برچسب: جنایت

  • اینستاگرام پست رئیس مجلس درباره جنایت بی‌رحمانه داعش در افغانستان را حذف کرد

    اینستاگرام پست رئیس مجلس درباره جنایت بی‌رحمانه داعش در افغانستان را حذف کرد

    اعتمادآنلاین| اینستاگرام پست رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص جنایت بی‌رحمانه داعش در افغانستان را حذف کرد.

    قالیباف در این مطلب نوشته بود: «جنایت داعش علیه فرزندان نازنین افغانستان، دل همه ما را به درد آورد.

    مسئول مستقیم تمامی جنایت‌های داعش، بنیانگذاران آدم‌کش آمریکایی و صهیونیست، تأمین‌کنندگان مالی آنها در منطقه و حامیان آنها هستند».

    منبع: فارس

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • برای اولین بار؛ آمار و اسامی ۱۵۰۳ شهید جنایت‌های منافقین در سال ۶۷ منتشر شد

    برای اولین بار؛ آمار و اسامی ۱۵۰۳ شهید جنایت‌های منافقین در سال ۶۷ منتشر شد

    برای نخستین بار در کشور، آمار و اسامی ۱۵۰۳ شهید جنایات تروریستی منافقین در سال ۱۳۶۷ توسط بنیاد هابیلیان منتشر شد.

    اعضای گروهک تروریستی منافقین و تعداد زیادی از زندانیان فراری که طی سال‌های قبل مورد رأفت نظام اسلامی قرار گرفته و آزاد شده بودند در سال ۶۷ از کشورهای مختلف به عراق فراخوانده شدند و طی چندین عملیات در این سال به مرزهای ایران اسلامی تعرض کردند. این تهاجم‌های نظامی شامل سه عملیات نظامی نسبتاً گسترده با نام‌های آفتاب (۸فروردین۶۷، فکه)، چلچراغ (۲۸خرداد۱۳۶۷، مهران) و فروغ جاویدان (۳مرداد۱۳۶۷، کرمانشاه) بود.

    این فهرست مربوط به شهدای گرانقدری است که در این سه عملیات نظامی و سایر عملیات‌های پراکنده در سال ۱۳۶۷ در مرزهای غربی کشور توسط منافقین به شهادت رسیدند. مشخصات کامل شهدا و اطالاعات تکمیلی را می توانید از اینجا دریافت کنید.

    برای اولین بار؛ آمار و اسامی ۱۵۰۳ شهید جنایت‌های منافقین در سال ۶۷ منتشر شد
    برای اولین بار؛ آمار و اسامی ۱۵۰۳ شهید جنایت‌های منافقین در سال ۶۷ منتشر شد

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • مرد جوان با فریاد، ظرف بنزین را روی برادرش ریخت و…

    مرد جوان با فریاد، ظرف بنزین را روی برادرش ریخت و…

    مرد جوان با فریاد، ظرف بنزین را روی برادرش ریخت و…

    سناریوی مرموزی در مغازه میوه فروشی در خیابان سهروردی رخ داده بود که در تحقیقات ابتدایی مشخص شد آتش سوزی عمدی بوده و فرضیه یک اختلاف خانوادگی پیش روی ماموران قرار گرفت.

    مصطفی که ۹۵ درصد دچار سوختگی شده بود، تحت درمان قرار گرفت اما به دلیل شدت سوختگی، عصر همان روز آتش سوزی روی تخت بیمارستان به کام فرو رفت. بهاره همسر مصطفی  گفت: مصطفی و برادرش از قدیم اختلافاتی با هم داشتند ولی اختلافاتشان به حدی نبود که این جنایت رخ دهد. وی بااشاره به این که همسرش یک رستوران خریده و با بروز کرونا مجبور به تعطیلی رستوران شده بود و بدهی زیادی هم داشت بنابراین تصمیم گرفت به مغازه میوه فروشی پدرش برود و آن جا کار کند که برادرش مخالف بود و تهدید کرده بود اگر به آن جا برود او و مغازه را به آتش می کشد که متاسفانه این اتفاق افتاد اما خانواده همسرم هم برای بی گناه نشان دادن برادر شوهرم هارد دوربین مغازه را خارج کرده اند.

    شاهد آتش سوزی عمدی یکی از شاهدان این آتش سوزی مرگبار نیز گفت: تا جایی که اطلاع دارم، مصطفی به دلیل خرید و ساخت کافه رستوران بدهکاری زیادی داشت و توانسته بود بخشی از بدهکاری اش را پرداخت کند اما با توجه به شیوع کروناویروس، او مجبور به بستن رستوران شد و بدهکاری داشت که تصمیم گرفت مدتی در مغازه پدری اش که مغازه میوه فروشی است، کار کند.

    وی افزود: صبح روز حادثه من برای خرید به مغازه میوه فروشی رفتم و دیدم مصطفی پشت میز نشسته و کارگر مغازه نیز در آن جا حضور دارد که در همین لحظه یک مرد سوار بر خودروی نیسان که بار میوه داشت جلوی در مغازه آمد و بدون هیچ مقدمه ای شروع به فحاشی کرد، ابتدا فکر کردم که اختلاف بین دو میوه فروش است که خواستم به این درگیری لفظی پایان دهد. مصطفی هم هیچ حرفی نمی زد.

    مرد جوان گفت: بعد از لحظاتی متوجه شدم که این مرد برادر مصطفی است و با صدای بلند می گفت که گفته بودم اگر پایت به مغازه باز شود، خودت و مغازه را آتش می زنم. چرا آمدی؟! مرد جوان از کارگرش خواست تا مشتریان را از مغازه خارج کند و من وقتی فهمیدم اختلاف خانوادگی است و دو برادر با هم درگیر هستند، از مغازه خارج شدم و شاهد ماجرا بودم.

