برچسب: امام سجاد ع

  • روشنگری‌های امام سجاد؛ عامل بقای اسلام/ جمله طنطاوی درباره صحیفه

    روشنگری‌های امام سجاد؛ عامل بقای اسلام/ جمله طنطاوی درباره صحیفه

    روشنگری‌های امام سجاد؛ عامل بقای اسلام/ جمله طنطاوی درباره صحیفه
    روشنگری‌های امام سجاد؛ عامل بقای اسلام/ جمله طنطاوی درباره صحیفه

    حجت الاسلام محمد نقدی، مدیر مؤسسه ترجمان وحی به مناسبت پنجم شعبان، سالروز ولادت امام سجاد (ع) در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: وجود نازنین امام سجاد (ع) که نام او علی بن حسین و ملقب به سجاد و زین العابدین است در ۵ شعبان سال ۳۸ هجری در مدینه متولد شد و در ۱۲ محرم سال ۹۵ هجری هم با زهر به شهادت رسید. این امام همام ۵۶ سال عمر کرد. تولد او همزمان با جنگ جمل بود که در زمان حضرت علی پیش آمد. در سال ۶۱ هجری در واقعه کربلا حضور داشت که در آن زمان قریب ۲۴ سال سن داشت و به خاطر ابتلای به بیماری که از الطاف خداوند متعال بود از جهاد معاف بود و همین امر باعث شد که وجود نازنین امام زنده بماند و پس از شهادت پدر در سال ۶۱ هجری به مدت ۳۴ سال امامت جامعه اسلامی و شیعیان را بر عهده بگیرد.

    مدیر مؤسسه ترجمان وحی افزود: مهمترین نکته بارز در مورد امام سجاد (ع) این است که ایشان در بدترین زمانی که بر اهل بیت می گذشته زندگی می کرده‌اند و مصیبت‌های زیادی را متحمل شدند. همچنین ایشان با خلفایی مثل یزید بن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حکم و عبدالملک بن مروان معاصر بوده‌اند. بدترین دوران زندگی امام قریب ۲۱ سال همزمانی با حکومت عبدالملک بن مروان بوده. عبدالملک بن مروان در مدینه زندگی می‌کرد. معروف است که همیشه در مسجد زندگی می‌کرد و قرآن می‌خواند و آن قدر علاقه به مسجد و قرآن داشت تا جایی که به حمامه المسجد یعنی کبوتر مسجد معروف شده بود.

    نکته بارز در مورد امام سجاد (ع) این است که ایشان در بدترین زمانی که بر اهل بیت می گذشته زندگی می کرده‌اند و مصیبت‌های زیادی را متحمل شدند

    وی ادامه داد: در منابع تاریخی ذکر شده که وقتی عبدالملک پدرش مروان از دنیا رفت و خبر فوت پدر را به او دادند قرآن را بست و با آن خداحافظی کرد و عملاً حکومت را به دست گرفت. همان طور که قرآن می‌گوید «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» مهم عمل کردن به قرآن است و نه تنها خواندن آن. به اعتبار اینکه این شخص قرآن می خوانده ما نمی‌توانیم بگوییم او آدم خوبی بوده است، چون عبدالملک متأسفانه بزرگ‌ترین جنایات را در زمان حکومت خود مرتکب شد. در زمان او کارهای پلید و بدی انجام شد. یکی از حکمرانان او حجاج بن یوسف بود که به مکه و مدینه رفت و در آنجا ظلم‌های بزرگی مرتکب شد و همچنین در عراق نیز به همین صورت. در زمان حجاج ۱۲۰ هزار نفر به وسیله او کشته شدند به غیر از کسانی که در جنگ‌ها از بین رفتند.

    محمد نقدی اضافه کرد: شما حساب کنید امام سجاد در چنین وضعی چه کار می‌توانست انجام دهد. در اسناد تاریخی آمده است که بعد از امام حسین شاید ۳ تا ۵ نفر بوده‌اند که طرفدار امام سجاد بودند. از عاشورا به بعد زندگی امام سجاد ۲ بخش دارد. یکی قبل از اسارت و دیگری بعد از اسارت. در دوره اسارت نقش امام سجاد که حضرت حق او را به خاطر بیماری حفظ کرد مهم‌ترین نقش بود که توانست تمام نقشه‌های یزید را برملا کند. وقتی ایشان به همراه اسرا از کربلا به طرف کوفه و شام رفتند هم در مجلس یزید و هم در مسیر و هم در کوفه و شام چقدر روشنگری کرد و اگر روشنگری‌های او و حضرت زینب نبود، اصلاً همه چیز از بین می‌رفت و اسمی از اسلام باقی نمی‌ماند.

    وی سپس گفت: روشنگری‌های امام سجاد در مجلس یزید و در مسجد اموی در شام باعث شد پرده‌ها کنار رود و حقایق روشن شود و مردم آگاه شوند. یزید اول بنا داشت امام سجاد را بکشد ولی با روشنگری‌های امام سجاد و حضرت زینب کار به جایی رسید که مجبور شد خودش امام را با احترام دعوت کند و به خاطر وقایع عاشورا عزاداری به پا کند و متأثر شود و بگوید این کار عبیدالله بن زیاد بوده و من اصلاً راضی به این کار نبودم و ورق برگردد و سپس امام سجاد (ع) و اهل بیت را با احترام به مدینه فرستادند و همین باعث شد دین باقی بماند.

    روشنگری‌های امام سجاد در مجلس یزید و در مسجد اموی در شام باعث شد پرده‌ها کنار رود و حقایق روشن شود و مردم آگاه شوند

    محمد نقدی همچنین عنوان کرد: در زمان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام تقیه بسیار شدید بود به همین خاطر روایات از آن امامان معصوم بسیار نادر است، اما امام سجاد چون دید نمی‌تواند از آن راه وارد شود از راه دعا و ارشادات شخصی عمل کرد. چون مهم‌ترین نقشی که ائمه داشتند در تبلیغ‌های انفرادی و چهره به چهره و راهبردهای انفرادی بوده است. ایشان این کار را ادامه دادند و همین صحیفه سجادیه که امروز در دست ماست بزرگ‌ترین میراثی است که از ایشان برای ما به جای مانده است و مطالب ارزشمندی از نظر معارف در آن وجود دارد.

    وی یادآور شد: در سال ۱۳۵۳ شمسی یعنی ۴ سال قبل از انقلاب اسلامی ایران مرحوم آیت الله مرعشی نجفی نسخه‌ای از صحیفه سجادیه را برای طنطاوی که یکی از علمای بزرگ و تأثیرگذار کشور مصر بود فرستاد و پس از مدتی او در یادداشتی به مرحوم آیت الله نجفی می‌نویسد که این از بدبختی ماست که تاکنون از این اثر گران بها اطلاع نداشتیم و به آن دسترسی پیدا نکردیم، من هر چه در آن تأمل می‌کنم مشاهده می‌کنم از گفتار مخلوق برتر و از گفتار خالق پایین‌تر است. این اثر شامل ۵۴ دعا است که امام سجاد (ع) مطالب بسیار مهم و ارزشمندی را در قالب آن دعاها بیان کرده است.

    محمد نقدی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم درباره شخصیت اجتماعی امام سخن بگوییم مهم‌ترین ویژگی‌هایی که امام سجاد داشتند را می‌توان در گذشت از خطاکاران، همچنین رسیدگی به مستمندان و ضعفا، دادن صدقات پنهانی، پرداخت دیون بدهکاران و عبادت‌های بسیار ممتازی دانست که ایشان را به عنوان زین العابدین معروف کرده است. این خصوصیات در اسناد و مدارک تاریخی ما وجود دارد که امام در این عرصه‌ها چه کارهای برجسته ای را از خود به یادگار گذاشته است. شایسته است که ما نیز به آنها توجه کنیم. شرایط زمان امام سجاد با ائمه دیگر بسیار متفاوت است.

    آیت الله مرعشی نجفی نسخه‌ای از صحیفه سجادیه را برای طنطاوی که یکی از علمای بزرگ و تأثیرگذار کشور مصر بود فرستاد و پس از مدتی او در یادداشتی به مرحوم آیت الله نجفی می‌نویسد که این از بدبختی ماست که تاکنون از این اثر گران بها اطلاع نداشتیم و به آن دسترسی پیدا نکردیم، من هر چه در آن تأمل می‌کنم مشاهده می‌کنم از گفتار مخلوق برتر و از گفتار خالق پایین‌تر است

    وی اظهار داشت: در زمان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) گشایش ایجاد شد، آنها شاگردان زیادی داشتند، تبلیغات دینی قوی شد و آنها توانستند مکتب تشیع را به خوبی معرفی کنند اما در زمان امام حسن مجتبی و امام حسین و امام سجاد با شدت ظلم حکام جائر، عملاً امکان تبلیغ به این صورت وجود نداشت. امام علیه السلام هم در محافل فردی و هم در محافل اجتماعی سعی می‌کرد با دعا و تبلیغ و با تحولی که در افراد به وجود می‌آورد بتواند اثراتی را بگذارد تا دین باقی بماند. کتاب‌های زیادی درباره روایاتی که از امام سجاد باقی مانده نوشته شده که اغلب در قالب ۴۰ حدیث است. به یکی از روایات آنها اشاره می‌کنم که چگونگی اثرگذاری امام در جامعه را نشان می‌دهد.

    حجت الاسلام نقدی افزود: امام سجاد (ع) در روایتی می‌فرمایند: «ثَلاَثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ کَانَ فِی کَنَفِ اَللَّهِ وَ أَظَلَّهُ اَللَّهُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ». ۳ چیز است که اگر در هر یک از مؤمنین باشد او در حمایت حضرت حق است و خداوند در روز قیامت او را در سایه عرش خود محفوظ می‌کند. اولین چیز این است: «مَنْ أَعْطَی مِنْ نَفْسِهِ مَا هُوَ سَائِلُهُمْ لِنَفْسِهِ». یعنی هر مؤمنی آنچه را خودش دوست دارد و می‌خواهد به دیگران عطا کند، یعنی چیزی را هدیه کند که خودش انتظار دارد دیگران به او بدهند.

    وی در ادامه گفت: برتراند راسل یکی از فلاسفه غرب است که از دنیا رفته و مرحوم علامه محمد تقی جعفری با او مکاتبه داشته است، این فیلسوف، بزرگ‌ترین افتخارش این بود که می‌گفت من قاعده‌ای را کشف کرده‌ام که اگر مردم آن را رعایت کنند اصلاً احتیاجی به دادگاه و کلانتری نداریم و آن قاعده انصاف است. به این معنا که هر چه برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه. یعنی همان چیزی که پیامبر ما، حضرت علی، امام حسن، امام سجاد و همه پیشوایان ما گفته‌اند. امام سجاد می‌فرماید اولین ویژگی از آن ۳ ویژگی که باعث می‌شود مؤمن از همه عذاب‌ها در امان باشد این است که به مردم همان چیزی را بدهد که انتظار دارد به او بدهند. یعنی آنچه برای خودت می‌پسندی برای دیگران هم بپسند.

    محمد نقدی اضافه کرد: دوم ویژگی اینکه: «وَ رَجُلٌ لَمْ یُقَدِّمْ یَداً وَ لاَ رِجْلاً حَتَّی یَعْلَمَ أَنَّهُ فِی طَاعَهِ اَللَّهِ قَدَّمَهَا أَوْ فِی مَعْصِیَتِهِ». یعنی هر مؤمنی قدم از قدم بر ندارد مگر اینکه بداند این قدمی که بر می‌دارد در طاعت خداست یا در معصیت او. اگر در شرایط کنونی به این دستور عمل کنیم چه اتفاق می‌افتد؟ الان مشکل ما در کشور بیماری کرونا است. ببینید اگر هر کدام از ما به این نکته توجه کنیم که هر قدمی که بر می‌داریم ممکن است به ضرر خودمان و یا ضرر یگران باشد بدون شک باید آن کار را انجام ندهیم. اگر قرار است از دستکش و ماسک استفاده کنیم حتماً انجام دهیم. اگر نباید در مجامع عمومی برویم نرویم. اگر قبول کنیم که با حضور ما ممکن است دیگران آسیب ببیند و یا خود ما آسیب ببینیم این کار معصیت خداست و اگر در حضور در مجامع به خاطر سلامت خود و دیگران خودداری کنیم این طاعت خداست.

    وی سپس اظهار داشت: امام (ع) چقدر زیبا، عمیق و سنجیده رهنمود می‌دهد. این سخن او به درد امروز ما می‌خورد. او می‌فرماید: قدمی بر ندار مگر آنکه بدانی در طاعت خداست یا در معصیت او. سومین ویژگی نیز این است که: «وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أَخَاهُ بِعَیْبٍ حَتَّی یَتْرُکَ ذَلِکَ اَلْعَیْبَ مِنْ نَفْسِهِ وَ کَفَی بِالْمَرْءِ شُغُلاً بِعَیْبِهِ لِنَفْسِهِ عَنْ عُیُوبِ اَلنَّاسِ». یعنی مؤمن کسی است که برادر خودش را به عیبی سرزنش نکند مگر اینکه همان عیب را در وجود خودش از بین ببرد. و خوشا به حال مؤمنی که به جای عیب جویی و عیب گویی از دیگران به اصلاح نفس خود مشغول باشد.

    محمد نقدی در پایان گفت: ما امروز در مقام امر به معروف و نهی از منکر آیا به این نکات توجه می‌کنیم؟ وقتی در فضای مجازی بی محابا به دیگران نسبت‌های ناروا می‌دهیم آیا خودمان عاری از آن عیب‌ها هستیم؟ معصوم نکات مهمی را دارد به ما آموزش می‌دهد. ۳ ویژگی را بیان می‌دارد که اگر هر کدام از ما رعایت کنیم در جامعه ما چنین مشکلاتی به وجود نمی‌آید. اولاً برای دیگران همان را بخواهیم که برای خودمان می‌خواهیم. دوم اینکه هیچ گامی بر نداریم مگر اینکه یقین کنیم در طاعت خداست و نه در معصیت او. و در نهایت اینکه هیچ کسی را سرزنش به عیبی نکنیم مگر آنکه آن عیب در خود ما نباشد. اگر بخواهیم تنها به این روایت از تمام روایات امام سجاد عمل کنیم اتفاقات بزرگی در جامعه ما رخ می‌دهد. امیدوارم خدای متعال به همه ما توفیق دهد تا بتوانیم به این دستورات عمل کنیم.

  • برخوردهای امام سجاد(ع) با مردی که فحش داد و زنی که سرش را شکست

    برخوردهای امام سجاد(ع) با مردی که فحش داد و زنی که سرش را شکست

    برخوردهای امام سجاد(ع) با مردی که فحش داد و زنی که سرش را شکست
    برخوردهای امام سجاد(ع) با مردی که فحش داد و زنی که سرش را شکست

    خبرآنلاین در گزارش زیر نمونه هایی از الگوی مدارا را بر اساس منابع روایی و تاریخی برگزیده است که می خوانید. الگوهای رفتاری و اخلاقی امام چهارم شیعیان نمونه های گویایی هستند که هزاران درجه با طرح های امنیت اخلاقی به نام «گشت ارشاد» و انواع برخوردهای تند و خشن در جامعه ایران مخالفت دارند.
    پیش از این در سال های گذشته به نمونه هایی از گفتمان رحمانی و گذشت و مدارا در سبک زندگی امام سجاد اشاره کرده ایم که در برخی لینک های زیر ملاحظه می کنید:
    امام سجاد (ع) نماینده وجه معنوی، زهد و مدارا و رأفت اسلام/ یادداشت دکتر رسول جعفریان

    رفتارهای امام‌ سجاد(ع) در جامعه؛ روشی فعال یا منفعل؟ / گفت وگو با آیت الله سید رضی شیرازی

    برخوردهای امام سجاد(ع) در نوشتار شهید آیت الله سید محمدباقر صدر

    امامی که با بخشش و رافت در شرایط خفقان دین را زنده نگه داشت

    کلمه‌ای که ۱۵ بار در قرآن تاکید شده است
    آنچه در مورد واژه صبر در اندیشه امام سجاد علیه السلام تعبیر می شود، منظور همان واژه قرآنی (حِلم) است. حلم در لغت به معنای تسلط براعصاب و کنترل احساسات و خویشتن داری است و مراد از این نوشتار،پرداختن به جنبه خویشتن داری در سیره امام سجاد علیه السلام به عنوان نمونه است.

    از امیرمومنان علی (علیه السلام)روایت شده که فرمود: «خیر الحلم التحلم; بهترین حلم، فرونشاندن خشم است.» در قرآن واژه حلم با تعبیر «حلیم » پانزده بار آمده که یازده بار آن، به عنوان یکی از صفات خداوند ذکر شده است و چهاربار آن به عنوان یکی از خصال پیامبرانی همچون ابراهیم خلیل(علیه السلام) و اسماعیل(علیه السلام) و شعیب (علیه السلام) یاد شده است.

    دوست دارم به ملاقات جوان برویم و پاسخ مرا ببینید
    امام سجاد (علیه السلام) در حلم و بردباری و عفو و گذشت چنان بود که در برابر هر خطا و اشتباهی به عفو و اغماض می پرداخت و در برابر هر بدی و رفتار سوئی به احسان و نیکی رفتار می کرد.
    شیخ مفید در ارشاد می نویسد: جوانی از خاندان هاشم نسبت به امام سجاد جسارت کرده و ناسزا می گفت و در پیش روی آن حضرت به ناشایست ترین حرف ها را به امام زد. اما امام سجاد (علیه السلام) هرگز لب به سخن باز نکرد و وی را به حال خود گذاشت.
    روز بعد امام سجاد به آنها که در حضورش بودند گفت: کلمات آن جوان را شنیدید . دوست دارم همراه من به ملاقاتش برویم و پاسخ مرا ببینید. آنها که مایل بودند آن جوان بد گو را به سزایش برسانند، همراه امام به راه افتادند. امام نیز در حالی که می گفت: و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین. به راه افتاد.
    همراهان آن حضرت با شنیدن این کلمات پیش خود احساس کردند که امام هرگز به تلافی و جبران نخواهد پرداخت. آن جوان نیز به محض مشاهده ی امام، جای تردید برایش باقی نماند که وی برای تنبیه و جبران دشنام وی به ملاقاتش آمده است؛ علی بن الحسین، پیش آن جوان آمد و رو کرد و گفت: عزیز من! تو با من خیلی حرف زدی. من نمی دانم چه می گفتی. اگر این نسبت‌ها که به من داده ای در من وجود دارد از درگاه خدا پوزش می خواهم و استغفار می کنم. اما اگر نسبت های تو دروغ بوده باز هم از درگاه خداوند می خواهم گناه تو را ببخشد. آن جوان که یک چنین عفو و گذشت و بزرگواری از امام سجاد مشاهده کرد جلو آمد و پیشانی آن حضرت را بوسید و با چشمانی لبریز از اشک گفت: یابن رسول الله! آنچه به تو گفته ام صحیح نبوده است. خود من به این دشنام ها و تهمت ها از تو هزاران بار سزاوارترم.

    گذشت امام سجاد از خطاهای اطرافیان
    و مورد دیگر روایتی است که بنا بر نقل زهری در شب سرد و زمستانی امام سجاد علیه السلام را دیدم که کیسه ای از آرد و دسته ای هیزم بر دوش گرفته بود …

    احتمال خطا و لغزش انسان در زندگی بسیار است و ممکن است هر آن دچار لغزش و اشتباه شود . برخی از دوستان امام سجاد علیه السلام نیز در محضر آن حضرت دچار خطاهایی می شدند که آن حضرت آنان را عفو می کرد و خیلی زود از گناهان آنان چشم پوشی می کرد و این، در «زندگی اجتماعی » ما، درس بزرگی است و روش عفو و مهربانی را به ما می آموزد و ما را از انتقام و جنجال آفرینی باز می دارد .

    برخورد امام سجاد با زنی که سر امام را شکست
    روزی در خانه ای ظرف آبی افتاد و به سر مبارک امام سجاد اصابت کرد . به گونه ای که سر آن حضرت شکست . حضرت سرش را به طرف آن فرد برگرداند . کنیزی را دید که ظرف آب از دستش افتاده. زن که نگران و هراسان شده بود این آیه را خواند: «والکاظمین الغیظ»؛ «پرهیزکاران خشم خود را فرو می خورند.»
    امام فرمود: خشم خود را فرو بردم .
    آن زن ادامه آیه را تلاوت کرد: «والعافین عن الناس »؛ «پرهیزکاران، خطا کاران را می بخشد .
    امام علیه السلام فرمود: تو را بخشیدم.
    زن پایان آیه را خواند: «والله یحب المحسنین»
    امام سجاد علیه السلام به آن کنیز احسان و نیکی کرد و او را در راه خدا آزاد کرد.

    برخورد امام سجاد با جوانی در سرزمین «صفا»
    طاووس یمانی می گوید: در سفری که به حج رفته بودیم، در سرزمین «صفا» جوانی را دیدم بسیار با هیبت و شکوه، اما لاغر اندام و ضعیف که جامه مناسبی بر تن نداشت، او سر به آسمان بلند کرده بود و می گفت: عریان کما تری، جائع کما تری، فما تری فیما تری، یا من یری و لا یری؛ برهنه ام چنان که می بینی، گرسنه ام چنان که می نگری، پس چه می بینی در آنچه می نگری؟ ای کسی که می بینی و دیده نمی شوی.
    از گفت‌وگوی آن مرد ناشناس با خداوند لرزیدم . ناگهان دیدم که از آسمان طبقی فرود آمد و دو برد یمانی در آن بود . در این هنگام، حضرت نگاه محبت آمیزی به من نمود و فرمود: ای طاووس!
    گفتم: لبیک یا سیدی!
    از اینکه مرا ندیده شناخته بود، تعجبم بیشتر شد . سپس فرمود: آیا تو نیز حاجتی به این طبق داری؟!
    و پرده را از روی آن کنار زد . در طبق علاوه بر لباس، چیزی شبیه به نقل‌های خراسان بود. عرض کردم: ای آقای من! مرا به برد و لباس احتیاجی نیست، لیکن قدری از آنچه در میان طبق است، به من عطا فرما .
    مشتی از آن ها را به من داد. دستش را بوسیدم و نقل ها را بر گوشه ردای احرامم بستم و قدری از آن را خوردم که خوراکی به آن مزه و لذت هرگز ندیده و نخورده بودم .
    سپس مرد ناشناس دو برد را از طبق برداشت و یکی را به عنوان لنگ و دیگری را به عنوان عبای احرام به تن کرد و لباس هایی را که بر تن داشت، به مستحق رساند.
    از آنجا گذشتیم تا به «مروه » رسیدیم. در آنجا اجتماع مردم او را از نظرم غائب کرد و من در تفکری عمیق غرق بودم که آیا او فرشته بود یا یکی از اولیای خداوند؟! ناگهان صدایی بر آمد و گفت: ای طاووس! وای بر تو! امام زمانت را نشناختی؟ اوست امام جن و انس . اوست امام الساجدین و زین العابدین.
    آنگاه شتابان در پی آن حضرت دویدم تا اینکه به حضورش رسیدم . دیگر از او جدا نشدم تا اینکه نفع دنیوی و اخروی بسیار، از آن حضرت به من رسید.»

    گفت‌وگوی امام سجاد با مرد شامی که به او فحش می‌داد
    گاهی به علت تبلیغات مسموم دشمنان و نرسیدن سخن حق به گوش برخی از دوستان، آنان تحت تاثیر جو حاکم قرار می گیرند و علی رغم میل باطنی، فریفته تبلیغات سوء دشمن می شوند; اما از آن لحظه ای که گوش دلشان به نوای سخن حق آشنا شد، از گذشته خویش ندامت می جویند و دل و جان در گرو حقیقت می دهند .
    این گونه افراد در زمان امام سجاد علیه السلام کم نبودند . عده ای از حقیقت جویان، فریفته جو ناسالم امویان شده بودند . امام زین العابدین علیه السلام که می دانست آنها فریب دشمن را خورده اند، با لحن آرام و دلسوزانه با آنها سخن می گفت و سعی می کرد آنها را به راه راست هدایت نماید .
    نمونه روشن در این بخش، رفتار مهربانانه امام سجاد علیه السلام با آن پیرمرد شامی است که در هنگام ورود اسیران به شهر شام، خودش را به امام رساند و گفت:خدای را شکر که شما را نابود کرد و مردمان را از شر شما آسوده خاطر کرد و امیرالمؤمنین یزید را بر شما پیروز گرداند.
    امام که با یک نگاه فهمیده بود، وی فریب دشمن را خورده است با کمال ادب و احترام با او گفت و گو نمود . در پایان پیرمرد شامی از سخنان خود اظهار ندامت نمود . سرانجام یزید دستور قتلش را صادر کرد .

    /۶۲۶۲