«محمدجواد جمالی نوبندگانی»، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم، در گفتوگویی، در رابطه با «سند ۲۵ ساله راهبردی ایران و چین» گفت: ایران پس از تحریمها با دولت چین مراودات نسبتا خوبی را در پیش گرفت و تنها کشوری که رسما از ایران نفت خریداری میکرد، دولت چین بود. کشورهای دیگر حتی جرات نداشتند تا رسما اعلام کنند خریدار نفت ایران هستند. چینیها بیان میکنند در زمان تحریم، ایران همیشه به ما مراجعه میکند اما برخی از سیاستمداران ایرانی با یک لبخند غربیها خیلی مشتاقانه به سمت و سوی آنها میروند.
او ادامه داد: دیدار رئیس جمهور چین با مقام معظم رهبری بسیار مهم بود و بنای ارتباط با چین در همان دیدار گذاشته شد. با توجه به اینکه دولت درگیر برجام و سایر مسائل بود حاکمیت این ماموریت را به رئیس مجلس وقت، لاریجانی داد تا سفری به این کشور داشته باشد. لاریجانی در یکی از بیسابقهترین سفرهایی که به خارج از کشور داشت به همراه روسای کمیسیون برنامه و بودجه و رئیس کمیسیون انرژی و چند نفر از وزرا من جمله وزیر اقتصاد برنامه استراتژیک بلند مدت میان، ایران و چین را دنبال کردند.
جمالی نوبندگانی بیان کرد: آن دیدار اینگونه نبود که بخواهند فقط منافع طرف مقابل را در نظر گرفته باشند بلکه منافع، دوطرفه و متقابل است. قطعا ایران برای تنوع بخشی به اقتصاد و تجارت و حتی دور زدن تحریمها نیاز به چنین روابطی نه تنها با چین بلکه با دیگر کشورها دارد؛ کشورهایی که در حال توسعه و رشد هستند و میتوانند بازار خوبی برای ایران باشند و ایران هم، بازار خوبی برای آنها باشد، من جمله هند و برخی از کشورهای دیگر که این توانمندی را دارند.
نماینده مردم فسا در مجلس دهم بیان کرد: چنین قراردادهایی دشمنانی نیز دارد. غربیها میخواهند تحریمها را علیه ایران اعمال کنند و هم با دروغهایشان، مانع درست میکنند بر سر این قراردادها و شایعاتی را پیرامون اینها بیان میکنند؛ مثل اینکه ایران میخواهد جزایری را در اختیار چین بگذارد و کشور فروشی کند، در حالی که چنین چیزی نیست و قطعا این سند برای تائید نهایی به مجلس شورای اسلامی خواهد آمد. این سند که ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و تجاری دارد چندین بار جرح و تعدیل شده است. برخی از سر سرسری انگاری و با ساده انگاری میگویند من اطمینان به این کشور ندارم یا از این کشور خوشم نمیآید که اینها نمیتواند، مبنای صحیحی در عالم سیاست یا عالم تجارت جهانی، باشد.
جمالی نوبندگانی گفت: در این سند منافع دوطرف بخصوص منافع کشور ایران در آن لحاظ و حفظ شده و ما باید یک عقل سیاسی و اقتصادی برای این مساله داشته باشیم، بقیه مسائل به نظر من مسائل انحرافی است و بیشتر برای تحت فشار قرار دادن و ترساندن مردم است. نه تنها بین ایران و چین بلکه میان بسیاری از کشورهای دیگر هم روابط راهبردی و طولانی مدت، وجود دارد من جمله اروپاییها، آمریکاییها و خیلی از کشورها با یکدیگر روابط طولانی مدتی دارند، چطور برای آنها مسالهای نیست؟ فکر میکنم مجموعه حاکمیت نظام در جریان کامل این قضیه هستند و شخص مقام معظم رهبری در جریان این قضیه هستند و این سندهای راهبردی در هر وزارتخانهای در حال بررسی است. من امیدوارم آن چیزی که به نفع منافع ملی است همان کار انجام شود.
او در پاسخ به این سوال که لاریجانی در سفری که داشت از طرف رهبری پیامی را به چین بردند، گفت: بهتر است کهاینطور بگوئیم، رهبری کاملا در جریان سفر ایشان بودند و لاریجانی از طرف حاکمیت آن هیات را نمایندگی کرد.
پشت پرده خط تخریب توافق ۲۵ ساله ایران و چین چه کسانی هستند؟
سالهاست که بحث معاهده و توافق ایران و چین مطرح است اما در روزهای اخیر با جنجال آفرینی رئیس جمهوری سابق، دوباره این موضوع بر سر زبانها افتاده. احمدینژاد گفته است: «اکنون شنیدهام که در حال مذاکره هستند و میخواهند یک قرارداد جدید ۲۵ ساله با یک کشور خارجی منعقد کنند و هیچکس هم خبر ندارد.»
اما به راستی ماجرا چیست؟ آیا نمایندگان مجلس از این موضوع بیاطلاع بوده و یا دولت درصدد پنهان کاری است؟ چرا رسانههای غربی دایه مهربانتر از مادر شده و با اظهار نگرانی از این قرارداد برای مردم ایران، اقدام به انتشار مطالبی کذب از بندهای آن میکنند در حالی که هنوز هیچ توافقی امضا نشده که مفاد آن اعلام شود؟
حمایت رهبری از توافق همکاری با چین
بحث توافق همکاری ایران و چین هنگام توافق برجام مطرح شد. حدود پنج سال پیش و در سال ۱۳۹۴، شی جین پینگ رئیسجمهوری خلق چین در دیدار با رهبر ایران تأکید کرده بود «آمادگی داریم همانگونه که در زمان تحریمها در کنار ایران بودیم، پس از برداشته شدن تحریمها نیز همکاریهای خود را در همه زمینهها گسترش دهیم.»
در سال ۱۳۹۴ و ۱۱ روز پیش از توافق هسته ایران و کشورهای گروه ۱+۵، رئیس جمهوری خلق چین در سفر به تهران با رهبر معظم انقلاب دیدار کرد. رهبری در این دیدار اظهار داشتند: «دولت و ملت ایران همواره به دنبال گسترش روابط با کشورهای مستقل و قابل اطمینان همچون چین بوده و هستند و بر همین اساس، توافق رؤسای جمهوری ایران و چین برای یک روابط استراتژیک ۲۵ ساله، کاملاً درست و حکمتآمیز است… جمهوری اسلامی ایران هیچگاه همکاریهای چین در دوران تحریم را فراموش نخواهد کرد… [سیاستهای سلطهگرانه برخی کشورها بهویژه آمریکا و همکاری غیرصادقانه آنها با کشورهای دیگر] موجب شده است که کشورهای مستقل، بهدنبال همکاریهای بیشتر با یکدیگر باشند و توافق ایران و چین برای روابط استراتژیک ۲۵ ساله در همین چارچوب است که باید با پیگیری شود.»
رئیسجمهوری چین نیز در این دیدار گفته بود: «اقتصاد چین و ایران مکمل یکدیگرند و در این سفر درخصوص برنامهریزی برای همکاری استراتژیک ۲۵ ساله به توافق رسیدهایم و آماده گسترش و تعمیق همکاریها در بخشهای فرهنگی، آموزشی، فناوری، نظامی و امنیتی در سطح شرکای راهبردی هستیم و ایجاد سازوکاری برای افزایش همکاریهای امنیتی در مواجهه با تروریسم را ضروری میدانیم.»
آیا توافق ایران- چین محرمانه بود؟
سوم بهمنماه ۱۳۹۴، متن توافقنامه جامع همکاری بین ایران و چین به زبان انگلیسی منتشر شد. به عبارتی ۶ ماه پس از سفر رئیس جمهور چین به ایران، این متن منتشر شد؛ در واقع توافقها بعد از دیدار با رهبری و تائید ایشان کلید خورده است.
در متن این قرارداد آمده، دو طرف درباره تدوین نهایی سند توافق جامع ۲۵ ساله بحثوتبادل نظر خواهند کرد و هیچگونه اعداد و ارقامی هم مطرح نشده. تنها همکاری ها را «سیاسی»، «اجرایی»، «انسانی و فرهنگی»، «قضایی، امنیتی و دفاعی» و «منطقهای و بینالمللی» اعلام کردند.
پشت پرده خط تخریب توافق ۲۵ ساله ایران و چین چه کسانی هستند؟
بعد از هفتههای اخیر که بحثهایی درباره جزئیات این همکاری مطرح شد، سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد که هنوز چیزی تصویب نشده و تنها در حد پیشنویس است. بعد از اینکه هیات دولت پیشنویس این برنامه را تصویب کرد و به وزارت خارجه ماموریت داد تا چینیها درباره جزئیات برنامه توافق و متن اصلی را برای امضا آماده کنند.
سومتیرماه امسال نیز محمدجواد ظریف در توئیتی به زبان چینی نوشت: در تماسی ویدئویی با همتای چینیاش، درباره مشارکت جامع استراتژیک دو کشور و پیشبرد برنامه ۲۵ ساله همکاریهای دوجانبه گفتوگو کرده است. این توضیحات و اخبار کلی و بدون ذکر جزئیات لازم برای رسانهها منتشر شده و مسلماً جنبه خبری نخواهد داشت. اما در لابهلای برخی صحبتها میتوان به جزئیاتی نیز دست یافت.
همچنین به گفته رئیس جمهوری، در جلسه نخست امسال دولت، متن پیشنویس آماده شده است. وی در این باره گفته: «این همکاری، زمینهای برای مشارکت ایران و چین در پروژههای اساسی و زیرساختهای توسعهای از جمله طرح بزرگ کمربند ـ راه ابریشم است و فرصتی برای جلب سرمایهگذاری در حوزههای مختلف اقتصادی از جمله صنعت، گردشگری، فناوری اطلاعات و ارتباطات خواهد بود. گسترش همکاری دو طرف در حوزه انرژی و سرمایهگذاری مشترک در توسعه مناطق آزاد برای ارتقای نقش این مناطق در تولید و تجارت بینالمللی از فواید این توافقنامه است.»
مجیدرضا حریری رئیس اتاق مشترک ایران و چین نیز ۹ تیرماه امسال در این زمینه گفت: «هنوز قرارداد مشخصی در حوزههای اقتصادی میان دو کشور منعقد نشده است.»
به گفته وی، سال گذشته برآوردهای اولیه وزارت امور خارجه به صورت پیشنویس در سفر آقای ظریف به چین، به مقامهای این کشور ارائه شد؛ پیشنویس برای بار نخست از طرف دولت چین دریافت و اصلاحات مورد نظر آنها روی آن اعمال و دوباره به دولت جمهوری اسلامی ارائه شد.
رئیس اتاق مشترک ایران و چین تصریح کرد، مشخصا این دست پیشنویسها در حوزههای مختلف اقتصادی، امنیتی، نظامی و سیاسی است که با توجه به حوزه تخصصی ما در اتاق بازرگانی، فقط در بخش اقتصادی اطلاعاتی در اختیار بخش خصوصی قرار دارد.
مذاکره لاریجانی با چینیها
هرچند نمایندگان مجلس یازدهم اعلام کردهاند که در این زمینه اطلاعی ندارند و براساس اصل ۷۷ قانون اساسی هرگونه معاهده و قراردادی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد اما باید گفت که هنوز چیزی از روی کار آمدن مجلس یازدهم نگذشته است. اما باید دید مجلس دهم که در روزهای به جریان افتاد این معاهده فعالیت می کرده، در جریان بوده؟
ظریف اول اسفند ۱۳۹۷ در صفحه توئیتر خود نوشته بود:« آقای لاریجانی، رئیس شورای مجلس اسلامی را تا پکن همراهی کردم. صحبتهایی مهم با رئیسجمهور شی و رهبری چین بر سر شراکت استراتژیک گسترده میان دو کشور انجام شد. موضوع اصلی این صحبتها، نقش ایران در ایجاد راه ابریشم جدید و همچنین تداوم همکاریهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بود.» بنابراین به نظر میرسد رئیس مجلس دهم نه تنها در جریان جزئیات این همکاریها بوده بلکه خود نقش مذاکرهکننده با طرف چینی را هم بازی میکرده است.
در همین رابطه هادی طحان نظیف، عضو حقوقدان شورای نگهبان در توئیترش نوشت: تجارت و قرارداد اقتصادی با کشورهایی که قصد سلطه بر منافع ایران را ندارند و منجر به پیشرفت و آبادانی کشور شود، نیاز قطعی کشور و مطابق با اصول قانون اساسی است. اما طبق اصل ۷۷ قانون اساسی، اجرای هرگونه قرارداد و موافقتنامههای بینالمللی در نهایت باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.
شایعات اکونومیست واقعیت دارد؟
سال گذشته تارنمای «پترولیوم اکونومیست» گزارشی منتشر کرد و مدعی شد چین در ازای گرفتن امتیازاتی متعهد شد، ۴۰۰ میلیارد دلار در ایران سرمایهگذاری کند.محسن شریعتینیا عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس مسائل چین در گفتوگو با تابناک و در پاسخ به این ادعا گفته بود: این مقاله را چندان جدی نیافتم. رسانهای که این خبر ـ تحلیل را منتشر کرده، از منظر پوشش دادن اخبار و تحلیلهای مهم در مورد سیاست خارجی ایران و چین فاقد ارزش است؛ بنابراین، نمیتوان بحثهایی که در آن مطرح شده را چندان جدی تلقی کرد. مهمتر آنکه این خبر در رسانههای حرفهای انعکاس چندانی نیافت.
ظریف نیز در همین زمینه تصریح کرد که این مسأله از اساس، نادرست است. فقط پیشنهادی از سوی ایران برای روابط ۲۵ ساله مطرح شده است.
چرایی نگرانی غرب از توافق بلندمدت تهران و پکن
علی ربیعی، سخنگوی دولت نیز سوم تیرماه در نشست خبری، به تصویب پیشنویس برنامه ۲۵ ساله همکاریهای ایران و چین در هیات وزیران اشاره کرد و گفت: «این طرح اثباتکننده شکستهای آمریکا برای منزوی کردن ایران و قطع ارتباط کشورمان با جامعه بینالمللی و عزم جمهوری اسلامی بر توسعه روابط با دیگر کشورهاست.»
سخنگوی دولت با اشاره به اینکه طیف متنوعی از حوزههای همکاری میان ایران و چین همانند نفتخام، پتروشیمی، راهآهن و اتصالات دریایی مورد توجه قرار دارد افزود: «شیوه عملکرد و اجرای آن در مذاکرات جداگانهای انجام میشود.».
پشت پرده خط تخریب توافق ۲۵ ساله ایران و چین چه کسانی هستند؟
وی با برشمردن مواد مهم طرح همکاری ۲۵ ساله ایران و چین تصریح کرد: «به رسمیت شناختن اشتراکهای فرهنگی، تشویق چندجانبهگرایی، حمایت از حق برابر ملتها و تاکید بر توسعه بومی دیدگاههای دو ملت از جمله مواد این طرح است. با داشتن روابط عمیق دوجانبه از زمان برقراری روابط دیپلماتیک در حوزه انرژی، زیرساختها، صنعت، علم و فناوری امروز گسترش قابلتوجهی در روابط فیمابین داریم و در حال تحقق این برنامه هستیم.»
ربیعی با بیان اینکه آمادگی داریم بر همین اساس با همه همسایگان و کشورهای منطقه برای تنظیم یک نقشه راه روشن و جامع همکاری کنیم، ادامه داد: «ما عمیقا اعتقاد داریم که هیچ راهی جز چندجانبهگرایی و توسعه همکاریهای منطقهای و میانمنطقهای برای مواجهه با چالشهای متنوعی که پیش روی رشد و توسعه است وجود ندارد.»
سخنگوی دولت تاکید کرد، «این مصوبه دولت میتواند سرآغازی برای پاسخ دادن به زیادهخواهیها و سیاستهایی باشد که امروز در منطقه آسیا میخواهند ایران را منزوی کنند و مقاومت ایران را در گوشههایی بشکنند. این بخشی از سیاست خارجی و فعالیت بینالمللی ماست که امیدواریم به بهبود زندگی مردم ایران و مردم جمهوری خلق چین کمک کند.»
محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه نیز یکشنبه ۱۵ تیرماه در صحن علنی مجلس درباره توافق بلندمدت میان ایران و چین گفت:« ایران ضمن حفظ سیاست همهجانبه و نشستن در برابر ۶ قدرت جهانی با اقتدار با چین روابط خود را گسترش داد و اکنون ما در راستای قرارداد ۲۵ ساله با چین هستیم و در این قرارداد هیچ موضوع مخفی وجود ندارد. زمانی که آقای شی با رهبری دیدار کردند بحث این قرارداد مطرح شد زمانی که بنده پیشنویس آن را به چین بردم باز هم اعلام شد. زمانی که چین به پیشنویس ما پاسخ داد باز هم اعلام کردیم؛ زمانی که در دولت چارچوب پیشنویس بررسی شد اعلام شد و هرگاه به توافق برسیم با شفافیت کامل اعلام خواهیم کرد.»
ظریف، این قرارداد را سیاستی واقعبینانه در راستای گذار جدید جهان از مرکزیت قدرت غرب به شرق خواند و گفت: باید این واقعیت را درک کنیم که منبع قدرت در دنیا در حال تغییر است و ما باید واقعیت جدید دنیا را بپذیریم و این به معنای این نیست که سیاست نه شرقی نه غربی را فراموش کرده یا کنار گذاشتهایم.
خط تخریبی از کجا شروع شد؟
رصد خط سیر فضاسازی و جریانسازی علیه توافق یاد شده و درج اطلاعات کذب با هدف ایجاد نگرانی در جامعه، به رسانههای معاند و غربی منتهی میشود.
همانطوری که رئیس دفتر رئیسجمهوری نیز با بیان اینکه سند میان ایران و چین تعهدی به آن معنا ندارد، آن را توافقی متداول و مرسوم میان کشورها دانست و گفت: خط تخریب روابط ایران و چین از رسانههای خارج آغاز شده است.
محمود واعظی امروز(چهارشنبه ۱۸ تیرماه) در پایان جلسه هیات دولت در خصوص توافق ۲۵ ساله ایران و چین و اخباری که در این خصوص منتشر شده است، گفت: این سند، سندی متداول هست برای اینکه استحکام روابط کشورها را بیشتر کند، بین آنها امضا میشود. این سند هیچ تعهدی به آن معنا نیست(که برخی رسانههای داخلی و شبکههای اجتماعی به آن پرداختهاند)؛ دولت همواره مقید بوده هر آنچه که نیاز به تصویب دولت و مجلس داشته باشد، این کار را انجام دهد و لذا هیچ کار پنهانی نیست.
وی خاطرنشان کرد: خطی(تخریبی) که وجود دارد، نخست رسانههای خارج با هدف شروع تخریب روابط ایران و چین، این کار را انجام دادند. متاسفانه در داخل کشور نیز برخی از افراد که دنبال فرصتی برای مطرح کردن نام خود هستند و یا اظهار نظری بکنند، متوسل به مسائل مختلف میشوند و این موضوع را مطرح کردند.
واعظی یادآور شد: اکنون فضای مجازی شبهههایی برای مردم به وجود آورده. یک روز میگویند کیش را میخواهند بدهند و یک روز قشم را. لازم است از فرصت استفاده کنم و بگویم که این خطی است که از خارج حمایت میشود. قانون اساسی و دستگاههای نظارتی ما همه تلاش میکنند برای اینکه آنچه که انجام میشود، شفاف باشد و موضوع هیچ خلافی نباشد.
فرجام سخن
تجربه نشان داده، هر زمان ایران خواسته برنامههای خود را برای توسعه و پیشرفت و همکاری با کشورهای همسو بکشاند که خارج از محدوده غرب باشد، خط سیر تخریبی به صورت گسترده و همسو با جریانهای معاندی که در غرب سکنی گزیدهاند، به طور گسترده در رسانهها و شبکههای اجتماعی پیریزی شده و با اطلاعات و آمارهای کذب، تنشزایی و هراسافکنی در میان مردم دنبال میشود.
اکنون نیز با توجه به شرایط سخت کنونی که دشمنان نظام به دنبال اختلافافکنی و گسست میان مردم و مسئولان هستند، تنها راهی که تلاشهای آنها را به بنبست خواهد کشاند، همبستگی ملی، تقویت انسجام و پرهیز از تنشآفرینی از سوی جریانها و احزاب است.
ضمن آنکه رسانهها نیز باید به سمتی گام بردارند که با پرهیز از انتشار مطالب کذب، به تشریح شرایط دشواری که در نتیجه فشارهای خارجی علیه کشور ایجاد شده بپردازند تا این مسیر سخت را نیز همچون گذشته به خوبی طی کنیم.
2727
باوجود انتقادات روزهای اخیر از سوی طیفهای مختلف سیاسی داخلی و خارجی نسبت به انتشار خبر مربوط به انعقاد توافق بیستوپنجساله بین ایران و چین که هرکدام خواستهها و دلایل خاص خود را دارند، اما با در نظر گرفتن مجموعه سوابق روابط بین دو کشور، ظرفیتهای مکمل اقتصادیهای ایران و چین و روندها و تحولات جهانی، انعقاد چنین موافقتنامهای بین دو کشور نهتنها امر عجیبی نیست بلکه شاید میتوانست بسیار زودتر از این، اتفاق بیفتد. عدم اطلاع از جزئیات این توافق نباید دلیلی باشد براینکه ضرورت و اهمیت چنین توافقی را زیر سؤال ببریم. در دوره چهل سال حیات جمهوری اسلامی ایران که دوسالی هست گام دوم آن را تجربه میکنیم، روابط ایران و چین همواره از اهمیت تعیینکنندهای برخوردار بوده است و این اهمیت، صرفا مختص ایران نیست. نگاهی به اقتصاد چین در دو دهه گذشته نشان میدهد این کشور در این حوزه با سرعتی بالا عمل نموده و اقتصاد غولآسای آن از چنان ظرفیت و توانمندی برخوردار شده که به رشد و توسعه اقتصادهای دیگر کشورها کمک کرده است. این اتفاق موجب شده تا این توانمندی اقتصادی بهعنوان برگ برندهای برای تمایل بسیاری از کشورها جهت برقراری روابط با آن شود.
شاید در نگاه اول چندان خوشایند نباشد که بگوییم روابط راهبردی که بین تهران و پکن در حال شکلگیری است، در قالب یک توافق بیستوپنجساله خواهد بود. این توافق میتواند محصول اشتراک دو کشور در تقابل با آمریکا در سطوح مختلف و بر اساس منافع و ذهنیتهای ارزشی و سیاسی مختص به خود باشد، اما نمیتوان این واقعیت را نیز انکار کرد که حتی اگر توافق تهران و پکن محصول اشتراک مواضع دو کشور در سلطهگری و یکجانبهگراییهای آمریکا باشد، باز باید به آن بهعنوان یکی از راههایی نگاه کرد که میتواند میزان خطرات و آسیبهای ناشی از تقابل آنها با آمریکا را در عرصههای مختلف، متناسب بااهمیت هر یک از این عرصهها، تا حدودی بسیار زیادی تعدیل و یا حتی خنثی کرد.
روابط ایران و چین هرگاه در مسیر تقویت و ارتقاء راهبردی قرار گرفته همیشه موافقان و مخالفانی داشته که هر یک با سلاح بعضا تیز و برنده استدلالات خود، یا به آن تاختهاند یا آن را تا سطح معجزه نجات ایران از تمامی مشکلات و معضلات اقتصادی داخل کشور، بالا بردهاند. قدر مسلم هیچکدام از این دو نگاه نمیتواند تصویری واقعی و اطمینانبخش از ضرورت روابط ایران و چین و همچنین چشمانداز آینده آن ارائه کند.مخالفان و منتقدان توافق ۲۵ ساله ایران و چین در روزهای اخیر به دلایل مختلف با آن مخالفت و یا از آن انتقاد کردهاند. حتی بخشی از موافقان این روابط هم به نحوه اطلاعرسانی دولت در این زمینه و پیشبرد این توافق در فضایی غیرشفاف، گلایهمند بودهاند.در جامعه ایران(چه در داخل و چه در خارج از کشور) همواره غربگرایانی هستند که روابط با چین و روسیه و بهصورت کلی نگاه به شرق، حتی اگر راهبردی باشد، را پایدار و اطمینانبخش نمیدانند و سرنوشت مختوم ایران را درنهایت، پیوستن به اردوگاه غرب میدانند. این دیدگاه را نمیتوان جامعالاطرافی دانست؛ حتی اگر شواهد و دلایل بهظاهر متقنی هم ارائه کند، نمیتواند ملاک عملکرد دولتمردان ایران برای تنظیم روابط خارجی کشور قرار گیرد. این گروه هر نوع تحول جدید در روابط با چین و روسیه را بهمثابه سنگی بر پیکر کمجان روابط ایران با غرب میدانند و بر آن تأسف میخورند. فارغ از دو دیدگاه مورداشاره باید به ذکر چند نکته در هرگونه تحلیلی پیرامون روابط خارجی کشورمان دقت شود: *نظام ارزشی و باورمندی ایران در چارچوب اصول انقلابی و ارزشی، مختص به خود است و با کمتر نظام سیاسی و ارزشی در جهان قابلمقایسه و مشابهسازی است. *باید دقت شود اگر در سطحی کلان و راهبردی موافقتنامههایی چون توافق بیستوپنجساله ایران و چین محصول اشتراک دو کشور در تقابل و مخالفت خاستگاه فکری از دو دنیای کاملا متفاوت نشئت بگیرد میتواند منجر به یک توافق راهبردی شود. *سابقه ۴۰ ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی نشان میدهد باورمندی ما به مخالفت با راهبردهای یکجانبهگرایانه آمریکا و خصومتهای این کشور با مردم ایران، از پایداری و قوام بیشتری نسبت به نوع نگاه دیگر کشورها به تقابلهای احتمالیشان با آمریکا برخوردار است. این موضوع نباید باعث شود که با فرض حلوفصل تنشها بین پکن و واشنگتن توافقهایی مانند توافق اخیر بیستساله با ایران اولین قربانی آن باشد. درنهایت آنچه برای نظام، کشور و مردم اهمیت دارد برقراری روابط عزتمندانه و همراه با تأمین منافع ملی و رعایت مصالح عمومی کشور متناسب با تحولات منطقهای و بینالمللی سیاست خارجی است و باید به این امر واقف بود که منافع هر توافق و سندی با هر طرفی که باشد، فصلالخطاب تمام راهبردها و رویکردها خواهد بود.
رییس اتاق ایران و چین توضیح داد: کرونا چه تاثیری روی فروش نفت گذاشته است؟
مجیدرضا حریری در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین با اشاره به کاهش حدود ۱۳ درصدی تجارت جهانی، اظهار داشت: این مساله ناشی از جنگ اقتصادی میان برخی کشورها از جمله عربستان و روسیه بوده که منجر به افت قیمت نفت به یک چهارم آن نسبت به سال گذشته شده است.
وی افزود: بهدلیل تحریمهای آمریکا علیه ایران، چین بخش عمدهای از نیاز نفتی خود را از سایر کشورها تهیه میکند.
رییس اتاق بازرگانی ایران و چین تصریح کرد: این کشور پیشتر چیزی در حدود ۶۵۰ هزار بشکه نفت را از ما خریداری میکرد که هم اکنون این اتفاق نمیافتد.
رییس اتاق ایران و چین توضیح داد: کرونا چه تاثیری روی فروش نفت گذاشته است؟
حریری، کرونا و افت قیمت نفت را عامل اصلی کاهش جذابیت فروش نفت ایران دانست و عنوان کرد: تا پیش از افت جهانی قیمت نفت، دولت برای فروش از شیوههایی مانند تخفیف روی قیمت فروش یا تسهیل برای مشتریان در نحوه پرداخت، نفت ایران را به دنیا عرضه میکرد.
وی خاطرنشان کرد: عدم عرضه نفت ایران حتی در بازارهای خاکستری منجر به کاهش زمان فروش نفت میشود که این مساله معضلاتی از جمله «کاهش رتبه تجاری» و «از دست دادن مشتریانهای نفتی» را به دنبال خواهد داشت.
موضع روسیه و چین درباره تهران چه خواهد بود؛ آیا ایران باز تنها میماند؟
ابولفضل خدائی: روز سه شنبه روزنامه نیویوک تایمز خبر داد که آمریکا قصد دارد تا برای جلوگیری از لغو تحریم تسلیحاتی ایران در ۲۷ مهرماه سال جاری به برجام بازگردد تا بتواند حق رای خود را حفظ کند. امریکا دو سال پیش از توافق اتمی ایران و پنج کشور صنعتی جهان خارج شد و طبق آن تحریم های ثانویه که شامل فروش نفت ایران هم می شد را اعمال کرد. پس از ان ایران نیز در پاسخ تعهدات برجامی خود را در ۵ مرحله تقلیل داد. دراینباره با مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل بین الملل گفتگو کرده ایم که در ادامه می خوانید:
نخست بفرمایید که چرا سیاست ترامپ در چهل سال اخیر متفاوت تر از روسای جمهور آمریکا بود؟ آیا این کشور در قبال تهران راهبرد سیاست خارجی خود را تغییر داده است؟
ایالات متحده آمریکا از سال ۲۰۱۸ به بعد در ساحت گفتمان امنیتی خود تجدیدنظر کرده و ایران را به عنوان دشمنش در ساحت نگرش های امنیتی و استراتژیک قرار داده است.قبل از روی کار آمدن دونالد ترامپ دکترین امنیتی ایالات متحده آمریکا در قبال ایران متوجه گزاره محدود کردن همکاری های بین المللی و محاصره منطقه ای بود که در استمرار و ادامه چنین رویکردی، دکترین ترامپ در سال ۲۰۱۸ متوجه ایجاد فضایی شد که بتواند زمینه پرور جایگزینی این گزاره شود که ایران را از یک چالش امنیتی برای آمریکا به یک دشمن امنیتی به منظور اعمال فشار بیشتر بر تهران تبدیل سازد. در همین راستا ایالات متحده آمریکا حرکت خود را در این مسیر آغاز کرد و دونالد ترامپ در چارچوب پارادایم آشوب و دکترین بازیگر دیوانه؛ سیاست کلانی به نام ابهام و پیچیدگی و با استراتژی جوجیتسو وارد عمل شد و تاکتیک های سه گانه تحریک کردن، جاخالی دادن و پرتاب کردن را شکل بخشید. در آن سو جمهوری اسلامی ایران نیز با حرکت های خود در گزاره هایی چون جبهه مقاومت و رودرویی با ایالات متحده آمریکا در منطقه، بستن تنگه هرمز و همچنین تلاش برای ایجاد یک جبهه معنادار تحت عنوان مقاومت، زمینه های بهره برداری از تئوری جنگ نامتعادل در قبال آمریکا را فراهم کرد. از همین رو ایالات متحده آمریکا نیز سعی دارد با بزرگنمایی قدرت ایران و آنچه که ایرانیان بیان می کنند، زمینه های اقناع افکار عمومی و القاء ایران به عنوان یک تهدید امنیتی را در جهان فراهم سازد.
ایا موفق هم بوده اند؟
اگرچه آنها در این زمینه به طور مطلق موفق نبودند اما به طور نسبی این امر صورت پذیرفت و هم اکنون شاهد ایجاد فضایی هستیم که در آن جمهوری اسلامی ایران تحت فشار بین المللی ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است و آرام آرام اتحادیه اروپا نیز به آن پیوند می خوردکه این مسیر زمینه ساز ایجاد یک فضای معنادار در فشار بیشتر علیه ایران است. اروپایی ها گام به گام به آمریکایی ها نزدیک تر خواهند شد. آنها تمایل به حزب دموکرات و جمهوری خواه را اندازه یک اقیانوس نمی پندارند؛ بلکه اندازه جویی می دانند که دموکرات ها در یک طرف آن و جمهوری خواهان در طرف دیگر آن قرار دارند که به سرعت نیز می توانند جای خود را از این سو به آن سو عوض کنند.
این مساله به رئیس جمهوری بعدی آمریکا اگر فرض بگیریم بایدن پیروز شود، منتقل می شود یا استراتژی تازه تری دنبال می شود؟
کاخ سفید هر رئیس جمهوری داشته باشد چه دونالد ترامپ و یا جو بایدن باید منطق محدودسازی ایران در خاورمیانه را دنبال کند. از این جهت تغییر اندکی در ادبیات، تاکتیک و تکنیک در برخورد با ایران به وجود نخواهد آمد. باراک اوباما هم اگر برجام را پذیرفت و جان کری و تیمش را برای مذاکره جدی با ایران به وین فرستاد در فکر این بود که بعد از برجام فشارهای واشنگتن بر تهران را تداوم بخشد و در ادامه تهران را در باب پرونده ها و موضوعات دیگر پای میز مذاکره بکشاند. استدلال وی این بود که اگر ایران وارد بازی مذاکره شود مجبور است در حلقه های گوناگون مذاکرات بعدی نیز وارد شود و بالطبع زمینه های ایجاد فضای گفتگوی بیشتر به منظور محدودسازی ایران در شعارهای انقلابی مطرح خود در تهران را فراهم کند.
لذا با موضع گیری رهبری جمهوری اسلامی ایران در باب عدم مذاکره در خصوص پرونده های دیگر به جز پرونده هسته ای شاهد فضایی هستیم که در آن جمهوری اسلامی ایران تحت تأثیر محدودسازی تفسیری از برجام توسط کاخ سفید در اواخر دوران اوباما هم بود. بنابراین نباید از این موضوع غافل شویم و چندان امیدی بدان نداشته باشیم.
با این تعریف پس برویم سر سوال اصلی،تصمیم آمریکا برای بازگشت به برجام را چه طور نگاه می کنید؟ بازگشت آمریکا را می توان حقوقی تفسیر کرد یا سیاسی؟ و اگر موفق شود چین و روسیه چه تصمیمی خواهند داشت؟
ایالات متحده آمریکا در همین راستا تلاش برای ایجاد یک سامانه حقوقی معنادار با پذیرش مراجع بین المللی را آغاز کرده است. اگرچه ایالات متحده آمریکا در این مسیر با چالش های عمده ای چون مخالفت چین و روسیه روبرو خواهد بود اما بازار گرم تحولات بین المللی و نیاز دولتمردان قدرت های بزرگ به یکدیگر از جمله آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت باقی مانده از جنگ سرد موجب خواهد شد تا با بده بستان های دیگر ایران بار دیگر تنها بماند. در همین حال آنچه که ایران تحت عنوان امید به چین و روسیه و همچنین ایجاد فضای منطقه ای مناسب در جهت فشار به ایالات متحده آمریکا دنبال می کند در وضعیت فعلی موثر و قابل قبول نخواهد بود.
در آن سو واشنگتن نیز با موانعی چون رقابت با اتحادیه اروپا، رقابت با چین روسیه در مناطق تحت نفوذ و اصطکاک های گوناگون موجبات ایجاد چالش محدودکننده را برای خود فراهم خواهد کرد. به طور طبیعی اگر لبه های تیز این چالش ها در دو جبهه موافقت و یا مخالفت با آمریکا به سرانجام معین کننده ای در جهت شکل دادن به نظم آینده بین المللی بینجامد، می تواند جرقه هایی را در آینده به وجود آورد که موجب افزایش و گسترش خشونت و درگیری ها در سطح منطقه و بین المللی شود.
از طرفی اگرچه روسیه و چین به طور لفظی حمایتشان را از ایران اعلام می کنند و مسکو به صراحت بحث فروش تسلیحات به ایران را در پایان تحریم تسلیحاتی ایران مطرح می کند اما بدیهی است که تأمین منافع برای این دو کشور در اولویت قرار دارند. در این راستا روس ها بارها اعلام کرده اند که به دنبال ایجاد فضایی هستند که ایران را به عنوان یک شریک استراتژیک قلمداد کنند. نکته اینجاست که روس ها هیچ گاه نتوانسته اند صداقت و راستی خود را به معرض نمایش بگذارند.
از چه لحاظ روس ها به نسبت به ایران صداقت نداشته اند؟
عدم تکمیل نیروگاه بوشهر، نادیده گرفتن ایران در سوریه، عدم همکاری با ایران در بوسنی و هرزگوین، تلاش برای محدود کردن ایران در افغانستان خود گواه بر این موضوع است و این کشور همواره تلاش کرده است تا از ایران به عنوان یک برگ برنده برای امتیازگیری از ایالات متحده آمریکا سود ببرد.
درباره چین؟
در مورد چین نیز به همین گونه است و نکته مهمتر اینکه دو کشور چین و روسیه در کلونی قدرت های بزرگ جهانی قرار می گیرند و در این عرصه همانطور که برای کشاندن ایران به میز مذاکره در ماجرای برجام حتی به طور حداقلی با ایالات متحده آمریکا همکاری کردند، بار دیگر نیز تلاش خواهند کرد با گرفتن امتیازات بیشتر زمینه هایی را برای هماهنگی با ایالات متحده آمریکا در فشار علیه ایران بازیابی کنند.به طور طبیعی و براساس مولفه های علم استراتژیک روسیه نمی تواند متحد استراتژیک برای ایران باشد. چرا که این دوستی بر محور منافع روس ها در حوزه منطقه ای و بین المللی و همچنین در بستر منازعه ایران و آمریکا معنادار شده است. این معنا را به طور خاص در ۴ دهه گذشته و در رفتار و کنش سیاسی مسکو نسبت به تهران می توانیم ردیابی کنیم.
با این شرایط می توانیم این سوال را با حداقل در نظر گرفتن نسبیت، بگوییم که آمریکا در مهرماه به هدف خود خواهد رسید؟
در صورت موفقیت ایالات متحده آمریکا در طرحش و احیای تحریم های سازمان ملل علیه ایران گفته می شود حضور ایران در برجام نیز دیگر معنایی نخواهد داشت اما باید در نظر داشت که هم اکنون نیز این توافق جسدی بیش نیست. برجامی که ایران اعلام کرد که در صورت خروج آمریکا آن را آتش خواهد زد، اکنون به وضعیتی رسیده است که ترامپ آن را ریز ریز کرده است. این در حالی است که ایران هنوز سخن از برجام می گوید با اینکه قرار بود به صورت پلکانی از آن خارج شود و پس از چند ماه از گام پنجم کاهش تعهدات برجامی، منطق پلکانی خروج از این توافق نیز از متن به حاشیه رفته است.
این بافت موقعیتی سبب شده تا ایران نتواند جسد برجام را تشییع کند. چون که تشییع جنازه جسد برجام بر روی اقتصاد ایران حداقل از منظر روانی تأثیرگذار خواهد بود و قادر است وضعیت متزلزل اقتصادی کنونی را با یک سکته ناقص دیگری مواجه کند که در صورت عدم کنترل آن می تواند مخاطرات جدی اقتصادی و متعاقباً اجتماعی و سیاسی را به همراه داشته باشد. زنگ هایی که در آبان ماه سال ۹۸ به صدا در آمد هنوز خاموش نشده است؛ اگرچه برخی درصدد آن هستند تا صدای آن زنگ ها را کوتاه و یا در صداهای دیگر گم کنند. بنابراین نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا اگر وضعیت اقتصادی نتواند پاسخگوی بافت موقعیتی ناشی از گذار از دوران کرونا باشد و همچنین تلنگری که به زیست جهان های جوامع گوناگون وارد کرده فائق بیاید، بالطبع می تواند پیامدهای متعددی را بر کشورها و دولت ها متحمل کند. اگر تهران نیز نخواهد گام هایی را برای پاسخگویی به مردم خود بردارد، باید منتظر اتفاقات و رویدادهایی باشد نسبت دادن آن به بیگانگان و دیگران نیز به امری تکراری و کلیشه ای در نزد افکار عمومی تبدیل خواهد شد.
چین و روسیه، فشار آمریکا علیه ایران را افزایش خواهند داد؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با خبرآنلاین درباره بازگشت آمریکا به برجام و موضع چین و روسیه و رای آنها در شورای امنیت به لغو یا تمدید تحریم تسلیحاتی گفت: ایالات متحده آمریکا در همین راستا تلاش برای ایجاد یک سامانه حقوقی معنادار با پذیرش مراجع بین المللی را آغاز کرده است. اگرچه ایالات متحده آمریکا در این مسیر با چالش های عمده ای چون مخالفت چین و روسیه روبرو خواهد بود اما بازار گرم تحولات بین المللی و نیاز دولتمردان قدرت های بزرگ به یکدیگر از جمله آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت باقی مانده از جنگ سرد موجب خواهد شد تا با بده بستان های دیگر ایران بار دیگر تنها بماند. در همین حال آنچه که ایران تحت عنوان امید به چین و روسیه و همچنین ایجاد فضای منطقه ای مناسب در جهت فشار به ایالات متحده آمریکا دنبال می کند در وضعیت فعلی موثر و قابل قبول نخواهد بود.
در آن سو واشنگتن نیز با موانعی چون رقابت با اتحادیه اروپا، رقابت با چین روسیه در مناطق تحت نفوذ و اصطکاک های گوناگون موجبات ایجاد چالش محدودکننده را برای خود فراهم خواهد کرد. به طور طبیعی اگر لبه های تیز این چالش ها در دو جبهه موافقت و یا مخالفت با آمریکا به سرانجام معین کننده ای در جهت شکل دادن به نظم آینده بین المللی بینجامد، می تواند جرقه هایی را در آینده به وجود آورد که موجب افزایش و گسترش خشونت و درگیری ها در سطح منطقه و بین المللی شود.
از طرفی اگرچه روسیه و چین به طور لفظی حمایتشان را از ایران اعلام می کنند و مسکو به صراحت بحث فروش تسلیحات به ایران را در پایان تحریم تسلیحاتی ایران مطرح می کند اما بدیهی است که تأمین منافع برای این دو کشور در اولویت قرار دارند. در این راستا روس ها بارها اعلام کرده اند که به دنبال ایجاد فضایی هستند که ایران را به عنوان یک شریک استراتژیک قلمداد کنند. نکته اینجاست که روس ها هیچ گاه نتوانسته اند صداقت و راستی خود را به معرض نمایش بگذارند.
وی در ادامه عنوان کرد: عدم تکمیل نیروگاه بوشهر، نادیده گرفتن ایران در سوریه، عدم همکاری با ایران در بوسنی و هرزگوین، تلاش برای محدود کردن ایران در افغانستان خود گواه بر این موضوع است و این کشور همواره تلاش کرده است تا از ایران به عنوان یک برگ برنده برای امتیازگیری از ایالات متحده آمریکا سود ببرد.
این کارشناس در ادامه بیان کرد: در مورد چین نیز به همین گونه است و نکته مهمتر اینکه دو کشور چین و روسیه در کلونی قدرت های بزرگ جهانی قرار می گیرند و در این عرصه همانطور که برای کشاندن ایران به میز مذاکره در ماجرای برجام حتی به طور حداقلی با ایالات متحده آمریکا همکاری کردند، بار دیگر نیز تلاش خواهند کرد با گرفتن امتیازات بیشتر زمینه هایی را برای هماهنگی با ایالات متحده آمریکا در فشار علیه ایران بازیابی کنند.به طور طبیعی و براساس مولفه های علم استراتژیک روسیه نمی تواند متحد استراتژیک برای ایران باشد. چرا که این دوستی بر محور منافع روس ها در حوزه منطقه ای و بین المللی و همچنین در بستر منازعه ایران و آمریکا معنادار شده است. این معنا را به طور خاص در ۴ دهه گذشته و در رفتار و کنش سیاسی مسکو نسبت به تهران می توانیم ردیابی کنیم.
باوند:ایرانبازگشتآمریکا بهبرجام را بپذیرد؛چین و روسیه مدافعما نیستند
ابولفضل خدائی: هفته گذشته نیویورک تایمز در گزارشی خبر از بازگشت احتمالی آمریکا به برجام داد، با این هدف که بتواند در روند جلسه شورای امنیت برای رفع تحریم تسلیحاتی ایران در ۲۷ مهرماه بنا بر قطعنامه ۲۲۳۱ نظارت و دخالت داشته باشد. در همین باره داود هرمیداس باوند کارشناس و حقوقدان مسائل بین الملل به خبرآنلاین گفت: «اخیرا خبری منتشر شده که طبق آن مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در حال تدوین یک استدلال حقوقی مبنی بر این است که واشنگتن به رغم خروج از توافق هسته ای همچنان یکی از مشارکت کنندگان برجام است.دونالد ترامپ همواره سعی داشته تا دستاوردهای باراک اوباما رئیس جمهوری اسبق را از بین ببرد. برجام یکی از آن دستاوردها بود که وی آمریکا را از آن خارج کرد. در ادامه نیز سعی کرد که با فشار بر ایران و همچنین کره شمالی دو کشور را به پذیرش توافقی جدید مجبور کند تا بتواند از آن به عنوان یک دستاورد یاد کند. حتی در مورد کره شمالی به توافقاتی دست یافت که بعدها پیونگ یانگ موشک های مختلفی را مورد آزمایش قرار داد و بهایی هم نپرداخت.»
باوند درباره نیت آمریکا در مقابل ایران و بازگشت این کشور به برجام گفت: «در خصوص ایران ایالات متحده آمریکا به دنبال رسیدن به یک نوع توافق است تا آن را در بوق و کرنا کند و به جامعه بین المللی بگوید که آنها را از یک خطر مهلک نجات داده است و در بُعد دیگر نیز بتواند در خصوص موشک ها و مسائل منطقه ای به دستاوردی برسد. بدیهی است که هیچ یک از این موارد تحقق نیافته است. ضمن اینکه آمریکا از معضل بزرگی چون کروناویروس رنج می برد که ضربه بزرگی هم به اقتصاد آنها وارد کرده است. در نتیجه آنها با طرح مسائلی چون مشارکت در برجام به دنبال این هستند که در این توافق یک نوع بازنگری و تعدیل صورت گیرد. ایران برای آمریکا از اهمیت بسزایی برخوردار است و از لحاظ سرمایه گذاری و دیگر مسائل برای ترامپ نیز مهم به شمار می رود. آنها با تعدیل توافق هسته ای به دنبال تأمین منافع آمریکا و همچنین جامعه بین الملل هستند و بازگشت آنها به این توافق می تواند اقدامی در خور توجه باشد.»
این استاد حقوق بین الملل دانشگاه با تاکید بر اینکه می توان به این تصمیم خوشبین بود و از نگاه منفی ان را بررسی نکرد، افزود: «در این بین آمریکا از ابزارهایی چون تمدید تحریم تسلیحاتی و همچنین تهدید به فعال سازی مکانیسم ماشه(ساز و کار حل اختلاف) برای کشاندن ایران به میز مذاکره بهره می برد. اکثر تسلیحات ایران نیز آمریکایی بوده و در سالهای اخیر بیشتر روسی شده است و اگر ایالات متحده واقعا اراده اش بر این باشد که به توافق هسته ای بازگردد می تواند بسیاری از مشکلات تهران و واشنگتن حل و فصل شوند و حتی شاهد فروش تسلیحات آمریکا به ایران باشیم. اما در حال حاضر آمریکا تحریم های سختی را علیه ایران اعمال کرده و کشورهای ناقض تحریم ها نیز جریمه می شوند و آمریکا در تعاملاتش با آنها تجدیدنظر می کند. در این بین حتی کشورهایی مانند روسیه و چین که به طور لفظی موضع گیری و از ایران حمایت می کنند در عمل نمی توانند کاری انجام دهند. چرا که رقم صادرات چین به آمریکا در سال رقمی حدود ۳۰۰ میلیارد دلار است و پکن هیچ گاه چنین فرصتی را برای نزدیک تر شدن به ایران از دست نخواهد داد. در خصوص روسیه نیز به همین شکل است و آنها از دادن ارز خودداری می کنند و بیشتر کالا به ایران می دهند. پس بنابراین تا زمانی که ایران مشکلش را با آمریکا حل نکند تحریم ها ادامه خواهند داشت.»
دکتر داوود هرمیداس باوند با تاکید بر اینکه با راهبرد مناسب باید با آمریکا برخورد کرد و این فرصت را به تهدید تبدیل نکرد ، به موضع اروپا پرداخت و گفت:«در مورد اروپا نیز به همین شکل است. زمانی که دونالد ترامپ به طور رسمی آمریکا را از توافق هسته ای خارج کرد، تروئیکای اروپایی یعنی سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه در بیانیه ای از ایران خواستند که از برنامه موشکی خود دست بردارد و در امور کشورهای منطقه دخالت نکند. این در حالی بود که اروپا پایبندی خود به برجام را اعلام کرده بود و مواردی را از ایران درخواست کرد که جزء همان ۱۲ شرطی بود که مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا برای ایران مطرح کرده بود. بنابراین به خوبی می توان دریافت که اروپایی ها در حالی بر حمایت و پایبندی خود از برجام تأکید دارند که خط مشی و سیاستشان در راستای مطالبات آمریکا بوده است.»
این کارشناس ارشد روابط بین الملل در نهایت گفت: «بحث دیگری که با پایان تحریم تسلیحاتی ایران در ۲۷ مهرماه مطرح می شود فروش تسلیحات روسیه به ایران است. البته باید در نظر داشت که روسیه صرفا برای تأمین منافع خود چنین پیشنهاداتی را مطرح می کند چرا که فروش تسلیحات یکی از شاخص های توسعه اقتصادی هر کشور به شمار می رود. در موضوع اوکراین و شبه جزیره کریمه نیز شاهد بودیم که روس ها برای گسترش تعاملات خود با غرب و امتیازگیری از آنان به قضیه سوریه ورود کردند چرا که دریافتند برای حل معضلات باید همکاری ها و مراودات با غرب را افزایش دهند.بی شک با افزایش تحریم ها و فشارهای آمریکا مردم ایران بیشترین ضرر را متحمل خواهند شد.آمریکا به عنوان کشوری ابرقدرت تحریم هایی علیه ایران اعمال کرده که بقیه کشورها نیز به طور مستقیم و غیر مستقیم ناچار به تبعیت از آن هستند. در این راستا ایران نمی تواند انتظاراتش را با نگاه به شرق برآورده کند. کشورهای چین و روسیه اعلام کرده بودند که به تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد پایبند هستند ولی خارج از این چارچوب پایبند نیستند. با بررسی دقیق تر در می یابیم که این دو کشور از این شرایط به نحو احسن استفاده می کنند و به جای ارز کالا به ایران می دهند و یا با پول ملی خود کار می کنند. در نتیجه باید بپذیریم که چین، هند و روسیه در جایگاهی نیستند که بتوانند تحریم های آمریکا علیه ایران را خنثی کنند.»
به گزارش خبرآنللاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، دو طرف در این مکالمه تلفنی روابط ایران و چین را راهبردی و ویژه خوانده و با امیدوار کننده خواندن مناسبات تجاری همه جانبه دو کشور، خواهان توسعه بیش از پیش روابط با عملیاتی شدن توافقات دو جانبه و اجرایی شدن پروژه های مشترک زیر ساختی شدند.
روسای جمهور ایران و چین در ادامه، همکاری بیشتر دو طرف در چارچوب طرح چند جانبه جاده ابریشم را خواستار شده و بر انجام پروژه های مشترک در قالب این طرح در غرب آسیا تاکید کردند.
حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی در این مکالمه تلفنی باتقدیر از مواضع دولت چین در برابر تحریم های ظالمانه و غیر قانونی آمریکا، گفت: امروز جهان در شرایطی قرار گرفته که همه نیازمند کمک به یکدیگر هستند نه آنکه برخی در رفتاری غیر انسانی به تحریم های غیر قانونی و ضد بشری خود ادامه دهند. امیدوارم با تلاش و مقابله کشورهایی چون چین با این تحریم ها، شاهد جهانی بدون تحریم باشیم.
روحانی در ادامه با اشاره به رفتارهای مداخله جویانه آمریکا در منطقه، این گونه اقدامات را مخل امنیت و صلح و ثبات در منطقه دانست و افزود: برای ایران امنیت منطقه و آبراهه ها حائز اهمیت است اما متاسفانه رفتارهای مخاطره آمیز آمریکا ممکن است موجب اختلال در ثبات منطقه خلیج فارس گردد.
رئیس جمهور چین نیز در این گفت و گوی تلفنی با تقبیح رفتار آمریکا در تداوم تحریم ها و پافشاری بر فشار حداکثری علیه ایران ، گفت: متاسفانه برخی کشورها به دنبال بهره برداری سیاسی از این شرایط هستند و چین آماده اجرای مقررات بین المللی است.
” شی جین پینگ” با قدردانی از کمک ها و همراهی های ایران در آغاز شیوع ویروس کرونا در چین و اعلام آمادگی برای تداوم کمک به ایران برای مهار ویروس کرونا، گفت:کاهش آمار مبتلایان و درگذشتگان و در عین حال افزایش بهبود یافتگان در ایران نشان دهنده آن است که برنامه های درمانی اتخاذ شده مثبت و اجرای آن دقیق بوده است.
رئیس جمهور چین با اشاره به طرح ابتکاری ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی به نام ” طرح صلح هرمز” این طرح را برای امنیت منطقه بسیار مثبت ارزیابی کرد و امنیت خلیج فارس را برای صلح و ثبات جهانی ضروری خواند.
گفت و گوی تلفنی روحانی و رئیس جمهور کرواسی
روسای جمهور ایران و کرواسی همچنین ضمن ابراز همدردی با مردم دو کشور در شرایط سخت درگیری با بیماری کرونا، اشتراک تجربیات و توانمندی ها در جهت مقابله با این بیماری را ضروری خواندند.
روسای جمهور دو کشور همچنین در این گفت و گوی تلفنی ضرورت همراهی و یاری همه کشورهای جهان در شرایط سخت امروز و مقابله با رفتارهای یک جانبه گرایانه برخی کشورها را مورد تاکید قرار دادند.
حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی، با اشاره به رفتار غیرقانونی، غیرمنطقی و غیر انسانی آمریکا در خروج از برجام و وضع تحریم ها و فشار حداکثری علیه ملت ایران، گفت: تداوم این رفتار اقدامی ضد بشری است و ایران انتظار دارد کشورهای اروپایی با اینگونه رفتارها مقابله کرده و مواضع جدی اتخاذ کنند.
رئیس جمهور کرواسی نیز در این گفت و گوی تلفنی با اشاره به روابط خوب دو کشور و اهمیت توسعه و تعمیق مناسبات با ایران، گفت: ایران به عنوان کشوری با تمدن دیرینه و جایگاه ممتاز در منطقه از اهمیت ویژه ای برای کرواسی برخوردار است .
“زوران میلانوویچ” اقدام آمریکا در افزایش تحریم و فشار علیه ایران در این شرایط سخت را غیر انسانی و نادرست خواند.