برچسب: بین الملل>ایران در جهان

  • «بورل» و «ظریف» گفتگویی صریح داشتند

    «بورل» و «ظریف» گفتگویی صریح داشتند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، اتحادیه اروپا با صدور بیانیه‌ای، گفتگوی جوزف بورل مسئول سیاست خارجی این اتحادیه و محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران را که امروز پنجشنبه در دهلی انجام شد؛ صریح و صادقانه ارزیابی کرد.

    در این بیانیه می‌خوانیم: در گفتگویی بی‌پرده، طرفین درباره تازه‌ترین تحولات حول محور برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بحث و تبادل نظر داشتند.

    گفتنی است ۲ روز پیش، تروئیکای اروپایی طرف برجام مکانیسم ماشه که ساز و کاری جهت حل اختلافات برجامی در سطوح کارشناسی، وزرای خارجه و شورای امنیت سازمان ملل است را فعال کرد.

    از بعد از شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی به دست ارتش تروریستی آمریکا که به دور تازه‌ای از تنش‌های منطقه‌ای منجر شد؛ این نخستین گفتگوی رو در روی بورل و ظریف بود حال آنکه طرفین در طول این دوره چندین مکالمه تلفنی داشته‌اند.

  • ترامپ E۳ را برای فعال کردن مکانسیم ماشه تحت فشار گذاشت

    ترامپ E۳ را برای فعال کردن مکانسیم ماشه تحت فشار گذاشت

    به گزارش خبرگزاری مهر، واشنگتن پست به نقل از برخی منابع اروپایی اعلام کرد دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا، کشورهای اروپایی طرف برجام را تهدید کرده چنانچه رسماً ایران را به نقض توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ متهم نکنند، تعرفه‌ای ۲۵ درصدی بر خودروهای اروپایی صادرشده به آمریکا، وضع خواهد کرد.

    این در حالی است که ترامپ پیشتر نیز از افزایش تعرفه گمرکی بر صنایع خودروسازی اروپا به عنوان حربه‌ای برای نایل شدن به اهداف تجاری استفاده می‌کرد.

    تهدید ترامپ در حالی رسانه‌ای شد که ۲ روز پیش، انگلیس، فرانسه و آلمان مکانیسم ماشه که سازوکاری برای رفع اختلافات برجام است را فعال کرده اند و توجیه‌شان نیز کاهش تعدهات ایران در قبال توافق هسته‌ای است.

    این در حالی است که کاهش تعهدات برجامی ایران محصول خروج یکجانبه آمریکا از این توافق و بدعهدی‌های مکرر اروپا در عمل به وعده‌های خود است.

    فعال شدن مکانیسم ماشه که در صورت عدم تفاهم طرفین به حل اختلافات از طریق مذاکره در سطوح کارشناسی و وزرای خارجه، موضوع را به شورای امنیت ارجاع می‌دهد، از سوی طرفین غیراروپایی برجام شامل روسیه و چین، امری بی‌مورد تلقی شد تا آنجا که وزارت خارجه چین در این باره تاکید کرد: همواره دیدگاه پکن این است که دلایل محکمی در کاهش تعهدات برجامی ایران وجود دارد. ایالات متحده به طور یک جانبه از این توافق خارج شد. با بی اعتنایی به قوانین و تعهدات بین‌المللی فشار بیش از حد را بر ایران اعمال کرد و تلاش‌های دیگران را در اجرای برجام بی اثر ساخت.

    این در حالی است که محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران نیز با انتشار توئیتی به این اقدام E۳ واکنش نشان داد و نوشت: تسلیم‌شدن [اروپا مقابل آمریکا] تأیید شد. تروئیکای اروپایی باقی‌مانده‌های برجام را، برای اجتناب از تعرفه‌های جدید ترامپ، فروخت. دوستان من، این فایده‌ای ندارد. شما فقط اشتهای او را تحریک کردید. قلدر دبیرستان خود را به یاد دارید؟ اگر می‌خواهید که شرافت خود را بفروشید، بفرمائید. اما ظاهری اخلاقی / قانونی به خود نگیرید. شما آن را ندارید.

  • فعال شدن مکانیسم ماشه؛ موفقیت حداکثری اروپا در بدعهدی

    فعال شدن مکانیسم ماشه؛ موفقیت حداکثری اروپا در بدعهدی

    خبرگزاری مهر– گروه بین‌الملل: روز سه شنبه ۲۴ دی ماه کشورهای انگلیس، آلمان و فرانسه با انتشار بیانیه‌ای در بروکسل فعال شدن مکانیسم ماشه را تأیید کردند. در مکانیسم ماشه به لحاظ حقوقی، ابتدا درخواست جلسات حل اختلاف خواهد شد و با قانع نشدن احتمالی اروپایی‌ها، نهایتاً با ارجاع موضوع به شورای امنیت، تحریم‌های سازمان ملل بازخواهد گشت.

    در مکانیسم ماشه برجام، شورای امنیت در مورد قطعنامه ادامه لغو تحریم‌های ایران رأی‌گیری می‌کند. فقط کافی است یکی از سه کشور آمریکا، فرانسه یا انگلیس این قطعنامه را وتو و طی ۳۰ روز به تصویب نرسد، آنگاه به شکل خودکار، تمامی تحریم‌ها علیه ایران به کار می‌افتد.

    این روند ذیل بند ۳۶ و ۳۷ برجام اینگونه تعریف شده که هر یک از طرف‌های برجام می‌توانند در صورتی که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرد، موضوع را در کمیته حل اختلاف مطرح کنند.

    این کمیته ۱۵ روز فرصت حل اختلاف را دارد و اگر به نتیجه نرسد با ورود وزیران امور خارجه ۱۵ روز دیگر زمان وجود خواهد داشت. البته در این جا امکان افزایش زمان رسیدگی نیز پیش‌بینی شده است.

    به طور همزمان امکان طرح شکایت در شورای مشاوران وجود دارد و آنها باید تا ۱۵ روز بعد نظر غیر الزام آور خود را ارائه کنند.

    چنانچه اختلافات در ۳۰ روز حل نشود؛ گام سوم، فرصت پنج روزه برای کمیته مشترک است که با کمک شورای مشاوران راه‌حلی بیابد.

    اما اگر همچنان اختلافات پابرجا باشد، طرفین می‌توانند تعهدات خود را به طور کامل یا گام به گام متوقف کنند و موضوع را با ۱۵ عضو شورای امنیت در میان بگذارند.

    در مرحله پنجم، پس از ارجاع موضوع به شورای امنیت، اعضای آن ۳۰ روز فرصت رأی‌گیری دارند. تا بدون رأی وتوی اعضای دائم این شورا- آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین- قطعنامه به تصویب برسد.

    پس از این پنج مرحله، اگر شورای امنیت در مدت یک ماه قطعنامه‌ای صادر نکند، مکانیسم ماشه به کار می‌افتد و تحریم‌ها به طور خودکار بازمی‌گردند.

    اما در واکنش به این اقدام اروپا، سید عباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه در خصوص بیانیه سه کشور اروپایی مبنی بر آغاز فرآیند حل و فصل اختلافات در برجام توسط این سه کشور به خبرنگاران گفت: ابتدا این توضیح لازم است که اقدام سه کشور اروپایی یک اقدام کاملاً انفعالی و از موضع ضعف به شمار می‌رود. فرآیند حل و فصل اختلافات در برجام را جمهوری اسلامی ایران از یکسال و اندی پیش و با ارسال نامه‌های رسمی از سوی وزیر امور خارجه کشورمان به هماهنگ کننده کمیسیون مشترک برجام آغاز کرده و لذا نه به لحاظ فرآیندی و نه به لحاظ عملی اتفاق جدیدی نیافتاده است.

    کشورهای اروپایی در تمام عمر برجام هیچ یک از تعهدات خود را اجرایی نکردند و از زمان خروج آمریکا از برجام نیز تلاش کرده ا ند تا جمهوری اسلامی ایران را در ریل تن دادن به شروط دوازده گانه دولت دونالد ترامپ قرار دهند.

