واکنش قاسم افشار به خداحافظی خشایار اعتمادی از دنیای موسیقی





ب، اعضای بدن غلامرضا محمودی که بر اثر سکته مغزی، دچار مرگ مغزی شده بود، به افراد نیازمند اهدا شد.
خانواده این مرد ۴۷ ساله خان ببینی با اهدای اعضای بدن او موافقت کرده و جان چند بیمار را نجات دادند.
مسئول واحد فراهم آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان در این خصوص گفت: امسال هفت نفر در استان (پنج آقا و دو خانم) مرگ مغزی شده اند که با اهدای اعضای بدن آنان، ۲۱ نفر به زندگی بازگشتند.
زهرا شرکت با بیان اینکه امسال همچنین ۳۰۰ نفر در استان، کارت اهدای عضو دریافت کرده اند، ادامه داد که تاکنون بیش از ۶۰ اهدای عضو در استان اتفاق افتاده است.




به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کنسرت اردشیر کامکار به همراه ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر به رهبری علیاکبر قربانی و شهرام توکلی، چهارشنبه ۱۱ دی ساعت ۲۱و۳۰ دقیقه در تالار وحدت برگزار میشود.
اردشیر کامکار سولیست کمانچه و نیما زاهدی کنسرت مایستر این اجرا هستند.
در این اجرا، قطعات فانتزی شرقی و ملودیهای کردی به آهنگسازی علیاکبر قربانی، ساری گلین: ملودی آذربایجانی با تنظیم علیاکبر قربانی، کجاوه و کوچ به آهنگسازی شهرام توکلی، کنسرتینو کمانچه (در ۳ موومان) به آهنگسازی ارسلان کامکار، راپسودی ایرانی به آهنگسازی خیام میرزازاده و اسمر به آهنگسازی کاظم داوودیان نواخته میشود.
۵۷۵۷


به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، یک نقاشی مهم از الاس لوری که پیش از این هرگز به صورت عمومی به نمایش گذاشته نشده و در هیچ کتابی درباره این هنرمند چاپ نشده بود حالا ۷۰ سال پس از اینکه مالک جوان بریتانیایی آن برای زندگی به ایالات متحده نقل مکان کرد، دوباره سر برآورده است.
مالک این تابلو لئونارد دی همیلتون پسری اهل منچستر بود که در کالج بالیول آکسفورد و ترینیتی کالج کمبریج تحصیل کرد و پس از آن در سال ۱۹۴۹ به آمریکا رفت. او محققی فوقالعاده بود که نقشی اساسی در کشف ساختار دیانای داشت.
او همچنین به عنوان مالک این نقاشی لوری که محصول سال ۱۹۴۳ است، گفته والدینش آن را به وی هدیه داده بودند و همیشه از دیوار اتاقش در آکسفورد آویزان بود.
همیلتون امسال در ۹۸ سالگی از دنیا رفت و این نقاشی که «آسیاب، پندلبری» نام دارد، قرار است ستاره حراجی هنر بریتانیایی مدرن کریستیز در روز بیستویکم ژانویه باشد.
نیک اورچارد رئیس این بخش از حراجی کریستیز گفت: «نکته غیرعادی این است که این نقاشی هیچ حضوری در ادبیات ندارد. یک نقاشی زیبا با ساختاری عالی است. یک نقاشی از لوری که هر چیزی بخواهید دارد… کلی آدم که دارند کارهای مختلف میکنند، خانههای تراسدار و کارخانههایی که در پسزمینه دیده میشوند».
آوازه لوری با گذر دههها به شدت تغییر کرد. او همیشه محبوب عموم مردم بود اما جامعه هنری با کمی تأخیر او را پذیرفت. یکی از نخستین افرادی که استعداد او را شناخت معلم او در مدرسه هنر سالفورد بود که در سال ۱۹۲۱ برای او نقدی کامل در منچستر گاردین نوشت.
اورچارد گفت بسیاری از منتقدان احتمالاً دقیقاً به همین دلیل که لوری تا این حد محبوب بود، وی را قبول نکردند.
او گفت: «در گذشته بعضیها پشتشان را به آثار او میکردند. او را به عنوان هنرمندی جدی نمیدیدند چون او در هیچ جنبش هنری جا نمیگرفت. او هنرمندی فوقالعاده است که توانست زندگیای را ثبت کند که دیگر نمیتوان در بریتانیا دید. احساسات فراوانی در نقاشیهای او هستند و او زندگی مردم را در نقاشیها درک میکرد».
رکورد فروش در حراجی برای نقاشیهای لوری ۵.۶ میلیون پوند است. دو نقاشی او یعنی «مسابقه فوتبال» و «سیرک پیکادیلی» به این رکورد رسیدند. تخمینزده میشود که قیمت «آسیاب» چیزی بین ۷۰۰ هزار پوند و یک میلیون پوند باشد.


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آمار مجوزهای صادر شده دفتر موسیقی در سهماهه سوم سال ۹۸ برای اجرای صحنهای، آلبوم موسیقی، تک آهنگ، نماهنگ، کتاب گویا، اجرای گروههای خارجی در ایران و تعداد شعرها و ترانههای ارسال شده به دفتر موسیقی، اعلام شد.
در توضیح این گزارش آماری آمده است:
«با توجه به اینکه مجوز اجرای صحنهای موسیقی در استانها را ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر میکنند و در تهران نیز مجوز اجرای صحنهای موسیقی در سالنهای کمتر از ۵۰۰ نفر ظرفیت را اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران صادر می کند، آمار اجراهای صحنهای در استان ها و سالن های کمتر از ۵۰۰ نفر ظرفیت تهران در این آمار لحاظ نشده و فقط مجوزهای اجراهای صحنه ای که دفتر موسیقی صادر کرده در آمار آمده است.
در سه ماهه پاییز امسال ۱۶۵عنوان اجرای صحنهای با ۳۲۸ اجرا، ۹۸آلبوم موسیقی ، یکهزار و ۴۸ تک آهنگ، ۳۷ نماهنگ، ۱۳ کتاب گویا و ۱۰ اجرای گروه های خارجی در ایران از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفتهاند.
همچنین در سهماهه پاییز امسال ۳ هزار و ۶۰۰ پرونده شعر و ترانه در دفتر موسیقی تشکیل شده است. دفتر موسیقی در سه ماهه پاییز برای ۱۵ شرکت فعال در حوزه موسیقی پروانه فعالیت صادر کرده است.»
۲۵۸۲۵۸


فرزاد شهسواری، رییس انجمن موسیقی استان کرمانشاه در مورد تازهترین فعالیت این انجمن گفت: انجمن موسیقی کرمانشاه به پیشنهاد استاد شهرام ناظری و همکاری هنرمندان فعال تنبورنواز و سرپرستان گروههای تنبورنوازی استان، اقدام به تشکیل گروهی با حدود ۶۰۰ نوازنده تنبور کرده است. قرار است با هدف ثبت و شناساندن تنبور که خاستگاه آن پهنۀ جغرافیای کرمانشاه است سه اثر فاخر مقامی را با صدای استاد شهرام ناظری در محوطۀ تاریخی و جهانی بیستون اجرا کرده و آن را در قالب ویدئو منتشر کنیم این پروژه که به دلیل فراهم نبودن مسائل مالی و زیرساختی با تأخیر اجرا میشود، اکنون در مراحل نهایی تمرین است. پیشبینی برای اجرای آن نیز در صورت مساعدبودن شرایط جوی اسفند سال جاری و در غیر اینصورت اردیبهشت سال آینده است.
شهسواری درباره حمایت مالی از این برنامه گفت: رایزنیهای انجمن موسیقی کرمانشاه برای تأمین منابع مالی در جریان است و اگر بخش دولتی از عهدۀ تأمین آن برنیاید برنامههایی برای جذب اسپانسر در بخش خصوصی در دست است. به هر حال این گروه مراحل پایانی تمرین را پشت سر میگذارند اما بحث اصلی هزینه سنگین گروه است؛ برای هر وعده یک آب معدنی و یک ناهار جزیی حداقل ۲ میلیون تومان هزینه میشود. تا الان از جایی کمکی نشده و تمام هزینهها شخصی انجام شده است.
رییس انجمن موسیقی استان کرمانشاه تصریح کرد: کشور ترکیه به دنبال ثبت جهانی ساز تنبور به نام کشورش است، به همین خاطر برنامه این گروه ۶۰۰ نفره سند خوبی برای منع کشور ترکیه برای ثبت این ساز در یونسکو خواهد بود.
وی در پایان در مورد تأسیس موزه موسیقی کرمانشاه توضیح داد: به دنبال یکی از خانههای تاریخی برای تأسیس موزۀ موسیقی در کرمانشاه هستیم. نامهنگاریها انجام شده و قرار است هفتههای آتی جلساتی با استاندار و مدیرکل میراث فرهنگی و مدیرکل اداره ارشاد در این رابطه داشته باشیم. بنیانگذار و مؤسس این پروژه انجمن موسیقی استان کرمانشاه است
۲۴۱۲۴۱


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علیرضا عصار جدیدترین کنسرت خود با عنوان «پایان دلتنگی» را در روزهای ۲۴ و ۲۵ دی ماه سال ۹۸ در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار خواهد کرد.
عصار پیش از این قرار بود، کنسرتی را در روزهای پایانی آذرماه روی صحنه ببرد که پیش از بلیت فروشی؛ به دلیل نامساعد بودن شرایط آن زمان، تصمیم به تغییر زمان برگزاری اجرا گرفت و در نهایت با انتشار ویدیویی در صفحه شخصی خود از «پایان دلتنگی» خبر داد و تاریخ جدید اجراهایش در دی ماه را به مخاطبانش اعلام کرد.
علیرضا عصار در این کنسرت با همراهی ارکستری به رهبری پویا نیک پور روی صحنه خواهد رفت و قطعات آلبوم «جزعشق نمی خواهم» و گلچینی از قطعات گذشته خود را به همراه قطعات جدید اجرا میکند.
او همچنین در جدیدترین اجرای خود قرار است، قطعهای جدید و منتشر نشده را برای نخستین بار در این کنسرت به اجرا دربیاورد.
این خواننده که پس از شش سال توقف در فعالیتهایش، آذرماه سال ۱۳۹۶ آلبومی را تحت عنوان «جز عشق نمیخواهم» منتشر کرد که با استقبال مخاطبان مواجه شد و در پنجمین جشن سالانه موسیقی ما عنوان بهترین آلبوم از نگاه کارشناسان موسیقی را از آن خود کرد و آخرین اجرایش را دی ماه همان سال روی صحنه برد؛ قرار است با برگزاری کنسرت تهران، به دوری دوساله از هوادارانش پایان دهد.
۲۴۱۲۴۱

شاید به طور صریح بتوان عنوان کرد که طی سالهای اخیر حوزه شعر و موسیقی دچار نوعی ابتذال گشته و دیگر زبان فاخر فارسی و موسیقی اصیل ایرانی جایی در بین برخی ترانه سراها و خوانندههای امروزی ندارد، اما نکتهی در خور توجه حضور این مبتذل خوان ها، در برنامههای پرمخاطب رسانه ملی است. بعنوان نمونه حضور خوانندههای نوپا نظیر «آرون افشار» و «فرزاد فرخ» در برنامه یلدایی شبکه سوم سیما، و خواندن ترانههایی هجو و بی محتوا بسیار جای تامل دارد. یلدا برای مردم ایران معنا و مفهوم خاصی دارد و این شب را پاسداشت سنتهای اصیل ایرانی و ادبیات کهن فارسی میدانند. یلدا در میان مردم با خواندن اشعار فاخر شاعران بزرگ ایران زمین مانند حافظ خوانی گره خورده است، اما گویی مدیران صداوسیما این مهم را با برنامه های سخیف شبکههای ماهوارهای اشتباه گرفتند و در شب یلدا به جای اهمیت به جایگاه زبان و ادب فارسی، اشعار پوچ و بی مغز برخی ترانه سراهای گمنام را به خورد مخاطب دادند.
«صدای خندههات هنوز توی گوشمه عطری که میزنی رو لباسیه که میپوشمه دیگه بدون من یه قدمم بر ندار یه چیزی بهت میگم این دفعه رو نه نیار هر بار این درو محکم نبند نرو این چشمای ترو نکن تو بدترو نفسم میبُره دل من دلخوره بی تو از دلهره هر دقیقش پُره بدون ِ تو بدون از این زندگی سیرم به جون هردومون نباشی از دست میرم درارو وا نکنو حرف رفتن نزن نه دیگه تا نکن به هر دلیلی بد با من»
همین چندوقت پیش بود که رهبر انقلاب در دیدار شاعران از ولنگاری زبانی و ساخت لفظی بسیار نازل برخی ترانهها و پخش آنها از صداوسیما انتقاد کردند و فرمودند: «زبان فارسی قرنهای متمادی است که عمدتاً بهوسیله شاعران بزرگ حفظ شده و اینگونه سالم و فصیح به دست ما رسیده است، بنابراین ما باید حرمت زبان را حفظ کنیم و اجازه نداریم با بیمبالاتی آن را به دست فلان ترانهسرای بیهنر بدهیم که الفاظ را خراب کند و بعد نیز با پول بیتالمال در صداوسیما و دستگاههای دولتی و غیردولتی پخش شود.»
حالا با تاکید رهبری و انتقاداتی که بسیاری از کارشناسان و منتقدان نسبت به رواج چنین ترانههایی دارند، باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا صداوسیما همچنان محفلی برای پخش این دست از ترانهها و آهنگها خواهد بود یا خیر.

نرگس کیانی: «خواننده قدیمی پاپ بازیگر تئاتر شد» تیتری بود که خبر از حضور محمدرضا عیوضی در نمایش «اتاق پرو» به کارگردانی نغمه نوذری میداد.
خواننده پاپی که شنیدن نامش، قطعاتی چون «تو سرزمین عشقی» به آهنگسازی ناصر چشمآذر، «گلواژه خلقت» به آهنگسازی فرید شبخیز، تیتراژ سریال «روزگار جوانی» و… را به یاد میآورد. آثاری که طبق آنچه خودش میگوید او و خشایار اعتمادی را در زمره نخستین خوانندگان موسیقی پاپ بعد از انقلاب قرار میدهد.
عیوضی این روزها در سالن شماره یک عمارت نوفللوشاتو، نقش کوگل ماس، پروفسور ادبیات زبان لاتین و یونانی سیتیکالج را بازی میکند. مردی که در زندگی زناشوییاش ناموفق است و برای مشورت ابتدا به مطب روانکاو و سپس به دفتر پرسکی جادوگر میرود. پرسکی و دستیارش پیشنهاد میکنند با یک کتاب وارد اتاق پرو جادویی شود و در بین شخصیتهای رمانهای مورد علاقهاش به دنبال عشق بگردد. پروفسور اثری از گوستاو فلوبر را انتخاب میکند و به دیدار اِما بووآری میرود…
آنچه در ادامه میخوانید گفتوگویی است با محمدرضا عیوضی که با صحبت در مورد نقشش در «اتاق پرو» آغاز شد، به واکنشها نسبت به آنچه «حضور خواننده قدیمی پاپ بر صحنه تئاتر» خوانده شد رسید و با تمرکز بر فعالیتهای موسیقایی او و انتقادات جدیاش از عملکرد شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی و مرکز موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما به پایان رسید.
صحبتمان را با نقشی که این روزها در نمایش کمدی «اتاق پرو» بازی میکنید، شروع کنیم.
همانطور که میدانید نویسنده و کارگردان این اثر نغمه نوذری است و متن را براساس نمایشنامهای از وودی آلن نوشته. «اتاق پرو» که اکنون روی صحنه میبینید دقیقا مانند نمایشنامه وودی آلن نیست و با توجه به شرایط اجتماعیمان تغییراتی در آن ایجاد شده است. این نمایش، یک کمدی کلاسیک سورئال است و با بهرهگیری از قوه تخیل، تماشاگران را از عالمی به عالمی دیگر میبرد و برمیگرداند.
بازیگران دیگر این اثر، ایمان اصفهانی، نسترن ابراهیمزاده و نگین سرتیپی در تئاتر شناخته شدهاند و کارشان را به درستی انجام میدهند و من به شخصه بسیار خوشحال میشوم اگر نقدی نسبت به حضورم در این اثر بشنوم و بخوانم. حضور من در این نمایش ممکن است به واسطه سابقهام در دنیای موسیقی باعث تعجب دوستان شده باشد هر چند پیشتر نیز تجربههایی در سریال «کژدم ۳۳» و چند تلهفیلم داشتهام. اولین تجربهام در تئاتر نیز به حضوری پنج دقیقهای در نمایش «به وقت پازولینی» برمیگردد تا «اتاق پرو» که در طول یک ساعتی که نمایش اجرا میشود، روی صحنهام و طبیعتا دشواریهای خود را دارد.

شما نیز میدانید که لبخند روی لب مردم آوردن کار سختی است. آن هم در اثری کمدی کلاسیک که نمیتوانید در آن برای برقراری ارتباط با مخاطب به سمت روزمرگیها بروید و باید ضمن حفظ وجه و جایگاه کلاسیک کار و حرکت در چهارچوبی مشخص با تماشاگر ارتباط برقرار کنید.
خبر حضور شما در نمایش «اتاق پرو» با تیترهایی چون «خواننده قدیمی پاپ بازیگر تئاتر شد» منتشر شد. عنوان «خواننده قدیمی پاپ» برایتان خوشایند است؟
وقتی میگویند خواننده قدیمی پاپ به این معناست که من در قدیم کار میکردهام و الان دیگر کار نمیکنم در صورتی که چنین نیست. البته نسبت به خیلی از خوانندگان که چهار دهه است مشغول فعالیتند، من چندان قدیمی نیستم اما بعد از انقلاب، من و خشایار اعتمادی، نفرات اول موسیقی پاپ ایران بودیم. من همچنان در حوزه موسیقی و مخصوصا در زمینه کارهای اجتماعی مشغول کار هستم و در کنارش کارهای عاشقانه نیز میخوانم.
وضعیت حال حاضر موسیقی پاپ را چگونه میبینید؟
موسیقی پاپ در حال حاضر در وضعیت خوبی به سر نمیبرد و متاسفانه به نظرم مبتلا به ویروسی شده است که خروجیاش منجر به بیماری گوش شنوندگان میشود. من این صحبت را در برنامهای تلویزیونی هم مطرح کردم، نمیخواهم بگویم که همه خوانندگان امروز و حال حاضر موسیقی پاپ آثاری بیمحتوا تولید میکنند، نه! در بینشان خوانندگان بسیار خوبی هست که هم صدای خوبی دارند و هم از اشعار خوبی استفاده میکنند اما این شامل ۵ تا ۱۰ درصد هنرمندان این حوزه از موسیقی میشود و به نظرم ۹۵ یا ۹۰ درصد باقی به اجرای هجویات میپردازند. متاسفم که وزارت ارشاد و صداوسیما با دادن مجوز به این آثار راه ورود آنها را به جامعه هموار میکنند.
۹۰ درصد خوانندگان موسیقی پاپ فعلی به اجرای هجویات میپردازند و متاسفام که وزارت ارشاد و سازمان صداوسیما با دادن مجوز به این آثار، راه ورود آنها را به جامعه هموار میکنند
به گمان من روابطی که این روزها در صداوسیما وجود دارد، روابطی کاسبکارانه است و این قبیل پیشنهادات حتی به خود من نیز شده است! به من نیز گفتهاند اگر میخواهی فلان کارت از صداوسیما پخش شود، این مبلغ پول بده و تعجب کردهام که واقعا این پیشنهاد به من میشود؟! و پاسخم این بوده است که اشتباه گرفتهاید!
پول میدهید و آنها [واسطهها و دلالها] برای کارتان، هر چه که باشد، مجوز میگیرند و به عنوان تیتراژ سریال پخش میکنند و در روشی دیگر، اگر کنسرتهایتان سولداوت شود، بدون اینکه تفاوتی کند که محتوای اثرتان چیست، به عنوان مهمان دعوت میشوید تا آن برنامه پربیننده شود. به نظر من دعوت این افراد به رسانه ملی که متعلق به مردم است، اشتباه محض است و به سومدیریت و عدم مدیریت درست و سالم برمیگردد و موجب دامن زدن به رونق بیشتر این قبیل ترانهها و موسیقیها میشود.

اشارهتان به «هجویات» بیش از هر چیز به حوزه شعر و ترانه مربوط است؟
دقیقا همین طور است.
یعنی پیش از وارد شدن به بحث آهنگسازی و غیره، به مشکلاتی که در زمینه ترانه وجود دارد اشاره میکنید؟
بحث ملودی، تنظیم و غیره بحثی سلیقهای است، ممکن است کسی از یک خط ملودی خوشش بیاید و دیگری نه یا یک نفر تنظیمی را دوست داشته باشد و نفر بعدی نه که به تجربه هنرمند و شناخت آگاهانهاش از جامعه برمیگردد که تنظیم و خط ملودیای را انتخاب کند و انجام دهد که مورد توجه قرار بگیرد. منتقدانی هم هستند که در این حوزه صاحبنظرند و در مورد این صحبت میکنند که به عنوان مثال خط ملودی ایراد دارد یا خیر و ترانه به اجبار در خط ملودی جا شده یا واقعا جایش آن جا بوده است اما مشکل اصلی ترانه است و در واقع هجویاتی که به اسم ترانه در جامعه ما رواج پیدا کرده است.
و عملکرد شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی و مرکز موسیقی و سرود سازمان صداوسیما را در این زمینه چگونه میبینید؟
هر دو مقصرند و گمان میکنم عواملی نفوذی در این شورا و مراکز وجود دارند که ماموریتشان این است که فرهنگ جامعه را خراب کنند و از نظر خودشان خوشبختانه و از نظر ما بدبختانه، موفق هم شدهاند. مدیران ما به خاطر عدم شناخت و فقدان صلاحیت به این وضعیت تن دادهاند. اگر مدیر، مدیر خوبی باشد میتواند حتی اگر خودش کارشناس شعر، ترانه، ادبیات و موسیقی نیست، در کنار دستش از کسانی که در حوزه ادبیات فعالند و استخوان خُرد کرده این کارند به عنوان مشاور استفاده کند و جلوی ورود کسانی را که با پارتیبازی، رابطه، بهرهمندی از رانت و پرداخت پول و رشوه وارد این حوزه میشوند بگیرد.
روابطی که در صداوسیما وجود دارد، روابطی کاسبکارانه است و این قبیل پیشنهادات به خود من نیز شده است. صریح گفتهاند اگر میخواهم فلان کارم از تلویزیون پخش شود، باید پول بدهم
اما متاسفانه مدیرانمان هم براساس روابط فامیلی و غیره وارد میشوند و به وضعیت ملوکالطوایفی دچار شدهایم. هر کسی به مدیریت جایی میرسد به سراغ آشنایان و دوستان خود میرود، فارغ از این که این افراد تخصص دارند یا خیر؟ خدا آقای چمران را رحمت کند که در جواب تخصص بهتر است یا مومن بودن گفت: «مومنی که انجام کاری را که در آن تخصص ندارد بپذیرد دیگر مومن نیست. انسانی که مومن، متعهد و باوجدان باشد انجام کاری را که در آن تخصص ندارد نمیپذیرد.»
پس اگر بخواهید به راهکاری عملی برای بهبود وضعیت موسیقی پاپ فکر کنید، گمان میکنید شیوه نظارت بر ترانه است که باید تغییر کند؟
باید شیوه نظارت بر مدیرانی را که مسئول این ماجرا هستند تغییر داد. چون مدیران نالایقی در سراسر کشور ما وجود دارند که نه تنها در حال نابودی حوزه ترانه، شعر، موسیقی و فرهنگ، بلکه در حال نابودی حوزه اقتصاد، سیاست و… هستند. باید غربالگری درستی انجام داد و از هر کسی که در حوزه کاریاش تخصص ندارد، درخواست کرد به سراغ کار دیگری برود. تخصص نداشتن در یک حوزه به معنای تخصص نداشتن در هیچ حوزهای نیست و این افراد نیز قطعا میتوانند در جای دیگری مورد استفاده قرار بگیرند.
متاسفانه در حال حاضر بسیاری از مدیران، وکیلان و وزیران ما محکم به صندلیهایشان چسبیدهاند و نگرانند که مبادا با استفاده نکردن از فلان شخص که دیگری سفارشش را کرده است، میزشان را از دست بدهند.
۵۷۵۷