پدرم شرایط حادی داشت/ از سوم اسفند قرنطینه را آغاز کردیم
به گزارش خبرنگار مهر، مریم ایراندوست سرمربی تیم فوتبال البرز از اوایل اسفندماه درگیر بیماری کرونای پدرش نصرت ایراندوست بود و این روزها نیز در قرنطینه خانگی به سر می برد.
مریم ایراندوست در گفتگو با خبرنگار مهر درباره روزهای قرنطینه پدرش نصرت ایراندوست از پیشکسوتهای فوتبال ایران به دلیل ابتلا به بیماری کرونا گفت: روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم. قرنطینه را از سوم اسفندماه سال ۹۸ آغاز کردیم ولی متاسفانه در روز ۱۲ قرنطینه علائم پدرم حاد شد. مجبور شدیم با پزشک شرایط را در میان بگذاریم و روز سیزدهم قرنطینه به کلینیک مراجعه کردیم. حدود ۳-۴ روز این وضعیت ادامه داشت تا تشخیص داده شود. شرایط به گونهای بود که پزشک توصیه کرد تا زمانی که علائم حاد نشده او را در خانه نگه داریم، چرا که بیمارستان آلودگی های خاص خود را دارد اما در نهایت هر روز وضعیت بدنی پدرم بدتر شد (علائمی نظیر تب، لرز، تعریق و بدن درد) تا اینکه روز پنجم قرنطینه خانگی مجبور شدیم به بیمارستان برویم و پس از گرفتن سی تی اسکن و سی پی آر خون تشخیص بستری داده شد.
سرمربی تیم فوتبال بانوان البرز در ادامه افزود: با تزریق داروهای خوراکی خدا را شکر پس از چهار روز شرایط پدرم تثبیت و نرمال شد و او را مرخص کردیم، پس از آن دو هفته مجدداً قرنطینه خانگی را پشت سر گذاشت تا اینکه در روز نهم فروردین قرنطینه پدرم به اتمام رسید اما قرنطینه ما همچنان ادامه دارد و باید نکات بهداشتی را رعایت کنیم.
وی در ادامه تأکید کرد: نه تنها ما، بلکه تمام مردم ایران باید تا به پایان رسیدن کرونا نکات بهداشتی را رعایت کنیم، چرا که این بیماری ناقلان خاموشی دارد که بسیار خطرناک است و اگر جامعه به شرایط عادی بازنگردد می تواند پیک بیماری را تشدید کند و شرایطی را به وجود آورد که بیماری طولانی تر و تا اواخر تابستان ادامه یابد اما اگر همه رعایت کنیم، ان شاء الله در اردیبهشت ماه از شرِ این ویروس خلاص خواهیم شد.
مربی لیگ برتر فوتبال بانوان در ادامه درباره شرایط برگزاری مسابقات نیز گفت: تصور من بر این است که مسابقات چه در بخش مردان و چه در بخش زنان به طور کلی کنسل شود. البته لیگ مردان موضوعاتی مانند جام باشگاه های آسیا را در پیش دارد اما شرایط در بخش زنان متفاوت است. تصورم بر این است که لیگ کنسل شود و تیم ها برای فصل آینده برنامه ریزی کنند، چرا که الان حدود یک ماه و نیم است هیچ تیمی تمرین ندارد، در بخش بانوان امکانات نسبت به مردان کمتر است، بسیاری از باشگاه های مردان به صورت کوچک تمرینات خود را ادامه داده اند اما این شرایط در بخش زنان وجود ندارد.
ایراندوست افزود: به همین دلیل اگر مسابقات تعطیل شود بهتر است، چرا که شرایط بسیار سخت است. اگر بخواهیم مسابقات را از سر بگیریم، حداقل تیم ها به یک ماه و نیم زمان نیاز دارند تا به شرایط خود بازگردند، در نهایت با عقل و علم مطابقت ندارد که مسابقات را از سر بگیریم. از طرف دیگر نیز همه ناراحت هستند. به نظرم در وهله اول سلامت ورزشکاران مهم است، نه رقابت و فوتبال.
به گزارش خبرنگار مهر، موسی الرضا ولی نژاد خواننده و نوازنده دوتار عصر روز پانزدهم فروردین بر اثر ایست قلبی در بیمارستان آیت الله هاشمی رفسنجانی شهرستان شیروان دارفانی را وداع گفت. این هنرمند طی سالهای اخیر فعالیتهای متعددی در عرصه موسیقی داشت که از آن جمله میتوان به حضور در چندین جشنواره موسیقی کشور و سرپرستی گروه موسیقی «جولان» اشاره کرد.
