برچسب: ایسنا+>رسانه دیگر

  • اخراج ویلموتس آری، نه؟

    اخراج ویلموتس آری، نه؟

    به گزارش ایسنا، روزنامه شرق نوشت: «بعد از رفتن کی‌روش بسیاری عقیده داشتند تیم ملی با نظارت صحیح فدراسیون فوتبال می‌تواند مربی‌ای را استخدام کند که نه‌تنها حواشی دوران کی‌روش را نداشته باشد بلکه نتایج خوب کی‌روش را نیز بهبود ببخشد. ویلموتس پس از کش‌وقوس‌های فراوان به‌عنوان سرمربی تیم ملی ایران معرفی شد و با توجه به بودجه‌ای که در اختیار بود، بسیاری از این انتخاب راضی بودند. تمرینات تیم ملی تحت هدایت معمار بلژیکی آغاز شد و ایران ابتدا در دیداری پرگل و جذاب با ۵ گل از سد سوریه گذشت و سپس مقابل کره‌ جنوبی در سئول دیدار قابل‌ قبولی انجام داد که بسیاری را نسبت به فوتبال تهاجمی این تیم در دوران پساکی‌روش امیدوار کرد. دیدارهای انتخابی جام جهانی هم آغاز شد و ایران در دو دیدار ابتدایی مقابل هنگ‌کنگ و کامبوج توانست این دو تیم را راحت ببرد. ویلموتس سرمست از کسب این نتایج در نشست‌های خبری بارها از اعتقادش به «فوتبال تهاجمی» می‌گفت و این‌طور وانمود می‌شد که هر چه از این واژه بیشتر استفاده کند، می‌تواند دل مخالفان کی‌روش را به دست بیاورد؛ البته که شاید پیش خودش حق هم داشت؛ چراکه در دوران کی‌روش در هر صورت با وجود استحکام فوق‌العاده خط دفاع، میانگین گلزنی بالایی وجود نداشت.

    دیدار با بحرین فرارسید و تیم ملی ایران با وجود خلق چند موقعیت گل نتوانست دروازه رقیب سنتی خود را باز کند و با دریافت یک گل در منامه شکست خورد تا اولین سنگ محک جدی سرمربی بلژیکی در دیداری رسمی همراه با شکست باشد. بعد از این شکست بود که ویلموتس به‌جای حضور در ایران، کشور را ترک کرد و حتی شایعه‌ای جدی مطرح شد که او دیگر به ایران نخواهد آمد؛ علت؟ عدم دریافت مطالبات خود از فدراسیون فوتبال.

    اوضاع بحرانی به نظر می‌رسید؛ چراکه با شناختی که همگان از  فدراسیون تحت امر تاج داشتند، می‌دانستند او توانایی برطرف‌کردن بحران را ندارد. به فاصله چهار روز به بازی با عراق لیست تیم ملی ایران اعلام شد و هنوز هم بسیاری شک دارند که این لیست واقعا توسط ویلموتس اعلام شده یا نزدیکان فدراسیون فوتبال! در هر صورت با یکی، دو جلسه تمرین نصفه‌و‌نیمه ایران راهی امان شد تا در کشور اردن دیدار حساس با عراق را برگزار کند. از همان ابتدا که ترکیب اعلام شد، یک جای کار می‌لنگید و مشخص بود که بار کج به مقصد نمی‌رسد. نتیجه؟ دومین شکست پیاپی تاریخ فوتبال بعد از پنج سال رقم خورد و حالا شرایط صعود به اماواگر کشیده است.

    آن‌طور که سایت ۹۰ نوشته، جلسه‌ای بین رئیس فدراسیون فوتبال و وزیر ورزش در خصوص قطع همکاری با کادر فنی فعلی برگزار شده، اما طرفین به نتیجه‌ای نرسیده‌اند؛ چراکه رقم قرارداد ویلموتس، در حدود دو میلیون دلار، چیزی نیست که به‌راحتی بتوان آن را فسخ کرد و غرامتش را پرداخت. با توجه به این که اولین بازی تیم ملی در فروردین سال ۹۹ برگزار می‌شود، اتفاقا فدراسیون فوتبال با همین فرضیه تصمیم دارد روی گزینه جدید بعد از ویلموتس تمرکز کند اما بسیاری عقیده دارند نباید دوباره دست به تغییرات زد.

    بیژن ذوالفقارنسب، کارشناس و مربی سابق تیم ملی ایران، در گفت‌وگو با «شرق» عقیده دارد تغییر سرمربی، آن هم در این مقطع با توجه به هزینه گزافی که روی دست فدراسیون می‌گذارد، تصمیم درستی نیست: «باید به این نکته اشاره کنم که در وهله نخست بعید می‌دانم با توجه به بحران مالی فدراسیون فوتبال و البته بحث تحریم‌ها، ما بتوانیم بعد از اخراج ویلموتس غرامت قرارداد او را پرداخت کنیم، همچنین در حال‌ حاضر مربی کارآمدی نیز وجود ندارد که بعد از اخراج ویلموتس بتوانیم او را استخدام کنیم. ضمن این که عقیده دارم هنوز شرایط صعود ایران به دور دوم مسابقات انتخابی جام جهانی در دست خودمان است و ایران با کسب ۴ پیروزی در ۴ دیدار آتی حتی می‌تواند به‌عنوان سرگروه صعود کند.»

    یکی دیگر از دلایلی که فدراسیون فوتبال را به شک انداخته که آیا ادامه‌دادن با ویلموتس به‌عنوان سرمربی تیم ملی امری درست است یا خیر، شکست مقابل تیم‌های آسیایی است که حداقل در چند سال اخیر ایران مقابل آنها سربلند از زمین خارج شده است. ذوالفقارنسب اما نظر دیگری دارد و به عقیده او ویلموتس می‌تواند راه کی‌روش را بعد از این دو شکست در پیش بگیرد: «اگر خاطرتان باشد، کی‌روش هم در ابتدای راه خود دو شکست متوالی مقابل لبنان و ازبکستان را تجربه کرد و حتی در آستانه حذف از دور دوم مرحله انتخابی جام جهانی ۲۰۱۴ بودیم ولی به او فرصت دادیم تا با کسب نتایج دلخواه، ما را به جام جهانی ببرد. الان هم شرایط مشابه گذشته رخ داده و تیم ملی در مرحله نخست انتخابی دو شکست پیاپی کسب کرده، با این تفاوت که صعود مستقیم همچنان در اختیار خودمان است.»

    درخصوص قهر ویلموتس و عدم حضور او در ایران هم قیاس‌های جالبی نسبت به او و کی‌روش مطرح می‌شود و بسیاری عقیده دارند کی‌روش با وجود عدم دریافت مطالباتش اما تعهد معنوی بیشتری نسبت به تیم ملی ایران داشت؛ هر چند تعداد روزهای حضور کی‌روش هم در ایران آ‌ن‌ قدر کم بود که اگر کمی وقت صرف می‌شد، تعداد روزهای دقیق حضور او در ایران به صورت دقیق شمارش می‌شد. دراین‌باره این پیشکسوت فوتبال، فدراسیون را مقصر می‌داند: «ببینید وقتی فدراسیون فوتبال نسبت به تعهد مالی‌ای که به سرمربیان تیم ملی دارد پایبند نیست، آنها هم قهر می‌کنند و می‌روند. امثال ویلموتس خارجی هستند و وقتی پولشان سر وقت آماده نباشد، می‌روند و البته حق هم دارند. هر کارمند یا کارگری دستمزدش را سر وقت نگیرد، کار نمی‌کند. ما باید اول حق‌وحقوق کادر فنی را بدهیم، بعد از او انتظار داشته باشیم تا تمرینات تیم ملی را سر وقت و موعد مقرر آغاز کند. نمی‌شود جاده یک‌طرفه بین فدراسیون فوتبال و مارک ویلموتس برقرار شود.»

    درخصوص شکست ناباورانه مقابل عراق بسیاری از کارشناسان صف طویلی از مقصران را مطرح کردند؛ از مارک ویلموتس و مسعود شجاعی تا فدراسیون فوتبال. سرمربی سابق سایپا اما در کنار ضعف فنی و ساختاری در مسابقه مذکور، نقش فدراسیون فوتبال را هم در این ناکامی پررنگ می‌داند: «بازی ایران مقابل عراق را به صورت زنده تماشا کردم و از همان ابتدا مشخص بود که ترکیب و ارنج بازیکنان در زمین اشکال اساسی دارد و این موضوع نشات‌گرفته از عدم شناخت کافی سرمربی تیم ملی از بازیکنانش بود. در این دیدار بازیکنانی به کار گرفته شدند که به عقیده من اصلا نباید دعوت می‌شدند، چه برسد به این که ۹۰ دقیقه در زمین حضور داشته باشند. ضمن این که حتی دقایق تعویض‌های بازیکنان نیز مناسب نبود. وقتی تیم ملی با یکی، دو جلسه تمرینی نصفه‌ونیمه راهی امان شد، نتیجه‌ای بهتر از این نباید کسب می‌کردیم وگرنه حق و ناحق در زمین مسابقه رعایت نمی‌شد. من به وضوح می‌دیدم که اطلاعات کادر فنی از لحاظ آنالیز حریف هم آن‌ قدر ناقص بود که با جابه‌جایی‌های فنی عراق، تیم ملی هیچ تدبیری نسبت به خنثی‌کردن برنامه آنها نداشت. در پایان باید عرض کنم اگر ویلموتس را حفظ کنیم و فدراسیون فوتبال هم برای یک‌ بار که شده به تعهداتش عمل کند و نظارت بر ویلموتس را افزایش دهند می‌توانیم به راحتی به دور دوم و جام جهانی قطر صعود کنیم.»

    انتهای پیام

  • پیامدهای مثبت حضور کلارنس سیدورف در ایران

    پیامدهای مثبت حضور کلارنس سیدورف در ایران

    به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد نوشت: «حضور کلارنس سیدورف، اسطوره فوتبال جهان در ایران به منظور یک سفر تفریحی، اتفاقی از هر جهت مثبت بود. هر چند که شنیده می‌شود کمپانی‌هایی پشت پرده این سفر بودند و همه‌ چیز آن طور که ادعا می‌شود نبوده، اما این موضوع چیزی از آورده‌های این سفر کم نمی‌کند. در حالی که ایران در دوره گذار از وابستگی به درآمدهای نفتی به درآمدهای غیر نفتی است، گردشگری اهمیت فراوانی پیدا می‌کند. در هفته‌های اخیر پروژه غیردولتی «فم‌تریپ» و حضور چندین اینفلوئنسر معروف در ایران، سروصدای زیادی به پا کرد. بدیهی است که حضور گردشگران معروف زن و مرد در مکان‌های دیدنی ایران و ثبت کردن تصاویر زیبا، می‌تواند در تغییر دیدگاه برخی از مردم جهان نسبت به کشورمان نقشی کلیدی داشته باشد.

    رسانه‌ها برای دهه‌هاست ایران را کشوری ناامن، آلوده و بسته نشان می‌دهند و تنها با کمک ابزار رسانه است که می‌توان ورق این بازی کثیف را برگرداند و واقعیت را به مردم جهان نمایاند. استفاده از چهره‌های مطرح، یکی از راه‌های ساده و ابتدایی این مقابله است و با کمک آنها می‌توان تصویر واقعی یک کشور را حداقل به طرفداران و دنبال‌کنندگان آن فرد شناساند. چنانکه اخیرا جوانا لاملی، بازیگر معروف بریتانیایی به ایران آمد و پس از بازگشت به بریتانیا، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی، مفصلا درباره وضعیت مدرن و پیشرفته شهرهای ایران و نیز زیبایی‌های سنتی کشورمان حرف زد. قاعدتا تصویر زیبا و توریست‌پسندی که این بازیگر مشهور و محبوب انگلیسی برای مردم بریتانیا و جهان از ایران ترسیم کرد، در افزایش شمار گردشگران خارجی در ایران موثر خواهد بود. بازخوانی حرف‌های جوانا لاملی در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی خالی از لطف نیست: «رسیدن به تهران کاملا شگفت‌زده‌ام کرد؛ چون تصور خیلی محدودی از ایران به ما ارایه دادند. خبر‌ها همیشه درباره مشکلات ایران است نه اینکه واقعا این کشور چه شکلی است. هیچ کس به من نگفته بود ایران کشوری درجه یک، فوق‌العاده زیبا، از هر جهت سرسبز، باشکوه و دوست‌داشتنی است. با رفتن به مراکز خرید و غذاخوردن می‌شود فهمید ایرانی‌ها چقدر با سلیقه‌اند، واقعا معرکه بود. همه ‌چیز تهران من را هیجان زده می‌کرد. درباره یزد باید بگم که یزد خیلی بیشتر از آن چیزی هست که بتوانم بگویم. از رفتن به شیراز هم نگویم که آنجا مرا ذوق‌زده کرد. هر چیزی را که می‌دیدم می‌خواستم بخرم، ولی چون پرواز داشتم نمی‌توانستم زیاد خرید کنم. در ایران بهترین غذا‌های گیاهی دنیا را خوردم، هر غذایی که خوردم از قبلی بهتر بود، خوردن نوشیدنی‌های غیرالکلی آن هم بسیار لذت‌بخش بود.»

    کلارنس سیدورف، از اساطیر فوتبال است و حضور او پوشش رسانه‌ای خوبی به همراه داشت. او در مورد ایران گفت: «چند چیز اینجا بی‌نظیر بود. اول مهربانی مردمش، بعد خوشمزگی غذاها و سومی زیبایی‌های طبیعی‌اش. شک نکنید هنوز خیلی جاهای زیادی در ایران هست که واقعا دوست دارم ببینم. شک نکن خیلی زود بر می‌گردم.» حدود یک میلیون دنبال‌کننده این بازیکن در اینستاگرام به علاوه تعداد زیادی از دنبال‌کنندگان رسانه‌هایی که به خبر سفر تفریحی سیدورف به ایران پرداختند، در ذهن‌شان بین تصویر ساخته شده از ایران و تصویر واقعی ایران که توسط سیدورف به آنها نمایش داده شده، مقایسه می‌کنند. مقایسه‌ای که می‌تواند تصویر قبلی را تیره و تار کند و اعتماد آن فرد به رسانه‌هایی که آن تصویر را ساخته‌اند هم مخدوش می‌کند.

    با پروژه‌های جدید که در حوزه گردشگری آغاز شده، مشخص است که دیدگاه کلان به گردشگری تغییر کرده و مسوولان ارشد نظام اهمیت این حوزه را متوجه شده‌اند و به آن بها می‌دهند. آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب نیز اواخر مردادماه امسال در دیدار با اعضای هیات دولت، اتکای کشور به درآمد نفت را یکی از مشکلات اساسی اداره مملکت دانستند و برای چندمین بار در سال‌های اخیر، خواهان چاره‌اندیشی در این زمینه و جایگزین کردن منابع درآمدی دیگری به جای درآمد حاصل از فروش نفت شدند. رهبر انقلاب در جلسه مذکور خطاب به اعضای هیات دولت گفتند: «این یک بلای بزرگی است برای کشور؛ یک راه درآمد راحتی است که نفت را از چاه بکشیم بیرون و برویم به یک قیمتی بفروشیم؛ یک درآمد مفت و آسان! از اول – از دوران‌های قبل – به این شیوه عادت کرده‌ایم؛ این به ضرر ما تمام شده، واقعا به ضرر ما تمام شده. کشورهایی هستند که یک قطره نفت هم در آنها تولید نمی‌شود، [ولی] گشتند، راه‌های دیگری را پیدا کردند، راه‌های بهتری را پیدا کردند، به نفع‌شان تمام شد. نفت اختیارش دست ما نیست، دست تولیدکننده نفت نیست، می‌بینید دیگر؛ نه فقط [هنگام] مساله تحریم – حالا تحریم یک چیز عارضی است – [حتی] آن وقتی هم که تحریم نیست، نفت در اختیار مصرف‌کننده‌های گردن‌کلفت متعارف دنیا است؛ اختیار نفت دست امریکا و اروپا و اتباع اینها است، قیمت‌گذاری دست آنها است، کارهای گوناگون دست آنها است، توطئه‌ها و حمله‌های آنها… بنابراین ما باید این را در کشور حل کنیم.»

    گسترش و تقویت صنعت توریسم، قطعا یکی از راه‌های استخلاص کشور از تکیه بر درآمد حاصل از فروش نفت است. در چنین شرایطی، فوتبال به عنوان یک ابزار رسانه‌ای با عمق نفوذ بالا بین قشر عظیمی از مردم جهان می‌تواند به کمک صنعت گردشگری بیاید و به سهم خودش در تحقق توصیه دقیق و خردمندانه رهبری نظام و بهبود وضعیت اقتصادی مملکت موثر باشد. حضور ستاره‌ای مثل کلارنس سیدورف با همسرش و دیدار او با اسطوره فوتبال جهان علی دایی، برنامه جالب و تاثیرگذاری است. اما اگر سرمایه‌گذاری در این حوزه بیشتر شود، راه‌های جذاب‌تری هم وجود دارد. تیم‌های فوتبال پرطرفدار ایرانی مثل استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی و سپاهان که به ورزشگاه‌های زیبا و مدرن هم مجهز هستند، می‌توانند با حمایت‌های سطح بالا با دعوت از تیم‌های بزرگ فوتبال اروپا با تمام ستاره‌های‌شان، حضور ایران در رسانه‌های ورزشی و غیرورزشی جهان را پررنگ کنند. با توجه به ظرفیت‌های داخلی، بعید است این کار چندان هزینه‌بر باشد و بخش عمده‌ای از هزینه‌ها به واسطه اسپانسرها و بلیت‌فروشی روز مسابقه و فروش حق‌پخش جبران و کشور ایران از آثار بلندمدت این سیاست تا مدت‌ها متنفع خواهد شد. این سیاست در کشورهای بسیار از جمله مراکش و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حال پیاده‌سازی است و حتی قطر تمام توان استراتژیکش برای مطرح شدن در سطح جهان را به فوتبال پیوند زده است. می‌توان از این قافله عقب نماند و با انجام چند پروژه بزرگ در این راستا، با هزینه نه چندان زیاد به نسبت رقبای منطقه‌ای، رقابت شانه به شانه‌ای با آنها داشته باشیم.»

    انتهای پیام

  • چهل سالگی خشت‌های جهانی «دوراونتاش»‏

    چهل سالگی خشت‌های جهانی «دوراونتاش»‏

    به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: «اثر شماره۱۱۳؛ چهار دهه پیش چغازنبیل با این شماره در فهرست جهانی یونسکو جا ‏گرفت. بازمانده شهر «دوراونتاش»، ساخته شده در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد، روز ۲۶ اکتبر‌سال ‏‏۱۹۷۹ (چهارم آبان ۱۳۵۸) همراه با تخت‌جمشید و میدان نقش جهان، ثبت جهانی شد. ۴۰‌سال پس از آن ‏تاریخ، اراضی چغازنبیل هنوز متعلق به منابع طبیعی است نه وزارت میراث فرهنگی‎. اعتبارات نگهداری از ‏قدیمی‌ترین معبد پا برجای بشر در ایران، چنان ناچیز است که مجال کاوش بیشتر را نمی‌دهد. دوره عیلامی ‏که کهن‌تر از هخامنشیان است همچنان رازآلود و ناشناخته ‌است. عاطفه رشنویی، مدیر پایگاه میراث جهانی ‏چغازنبیل و هفت تپه این دوره را «دوره خاموش» می‌نامد و می‌گوید در چهل سالگی ثبت جهانی زیگورات ‏خشتی، قرار است چغازنبیل و دوره عیلامیان، بیشتر شناخته شود.

    او در گفت‌و‌گو با «شهروند» از چالش‌های ‏حفاظت از این اثر و برنامه‌های چهل سالگی جهانی شدنش می‌گوید.‏

    چهارم آبان، ثبت جهانی زیگورات چغازنبیل چهل ساله شد. این برای نخستین اثری که در ‏فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفته، اتفاق مهمی است. پایگاه، برنامه‌ریزی ویژه‌ای به ‏مناسبت این چهل سالگی ندارد؟

    صحبت از اثری منحصربه‌فرد است که چهل‌سال از جهانی شدنش می‌‌گذرد. این زیگورات گواهی بی‌همتا ‏و استثنایی است از فرهنگ، آیین و باورهای تمدن عیلام که به این منطقه تعلق داشته و حالا از بین رفته ‏است و نمونه منحصر به فردی است از یک تمدن شهری مربوط که نشانه‌‌های نبوغ بشری را در خود دارد. ‏بنابراین تاریخ مهمی است و برای همین برای معرفی بیش از پیش چغازنبیل، شناخت ظرفیت‌هایی که تا به ‏حال مغفول مانده، دعوت به حفاظت و نگهداری بهتر و توجه به بحث گردشگری برنامه‌ریزی کرده‌ایم. با توجه ‏به اهمیت این اثر در عرصه ملی و بین‌المللی، پایگاه میراث جهانی چغازنبیل و هفت‌تپه که به نمایندگی از ‏وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری حافظ مستقیم این اثر است، سعی دارد مجموعه ‏برنامه‌هایی اجرا کند که مهم‌ترین هدف آن شناسایی، حفاظت، ضرورت نگهداری و ضرورت معرفی آن است.‏

    دقیقا، با وجود تمام شگفتی‌های قدیمی‌ترین معبد باستانی کشف شده در ایران، معرفی این اثر ‏کاری است که تا به امروز تمام و کمال انجام نشده است.‏

    یکی از اهداف ما همین است. می‌خواهیم طنین چغازنبیل را به صدا دربیاوریم تا همه بشنوند، نه فقط وزارتخانه. با وجود ارزش‌های این اثر و پتانسیل موجود در اطرافش، روی سخنم با همه افراد ذی‌نفع و سیاست‌گذار ‏در حوزه گردشگری، توسعه اقتصادی و توسعه پایدار محلی است و نه وزارتخانه. حفاظت به‌عنوان وظیفه ‏میراث فرهنگی، درحال انجام است اما وزارت میراث به تنهایی نمی‌تواند نگاه ویژه‌ای به آثار تاریخی داشته ‏باشد. آثار تاریخی بی‌شماری تحت مدیریت این وزارتخانه است، اما اعتباراتش از بودجه خیلی از سازمان‌ها ‏کمتر است. باید خودمان کاری کنیم. تقویم یک ساله‌ای از ۴ آبان امسال تا ۴آبان‌سال بعد تدوین شده است. ‏برای معرفی ارزش‌های چغازنبیل برنامه‌ای فرهنگی به‌زودی با همکاری موزه ملی در تهران برگزار می‌شود؛ ‏این کار مطلع مجموعه برنامه‌های چهل سالگی است. تلاش می‌کنیم چغازنبیل را به‌عنوان یک مرکز مهم ‏گردشگری که می‌تواند با بستر فرهنگی اطرافش تعامل زیادی داشته باشد تعریف کنیم. نشست‌های تخصصی ‏متفاوتی در دو سطح پژوهشگری و کارشناسی برای علاقه‌مندان برگزار می‌شود. همکاری‌هایی با دانشگاه‌های ‏سطح کشور خواهیم داشت و در عین حال یک سری برنامه‌های مردم‌محور تعریف شده که در خود پایگاه ‏برگزار می‌شود. جشنواره‌ای برای زنان روستایی و کودکان، برنامه‌‌ای برای رصد ستارگان و مسابقات و برنامه‌های ‏حاشیه‌ای دیگر. هدف از اجرای تمام برنامه‌ها این است که مردم به آمدن، دیدن و آشنایی رودررو با چغازنبیل ‏ترغیب شوند. امیدوارم با همکاری فرمانداری شوش این کارها را انجام دهیم.

    نیایشگاه هنوز سند ندارد و به اسم میراث فرهنگی نیست. اراضی چغازنبیل متعلق به منابع ‏طبیعی و هفت‌تپه متعلق به منابع طبیعی و شرکت کشت و صنعت است. بعد از این همه سال، این ‏مسأله کی قرار است حل شود؟

    این زمین‌ها جزو اراضی ملی است و به اسم اشخاص نیست. برای رفع این مشکل تمام هماهنگی‌های لازم ‏انجام شده و به مرحله اداره دارایی استان هم رسیده است. ما منتظریم انتقال سند از اراضی ملی که به نام ‏منابع طبیعی جمهوری اسلامی است، به نام وزارت میراث فرهنگی تغییر نام پیدا کند. باقی مراحل درگیر ‏بروکراسی اداری است. تمام کارها انجام شده و فقط انتقال سند مانده است. دیگر جای نگرانی ندارد.‏

    چغازنبیل فقط چند نگهبان دارد و هنوز برای آن، رده حفاظتی تعریف نشده است. حفاظت ‏فیزیکی از این مجموعه بزرگ به این روش حتما چالش‌های زیادی دارد. برای رفع مسائل مربوط ‏حفاظت برنامه‌ای دارید؟

    میراث فرهنگی نمی‌تواند این موضوع را حل کند. مسئولان استان باید به کمک ما بیایند. اصلا نمی‌شود از ‏خود پایگاه میراث جهانی چغازنبیل یا اداره کل میراث فرهنگی انتظار داشت که به این مسأله وارد شوند. این ‏مسأله‌ای است که استانداری خوزستان و فرمانداری شهرستان باید برایش کاری کنند و با همکاری و ‏هماهنگی فرمانداری شهرستان نسبت به رفع موانع رده حفاظتی طرح ضرب‌الاجل داشته باشند و این کار را ‏انجام دهند. برای این کار تقاضای چندین جلسه  و مکاتبه کردیم. در دو‌ سال و نیمی که اینجا هستم، ‏یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که پیگیری می‌کنم تا به نتیجه برسم. خدارا شکر تا به حال در این زمینه ‏مشکلی نداشته‌ایم.

    به هر حال به تبع نداشتن رده حفاظتی، حفاری‌ها و تخریب‌های عمدی و غیرعمدی اتفاق می‌افتد. ‏شما در گذشته هم به این موضوع اشاره کرده بودید که در نبود حصار، دام‌ها به محوطه بنا می‌آیند و ‏به دلیل امنیت پایین منطقه، اتفاقاتی مثل آتش‌سوزی کانکس نگهبانی و شکستن پروژکتورها رخ ‏می‌دهد.‏

    تقریبا حفاری خاصی در پایگاه جهانی نداریم. گاهی یک سری شیطنت‌هایی می‌شد که الان متوقف شده ‏است اما امروز بیشترین اولویت ما بعد از حفاظت روتین، مسأله حفاظت فیزیکی است. اگر امروز از من ‏بپرسند اولویت کاری‌تان چیست، همین رده حفاظتی و حفاظت فیزیکی و ایجاد مانیتورینگ در محوطه است. ‏سازمان میراث فرهنگی می‌خواهد دستورالعمل نصب دوربین‌های مداربسته در چغازنبیل را بدهد. ‏زیرساخت آماده است، اما برای ادامه کار به حمایت مالی نیاز داریم. استان خوزستان باید بپذیرد که میراث ‏جهانی چغازنبیل گوهر باارزش این استان است و باید برایش اعتبار هزینه شود. در تمام این سال‌ها  ۱۰۰ ‏هکتار خشت و گل را روزانه رصد کردن، هزینه کمی نداشته است.

    وقتی وزارت میراث فرهنگی کارهای حفاظتی را انجام می‌دهد، استان خوزستان باید بپذیرد و برای ‏زیرساخت‌های حفاظت فیزیکی و گردشگری هزینه کند. خوزستان استانی نیست که از نظر اعتباری مشکلی ‏داشته باشد و می‌تواند به ما کمک کند. من معتقدم برای حفاظت و نگهداری از شهر ۱۰۰ هکتاری چغازنبیل ‏نه معبد آن، در هر هکتار روزانه به یک نفر احتیاج داریم. چه نگهبان، چه کسی که خارها را جمع کند، چه ‏کسی که کار ملات و کاهگل‌کشی انجام دهد. یعنی در سایت، به ۱۰۰ نفر نیروی کارگر نیاز داریم، اما الان ‏اعتباراتش را نداریم. بنابراین حفاظت مستمر، متوقف نمی‌شود، بلکه سرعتش پایین می‌آید. البته این پایین ‏آمدن سرعت، امروز خطری را متوجه چغازنبیل نمی‌کند اما اگر ادامه‌دار باشد، باید چاره‌ای اندیشید.‏

    پرداخت‌نشدن دستمزد کارگران در چهار ماه نخست امسال مسأله‌ساز شده بود. کمبود ‏اعتبارات یکی از مسائل پرچالشی است که مشکلاتی را هم برای پایگاه ایجاد کرده است. با این ‏توصیف اعتبارات امسال پایگاه در مقایسه با پارسال چطور بوده است؟

    اعتبارات ‌سال ۹۷ خوب نبود، اعتبارات ۹۸ بدتر هم بود. اعتبارات در ‌سال ۹۷ نسبت به ‌سال ۹۶ تقریبا نصف ‏شد. دلیلش این است که امسال ورودی اعتبار از سازمان برنامه و بودجه به سازمان میراث فرهنگی نزدیک به ‏‏۶۰‌درصد کاهش یافت و تأثیر آن روی همه بخش‌های سازمان میراث فرهنگی در ‌سال ۹۷ مشخص بود. در ‏پایگاه‌ها به واسطه این که نیروی انسانی از این محل حقوق و مصالح می‌گیرند و شرایط نگهداری‌شان با بقیه ‏آثار متفاوت است، بیشترین ضربه را خوردند و کمترین اعتبار را دریافت کردند. با این که مدیران ما در ‏اداره کل امور پایگاه‌ها یا معاونت میراث فرهنگی این موضوع را پیگیری می‌کنند اما متاسفانه ما خیلی دیر ‏می‌توانیم حقوق پرسنل را بدهیم و اتفاقات عجیبی در حوزه  حفاظت‌ روی می‌دهد. چون اعتبارات ما ‏نه به موقع است و نه به اندازه. این موضوع باید در سطح کشور عمیقا حل شود و فکر نمی‌‌کنم که سازمان ‏میراث فرهنگی به تنهایی بتواند این مشکل را حل کند.‏

    با وجود این مشکل از طرف دیگر درباره چغازنبیل این نگرانی وجود دارد که مرمت‌ها ‏مستمر نیست.‏

    اصلا نمی‌توان متصور شد که مرمت در چغازنبیل مستمر نیست. تنها اگر ۶ ماه کار مرمتی را درجا انجام ‏ندهیم، ریخت بنا عوض می‌شود. چغازنبیل در تابستان یک جور و در زمستان جور دیگری آسیب می‌بیند. ‏بارندگی‌های شدید، آب‌شستگی در نماهای کاهگلی یا حتی ریختگی‌های محسوس در دیوارهای مرمتی ‏آجری مهم‌ترین آسیب در زمستان است. در تابستان‌ها هم حیوانات بومی در منطقه مثل مارمولک‌های ‏بزرگ گاهی حفره ایجاد می‌کنند و ما باید دایم حفره‌ها را بپوشانیم که به مرور بزرگ‌تر نشوند. بنابراین ‏حفاظت و مرمت مستمر در حال انجام است. ولی بسته به اینکه چه میزان اعتبار از سوی وزارتخانه برای این ‏پایگاه در نظر گرفته شود بر سرعت و تعداد نفراتی که این کار را انجام می‌دهند تأثیر مستقیم دارد. با این ‏همه اگر این منطقه حصار و دوربین داشته باشد، با دو نفر هم می‌توان کارهای مرمتی را انجام داد.‏

    دوستداران حوزه به مستمرنبودن کاوش‌ها هم انتقاد می‌کنند. این کاوش‌ها می‌تواند ناگفته‌‏های چغازنبیل را بازگو کند و به سوالات پاسخ دهد. در حال حاضر کاوش‌های جدیدی انجام شده ‏است؟

    بعضی معتقدند که کاوش در این میراث جهانی متوقف شده است. مقوله کاوش مسأله مهمی است که برای ‏بازشناسی آثار تاریخی استفاده می‌شود. در تمام پروتکل‌های جهانی باید یکسری پیش‌زمینه‌های ‏آماده داشته باشید تا بتوانید کاوش را در جایی شروع کنید؛ مثل اعتبار سازه، اعتبار نگهداری و روش‌های به‌روز حفاظت. در حال حاضر سوال اصلی چغازنبیل کاوش یا کاوش‌نکردن در آن نیست، شرایط ویژه آنجاست ‏که اهمیت بیشتری دارد. علاوه بر اینکه این شهر می‌تواند سوالات مهم و معتبری در مورد دوره عیلام مطرح ‏کند. وقتی نمی‌توانیم خیلی از مسائل را در سایت پشتیبانی کنیم، بهتر است دنبال کاوش نرویم و کارهای ‏حفاظت را انجام بدهیم. ما سوالات‌مان را اصلاح کرده‌ایم تا بتوانیم گوشه‌هایی از تاریخ عیلام را معرفی ‏کنیم؛ مثلا سوالاتی درباره نحوه زندگی مردم. الان اولویت کاری ما کاوش نیست تا مسائل حل‌نشده‌مان تمام ‏نشود، نمی‌توانیم دنبال پیدا‌کردن بقیه آثار باشیم.‏

    اتفاقا درباره عیلامیان زیاد صحبت نمی‌شود. این‌ قدر که مردم درباره هخامنشینان می‌دانند، درباره ‏عیلامی‌ها نمی‌دانند. آن‌ قدر که تخت جمشید (که همزمان با چغازنبیل ثبت جهانی شده) برای مردم ‏جاذبه دارد، چغازنبیل در نظرشان نیست. دوره عیلامیان برای عموم مردم گاهی آن‌قدر ناشناخته ‏است که آن را با استان ایلام اشتباه می‌گیرند.

    از برنامه‌های پایگاه، چغازنبیل، همین بازشناسی تمدن عیلام است. ما در پایگاه برای بیشتر شناخته‌شدن این ‏تمدن از ۹‌ سال پیش تا امروز نشست‌هایی برگزار کرده‌ایم؛ مردم محلی را از شوش و استان دعوت کردیم و ‏استادانی را آوردیم که مطالعه‌ای درباره عیلامی‌ها داشتند. نشست‌هایی در دانشگاه‌های سطح استان و ‏هماهنگی دانشگاه‌ چمران، جندی‌شاپور و بهشتی برگزار کردیم و هدف‌مان این بود که مطالعات عیلام‌شناسی را پیش ببریم. داستان‌های چغازنبیل بیشتر درباره عقاید دینی مردم آن دوران و رابطه‌شان با معبد ‏است. در حال حاضر یک گروه عیلام‌شناسی در حال مطالعه، تولید مقالات و سخنرانی‌ها و همچنین چاپ ‏فصلنامه و گاهنامه‌ها هستند تا بتوانیم این دوره خاموش را بهتر معرفی کنیم.‏

    این تولیدات می‌تواند حتی منبعی برای تولیدات سینمایی و مکتوب برای کودکان باشد. ما هیچ ‏داستانی در این‌باره نمی‌دانیم. ‏

    همین‌طور است. می‌دانیم که در بعد معرفی این اثر به مردم ضعف‌هایی هست و باید رویکرد ویژه و تازه‌ای ‏به آن وجود داشته باشد. این مسأله‌ای است که در پایگاه برای آن برنامه‌ریزی می‌کنیم. هر ماه یک نشست ‏تخصصی برگزار می‌کنیم و برنامه‌هایی برای معرفی  در دستور کار داریم و دائم در حال انجام‌شان ‏هستیم. تولیدات تصویری برای بازدیدکنندگان هم جذابیت زیادی دارد. نوروز ‌سال ۹۷ توانستیم چند روز ‏اپلیکیشن واقعیت افزوده داشته باشیم؛ بازدیدکننده‌ها عینک‌ها را می‌زدند و تصویر کامل‌تری از چغازنبیل ‏می‌دیدند و با شهر بهتر آشنا می‌شدند. تلاشم این است که امکان استفاده از این اپلیکیشن را توسعه دهیم و ‏در تمام‌سال هم قابل استفاده باشد.

    قبلا می‌گفتند که قدیمی‌ترین تصفیه خانه جهان در این بنا قرار دارد اما به‌تازگی متوجه شده‌‏اند این سازه‌ها تصفیه‌خانه نیستند و کارکرد دیگری داشته‌اند. جدیدترین یافته‌ها درباره ‏چغازنبیل چیست؟

    این‌ موضوعی است که ما در حال کارکردن روی آن هستیم. زمین‌شناسان، مهندسان هیدرولوژی و ‏باستان‌شناسان در پایگاه این مسأله را بررسی می‌کنند و نمی‌توانم بگویم که دستاوردشان دقیقا چیست؛ چون ‏فرضیه‌های مختلفی وجود دارد. من هم امیدوارم که به بزرگترین سوال تاریخ پاسخ دهند که آیا این مخزن ‏آب را به دوراونتاش وارد می‌کرده یا از آن خارج می‌کرده است. این یکی از همان سوالات باستان‌شناسی ‏است که چون فعلا نیازی به کاوش ندارد، همکاران من دارند روی آن کار می‌کنند. مطالعات تازه درباره ‏چغازنبیل توسط دکتر بهزاد مفیدی انجام شده که درباره روابط ریاضی به کار رفته در ساخت چغازنبیل ‏صحبت می‌کند؛ این که ابعاد و اندازه خشت‌های به کار رفته، بر اساس ابعاد و اندازه یال‌های معبد طراحی ‏شده‌اند. اشاره به این موضوع بسیار مهم است که عیلامی‌ها در آن موقع‌ چطور به راحتی توانستند به ‏روش‌های اندازه‌گیری دست پیدا کنند و آن را در طراحی‌شان به کار گیرند. دکتر مفیدی الان مشغول نوشتن ‏کتابی به زبان فارسی است تا بتوانیم به‌زودی منبع جدیدی درباره چغازنبیل داشته باشیم.‏

    با این‌ که از یک پایگاه صحبت می‌کنیم اما انگار که نام هفت‌تپه بسیار کمرنگ شده است؛ چرا این‌‏قدر اطلاع‌رسانی درباره هفت‌تپه کم است؟

    هفت‌تپه مجموعه‌ای مربوط به عیلام میانه است و قوی و استوار حرف‌هایی برای گفتن دارد. موزه‌ای در ‏هفت‌تپه است با فرمتی آبرومند و کلی اطلاعات تفصیلی که چغازنبیل و هفت تپه را به بیننده می‌شناساند. ‏هفت‌تپه هم دچار مشکل است و با این که همیشه چالش کمبود اعتبارات دارد، کارهای حفاظت از ‏منظر حفاظت فیزیکی و مرمت انجام می‌شود؛ مثل چشم از آن نگهداری می‌کنیم.‏

    انتهای پیام