به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی «عنکبوت» بامداد دوشنبه ۲۱ بهمن ماه در بخش خارج از مسابقه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی ملت برای اهالی رسانه به نمایش درآمد.
جواد نوروزبیگی تهیه کننده، ابراهیم ایرجزاد کارگردان و ساره بیات یکی از بازیگران «عنکبوت» قبل از نمایش فیلم روی سن حاضر شدند و سخنان کوتاهی بیان کردند.
ابتدا ساره بیات گفت: میخواستم از همه برای حضور در اینجا تشکر کنم. فکر کنم فرصت دیگری نباشد تا بتوانم از جواد نوروزبیگی، ابراهیم ایرج زاد و دیگر عوامل تشکر کنم. ممنون که به دیدن فیلم ما مینشینید.
در ادامه نوروزبیگی نیز بعد از سلام و خیرمقدم به تماشاگرانی که تا نیمه شب برای دیدن فیلم صبر کردند، بیان کرد: ممنونم که به این فیلم احترام گذاشتید و نیمه شب به تماشای آن مینشینید. البته داور فیلم هم خودتان هستید و قضاوت کنید که جای فیلم اینجا هست یا نه.
ابراهیم ایرج زاد نیز عنوان کرد: سپاس از صبر و حضورتان برای دیدن فیلم در این وقت شب چون دیگر دیرتر از این نمیشد فیلم را نمایش داد. امیدوارم سینما برای جشنواره فجر اصل باشد و همه چیز روی قاعده سینما بچرخد.
بعد از پایان فیلم نیز جواد نوروزبیگی در جمع خبرنگاران درباره حضور نداشتن فیلم در جمع فیلمهای سودای سیمرغ گفت: به نظر میرسد هیأت انتخاب نسبت به این فیلم دلواپس بودند وگرنه این فیلم از خیلی از آثار این دوره بهتر بود و میتوانست جزو ۵-۶ فیلم اول جشنواره باشد.
وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر موجه جلوه دادن شخصیت قاتل فیلم که از روی زندگی سعید حنایی ساخته شده و اینکه پرونده تجاوز او باز است، توضیح داد: در این فیلم عین حرفی که در پرونده حنایی بیان شده، آورده شده که میگوید پزشک قانونی قضیه تجاوز را رد نکرده است.
این تهیه کننده سینما درباره استناد فیلمنامه به مستند «و عنکبوت آمد» مازیار بهاری که درباره سعید حنایی ساخته شده است، گفت: قطعاً آن مستند را دیده ایم و پرونده را هم خوانده ایم و مشورت گرفته ایم.
وی درباره برگزار نشدن نشست رسانهای برای فیلم بیان کرد: ما در خواست برگزاری نشست رسانهای داشتیم که پذیرفته نشد و باید دلیل آن را از دبیر جشنواره بپرسید و اینکه چرا فیلم در بخش مسابقه پذیرفته نشد در حالی که قابلیت آن را داشت.
نوروزبیگی درباره دلایل انتخاب این پرونده برای ساخت توضیح داد: به سراغ سوژههای دیگر هم خواهیم رفت اما در این برهه به نظر میرسید این پرونده جذابیت بیشتری داشت. پرونده سعید حنایی در اینترنت موجود است و تئاتر و مستند هم درباره اش ساخته شده و ما همه اطلاعات موجود را مورد توجه قرار دادیم. این فیلم فرهنگسازی میکند و هشداری برای آینده به مردم میدهد چون ممکن است باز هم این اتفاقات تکرار شود.
وی درباره اکران فیلم گفت: امیدوارم فیلم مجوز اکران بگیرد و لزومی هم ندارد که جلو اکران آن گرفته شود.
نوروزبیگی در پاسخ به پرسشی مبنی بر ضد دین بودن فیلم اظهار کرد: ما مرحله به مرحله با کارشناسان قوه قضائیه مشورت کردیم. قوه قضائیه نظر منفی نسبت به فیلم نداشته است البته پروانه ساخت فیلم پروسه سختی داشت و ما با نهادهای مختلف مشورت و در نهایت نکاتی را که باید برطرف کردیم.
وی در پایان درباره توهینی که به مسعود کیمیایی شده است، بیان کرد: همه ما و حتی اهالی رسانه درباره این مساله صحبت کردیم و خودشان هم بالاخره روزی در این باره صحبت خواهند کرد.
نشست خبری فیلم «پوست» به کارگردانی بهمن و بهرام ارک شامگاه یکشنبه ۲۰ بهمن ۹۸ در نهمین روز از جشنواره فیلم فجر، با حضور عوامل فیلم در پردیس ملت برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر، نشست رسانهای فیلم سینمایی «پوست» به کارگردانی بهمن و بهرام ارک پس از رونمایی فیلم در جشنواره سیوهشتم فیلم فجر، امشب یکشنبه ۲۰ بهمنماه در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
بهمن و بهرام ارک، کارگردانان فیلم، محمدرضا مصباح تهیهکننده به همراه دیگر عوامل فیلم در این نشست حضور داشتند و سحر عصرآزاد هم بهعنوان منتقد مهمان، عوامل فیلم را همراهی میکرد.
عاشیق ولی عبدی از پیشکسوتان موسیقی آذری که در فیلم ایفای نقش کرده بود، مهمان ویژه این نشست بود.
بهرام ارک در پاسخ به اولین سوال درباره انگیزه ساخت این فیلم گفت: هم نیت روایت داشتیم و هم ادای دین به فرهنگ منطقهای که در آن زندگی میکنیم و به آن علاقهمند هم هستیم. ما طبیعتاً نگاه مدرن هم داشتیم و خیلی قابل تفکیک نیست که برای ساخت این فیلم کدام وجه از این موارد در اولویت بوده است.
بهمن ارک هم درباره زیباییشناسی فیلم گفت: تصمیم ما از ابتدا این بود که فیلمی بسازیم که شبیه فیلمهای مستند هم باشد و به همین دلیل به بازیگران چهره هم فکر نکردیم. خیلی دوست نداریم قابهای شکیل و زیبا ببندیم و به نقاشی تبدیل شود. بیشتر دوست داریم در لحن به یک زیبایی برسیم. در سینمایی که تنها به سمت قاببندی پیش میرود، چیزهای دیگری از دست میرود. امیدوارم در این هدف موفق عمل کرده باشیم.
«پوست» جای خالی ژانر وحشت را به درستی پر میکند
سحر عصرآزاد منتقد سینما گفت: من هم مثل شما از تماشای این فیلم لذت بردم. فکر میکنم «پوست» هم در جشنواره فجر امسال و هم در سینمای ایران فیلمی منحصر به فرد است. این دو فیلمساز در اولین فیلم بلند سینمایی نگاه خاص خود را ارائه کردهاند که مخصوص به خودشان است و از تجربههای آنها در سینمای کوتاه هم برآمده است. این استقلال نگاه ویژگی مهمی است. از سوی دیگر در شرایطی که فقر گونه ترس و وحشت در سینمای ایران داریم که «پوست» به درستی دارد این جای خالی را پر میکند. در تجربههای قبلی سینمای وحشت در سینمای ایران غالباً با ترسهایی مواجه بودیم که ریشه ایرانی نداشته است.
وی افزود: سومین ویژگی «پوست» این است که بهشدت قصهگو است. برای آنکه بتوانیم استانداردهای سینمای ایران را ارتقا دهیم نیاز به قصهگویی داریم. اینکه برادران ارک سراغ قصههای بومی محل زندگی خود رفتهاند، امتیاز بسیاربسیار مهمی است.
شرط ادامه فیلمسازی به زبان ترکی
بهرام ارک درباره ادامه فیلمسازی به زبان ترکی در سینمای ایران گفت: شاید ساختن فیلم به زبان ترکی و یا هر قومیت دیگر غیر از زبان فارسی، شاید یک امتیاز فرهنگی محسوب شود، اما از نظر اقتصادی به سختی میتوان آن را امتیاز دانست. برای ادامه راه باید ببینیم این تجریه چگونه در زمینه اقتصادی جواب میدهد.
بهمن ارک در ادامه درباره همکاری با برادرش در زمینه کارگردانی توضیح داد: ما اختلافاتی داریم اما این اختلافات بیرونی است و در درون خودمان یک وحدت نگاه داریم.
در ادامه بامداد افشار درباره رسیدن به سبک خاص موسیقی این فیلم، توضیحاتی ارائه کرد.
دنبال بازیگری بودیم که ترکی را بدون لهجه حرف بزند
بهرام ارک در پاسخ به سوال دیگری درباره انتخاب بازیگران توضیح داد: ابتدا به بازیگران چهره هم رفتیم. به هادی حجازیفر هم فکر کردیم و میخواستیم بازیگری پیدا کنیم که ترکی را بدون لهجه صحبت کند. در جمعبندی نهایی اما به همین ترکیب بازیگران حرفهای تئاتری رسیدیم.
جواد قامتی بازیگر نقش اصلی فیلم گفت: آقای یوسفینژاد سال قبل فیلم «خانه» را به جشنوارههای خارجی برده بودند. میگفت ما مظلومانه نشسته بودیم، یک خانم روس آمد و از یکی از بازیگران سوپراستار سینمای ما خواستند یک عکس بگیرند. اول فکر کردیم که این بازیگر چقدر شناخته شده که اینجا هم او را شناختهاند، اما بعد متوجه شدیم آنها دو نفرند که میخواهند عکس بگیرند و از بازیگر ما میخواهند که از آنها عکس بگیرد! یکی عصبانی شد و گفت این آقا در کشور ما یک ستاره است.(خنده جمع)
وی ادامه داد: حالا من نمیخواهم بگویم در مملکت خودم یک استارم اما در منطقه زندگی خودم حداقل ۴۰ نقش روی صحنه بازی کردهام. این اولین کار سینمایی من هم نیست و کارهای قبلیام چون توفیق کسب مجوز نداشته دیده نشدم. خیلی سخت است که آدم کار خودش را ببیند اما امروز از تماشای کار خودم لذت بردم و به آن افتخار کردم.
فاطمه مسعودیفر بازیگر فیلم هم گفت: این اولین تجربه سینمایی من است و خیلی بابت آن خوشحالم و اگر ده سال دیگر به امروز نگاه کنم خیلی افتخار خواهم کرد که با این گروه بازیگری در سینما را تجربه کردم.
در ادامه جواد قامتی با اشاره کنایهآمیز به سختی همکاری با برادران ارک ضمن تعریف خاطرهای از شنا در آب سرد منفی دو درجه برای این فیلم به طنز گفت: به خدا اگر اسکار هم به من بدهند، دیگر با برادران ارک کار نمیکنم! (خنده جمع)
در سینمای ایران فضاهای تازه میخواهیم نه ژانرهای متنوع
بهمن ارک در پاسخ به سوالی درباره دلیل علاقهمندیشان به ژانر وحشت و ادامه فیلمسازی در این ژانر گفت: من اعتقادی به این ندارم که ژانرهای سینمای جهان را باید در ایران تجربه کنیم. ما در سینمای ایران به فضاهای جدید نیاز داریم نه تکرار ژانرهای تجربه شده در سینمای جهان.
بهرام ارک درباره میزان مطالعه درباره مستند بودن دعانویسیهای داخل فیلم گفت: طبیعاً مطالعات زیادی داشتیم و تلاش کردیم به شناخت کاملی در این زمینه برسیم.
محمدرضا مصباح تهیهکننده فیلم گفت: بهمن و بهرام را از طریق فیلم کوتاه «حیوان» شناختم و از طریق اینستاگرام با آنها ارتباط گرفتم و وقتی دعوت به همکاری کردم هنوز هیچ ایده و داستانی هم نداشتند. در چند نوبت مذاکره به فیلمنامه اولیه رسیدیم که به زبان فارسی هم بود چون شخصا اصلا زبان ترکی نمیدانم. به لطف خدا توانستیم کار را به نتیجه برسانیم.
وی افزود: این فیلم فیلم سختی بود. ۹۰ جلسه فیلمبرداری در شرایط جوی سخت داشتیم. در روند تولید این فیلم چند گروه به ما کمک میکردند. برخی تا انتها ماندند و برخی نتوانستند و از میانه راه از ما جدا شدند. باید تشکر ویژهای از همکاران و دوستان آذربایجان و تبریز داشته باشم. سینما محدود به تهران نیست و در گوشهگوشه ایران این استعدادها وجود دارد که به آنها توجه نمیشود.
علی آبپاک و پوریا پیشوایی فیلمبرداران فیلم سینمایی «پوست» در ادامه به بیان توضیحاتی درباره تجربه همکاری با برادران ارک در این پروژه سینمایی پرداختند.
پوریا اخوان و رسول علیزاده هم درباره تجربه طراحی صحنه فیلم «پوست» بخشی از خاطرات خود را مرور کردند.
نشست خبری فیلم «پوست» بهواسطه طنازی و مطایبه برادران ارک، یکی از متفاوتترین نشستهای رسانهای سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر بود و بارها با خنده جمعی حضار همراه شد. فرزاد حسنی مجری نشست در واکنش به حال و هوای گروه عوامل فیلم و شوخیهایشان گفت: بهخدا خسته شدیم اینقدر فیلم تلخ در جشنواره دیدیم، امشب چقدر خندیدیم!
به گزارش خبرنگار مهر، نشست رسانهای فیلم سینمایی «دشمنان» عصر امروز یکشنبه ۲۰ بهمن ماه با حضور عوامل این فیلم سینمایی در پردیس ملت برگزار شد.
در این نشست خبری علی درخشنده کارگردان، مجید برزگر تهیهکننده، ندا جبرئیلی، سینوهه دانشمند، سعید آرمند بازیگران، بهروز بادروج مدیر فیلمبرداری، محمدمهدی جواهریزاده صداگذار، لیلا نقدیپری طراح صحنه و لباس، زهره صمدی طراح چهرهپردازی، حمید جانیپور عکاس فیلم حضور داشتند.
ایلیا محمدی نیا نیز منتقد مهمان این نشست بود.
فرزاد حسنی در ابتدای این نشست عنوان کرد که درباره برگزار نشدن نشست خبری فیلم «خون شد» از مسئولان جشنواره سوال کرده چون باید بخشی از مطالبات خبرنگاران را که مطالبات خودش هم است، میپرسید که به او پاسخ دادهاند چون کارگردان را صاحب معنوی و مؤلف فیلم میدانند به دلیل حاضر نشدن آقای کیمیایی، نشست فیلم هم برگزار نشده است.
در ادامه درخشنده درباره تغییر سبک فیلم از رئال تا سوررئال در پایان فیلم گفت: جدال زن با خودش بخشی از داستان است و حضور روح پسر در پایان فیلم هم ممکن است برداشتهای مختلفی در پی داشته باشد و غیر از این صحنه در جاهای دیگری از فیلم هم این اتفاقات سوررئالیستی وجود دارد.
فیلم را برای گیشه نساختیم
وی درباره انتخاب رؤیا افشار برای این فیلم و استفاده نکردن از بازیگران چهره تر توضیح داد: ما فیلم را برای گیشه نساختیم. شاید یک سری از بازیگران شناخته شده در این مدل فیلمها زیاد دیده شدهاند به همین دلیل رؤیا افشار انتخاب مناسبتری بود.
برزگر درباره ساخته نشدن فیلم برای گیشه توضیح داد: با توجه به متنی که نوشته شده بود سعی در آشناییزدایی داشتیم و درخشنده حتی در مقطعی دنبال نابازیگر هم بود. فیلم اگر با بازیگران چهره هم ساخته میشد به شکلی نبود که به دنبال گیشه باشد و البته فیلم به دنبال نوع دیگری از مخاطب است.
درخشنده عنوان کرد: شهرک اکباتان به عنوان لوکیشن فیلم هر قشر آدمی را در خودش دارد و رابطه زهره با همسایگانش یک آسیب اجتماعی است.
برزگر درباره امکان شکست فیلم در اکران بیان کرد: علی درخشنده دغدغهای داشت و میخواست فیلم اولش را بسازد و من هم کمکش کردم. فکر میکنم بر مبنای الگوهایی که برای فیلم در نظر گرفتیم، بتوانیم سرمایه فیلم را البته نه به عنوان سود زیاد بازگردانیم.
وی درباره شباهت فیلم به «پرویز» عنوان کرد: نمیدانم فیلم چقدر نسخه زنانه «پرویز» است چون خیلیها به من این حرف را زدهاند و نمیدانم چقدر خوب است یا بد البته فیلم، فیلم علی درخشنده است و همه ایدهها متعلق به خود اوست و من هم تلاش کردم کمترین دخالت را داشته باشم.
درخشنده نیز در این زمینه بیان کرد: آدم تأثیراتی به صورت ناخودآگاه از فیلمهایی که دوست دارد، میگیرد و من هم منکر این تأثیر نیستم. بعد از دیدن فیلم «پرویز» بود که ابراز علاقه کردم که با آقای برزگر کار کنم.
دشمنان در هنروتجربه سرمایهاش بازمیگردد
ایلیا محمدینیا درباره نفروختن فیلم در گیشه گفت: اگر روزنامهها را ورق بزنیم فیلمهایی از سینمای بدنه را میبینیم که با بودجههای کلان تولبد شده اند اما تنها ۵ درصدشان به سوددهی میرسند اما فیلمی مثل «دشمنان» با بودجه کمی ساخته شده اما میتواند در «هنر و تجربه» سرمایه اش را بازگرداند. در این فیلم ما با یک اثر روانشناختی مواجه بودیم و خیلی خوب است که مجید برزگر با چنین فیلمسازانی همراه است. شاید نقدی که به فیلم وارد باشد زمان زیاد آن است. دشمنان این فیلم نیز میتوانند همسایگان و فامیلهای زهره باشند و به نظر میرسد با توجه به مشکلاتی که مادر و دختر فیلم با هم دارند در نهایت دختر هم به سرنوشت مادر دچار شود.
درخشنده درباره تجربه همکاری با بازیگران فیلم از جمله سعید آرمند و سینوهه دانشمند توضیحاتی ارائه داد.
دانشمند درباره حضورش در فیلم گفت: بعد از گذشت چند سال که با فیلمهای «تا آمدن احمد» و «احتمال باران اسیدی» در جشنواره حضور داشتم به این نتیجه رسیدم که به مسائل تاریخی و ساختار سینما و نگارش فیلمنامه علاقه مند هستم. خوشحالم که در این فیلم حضور پیدا کردم چون مساله اعتیاد برایم بسیار جذاب است.
آرمند با اشاره به اینکه بیشتر تهیهکننده است تا بازیگر گفت: فیلمهای بسیاری که معلوم نیست سرمایه شأن از کجا تأمین میشود هیچ اعتراضی به ساختشان نیست اما به فیلمهایی که سرمایه شأن با فروش ماشین و طلای همسر تأمین میشود، اعتراض میشود.
درخشنده با اشاره به اینکه شخصیت فیلم روانرنجوری و خودآزاری دارد که تبدیل به مازوخیسم میشود گفت: اگر هم به کسی آسیب میرساند، میخواهد خودش خلاص شود.
بادروج فیلمبردار فیلم نیز با اشاره به اینکه این فیلم درباره فقدان است، بیان کرد: وقتی در زندگی فقدان به وجود میآید باعث میشود که بخواهید از همه مسائل دیگر زندگی تان هم بگذرید. در فیلمبرداری برای ما مهم بود که سردی فضای فیلمنامه را به شکلی به تصویر بکشیم که مخاطب را با خود همراه کنیم. فضاسازی نمایش با کار گروهی و با همراهی طراح صحنه و لباس نمایش شکل گرفت.
در ادامه درخشنده یادآور شد: از نظر خودم کار عجیب و غریبی نکردم و نمیتوانم بگویم نگاه نویی وارد سینما کردم. من دغدغهای داشتم و تلاش کردم با همکاری دوستانم این دغدغه را عملی کنم.
فارابی به اشتباه اعلام کرد از ما حمایت کردهاست!
نقدپری با اشاره به اینکه فیلم «ابر بارانش گرفته» فیلمی کاملاً مستقل است، عنوان کرد: ما هیچ حمایتی از هیچ ارگانی نگرفتیم و فارابی به اشتباه اعلام کرده که به ما کمک کرده است حتی هنوز دستمزد برخی از عوامل فیلم پرداخت نشده است.
برزگر درباره اعلام حمایت بنیاد فارابی از فیلمش توضیح داد: هیچ کمکی از طرف فارابی به این ۲ فیلم نشده است اما وام دادن به فیلم وظیفه فارابی است. وقتی من درخواست دادم فارابی برای دریافت وام موافقت کرد و من را به مؤسسهای معرفی کرد اما آنقدر این شرایط توهین آمیز بود و باید ۳۰۰ میلیون تومان را در ۲ قسط باز میگرداندیم که در نهایت آن را نپذیرفتم. اما دریافت وام حق ماست که باید به فیلمسازان تعلق بگیرد.
ندا جبرئیلی درباره چالش ایفای این نقش و حضور در نقشهای غیرتکراری گفت: این نقش از من خیلی دور است و علاقه مند بودم آن را ایفا کنم چون رابطه دختر و مادر برایم خیلی پیچیده و مخدوش بود از همین رو دوست داشتم در فیلم حضور داشته باشم.
حمید جانی پور نیز درباره تجربه حضورش در سینما و تفاوت عکاسی در سینما و مطبوعات توضیحاتی ارائه داد.
سیدمهدی موسوی کارگردان فیلم کوتاه «عزیز» که در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این اثر گفت: فیلم ۱۵ دقیقهای «عزیز» درباره خانوادهای است که نسبت به مشکلاتی که ما هر روزه با آن مواجه هستیم، باید تصمیماتی بگیرند از همین رو یک سری پنهان کاریها و قضاوتها نسبت به یکدیگر دارند و در مجموع این موارد باعث درگیری بین اعضای خانواده میشود یعنی حضور زنی غریبه باعث برملایی برخی از رازها، از بین رفتن حرمتهای خانواده و در نهایت منجر به بهم ریختن مراسم چهلم پدر میشود به این صورت که فیلم با دعوای خانواده تمام میشود.
موسوی عنوان کرد: من مشابه این داستان را از نزدیک دیده بودم و تجربه زیست من بود. به نظرم جامعه به این مساله گرفتار شده است به این صورت که پدر و مادر نادیده گرفته میشود و در نهایت حرمتها از بین میرود چون افراد به فکر منافع شخصی هستند و میخواهند هر کاری کنند تا به برخی منافع برسند. درواقع نادیده گرفتن مفاهیم انسانی در جامعه امروزی دغدغه من بود و میخواستم تلنگری بزنم و بگویم چرا ما باید در وضعیت امروزه با شک و تردید رفتارهایی کنیم که این حرمتها را زیر پا بگذاریم و نسبت به هم قضاوت نابجایی داشته باشیم.
این کارگردان عنوان کرد: حضور فیلم کوتاه در جشنواره فیلم فجر اتفاق بزرگی است به هر حال ماحصل یک ساله سینمای ایران در این جشنواره به نمایش در میآید و فیلم کوتاه هم یک بخش از سینماست اینکه ما فیلم کوتاه را حذف کنیم و بگوییم فیلم کوتاه شامل سینمای نمیشود در سالهای گذشته رخ داده است اما در یکی دو سال گذشته این گونه سینمایی هم به جشنواره راه پیدا کرده با این وجود برخورد مناسبی با فیلم کوتاه در جشنواره فیلم فجر نمیشود و به آن اهمیت داده نمیشود.
وی ادامه داد: برای مثال این فیلمها در جشنواره فیلم فجر نشستی ندارند و اکران هایشان در آخرین ساعات روز است که نه منتقدان حضور دارند و نه اصحاب رسانه و حتی تبلیغات مناسبی هم ندارند در این وضعیت فیلمساز احساس میکند نسبت به او و کارش بیتوجهی شده این در حالی است که اتفاقات خوبی برای فیلم کوتاه در زمینه حضورهای بینالمللی رخ میدهد اما در مهمترین رویداد داخلی ما یعنی جشنواره فیلم فجر برنامهریزیای برای فیلم کوتاه وجود ندارد، چون فکر میکنند آثار کوتاه به اندازه کافی در جشن مستقل و جشنواره فیلم کوتاه به رقابت میپردازند و دیگر نیازی نیست به آنها توجه شود.
این فیلمساز افزود: در حالی که به نظر من جشنواره فیلم فجر باید برای خود شخصیت جداگانهای داشته باشد و فیلمها بتوانند این امکان را پیدا کنند که به صورت مستقل داوری شوند و به همان میزان به آنها توجه شود. این بی توجهی و کم جلوه دادن اهمیت فیلم کوتاه مناسب سینمای کوتاه نیست.
وی در پایان عنوان کرد: خیلی از بچههایی که الان در بخش نگاه نو اثری دارند از بچههای فیلم کوتاه هستند و به نظرم باید این بخش جدیتر گرفته شود. با این وجود نمایش مردمی فیلمهای کوتاه کار خوب و مبارکی است اما در کنار این موضوع باید به مسایل دیگر هم توجه شود.
به گزارش خبرنگار مهر، بعد از اکران فیلم سینمایی «خون شد» در پردیس سینمایی ملت و بهرغم لغو نشست رسانهای این فیلم، جواد نوروزبیگی در میان خبرنگاران حاضر شد و ضمن اعتراض به اظهارات شب گذشته شهاب حسینی در جشنواره فجر علیه مسعود کیمیایی گفت: مسعود کیمیایی پیر سینمای ایران است و این برخوردها زیبنده او نیست. ما میدانیم که او چه کار ویژهای کرده است و اکرانش هم با موفقیت انجام میشود. این رسالت شماست که صدای آقای کیمیایی باشید. چه از فیلم خوشتان آمده چه نه، باید درباره آن بنویسید.
وی با اشاره به نشست فیلم سینمایی «شین» و اظهارات شهاب حسینی گفت: شب گذشته موقعیت را به آقای حسینی دادند اما امروز این کار را با ما نکردند. این اشتباه است که عزیزی بزرگ سینما را تخریب میکند، و شما هم کوتاه آمدید اگر کسی حرف نزند و کیمیایی تخفیف ببیند خوب نیست.
کیمیایی تصمیم داشت بیاید، اما…
نوروزبیگی عنوان کرد: کیمیایی آزرده است، دیشب هم تصمیم داشت میگرفت به این نشست بیاید ولی ساعت یک شب به من زنگ زد و گفت من بیایم؟ من چطور به این مراسم بیایم که در آن این همه تخریب شدهام. او آزرده است. باید بگویم حرفهای آقای کیمیایی مربوط به سقوط هواپیما و ..نبود بلکه ایشان از جشنواره ناراحت بود الان به ما اعلام کردند نشست نداریم
این تهیهکننده گفت: برای این فیلم نشست نگذاشتند ولی برای فلیمی خارج از مسابقه نشست میگذارند. چرا این کار را کردند در حالی که ما بودیم تا پاسخ بدهیم.
وی با اشاره به صحبتهای شهاب حسینی عنوان کرد: من به نظر ایشان هم احترام میگذارم اما شهاب باید درباره فیلم خود صحبت کند نه آقای کیمیایی. این شرایط برای سینمای ایران خوب نیست که بزرگ سینما را تخریب میکنند.
نوروزبیگی گفت: سینما پیامش این نیست. اگر قرار باشد ما هنرمندان در سالن خودمان خودمان را تخریب کنیم، کار به خوبی پیش نمیرود بنابراین توقع نداشته باشید جماعتی فیلم ما را ببینند.
فیلم آدمها را نقد کنید نه خودشان را
علیرضا زرین دست فیلمبردار این اثر هم عنوان کرد: نباید به این شکل این شخصیت را تخریب کرد در حالی که او حتی گفته برای قسمت کارگردانی، خون شد را داوری کنید. سینما نباید با رفتارهای تخریب گرانه قضاوت کند. این رفتار تاسفآور است. فیلم آدمها را نقد کنید، نه خودشان را. این جشنواره نامش جشنواره فیلم فجر است نه جشنواره انتقاد از شخصیت ها.
لیلا زارع بازیگر این اثر هم اظهار کرد: ناراحت بودم که کیمیایی نمیآید اما برای او احترام قائلم و الان میفهمم که چرا نیامد.
نوروزبیگی عنوان کرد: من برای «عنکبوت» در خدمت آقای رنجکشان بودم که آقای رنجکشان گفت به خدمت آقای کیمیایی برسم، من با اشتیاق به سراغ کیمیایی رفتم من با تشویق آقای رنجکشان به سراغ او رفتم.
وی عنوان کرد: ما قرارداد اکران را بستیم و آقای سرتیپی این کار را میکند. به پخش کننده گفتیم که شرایط خوب را ایجاد کند.
نوروز بیگی اظهار کرد: من در فیلمنامه متوجه شدم خون شد، یکی از بهترین آثار کیمیایی است خودش هم گفت این فیلم جزو پنج فیلم خوبم است.
وی عنوان کرد: ما کیمیایی را آماده کرده بودیم که آخر نمایش بیاید، اما او ناراحت بود به من گفت شرایط را ببینید و من را متقاعد کرد که نیاید. گفت با شرایط فعلی اگر بیایم باید پاسخی بدهم که در شأن من نیست. آقای کیمیایی در جلساتی که با سعید آقاخانی داشت تصمیم گرفت این بازیگر در این پروژه باشد و همه بازیگران با دقت و نظر آقای کیمیایی انتخاب شدند.
وی ادامه داد: پیام فیلم از نظر من کانون خانواده است که خانه و خانواده حفظ شود اتفاقا پیام آقای کیمیایی این بود که خانواده دور هم گرد شوند بعد از جشنواره آقای کیمیایی بالای سر حضور پیدا میکند و در هنگام پخش قوی در کنار ما میایستد.
وی درباره انتخاب بازیگران گفت: انتخابی که شد انتخاب آقای کیمیایی بود البته ایشان با خیلی از بازیگران صحبت کرد هر کارگردانی این کار را میکند البته برخی بازیگران وقتشان با وقت او یکی نبود.
دوست داشتیم نشست رسانهای برگزار شود
نوروزبیگی اظهار کرد: امروز از سوی جشنواره به من گفتند چون کارگردان نیست و سوالها بیشتر حول محور کارگردان است پس نشست شما برگزار نمیشود ما دوست داشتیم برگزار شود.
زرین دست در ادامه با اشاره به اینکه پیشنهاداتی در فیلمنامه به کیمیایی داده است، اظهار کرد: من هم پیشنهادلتی میکردم و اغلب پیشنهادات من انجام شد این هشتمین فیلم من با کیمیایی است او یکی از فیلمسازانی است که پشت صحنه و جلوی دوربین خوبی دارد.
رنجکشان: به هیچ کس بدهکار نیستم
در ادامه رنجکشان اظهار کرد: دودستگی در همه کارها اشکال ایجاد میکند و این به معنای فنا شدن در زندگی است باید همه دست به دست هم بدهیم و خدمت کنیم در تمام دنیا اگر کسی تابلو میخرد از مالیات معاف میشود چون به هنر کمک کرده اگر سرمایه گذاری پولش را به صرف دلار نمیکند و ان را وارد هنر میکند این یک خدمت است.
وی افزود: من هفتاد سال دارم ۵۴ سال کار کرده ام و یک ریال به هیچ بانک، اداره دارایی و… بدهکار نیستم. پس نمیشود کسی بنشیند حرفهایی بزند که برای خانه و کنار شومینه است. درآمد من از همه شغلی است. من واردات و صادرات داشتم و الان هم بزرگترین دفتر هواپیمایی را دارم، من از بیدرآمدی به اینجا نیامدهام. من عاشق هنر هستم اگر من نبودم شاید فیلم کیمیایی ساخته نمیشد.
وی گفت: اگر بخواهیم فقط مردم را بخندانیم شاید میشد برداشت دیگری کرد. ولی من به دغدغههای مردم فکر میکنم سال گذشته سرخپوست و متری شیش و نیم من را داشتم که موفق بود. من در این حوزه آدم واردی نیستم، ولی انتخابهایم درست بوده است. همین الان سه چهار فیلم خوب داریم که یکی از انها برای من است. من سعی میکنم کاری کنم که با اندک سرمایه ام که از هیچ جا برداشت نکرده ام خدمتی برای مردممان کنم که از کارم خوششان بیاید.
بعید است «عنکبوت» توقیف شود
وی درباره سرنوشت «عنکبوت» گفت: من بعید میدانم این فیلم توقیف شود چون کار اشتباهی نکردم مجوزهای آن از همه جا گذشته و به دست جشنواره رسیده است. عنکبوت فیلم خوبی است و ایرج زاد فیلم خوبی است امیدوارم مردم خوششان بیاید.
رنجکشان در پایان گفت: دوست داریم دردل مردم را نشان بدهیم و خدمت کنیم ما تاکنون اینطور سعی کردیم بسازیم.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی «خون شد» به کارگردانی مسعود کیمیایی و تهیهکنندگی جواد نوروزبیگی بعد ازظهر ۲۰ بهمن ما در پردیس ملت به نمایش درآمد.
پیش از نمایش این فیلم علیرضا زریندست فیلمبردار «خون شد» اعلام کرد: امیدوارم از تماشای فیلم راضی باشید. جای آقای کیمیایی خالی است و از طرف ایشان از شما تشکر میکنم.
در ادامه نوروزبیگی گفت: ما سه نفر آمدیم که از اینجا از شما تشکر کنیم امیدوارم شرایطی پیش بیاید که آقای کیمیایی در آینده در جمع ما باشد. نشست ما کنسل شد.
در پایان لیلا زارع بازیگر این اثر عنوان کرد: خوشحالم که اینجا هستیم امیدوارم شرایطی پیش بیاید که به نظر هم احترام بگذاریم.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- زهرا منصوری: جایزه «بهترین فیلم اول» از دوره سوم به ویترین جوایز جشنواره فیلم فجر اضافه شد و بخش «فیلمهای اول» مثل دیگر ارکان جشنواره در این سالها، هر چند وقت یک بار دچار تغییراتی شده است. سیمرغ این بخش که در دورههای اخیر عنوان «نگاه نو» برای آن انتخاب شده است، یک بار به فیلمهای اول و دوم تعلق گرفت، یک بار تنها به فیلمهای اول اختصاص پیدا کرد، یک بار آن را با بخش سودای سیمرغ تلفیق کردند، یک بار جایش را اضافه دیدهاند و کلاً از خیرش گذشتند و در مواردی هم نام آن را تغییر دادند! هر سال هم قوانین مربوط به آن تغییر پیدا کرده است.
گفتنیها درباره سیمرغ فیلمهای اول کم نیست به ویژه در دو سه ساله گذشته که چالش بازتعریف کارگردان «فیلماولی» و دوگانه پروانه «سینمایی یا ویدئویی» نیز رخ نمایی و حواشی این بخش را دو چندان کرده است.
نکته مهم اما این است که بر خلاف بیشتر جشنوارههای معتبر دنیا که برگزیدگان بخش فیلمسازان جوان، و یا استعدادهای نو مورد حمایت ویژه مادی و معنوی قرار میگیرند تا استعداد آنها کشف و پرورش داده و روی پروژه بعدی آنها در بخش تبلیغات و… سرمایهگذاری میشود در معتبرترین جشنواره ما این استعدادهای بعد از مدتی فراموش میشوند و استعدادشان زیر تلی از معادلات پیچیده مدفون میماند، مگر آنکه سرمایهگذاری خود وارد گود شود و برمبنای محاسبات اقتصادی روی آنها «سرمایهگذاری» کند!
در واقع در این سی و هفت دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر هنوز هدف اصلی از اضافه و یا کم شدن این بخش مشخص نشده و گویا برای زینت بخشیدن به باکس نمایش آثار است. به این ماجرا باید این موضوع را هم اضافه کرد که سیاستگذاریها طی دورهها و دولتهای مختلف دچار تغییر و طبعاً این بخش هم در خلال این تغییرات دستخوش تحول هم شده است.
با همه این تفاسیر این بخش همچنان یکی از بخشهای مورد علاقه فیلمسازان جوان است. دو روز مانده به برگزاری آئین اختتامیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر و اهدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش «نگاه نو» به یکی دیگر از کارگردانان بااستعداد سینمای ایران، مروری بر سرنوشت فیلماولیهایی داشتهایم که طی سالهای گذشته از دهه ۹۰ این توفیق را کسب کرده و در همان گام اول فیلمسازی، سیمرغ بلورین به آنها روی خوش نشان داده اما هریک سرنوشت متفاوتی پیدا کردهاند
سال ۹۰؛ سی امین دوره جشنواره فیلم فجر
در سی امین جشنواره فیلم فجر ارکان مختلف «فیلمهای اول» مورد قضاوت قرار گرفت به طوری که سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن و بهترین دستاورد فنی هنری هم به فیلمهای این بخش تعلق گرفت. در همین سال بود که سیمرغ بهترین فیلم بخش فیلمهای اول به «گیرنده» به کارگردانی مهرداد غفارزاده و تهیه کنندگی محمد قهرمانی رسید؛ فیلمی که با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شده بود.
در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: «حاج صمد راننده وانت کارخانهای در شهرستانی دور افتاده و کوچک است که در پی اتفاقی مأموریتی مهم مییابد. او در حین انجام این مأموریت، با اتفاقات گوناگونی روبه رو میشود و بارها در تنگناهای دشوار انتخاب قرار میگیرد.»
مهرداد غفارزاده کارگردان «گیرنده»
مهرداد غفارزاده بعد از کسب این جایزه، «دریا، ماهی و پرنده» را ساخت که توانست جایزه بهترین فیلم «موندنس» و جایزه بهترین فیلم هیأت داوران نوجوان از سی امین جشنواره فیلم بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان را به خود اختصاص دهد اما نتوانست اقبالی در میان مخاطبان داشته باشد و در جشنوارههای داخلی هم روی خوشی به آن نشان داده نشد.
«دریا، ماهی و پرنده» اتفاقاً در سی و سومین جشنواره فیلم فجر در بخش «هنر و تجربه» هم به نمایش درآمد اما دستاوردی برای کارگردانش نداشت.
این فیلم درباره «نوجوانی ۱۷ ساله به نام احسان است که نه توانایی تکلم و نه توانایی شنیدن دارد بدون ارتکاب جرم در مرکز بازپروری نوجوانان بزهکار در یک منطقه محروم به سر میبرد. احسان چند بار تلاش به فرار از مرکز بازپروری میکند اما…»
محمد قهرمانی تهیهکننده «گیرنده» هم یک سال بعد «فرشتگان قصاب» را ساخت که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد اما هیچگاه نتوانست رنگ اکران را ببیند تا آنجا که سازندگان این اثر تصمیم گرفتند «فرشتگان قصاب» را به تلویزیون ببرند. قهرمانی در همان سال در گفتگو با خبرگزاری مهر عنوان کرد: «با توجه به اینکه هدف اصلی سرمایه گذاران این فیلم سینمایی دیده شدن آن توسط مردم بوده و به بازگشت سرمایه آن توجه نمیکنند، ترجیح داده شد برای بهتر دیده شدن آن را در تلویزیون که دهها میلیون مخاطب دارد پخش کنیم. چرا که این روزها مردم با سینما آشتی نکردهاند و همین مسئله سبب میشود تا کمتر به سینما بروند.»
فرشتگان قصاب
«فرشتگان قصاب» ماجرای گروهی صهیونیستی را روایت میکند که در قالب صلیب سرخ در افغانستان به قاچاق اعضای بدن میپردازند و در این میان دست به انفجارهای ساختگی میزنند.
البته دیگر فیلم او با نام «گامهای شیدایی» به کارگردانی حمید بهمنی هم در سال ۹۱ ساخته شد که بعد از گذشت چند سال بالاخره در سال نود و هفت به نمایش درآمد و تنها فروشی ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی را برای صاحبان این فیلم به ارمغان آورد تا نام محمد قهرمانی را به عنوان یکی از شکست خوردههای عرصه اکران در چند سال گذشته ثبت کند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: «جولیا به خدمت ارتش ایالات متحده درآمده و تلاش دارد مدارکی که در حین انجام وظیفه در این کشور به دست آورده به دوست خبرنگار خود برساند. در جریان این اتفاقات یکی از پردههای سناریو آزادسازی عراق به تصویر کشیده میشود.»
در سیامین دوره جشنواره فیلم فجر رضا عطاران هم برای «خوابم میآد» سیمرغ بهترین کارگردانی را دریافت کرد. بازیگری که پیش از این امتحانش را در در عرصه فیلمهای طنز پس داده بود. او این بار کارگردانی و بازیگری را توأمان تجربه کرد تا فیلمش به یکی از آثار موفق این دوره از جشنواره تبدیل شود.
این فیلم که در ابتدا «هیچکس فرشته نیست» و «رضا هرگز نمیخوابد» نام داشت در سال ۹۱ توانست با اقبال مخاطبان مواجه شود و فروشی بالغ بر سه میلیارد تومان را رقم بزند. یکی از نکات جالب این فیلم حضور اکبر عبدی در نقش یک زن بود. عبدی سالها پیش در فیلم «آدم برفی» هم نقش آفرینی مشابهی را تجربه کرده بود که منجر به وقوع اتفاقات مختلف برای فیلم شده بود.
رضا عطاران بعد از «خوابم میآد»، «ردکارپت» را در سال ۹۲ و «دراکولا» را در سال ۹۴ ساخت که اولی در همان سال در سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد اما موفقیتی را برای رضا عطاران در این رویداد به همراه نداشت البته خودش در همان سال سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در «طبقه حساس» دریافت کرد.
«ردکارپت» در اکران عمومی با اقبال مخاطبان مواجه شد اما «دراکولا» هرچند فروشی ۴ میلیاردی را تجربه کرد با این وجود با نارضایتی مخاطبان همراه بود چراکه آنها با تصور اینکه قرار است یک فیلم کمدی ببینند به سینماها کشانده میشدند اما در عمل، تصوراتشان با تعارض همراه میشد.
سال ۹۱؛ سی و یکمین جشنواره فیلم فجر
در این دوره از جشنواره، بخش فیلمهای اول نام «نگاه نو» به خود گرفت و برخلاف دوره پیشین تنها سه سیمرغ با نامهای سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین دستاوردهای فنی هنری به آثار این بخش رسید که سیمرغ بهترین فیلم را بهروز شعیبی برای «دهلیز» دریافت کرد و سیمرغ بهترین کارگردانی را هادی مقدم دوست برای «سر به مهر» با خود به خانه برد.
«دهلیز» از شگفتیهای جشنواره سی و یکم بود که حضور متفاوت رضا عطاران در نقشی جدی را به همراه داشت فیلمی که بر محوریت قصاص است و داستان یک معلم زبان را روایت میکند که مدت هاست به دلیل یک نزاع خیابانی که منجر به قتل غیرعمد همسایه شده، در زندان به سر میبرد و انتظار حکم قصاص را میکشید.
دهلیز
«دهلیز» مسیر بهروز شعیبی را در عرصه کارگردانی هموار کرد تا آنجا که وی سه سال بعد یعنی در سال ۹۴ «سیانور» را ساخت؛ فیلمی که به برههای حساس از تاریخ ایران میپرداخت، این فیلم روایتگر ماجراهای سازمانی به نام مجاهدین خلق بود که رفته رفته با اختلاف درونی و انشعاب تبدیل به سازمانی تروریستی با رویکردهای عجیب و غریب شد، فیلمی که البته عاشقانهای هم در دل خود داشت و در عرصه فیلمسازی چند قدم جلوتر برای بهروز شعیبی محسوب میشد، همین فیلم بود که در آخرین سانس آخرین روز از جشنواره تحسین اهالی رسانه را برانگیخت اما در اکران عمومی آنچنان که باید دیده نشد.
شعیبی ۲ سال بعد «دارکوب» را با محوریت اعتیاد برای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر آورد که حاصلش یک سیمرغ بلورین برای سارا بهرامی به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن و یک سیمرغ دیگر برای جمشید هاشم پور به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل بود.
شعیبی امسال هم «روز بلوار» را در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر دارد که آن را با سرمایه گذاری مؤسسه اوج ساخته است. این فیلم درباره درباره تخلفات مؤسسات مالی اعتباری و روایتگر داستان یک چهره معروف تلویزیونی است که برای خانواده اش مشکل مالی پیش میآید و دچار یک بحران میشوند و….
هادی مقدم دوست هم که در دوره سیویکم جایزه بهترین کارگردانی را برای «سر به مهر» دریافت کرد، سه سال بعد یعنی در سال ۹۴ یکی از اپیزودهای «هیهات»؛ این فیلم چهار اپیزودی را ساخت، فیلمی که نتوانست به آن دوره از جشنواره راه پیدا کند و البته با اعتراض صاحبانش هم مواجه شد تا جایی که از این اقدام با نام «بی مهری» یاد کردند. همین شد که اوج؛ سازمانی که سازنده فیلم بود در اقدامی قهری اعلام کرد به دلیل حضور پیدا نکردن این فیلم در بخش سودای سیمرغ، قصد ندارد «هیهات» را در جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش بگذارد و رونمایی از «هیهات» را به جشنواره مقاومت و هفته دفاع مقدس موکول کرد.
سر به مهر
در خبرها هم اعلام شده بود که به رغم تحویل این فیلم به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر، دبیر جشنواره فراموش کرده آن را به هیأت انتخاب بدهد و به همین دلیل، «هیهات» از حضور در این جشنواره بازماند. «هیهات» البته در اکران عمومی هم نتوانست اقبال مخاطبان را به همراه داشته باشد و در نهایت با فروشی معادل ۱۳۰ میلیون تومان از اکران کنار رفت.
هادی مقدم دوست هرچند در سال ۹۶ فیلمنامه «شعلهور» را به همراه حمید نعمت الله نوشت اما بعد از «هیهات» تجربه جدیدی را در عرصه کارگردانی رقم نزده است.
سال ۹۲؛ سی و دومین جشنواره فیلم فجر
جشنواره سی و دوم را میشود سال موفقیت برادران محمودی دانست، در این دوره از جشنواره از سه سیمرغ اهدا شده به فیلمهای نگاه نو، ۲ سیمرغ نصیب «چند متر مکعب عشق» شد، این فیلم تندیس بهترین کارگردانی را برای جمشید محمودی و بهترین فیلم را برای نوید محمودی به دنبال داشت.
برادران محمودی ۲ برادر افغانستانی تبار هستند که چند سالی است در سینما و تلویزیون ایران فعالیت میکنند، گاه برای طلاییترین باکس تلویزیون سریال میسازند و گاه فیلمهای سینمایی آنها موفقیتهای داخلی و بین المللی را برای ایران و افغانستان به ارمغان میآورد.
چند متر مکعب عشق
یک پای ثابت آثار برادران محمودی هم روایت به حق محرومیتهای مهاجران افغانستانی است.
جمشید و نوید محمودی پس از «چند متر مکعب عشق» که به عنوان نماینده کشور افغانستان به اسکار در سال ۹۳ معرفی شد، فیلم سینمایی «رفتن»، «شکستن همزمان بیست استخوان» و «مردن در آب مطهر» را ساختند که اتفاقاً «مردن در آب مطهر» به سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر راه یافته است.
نوید محمودی تهیه کننده این اثر در گفتگویی با خبرنگار مهر گفت: «این فیلم عاشقانه در ادامه عاشقانههایی است که درباره مهاجران افغان ساختهایم البته این بار یه یک موضوع جدید درباره مهاجرت توجه کردهایم که آن شرایط پذیرفته شدن مهاجران در اروپاست. یعنی آنها باید تن به برخی از مسائل برای پذیرفته شدن بدهند»
سال ۹۳؛ سی و سومین جشنواره فیلم فجر
وحید جلیلوند را پیشتر با آن صدای خاصش در برنامههای تلویزیونی میشناختیم؛ مجری برنامههای تلویزیونی «روضه رضوان»، «ستاره زد سلام کن» و… و البته بازیگر غیاثالدین جمشید کاشانی در «نردبام آسمان» برای سی و سومین جشنواره فیلم فجر «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» را آورد. هم او بود که تندیس بلورین بهترین کارگردانی را برای این فیلم دریافت کرد البته در همین سال سیمرغ بهترین فیلم این بخش هم به همین فیلم رسید.
این فیلم داستان مردی است که یک آگهی چاپ میکند و قصد دارد تا به یکی از نیازمندان به مبلغ ۳۰ میلیون تومان کمک کند؛ فیلمی که مدام شما را در مقام قضاوت قرار میدهد و باعث میشود خودتان را مدام در جایگاه نقش اولش بگذارید و از خودتان بپرسید اگر من جای او بودم پول را به چه کسی میدادم.
چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت
«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» سال بعدش به جشنواره فیلم ونیز رفت و در ۴ نوبت به نمایش گذاشته شد و در نهایت توانست جایزه منتقدان بین المللی جشنواره را به خود اختصاص دهد.
وحید جلیلوند ۲ سال بعد «بدون تاریخ، بدون امضا» را در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر رونمایی کرد و توانست با آن سه سیمرغ بهترین کارگردانی، بهترین صداگذاری و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را شکار کند. همین فیلم در جشنواره ونیز هم توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای او و جایزه بهترین بازیگر را برای نوید محمدزاده در بخش افقهای این رویداد به همراه بیاورد.
«بدون تاریخ، بدون امضا» به عنوان نماینده ایران به اسکار ۲۰۱۹ هم معرفی شد اما نتوانست به فهرست اولیه این رویداد سینمایی راه پیدا کند و دست ایران از کسب اسکار خالی ماند.
در دوره سی و سوم جایزه ویژه هیأت داوران هم به امیرحسین عسگری برای فیلم «بدون مرز» رسید؛ فیلمی بدون دیالوگ که معضلات جنگ را به چالش میکشید و اتفاقاً توانسته بود در بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم توکیو جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه فیلمهای بلند آسیایی را دریافت کند. فیلم در نهایت در «هنر و تجربه» به نمایش گذاشته شد.
بدون مرز
امیرحسین عسگری نمونهای از فیلمسازانی جوانی است که بعد از جشنواره رها شد. او بعد از سال ۹۳ ساخت فیلمی را در کارنامه اش به ثبت نرساند این در حالی است که پیش از «بدون مرز» حضور موفقی در عرصه فیلم کوتاه هم داشته است.
سال ۹۴؛ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر
سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر را میتوان «زمانی برای ظهور استعدادها» دانست، دورهای که حضور سعید روستایی با فیلم «ابد و یک روز» و محمدحسین مهدویان با «ایستاده در غبار» رقابتی سخت در بخش نگاه نو و البته داوریای سختتر را رقم زد. در این دوره از جشنواره سعید روستایی سیمرغ بهترین کارگردانی و سعید ملکان سیمرغ بهترین فیلم را برای «ابد و یک روز» و محمدحسین مهدویان جایزه ویژه هیأت داوران را برای کارگردانی «ایستاده در غبار» دریافت کردند.
ایستاده در غبار
در همین سال بود که طی تصمیم جدید مقرر شد ۲ فیلم از بخش نگاه نو به بخش سودای سیمرغ راه پیدا کند و به همین ترتیب «ابد و یک روز» و «ایستاده در غبار» از بخش نگاه نو به بخش سودای سیمرغ راه یافتند و به همین ترتیب سعید روستایی ۹ سیمرغ و مهدویان سه سیمرغ و یک جایزه ویژه هیأت داوران را با خود به خانه بردند و به تعبیری جوایز بین این ۲ فیلم تقسیم شد.
این دوره از جشنواره در واقع فرصتی را پیش آورد تا تهیه کنندگان و سرمایه گذاران برای فیلمهای آینده این ۲ فیلمساز به رقابت بپردازند.
ابد و یک روز
سعید روستایی پس از آن در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر «متری شیش و نیم» را رونمایی کرد که علاوه بر کسب موفقیت در این جشنواره، توفیقی در اقبال عمومی را هم به همراه داشت. محمدحسین مهدویان هم بعد از «ایستاده در غبار»، به طور متوالی با «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «ماجرای نیمرو؛ رد خون» در دورههای بعدی جشنواره فیلم فجر حاضر شد و امسال نیز «درخت گردو» را برای دوره سی و هشتم جشنواره فیلم فجر آورده است.
سال ۹۵؛ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر
دوره سی و پنجم جشنواره فیلم فجر به دبیری محمد حیدری را میتوان ملتهبترین دوران این رویداد سینمای در یک دهه اخیر دانست؛ دورهای که به ناگاه سیمرغ فیلمهای اول حذف و در فراخوان اعلام شد در بخش «چشم انداز سینمای ایران» دو فیلم برگزیده دوم و سوم معرفی و تقدیر میشود، به تعبیری فیلمهای اول و سودای سیمرغ در یک قالب مورد قضاوت قرار گرفتند که اعتراض کارگردانان اول را به همراه داشت.
در همین دوره بود که هیأت داوران طی بیانیهای عنوان کردند «پر روشن است که با اقبال جوانان هنرمند و صاحب ذوق و حضور مغتنم آنان در عرصه سینمای ملی، ضمن احترام به بزرگان سینما و سعه صدری که در آنان سراغ است، انتظار داشته باشیم که جوانان مایل اند بیشتر «دیده» شوند.»
ویلاییها
اما این ختم ماجرا نبود؛ کار زمانی بالاتر گرفت که منیر قیدی کارگردانی فیلم سینمایی «ویلاییها» که جایزه ویژه استعداد درخشان را دریافت کرد پیش از برگزاری اختتامیه از نامزدی در جشنواره فیلم فجر انصراف داد و جایزه ویژه استعداد درخشان را یک جایزه «خلق الساعه» خواند.
این فیلم البته در همین دوره سیمرغ بهترین جلوههای بصری و بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد که ثریا قاسمی در همراهی با منیر قیدی از حضور در اختتامیه و دریافت جایزه اش امتناع کرد.
«ویلاییها» اما آخرین حضور منیر قیدی در سینما بود و به نظر میرسد توجهی به این کارگردانی که خود جشنواره از او به عنوان یک «استعداد درخشان» یاد میکند، نشد.
سال ۹۶؛ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر
در تداوم حذف بخش نگاه نو، در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر هم آثار این بخش و سودای سیمرغ توأمان مورد قضاوت قرار گرفتند.
این اتفاق در حالی بود که در فراخوان این دوره از جشنواره یک سیمرغ برای بهترین فیلم اول در نظر گرفته بودند اما در اعلام نامزدها، خبری از کاندیداهای این بخش نبود. اما قسمت جالب ماجرا این بود که رضا مقصودی برای فیلم سینمایی «خجالت نکش» سیمرغ بهتری فیلم اول را دریافت کرد. همین کارگردان بعد از دریافت جایزه اش در مراسم اختتامیه عنوان کرد: «من هم نمیدانستم این جایزه وجود دارد»
خجالت نکش
«خجالت نکش» در اکران عمومی توانست فروشی بیش از ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان را تجربه کند و با اقبال عمومی مواجه شود.
امسال هم پروانه ساخت فیلم دوم رضا مقصودی با نام «آژیر بیصدا» به تهیهکنندگی سیدامیر پروین حسینی صادر شد که تا به این لحظه خبری از ساخته شدن و یا نشدن این پروژه رسانهای نشده است.
سال ۹۷؛ سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
در میان حذف و اضافه شدنهای سیمرغ بخش نگاه نو، دوره سی و هفتم دورهای بود که شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم فجر صلاح دید بار دیگر این سیمرغ به فیلم اولیها تعلق بگیرد و در فراخوان این دوره صراحتاً اعلام شد «هیأت انتخاب از میان آثار متقاضی حداکثر ۱۰ فیلم فیلمسازان اول را انتخاب میکنند و هیأت داوران این بخش سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول را به کارگردان فیلم برگزیده اهدا خواهند کرد.»
مسخره باز
این سیمرغ در نهایت روی شانههای همایون غنی زاده برای فیلم «مسخرهباز» نشست، کارگردانی که در همین دوره سیمرغ اولش با نام «هنر و تجربه» را نپذیرفت و ترجیح داد یک مهاجر افغانستانی را به جای خود روی سن بفرستد و از طریق متنی که در اختیار او گذاشته بود، اعلام کند از پذیرش این سیمرغ معذور است، توجیهاش هم این بود که سیمرغ اول را نگرفته چون آن را دوست نداشته است؛ حرکتی اعتراضی که حتی بسیاری از حاضران در آن مراسم علتش را متوجه نشدند و بعدها هم مورد انتقاد رسانهها قرار گرفت.
همایون غنی زاده کارگردانی برخاسته از تئاتر است که احتمالاً او را با نمایش «می سی سی پی نشسته میمیرد» به یاد میآورید؛ همان کارگردانی که چندین بار این نمایش را روی صحنه برد و احتمالاً ساختار «مسخره باز» هم شما را به یاد «می سی سی پی نشسته میمیرد» میانداخته است؛ کارگردانی که اخیراً هم باردیگر ثابت کرد نحوه «اعتراض کردن» و بیان درست مواضعش را بلد نیست، اما در فیلمسازی یک استعداد محسوب میشود و هنوز خبری از دورخیزش برای فیلم دوم نیست.