    این مرد ادامه داد: مرد جوان از داخل قفسه های مغازه ظرف بنزین را برداشت و کرکره ها را تا نیمه پایین داد و بنزین را روی مصطفی ریخت و در ادامه ناگهان آتش سوزی و انفجار صورت گرفت که مصطفی در حالی که آتش گرفته بود و می سوخت به کمک مردم بیرون کشیده شد و یک اتوبوس با دیدن این صحنه در کنار خیابان پارک کرد و با کپسول آتش نشانی شروع به خاموش کردن آتش روی بدن مصطفی کرد اما بی فایده بود و یک نفر پتوی مسافرتی روی مصطفی انداخت و توانستیم آتش را خاموش کنیم. شعله ها زیاد بود و برادر مصطفی از ناحیه دست دچار سوختگی شده بود که به بیمارستان منتقل شد و شنیدم که مصطفی ۹۵ درصد و برادرش ۱۲ درصد دچار سوختگی شده اند.

    تحقیقات میدانی

    بررسی ها نشان از آن دارد که این پرونده در شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران تشکیل شده است و یک افسر ویژه پلیس در بیمارستان برادر مصطفی را تحت نظر قرار داده بود تا این که صبح روز یک شنبه ۲۴ فروردین مرد جوان از بیمارستان ترخیص و برای تحقیقات به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد. شنیده ها حاکی از آن است که مرد جوان در اعترافاتش ادعا کرده که بنزین را برای موتور برق داخل مغازه نگهداری کرده است و زمانی که با برادرش درگیر شده آن را روی وی ریخته و آتش بخاری داخل مغازه باعث این آتش سوزی مرگبار شده و قصد قتل برادرش را نداشته است. بنا به این گزارش، متهم به قتل برادر، پس از تحقیقات ابتدایی به دلیل سوختگی دستانش به دستور بازپرس پرونده به زندان منتقل شده و در بیمارستان زندان تحت درمان قرار گرفته است و تحقیقات دراداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • جنگ بر سر عشق خیابانی، پسر جوان را تا پای قصاص برد

    جنگ بر سر عشق خیابانی، پسر جوان را تا پای قصاص برد

    جنگ بر سر عشق خیابانی، پسر جوان را تا پای قصاص برد

    بررسی‌های مقدماتی  بیانگر آن بود که «علی-ر»(مقتول) به دنبال وقوع نزاعی در یک میوه فروشی واقع در بولوار ادیب منطقه قاسم آباد مشهد و به دلیل عوارض ناشی از اصابت ضربه چاقو به ناحیه سر به قتل رسیده است؛ بنابراین تلاش کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی  برای شناسایی عامل یا عاملان این جنایت وحشتناک درحالی آغاز شد که بازبینی دوربین‌های مداربسته نشان می‌داد در روز حادثه یکی از دوستان مقتول نیز همراه او بوده است.

    به همین دلیل کارآگاهان دوست ۳۸ ساله مقتول را به مقر انتظامی هدایت و از او بازجویی کردند. او به کارآگاهان گفت: آن روز به همراه علی از طرقبه به مشهد آمدیم، قرار بود علی (مقتول) به گلبهار برود و من هم به خانه خودمان بازگردم، ولی در نزدیکی پلیس راه امام هادی (ع) پسر خاله علی تلفنی با او تماس گرفت. وقتی علی گوشی را قطع کرد، به من گفت: پسر خاله ام با من کار دارد بیا با هم برویم دوباره باز می‌گردیم. در همین حال «امیر» (پسرخاله مقتول) سوار بر پراید از راه رسید و ما به منطقه قاسم آباد رفتیم. راننده (امیر) در حالی که با نگرانی اطرافش را می‌پایید وارد بولوار ادیب شد. سپس با فرد دیگری تلفنی تماس گرفت و در حالی که کری می‌خواند فریاد زد اگر جرئت داری بیا! و در نهایت با فردی که آن سوی خط بود قرار گذاشت. ناگهان دو جوان کنار پراید ایستادند و از «امیر» خواستند که پیاده شود، اما او شیشه را کمی پایین کشید و گفت: هر حرفی داری، همین جا بگو! ناگهان یکی از دو جوان چاقویی را بیرون کشید که راننده پراید با دیدن چاقو پدال گاز را فشرد و فرار کرد.

    ما که ترسیده بودیم از راننده خواستیم ما را پیاده کند! وقتی از خودرو پایین آمدیم علی (مقتول) گفت: برویم ببینیم ماجرا چه بود؟ وقتی دوباره به محل بازگشتیم همان جوان چاقو به دست (سجاد) به سوی علی حمله ور شد که من دخالت کردم و آن جوان را هل دادم. وقتی چاقو از دستش افتاد «علی» آن را به سوی دیگری پرت کرد، ولی سجاد دوباره چاقو را برداشت و علی را که از ترس به داخل میوه فروشی پناه برده بود، هدف قرار داد و او را به قتل رساند.

    در پی اظهارات این مرد، بلافاصله گروهی از کارآگاهان به سرپرستی کارآگاه نجفی وارد عمل شدند و در حالی «سجاد» را به پلیس آگاهی کشاندند که او هنوز از مرگ مرد ۴۲ ساله خبر نداشت. او وقتی از اتهام قتل عمد مطلع شد اشک ریزان گفت: مدتی قبل با دختری در یکی از بازارهای تجاری معروف سی متری طلاب آشنا شدم و وابستگی شدیدی به او پیدا کردم. در این میان فهمیدم که آن دختر با «امیر» (راننده پراید) هم رابطه دارد.عصبانی بودم و برای آخرین بار با «امیر» در بولوار ادیب (محل سکونت متهم) قرار گذاشتم که این حادثه رخ داد، اما من تحت تاثیر مصرف مشروبات الکلی بودم و چیزی نمی‌فهمیدم چرا که آن روز صبح مقداری مشروب خورده بودم.