    موسوی گفت: واقعیت آن است که به دنبال اعلام خروج غیرقانونی آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌های این کشور که بایستی وفق برجام لغو می‌شدند، برجام در یک وضعیت عدم توازن و ناپایدار قرار گرفت. در نتیجه جمهوری اسلامی ایران وفق بند ۳۶ برجام با آغاز فرآیند حل و فصل اختلافات، مساله را به کمیسیون مشترک برجام ارجاع داد و این کمیسیون در جلساتی که برای رسیدگی به درخواست ایران برگزار شد، چه در سطح مدیران سیاسی و چه در سطح وزرا، با اجماع و تاکید همه طرف‌های برجام مبنی بر اینکه سبب اصلی وضعیت بغرنج کنونی، خروج غیرقانونی آمریکا از برجام است، راه حل‌هایی را برای جبران این وضعیت تصویب نمود. اما متأسفانه در مدت یکسال طرف‌های اروپایی برجام به رغم تعهداتی که هم در برجام داشتند و هم صراحتاً و به طور رسمی پس از خروج آمریکا از برجام در جلسات کمیسیون مشترک برعهده گرفتند، نتوانستند اقدامی ملموس و جدی برای ایفای تعهدات خود صورت دهند و به همین سبب نیز، کشورمان از مقررات پیش بینی شده در بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام استفاده کرده و اجرای بخشی از تعهدات هسته‌ای خود را طی پنج گام با فواصل زمانی قابل ملاحظه متوقف نمود.

    سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: در حقیقت اعلام آغاز فرآیند حل و فصل اختلافات و فعال کردن بند ۳۶ برجام از سوی طرف‌های اروپایی در فضایی مطرح می‌شود که این بند از مدتها پیش توسط جمهوری اسلامی ایران مورد استناد قرار گرفته است و وضعیت جدیدی ایجاد نخواهد شد. البته چنانچه اروپاییها – که در بیانیه خود مدعی هستند این اقدام را با حسن نیت و با هدف حفظ برجام صورت داده اند- به جای تلاش برای ایفای تعهدات خود و بهره مند کردن ایران از آثار لغو تحریم‌ها وفق پیوست دو برجام، به تداوم مسیر وادادگی در برابر آمریکا ادامه دهند و یا بخواهند از فرآیند حل و فصل اختلافات در کمیسیون مشترک برجام سوءاستفاده کنند، باید خود را برای پذیرش تبعات آن نیز آماده کنند که این تبعات قبلاً به آنان از طرق مقتضی گوشزد شده است.

    بدعهدی‌های برجامی اروپا

    فرصت سوزی و بدعهدی اروپایی‌ها مربوط به امروز و دیروز نیست و از بدو شکل‌گیری انقلاب اسلامی تاکنون کشورهای اروپایی پا به پای آمریکا در جهت دشمنی با جامعه ایرانی گام برداشته‌اند و در مقاطع مختلف نقش دلالی را ایفا کرده‌اند که در جهت افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی ایران با هدف تأمین منافع آمریکا بوده است.

    کشورهای اروپایی در تمام عمر برجام هیچ یک از تعهدات خود را اجرایی نکردند و از زمان خروج آمریکا از برجام نیز تلاش کرده اند جمهوری اسلامی ایران را در ریل تن دادن به شروط دوازده گانه دولت دونالد ترامپ قرار دهند.

    بیش از یک سال از وعده اروپایی‌ها برای حفظ عملی برجام می‌گذرد و کشورهای این قاره از اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ وعده راه اندازی یک کانال مالی ویژه برای تسهیل تجارت با ایران و در واقع دور زدن تحریم‌های آمریکا می‌داد و به بهانه‌های مختلف به تعویق افتاد تا در بهمن ماه سال گذشته از سازوکار مالی مورد نظر خود با عنوان اینستکس طی یک بیانیه رسمی رونمایی کرد.

    عنوان کانال ویژه تجارت اروپا با ایران (INSTEX) در واقع مخفف عبارت Instrument in Support of Exchanges Trade به معنی ابزار پشتیبان مبادلات تجاری است. در متن بیانیه وزرای خارجه سه کشور فرانسه، آلمان و انگلیس تأکید شده که تمرکز این ابزار پشتیبان مبادلات تجاری روی ضروری‌ترین نیازهای مردم ایران یعنی دارو و کالاهای کشاورزی و غذایی است.

    قرار بر این بود که این کانال با تزریق پول از سوی اروپا آغاز به کار کند اما تا این لحظه چنین اتفاقی رخ نداده است.

    بعد از خروج آمریکا از برجام، بسیاری می‌گفتند که این جریان فرصتی مناسب برای اروپاست تا استقلال خود را در برابر آمریکا نشان دهد اما عملکرد آنها در طول دو سال گذشته نشان داد که اروپایی‌ها هم فاقد اراده و هم فاقد ابزار لازم برای کسب استقلال در برابر آمریکاست.

    تأخیر عامدانه اتحادیه اروپا در ارائه و اجرایی کردن ساز و کار مالی ویژه، معلول مذاکرات پشت پرده‌ای است که میان وزرای امور خارجه کشورهای اروپایی و مایک پمپئو وزیر امور خارجه دولت ترامپ و در قالب «دیپلماسی پنهان» صورت می‌گیرد.

    پیش از برداشته شدن گام سوم برجامی ایران، «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان، در واکنش به بدعهدی‌های طرف‌های اروپایی گفته بود: اینستکس هم یک مرحله مقدماتی بوده و هنوز عملیاتی نشده است و اگر هم عملیاتی بشود باید پول نفت وارد این سامانه شود و نباید این‌طور باشد که اینستکس وسیله‌ای برای اجرای دستورات آمریکا شود.

    دیپلمات عالی رتبه ایران خاطر نشان کرد که اینستکس وسیله‌ای برای اجرای تعهدات اروپاست بویژه بعد از زمان خروج آمریکا از برجام؛ معلوم است که این سازوکار با موافقت آمریکا نمی‌تواند کار کند. این سامانه باید به‌عنوان یک اقدام اروپایی در نظر گرفته شود. آن‌ها باید این جرأت را به خودشان بدهند که بر اساس تعهدات‌شان عمل کنند نه براساس منویات آمریکا. این موضوعی بوده که در جلسه اول مطرح شده است. همچنین نتیجه جلسه کمیسیون مشترک برجام این بوده که اعضای کمیسیون یک بار دیگر بر تعهدات خودشان تاکید کردند و باید ببینیم که چگونه تعهدات‌شان را انجام می‌دهند.

    ظریف تاکید کرده بود که در شرایط کنونی و تا زمانی که اقدامات لازم از سوی اروپا صورت نگرفته، حتماً گام سوم جمهوری اسلامی در کاهش تعهدات برجام عملی خواهد شد. در واقع اقداماتی که تاکنون اروپا انجام داده است، هیچ تناسبی با تعهدات و توقعات‌شان نداشته است. اگر آن‌ها می‌خواهند توقعات‌شان عملی شود باید به تعهدات خود عمل کنند. فروش نفت ایران و بازگشت درآمدهای نفتی ایران از جمله تعهدات اولیه اروپا در قبال ایران است.

    بر همین اساس در شرایطی که فرضیه استقلال اروپا در نظام بین‌الملل بارها ابطال شده است، سرمایه گذاری بر روی «رفتار اروپا» نتیجه‌ای جز شکست و ناکامی برای ایران نخواهد داشت. در دنیای حقیقی، اگر اروپا بخواهد در برجام بماند و از منافع آن بهره مند شود باید به شروط ترامپ در خصوص برجام یعنی برداشته شدن قید زمانی برای محدودیت‌های هسته‌ای ایران، انجام بازرسی‌های بیشتر از ایران، محدود شدن توان موشکی و توقف حمایت ایران از جریان مقاومت نزدیک شود امری که اجابت آن از سوی ایران بسیار بعید است.