هوشنگ جاوید پژوهشگر موسیقی اقوام ایران در یادداشتی به مناسبت درگذشت این هنرمند نوشته است:
«درچنین بحران سخت، مردی بزرگ، متواضع، ودست ودلباز، ازمیان جامعه موسیقی نواحی ایران به دیار دیگر شتافت. اوکه استاد ماهر دوتار نوازی سبک گلیان و پیرو پدربزرگوارش روانشاد سلطان رضا بود درزمانی که هیچ حمایتی از موسیقی نواحی نمیشد، گروهی رابنام جولان راه انداخت و به تربیت عدهای جوان علاقمند پرداخت که اینک هرکدامشان دارای مهارت ویژه خود هستند.
او افزون بر نوازندگی ساخت ساز هم انجام میداد وبه عنوان کارافرین یک کارگاه بزرگ خیارشورسازی را در روستای محل زندگیش ایجاد کردکه محصولاتش را به استانهای دیگر هم صادر میکرد، اما همین بی قراریهایش وتلاش سختی که درراه تأمین زندگی اش داشت موجب شد تا دچار ناراحتی قلبی بشود و شوربختانه از میان ما رفت، خدایش بیامرزد و به خانواده وبرادران بزرگوارش حسین وجمشید ولینژاد صبر بدهد.»
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: «ما به تعهدمان که همان ساخت و پخش ۱۵ قسمت «پایتخت ۶» برای ایام نوروز بود، عمل کردیم.»؛ چند روز پیش و زمانی که عوامل مجموعه تلویزیونی ««پایتخت» باوجود تکذیب قبلی، تصمیم گرفتند چند گام مانده به پایان راه پخش فصل ششم، خبر از ناتمام ماندن این پروژه به دلیل شیوع ویروس «کرونا» بدهند، همین اظهارنظر سیروس مقدم، بهنظر کلیدیترین جمله بود؛ عوامل فصل ششم مجموعه «پایتخت» بهدرستی به «تعهد» خود برای «رساندن ۱۵ قسمت به آنتن» عمل کردند؛ ما گویی انتظاری فراتر از این تعهد از آنها داشتیم!
حالا دیگر پرونده فصل ششم یکی از محبوبترین سریالهای یک دهه گذشته سیما بسته شده و احتمالاً دعوت سازندگان برای «صبر بیشتر» و «پرهیز از تعجیل در قضاوت» چندان کارایی ندارد؛ تعداد بالایی از مخاطبان نوروزی سیما بیواسطه شاهد بلایی بودند که بر سر خاطراتشان از «پایتخت» آمد و قسمت پایانی که شب گذشته روانه آنتن شد در عمل تیر خلاصی بر تتمه امیدواریمان بود که شاید تغییری در کار باشد و همه چیز اینگونه بلاتکلیف، پا در هوا و مهمتر از همه «بیهویت» رها نشود!
فارغ از آنچه به تعبیر سیروس مقدم بهعنوان طلب مخاطبان «پایتخت۶» باقی ماند و قرار است در آیندهای نامعلوم به نام «پایانبندی» برای «فقیرترین فصل پایتخت» سرهمبندی و روانه آنتن شود، درباره همین «۱۵ قسمت» که تیم تولید این سریال براساس «تعهدشان» به آنتن نوروزی رساندند، یادآوری و طرح برخی نکات خالی از الزام نیست.
یک دهه خاطرهسازی در «پایتخت»
در این گزاره نباید تردید کرد که مجموعه تلویزیونی «پایتخت» یکی از مهمترین برندهای تلویزیون در یک دهه گذشته بوده است؛ سریالی که در آستانه دهه ۹۰ در قاب تلویزیون متولد شد و تا به امروز در طول نزدیک به یک دهه با استمرار تولید در ۶ فصل بدون افت کمی علاقمندان، موفقیتی منحصر بهفرد را در مختصات تولیدات تلویزیونی به نام خود ثبت کرده است.
همین سابقه و کارنامه هم حساسیتها نسبت به فصل ششم این مجموعه را نسبت به دیگر سریالهای معمولی و روتین قرار گرفته در کنداکتور نوروزی شبکههای مختلف سیما را دوچندان کرد.
زوج سیروس مقدم و محسن تنابنده در کنار مجموعه عوامل خرد و کلان این پروژه تلویزیونی حتماً محقاند که امروز مفتخر به ثبت چنین دستاوردی در کارنامه هنری خود باشند و البته به میزان اهمیتی که حاصل کارشان نزد افکار عمومی و مخاطبان رسانه ملی در سطحی فراتر از معمول تولیدات سیما پیدا کرده، میبایست حق علاقمندان «پایتخت» را هم برای طرح انتظارات و حتی اعتراض به خدشهدار شدن خاطراتشان از «خانواده معمولی» به رسمیت بشناسند.
«پایتخت۶» بهعنوان ضعیفترین و فقیرترین فصل این مجموعه دوستداشتنی شب گذشته در حالی به پایان رسید که مصداقی تام و تمام برای استفاده علاقمندان «پایتخت» از همین حق اعتراض بود.
