برچسب: برجام

  • ظریف کارزار ضد اطلاعاتی هدایت شده علیه ایران را تشریح کرد

    ظریف کارزار ضد اطلاعاتی هدایت شده علیه ایران را تشریح کرد

     

    ظریف کارزار ضد اطلاعاتی هدایت شده علیه ایران را تشریح کرد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران امشب (دوشنبه) در صفحه شخصی خود با ارائه دو نمودار به تشریح کارزار ضد اطلاعاتی و جنگ روانی علیه ایران پرداخت و نوشت:

    سلام دوستان

    با تسلیت مجدد ترور وحشیانه دانشمند برجسته هسته‌ای کشور، شهید دکتر محسن فخری زاده، اجازه می‌خواهم نکته قابل توجهی را با شما در میان گذارم.

    همانگونه که در خبرها دیده‌اید، این روزها بانیان و حامیان سیاست شکست خورده فشار حداکثری علیه ملت دلاور ایران در تلاشند تا از واپسین روزهای رژیم ترامپ برای ایجاد تشنج و نابود کردن فضای ایجاد شده برای لغو تحریم‌های ظالمانه بهره گیرند.

    سفرهای سراسیمه پامپئو به منطقه، ملاقات سه جانبه در عربستان و بیانیه‌های نتانیاهو همگی نشانگر این توطئه است که متأسفانه در روز جمعه در اقدام بزدلانه تروریستی و شهادت یکی از مدیران برجسته کشور متبلور شد.

    اما همزمان با این اقدام تروریستی، کارزار ضداطلاعاتی و جنگ روانی هدایت شده از سوی همین محور اهریمنی آغاز شد، به این امید واهی که برنامه پلید پامپئو، نتانیاهو و بن سلمان برای تشنج آفرینی کامل شود.

    در اولین خبر شهادت دکتر فخری زاده که در رسانه‌های فارسی زبان منتشر شد، به دروغ ادعا شد که «رسانه‌های اسرائیلی ادعا کرده بودند که نام این دانشمند از طریق لیست‌های سازمان ملل به دست موساد رسیده است.»

    این مطلب ۱۸۰ درجه خلاف واقعیت است و نام دکتر فخری زاده توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی در اواسط دهه ۸۰ شمسی به آژانس داده شد و در قطعنامه ۱۷۴۷ مصوب ۴ فروردین ۱۳۸۶ در فهرست تحریم شورای امنیت قرار گرفت.

    بررسی و تحلیل کلید واژه‌های ده هزار توئیتی که در چند ساعت اول پس از ترور در فضای مجازی در این زمینه منتشر شد، نشان می‌دهد که حدود ۷۹ درصد توئیت‌ها جهت‌گیری برای اختلاف افکنی داخلی (مخالفت با برجام، همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و مذاکره) تدوین شده و تنها ۲۱ درصد آنها علیه آمران و عاملان این جنایت وحشیانه بوده است.

    جالب‌تر اینکه نزدیک ۹۳ درصد این توئیت‌ها مربوط به حساب‌های مجعول و بی‌شناسنامه با سابقه کمتر از یک سال و عمدتاً با منشأ خارجی بوده‌است.

    اما مسئولان و مردم هوشمند ایران هیچگاه فریب این آخرین دست و پا زدن‌های تروریست‌های بین‌المللی و جنگ‌طلبان بدنام و تندروی صهیونیست را نخواهند خورد و با هر مرام و مسلکی برای قطعی ساختن دستاوردهای مقاومت قهرمانانه خود در برابر جنگ اقتصادی ترامپ و شرکا انسجام و یکپارچگی خود را حفظ خواهند کرد.

     

    اخبار سیاسی |

  • بازگشت به برجام ساده نخواهد بود

    بازگشت به برجام ساده نخواهد بود

    بازگشت به برجام ساده نخواهد بود

     

    اعتمادآنلاین| وندی شرمن، مسئول تیم مذاکره‌کننده آمریکا در مذاکرات ایران و ۱+۵ (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین بعلاوه آلمان) روز گذشته در مصاحبه‌ای در خصوص احتمال احیای توافق هسته‌ای برجام صحبت کرد.

    شرمن در پاسخ به این سؤال که آیا برجام با توجه به خروج ترامپ از آن، برای آمریکا باقی مانده تا دولت احتمالی بایدن بتواند به آن باز‌گردد گفت: «هیچ شکی نیست که برنامه جامع اقدام مشترک اکنون مانند زمانی که از آن خارج شدیم نیست، اما اقداماتی که ایران انجام داده تقریباً قابل باز‌گشت است. آنچه رئیس جمهور منتخب، بایدن گفته این است که اگر ایران بار دیگر از این توافق به طور کامل تبعیت کند دولت او نیز به این توافق باز‌خواهد گشت. این اتفاق ساده نخواهد بود.»

    وی با بیان اینکه «من امیدوارم که بایدن با اروپا در این خصوص صحبت کند مدعی شد، فرانسه، آلمان، انگلیس و کشور‌های اتحادیه اروپا و همچنین روسیه و چین این توافق را با یکدیگر حفظ کرده‌اند مخصوصاً اروپا که واقعاً به آن پایبند بوده است.»

    شرمن در ادامه تصریح کرد که احیای برجام به هیچ وجه آسان نیست و در طول یک شب اتفاق نخواهد افتاد.

    وی در ادامه به انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در خرداد ماه اشاره کرد و موقعیت‌ باز‌گشت به این توافق هسته‌ای را پیچیده خواند که به اقدامات و تلاش‌های زیادی نیاز دارد.

    مسئول تیم مذاکره‌کننده آمریکا در مذاکرات برجام همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا مسائل ادعایی برنامه موشکی ایران و پشتیبانی از نیرو‌های تحت حمایت آن در منطقه نیز باید در کنار برجام در نظر گرفته شود گفت: «برجام برای کنترل برنامه‌ هسته‌ای ایران است تا مطمئن شویم برنامه هسته‌ای آنها صلح‌آمیز است و نمی‌خواهند بمب هسته‌ای بسازند.»

    وی در ادامه مدعی شد: «ما همیشه بر این عقیده بوده‌ایم که اگر ایران به بمب هسته‌ای دست یابد این کشور می‌تواند برای ما و متحدان‌مان در مقابل ما بایستد و شرایط را برای ما بد سازد.»

    شرمن همچنین ادعا کرد: «ما به این عقیده رسیده‌ایم که باید بر پایه همین توافق با رفتار‌های بدخواهانه ایران در منطقه، مسئله حقوق بشر آن و به زندان انداختن مردم و گسترش برنامه موشکی این کشور مقابله کنیم. ما به این فکر افتادیم که ما می‌توانیم این موضوعات را مسائل اصلی و پایه در آینده قرار دهیم.»

    وندی شرمن در ادامه صحبت‌های خود برجام را یک توافق پایه دانست و گفت که در پی هر توافق کنترل تسلیحاتی، توافقات دیگری نیز خواهند آمد.

    وی در پایان نیز به اتفاقات منطقه غرب آسیا از جمله دیدار بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و بن سلمان، ولیعهد عربستان اشاره کرد و گفت: «اکنون دیگر سال ۲۰۱۶ نیست، هم اکنون موقعیت متفاوت است و دولت بایدن باید این موقعیت‌ها را با دقت ارزیابی کند.»

    منبع: فارس

  • ظریف و همتای انگلیسی درباره برجام گفت وگو کردند

    ظریف و همتای انگلیسی درباره برجام گفت وگو کردند

    ظریف و همتای انگلیسی درباره برجام گفت وگو کردند

    به گزارش خبرگزاری مهر، در گفتگوی تلفنی امشب محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان و دومنیک راب وزیر خارجه انگلیس، همکاریهای دو طرف در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام ) و همچنین دیگر مسائل مورد علاقه دو طرف از جمله روابط دوجانبه و برخی موضوعات انسانی مورد گفتگو ‌و تبادل نظر قرار گرفت.

     

    اخبار سیاسی |

  • انتخابات ۱۴۰۰ | پیروزی جو بایدن فضای انتخاباتی ایران را تغییر خواهد داد

    انتخابات ۱۴۰۰ | پیروزی جو بایدن فضای انتخاباتی ایران را تغییر خواهد داد

    انتخابات ۱۴۰۰ | پیروزی جو بایدن فضای انتخاباتی ایران را تغییر خواهد داد

    اعتمادآنلاین| سعید شمس– هفت ماه به موعد انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ در ایران مانده است. انتخاباتی که با توجه به شرایط حاکم بر کشور و سختی‌های زیادی که مردم تجربه‌ می‌کنند، اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. این مساله که مردم به چه میزان حاضر به حضور در پای صندوق‌های رای شوند، به عنوان دغدغه‌ای جدی مطرح است. از سوی دیگر با توجه به شکست دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، تغییر جدی رویکرد احتمالی کاخ سفید درباره ایران فضای متفاوتی را به وجود آورده است.

    اسماعیل گرامی‌مقدم، عضو حزب اعتماد ملی، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا باعث تغییر مهمی در نگاه این کشور نسبت به ایران خواهد شد که‌ آن تغییر چیزی جز جایگزینی «سیاست تعاملی و  بازگشت به برجام» به جای سیاست «فشار حداکثری» نیست. احتمالا رویکرد جدید ایالات متحده تاثیری ژرف و قابل لمس در بهتر شدن معیشت مردم ایران خواهد  داشت. در واقع معنی بازگشت آمریکا به برجام برچیده شدن تحریم‌ها است که این حالت باعث تقویت پول ملی یا حداقل عدم ریزش ارزش پول ملی می‌شود.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه گفت: در نتیجه چنین تغییر و تحول‌هایی امید مردم به آینده‌ای کم‌دغدغه‌تر، بیشتر خواهد شد و افزایش امید هم باعث می شود مردم به این نتیجه برسند با شرکت در انتخابات و رای به گزینه‌ای که به سیاست تعاملی و مذاکرات بین‌المللی باور دارد، می‌توانند منتظر کاهش فشارهای اقتصادی باشند. البته کاندیدای مطلوب کسی است که به مذاکره باور داشته باشد و همچنین سابقه‌اش نشان بدهد که توان مذاکره دارد.

