برچسب: جو بایدن

  • انتخابات آمریکا و آخرین وضعیت ترامپ و بایدن در نظرسنجی‌ها – ۶ اکتبر

    انتخابات آمریکا و آخرین وضعیت ترامپ و بایدن در نظرسنجی‌ها – ۶ اکتبر

    انتخابات آمریکا و آخرین وضعیت ترامپ و بایدن در نظرسنجی‌ها – ۶ اکتبر

     

     

    اعتمادآنلاین| گزارش ویدئویی اعتمادآنلاین از انتخابات آمریکا و آخرین وضعیت ترامپ و بایدن در نظرسنجی‌ها را ببینید.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات آمریکا و آخرین وضعیت ترامپ و بایدن در نظرسنجی‌ها

    انتخابات آمریکا و آخرین وضعیت ترامپ و بایدن در نظرسنجی‌ها

    انتخابات آمریکا و آخرین وضعیت ترامپ و بایدن در نظرسنجی‌ها

     

     

    اعتمادآنلاین| گزارش انتخابات آمریکا و آخرین وضعیت ترامپ و بایدن در نظرسنجی‌ها را در این ویدئو ببینید.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • چرا نتیجه انتخابات آمریکا قابل پیش بینی نیست؟

    چرا نتیجه انتخابات آمریکا قابل پیش بینی نیست؟

    چرا نتیجه انتخابات آمریکا قابل پیش بینی نیست

     

    اعتمادآنلاین| به نوشته روزنامه ایندیپندنت، چهار سال پیش، مدل‌هایی پیش‌بینی می‌کردند که شانس ریاست جمهوری هیلاری کلینتون مقابل رقیبش ۷۰ درصد تا ۹۹.۹ درصد باشد.

    نظرسنجی‌های جدید ممکن است بسیار شبیه به ۲۰۱۶ باشند، اما پروفسور آبراهام وینر، استاد آمار دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا می‌گوید: ما نباید انتظار همان نتیجه را داشته باشیم.

    او در تشریح دلایلش می‌گوید: انتخابات همانند یک رویداد ورزشی نیست که تیم جا مانده ترامپ با فرصتی کوچک بتواند پیروز شود. بلکه ما باید به آن به چشم انتخاب برنده اسکار، پیش از اعلام نگاه کنیم؛ نتایج درون پاکت هستند و فقط باید اعلام شوند.

    وینر گفت: زمانی که ما می‌گوییم شانس ۹۹ درصدی پیروزی در مسابقه بیسبال وجود دارد، این واقعا یک احتمال است. اما در انتخابات ریاست جمهوری اینطور نیست. احتمال اشتباه بودن پیش‌بینی هیچ ارتباطی با وضعیت جهان ندارد. هیچ چیز تصادفی نیست، بجز افرادی که نظرسنجی می‌کنید.

    وینر ادامه داد: بنابراین نباید این طور به انتخابات گذشته فکر کنیم، به گونه‌ای که فرض شود “۷۰ تا ۹۹.۹ بار از ۱۰۰ بار کلینتون برنده می‌شد.” اهمیتی ندارد که ما آن انتخابات را چند بار تکرار کنیم، ترامپ هر بار پیروز می‌شود. تفاوت در این است که یک صدم درصد تا ۳۰ درصد، نظرسنجی‌های مبتنی بر مدل‌ها به شکل تصادفی ممکن است درست باشند. با گذشت چهار سال، نظرسنجی و مدل‌های پیش‌بینی باید بهتر شده باشند.

    با این حساب وضعیت انتخابات تا سوم اکتبر بدین شکل است. این بررسی بعد از اولین مناظره انتخابات ریاست جمهوری است، اما منعکس‌کننده تغییرات نظرسنجی آتی مربوط به بستری شدن ترامپ در بیمارستان نیست.

    بررسی ریل کلیر پالتیکز از برتری ۱.۴ درصد تا ۸.۱ درصد جو بایدن دموکرات از زمان مناظره حکایت دارد. در این موقعیت در سال ۲۰۱۶، اختلاف مثبت ۳.۸ درصد به نفع کلینتون بود. نقشه کالج انتخاباتی، کسب ۲۲۶ رای از ۲۷۰ رای را برای بایدن و در مقابل ۱۲۵ رای رو به صعود تا ۱۸۷ رای را برای ترامپ نمایش می‌دهد.

    وب‌سایت ۵۳۸ (FiveThirtyEight) 40 هزار مرتبه انتخابات را براساس نظرسنجی فعلی شبیه‌سازی کرد تا بررسی کند که این سایت چطور ناظران انتخاباتی را ارزیابی می‌کند. این بررسی، بدون در نظر گرفتن حاشیه، بایدن را با ۸۱ درصد پیروز می‌داند.

    کنسرسیوم انتخاباتی پرینستون بر “حاشیه-متا” تاکید دارد؛ بدین معنا که نظرسنجی‌ها تا روز شنبه باید ۵.۲ درصد در جهت ترامپ حرکت کنند. این سایت پیش‌بینی می‌کند، ۳۵۴ رای الکترال به جو بایدن، معاون رئیس‌جمهوری سابق آمریکا برسد.

    میانگین پیش‌بینی ۲۰۲۰ از ۳۵ پیش‌بینی ریاست جمهوری شانس پیروزی جو بایدن را ۸۰.۸ درصد با میانگین ۳۳۲ رای الکترال می‌داند.

    بازارهای شرط‌ بندی اساسا از قماربازها نظرخواهی می‌کنند، نه رای‌دهندگان. بنابراین پروفسور وینر تاکید می‌کند که آنها اختلاف زیادی با مدل‌های نظرسنجی دارند. وینر گفت در انتخابات پیشین، طرفداران شرط‌ بندی از ترامپ حمایت کردند چون شکاف‌هایی در نظرسنجی وجود داشت. اکنون با توجه به شکاف‌های کمتری که نسبت به چرخه پیشین وجود دارد، آنها طرفدار بایدن هستند، با احتمال پیروزی ضمنی حدود ۶۴ درصد.

    منبع: ایسنا

  • انتخابات آمریکا | تقابل بایدن و ترامپ، مناظره خشم و هیاهو

    انتخابات آمریکا | تقابل بایدن و ترامپ، مناظره خشم و هیاهو

    انتخابات آمریکا | تقابل بایدن و ترامپ، مناظره خشم و هیاهو

     

    اعتمادآنلاین| رویارویی دونالد ترامپ و جو بایدن در اولین مناظره انتخاباتی به مسابقه‌ای زشت از فریادهای بلند تبدیل شد. مناظره‌ای که به گفته بسیاری از ناظران در تاریخ آمریکا بی‌سابقه بود و نه تنها به سوال‌های رأی‌دهندگان پاسخ نداد بلکه فضای سیاسی آمریکا را آشفته‌تر از پیش کرد.

    debate

    ترامپ در مناظره سه‌شنبه شب همان‌طور رفتار کرد که در چهار سال گذشته رفتار کرد: ایجاد غوغا و خشم و داستانی کامل برای تحمیل اراده خود بر روند جریانات. اما چند بخش از این مناظره بسیار حائز اهمیت بود؛ ترامپ از محکوم کردن برتری نژادی سفیدپوستان امتناع کرد. بسیاری از اظهاراتش غیرواقعی و دروغ بود و در نهایت روند رأی‌گیری پستی را زیر سوال برد.

    ترامپ سفیدپوستان نژادپرست را محکوم نکرد

    در بخشی از مناظره که به اعتراضات ضد نژادپرستی اخیر در آمریکا و خشونت پلیس مربوط بود، ترامپ با وجود پرسش مستقیم جو بایدن و کریس والاس، از محکوم کردن سفیدپوستان نژادپرست امتناع کرد و در عوض به یک سازمان راست افراطی پیامی عجیب فرستاد: «باید عقب بایستید و کنار بمانید.»

    debate

    پیامی که با استقبال گسترده این گروه تندرو در شبکه‌های اجتماعی و انتقاد شدید فعالان جنبش ضد نژادپرستی همراه بود.

    تحقیر رقیب و سخنان غیرواقعی

    گرچه اظهارات ترامپ درباره گروه‌های راست افراطی به سرعت به مهم‌ترین بخش مناظره تبدیل شد، اما او طبق معمول از روش تمسخر و تحقیر رقیب نیز استفاده کرد. نحوه ماسک زدن جو بایدن و قدرت تفکر او را مسخره کرد و اصرار داشت بایدن می‌خواهد بودجه پلیس را قطع کند، در حالی که نامزد دموکرات دقایقی قبل اعلام کرده بود چنین برنامه‌ای ندارد. به نظر می‌رسید ترامپ بیش از خود جو بایدن مشتاق است با کاریکاتور او رقابت کند.

    ترامپ در بخش دیگری از مناظره با روش همیشگی در ستایش از خود به زبان سوم‌شخص گفت: «بسیاری از فرمانداران دموکرات شما گفتند که رئیس‌جمهور ترامپ کار خارق‌العاده‌ای انجام داده است.»

    و بعد تکرار کرد: «رئیس‌جمهور ترامپ کار خارق‌العاده‌ای انجام داده است. ما انجام دادیم.»

    وقتی ترامپ در مورد سرعت در دسترس بودن واکسن، زندگی‌هایی که گویا نجات داده است و ایمنی در تجمع‌هایش صحبت می‌کرد با واکنش رقیب دموکراتش روبه‌رو شد.

    debate

    بایدن در جواب رئیس‌جمهور ایالات متحده با یادآوری رفتار او در مقابله با ویروس کرونا گفت: «اگر با توجه به همه دروغ‌هایی که در مورد کووید-۱۹ گفته لحظه‌ای به آنچه او به شما می‌گوید باور داشته باشید، اما هنوز حتی اعتراف نکرده است که می‌دانسته این اتفاق می‌افتد.»

    پس از پایان مناظره رسانه‌های مختلف آمریکا تک‌تک ادعاهای ۲ کاندیدا را مورد راستی‌آزمایی قرار دادند. همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد بیشتر سخنان ترامپ غیرواقعی و دروغ بود.

    ترامپ با تکذیب واقعیت‌هایی که برایش ناخوشایند است روز سه‌شنبه بینندگان را دعوت کرد تا نسخه دلخواه او را از وقایع دوران ریاست‌جمهوری‌اش بپذیرند.

    مناظره پر از خشم و هیاهوی ترامپ و بایدن اما در کنار ایجاد حس ناامیدی از ۲ حزب مطرح کشور موجب بروز نگرانی جدی برای آینده آمریکا نیز شده است.

    نگرانی جدی برای دموکراسی آمریکا

    تلاش ترامپ برای زیر سوال بردن نتایج انتخابات حتی پیش از آغاز رأی‌گیری به گفته توماس ال فریدمن، ستون‌نویس نیویورک تایمز، دموکراسی آمریکا را با خطر جدی مواجه کرده است.

    فریدمن معتقد است: «پرزیدنت ترامپ در هفته‌های اخیر بدون تردید روشن کرده- و در مناظره روز سه‌شنبه حتی واضح‌تر از قبل- که ۲ نوامبر در مقابل رأی‌دهندگان فقط ۲ گزینه وجود دارد- و انتخاب جو بایدن یکی از آنها نیست.

    رئیس‌جمهور به طرق مختلف به ما گفته است که یا دوباره انتخاب خواهد شد یا با این ادعا که همه برگه‌های رأی‌گیری پستی- روش سنتی که جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها را به سمت ریاست‌جمهوری رسانده و مورد استفاده خود ترامپ هم قرار گرفته- نامعتبر است، مشروعیت رأی‌گیری را زیر سوال خواهد برد.

    انگیزه ترامپ واضح است؛ در صورت عدم پیروزی در کالج الکترال، او نتایج را زیر سوال خواهد برد تا دادگاه عالی یا مجلس نمایندگان (جایی که هر یک از نمایندگان ایالت یک رأی دارند) در مورد نتیجه انتخابات تصمیم بگیرد. و ترامپ در حال حاضر در هر دوی آنها دست بالا را دارد.

    debate

    من نمی‌توانم این موضوع را واضح‌تر بگویم: دموکراسی ما در معرض خطر وحشتناکی قرار دارد؛ خطری بیشتر از زمان جنگ داخلی، خطری بیشتر از پرل هاربر، خطری بیشتر از بحران موشکی کوبا و خطری بیشتر از واترگیت.

    دوست دارم فکر کنم چنین اتفاقی در آمریکا نمی‌افتد. دوست دارم فکر کنم اما خیلی خیلی نگرانم.»

    بایدن در واکنش به سخنان ترامپ گفت: «مردم باید به سایت مربوطه بروند و رأی بدهند. رئیس اف‌بی‌آی و اطلاعات داخلی گفتند که هیچ نشانه‌ای از ناامنی وجود ندارد. باید کسان بیشتری که می‌خواهند رأی بدهند هم بتوانند این کار را انجام دهند. باید موانع را از سر راه مردم برداریم.»

    او خطاب به مردم اظهار کرد: «بروید و رأی بدهید. او نمی‌تواند جلوی شما را بگیرد. نتیجه انتخابات را هرچه باشد می‌پذیرم. اگر ما رأی را بگیریم، او باید برود.»

    در حالی که نظرسنجی‌ها از برتری عملکرد بایدن در اولین مناظره انتخاباتی می‌گوید، طبق آمار تنها ۱۰ درصد از آمریکایی‌ها هنوز تصمیم خود را نگرفته‌اند. تصمیمی که با توجه به واکنش‌ها به اولین مناظره انتخاباتی، به نظر می‌رسد انتخاب بین بد و بدتر باشد.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • چند سناریو که ممکن است انتخابات آمریکا را به چالش بکشد

    چند سناریو که ممکن است انتخابات آمریکا را به چالش بکشد

    چند سناریو که ممکن است انتخابات آمریکا را به چالش بکشد

     

    چند سناریو که ممکن است انتخابات آمریکا را به چالش بکشد

     

    ایسنا/خراسان رضوی یک کارشناس مسائل امریکا گفت: براساس قانون اساسی امریکا اگر در الکترال کالج به هر دلیلی هیچ‌یک از نامزدها حائز شرایط حداقل لازم برای تصدی ریاست جمهوری نباشند، وظیفه انتخاب رییس جمهور برعهده مجلس نمایندگان خواهد بود، به این شکل که هر ایالتی یک رای خواهد داشت.

    امیرعلی ابوالفتح در برنامه لایو اینستاگرامی گروه مطالعات روابط بین‌الملل در مورد پیچیده‌بودن ساختار انتخابات امریکا اظهار کرد: انتخابات آمریکا یکی از پیچیده‌ترین انتخابات‌هایی است که در جهان برگزار می‌شود؛ هم به لحاظ طولانی بودن و هم به لحاظ متنوع بودن، به این صورت که ابتدا انتخابات مقدماتی است و بعد به انتخابات اصلی می‌رسد، این انتخابات خیلی پرهزینه است و حواشی زیادی دارد.

    وی ادامه داد: پیش‌بینی در انتخابات امریکا بسیار دشوار است و این به این دلیل نیست که نظرسنجی انجام نمی‌شود بلکه به این دلیل است که اصولا در انتخابات ریاست جمهوری امریکا ملاک رای مردمی نیست. نظرسنجی‌ها می‌توانند آرای مردمی را بررسی کنند اما آن چیزی که تعیین‌کننده است رای‌های الکترال کالج است که ۵۳۸ رای است و همچنین ترکیب ایالت‌ها هم مهم است که چه ایالتی با چه ایالتی جمع شود که چگونه رای دهند و این ۵۳۸ رای حاصل شود.

    این کارشناس مسائل امریکا تصریح کرد: این پیچیدگی‌ها در دهه‌های اخیر همیشه وجود داشته اما این بار با یک شرایط بسیار نادر روبه‌رو می‌شویم، چرا که طرفین این انتخابات هر دو با صراحت یا تلویحا گفته‌اند که نتیجه انتخابات را نمی‌پذیریم و در مورد سلامت انتخابات تردید وجود دارد. در چند روز اخیر اتفاتی در حال رخ دادن است که آقای ترامپ می‌گوید که نتیجه این انتخابات به دادگاه می‌رسد و دیوان عالی باید در مورد آن رای دهد همانند اتفاقی که در سال ۲۰۰۰ رخ داد.

    ابوالفتح اضافه کرد: اخیرا خانم نانسی پلوسی به دموکرات‌ها فراخوان و آماده‌باش داده که ممکن است انتخابات به مجلس نمایندگان کشیده شود. این اتفاق در زمان آقای جان کوئینسی آدامز در سال ۱۸۲۴ نیز افتاده است به این صورت که سرنوشت انتخابات را مجلس نمایندگان رقم زد. در این صورت ترکیب دیوان عالی با جمهوری‌خواهان است اما مجلس نمایندگان با دموکرات‌هاست و به همین صورت پیش‌بینی این‌که چه کسی در این زورآزمایی پیروز می‌شود دشوار است.

    کار انتخاب رئیس جمهور آمریکا به مجلس نمایندگان می‌کشد؟

    وی در مورد فرایند تعیین رییس جمهور امریکا توسط مجلس نمایندگان، بیان کرد: براساس قانون اساسی امریکا اگر در الکترال کالج به هر دلیلی هیچ‌یک از نامزدها حائز شرایط حداقل لازم برای تصدی ریاست جمهوری نباشند یا آرا به گونه‌ای باشد که ۵۰ درصد به‌علاوه یک رای الکترال کالج حاصل نشود، وظیفه انتخاب رییس جمهور برعهده مجلس نمایندگان خواهد بود، به این شکل که هر ایالتی یک رای خواهد داشت.

    این کارشناس مسائل امریکا گفت: ایالات پرجمعیت با تعداد نماینده زیاد و ایالات کم‌جمعیت هر کدام فقط یک رای دارند. از بین دو نفری که بیشترین تعداد آرای الکترال را به دست آورده‌اند با انجام رای‌گیری در مجلس نمایندگان یک نفر انتخاب می‌شود. اگر تا شش ژانویه ۲۰۲۱ که روز جلسه کنگره است، تکلیف رییس جمهور امریکا به هر شکلی، با دادگاه یا بدون دادگاه، مشخص نشود وظیفه انتخاب رییس جمهور برعهده مجلس نمایندگان گذاشته خواهد شد.

    ابوالفتح در مورد تنها تجربه امریکا در انتخاب رییس جمهور توسط مجلس نمایندگان خاطرنشان کرد: در ۱۵۰ سال اخیر انتخابات دو حزبی است و دو نامزد در انتخابات شرکت می‌کنند و شانس پیروزی دارند، اتفاقی که در سال ۱۸۲۴ رخ داد به دلیل تنوع وتکثر نامزدها به گونه‌ای بود که هیچ‌کدام از نامزدها نتواسنتند در انتخابات عادی و روال معمول میزان لازم الکترال کالج را به دست بیاورند بنابراین دو نفر از این افراد در مجلس نمایندگان به رای گذاشته شدند و بدین صورت جان کوئینسی آدام تنها رییس جمهوری است که توسط مجلس نمایندگان انتخاب شد.

    آیا ممکن است دوران ترامپ نیز با یک رسوایی خاتمه یابد؟

    وی عنوان کرد: رسوایی واترگیت و رسوایی اخلاقی اقای کلینتون از مدت‌ها قبل از برگزرای انتخابات شروع شده بود، تاکنون برای اقای ترامپ از این دست اتفاقات در آن وسعت رخ نداده گرچه ترامپ تا پیش از انتخابات ۲۰۱۶ حواشی، پرونده‌های مختلف، مسائل مالی و اخلاقی مختلف داشت. یکی از اتفاقاتی که می‌تواند شرایط را برای آقای ترامپ دشوار کند گزارش روزنامه نیویورک‌تایمز از وضعیت مالیات آقای ترامپ است که گفته است طی دو سال تنها ۷۵۰ دلار مالیات پرداخت کرده و فرار مالیاتی داشته است.

    این کارشناس مسائل امریکا افزود: این مساله می‌تواند ظرفیت یک رسوایی را برای آقای ترامپ ایجاد کند اما از این موضوع مهم‌تر این است که ایالات متحده دچار یک سری التهاباتی است که زمینه را برای موفقیت رییس جمهور مستقر دشوار می‌کند بحران کرونا، بحران بیکاری و بحران نژادی سه بحرانی هستند که متوجه آقای ترامپ است و باید در مورد آن‌ها پاسخگو باشد.

    ترامپ در صورت باخت، قدرت را تحویل بایدن می‌دهد؟

    ابوالفتح گفت: ساختار سیاسی امریکا به گونه‌ای است که اجازه این دست یکه‌تازی‌ها را به آقای ترامپ نمی‌دهد. جدا از آن‌که آقای ترامپ مایل است این کار را بکند یا نکند، جمهوری‌خواهان هم گفته‌اند که انتقال قدرت مسالمت‌آمیز خواهد بود. آقای مدوز رییس ستاد کارکنان کاخ سفید که به نوعی دست راست رییس جمهور است و همچنین آقای میچ مک کانل سناتور و رهبر اکثریت سنا گفته‌اند که اگر نیاز به انتقال قدرت باشد این اتفاق به صورت مسالمت‌آمیز رخ خواهد داد.

    وی اضافه کرد: فکر نمی‌کنم که توان و حتی جرات و جسارت آقای ترامپ اجازه چنین ساختارشکنی را بدهد. من تصور می‌کنم که اگر آقای ترامپ در انتخابات شکست بخورد و مراتب قانونی طی شود چاره‌ای جز تن دادن و پذیرفتن ندارد.

    فرصت‌ها و تهدیدها انتخابات امریکا برای ایران چیست؟

    این کارشناس مسائل امریکا خاطرنشان کرد: چه آقای ترامپ پیروز شود و چه آقای بایدن برای جمهوری اسلامی هم فرصت و هم تهدید ایجاد می‌شود. من به این قائل نیستم که اقای ترامپ را صرفا تهدید و اقای بایدن را صرفا فرصت تلقی کنیم. تهدیدها در مورد دونالد ترامپ تهدیدها از این دست است که فشار حداکثری را بر ایران اعمال کرده، برخوردهای تندی را با ایران داشته و ایران تا آستانه یک جنگ تمام عیار با امریکا پیش رفته است. این تهدیداتی است که احتمالا در دور دوم هم با آن‌ها مواجه خواهیم بود.

    ابوالفتح اضافه کرد: فرصت‌هایی نیز در دوره ترامپ ایجاد شده از جمله این‌که اجماع جهانی به نفع ایران بوده و ایران می‌تواند از این فرصت استفاده کند گرچه شاید تاثیر ملموسی بر وضعیت اقتصادی کشور و معیشت مردم نداشته باشد اما در سیاست خارجه تاثیرگذار است و ایران از فشار اجماعی دوران اوباما خارج شده است و اکنون امریکا در این تنگنا قرار دارد و این فرصتی را برای ایران ایجاد می‌کند که خودباوری و توانمندی داخلی تقویت شود و این‌که امیدی به رابطه با امریکا نیست پس بنابراین ما باید در داخل خود را قدرتمند کنیم و با شرکایی مثل روسیه و چین رابطه نزدیک‌تری داشته باشیم.

    وی در مورد فرصت‌های پیروزی بایدن برای ایران گفت: اگر آقای بایدن رییس جمهور شود فرصت‌هایی از این دست وجود دارد که تحت شرایطی به برجام باز گردد البته من به این قائل نیستم که این بازگشت بی‌قید و شرط است اما به هر حال تصویر روشن‌تری نسبت به دوره دوم آقای ترامپ وجود دارد که اگر بایدن پیروز شود می‌تواند فرصتی برای کشور باشد تا از این فشار سنگینی که امریکایی‌ها وارد می‌کنند، خارج شود.

    این کارشناس مسائل امریکا افزود: در عین حال تهدیدهایی را نیز متوجه می‌کند، ما به ازای احتمال تجدیدنظر آقای ترامپ در سیاست فشار حداکثری در حوزه هسته‌ای، احتمالا برای این‌که توازن برقرار شود تا اعتراض متحدین امریکا در منطقه بالا نرود، امریکایی‌ها فشارهای غیرهسته‌ای را بر ایران افزایش خواهند داد. آقای بایدن توانمندی ایجاد اجماع جهانی را علیه ایران دارد درحالی‌که آقای ترامپ بیشتر روی سیاست ارعاب تا اجماع کار می‌کند.

    نقش لابی صهیونیسم در پیروزی ترامپ چگونه است؟

    ابوالفتح بیان کرد: لابی‌های صهیونیستی در امریکا تا ۱۰ سال پیش به گونه‌ای فراحزبی رفتار می‌کردند و تلاش می‌کردند با هر دو حزب رابطه خوبی داشته باشند اما حدود ۱۰ سال اخیر به تدریج شکافی ایجاد شده و لابی دست راستی که در داخل اسرائیل به لیکور پیوند می‌خورد که همان لابی آیپک است، به سمت جمهوری‌خواهان تمایل پیدا کرده است چرا که جمهوری‌خواهان مذهبی‌تر شده‌اند. جریان سکولار لیبرال و سکولار یهودی در امریکا جریان جی استریت را به وجود آورده‌اند که به تفکراتی مانند آقای اوباما نزدیک هستند.

    ترامپ بیش از هر رئیس جمهور دیگری در خدمت اسرائیل بود

    وی اضافه کرد: در سال ۲۰۱۶ نشانه‌های قوی‌ وجود داشت و بعدا فاش شد که از طریق یک مثلثی بین عربستان، امارات، اسرائیل و آقای جورج نیدر در کانون لابی‌گری به نفع آقای ترامپ بودند و کمک کردند که در انتخابات پیروز شود. آقای ترامپ بیش از هر رییس جمهور دیگری در خدمت اسرائیل بود و اهداف اسرائیل را تامین کرد. بنابراین جریان راست لابی اسرائیل هنوز تلاش می‌کنند و امیدوار هستند که آقای ترامپ در انتخابات پیروز شود اما این به این معنی نیست که تمام یهودی‌ها و لابی اسرائیل در ایالات متحده پشت سر آقای ترامپ است.

    این کارشناس مسائل امریکا افزود: گروه در حال ظهور جی استریت با تفکرات مشابه صلح‌طلبی یا توافق با فلسطینی‌ها که حزب کارگر در داخل اسرائیل است و به جریان آقای اوباما، بایدن و سندرز وصل می‌شوند. آن‌ها هم اکنون حرفی برای گفتن دارند، با گذشت زمان ما شاهد صداهای اعتراضی نسبت به عملکرد اسرائیل در داخل کنگره هستیم. این دو شقه شدن در داخل لابی اسرائیل که زمانی به شدت متحد بود، روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کند.

    آیا احتمال حمله نظامی امریکا به ایران به عنوان یک برگ برنده برای ترامپ وجود دارد؟

    ابوالفتح در پاسخ به این سوال  که آیا احتمال حمله نظامی امریکا به ایران به عنوان یک برگ برنده برای ترامپ وجود دارد؟ گفت: پیش‌گویی در این زمینه خیلی سخت است ما با دولت و شخصی مواجه هستیم که خیلی آدم شگفتی‌سازی است و بر اساس روند طبیعی سیاست رفتار نمی‌کند. ما باید این را در نظر بگیریم که ترامپ رییس جمهور ضد جنگ است و با شعار ضد جنگ در سال ۲۰۱۶ پیروز شد و بارها گفت که جنگ شش، هفت تریلیون دلاری پر هزینه بوده است و بارها به رییس جمهور هم‌حزبی خود، یعنی خاندان بوش پرخاش کرده و گفته که تمام گرفتاری‌ها به خاطر رهبران بی‌کفایت است. وعده خروج نیروهای امریکایی را از سوریه، عراق و افغانستان داده است.

    وی اضافه کرد: فارغ از این‌که این مسائل صرفا تبلیغاتی است یا نه، جامعه امریکا آقای ترامپ را به عنوان یک شخصیتی می‌شناسد که آمده است تا به جنگ‌های بی‌پایان، پایان دهد. بنابراین اکنون که کم‌تر از ۳۰ روز تا انتخابات فاصله داریم، دور از انتظار است که آقای ترامپ از خود چهره یک رییس جمهور جنگ ارائه دهد چرا که اکنون رییس جمهور جنگ در امریکا خریدار ندارد، اما اگر اتفاقی به صورت عمدی یا سهوی چه با مسوولیت ایران رخ بدهد و چه مسوولیت آن را با تبلیغات به گردن ایران بیاندازند بدین صورت که تعدادی از سربازان یا شهروندان امریکایی کشته شوند، چاره‌ای ندارد جز این‌که دست به اقدام انتقام‌جویانه بزند.

    در صورت پیروزی بایدن سیاست امریکا در قبال خاورمیانه چه تغییری خواهد کرد؟

    این کارشناس مسائل امریکا بیان کرد: با توجه به تجربه‌ای که از دموکرات‌ها داریم احتمالا امریکا به ایجاد توازن در منطقه برگردد. آقای اوباما در سال‌های پایان ریاست جمهوری که با مذاکرات با ایران همزمان بود تلاش کرد تا موازنه را برقرار کند. بعد از سال‌ها تلاش ایالات متحده برای نادیده گرفتن و به حاشیه راندن ایران از تحولات منطقه آقای اوباما مصاحبه‌ای کرد و گفت که ایران و عربستان خودشان مشکلات خود را حل کنند و این حرف باعث دلخوری سعودی‌ها شد.

    ابوالفتح افزود: آقای ترامپ این مساله را تغییر داد و اولین سفر خود را به عربستان انجام داد و تلاش او این بود که موازنه را به نفع عربستان و اسرائیل بهم بزند. من فکر می‌کنم که آقای بایدن کمی تعدیل ایجاد کند. پیروزی آقای بایدن شانس رسیدن به توازن منطقه‌ای میان ایران، عربستان و ترکیه را افزایش می‌دهد.

    انتهای پیام

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • جو بایدن فشار علیه ایران را افزایش می‌دهد

    جو بایدن فشار علیه ایران را افزایش می‌دهد

    جو بایدن فشار علیه ایران را افزایش می‌دهد

     

    اعتمادآنلاین| مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل، در باره فعال سازی مکانیسم ماشه توسط آمریکا اظهار داشت: مکانیسم ماشه بر اساس تفسیر ایالات متحده آمریکا در باره قطعنامه ۲۲۳۱ صورت می‌پذیرد که با پشتوانه قدرت آمریکا در گستره نظام بین الملل بر اساس انباشته‌ها و داشته‌های نظام حاکم بر کاخ سفید اجرا می‌شود.

    وی افزود: با توجه به یکجانبه گرایی ترامپ برای بازتعریف سازمان‌های بین المللی فشاری از سوی آمریکا بر متحدان استراتژی قدیمی یعنی نیروهای اصلی موجود در اتحادیه اروپا وارد شده است و البته واگرایی اتحادیه اروپا از آمریکا در باره اسنپ بک تا حدودی مشخص است.

    مطهرنیا ادامه داد: هر چند اروپایی‌ها در بیانیه‌های گوناگون عملکرد آمریکا را رد و با آن مخالفت می‌کنند، اما در عمل همچنان که در ارتباط با برون رفت آمریکا از برجام سخن گفتند اما نتوانستند برخی از چارچوب‌ها را مشخص کنند.

    این کارشناس مسائل بین الملل خاطرنشان کرد: سه کشور اروپایی انگلیس،‌ آلمان و فرانسه تلاش می‌کنند تا ایران را در برجام حفظ و برجام را به عنوان میراث دیپلماسی اتحادیه اروپا نگه دارند چراکه اتحادیه اروپا در ۴۰ سال اخیر حداقل میراث چندانی در حوزه دیپلماسی به جز برجام نداشته بنابراین حفظ‌آن از لحاظ حفظ پرستیژ اتحادیه اروپا در دوران گذار به نظم نوین جهانی از اهمیت وافری برای اروپا برخوردار است.

    وی افزود: اما آنچه که در عمل انجام می‌شود که آمریکا بر اساس ماده ۱۱ و ۱۲ قطعنامه ۵۹۸ وارد عمل می‌شود و درخواست را انجام و بالطبع با انجام درخواست بر اساس قدرت عملیاتی خود و فرمان اجرایی ترامپ در این زمینه کشورهایی را که در این مسیر آن را نادیده بگیرند، در یک رفتار تنبیهی آنان را تحریم می‌کند و این می‌تواند اصطکاک میان اروپا و آمریکا را افزایش دهد.

    مطهرنیا می‌گوید: نبرد قدرت میان آمریکا و اتحادیه اروپا در نهایت زمینه ساز فضایی می‌شود که در انتخابات آمریکا احتمالا با آمدن جو بایدن زمینه همگرایی آمریکا و اروپا فراهم می‌شود.

    این کارشناس مسائل بین الملل بر این باور است که اگر زمینه همگرایی مجدد آمریکا و اروپا فراهم شود، روی کار آمدن جو بایدن آمریکا را در مسیر ایجاد فشار بیشتر علیه ایران قرار خواهد داد.

    منبع: فارس

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • علیه سیاست‌ستیز

    علیه سیاست‌ستیز

    علیه سیاست‌ستیز

     

    اعتمادآنلاین| احمد غلامی- چیزی به انتخابات ۲۰۲۰ ریاست‌جمهوری آمریکا نمانده است؛ انتخاباتی که بیش از هر دوره دیگری هم‌زمان بر سرنوشت مردم آمریکا و خاورمیانه تأثیرگذار است؛ دو کاندیدای رئیس‌جمهوری، ترامپ و بایدن، با دو رویکرد متفاوت.

    اصلاح‌طلبان باور دارند انتخابات آمریکا در مسائل ایران اثر دارد؛ اثری که جناح‌های سیاسی دیگر چندان به  آن قائل نیستند یا هستند و بر زبان نمی‌آورند. در همین زمینه با عباس عبدی گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

    *اولین سؤال این مصاحبه برای من خیلی راحت است، چون مسئولیتی را متوجه من نمی‌کند و پرسشی ساده است، اما به نظرم جواب‌دادنش برای شما می‌تواند واجد مسئولیت باشد. ارزیابی شما از انتخابات پیش‌‌روی آمریکا چیست و به نظرتان چه اثری بر سیاست داخلی ما دارد.

    شاید پاسخی که می‌دهم برایتان کمی تعجب‌آور باشد. بنده خبرهای انتخابات آمریکا را مثل مردم عادی می‌خوانم و بیشتر از آن پیگیر مسائل آن نیستم؛ چرا‌که اولا نمی‌توانیم تأثیرگذار باشیم، دوم اینکه اگر قرار باشد به شکل تخصصی آنجا را پیگیری کنیم -‌‌که به نظرم غیرممکن است‌- از پیگیری مسائل داخلی بازمی‌مانیم. بنابراین پیگیر مسائل انتخابات آمریکا نیستم و ارزیابی خاصی هم ندارم. تنها در این حد که می‌خوانم یا می‌شنوم رأی هرکدام چند درصد بالا و پایین شده و خیلی هم روی اینها حساب باز نمی‌کنم. ولی در مجموع می‌توان گفت اگر کسی غیر از ترامپ در انتخابات حضور می‌داشت، شاید برای ایران خیلی فرق نمی‌کرد کدام نامزد روی کار بیاید. حتی می‌شود گفت فشار دموکرات‌ها به دولت ایران می‌تواند بیشتر از جمهوری‌خواهان باشد، اما ترامپ فرق دارد و او حتی مسئله‌اش فقط ایران نیست؛ با کل جهان به شکل جدیدی برخورد می‌کند و این اهمیت دارد و به نظرم نه‌فقط ایران بلکه کل جهان به این انتخابات حساس است. شخصا دوست دارم بایدن انتخاب شود؛ به دلیل اینکه نظام جهانی را به جایگاهی که قبلا بود، برگرداند و کمی از این فضای تنش بیرون بیاورد. البته واقعیت این است که در زمان ترامپ در مقایسه با دوران بوش یا اوباما، جنگی اتفاق نیفتاده است و شاید این نکته مثبت ترامپ باشد. نباید فراموش کرد که مردم جهان از تنش‌ بیزارند. من به‌عنوان کنشگر برای مسئله داخلی ایران تنش‌زدایی را بهتر می‌دانم، اما اینکه بگویم انتخابات آمریکا تأثیر تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت ما دارد، فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. البته این هم از ضعف ما شده است که مدام نگاهمان به این باشد که مردم دیگر کشورها چه تصمیمی می‌گیرند؟ البته اینجا می‌گویند این‌طور نیست ولی واقعیت این است که کمابیش همین است و همین نقطه‌ضعف ماست؛ چرا‌که مسئله ما، مسئله داخلی است. در مصاحبه قبلی با «شرق» هم این نکته را مفصل توضیح دادم که از سه‌گانه سیاست داخلی، سیاست اقتصادی و سیاست خارجی، شاید اصلاح سیاست خارجی ساده‌تر از همه باشد، اما بدون اصلاح سیاست داخلی، اصلاح در سیاست خارجی پایدار و عمیق نخواهد بود و مسئله اصلی ما تغییر در سیاست داخلی خودمان است.

    *استیفن والد، از تحلیلگران معتبر آمریکایی، در مقاله‌ای ۱۰ نشانه از اقتدارگرایی ترامپ را برمی‌‌شمارد که عبارت بودند از تلاش سیستماتیک برای ارعاب رسانه‌ها، ایجاد شبکه‌ رسمی رسانه‌ای طرفدار ترامپ، سیاسی‌کردن خدمات نظامی گارد ملی یا نهادهای امنیتی، استفاده از نظارت دولت علیه مخالفان سیاسی، استفاده از قدرت برای پاداش و مجازات دوستان و دشمنان، اعمال نفوذ در دیوان عالی، اجرای قا نون فقط برای یک طرف، جعل سیستم (تقلب در انتخابات)، تجربه ترساندن مردم و شیطان‌دانستن مخالفان. تحلیلگر سیاست داخلی ایران الزاما نباید حتما این مقاله را خوانده باشد تا در جریان این اتفاقات قرار گیرد؛ همین عناوین تجربه تاریخی او را تحریک می‌کند تا به مشابهت‌هایی دست یابد. چکیده عناوین را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد؛ سوءاستفاده از قدرت. شاید اگر ترامپ نمی‌آمد، به‌راحتی نمی‌شد باور کرد در کشوری که حرف اول و آخرش احترام به دموکراسی است، چنین تصمیماتی هم دور از ذهن نیست. کاری به آمریکا ندارم. با چنین نشانه‌هایی، ما برای حفظ و احیای همین دموکراسی نیم‌بند داخل کشورمان چه باید بکنیم؟

    مولوی حکایتی دارد به این مضمون که مردی را برای به‌خاک‌سپاری به گورستان می‌بردند. بازماندگانش پشت سر تابوت گریه می‌کردند و می‌گفتند خدایا پدرمان را به جایی تاریک و نمور می‌برند، جایی که پر است از مور و موریانه و مار. نه آب و غذا هست و نه هیچ چیز دیگر، نور نیست و سرد است. پسر فقیری که همراه پدرش شاهد ماجرا بود، خطاب به پدرش گفت مگر این جنازه را به خانه ما می‌برند؟ قضیه ترامپ هم این‌طور است. ۱۰ گزاره‌ای که شمردید، برای ما به‌عنوان یک ایرانی حساسیت ایجاد می‌کند. البته باور نمی‌کنم اتفاقاتی مثل آمدن ترامپ بدون هیچ پیش‌زمینه اجتماعی بتواند شکل بگیرد؛ اینها حتما ریشه در ساختارها و موازنه قوای اجتماعی دارد.

    هنوز هم ترامپ رأی درخور توجه ثابتی دارد که با این همه دروغ، دغل‌بازی و لجن‌پراکنی این حداقل آرایش تکان نمی‌خورد. مطمئنا جامعه آمریکا به وضعیت دوقطبی خطرناکی رسیده که به هر حال اتفاقی نبوده و حتما در بطن جامعه ایالات متحده تحولاتی رخ داده که به اینجا رسیده است. این را باید صاحب‌نظران آشنا به جامعه آمریکایی توضیح دهند. اما نکته‌ این است که ما هم باید به این ریشه‌ها توجه کنیم و اینکه چه اتفاقاتی باید در زمینه موازنه قوای سیاسی و اجتماعی رخ دهد که احیانا دچار عوارضی که شما به درستی برشمردید، نشویم. به نظرم نیازمند گفت‌وگوی صریح‌تر میان روشنفکران و کنشگران ایرانی هستیم. باید این ذهنیت را کنار بگذاریم که گروهی می‌تواند گروه دیگر را حذف کند.

    متأسفانه در فضای دوقطبی این اتفاق می‌افتد و همه فکر می‌کنند با حذف یک گروه، مملکت گل‌و‌بلبل می‌شود. اما بعد از تحمل هزینه‌های بسیار، وقتی این اتفاق می‌افتد، تازه معلوم می‌شود که بدتر از قبل شده است. این اولین چیزی است که همه باید به آن برسیم. وقتی حذف را کنار بگذاریم، ادبیاتمان متفاوت می‌شود، نگاهمان و حتی تحلیلمان از رفتارهای همدیگر هم متفاوت می‌شود. اجازه دهید نکته‌ای را بگویم. می‌توانیم خیلی از آدم‌ها را به‌عنوان ظالم معرفی کنیم اما همیشه فکر کرده‌ام که می‌توانیم جور دیگری هم نگاه کنیم. به این معنا که آنها هم به نحوی قربانی هستند. اگر این‌طور نگاه کنیم، کینه و نفرت از بین می‌رود و رفتار و نگاهمان به مسائل تا حدی متفاوت می‌شود. آن موقع تغییر شرایط برایمان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند تا تغییر افراد. کسی که بیرون از ساخت قدرت است، به‌راحتی می‌تواند در دفاع از آزادی حرف بزند ولی وقتی همین آدم در ساخت قدرت باشد، هیچ تضمینی نیست بدتر از کسانی که هستند عمل نکند. بنابراین با تغییر جایگاه افراد، نمی‌توان تحول چندانی در جامعه ایجاد کرد. آنچه مهم است تحول در ساختار است. باید بگوییم این ساختارها چیست؟ به نظرم بحث مفصلی باید در سه حوزه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی صورت گیرد. باید با تک‌تک این عوامل و تحولات آنها آشنا شویم و به توافق برسیم و در این چارچوب عمل کنیم.

    این گفت‌وگو مستلزم نگاه مشترک همه نیروها به برخی از اصول و ویژگی است. اخیرا این نکات را نوشته‌ام و سعی می‌کنم به‌طور خلاصه به آنها اشاره کنم. هر نیرویی به‌ویژه اگر اصولگرایان این موارد را نادرست می‌دانند، بسیار خوب خواهد بود که با ذکر شواهد و دلایل آن را رد کنند. در غیر این صورت بد نیست که تجدید‌نظری در روند موجود کشور صورت گیرد؛ زیرا سرنوشت و پایان هر سیاستی که این ویژگی‌ها را دارد، محکوم به شکست است.

    ویژگی‌ای که تقریبا در اکثر اظهارات هر دو طرف و به‌ویژه اصولگرایان و مواضع آنان دیده می‌شود و اخیرا به طرح‌های مجلس نیز رسیده است، سیاست «ستیز» یا تقابل و حذف است. تقابل و شدت عمل و گفتار در سیاست خارجی، در تقابل با دولت و در تقابل با نیروهای سیاسی و اجتماعی دیگر. با اطمینان می‌شود گفت در گفتار و کردار غالب آنان، کمتر جمله‌ای پیدا می‌شود که در آن نوعی ستیزه‌جویی یا دشمنی یا تقابل دیده نشود. از منظر آنان دیگران در هر قالبی که باشند، نوعی دشمنی و خطر تلقی می‌شوند. جالب اینکه نگرش مزبور در عمل تعمیم داده می‌شود و به‌نوعی گریبان خودشان را نیز می‌گیرد و با هم‌فکران خود نیز همین‌گونه برخورد می‌کنند، زیرا این نگرش به اخلاق و فهم ثانویه یک نیروی سیاسی تبدیل می‌شود و اقتضای طبیعت یا سیاست آنان می‌شود. همه رویدادها و مواضع را ذیل و در چارچوب سیاه و سفید تحلیل می‌کنند. اگر با من نیستی پس علیه من هستی و باید حذف شوی. این فرایند را با تعبیر تقسیم بر دو می‌توان توصیف کرد که در هر مرحله باید عده‌ای را حذف و از قطار پیاده کرد. این ویژگی از یک‌سو در ساخت قدرت قابل‌دیدن است و از سوی دیگر در ادبیات مخالفان افراطی حکومت دیده می‌شود.

    آنچه می‌توانم در این مصاحبه محدود بگویم، این است که کینه، نفرت و ادبیات خشن را باید کنار بگذاریم و ایمان داشته باشیم که این شرایط نمی‌تواند با این سیاست ادامه پیدا کند، نه به این دلیل که ما بخواهیم آن را بازداریم بلکه این وضعیتی نیست که حتی در شرایط عادی هم بتوان آن را تحمل کرد و تا پایان ادامه داد. مشکل این است که قبل از آن وارد درگیری و خشونت نشویم. اگر همین یک مورد را بپذیریم و در موردش توافق کنیم، شاید بتوانیم در ادامه راه هم توافق جدی‌تری را در دستور کار قرار دهیم.

    *به دو نکته مهم اشاره کردید. اول اینکه ترامپ برخاسته از شرایط اجتماعی آمریکاست، دوم اینکه جامعه آمریکا دوقطبی شده است و این‌گونه شرح دادید که گویا در جامعه ایران نیز نوعی دوقطبی وجود دارد، البته این استنباط من از حرف‌های شماست. به نظرم جامعه ما از حالت دوقطبی خارج شده است یا حداقل از شکل سنتی آن یعنی رقابت بین دو قطب اصلاح‌طلب و اصولگرا. در جامعه کنونی ما هیچ‌کدام از جناح‌های سیاسی دست بالا را ندارند بلکه دست بالا را طبقات تهیدست‌ و بخش عمده‌ای از طبقه متوسط دارند که از جناح‌های سیاسی و وعده‌ دولت‌هایی که روی کار آمده‌اند خیری ندیده‌اند. اگر بخواهیم صورت‌بندی کلی از جامعه کنونی ایران به دست دهیم، می‌توانیم از جامعه سیال نام ببریم؛ جامعه‌ای که گروه‌های اجتماعی آن به دلایل مختلفی می‌توانند جزء طبقات ناهمنام باشند، حتی در برخی موارد بدون هیچ منافع استراتژیک. فقط به این دلیل که یک درد مشترک دارند؛ بی‌عدالتی. شما بهتر از من می‌دانید بی‌عدالتی برای طبقه تهیدست نداشتن نان شب و برای طبقه متوسط هم نداشتن نان شب و منزلت از‌دست‌رفته است. نمی‌خواهم بگویم طبقه فرودست به منزلت خود حساسیت ندارد، اتفاقا فشار روی طبقه فرودست در چند دهه گذشته به قدری افزایش پیدا کرده که آنان به این آگاهی انتقادی رسیده‌اند که در کنار عدالت اقتصادی، عدالت در برابری فرصت‌ها هم باید باشد. نکته اساسی این است که هیچ‌یک از جناح‌های داخلی این دو طبقه را نمایندگی نمی‌کنند. شاید اگر انتخابات آمریکا برای کنشگران سیاسی ایران این‌قدر مهم شده است و آن را در سرنوشت جامعه ما اثرگذار می‌دانند، به‌نوعی فرافکنی واهی باشد. سؤالم را تکرار می‌کنم؛ ارزیابی شما از جامعه کنونی ما چیست و چقدر انتخابات آمریکا می‌تواند در مسائل داخلی ما نقش داشته باشد.

    برداشت‌تان از صحبتم را اصلاح می‌کنم. درباره بحث دوقطبی درست می‌فرمایید؛ ولی به این معنا نیست که دوقطبی اصلاح‌طلب و اصولگرا منظورم است. آنها درصد محدودی از جامعه را تشکیل می‌دهند یا نمایندگی می‌کنند. دو‌قطبی مد‌نظرم فراتر از این ماجراست و دو‌قطبی اصلاح‌طلب و اصولگرا در گذشته معنا داشته و غالب بوده است. این دو قطب حتی امروز هم نمی‌توانند عرصه سیاسی را بیش از ۲۰، ۳۰ درصد پوشش دهند؛ بنابراین به‌هیچ‌وجه منظورم از دوقطبی، به اصولگرا و اصلاح‌طلب محدود نیست؛ اما با قسمت دیگر تحلیل شما که بی‌عدالتی و تبعیض را مبنا می‌گیرد، مسئله دارم. آنچه شما به‌عنوان بی‌عدالتی و تبعیض می‌بینید – که هم واقعی است و هم خیلی مهم است – ریشه در یک ناهنجاری دیگر دارد. ریشه آن در ظلم نیست که بگوییم یک‌عده با ظلم حق عده دیگری را می‌خورند. ظلم وصف تبعیض و بی‌عدالتی است. تناقض و دوقطبی اصلی در جامعه ما را باید در دو محور سنت – مدرنیته و آزادی – استبداد جست‌وجو کرد که خودش را در قالب ناهنجاری‌های گوناگون از‌جمله تبعیض و بی‌عدالتی بازتاب می‌دهد. در یک جامعه برخوردار از آزادی بیان، مشارکت گسترده عمومی، برابری حقوقی و سیاسی، قاعدتا تبعیض و بی‌عدالتی مد‌نظر شما محلی از اعراب نخواهد داشت. در شرایط کنونی نه‌تنها به طبقات پایین و میانی؛ بلکه به طبقات بالا هم ظلم می‌شود یا دچار تبعیض می‌شوند. ممکن است افرادی با همه ثروت و تحصیلاتی که دارند، نتوانند در حوزه سیاست جامعه‌شان مشارکت داشته باشند. چطور می‌شود که وقتی می‌خواهند وزیر انتخاب کنند، مجبور می‌شوند باز هم بین چهار، پنج نفر محدود بگردند و به افرادی که قبلا بوده‌اند، رجوع می‌کنند. معنایش این است که سیستم دچار فرسایش انسانی شده که ناشی از تبعیض‌هایی است که گفتم. فرسایش نیروی انسانی و حذف نظام‌مند افراد، آثارش را در سیاست خارجی، سیاست اقتصادی، فساد و سایر حوزه‌ها نشان می‌دهد. فرض کنید فقرا و آنهایی که فشار سنگین تورم روی دوش‌شان است، بخواهند امور را اصلاح کنند. چه چیزی را می‌خواهند اصلاح کنند؟ یک مقدار پول از یک‌عده بگیرند؟ اصلا پولی به این شکل وجود ندارد که بگیرند یا اگر بگیرند، مگر مسئله‌شان حل می‌شود. مسئله در جای دیگری است که عرض کردم. اساسا این‌طور نیست که فکر کنیم کسی را که برای آزادی بیان، آزادی رسانه، پاسخ‌گویی حکومت، شفافیت و مشارکت عمومی تلاش می‌کند، می‌توانیم از طبقات فقیری که محتاج نان شب‌شان هستند، جدا کنیم. آنها درواقع در خدمت به همین طبقات فقیر نیز رفتار می‌کنند؛ اما چرا به این روز رسیدیم؟ به دلیل اینکه اصلاحات مد‌نظر محقق نشده است. این نکته‌ای است که باید مورد توجه قرار گیرد. الان به‌هیچ‌وجه مسئله اصلی فقر و غنا نیست. این‌طور نیست که ثروتمندان خون فقرا را می‌‌مکند. مسئله اصلی ساختار ناکارآمدی است که اتلاف منابع می‌کند. ثروتمندان هم دو جور هستند. عده‌ای ثروتمند رانتی هستند که اساسا نامرئی‌اند، می‌خورند و می‌برند؛ اما شما آنها را نمی‌بینید. آنان از این وضع سود می‌برند؛ ولی عده دیگری از ثروتمندان که کار و کوشش می‌کنند و خلاق و تولید‌کننده هستند، آنها هم در این مملکت ضربه می‌بینند. آنها در جامعه فقیر چه سودی می‌برند؟ جز بدبختی و فلاکت چیزی نصیب کسی نخواهد شد.

    اینجاست که با ویژگی منفی دیگر و غالب یعنی ویژگی «توزیع‌محور» مواجه می‌شویم. ویژگی دوم را می‌توان سیاست «توزیع‌محور» در برابر سیاست «تولید‌محور» تعریف کرد. در همین چند ماه گذشته اگر نگاه کنید، همه بحث‌ها این است که امکانات موجود را چگونه تقسیم کنیم یا بفروشیم؟ یارانه‌ها، خودرو، پول و… به طور قطع سیاست توزیعی باید عادلانه باشد؛ ولی در‌هر‌حال این سیاست در مقایسه با سیاست تولید‌محور باید فرعی و مکمل باشد. در غیر‌این‌صورت و با کوچک‌شدن کیک اقتصاد کشور چه فرقی دارد که چگونه توزیع شود؟ در‌حالی‌که پس از چندی اصولا کیکی وجود نخواهد داشت که برای تحقق عدالت توزیع شود. این ویژگی در اصلی‌ترین شعار دولت احمدی‌نژاد که آوردن نفت بر سر سفره‌های مردم بود، دیده می‌شد و تا‌کنون نیز ادامه داشته است. جالب است که آنان هیچ‌گاه نکوشیدند که دوره ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ را بر‌اساس میزان رشد تولید و رشد اشتغال و سرمایه‌گذاری توضیح دهند و از آن دفاع کنند و همیشه از توضیح این موارد پرهیز کرده و به توزیع یارانه‌ها بسنده کرده‌اند. آنها همواره به قیمت‌ها اعتراض دارند؛ در‌حالی‌که رشد قیمت‌ها اگرچه مهم است؛ ولی مهم‌‌تر از آن کمبود کالا و تولید است. به رشد قیمت‌ها معترض هستند و در‌عین‌حال سیاست‌هایی را که متضمن تزریق نقدینگی و توزیع پول است، پیشنهاد می‌دهند. این سیاست سنتی است و سیاست مدرن بر محور تولید بیشتر و سپس توزیع متعادل‌تر تأکید دارد.

    اما انتخابات آمریکا برای من از این زاویه مهم است که کسی آنجا بیاید که توجه ما به داخل برگردد و اجازه ندهیم فشار و درگیری خارجی، تعاملات و رقابت‌های داخلی را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ وگرنه بقیه موارد در درجه دوم اهمیت است؛ اما امروز شرایط به‌گونه‌ای است که بخشی از تنش‌های خارجی از طرف ایران و بخشی هم از طرف ایالات متحده تشدید می‌شود و ثبات و پایداری داخلی ایران را تحت خطر قرار می‌دهد؛ بنابراین من از آن نوع انتخابات آمریکا که به ثبات داخلی ما کمک کند، استقبال می‌کنم و طبعا از معکوس آن هم استقبال نمی‌کنم و امیدوارم اتفاق نیفتد؛ هرچند نتیجه آن در اختیار ما نیست.

    *من درستی استدلال شما را فرض می‌گیرم و ادامه می‌دهم. شما دو دوگانه ساختید. دوگانه سنت – مدرنیته و آزادی – استبداد؛ اما ربط وثیق این دوگانه‌ها را با بی‌عدالتی روشن نکردید. البته انتظار ندارم در این فرصت کم بشود به شکل وسیع به این موضوعات پرداخت؛ اما گذر از آن هم بحث را در ابهام فرو خواهد برد. اگر برای‌تان امکان دارد، مختصری درباره این دوگانه‌ها توضیح دهید.

    نخست، بحث سنت و مدرنیته را می‌گویم. نگاهی که یک فرد مدرن به جامعه دارد، نگاه سیستماتیک است. جامعه برای او یک نظام در‌هم‌تنیده است و نه مجموعه افراد مستقل در کنار هم. او می‌داند که بدون بازتوزیع عادلانه نه رشد اقتصادی خواهد داشت و نه ثبات اجتماعی؛ در‌حالی‌که یک فرد سنتی اساسا به موضوع این‌طور نگاه نمی‌کند. جامعه برایش متشکل از افراد است. فقر برای او مسئله اخلاقی است و نه ساختاری. فقیر هم که زیاد باشد، برایش مسئله‌ای نیست. فوقش این است که از طریق مواسات به او کمک می‌شود. در مدیریت نیز این تفاوت میان دو نگاه بسیار واضح و روشن است. یک نیروی مدرن وقتی به مسئله اقتصاد می‌پردازد، کلا نگاهش متفاوت است با نیرویی که سنتی به ماجرا نگاه می‌کند. این در همه حوزه‌ها هست، نه‌فقط در اقتصاد. مثالی واضح‌تر می‌زنم که مهم است. برای یک نیروی سنتی، زن، موجود درجه دو محسوب می‌شود و نقش مهمی در جامعه ندارد. فقط وظیفه خانه‌داری و زاد و ولد را بر‌عهده دارد و این نگاه یکی از عوامل کندی رشد اقتصادی ایران است.

    در‌حالی‌که یک نیروی مدرن می‌داند زن و مرد در این قضیه فرقی ندارند و هر‌کدام نیمی از موتور توسعه هستند. به هر میزانی که شرایط اجتماعی برای‌شان امکان رشد را فراهم کند، نقش خواهند داشت. به‌همین‌دلیل می‌داند باید زمینه اجتماعی را برای زن فراهم کند تا رشد و ارتقا یافته و حضور مؤثر در اجتماع داشته باشد. تفاوت این دو نگاه در وضعیت اقتصادی، رشد اقتصادی و همین‌طور سیاست خارجی بسیار تعیین‌کننده است. یک نیروی مدرن می‌داند که همبستگی جهانی متفاوت از گذشته است. حتی استقلال، مفهومی متفاوت از گذشته دارد، تعامل با نهادهای بین‌المللی، بسیج نیروها در قالب نهادهای مدنی، همه معرف تفاوت‌هایی است که بین این دو فرهنگ و نگرش وجود دارد و روی توسعه اقتصادی اثر می‌گذارد. در بحث آزادی و استبداد هم همین دوگانه به شکل دیگری وجود دارد. در یک نظام استبدادی مدیریت‌ها براساس ارادت‌سالاری به افراد، توزیع رانت، فقدان صلاحیت‌های حرفه‌ای و فقدان شفافیت و پاسخ‌گویی شکل می‌گیرد. همه اینها زمینه‌ را برای کندی رشد اقتصادی و حتی برعکس‌شدن آن فراهم می‌کند. در یک نظام استبدادی شما ریسک‌های بالایی را تجربه می‌کنید که به‌هیچ‌وجه در یک جامعه مدرن پذیرفته نیست؛ بنابراین هم آزادی و هم مدرنیته که به‌نوعی لازم و ملزوم یکدیگرند، در برابر استبداد یا سنت قرار می‌گیرند. البته در صحبت از این دوگانه منظورم این نیست که سنت باید از بین برود یا به آزادی حداکثری برسیم. اگر این دوگانه‌ها در چارچوبی به نسبت رقابتی شکل بگیرند، در نقاط بهینه‌ای با هم سازش می‌کنند و جامعه در آن نقطه بهتر می‌تواند به جلو حرکت کند؛ اما وقتی مبنای‌شان ستیز باشد و نخواهند همدیگر را تحمل کنند و به هر قیمتی همدیگر را حذف کنند، خشونت، فقر، تبعیض، بی‌عدالتی و همه موارد دیگر به وجود می‌آید.

    ویژگی دیگر که تمایز این دو نگاه را نشان می‌دهد، اصرار بر «محدودیت‌ها» به جای آزادی و خلاقیت‌ها است. در نگاه مدرن، همبستگی اجتماعی مبتنی بر تمایز و تفاوت است. اینکه ما با دیگران و دیگران با ما فرق دارند، موجب کدورت و دشمنی نمی‌شود. ما می‌توانیم مکمل هم و موجب همبستگی بیشتر باشیم. اینکه افراد متفاوت فکر می‌کنند، نقطه ضعف یک جامعه مدرن نیست. اینکه حتی ارزش‌های متفاوتی را کمابیش داشته یا تبلیغ کنند، نقطه ضعف نیست. تمایزها براساس ملیت، نژاد، رنگ و پوست شکل نمی‌گیرد؛ بلکه همه اینها می‌تواند مبنای یک اتحاد و همبستگی جدید تلقی شود. در‌حالی‌که نگاه سنتی کاملا متفاوت است و همه را یک شکل می‌خواهد، همه یک‌جور بپوشند، یک‌جور نگاه کنند، کاملا همبستگی مکانیکی می‌خواهد که با واقعیت‌های جامعه مدرن سازگاری ندارد.

    *ممنون از توضیح‌تان؛ اما اینجا نکته‌ دیگری هم مغفول ماند. اینکه نگفتید وضعیت جامعه کنونی ایران چگونه است. من از جامعه سیال نام بردم و چون فعلا کسی در آن دست بالا را ندارد، اپوزیسیون تلاش می‌کند از این خلأ هژمونیک داخلی استفاده کرده و نیروهای اجتماعی ایران را سازماندهی کند. به نظرم زمان و مکان را درست تشخیص داده‌اند؛ اما فکر می‌کنم جز زمان و مکان مناسب، برای سازماندهی به عوامل دیگری هم نیاز است. نظر شما چیست؟

    اینکه اپوزیسیون دنبال چنین چیزی هست، قبلا هم بوده و طبیعی است. ممکن است الان به لحاظ مخالفت‌هایی که در داخل با سیاست‌های موجود وجود دارد و دسترسی بهتر به رسانه، شرایطی را برای‌شان فراهم کرده که بتوانند بهتر فکر و برنامه‌ریزی کنند؛ اما همان‌طور که شما هم گفتید، اینها کفایت نمی‌کند و نکات دیگری هم مثل چشم‌انداز باید وجود داشته باشد. می‌دانیم که هیچ‌کدام از آن نیروها هیچ چشم‌انداز روشنی را ترسیم نمی‌کنند؛ حتی اگر ترسیم کنند، توضیح نمی‌دهند که این چشم‌انداز با چه ضمانتی و به چه قیمتی قرار است به دست بیاید. تقریبا در هیچ‌کدام از مطالب‌شان ندیده‌ام. همه‌اش نفی وضعیت موجود است. البته در نفی وضعیت موجود اتفاق نظر هست. حتی در ساخت قدرت هم درباره وضع موجود اعتراض وجود دارد؛ اما درباره اینکه وضع جامعه چگونه است، نمی‌دانم تعریف شما از جامعه شناور چیست. آنچه می‌توانم بگویم، این است که در غلیان جو حیرت، سرگردانی و ناامیدی و اینکه هیچ‌کس هیچ ایده‌ای ندارد، وجود نوعی بن‌بست حس می‌شود. این حس در ابتدا به نظر منفی می‌آید و طبعا هم همین‌طور است؛ اما واقعیت این است که می‌تواند فشار را به همه نیروها اضافه کند تا بلکه به اجماع و تفاهمی برای عبور از این وضعیت برسد. من با اینکه نیروها شناور هستند و هرکسی می‌تواند آنها را جذب کند، خیلی موافق نیستم. مهم این است که کسانی بتوانند چشم‌انداز روشن و امیدبخشی را نشان دهند که عبور از وضع موجود به آن چشم‌انداز هم خیلی پرهزینه و پرریسک نباشد.

    هنوز هیچ نیروی مسلطی این را ارائه نکرده ولی تصورم این است که هرچه جلوتر می‌رویم، بن‌بست‌ها از درون هم بیشتر می‌شود و زمینه برای رسیدن به چنین تفاهمی احتمالا بیشتر خواهد شد. آقای مصباحی‌مقدم در صحبت‌های اخیرش به چهار، پنج سال گذشته اعتراض ندارد بلکه به مجموعه سی‌و‌یکی، دو سال گذشته معترض است و فکر می‌کند با این وضع نمی‌توان ادامه داد. در این مدت چهار رئیس‌جمهور با گرایش‌های کاملا متفاوت آمده‌اند، اما ایشان همه اینها را یک‌کاسه می‌کند؛ یعنی چیزی فراتر از گرایش‌های متفاوت رؤسای جمهور در جامعه جاری است که مسیر حرکت را تعیین می‌کند. معتقدم وضعیتی که برای توصیف بهتر تصویر کردم، نیاز به همفکری و گفت‌وگوی بیشتر دارد.

    *بحث را ادامه می‌دهم. برای اینکه خوانندگان تصویر روشن‌تری از گفت‌وگوی ما داشته باشند، از دو پاسخ اخیرتان استفاده کرده و توضیح مختصری می‌دهم. راستش تعریفتان از دوگانه‌های آزادی – دیکتاتوری و سنت – مدرنیته و ارتباط آن با عدالت و بی‌عدالتی قانعم نکرد. به نظرم نکات مهمی در این دوگانه‌سازی‌های شما مبهم ماند. همه مفاهیمی را که از آن نام بردید، می‌توان ذیل جامعه مدنی گنجاند یا حداقل برداشت من از تحلیل شما چنین بود. البته تعبیر جامعه مدنی نابسنده است، اما غلط نیست. وقتی از سنت و مدرنیته و ارتباط آن با عدالت حرف می‌زنیم، تلقی‌مان این است که بگوییم چه چیزهای ناعادلانه را سنت عادلانه می‌پندارد و چه چیزهای عادلانه‌ را ناعادلانه قلمداد می‌کند. البته اشاره خیلی کوتاهی درباره جایگاه زن و مرد در جامعه سنتی انجام دادید، اما این مثال دربرگیرندگی ندارد. مثلا ما در سنت چیزی به نام انصاف داریم. انصاف به معنای موثق هم در قضاوت و هم در اقتصاد کارکردی نسبی دارد. بگذریم که حالا بعضی موقع‌ها این انصاف از سوی صاحب‌منصبان دلبخواهی می‌شود. حالا این انصاف در مواجهه با دنیای مدرن چگونه تغییر شکل داده است. چه بر سرش آمده است. ما در مواجهه با سنت و مدرنیته چه چیزهایی را از دست داده‌ایم و چه چیزهایی را که قرار بود به دست بیاوریم، نتوانستیم به دست بیاوریم و چرا؟ درباره آزادی و استبداد هم همین است. آیا آزادی حتما منجر به عدالت می‌شود یا استبداد عاری از عدالت است؟ و چرا؟ اینها پرسش‌هایی است که در بحث ما به آنها پرداخته نشده و جای خالی آن محسوس است. اما درباره جامعه امروز ایران، اینکه همه جریا‌ن‌ها صرفا کارشان نفی وضعیت موجود است، اگرچه در ظاهر این درست به نظر می‌رسد، با کمی دقت بتوانیم بگوییم همه جناح‌های موجود، وضعیت موجود را نفی می‌کنند، اما چشم‌اندازی هم اگر ارائه می‌دهند، حداقل افق‌های دوری را نشان می‌دهد. کاری ندارم این افق‌هایی که آنها نشان می‌دهند چقدر واقعی و چقدر واهی است، اما نکته مهم این است که در شرایط و بزنگاه‌هایی همین چشم‌اندازهای واهی یا واقعی می‌توانند با مردم چفت‌و‌بست شوند و حرکتی را ایجاد کنند. سؤال مهم‌تر این است که آیا جریا‌ن‌های داخلی صرفا در اندیشه این ‌هستند که نیروهای اپوزیسیون نمی‌توانند چشم‌اندازی ارائه دهند؟ اگر زمانی چشم‌اندازهای ارائه‌شده با مردم چفت‌و‌بست شدند، چه باید کرد؟ آیا نیروهای داخلی سیاسی ایران چشم‌اندازی دارند که بتوانند در شرایط مساعد و مناسبی آن را با توده‌های مردم چفت‌و‌بست کنند و این چشم‌اندازها چه مواردی می‌تواند باشد؟ اینها سؤال‌های مهمی است که متأسفانه به آنها پرداخته نشده است.

    درباره بخش اول سؤالتان عرض می‌کنم که تفاوت سنت و مدرنیته در همه حوزه‌ها هست. برای مثال در حوزه فلسفه حقوق، فلسفه حکومت، نظام قانون‌گذاری، مفهوم و مصداق جرم، حق حکومت‌کردن و… در نگاه سنتی همه اینها متفاوت از نگاه مدرن است. اگر من مثال زنان را زدم، برای این بود که دربرگیری آن زیاد است. شما چه چیزی را جرم می‌دانید و چه چیزی را نمی‌دانید. از چه مجازاتی با چه کیفیتی باید استفاده کنیم. حقوق انسان‌ها چگونه است، چه کسی حق حکومت‌کردن دارد. اینکه فلسفه حکومت هدایت‌کردن مردم است یا حاکمیت کارگزار مردم است؟ اینها دو جواب کاملا متفاوت دارند. حکومت از طرف مردم انتخاب می‌شود، بعد ادعا دارد که می‌خواهد مردم را هدایت کند. این خودش متناقض است. وضعیت ایران محصول این تناقضات است که در قانون اساسی، اندیشه و خیلی چیزهای دیگر وجود دارد و این تناقض بین بخشی از نگاه سنت و مدرنیته هست و البته در عمل آن بخش سنت در ساخت قدرت دست بالا را می‌گیرد و می‌خواهد با یک ماشین پر از تناقضات راه برود و لک‌ولک کند، اما نمی‌تواند. این تناقضات در مقاطعی خودش را شدیدا بروز می‌دهد. بنابراین اگر بخواهیم درباره همه این موارد صحبت کنیم، باید ببینیم تفاوت این دو نگاه چیست و چگونه خودش را در وضعیت عمومی و اداره کشور بازتاب می‌دهد و چگونه منجر به این بدبختی‌ها و فلاکت‌ها می‌شود. اما در مورد اینکه چشم‌اندازی وجود ندارد یا ممکن است چشم‌اندازها ضعیف باشند، مخالفتی با شما ندارم. فعلا کاری هم به اپوزیسیون داخل و خارج ندارم و این تفکیک را انجام نمی‌دهم؛ حداقل در بحث امروزمان نمی‌خواهم تفکیک کنم. هرکس بتواند چشم‌اندازی را نشان دهد، حتی کسی که در ساخت قدرت است، بیشتر از جانب مردم تحویل گرفته خواهد شد؛ مشروط بر اینکه بتواند چشم‌اندازی با قابلیت اجرائی ارائه کند.

    حال اگر ارائه کرد، ما هم حمایت می‌کنیم و اگر نقد داشتیم، می‌گوییم. اگر بتوانیم خودمان یا دیگران این چشم‌انداز را ارائه دهیم، باید انجام دهیم. اما با وضعیتی که برای اصلاح‌طلبان به وجود آمده و با انسدادی که در ساخت سیاسی شکل گرفته، خیلی سخت است که اصلاح‌طلبان در داخل بتوانند چنین چشم‌اندازی را فعلا ارائه کنند. نه خودشان آمادگی‌اش را دارند و نه افق گسترده‌ای پیش‌روی آنان وجود دارد که بتوانند در این چارچوب چشم‌اندازی را ارائه کنند. شخصا ناامید نیستم و به نظرم این انسداد و رکود می‌تواند مقدمه گشایش‌های جدید باشد. در باب تفاوت دو نگاه سنت و مدرنیته هم می‌توانم درباره جرم، مجازات، فلسفه حقوق و فلسفه حکومت توضیح دهم که تفاوت‌ها چیست و آثارش چگونه است.

    سنت کلا از زاویه بیعت نگاه می‌کند، در‌حالی‌که مدرنیته موضوع را از زاویه قرارداد نگاه می‌کند. آنها حکومت را دست می‌گیرند تا هدایت کنند، در‌حالی‌که اینها حکومت را کارگزار می‌دانند. آنها جرم و مجازات را در حیطه گناه و مسائلی از این قبیل می‌دانند، در‌حالی‌که اینها امری نسبی و مرتبط با نظم اجتماعی می‌دانند. آنها مجازات‌ها را ابدی و ازلی می‌دانند، در‌حالی‌که اینها مجازات را مرتبط با شرایط اجتماعی می‌دانند و هرچه جلوتر برویم مجازات‌های خشن را کمتر می‌پذیرند و بیشتر مجازات‌های ترمیمی را ترجیح می‌دهند. در نظام مدیریتی روابط با جهان خارج نیز این تفاوت‌ها را می‌توان تک‌تک توضیح داد.

    منبع: روزنامه شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اگر دوباره انتخاب شوم سال آینده قطعا سال خوبی برای ما خواهد بود

    اگر دوباره انتخاب شوم سال آینده قطعا سال خوبی برای ما خواهد بود

    اگر دوباره انتخاب شوم سال آینده قطعا سال خوبی برای ما خواهد بود

     

    اعتمادآنلاین|دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا امروز،‌ یکشنبه در توییتر نوشت، جو بایدن خوابالو می‌خواهد مالیات‌ها را چهار برابر کند و سراغ سیستم بهداشت و خدمات درمانی برود، فاجعه است.

    ترامپ خطاب به شهروندان آمریکایی در ویرجینیا که شاهد انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری است، گفت: من تنها کسی هستم که بین شما و بین تغییر دوم می‌ایستم. اگر من دوباره انتخاب شوم آن صد درصد امن خواهد بود و اگر این اتفاق نیفتد همه چیز از بین خواهد رفت.

    منبع: ایسنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ترامپ خاورمیانه را برگ برنده انتخاباتی خود می‌داند / تعامل امارات و بحرین با اسرائیل گره منطقه را کور می‌کند

    ترامپ خاورمیانه را برگ برنده انتخاباتی خود می‌داند / تعامل امارات و بحرین با اسرائیل گره منطقه را کور می‌کند

     

    اعتمادآنلاین| سعید شمس– بحرین هم مانند امارات وارد فضای تعاملی با اسرائیل شد تا نظام بین‌الملل به این نتیجه برسد که «طرح عادی‌سازی روابط با اسرائیل» که مشخصاً از جانب دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری ایالات متحده پیگیری می‌شود،‌ به طور مجدانه‌ای در حال پیشروی است. درباره انگیزه این مساله، سرانجام این برنامه و همچنین تاثیر عادی‌سازی‌ها بر سرنوشت مردم فلسطین تحلیل‌های متعدد و متناقضی ارائه می‌شود.

    نصرت‌الله تاجیک، دیپلمات پیشین، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌ باره اظهار داشت: در مساله توافق برخی از کشورهای عربی با اسرائیل‌ یک جابه‌جایی صورت‌مساله اتفاق افتاده است؛ یعنی مساله فلسطینی‌ها این نیست که کدام یک از کشورهای خاورمیانه با اسرائیلی‌ها رابطه برقرار کنند، مساله فلسطین مساله اشغال، آوارگان و هویت یک ملت است که اینها هیچ ربطی به استفاده ابزاری دونالد ترامپ از شرایط خاورمیانه ندارد. الان همه تلاش‌های ترامپ در راستای این است که بتواند یک برگ برنده در مبارزه‌های انتخاباتی در رقابت با دموکرات‌ها داشته باشد و قرارداد همکاری‌های این چند وقت اخیر هیچ تاثیری بر مساله مبهم خاورمیانه نخواهد گذاشت.

    کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه گفت: برای اینکه گره قدیمی منطقه باز شود باید به این نکته توجه داشت که صلح تنها راه حل خاورمیانه است. با این توضیح که تعامل کشورهایی چون امارات و بحرین با رژیم صهیونیستی نه تنها صلح جاری نمی‌کند، بلکه موجب تشدید بحران می‌شود و گره منطقه را کور خواهد کرد.

    او تصریح کرد: بعید است اقدام‌های خاورمیانه‌ای ترامپ تاثیری بر روند انتخاباتی و تعداد رأی‌هایش بگذارد. خبرهای مرتبط با این موضوع چند روزی در خبرها بازتاب پیدا می‌کند و بعد تمام می‌شود و رقیب ترامپ امکان بهره‌برداری از این موضوع را خواهد داشت؛ مثلاً اگر درگیری‌ها در فلسطین بیشتر شود و اعتراض‌ها شدت یابد، در حقیقت این جو بایدن است که می‌تواند بهره‌برداری انتخاباتی کند.

    این دیپلمات پیشین اضافه کرد:‌ برقراری رابطه‌ اسرائیل با لبنان و بحرین جدا از اینکه ابزاری برای بهره‌گیری ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ است، برای بنیامین ‌نتانیاهو هم دستاوردهایی خواهد داشت؛ یعنی نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در روزهایی که هم مشکل قضایی دارد و هم دولتش به ناکارآمدی در شرایط کرونایی متهم شده و مردم اسرائیل به اعتراض برخاسته‌اند، می‌تواند با برقراری رابطه‌ای جدید، حواس‌ها را از گرفتاری‌ها پرت کند. به هر حال روشن است که بحرین و امارات کشورهایی نیستند که تاثیر مهمی روی مسائل خاورمیانه بگذارند، با این توضیح که از قبل هم به طور پنهانی مناسبات قابل توجهی با اسرائیل داشتند و الان علنی کرده‌اند.

    تاجیک افزود: عدم رابطه، صورت‌مساله ای نیست که با برقراری همکاری اسرائیل با برخی کشورهای منطقه حل شود. صورت‌مساله اشغال است، صورت‌مساله بازگشت آوارگان و برگشت سرزمین‌های اشغال‌شده به صاحبان اصلی است.

    او همچنین درباره تاثیر اتفاقات اخیر در مناسبات کشورهای خاورمیانه با یکدیگر توضیح داد: الان به دلیل اوضاع کرونایی، در جهان شرایطی به وجود آمده است که کشورها و ملت‌ها درون‌گرا شده‌اند؛ یعنی هر کدام هم‌و‌غم‌شان را برای برطرف کردن مسائل و مشکلات‌ داخلی‌شان گذاشته‌اند. اما در عین حال هرگونه اقدام سیاسی و دیپلماتیکی می‌تواند به مردم فلسطین کمک کند. به هر روی صاحبان اصلی سرزمین های اشغال شده مردم فلسطین هستند و اگر تمام کشورهای عربی هم بیایند و با اسرائیل همنشینی کنند، تا زمانی که فلسطینی‌ها به حق‌شان نرسند، صلح برقرار نخواهد شد و مشکل همچنان «استخوان لای زخم» می‌ماند.

    او افزود: تاکید می‌کنم اقدامات ترامپ ابزار تبلیغاتی‌ است که خاورمیانه را به‌ هم خواهد ریخت، لذا وقتی فعالیت‌های دیپلماتیک داشته باشند و یارگیری کنند‌ کشورهای بیشتری با «عادی‌سازی روابط با اسرائیل قبل از حل مساله فلسطین» مخالفت خواهند کرد که چنین مخالفتی برنامه‌های دونالد ترامپ را به بن‌بست خواهد کشید.

    نصرت‌الله تاجیک در پایان گفت: ترامپ هم می‌داند که مساله مردم فلسطین رابطه داشتن یا نداشتن اسرائیل با کشورهای عربی خاورمیانه نیست و عامدانه و عالمانه فقط برای بالا بردن شانس خود در انتخابات ۲۰۲۰ هر آنچه به ذهنش می‌رسد انجام می‌دهد تا بلکه برای یک دوره دیگر هم کاخ‌ سفیدنشین بماند. در واقع ترامپ خاورمیانه را برگ برنده انتخاباتی خود می‌داند.

    چکیده گفت‌وگو با نصرت‌الله تاجیک

    -مساله اصلی فلسطینی‌ها مساله اشغال است

    -رابطه‌سازی‌های اسرائیل تاثیری بر خاورمیانه نخواهد گذاشت

    -صلح تنها راه حل خاورمیانه است

    -اقدامات ترامپ خاورمیانه را به‌ هم خواهد ریخت

    -درگیری‌های فلسطین بیشتر شود، بایدن بهره‌برداری انتخاباتی خواهد کرد

    -بحرین و امارات در خاورمیانه تاثیرگذار نیستند

    -کرونا کشورها و ملت‌ها را درون‌گرا کرده است

  • اینفوگرافی| آخرین نظرسنجی‌ها از انتخابات آمریکا – ۱۹ سپتامبر

    اینفوگرافی| آخرین نظرسنجی‌ها از انتخابات آمریکا – ۱۹ سپتامبر

    اینفوگرافی| آخرین نظرسنجی‌ها از انتخابات آمریکا – ۱۹ سپتامبر

     

    اعتمادآنلاین|

    نظرسنجی‌ها از انتخابات آمریکا