برچسب: حوادث و اتفاقات عجیب

  • مرگ مشکوک ۴ مرد در پستوی پشت بام/ افراد ظاهراً دچار دودگرفتگی شده اند

    مرگ مشکوک ۴ مرد در پستوی پشت بام/ افراد ظاهراً دچار دودگرفتگی شده اند

    مرگ مشکوک ۴ مرد در پستوی پشت بام/ افراد ظاهراً دچار دودگرفتگی شده اند
    جلال ملکی، سخنگوی آتش‌نشانی تهران توضیح داد: ساعت‌۱۳:۳۰ روز گذشته آتش‌نشانان دو ایستگاه از حادثه آتش‌سوزی در خانه‌ای در خیابان اجاره‌دار، کوچه ماندگار با خبر شده و در محل حاضر شدند.
    بررسی‌های اولیه نشان داد که حادثه آتش‌سوزی در اتاقی‌۱۲‌متری در پشت‌بام خانه دو طبقه اتفاق افتاده است. آتش‌نشانان همزمان با ایمن کردن محل خود را به پشت بام رساندند و متوجه شدند از اتاقک به عنوان محل نگهداری لوازم خانه استفاده می‌شد که دچار آتش‌سوزی شده است.
    آتش‌نشانان بعد از مهار آتش متوجه شدند که انتهای اتاق به پستوی کوچکی منتهی می‌شود که پس از گشودن در آن با جسد چهار مرد ۳۰ تا ۴۰‌ساله مواجه شدند که ظاهراً دچار دودگرفتگی شده و آثار جراحت ناشی از سوختگی هم در بدن آن‌ها مشاهده نمی‌شد. همزمان با تأیید مرگ این چهار نفر از سوی مأموران اورژانس اجساد به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات در این باره به جریان افتاد.
    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • کلاهبرداری عجیب با اجاره ساعتی خانه‌های ۲ در

    کلاهبرداری عجیب با اجاره ساعتی خانه‌های ۲ در

    کلاهبرداری عجیب با اجاره ساعتی خانه‌های ۲ در
      سرهنگ«حسین ترکیان» رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان در تشریح فعالیت‌های کلاهبردارانه این مرد سابقه‌دار گفت: اما
    متهم پس از تحویل گرفتن کالاها، فروشندگان را مقابل در خانه برای آوردن مبلغ مورد نظر منتظر گذاشته و دیگر خبری از او نشده تا اینکه فروشندگان به ناچار وارد خانه شدند که در کمال ناباوری دریافتند خانه دو در داشته  و متهم کالاها را از در دیگر خارج کرده و متواری شده است.

    سرهنگ ترکیان با بیان اینکه متهم برای عملی کردن نقشه کلاهبرداری‌های خود اقدام به اجاره ساعتی خانه‌هایی می‌کرد که دارای دو در مجزا بودند، اظهار داشت: کارآگاهان با انجام یکسری اقدامات علمی و تخصصی هویت اصلی متهم را شناسایی کرده و در یک عملیات ویژه و ضربتی او را دستگیر کردند.

    در تحقیقات و استعلام‌های انجام یافته مشخص شد متهم دارای ۱۱۰ فقره پرونده کلاهبرداری است به گونه‌ای که فقط در یکی از شعبات کیفری استان  ۶فقره پرونده داشته و در هر کدام به ۸سال حبس محکوم شده و در شعبه‌ای دیگر نیز دارای ۶۷ نفر شاکی است. در اکثر پرونده‌ها متهم ابتدا اقدام به درخواست خرید کالا از مال باختگان کرده و پس از دریافت کالا بدون پرداخت وجهی از محل متواری می‌شده است.

    سرهنگ ترکیان، عدم آشنایی به قانون و مقررات خرید و فروش در فضای مجازی و اعتماد بیجا و بدون بررسی و استعلام لازم و تحویل کالا بدون دریافت وجه آن به خریداران غیرواقعی را از جمله زمینه‌های وقوع این گونه کلاهبرداری‌ها عنوان کرد.

    این مقام انتظامی همچنین درباره اجاره خانه به افراد مجرم و کلاهبردار نیز هشدار داد و اظهار داشت: برخی افراد سودجو بدون هیچ‌گونه قانون و ضابطه‌ای خانه‌های خود را به صورت ساعتی یا روزانه اجاره می‌دهند که علاوه بر ایجاد مشکلات اجتماعی باعث بهره‌برداری مجرمان و کلاهبرداران می‌شود بنابراین لازم است تا به این افراد هشدار دهیم که آنها هم به نوعی در وقوع جرایم شریک هستند و باید در برابر قانون پاسخگو باشند.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • شرط بندی عجیب سه پسر بجنوردی؛ پوشیدن لباس زنانه و بستن قلاده به گردن در خیابان!

    شرط بندی عجیب سه پسر بجنوردی؛ پوشیدن لباس زنانه و بستن قلاده به گردن در خیابان!

    شرط بندی عجیب سه پسر بجنوردی؛ پوشیدن لباس زنانه و بستن قلاده به گردن در خیابان!

    سرگرد شاکری فرمانده پلیس فتای خراسان شمالی پنجشنبه شب گفت: این افراد که ۱۷، ۱۹ و ۲۱ سال داشتند، با پوشیدن لباس زنانه در خیابان و بستن یک قلاده به گردن  یکی از دوستانشان ، وی را در حالی که چهاردست و پا روی زمین راه می رفت از مسیرهای اصلی مرکز شهر عبور داده و ازاین حرکات فیلمبرداری کرده و سپس آن را در فضای مجازی منتشر کرده بودند.

    سرگرد شاکری با اشاره به واکنش مردم به این رفتارهای غیرمتعارف و به دور از شئون انسانی افزود: پس از نشر این تصاویر در فضای رسانه ای، پلیس با جدیت وارد عمل شده و این هنجارشکنان را در ۱۲ ساعت شناسایی و بازداشت  کرد.

    این افراد با ابراز ندامت از رفتار خود، علت این اقدام نامتعارف را چالش جرأت، شوخی و شرط بندی با دوستان خود عنوان کرده اند.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • زن جوان: با حالت سرفه به مردی که مرا ربوده بود گفتم کرونا دارم/ او هم از ترس مرا رها کرد

    زن جوان: با حالت سرفه به مردی که مرا ربوده بود گفتم کرونا دارم/ او هم از ترس مرا رها کرد

     با حالت سرفه به مردی که مرا ربوده بود گفتم کرونا دارم/ او هم از ترس مرا رها کرد

    وی افزود:کنار خیابان به انتظار تاکسی ایستادم تا به محله یافت آباد بروم. تصمیم داشتم به یک مرکز فروش بروم تا همه وسایل را از یک جا تهیه کنم. اما خبری از تاکسی نبود، خیابان خیلی خلوت بود و من همچنان به انتظار ایستادم. تا اینکه بعد از چند دقیقه خودروی پرایدی پیدا شد. از انتظار خسته شده بودم و به ناچار سوار شدم، اما هیچ مسافری نداشت.

    زن جوان گفت: پس از طی مسافتی راننده تغییر مسیر داد، به او اعتراض کردم و گفتم چرا از مسیر اصلی نمی‌رود. راننده که مرد جوانی بود، مدعی شد که یکی از محله‌های آنجا را به خاطر کرونا قرنطینه کرده اند و به همین دلیل باید تغییر مسیر بدهد و از راه دیگری برود. من هم با این تصور که او راست می‌گوید به مرد جوان اعتماد کردم. ناگهان به خیابان خلوتی رسیدیم و مرد جوان از فرصت استفاده کرد و چاقویی را که به همراه داشت به سمت من گرفت. او مرا تهدید کرد که اگر تسلیم خواسته شومش نشوم مرا می‌کشد. ترسیده بودم، شروع به التماس کردم و از او خواستم که اجازه دهد من بروم. اما راننده جوان به التماس‌های من هیچ توجهی نمی‌کرد. نمی‌دانستم چکار باید بکنم، درهای ماشین بسته بود و کسی هم نبود که سر و صدای مرا بشنود و به کمکم بیاید.

    ترفند عجیب
    زن جوان ادامه داد: در حالی که داشتم به راننده التماس می‌کردم تا مرا رها کند ناگهان چشمم به تابلویی افتاد که درباره کرونا هشدار داده بود این تابلو انگار تلنگری به ذهنم زد و باعث شد تا نقشه‌ای بکشم. ناگهان شروع به سرفه کردم و به مرد جوان گفتم، من کرونا دارم و الان هم می‌خواستم به دکتر بروم. گفتم اگر مرا رها نکنی تو هم کرونا می‌گیری. به خاطر مریضی من، خانواده ام مبتلا شده اند و باید در بیمارستان بستری شوم. بعد هم شروع کردم به سرفه و ریختن آب دهان روی راننده پراید و تهدیدش کردم که اگر مرا رها نکند، کرونا می‌گیرد. راننده هم که به شدت ترسیده بود، مرا از ماشین به بیرون انداخت و فرار کرد. او آنقدر ترسیده بود که حتی از من سرقتی هم نکرد. بعد از رفتن او، با خانواده ام تماس گرفتم و آن‌ها بلافاصله به کمک آمدند.

    شناسایی متهم
    با شکایت زن جوان؛ تحقیقات به دستور بازپرس زمانی آغاز شد. در بررسی‌های اولیه، زن جوان به چهره نگاری از متهم فراری پرداخت و تصویر فرضی او بدست آمد.