    او تصریح کرد: بنده قبلا هم تاکید کرده بودم که خروج ترامپ از کاخ سفید نه تنها در مناسبات بین‌المللی ایران، بلکه بر شرایط کشورهایی چون اسرائیل، روسیه، چین،‌ کشورهای اروپایی و منطقه خاورمیانه هم اثرگذار خواهد بود. در واقع ترامپ دنیا را دو قطبی کرده بود. دنیا از سال ۲۰۱۶ میلادی به دو قطب طرفداران دونالد ترامپ، شامل اسرائیل و برخی از کشورهای عربی، و قطب کشورهای اروپایی که به هر حال سیاست‌های ترامپ را به ضرر منافع عامه و کشور خود می‌دیدند،‌ تقسیم شده بود.

    وی توضیح داد: از آنجایی که مشارکت بالا برای کل حاکمیت بسیار مهم و ارزشمند است، باید ابراز امیدواری کرد که در روند تعیین صلاحیت‌ها طوری عمل شود که همه چهره‌های توانا و موثر مجال کاندیداتوری در انتخابات را پیدا کنند. البته برداشت شخصی من این است که در انتخابات ۱۴۰۰ سلیقه‌های مختلف می‌توانند کاندیداهای مورد نظر خود را برای رقابت به کارزار انتخاباتی بفرستند.

    اسماعیل گرامی‌مقدم در پایان گفت: پیروزی جو بایدن فضای انتخاباتی ایران را تغییر خواهد داد و امیدها را برای برگزاری رقابتی که همه جریان‌ها در آن نماینده داشته باشند، مهیا خواهد کرد.

    چکیده گفت‌وگو با اسماعیل گرامی‌مقدم

    -پیام پیروزی بایدن بازگشت به برجام است

    -جایگزینی سیاست تعاملی به جای سیاست فشار حداکثری نتیجه پیروزی بایدن خواهد بود

    -احتمال مشارکت پایین در انتخابات ۱۴۰۰ رنگ باخته است

    -در روند تعیین صلاحیت‌ها طوری عمل شود که همه چهره‌ها مجال کاندیداتوری پیدا کنند

    -در انتخابات ۱۴۰۰ سلیقه‌های مختلف می‌توانند کاندیداهای خود را به کارزار انتخاباتی بفرستند

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • مذاکره‌کنندگان شکست خورده، مخالف مذاکره / واکنش‌ها به اظهارات جلیلی درباره برجام / گمانه‌زنی‌ها درباره کاندیداتوری جلیلی در انتخابات ۱۴۰۰ بالا گرفت

    مذاکره‌کنندگان شکست خورده، مخالف مذاکره / واکنش‌ها به اظهارات جلیلی درباره برجام / گمانه‌زنی‌ها درباره کاندیداتوری جلیلی در انتخابات ۱۴۰۰ بالا گرفت

    مذاکره‌کنندگان شکست خورده، مخالف مذاکره / واکنش‌ها به اظهارات جلیلی درباره برجام / گمانه‌زنی‌ها درباره کاندیداتوری جلیلی در انتخابات ۱۴۰۰ بالا گرفت

     

    اعتمادآنلاین| سعید جلیلی، مذاکره کننده سابق هسته ای در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در یکی از این پیام های توئیتری، برجام را خسارت محض و تعهدی یک طرفه عنوان کرده بود که تحریم بیشتر ایران نتیجه آن بوده است.

    جلیلی در این پیام توئیتری نوشت: «آنها آن چه را که بیشتر بود گرفتند، حداقل را هم ندادند. حالا باز دوباره تعهدات بیشتری میخواهند؟‌»

    محسن عبداللهی استاد حقوق بین الملل در دانشگاه شهید بهشتی یکی از کاربرانی است که به ادعای جلیلی پاسخ داده است.

    این کارشناس ارشد حقوق در پاسخ به جلیلی در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: مخالفین مذاکره با غرب غالبا درچند ویژگی مشترک هستند که یکی از این ویژگی ها این است که آنها خود در گذشته نمایش ناامیدکننده‌ای از مذاکره داشته‌اند.

    عبداللهی افزود: مخالفان مذاکره با غرب هیچ راه حل جایگزینی به جز کلیشه‌ «اتکای به داخل» ندارند و در سر سودای مذاکره دارند.

    وی تصریح کرد: اتکای به داخل نه تنها خوب که ضروری است اما با توجه واقعیت‌های دنیای امروز کافی نیست.

    جناب جلیلی، کُل داستان را بفرمایید!

    در شرایطی که صدایی از داخل ایران درباره مذاکره مجدد با آمریکا بلند نشده و آنچه درباره مذاکره تهران – واشنگتن گفته می شود فقط گمانه زنی رسانه ای مخالفان خارج نشین جمهوری اسلامی است که با هدف ایجاد تفرقه در میان سیاسیون ایرانی این مسائل را مطرح می کنند اما رییس تیم مذاکره کننده ایران در دولت های نهم و دهم در توئیت دیگری نوشت: عده‌ای می‌گویند برویم دوباره مذاکره کنیم!‌

    ‌جلیلی برای تقبیح مذاکرات گذشته با غرب که به امضای برجام منجر شد، نوشت: یکی از اقدامات دولت اوباما و سناتورها پس از امضای برجام، تمدید ده‌ساله تحریم های ایران موسوم به آیسا و همچنین امضای قانون ویزا بود.

    وی تصویب قانون تجمیع و توسعه تحریم‌های ایران موسوم به کاتسا با اجماع حداکثری جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها را از دیگر پیامدهای امضای برجام برای جمهوری اسلامی عنوان کرد.

    رضا نصری حقوقدان و کارشناس مسائل سیاست خارجی در پاسخ به جلیلی طی پیامی در توئیتر نوشت: جناب دکتر جلیلی، کُل داستان را بفرمایید!

    وی در توضیح «کل داستان» خطاب به دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: قانون آیسا که بستر حقوقی بسیاری از تحریم‌هاست، تمدید شد و از کنگره (به ویژه کنگره جمهوری‌خواه) انتظاری جز این هم نبود اما معافیت‌های مورد توافق در برجام تا زمان خروج ترامپ از توافق پا برجا ماند!

    این حقوقدان اضافه کرد: اصلاح قانون ویزا که یکی دیگر از دستاوردهای جریان تندرو در واشنگتن بود، محدودیت‌هایی برای کسانی که در ظرف پنج سال گذشته به هفت کشور نامبرده سفر کرده بودند برای دریافت ویزای آمریکا ایجاد می‌کرد اما برجام موجب شد دولت اوباما مجبور شود از میان این کشورها صرفاً برای «ایران» معافیت‌هایی قائل شود تا طبق تعهداتش مانع «عادی‌سازی روابط تجاری و اقتصادی ایران» نشود. وزارت خارجه آمریکا نیز معافیت‌هایی برای تجار و سرمایه‌گذاران و غیره که به ایران سفر می‌کردند صادر کرد.

    نصری درباره دیگر نتایج مثبت برجام نیز نوشت: در ضمن، صرف وجود برجام موجب شد اتحادیه اروپا نیز با تهدید به اتخاذ اقدام متقابل و وضع شرایط سختگیرانه ویزا برای اتباع آمریکایی با این اصلاحیه قانون آمریکا به شدت مخالفت کند. در مورد سایر کشورهای لیست‌شده در قانون مذکور چنین حساسیتی وجود نداشت.

    برجام قدرت مانور را از ترامپ گرفت

    نصری درباره تصویب قانون کاتسا نیز گفت: قانون کاتسا در زمان ترامپ (برجام‌ستیز اعظم) و با امضای او به تصویب رسید و عمده موضوع آن به غیر از روسیه «فعالیت‌های موشکی ایران» بود که موضوع برجام نبود اما به موجب قطعنامه ۲۲۳۱ از زیر ضرب ممنوعیت شورای امنیت خارج شده بود.

    وی یادآور شد: برجام «پیمان مودت» میان ایران و آمریکا یا یک قانون فراسرزمینی نبود تا دولت و همه افراد و بازیگران صحنه سیاست آمریکا را ملزم به رفتار دوستانه با ایران کند؛ یا مانع مانع‌تراشی‌های جریان‌های ایران‌ستیز و برجام‌ستیز در کنگره شود.

    این کارشناس مسائل حقوقی خاطرنشان کرد: برجام توافقی بود که به جز دستاوردهای راهبردی در صحنه بین‌المللی، قدرت مانور و  دامنه اقدامات خصومت‌آمیز نهادهای قانونگذار آمریکا را همانطور که نمونه‌هایش در بالا ذکر شد به شدت محدود می‌کرد. به همین خاطر هم ترامپ آن را ناقض «عظمت آمریکا» می‌دانست و از آن خارج شد!

    نصری خطاب به جلیلی نوشت: بیایید از جایگاه سیاسی و پایگاه اجتماعی خود برای کمک به دولت در جهت لغو تحریم‌ها و اجرای تمام و کمال برجام استفاده کنید! در این صورت، نه تنها حق ایران احقاق می‌شود، بلکه زیرساخت‌های حقوقی تحریم‌های آمریکا که برشمردید نیز در نهایت برچیده خواهد شد.

    کاربران دیگری نیز با حمله به دستاوردهای مذاکرات در دوران ریاست جلیلی بر هیات مذاکره کننده و قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفت شورای امنیت سازمان ملل از وی خواسته بودند تا بیشتر درباره دستاوردهای خود توضیح دهد تا اینکه بخواهد از دستاوردهای تیم بعد از خود انتقاد کند.