    بنابر این گزارش،به دنبال اعترافات متهم و بازسازی صحنه جنایت،کیفرخواست این پرونده جنایی در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد صادر شد و با توجه به اهمیت و حساسیت ماجرا در شعبه ششم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به آن رسیدگی شد. طولی نکشید که جلسات محاکمه  آغاز شد و متهم ۲۳ ساله این پرونده جنایی درحالی پای میز محاکمه ایستاد که تلاش می‌کرد ماجرای قتل را انکار و آن را به توهمات ناشی از مصرف مشروبات الکلی ارتباط دهد. او در جلسه دادگاه و در حضور وکیل مدافعش گفت: ساعت ۱۱ صبح مشروبات الکلی مصرف کردم، وقتی با علی (مرحوم) درگیر شدم حال طبیعی نداشتم به همین دلیل چیزی از لحظه قتل را به خاطر ندارم! و اکنون پشیمانم!

    متهم این پرونده جنایی درحالی این جملات را بر زبان می‌راند که نمی‌دانست این گونه دفاعیات دربرابر قضات شعبه ششم دادگاه کیفری یک، فقط آب در هاون کوبیدن است چرا که او دقایقی بعد چنان در مخمصه سوالات رگباری و تخصصی قضات قرار گرفت که چنگ انداختن به ماجرای توهمات ناشی از مصرف قرص و الکل نیز او را بیشتر در مرداب خود ساخته اش فرو می‌برد.

    متهم سپس با دستور قاضی در تشریح صحنه جنایت گفت: من مشکل عصبی دارم. صبح قرص خوردم تا بخوابم. با فردی به نام «امیر» از قبل مشاجره داشتیم. آن روز به من زنگ زد و گفت: چرا شب گذشته با من کل کل کردی؟ وقتی تلفنی با هم مشاجره کردیم او گفت: دقیقا کجایی؟ گفتم: به مغازه می‌روم! بعد حدود ساعت ۱۱ مقداری مشروب خوردم که دوباره «امیر» زنگ زد و گفت: خودم می‌آیم تا با هم صحبت کنیم! ولی سر قرار از خودرو پیاده نشد. فردی که همراه «امیر» بود به طرف من آمد و گفت مشکل تو با «امیر» چی بود؟ که من دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد! ولی دوستم گفت: بعد از آن با هم درگیر شده اید و او را داخل میوه فروشی با چاقو زده ای!

    در این هنگام رئیس دادگاه پرسید: شما نزد بازپرس ویژه قتل عمد ادعا کرده اید که ساعت ۷:۳۰ تا ۸ صبح مشروبات الکلی نوشیده اید، اما اکنون مدعی هستید که ساعت ۱۱ صبح این عمل را انجام داده اید؟

    متهم که هاج و واج مانده بود، ادامه داد: درست یادم نمی‌آید، در این لحظه مقام قضایی سوال کرد: چگونه همه صحنه‌ها را از لحظه دیدار تا زمان درگیری به خاطر داری، اما فقط زمان چاقوکشی را به خاطر نمی‌آوری؟

    متهم ۲۳ ساله پاسخ داد: تا قبل از درگیری با مقتول حالم خوب بود و هوشیار بودم، ولی بعد از درگیری حالم بد شد و دقیق یادم نمی‌آید.

    در ادامه جلسه دادگاه قاضی از متهم این پرونده جنایی پرسید: شما در جلسه بازپرسی بیان کرده اید که ابتدا کلم و پرتقال به طرف مرحوم پرت کردم پس شما حتی نوع میوه را تشخیص داده اید و به یاد داشتید، حالا چگونه مدعی می‌شوید که صحنه قتل را به خاطر ندارید؟ متهم که فکر نمی‌کرد در چنین مخمصه‌ای گرفتار شود، با کلماتی تکراری و بریده گفت: همه این‌ها را دوستم تعریف کرد و من همان حرف‌ها را از زبان خودم گفتم!

    در ادامه رسیدگی به این پرونده جنایی، فیلم دوربین مداربسته داخل میوه فروشی در جلسه دادگاه پخش شد که نشان می‌داد متهم با عصبانیت ابتدا میوه‌ها را هدف ضربات چاقو قرار داده و سپس با پرت کردن کلم و پرتقال به طرف مرد ۴۲ ساله (مقتول) که درون میوه فروشی پناه گرفته بود به سوی وی حمله ور شده و او را با ضربات چاقو مجروح کرده و …

    سپس قضات دادگاه با ادله و استنادات دقیق قضایی و همچنین بررسی فیلم مذکور سوالات متعددی را مطرح کردند که متهم در نهایت فقط سکوت کرد و گفت: نمی‌دانم!

    با پایان یافتن جلسات محاکمه، قضات شعبه ششم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی وارد شور شدند و به اتفاق آرا متهم به قتل را به قصاص نفس در ملاء عام، زندان و شلاق محکوم کردند. در بخش رای دادگاه تصریح شده است: با توجه به تاثیر سوء رفتارهای خشونت آمیز متهم در منطقه و عبرت دیگران از این گونه رفتارهای مشابه، مقرر می‌دارد اجرای حکم قصاص نفس در ملاء عام انجام شود.

    شایان ذکر است: رای صادره از سوی دادگاه، مورد اعتراض متهم و وکیل مدافع وی قرار گرفت و پرونده مذکور برای بررسی بیشتر به دیوان عالی کشور ارسال شد.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • قتل به خاطر اختلافات مالی/ مقتول به فکر سرقت افتاده بود!

    قتل به خاطر اختلافات مالی/ مقتول به فکر سرقت افتاده بود!

    قتل به خاطر اختلافات مالی/ مقتول به فکر سرقت افتاده بود!
    با اعلام این خبر بلافاصله بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم راهی انبار لوازم خانگی در بازار شدند. در اتاق سرایداری داخل انبار، آنها با جسد مرد ۳۰ ساله در حالی روبه‌رو شدند که از ناحیه شکم با چاقو مجروح و  پارچه‌ای دور شکم او پیچیده شده بود. روی دست‌های مرد جوان نیز آثار خراشیدگی دیده می‌شد.

    پسرعمه مقتول که جسد را پیدا کرده بود، گفت: من و پسردایی‌ام  کارگر باربری یخچال هستیم. چند روز قبل یکی از دوستانمان از شهرستان برای پیدا کردن کار به تهران آمد. من برای انجام کاری انبار را ترک کردم و بعد از بازگشت با جسد پسردایی‌ام مواجه شدم و از دوستم به نام پرویز هم خبری نبود.