    برخی می‌گویند که اقدام اروپا برای عملیاتی کردن مکانیسم ماشه، گشودن درهای گفتگو بوده و بعید است که تروئیکای اروپا در شرایط فعلی قصد بازگردان تحریم‌های ایران را داشته باشد. در پاسخ به این افراد باید گفت از آنجا که اروپا در جریان برجام نشان داده بدون اجازه آمریکا قدم از قدم برنمی دارد و همچنین در نظر گرفتن این نکته که ایران با تغییر برجام و اضافه شدن بندهای جدید به آن مخالف است بعید است که گفتگوهای تهران و تروئیکای اروپا در این رابطه به نتیجه برسد.

    پس از خروج آمریکا از برجام برخی کارشناسان اعلام کردند که این اقدام فرصتی مناسب برای اروپا بوجود آورده تا استقلال خود را از آمریکا کسب و به نمایش بگذارند اما نحوه عملکرد این به اصطلاح سه قدرت اروپایی در طول یک و سال و نیم گذشته نشان داد که آنها نه توان، نه اراده و نه امکانات کسب استقلال از آمریکا دارند و در اغلب مواقع نقش جاده صاف کن را برای واشنگتن ایفا می‌کنند.

  • دیداری سه ساعته با آیت‌الله خمینی داشتم

    دیداری سه ساعته با آیت‌الله خمینی داشتم

    خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل- مریم خرمائی-جواد حیران‌نیا: چهل و یک سال از روزی که محمد رضا پهلوی ناکام از جلب رضایت مردم، ایران را برای همیشه ترک کرد می‌گذرد.

    در این سال‌ها ایران علیرغم رویارویی با تهدیدها، تحریک‌ها، تحریم‌های شدید و حتی انواع دخالت‌های پنهان، باثبات‌تر از همیشه ایستاده است و این حقیقتی است که حتی «ریچارد فالک» آمریکایی که در کارنامه خود سابقه گزارشگری ویژه سازمان ملل متحد را دارد نیز به آن معترف است.

    وی که برای ارزیابی تحولات ایران آن سال‌ها، در رأس هیأتی ۳ نفره به ایران سفر کرده بود، روایتی شنیدنی از استیصال بختیار در روز فرار شاه دارد حال آنکه وی در فاصله فرار شاه تا بازگشت امام راحل به وطن، دیداری نیز با رهبر فقید انقلاب اسلامی داشت که در نوفل لوشاتو اتفاق افتاد.

    در آستانه فرار شاه از ایران(۲۶ دیماه)، خبرنگار مهر در گفتگویی مشروح با پروفسور «ریچارد فالک»، از وی خواست استنباط خود از سفر سال ۵۷ و دیدار تاریخی با امام را با مخاطبین ما در میان بگذارد.

    ریچارد فالک استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه پرینستون و صاحب ۲۰ جلد کتاب است و در بازه زمانی ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳، گزارشگر ویژه سازمان ملل بود.

    *پیش از انقلاب اسلامی ایران، شما به عنوان عضوی از یک هیأت آمریکایی، سفری به ایران داشتید. اهداف این سفر چه بود؟

    من رئیس کمیته کوچکی در ایالات متحده بودم تحت عنوان «کمیته‌ای برای دفاع از حقوق بشر در ایران»، که اسپانسر ایونت‌هایی برای دانشجویان و برخی چهره‌های سرشناس ایرانی بود. این کمیته همزمان با اوج گرفتن جنبش انقلابی در سال ۱۹۷۸ در محیط‌های دانشجویی فعال شد.

    این کمیته تقریباً هیچ منبع مالی نداشت اما اعضای متعهدی داشت و به دیدگاه خاصی دست یافت حال آنکه در آن مقطع با وجود اینکه چند ماهی از تحولات تاریخی ایران می‌گذشت، توجه اندکی به آنها نشان داده می‌شد. نوع برخورد رسانه‌های جمعی با این مسائل نیز نه تنها اغلب بسیار مدافع شاه بود، بلکه تقریباً بی ارزش و حتی گاه تکراری بود.

    در چنین شرایطی بود که من به عنوان رئیس کمیته مذکور دعوتنامه‌ای از سوی مهدی بازرگان برای سفری ۲ هفته‌ای به ایران در همراهی با هیأتی ۳ نفره، دریافت کردم.

    هدف اعلامی سفر این بود که به آمریکایی‌ها فهم بهتری از انقلابِ در شرف وقوع منتقل شود هدف اعلامی سفر این بود که به آمریکایی‌ها فهم بهتری از انقلابِ در شرف وقوع منتقل شود.

    من حس کردم پذیرش این دعوت به ویژه از بابت دلیلی که در دعوت‌نامه ذکر شده بود؛ مهم است. بنابراین، هدف ما فهم بهتر جنبش انقلابی ایران و نهایت تلاش برای به اشتراک گذاشتن این تجربه و برداشت‌هایمان بود و این همان چیزی است که ما انجام دادیم.

    با این بینش، تلاشم را کردم تا ۲ نفر را پیدا کنم که از چنین سفری نهایت استفاده را می‌کردند و از ذهنی باز در رابطه با چالشی که پادشاهی ایران با آن روبرو بود؛ برخوردار بودند و بعد از بازگشت به آمریکا نیز به رسانه‌ها و مخاطبان تأثیرگذار دسترسی داشتند.

    هر دو انتخاب اولم با اینکه عضوی از هیأت همراه من باشند؛ موافقت کردند. «رمزی کلارک» نخستین انتخاب من بود. او در دولت جایگاهی برجسته داشت و به عنوان دادستان کل، بخشی از یک خانواده معروف سیاسی بود و از قبل پیش‌بینی می‌شد که نامزد احتمالی پست ریاست جمهوری باشد. وی علاوه بر ذکاوت بی‌اندازه، از اعتبار والایی نیز برخوردار بود که رسانه‌ها را تا حد زیادی علاقمند می‌کرد و در عین حال، به گفتن حقایق ناخوشایند و غیرمتعارف نیز شهره بود.

    انتخاب دوم من «فیلیپ لوس» (Philip Luce) یک کنشگر مذهبی برجسته بود که به واسطه اقدامات علنی مبنی بر مخالفت با جنگ ویتنام از شهرتی جهانی برخوردار بود. در موقعیت‌های سیاسی جنجال‌برانگیز، وی فردی بود که در جستجوی حقیقت بی‌نهایت صادق و نترس بود.

    ما ۳ نفر بی آنکه از قبل روابط فردی قوی داشته باشیم راهی این سفر شدیم حال آنکه در طول مدت اقامت در ایران و بعد از آن خیلی خوب با یکدیگر کنار آمدیم.

    *آنچه در ایران شاهد بودید، تا چه حد متفاوت از روایت رسانه‌های آمریکایی از تحولات انقلاب ایران بود؟

    تفاوت‌ها چشمگیر بود. رسانه‌های آمریکایی فهم ناچیزی از ویژگی‌های جنبش ایران را ارائه می‌کردند و از چشم‌انداز و قدرت آن سردرگم شده بودند. در آن زمان و در میانه جنگ سرد، دولت شاه یکی از متحدان نزدیک آمریکا بود و موقعیت راهبردی ایران در رابطه با اتحاد جماهیر شوروی نیز بر اهمیت این موضوع که واشنگتن خواهان بقای شاه بر مسند قدرت است، می‌افزود.

    رسانه‌های آمریکایی فهم ناچیزی از ویژگی‌های جنبش ایران را ارائه می‌کردند و از چشم‌انداز و قدرت آن سردرگم شده بودند به همان نسبت، دولت آمریکا نیز که با اقداماتی نظیر دخالت پنهانی در کودتای ۱۹۵۳، شاه را به قدرت بازگرداند؛ تعهد ویژه‌ای داشت تا هرچه که لازم است برای مبارزه با این جنبش غیر خشونت‌آمیز انجام دهد- جنبشی که از سوی یک چهره مذهبی هدایت می‌شد که در آن زمان هنوز تا حدودی ناشناخته بود. به نظر حتی در تصور دولت آمریکا نیز نمی‌گنجید که جنبش به ظاهر اولیه مردم ایران به سرنگونی حکومتی منجر شود که از ارتشی قدرتمند و پلیسی توانا و نیز اراده سیاسی برای توسل به تسلیحات کشنده علیه تظاهرات‌کنندگان بی‌سلاح برخوردار بود حال آنکه از مزایای ژئوپلیتیکی «رابطه ویژه» با قدرتمندترین کشور جهان نیز که به شدت روی بقای منافع منطقه‌ای خود سرمایه‌گذاری می‌کند، سود می‌بُرد.

    در چنین شرایطی، رسانه‌ها تبلیغات سو و چشم‌اندازی ایدئولوژیک‌محور از حکومت شاه را بازتاب می‌دادند و نمی‌شد روی آنها به عنوان منبع مستقل و هدفمند رسانه‌ای حساب کرد.

    در چنین جوی بود که امید داشتیم بتوانیم اطلاعات و روایتی نسبتاً واقع‌گرایانه‌تر از روند انقلاب در حال وقوع ایران ارائه دهیم که این شامل تشخیص هویت ویژه آن می‌شد که نه راست‌گرا بود و نه چپ‌گرا و ظاهراً از سوی رهبری مذهبی هدایت می‌شد که عملاً در غرب ناشناخته بود.

    حتی در زمان سفر به ایران، برای ما معلوم نبود که آیا آیت‌الله خمینی رهبر واقعی این جریان بود یا فقط در مقام یک چهره ریاستی، پدیده‌ای زودگذر تلقی می‌شد. امید داشتیم که راهی به پاسخ این پرسش پیدا کنیم و بفهمیم آیا وقایع سیاسی جدید در ایران به تقابل یا عادی‌سازی روابط منجر خواهد شد. سوال این بود که آیا برخلاف سال ۱۹۵۳، دولت آمریکا آمادگی کنار آمدن با سیاست حق تعیین سرنوشت را داشت یا بار دیگر به دنبال مداخله‌جویی با استناد به دستورکار ژئوپلیتیکی خود برمی‌آمد؟

    به طور قطع، ما تا حدی بر کیفیت نوع پوشش رسانه‌ای غرب از تحولات ایران تأثیر داشتیم. رمزی کلارک و خود من برای شرکت در بسیاری از مصاحبه‌ها دعوت شدیم و کانال‌های رسانه‌ای و مطبوعات خواستار شرح استنباط ما از این سفر شدند. در نتیجه؛ دست‌کم تا وقوع بحران گروگان‌ها، بحث درباره سیاست‌های ایران تا حدودی مطلعانه‌تر و با اتکا به گفتگوهای سیاسی مفید انجام می‌شد.

    *شما در همان روزی که شاه ایران را ترک کرد، با شاپور بختیار نخست‌وزیر وقت ایران دیدار کردید، ارزیابی بختیار از تحولات از جمله خروج شاه چه بود؟

    از دیدارمان اینگونه استنباط کردیم که نخست‌وزیرِ وقت از بابت وضعیت و همینطور سرنوشت شخصی خود نامطمئن بود. البته با بختیار در دوره پرتنشی دیدار کردیم یعنی چند ساعت بعد از اعلام خبر خروج شاه از کشور. بختیار به موضع‌گیری خصمانه در برابر دخالت مذهب در حوزه سیاست معروف بود و هویت فردی‌اش به شدت تحت تأثیر فرهنگ اروپایی و نسخه متعصبانه‌ای از سکولاریسم بود.

    بختیار به موضع‌گیری خصمانه در برابر دخالت مذهب در حوزه سیاست معروف بود و هویت فردی‌اش به شدت تحت تأثیر فرهنگ اروپایی و نسخه متعصبانه‌ای از سکولاریسم بود وقتی با یکدیگر دیدار کردیم، شهر تهران وضعیتی آشفته داشت طوری که ماشین‌ها از روی شادی بوق می‌زدند و تصاویر آیت‌الله خمینی همه جا به چشم می‌خورد. برای عبور از ترافیک و رسیدن به محل قرار مشکل داشتیم. بختیار را در حالتی محتاط و به دور از صراحت بیان و شاید ترسان ملاقات کردیم که این نه به دلیل حضور ما بلکه از بابت حضور ده‌ها و حتی تعداد بیشتر از افرادی بود که در اتاق حضور داشتند و هرگز به ما معرفی نشدند و لباسشان شبیه افراد امنیتی بود.

    این طور برداشت کردیم که دست‌کم برخی از این افراد ناشناس عضو ساواک بودند و تا حدی این موضوع را که چرا بختیار حس راحتی نداشت توجیه می‌کرد. وقتی از وی خواستیم تا شرایط دیدار با زندانیان اوین را فراهم کند؛ به نظر بدون راهنمایی یکی از مشاوران حاضر در اتاق، قادر به پاسخگویی نبود.

    بعد از صحبتی کوتاه و در گوشی، نخست‌وزیر وقت به ما گفت که بازدید برای روز بعد و برای دیدار با زندانیان سیاسی هماهنگ می‌شود اما ما اجازه نداریم به بخشی از زندان که مختص مجرمان عادی است، وارد شویم. در بازدید از زندان، حس کردیم با زندانیان سیاسی برخورد متفاوتی می‌شود و احتمال دادیم که آنها از نخبگان سیاسی آتی باشند حال آنکه اوضاع حال و گذشته مجرمان عادی اهمیتی نداشت و در سلول‌های پرازدحام و اغلب فاقد پنجره زندگی می‌کردند.

    در مجموع، از بابت اینکه بختیار چه دیدگاهی درباره آینده دولت تحت امر خود دارد، به قطعیت نرسیدیم. نمی‌دانستیم آنچه او می‌گوید نظر شخصی خودش است یا انعکاس نظر افراد حاضر در اتاق و شاید هم با هم به نوعی از تفاهم رسیده بودند. آیا بختیار به همین زودی‌ها جایگزین می‌شد و نقشش غیرقانونی یا حتی مجرمانه تلقی می‌شد؟ استنباط ما از وی یک مأمور اداری ترسان و فاقد قابلیت رهبری بود. البته شاید استنباط ما متأثر از این واقعیت بود که دیدارمان در چنین لحظه آشفته و پرتنشی اتفاق افتاد- لحظه‌ای که برای کشور و مردمش تحول‌آور بود. در نتیجه، این استنباط‌ها از مردی غم‌زده و گرفتار ممکن است تصویر بسیار منفی به جا بگذارد.

    *برآورد سازمان سیا از تحولات منجر به انقلاب ایران چه بود؟ آیا سیا ارزیابی دقیق و شفافی از نیروهای انقلابی و آینده نظام سیاسی ایران داشت؟

    ما تماسی با سیا نداشتیم اما با «ویلیام سالیوان» سفیر وقت آمریکا در تهران که از پیشینه ضدشورش و شهرت نظامی‌گری برخوردار بود ملاقات کردیم. وی خلاصه‌ای از تحولات ایران به ما ارائه داد که از اظهارات بختیار بسیار شفاف‌تر بود.

    سالیوان اذعان کرد که آمریکا از ویژگی و قدرت جنبش ایران غافلگیر شده بود و برای آنکه با حوادث پیش برود تقلا می‌کرد سالیوان اذعان کرد که آمریکا از ویژگی و قدرت جنبش ایران غافلگیر شده بود و برای آنکه با حوادث پیش برود تقلا می‌کرد. وی به ما گفت که سفارت از قبل حدود ۲۶ سناریو در رابطه با تحولات سیاسی که ممکن است تهدیدی برای حاکمیت شاه باشد تدارک دیده است اما هیچ‌یک از آنها تهدید ناشی از اپوزیسیون اسلام‌گرا را لحاظ نکرده بود.

    دغدغه‌های آمریکا که بازتاب اولویت‌های جنگ سرد بود، به مهار مارکسیست، جریان‌های چپ شوروی سابق و این باور محدود می‌شد که اسلام سیاسی در مبارزه با کمونیست با غرب همراه بود و نشانه این استدلال نیز در حمله شوروی سابق به افغانستان نمود پیدا می‌کرد.

    در کمال تعجب، سالیوان از سرخوردگی حاد خود در تعامل با ریاست‌جمهوری کارتر و به‌ویژه با «زبیگنیو برژینسکی» مشاور ملی کاخ سفید سخن گفت که به باور وی عاجز از پذیرش خاتمه قدرت شاه و یا سرانجام جنبش انقلابی ایران بودند. سالیوان در مقام مدافع منافع ملی آمریکا، خواهان درک وقایع نوظهور بود حال آنکه به صراحت از مقاومت کاخ سفید در برابر این دیدگاه صحبت کرد. به گفته سالیوان، بخشی از این مقاومت ناشی از تأثیر سفیر ایران بر برژینسکی بود- دیدگاهی که بعدها از سوی مقامات وزارت خارجه آمریکا تائید شد.

    *مسائل مطرح شده در دیداری که در نوفل لوشاتو با امام خمینی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی داشتید چه بود و شما شخصیت وی را چگونه توصیف می‌کنید؟

    ما دیداری طولانی شاید ۳ ساعته داشتیم و در طول گفتگویمان و البته بعد از مقدمه‌ای نسبتاً مفصل درباره تجربه‌مان در سفر به ایران، مسائل زیادی را مطرح کردیم. ما شنونده و پاسخگوی دغدغه‌های آیت‌الله خمینی بودیم و بعد از آن، ما نیز سوالاتی را مطرح کردیم. من در اینجا به تعدادی از مباحث طرح شده که از تأثیری بادوام برخوردار بودند؛ اشاره می‌کنم.

    نخستین نگرانی قابل درک آیت‌الله خمینی این بود که آیا دولت آمریکا تلاشی برای تکرار مداخلات ۱۹۵۳ به خرج خواهد داد یا با نتیجه انقلاب کنار می‌آید نخستین نگرانی قابل درک آیت‌الله خمینی این بود که آیا دولت آمریکا تلاشی برای تکرار مداخلات ۱۹۵۳ به خرج خواهد داد یا با نتیجه انقلاب کنار می‌آید. البته ما در موقعیتی نبودیم که پاسخ واضحی به این مسئله بدهیم. ما فکر می‌کردیم که نسبت به ۲۵ سال قبل، آمریکا تمایل کمتری برای مداخله داشت اما به اهمیت راهبردی حفظ ایران به عنوان متحد آمریکا در شرایط جنگ سرد و همچنین نزدیکی فردی و ایدئولوژیکی کارتر و شاه به‌ویژه بعد از آنکه خانواده کارتر در ۱۹۷۸، سال نو میلادی را به عنوان میهمان شاه در تهران سپری کرده بودند؛ واقف بودیم و آن جمله معروف کارتر را به یاد داشتیم که شاه ایران با عشق مردمش احاطه شده بود.

    آیت‌الله خمینی همچنین از بابت اینکه آیا حال که صحبت از تغییر حکومت ایران است، قراردادهای نظامی با آمریکا پا برجا می‌ماند؛ نگران بود. این سلسله سوالات به ما این حس را داد که آیت‌الله خمینی ذهنی نسبتاً عملگرا داشت.

    در همان حال، وی به طور داوطلبانه از میل برای ازسرگیری زندگی مذهبی سخن گفت و توضیح داد که سکونت در قم بیش از تهران با این ایده همخوانی دارد.

    آیت‌الله خمینی توضیح داد که با اکراه وارد سیاست شده چراکه به قول وی «رودخانه‌ای از خون میان شاه و مردم وجود داشت».

    هنگامی که از وی درباره امید به (تشکیل) دولت انقلابی پرسیدیم، این رهبر مذهبی این مسئله را روشن کرد که وی به انقلاب به عنوان یک رویداد اسلامی نگاه می‌کند تا ایرانی. وی به دور از هرگونه لحن فرقه‌گرایانه، بر این موضوع تاکید کرد. وی تا آنجا پیش رفت که بگوید این حس را دارد که در جهان اسلام، جامعه اولیه برای همه مردم بر پایه تمدن و مذهب است و نه ملیت و سرزمین. همانطور که بعدها از دیگران نیز شنیدم، آیت‌الله خمینی اینگونه توضیح داد که کشورهایی با تمامیت ارضی مستقل که بر مبنای هویت ملی بنا شده‌اند؛ آنگونه که در اروپا شاهد هستیم، به ایجاد جوامع طبیعی در خاورمیانه منجر نمی‌شوند.

    آیت‌الله خمینی همچنین مشخص کرد که از نظر وی پادشاهی سعودی به اندازه شاه فاسد و ظالم است و لایق همان سرنوشت. وی احساس می‌کرد که قوانین پادشاهی از نقشی مشروع در جوامع اسلامی برخوردار نیست.

    ما همچنین درباره آینده یهودیان و بهائیان مقیم ایران در مواجهه با وقوع انقلاب اسلامی پرسیدیم حال آنکه از همکاری نزدیک آنها با ساختار حکومتی شاه مطلع بودیم و پاسخ بسیار مهم بود. وی این عقیده را مطرح کرد که یهودیت «یک دین حقیقی» است و چنانچه یهودیان خیلی در حمایت از اسرائیل دخیل نشوند؛ در ایران شرایط خوبی خواهند داشت. کلمات وی تا جایی که به یاد دارم این بود که «اگر آنها بروند، برای ما یک تراژدی است».

    آیت الله خمینی دید متفاوتی نسبت به بهائیان داشت چراکه آنها پیامبری بعد از حضرت محمد (ص) را عبادت می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شد که وی بهائیان را به چشم اعضای «فرقه‌ای» ببیند که به «دینی واقعی» تعلق ندارند اما وی دید متفاوتی نسبت به بهائیان داشت چراکه آنها پیامبری بعد از حضرت محمد (ص) را عبادت می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شد که وی بهائیان را به چشم اعضای «فرقه‌ای» ببیند که به «دینی واقعی» تعلق ندارند و از پیروانشان در ایران جدید استقبال نمی‌شود.

    *مأموریت «ویلیام سالیوان» آخرین سفیر آمریکا در تهران چه بود؟ از وی به عنوان یک مرد «ضدشورش» یاد می‌شود. آیا وی هیچ‌گونه کمک فکری به ارتش ایران یا ساواک ارائه داد؟

    البته، سالیوان هرگز درباره اقدامات پنهانش حرفی به ما نمی‌زد. وی به «دیپلمات ضدشورش» معروف بود چراکه در طول جنگ ویتنام به عنوان سفیر آمریکا در لائوس خدمت کرد. این به آن مقطع زمانی برمی‌گردد که از سفارت آمریکا برای مشارکت در جنگ داخلی لائوس که بعدها به بمباران‌های هوایی آمریکا علیه نیروهای شورشی منجر شد؛ استفاده می‌کرد.

    با اشراف به این موضوع، از من دعوت شد تا در جلسه سنا علیه صلاحیت وی شهادت بدهم اما متأسفانه شهادت من مانع از پذیرش سالیوان به عنوان سفیر آمریکا در تهران نشد، هرچند همان موقع شماری از سناتورها در خفا با اظهارات من موافقت کردند اما تمایلی نداشتند که در اوایل ریاست‌جمهوری کارتر، گزینه مورد نظر وی را رد کنند.

    وقتی در ایران، از لزوم دیدار با سالیوان صحبت کردم، رمزی کلارک در ابتدا از بابت اینکه سال‌ها قبل برخورد ناخوشایندی با وی داشته، دچار تردید شد. من او را متقاعد کردم چنانچه تلاشی برای جویا شدن از نقطه‌نظر سفارت آمریکا به خرج ندهیم، اعتبار سفرمان به خطر می‌افتد.

    فالک: با سالیوان قرار ملاقاتی گذاشتیم و نخستین کلماتی که وی به محض ورود ما ادا کرد این بود که «می‌دانم پرفسور فالک فکر می‌کند من یک جنایتکار جنگی هستم» با سالیوان قرار ملاقاتی گذاشتیم و نخستین کلماتی که وی به محض ورود ما ادا کرد این بود که «می‌دانم پرفسور فالک فکر می‌کند من یک جنایتکار جنگی هستم». با این حال، وی از ما استقبال کرد و صریح و مفصل درباره وضعیت و تلاش‌هایش برای واداشتن واشنگتن به پذیرش آنچه در ایران اتفاق افتاده بود؛ صحبت کرد. با نگاهی به گذشته، فکر می‌کنم وی امیدوار بود ما ابزاری برای رساندن نظرات وی به گوش عموم باشیم.

    وی به این نکته اشاره کرد که هیچیک از نیروهای اجتماعی ایران حاضر نبود برای حفظ شاه در قدرت، بجنگد. جامعه تجاری یا بخش خصوصی-ملی، با اتکای شاه به ارز بین‌المللی برای تکمیل طرح‌های توسعه‌ای خود بیگانه بود. نیروهای مسلح نیز آنگونه که باید طرفدار تاج و تخت نبودند تا بخواهند از جانب آن بجنگند و از این شکایت داشتند که ترس همیشگی شاه از کودتا علیه وی، به عدم اعتماد به فرماندهان ارتش منجر شده و وی را به تغییر مداوم رهبری نیروهای مسلح وا می‌داشت. این به تنزل سطح وفاداری منجر شد و همین موضوع نیز توضیحی است مبنی بر اینکه چرا ارتش بی‌آنکه هیچ گونه تمایل ملموسی برای مداخله داشته باشد؛ نظاره گر تحول سیاسی کشور باقی ماند و این درحالی بود که در اوج خروش انقلابی، به ویژه به واسطه بازدید یکی از فرماندهان آمریکایی ناتو، به مداخله ترغیب شده بود.

    ما همچنین درباره سرنوشتی که در انتظار سران باقی‌مانده از دولت شاه است سوال کردیم- افرادی که به جنایت علیه مردم ایران متهم بودند. پاسخ این بود که انتظار می‌رود روند دادرسی مثل «دادگاه‌های نورنبرگ» برگزار شود که طی آن چهره‌های مطرح دولت قبل و برخی افراد باسابقه در نظام اداری ازجمله مأموران ساواک از بابت اقداماتشان جواب پس بدهند. اما این طرح بعدها اجرا نشد.

    مهم است که به خاطر داشته باشیم تا زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران، برآورد اطلاعاتی آمریکا این بود که رویکرد ضدمارکسیستی اسلام‌گراها همه افراد با گرایش‌های مذهبی را به متحدان قوی غرب در جبهه مبارزه با کمونیسم بدل می‌کند- دیدگاهی که تا بعد از مقاومت افغانستان تحت رهبری نیروهای اسلامی در برابر تهاجم شوروی سابق به قوت خود باقی بود و تنها بعد از حملات یازده سپتامبر علیه مرکز تجارت جهانی و پنتاگون، به طور قطع فرو ریخت.

    *چرا در پایان کار، گروه‌های اسلام‌گرای لیبرال در جلب حمایت امام خمینی ناکام ماندند؟

    برای من به عنوان یک فرد خارجی اظهارنظر درباره مسائل داخلی یک کشور در آن دوره انقلابی دشوار است. ایران همچنان در وضعیت سیالی قرار داشت و نگرانی زیادی از بابت وقوع کودتایی ضدانقلابی برای احیا تاج و تخت شاه وجود داشت. علاوه بر این، تغییر در ایران به سرعت حادث شد. چندین شخصیت سکولار لیبرال‌گرا به ما گفتند که «انقلاب خیلی سریع اتفاق افتاد. ما آماده نبودیم».

    تاوقتی آیت‌الله خمینی در پاریس بود به نظر می‌رسید در اصل به اینکه بروکرات‌هایی با گرایش اسلام لیبرال در حالت عادی برای اداره دولت لازم خواهند بود، باور دارد. ممکن است در تصور وی ایجاد روندی حکومتی تکنوکرات وجود داشت که می‌شد از خلال آن به ویژه به سیاست‌های اقتصادی خوب و نتایجی دست یافت که به نظر وی برای حفظ حمایت توده مردم لازم بود. به نظر چنین انتظاراتی در سازگاری کامل با تصور ایجاد دولتی اسلامی که در خطابه‌های منتشرشده از وی بر آن تاکید شده و به انگلیسی موجود است، سازگاری نداشته باشد- خطابه‌هایی که حین تبعید در عراق نگاشته شده‌اند. تم مورد تاکید در این خطابه‌ها آن بود که دولتی متشکل از ارزش‌های اسلامی نمی‌تواند تاحد زیادی مبتنی بر اصول دموکراسی باشد مگرآنکه اداره آن به عهده رهبری غیرمنتخب باشد که به عنوان منبع بالاترین مقام تلقی می‌شود.

    از چند توضیح دیگر درباره وجهه روند حکومتی (ایران) نیز آگاه بودیم. برخی در ایران بر این باور بودند که آیت‌الله خمینی در بازگشت به کشور به میزان محبوبیت مردمی خود پی برد و این وی را به این باور رساند که از امکان اعمال نظام حکومتی که بازتاب ایده‌هایش باشد؛ برخوردار است. برخی دیگر این عقیده را مطرح می‌کنند که وی از جانب حلقه مشاورانش قانع شد که روح و دستورکار انقلاب به واسطه لیبرال‌ها در حال زوال بوده و به همین‌دلیل، وی را به پذیرش مسئولیت مستقیم و واضح دولت ترغیب کردند.

    ایران به اندازه هر کشور دیگری در منطقه باثبات بوده است، باثبات‌تر از همیشه و در نهایت، این دیدگاه مطرح می‌شود که به لیبرال‌ها فرصت داده شد اما عملکردشان آیت‌الله خمینی را مأیوس کرد و به بازگشت وی به صحنه سیاست و نقل‌مکان به تهران برای رهبری کشور منجر شد. تا جایی من می‌دانم، داستان گذار از عصر پهلوی به جمهوری اسلامی در هاله‌ای از رمز و راز باقی می‌ماند. خوشبختانه طولی نمی‌کشد که این راز با ظهور روایت‌های معتبرتر از آنچه بعد از بازگشت آیت‌الله خمینی به کشور اتفاق افتاد؛ برملا می‌شود.

    آنچه می‌دانیم این است که آنچه در این دوره گذار پایه‌ریزی شد علیرغم رویارویی با تهدیدها، تحریک‌ها، تحریم‌های شدید و حتی انواع دخالت‌های پنهان، بیش از ۴۰ سال دوام آورده است. مسلماً، ایران به اندازه هر کشور دیگری در منطقه باثبات بوده است، باثبات‌تر از همیشه. این تأثیرگذار است حال آنکه مانع از برخی انتقادها از ایران نمی‌شود.

  • ایران تنها مسئول سقوط هواپیمای اوکراینی نیست

    ایران تنها مسئول سقوط هواپیمای اوکراینی نیست

    به گزارش خبرگزاری مهر، «مارتین ریوِرز» در یادداشتی در ارتباط با سقوط هواپیمایی اوکراین در ایران به ابعاد این حادثه پرداخته است.

    این یادداشت را خبرگزاری گاردین انگلیس منتشر کرده است.

    نویسنده در این یادداشت اظهار می‌دارد که بر اساس تجارب پیشین خود از جمله در جریان حادثه مشابه در ساقط شدن هواپیمای مالزیایی در شرق اوکراین در سال ۲۰۱۴، نکاتی قابل توجه به نظر می‌رسد.

    در این یادداشت، نویسنده می‌گوید: بررسی‌ها نشان می‌دهد، پیش از حادثه‌ای که برای هواپیمای اوکراینی در ایران رخ داد، اقدام آمریکا در ترور فرمانده ارشد نظامی ایران در فرودگاه بغداد نوعی اقدام تحریک کننده تنش در منطقه بود که به تقابل بیشتر دو طرف منجر شد.

    نویسنده در ادامه یادداشت به واکنش متقابل ایران در برابر اقدام تروریستی اخیر آمریکا اشاره کرده و گفته است در عین حال هیچکس از پاسخ متقابل آمریکا در برابر پاسخ موشکی ایران با خبر نبوده است و در این شرایط سطح آمادگی ایران در حداکثر خود قرار داشته است.

    به گفته نویسنده، با وجود اطلاع از شرایط منطقه، اما هیچکدام از خطوط هوایی هیچ هشداری از سازمان ایکائو درباره منطقه دریافت نکرده بودند.

    در این یادداشت همچنین یک سوال مهم مطرح شده و آن اینکه چرا در این شرایط پر خطر در منطقه در حالی که برخی خطوط هوایی پروازهای خود را از منطقه به مسیرهای کم خطرتری انتقال داده بودند، اما چرا خطوط هوایی بین‌المللی اوکراین مسیر پروازی خود را در این منطقه لغو نکرده بودند؟

    سوال دیگری که در این ارتباط مطرح شده اینکه چرا دیگر نهادهای مربوطه از جمله سازمان ایکائو یا آژانس ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا یا انجمن حمل و نقل هوایی بین‌المللی درباره پرواز در منطقه هشدار نداده و چرا دیگر کشورهای از جمله ایران و یا آمریکا درباره خطرات احتمالی هشدار نداده بودند؟

    در ادامه یادداشت، آمده است که اگرچه ایران در ارتباط با ساقط شدن هواپیمای اوکراینی مسئول است، اما این اتهامات تنها مربوط ساقط کننده کننده هواپیما نیست، بلکه کسانی که در این شرایط خطرناک نیز ادامه فعالیت داده‌اند نیز مسئول خواهند بود.

    مارتین ریوِرز در یادداشت خود به وعده شش سال پیش صنایع هوایی جهانی برای اصلاح برخی قوانین جهت حفاظت از جان مسافران و شهروندان در مناطق پرتنش اشاره کرد که در زمان سقوط هواپیمای مالزیایی در شرق اوکراین اعلام شد و کشورهای غربی به دلیل قابلیت‌های امنیتی و اطلاعاتی و برخی نهادهای دموکراتیک توانایی اصلاح و دنبال کردن این مسیر را داشتند، اما تا کنون چنین اصلاحاتی نیز انجام نشده است، اگرچه به گفته نویسنده انجام این اصلاحات نیز به دلیل برخی موانع حاکمیتی در کشورهای مختلف با دشواری‌های زیادی روبرو است.

    نویسنده در انتهای یادداشت خود بار دیگر به ضرورت اقدامات اساسی و مشترک از سوی جامعه جهانی برای تنظیم قوانین و نظارت‌های دقیق‌تر بر صنعت هوایی اشاره کرده و در عین حال هشدار داده که همان طور که در زمان سقوط هواپیمای مالزیایی هشدارهایی داده شد که به آن توجه نگردید، بار دیگر این هشدارها را تکرار و خواستار اقدام جدی برای تکرار این گونه فجایع است.

  • واکنش نماینده روسیه به فعال شدن مکانیسم ماشه

    واکنش نماینده روسیه به فعال شدن مکانیسم ماشه

    به گزارش خبرگزاری مهر، «میخائیل اولیانوف» نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی در واکنش به فعال شدن مکانیسم ماشه برجام، در توئیتر نوشت: تروئیکای اروپایی تصمیم گرفتند تا مکانیسم ماشه را بر اساس بند ۳۶ برجام فعال کنند.

    وی افزود: این سه کشور گفته‌اند که این کار با حسن نیت انجام می‌دهد تا برجام را حفظ کنند. آنها هیچ کاری با سیاست فشار حداکثری ندارند. بیایید امیدوار باشیم که این گام اروپا موجب پیچیده‌تر شدن شرایط نشود.

    سه کشور اروپایی انگلیس، آلمان و فرانسه امروز سه شنبه از فعال شدن مکانیسم ماشه خبر دادند. این سه کشور در بیانیه‌ای با اشاره به عدول مرحله به مرحله ایران از تعهدات برجامی خود نوشتند که «به دلیل اقدام‌های ایران چاره‌ای نمانده» جز این که مکانیسم ماشه را فعال کنیم.

    بر اساس بند ۳۷ برجام، اگر هر یک از سه کشور اروپایی امضاکننده توافق اتمی (بریتانیا، آلمان و فرانسه) به این نتیجه برسند که ایران توافق را نقض کرده می‌توانند روند بررسی اختلاف را به جریان بیندازند که ظرف مدتی کمتر از ۶۵ روز این مسئله به شورای امنیت ارجاع داده خواهد شد و این نهاد ممکن است از سرگیری سریع تحریم‌ها علیه ایران را تصویب کند.

  • مکانیسم ماشه فعال شد

    مکانیسم ماشه فعال شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، کشورهای انگلیس، آلمان و فرانسه فعال شدن مکانیسم ماشه را تأیید کردند.

    در مکانیسم ماشه به لحاظ حقوقی، ابتدا درخواست جلسات حل اختلاف خواهد شد و با قانع نشدن احتمالی اروپایی‌ها، نهایتاً با ارجاع موضوع به شورای امنیت، تحریم‌های سازمان ملل بازخواهد گشت.

    در مکانیسم ماشه برجام، شورای امنیت در مورد قطعنامه ادامه لغو تحریم‌های ایران رأی‌گیری می‌کند. فقط کافی است یکی از سه کشور آمریکا، فرانسه یا انگلیس این قطعنامه را وتو و طی ۳۰ روز به تصویب نرسد، آنگاه به شکل خودکار، تمامی تحریم‌ها علیه ایران به کار می‌افتد.

    این روند ذیل بند ۳۶ و ۳۷ برجام اینگونه تعریف شده که هر یک از طرف‌های برجام می‌توانند در صورتی که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرد، موضوع را در کمیته حل اختلاف مطرح کنند.

    این کمیته ۱۵ روز فرصت حل اختلاف را دارد و اگر به نتیجه نرسد با ورود وزیران امور خارجه ۱۵ روز دیگر زمان وجود خواهد داشت. البته در این جا امکان افزایش زمان رسیدگی نیز پیش‌بینی شده است.

    به طور همزمان امکان طرح شکایت در شورای مشاوران وجود دارد و آنها باید تا ۱۵ روز بعد نظر غیر الزام آور خود را ارائه کنند.

    چنانچه اختلافات در ۳۰ روز حل نشود؛ گام سوم، فرصت پنج روزه برای کمیته مشترک است که با کمک شورای مشاوران راه‌حلی بیابد.

    اما اگر همچنان اختلافات پابرجا باشد، طرفین می‌توانند تعهدات خود را به طور کامل یا گام به گام متوقف کنند و موضوع را با ۱۵ عضو شورای امنیت در میان بگذارند.

    در مرحله پنجم، پس از ارجاع موضوع به شورای امنیت، اعضای آن ۳۰ روز فرصت رأی‌گیری دارند. تا بدون رأی وتوی اعضای دائم این شورا- آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین- قطعنامه به تصویب برسد.

    پس از این پنج مرحله، اگر شورای امنیت در مدت یک ماه قطعنامه‌ای صادر نکند، مکانیسم ماشه به کار می‌افتد و تحریم‌ها به طور خودکار بازمی‌گردند.

    ساعاتی قبل برخی خبرنگاران به نقل از رسانه‌هایی همچون رویترز اعلام کرده بودند که انگلیس، فرانسه و آلمان قصد دارند تا از امروز مکانیسم ماشه یعنی ساز و کار حل اختلاف در برجام را فعال کنند.

    این در حالی است که همین سه کشور اروپایی به تازگی بر لزوم حفظ برجام تاکید کرده‌اند.

    دو دیپلمات اروپایی مدعی شده‌اند هدف از این اقدام بازگرداندن تحریم‌ها نیست بلکه هدف، حفظ توافق از طریق گفت‌وگو با ایران برای بازگشت تهران به تعهدات برجامی است.

  • مکانیسم ماشه از سوی انگلیس، فرانسه و آلمان فعال شد

    مکانیسم ماشه از سوی انگلیس، فرانسه و آلمان فعال شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، کشورهای انگلیس، آلمان و فرانسه با انتشار بیانیه‌ای در بروکسل فعال شدن مکانیسم ماشه را تأیید کردند.

    در مکانیسم ماشه به لحاظ حقوقی، ابتدا درخواست جلسات حل اختلاف خواهد شد و با قانع نشدن احتمالی اروپایی‌ها، نهایتاً با ارجاع موضوع به شورای امنیت، تحریم‌های سازمان ملل بازخواهد گشت.

    در مکانیسم ماشه برجام، شورای امنیت در مورد قطعنامه ادامه لغو تحریم‌های ایران رأی‌گیری می‌کند. فقط کافی است یکی از سه کشور آمریکا، فرانسه یا انگلیس این قطعنامه را وتو و طی ۳۰ روز به تصویب نرسد، آنگاه به شکل خودکار، تمامی تحریم‌ها علیه ایران به کار می‌افتد.

    این روند ذیل بند ۳۶ و ۳۷ برجام اینگونه تعریف شده که هر یک از طرف‌های برجام می‌توانند در صورتی که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرد، موضوع را در کمیته حل اختلاف مطرح کنند.

    این کمیته ۱۵ روز فرصت حل اختلاف را دارد و اگر به نتیجه نرسد با ورود وزیران امور خارجه ۱۵ روز دیگر زمان وجود خواهد داشت. البته در این جا امکان افزایش زمان رسیدگی نیز پیش‌بینی شده است.

    به طور همزمان امکان طرح شکایت در شورای مشاوران وجود دارد و آنها باید تا ۱۵ روز بعد نظر غیر الزام آور خود را ارائه کنند.

    چنانچه اختلافات در ۳۰ روز حل نشود؛ گام سوم، فرصت پنج روزه برای کمیته مشترک است که با کمک شورای مشاوران راه‌حلی بیابد.

    اما اگر همچنان اختلافات پابرجا باشد، طرفین می‌توانند تعهدات خود را به طور کامل یا گام به گام متوقف کنند و موضوع را با ۱۵ عضو شورای امنیت در میان بگذارند.

    در مرحله پنجم، پس از ارجاع موضوع به شورای امنیت، اعضای آن ۳۰ روز فرصت رأی‌گیری دارند. تا بدون رأی وتوی اعضای دائم این شورا- آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین- قطعنامه به تصویب برسد.

    پس از این پنج مرحله، اگر شورای امنیت در مدت یک ماه قطعنامه‌ای صادر نکند، مکانیسم ماشه به کار می‌افتد و تحریم‌ها به طور خودکار بازمی‌گردند.

    ساعاتی قبل برخی خبرنگاران به نقل از رسانه‌هایی همچون رویترز اعلام کرده بودند که انگلیس، فرانسه و آلمان قصد دارند تا از امروز مکانیسم ماشه یعنی ساز و کار حل اختلاف در برجام را فعال کنند.

    این در حالی است که همین سه کشور اروپایی به تازگی بر لزوم حفظ برجام تاکید کرده‌اند.

    دو دیپلمات اروپایی مدعی شده‌اند هدف از این اقدام بازگرداندن تحریم‌ها نیست بلکه هدف، حفظ توافق از طریق گفت‌وگو با ایران برای بازگشت تهران به تعهدات برجامی است.

  • انگلیس، فرانسه و آلمان قصد فعال کردن مکانیسم ماشه را دارند

    انگلیس، فرانسه و آلمان قصد فعال کردن مکانیسم ماشه را دارند

    به گزارش خبرگزاری مهر، برخی خبرنگاران به نقل از رسانه‌هایی همچون رویترز اعلام کرده اند که انگلیس، فرانسه و آلمان قصد دارند تا از امروز مکانیسم ماشه یعنی ساز و کار حل اختلاف در برجام را فعال کنند.

    این در حالی است که همین سه کشور اروپایی به تازگی بر لزوم حفظ برجام تاکید کرده اند.

    دو دیپلمات اروپایی مدعی شده‌اند هدف از این اقدام بازگرداندن تحریم‌ها نیست بلکه هدف، حفظ توافق از طریق گفت‌وگو با ایران برای بازگشت تهران به تعهدات برجامی است.

  • جایگاه «قدرت هوشمند» در روابط ایران-آمریکا

    جایگاه «قدرت هوشمند» در روابط ایران-آمریکا

    به گزارش خبرگزاری مهر، اندیشکده مرکز بلفر مصاحبه‌ای با «جوزف نای» دستیار وزیر دفاع سابق آمریکا و واضع نظریه قدرت نرم داشته که در آن به تنش‌های اخیر ایران-آمریکا پرداخته است.

    به عقیده نای، قدرت دارای سه وجه سخت، نرم و هوشمند است. حرکت جریان قدرت از منابع سخت آن شامل جبر، تهدید و استفاده از ابزارالات نظامی به سمت استفاده از ابزارهای نرم مانند فرهنگ و ارزش‌های سیاسی و در نهایت توسل به راهبردی بهینه و مدیریتی مدبرانه که از آن به قدرت هوشمند تعبیر می‌شود؛ رو به تغییر بوده است.

    نای در گفتگوی اخیر خود می‌گوید: یکی از مشکلاتی که آمریکا در ۸ سال زمامداری بوش با آن مواجه شد؛ این بود که قدرت نرم خود را نادیده گرفت و فقط به قدرت سخت اتکا کرد. البته قدرت نرم نیز به تنهایی حلال مشکلات نیست و به عنوان مثال نمی‌تواند طالبان را از پناه دادن به القاعده منصرف کند و به همین دلیل هم توسل به قدرت سخت علیه آنها ضروری بوده است. اما اگر به عراق نگاه کنید؛ قدرت سخت بدون برخورداری از قدرت نرم غیرسازنده است. راهبرد اولیه آمریکا در عراق مبتنی بر قدرت هوشمند نبوده است حال آنکه این روند رو به تغییر است.

    نای در ادامه اظهارات خود می‌افزاید: آمریکایی‌ها در استفاده از قدرت نرم در قبال ایران، عملکرد خوبی نداشته‌اند. نظر شخصی من این است که باید با ایران در همان مسیری که اوباما پیشنهاد داد، مذاکرات گسترده‌ای داشته باشیم و به مباحثه در باب همه مسائل روی خوش نشان دهیم که البته در این مسیر هم اختلافاتی وجود دارد و جای تعجب ندارد که آمریکایی‌ها همزمان با قدرت نرم به برخی ابزارهای قدرت سخت نظیر تحریم هم متوسل شوند. اما چنانچه چارچوب وسیع‌تری برای مذاکره وجود داشته باشد؛ شاید نیاز کمتری به تاکید بر قدرت سخت باشد.

    نای افزود: شاید با بمباران تاسیسات اتمی ایران، آمریکایی‌ها روند برنامه هسته‌ای این کشور را چند سالی به تعویق بیندازند، اما در این صورت با نسلی از جوانان ایرانی مواجه خواهند شد که پاسخی ملی‌گرایانه به آنها خواهند داد که به عقیده من در ازای دستاوردی که دارد، بهای سنگینی تلقی می‌شود.

    نای در نهایت می‌افزاید: آنچه احتیاج داریم، مذاکراتی است که در نتیجه آن منافع مشروع همه طرفین اعم از ایران و آمریکا تامین شود.