    بخشی از کاربران نیز با انتقاد از رویکرد جلیلی در حوزه سیاست خارجی، وی را به بی تفاوتی نسبت به مسائل معیشتی و اقتصادی مردم در شرایط شیوع بیماری کرونا متهم کرده بودند.

    کاربران دیگری نیز، رفع تحریم های تسلیحاتی ایران در کنار چندبار شکست آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد را از نتایج برجام عنوان کرده بودند.

    منبع: ایرنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آمریکا باید بی‌قید و شرط به تعهداتش برگردد

    آمریکا باید بی‌قید و شرط به تعهداتش برگردد

    اعتمادآنلاین| علی ربیعی با اشاره به انتخابات آمریکا، گفت: در گام اول حتما تحریم‌ها و موانع انتقال پول ایران باید برداشته شود و دولت آمریکا در مقابل زیان‌هایی که در این مدت به ملت ایران وارد کرده است، پاسخگو باشد.

    وی با تاکید بر اینکه ما به سیاست‌های کاخ سفید کار داریم نه به سیاستمداران، افزود: اساسا وقتی هم که با دولت اوباما مذاکره می‌کردیم، در واقع با حزب دموکرات مذاکره نمی‌کردیم، بلکه با دولت ایالات متحده آمریکا درحال مذاکره بودیم، اما این ترامپ بود که سیاست‌های رقیب حزبی خود را پس زد و سیاست‌های خصمانه و کینه توزانه را جایگزین آن کرد.

    سخنگوی دولت گفت: بنابراین سیاست ها، رفتارها و اقدامات طرف مقابل را دنبال خواهیم کرد و متناسب با آن، سیاست‌های لازم را اتخاذ می‌کنیم.

    ربیعی افزود: مردم آمریکا در انتخابات این کشور به سیاست‌های نژادپرستی، قلدرمابانه و مداخله جویانه دولتمردان کشورشان در همه دنیا نه گفته اند، ما معتقدیم که دولت آینده ایالات متحده آمریکا حتما باید به این رای مردم احترام بگذارد و پایبند باشد.

    وی با اشاره به اینکه دولت فعلی حاکم بر کاخ سفید دردسرهای زیادی را در جهان و در داخل خود آمریکا ایجاد کرده است، ابراز امیدواری کرد: دولت آینده این کشور نماینده مردم آمریکا در نه گفتن به سیاست‌های ترامپ باشد.

    ربیعی در گفتگو با صداوسیما به اقدام دولت قبلی آمریکا در نقض معاهدات بین المللی اشاره کرد و گفت: دولت آینده این کشور باید به همه معاهداتی که دولت قبلی آمریکا آن‌ها را نقض کرده و کنار گذاشته است، توجه کند و به این معاهدات برگردد.

    وی افزود: با دقت همه سخنان و اقدامات مقامات جدید کاخ سفید را بررسی می‌کنیم و قضاوت را هم به آینده موکول خواهیم کرد.

    سخنگوی دولت گفت: انتظار مشخص ما از مقامات جدید کاخ سفید بازگشت به همه الزامات و تعهدات قبلی بدون قید و شرط است، در گام اول حتما تحریم‌ها و بحث انتقال پول ایران باید برداشته شود و دولت آمریکا در مقابل لطماتی که در این مدت به ملت ایران وارد کرده است، پاسخگو باشد.

    ربیعی با تاکید بر اینکه احترام به ملت ایران خواسته هم دولت و هم ملت است، افزود: ما فارغ از انتخاباتی که در آمریکا صورت گرفته است، سیاست ملی خودمان را ادامه خواهیم داد.

    وی تاکید کرد: ما روابط با همسایگان و پیمان‌های امنیتی و اقتصادی منطقه‌ای را دنبال خواهیم کرد.

    سخنگوی دولت تصریح کرد: بدون جنگ افروزی و مداخله گری در کشورهای منطقه، فضای مناسب تری برای همه دولت‌ها و ملت‌ها پیش آمده است تا بتوانند بدون مداخله بیگانگان امنیت منطقه را تامین کنند و از مواهب اقتصادی همه مردم منطقه بهره‌مند شوند.

    ربیعی به مراودات تجاری کشور با همسایگان و کارهای خوبی که در این زمینه به رغم کینه توزی‌های آمریکا و فشار روی این کشورها صورت گرفته است، اشاره کرد و گفت: مردم ما این مواضع و همکاری‌های دوستانه را فراموش نمی‌کنند.

    وی افزود: ما دست دوستی به سوی کشورهای منطقه دراز می‌کنیم و از همه فرصت‌های اقتصادی در جهان استفاده خواهیم کرد.

    سخنگوی دولت گفت: وظیفه ما این است که سیاست‌های خودمان را سامان دهیم و از همه فرصت‌های تجاری و اقتصادی که در دنیا بوجود آمده است استفاده کنیم و حق مردم ایران را در مقابل ظلمی که به آن‌ها شده است از اقتصاد جهان بستانیم.

    ربیعی افزود: ما یک برنامه ۷۰ روزه تا ژانویه داریم و یک برنامه هم بعد از آن خواهیم داشت که بتوانیم سیاست‌های متناسب را در این زمینه اتخاذ کنیم که بخش اعظم آن متکی بر مسایل داخلی و بخشی هم متکی به سیاست‌های خارجی خواهد بود.

    وی با تاکید بر اینکه حمایت از معیشت و زندگی مردم همچنان جزو سیاست‌های دولت است، گفت: ما همچنان گسترش صادرات و حمایت از تولید داخلی را ادامه می‌دهیم.

    سخنگوی دولت: سیاست تقویت تولید و مقاومتی کردن اقتصاد داخل تعطیل بردار نیست و در هر شرایط و فرصتی دولت سیاست اتکا به توان، دانش و فناوری‌های داخلی و نخبگان خود را به عنوان یک راهبرد ادامه خواهد داد.

    منبع: تسنیم

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • گزارش تازه آژانس به تداوم همکاری با ایران اشاره دارد

    گزارش تازه آژانس به تداوم همکاری با ایران اشاره دارد

    گزارش تازه آژانس به تداوم همکاری با ایران اشاره دارد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر ۱ کاظم غریب‌آبادی روز چهارشنبه در گفت و گو با رسانه‌ها افزود که بر اساس گزارش یاد شده، «آژانس به فعالیت‌های راستی آزمایی و نظارتی خود درخصوص تعهدات مرتبط ایران ادامه داده است.»

    وی بیان کرد: برابر این گزارش، ایران علاوه بر تداوم تولید آب سنگین و ذخیره آن، مقادیری نیز افزون بر ۲.۲ تن آب سنگین به خارج صادر کرده و همچنین ۱.۳ تن نیز در راستای فعالیت‌های تحقیق و توسعه خود مصرف کرده است.

    نماینده کشورمان ادامه داد: طبق گزارش آژانس، فعالیت‌های غنی سازی در نطنز و فردو، از جمله با ماشین‌های جدید و غنی سازی تا ۴.۵ درصد و فراتر از ۳.۶۷ درصد مقرر در برجام، همچنان ادامه دارد. علاوه بر این، گزارش به تصمیم اخیر ایران برای انتقال سانتریفیوژهای تحقیق و توسعه به زیر زمین در نطنز اشاره کرده و گفته است که ایران اعلام کرده در این راستا الزامات پادمانی را در نظر خواهد گرفت.

    سفیر و نماینده دائم کشورمان اضافه کرد: گزارش آژانس، میزان ذخایر اورانیوم ایران را تا ۲ نوامبر، ۲۴۴۲.۹ کیلوگرم اعلام کرده است، که برابر با حدود ۳۶۰۰ کیلو گرم اورانیوم با غنای پایین می‌باشد.

    غریب آبادی همچنین درخصوص اشاره گزارش به نتایج بازدید آژانس از یکی از مکان‌ها در سال ۱۳۹۷ نیز گفت که با وجود تفاوت نظرهای فنی ما با آژانس، تعاملات در این زمینه میان دو طرف با هدف حل و فصل نهایی موضوع همچنان ادامه دارد و باید از هرگونه اظهارنظر عجولانه پرهیز کرد.

    آژانس پیش تر ادعاهایی را درباره آنچه فعالیت‌های هسته‌ای اعلام نشده در مکان‌هایی در ایران خواند مطرح کرده بود.

    با این حال دو طرف، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹ در پایان سفر رافائل گروسی مدیرکل آژانس به تهران و انجام مذاکرات با مقامات ایران، توافق کردند تا همکاری‌های خود را بیش از پیش تقویت کنند و اعتماد متقابل را به منظور تسهیل اجرای کامل موافقتنامه جامع پادمان و پروتکل الحاقی به آن، که از ۱۶ ژانویه ۲۰۱۶ به صورت موقت توسط ایران در حال اجراست، ارتقا بخشند.

     

    اخبار سیاسی |

  • روابط امروز ایران با چین و روسیه متعادل نیست؛ اتفاقا براساس تحمیل شرایط است

    روابط امروز ایران با چین و روسیه متعادل نیست؛ اتفاقا براساس تحمیل شرایط است

    روابط امروز ایران با چین و روسیه متعادل نیست؛ اتفاقا براساس تحمیل شرایط است

     

    اعتمادآنلاین| واقعیت این است که اقتصاد ما ۱۰۰ درصد درگیر سیاست است و اینکه می‌گویند ما با امکانات داخلی می‌توانیم درآمد سرانه را تا چندین هزار دلار افزایش بدهیم یک مساله غیرمعقول، غیرعملیاتی است و اساسا برنامه‌ای هم برای آن ارائه ندادیم. ما اگر دنبال رشد اقتصادی هستیم باید به دنبال عوامل اثرگذار آن برویم. یکی از همین موضوعات صادرات است. اینکه امروز بخش عمده‌ای از محصولات و تجهیزات کشاورزی را وارد می‌کنیم، دان معناست که ما هنوز به تکنولوژی و امکانات و فناوری‌ روز کشاورزی دسترسی نداریم. بنابراین باید به سمتی حرکت کنیم که سیاست تحت تاثیر اقتصاد باشد و نه برعکس.