    از سویی بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران دستور بازبینی دوربین‌های اطراف محل حادثه را صادر کرد. بررسی‌ها برای دستگیری متهم فراری به اتهام آدم ربایی ادامه دارد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • این شغل من است که با تصادف‌های ساختگی مردان هوسران را فریب بدهم

    این شغل من است که با تصادف‌های ساختگی مردان هوسران را فریب بدهم

    او در حالی که خیانت همسرش را قابل گذشت نمی‌دانست، پرده از سودجویی‌های حیله گرانه یک زن غریبه برداشت و با بیان این که آن زن با شگرد تصادف‌های ساختگی مردان هوسران را فریب می‌دهد، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شهید هاشمی نژاد مشهد گفت: به تازگی در یکی از رشته‌های کاردانی دانشگاه دانش آموخته شده بودم که «آریا» به خواستگاری ام آمد.
    پدر او که کارمند یکی از کتابخانه‌های شهر بود، مرا در حال مطالعه دیده و زیر نظر گرفته بود. آن زمان خودم را برای شرکت در آزمون کارشناسی آماده می‌کردم که با این خواستگاری پای سفره عقد نشستم و این گونه زندگی مشترک من و آریا آغاز شد. او در یک شرکت صنایع غذایی کار می‌کرد و زندگی متوسطی داشت. من به همسرم عشق می‌ورزیدم و او را عاشقانه دوست داشتم، به همین خاطر با قناعت و صبوری همه تلاشم را برای پیشرفت همسرم به کار می‌گرفتم تا این که با ارثیه پدرم و فروش طلاهایم منزلی خریدیم، ولی همسرم اصرار داشت خودروی پرایدش را نیز تعویض کند. اگرچه من مخالف بودم، ولی برای خوشحالی همسرم سکوت کردم و او یک خودروی شاسی بلند خارجی خرید. یک ماه بعد از این ماجرا، روزی همسرم به خانه آمد و در حالی که با زنی آن سوی خط تلفن قرار می‌گذاشت، به من گفت: پشت چراغ قرمز با خودرویی تصادف کردم که راننده آن زن است. وحشت زده پرسیدم:خودت طوری نشدی؟ وقتی همسرم را سالم دیدم خدا را شکر کردم و گفتم: خسارت ماشین فدای سرت!

    قرار بود آن زن جوان خسارت خودروی همسرم را پرداخت کند و به همین دلیل مدام تلفنی با یکدیگر در تماس بودند تا این که آرام آرام حرکات و رفتار آریا تغییر کرد. با آن که پس از شیوع ویروس کرونا خانه نشین شده بود، اما تلفن هایش را در بیرون از خانه پاسخ می‌داد و به بهانه‌های مختلف منزل را ترک می‌کرد. ابتدا اهمیتی نمی‌دادم و تصور می‌کردم با دوستان یا همکارانش قرار ملاقات دارد، ولی رابطه عاطفی ما هر روز سردتر و رفتارهای آریا مشکوک‌تر می‌شد.
    ۱۵ سال عاشقانه در کنار همسرم و دو فرزندم زندگی کرده بودم، اما وسوسه عجیبی به ذهنم خطور کرده بود. با خودم عهد کردم اجازه ندهم هیچ چیزی این زندگی شیرین را خراب کند، تا این که وقتی همسرم و فرزندانم خواب بودند به پارکینگ رفتم و خودروی همسرم را زیر و رو کردم که ناگهان یک گوشی زیر صندلی راننده پیدا کردم. گوشی رمز نداشت و من با حیرت و وحشت زده به تصاویری نگاه می‌کردم که همسرم را در کنار زنی با آرایش‌های غلیظ نشان می‌داد.
    وضعیت زننده این تصاویر و پیامک‌های عاشقانه دنیا را روی سرم خراب کرد. باورم نمی‌شد همسرم به من خیانت کرده باشد. اشک ریزان و عصبانی از پله‌ها بالا رفتم و از همسرم توضیح خواستم. او با دیدن گوشی حقیقت ماجرا را فاش کرد و گفت که فریب طنازی‌های زن جوانی را خورده است که با او تصادف کرده بود. همسرم گفت که آن زن به بهانه پرداخت خسارت خودرو او را به مکان‌های خلوت کشانده و با شیوه‌های حیله گرانه به دام انداخته است. همسرم هم با آن که قصد ارتباط با او را نداشته، در نهایت وارد یک رابطه هوس آلود شده. با این حال، بارها تصمیم به قطع این رابطه گرفته، اما آن زن تهدیدش کرده که ماجرای این روابط شیطانی را برای همسرت بازگو می‌کنم و …
    همان روز با شماره آن زن غریبه تماس گرفتم، ولی او با بی حیایی و بی شرمی ادعا کرد این گونه رفتارها منبع درآمد من است! من بعد از تصادف‌های ساختگی مردان هوسران را به دام می‌اندازم و آن‌ها هم از ترس آبرو برای مدت‌ها هزینه‌های خوش گذرانی من را می‌پردازند و … این بود که به کلانتری آمدم تا از خیانت همسرم و آن زن خیابانی شکایت کنم.
    23302

    منبع : خبر آنلاین