«پایتخت۶» و سمفونی حسرتها/ چه اصراری به «معمولی نبودن» بود؟
رمزگشایی از محبوبیت یک برند
«پایتخت چگونه نزدیک به یک دهه توانست در اوج محبوبیت باقی بماند و برخلاف دیگر سریالهای تلویزیونی استمرار تولیدش منجر به استهلاک رابطهاش با مخاطبان نشد؟» در پاسخ به این پرسش، تا به امروز شاخصها و ویژگیهای بسیاری فهرست شده که مرور و بازخوانی بخشی از همین شاخصها میتواند بهترین استدلال برای ادعای مطرح شده در این نوشته درباره فصل ششم «پایتخت» باشد.
سیروس مقدم رکورددار سریالسازی در تاریخ تلویزیون ایران است و اگر صحبت از «تجربه» و «تخصص» در کارگردانی مجموعههای تلویزیونی در میان باشد بیتردید نامش در میان صدرنشینان فهرست فیلمسازان سیما در چهاردهه گذشته تثبیت شده است. همراهی همین تجربه و تخصص با نگاه خلاق و نوآورانه تیم اولیه نویسندگان فیلمنامه با محوریت محسن تنابنده، پشتوانه تولد «پایتخت» در یک نقطه اوج بود.
وسواس تیم نویسندگان این مجموعه بهخصوص زندهیاد خشایار الوند برای حراست از «حریم خانواده معمولی» در نگارش دنباله داستان برای فصلهای بعد تأثیر شایانی در تثبیت و حتی ارتقای جایگاه این مجموعه و کاراکترهایش بهعنوان قهرمانان محبوب سیما در میان مخاطبان داشت.
فراتر از داستانپردازی و شخصیتپردازی، تیم تولید این مجموعه از ترکیب بازیگران و حتی عوامل فنی و گروه پشت دوربین هم یکی از مهمترین برگبرندههای این مجموعه در رسیدن به موقعیت استاندارد امروزش بود.
به زبان سادهتر «پایتخت» در قاب تلویزیون محبوب و ماندگار شد چون هم دغدغه «حرف خوب زدن» داشت و هم «خوب حرف زدن» را بلد بود.
مرثیهای بر آنچه از دست رفت
این مقدمه نسبتاً طولانی لازم بود تا به تجربه عجیب و افسوسبرانگیز مواجهه با فصل ششم «پایتخت» در شبهای نوروز ۹۹ برسیم. سریالی که البته به پشتوانه محبوبیت و اعتباری که به آن اشاره شد، همچنان پرمخاطب بود و باوجود تمام نقاط ضعفی که به آن اشاره خواهیم کرد، هنوز هم یک سروگردن بالاتر از دیگر تولیدات نوروزی سیما قرار گرفته است.
اما چرا معتقدیم «پایتخت۶» ضعیفترین و فقیرترین فصل این مجموعه بود؟ ادعایی که البته برای اثبات آن نیاز به صبر تا پایان پخش مجموعه نبود و درست از روزی که «روابط عمومی سیما» تلاش کرد با فرمول نخنما شده مصاحبه میدانی و پخش پیامهای صوتی مخاطبان اثبات کند «اتفاقاً پایتخت خیلی هم خوب بوده است!» و پاسخ انتقادات مطرح شده درباره «کیفیت سریال» را با استناد به «کمیت مخاطبان» بدهد، مشخص بود فاجعهای در حال رقم خوردن است!
علیالظاهر حالا دیگر میتوان حکم کرد که مهمترین وجه تمایز «پایتخت» در فصل تازه تغییر در تیم نویسندگان بود. با درگذشت زندهیاد خشایار الوند که عملاً تولید فصل ششم مجموعه «پایتخت» را یک سال به تعویق انداخت، آرش عباسی از دوستان تئاتری محسن تنابنده و احمد مهرانفر عهدهدار نگارش فیلمنامه این فصل شد تا اولین حضور جدی خود در عرصه سریالنویسی را با معتبرترین برند تلویزیون تجربه کند.
«تعلیق پوچ» ترکیب و اصطلاحی تخصصی نیست اما بهترین توصیف برای اصلیترین بیماری فیلمنامه «پایتخت۶» است؛ از همان قسمت ابتدایی تا دقایق پایانی قسمت پانزدهم، سریال مملو از تعلیقهای قلابی بود؛ موقعیتهایی شکلگرفته بر پایه پرسش ساده «یعنی چی میخواد بشه؟» در ذهن مخاطب که عملاً در پایانش «هیچ» نمیشود!«پایتخت» در فصل ششم، به ظاهر همه برگبرندههای فصلهای قبل را داشت از فقدان مهمترین آنها رنج اساسی میبرد و آن «داستان» بود! از همان نیمه راه پخش «پایتخت۶» سوالی به تواتر از سوی برخی مخاطبان این سریال مطرح میشد که حالا و با پایان پخش ۱۵ قسمت این مجموعه صورتی جدیتر و تراژیکتر پیدا کرده است؛ واقعاً داستان این فصل چه بود؟
فیلمنامه «پایتخت۶» عملاً مجموعهای از ایدههای خام و موقعیتهای ناپخته بود که از فرط عدم وفاداری به شناسنامه و هویت کاراکترهای این مجموعه در پنج فصل گذشته، حتی دوپینگ با کنایههای تاریخمصرفدار و بهرهگیری انضمامی از برخی موضوعات روز هم نتوانست آن را نجات دهد.
