکی از مواد غذایی ضروری در سبد خانوار و همچنین به عنوان یکی از شاخصهای سنجش رشد فرهنگی و اقتصادی جوامع مختلف به شمار میرود، تمام متولیان و مسئولان و زنجیرههای تولیدی و فرآوری باید دست به دست هم بدهند تا ضمن تضمین سلامتی محصولات لبنی، مردم را برای استفاده از این نوع محصولات، ترغیب کرد.
-

مجلس مالیات خروج از کشور را تعیین کرد

به گزارش خبرنگار مهر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز، ماده ۳۳ لایحه مالیات بر ارزش افزوده را تصویب کردند.
بر اساس این مصوبه، سازمان مکلف است بابت خروج هر مسافر ایرانی به جز موارد تبصره (۱) این ماده از مرزهای هوایی، دریایی و زمینی وجوهی را به عنوان مالیات از مسافران دریافت و به حساب درآمد عمومی نزد خزانهداری کل کشور واریز نماید. میزان مالیات مذکور در قوانین بودجه سنواتی پیشبینی میگردد.
تبصره ۱: دارندگان گذرنامههای سیاسی و خدمت، خدمه وسایل نقلیه عمومی زمینی و دریایی و خطوط پروازی، دانشجویان شاغل به تحصیل در خارج از کشور (دارندگان اجازه خروج دانشجویی)، بیمارانی که با مجوز شورای پزشکی جهت درمان به خارج از کشور اعزام میگردند، دارندگان پروانه گذر مرزی و مرزنشینان، جانبازان انقلاب اسلامی که برای معالجه به کشورهای دیگر اعزام میشوند، زائران ایرانی که در ایام اربعین حسینی (ع) به مقصد عراق از کشور خارج میشوند و ایرانیان مقیم خارج از کشور که دارای کارنامه شغلی از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هستند از پرداخت مالیات موضوع این ماده، مستثنی هستند.
تبصره ۲: گردشگران، ساکنین دائم یا موقت مناطق آزاد تجاری- صنعتی که صرفاً از مبدأ مناطق مذکور به خارج از کشور عزیمت میکنند، مشمول عوارض خروج از کشور موضوع قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری- صنعتی جمهوری اسلامی و آئین نامههای اجرایی مربوطه میشوند.
تبصره ۳: نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران موظف است پرداخت مالیات خروج از کشور مسافران ایرانی که عازم خارج از کشور هستند را به روشی که سازمان تعیین مینماید کنترل و از خروج مسافرانی که مالیات مزبور را پرداخت ننمودهاند، جلوگیری نماید.
در ماده ۳۴ این لایحه، اشخاصی که مبادرت به حمل و نقل برون شهری مسافر و فروش بلیط در داخل کشور با وسایل نقلیه زمینی (به استثنا ریلی) و دریایی میکنند، مکلفند پنجدرصد (۵%) بها بلیط را با درج در بلیط و یا قرارداد (صورت-حساب)، حسب مورد، به عنوان عوارض شهرداری از مسافران أخذ و هر ماه حداکثر تا پانزدهم ماه بعد به حساب شهرداری مبدأ سفر واریز نمایند.
واریز با عوارض مذکور بعد از موعد مقرر موجب تعلق جریمه ای به میزان دودرصد (۲%) به ازای هر ماه تأخیر خواهد بود. اختلاف و استنکاف از پرداخت عوارض موضوع این ماده مشمول ماده (۷۷) قانون شهرداریها خواهد بود.
طبق ماده ۳۵، مالیات و عوارض موضوع این فصل بهعنوان اعتبار مالیاتی محسوب نمیگردد. مالیات و عوارض موضوع مواد (۳۰) و (۳۲) این قانون به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی پذیرفته میشود.
بر اساس ماده ۳۶ این لایحه، احکام فصل سوم باب پنجم قانون مالیاتهای مستقیم، در رابطه با مالیات و عوارض موضوع این فصل به استثنا مواد (۳۱) و (۳۴) و فصل ششم جاری است. احکام موضوع مواد (۲۱۰) تا (۲۱۶) و (۲۱۸) و (۲۱۹) قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۳/۱۲/۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی آن در خصوص عوارض موضوع ماده (۲۹) و مالیات و عوارض موضوع ماده (۳۰) و مالیات موضوع ماده (۳۲) این فصل جاری میباشد.
سازمان موظف است برای کلیه مؤدیان این قانون امکان اظهار و پرداخت مالیات موضوع فصول ششم و هفتم را از طریق سامانه مؤدیان فراهم کند.
-

ماجرای محروم شدن از یارانه معیشتی/ خبر نداشتیم چقدر پولدار هستیم!
به گزارش خبرنگار مهر، به دنبال اجرای طرح پرداخت یارانه معیشتی دولت به دهکهای کم درآمد جامعه، شاهد عدم پرداخت این یارانه به حساب برخی از خانوارهایی بودیم که مشمول یارانه هستند، اما از دریافت یارانه معیشتی محروم شدهاند. بر همین اساس، موضوع بررسی اعتراضات این دسته از مردم در دستور کار دولت قرار گرفت و در نهایت، برای آنها جوابهایی آمد که همچنان با اعتراض و گلایه همراه بوده است.
شرایط جدید پرداخت یارانه معیشتی
هیئت وزیران شرایط جدید پرداخت حمایت معیشتی را مشخص کرد که بر این اساس خانوارهای دارای واحد مسکونی، شغل و خودرو بهطور همزمان مشمول حمایت نمیشوند.
الف خانوارهای دارای واحد مسکونی، شغل و خودرو به طور همزمان یا خانوارهای دارای دو واحد ملکی.
ب خانوارهای دارای املاک و مستغلات با ارزش دوازده میلیارد (۱۲.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال در تهران و کلانشهرها و نه میلیارد (۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال در سایر شهرستانها.
پ خانوارهای دارای خودروهای سواری با ارزش بیش از سه میلیارد (۳.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال یا خودروهای عمومی با ارزش بیش از چهار میلیارد (۴.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال.
ت کارفرمایان دارای بیش از سه بیمهپرداز.
ث خانوارهایی که بیش از سه سفر خارجی غیر زیارتی داشتهاند.
ج گیرندگان تسهیلات بانکی جمعاً بهمبلغ بیش از سه میلیارد (۳.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال که در حال بازپرداخت اقساط باشند.
تعیین چنین شرایطی، با آنچه در پاسخ به اعتراضات آمده است، کاملاً متفاوت است. زیرا، اغلب خانوارهایی که از دریافت یارانه معیشتی محروم شدهاند، چنین شرایطی را در خود نمیبینند و معتقدند که حق آنها تضییع شده است. یکی از گلایههای این قبیل خانوارها، به نحوه محاسبه درآمد آنها است که باعث شده از دریافت یارانه معیشتی محروم شوند.
مطابق آئیننامه دولت، بسته حمایت معیشتی به خانوارهای یک نفره با حداقل درآمد ماهانه و سالانه به ترتیب ۴۰و ۴۸۰ میلیون ریال، دو نفره با حداقل درآمد ماهانه و سالانه ۵۰ و ۶۰۰ میلیون ریال، سه نفره با حداقل درآمد ماهانه و سالانه ۶۰ و ۷۲۰ میلیون ریال، چهار نفره با حداقل درآمد ماهانه و سالانه ۷۰ و ۸۴۰ میلیون ریال و پنج نفر و بیشتر با حداقل درآمد ماهانه و سالانه ۸۰ و ۹۶۰ میلیون ریال تعلق نمیگیرد.
این در حالی است که خیلی از خانوارها مدعی هستند چنین درآمدی را نه ماهانه و نه سالانه ندارند.
یکی از شهروندان تهرانی، در همین زمینه گفت: کل درآمد ماهانه بنده و همسرم به ۶ میلیون هم نمیرسد، اما از دریافت یارانه محروم شدهایم. البته، خانه هم نداریم و فقط یک خودرو داریم که قیمت آن به ۱۵۰ میلیون هم نمیرسد. حالا چگونه محاسبه کردهاند که ما جزو افراد با درآمد بالا هستیم، واقعاً نمیدانم.
وی ادامه داد: وضعیت معیشتی خانوار ۴ نفره ما را با ۶ میلیون تومان در ماه جزو ۹۸ درصدی درآمد بالای جامعه در سامانه اعلام شده بنابراین در این صورت هیچ مشکلی از نظر درآمد نباید داشته باشیم و در رفاه کامل باشیم درحالیکه با این حقوق و درآمد و اجاره خانه و دو بچه مدرسهای حقوق ما حتی برای تأمین حداقلهای زندگیمان نیز کافی نیست چه برسد به اینکه در رفاه باشیم.
یکی دیگر از شهروندان، اظهار داشت: من بازنشسته هستم. فقط یک خانه دارم که ارزش این ملک به یک میلیارد هم نمیرسد. اما، خودرو ندارم و مستمری من ماهانه حدود ۲ میلیون تومان است. حالا چگونه محاسبه کردهاند که من کمک معیشتی نگیرم، نمیدانم.
وی افزود: دو فرزند در خانه دارم که حقوقشان برای تأمین هزینههای زندگی خودشان نیز کافی نیست و مسئولان عنوان میکنند که فرزندانتان به شما کمک میکنند در حالی که در این شرایط اقتصادی نمیشود از آنها انتظار داشت.
این سالمند ۷۰ ساله گفت: سالها قبل یک بار به عمره مشرف شدم و یارانه خانواده مرا قطع کردند و گفتند که شما سفر خارج از کشور داشتهاید و این بار نیز از کمک معیشت محروم شدهایم.

متأسفانه در بین انبوه اعتراضات به عدم دریافت یارانه معیشتی، چنین مواردی بسیار زیاد است. اما، مسئولان وزارت رفاه مدعی هستند که محاسبات آنها بر اساس بررسی وضعیت اقتصادی و حساب بانکی معترضان بوده است.
موضوع گردش مالی شهروندانی که یارانه معیشتی به آنها تعلق نگرفته است، یکی دیگر از نکات مبهمی است که پاسخ قانع کنندهای برای آن داده نشده است.
یکی از همین شهروندان، گفت: سال گذشته خانه پدری را به خاطر انحصار ورثه فروختیم و مبلغ آنکه ۷۰۰ میلیون تومان بود، در حساب بانکی من بود که حدود یک ماه زمان برد تا این پول از حساب بنده به حساب بانکی برادر و خواهرانم انتقال یابد. حالا همین موضوع را برای بنده به عنوان گردش مالی ثبت کردهاند و مدعی شدهاند که گردش مالی بالایی در سال گذشته داشتهاید.
وی افزود: من چه میدانستم که قرار است یارانه معیشتی بدهند. حقوق من کمتر از سه میلیون تومان است و خانهای هم ندارم. فقط یک خودرو دارم که ارزش مالی آن ۱۰۰ میلیون تومان هم نمیشود. حالا چرا این یارانه را نمیگیرم، واقعاً نمیدانم. اما در پاسخ به اعتراض بنده، آمده است که درآمد من بالاتر از ۹۰ درصد جامعه است. خودم هم نمیدانم چقدر پولدار بودهام و خبر نداشتهام!
یکی دیگر از افرادی که نسبت به گردش مالی حساب خود معترض بود گفت: جایی کار میکنم که با پولی که در حساب من است خرید و فروش میشود به همین دلیل گردش مالی حساب من، دارایی بنده نیست و من فقط حداقل حقوق ماهیانه خود را پایان ماه میگیرم.
نحوه احراز میزان درآمد و تعیین خانوارهای هدف بر اساس دستورالعملی خواهد بود که از سوی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی ابلاغ میشود.
شاخص دیگر سنجش وضعیت درآمد خانوار میانگین وضعیت سه سال گذشته شاخصهای مالی و یا میانگین برداشت ۶ ماه منتهی به زمان تعیین وسع مبنای تشخیص سطح درآمد و امتیازدهی خانوار است که از سوی وزارت رفاه انجام میشود.
در آئین نامه هیأت وزیران همچنین این نکته نیز ذکر شده که چنانچه خانواری نسبت به نتیجه تعیین وسع اعتراض داشته باشد، میتواند هر سال یک بار درخواست رسیدگی دهد تا در مقاطع زمانی ۶ ماهه (خرداد و آذر هر سال) بررسی مجدد صورت گیرد. اما این در حالی است که بسیاری از خانوارهای غیر مشمول در ارزیابی وسع که نسبت به نتیجه ارزیابی اعتراض دارند به دلیل تهدید به حذف و قطع یارانه از اعتراض و درخواست بازبینی مجدد منصرف میشوند.
بررسی درخواستهای بازبینی مجدد
سخنگوی ستاد شناسایی مشمولان بسته حمایت معیشتی در مورد ثبت اعتراض در سامانه معیشتی به خبرنگار مهر گفت: نتایج اعتراض این افراد از هفته گذشته در سامانه قابل رؤیت است و هر فردی که مجدد اعتراض داشته باشد میتوانند درخواست بازبینی مجدد دهد.
حسین میرزایی افزود: اعتراض این افراد مورد رسیدگی و طی ۶ ماه آینده اعلام میشود.
وی با اشاره به اینکه متقاضیان کمک معیشت در صورتیکه اطلاعاتشان با اطلاعات به دست آمده ما مغایر باشد یارانه نقدی شأن حذف میشود اظهار داشت: این موضوع فقط شامل متقاضیان معترضی است که خود را مشمول بسته حمایت معیشت میدانند.
وی همچنین در مورد اعتراض متقاضیان دریافت حمایت معیشتی گفت: علاوه بر احکام حقوقی سرپرستان خانوار، میانگین برداشت ۹ ماهه حساب آنها نیز بررسی شده و ملاک قرار میگیرد و آنهایی که حد نصاب حقوق را دریافت و میانگین برداشتها را داشتهاند حذف شدهاند.
سخنگوی ستاد شناسایی مشمولان بسته حمایت معیشتی با اشاره به اینکه بررسیها به هیچ وجه دستی و توسط اشخاص انجام نمیشود، ادامه داد: افرادی که نسبت به پاسخ بررسیهای انجام شده معترض هستند میتوانند مجدد در سایت درخواست بازبینی دهند.
میرزایی به اصلاح رفتار مالی معترضان اشاره کرد و گفت: برخی از هموطنان عنوان میکنند که پولهای حساب متعلق به ما نیست به این افراد پیشنهاد میکنیم که حساب جاری خود را از حساب شرکت جدا کنند.
به گفته وی، اطلاعاتی که در بانک اطلاعاتی وزارت رفاه وجود دارد قابل اصلاح نیست و افرادی که نسبت به نتیجهها، اعتراض دارند باید رفتار مالی خود را اصلاح کنند و حساب خود را از حساب کارفرمایان جدا کنند و پس از آن در سامانه درخواست بازبینی دهند و به مرور به اعتراضها رسیدگی میشود.
براساس اعلام ستاد شناسایی مشمولان بسته حمایت معیشتی بیش از ۳ میلیون فرد سرپرست خانوار اعتراض خود را در سامانه ثبت کردند و تا کنون بیش از ۴۲۰ هزار نفر این افراد مشمول دریافت کمک معیشت شدهاند.
مبلغ بسته حمایت معیشتی بهصورت ماهانه به خانوارهای یک نفره مبلغ ۵۵۰ هزار ریال، دونفره مبلغ ۱,۰۳۰ هزار ریال، سه نفره ۱۳۸۰ هزار ریال، چهارنفره ۱,۷۲۰ هزار ریال و پنج نفره و بیشتر ۲,۰۵۰ هزار ریال تعلق میگیرد.
در هر حال اجرای طرح حمایت معیشتی که از سوی وزارت رفاه بعد از سهمیه بندی بنزین اجرایی شده است از همان ابداً با اعتراضهایی از سوی مردم روبرو بود و با گذشت حدود دو ماه از این طرح همچنان بسیاری از سرپرستان خانوار خود را مشمول این طرح میدانند و متأسفانه تاکنون پاسخ درستی به آنها داده نشده است.
-

نشست اتحادیه اروپا درباره به رسمیت شناختن کشور فلسطین

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از فلسطین الیوم، نشست وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای بررسی مسأله به رسمیت شناختن کشور فلسطین برگزار می شود.
بر اساس این گزارش، نشست مذکور به دعوت وزیر خارجه سابق لوکزامبورگ برگزار خواهد شد.
در این نشست قرار است در مورد مساله شهرکسازی رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی فلسطین، اظهارات مقامات اسرائیلی در مورد الحاق منطقه رود اردن و شمال بحر المیت به اراضی اشغالی و ضرورت اعمال فشار بر این رژیم به منظور موافقت آن با برگزاری انتخابات مجلس قانونگذاری و ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین در قدس اشغالی بحث و تبادل نظر شود.
پیش از این نیز، مسأله شهرک سازی ها و تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه ملت فلسطین، انتقاد کشورهای عضو اتحادیه اروپا را به دنبال داشته است.
-

زمانی که ایران حیاطخلوت غرب بود/پای آمریکا چگونه به ایران باز شد
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ _ صادق وفایی: طی روزهایی که از شهادت سردار سلیمانی گذشت، ۳ مطلب ابتدایی پرونده «قاتل سردار سلیمانی درباره آرا و افکار آلن بدیو و نوام چامسکی درباره شخصیت دونالد ترامپ و سیاست خارجی آمریکا منتشر شدند: «نگاهی به کتاب آلن بدیو درباره ترامپ / ابتذال ترامپ تعمدی است»، «راهکارهای آلن بدیو برای مبارزه با ترامپ / چرا دم از انقلاب نزنیم؟» و «دروغ درلباس حقیقت / بررسی سندروم استکهلم و ویتنام در ایران وآمریکا». در ۲ مطلب دیگری که در ادامه اینپرونده منتشر میکنیم، قصد داریم سرکی به گذشته بکشیم و پاسخ اینسوال را جستجو کنیم که چرا آمریکا با ایران دشمنی میکند؟
البته پیشتر درباره موضوعات مرتبط، سرکهایی به گذشته کشیدهایم که بد نیست در اینپرونده، نیمنگاهی به آنها داشته باشیم؛ مطالبی از جمله: «ترامپ چگونه با فرمول هیتلر به قدرت رسید / کتابخوانی علیه «استبداد»»، «کودتای۲۸ مرداد به روایت نویسنده آلمانی و یادداشتهای مامور آمریکایی»، «تکرار «آمریکن استانچ» در دهه ۹۰/ سابقه تاریخی تهدید تنگه هرمز» و ««صلح بعد از خرمشهر»، هدیه دادن ۱۰۰۰ کیلومتر از کشور به دشمن بود».
در چهارمین قسمت از پرونده مذکور قصد داریم به دوران جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین سفر کنیم که باعث بازشدن پای آمریکا به ایران شد؛ همان دورانی که ریدر بولارد وزیرمختار وقت انگلستان (پس از اشغال ایران) گفته بود: «زمانی ما در این اندیشه بودیم که آیا ممکن نیست که ما کشور ایران را تصرف کرده و آن را خود اداره کنیم؟» همچنین، همان دورانی که ایران، مقابل تمام خواستههای بیگانگان (متفقین) از خود ملایمت یا بهتر بگوییم ضعف نشان داد؛ در ابتدا اعلام بیطرفی کرد، سپس مقاومت را رها کرد و سربازان ارتش خود را بدون سلاح و غذا آواره جادههای بیابانی کرد. سپس با متفقین پیمان بست و دستشان را در همه امور کشور باز گذاشت؛ با اینشرط که حاکمیت ملی و استقلال ایران حفظ شود؛ شرطی که البته بیشتر به یک لطیفه یا به قول فرنگیها جوک شبیه بود!
سوءاستفاده و سواریگرفتنهای متفقین از ایران در نهایت امر به جایی رسید که صدای شاه وقت ایران را هم درآورد. محمدرضا پهلوی در مصاحبهای که سال ۱۳۲۳ با خبرگزاری رویترز داشت، از متفقین گلایه کرد و گفت: «ما دعاوی ارضی جدیدی نداریم. فقط توقع داریم که تصدیق شود ما متفقین را در رسیدن به پیروزی کمک کردهایم و انتظار داریم در جامعه ملتها برایمان به منزله عضو مفید و سودمندی مقام شایستهای تعیین گردد.» شاه در یک مصاحبه دیگر که سال ۱۳۲۸ با روزنامه دیلیمیل انگلستان انجام داد، دوباره از متفقین گلایه کرد: «ما نمیتوانیم بفهمیم چرا متفقین از پایان جنگ تاکنون هیچکاری برای ایران نکردهاند؟ ما در ساعات خطر کنار شما بودیم…» یکی از جملات نسبتاً مهمش هم در اینمصاحبه اینچنین بود: «اگر ایران همچنان گرفتار مسائل اقتصادی باقی بماند به نفع صلح جهانی نخواهد بود.»
شاه در یک مصاحبه دیگر که سال ۱۳۲۸ با روزنامه دیلیمیل انگلستان انجام داد، دوباره از متفقین گلایه کرد: «ما نمیتوانیم بفهمیم چرا متفقین از پایان جنگ تاکنون هیچکاری برای ایران نکردهاند؟ برای مرور حوادث مهم و تأثیرگذار اشغال ایران توسط متفقین، کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» نوشته شیدا صابری را محور بررسی قرار میدهیم که با تجمیع منابع و مستندات مکتوب درباره آن برهه تاریخی نوشته شده است. اینکتاب، یکی از عناوین مجموعه «تاریخ ایران: روایتی دیگر» است. عناوین اولیه اینمجموعه که توسط نشر ققنوس چاپ میشود، سال گذشته رونمایی شدند. بههرحال با محورقراردادن اینکتاب، دورانی از تاریخ کشورمان را مرور میکنیم که ایران، لقمه چرب و نرمی برای انگلستان و شوروی و سپس آمریکا بود و منابع و امکاناتش بدون پرداخت هیچ هزینه یا اجارهای توسط بیگانگان، بهصورت رایگان در اختیارشان قرار گرفت. پیش از ورود به مقدمات و بحث اصلی بد نیست به اینمساله اشاره کنیم که موقعیت استراتژیک ایران در سالهای جنگ جهانی دوم، باعث میشد هم حائلی برای هندوستان باشد که انگلستان در آنجا منافع گستردهای داشت؛ هم بهترین مسیر رساندن کمک نظامی و تدارکاتی به شوروی باشد تا طی ۴ سال جنگ بهطور تمام و کمال در اختیار متفقین قرار بگیرد و هم حوزههای نفتیاش، دوطرف جنگ را به طمع بیاندازد. به تعبیر الهام ملکزاده پژوهشگر تاریخ، «دولت ایران برای عبور لشگریان و مهمات متفقین، و استفاده از وسایل و راههای ارتباطی و مخابراتی اختیارات نامحدود به آنها داد و هرنوع مساعدت و تسهیلات ممکن برای نگهداری و بهبود وسایل ارتباطی مذکور اعم از تهیه مصالح و کارگر و رفع احتیاجات مالی متفقین از جمله چاپ اسکناس نیز بر دوش ایران گذاشته شد و دولت شروع به چاپ اسکناس کرد و روزنامهها هم دولت را نقد کردند تا اینکه دولت اعلام کرد طلای پشتوانه اسکناس در آفریقاست و به زودی خواهد رسید.»
یکی از مسائل مهم تاریخی درباره اشغال ایران توسط متفقین این است که بیطرفی ایران در جنگ، علیرغم اعلام پیشین، نقض شد. تحلیلها و جمعبندی اینمساله چنین است که شاید بیطرفی ایران تا پیش از حمله آلمان به شوروی، برای نیروهای درگیر در جنگ اهمیت زیادی نداشت اما بعد از ایناتفاق، هراس از تصرف حوزههای نفتی ایران توسط آلمان، باعث شد متفقین روی ایران خیمه بزنند. در ادامه اینروال، دخالتهای متفقین از جمله شوروی باعث بهوجود آمدن خطر تجزیه ایران و جداشدن آذربایجان و کردستان هم شد. قطحی نان و غله هم از دیگر عوارض اشغال ایران توسط متفقین بود. در مجموع، اشغال ایران توسط متفقین، همهنوع منفعت و پیشرفتی برای آنها داشت اما ایران را بیش از پیش، به سمت نکبت و بدبختی برد. در همان برهه تاریخی بود که ایرانیان از طریق رادیوآلمان میشنیدند که یک حکومت آلمانی، آنها را برادر خطاب میکند و مانند انگلیس و شوروی خیال گرفتن خاک ایران را ندارد! همزمان رادیو بیبیسی هم شروع به پخش برنامههای فارسی کرده بود که به حکومت مشروطه میپرداخت و همه اشتباهات رضاخان را بزرگ جلوه میداد. جالب است که انگلستان که به قول معروف جمیع تاریخشناسان، رضاخان را به قدرت و سلطنت رساند، در اینبرهه و پس از گذشت تاریخمصرف اینمهره با اتکا به ابزاری چون رادیو بیبیسی، او را دور انداخت. اینمساله یکی از شباهتهای تاریخ دیروز و امروز است که در بخشی از اینمقاله به آنها خواهیم پرداخت. خلاصه اینکه بهقول شیدا صابری نویسنده کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم»، تبلیغات رایو بیبیسی برای به زیر کشاندن رضاشاه تأثیر خود را گذاشت. اما جالب است که غربیها که آنروز در قامت متفقین وارد ایران شده بودند، آنروزها هم دست از شایعهپراکنی و گسترش اخبار و گمانهزنیها برنمیداشتند. مثلاً در ۲۳ و ۲۴ شهریور ۱۳۲۰ متفقین شایعاتی را بین مردم پخش میکردند مبنی بر اینکه نهتنها رفتن رضاخان حتمی است بلکه شاید متفقین با سلطنت ولیعهد (محمدرضا) هم موافقت نکنند. مهم نیست شایعات چه میگفتهاند؛ مهم این است که قوای متفقین در آنبرهه رسماً برای ایران، تعیین تکلیف میکردهاند.

حضور سربازان متفقین در ایران
بههرحال در آستانه ورود به مقدمه و سپس بدنه اصلی مطلب، بد نیست به اینواقعیت تاریخی توجه کنیم که انگلیس و شوروی ۵ روز به رضاخان مهلت دادند تا خاک ایران را ترک کند. یکی از پاسخهای سوال اولیهمان را [اینکه چرا آمریکا و غربیها با ایران دشمنی میکنند] میتوانیم در توصیهای که رضاخان به پسرش محمدرضا داشته، بیابیم: «مواظب باش! مقاومت نکن، ما و همه دنیا با طوفانی روبرو شدهایم که عظیمتر از هر یک از ماست. سرت را خم کن و بگذار طوفان بگذرد.» توصیهای که رضاخان به ولیعهد ایران داشته، رویکردی را پیشنهاد میکند که ۱۸۰ درجه با ماهیت رویکرد امروز جمهوری اسلامی ایران متفاوت است و یکی از دلایل یا شاید دلیل اصلی دشمنی غرب با ایرانِ امروز باشد.
* ۱- مقدمه _ جهانی که غربیهای متمدن در قرن بیستم ساختند
۱-۱ در جنگ جهانی اول
با شروع جنگ جهانی اول که دلیلش کشتهشدن ولیعهد امپراتوری اتریش_مجارستان در سارایوو بود، حکومت اتریش_مجارستان به صربستان اعلان جنگ داد، روسیه بهعنوان متحد صربستان نیروهای خود را در مرز متحدِ امپراتوری اتریش_مجارستان، یعنی آلمان آرایش داد، آلمان به متحد روسیه یعنی فرانسه اعلان جنگ داد و از بلژیک به فرانسه حمله کرد، بریتانیا که متحد بلژیک بود به آلمان اعلان جنگ داد، و عثمانی هم تبدیل به متحد آلمان و اتریش شد و سپس بلغارستان هم به این اتحاد پیوست. ژاپن منطقه مستعمراتی آلمان در چین را اشغال کرد. ایتالیا و رومانی به متفقین پیوستند و آمریکا هم در سال ۱۹۱۷ به آلمان اعلان جنگ داد. جنگ اول در سال ۱۹۱۴ شروع و سال ۱۹۱۸ تمام شد. انگلیس و فرانسه که بهخاطر خروج روسیه از جنگ (بهخاطر انقلاب ۱۹۱۷) در تنگنا قرار گرفته بودند، با ورود آمریکا به جنگ نجات پیدا کردند.
خلاصه پایانِ جنگ جهانی اول این بود که آلمان در کنفرانس ورسای گناهکار شناخته شد و همه منافعش در اروپا به نفع متفقین مصادره شد. آلمانِ پس از جنگ، با هزینه خود برای متفقین کشتی، موتور، قطار و اتومبیل میساخت و از تمام داراییهای خود در کشورهای دیگر گذشت. در واقع میتوانیم آلمانِ پس از جنگ اول را یک مستعمره اروپایی برای غربیها تلقی کنیم. در کنفرانس ورسای همچنین بنا شد آلمان، برای ۱۰ سال زغالسنگ کشورهای فرانسه، ایتالیا و بلژیک را تأمین کند. متفقین هم برای ۵ سال بر واردات و صادرات آلمان نظارت داشته باشند. آلمان همچنین از نیروی هوایی و دریاییاش هم محروم و تمام کشتیهای تجاری و جنگیاش به انگلستان و فرانسه داده شد.
با امضای معاهده ورسای در سال ۱۹۲۰، جامعه ملل در ژنو تأسیس شد که همانطور که میدانیم، پس از جنگ جهانی دوم نامش سازمان ملل متحد شد. جامعه ملل تا سال ۱۹۴۶ (معادل ۱۳۲۵ هجری شمسی) رسمیت اجرایی داشت و هدف از تاسیساش، خلع سلاح، جلوگیری از جنگ با تأمین امنیت همگانی، رفع اختلاف بین کشورها از راه دیپلماسی و بهبود سطح زندگی جهانی بود. در اروپای بحرانزده پس از جنگ اول، امپراتوری اتریش_مجارستان به ۳ کشور اتریش، مجارستان و چکسلواکی تقسیم شد که چکسلواکی هم بعدها (پس از فروپاشی کمونیسم) به دو کشور جمهوری چک و اسلواکی تقسیم شد. بعد از جنگ جهانی اول، همچنین یوگسلاوی، ایتالیا و رومانی هرکدام مناطق وسیعی از امپراتوری اتریش_مجارستان را به چنگ آوردند. کشور لهستان هم از تلفیق بخشهایی از خاک ۳ کشور روسیه، اتریش و آلمان متولد شد.
نکته مهمی که اینمیان نباید از آن غافل شویم، این است که سیاست محاصره اقتصادی چیز تازهای در رفتار قدرتهای غربی نیست و پدیدهای نیست که امروز یا سالهای دفاع مقدس، فقط در قبال ایران انجام شده باشد. انگلستان، آلمانِ بعد از جنگ اول را محاصره اقتصادی کرده بود و خیلی از مردم آلمان بهویژه کودکان، بهدلیل همین محاصره اقتصادی و قحطی ناشی از آن تلف شدند. یکنکته مهم دیگر هم این است که همه ایناتفاقات و وقایع تاریخی مربوط به زمانی هستند که آمریکا هنوز تبدیل به ابرقدرت نشده و جایش را در زمینه استعمار نوین با انگلستان عوض نکرده بود.
۱-۲ در جنگ جهانی دوم
خب خشم فروخفته آلمان تحقیر شده، باعث زبانهکشیدن شعلههای جنگ دوم شد. همانطور که در تاریخ خواندهایم، هیتلر با یک سیر صعودی توانست تودههای مردمی آلمان را با خود همراه کند و از سال ۱۹۳۳ هم، آلمان را از جامعه ملل بیرون آورد. ظاهراً جامعه ملل آنروزگار هم مثل سازمان ملل اینروزگار، در جهت منافع قدرتهای بزرگ فعالیت میکرده است. بههرحال هیتلر در سال ۱۹۳۵ بهطور علنی و بدونپنهانکاری دست به بازسازی و تقویت نیروی نظامی آلمان زد. جنگ جهانی دوم هم در سال ۱۹۳۹ با حمله آلمان به لهستان آغاز شد. شوروی که ابتدای جنگ از قدرت متفقین مطمئن نبود، با آلمان پیمان عدم تجاوز امضا کرد. اینپیمان در سال ۱۹۳۹ (معادل ۱۳۱۸ هجری شمسی) امضا شد و همانطور که میدانیم آلمان کمی بعد، به شوروی هم حمله کرد اما در قدم اول پیمان مذکور را امضا کرده و لهستان را با شوروی قسمت کرد. نکته مهمی که نباید اینمیان و در اینفراز از آن غافل شویم، این است که به گواه تاریخ، نمیتوان پیمانهای امضاشده توسط قدرتهای اروپایی، دل خوش بود چون در مواقع لزوم، زیر پا گذاشته خواهند شد. در ادامه روند رویدادهای مورد اشاره، شوروی در قدم اول به شرق لهستان لشگرکشی، و آلمان را در اشغال اینکشور کمک کرد.
ورود انگلستان و فرانسه به جنگ جهانی دوم بهعلت حمله زیردریاییهای آلمان در سال ۱۹۳۹ به یک کشتی مسافربری به نام آتنیا بود که به سمت کانادا میرفت. پس از اعلان جنگ فرانسه و انگلستان به آلمان، استرالیا، نیوزیلند و کانادا به آلمان اعلان جنگ دادند. و دوباره هرجومرج جهانی به مدد غربیها آغاز شد. در اینمیان بد نیست سرکی به خاطرات امیرعباس هویدا بکشیم که در شلوغیهای جنگ جهانی دوم در اروپا بوده و نوشته است: «چشمهای زنان و مردان پیر بهقدری رنگپریده و گودافتاده بود که مثل این بود که نیمی از راه مرگ را پیمودهاند…» اینبخشی از خاطرات هویداست که بیانگر نکبت و بدبختی اروپا در خلال جنگ جهانی دوم است.
علی سهیلی سیاستمدار و نخستوزیر وقت ایران، در جریان کنفرانس تهران با وزیر امور خارجه آمریکا دیدار و درخواست کرد بیانیهای هم درباره ایران صادر شود. نتیجه ایندرخواست فقط صدور یک اعلامیه (نه بیانیه) درباره حل مسائل اقتصادی و سیاسی آینده ایران بود. همانطور که شنیدهایم در ادامه روند جنگ جهانی دوم، آلمان با زیرپا گذاشتن پیمانش، به شوروی حمله کرد و ژاپن هم با حمله به بندر پرل هاربر آمریکا، ایالات متحده را وارد جنگ کرد. اما نکته مغفول و ناشنیده بین سخنان هربرت هوور رئیسجمهور سابق آمریکاست که گفته بود آغاز جنگ میان آلمان و شوروی، برای انگلیس و آمریکا غنیمت است. همانزمان بوده که چرچیل و روزولت مذاکرات محرمانهای داشتهاند که نتیجهاش در منشور آتلانتیک منتشر شد و همینمنشور و مذاکرات، عملاً آمریکا را وارد جنگ میکرد. آمریکا در اینبرهه یعنی اوت ۱۹۴۱ هنوز بیطرف بود و رسماً وارد جنگ نشده بود اما عملاً مقابل آلمان قرار داشت و به بیان بیتعارف، بیطرف نبود.
بههرحال در سال ۱۹۴۳ (مقاطع پایانی جنگ) چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران حاضر، و مشغول تصمیمگیری برای روزهای بعد از جنگ و تقسیم غنایم شدند. پس از آن هم کنفرانس یالتا با همینهدف در شبهجزیره کریمه برگزار شد. از دل همین کنفرانس بود که حرفوحدیثهای شکلگیری بلوک شرق و غرب شنیده، و همچنین تشکیل سازمان ملل متحد به بحث گذاشته شد. علی سهیلی سیاستمدار و نخستوزیر وقت ایران، در جریان کنفرانس تهران با وزیر امور خارجه آمریکا دیدار و درخواست کرد بیانیهای هم درباره ایران صادر شود. نتیجه ایندرخواست فقط صدور یک اعلامیه (نه بیانیه) درباره حل مسائل اقتصادی و سیاسی آینده ایران بود. وقتی آلمان در جنگ شکست خورد، ژاپن، هنوز اندونزی، هندوچین و بخش مهمی از چین را در اشغال داشت. خلاصه اینکه جنگ در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ با انفجار بمبهای اتمی آمریکا بر فراز ژاپن به پایان رسید. همزمان با اینمقطع تاریخی، در ایران، یازدهم شهریور ۱۳۲۴ بود.

چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران
گفته میشود یکی از دستاوردهای پایان جنگ جهانی دوم، تشکیل سازمان ملل متحد است که نویسنده کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» تأسیس اینسازمان را پیامد منشور آتلانتیک، اعلامیه ملل متحد، کنفرانس تهران، کنفرانس یالتا و کنفرانس دامبارتن اوکس میداند. کنفرانس سومی، سال ۱۹۴۴ در واشینگتن دی. سی برگزار شد و آمریکا، شوروی، بریتانیا و چین از حاضرانش بودند.
* ۲- چرا متفقین ایران را اشغال کردند؟
اگر بخواهیم صفحات زیادی از تاریخ را فشرده و خلاصه کنیم، باید بگوییم منابع نفتی ایران و عراق چه در جنگ اول و چه جنگ دوم برای دو طرف درگیری اهمیت داشت و سعی کردند از دستیابی دیگری به آن جلوگیری کنند که متفقین در اینراه به پیروزی رسیدند. بنابراین اگر آلمان منافع نفتی ایران یا کشورمان را اشغال نکرد، دلیل بر حسننیت یا خوشقلبیاش نبوده است. چون متفقین فرصت اینکار را با قدرت و سیاست از او و همپیمانش یعنی ایتالیا گرفتند. بهعنوان مثال در سال ۱۹۴۰ بود که سفیر آلمان در ایران در پیامی به برلین توصیه کرد دولت آلمان تمام توان خود را برای تسخیر منابع نفتی ایران به کار ببندد و از آنجا که ایتالیا هم به اینمنابع چشم داشت، پیشنهاد کرد هر دو کشور در اینزمینه به یک اتفاقنظر و هماهنگی برسند. از طرف دیگر نیروهای انگلیسی با طرح و تدبیر چرچیل در اینفکر بودند که چگونه نیروهای لازمشان را برای حفظ چاههای نفت ایران، در عراق متمرکز کنند. نکته مهم تاریخی دیگری که درباره ایران و آلمان نباید از نظر دور داشت، این است که آلمان هم مثل انگلیس، تلاش کرد جانشینی برای رضاخان پیدا کند و محمدحسین آیرم رئیس سابق نظمیه هم که از دست رضاخان به آلمان فرار کرده بود، نامزد تصدی اینسمت کرد. اما به هرحال ظاهراً متفقین در اینمورد هم جلوتر از آلمان بودند و قاعده بازی در زمین ایران را بهتر میدانستند.
چرچیل پیش از اشغال و زمانیکه اینمساله در حد حرف و برنامه بود، گفته بود: «اگر شوروی (از آلمان) شکست بخورد، باید آماده باشیم تا خودمان مناطق نفتخیز ایران را اشغال کنیم، زیرا در اینشرایط ایران قادر به مقاومت در برابر فشار آلمان نخواهد بود و ما را از ایران اخراج خواهد کرد.» یکی از نکات ناراحتکننده تاریخی درباره اشغال ایران بهدست متفقین، این است که ایرانی که هنوز صنعت نفتاش ملی نشده بود، بهطور رسمی حیاط خلوت غربیها بوده و مانند برهای بیدفاع توسط گلههای مختلف گرگها بهاینسو و آنسو کشیده میشده است. در هماندوران، انگلیسیها به ایننتیجه رسیده بودند که اگر شوروی مقابل آلمان شکست بخورد، باید برای دفاع از چاههای نفت ایران مقابل آلمانیها، ایران را اشغال کنند. ستاد مشترک ارتش آلمان هم به یکگروه مخفی مأموریت داده بود در پالایشگاه نفت آبادان و دیگر تأسیسات نفتی جنوب ایران، خرابکاری کند. دوباره از آنطرف، چرچیل، روزولت را متقاعد کرد که برای کمکرسانی به شوروی باید ایران را اشغال کرد. نکته غمانگیز دیگر این است که اینمیان، ایران هیچنقش تأثیرگذاری نداشته و بهاصطلاح در مذاکرات و گفتگوها، اصلاً به حساب نمیآمده است. مثلاً در ابتدای جنگ که آلمان و شوروی پیمان عدم تجاوز به یکدیگر را امضا کردند و در مقطعی که شوروی به فنلاند حمله کرد، ایران از توافق آلمان و شوروی بر سر خاکش ترسید. بنابراین وزیرمختار ایران در لندن (محمدعلی مقدم) در سال ۱۹۴۰ به دیدار وزیر خارجه انگلستان رفت و پیشنهاد کرد ایران و انگلستان برای مقابله با تهدید شوروی، با یکدیگر پیمان همکاری امضا کنند که این درخواست، نقش انفعالی ایران آنروز را نشان میدهد. در ادامه همین اتفاقات هم سفیر شوروی در ایران، به مقامات ایرانی هشدار داد. در همانمقطع تاریخی، حتی شنیده شده آلمانیها بارها شوروی را برای حمله به ایران که سنگر انگلستان به شمار میرفت، ترغیب کردهاند. مجموع اینمستندات تاریخی بیانگر یکمساله مهم دیگر هم هستند و آن اینکه غربیها علاوه بر اینکه مثل گله گرگها به ایران حمله کردند، اگر منافع ایجاب میکرد، به یکدیگر هم رحم نمیکردند. توجه کنیم که ایده اتحادیه اروپا چند دهه بعدتر مطرح و عملی شد. البته درشکل کنونی اتحادیه اروپا هم صحبت منفعت مطرح است و انگلستان، نمونه بارزی از اینبحث است.
بههرحال، برای جلوگیری از سلطه آلمان بر خاورمیانه و دسترسی به منابع نفتی خاورمیانه و هندوستان، ایران به اشغال متفقین درآمد. چرچیل پیش از اشغال و زمانیکه اینمساله در حد حرف و برنامه بود، گفته بود: «اگر شوروی (از آلمان) شکست بخورد، باید آماده باشیم تا خودمان مناطق نفتخیز ایران را اشغال کنیم، زیرا در اینشرایط ایران قادر به مقاومت در برابر فشار آلمان نخواهد بود و ما را از ایران اخراج خواهد کرد.» بنابراین اگر از بالا به مساله نگاه کنیم، ایرانِ آنزمان یک زمین بازی برای جنگ متحدین و متفقین بوده که متفقین موفق شدند زودتر اینزمین را از آنِ خود کنند. در بخشی از ترجمه ذبیحالله منصوری از خاطرات چرچیل، آمده است: «نخستین هدف نیروهای بریتانیا تصرف ذخایر نفت و دومین هدف پیشروی در خاک ایران و تسلط بر خطوط ارتباطی ایران با همکاری روسها و به دستآوردن یک خط ارتباط سرتاسری تا خلیجفارس بود.»
بنابراین در یکجمعبندی که چرا ایران توسط متفقین اشغال شد، باید به ایندلایل اشاره کنیم: ۱- ذخایر و منابع نفت ۲- رساندن مهمات از طریق راهآهن ایران به شوروی ۳- اهمیت استراتژیک ایران بهخاطر اینکه حلقه دفاعی سوقالجیشی اطراف هندوستان بود.
* ۳- اتفاقات و الگوهای تکراری تاریخ که تکرار میشوند
بسیاری از اتفاقاتی که امروز در جهان و توسط قدرتهای غربی انجام میشوند، ریشه در اهداف و عقاید اینقدرتها دارند و میتوان نمونههای مشابهشان را در گذشته هم مشاهده کرد. در همینزمینه بسیاری از رفتارهای اشغالگرایانه غرب و متفقین در ایران اشغالشده زمان جنگ جهانی دوم را میتوان امروز هم شاهد بود. بهعنوان مثال یکنکته مهم تاریخی که مشابه روزگار ما هم هست، شباهت نطق روزولت (در کاخ سفید برای ورود به جنگ) با نطقهای امروزی سردرمداران آمریکا برای حمله به کشورهای مختلف است که در نوشتههای نوام چامسکی هم میتوانیم افشاگریهایی را دربارهاش مشاهده کنیم. روزولت پس از اینکه چرچیل برای بیرون آمدن آمریکا از بیطرفی قانعش کرد، در نطق و سخنرانیاش گفت: «ملت آمریکا اکنون کاملاً بیدار و هوشیار گردیده و با خطری که متوجه اصول دموکراسی تمام کشورهای روی زمین شده و آمریکا نیز جزو آنها به شمار میرود، مواجه شده است، و حکومت دموکراسی ایالات متحده برای مواجهه با اینخطر تصمیم به عمل گرفته است.» اما یکی دیگر از دروغهای مشابهی که آنزمان با ویترین حقوق بشر، حقوق ملتها یا آزادی مطرح شد، این بود که «باید ۸۰ درصد آلمانیهای مقیم ایران خارج شوند چون حضور آنها به استقلال ایران لطمه میزند و موجب نگرانیاند.»
یکی دیگر از دروغهای مشابهی که آنزمان با ویترین حقوق بشر، حقوق ملتها یا آزادی مطرح شد، این بود که «باید ۸۰ درصد آلمانیهای مقیم ایران خارج شوند چون حضور آنها به استقلال ایران لطمه میزند و موجب نگرانیاند.» یک مشابهت تاریخی دیگر، بهانهتراشی غربیها برای حمله و اشغال است. سفرای انگلیس و شوروی پیش از اشغال ایران، در یادداشتهایی به دولت ایران اعلام کردند ایران بیطرفی خود در جنگ را نقض کرده و از فعالیت نیروهای آلمانی در خاکش جلوگیری نکرده است. بنابراین آنها ناچارند به ایران حمله کنند. ایندلیل، مانند دلیل حمله آمریکا به عراق، صربستان یا دیگر نقاط دنیاست. مثلاً درباره عراق، مساله سلاحهای کشتارجمعی صدام مطرح بود که هنوز پس از سالها از اشغال عراق توسط آمریکا و ائتلافش، مدرکی در اینزمینه پیدا نشده است. یا درباره جنگ بالکان، همانطور که به نوشتههای نوام چامسکی اشاره کردیم، آمریکاییها به نقض حقوق بشر و کشتار جمعی توسط صربها دامن زدند اما بهقول چامسکی، آنجا چنینخبری نبود. مدل استعمار جدید غربی هم که در آن، جای انگلیس و آمریکا تغییر کرده، همینگونه است. گزارشهای تاریخی هم موید اینهستند که ایران، در زمان جنگ جهانی دوم، توانایی انجام اقدامات مختلف را نداشت و فقط اعلام بیطرفی کرد تا در امان بماند اما چیزی که در عمل رخ داد، این بود که سرزمینش در اختیار نیروهای متخاصم قرار گرفت.
یکنکته و در واقع تحلیل مهم که در کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» به آن اشاره شده، این است: «میتوان گفت برداشت ایران از بیطرفی این بود که رفتارش با دو طرف متخاصم یکسان باشد، یعنی همانگونه که با آلمان و اتباع آن رفتار میشود با متفقین و اتباع آنان نیز برخورد کنند.» در حالی که به نظر نگارنده، متفقین توقع یکبیطرفی از نوع بیطرفی آمریکایی (پیش از ورودش به جنگ) را داشتند. اما نکته مهم این است که ایران آنزمان، قدرت پیادهکردن ایننوع سیاست بیطرفی را نداشت. اینترس و هراس هم بین متفقین وجود داشت که نکند آلمان پیروز جنگ و صاحباختیار جهان بشود! نکته جالب همین لباس «صاحباختیار جهان» است که پس از جنگ به قامت آمریکا و همپیمانانش دوخته شد.
دو مشابهت تاریخی دیگر که میتوان آن را با آزادی بیان آمریکایی از نوع بستن اینستاگرام طرفداران حاجقاسم سلیمانی تطابق داد، در سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۲۰ با فشار متفقین در ایران اعمال شدند. اول اینکه محسن جهانسوزی مترجم کتاب «نبرد من» هیتلر در آبان ۱۳۱۸ دستگیر و ۲۲ اسفند همانسال تیرباران شد. مورد دوم هم مربوط به چاپ مقاله «پندار» در ۱۹ شهریور سال ۱۳۲۰ در روزنامه اطلاعات است. در اینمقاله نوشته شده بود: «در هر صورت باید اینحقیقت را بگویم که انتظار مردم از دولتهای شوروی و انگلیس در عالم همسایگی و دوستی خیلی بیش از اینها بود.» اشاره نویسنده مقاله هم به محدودیتهای اعمالی متفقین علیه ایران بود. اما همین مقاله با انتقاد رقیقاش موجب خشم متفقین شد تا رضاخان را وادار کنند دستور توقیف روزنامه و برکناری دکتر عیسی صدیق رئیس انتشارات اطلاعات را صادر کند.
یکی از شباهتهای تاریخی دیگری که میتوان نمونه امروزیاش را در حضور آمریکا در عراق مشاهده کرد، بحث مستشاریگری آمریکا در ایران اشغالشده توسط متفقین است؛ مثل حضور نظامی آمریکا در عراق اشغالشده که تا امروز ادامه داشته است. در صفحاتی از تاریخ آنروز ایران هم به اینجمله برمیخوریم که «ژنرال رایدلی از آمریکا مسئول بازسازی ارتش ایران بود…»
در اینمقاله نوشته شده بود: «در هر صورت باید اینحقیقت را بگویم که انتظار مردم از دولتهای شوروی و انگلیس در عالم همسایگی و دوستی خیلی بیش از اینها بود.» اشاره نویسنده مقاله هم به محدودیتهای اعمالی متفقین علیه ایران بود. اما همین مقاله با انتقاد رقیقاش موجب خشم متفقین شد تا رضاخان را وادار کنند دستور توقیف روزنامه و برکناری دکتر عیسی صدیق رئیس انتشارات اطلاعات را صادر کند. ایران پس از جنگ جهانی دوم، مانند پایان جنگ اول، از متفقین درخواست غرامت کرد اما در یک شباهت تاریخی دیگر، کارشکنیهای انگلستان مانع از پرداخت هرگونه غرامتی شد و غربیها با هزار زور و زحمت و منّت، پس از همه ویرانیهایی که بهخاطر اشغال ایران به کشورمان تحمیل کرده بودند، از ایران خارج شدند. یکی از دروغهای دیگر غربیها هم در سخنان چرچیل و اطمینانبخشی متفقین به ایران نهفته بود که پیش از اشغال ایران، گفتند قصدشان اشغال نیست و فقط میخواهند از ایران برای کمکرسانی به شوروی در جبهه جنگ با آلمان استفاده کنند. اما پس از اشغال ایران، دخل و تصرف و غارت در امور داخلی ایران آغاز شد.
خروج آمریکا، انگلیس و شوروی از ایرانِ آنزمان هم مثل بحث خروج امروز آمریکاییها و ائتلافشان از عراق است. همانطور که امروز آمریکا، هزینه پایگاههای نظامیِ تروریستی و در واقع هزینه اشغالگریاش را از مردم عراق مطالبه میکند تا از خاک اینکشور خارج شود، شوروی به ایران اعلام کرد تا امتیاز برخی منابع و مراکز نفتی خود را به شوروی ندهد، ارتش سرخ را از کشورمان خارج نمیکند. قوامالسلطنه نخستوزیر وقت هم در واکنش اعلام کرد هیچنخستوزیر و مقام سیاسی در ایران نمیتواند طبق قانون ۱۱ آذر ۱۳۲۳ درباره امتیاز نفت با هیچیک از نمایندگان رسمی و غیررسمی دولتهای خارجی مذاکره یا قراردادی امضا کند. بنابراین او به عنوان نخستوزیر، اجازه دادنِ امتیاز میدانهای نفتی ایران به شوروی را ندارد. اما اینمیان پاسخ سلطهجویانه و استعمارگرایانهای که جوزف استالین داد، بسیار جالب و در خور تأمل است: «قانون را عوض کنید!»
*۴- واقعیاتی از اشغال ایران
روزی که اشغال آغاز شد، با وجود بیکفایتی رضاخان و ساختار شکننده ارتش، مقاومتهای پراکندهای توسط نیروهای ارتشی و مردمی کشور صورت گرفت که تا حدودی سرعت اشغال ایران توسط متفقین را کُند کردند. بهعنوان مثال میتوان به مقاومت لشکرهای خوزستان و کرمانشاه در جنوب و غرب کشور اشاره کرد؛ و یا مثلاً شهادت سرتیپ غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی در عملیات هواپیماهای انگلیسی در خلیج فارس. یا از مقاومت سربازان ایرانی در اطراف پالایشگاه نفت آبادان مثال زد که با آتش تند و متوالی، پیشروی متفقین را دفع کردند اما پس از مدتی عقبنشینی کرده و در نخلستانها پناه گرفتند. درگیری اینسربازان و نیروهای انگلیسی کمی بعد دوباره آغاز شد. از طرف دیگر، نیروهای شوروی هم در برخی مناطق مثل آذربایجان، به بمباران شهرها و مردم پرداختند. برخی از نمونههای حضور نیروهای شوروی در ایران، مخاطب تاریخپژوه را به یاد فتح برلین جنگزده در پایان جنگ جهانی دوم توسط روسها میاندازد که باعث غارت و تجاوزهای گسترده به زنان آلمانی شد. در بخشی از خاطرات نصرتالله جهانشاهلو افشار هم درباره حمله روسها به شهرهای ایران آمده است: «هنگامی که روسها در شهریور ۱۳۲۰ به زنجان رسیدند، پارهای از مهاجمین به خانههای مردم دستبرد زدند و پارهای خانهها را غارت کردند و از بسیاری از مردم پولهایی به صورت باج گرفتند.»

ورود سربازان انگلیسی به پالایشگاه آبادان
یک واقعیت مهم تاریخی که در ادامه مساله بیکفایتی رضاخان قرار دارد، تنفر مردم و سیاستمداران از اوست. اینمساله را میتوان در گزارش ریدر بولارد سفیر وقت انگلیس در ایران مشاهده کرد که در گزارش خود به وزارت خارجه کشورش نوشته بود: نارضایتی عمومی در ایران موقعیت مناسبی برای دسیسهچینی آلمانیها فراهم کرده است. شاه تقریباً مورد تنفر عمومی است و نمیتواند به حمایت کامل ارتش خود متکی باشد. لحظه مناسبی برای برکناری رضاشاه و یا حتی پایان دادن به پادشاهی پهلوی فراهم آمده است و بیشتر مردم از هرگونه انقلابی خوشنود خواهند شد.» ظاهر اینگزارش و نمونههای مشابهش باعث تغییر سلطنت، از رضاخان به محمدرضا پهلوی شدند. بولارد همچنین گفته بود: «انقلاب در ایران، نمیتواند بهعنوان زنگ خطری به کار برده شود، زیرا قسمت اعظم مردم در ایران هرنوع انقلابی را صرفنظر از علل ایجاد آن با شادی میپذیرند.»
«دولت و ملت ایران صمیمانه طرفدار صلح و مسالمت است و برای اینکه ایننیت بر همه کاملاً روشن شود، در این موقع که دو دولت شوروی و انگلیس با هجومشان موجب اختلال صلح و سلامت ایران شدهاند، دولت به پیروی از نیت صلحخواهانه، از هرگونه موقعیتی خودداری مینماید تا موجبات خونریزی و اختلال امنیت مرتفع شود و آسایش عمومی حاصل گردد.» نکته مهم دیگری هم هست که شیدا صابری به نقل از منابع تاریخی در کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» ذکر کرده است؛ اینکه «با وجود تلاشهای رضاخان در تجهیز قدرت نظامی ارتش، ایران فاقد نیروی نظامی ملی بود.» و یا در جملهای دیگر که برگرفته از خاطرات و مشاهدات عینی آنروزها بوده، آمده است: «با وجود ارتشی که بیست سال قسمت عمده بودجه کشور خرج تسلیحات و تهیه مهمات آن شده بود، در شهریور ۱۳۲۰ ستاد جنگ خود را مجبور میدید از کامیونها و بارکشهای مردم استفاده کند.» در نتیجه پس از ورود متفقین به ایران و پیش از اینکه کشور بهطور کامل اشغال شود، رادیو ایران در ۵ شهریور ۱۳۲۰ اعلام کرد رضاشاه دستور داده ارتش ایران در تمام جبههها دست از مقاومت بکشد که همانطور که اشاره کردیم، برخی از نیروهای مردمی و ارتشی از ایندستور سرپیچی کردند. اینمیان، یکنکته جالب درباره روانشناسی مردم ایران وجود دارد و آن هم این است که با وجود چنین شرایطی، متفقین هنوز بیم مقاومت مردم عادی و عشایر ایرانی را داشتند. یکی از فرازهای کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» مخاطب را به یاد فیلم سینمایی «در مسیر تندباد» میاندازد که درباره همان روزگار و حال و احوال ساخته شد: «با ترک مخاصمه، سربازان سرخورده از پادگانها گریختند و چارهای جز گریختن نبود، اسلحهها به کناری گذاشته شد و آنان آواره راهها و جادهها شدند؛ گرسنه و خسته.» (صفحه ۶۵) و یا «وزارت جنگ ایران در ۱۰ شهریور ۱۳۲۰ باخبر شد که افراد پادگانهای مرکز بدون وسیله و خواربار و لباس و در نتیجه بیتوجهی فرماندهان لشکرها از سربازخانهها رانده و در جاده قم-تهران از بیآبی و نداشتن مواد غذایی تلف شدهاند…» (صفحه ۸۰)
میزان ذلت دولت ایران را هنگام اشغال کشور توسط متفقین میتوان در اینجملات محمدعلی فروغی در مجلس شورای ملی مشاهده کرد و سپس به ادامه بحث پرداخت: «دولت و ملت ایران صمیمانه طرفدار صلح و مسالمت است و برای اینکه ایننیت بر همه کاملاً روشن شود، در این موقع که دو دولت شوروی و انگلیس با هجومشان موجب اختلال صلح و سلامت ایران شدهاند، دولت به پیروی از نیت صلحخواهانه، از هرگونه موقعیتی خودداری مینماید تا موجبات خونریزی و اختلال امنیت مرتفع شود و آسایش عمومی حاصل گردد.»
در بخشی از کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» که مربوط به خواسته انگلیس و شوروی از ایران، برای اخراج اتباع آلمانی است و تهدیدات متفقین درباره ادعای فعالیت ستون پنجم آلمان را شامل میشود، نویسنده اینجمله را آورده است: «ایران تمایل داشت برای بازسازی اقتصادی خود به آلمان پناه ببرد، زیرا از پس بازپرداخت وامهایش برنمیآمد.» واقعیت این است که تا پیش از اشغال ایران توسط متفقین و اخراج اتباع آلمانی از ایران، بخش زیادی از تجارت و اقتصاد ایران در تعامل با آلمان شکل گرفته بود و «برخی سیاست آلمانگرایی و تمایل به نیروی سوم را راه رهایی از بندهای استعماری انگلیس و شوروی میدانستند، اما توسعه تجاری و اقتصادی ایران و آلمان، نتیجه سیاست دقیق اقتصادی آلمان در جهان بهویژه در منطقه خلیجفارس بود.» (صفحه ۷۰) اما نکته مهم اینجاست که ایرانی که تمایل داشت به آلمان پناه ببرد، چندی بعد به دامن آمریکا پناه برد. به بیان روشنتر ایران آنروز دنبال دامنی میگشت که به آن پناه ببرد چه آلمان چه آمریکا!
* ۵- پای آمریکا چگونه به ایران باز شد؟
بحث کمک متفقین به شوروی در جنگِ با آلمان، راه اشغال ایران را باز کرد و توافق انگلیس و آمریکا در امر کمکرسانی، باعث شد پای آمریکا به ایران باز شود. اوضاع آشفته ایران هم باعث شد نقش آمریکا، از یک متفق امدادگر، به عامل فائقی برای حیات سیاسی و اقتصادی ایران تبدیل شود. واقعیت این بود که ناتوانی فنی و اقتصادی انگلستان در رساندن سریع کالا و ملزومات جنگ به شوروی باعث شد اواخر سال ۱۳۲۰ از آمریکا درخواست کمک کند. بهاینترتیب در سال ۱۳۲۱ بود که ۳۰ هزار نیروی نظامی و تکنیکی آمریکا بدون گرفتن اجازه از ایران وارد خاک کشورمان شدند و حتی به اعتراض ایران هم توجهی نکردند. این، مقطع ورود آمریکاییها به ایران بود که باعث شد مزه مزایای و امکانات زمین بازی ایران، زیر زبانش برود و در ادامه روند استعمار غربی، جایش را با انگلستان عوض کند.
البته یکی از تذکرات تاریخی که نویسنده کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» داده و باید آن را مد نظر داشت، این است که آمریکا در ابتدا، تمایلی به حضور مداوم در ایران _آنگونه که انگلیس و شوروی داشتند _ نداشت و صرفاً نفوذ بریتانیا در ایران را به رسمیت شناخته بود و نمیخواست با منافع نفتی انگلیس در ایران درگیر شود. بههمیندلیل تا پیش از تحرکات انگلیس برای ورود آمریکا به جنگ، همچنان بیطرف ماند. اما بههرحال از مقطعی به بعد، آمریکا عدم تمایل به حضور مداوم در ایران را کنار گذاشت و خواستار حضور مداوم و همیشگی شد که چند دهه بعدتر با وقوع انقلاب اسلامی، رشتههای ارتباطی اینآرزو قطع شدند. بههرحال با تحلیلی که شیدا صابری دارد، در زمان اشغال ایران توسط متفقین، آمریکا یک نیروی سوم برای ایران بود که رضاخان برای فرار از مخمصه جنگ دست به دامنش شد.
شوروی اعلام کرد زمانیکه تکلیف امتیاز نفت مشخص نشود و ایران دولت خودمختار آذربایجان را (که با تحریک و حمایت شوروی پا گرفته بود) به رسمیت نشناسد، از ایران خارج نمیشود. نتیجه همه این کارشکنیها این شد که دولت ایران و شوروی برای ایجاد شرکت نفتی مختلط توافق کنند که عوایدش پنجاه پنجاه بود. پس از اینتوافق بود که شوروی اعلام کرد مساله آذربایجان یکمساله داخلی است و ایران میتواند خودش آن را به نحو دوستان حل و فصل کند. وقتی هم بنا شد متفقین از ایران خارج شوند، قوامالسلطنه نخستوزیر ایران، پیماننامه محرمانهای با آمریکا امضا کرد که طبق آن، حق انحصاری دخالت در ارتش ایران به مستشاران نظامی آمریکا سپرده شد. همین توافقنامه هم باعث شد انگلیس، کنار دربار و شاه قرار بگیرد. در نتیجه انگلیس و شاه با توافق یکدیگر کاری کردند قوامالسلطنه از جریان قدرت کنار برود.
* ۶- انگلیس مکار؛ شوروی طماع
پس از دور نگه داشتن آلمان از ایران، و همچنین پس از همه فرازوفرودهای زیادی که برای تشکیل کابینه محمدعلی فروغی در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی رخ دادند، با روی کار آمدن کابینه جدید، انگلستان برای دور نگه داشتن دست شوروی از منابع نفت جنوب و آبهای گرم خلیجفارس و دادن وجهه قانونی به اعمالش در ایران، پیشنهاد اتحاد سهجانبه بین ایران، انگلیس و شوروی را مطرح کرد. این پیشنهاد به عقد پیمانی ۹ فصله با ۲ ضمیمه انجامید که یکی از مفاد آن و در واقع موارد خندهدار طنز تلخ تاریخ ایران، این بود که تمامیت ارضی ایران و حاکمیت و استقلال سیاسی ایران محترم شمرده شود. یعنی همانچیزی که بههیچعنوان در زمان اشغال ایران، به آن عمل نشد. یکی از واقعیتهای ناگوار تاریخی در مواجهه با قدرتهای غربی که باید در ادامه همان مساله عدم پایبندی به عهد و پیمان به آن اشاره کنیم، مفهوم قانون نزد آنهاست. تاریخ ثابت کرده غربیها قوانینی را تصویب میکنند که به نفعشان باشند و همچنین دارای اینویژگی باشند که در مواقع لزوم، از اجرایش تخطی کنند. حداقل در زمینه رفتار با کشورهای شرقی که چنین بوده است.
بههرحال، پس از مطرحشدن مساله پیمان سهجانبه بین ایران، انگلیس و شوروی، با توصیهای که فروغی به محمدرضا پهلوی کرد، شاه ایران تصمیم گرفت پای آمریکاییها را وسط بکشد اما تلاشهایش نتیجه نداد و فقط توانست آمریکاییها را متقاعد کند از وجود این پیمان، اعلام آگاهی کنند. هدف هم از اینتلاش، محکمکاری برای درگیر کردن آمریکا در تعهدات مربوط به حفظ استقلال، یکپارچگی و تخلیه ایران پس از جنگ بود که به جایی نرسید.

متفقین در ایران
از طرف دیگر وقتی قحطی و گرسنگی مردم ایران بهخاطر خیمهزدن متفقین روی منابع غله و گندم، بیداد میکرد؛ شوروی اعلام کرد امتیاز نفت نواحی آذربایجان، گیلان، مازندران، خراسان و بخشی از سمنان را میخواهد و برای رسیدن به اینخواسته دست به حمایت از جداییطلبان (در کردستان و آذربایجان) زد که عوارضش سالهای سال، گریبانگیر ایران و دولت مرکزی بود. پس از برگزاری کنفرانس پوتسدام که در آن بنا شد ایران هرچهزودتر از نیروهای متفقین تخلیه شود، شوروی اعلام کرد زمانیکه تکلیف امتیاز نفت مشخص نشود و ایران دولت خودمختار آذربایجان را (که با تحریک و حمایت شوروی پا گرفته بود) به رسمیت نشناسد، از ایران خارج نمیشود. نتیجه همه این کارشکنیها این شد که دولت ایران و شوروی برای ایجاد شرکت نفتی مختلط توافق کنند که عوایدش پنجاه پنجاه بود. پس از اینتوافق بود که شوروی اعلام کرد مساله آذربایجان یکمساله داخلی است و ایران میتواند خودش آن را به نحو دوستانه حل و فصل کند.
* ۷- قحطی غله و نان؛ یکی دیگر از عوارض حضور متفقین در ایران
به جز دخالتهای عمیق، صدور دستورهای عزل و نصب یا حتی کشت و کشتار و حذف؛ قحطی، گرانی غله و کمبود نان از دیگر عوارض حضور متفقین در ایران بود که باعث بروز اعتراضات مردم و البته کشتارشان در تظاهراتهایی مثل ۲۰ آذر ۱۳۲۰ در کرمانشاه شد. احساسات ضدانگلیسی مردم ایران در اینبرهه شدت پیدا کرد و مردم متفقین را متهم کردند با اخلال در وضع اقتصادی ایران و خارجکردن گندم از کشورمان برای سربازان خود، باعث قحطی شدهاند. اینمیان، رقابت تبلیغاتی انگلیس و شوروی هم مساله تاریخی جالبی است. بهاینترتیب که مقامات شوروی پس از اعتراضات مردم، ۲۵ هزار تن گندم به ایران هدیه دادند و انگلیسیها هم برای اینکه عقب نمانند، اعلامیهای دادند که در آن گفته شده بود انگلیس و آمریکا دوبرابر گندم اهدایی شوروی، به ایرانیها گندم دادهاند.
در حالیکه ورود موج آوارگان لهستانی جنگ جهانی دوم به ایران، مشکلات مردم کشور را دوچندان کرده بود، رادیو بیبیسی، از ارسال گندمهای انگلیس به ایران خبر میداد و از طرف دیگر، در واقعیت امر، متفقین محصول غله و دیگر محصولات کشاورزی کشور را به خارج از مرزهای ایران منتقل میکردند. با وجود اینکه در دوران اشغال، متفقین اصلیترین مصرفکننده خواربار ایران و صادرکننده غلهاش به انبارهای خود بودند، پوسترهایی روی دیوارهای شهرهای کشور نصب میکردند که در آنها از هدیه صدها هزار کیلو آرد و گندم به ایرانیها صحبت شده بود. در حالیکه ورود موج آوارگان لهستانی جنگ جهانی دوم به ایران، مشکلات مردم کشور را دوچندان کرده بود، رادیو بیبیسی، از ارسال گندمهای انگلیس به ایران خبر میداد و از طرف دیگر، در واقعیت امر، متفقین محصول غله و دیگر محصولات کشاورزی کشور را به خارج از مرزهای ایران منتقل میکردند. همچنین ایران طی پیمانی با شوروی، متعهد شد سالی ۷ هزار تن گندم، ۱۵ هزار تن جو و ۳۰ هزار تن برنج به دولت شوروی تحویل دهد. در مجموع با وجود همه مسائلی که گفته شد، اوضاع استفاده از محصولات کشاورزی و غله بهقدری برای مردم ایران ناگوار شد که حسن اسفندیاری رئیس وقت مجلس، دستور داد در باغ بهارستان، سیبزمینی و حبوبات کاشته شود. اینهم یکی از تشابهات تاریخی گذشته و امروز است که غربیها با ابزار رسانه، مخاطبان را مسحور کرده و با استفاده از غفلت مردم جیبشان را خالی میکنند. اتفاقی که امروز هم در شبکههای ماهوارهای وابسته به قدرتهای غربی و دستنشاندههای سعودیشان، با وارونهنشان دادن واقعیت (همانطور که چامسکی گفته «دروغ در پوشش حقیقت») در حال رخدادن است.
نارضایتیهای مردم از وضعیت گندم و غله، باعث شد شباهت تاریخی دیگری شکل بگیرد که شبیه به هرجومرجهای امروزی است. در پی تظاهرات مردم در روز ۱۷ آذر ۱۳۲۱ که مقابل مجلس شورای ملی برپا شد، بهدلیل فرصتطلبی عدهای، کار به آشوب کشید و حتی صحبت از تقاضای شغل توسط دانشجویان، یا تأسیس مقطع دکترا به میان آمد. یعنی مساله اعتراض بهکمبود نان به حاشیه رفته و مسائل دیگری جایش را گرفتند. همانزمان سربازان انگلیسی و لهستانی هم در خیابانهای تهران بهحالت آمادهباش حضور داشتند و مجموع اعتراضات مردمی باعث شد ۲۷ آذر همانسال برای همه اهالی تهران کارت جیرهبندی صادر شود و محمدرضاشاه هم در پیامی از مردم بخواهد صبر پیش ه کنند: «باید صبور باشیم و کوشا تا حداقل از جهت قوت یومیه دچار حسرت و تنگی نشویم.» شاه در پیامش، به قول نویسنده کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» خیال مردم را راحت کرد که برای تهیه نان، امیدی به متفقین نداشته باشند و خودشان شخصاً دنبال نان بروند.
* ۸- دیگرخسارتهای متفقین به ایران
همانطور که مشخص است، ایران در زمان اشغال، تبدیل به حیاطخلوت متفقین شده بود و حسرت آنشرایط است که امروز غربیها از جمله آمریکا و متحدانش را عصبانی کرده است. در شرایط هرجومرج و بیحسابوکتاب ایرانآنروز که حکومت نمیتوانست داد مردمش را از متفقین بستاند؛ همه منابع و کارگردان ایرانی در اختیار متفقین بودند، خودروهای مردم معمولی توسط متفقین ضبط شده و مورد استفاده قرار میگرفتند و دیگر هم به صاحبانشان پس داده نمیشدند. دولت وقت، مقابل مساله تجاوز یک انگلیسی به یک دختر ایرانی سکوت کرد و بسیاری از مردم بهخاطر بیمبالاتی رانندگان روس و انگلیسی در تصادفات کشته میشدند و درصورت پیگیری مساله، مبلغ ناچیزی به بازماندگانشان داده میشد. حتی در مقطعی، فرماندهی نیروهای شوروی مردم را تهدید کرد که اگر به خطوط تلگرافی شوروی آسیبی برسانند، تیرباران میشوند. یکی دیگر از جنایات متفقین چهارم بهمن سال ۱۳۲۲ رخ داد که طی آن، سربازان شوروی، در شهر رودبار، رانندهای را به درخت بسته و او را کشتند. توصیف تاریخ از اینصحنه دردناک چنین است: «بدون دلیل و تقصیر.»
جالب است که پادرازیها و تجاوزات انگلیسیها هم در همیندوره، همگی در راستای همان پیمان سهگانه بوده است. در اینرویکرد، ایرانیان زیادی زندانی و یا تبعید شدند. انگلیسیها در مقام رصدکننده و ناظر، مقالات روزنامههای ایرانی را بررسی میکردند تا مطلبی ضدانگلیسی و ضد مصالح متفقین چاپ نکنند. آنطور که انگلیسیها گفتند سانسور اخبار جنگ بههیچوجه منطقی و درست نبود. بلکه باید به روزنامهنگاران اجازه داده میشد بدون رعایت هرگونه قید و بندی، اطلاعات جنگ را تفسیر کنند؛ البته فقط با صلاحدید انگلیسیها. وقتیهم که روزنامه «آزاد» در سال ۱۳۲۳ درباره خرج و مخارجی که متفقین روی دست ایران گذاشته بودند، مطلبی نوشت، بولارد خواستار اقدام فوری ایران علیه اینروزنامه شد. طبیعتاً بولارد در دستورش به مسئولان ایرانی خواسته اقدام قانونی درباره اینروزنامه خاطی صورت بگیرد؛ اما توجه به مفهوم اقدام قانونی باعث میشود ذهن مخاطب به سمت قانونی برود که انگلیسیها را تائید میکند. خیلی از قانونهایی که غربیها هنوز بر اجرای آنها اصرار دارند، مستکبرانه هستند. مثل قانونی که به اشرافزادگان و اشغالگران انگلیسیِ اسکاتلند اجازه میداد هر زن اسکاتلندی را که ازدواج میکرد، در شب اول ازدواجش از آن خود بدانند. این حقی قانونی بود که اشرافزادگان و فرماندهان انگلیسی خود را محق به اجرایش میدانستند و مخالفانش را بهدلیل مقابله با امر قانونی سرکوب میکردند.
یکی دیگر از جنایات متفقین چهارم بهمن سال ۱۳۲۲ رخ داد که طی آن، سربازان شوروی، در شهر رودبار، رانندهای را به درخت بسته و او را کشتند. توصیف تاریخ از اینصحنه درناک چنین است: «بدون دلیل و تقصیر.» با وجود راهآهنی که جنوب ایران را به شمالش وصل میکرد، در زمان اشغال، در تمام مسیر شبکه ریلی کشور، مسافران ایرانی بهسختی میتوانستند مسافرت کرده و غالباً فقط به تعداد معدودی اجازه مسافرت با قطار، آنهم با قطار درجه سوم داده میشد. وقتی هم ایرانیها سوار قطار میشدند، حتماً باید کارت شناسایی عکسدار ارائه میدادند درغیراینصورت به زور سربازان متفقین، در اولین ایستگاه پیاده میشدند.
اینمیان، واکنش و اظهارنظر وزارت امورخارجه وقت ایران، بسیار جالب و قابل تأمل است که اقدامات مقامات شوروی را مداخله در امور داخلی کشور و نقض حاکمیت ایران دانست اما اعلام کرد «تا چگونگی و علل آن معلوم نگردد و ارتباط آن با حقوقی که متفقین به موجب پیمان سهگانه به ایرانیان دادهاند و انتظاراتی که طبق پیمان مزبور از ایرانیان بهویژه کارمندان دولت دارند، در نظر گرفته نشود، نمیتوان به ضرس قاطع حکم کرد که اقداماتی مخالف حق حاکمیت ایران یا دخالتی در امور داخلی یا عملی ضداقتدار قضائی کشور صورت گرفته است.»
قطع درختان و به تاراج بردن منابع جنگلی ایران هم از دیگر جنایات متفقین در دوران جنگ جهانی دوم است که البته توسط وزارت امور خارجه ایران، جزو اقداماتی که خارج از توافق اتحاد سهگانه ایران، انگلیس و شوروی باشد، تلقی نشد. در همانزمان سرازیرشدن سیل کالاهای خارجی به کشور، ضربه شدیدی به صنایع داخلی ایران زد. در مقابل، سرمایهها و ارز کشور نیز برای خرید اجناس غیرلازم مثل ابریشم، مسواک و شانه هزینه میشد. بدینترتیب با خروج ارز زیاد از مملکت، کالاهای اساسی که وجودشان ضروری بود، به دست مردم نرسیده و جیرهبندی شده بودند.
در چنینشرایطی متفقین که خود باعث نابهسامانی بودند، ایران را دلیل کمبودها و مشکلات میدانستند. آمریکا هم مدیریت ایرانیها را ناتوان و ناکارآمد عنوان کرد.
شیوع بیماریهای تیفوس و حصبه هم در نتیجه حضور متفقین و سیل مهاجران جنگزده لهستانی بود که به گرانی و کمبود دارو برای مردم ایران انجامید و یکی دیگر از سختیهای زمان اشغال را برای ایرانیها به ارمغان آورد.
* ۹- جمعبندی
اشغال ایران توسط متفقین و غربیان متمدن و پیشرو، هیچگونه پیشرفتی را برای کشورمان به ارمغان نیاورد. ایران در دورانی که در اشغال انگلستان و شوروی بود، در چنبره ایندو دولت بود و پس از پایان جنگ جهانی دوم و شروع دوران ابرقدرتی آمریکا در جهان، تبدیل به منبع انرژی و صنعت اینکشور شد. در فرازهای پایانی کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» جمله معناداری درج شده که موید حرف نگارنده اینمطلب هم هست. نگارنده کتاب مذکور میگوید ایران پس از ناامیدی از انگلیس و شوروی چشم به دست آمریکا یعنی نیروی سوم شد اما غافل از اینبود که ایننیروی سوم روزی، به نیروی اول حاکم تبدیل میشود. وقتی هم آمریکا تبدیل به نیروی اول شد، بهرهگیری از منابع و ذخایر نفتی و صنعتیاش به آمریکا رسید. اینوضعیت تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی ایران ادامه داشت و مشخص است چرا غربیها و در رأس آنها آمریکا، امروز از سربهراه بودن ایران ناراضی هستند! راستش باید به غربیها برای عصبانیبودنِ از دست دادن لقمه چرب و نرمی مثل ایران که روزی زمین خوب بازیشان، مسیر عبور امکانات نظامیشان و همچنین انبار غارتهای بیحسابشان بوده، حق داد!
-

شوک هشتگانه به فوتبال ایران در دو ماه/ نقش پررنگ مربیان خارجی
خبرگزاری مهر – گروه ورزش: فقط کافی است تکه تکه اتفاقات فوتبالی ایران طی دو ماه اخیر را کنار هم بگذاریم تا متوجه شویم در حال گذر از چه دوره پرخبر و شوکه کننده ای هستیم. دورهای که سرفصل آن با باخت تیم ملی فوتبال ایران مقابل عراق و فسخ قرارداد مارک ویلموتس سرمربی تیم ملی ایران آغاز شد و با کنار رفتن دیگر مربیان خارجی از جمله آندره استراماچونی و گابریل کالدرون ادامه یافت. حذف تیم فوتبال امید و خبر محرومیت نمایندگان ایران از میزبانی در لیگ قهرمانان آسیا و حالا مطرح شدن سلب میزبانی از تیم ملی ایران در بازیهای حساس باقیمانده که میتواند شوکهای بعدی را به بدنه فوتبال ایران و هوادارانش وارد کند.
* فسخ قرارداد مارک ویلموتس
مارک ویلموتس قبل از بازی با عراق به خاطر عدم دریافت مطالباتش قراردادش را فسخ کرد و به ایران نیامد اما فدراسیون فوتبال با پرداخت ۲ میلیون یورو به این مربی در ترکیه، او را راضی کرد که به ایران بیاید. تیم ملی بعد از آن مقابل عراق شکست خورد تا شرایطش برای صعود به مرحله بعدی انتخابی جام جهانی ۲۰۲۲ پیچیده شود. آذرماه بود که به تدریج زمزمه جدایی مارک ویلموتس و درخواستش برای گرفتن غرامت بالا گرفت و این مربی از فدراسیون فوتبال ایران شکایت کرد.
* جدایی استراماچونی دومین شوک به فوتبال
در بحبوحه درگیریهای مارک ویلموتس با فدراسیون فوتبال ایران بود که آندره استراماچونی سرمربی ایتالیایی استقلال شبانه ایران را ترک کرد. جدایی استراماچونی در حالی که استقلال را به صدر جدول رده بندی رسانده و هواداران استقلال را به قهرمانی امیدوار کرده بود، چنان شوکی به جامعه فوتبال وارد کرد که استقلالیها تا چند هفته برای بازگرداندن وی تلاش کردند. از پروسه طولانی مدت و فرسایشی پرداخت مطالبات استراماچونی که بگذریم باید گفت جدایی این مربی، بحث سرمربی تیم ملی را زیر سایه برد.* کالدرون با عصبانیت رفت
اما دیگر اتفاق بسیار مهم و خبرساز برای رقیب سنتی استقلال رخ داد. در حالی که کالدرون بارها در طول نیم فصل اول به مسئولان باشگاه بابت پرداخت مطالباتش و عملی شدن تعهدات هشدار داده بود، با اتمام هفته شانزدهم و در حالی که پرسپولیس را صدرنشین کرد، از جمع سرخپوشان جدا شد. هرچند به واسطه سابقه استراماچونی این جدایی تا حدی قابل پیش بینی بود اما افشاگریهای کالدرون علیه مدیرعامل و بعضی از اعضای باشگاه درباره کارشکنی و بازگشتش عجیب بود که چندان مورد پیگیری هم قرار نگرفت.* استعفای مهدی تاج
مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال ایران روز چهارم دی ماه و پیش از سفر به بوشهر و شرکت در مجمع هیأت فوتبال این شهر در بیمارستانی در تهران بستری شد و روز هشتم دی ماه هم از سمتش استعفا کرد. کناره گیری تاج از ریاست فدراسیون فوتبال حرف و حدیثهای زیادی را درباره علت واقعی این اتفاق در پی داشت اما این استعفا در بحبوحه مشکلات فدراسیون فوتبال و بلاتکلیفی تیم ملی چند روزی در کانون توجه رسانهها قرار داشت.* بازگشت مجیدی و گل محمدی به استقلال و پرسپولیس
باشگاه استقلال بعد از ناامیدی کامل از بازگشت استراماچونی، در نهایت فرهاد مجیدی را به عنوان سرمربی خود انتخاب کرد. همچنین یحیی گل محمدی که پیش از این سابقه کار در پرسپولیس را داشت، جانشین گابریل کالدرون شد تا هواداران دو تیم در نیم فصل دوم مربیان ایرانی و «خودی» را روی نیمکت خود داشته باشند.
* حذف تیم فوتبال امید
به تمام خبرهای فوق باید به حذف تیم فوتبال امید هم اشاره کرد. تیم امید که با کنار گذاشتن زلاتکو کرانچار و استعفای فرهاد مجیدی در یک سال گذشته حسابی حاشیه ساز بود، در نهایت با حمید استیلی در مسابقات قهرمانی آسیا و انتخابی المپیک راه به جایی نبرد و با تساوی مقابل ازبکستان، باخت مقابل کره جنوبی و برد برابر چین حذف شود. به این ترتیب حسرت المپیکی شدن ایران ۴۸ ساله شد.* محرومیت ایران از میزبانی در لیگ قهرمانان آسیا
روز جمعه گذشته سلب میزبانی از نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا شوک جدیدی را به جامعه فوتبال ایران وارد کرد. با تصمیم کمیته مسابقات کنفدراسیون فوتبال آسیا، چهار نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا حق میزبانی در مسابقات خانگی را نخواهند داشت و باید در زمین بی طرف به مصاف حریفانشان بروند. فدراسیون ایران و چهار نماینده هم در واکنش اعلام کردند که از مسابقات کنار می کشند. در همین حین، بعضی از رسانههای عربستان از سلب میزبانی تیم ملی فوتبال ایران و بازی با بحرین، عراق و هنگ کنگ در کشورهای عمان و قطر به عنوان زمین بی طرف خبر داده اند.