    دستگیری در کارواش

    با احتمال اینکه پرویز در این جنایت نقش داشته، تحقیقات برای دستگیری مرد جوان به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی پایتخت ادامه یافت تا اینکه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت با خبر شدند مرد جوان در کارواشی در شرق تهران مشغول به کار شده است. بدین ترتیب پرویز دستگیر شد و به قتل دوستش اعتراف کرد.

    به دستور بازپرس محمدتقی شعبانی، متهم جوان در اختیار کارآگاهان جنایی قرار داده شد و بررسی‌ها در این خصوص ادامه دارد.

    گفت‌وگو با متهم

    چرا به تهران آمدی؟
    برای پیدا کردن کار. چون جایی برای ماندن نداشتم به سراغ شهریار – مقتول- و پسرعمه‌اش رفتم تا در فرصت مناسب برای خودم کاری دست و پا کنم.
    چه شد که تصمیم به قتل گرفتی؟
    من نمی‌خواستم شهریار را بکشم. شهریار فکر می‌کرد وقتی من در شمال کشور کار می‌کردم  پول زیادی از این راه بدست آورده‌ام،با این تصور به فکر سرقت از من افتاده بود.من که از ماجرا باخبر شده بودم یک چاقو تهیه کردم، شب حادثه که پسرعمه شهریار برای انجام کاری بیرون رفت شهریار هم در ورودی را قفل کرد و کلیدش را داخل جیبش گذاشت ولی ناگهان  به من حمله کرد. ترسیده بودم و با چاقو به او دو ضربه زدم. شهریار که خونین روی زمین افتاده بود، تازه فهمیدم چکار کرده‌ام. جای زخم را با پارچه‌ای بستم و برایش یک لیوان آب آوردم. بعد هم  ۷۰ هزار تومان پول و گوشی تلفن او را برداشتم و از ترس دستگیر شدن فرار کردم.
    بعد از قتل کجا رفتی؟
    به منطقه مسگرآباد رفتم. ۷۰ هزار تومان مقتول را برای ماندن در آنجا دادم. پولم که تمام شد گوشی تلفن مقتول را به افرادی که آنجا بودند روزی ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان اجاره می‌دادم تا هم خرج خورد و خوراکم فراهم شود و هم بتوانم اجاره اتاقم را بدهم. بعد از مدتی که پول‌هایم تمام شد به سراغ یکی از دوستانم رفتم و او گفت کارواشی در شرق تهران کارگر می‌خواهد. سه روز بود که مشغول به کار بودم که دستگیر شدم.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور

    شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور

    شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور
    شاکی در توضیح ماجرا گفت: شوهرم منصور راننده مینی‌بوس است. امروز صبح برای انتقال مسافر از تهران به شهرستان قم از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. او معمولاً همیشه شب به خانه می‌آمد و به همین دلیل وقتی دیر کرد نگرانش شدم و با تلفن همراهش تماس گرفتم که خاموش بود. احتمال می‌دهم برای شوهرم اتفاق بدی رخ داده است که درخواست کمک دارم.
    با طرح شکایت پرونده به دستور قاضی واحدی، بازپرس شعبه‌یازدهم دادسرای امور جنایی تهران در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره‌یازدهم پلیس‌آگاهی قرار گرفت.
    کشف خودروی مرد گمشده مأموران پلیس در جریان تحقیقات خود موفق شدند خودروی مینی‌بوس را که نزدیکی پمپ بنزینی حوالی خیابان نامجو رها شده‌بود کشف کنند.

    بررسی‌ها نشان داد دقایقی قبل مرد جوانی پیکر نیمه‌جان مردی حدوداً ۴۲‌ساله‌ای را به پمپ بنزین منتقل می‌کند و از کارکنان پمپ بنزین و رهگذران درخواست کمک می‌کند، اما قبل از رسیدن امدادگران اورژانس به طرف خودروی مینی‌بوس سفیدآبی که کمی آنطرفتر پارک شده‌بود، می‌رود و در آن را قفل کرده و فرار می‌کند. پس از آن بود که مأموران پلیس راهی بیمارستان شدند و دریافتند مرد زخمی همان راننده مینی‌بوس گمشده است.
    در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، ساعت ۱۲‌ظهر روز شنبه نهم فروردین‌ماه کارکنان بیمارستان امام‌حسین (ع) به مأموران کلانتری ۱۰۶ نامجو اعلام کردند که منصور بر اثر شدت جراحاتی که ناشی از ضربه جسم سختی به سرش بوده به کام مرگ رفته است. بدین ترتیب با اعلام خبر قتل راننده مینی‌بوس پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد و تیمی از کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی به دستور بازپرس جنایی وارد عمل شدند. کارآگاهان جنایی در نخستین گام از تحقیقات میدانی سراغ شاهدان عینی رفتند و از آن‌ها درباره حادثه تحقیق کردند.
    شاهدان چه گفتند؟یکی از کارگران پمپ بنزین گفت: روز حادثه درحال کار بودم که مردی به سراغم آمد و دوستش را که کنار خیابان دراز کشیده بود به من نشان داد.مرد جوان گفت حال دوستش بد است و درخواست کمک کرد که همراه تعدادی از کارکنان پمپ بنزین به نزدیک آن مرد رفتیم که متوجه شدیم او بیهوش شده و بلافاصله با اورژانس تماس گرفتیم.درحالی که منتظر آمبولانس بودیم ناگهان مشاهده کردیم مردی که موضوع را به ما اطلاع داده بود به طرف مینی‌بوسی رفت و پس از آن که در مینی‌بوس را قفل کرد از محل گریخت.

    شناسایی مظنون حادثهکارآگاهان در گام بعدی دوربین‌های مداربسته محل حادثه را مورد بازبینی قرار دادند که مشخص شد همانطور که شاهد عینی اعلام کرده بودند، روز حادثه مرد جوان ناشناسی پیکر نیمه‌جان راننده مینی‌بوس را در نزدیکی پمپ‌بنزین رها و پس از درخواست کمک فرار می‌کند. پس از این مأموران پلیس تصویر مرد ناشناس را برای شناسایی به همسر مقتول نشان دادند که مشخص شد وی شاهرخ نام دارد و از دوستان صمیمی منصور است. بدین ترتیب بازپرس جنایی دستور بازداشت شاهرخ را به عنوان مظنون حادثه صادر کرد و مأموران پلیس هم خیلی زود وی را دستگیر کردند.

    شکنجه‌های مرگبار شاهرخ در بازجویی‌ها گفت: روز حادثه با خودروی منصور برای هواخوری به حوالی جاجرود رفتیم. در حال تفریح بودیم که از کنار باغ بزرگی عبور کردیم که با فنس‌های فلزی حصار شده بود. با دیدن فنس‌های فلزی تصمیم گرفتم مقداری از فنس‌ها را سرقت کنم و به خانه‌ام ببرم که از منصور خواستم برای بریدن فنس‌ها کمکم کند. دو نفری از مینی‌بوس پیاده شدیم و در حال بریدن فنس‌ها بودیم که چهار مرد جوان با چوب و چماق به سراغ ما آمدند. چهار مرد نگهبان ابتدا ما را به شدت کتک زدند و بعد پاهایمان را با زنجیر به عقب تراکتوری بستند و تراکتور را به راه انداختند و ما را روی زمین کشاندند. آن‌ها ما را به خاطر سرقت مقدار کمی فنس فلزی وحشیانه شکنجه دادند تا اینکه متوجه شدند حال ما بد شده و رهایمان کردند.

    پس از این شکنجه دردناک حال منصور که مشخص بود سرش ضربه خورده بد شد، اما حال من کمی بهتر بود که پیکر نیمه جان منصور را سوار مینی‌بوسش کردم و به طرف تهران آوردم. قصد داشتم او را به بیمارستان ببرم، اما از ترس اینکه خودم گرفتار نشوم پیکر منصور را کنار پمپ بنزینی رها کردم و پس از درخواست کمک از کارکنان پمپ‌بنزین فرار کردم.
    دستگیری ۴ شکنجه گر پس از اظهارات شاهرخ، مأموران پلیس با مشخصاتی که شاهرخ داده‌بود باغ مورد نظر را شناسایی و چهار نگهبان باغ را هم بازداشت کردند.

    صبح دیروز چهارمتهم برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل کردند و مورد بازجویی قرار گرفتند. یکی از متهمان گفت: روز حادثه متوجه شدیم که دو مرد در حال سرقت فنس‌های باغ هستند که آن‌ها را گرفتیم و به شدت کتک زدیم. ما قصد کشتن آن‌ها را نداشتیم، اما بعد از کتک‌کاری تصمیم گرفتیم برای ترساندن آن‌ها دست و پایشان را با زنجیر به تراکتور ببندیم و تنبیه‌شان کنیم که الان متوجه شدیم متأسفانه یکی از آن‌ها به خاطر تنبیه ما فوت کرده است. سه متهم دیگر هم حرف‌های همدستشان را تأیید کردند.
    بدین ترتیب چهار متهم به دستور قاضی مصطفی واحدی برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفتند و شاهرخ هم آزاد شد.
    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

    مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

    مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

     

    این تماس مأموران اورژانس را راهی محل کرد و آنها با جسد مردی مواجه شدند که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آثار چاقو روی بدنش دیده می‌شد. به‌دنبال تأیید مرگ مرد جوان از سوی اورژانس و باتوجه به مشکوک بودن ماجرا، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد.
    بدین ترتیب تیم جنایی وارد عمل شد و در بررسی‌های اولیه و تحقیق از شاهدان دریافتند که سرنشینان یک خودرو سمند بژ که دو مرد و یک زن بودند، مرد جوان را در آنجا رها کرده‌اند. یکی از شاهدان موفق شده بود شماره پلاک سمند را یادداشت کند و همین موضوع سرنخ اصلی را به دست تیم تحقیق داد.

    ادعای عجیب
    با شماره پلاکی که کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت در دست داشتند، هویت صاحب خودرو شناسایی و مرد جوان دستگیر شد. وی گفت: مدتی قبل به‌خاطر اعتیاد در یک کمپ بستری شدم و در آنجا با سیروس آشنا شدم. سیروس مدعی بود که اعتیاد ندارد و یکی از دوستانش به‌نام سجاد برایش پاپوش درست کرده است. آن‌طور که سیروس تعریف کرد آنها در یک رویه کوبی مبل کار می‌کردند و بعد از مدتی باهم به اختلاف مالی برخورده بودند. درنهایت شریکش با ترفند اینکه او معتاد است، سیروس را به کمپ ترک اعتیاد می‌اندازد.

    نقشه انتقامگیری
    سیروس چند روز بعد ترخیص شد و من هم بعد از بیرون آمدن از کمپ با سیروس تماس گرفتم. او به من گفت می‌خواهد از سجاد انتقام بگیرد و به کمک من نیاز دارد. روز حادثه، طبق نقشه قبلی به‌همراه سیروس و همسرش به سراغ مقتول رفتم. محل کار او حوالی ماهدشت کرج بود و قرارمان این بود که سجاد را به کمپ منتقل کنیم. اما سجاد همراه ما نیامد و به همین دلیل با زور او را سوار ماشین کردیم. در راه سجاد و سیروس باهم دعوایشان شد و بعد هم سیروس از من خواست خودرو را نگه دارم. حال سجاد بد شده بود و او را در کنار خیابان رها کردیم. من نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که سجاد حالش بد شد.
    با ادعای عجیب راننده سمند، دستور بازداشت سیروس و همسرش صادر شد. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه زن و مرد جوان در ارومیه شناسایی شده و پس از هماهنگی‌های قضایی زوج جوان دستگیر شدند.
    ادعای بی‌گناهی
    زوج جوان که به اداره آگاهی پایتخت منتقل شدند، در تحقیقات راننده را عامل قتل معرفی کردند. همسر سیروس گفت: سجاد شریک کاری شوهرم بود اما سر او را کلاه گذاشته و شوهرم می‌گفت با سندسازی اموال و سرمایه‌اش و حتی کارگاه مبل‌سازی را به‌نام خودش تصاحب کرده و او را به کمپی برده تا سر فرصت نقشه‌هایش را اجرا کند.
    سیروس وقتی از کمپ خارج شد گفت با مردی به‌نام مجتبی که همان صاحب سمند بژ بود درکمپ آشنا شده است. آنها باهم تصمیم گرفتند که سجاد را بربایند و بعد از کتک زدن او را به کمپ تحویل دهند. آن روز شوهرم و مجتبی به زور سجاد را ربودند و داخل ماشین سمند مجتبی انداختند. در بین راه او می‌خواست فرار کند که نشد و آنها چند بار او را کتک زدند. اما شوهرم قاتل نیست. مجتبی دوست شوهرم دست به جنایت زد.

    سیروس نیز گفته‌های همسرش را تأیید کرد و گفت: مجتبی که همدستمان بود سجاد را با چاقو زد. شریکم را درحالی که زخمی بود به کمپ بردیم اما مسئولان کمپ حاضر نشدند او را پذیرش و بستری کنند. آنها گفتند سجاد زخمی است و الان نمی‌توانند او را با چنین وضعیتی پذیرش کنند. ما هم قصد داشتیم برگردیم که یکدفعه حال سجاد بد شد، همه ما ترسیده بودیم. به پیشنهاد همسرم با اورژانس تماس گرفتیم و او را نیمه هوش در کنار خیابان رها کردیم. بعد هم به خانه مجتبی رفتیم. زمانی که مجتبی در آشپزخانه سرگرم پختن غذا بود، دست به سرقت طلا و دلارهایی که در کمد خانه‌اش بود زدیم و بعد متواری شدیم. چون می‌دانستیم که پلیس در تعقیب ماست و بزودی گیر می‌افتیم، به ارومیه رفته طلاها و دلارها را فروختیم و خانه‌ای اجاره کردیم. بعد از چند روز هم از مرگ سجاد و دستگیری سیروس باخبر شدیم.با اعتراف زوج جوان، تحقیقات برای برملایی هویت عامل اصلی این جنایت به دستور بازپرس جنایی ادامه دارد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

    آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

    آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

     

    در تحقیقات پلیسی، هویت موتورسواران نقابدار شناسایی شد و جوانی به نام «مجتبی» به اتهام جنایت مسلحانه به دام افتاد، اما «مهدی- الف» معروف به «سیاه» که سرنشین دیگر موتورسیکلت بود به مکان نامعلومی گریخت. مدتی بعد در پی وقوع یک قتل مسلحانه در یکی از روستاهای اطراف مشهد، بررسی پرونده جنایت مسلحانه تربت جام به مشهد رسید چرا که برخی فرضیه‌های پلیسی از مطابقت داشتن گلوله‌های شلیک شده در جنایات مذکور حکایت داشت. تحقیقات کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی درباره «سیاه» نشان می‌داد که او سال ۸۳ به دلیل تخلفات مکرر از محل کارش (یکی از نهادهای نظامی) اخراج شده و بعد از آن با دستبرد مسلحانه به یک طلافروشی در باخرز، حدود هشت سال را در زندان سپری کرده است.

    در حالی که بررسی‌های کارآگاهان با فرماندهی مستقیم سرهنگ غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی) در این باره ادامه داشت، اوایل مرداد سال ۹۶، سرنشینان یک دستگاه پژو در جاده سنتوی مشهد، راننده یک خودروی دیگر در بولوار آزادی را با شلیک‌های رگباری از سلاح وینچستر مجروح و روانه بیمارستان کردند. این ماجرا پای زنی به نام «الف» را به میان کشید که با یکی از سرنشینان خودرو به نام «شهاب» ارتباط داشت، اما قبلا صیغه فردی زندانی بود! با اطلاع یافتن دیگر اطرافیان این فرد زندانی از آشنایی اینستاگرامی زن جوان با «شهاب»، نقشه جنایی دیگری برای قتل «شهاب» در مشهد طرح شد و هشت روز بعد، زمانی که شهاب قصد داشت به شمال کشور برود در چهارراه امامیه منطقه قاسم آباد، هدف گلوله قرار گرفت، ولی برادر او در این ماجرای مسلحانه به قتل رسید. بنابر گزارش خراسان، هنوز تحقیقات کارآگاهان درباره پرونده جنایی قاسم آباد با صدور دستورات ویژه‌ای از سوی قاضی کاظم میرزایی ادامه داشت که بیست و دوم اردیبهشت سال ۹۷، جنایت مسلحانه دیگری در میدان تلویزیون مشهد (جمهوری اسلامی) سر و صدا به پا کرد. عاملان جنایت سوار بر یک دستگاه پراید در اطراف میدان تلویزیون توقف کردند و ناگهان یکی از سرنشینان آن در حالی که سلاح کلاشینکف را در دست می‌فشرد به طرف سرنشینان یک دستگاه پژو رفت و آن دو نفر را در داخل خودرو به رگبار بست و سپس از محل گریخت.

    با حضور قاضی علی اکبر احمدی نژاد (قاضی ویژه قتل عمد) در صحنه جنایت، بررسی‌های تخصصی در این باره آغاز و مشخص شد که جنایت مذکور ارتباط ریشه داری با پرونده جنایت مسلحانه قاسم آباد دارد و «شهاب» به عنوان یکی از متهمان پرونده قتل‌های میدان تلویزیون مطرح شد. در نهایت کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی که با هدایت سرهنگ حمید رزمخواه (رئیس پلیس وقت آگاهی خراسان رضوی) وارد عمل شده بودند در چند عملیات هماهنگ و غافل گیرانه موفق شدند پنج تن از عاملان اصلی این جنایت‌ها را دستگیر کنند و به پنجه عدالت بسپارند.

    در این میان «مهدی الف» معروف به «سیاه» که ناباورانه در چنگ کارآگاهان افتاده بود ضمن اعتراف به سه جنایت مسلحانه در تربت جام و میدان تلویزیون مشهد، به شلیک مرگباری در قوچان نیز اعتراف کرد که جوانی را مقابل منزل مسکونی اش هدف گلوله قرار داده بود. این متهم خطرناک که به شیوه گانگسترهای هالیوودی دست به جنایت می‌زد در اعترافات خود گفت: من مثل آب خوردن آدم می‌کشم، در واقع به آدم کشی اعتیاد دارم! برخی گنده لات‌ها فقط ادعا می‌کنند، اما من اول عمل می‌کنم بعد حرف می‌زنم! با وجود این می‌خواهم بدانم چه کسی مرا لو داد که اگر از همدستانم باشد او را در زندان هم می‌کشم! گزارش خراسان حاکی است، با تکمیل پرونده اتهامات مختلف سرکرده باند گانگسترهای هالیوودی، کیفرخواست این پرونده در مشهد صادر و با دستور مقامات قضایی، با توجه به اهمیت و حساسیت آن، به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد تا با تجمیع پرونده جنایت‌های مذکور، محاکمه شوند.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • اختلاف دو برادر بر سر عشق به فریبا به قتل انجامید

    اختلاف دو برادر بر سر عشق به فریبا به قتل انجامید

    اختلاف دو برادر بر سر عشق به فریبا به قتل انجامید
    . شاهدان عینی به پلیس گفتند دقایقی قبل برادر این مرد افغانستانی به ملاقات او آمده بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات برای دستگیری برادر مقتول به‌نام رحیم آغاز شد. ساعتی بعد خانه رحیم شناسایی و مأموران راهی محل شدند. اما مشخص شد وی و همسرش فریبا شبانه خانه را ترک کرده‌اند.
    با این حال ردیابی‌ها ادامه یافت و سرانجام یک هفته بعد متهم بازداشت شد. مرد افغانستانی ضمن اعتراف به قتل برادرش گفت:
    اختلاف من و برادرم بر سر فریبا بود. چند سال قبل وقتی در افغانستان بودیم، من فریبا را دیدم و عاشقش شدم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. مدتی بعد متوجه شدم برادرم هم عاشق دختری شده اما نمی‌دانستم آن دختر همان فریبا است وقتی ازدواج کردم بعد از مدتی از رفتارهای کریم فهمیدم که عاشق فریبا است به‌همین خاطر هم تصمیم گرفتم با همسرم به ایران بیایم. می‌خواستم خودم و همسرم از آنجا دور باشیم. اما برادرم که فکر می‌کرد من فریبا را از دست او گرفته‌ام کینه مرا به دل گرفته بود.
    یک سال و نیم از این ماجرا گذشته بود و من هیچ خبری از برادرم نداشتم تا اینکه متوجه شدم به ایران آمده است. من حتی با خانواده‌ام در تماس نبودم که مبادا کریم ردی از من پیدا کند. یک روز یکی از هم ولایتی هایم را دیدم و او به من گفت برادرت به ایران آمده و دنبال تو می‌گردد.
    کسی نمی‌دانست اختلاف من و کریم بر سر چیست و فکر می‌کردند اختلاف مالی داریم. اما یک روز متوجه شدم برادرم خانه‌ام را پیدا کرده و به سراغم آمده است. هر چند وقتی فریبا در را بازکرده و گفته بود که من نیستم او هم رفته بود اما همین آمدنش من را بشدت عصبانی کرد.
    متهم گفت: از طریق هم ولایتی‌ام خانه کریم را پیدا کردم و به آنجا رفتم. گفتم چرا به ایران آمده‌ای و می‌خواهی زندگی مرا خراب کنی؟ اول گفت که به خاطر کار کردن به ایران آمده اما وقتی دوباره ماجرای اختلاف گذشته را به زبان آورد درگیری بین ما بالا گرفت او به من حمله کرد که من را بزند. از شدت عصبانیت ضرباتی بر بدنش وارد کردم و بعد هم بلافاصله به خانه برگشتم.
    مرد جوان گفت: من از مرگ برادرم بسیار ناراحتم.همه اعضای خانواده‌ام می‌دانند که من آدم آرامی هستم و هرگز به کسی آسیبی نزده‌ام.

    همسر متهم نیز گفت: من از علت دعوای شوهرم و برادرش خبر نداشتم . فکر می‌کردم شوهرم از اینکه بشنود برادرش به‌دنبال او آمده است خوشحال می‌شود ولی نمی‌دانستم کار به قتل می‌رسد. بعد از گفته‌های متهم، کیفرخواست علیه وی صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. هرچند پدر و مادر متهم اعلام گذشت کردند اما او به‌ لحاظ جنبه عمومی جرم بزودی پای میز محاکمه می‌رود.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

    قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

     

    قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

     

    کارشناسان آتش نشانی که با هدایت آتشپاد دوم محمدجواد سبحانی به عمدی بودن ماجرای آتش سوزی رسیده بودند، در حالی بررسی‌های تخصصی خود را به کانون‌های وقوع آتش کشیدند که دیگر ماجرا جنایی شده بود و قاضی ویژه قتل عمد مشهد به همراه کارآگاهان اداره جنایی آگاهی در مسیر امامت ۶۲ قرار داشتند.

    فرضیه‌های جنایی که زیر ذره بین تخصص‌های فنی قرار داشت به جایی رسید که مشخص شد قاتل بی نام و نشان وارد خانه ویلایی شده و بعد از قتل زوج میان سال، منزل را به آتش کشیده است.

    این حقیقت تلخ با اظهارنظر پزشکی قانونی که «قربانیان جنایت قبل از آتش سوزی و با ضربات چاقو جان باخته اند» وارد مرحله جدیدی شد بنابراین ادامه تحقیقات میدانی به هنگام سحر دوباره به محل جنایت کشیده شد.