    مصطفی ‌هاشمی‌طبا گفت: من بعید می‌دانم که روابط بین ایران و آمریکا در دوران آقای بایدن به سمت احیا و فراتر از آن برود. چراکه سیاست‌‌های تعیین شده جمهوری اسلامی توسط مقام معظم رهبری مشخص است و آمریکا با توجه به حمایت از اسراییل و تامین امنیت آن بعید است بتواند زمینه احیا روابط را فراهم کند.

    ‌هاشمی‌طبا اظهار داشت: موضوع برجام تاحدودی متفاوت از روابط مستقیم بین ایران و آمریکاست و من فکر می‌کنم که با توجه به مواضعی که آقای بایدن نسبت به برجام در ایام انتخابات داشته است، این امکان وجود دارد که برجام در دوران آقای بایدن نسبت به دوران آقای ترامپ شرایط متفاوتی پیدا کرده و به سمت تعادل برود.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب همچنین در پاسخ به پرسشی درمورد لزوم روابط متوازن ایران با غرب و شرق برای احیا شرایط اقتصادی خود اظ‌هارکرد: یکی از مشکلات ما این است که طی ۴۰ سال گذشته دنبال سیاست‌‌هایی نرفتیم که بتواند به رشد و توسعه کشور کمک کند. واقعیت این است که ما دراین دوران همواره به دنبال تصمیمات و راهکار‌های آنی و لحظه‌ای بودیم. شاید این بدان دلیل بوده که ما خوا‌هان رضایت مردم در همان لحظه و مقطع بودیم و برهمین اساس از رشد و توسعه کشور غافل ماندیم.

    وی افزود: من اعتقاد دارم که ما حتی در روابط با شرق نیز نتوانستیم آن تعادل مطلوب را حفظ کنیم. روابط امروز ما با چین و روسیه متعادل نیست و اتفاقا یک تحمیل بوده که همه این ‌ها بر اساس فقدان تعادل در روابط بین شرق و غرب پذیرفتیم. ضمن اینکه ما در این دوران بر تقویت توان تولید و رشد و توسعه در داخل تمرکز نکردیم.

    ‌هاشمی‌طبا همچنین در پاسخ به این پرسش که ما چگونه می‌توانیم شرایط سیاسی کشور را متناسب و در جهت رشد اقتصادی ترسیم کرده و دنبال کنیم، گفت: واقعیت این است که اقتصاد ما ۱۰۰ درصد درگیر سیاست است و اینکه می‌گویند ما با امکانات داخلی می‌توانیم درآمد سرانه را تا چندین هزار دلار افزایش بدهیم یک مساله غیرمعقول، غیرعملیاتی است و اساسا برنامه‌ای هم برای آن ارائه ندادیم. ما اگر دنبال رشد اقتصادی هستیم باید به دنبال عوامل اثرگذار آن برویم. یکی از همین موضوعات صادرات است. اینکه امروز بخش عمده‌ای از محصولات و تجهیزات کشاورزی را وارد می‌کنیم، دان معناست که ما هنوز به تکنولوژی و امکانات و فناوری‌ روز کشاورزی دسترسی نداریم. بنابراین باید به سمتی حرکت کنیم که سیاست تحت تاثیر اقتصاد باشد و نه برعکس.

    منبع: انتخاب

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

    سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

    سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

     

    اعتمادآنلاین| اکنون با مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و راه یافتن جو بایدن، نامزد جریان دموکرات به کاخ سفید شاهد شکل گیری دو کلان نگاه در داخل کشور پیرامون ارزیابی اقتضائات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره ریاست‌جمهوری جو‌ بایدن هستیم؛ دو کلان نگاهی که در تضاد با هم قرار دارند. در این راستا از یک طرف جریان منتسب به اصلاح طلبان و معتدلین حامی دولت معتقدند باید از فرصت ایجاد شده برای مذاکره با آمریکایی در جهت تحقق منافع ملی کمال استفاده را برد، اما در مقابل اصولگرایان هم بر این باورند که با تغییر دولت ها در آمریکا نباید تفاوت و انعطافی در رفتار جمهوری اسلامی شکل گیرد. چرا که دشمنی و تخاصم واشنگتن با تهران کماکان به قوت خود باقی است و اصل تقابل ایران و ایالات متحده یک تقابل راهبردی و بنیادین است که با تغییر دولت ها، چه در تهران و چه در واشنگتن، تغییری پیدا نمی کند؟ اما به واقع ایران در دوران ریاست‌ جمهوری جو ‌بایدن چه راهکاری را در برابر ایالات متحده آمریکا اتخاذ می کند؟ آیا کشور کماکان به سیاست های کنونی در برابر واشنگتن ادامه می دهد و یا با سنگین تر شدن چالش ها و مشکلات داخلی، مسئله مذاکره در دستور کار قرار خواهد گرفت؟ در این بین انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ و رقابت های انتخاباتی تا چه اندازه می‌تواند در این روند موثر باشد؟ پاسخ این پرسش‌ها را در گفت وگویی با احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل پی گرفته ایم که در ادامه می خوانید:

    با اعلام خبر پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شاهد دو کلان تحلیل در جامعه سیاسی و رسانه ای کشور بودیم؛ در این راستا برخی تحلیل ها ناظر به ایجاد فضای باز دیپلماتیک و استفاده تهران از پالس مثبت حضور بایدن در کاخ سفید اشاره دارد داشت، کما این که اینکه کاهش قیمت‌ها در بازارهای داخلی، به خصوص بازار ارز و سکه گویای آن است که این پالس مثبت، طی روزهای اخیر، ولو به صورت موقت بعد از پیروزی جو بایدن در کشور به وجود آمده است. در مقابل هم هستند طیف هایی از جامعه و بخشی از جریان های سیاسی و رسانه‌ای وابسته که معتقدند اساساً تفاوتی بین ریاست‌جمهوری جو بایدن و دونالد ترامپ وجود ندارد، لذا جمهوری اسلامی ایران کما فی السابق باید در برابر ایالات متحده آمریکا راهبردهای خود را پیش ببرد. در این میان حضرتعالی در نوشتاری با عنوان «بایدن و عشقی که آسان نمود اول!» گزاره سومی را مطرح کردید؛ گزاره سومی که متفاوت از دو کلان تحلیل مذکور با یک نگاه رادیکال، احتمال جنگ و تنش نظامی واشنگتن – تهران در دوران ریاست جمهوری جو بایدن را مطرح می کند. شما در این تحلیل عنوان داشتید که «با حضور بایدن در کاخ سفید» حتی مخاطره یک رویارویی نظامی ناخواسته هم ممکن است بین ایران و آمریکا به وجود آید. چون نیروهایی که نگران تعامل پشت پرده اعتدالی‌ها با دولت بایدن هستند، به منظور خنثی‌سازی اقدام احتمالی آنها ممکن است دست به تحرکاتی در منطقه و بخصوص خلیج فارس بزنند که هم چنین روندی را مختل کنند و هم زهرِ چشمی به بایدن نشان دهند. بایدن هم طبعاً نمی‌خواهد به عنوان رهبری ضعیف و ترسو شناخته شود و زمینه تبلیغاتی مناسبی برای دارودسته زخم خورده ترامپ علیه خود فراهم آورد. بدین دلیل ممکن است واکنش او به هر اقدام تحریک‌آمیز حتی شدیدتر از واکنش ترامپ در مقابل اقدامی از این قبیل باشد». فارغ از اینکه اساساً آیا جمهوری اسلامی ایران در دوران ریاست جمهوری جویدن دست به اقدامات حساسیت برانگیز و رادیکال در منطقه خواهد زد و یا این که بایدن هم واکنش متقابل سختی را نشان خواهد داد یا خیر، به نظر می رسد که اصولگرایان رادیکال که مجلس یازدهم را در اختیار گرفته اند، از پیش از برگزاری انتخابات آمریکا و نه در سطح منطقه که در داخل کشور تلاش هایی را در این رابطه آغاز کرده اند. تلاش هایی که با اقدام دوشنبه هفته گذشته نمایندگان در خصوص تصویب یک فوریت طرح اقدام فوری برای لغو تحریم‌ها آغاز شد تا از داخل زمینه تعامل پشت پرده اعتدالی‌ها با دولت بایدن را خنثی کنند. چرا که این دو اقدام به ظاهر متفاوت در نهایت یک خروجی و کارکرد را به دنبال دارند. حال سوال اینجاست که این مقاومت در داخل برای عدم شکل گیری مذاکرات احتمالی تهران –واشنگتن در دوره بایدن به چه دلیل در حال تقویت است؛ آیا صرفا مسئله به انتخابات ریاست جمهوری سال آتی در کشور باز می گردد؟ اساسا شما به این مقاومت اعتقاد دارید؟

    بله. قطعا این مقاومت در داخل کشور وجود دارد؛ مقاومتی آشکار و عیان، نه پنهانی و در خفا. ذیل همین مقاومت بارها به طور رسمی اعلام شده که در داخل کشور تلاش هایی در حال پیگیری است تا مانع از انجام مذاکرات احتمالی با ایالات متحده آمریکا در دوره جو ‌بایدن شود. چرا که از اساس بخشی از جریان‌های سیاسی داخلی، نهادها و ارگان های ذی نفوذ بر این باورند که هرگونه تلاش برای رسیدن به توافق با آمریکا به طور کلی مخل و متناقض با ماهیت و اصالت جمهوری اسلامی ایران است. از این رو به طور قاطع مقاومت جدی برای خنثی کردن این تلاش‌ها برای مذاکرات احتمالی از پیش از برگزاری انتخابات در آمریکا شکل گرفته بود و چندان ربطی هم به انتخابات در ایران ندارد. همان گونه که اشاره داشتم این مقاومت به دلیل آن شکل گرفته و در حال تقویت است که برخی ها در داخل تلاش برای مذاکره و ایجاد توافقات جدید با واشنگتن را نافی گفتمان انقلابی و رسالت جمهوری اسلامی قلمداد می کنند. پس به طور جد و قاطعانه با تلاش برای مذاکرات در داخل مقابله خواهد شد.

    شما به ذی نفوذ بودن این جریان اشاره داشتید، اما به نظر شما این مقاومت تا چه اندازه می تواند تمام کننده باشد؛ آیا اساساً مطرح شدن طرح اقدام فوری برای لغو تحریم ها در مجلس یازدهم می تواند تعیین کننده باشد. به هر حال این طرح بنا دارد که سازمان انرژی اتمی را مکلف کند ظرف مدت دو ماه پس از تصویب این قانون، سالانه به میزان حداقل ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰ درصد در تاسیسات شهید علی محمدی فردو تولید و در داخل کشور ذخیره کند. همچنین در جهت تحقق ظرفیت یکصد و نود هزار سو غنی سازی، سازمان انرژی اتمی، مکلف است پس از تصویب این قانون، ظرفیت غنی سازی و تولید اورانیوم غنی سازی شده با سطح غنای متناسب هر یک از مصارف صلح آمیز کشور، به میزان ماهانه حداقل ۵۰۰ کیلوگرم افزایش دهد. مضافا این سازمان مکلف است ظرف مدت ۳ ماه عملیات نصب، تزریق گاز، غنی سازی و ذخیره سازی مواد را تا درجه غنای مناسب، با حداقل ۱۰۰۰ عدد ماشین (m2-IR) در بخش زیرزمینی تاسیسات شهید احمدی روشن نطنز آغاز کند. در همین بازه زمانی، هرگونه عملیات غنی سازی و تحقیق و توسعه با ماشین های (۶-IR) را به تاسیسات شهید علی محمدی فردو منتقل کرده و عملیات غنی سازی را با حداقل ۱۶۴ ماشین از این نوع آغاز نموده و آن را تا انتهای سال ۱۳۹۹ به ۱۰۰۰ ماشین توسعه دهد. اینها علاوه بر آن است که سازمان انرژی اتمی ایران وظیفه دارد، راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک را که به موجب برجام در حال بازطراحی و بهینه سازی است، ظرف مدت ۴ ماه از تاریخ تصویب این قانون با برنامه زمانبندی معین از طریق احیای قلب رآکتور به شرایط قبل از برجام برگرداند. بر اساس این طرح، دولت موظف است بر اساس بندهای ۳۶ و ۳۷ برجام، ظرف مدت ۲ ماه از تصویب این قانون، دسترسی های نظارتی فراتر از پروتکل الحاقی بر اساس برجام را متوقف کند. کما این که پس از ۳ ماه از تصویب این قانون، اگر روابط بانکی ایران در اروپا و میزان خرید نفت توسط آنها از ایران به شرایط عادی و رضایت بخش بازنگشته باشد، دولت مکلف است اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

    این جریان به دلیل قدرت و نفوذی که در داخل دارد به هیچ وجه نمی گذارند که دولت روحانی در ماه‌های پایانی حیات سیاسی خود راهی برای مذاکره با دولت بایدن پیدا کند. بنابراین من معتقدم که این جریان از توان لازم برای تمام کنندگی و تعیین کنندگی در این زمینه برخوردار است.

    با این تحلیل سوالی که در ذهن شکل می‌گیرد ناظر بر این مسئله است که آیا بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ در کشور و با فرض اینکه کرسی پاستور به یک فرد از جریان اصولگرا برسد، باز هم این مقاومت در برابر مذاکره با ایالات متحده آمریکا کماکان ادامه پیدا خواهد کرد و حتی تشدید می شود و یا اینکه با یک دست شدن قدرت و سپرده شدن قوه مجریه به فردی از این جریان (اصولگرا)، عملاً بستر برای مذاکرات با ایالات متحده باز خواهد شد؛ چرا که شما بارها در تحلیل هایتان بر این نکته تاکید داشته اید که اگر قدرت در کشور یک دست شود و همه نهادها در اختیار جریان اصولگرا قرار گیرد مذاکره با آمریکا راحت تر خواهد بود؟

    اگر در انتخابات ۱۴۰۰ دولت اصولگرایی روی کار بیاید که با سایر نهادها و قوا در کشور هماهنگ و همراه باشد احتمال مذاکره نسبت به وضعیت موجود بیشتر و پررنگ تر خواهد شد، نه اینکه ما این فرض را قطعی و حتمی بدانیم. اما به دلیل آن که اکنون پاره ای از این اصولگرایان مدعی و یا حتی واقعا متوهم هستند و ذیل این توهم و ادعای خود بر این باورند که اگر قوه مجریه و ریاست جمهوری به آنها برسد با سیاست ها و برنامه های خاص داخلی و خارجی می توانند بر مشکلات، چالش ها و معضلات فائق آیند. ولی واضح است که این مسئله به دور از واقعیت های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. بنابراین من این احتمال را چندان دور از ذهن نمی دانم که اگر در انتخابات ۱۴۰۰ دولتی از جریان اصولگرا روی کار بیاید به زودی متوجه واقعیات ناخوشایند کشور و حجم گسترده ای از چالش‌ها و معضلات خواهد شد. در این صورت یکی از راه‌ها و یا شاید مهمترین راه برای خروج از این چالش ها، بحران های کنونی و کاهش مشکلات ایجاد یک روزنه جدید به سوی دنیا باشد و این مسئله هم قطعا از طریق و مسیر مذاکره با آمریکا عبور می کند. لذا  این احتمال وجود دارد که آنها (اصولگرایان) هم با درک واقعیت به این نتیجه برسند که راهی جز مذاکره با آمریکا وجود ندارد. صد البته این مسئله بدان معنا نیست که این جریان اصولگرا حتی با فرض به دست گرفتن کرسی ریاست جمهوری و یک دست شدن قدرت با مسیر همواری برای مذاکره با آمریکا مواجه خواهند بود؛ اولین مشکل آنها به تبعات مذاکره با آمریکا در داخل خود این جریان باز می گردد. چون به هر حال جریان اصولگرا تا به اکنون نیروهای خود را با این تفکر و القائات، تربیت کرده که بنیاد گفتمان جریان اصولگرا بر نفی مذاکره، صلح، سازش، آشتی و مصالحه با ایالات متحده استوار است. بنابراین اگر دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ بخواهد به سمت مذاکره با آمریکا پیش رود، دچار یک تنش شدید درون اصولگرایی خواهد شد و حداقل به دو دسته تقسیم خواهد شد. تعدادی که عملگراتر هستند و به دنبال مدیریت شرایط و چالش های داخلی کشور از طریق مذاکره خواهند رفت و در مقابل هم کسانی که همچنان به دنبال نفی مذاکره، مصالحه و سازش با ایالات متحده آمریکا هستند. البته امکان دارد این جریان به حاشیه کشیده شود و مسئله به طور کلی عوض شود. ولی من این احتمال (مذاکره دولت اصولگرای احتمالی ۱۴۰۰ با آمریکا) را بسیار جدی می دانم. اما با ایجاد این حالت شقاق در سیستم که به آن ‌اشاره کردم نمی‌تواند نتیجه مطلوب را برای آنها در پی داشته باشد.

    حال سوال اینجاست که اگر در انتخابات ۱۴۰۰ یک دولت اصولگرای احتمالی به ناچار برای برون رفت از چالش های کنونی گزینه مذاکره با آمریکا را برگزیند، به سمت برجام ۲، ۳، ۴ و بیشتر خواهد رفت یا خیر؛ چرا که به باور بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران جو بایدن به هیچ وجه برگ برنده سیاست فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ و تحریم های بی سابقه سه سال گذشته را کنار نخواهد گذاشت و هرگونه اقدام برای بازگشت به برجام را مشروط به انجام مذاکرات جدید با تهران خواهد کرد؛ مذاکراتی که می‌تواند علاوه بر پرونده فعالیت‌های هسته‌ای به توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای ایران و مسئله حقوق بشر در قالب برجام ۲، ۳، ۴ کشیده شود. تحلیل شما در این خصوص چیست؟ آیا اصولگرایان از خط قرمزهای خود به نام توان دفاعی و نفوذ منطقه‌ای به دلیل سایه سنگین مشکلات کنونی عبور خواهد کرد؟

    ابتدا به ساکن اجازه دهید این نکته را روشن کنم که چیزی به نام برجام با تعریف جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود خارجی ندارد. چون توافق هسته‌ای در صحنه عمل از همان زمان امضای تهران و اعضای ۱+۵ دچار چالش‌ها و اختلال های متعددی شد. به هر حال، هم دولت روحانی به ‌دنبال تبعات و پیامدهای داخلی این توافق نبود و هم دولت باراک اوباما دچار یک سرخوردگی شده بود. لذا قرار بود خانم هیلاری کلینتون تحریم های شدیدی را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کند. حال با این اوصاف دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود ندارد. پیرو این واقعیت یقینا گزاره ای به نام «بازگشت به برجام از سوی دولت جو بایدن» هم گزاره ای نادرست و به دور از واقعیت است. پس به نظر می رسد که از هم اکنون هر گونه تلاش سیاسی و دیپلماتیکی که در داخل برای مذاکره‌ با امریکا شروع شود قطعاً به معنای بازگشت به برجام نیست، بلکه در حقیقت تلاشی برای شکل‌گیری برجام جدید و یا به عبارت دیگر خلق برجام ۲، ۳، ۴ خواهد بود. لذا اصل مذاکره دیگر برای چانه زنی در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است؛ چه این مذاکرات از سوی دولت حسن روحانی شکل بگیرد و یا یک دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ به دنبال این مذاکرات باشد، تفاوتی در اصل اتفاق نخواهد داشت؛ چون برجام به خودی خود منتفی شده است. پس در مجموع هرگونه مذاکره از سوی هر فرد، جریان و دولتی با هر گرایش و نگرش سیاسی در ایران شکل بگیرد باید در خصوص برجام ۲، ۳، ۴ باشد؛ اکنون این محل بحث است و این واقعیت در دستور کار قرار دارد، نه اینکه جو بایدن بخواهد به برجامی با تعریف ایران باز گردد.

    حتی با در نظر گرفتن درستی این تحلیل اساساً این تناقض در ذهن شکل می گیرد که تهران، چه در قالب دولت روحانی طی تقریبا نه ماه باقی مانده از حیات سیاسی دولت دوازدهم و چه یک دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ چگونه می تواند از خط قرمزهای خود برای مذاکراه عبور کند. اگر به باور شما از این پس هر گونه تلاش داخلی برای مذاکره با امریکا صرفا به معنای برجام ۲، ۳، ۴ خواهد بود، توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟ آیا تابوی سیاسی اصل مذاکره ناپذیر بودن این مسائل (توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست) شکسته خواهد شد؟

    ببینید واقعیت و اصل ماجرا این است که چالش اساسی به توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست باز نمی گردد. اصل ماجرا و چالش بنیادین جمهوری اسلامی ایران این است که تهران چگونه می خواهد با نظم نوین جهانی برخورد کند؟ آیا ایران در نهایت می‌خواهد بخشی از این نظم نوین بین المللی باشد و یا به دنبال آن است یک نظم جدید را با اتکا به توان داخلی در سطح منطقه به وجود آورد که قطعاً در تقابل با نظم مد نظر جامعه جهانی است و به تبعش هزینه های آن را بپذیرد؟ پاسخ به این سوال تعیین کننده و اصل ماجرا است. باقی موارد مانند توان دفاعی، هسته ای، نفوذ منطقه ای و … در سایه پاسخ به این سوالات تعیین تکلیف می شوند. البته سوال دیگر این است که آیا اکنون جمهوری اسلامی ایران برای تعیین تکلیفش با نظم بین المللی و تقبل هزینه های آن آماده است یا خیر؟ از نگاه من ساختار سیاسی در داخل کشور به دلیل انبوهی از مشکلات و چالش ها به هیچ وجه آمادگی این تعیین تکلیف را ندارد و خود ساختار هم بارها این مسئله را رسما اعلام کرده است. اما به نظر من شدت چالش ها، معضلات و مشکلات داخلی کشور به قدری جدی است که اگر ساختار بخواهد سیاست های کنونی را ادامه بدهد، هزینه‌ های پیگیری این سیاست ها را به قدری بالا ببیند که مجبور به انتخاب بین گزینه «بد» و «بدتر» باشد. لذا امکان پذیرش برجام های جدید در قالب مذاکره پیرامون توان موشکی و دفاعی، نفوذ منطقه ای و دیگر مسائل برای جلوگیری وقوع امر بدتر که همان فروپاشی کامل است، وجود دارد. چون به باور آنها حفظ نظام از اوجب واجبات است و برای تحقق این هدف اتخاذ هر تصمیم، انتخاب هر مسیر و پیگیری هر اقدامی، ولو ناخوشایند و تلخ را قابل توجیه می دانند. پس اگرچه به باور برخی در داخل از اساس انعطاف در خصوص توان موشکی و دفاعی و یا نفوذ منطقه امری رد شده و ناپسند است، اما در صورت تداوم و تشدید شرایط کنونی امکان دارد حیات جمهوری اسلامی ایران زیر سوال رود. چون بی شک نمی توان با انبوهی از مشکلات وضعیت کشور را کنترل و مدیریت کرد و به دنبال حکومت داری بود. به عبارت دیگر با این شرایط که نمی شود حکومت کرد. پس  به دنبال اتخاذ تصمیمات سخت خواهند رفت. البته که سیاست و دیپلماسی هم چیزی جز اتخاذ تصمیمات سخت و سرنوشت ساز نیست.

    به گزاره دیالکتیک و نحوه تعامل و تقابل احتمالی جمهوری اسلامی ایران با نظم منطقه‌ای و جهانی اشاره کردید. پیرو این نکته به حوزه تخصصی شما در خصوص اسرائیل رجوع کنیم. چون به طور مشخص طی بیش از سه سالی که از ریاست جمهوری دونالد ترامپ می گذرد شاهد تحولاتی بنیادین و معنادار در سطح منطقه خاورمیانه بودیم؛ از تصمیم برای انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس، تلاش برای رسمیت دادن به انضمام جولان به سرزمین های اشغالی، تکاپو در جهت عادی سازی و یا بهتر بگوییم آشکار سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل که در صحنه عمل اکنون امارات متحده عربی و بحرین به آن پیوستند و احتمالاً دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز مشابه تصمیم منامه و ابوظبی را اتخاذ کنند و در نهایت عملاً پای اسرائیل به آب‌های خلیج فارس و در کنار مرزهای ایران باز شده است. حال سوال اساسی اینجاست که از نگاه و منظر شما آیا در دوران جو‌ بایدن تلاشی برای تغییر این نظم ترامپیستی با محوریت مسئله امنیت اسرائیل شکل خواهد گرفت و یا اینکه جو بایدن هم به دنبال حفظ همین نظم ساری و جاری ترامپیستی در خاورمیانه خواهد بود؟ اگر در دوران بایدن این نظم کماکان پی گرفته شود، جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا چه اقتضائاتی پیدا خواهد کرد؛ آیا پیرو نکته سوال اول مصاحبه، مجموعه این اقتضائات، نهایتاً وقوع تنش نظامی را اجتناب ناپذیر ناپذیر می کند، چون اخیرا در گزارش روزنامه اورشلیم پست به ده اقدام احتمالی بایدن در خاورمیانه اشاره شد که همگی به طور مستقیم مربوط به امنیت اسرائیل بود؛ ده اقدامی که شامل تعلیق معامله قرن، توقف طرح الحاق، انداختن بار سنگین حل منازعه بر دوش تل‌آویو، غیر قانونی دانستن شهرک‌ها، حفظ سفارت آمریکا در بیت المقدس، احیای تشکیلات خودگردان فلسطین، از سرگیری مذاکرات فلسطین و اسرائیل، حفظ توافقنامه‌های عادی‌سازی روابط، بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران و حمایت واشنگتن از تل آویو در سازمان ملل می شد؟

    به نکته بسیار مهمی اشاره کردید چون مسئله فلسطین قلب این نظم نوین است که در منطقه و جهان در حال شکل گیری است. البته در عین حال مسئله جنبی هم به شمار می رود. به این معنا که انبوهی از چالش ها و مشکلات دیگری برای تعیین تکلیف نظم نوین جهانی و منطقه‌ای وجود دارد، از ظهور و بروز جریان های متعدد تروریستی تا جنگ یمن و … . پس به عبارت دقیق تر می توانیم این گونه بگوییم که مسئله فلسطین یک نقطه شروع و آغاز کننده نظم نوین در منطقه خاور میانه خواهد بود که بتوان حول این محور یک نظم نوین را شکل داد. حال پیرو نکاتی که مطرح کردید آنچه در طول سه سال گذشته از سوی دولت دونالد ترامپ با محوریت حفظ امنیت اسرائیل انجام شد بیشتر به نفع جریان‌های راست رادیکال در اسرائیل بود. چون ترامپ سعی می کرد که منافع این جریان را بیش از اندازه تامین کند تا با برجسته سازی و پررنگ کردن تهدیدات امنیتی ایران به عنوان یک خطر بالقوه و حتی بالفعل مشترک برای امنیت اسرائیل و کشورهای عربی، زمینه یک ائتلاف علیه تهران در منطقه و نهایتا نظم نوین را به وجود آورد. از طرف دیگر هم بی شک هر دولتی که در ایالات متحده آمریکا قدرت را به دست بگیرد یکی از اولویت های جدی آن حفظ امنیت اسرائیل است و به دنبال تحقق منافع تل‌آویو خواهد بود. البته در این میان سوالی که مطرح می‌شود این است که هر کدام از دولت‌های آمریکا با نگاه خود چه پارامترهایی را برای منافع اسرائیل در نظر می‌گیرند. چون در جریان منسوب به دونالد ترامپ نگاه و اهداف مد نظر جریان ‌های راست رادیکال در اسرائیل و حتی احزاب و رهبران تندروی مذهبی و روسای شهرک‌نشینان در اسرائیل را تعیین کننده می دانستند، اما آقای بایدن منافع اسرائیل را در آن چیزی می بیند که احزاب میانه‌رو تر اسرائیل آن را تعریف می‌کنند. بنابراین این احتمال وجود دارد که در دوران جو‌ بایدن نظم منطقه‌ای حول محور امنیت اسرائیل تغییر پیدا کند. البته این تغییرات از نگاه من بیش از ۱۰ یا ۱۵ درصد نخواهد بود. اگر این مسئله روی دهد قطعاً تغییراتی در منطقه شکل خواهد گرفت. مثلاً احتمالاً اردنی ها روی خوشی به آمریکا نشان دهند و یا برخی جریان های فلسطینی، ولو با اکراه برنامه های مد نظر بایدن را دنبال کنند. اگر این اتفاق روی دهد سایر کشورهای عربی که اکنون به طور جدی مخالف عادی سازی روابط با اسرائیل هستند می‌توانند با خیال آسوده تری روابط خود را با تل‌آویو برقرار کنند. لذا اگر مجموعه این اتفاقات روی دهد بیشترین فشار منطقه ای روی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود که به دنبال تعریف نظم منطقه‌ای با اتکا به توان داخلی است که مخالف با نظم حال حاضر خاورمیانه است. از این رو افزایش اصطکاک با این نظم از سوی جمهوری اسلامی ایران و به تبعش بالا رفتن هزینه‌های آن، در شرایطی که کشور هم با انبوهی از چالش ها مواجه است باعث خواهد شد که تهران یک بار برای همیشه باید تکلیف خود را با این نظم مشخص کند. در این صورت برای جناح اصولگرایی که بارها شعار نفی و نابودی اسرائیل را سر داده است، بسیار سخت خواهد بود که به دنبال تایید نظم منطقه ای جدید باشد. اما همانگونه که اشاره کردم سیاست و دیپلماسی عرصه اتخاذ تصمیمات سخت است. پس اگر این جریان به دنبال بقا و حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران است باید با این وضع کنار بیاید.

    از اصولگرایان نام بردید. اما در مقابل و با توجه به مجموعه نکاتی که مطرح کردید این سوال در ذهن خودنمایی می کند که دلیل امیدواری جریان اصلاح طلب، مستقلین و اعتدالیون حامی دولت برای روی کار آمدن جو‌بایدن چیست؟ اگر مسئله مذاکره با بایدن به معنای شکل گیری برجام های جدید است و در منطقه نیز نظم نوین با تغییراتی محدود کماکان پی گرفته خواهد شد، اصلاح طلبان با چه تحلیلی تفاوت جدی بین ریاست‌جمهوری جو بایدن و دونالد ترامپ می بینند؟ آیا اصلاح طلبان هم می‌خواهند از اهرم جو بایدن برای رقابت‌های انتخاباتی ۱۴۰۰ استفاده کنند؟

    اتفاقا سوال شما موید صحبتی است که به کررات مطرح کرده ام. من بارها بر این نکته تاکید کردم که اگر اصلاح طلبان مسئله مذاکره با ایالات متحده آمریکا را از دستور کار خود خارج کنند، هم به صلاح خود این جریان است و هم به مصلحت کل کشور خواهد بود. ورود اصلاح‌طلبان به مذاکره با امریکا تا به اکنون در صحنه عمل گویای این واقعیت بوده است که این جریان، هم باید فشار داخلی را از جانب جریان اصولگرا تحمل کنند و به تبعش متحمل بسیاری از برچسب ها، اتهام زنی ها، توهین ها و تخریب ها باشند و هم در نهایت با برخی کارشکنی‌ها این مذاکرات به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و عملاً باعث سرخوردگی سیاسی و اجتماعی جامعه می‌شود. به نظر من این دندان ‌لق مذاکره با آمریکا از سوی اصلاح‌طلبان باید برای همیشه کنده شود. چون مذاکره با آمریکا، نه در توان و نه در امکان آنهاست و نه خیری هم به آنها و کشور خواهد رسید. بله اتفاقا من هم در راستای نکته شما معتقدم مسئله پیگیری مذاکره ایران با دولت جو بایدن از طرف برخی از شخصیت های منسوب به جریان اصلاح طلب و یا معتدلین حامی دولت بیشتر از آن جهت است که می خواهند کرسی ریاست جمهوری را به دست بگیرند؛ متاسفانه این افراد صرف نظر از اینکه کشور به کدام سمت و سو کشیده خواهد شد، سعی دارند تعدادی از مناصب را در اختیار بگیرند و برای توجیه آن عنوان می کنند که اگر ما نباشیم وضعیت کشور بحرانی خواهد شد. در حالی که به نظر من این دوگانگی کنونی در ساختار سیاسی کشور یک وضعیت به شدت ناخوشایند را برای منافع ما به وجود آورده است. این مسئله نه ار سوی من که سال های متمادی آن را مطرح کرده ام، بلکه اکنون از جانب بسیاری از کارشناسان، تحلیلگران، صاحب نظران و حتی افراد جامعه مطرح است. چون تداوم این دوگانگی در ساختار سیاسی دیگر نفعی برای کشور ندارد که هیچ، سراسر آفت و ضرر است. متاسفانه وضعیتی که اکنون در بازار طلا، سکه و ارز طی چند روز اخیر بعد از اعلام پیروزی جو بایدن شکل گرفته موید و مبین این واقعیت تلخ است. چون اکنون با پیروزی جو بایدن شاهد سیر نزولی قیمت ها هستیم و مردم هم برای حفظ سرمایه های خود در سایه نوسان های شدید ارزش ریال به دنبال فروش سکه و دلار هستند. اما یقیناً این فضای کنونی در بازار موقت خواهد بود و با فروکش کردن تب انتخابات آمریکا، وضعیت به روال گذشته در بازار باز خواهد گشت. اینجا تنها مردم هستند که متضرر می شوند. این مسئله نشان می دهد که تا چه اندازه دوگانگی در ساختار سیاسی داخلی کشور می‌تواند وضعیت بی ثباتی را در اقتصاد، معیشت، سیاست، دیپلماسی و دیگر ابعاد کشور به وجود آورد. لذا اگر اصلاح طلبان بخواهند که دوباره به مسئله مذاکره با دولت جو بایدن ورود کنند این بار تجربه ای به مراتب سخت‌تر و بدتری از برجام شکل خواهد گرفت که متاسفانه تبعات آن تنها و تنها بر دوش مردم و جامعه خواهد بود.

    حال باید پرسید که آیا پیرو تحلیل قبل تر شما ناظر بر این که تهران، ذیل نرمش قهرمانانه، ضمن کاهش حساسیت در خصوص پرونده فعالیت‌های هسته‌ای به دنبال دستیابی به دلار های نفتی بود تا بتواند کماکان اهداف، منافع و راهبرد خود را در منطقه پیش ببرد، دیگر جو بایدن با تجربه‌ای که در سایه معاون اولی باراک اوباما و در زمان توافق هسته ای کسب کرده است، اجازه تکرار آن را به ایران خواهد داد؟ 

    واقعیت این است که روند مناسبات ایران و ایالات متحده، جناح ها و جریان های قدرتمند در آمریکا را به این باور و نتیجه رسانده است که تهران در برابر وضعیت های بحرانی تنها دست به اتخاذ انعطاف های محدود و مقطعی و رفتارهای تاکتیکی خواهد زد تا بتواند ذیل آن، استراتژی خود را در منطقه ادامه دهد. اما از اواخر دوره باراک اوباما و در ادامه بیش از سه سالی که از دولت دونالد ترامپ گذشته، محوریت تقابل با ایران روی این گزاره قرار گرفته  که اگر ایران به دنبال توافق با ایالات متحده آمریکاست تنها راه آن این است که تهران باید دست به یک چرخش استراتژیک در تمام مناسبات خود بزند و این مسئله تنها به پرونده هسته‌ای محدود نمی‌شود. یعنی دیگر آمریکا با تغییر رفتارهای تاکتیکی ایران، موضوع را قابل حل نمی داند. اینجاست که تحلیل پیشین من پیرامون اصل تعیین تکلیف نهایی ایران با نظم منطقه‌ای از پرونده هسته‌ای تا توان موشکی، نفوذ منطقه ای و غیره خود نمایی می کند. لذا باز تاکید می کنم که اکنون چالش جدی ساختار سیاسی کشور آن است که باید به این سوال به طور جدی و راهبردی پاسخ دهد که چه برنامه‌ای برای نظم نوین منطقه ای و جهانی دارد؟ آیا به دنبال تقابل با آن است و یا به دنبال همراهی؟ قطعاً انتخاب هر کدام از این مسیرها تبعات و هزینه های خاص خود را دارد. پس اگر در آینده مذاکراتی شکل بگیرد، مذاکراتی روی برجام های جدید خواهد بود. این طور نیست که کشور با تغییر تاکتیک در یک موضوع خاص مانند پرونده هسته ای در قالب شکل گیری برجام به منابع مالی دست پیدا کند تا راهبردهای خود را پی بگیرد. اکنون اصل چالش، خود تداوم این راهبرد تهران است که باید مورد مذاکره قرار بگیرد. اینجاست که من معتقدم مذاکرات جدید با آمریکا اساساً در توان و امکان اصلاح‌طلبان قرار ندارد. چون مسئله دیگر به تغییر راهبردها و مبانی ایدئولوژیک باز می گردد. اگر در نهایت ایران بخواهد این تغییرات را در دستور کار قرار داد باید از سوی جریان اصولگرا انجام شود؛ تغییر در راهبرد و مناسبات ایدئولوژیک تبعات خاص سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک، اجتماعی و فرهنگی جدی به دنبال دارد که در حد جریان اصلاح طلب نیست.

    با توجه به تحولاتی مانند تلاش معنادار مجلس یازدهم برای تغییر قانون انتخابات و برخی انتصابات جدید به نظر می رسد که این بار نیز، نه یک «پروسه»، بلکه یک «پروژه» جدی برای یک دست شدن قدرت وجود دارد. اما سوال اینجاست که با توجه به اینکه در سال ۸۴ و ۸۸، یک دست شدن قدرت عملاً به هزینه‌های بیشتر در کشور انجامید، آیا این بار هم این یک دست شدن قدرت به سرنوشت تلخ ۸۴ و ۸۸ دچار خواهد شد بود و یا این که اصولگرایان با نیم نگاهی به تجربه های پیشین به دنبال تحقق یک دست شدن قدرتی هستند که با هوشمندی بیشتر همراه باشد؟

    این که ساختار سیاسی در کشور باید به سمت یک دست شدن برود در نهایت باید تحقق پیدا کند. چرا که اساساً ادامه این دوگانگی در ساختار سیاسی و تصمیم گیری کشور تمام منابع را در طول سال‌های اخیر به باد داده است. پس قطعاً تداوم و تشدید این وضعیت (دوگانگی) باعث تعلیق تصمیم‌گیری‌های اساسی و راهبردی در کشور خواهد شد. اما نکته مهمتر در پاسخ به این سوال شما ناظر بر این واقعیت است که اقتضائات سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور در سال ۹۹ به مراتب متفاوت از سال ۸۴ و ۸۸ است. به دلیل آنکه در سال ۸۴ کشور به یک ثبات اقتصادی دست پیدا کرده بود و به محض این که محمود احمدی‌نژاد قدرت را به دست گرفت قیمت هر بشکه نفت هم در بازارهای جهانی به ۱۴۸ دلار نیز افزایش پیدا کرد که منابع هنگفتی را در اختیار دولت نهم قرارداد. احمدی نژاد هم با میلیاردها دلار پول فروش نفت توانست با دادن وام های مختلف، کمک های نقدی و دیگر مسائل بخشی از جامعه، به خصوص اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه را در جبهه خود نگه دارد. از این رو بود که در سال ۸۸ طبقه پایین و کم درآمد جامعه و حتی طبقه متوسط در شهرستان ها اساساً ورودی به اعتراضات انتخاباتی در آن سال نداشتند و بیشتر اعتراضات مربوط به طبقات میانی و مرفه در تهران و جامعه بود که خاستگاه سیاسی و اجتماعی متفاوتی داشتند. اما نکته اینجاست که اکنون واقعیت درست در نقطه مقابل با سال ۸۴ و ۸۸ قرار دارد. یعنی بر خلاف طبقه مرفه جامعه در حال حاضر همین طبقه ضعیف و کم درآمد جامعه و طیف گسترده ای از طبقه متوسط که اکنون در سایه چالش‌ها و مشکلات معیشتی از توان خرید لازم برخوردار نیستند به بزرگترین منتقدین ساختار کشور بدل شده‌اند. متاسفانه تشدید این شرایط می‌تواند با اعتراضاتی متفاوت از اعتراضات سیاسی همراه شود، کما اینکه ما در آبان ماه سال ۹۸ بخشی از این اعتراضات غیر سیاسی را در قالب مشکلات اقتصادی و معیشتی شاهد بودیم؛ اعتراضاتی که به مراتب جدی تر و گسترده تر از سال های پیشین بود. بنابراین اکنون این مسئله بزرگترین چالش این دولت و هر دولتی است که بخواهد قدرت را در سال آتی به دست بگیرد. حال باید پرسید که ساختاری برآمده از یک دست شدن قدرت چگونه می‌خواهد با این مسئله برخورد کند؛ آیا مشکلات کشور بدون مذاکره قابل حل است و می توان ایجاد رفاه اقتصادی، افزایش اشتغال، رونق تولید، شکوفایی و رشد اقتصادی و نهایتاً رضایت عمومی را بدون ارتباط با جهان بیرون و به خصوص غرب محقق محقق کرد؟ اگر چنین شود که مردم با آن استقبال می‌کنند. ولی واقعیت سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و حتی تاریخی نشان داده است هیچ کدام از این مسائل اتفاق نخواهد افتاد. چون تا زمانی که کشور تکلیفش را با نظم جهانی مشخص نکند وضعیت اسفبار کنونی ادامه پیدا خواهد کرد. لذا تنها راه برون رفت از این وضعیت مذاکره است. پیرو این نکته دو سناریو بیشتر وجود ندارد، یا در نهایت ساختار سیاسی مجبور به مذاکره و تغییر راهبردی خواهد شد تا بتواند نظام جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند یا این که باید منتظر فروپاشی کامل اقتصادی معیشتی و در نهایت کل کشور باشیم. باز تکاید دارم بدون توافق این مشکلات قابل حل نیست؛ بدون ایجاد یک فضای سیاسی و تلاش برای افزایش مشارکت داخلی رشد و توسعه در کشور شکل نمی گیرد. لذا در مجموع معتقدم که اگر شاهد یک دست شدن قدرت باشیم حداقل دیگر شاهد اتلاف انرژی بابت دوگانگی در امر تصمیم گیری و اصطکاک سیاسی میان جریان ها نخواهیم بود و دیگر موضوع به تعیین تکلیف ساختار با نظم جهانی محدود و متمرکز  خواهد شد. پس تلاش برای تغییر قانون انتخابات از سوی مجلس یازدهم و یا برخی انتصاب‌ها به منظور بسترسازی در جهت حضور افرادی محدود و مشخص به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تعیین کننده نیست، بلکه باید دید که این افراد چه برنامه‌ای برای حل مشکلات و چالش های کشور دارند؛ اینجا نقطه تعیین کننده معضلات و بحران های متعددی است که کشور با آن دست به گریبان است. ما در چند سال اخیر شاهد هستیم که بحران های اقتصادی و معیشتی به اولویت انتقادات و گلایه های مردم بدل شده است، پس هر کس با هر گرایش سیاسی و ایدئولوژیک که می تواند راه حلی برای حل این مشکلات پیدا کند، استحقاق دارد خود را در انتخابات ریاست جمهوری به بوته محک بگذارد، در غیر این صورت باید عواقب آن را بپذیرد. ما که رادیکال تر از محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ نداشتیم که تقریباً قدرت را یکدست کرد. اما همین فرد نهایتاً دست به اتخاذ چه مواضعی زد. واقعیت آن است که شاید در ظاهر کرسی ریاست جمهوری یک نقطه سوق الجیشی در ساختار جمهوری اسلامی به نظر آید، ولی واقعیت آن است که هر کسی که در مقام عمل این کرسی را به دست آورده به این واقعیت رسیده است که نقاط به مراتب سوق الجیشی تری از ریاست جمهوری وجود دارد که می‌توانند پاستور را مورد هجوم و بمباران قرار دهند.

    شما به تلاش برای ایجاد فضای باز سیاسی و افزایش مشارکت داخلی در جهت حل مشکلات اشاره کردید. اما در مقابل به نظر می رسد که به عمد تحریکات و تحرکاتی برای کاهش مشارکت در انتخابات سال آینده وجود دارد. کما اینکه در انتخابات مجلس یازدهم و حتی دور دوم انتخابات مجلس شاهد کاهش مشارکت بودبم. چون با توجه به آمارها و ارقام مربوط به میزان مشارکت ۴۲.۵۷ درصدی مردم در انتخابات دوم اسفند سال گذشته (انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی) و همچنین انتخابات دور دوم یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی که با مشارکت ۱۹ درصدی در ده حوزه انتخابی رقم خورد به نظر می رسد عمدی در کاهش مشارکت وجود دارد. پیرو این نکات آیا شما به وجود تلاش هایی برای کاهش عمدی مشارکت اعتقاد دارید؟ 

    من معتقدم که هیچ کدام از جریان ها و جناح ها در داخل کشور به دنبال کاهش عمدی مشارکت نیستند.

    پس به باور شما این یک «پروژه» نیست؟

    خیر. چون اگر اینگونه بود جریان اصولگرا تا به این میزان اصلاح طلبان را بابت تلاش برای کاهش مشارکت مورد هجمه و انتقاد قرار نمی‌داد. شما نگاه کنید اکنون تندروترین جریان‌ها، جناح‌ها و شخصیت‌های اصولگرا هر گونه موضع‌گیری در خصوص تحریم انتخابات در سال ۱۴۰۰ را تلاش برای براندازی در کشور می دانند و به دنبال برخورد با آن خواهند بود؛ این زبان کسی نیست که به دنبال کاهش عمدی مشارکت باشد تا بتواند با حضور حداقلی و ریسک کمتر گزینه مد نظر خود را به کرسی ریاست جمهوری برساند. اتفاقاً این جریان به دنبال حضور کاندیداهای اصلاح‌طلب و معتدلین است. در عین حال من معتقدم که عمده تصمیمات به بعد از برگزاری انتخابات باز می گردد که یا مجبور به اتخاذ تصمیمات راهبردی و انعطافی استراتژیک خواهند شد که در همه جا انعکاس پیدا خواهد کرد از جمله در سیاست، دیپلماسی و اقتصاد و یا اینکه اوضاع وخیم تر خواهد شد.

    منبع: دیپلماسی ایرانی

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آیا باید به بایدن خوش‌بین بود؟

    آیا باید به بایدن خوش‌بین بود؟

    آیا باید به بایدن خوش‌بین بود؟

     

    اعتمادآنلاین| آیت‌الله مجتهدشبستری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تأثیر نتیجه انتخابات آمریکا بر وضعیت اقتصادی کشور، گفت: سیاست جمهوری اسلامی ایران در مقابل آمریکا یک سیاست مشخصی است و آمدن و رفتن رؤسای جمهور ایالات متحده مشکلی را حل نمی‌کند. البته ممکن است در آمریکا سلیقه‌ها مختلف باشد اما به هر حال باید ببینیم عملکرد رئیس‌جمهور جدید آمریکا چگونه است.

    وی افزود: سیاست ایران در مقابل آمریکا، چه حزب دموکرات باشد و چه حزب جمهوری‌خواه، تغییر نمی‌کند و تنها به عملکرد دولت جدید آمریکا بستگی دارد.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: اظهارات «بایدن» با سخنان «ترامپ» در قبال ایران متفاوت است اما هنوز خیلی نمی‌توان به رئیس‌جمهور جدید آمریکا مطمئن بود. تا عملکرد دولت جدید آمریکا را نبینیم نمی‌توانیم به آنها خوشبین باشیم.

    شبستری گفت: فکر نمی‌کنم انتخاب «بایدن» موجب قدرت گرفتن یک جریان سیاسی در کشور شود، البته عده‌ای از این حرف‌ها می‌زنند.

    وی گفت: ما شرایطی را در برجام داشتیم اما ترامپ همه آنها را نقض کرد. رئیس‌جمهور جدید آمریکا هم اگر به برجام برگردد، شرایط قبلی تغییر نخواهد کرد. اگر بایدن بگوید در این توافقنامه باید مسائل موشکی و منطقه‌ای گنجانده شود، قطعاً جمهوری اسلامی قبول نمی‌کند. اضافه و کم کردن مفاد برجام هرگز مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.

    منبع: مهر

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان