برچسب: بازیگری

بازیگری حرفه بسیار سخت

  • «شهدا زنده هستند» را بدون شعار نشان دادیم/ اجرا بدون «تحلیل متن»

    «شهدا زنده هستند» را بدون شعار نشان دادیم/ اجرا بدون «تحلیل متن»

    خبرگزاری مهر-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ نمایش «برگشتن» نوشته خیرالله تقیانی‌پور و کارگردانی حسین مسافرآستانه این روزها در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر میزبان علاقه مندان به هنرهای نمایشی است. به بهانه اجرای این نمایش حسین مسافرآستانه کارگردان و شیرین بینا، فاطمه رادمنش و علی غابشی سه نفر از بازیگران این اثر نمایشی مهمان خبرگزاری مهر بودند و درباره این اجرا و پروسه تمرین و آماده‌سازی کار صحبت کردند.

    در بخش اول این گفتگو مباحثی درباره مضمون اثر، دغدغه‌های اجتماعی آن و تلاش کارگردان و گروه نمایش برای اینکه ارزیابی و قضاوت را به دست مخاطب بسپارند و همچنین سبک و شیوه تولید اجرا و اینکه چگونه بازیگران به سبک و شیوه مدنظر کارگردان در پروسه تمرین رسیده‌اند، مطرح شد.

    در بخش دوم از این گفتگو بیشتر به شیوه اجرایی و نوع میزانسن متفاوت نمایش پرداخته شد و کارگردان و بازیگران توضیح دادند که چگونه این شیوه روایت و فضای ذهنی که برای تماشاگران کمی ناآشنا است به روایت بهتر مضمون اثر کمک کرده است.

    بخش دوم از گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل نمایش «برگشتن» را در ادامه می‌خوانید:

    * شکل و شمایل اجرا از میزانسن گرفته تا طراحی صحنه و فضاسازی‌ها در «برگشتن» نشان می‌دهد که کار به‌صورت کارگاهی شکل گرفته است؛ در مورد این پروسه نیز توضیحی بدهید.

    مسافرآستانه: این نمایش در تمرین‌ها و با اتودهایی که زده شده شکل گرفته است و در واقع می‌توان نام کارگاهی را بر آن گذاشت. ما از قبل نقشه مشخصی را طراحی نکردیم بلکه در طول تمرینات به این نقشه رسیدیم. البته از قبل می‌دانستیم قرار است در چه مسیری قرار بگیریم به این معنی که هدف‌مان را می‌شناختیم، در مبدا هم که قرار گرفتیم و مقصد را هم می‌دانستیم اما چگونگی رسیدن به این هدف را در طول تمرین پیدا کردیم.

    اگر این تیم و این گروه بازیگران نبودند با همه آنچه که از قبل برای خودمان مشخص بود شاید به یک نتیجه و اجرای دیگر می‌رسیدیم. همانطور که خود بازیگران هم اشاره کردند در اجرا همه امکانات از آن‌ها گرفته شده بود و حضورشان در این نمایش نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای داشت. چه بازیگران کودک نمایش یعنی طاها و ماهان عابدی و چه پونه شاملو و دیگر بازیگران نمایش که نقش‌های اصلی را برعهده داشتند اگر نبودند این اثر نمایشی به این شکل آماده اجرا نمی‌شد.

    مساله‌ای که همیشه برای اینکه بازیگران کم بازی کنند، مدنظر ما قرار داشت این بود که هیچ چیزی را به مخاطبان تحمیل نکنیم، چون نکته‌ای که در آثار اینچنینی وجود دارد این است که معمولا در اجرا مانیفستی را به تماشاگران القا می‌کنند، در حالی که مخاطب خیلی زود متوجه این مساله می‌شود و سریع هم نسبت به آن گارد می‌گیرد. حتی اگر قرار است ما درست‌ترین حرف جهان را به زبان بیاوریم باید ابتدا زمینه مناسب برای پذیرش آن حقیقت را ایجاد کنیم، نه آنکه آن حقیقت را به شکل شعار بیان کنیم. وقتی به شعار متوسل می‌شویم مخاطب آن مطلب را پس می‌زند. از آنجایی که این نمایش نمی‌خواهد هیچ چیزی را به مخاطبش تحمیل کند تماشاگر می‌فهمد که مورد احترام قرار گرفته و کار به مذاقش خوش می‌آید.

    مسافرآستانه: شعار دادن متعلق به صحنه تئاتر نیست بلکه در تئاتر ما تماشاگر را به عنوان یک عنصر فعال دعوت می‌کنیم و او پا به پای نمایش جلو می‌آید، می‌اندیشد و به نتیجه می‌رسد. در این نمایش نیز تمام تلاشمان این بود که بازیگران احساسی بازی نکنند تا این احساسات به تماشاگر تاویل پیدا نکندشعار دادن متعلق به صحنه تئاتر نیست، بلکه در تئاتر ما تماشاگر را به عنوان یک عنصر فعال دعوت می‌کنیم و او پا به پای نمایش جلو می‌آید، می‌اندیشد و به نتیجه می‌رسد. در این نمایش نیز تمام تلاشمان این بود که بازیگران احساسی بازی نکنند تا این احساسات به تماشاگر تاویل پیدا نکند. برای اینکه قرار نیست بازیگران این نمایش به مخاطبان بگویند به خاطر نوع بازی من ناراحت شوید. بازیگران نمایش، برعکس بازی می‌کنند اما با این وجود تماشاگران احساسی را که باید دریافت می‌کنند. امیدوارم ما بتوانیم با این نوع کارها حقایقی را که تبدیل به شعار شده است دوباره به فرهنگمان بازگردانیم.

    * آقای غابشی شما هم درباره این شیوه از بازیگری که با کنترل کامل احساسات به مخاطب ارائه می‌شود، صحبت کنید.

    غابشی: من قبلا هم با این شیوه کار کرده بودم و با آن آشنایی داشتم و برای بازی در نمایش نیز تنها یکبار از روی متن خواندم که آقای مسافرآستانه گفتند همین یکبار کافی است.

    * بازی شما می‌توانست خطرناک باشد و اگر زیاد به سمت طنز پیش می‌رفت مخاطب زده و نقش لوس می‌شد.

    غابشی: بله دقیقا درست است و من باید روی خط باریکی راه می‌رفتم. چون من می‌دانستم آقای مسافر آستانه از من چه می‌خواهد فقط یکبار متن را خواندم چون همه چیز در تمرین‌ها آماده بود هم میزانسن در طول تمرین‌ها شکل گرفت و هم در اتودها مشخص شد که من باید چکار کنم که در نهایت هم اتفاق خوبی افتاد. آقای مسافرآستانه به ما می‌گفت که ضدحس بازی کنیم و احساساتمان را برعکس بروز دهیم مثلا بازیگر به جای اینکه با بغض و اندوه بگوید مادرم مُرد با خنده این دیالوگ را می‌گوید. تماشاگر هم ممکن است بخندد اما لبخندش، لبخند تلخی است و بعدش به آن فکر می‌کند.

    رادمنش: روز اولی که آقای مسافرآستانه به ما گفت که هیچ ابزاری نباید برای بازی‌تان داشته باشید برای من سخت بود چون دوست داشتم مثلا یک استکان و نعلبکی دستم باشد و با دستانی لرزان دیالوگم را بگویم اما این اتفاق نیفتاد. در واقع ما به پیشینه اصلی یک بازیگر برگشتیم که تنها ابزار بازی او بدن و صدا و بیانش است و در نهایت هم این ایده اجرایی خیلی خوب گرفت و مخاطب هم آن را پذیرفت.

    * نگاه مینیمالیستی در نمایش جریان دارد و با پرده‌ای که بین مخاطب و صحنه نمایش کشیده شده به نوعی یک تصویر ذهنی تداعی می‌شود به شکلی که انگار این اتفاقات دارد در ذهن مخاطب می‌گذرد. درباره این فضاسازی و طراحی صحنه هم کمی توضیح می‌دهید و اینکه چگونه از ابتدا این ایده اجرایی شکل گرفت.

    مسافرآستانه: فرصت خوبی است که اینجا از منوچهر شجاع طراح صحنه نمایش تشکر کنم که کمک فکری بسیار خوبی به ما داد. نگاه من حتی زمانی هم که این توری به نمایش اضافه نشده بود بر این اساس بود که کار از پس یک ذهنیت شکل گرفته است. در این نمایش تنها در یک صحنه که در آن عزت که یک شهید است و در واقع عزت جامعه و خانواده است، می‌تواند از این پرده عبور کند و به جهان حقیقت وارد شود و نام «برگشتن» هم به همین دلیل روی نمایش گذاشته شده است چون برگشتن فقط به معنای تفحص و جستجوی شهدا نیست.

    مسافرآستانه: معتقدم شهدا چه کشف بشوند و چه نشوند بازهم در کنار ما حضور دارند. در این نمایش هم قرار است همین مساله به مخاطبان القا شود که مادر دارد لحظه به لحظه با عزت زندگی می‌کند و از نظرش عزت مفقود نیست و شهید نشده استمعتقدم شهدا چه کشف بشوند و چه نشوند بازهم در کنار ما حضور دارند. در این نمایش هم قرار است همین مساله به مخاطبان القا شود که مادر دارد لحظه به لحظه با عزت زندگی می‌کند و از نظرش عزت مفقود نیست و شهید نشده است. از پس همین ذهنیت و بدون اینکه شعار داده باشیم مفهوم اینکه شهدا زنده هستند به تماشاگران انتقال داده می‌شود. در بخشی از نمایش نیز درباره فراموش شدن مادران شهدا هشدار داده می‌شود. در این نمایش این نکته یادآوری می‌شود که مادران شهدا را یادمان رفته است در حالی که این عزیزان دارند در کنار ما در جامعه زندگی می‌کنند و ما حتی گاهی برخورد اهانت‌آمیزی با آن‌ها داریم.

    رادمنش: ما در این نمایش کلاً چیزی به اسم تحلیل متن و دورخوانی نداشتیم به همین دلیل من هنوز هم نمی‌دانم که نگاه نویسنده و کارگردان و دراماتورژ به متن چگونه بوده و شاید هم زاویه دید آن‌ها با من متفاوت باشد.

    * در «برگشتن» کمتر شاهد این هستیم که کاراکترها با هم دیالوگ مستقیم برقرار کنند و گفتمان‌ها در بزنگاه‌هایی و به شکل مونولوگ شکل می‌گیرد و فکر می‌کنم در بطن اثر و موضوع کلی نمایش هم همین جریان وجود دارد به این شکل که گفتمانی شکل نمی‌گیرد تا ۲ تفکر بتوانند به نقطه مشترک برسند و حرکتی را آغاز کنند.

    مسافرآستانه: در این نمایش بسیاری از حرف‌ها به جای اینکه به تماشاگر گفته شود با تماشاگر گفته می‌شود. این نگاه مخصوصا به سمت تماشاگر است تا حرف‌ها با او گفته شود. من به شدت مخالف این هستم که از آغاز، متن را بیاوریم و تحلیل کنیم چون معتقدم خود متن باید به ما بگوید که چه می‌خواهد چون وقتی ما تحلیل شخصیت را بازی کنیم تماشاگر خوشش نمی‌آید، ما باید موقعیت را بازی کنیم و فرصتی را که در آن قرار گرفتیم بازی کنیم، اما اگر معنی آن فرصت را بازی کنیم به نوعی توهین به تماشاگر است چون او قرار است خودش بفهمد.

    من به شدت مخالف تحلیل متن قبل از تمرین هستم. البته سال‌ها قبل این کار را می‌کردم اما در تجربه‌های اخیرم به این نتیجه رسیده‌ام که تحلیل متن اشتباه است، چون خود اجراها هستند که تحلیل‌ها را تغییر می‌دهند نه اینکه ما تحلیل را قبل از اجرا وارد کار کنیم. مثلا درست است که هملت تحلیل‌های متفاوتی دارد اما این تحلیل‌ها از دل دراماتورژی و اجراهای متفاوت بیرون می‌آید. بنابراین نگاه به این شکل است که قبل از شروع اجرا تحلیل متن را به بازیگرانم به اشتراک نمی‌گذارم.

    غابشی: در طول تمرین‌ها ما موقعیت‌های مختلف را اتود می‌زدیم و براساس آن کار را شکل می‌دادیم.

    بینا: برای من این نکته بسیار جالب است که هر شب که نمایش به صحنه می‌رود تحلیل و برداشت من نسبت به شب قبل فرق می‌کند. در واقع انگار کندوکاوی در من به عنوان بازیگر رخ می‌دهد که با توجه به حس و حال ما برداشتمان هم از متن فرق می‌کند. هر شب من برای اینکه ببینم خودم روی صحنه چه حس و حالی دارم شوق دارم و همین مساله باعث می‌شود که اجراها برای خود ما هم خسته کننده نباشد.

    * «برگشتن» به نوعی این نکته را برای مخاطب بازگو می‌کند که بیشتر تاثیرات جنگ روی زنان است؛ مادرانی که فرزندشان را از دست می‌دهند، همسری که شوهرش شهید می‌شود و دختری که پدرش را از دست می‌دهد و زندگی‌اش تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این نگاه را شما به عنوان کارگردان مدنظر داشتید یا اینکه نویسنده مورد توجه قرار داده بود.

    مسافرآستانه: باز هم بدون تحلیل این اتفاق رخ داد و ما تلاش کردیم تنها موقعیت این زن‌ها را به نمایش بگذاریم و قرار نبوده بگوییم حق کسی ضایع یا فلان زن مظلوم واقع شده است بلکه ما به‌ازاهایی را به نمایش گذاشتیم که در جامعه وجود دارند. این تماشاگر است که نگاه و برداشت خودش را دارد اما نمایش قرار نیست شعار دهد و نقد یا تایید شخصیتی را داشته باشد.

    مسافرآستانه: یکی از مسائل نادرستی که در جامعه داریم و تئاتر ما هم از آن تاثیر گرفته، این است که هر چیزی را قضاوت می‌کنیم. ما واقعاً خیلی تلاش کردیم که دراین نمایش موضع‌گیری نداشته باشیم و قضاوت نویسنده، کارگردان و بازیگر در آن وجود نداشته باشدیکی از مسائل نادرستی که در جامعه داریم و تئاتر ما هم از آن تاثیر گرفته، این است که هر چیزی را قضاوت می‌کنیم. ما واقعا خیلی تلاش کردیم که در این نمایش موضع‌گیری نداشته باشیم و قضاوت نویسنده، کارگردان و بازیگر در آن وجود نداشته باشد و تصور می‌کنم عامل اصلی موفقیت نمایش – البته اگر موفقیتی کسب کرده باشد – همین قضاوت نکردن است. 

    * شما نمایشنامه‌ای را از نویسنده‌ای کار کردید که خودش علاوه‌بر نویسنده بودن، کارگردان هم است و مطمئنا وقتی یک کارگردان متنی را می‌نویسند تحت تاثیر نگاه و زاویه دیدش به عنوان کارگردان نیز قرار دارد. برای کارگردانی نمایش با خیرالله تقیانی پور چالشی نداشتید؟

    مسافرآستانه: تقیانی‌پور یا به خاطر لطفی که به من دارد یا هر دلیل دیگری واقعا دخالتی در کار نکرد و به نظر من به عنوان یک نویسنده ایثار کرده که گذاشته ما هرکاری می‌خواهیم با متنش بکنیم و باید از او تشکر کنم. اعتقادم این است که کارگردان ابزار فکر نویسنده نیست و خودش هنرمند است. متن نویسنده می‌تواند چاپ شود و هزاران نفر آن را بخوانند اما اگر قرار باشد یک کارگردان متن نویسنده‌ای دیگر را اجرا کند باید کاری کند که متن از آنِ خودش شود. همین مساله است که پویایی تئاتر را معنی می‌بخشد اما اگر همه بخواهند همانطور که نویسنده می‌خواهد کار کنند پس برای هر متن یک اجرا کافی است.

    نویسنده معمولا روی متنی که نوشته تعصب دارد و متاسفانه این مساله یک سنت است اما این سنت در نگاه مدرنیته و دنیای امروز تئاتر جایی ندارد چون متن متعلق به نویسنده است اما اجرا متعلق به کارگردان است و در این نمایش هم خیرالله تقیانی پور بسیار به ما لطف کرد. در این اجرا نقش مرتضی شاه‌کرم به‌عنوان دراماتورژ بسیار تعیین‌کننده است و ما با همفکری هم روی اجرایی که اکنون می‌بینید توافق داشتیم و با همراهی و همفکری هم با این اجرا رسیدیم.

    رادمنش: این آزادی در اضافه یا حذف کردن دیالوگ‌ها در طول تمرینات نیز با بازیگران چه از طرف آقای آستانه و چه از طرف آقای شاه کرم داده می‌شد.

    مسافرآستانه: من اعتقاد دارم که بازیگر باید دیالوگ‌ها را از آن خود کند و اگر دیالوگی را دوست ندارد و احساس می‌کند، زیادی است باید بتواند آن را تغییر دهد. اگر دیالوگ مورد نظر تزیینی است که امکان حذف آن وجود دارد اما اگر هم مفهومی باشد من با تغییر آن موافقم اما آن مفهوم را از دست نمی‌دهم و در جای دیگری یادآوری اش می‌کنم. در نهایت من بازیگر را آزاد می‌گذارم که با استعداد و توانایی خودش بتواند نقشش را بسازد چون اگر به کاری وادارش کنم انگار با یک عروسک یا آدم آهنی طرف هستم. من نسبت به بازیگران شناخت دارم و توانایی هایشان را می‌دانم بنابراین خارج از آنچه که می‌دانم از آنها توقع ندارم و با هماهنگی با آن‌ها و قوت قلبی که به آنها می‌دهم توانمندی شان را به کمک می‌گیرم. البته نمی‌خواهم تئوری برخی از بزرگان تئاتر که بازیگر را به‌عنوان ابرعروسک می‌بینند زیر سوال ببرم اما در شیوه کارگردانی‌ام اعتقادی به این نظریات ندارم.

    * موسیقی نمایش، موسیقی به جایی است و برای خودش کاراکتر دارد اما در راستای فضاسازی نمایش پیش می‌رود و در ذهن مخاطب می‌ماند.

    مسافرآستانه: احمد صمیمی موسیقی نمایش را طراحی کرده که به کمک سجاد محمدزاده موسیقی را در صحنه اجرا می‌کنند. ما همان بحث‌هایی را که با بازیگران داشتیم با گروه موسیقی هم داشتیم چون ابتدا آن‌ها علاقه‌مند بودند که ملودی‌های خاصی را بنوازند اما برایشان توضیح دادم که موسیقی متفاوتی که خارج از نمایش تعریف داشته باشد، نمی‌خواهیم. کلا نگاه من به موسیقی تئاتر اینگونه نیست که موسیقی نمایش یک اثر کامل باشد چون در این صورت به صورت یک کار کامل خارج از اجرا قابل شنیدن است که درست نیست چون موسیقی باید بتوان به عنوان یکی از عناصر درام انجام وظیفه کند. موسیقی‌های آشنایی درباره فضای جنگ خارج از تئاتر وجود دارد اما در این نمایش نخواستیم از هیچ کدام از آن‌ها استفاده کنیم.

    * در مورد میزانسن نمایش و خطی بودن آن نیز توضیح می‌دهید چون این خطر وجود داشت که مخاطب سردرگم شود و داستان را گم کند.

    رادمنش: برای من این نوع میزانسن از روز اول خیلی سخت بود و می‌گفتم مگر می‌شود بازیگرها بدون این که با هم حرف بزنند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند اما در ادامه و در طول تمرینات این فرم برای من در عین اینکه سخت بود خیلی هم دلچسب شد. چون کار سختی است که شخصی را نبینید اما تخیل کنید که دارید او را می‌بینید و نقشتان را همانقدر واقعی ایفا کنید که انگار آن آدم جلو من است. من به عنوان بازیگر این کار برایم بسیار سخت بود اما به این فکر کردم که این کار هم می‌تواند مثل سینما باشد که دوربین جای پارتنر را می‌گیرد. من طرفدار کار رئالیستی هستم اما بعد دیدم این کار ویژگی جذاب تری دارد و کارهای رئالیستی که همیشه کار می‌شود و من هم به وفور تجربه چنین اجراهایی را دارم بنابراین خیلی سخت اما کم کم این شیوه اجرایی برای ما تبدیل به عادت شد و آن را یاد گرفتیم و هضمش کردیم که بعدها برایمان دلچسب هم شد.

    غابشی: این شیوه روایت مثل زندگی الان ما هم است. مثلا همه ما داریم با هم حرف می‌زنیم و الان همه شما دارید به من نگاه می‌کنید اما من به شما نگاه نمی‌کنم. در زندگی امروزی این اتفاق جریان دارد و افراد بدون ارتباط چشمی با هم حرف می‌زنند. کاراکترها نیز در این نمایش با یکدیگر ارتباط دارند اما وارد دنیای هم نمی‌شوند. من چون قبلا به این شیوه کار کرده بودم مشکلی نداشتم و راحت با آن کنار آمدم.

    بینا: من چندسال قبل اجرایی را با این شیوه در تالار مولوی دیده بودم که خیلی خیلی برایم جذابیت داشت و این کار آنقدر زیبا اجرا شد که هیچ گاه از یادم نخواهم رفت و آرزو داشتم که‌ای کاش فرصت بازی در چنین اثری برای من هم فراهم شود که خوشبختانه این اتفاق افتاد و زمانی هم که بازی در این نمایش به من پیشنهاد شد ابتدا احساس کردم که متن مثل آثار دیگری است که در این زمینه تولید شده اما وقتی که برایم توضیح دادند قرار است کار به شیوه مینیمال و استیلیزه کار شود، ترغیب شدم که در نمایش بازی کنم. این شیوه میزانسن برای مخاطب جذابیت بصری ایجاد می‌کند و همین مساله نیز برای من ایده آل بود.

    مسافر آستانه: شاید بارها و بارها درباره موضوع نمایش و کاراکترهای آن نمایشنامه نوشته شده و به شکل‌های گوناگون درباره شان صحبت شده است اما این بار مساله مورد نظر با نگاه دیگری نوشته و اجرا شده که تکراری نیست. شاید موضوع، موضوع آشنایی باشد اما شکل تازه‌ای از اجرا را شاهد هستیم. معتقد هستم هر حرفی را که در هنرهای نمایشی می‌زنیم، چیزی نیست که قبلا نگفته باشند اما مهم این است حرف‌هایی که به هر ضرورت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… می‌خواهیم بزنیم به شکلی ارائه دهیم که جذاب باشد. تمام تلاش ما این بوده که مخاطبان شکل تازه‌ای از اجرا ببیند و برای دیدن این شکل تازه از اجرا، شیوه تکراری میزانسن و ارتباط کاراکترها با هم را تغییر دادیم؛ اتفاقی که این روزها در ارتباط بین افراد هم شاهدش هستیم و مردم با وجودی که سرشان در موبایل هایشان است با یکدیگر درباره مسائل مهم صحبت می‌کنند.

    این نمایش با تنیده شدن ذهینت در عینیت و خیال و واقعیت در هم و برعکس تنظیم شده است از همین‌رو چنین میزانسنی را می‌طلبیده است و ما نیز باید این مساله را به شیوه تازه‌ای بیان می‌کردیم که همین شیوه تازه ارزش حرفی را که می‌خواستیم بزنیم، دوچندان می‌کند.

    متاسفانه این روزها تئاتر جدی کار کردن خیلی سخت شده است. مساله این است که آیا ما باید برای اینکه تماشاگرمان را نگه داریم به هرکاری دست بزنیم یا اینکه هرجنبه هنری را که در توانمان است به کار بگیریم تا مخاطب جذب شود. این دو مساله با یکدیگر تفاوت بسیاری دارد اما متاسفانه جریان به هر کاری دست بزنیم تا مخاطب را نگه داریم خیلی در تئاتر ما شایع شده و این اصلا برای جامعه تئاتر ما خوب نیست.

    * اما متأسفانه این اتفاق به دلیل برنامه‌ریزی نادرست مدیران و هنرمندانی که خودشان به این کارها تن می‌دهند، در حال رخ دادن است.

    مسافرآستانه: بله درست است.

  • میزبانی سپند از نمایش «گرگ ها در آشپزخانه»

    میزبانی سپند از نمایش «گرگ ها در آشپزخانه»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «گرگ ها در آشپزخانه» بر اساس طرحی از مجتبی تهال و به کارگردانی آرمان شیرالی نژاد از ۱۰ آذر ماه ساعت ۲۱ در سالن شماره ۲ تماشاخانه سپند روی صحنه می رود.

    این نمایش درباره گروهی است که می خواهند دو نفر را به قتل برسانند و فردی می خواهد جلوی آنها را بگیرد.

    مجتبی بیات، آرین حیدری، شهریار فرد، محمد حسین ثمری، ساناز باقری، ساجده حمیدی، سعید صادقی، حسام صباغیان، ماهور جباری، احمد احمدی، ریحانه معصومی و محمد جواد زمانی در این نمایش ایفای نقش می کنند.

    سایر عوامل این نمایش عبارتند از مدیر پروژه: امیر شریعت، برنامه ریز و دستیار کارگردان: ساناز باقری، منشی صحنه: پریسا بلبل آبادی، طراح گرافیک: مهدی طالقانی، طراح صحنه و لباس: نسیم ملکی، طراح گریم: افسانه خلفی، طراح آواز و موسیقی: فراز بخشگویی، مشاور رسانه ای: فاطمه کشمیری، روابط عمومی: مریم رودبارانی.

    پیش‌فروش اینترنتی بلیت این نمایش از طریق سایت تیوال امکان‌پذیر است.

  • «رونا مادر عظیم» از آلمان جایزه گرفت

    «رونا مادر عظیم» از آلمان جایزه گرفت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، «شکستن همزمان بیست استخوان» با نام بین المللی «رونا مادر عظیم» ساخته جمشید محمودی در شصت و هشتمین دوره جشنواره مانهایم و هایدلبرگ جایزه هیات داوران اتحاد مذاهب را دریافت کرد.

    «رونا مادر عظیم» در ۲ بخش مسابقه فیلمسازان جوان و استعدادیابی سینمای جهان در مانهایم و هایدلبرگ با حضور جمشید محمودی کارگردان فیلم نمایش داشت و مورد نقد و بررسی قرار گرفت. «رونا مادر عظیم» در هفته جاری جایزه آسیا پاسفیک را هم دریافت کرده است.

    فیلم جمشید محمودی در آبان ماه حضور در ۵ جشنواره بین المللی را تجربه کرده است که ۲ حضور آن با جایزه همراه بوده است. پیش از این برادران محمودی با فیلم «چند متر مکعب عشق» در این جشنواره حضور داشته اند.

    پخش بین المللی فیلم برعهده شرکت فرانسوی نوری پیکچرز به مدیریت کتایون شهابی است.

    محسن تنابنده، مجتبی پیرزاده، فرشته حسینی، فاطمه حسینی، فاطمه میرزایی، محیی رضایی، سعید چنگیزیان و علیرضا استادی در این فیلم نقش آفرینی کرده اند.

  • پوستر «اختراع والس» منتشر شد/ آغاز پیش فروش بلیت

    پوستر «اختراع والس» منتشر شد/ آغاز پیش فروش بلیت

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «اختراع والس» نوشته مهدی اسدزاده به کارگردانی سارا افشار و با حضور حسن معجونی، شبنم فرشادجو، محسن نوری، امیرحسین طاهری و تعدادی دیگر از بازیگران تئاتر از ۱۷ آذر در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.

    پوستر «اختراع والس» که توسط فرنوش رضوانی طراحی شده، همزمان با آغاز پیش فروش بلیت های این اثر نمایشی منتشر شد.

    خرید بلیت های «اختراع والس» از طریق سایت ایران نمایش امکان‌پذیر است. گروه اجرایی این نمایش همه روزه تخفیف ویژه ۳۰ درصدی را برای دانشجویان تمامی رشته ها در نظر گرفته اند.

    دیگر عوامل این اثر نمایشی متعاقبا معرفی می شوند.

  • رونمایی از پوسترهای «سینما حقیقت»/ «مستند» فرم ملی سینمای ما است

    رونمایی از پوسترهای «سینما حقیقت»/ «مستند» فرم ملی سینمای ما است

    به گزارش خبرنگار مهر، مراسم رونمایی از پوستر سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینما حقیقت» پیش از ظهر امروز چهارشنبه ۶ آذرماه در محل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار شد.

    در ابتدای این مراسم محمد حمیدی مقدم مدیرعامل مرکز گسترش و دبیر جشنواره «سینماحقیقت» گفت: این مراسم قرار است اولین حرکت جشنواره باشد. مدیریت هنری این جشنواره بر عهده رضا عابدینی است ولی ایشان در حال حاضر در ایران نیستند. با توجه به اینکه قرار بود که این دوره تفاوت کمی با دوره‌های پیشین داشته باشد از رضا عابدینی خواهش کردم در کنار ما باشد. ایشان حرکتی در گرافیک معاصر ایران دارد و بعد از ۱۵ سال کار در فرم‌های مختلف دنیا، این خواهش را پذیرفتند تعامل با جهان بصری رضا عابدینی اتفاق ویژه‌ای است و من از حضور ایشان خوشحالم.

    وی در ادامه متنی که رضا عابدینی را برای این مراسم فرستاده بود، قرائت کرد.

    حمیدی‌مقدم افزود: باتوجه به زیرساخت سینمای مستند که مربوط به تحقیق و پژوهش است، چند اتفاق مهم را ایجاد کرده‌ایم، در این بخش شخصیت‌های بزرگ در کنار ما قرار می‌گیرند همچنین از یک کتاب رونمایی می‌کنیم که نشان از اهمیت بخش پژوهش دارد.

    در ادامه رامین حیدری فاروقی عضو شورای سیاستگذاری جشنواره و محسن استادعلی رییس انجمن کارگردانان سینمای مستند روی صحنه آمدند و در کنار محمد حمیدی مقدم قرار گرفتند، در ادامه از پوستر این دوره از جشنواره «سینماحقیقت» رونمایی کردند.

    سپس آیین رونمایی از پوسترهای بزرگداشت جشنواره «سینماحقیقت» برگزار شد.

    در این بخش منوچهر طیاب از پیشکسوتان عرصه سینمای مستند به همراه محمد حمیدی‌مقدم از پوستر بزرگداشت خود در این جشنواره رونمایی کرد.

    روایت منوچهر طیاب از تحقق یک آرزوی دیرینه

    منوچهر طیاب در این بخش گفت: من همیشه در این جور مواقع یاد خودم در ۲۱ و ۲۲ سالگی که از اروپا به تهران بازگشتم می‌افتم. در آن زمان به این فکر می‌کردم که آیا چیزی به نام سینمای مستند می‌تواند در ایران پا بگیرد یا نه؟ در آن زمان نمی‌دانستم که می‌شود درباره سینمای مستند کاری کرد یا نه. به همین دلیل با یکی از مسئولان فرهنگی روبه‌رو شدم و سوال کردم که آیا امکان ساخت چنین فیلم‌های مستندی وجود دارد یا نه؟ ایشان گفتند نمی‌دانم می‌شود یا نه. این اولین باری بود که با فردی مواجه شدم که طبیعتاً باید من را تشویق می‌کرد، اما اینگونه نبود. این سرگردانی با من بود تا زمانی که چند دوست دیگر از اروپا بازگشتند و ما با هم فکر کردیم که آیا می‌شود این رشته را در ایران پیش برد یا نه؟

    طیاب:‌ همه اتفاقات امروز باعث شده هم خودمان را پیدا کنیم هم شخصیت‌مان را به دیگران معرفی کنیم. در جشنواره‌های خارجی بارها دیده‌ام که خارجی‌ها دوست دارند ببیند ما چه ساخته‌ایم چون جنس کارهای ما متفاوت استاین مستندساز پیشکسوت ادامه داد:‌الان می‌بینم که آرزوی دیرینه ما به حقیقت پیوسته است و من خوشحالم. البته در این دوران رشته‌ها و مدارس هنری به وجود آمد. در آن دوران هیچ‌کدام از این ارگان‌های سینمایی که می‌شناسید، وجود نداشت. در حالی که در سال‌های ۴۰ تا ۵۰ جنبشی در ایران شروع و به من حکمی داده شد که اولین دانشگاه سینمایی را راه‌اندازی کنیم. با تجربیاتی که به‌عنوان نیروی جوان داشتیم، انجام این کار، ساده نبود حتی در آن زمان دانشگاه‌های سینمایی زیادی در جهان وجود نداشت اما با نامه‌نگاری‌ها و برنامه‌ریزی این کار را کردیم.

    وی افزود: همه چیز جوان بود. در بین ما کسانی نبودند که بتوانیم از تجربیات آن‌ها استفاده کنیم اما عشق و علاقه باعث شد با پژوهش، عقب افتادگی را جبران کنیم. همه کسانی که امروز شما می‌شناسید مربوط به سال‌های ۴۰ تا ۵۰ می‌شوند به طوری که حتی حکومت آن زمان را وادار به توجه کردند. خوشحالم که ما امروز در دنیا، سینمای ما را بیشتر با سینمای مستند می‌شناسند چون این سینما ترویج‌گر فرهنگ ملی ماست.

    طیاب توضیح داد: همه اتفاقات امروز باعث شده هم خودمان را پیدا کنیم هم شخصیت‌مان را به دیگران معرفی کنیم. در جشنواره‌های خارجی بارها دیده‌ام که خارجی‌ها دوست دارند ببیند ما چه ساخته‌ایم چون جنس کارهای ما متفاوت است. از برگزاری این بزرگداشت‌ها ممنونم. این بزرگداشت برای ما نیست بلکه برای فرهنگ ماست.

    فرم ملی سینمای ایران، «مستند» است

    در ادامه پوستر بزرگداشت احمد ضابطی جهرمی رونمایی شد. ضابطی جهرمی در این بخش گفت: این سالن برای من یادآور خاطرات علمی و هنری خشنودکننده و عزیز است. چون خادمانی در این مرکز حضور داشتند که واقعاً دوست داشتنی بوده و هستند. دوست داشتن مرکز به خاطر عزیزانی است که در اینجا با تاثیرات متفاوت خدمت می‌کنند. ما در همینجا آثار درخشانی از ایران و جهان دیدیم، به عنوان داور همکاری کردیم، کسانی را دیدیم که حالا در این دنیا نیستند، کارگاه‌های آموزشی در همین جا برگزار کردیم و… بنابراین مجموعه این ویژگی ها، مرکز را برای من دوست داشتنی می‌کند.

    ضابطی جهرمی: در سال ۷۹ مقاله‌ای درباره سینمای مستند و فرم ملی نوشتم و دلایلی آوردم که چرا فرم مستند، یک فرم ملی است و باید تقویت شود. البته جهان هم سینمای ما را با سینمای مستند می‌شناسداین پژوهشگر سینمای ایران ادامه داد: هرچند مدیریت‌ها تغییر کردند اما خودمان هم باید به هم کمک کنیم. همه ما یک جمع هستیم و امیدوارم سمفونی دلنشینی برای همه باشیم. من در همین سالن چند بار تاکید کردم و معتقدم که فرم ملی برای سینمای کشور ما، سینمای مستند است و از اول هم چنین بوده چراکه بخشی از هنر ایرانی، مستند است. بخش مهمی در دیگر شاخه‌ها هم مستند است. برای مثال شعر مستند، موسیقی مستند و ..‌. داریم. سینمای مستند جهان طبیعی، انسانی و تاریخی را تصویر می‌کنند. ما تولید استودیوی نداشتیم اما هالیوود آن را به استودیو برده است. در ایران خیلی از دفاتر تولید نام استودیو را داشتند در حالی که همان ها، دفاتر فیلمسازی بودند.

    وی افزود: در سال ۷۹ مقاله‌ای درباره سینمای مستند و فرم ملی نوشتم و دلایلی آوردم که چرا فرم مستند، یک فرم ملی است و باید تقویت شود. البته جهان هم سینمای ما را با سینمای مستند می‌شناسد. اخیرا هم آثاری که تلفیقی از مستند و داستانی است، ساخته می‌شود. در نهایت از کارکنان مرکز تشکر می‌کنم که از حقیر یادی کردند. این نکوداشت که برای سینمای ایران و دلبستگی ما به سرزمین‌مان است، ارج می‌گذارم. ما مدیون گذشتگان و آموزگاران خودمان هستیم و موظفیم آموزه‌های خود را به دیگران منتقل کنیم. از بانیان جشنواره که برای خدمات ناقابل ما نکوداشتی برگزار می‌کنند، تشکر می‌کنم.

    ضابطی جهرمی توضیح داد: لحظه‌ای که پوستر نکوداشتم را دیدم باند نارنجی آن روی چشم، نظرم را جلب کرد و من را یاد دوره‌ای انداخت که ما آرزو داشتیم فیلم رنگی بسازیم.

    این مستندساز در پایان گفت: بخش مهمی از سینما، انضباط است، انضباط اخلاقی، فیزیکی، تولیدی، فکری و خدمتی بخشی از آن است. مستندساز باید بگوید من باید به موقع، آماده، آنجا باشم. یعنی باید مثل یک سرباز عمل کند.

    در پایان حسین ترابی، منوچهر طیاب، احمد ضابطی جهرمی، منوچهر مشیری، مرتضی رزاق‌کریمی و …. به امضای پوستر این جشنواره پرداختند و عکس یادگاری گرفتند.

  • مسئولیت توقف تولید «قاتل و وحشی» برعهده تهیه‌کننده است

    مسئولیت توقف تولید «قاتل و وحشی» برعهده تهیه‌کننده است

    به گزارش خبرنگار مهر، محمدصادق رنجکشان سرمایه‌گذار فیلم سینمایی «قاتل و وحشی» با ارسال توضیحی در واکنش به خبر منتشر شده در خبرگزاری مهر درباره توقف فیلمبرداری این فیلم سینمایی، مسئولیت این توقف را برعهده تهیه‌کننده فیلم یعنی حمید نعمت‌الله دانست.

    در متن ارسال از سوی روابط عمومی دفتر محمدصادق رنجکشان آمده است: عطف به خبر «تصویربرداری فیلم قاتل و وحشی متوقف شد» که در تاریخ ۵ آذر در اخبار سینمای ایران این خبرگزاری محترم منتشر شده، لازم به توضیح است، محمدصادق رنجکشان به‌عنوان سرمایه‌گذار این پروژه، تمامی تعهدات مالی خود را مطابق قرارداد از ابتدا تا به انتها به طور کامل انجام داده و مسوولیت توقف و هرگونه اتفاق دیگر برعهده تهیه‌کننده فیلم است.»

    فیلم سینمایی «قاتل و وحشی» تازه‌ترین پروژه سینمایی حمید نعمت‌الله در مقام نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده است که شهریورماه امسال با سرمایه‌گذاری محمدصادق رنجکشان تصویربرداری آن با داستانی جنایی و با حضور بازیگرانی چون لیلا حاتمی و امین حیایی کلید خورد و قرار بود در جشنواره سی‌وهشتم فیلم فجر رونمایی شود.

    تصویربرداری این پروژه در حال حاضر متوقف شده است.

  • مهدی کوشکی با «ولپُن» به تئاتر مستقل تهران می‌آید

    مهدی کوشکی با «ولپُن» به تئاتر مستقل تهران می‌آید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی تئاتر مستقل تهران، نمایش «ولپُن» که در فهرست نخستین تجربه‌های کارگردانیِ مهدی کوشکی قرار می‌گیرد، به زودی و از اواسط آذر ماه در تئاتر مستقل تهران به صحنه می‌رود.

    «ولپُن» روایتگر ماجرای شخصیتی است به همین نام که ثروت زیادی دارد و دیگرانی که چشم به دارایی‌هایش دوخته‌اند. این نمایشنامه کمدی نوشته بنجامین جانسون یا بن جانسون نمایشنامه‌نویس اسکاتلندیِ هم‌دوره ویلیام شکسپیر است که برخلاف سبک و رویکرد نمایشنامه نویس هم عصر خود، از پرداختن به ماجراهای دربار و اشراف دوری کرد و در آثارش بیشتر به توده مردم توجه نشان داد. بعضی پژوهشگران بن جانسون را در زمینه نگارش آثار کمدی حتی چیره دست‌تر از شکسپیر می‌دانند.

    «ولپُن» به کارگردانی مهدی کوشکی برای نخستین بار یازده سال قبل، در جریان جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران روی صحنه رفت و جایزه کارگردانی مشترک (به همراه نمایش «مکبث» کاری از رضا ثروتی) و بهترین بازیگری جشنواره (محسن نوری) را دریافت کرد. این نمایش سپس در سال ۹۰ در مجموعه تئاترشهر اجرای عموم را تجربه کرد و سال ۹۵ نیز برای دومین بار در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت.

    پیش‌فروش بلیت‌های این نمایش به زودی در سایت تیوال آغاز می‌شود.

  • اعلام مستندهای نیمه‌بلند بخش مسابقه ملی جشنواره «سینماحقیقت»

    اعلام مستندهای نیمه‌بلند بخش مسابقه ملی جشنواره «سینماحقیقت»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت»، با پایان کار اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمه‌بلند سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» و از جمع ۱۸۸ فیلم متقاضی، ۱۵ فیلم به بخش مسابقه مستندهای نیمه‌بلند راه یافتند.

    اسامی فیلم‌های منتخب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمه‌بلند سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:

    ۱) آتش (احسان مقدسی)

    ۲) آدور (محمدصادق اسماعیلی)

    ۳) جمیله (محمدباقر شاهین)

    ۴) چشم‌ها و دست‌ها (پناه‌برخدا رضایی)

    ۵) خانم و آقای تامپ (فرهاد ورهرام)

    ۶) رویای سیاه (اُرد عطارپور)

    ۷) شیب تند (لقمان خالدی)

    ۸) سوسن در سحر می‌شکفد (روح‌الله اکبری)

    ۹) سینما چهارباغ (علیرضا منصوری)

    ۱۰) قصری با دیوارهای قرمز (عباس رزیجی)

    ۱۱) کاغذپاره‌ها (بهزاد نعلبندی)

    ۱۲) گلوله‌باران (مرتضی پایه‌شناس، حسین مؤمن)

    ۱۳) ماهر (مسعود دهنوی)

    ۱۴) مهمانشهر (مهدی سقط‌چی)

    ۱۵) واکَس‌چه (کامران حیدری)

    اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمه‌بلند جشنواره «سینماحقیقت» متشکل از پریسا عشقی، محمدرضا فرزاد و محمد صوفی بودند.

    تهیه‌کنندگان و مستندسازان ۱۵ اثر مستند برگزیده‌ بخش مسابقه ملی مستندهای نیمه‌بلند جشنواره «سینماحقیقت» می‌بایست تا روز جمعه ۸ آذرماه ۹۸، نسخه اصلی فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره به نشانی تهران، خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره ۱۵، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، طبقه اول ارائه کنند در غیر این صورت فیلم از بخش مسابقه حذف خواهد شد.

    فیلم‌های برگزیده باید به صورت فایل دیتا با یکی از فرمت‌های MP۴ (H.۲۶۴) – AVI- MXF- MPEG۲- MOV روی هارد دیسک یا Flash Memory و لوح فشرده به طور استاندارد و قابل اجرا روی سیستم عامل ویندوز (windows) به دبیرخانه جشنواره ارائه شوند. ضمن اینکه ارائه پوستر و تیزر فیلم‌های برگزیده برای تبلیغ در روزهای منتهی به برپایی جشنواره «سینماحقیقت» هم الزامی است.

    فیلم‌های منتخب می‌بایست الزاماً دارای زیرنویس انگلیسی باشند.

    اسامی فیلم‌های بخش مسابقه ملی مستندهای بلند، «مسابقه بین‌الملل» و «جایزه شهید آوینی» جشنواره «سینماحقیقت» نیز متعاقباً اعلام خواهند شد.

    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدی‌مقدم در پردیس سینمایی چارسو شهر تهران برگزار خواهد شد.

  • بلیت‌فروشی برای ظرفیت‌های خالی جشنواره «سینماحقیقت»

    بلیت‌فروشی برای ظرفیت‌های خالی جشنواره «سینماحقیقت»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت»، طی اطلاعیه‌ای از سوی روابط عمومی جشنواره «سینماحقیقت» اعلام شد: با توجه به علاقمندی مخاطبان جشنواره، درصدی از بلیت‌های قابل رزرو سئانس‌های مختلف «سینماحقیقت»، به انضمام ظرفیت خالی سالن‌های سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» بلیت‌فروشی شده و در اختیار عموم مخاطبانی که فاقد کارت جشنواره هستند، قرار خواهد گرفت.

    در این اطلاعیه آمده است: «فروش این بلیت‌ها به مخاطبان عام، تک‌سئانس بوده و به تعداد محدودی به‌ صورت آنلاین قابل رزرو خواهد بود. یک ساعت تا شروع سئانس نیز در صورت وجود ظرفیت خالی سالن‌ها، افراد به شکل حضوری و با مراجعه به کانترهای مجموعه چارسو می‌توانند بلیت‌های مورد نظر خود را خریداری کنند.

    توضیح:

    ۱) رزرو بلیت برای دارندگان کارت جشنواره و سایر علاقمندان از طریق وب‌سایت جشنواره به نشانی www.irandocfest.ir امکان‌پذیر است.

    ۲) دارنده‌ هر کارت جشنواره تنها قادر به رزرو اینترنتی یک بلیت از هر سئانس خواهد بود.

    ۳) بلیت‌ها از یک روز قبل قابل رزرو بوده و حداکثر تا یک ساعت مانده به شروع سئانس، افراد باید با مراجعه به کانترهای مجموعه چارسو، بلیت رزرو شده‌ی خود را دریافت کنند.

    ۴) در فاصله‌ یک ساعت مانده تا آغاز فیلم، بلیت ظرفیت‌های خالی سالن به ‌صورت حضوری به فروش خواهد رسید.

    ۵) علاقمندان حوزه‌ مستند می‌توانند با عضویت در «باشگاه مستند» «سینماحقیقت»، علاوه بر رزرو اینترنتی بلیت‌های هر سئانس جشنواره (یک بلیت با هر کارت)، از مزایای سالیانه‌ این کارت نظیر عضویت در پاتوق هفتگی فیلم مستند و تخفیف ۲۰ درصدی کارگاه‌های آموزشی، خرید اقلام تبلیغاتی جشنواره و کافی‌شاپ طبقه ششم چارسو برخوردار شوند.

    ۶) قیمت و جزئیات فروش بلیت‌ها، به علاوه‌ موضوع و اطلاعات مجموعه‌ فیلم‌های جشنواره متعاقبا روی وب‌سایت «سینماحقیقت» منتشر خواهد شد.

  • «بداهه»‎ای بر زوال یک زندگی/ وقتی تماشاگر غافلگیر می‌شود

    «بداهه»‎ای بر زوال یک زندگی/ وقتی تماشاگر غافلگیر می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، کاوه سجادی حسینی کارگردان و فیلمنامه‌نویس در یادداشتی به ویژگی‌های نمایش «بداهه» به کارگردانی آروند دشت‌آرای که این روزها بعد از اجرا در تماشاخانه ایرانشهر در تماشاخانه ملک روی صحنه می‌رود، پرداخت.

    در یادداشت کاوه سجادی حسینی آمده است:

    «نمایش «بداهه» که با طراحی و کارگردانی آروند دشت آرای این شب‌ها در تماشاخانه ایرانشهر و سالن ملک اجرا شده است، متشکل از داستانک‌ها و برش‌هایی از زندگی زناشویی است؛ قصه‌ای درباره زوال آدم‌ها و تقلای بی‌نتیجه‌شان برای حفظ رابطه. تلاش‌هایی بی‌نتیجه که انگار در دوران معاصر ره به جایی نمی‌برد.

    نمایش از روایت جوانی یک زوج آغاز می‌شود که در بحبوحه جنگ هستند و در ادامه با ورود کاراکترهای جدید پیش می‌رود اما همه‌شان حرف واحدی دارند و پیام‌شان ملال است و زوال. به نظر می‌رسد بازیگران این نمایش همگی در جای درست خود و متناسب با نقش انتخاب شده اند و شرایط سنی و ویژگی‌های کاراکتر بر آن‌ها خوش نشسته اما نکته جالب در آشنایی‌زدایی پیوسته‌شان برای تماشاگر است. این جریان آشنایی‌زدایی گاه حتی فراتر از آدم‌های قصه به اشیا نیز محول می‌شود چنانچه وسایل ریز و درشت صحنه که تعدادشان هم بسیار است، کارکردی خلاف یا دور از انتظار آنچه که باید را برعهده می‌گیرند.

    همچنین طراحی موسیقی به همت علی کیانیان نیز نقشی اساسی در جریان این آشنایی زدایی ایفا می‌کند. همین بداهه بودن نمایش و خلق قصه در لحظه نیز خود همچنان که به زندگی نزدیک است، برابر با تعریف تئاتر است و در عین حال حتی از تعریف مرسوم تئاتر هم آشنایی زدایی و تماشاگر را غافلگیر می‌کند. «بداهه» قرار است روایتی واقعی از جریان واقع زندگی باشد و به حق بر این واقع نمایی تاکید می‌کند. نمایش مخاطب را پی در پی به واکاوی پیرامون جا به جایی آدم‌های داستان وامی‌دارد؛ نمایشی مدرن که پیش از این کمتر در ایران اجرایش را شاهد بوده‌ایم.

    فاصله‌گذاری‌های به جا و درست که به قطع ارتباط مخاطب با جریان قصه می‌انجامد و دوباره ماجرای تازه‌ای او را به ادامه آن وصل می‌کند، باعث شده تا تماشاگر مدت زمان قریب به دو ساعت اجرا را هرگز حس نکند. همچنین ریتم نمایش نیز به این درک نکردن گذر زمان کمک کرده است زیرا تماشاگر ریتم اثر را حتی بیشتر از زندگی روزمره اش احساس می‌کند و چه بسا در تلاش است تا خود را با آن همراه کند و این تلاش مشارکت‌طلبانه باعث می‌شود او بیش از پیش با نقش‌ها و خرده داستان‌های نمایش همذات‌پنداری کند. در کنار بازی خوب مجموعه بازیگران «بداهه»، بازی مارین ون هولک بازیگر اصالتاً غیرایرانی نمایش برجسته است. فارغ از لهجه که امری گریزناپذیر است، کنش‌ها و واکنش‌ها، حرکات و عادات رفتاری او به شدت منطبق با نسخه‌ای است که از از یک زن ایرانی سراغ داریم.

    در پایان علاوه بر تمام ویژگی‌های مطلوب و مورد انتظار از یک نمایش خوب، شاید اجرای «بداهه» روی سن به جای بلک باکس می‌توانست به جذاب تر شدن آن کمک کند. همچنین تغییراتی در نور و صداگذاری به باورپذیری بیشتر از آنچه اکنون هست، می‌انجامید.»