    این بار گروه ویژه‌ای از کارآگاهان کنکاش‌های جنایی را با دعوت از کارشناسان باتجربه آتش نشانی ادامه دادند. بررسی‌های دقیق بیانگر آن بود که عامل یا عاملان جنایت، با سرقت تلویزیون و گوشی تلفن همراه مقتول و همچنین انداختن دستبندهای پلاستیکی خون آلود در حیاط، تلاش کرده اند وقوع قتل را به سارقان ناشناس نسبت دهند و با آتش زدن ساختگی خانه ویلایی، آثار جرم را از بین ببرند.

    قاتل چه کسی بود؟
    مریم (مقتول ۵۰ ساله) از سال ۹۶ با حسن (مقتول ۶۱ ساله) ازدواج کرده بود و زندگی بی حاشیه‌ای را می‌گذراندند، ولی در این میان بسته بودن در حیاط تنها سرنخ این معمای جنایی شد. نیروهای آتش نشان وقتی به محل حادثه رسیده بودند در حیاط از داخل بسته بود بنابراین باید فردی آشنا با مقتولان وارد منزل آن‌ها شده باشد یا کسی که کلید خانه را دارد.

    این فرضیه ذهن‌ها را به سوی مستاجر طبقه اول خانه ویلایی کشاند. جایی که زوج جوانی در آن زندگی می‌کردند، اما آن‌ها در منزل حضور نداشتند. تحقیقات درباره ساعت‌های ورود و خروج همسایه در حالی آغاز شد که همسایگان تردد هراسان جوانی قد بلند با موهای پرپشت و آشفته را تایید کردند. این‌ها مشخصات ناصر جوان ۲۷ ساله‌ای بود که در طبقه پایین خانه ویلایی مقتولان زندگی می‌کرد. به همین دلیل کارآگاهان به کمین ناصر نشستند تا این که روز بعد او سوار بر خودروی پژو ۲۰۶ در حالی قصد ورود به منزلش را داشت که مدام از همسایگان می‌پرسید چه اتفاقی افتاده است؟ در این هنگام بود که کارآگاهان با دیدن موهای تراشیده او، پی به حقیقت ماجرا بردند و بلافاصله حلقه‌های قانون را بر دستان این متهم گره زدند.

    اعتراف به جنایت
    این جوان ۲۷ ساله که تلاش می‌کرد خود را بی خبر از ماجرای قتل نشان دهد اسنادی را رو کرد که هنگام وقوع قتل در منزل پدرزنش بوده است! اما وقتی کارآگاهان  این زوج را به طور جداگانه مورد بازجویی قرار دادند به نقطه تاریکی رسیدند که نشان می‌داد جوان ۲۷ ساله به بهانه برداشت پول از عابر بانک برای ساعتی منزل پدرزنش را ترک کرده است.

    در حالی که دقایقی بیشتر به اذان صبح روز گذشته نمانده بود و متهم در تنگنای سوالات تخصصی قاضی ویژه قتل عمد و رئیس اداره جنایی آگاهی دست و پا می‌زد تا برای تناقض گویی هایش، داستان دیگری سرهم کند ناگهان فریاد زد به آن پیرمرد سوءظن داشتم به همین خاطر هم او را کشتم! این اعتراف مقابل دوربین‌های اتاق بازجویی پلیس، سکوت را به فضای پلیس آگاهی بازگرداند و این گونه گروه ویژه کارآگاهان در کنار مقام قضایی به صرف سحری مشغول شدند و صبح روز بعد دوباره بازجویی‌ها با نظارت سرهنگ شفیع زاده ادامه یافت.

    صحنه سازی برای نابودی آثار جرم
    متهم ۲۷ ساله این پرونده جنایی که فقط طی ۴۸ ساعت به چنگ قانون افتاد در ادامه اعترافاتش گفت: احساس می‌کردم آن مرد ۶۱ ساله به گونه‌ای مرموز به همسرم نگاه می‌کند و به همین دلیل از او کینه به دل گرفتم و سوءظن پیدا کردم. روز حادثه با نقشه‌ای که از قبل کشیده بودم دستبندهای پلاستیکی را تهیه کردم و به منزل پیرمرد رفتم. آن‌ها ابتدا از حضور ناگهانی من شوکه شدند، ولی باز هم مرا دعوت به نشستن کردند. در یک لحظه چاقو را از آشپزخانه منزلشان برداشتم و ضرباتی به مرد ۶۱ ساله زدم. همسرش برای کمک به او به طرفم حمله ور شد که ضربه‌ای هم به او زدم و آن زن به داخل اتاق دیگر گریخت و روی زمین افتاد. سپس دست و پاهای آن زن را با سیم اتو و کمربند مانتو بستم. بر اثر زخم‌های عمیق چاقو خون زیادی از مرد ۶۱ ساله رفت و او در پذیرایی جان سپرد. من هم خانه را ترک کردم و به منزل پدرزنم رفتم جایی که همسرم را به آن جا برده بودم تا ثابت کنم هنگام وقوع حادثه در منزل پدرزنم بودم، ولی به بهانه برداشت پول از عابربانک سراغ زوج مذکور رفتم!
    متهم این پرونده جنایی ادامه داد: عصر هنگام دوباره به منزل این زوج بازگشتم و با یک بطری یک لیتری بنزین چند نقطه از منزل را به آتش کشیدم و حتی تشکی روی مرد انداختم و آن را آتش زدم. سپس با انداختن دستبندهای پلاستیکی خون آلود در حیاط منزل، تلویزیون و گوشی تلفن او را هم با خودم بردم تا پلیس را گمراه کنم! بعد هم گوشی و تلویزیون را در پنجراه مشهد به مبلغ ۱۰۰ هزار تومان فروختم و به سر کارم بازگشتم!

    فکر نمی‌کردم کسی به من مشکوک شود با وجود این موهایم را کوتاه کردم تا جلب توجه نکند! چرا که همسایگان مرا با موهای بلند دیده بودند و …

    اگرچه این متهم به صراحت ارتکاب قتل را پذیرفت، اما هنوز زوایای مبهم دیگری در این پرونده جنایی وجود دارد که بررسی تخصصی آن‌ها آغاز شده است. ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین