برچسب: خبر

خبر های روز ایران و جهان و تحلیل خبرهای سیاسی

  • نظر هویدا درباره انتخابات فرمایشی/ مردم در دوره پهلوی فقیر بودند

    نظر هویدا درباره انتخابات فرمایشی/ مردم در دوره پهلوی فقیر بودند

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست-سیدمحمدمهدی توسلی؛ خط تلفن «ایران» و «آمریکا» وصل شد؛ البته برای گفتگوی ما با یکی از اعضای دربار پهلوی که از قضا پسرخاله فرح هم هست و «فرح خانم» گفتن‌هایش از دهنش نمی‌افتد. احمدعلی مسعودانصاری که این روزها در دوران کهن سالی است، جوانی خود را در دوره پهلوی با شاه سپری کرده و در قاهره هم ملازم او می‌شود. از دوستی و رفاقت‌هایش با شاه صحبت می‌کند و هنوز هم حاضر نیست حرف‌های تندی علیه شاهان پهلوی بزند یا از حرف زدن علیه آمریکا طفره می‌رود؛ شاید خط تلفن آمریکاست که نمی‌گذارد حرف بزند یا حساب کتاب دیگری در ذهنش می‌پروراند.

    به هر حال احمدعلی مسعودانصاری، پسر خاله فرح و رفیق محمدرضا پهلوی زبان می‌گیرد به روایت کردن رژیم پهلوی بر اساس آنچه دیده و در دربار شاه زندگی کرده است. وضعیت مردم و جامعه شاهان پهلوی را می‌گوید و معتقد است در هر دو دوره رضا و محمدرضا پهلوی، مردم فقیر بودند و ایران به کشور عقب مانده تبدیل شده بود.

    مشروح گفتگوی یک ساعته ما با عضو دربار پهلوی را در زیر می‌خوانید:

    از سال ۵۰ به بعد آمریکایی‌ها تلاش می‌کردند که جلوی توقف انقلاب را بگیرند و حتی به‌جایی رسیده بودند که اسدالله اعلم در خاطرات خود می‌گوید «من جرأت نمی‌کردم به شاه بگویم که برگردد» به دلیل آنکه فضا را به‌گونه‌ای می‌دیدم که احساس می‌کردم هرلحظه سقوط رژیم نزدیک می‌شود، درحالی‌که این اتفاق می‌افتد ولی شاه برمی‌گردد و دوباره این روند ادامه پیدا می‌کند که زنگ خطری جدی برای دربار به شمار می‌رفت. قطعاً آمریکا و در رده پایین‌تر انگلیس کمک کرده که جلوی انقلاب ایران گرفته شود ولی این محاسبات به هم خورد و انقلاب در سال ۵۷ به پیروزی رسید. اعداد و ارقام زیادی مطرح است که آمریکا در این مسئله به چه میزان دلار هزینه کرده است. این مسئله در خاطرات علم و هویدا هم آمده است. نظر جنابعالی در این زمینه چیست؟

    در مقطع‌های مختلف، مسائل فرق می‌کرد. در اوایل سلطنت شاه و زمانی که قیمت نفت افزایش یافت (حدود سال ۱۹۷۲-۱۹۷۳ میلادی)، ایران از نظر مالی قوی نبود؛ درنتیجه کشورهای غربی هم معامله می‌کردند. کسی دوست ما نیست و هرکسی به دنبال منافع خودش است. لذا این کشورها منافع خودشان را در این می‌بینند که چه چیزی می‌دهند و در قبال آن چه چیزی دریافت می‌کنند.

    از سال ۱۹۷۳ که قیمت نفت بالا رفت، ایران به انگلیس و فرانسه یک‌میلیون دلار قرض داد و در زمان انقلاب ۱۳ میلیون دلار ذخیره مالی در ایران وجود داشت که به آن دست زده نمی‌شد، درنتیجه ایران احتیاجی به پول خارجی نداشت، البته من از دید حکومت شاه می‌گویم. در این میان شاه مریض می‌شود و فکر می‌کند که پسر مبارکش، قادر به اداره مملکت است، البته شاه مستبد بود. چراکه یک مملکت و یک شاه وجود داشت و هر چه شاه تصمیم می‌گرفت، همه باید آن را اجرا می‌کردند و گاهی وی در کوچک‌ترین مسائل دخالت می‌کرد. درنتیجه شاه فکر نمی‌کرد که پسرش قادر باشد چنین حکومتی را ادامه دهد.

    مردم شاه را متقاعد می‌کردند که مبادا پس از ۳۷ سال اختلاس، بار دیگر بخواهد بر سر کار بیاید در چنین شرایطی شاه فضای باز سیاسی ایجاد کرد و در آن فضا بسیاری از مسائل آغاز شد. مردم شاه را متقاعد می‌کردند که مبادا پس از ۳۷-۳۵ سال اختلاس، بار دیگر بخواهد بر سر کار بیاید. البته کل سلطنت وی ۳۷ سال بود. لذا وقتی آزادی‌هایی به مردم داده می‌شود، چنین مسائلی اتفاق می‌افتد. درنتیجه برگشت شاه رد می‌شود، درحالی‌که شاه مصرانه بر بازگشت دوباره پافشاری می‌کرد. در این میان آقای اعلم فوت کرد و آقای هویدا هم از اطراف شاه دور شد.

    دو گروه در دربار وجود داشت؛ گروه اول، طرفدار شاه و گروه دوم، طرفدار فرح پهلوی بودند. طرفداران فرح اکثراً ضد دین، ضد خدا و کمونیست بودند. آن‌ها فکر می‌کردند اطرافیان شاه، افرادی دزد و ظالم هستند و شاه فردی منفور است درحالی‌که همسرش مغفور است. درنتیجه اطرافیان همسر شاه باید کاری کنند که وی قدرت را در دست بگیرد تا آن‌ها از طرف فرح پهلوی بر حکومت سوار شوند.

    طرفداران فرح اکثراً ضد دین، ضد خدا و کمونیست بودند تا زمانی که آقای علم در قید حیات بود، طرفداران فرح شانس زیادی برای انجام کارهای خود نداشتند. بعد از فوت وی، همسر شاه قوی‌تر شد. پس‌از آنکه شاه تظاهرات عید فطر سال ۱۳۵۷ را مشاهده کرد، روحیه خود را از دست داد و همسر او و طرفدارانش کاملاً سوار بر حکومت شدند و از آن زمان به بعد، شاه دیگر در ایران حاکم نبود، بلکه همسرش حکومت را اداره می‌کرد.

    آن زمان من با شاه برخورد داشتم ولی وی مانند قبل نبود چرا که احساس می‌کرد زمانی برای انجام امورش ندارد. تیمسار عبدالکریم اَیادی، از دوستان و طرفداران شاه و آخرین فردی بود که اطراف او مانده بود. البته همسر شاه و طرفدارانش او را نیز پاک‌سازی کردند و هر تصمیمی که برای جلوگیری از گسترش انقلاب گرفته می‌شد، فرح و طرفدارانش در دربار جلوی آن را می‌گرفتند زیرا مذهبیان را به‌حساب نمی‌آوردند و فقط سلطنت و کمونیست‌ها را قبول داشتند؛ یعنی اگر سلطنت برکنار می‌شد، کمونیست‌ها باقی می‌ماندند.

    آیت‌الله شریعتمداری از این مسئله ترس داشت که اگر سلطنت برکنار شود، حکومت به دست کمونیست‌ها نیفتد. طرفداران فرح، مذهبیان را به‌حساب نمی‌آوردند یعنی اگر آن زمان من یک نفر را برای حکمرانی پیشنهاد می‌دادم، من را به تیمارستان می‌بردند. خارجی‌ها فکر نمی‌کردند که شاه با آن قدرت، ارتش ۶۰۰ هزارنفری، سازمان امنیت و وضعیت اقتصادی ایران، سقوط کند، لذا از شاه حمایت می‌کردند تا اواخر حکومت‌نظامی دولت آقای ازهاری، خارجی‌ها متوجه می‌شوند که شاه از پس اداره کشور بر نمی‌آید و آقای خمینی در مشی خود قاطعیت دارد.

    از چه زمانی این مسئله را متوجه شدند؟

    آن‌ها از مهر ماه عدم صلاحیت شاه را متوجه شدند ولی به حمایت خود نسبت به شاه ادامه دادند. حتی «سالیوان» سفیر آمریکا در زمان شاه پهلوی پیغام می‌داد که نباید از شاه حمایت کرد. چهارم ژانویه و در زمان کنفرانس “گوادلوپ” ژنرال هایزر معاون وقت فرمانده نیروی هوایی آمریکا در اروپا فکر می‌کرد اگر دیر اقدام کند، کمونیست‌ها حکومت را در دست خود می‌گیرند.

    لذا ما بر اساس شناختی که از آن‌ها داشتیم، فکر می‌کردیم که در وزارت دربار بر مبنای عقیده‌شان، از شاه حمایت می‌کنند. درحالی‌که عده‌ای می‌گویند سازمان «کا. گ. ب» بر روی این مسائل برنامه‌ریزی داشته و عمل می‌کرده است. آن‌ها نمی‌خواستند که آیت‌الله خمینی (ره) بر سر کار بیاید، چرا که می‌خواستند خودشان سوار بر حکومت شوند. در آن زمان آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها سعی می‌کنند، آقای بختیار را حفظ کنند، البته آقای خمینی هم محکم و استوار بر سر حرف خود ایستاد و حکومت را به دست گرفت.

    اواخر حکومت‌نظامی دولت آقای ازهاری، خارجی‌ها متوجه می‌شوند که شاه از پس اداره کشور بر نمی‌آید و آقای خمینی در مشی خود قاطعیت است در یک جمله و با یک تبصره باید در رابطه با انقلاب ایران گفت که آقای خمینی قاطعیت عمل داشتند، درحالی‌که شاه پهلوی در عملکرد خود ضعف داشت. به دو دلیل؛ اول آنکه در آن زمان شاه روحیه خود را باخت و دوم آنکه فرح پهلوی و طرفدارانش اجازه ندادند تا شاه تصمیمی بگیرد، بنابراین مسبب عدم تصمیم‌گیری‌های شاه، فرح پهلوی و طرفدارانش بودند. خارجی‌ها همیشه به دنبال منافع خودشان هستند و برایشان فرقی نمی‌کند که چه کسی بر سر کار بیاید، بلکه می‌خواهند منافعشان حفظ شود. البته تا اواسط حکومت آقای ازهاری، تصور آمریکا بر این است که شاه بر سر جای خود باقی بماند.

    آمریکایی‌ها و طرفداران پهلوی در عین حال از گسترش انقلاب هم می‌ترسیدند؟

    آن‌قدر مسائل تند پیش رفت که کسی فکرش را نمی‌کرد چنین اتفاقاتی رخ دهد. اگر کمی به عقب برگردیم، اواخر سال ۵۶ فقط شهرهای قم و تبریز شلوغ شده بود. آن زمان من گفتم که ممکن است انقلاب شود، همه به این حرف می‌خندیدند. آقای آموزگار که آن زمان نخست‌وزیر بود به من گفت «این مسائل زیر سر آقای هویدا است، چرا که وزیر دربار شده و می‌خواهد به شاه نشان دهد که من (آموزگار) قابلیت نخست‌وزیری ندارم که وی را کنار بگذارند و دوباره هویدا نخست‌وزیر شود».

    در این راستا بنده در عید ۵۷ به کیش رفتم و هویدا را ملاقات کردم. به او گفتم «دست از کارهایش بردارد چرا که این مسائل گسترش پیدا می‌کند و بزرگ می‌شود و مملکت از دست می‌رود». آن‌ها فکر نمی‌کردند که نظام شاهنشاهی سقوط می‌کند. هویدا به من گفت: «نگران نباش در ایران دو نفر دور هم جمع نمی‌شوند. اجازه بده که مردم آزاد باشند».

    قبل از آن من دیدم که آقای هویدا و پروفسور عدل با هم بحث می‌کردند که چه کسی از صندوق رأی برای مجلس شورا خارج شود. من به آقای هویدا گفتم «اگر درب صندوق رأی‌گیری انتخابات مجلس را ببندید، چرا پول مردم را هدر می‌دهید؟ اگر قرار است خودتان فردی را انتخاب کنید، صندوق رأی‌گیری را کنار بگذارید». هویدا در جواب گفت «اگر به مردم آزادی بدهیم، نمی‌توانیم آن را کنترل کنیم و کار از زیر دستمان در می‌رود». یعنی وقتی آقای هویدا نخست‌وزیر بود، مردم آزادی نداشتند و وقتی وی از نخست‌وزیری برکنار شد، مردم باید آزاد باشند.

    فرح پهلوی هم سه و نیم میلیون دلار به حسین امیر صادقی پسر راننده شاه داد، البته بر سر این مسئله شاه و فرح پهلوی جلوی خود من باهم بحث و دعوا کردند این شلوغ‌بازی‌ها را هویدا آغاز کرد و برای آقای خمینی نامه نوشت. درنهایت کار از زیر دست آن‌ها در رفت و علما، انقلابیون و حتی آقای مطهری فکر نمی‌کردند که نظام شاهنشاهی سقوط کند. این در حالی است که آن‌هایی که داخل ایران بودند چنین تفکری داشتند و خارجی‌ها منتظر این نبودند که ببینند چه اتفاقی برای نظام شاهنشاهی ایران می‌افتد. کلاً ما ایرانی‌ها عادت داریم که خیلی خود را بزرگ جلوه دهیم چراکه خارجی‌ها به عملکرد ۱۵۰ کشور نگاه می‌کنند، فکر و ذکرشان فقط ایران نیست و منتظر این نیستند که ببینند در ایران چه اتفاقی می‌افتد.

    با اتفاقاتی که در وزارت دربار رخ داد، شاه به این نتیجه رسید که عملکردش تضعیف شده و همسرش به چنین طرز فکری کمک می‌کرد؟

    فرح پهلوی به عدم تصمیم‌گیری شاه کمک می‌کرد که خودشان سوار بر حکومت و نظام شوند. او می‌خواست در ایران بماند ولی شاه اجازه چنین کاری را به وی نداد. فریدون جوادی و رضا قطبی به همراه بختیار در ایران ماندند. فرح پهلوی هم سه و نیم میلیون دلار به حسین امیر صادقی پسر راننده شاه داد، البته بر سر این مسئله شاه و فرح پهلوی جلوی خود من باهم بحث و دعوا کردند. وقتی فرح از ایران رفت، ارتباط شاه با ارتش و بختیار را قطع کرد و اجازه نداد که کسی با شاه در خارج از ایران ارتباط داشته باشد.

    آیا آن زمان فرح پهلوی مأموریت انجام چنین کاری را داشت؟

    خیر چرا که فرح پهلوی فکر می‌کرد می‌تواند در ایران بماند و سوار بر حکومت شود و سپس رضا پهلوی، پادشاه شود درحالی‌که کسی رضا پهلوی را به‌حساب نمی‌آورد.

    مأموریت از طرف آمریکا یا انگلیس بود؟

    رضا قطبی که رئیس رادیو و تلویزیون ملی ایران بود، کمونیست و چپ بود. قطبی پسردایی مادرم است و من با وی بزرگ‌شده‌ام. آقای فخرآور می‌گوید آن‌ها مأمور کا. گ. ب بودند و اسمشان “راین” بوده و در آن کتاب همه مسائل را به زبان آورده است؛ البته من درباره صحت و سقم این مسائل مطمئن نیستم.

    شما همزمان با شاه و فرح از کشور خارج شدید؟

    خیر. من ۳۱ دسامبر (۱۶ ژانویه) از کشور ایران خارج شدم. آقای شریعتمداری هم به من گفت «صلاح نیست در ایران بمانید»، البته من نمی‌خواستم چنین اتفاقی بیفتد. زنده‌یاد محمد غروی، فردی مُنَعّم و پاک و پسر شیخ کمپانی بود.

    شیخ کمپانی، استاد آقای خویی و آقای غروی شاگرد خویی بود. غروی از دوستان نزدیک من بود و با یکدیگر سفرهای متعددی به مکه داشتیم. او به منزل ما آمد و برایم استخاره کرد. از وی خواستم تا وصیت‌نامه‌ام را بنویسد. او در پاسخ به من گفت «اجازه بده تا برائت استخاره کنم».

    وی بعد از گرفتن استخاره به من گفت «از ایران خارج شو!». در آیه قرآن آمده بود «زمین من وسیع است، هر کجا که هستید من را از صمیم قلب بپرستید. خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری». در نهایت من از ایران خارج شدم و دَر چین به رویم باز شد، ولی دلِ من با ماندن در ایران بود. من در کشور چین بودم که متوجه شدم شاه از ایران خارج شده و به مراکش رفته است، سپس من هم به مراکش رفتم.

    در مراکش با شاه صحبت می‌کردید؟ نظر شاه درباره انقلاب ایران چه بود؟

    من با محمد رضا پهلوی ارتباط نزدیکی داشتم. وقتی برای اولین بار شاه پهلوی را در مراکش ملاقات کردم، باآنکه فرح و دوستانش همراه او بودند ولی وی تنها نشسته بود. به‌محض آنکه من را دید، چهره‌اش سرخ شد، با خجالت سرش را بلند کرد و به من گفت «تو همیشه از پیش شریعتمداری می‌آیی». آن زمان شاه روحیه خوبی نداشت و نمی‌شد باهاش صحبت کرد. حتی در کشور “باهاما” هم روحیه شاه خراب بود و من را کنار دیوار می‌گذاشت و می‌گفت «من به ملت ایران خدمت فراوانی کرده‌ام، صنایع را به جلو بردم، ارتش، مدرسه و دانشگاه ساختم، چرا چنین کاری را با من کردند؟».

    شاه درباره اینکه آمریکایی‌ها پشت وی را خالی کردند، حرفی نزد؟

    آمریکایی‌ها پشت شاه را خالی نکردند. این موضوع نتیجه عملکرد خود شاه بود.

    جلوتر گفتید که آمریکایی‌ها از شاه حمایت نمی‌کردند بلکه از بختیار حمایت می‌کردند؟

    یک‌چیز را باید به‌خوبی آموخت که سیاست با رفاقت فرق می‌کند. رفاقت بر اساس معرفت و اصول اخلاقی است، درحالی‌که سیاست پدر و مادر ندارد و بر اساس منافع است، هر جایی که بر منافعش باشد، عمل می‌کند.

    شاه نسبت به آمریکا موضع داشت یا انگلیس؟

    خیر. شاه نسبت به انگلیسی‌ها موضع داشت. شاه بارها در قاهره به من گفت «من باید از انگلیسی‌ها بدم بیاید، چون آن‌ها رابطه خوبی با من و پدرم نداشتند». من تمام این حرف‌ها را از شاه شنیده‌ام و فقط حرف‌های وی را تکرار می‌کنم.

    برخورد آمریکا با شاه چطور بود؟

    شاه درباره آمریکا حرفی نزد چرا که وقتی شاه در پاناما بود، آمریکا طی مذاکراتی با قطب‌زاده، می‌خواست شاه را برکنار کند و در قفس بیندازد. در این مذاکرات قرار بود آمریکایی‌ها شاه را به ایران تحویل بدهند، حتی در ایران برای وی قفس درست کرده بودند.

    از یک طرف تاریخ نشان داده که هر وقت تاریخ مصرف یکی از عمال آمریکا تمام می‌شود چه برخوردی با او خواهند داشت؛ مثل برخوردی که با صدام داشتند. اما مسئله دیگری هم هست مبنی بر اینکه درخواست امام خمینی (ره) بود که شاه به ایران تحویل داده شود ولی آمریکا چنین اقدامی را انجام نداد…

    آمریکا یک مملکت نیست بلکه دارای گروه‌های مختلف است که هرکدام اقداماتی را انجام می‌دهند، لذا آمریکا یکپارچه نیست. به‌طور مثال آقای اوباما و ترامپ هر کدام کارهای مختلفی انجام می‌دهند. همان زمان آن‌هایی که طرفدار شاه بودند همچون آقای قطب زاده که برای آزادی گروگان‌های آمریکا در تهران وارد مذاکره می‌شود و به آن‌ها می‌گوید اگر شاه را تحویل بدهید، گروگان‌ها را آزاد می‌کنیم.

    زمانی که آن‌ها وارد مذاکره بودند، انور سادات با شاه تماس می‌گیرد و از شاه می‌خواهد که به قاهره بیاید، البته همان موقع کارتر با انور سادات تماس می‌گیرد و چنین اجازه‌ای را به شاه نمی‌دهد که به قاهره بیاید. انور سادات می‌گوید که خودش هواپیمایی می‌فرستد. آمریکایی‌ها می‌گویند ما خودمان هواپیما در اختیار قرار می‌دهیم ولی زمانی که آن‌ها در حال مذاکره بودند، هواپیما در جزیره آزور به زمین می‌نشیند، درحالی‌که آن‌ها منتظر بودند تا با یکدیگر در مذاکراتی جدی به توافق برسند و شاه را تحویل بگیرند. از سوی دیگر افرادی چون “دیوید راک فلر” و “کیسینجر” بر این مسئله پافشاری کردند و به توافق نرسیدند، درنتیجه شاه به قاهره رفت.

    ورود پیشرفت و تکنولوژی به ایران چطور بود؟ با توجه به ارتباط خیلی نزدیک شاه به کشورهای غربی به خصوص آمریکا چرا انتقال پیشرفت از سایر کشورها به ایران با تأخیر بسیار زیاد انجام می‌شد؟

    اولاً خارجی‌ها امکاناتی در اختیار ایران قرار نمی‌دادند.

    حتی باوجودآنکه شاه دست نشانده خارجی‌ها بود؟

    من مثال زنده را بیان می‌کنم. آن زمان پدرم سفیر ایران در رم بود. آقای شریف امامی هم رئیس سنا بود. شکایتی را مطرح می‌کرد و می‌گفت قصد دارد ذوب‌آهن به ایران بیاورد ولی کسی به ما چنین کالایی را نمی‌فروشد. درحالی‌که ذوب‌آهن اتم نیست. اگر کارخانه ذوب‌آهن بزنید، باعث می‌شود که انگلیسی‌ها که در هندوستان ذوب‌آهن درست می‌کنند و کارخانه‌های انگلیس نتوانند جنس خود را بفروشند. بنابراین شاه مجبور می‌شود از روس‌ها ذوب‌آهن خریداری کند. کار از زیردست افراد در رفته است و بهانه‌هایی مبنی بر ساخت بمب اتم وجود دارد درحالی‌که آن زمان ذوب‌آهن، بمب اتم نبود. چنین مسائلی در صحبت کردن امکان‌پذیر است ولی در عمل تفاوت دارد.

    زمانی که رضاشاه بر سر کار آمد، ملت ایران تبدیل به ملت عقب‌مانده شد از زمانی که رضاشاه بر سر کار آمد، ملت ایران تبدیل به ملت عقب‌مانده شد، چراکه کمبود نیرو داشتیم. افراد بسیاری در زمان رضاشاه و شاه به مدرسه می‌روند و تربیت می‌شوند. حتی زمانی که امام خمینی (ره) حکومت را به دست گرفت، افرادی را مدنظر داشت که بخواهند کشور ایران را اداره کند. درنتیجه آن زمان باید افرادی مدنظر قرار می‌گرفتند و سپس تربیت می‌شدند. تا ۶ سال قبل از انقلاب، ایران بودجه‌ای نداشت چراکه می‌خواست ۲۵ میلیون دلار از آلمان یا آمریکا قرض بگیرد. ایران نفت را به قیمت یک تا دو سنت خریداری می‌کرد.

    با وجود اینکه شاه از متحدان و دست نشانده‌های خودشان به شمار می‌رفت ولی حتی ذوب آهن را هم به ایران نمی‌دادند؟

    بحث متحد و غیر متحد نیست، چرا که آن‌ها به دنبال منافع خودشان هستند. نباید دوستی‌های شخصی را با سیاست ترکیب کرد درحالی‌که این مسائل سیاست است و رفاقتی در آن وجود ندارد. خداوند در قرآن می‌فرماید به‌جز من، هیچ یار و یاور، شفیع و نگهبانی ندارید؛ حتی دوست شخصی هم ندارید فقط یک دوست دارید که آن‌هم خداوند است.

    آیا می‌توان ایران را با رژیم ۵۰ ساله پهلوی را با نظام جمهوری اسلامی در مسائل مهم دنیا و صنعت‌های مختلف، در رده بین ۱ تا ۱۰ جهان قرار گرفته، مقایسه کرد؟

    نمی‌توان چنین مقایسه‌ای را انجام داد. با نگاهی به تربیت افرادی که در زمان شاه به مدرسه و دانشگاه رفتند و بر علیه انقلاب بود. تنها ایرادی که می‌توان نسبت به شاه گرفت، سیاست است. شاه تمام همّ و غمّ خود را بر روی پیشرفت نظامی و اقتصادی گذاشت، درحالی‌که به پیشرفت سیاسی مملکت توجهی نداشت و در این مسئله نه‌تنها روبه‌جلو حرکت نکرد، بلکه به عقب هم رانده شد، چراکه ایران در زمان قاجار پیشرفت بیشتری نسبت به زمان شاه پهلوی داشت.

    به نظر من، مسائل سیاسی در جمهوری اسلامی پیشرفت کرده است. هرچقدر مردم بیشتر سختی بکشند، رشد بیشتری پیدا می‌کنند. لذا رشد سیاسی ایران قوی‌تر است. شفافیت مسئله مهمی است. جمهوری اسلامی بر اساس ایدئولوژی دارای عقاید و اهدافی است. قیمت عظیمی که جمهوری اسلامی برای مسائل سیاسی می‌پردازد، نابود کردن اسرائیل است.

    در گذشته دربار وابستگی تام و تمامی به غرب بخصوص به آمریکا داشته‌اند. آیا این مسئله به دوران رضاخان یا محمدرضا شاه برمی‌گردد؟

    بیشتر این وابستگی نسبت به انگلیسی‌ها بوده است. من در دوران رضاخان نبوده‌ام. دولت محمدرضا شاه، آمریکایی ولی دربار آن، انگلیسی بود. آقای هویدا و منصور، آمریکایی، ولی دربار مانند آقای اعلم، انگلیسی بودند. آن زمان ۱۹ ساله بودم و به آقای علم گفتم شما که نوکر انگلیسی‌ها هستید، چرا اسم خود را در این کتاب ننوشته‌اید؟ آقای علم در پاسخ گفت که پیشنهاد چنین مسئله‌ای شده ولی قبول نکرده است. بیشتر گرایش آقای علم نسبت به انگلیسی‌ها بود.

    با توجه به وابستگی‌هایی که شاه به آمریکا و انگلیس داشت. آیا این وابستگی‌ها آن زمان توانسته پیشرفتی برای کشور در برداشته باشد؟

    بدون این وابستگی‌ها امکان‌پذیر نخواهد بود. این وابستگی‌ها باعث شد که ایران از نظر سیاست خارجی قوی شود که ایران این مسئله را نابود کرد. من بعد از انقلاب هر وقت از شاه سوال می‌کردم که چرا انقلاب شد؟ شاه در پاسخ می‌گفت که «چون مقدر بود»، البته خواست خدا بود که چنین اتفاقی بیفتد.

    اگر می‌خواستیم رادیویی ترانزیستوری خریداری کنیم، جز ثروتمندترین افراد دنیا به حساب می‌آمدیم؛ مردم فقیر بودند اگر زمانی که سن کمی داشتیم، می‌خواستیم رادیویی ترانزیستوری خریداری کنیم، جزو ثروتمندترین افراد دنیا به حساب می‌آمدیم. مردم فقیر بودند ولی کم‌کم وضعشان بهتر می‌شد. زمانی که بودجه نفت اختصاص یافت و قیمت آن افزایش یافت، یکباره اوضاع مردم، بهتر و سپس انقلاب شد.

    قبل از اصلاحات ارضی، ایران مقداری مالک داشت. در زمینه کشاورزی، مردم صنایع غذایی را کشت و از آن استفاده می‌کردند. این موضوع پس از اصلاحات ارضی بسیار آسیب دید. در نتیجه آن زمان عده‌ای در زمینه کشاورزی فعالیت می‌کردند و عده‌ای دیگر کارمند دولت بودند.

    برخی از مردم به واسطه چند فرشی که وجود داشت، تجارت محدود فرش می‌کردند چرا که آن زمان در اقتصاد ایران، تجارت و کارخانه و … وجود نداشت. بنابراین ایران کم‌کم ظرف ۱۰ سال آخر پیشرفت داشت و زمانی که پول نفت افزایش یافت، قوی‌تر رو به جلو حرکت کرد.

    جنابعالی از یک طرف نسبت نزدیک و فامیلی با فرح پهلوی و از طرف دیگر با شاه ارتباط خوبی داشتید. در روزهای آخر که در قاهره در کنار شاه بودید، صحبت‌های شما حول چه مسائلی بود؟

    وقتی در زمان تبعید، با شاه صحبت می‌کردم، شاه می‌گفت انقلاب ایران مقتدر است. یک‌بار من با شاه در قاهره نشسته بودیم. شاه به من گفت «احمد! خدا را شکر که کسی به من فحش نمی‌دهد». من در پاسخ گفتم «اختیار دارید! پس به بنده فحش می‌دهند؟!» به دلیل آنکه ارتباط نزدیکی با شاه داشتم، هر حرفی را به او می‌زدم. شاه اصرار داشت که بداند مردم در مورد او چه چیزی می‌گویند. البته خانم لوسا پیرنیا هم حضور داشت.

    من به شاه گفتم که «می‌گویند شما قصاب بودید». شاه گفت «تمام آن‌هایی که سعی کردند به من سوءقصد کنند، من آن‌ها را بخشیدم ولی من حق ندارم کسی که خون دیگری را ریخته، ببخشم و این حق من نیست». شاه بار دیگر از من پرسید «مردم چه چیزهای دیگری به من می‌گویند؟» در پاسخ گفتم «می‌گویند شما دزد بودید». شاه عقیده داشت که طبق قوانین سوئیفت، گرفتن کمیسیون از شرکت‌ها، دزدی به حساب نمی‌آید. هرچقدر من و آقای اردشیر زاهدی به شاه می‌گفتیم که «شما شاه هستید و نباید حق کمیسیون دریافت کنید». شاه این مسئله را نمی‌پذیرفت و برای خودش توجیه‌هایی داشت.

  • «نور عشق» در چهلم «سردار» تماشایی شد/ کار ویژه‌ای برای «حاج قاسم»

    «نور عشق» در چهلم «سردار» تماشایی شد/ کار ویژه‌ای برای «حاج قاسم»

    محسن توسلی خواننده آثارموسیقایی مرتبط با مضامین انقلابی و حماسی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تولید قطعه «نور عشق» توضیح داد: طبق برنامه ریزی هایی که انجام گرفته بود به مناسبت چهلمین روز از شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی نماهنگی به نام «نور عشق» تولید و آماده انتشار شده است. در این اثر قاسم صرافان ترانه سرا، امیدرهبران تنظیم کننده، حسن فراهانی نوازنده ترومپت، پویان اعتصامی میکس و مستر و سید مهدی جوادی تهیه کننده گروه اجرایی که در مؤسسه «رایمون» تهیه شده را تشکیل می‌دهند.

    وی ادامه داد: فکر می‌کنم این اثر یکی از معدود کارهایی باشد که به مناسبت چهلمین روز شهادت حاج قاسم سلیمانی پیش روی مخاطبان قرار می‌گیرد. به هرحال هنرمندان زیادی به مناسبت شهادت سردار سلیمانی قطعات زیادی را تولید کرده بودند اما تا آنجا که بنده می دانم اثری برای چهلمین روز شهادت این سردار بزرگوار انقلاب اثری تولید نشده است. اگرچه من براین باورم صدها کارهم از این دست تولید دربرابر بزرگی حاج قاسم چیزی نیست. او مردی است که به گردن همه ما حق دارد و اگر تا سالگرد شهادت این سردار بزرگ هم کار تولید شود واقعاً ذره‌ای از زحمات حاج قاسم برای انقلاب اسلامی ایران جبران نمی‌شود.

    این خواننده موسیقی در بخش پایانی صحبت‌های خود اظهار کرد: ما طی این مدت در حد توان توانستیم یک کار برای شهادت حاج قاسم تولید کنیم و یک کار را هم برای چهلمین روز شهادت سردار پیش روی مخاطبان قرار دهیم. امیدوارم خداوند این توفیق را به ما بدهد که برای سالگرد این بزرگمرد انقلاب اسلامی اثر دیگری را هم تولید کنیم.

    محسن توسلی از جمله خوانندگان شناخته شده ترانه‌های انقلابی است که طی سال‌های اخیر فعالیت‌های زیادی در عرصه تولید آثاری مرتبط با مضامین انقلابی و اجتماعی داشته است. این خواننده علاوه بر اجراهای زنده‌ای که در کشورمان داشته در برخی کشورهای اسلامی نیز اقدام به برگزاری کنسرت کرده است.

  • «بنی گانتز» نخست وزیر رژیم صهیونیستی را تهدید کرد

    «بنی گانتز» نخست وزیر رژیم صهیونیستی را تهدید کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از فلسطین الیوم، بنی گانتز، رهبر ائتلاف آبی و سفید، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را به افشاگری تهدید کرد.

    وی تاکید کرد که از رسوایی بزرگ نتانیاهو در پرونده مالی موسوم به ۵۰۰۰ پرده برمی‌دارد.

    بر اساس این گزارش، گانتز اعلام کرده که این مسأله را به زودی افشا خواهد کرد.

    نتانیاهو تاکنون به فساد در چهار پرونده دیگر متهم شده و علیه او به اتهام کلاهبرداری و خیانت در امانت کیفرخواست صادر شده است.

    گانتز پیش از این بارها سخنان تندی را علیه نتانیاهو مطرح کرده بود.

  • رزومه اسکوچیچ چیز خاصی ندارد/ دلیل نداشت احمدی‌نژاد به رختکن برود

    رزومه اسکوچیچ چیز خاصی ندارد/ دلیل نداشت احمدی‌نژاد به رختکن برود

    به گزارش خبرنگار مهر، علی کفاشیان رئیس و نایب رئیس پیشین فدراسیون فوتبال ایران نزدیک به یک سال است که به بهانه بازنشستگی از سمت‌های خود در فوتبال استعفا کرده و به گفته خودش مشغول استراحت است.

    کفاشیان که در دو دوره حضورش در فدراسیون به عنوان رئیس تجارب زیادی اعم از کار با مربیان مختلف و همچنین برگزاری مجامع انتخاباتی به دست آورد، در گفتگو با خبرنگار مهر به بررسی وضعیت این روزهای فوتبال پرداخت؛ از انتخاب دراگان اسکوچیچ به عنوان سرمربی تیم ملی که به گفته کفاشیان رزومه خاصی ندارد تا تلاش وزارت ورزش برای انتخاب محمدحسین قریب به عنوان رئیس فدراسیون؛ تلاشی که کفاشیان مدعی است هیچ ثمره‌ای ندارد و دوران انتخاب با فشار و تهدید گذشته است.

    کفاشیان همچنین به اظهارات اخیر علی دایی و یکی از ملی پوشان سابق مبنی بر برکناری سرمربی پیشین تیم ملی با دستور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت واکنش نشان داد و به شوخی گفت: هرچه علی دایی بگوید ما می‌گوئیم باشد!

    مشروح گفتگوی کفاشیان در ادامه می‌آید:

    * به عنوان فردی که در فدراسیون فوتبال با مربیان مختلفی از جمله علی دایی، افشین قطبی و کارلوس کی‌روش کار کرده‌اید نظرتان درباره انتخاب دراگان اسکوچیچ به عنوان سرمربی جدید تیم ملی چیست؟

    – علی کفاشیان: نظر خاصی ندارم. رزومه اسکوچیچ را دیدم که چیز خاصی ندارد. به هر حال از این جهت که تیم ملی بلاتکلیف نمانَد ضرورت داشت که سرمربی را زودتر مشخص کنند. نیاز بود که یک مربی آشنا با فوتبال ایران انتخاب شود نه یک غریبه. ظاهراً وقتی با مربیان ایرانی به توافق نرسیدند سراغ اسکوچیچ رفته‌اند که می‌گویند از فوتبالمان شناخت دارد.

    * شما از ابتدا هم مخالف تغییر سرمربی سابق یعنی مارک ویلموتس بودید؟

    – بله، نباید مربی تیم ملی را تغییر داد. باید بگذاریم یک مربی کارش را تا آخر پیش ببرد و از او حمایت کنیم چون او ضعف‌ها را دیده و شناخت لازم را پیدا کرده است. متأسفانه این اتفاق افتاد و سرمربی تغییر کرد.

    * ظاهراً سرمربی تیم ملی با تصمیماتی خارج از فدراسیون فوتبال انتخاب شده است؛ نکته‌ای که علی دایی هم در مصاحبه اش به آن اشاره کرده است.

    – من در جریان این مسائل نیستم و خیلی وقت است که از فدراسیون دور هستم.

    * علی دایی حتی اذعان کرده که وزارت ورزش صلاحیتش را برای نشستن روی نیمکت تیم ملی رد کرده است. یعنی وزارت ورزش هم خواسته یا ناخواسته در انتخاب سرمربی تیم ملی دخالت داشته است. آیا از این موضوع اطلاعی دارید؟

    نمی دانم ولی مطمئناً یکسری از مربیان داخلی هستند که توانایی هدایت تیم ملی را دارند. شاید هم به تفاهم نرسیدند که انتخاب نشدند.

    * روز گذشته حسین کاظمی بازیکن سابق تیم ملی ایران اعلام کرد علی دایی به این خاطر از سرمربیگری تیم ملی برکنار شد که اجازه نداد بین دو نیمه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت وارد رختکن شود. دایی هم بارها تاکید کرده که اخراجش از تیم ملی تصمیم فدراسیون فوتبال نبوده است.

    – این داستان ما با آقای دایی ادامه دارد و ان شاءالله یک روز مشخص می‌شود (با خنده) من در بازی ایران و عربستان در جایگاه ویژه و کنار آقای احمدی نژاد حضور داشتم. اصلاً صحبتی نشد که رئیس جمهور می‌خواهد به رختکن برود. دلیل نداشت آقای احمدی نژاد به رختکن برود چون آن موقع استادیوم خیلی شلوغ بود. حالا هم هرچه علی دایی بگوید ما می‌گوئیم باشد!

    * انتخابات فدراسیون فوتبال هم در پیش است. آیا برنامه‌ای برای حضور مجدد در فدراسیون دارید؟

    – خیر، به انتخابات نمی آیم. در حال استراحت هستم و خیلی هم خوش می‌گذرد!

    * گفته می‌شود وزارت ورزش قصد دارد محمدحسین قریب کاندیدای مورد حمایت خود را به عنوان رئیس جدید فدراسیون انتخاب کند. تحلیل شما از انتخابات پیش رو با این اتفاقات چیست؟

    – مهم مجمع فدراسیون است. آرای مجمع که مخفی است. اعضای مجمع هم گزینه‌ها را می‌بینند و تا توجیه نشوند که انتخاب کدام کاندیدا به نفع فوتبال است، رأی نمی‌دهند. اینکه چه کسی معرفی شود، مهم نیست. مهم خود اعضای مجمع هستند. گذشت آن زمان که کسی معرفی شود و رأی بیاورد. قریب آدم باتجربه ای است و سال‌ها مدیر این نظام بوده است ولی این خود مجمع است که باتوجه به گزینه‌ها، دست به انتخاب می‌زند.

    * آقای قریب یک دوره هم رقیب شما برای انتخابات بود. چه شد که ایشان آن دوره رأی نیاورد؟

    – بله، ولی ایشان یک مقدار دیر وارد انتخابات شد.

    * فکر می‌کنید تهدید و فشار وزارت ورزش به اعضای مجمع برای انتخاب قریب می‌تواند مؤثر باشد؟

    – من تجربه ۴۰ ساله در برگزاری مجامع ورزشی دارم. قاطعانه می گویم تهدید کردن و فشار آوردن برای انتخاب یک گزینه نتیجه عکس می‌دهد. انتخابات باید روال عادی خودش را پیش ببرد. آرای اعضا مخفی است و با تهدید و سفارش کسی انتخاب نمی‌شود. با این تفاسیر بحث مهندسی بودن انتخابات رد شده است.

    * هفته گذشته نامه‌ای از کنفدراسیون فوتسال برزیل خطاب به شما منتشر شد که از تیم ملی بانوان برای حضور در برزیل و برگزاری بازی تدارکاتی دعوت به عمل آمده بود. آیا این نامه به دست شما هم رسیده بود و یا صرفاً خطاب به شما منتشر شده بود؟

    – هیچ نامه‌ای به دست من نرسیده بود. از این نامه بی خبر بودم و فقط خطاب به من بوده است.

    * چطور وقتی شما نزدیک به یک سال در فدراسیون نبوده‌اید، نامه به خطاب به شما آن‌هم به عنوان رئیس صادر شده است؟

    – شاید چون برزیل دور است هنوز متوجه نشده‌اند که ما تغییر کرده‌ایم! (باخنده) مرسوم است که در نامه نگاری‌ها، اطلاعات را از سایت فیفا یا کنفدراسیون فوتبال آسیا در می‌آورند و نام ما هم احتمالاً هنوز در این سایت‌ها باشد. اینجا اسم مطرح نیست بلکه خطاب نامه‌ها، فدراسیون فوتبال است. هیچ نامه‌ای برای من ارسال نشده و قطعاً به فدراسیون می‌رود. شاید در فدراسیون نخواستند این نامه را نشان بدهند. در گذشته که تیم ملی فوتسال مردان ما به مسابقات گرندپری برزیل می‌رفت، برنامه‌ها را گاهی برای آقای عباس ترابیان می‌فرستادند و او هم با من چک می‌کرد ولی الان در جریان نیستم.

  • اظهارات AFC به کینه‌ای برمی‌گردد که در پشت پرده وجود دارد

    اظهارات AFC به کینه‌ای برمی‌گردد که در پشت پرده وجود دارد

    سردار حسن کرمی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر درباره تصمیم اخیر AFC مبنی بر عدم میزبانی باشگاه‌های ایرانی در مسابقات جام باشگاه‌های آسیا به بهانه عدم تأمین امنیت در ورزشگاه‌ها، اظهار کرد: ورزشگاه‌های ما، جزو امن‌ترین ورزشگاه‌های جهان است و دیگر کشورها اتفاقات روی داده در ورزشگاه‌هایشان را پخش نمی‌کنند.

    فرمانده یگانهای ویژه نیروی انتظامی ادامه داد: تاکنون هیچ مورد امنیتی در ورزشگاه‌ها نداشتیم و امنیت خوبی در ورزشگاه‌ها برقرار است.

    وی تصریح کرد: برخلاف برخی کشورها که در ورزشگاه‌هایشان از واحدهای مسلح نیروهای پلیس استفاده می‌کنند، نیروهای ما در ورزشگاه‌ها، کاملاً به شکل عادی حضور پیدا می‌کنند و هیچ نیروی امنیتی را نمی‌توانید در ورزشگاه مشاهده کنید.

    این مقام انتظامی با بیان اینکه در بسیاری از موارد نیز، تماشاگران در قالب پلیس افتخاری با یگان‌ویژه در ورزشگاه‌ها همکاری دارند، خاطرنشان کرد: اظهارات AFC سیاسی بود و به کینه‌ای برمی‌گردد که در پشت پرده وجود داشت.

    کرمی با تأکید بر اینکه امنیت مسابقات در ورزشگاه‌های کشور توسط یگان‌ویژه تأمین می‌شود، گفت: تماشاگران با آرامش کامل در ورزشگاه‌ها حضور پیدا می‌کنند.

  • «تبانی» نمایندگان در استیضاح وزرا/ ذبح «منافع مردم» در مجلس دهم

    «تبانی» نمایندگان در استیضاح وزرا/ ذبح «منافع مردم» در مجلس دهم

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ استیضاح، یکی از ابزارهای نظارتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی است که وقتی وزرای دولت عملکرد قابل قبولی از خود نشان نمی‌دهند، انتظار می‌رود از آن استفاده شود اما عملکرد ضعیف نمایندگان مجلس دهم در استفاده از این ظرفیت قانونی، محل انتقادات و ابهامات زیادی شده است. در واقع با وجود آنکه برخی از وزرای روحانی به ویژه تیم اقتصادی وی عملکرد بسیار ضعیفی داشتند، اما نمایندگان از ابزار استیضاح برای پاسخگویی آنان استفاده نکردند و در مواقعی هم که استیضاح وزرا را کلید زدند، بیشتر از آنکه مسائل اقتصادی را در نظر داشته باشند، نگاه سیاسی، جناحی و حتی مطامع شخصی را مدنظر قرار دادند.

    موید این ادعا آن است که در اسفند ۹۶، استیضاح علی ربیعی، محمود حجتی و عباس آخوندی وزرای سابق کار، جهاد کشاورزی و راه و شهرسازی مطرح شد اما آنان توانستند مجدداً از مجلس رأی اعتماد بگیرند و بسیاری از سیاسیون، این استیضاح‌ها را کاملاً سیاسی دانستند و انتقاداتی به نمایندگان مجلس دهم و به ویژه اعضای فراکسیون امید وارد کردند.

    حسن سبحانی‌نیا، عضو سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به پشت پرده این سه استیضاح، اظهار داشت: انتظار می‌رفت از ۳ استیضاح، حداقل یکی از وزرا رأی اعتماد از مجلس دریافت نمی‌کرد. اما کاملاً روشن است که هماهنگی و پشت پرده‌ای که در این زمینه از سوی لیست امید در مجلس ایجاد شد، موجب عدم برکناری این وزرا شد.

    وی صراحتاً از «تبانی» لیست امید مجلس در این استیضاح‌ها پرده برداشت و گفت: باید بگویم تبانی در این خصوص صورت گرفت و به نوعی نمایندگان به جای اینکه طرف مردم را بگیرند، طرف دولت را گرفتند و استیضاح را ناکام گذاشتند و سه روز از وقت مجلس را به هدر دادند.

    البته برخی از نمایندگان لیست امید هم این موضوع را تأیید کردند. محمد علی وکیلی، عضو فراکسیون امید مجلس در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ماجرای استیضاح آخوندی و ربیعی، گفت: بنده در جریان استیضاح ربیعی و آخوندی جز استیضاح‌کنندگان بودم، اما در فراکسیون امید با منطق حمایت از دولت، علیه موضع من رأی‌گیری شد و فراکسیون امید با عنوان لزوم تمکین به رأی فراکسیون، بنده را وادار به سکوت کرد.

    دو استیضاح در ۴ سال!

    زمان زیادی به پایان مجلس دهم باقی نمانده است و وکلای ملت در این مدت، طرح استیضاح بسیاری از وزیران را کلید زدند که در مواردی، پای وزرا به صحن مجلس کشیده شد و در مواردی هم نمایندگان در نیمه راه، از ادامه پیگیری مسیر استیضاح منصرف شدند. نکته قابل توجه این است که از میان همه استیضاح‌هایی که در این مجلس کلید خورد، فقط ۶ استیضاح به صحن علنی مجلس رسید و از این میان هم صرفاً ۲ وزیر عزل شدند.

    به بیان دقیق‌تر، علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ۱۷ مرداد ۹۷ و مسعود کرباسیان، وزیر امور اقتصادی و دارایی در ۴ شهریور ۹۷ استیضاح و از سمت خود برکنار شدند، این در حالی است که همان طور که پیش‌تر گفته شد، نمایندگان بارها و بارها از استیضاح وزرای دیگر دولت روحانی هم سخن به میان آورده بودند و در ابتدا می‌گفتند که مصرانه این استیضاح‌ها را به سرانجام می‌رسانند اما به یک باره از ادامه پیگیری‌های خود انصراف می‌دادند.

    سید حسن حسینی شاهرودی، عضو فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه استیضاح، بُرنده‌ترین ابزار مجلس برای جلوگیری از تخلفات دولت‌هاست، تأکید کرد: بسیاری از موارد دیده شده که دولت با روش‌هایی مانند استعفای وزیر، لابی کردن در مجلس و امتیاز دادن به افراد متقاضی این موضوع، توانستند استیضاح وزرا را خنثی کنند.

    فرار دولت از پاسخگویی

    یکی دیگر از سناریوهای دولت تدبیر و امید برای کند کردن ابزار استیضاح و به تعبیر دیگر ابزار قدرتمند نظارتی مجلس، وقت کشی از مجلس و بی توجهی به نمایندگان هرم سبز است؛ از جمله اینکه پس از گرانی بنزین، طرح استیضاح بیژن زنگنه با محورهایی چون علت حذف کارت سوخت و راه‌اندازی مجدد آن، افزایش قاچاق سوخت و ارائه اطلاعات غلط درباره افزایش قیمت بنزین کلید خورد اما به گفته نمایندگان، وزیر نفت علی رغم حضور در جلسات بررسی استیضاحش در کمیسیون‌ها، هر بار فقط به یک محور استیضاح پاسخ می‌داد و آنقدر وقت‌کشی کرد تا در نهایت متقاضیان استیضاح، امضاهای خود را پس گرفتند.

    استعفا قبل از استیضاح

    همچنین برخی دیگر از وزرا، سنت جدید «استعفا قبل از استیضاح» را برای فرار از پاسخگویی به مجلس به کار گرفتند. در واقع، برخی از وزرای کابینه به قدری حاضر به پاسخگویی در برابر این مجلس نبودند که به محض شنیده شدن زمزمه استیضاحشان، استعفا را ترجیح می‌دادند.

    در مهر ماه سال گذشته که استیضاح عباس آخوندی در مجلس کلید خورد، آخوندی در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور از سمت خود کناره‌گیری کرد. چندی بعد وکلای ملت به دنبال استیضاح محمد شریعتمداری وزیر سابق صمت بودند، در آن مورد نیز شریعتمداری قبل از آنکه به مجلس رفته و به سوالات نمایندگان پاسخ دهد، از سمت خود استعفا داد و جالب آنکه بلافاصله از سوی روحانی به وزارت کار و رفاه اجتماعی معرفی شد و نمایندگانی که تا چند روز قبل از این موضوع، به دنبال کنار گذاشتن شریعتمداری از کابینه دولت بودند، با رأی بالایی وی را راهی وزارت کار کردند!

    این پایان کار نبود و وزرای دیگری چون حسن قاضی‌زاده هاشمی وزیر سابق بهداشت و درمان، محمد بطحائی وزیر پیشین آموزش و پرورش و محمود حجتی وزیر پیشین جهاد کشاورزی نیز قبل از آنکه به مجلس روند و پاسخگوی عملکردشان باشند، از حربه استعفا استفاده کردند و نمایندگان مجلس هم کوچک‌ترین نقدی هم به این اقدام دولتمردان که فرار از پاسخگویی بود، نکردند.

    با این تفاسیر می‌توان گفت که برخی از وکلای ملت در این دوره از مجلس شورای اسلامی، به دلیل نگاه‌های سیاسی و جناحی خود به خوبی نتوانستند از ابزار قانونی استیضاح وزرا استفاده کنند در حالی که می‌توانستند برای برون رفت کشور از معضلات معیشتی، تیم اقتصادی دولت را استیضاح کنند.

  • دلالی در فوتبال به بالاترین سطح رسیده/ از انتخاب اسکوچیچ شوکه شدم

    دلالی در فوتبال به بالاترین سطح رسیده/ از انتخاب اسکوچیچ شوکه شدم

    سهراب انتظاری در گفت‌وگو با خبرنگار مهر در خصوص انتخاب دراگان اسکوچیچ به عنوان سرمربی جدید تیم ملی اظهار داشت: وقتی این خبر را شنیدم، شوکه شدم. چرا باید این مربی که رزومه خوبی هم نداشته، به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شود؟ اسکوچیچ در طول حضورش در ایران چه کار بزرگی انجام داده و کدام تیم را به قهرمانی یا حتی نایب قهرمانی رسانده بود؟

    وی ادامه داد: این انتخاب بسیار بحث‌برانگیز بود و نمی‌توان پذیرفت که او سرمربی تیم ملی ایران شده باشد.

    پیشکسوت باشگاه پرسپولیس افزود: با بودن چند مربی باتجربه و صاحبنام ایرانی که در لیگ برتر موفقیت‌های خوبی هم به دست آورده بودند، انتخاب اسکوچیچ عجیب بود البته این روزها همه از بحث دلالی در این موضوع صحبت می‌کنند اما برای فوتبال ایران خیلی بد است که از کی‌روش و ویلموتس به اسکوچیچ برسیم اگر قرار بود این اتفاق رخ دهد، چرا ویلموتس را نگه نداشتیم یا یک مربی ایرانی را به عنوان سرمربی انتخاب نکردیم؟

    انتظاری تصریح کرد: این انتخاب نشان می‌دهد که بحث دلالی در فوتبال ما به بالاترین حد خود رسیده و آنهایی که می‌خواستند از چند سال پیش اسکوچیچ را به استقلال یا پرسپولیس تحمیل کنند، توانستند این مربی را به تیم ملی ایران برسانند. به طور حتم، در آینده فوتبال ملی ما روزهای سختی خواهد داشت و بعید به نظر می‌رسد اسکوچیچ بتواند در دیدارهای سنگین موفق باشد.

    وی در مورد تساوی سرخابی‌ها در روز پنجشنبه گذشته گفت: دیدار خوبی بود، هر دو تیم بازی خوبی را به نمایش گذاشتند. وقتی چهار گل در یک دیدار سنگین رد و بدل می‌شود، نشان می‌دهد که عملکرد دو تیم خوب بوده است البته هر دو تیم نقطه ضعف‌هایی هم داشتند که باید کادر فنی آنها بر روی این موضوع دقت کرده و این ضعف‌ها را برطرف کند. در مجموع بازی خوبی را از دو تیم شاهد بودیم.

    پیشکسوت باشگاه پرسپولیس در مورد شروع مرحله گروهی لیگ قهرمانان و دیدار پرسپولیس برابر الدحیل گفت: کادر فنی و بازیکنان پرسپولیس باید بدانند دربی تمام شده و حالا باید تمرکز خود را بر روی لیگ قهرمانان بگذارند. الدحیل حریف سرسختی برای پرسپولیس خواهد بود. آنها از بازیکنان خارجی خوبی سود می‌برند و شرایط بهتری از لحاظ زیرساخت نسبت به ما دارند بنابراین باید یحیی گل‌محمدی و دستیارانش آرامش را به تیم تزریق کرده و بازیکنان را از هر حیث آماده این دیدار کنند.

    انتظاری در پایان خاطرنشان کرد: به جز پرسپولیس، تیم‌های استقلال، سپاهان و شهرخودرو هم در لیگ قهرمانان بازی دارند. امیدوارم سه تیم دیگر بتوانند در اولین بازی خود سه امتیاز را کسب کرده تا هر چه زودتر شاهد صعود چهار تیم ایرانی به مرحله بعد باشیم.

  • بارش برف در تهران از دوشنبه/کاهش ۱۵ درجه‌ای هوا

    بارش برف در تهران از دوشنبه/کاهش ۱۵ درجه‌ای هوا

    مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: از یکشنبه بارش برف و باران در شمال‌غرب، غرب و ارتفاعات زاگرس مرکزی ادامه خواهد داشت و به تدریج با حرکت سامانه بارشی به سمت مرکز و شرق کشور، برای سواحل دریای خزر، استان‌های واقع در دامنه‌های البرز شامل قزوین، البرز، تهران و سمنان، بارش برف و باران و وزش باد و گاهی رگبار و رعد و برق پراکنده پیش‌بینی می‌شود.

    صادق ضیائیان افزود: روز دوشنبه بارش برف و وزش باد در شمال‌غرب و برخی نقاط غرب و سواحل دریای خزر، زنجان، قزوین، البرز، تهران، سمنان و شمال‌شرق ادامه خواهد داشت.

    به گفته وی، تا چهارشنبه دمای هوا در غالب مناطق کشور بین ۱۰ تا ۱۵ درجه کاهش می‌یابد. دریای خزر یکشنبه و دوشنبه و خلیج‌فارس یکشنبه به سبب وزش باد شدید، مواج خواهد بود.

    ضیائیان ادامه داد: هوای تهران روز یکشنبه قسمتی ابری تا نیمه‌ابری، گاهی وزش باد شدید، روز دوشنبه نیمه ابری همراه با مه رقیق به تدریج ابری، اوایل شب بارش باران و برف، گاهی وزش باد و به تدریج کاهش دما پیش‌بینی شده و روز سه‌شنبه ابری و مه‌آلود، همراه با بارش برف، در بعدازظهر وزش باد و در اواخر وقت، کاهش ابر و کاهش دما اعلام شده است.

    وی افزود: تا روز سه‌شنبه پایین‌ترین دمای هوای پایتخت به منفی ۵ درجه خواهد رسید. همچنین شهرکرد روز سه‌شنبه در سردترین ساعات، دمای منفی ۱۳ درجه سانتیگراد را تجربه خواهد کرد.

  • مدافع جوان استقلال کار مجیدی را سخت کرد/الشرطه تیم قدرتمندی است

    مدافع جوان استقلال کار مجیدی را سخت کرد/الشرطه تیم قدرتمندی است

    به گزارش خبرنگار مهر، استقلال و پرسپولیس روز پنجشنبه در چارچوب هفته نوزدهم لیگ برتر به مصاف هم رفتند و یکی از دربی های جذاب سالهای اخیر را به نمایش گذاشتند که این بازی در نهایت با تساوی ۲-۲ به پایان رسید.

    اکبر کارگرجم پیشکسوت آبی پوشان در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص این بازی اظهار داشت: کیفیت بازی خوب بود و هر دو تیم فوتبال جذابی به نمایش گذاشتند. در همه زمان‌های بازی وقتی نتیجه مساوی بود استقلال برای گل زدن فشار آورد و زمانی که به گل می‌رسید این پرسپولیس بود که برای زدن گل مساوی فشار وارد کرد.

    وی افزود: آنهایی که می‌گویند استقلال دفاع مطلق کرد فرافکنی می‌کنند. استقلال هر زمان به گل نیاز داشت کاملاً پرسپولیس را تحت تاثیر حرکات تاکتیکی‌اش قرار داد و تا زدن گل‌های برتری خودش را به حریف دیکته می‌کرد. بعد از گلزنی هم که طبیعی بود پرسپولیس برای جبران پیش بکشد.

    پیشکسوت آبی پوشان گفت: انصافاً دست مجیدی هم روی نیمکت بسته بود و حتی اگر یکی از آن همه مصدوم شرایط بازی داشتند، فرهاد بهتر می‌توانست بازی را اداره کند.

    مدافع پیشین آبی پوشان با اشاره به بازی شاهین طاهرخانی در خط دفاعی استقلال گفت: این مدافع جوان چند بازی بزرگ و حساس را به خوبی برای تیمش در آورده است. من دقت کردم و دیدم پرسپولیسی‌ها برنامه‌های خودشان را برای عبور از او گذاشته بودند و به خصوص اوساگونا را به طاهرخانی چسبانده بودند. اما طاهرخانی در محوطه جریمه و خارج از آن، به خوبی اوساگونا را مهار کرد.

    کارگرجم تاکید کرد: طاهرخانی در دیدارهای آسیایی و دیدار حساس با پرسپولیس آنقدر خوب بود که حتی اگر مدافعان مصدوم هم برسند، کار مجیدی برای انتخاب سخت می‌شود و به راحتی نمی‌تواند از کنار اسم طاهرخانی عبور کند.

    کاپیتان پیشین آبی پوشان خاطرنشان ساخت: مجیدی نشان داده ریکاوری بازیکنان را خوب انجام می‌دهد و امیدوارم با یک ریکاوری خوب ذهنی و بدنی تیمش را برای دیدار با الشرطه در لیگ قهرمانان آسیا آماده کند. الشرطه تیمی قدرتمند است و تعداد زیادی ملی پوش عراقی در این تیم حضور دارند. حداقل این است که الشرطه از پرسپولیس به مراتب قوی تر و حریفی خطرناک تر است.

  • جنگ ۱۶ ساله عراق چقدر برای آمریکا آب خورده است؟

    جنگ ۱۶ ساله عراق چقدر برای آمریکا آب خورده است؟

    خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل رضا عمویی: جنگ آمریکا در عراق از همان ابتدا نیز در خود آمریکا و دیگر کشورهای غربی بسیار جنجالی بود.

    اما مخالفان جنگ عراق در آمریکا فقط گروه‌های حقوق بشری و یا مخالفان لیبرال دموکراسی نبودند، بلکه بخشی از این مخالفان را شهروندان عادی و رای دهندگان آمریکایی تشکیل می‌دادند که اصولاً مخالفتشان بیش از دلایل اخلاقی و یا ایدئولوژی، صرفاً جنبه اقتصادی داشت.

    این گروه از مخالفان، هزینه‌های جنگ در عراق را بار سنگینی بر دوش مالیات دهندگان آمریکایی می‌دانستند و از همین رو نیز خواستار جلوگیری از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بودند و پس از آغاز جنگ نیز تا به امروز خواستار توقف جنگ در عراق هستند.

    آخرین ارزیابی هزینه جنگ در عراق: ۱۹۲۲ میلیارد دلار

    در سایه مخالفت‌های اقتصادی با جنگ در عراق، گروه‌ها و موسسات آمریکایی گوناگونی تا کنون سوار بر موج مخالفت‌ها به ارزیابی هزینه‌های جنگ آمریکا در عراق پرداخته‌اند.

    در همین ارتباط نیز، «پروژه هزینه‌های جنگ» از جمله یکی از طرح‌های تحقیقاتی درباره «هزینه جنگ آمریکا در عراق» است که از سال ۲۰۱۱ ارزیابی هزینه‌های این جنگ را آغاز کرد.

    این طرح تحت نظارت و مدیریت دکتر «نتاسی کراوفورد»، استاد و رئیس بخش علوم سیاسی دانشگاه بوستون تا به امروز دنبال می‌شود و شاخصه‌ها و تاثیرات اصلی جنگ در عراق را بر بودجه فدرال توضیح و بررسی کرده است.

    در این طرح بر اساس آخرین نتایج تا پایان سال ۲۰۱۹ گفته شده حتی اگر دولت آمریکا تصمیم بگیرد که خیلی فوری همه نیروهای خود را از میدان جنگ در عراق خارج کند، این جنگ هزینه‌ای معادل ۱۹۲۲ میلیارد دلار از سال ۲۰۰۳ تا پایان سال ۲۰۱۹ بر دوش رای دهندگان آمریکایی گذاشته است.

    گفته شده این هزینه‌ها تنها شامل هزینه‌ها و بودجه مستقیم وزارت دفاع آمریکا برای جنگ در عراق نیست، بلکه هزینه‌های دیگری از جمله هزینه نگهداری و درمان نظامیان آسیب دیده در این جنگ و همچنین سود انباشته ناشی از مجموع بودجه صرف شده در عراق را نیز طی این شانزده سال شامل می‌شود.

    بر اساس این گزارش از سال ۲۰۰۳، وزارت دفاع آمریکا حدود ۸۳۸ میلیارد دلار برای عملیات جنگی در عراق دریافت کرده است و البته این پول از سال ۲۰۱۴ شامل عملیات‌های آمریکا در نبرد علیه گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه نیز شده است.

    همچنین هزینه‌های دیگری از جمله پاداش‌ها و هزینه‌های بیمه‌ای سربازان آمریکایی نیز در میان فهرست بلندبالای هزینه‌های جنگ در عراق قرار دارد.

    علاوه بر این، ۵۹ میلیارد دلار در این مدت از سوی وزارت خارجه آمریکا تحت عنوان کمک‌های آمریکا برای آنچه «ترویج دموکراسی» در عراق عنوان شده، صرف شده است.

    در ادامه این گزارش گفته شده است که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، حدود ۴.۱ میلیون دلار برای هزینه درمان و مراقبت از نظامیان آسیب دیده و پرداخت غرامت به آن‌ها صرف شده است.

    در میان هزینه‌های اعلام شده از جنگ عراق نکته قابل توجه در گزارش مذکور آن‌جاست که گفته شده اگر جنگ آمریکا در عراق پس از ۱۱ سپتامبر نبود، تا به امروز حدود ۴۴۴ میلیارد دلار از مجموع بودجه‌های هزینه شده، سود مالی به دست آورده شده بود.

    این هزینه‌ها در شرایطی صورت گرفته که پنتاگون در سال ۲۰۰۸ و پس از آنکه در این سال بودجه ۱۴۰ میلیارد دلاری سالانه‌اش در جنگ عراق رکورد زد، بعد از آن و طی یک دهه گذشته تلاش داشته تا هزینه‌های خود را کاهش دهد.

    از سوی دیگر در مقاطعی کنگره با درخواست پنتاگون بودجه مورد نیاز برای جنگ در عراق را خارج از طرح‌ها و برنامه‌های مصوب قبلی اختصاص داده است، از جمله در دسامبر ۲۰۱۹، کنگره بودجه مورد درخواست پنتاگون به میزان ۷۰ میلیارد دلار را از محل مجوز قانون دفاع ملی به این وزارت‌خانه تخصیص داد.

    ادامه جنگ پرهزینه آمریکا در چارچوبی ایدئولوژیک

    اگر بخواهیم اندازه بودجه جنگ آمریکا در عراق از ۲۰۰۳ تا پایان ۲۰۱۹ را که در «پروژه هزینه‌های جنگ» برابر با ۱۹۲۲ میلیارد دلار عنوان شده، درک کنیم، باید بدانیم که در سال ۲۰۱۸، بودجه اتحادیه اروپا با عضویت ۲۷ کشور و جمعیت ۴۴۶ میلیونی خود، ۱۶۰ میلیارد یورو تعیین شد.

    به عبارت دیگر بودجه جنگ آمریکا در عراق طی ۱۶ سال گذشته به طور متوسط هر سال حدود ۱۲۰ میلیون دلار بوده و این میزان تنها ۴۰ میلیون دلار کمتر از بودجه سالانه اتحادیه اروپا است.

    در این شرایط مشخص است که برای واشنگتن آنچه از جنگ عراق باقی مانده، چاه ویلی از هزینه‌هایی است که تاکنون پایانی نداشته است. هزینه‌هایی که اختلاف کمی با بودجه سالانه اتحادیه اروپا دارد. پس سوال آنجاست که چرا جنگ آمریکا در عراق همچنان با وجود هزینه‌های اقتصادی بسیار گسترده، اما ادامه دارد؟

    برخی کارشناسان، ایدئولوژیک محور بودن سیاست خارجی آمریکا را یکی از مهمترین دلایل تداوم جنگ و لشکرکشی در عراق عنوان می‌کنند. از این منظر سیاست خارجی آمریکا بیش از آنکه رویکرد رئالیسم کوتاه مدت به مسائل را داشته باشد و به دنبال محاسبه هزینه سود و زیان مالی در اجرای سیاست‌های خود باشد، فراتر از آن ایده مقابله با نظام‌های فکری و ایدئولوژیک مخالف خود را دنبال می‌کند.

    در این شرایط، رهبران و معماران سیاست خارجی واشنگتن، جمهوری اسلامی ایران را مهمترین جریان مخالف و برجسته‌ترین چارچوب ایدئولوژیک در مقابل ایفای نقش خود در نظام بین‌الملل ارزیابی می‌کنند که جایگاه و نقش آمریکا در جامعه بین‌المللی را به چالش می‌کشد و با توجه به همین موضوع رهبران کاخ سفید، ادامه جنگ در عراق را برای مقابله با ایران بسیار ضروری می‌دانند.

    بر این اساس شاید چندان بی‌راهه نباشد که خروج نظامی آمریکا از عراق را عقب نشینی و شکست بزرگ برای آمریکا ارزیابی کنیم و در همین شرایط است که کاخ سفید با وجود مصوبه پارلمان عراق برای خروج از این کشور، اما همچنان و علی رغم هزینه‌های مالی گسترده با اصرار زیاد بر تداوم حضور خود و حتی گسترش پایگاه‌های نظامی‌اش در عراق تاکید دارد.

    واشنگتن به خوبی می‌داند که خروج از عراق تا چه میزان معنای واقعی یک شکست بزرگ را به کام آمریکایی‌ها خواهد چشاند و تردیدی نیست که این شکست نقطه مقابل شعار عوام‌گرای «آمریکا اول» خواهد بود.