«تعلیق پوچ» ترکیب و اصطلاحی تخصصی نیست اما بهترین توصیف برای اصلیترین بیماری فیلمنامه «پایتخت۶» است؛ از همان قسمت ابتدایی تا دقایق پایانی قسمت پانزدهم، سریال مملو از تعلیقهای قلابی بود؛ موقعیتهایی شکلگرفته بر پایه پرسش ساده «یعنی چی میخواد بشه؟» در ذهن مخاطب که عملاً در پایانش «هیچ» نمیشود!
اصلیترین مصداق برای این جنس تعلیقهای پوچ هم که تا پیش از پخش سریال به نظر میرسید اصلیترین «ایده» تیم طراحان داستان فصل ششم خواهد بود، جریان «زنده شدن بهبود (با بازی مهران احمدی)» بود؛ بازگشتی که تعلیق آن نزدیک به سه قسمت کش آمد و سرانجام هم هیچ تأثیر معناداری در روند اتفاقات نداشت. پرداخت این ایده در فیلمنامه آنقدر خامدستانه صورت گرفت که از جایی به بعد فیلمنامهنویس برای اینکه بهانهای برای حضور «بهبود» در سریال داشته باشد، دستاویز عجیب خاطرات او از زندان و شکنجه پدر در سالهای کودکی را پیش کشید که در قالب غریبتر «فلاش بک به خاطرات» که از نظر ساختاری هم قرابتی با ساختار روایی «پایتخت» در هیچ یک از فصلهای گذشته نداشت، به اجرا درآمد!
سرنوشت «رحمت» (با بازی هومن حاجیعبدالهی) پس از بازگشت «بهبود» هم یکی دیگر از تعلیقهای پوچ سریال بود؛ تعلیقی که در ابتدا تلاش شد بهصورت اغراقشده صورتی تراژیک در داستان پیدا کند و سرآخر به کاریکاتوریترین شکل ممکن سرهمبندی شد! جدیترین و احتمالاً به زعم نگارندگان فیلمنامه خلاقانهترین حضور رحمت در قسمتهای پس از بازگشت بهبود، در دقایق پایانی قسمت ششم و در قالب ادای دین به یکی از فیلمهای قبل از انقلاب رقم خورد که تنها کارکردش یک پست پرکامنت در صفحه شخصی محسن تنابنده در اینستاگرام بود و هیچ نسبتی با داستان نداشت!
مصادیق پرشمار دیگری از این دست موقعیتهای بلاتکلیف و تعلیقهای پوچ در فیلمنامه «پایتخت۶» قابل فهرست کردن است؛ از نمونههای ریز و خردهداستانهایی چون دلالی و دریافت پول بابت اعضای اهدا شده «بابا پنجعلی»، چالشهای «هما» برای اخبارگویی در سیما، اعتیاد «رحمان و رحیم» و حتی سفارش ماهواره توسط «سارا و نیکا» گرفته تا مصداقهای کلانتری همچون همکاری «ارسطو» با قاچاقچیان مواد مخدر، دستهای بیقرار «بهبود» و همزمان داستان با بحران «کرونا»!
اینها تنها بخشی از ایدههای بلاتکلیف در خط روایی «پایتخت۶» است سروکلهشان در داستان پیدا شد اما در کنار یکدیگر هیچ کلیتی را سامان ندادند و در بلاتکلیفی محض رها شدند.
محض نمونه ضمیمه کردن ماجرای «کرونا» به خط داستانی سریال که در قیاس با دیگر مجموعههای نوروزی میتوانست به یک برگ برنده شاخص تبدیل شود، آنقدر ناپخته رقم خود که با کمی سختگیری حتی میتوان دست روی کارکرد عکس آن گذاشت! جایی که دو قسمت بعد از اعلام رسمی خبر شیوع کرونا در مازندران و مسدود شدن مسیرهای ورودی استان توسط هما در داستان، شاهد بساط کردن خانواده در دل طبیعت و دورهمنشینی غیراصولی آنها هستیم، بدون احساس نیاز از سوی فیلمنامهنویس برای ایجاد ربط منطقی میان این رفتار جمعی با پس زمینهای که در داستان ترسیم شده بود!
به عنوان نمونهای دیگر و صرفاً برای قیاس میان پرداخت درست موقعیتهای داستانی در فصلهای قبل و پرداخت خام و دمدستی در این فصل قیاس کنید کیفیت حضور و درخشش هیجانانگیز «نقی» در میدان «کشتی» در فصل سوم را با حضور «بهتاش» در میدان فوتبال و تلاش برای افتخارآفرینی کاریکاتوری از این موفقیت را در فصل ششم.
خانوادهای که «معمولی» نبود!
فیلمنامهنویس «پایتخت۶» اما این فقر داستانی را چگونه جبران کرده بود؟ اگر تا به اینجا درباره نقاط ضعف ساختاری فیلمنامه «پایتخت۶» گفتیم، نمیتوان از نقصانهای جدی محتوایی آن چشمپوشی کرد.
آیا استدلال «آینه جامعه بودن» استدلالی قابل قبول برای ترسیم این حجم از بداخلاقی و بیحرمتی در روابط خانوادهای است که یک دهه به دلیل «معمولی» بودن دوستشان داشتیم و حالا باید شاهد «غیرمعمولی» شدن همه آنها باشیم؟همانطور که پیشتر هم اشاره شد «حفظ حریم خانواده معمولی» کلیدیترین برگ برنده فیلمنامه «پایتخت» در پنج فصل گذشته بود. در فصل ششم اما غایبترین عنصر در داستان «خانواده» بود! متأسفانه فرمول «ادب از که آموختی از بیادبان» هم اینبار برای توجیه کارگر نخواهد افتاد چه اینکه در خانهای که «از در و دیوارش دروغ میریزد» (دیالوگی از بهتاش در سریال) و دیگر حتی نشانهای از سلامت رفتاری سابق استوانه اصلی این خانواده یعنی «هما» هم نیست، دیگر چه امیدی میتوان برای ختم به خیر شدن کجرویها داشت؟
هوشمندی تیم نویسندگان و ایدهپردازان «پایتخت» برای بهروز بودن البته امتیاز قابل ستایشی است که در طول تمام فصلهای قبلی این مجموعه هم تأثیر مستقیمی بر همراهی مخاطبان داشته است اما آیا استدلال «آینه جامعه بودن» استدلالی قابل قبول برای ترسیم این حجم از بداخلاقی و بیحرمتی در روابط خانوادهای است که یک دهه به دلیل «معمولی» بودن دوستشان داشتیم و حالا باید شاهد «غیرمعمولی» شدن همه آنها باشیم؟
مهمتر از مصادیق بیحرمتی در طراحی روابط شخصیتها در این فصل اما نکته مهمتر بیتوجهی کامل فیلمنامهنویس به شناسنامه و هویت تعریفشده برای این شخصیتها در فصلهای قبل است؛ واقعاً چگونه میتوان یک خط سیر منطقی برای این شخصیتها از نقطه پایانی فصل پنجم تا نقطه آغاز داستان در فصل ششم ترسیم کرد؟
حکایت پایتخت، جامعه و بحران اخلاقی….
گفتنیها درباره فهرست حسرتها نسبت به فصل ششم «پایتخت» بسیار بیش از اینها است و واقعیت این است که محسن تنابنده بهعنوان سرپرست نویسندگان و سیروس مقدم در مقام کارگردان، بهتر و کاملتر از هر ناظر بیرونی واقف به اتفاقی که در قالب فصل ششم «پایتخت» رقم خورد هستند.
اشاره کردیم که «پایتخت۶» با وجود افت محسوسی که تلاش کردیم مصادیقی از آن را در این گزارش مرور کنیم، همچنان موفقترین محصول نوروزی سیما بود و اگر چنین نبود شاید این میزان از وسواس و حساسیت نسبت به ساختار و محتوای آن هم منطقی نبود.
با این همه اما تجربه تولید و پخش «پایتخت۶» باردیگر اثبات کرد برندهای محبوب احتمالاً نیاز به محافظت و حساسیت بیشتری برای استمرار تولید و ماندگاری در حافظه مخاطبان دارند؛ چه اینکه احتمالاً دوستداشتنیترین لحظات فصل ششم برای طیف گستردهای از مخاطبان همان تیتراژ ابتدایی و مرور خاطرات فصلهای گذشته بود نه مواجهه با بلایی در طول هر قسمت بر سر کاراکترهای محبوبشان میآمد و بعید است بریدههای آن به کار ساخت تیتراژ برای فصلهای احتمالی بعدی هم بیاید!
در کنار همه این نکات اما اصلیترین استدلالی تیم تولید «پایتخت» و بهطور مشخص سیروس مقدم در مواجهه با انتقادات نسبت به بیاخلاقیها و بیحرمتیها در فصل ششم داشتند و احتمالاً دارد این بوده است؛ «این عین واقعیت جامعه امروز است.» به فرض قبول وجود این میزان از بیاخلاقی و سیاهی در جامعه امروز اما بد نیست خالقان «پایتخت» برای دقیقهای هم که شده به این سوال فکر کنند؛ سهم خالقان محبوبترین و پرمخاطبترین محصول نمایشی رسانه ملی در یک دهه گذشته که اتفاقاً در تأثیرپذیری و تأثیرگذاری متقابل آن با متن مردم کوچه و خیابان کمتر کسی تردید دارد، در رسیدن جامعه به شرایط فرهنگی امروز و این بحران اخلاقی چه بوده است؟
ارسال تجهیزات نظامی گسترده ارتش سوریه به حومه جنوبی ادلب
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، نیروهای ارتش سوریه تجهیزات گسترده نظامی خود را به سمت شهر کفر نبل و مناطق اطراف آن واقع در حومه جنوبی ادلب ارسال کردند.
بر اساس این گزارش این اقدام همزمان با آن صورت می گیرد که نظامیان ترکیه تجهیزات خود را به مناطق استقرار خود در حومه شمالی ادلب منتقل کردهاند.
این تجهیزات ارتش ترکیه شامل خودروهای زرهی و تجهیزات مهندسی و لجستیکی و همچنین سکوهای پرتاب موشک است.
لازم به ذکر است که دولت سوریه بارها حضور نظامیان ترکیه در کشور خود را اشغالگری توصیف کرده است.
ترامپ بازرس کل نهادهای اطلاعاتی آمریکا را اخراج کرد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا در نامهای خطاب به کنگره از برکناری «مایکل اتکینسون» بازرس کل نهادهای اطلاعاتی این کشور خبر داد.
گفتنی است اتکینسون نخستین فردی است که به وجود شاهدانی در پرونده موسوم به «اوکراین گیت» اشاره کرد که در نهایت به استیضاح هرچند نافرجام ترامپ منتهی شد.
رئیسجمهوری آمریکا در توجیه اقدام اخیر که با واکنش دموکراتهای کنگره مواجه شده، مدعی شد: اعتماد به فرد منتخبی که عهدهدار مقام بازرسی کل است، اهمیتی حیاتی دارد و این موضوع دیگر درباره اتکینسون صحت نداشت.
وی همچنین مدعی شد که بعداً گزینهای قابل اعتماد را برای این سِمَت معرفی خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بیبیسی، مقامهای دولت محلی در برلین آلمان میگویند با دستور دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا به شرکت M۳، تولیدکننده ماسکهای تنفسی، ۲۰۰ هزار ماسک سفارش پلیس برلین در بانکوک و پیش از بارگیری به سوی آلمان، متوقف و به سوی آمریکا تغییر مسیر داده است. مقامهای برلین این اقدام دولت آمریکا را «دزدی دریایی مدرن» خواندهاند.
دولت محلی برلین میگوید این ماسکها در بانکوک تایلند ضبط شدهاند.
به گفته «آندریاس گیزل» وزیر داخلی دولت محلی برلین، ۲۰۰ هزار ماسک افافپی۲ که پلیس برلین سفارش داده بوده احتمالاً رهسپار آمریکا شده است.
شرکت M۳ که اصالتاً آمریکایی است، میگوید ترامپ با استفاده از قانون کنترل تولید در زمان جنگ که در دهه ۱۹۵۰ میلادی و زمان جنگ آمریکا با کره مصوب شده بود به این شرکت دستور داده که همه صادرات خود را متوقف کند.
این نخستین بار نیست که آمریکا در دورهای که شیوع کرونا اخلاقمداری دولتها را به محک میگذارد، اقدام به دزدی اقلام بهداشتی از دیگر کشورها میکند.
پیشتر مقامات فرانسوی، آمریکاییها را به خرید محمولههای ماسکهای سفارشی این کشور در فرودگاههای چین تاچند برابر قیمت متهم کردند.
سرهنگ محمد رازقی در گفتوگو با خبرنگار مهر در خصوص وضعیت ترافیکی معابر بزرگراهی پایتخت در صبحگاه شنبه ۱۶ فروردینماه اظهار کرد: بزرگراه شهید همت در مسیر غرب به شرق از ستاری، شهید حکیم در مسیر غرب به شرق از خروجی ستاری، بزرگراه هاشمی رفسنجانی در مسیر غرب به شرق از اشرفی اصفهانی، شیخ فضل الله در مسیر غرب به شرق از تیموری، آزادی در مسیر غرب به شرق از شهیدان و مسیر جنوب به شمال نواب از ۹ دی دارای بار ترافیکی نسبتاً سنگینی هستند.
رئیس مرکز کنترل ترافیک پلیس راهور تهران بزرگ ادامه داد: بزرگراه شهید زینالدین در مسیر شرق به غرب از شمسآباد و در بزرگراه شهید حاج قاسمسلیمانی در مسیر شرق به غرب از خروجی کرمان بار ترافیکی صبحگاهی را شاهد هستیم.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الجزیره، دانشگاه جانز هاپکینز از ثبت ۱۴۸۰ مورد فوت بر اثر کرونا در آمریکا در ۲۴ ساعت گذشته به عنوان بدترین آمار روزانه فوتیها در سطح جهان خبر داد.
شهردار واشنگتن پایتخت آمریکا نیز پیش بینی کرد که شمار مبتلایان به ویروس کرونا در این کشور به ۹۳ هزار نفر افزایش یابد.
ویروس کرونا که نخستین بار در شهر ووهان چین مشاهده شد هم اکنون بسیاری از کشورها از جمله آمریکا را درگیر کرده است.
این در حالی است که شمار قربانیان و مبتلایان در چین سیر نزولی به خود گرفته است.
علی اصغر بیات، در گفتگو با خبرنگار مهر، از ارسال نامهای به مقام معظم رهبری از سوی بازنشستگان تأمین اجتماعی خبر داد و افزود: به عنوان بزرگترین تشکل کارگری بازنشستگی کشور با تحت پوشش داشتن میلیونها بازنشسته و مستمری بگیر تأمین اجتماعی پس از مکاتبات و مذاکرات متعدد با مسئولان امور در مجلس شورای اسلامی و دولت و عدم دریافت پاسخ مناسب به این نتیجه رسیدیم که ضروری است برای تظلم خواهی نامهای به مقام معظم رهبری ارسال کنیم.
وی با اشاره به اینکه چشم امید بازنشستگان تأمین اجتماعی به نگاه بلند و دیدگاه مشفقانه رهبری است، گفت: مقام معظم رهبری مکرراً بر جایگاه بازنشستگان و لزوم رفع مشکلات آنها توسط مسئولان تاکید داشتهاند.
رئیس کانون عالی بازنشستگان و مستمری تأمین اجتماعی به بخشهایی از این نامه اشاره کرد و افزود: بر اساس شرایط موجود متأسفانه تأمین مالی بیمههای بازنشستگی و بیمههای درمانی در کشور به صورت ناعادلانه و تبعیض آمیز به دو دسته تقسیم شده است. یک دسته کارمندان دولت که از حدود ۲۱ صندوق بازنشستگی اختصاصی مستمری میگیرند و دولت از بودجهها و اعتبارات عمومی بدون هیچگونه محدودیت و مضایقهای به آنها مساعدت میکند و دسته دوم کارگران و مشمولین قانون کار و بازنشستگان تأمین اجتماعی هستند که دولت نه تنها به آنها کمکی نمیکند بلکه ۲۵۰ هزار میلیارد تومان از مطالبات بیمهای آنها را نیز پرداخت نکرده است.
بیات با اشاره به اینکه تأمین اجتماعی به جای استقراض از بانک مرکزی برای رفع مسائل و مشکلات خود، به برداشت از جیب کارگران و اندوخته بین نسلی بازنشستگان اقدام کرده است ادامه داد: نکته غم انگیز آن است که سازمان تأمین اجتماعی به واسطه تضعیف هدفمند جایگاه سه جانبه گرایی عملاً توسط دولت اداره میشود و ارکان عالی آن غالباً توسط دولت منصوب میشوند.
به گفته وی، به همین دلیل طبیعی است که این منصوبین توان و انگیزه اینکه مطالبات قانونی و بر زمین مانده کارگران را از جمله دریافت بدهی دولت به سازمان و اجرای قوانین مصوب مجلس مانند همسان سازی حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی را به صورت جدی و مؤثر پیگیری کنند، ندارند.
در نامه به مقام معظم رهبری آمده است: رهبر فرزانه انقلاب؛ ما کارگران بازنشسته و مستمری بگیر تأمین اجتماعی با حضور مسئولانه در سنگرهای تولید و آبادانی کشور، در زمان بازنشستگی نیز به رغم وجود بسیاری از مشکلات معیشتی و درمانی، همواره در صحنههای دفاع از آرمانهای انقلاب حاضر بودهایم و به فضل خدا خواهیم بود. اما کمترین توقع و انتظار ما درک شرایط سخت و طاقت فرسای اقشار بازنشستگان و پرهیز از تبعیض در سیاستها و اقدامات حمایتی توسط دولت میان بازنشستگان صندوقهای مختلف است.
وی اظهار داشت: در ماههای اخیر که تبعات منفی ویروس کرونا دامن کشور را گرفته است، دیگر تاب و توانی برای ما نمانده و بسیار ناگوار است کماکان شاهد نابرابری در توزیع منابع عمومی باشیم. آن هم در شرایطی که اعلام شده است اتباع خارجی نیز از خدمات حمایتی مبارزه با ویروس کرونا بهره مند خواهند شد اما جمعیت ۴۰ میلیونی بیمه شدگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی از مساعدتها و اعتبارات و بودجه دولتی در این زمینه محرومند.
رئیس کانون عالی بازنشستگان و مستمری تأمین اجتماعی گفت: ما بیمه شدگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی از مقام معظم رهبری میخواهیم تا میان ما و دولت قضاوت کرده و در این زمینه حکم ولایی صادر بفرمایند چرا دولت از محل درآمدهای عمومی که یا حاصل از سرمایهها و ذخایر خدادادی (متعلق به همه آحاد مردم ازجمله کارگران و بازنشستگان) یا حاصل از درآمدهای مالیاتی است (کارگران و بازنشستگان هم مالیات و بویژه مالیات برارزش افزوده را قبل از دریافت حقوق میپردازند) فقط به بازنشستگان برخی صندوقها کمک میکند و نه تنها کارگران و بازنشستگان تأمین اجتماعی را از این گونه مساعدتها محروم میکنند، بلکه با عدم پرداخت بدهیهای بیمهای خود به سازمان تأمین اجتماعی این سازمان را دچار کسری نقدینگی میسازد و پرداخت مستمری نازل و حداقلی ما را هم به مخاطره میاندازد؟
بیات در ادامه افزود: چرا به رغم اینکه سهم دولت در حق بیمه تأمین اجتماعی نسبت به مجموع حق بیمه سهم کارگر و کارفرما یک دهم است اما ارکان عالی سازمان تأمین اجتماعی کاملاً در اختیار دولت است و جامعه بازنشستگان و مستمری بگیران که بیش از ۶۰ درصد آنها حداقل بگیرند (متوسط حقوق مستمری بگیران تأمین اجتماعی یک میلیون و پانصد هزار تومان است) جایگاهی در ارکان تصمیم گیر آن ندارند؟ چرا علاوه بر افزایش قابل توجه سالانه مستمری بازنشستگان کشوری و لشکری که از محل بودجه و اعتبارات دولت تأمین و پرداخت میشود، هرساله هزاران میلیارد تومان از منابع دولتی بابت همسان سازی برای آنها هزینه میشود اما کارگران بازنشسته تأمین اجتماعی از این امتیازات محرومند و حق بیمه سهم قانونی کارگران نیز که در زمره تعهدات دولت است به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت نمیشود.
وی با اشاره به اینکه مواردی بسیاری از این دست هر روز عرصه را برای گذران زندگی شرافتمندانه و بی دغدغه برای کارگران و بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی سختتر کرده است، ادامه داد: استدعای عاجزانه ما از رهبری اینست که دولت را مجاب کنند تا حداقل در این شرایط بحرانی شیوع بیماری کرونا میان بازنشستگان تأمین اجتماعی و دیگر بازنشستگان تبعیضی قائل نشود و نمک به زخم کهنه ما نپاشد و منابع عمومی و بودجه دولتی را به صورت عادلانه بین همه اقشار بازنشستگان و مستمری بگیران اعم از کشوری و لشکری و تأمین اجتماعی تقسیم کند.
بیات با اشاره به اینکه دولت سالها است به رغم احکام قانونی صریح از پرداخت بدهیهای بیمهای خود به سازمان تأمین اجتماعی استنکاف می ورزد، گفت: استدعای دیگر ما از مقام معظم رهبری این است که اگر مجوزی را درخصوص برداشت از صندوق توسعه ملی صادر میکنند، سهم مشخصی را جهت کمک به سازمان تأمین اجتماعی و یا بابت تهاتر بدهی بیمهای دولت به سازمان تأمین اجتماعی معین و مقرر فرمایند تا صرف پرداخت مستمری ما بازنشستگان و مستمری بگیران و تأمین خدمات درمانی کارگران گردد چرا که در این شرایط دشوار و اجرای طرح فاصله گذاری اجتماعی بسیاری از کارگاهها تعطیل شده و بسیاری از مشاغل از بین رفته و روند پرداخت حق بیمه از سوی کارفرمایان قطع شده است.
وی تاکید کرد: با قطع پرداخت حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی، عملاً امکان پرداخت مستمری به بازنشستگان و مستمری بگیران مورد تهدید جدی قرار گرفته است و قطع این آب باریکه مستمری گذران زندگی را بر ما سختتر از گذشته خواهد کرد.
«کرونا» سریال «دوپینگ» را هم کوتاه کرد/ پایان تصویربرداری
به گزارش خبرنگار مهر، سریال «دوپینگ» به کارگردانی رضا مقصودی و تهیهکنندگی امیر پروین حسینی که این شبها از شبکه سه سیما پخش میشود قرار بود در ۳۰ قسمت روی آنتن برود.
با این حال تصویربرداری این سریال ۱۲ فروردینماه به پایان رسیده و با چند قسمت کمتر پرونده پخش آن بسته خواهد شد.
به نظر میرسد پایان زودهنگام تصویربرداری این سریال مثل بسیاری از پروژههای دیگر به دلیل شیوع ویروس کرونا بوده است.
سریال «دوپینگ» با بازی هادی حجازیفر، مینا جعفرزاده، شبنم مقدمی، نیما شعبان نژاد، محمد بحرانی، الناز حبیبی و علیرضا آرا به تولید رسید وهم اکنون در حال پخش است.
نیما شعباننژاد، الناز حبیبی، فرزین محدث و علیرضا آرا از جمله بازیگران صحنه پایانی کار بودند که در یکی از لوکیشنهای خیابانی تصویربرداری شد.