ادعای جنجال برانگیز ابطحی درباره رئیس دولت اصلاحات/ چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را نوشت؟
به گزارش خبرآنلاین، سید محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر رئیس دولت اصلاحات، در خاطرات روزانه خود در کانال تلگرامی نوشت: در هشتادمین سالگرد تاسیس رادیو یک مصاحبه زنده و طولانی با رادیو تهران کردم. من از ۱۵ مرداد ۶۲ تا ۱۲ شهریور ۱۳۶۷ در ایام جنگ مدیر رادیو ایران بودم. کلی خاطره تعریف کردیم. از روزی که آقای خاتمی متن پذیرش قطعنامه را نوشت تا راه اندازی سه رادیوی قرآن و جبهه و دریا توسط من و فراگیر بودن آن زمان رادیو. دورانی که ماهواره و اینترنت نبود. دوتا شبکه تلویزیون داشتیم هر کدام چهار پنج ساعت. همه به خاطر اعلام وضعیت قرمز رادیوهاشان روشن بود. و البته تلاشهایی که برای حفظ موسیقی انجام دادم. گفتگوی خوبی بود. آخرش پرسید اگر بخواهند فیلم پرماجرای زندگی ات را بسازند چه کسی نقش شما را بازی کند؟ گفتم سازندهاش را پیدا کن، خودم نقش خودم را بازی میکنم. تا جایی که میشد خودم بیبهاش را نگفتم.
رئیس دفتررئیس جمهور سپس در توئیتی نوشت: من دیشب در خاطرات روزمره کرونایی نوشته بودم آقای خاتمی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را نوشته بود. معاون تبلیغاتی شورای دفاع بود. این ربطی به نوشته امام و جام زهر ندارد. برداشت اشتباه نشود.
این نامه عمق اعتماد امام (ره) به آیتالله امینی را نشان میدهد
به گزارش خبرآنلاین، متن کامل اجازه نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للَّه رب العالمین، و الصلاه و السلام علی محمد و آله الطاهرین، و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
و بعد، جناب مستطاب عماد الاعلام و ثقه الاسلام و المسلمین، آقای آقا میرزا ابراهیم امینی نجفآبادی- دامت افاضاته- که مدتها عمر شریف را در علوم دینیه صرف نمودهاند و بحمد الله تعالی به مراتب فضایل و فواضل نایل و به وثاقت و صلاح و سداد موصوف میباشند، از قِبَل حقیر مجازند در تصدی امور شرعیه و حسبیه که تصدی آن در عصر غیبت ولی امر- عجل الله تعالی فرجه الشریف- از مختصات فقیه جامع الشرایط است «فله التصدی لما ذکر مع مراعاه الاحتیاط»؛ و نیز مجازند در اخذ سهم مبارک امام- علیه السلام- و صرف آن در اعاشه خودشان به نحو اقتصاد، و صرف ثلث ما بقی را در اعلای کلمه حق و ایصال به محالّ مقرره شرعیه و ایصال بقیه را نزد حقیر برای صرف در حوزه علمیه.
«و اوصیه- ایّده الله تعالی- بما اوصی به السلف الصالح من ملازمه التقوی و التجنب عن الهوی و التمسک بعروه الاحتیاط فی الدین و الدنیا؛ و ارجو منه ان لا ینسانی من دعاء الخیر»؛ و السلام علیه و علی اخواننا المومنین و رحمه الله و برکاته.
به تاریخ ۱۳ شهر شعبان المعظم ۱۳۸۳
روح الله الموسوی الخمینی
به گزارش خبرنگار مهر، ستاد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) و روز جهانی قدس استان فارس در شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان فارس تشکیل جلسه داد.
رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان فارس گفت: شخصیت جهانی امام خمینی (ره) در قرن بیستم، بزرگترین و منحصر به فردترین پدیده قرن را به وجود آورد.
حجت الاسلام و المسلمین محمد رضایی با بیان اینکه امام خمینی (ره) همواره بر محور قرار دادن انجام اقدامات فرهنگی توسط مردم تکیه داشتند افزود: برنامههای سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) و بزرگداشت شهدای قیام ۱۵ خرداد و روز جهانی قدس با محوریت مردم برگزار خواهد شد.
رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان گفت: تبیین اندیشههای حضرت امام خمینی (ره) در قالب اقدامات فاخر از مهمترین رئوس برنامه ریزی های ستاد ارتحال میباشد.
وی با اشاره به دستاوردهای عظیم حضرت امام خمینی (ره) در به وجود آوردن نهادهای مختلف فرهنگی و ارزشی با اشاره به دوم اردیبهشت ماه سالروز تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزود: سپاه در بعد معنوی، فرهنگی، امنیتی و اقدامات جهادی افتخارات بسیاری را در طول ۴۱ سال از عمر بابرکت خود در عرصه داخلی و بین المللی به جای گذاشته است که امروزه پیروزی جبهه مقاومت بر ایادی استکبار در منطقه به ویژه داعش با فرماندهی سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی از جمله این دستاوردهای ارزشمند است.
حجت الاسلام و المسلمین رضایی در تشریح کمیتههای فعال در ستاد ارتحال امام (ره) و روز جهانی قدس گفت: با توجه به شرایط به وجود آمده ناشی از شیوع ویروس کرونا و تأکید بر دستورالعملهای ابلاغی ستاد ملی مقابله با کرونا محور برنامههای اجرایی با تشکیل کمیته فرهنگی دنبال خواهد شد.
این مقام مسئول تصریح کرد کمیته فرهنگی با برنامه ریزی و تهیه خوراک مناسب در بخشهای مختلف نسبت به انجام امور تبیینی در مناسبتهای پیش روی ستاد اقدام خواهد کرد.
رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی فارس همچنین از تشکیل کمیته اطلاع رسانی با مسئولیت صدا و سیمای مرکز فارس، کمیته رسانه و فضای مجازی با مسئولیت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، کمیته تبلیغات و فضاسازی شهری با مسئولیت شهرداری شیراز و کمیته پشتیبانی با مسئولیت استانداری فارس و فرمانداری شیراز جهت انجام ویژه برنامههای این ایام خبر داد.
رضایی در ادامه با توجه به تصمیمات اتخاذ شده مبنی بر عدم اعزام کاروانهای شرکت کننده در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) به تهران بر اثر شیوع ویروس کرونا، افزود: تصمیم بر این شد که بخشی از هزینههایی که در سنوات قبل به امر اعزام زائرین اختصاص داده میشد در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) مبنی بر رزمایش گسترده برای مواسات، همدلی و کمک مؤمنانه به صورت بستههای معیشتی در اختیار تعدادی از خانوادههای نیازمند قرار گیرد.
در ادامه معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس نیز با تأکید بر برنامه ریزی دقیق توسط دستگاههای فرهنگی خواستار اجرای برنامههای فاخر فرهنگی هنری توسط اعضای ستاد ارتحال امام (ره) و روز جهانی قدس شد.
احمد احمدی زاده با تأکید بر اینکه با هم افزایی ظرفیتهای همه دستگاهها به صورت منسجم و هدفمند میبایست برنامههای فراگیر اجرا شود، بر رعایت دستورالعملهای ابلاغی ستاد ملی مقابله با کرونا و همچنین ستاد مقابله با کرونا در استان فارس تأکید کرد.
معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس همچنین خواستار تشکیل کمیته ارزیابی برای رصد و نظارت برنامههای پیش بینی شده تأکید کرد و افزود: این امر در شناسایی نقاط قوت و برطرف نمودن نقاط ضعف کمک شایانی در پی خواهد داشت و اجرای برنامههای پیش بینی شده را به بهترین شکل متضمن خواهد بود.
روایت طائب از نظر امام خمینی درباره استفاده انجمن حجتیه از سهم امام/ واکنش حجتیهایها به فتوای آیتالله خوئی
انجمن حجتیه در دهه سی توسط مرحوم شیخ محمود حلبی با هدف مقابله با بهائیت تأسیس شد. افکار و عملکرد این انجمن طی نیم قرن اخیر مورد بحث و بررسی فراوانی از سوی منتقدین؛ محققین و پژوهشگران واقع شده است.
با آغاز نهضت اسلامی مواضع و عملکرد انجمنیها با فراز و نشیبهایی همراه شد. امام خمینی ابتدا با تقاضای استفاده آنها از سهم امام موافقت کرد و پس از مدتی با روشن شدن عمق تفکرات و مواضع آنها ، موافقت اولیه را ملغی کرد. پس از پیروزی انقلاب نیز، انجمن حجتیه به یکی از گروههای چالشی در مقابل نظام اسلامی تبدیل شد و تا به امروز به عنوان یک جریان خزنده ادامه فعالیت داده است. در همین راستا، بخشی از گفتگو حجتالاسلام و المسلمین مهدی طائب را درباره انجمن حجتیه در ادامه می خوانید.
چرا انجمن حجتیه مبارزه با بهاییت را مبنای خود قرار دادند؟
اوایل طلبگیمان در سال ۱۳۵۵ پدربزرگ ما آشیخ علی اکبر پیشنماز و از علمای برجسته بازار تهران ما را به یکی از دوستان خود به نام مرحوم آیتالله حلبی وصل کرد. من به منزل ایشان در چهارراه حسنآباد تهران رفتم. آقای حلبی در آنجا در مورد شروع حرکت انجمن گفتند: ما دیدیم تمام شبهاتی که درباره دین و احکام دین و مؤمنین هست پاسخگو دارد، اما جریان بهائیت که در ایران آمده و دارد کار میکند پاسخگو ندارد و لذا آمدم برای پاسخگویی به این جریان متصدی شدم و افرادی را تربیت کردم تا به شبهات بهائیت پاسخ بدهند و در برابر هجوم آنها از تشیع دفاع کنند. اینها مطالبی است که مرحوم آقای حلبی برای خود بنده بیان کردند.
باید درباره آقای حلبی این مطالب را بدانیم که ایشان جزء روحانیون سیاسی ایران بوده است. در زمره کسانی است که برای ملی شدن نفت فعالیت میکردند و تا سال ۱۳۳۲ هم در این جریان حضور داشتند. حالا اینکه ایشان از همراهان آقای مصدق یا آیتالله کاشانی بوده احتیاج به مطالعه بیشتر دارد. بیتردید ایشان جزء روحانیون بوده که در جریان ملی شدن صنعت نفت به صورت قوی مشارکت داشتهاند. بعد از سال ۱۳۳۲ به هر تقدیر مرحوم حلبی به یکباره تغییر مسیر میدهند و وارد جریان مبارزه با بهائیت شدند. ایشان حرکتشان را در مشهد شروع کردند که با اقبال زیادی هم مواجه نشدند. شاید دلیل عدم اقبال ایشان برگردد به خوی سیاسی که داشتند و پنهانکاری که میکردند باعث بر عدم اطلاع افراد شده بود.
سال ۱۳۴۹- ۱۳۵۰ ایشان حرکتشان را علنی میکنند. در سال ۴۹ نامهای به امام راحل مینویسند و از ایشان اجازه استفاده از سهم امام را میخواهند و برای تأیید سازمان جریان استفتاء میکنند. این نامه به نام آقای حلبی به امام نوشته نمیشود زیرا به دلیل اینکه امام در تبعید حضور داشتند برای شخص نویسنده تبعاتی را بهوجود میآورد. نامه را از طرف جمعی از مؤمنین به امام خمینی ارسال شده بود. امام هم در پاسخ به استفتاء آقای حلبی حرکت ایشان را تأیید میکنند. در نامه به امام نوشته بودند که بهائیت پاسخگو ندارد و ما باید به این شبهات پاسخ بدهیم و از اینکه مؤمنین به سمت اینها گرایش پیدا کنند جلوگیری بعمل آوریم.
بعضیها هم علت ورود آیتالله حلبی به این جریانات را بهایی شدن هم مباحثهای ایشان به نام آقای علوی و ناراحتی بیش از حد ایشان از این ماجرا و نفوذ بهائیت در بین مؤمنین میدانستند. از آقای حلبی نقل میکنند که اینها آنقدر شبهاتشان قدرت پیدا کرده است که هم مباحثهای ما را جذب خود کردهاند. خود آقای حلبی میگفتند ما برای پاسخ به شبهات و جلوگیری از جذب بچه مسلمانها به بهائیت وارد عمل شدیم.
حالا اینکه این حرکت از آغاز با این هدف با چه حاشیههایی و قبول چه لوازمی شروع شد مسئلهای است که باید مورد بحث و مباحثه قرار گیرد. شما این را بدانید اصولا که در طول تاریخ بسیاری از حرکتها بوده که در آغاز با نیت خیر شروع شده اما در ادامه دچار اعوجاج و انحراف و بعضاً به ضد خودشان تبدیل شده است.
حمایت امام از انجمن حجتیه
در مقطعی امام از انجمن حجتیه حمایت کردند ، با توجه به روندی که انجمن طی کرد آیا امام از ماهیت اینها اطلاع نداشت؟
قبل از سال ۴۹ حرکت انجمن یک حرکت بی سر و صدا بود. در درون انجمن این اصطلاح که ما حکومت اسلامی نداریم هنوز ظهور و بروز نکرده بود. تقریباً بهعنوان یک سرّی بین افرد بود و خیلی از مؤمنینی که در انجمن حضور داشتند از این جریان خبر نداشتند. نمونهاش مرحوم آیتالله خزعلی بود. ایشان یک روحانی انقلابی مبارز بود، انجمن را تأیید میکرد و به نوعی در انجمن حجتیه حضور داشت و از آن سرّی که اینها داشتند مبنی بر تقیه در برابر شاه خبری نداشت.
انجمنیها بین خودشان گفتند که آقای خمینی بعد از سرنگونی شاه چه کاری میخواهد انجام بدهد؟ میخواهد حکومت اسلامی تشکیل بدهد. بعد گفتند حکومت اسلامی متعلق به امام زمان است و حاکم حکومت اسلامی باید معصوم باشد. این حرف از کجا آمده؟ گفتند در روایت داریم هر پرچمی قبل از امام زمان بالا برود طاغوت است. برخی در پاسخ به انجمنیها گفتند که ایشان نمیخواهند حکومت درست کنند میخواهند ظلم را برطرف کنند. انجمنیها در پاسخ با اشاره به یک روایتی که از لحاظ سند ضعیف هم هست و در مقدمه صحیفه سجادیه آمده گفتند: در روایت داریم که هر کسی بخواهد مقابل ظلمی قیام کند فقط بر سختی ما اضافه کرده و موجب ناراحتی ما میشود. منظورشان از بیان این روایت این بود که برای دفع ظلم قیام نکنیم.
این تفکر در باطن انجمن قرار داشت و در سال ۵۰ کشف شد. عدهای از علمای انقلابی به امام نامه نوشتند و مواضع انجمنیها در قبال حکومت اسلامی را بیان کردند. امام هم وقتی از مواضع اینها با خبر شد فرمودند دیگر به اینها سهم امام ندهید.
چرا امام برای انجمنیها واژه متحجر را بکار میبردند؟
ببینید ما در باب روایات یک برخورد لفظی تحجری داریم و یک وجه جمعی داریم. انجمنیها برای نفی حکومت اسلامی به دو حدیث نفی پرچم و دیگر آن حدیث حرکت برای دفع ظلم استناد کردند. در صورتی که ما آیات و روایات بسیاری در تأکید به دفع ظلم داریم. اینها فقط به همین دو روایت بسنده کرده بودند و گویی گوش خود را بر روایات دیگر بسته بودند. باب فهم خود را بسته بودند. معنای تحجر یعنی چه؟ تحجر به معنی سنگ یعنی بسنده کردن به یک ظاهر بدون اینکه بخواهد تفسیرهای این ظاهر را بفهمد. هیچ حاضر نیست فکر جدید روی این روایت که ناشی از استنباط است را بپذیرد.
تغییر تاکتیک حجتیه بعد از انقلاب
انجمن حجتیه در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب چه تفاوتی در روش داشت؟
انجمن به دلیل اینکه در تفکر خودشان به طور مبنایی ایجاد حکومت قبل از امام زمان را ممنوع میدانست نمیتوانست با جمهوری اسلامی منطبق شود ولی از طرف دیگر هم خودش را به تبلیغ برای امام زمان مقید میدانست. قبل از انقلاب تفکرشان هم این بود که اگر ما با شاه مبارزه کنیم از بین میرویم لذا گفتند که در حکومت بروید مشغول شوید. خیلی از این آقایان انجمنی در رژیم پهلوی مشغول به کار بودند. بعد از انقلاب هم که دیدند حکومت شبه اسلامی شده است گفتند بروید و جذب سیستم شوید اما تفکرات خودمان را تبلیغ و اجرا کنیم و بدین ترتیب خیلی از این آقایان نفوذی شدند.
این نکته را هم عرض کنم که آقای حلبی از نفوذ ساواک در تشکیلات انجمن خبر نداشت و میگفت: چه کسی گفته که ما میگوییم فساد باید زیاد شود تا ظهور صورت بگیرد؟ ولیکن در زیر مجموعهها این حرف زده میشد. وقتی جمهوری اسلامی پیروز شد این افراد نفوذی که تحت تأثیر ساواک قرار داشتند در نظام نفوذ کردند تا حکومت را بر اساس تفکراتشان زمینگیر کنند. اقدام به خرابکاریهایی کردند و خیلی خطرناک هستند. امثال آقای سروش و مهاجرانی از این دسته افراد هستند. سروش یک انجمنی مطلق هست که امروز مقابل حکومت اسلامی ایستاده و میگوید: دیدید گفتم حکومت اسلامی امکانپذیر نیست، ببینید امروز چقدر ظلم میشود. لذا در بعضی از مواقع که ملاحظه میکنید ظلمی صورت میگیرد منافع مادی در کار نیست بلکه میخواهند ثابت کنند که حکومت اسلامی قبل از امام زمان امکانپذیر نیست.
واکنش حجتیهایها به فتوای آیتالله خوئی
مدرسه علوی تهران تحت تعلیم انجمن حجتیه قرار داشت. دانشآموزان این مدرسه در جبهه حاضر نمیشدند. یک روز به زور و با کمک بچههای بسیج و شهید میثم محمدی که از بچههای انقلابی مدرسه علوی بود برای سخنرانی به آن مدرسه رفتم. عنوان سخنرانی هم توضیح نظریه حضرت آیتالله العظمی خویی در رابطه با جهاد بود. انجمنیها اکثراً مقلد آقای خویی بودند و مخاطبینشان را هم به تقلید از ایشان دعوت میکردند. من در آن سخنرانی عین نظریه مرحوم خویی را بیان کردم بعد از سخنرانی ۵۰ نفر از دانش آموزان مدرسه علوی اعلام آمادگی جهت حضور در جبهه کردند. مسئولین مدرسه گفتند که فلانی آمد مدرسه ما را خراب کرد. در مدرسه علوی قبل از این هر کسی به جبهه میرفت از مدرسه اخراجش میکردند.
کدام یک از مراجع از انجمن حجتیه حمایت میکردند؟
عرض کردم که وقتی من فتوای آقای خویی را در مدرسه علوی اعلام کردم آمدند گفتند چرا این فتوا اینجا بیان کردید؟ در صورتی که خود را مقلد آیتالله خویی میدانستند. آقای خویی در آن فتوا فرموده بودند اگر ولی فقیه جهاد ابتدایی را جایز بداند حق دارد چه برسد به دفاع. در صورتی که انجمنیها اعلام میکردند جهاد ابتدایی در دوران غیبت حرام است. تمامی مباحث شرعی در مدرسه علوی را از زبان آقای خویی اعلام میکردند. وقتی فتوای آقای خویی را خواندم ۵۰ نفر اعلام آمادگی کردند و مسئولین مدرسه فکر اینجا را نکرده بودند. انجمنیها هر مرجعی را که مطابق منافعشان حرف میزد را قبول داشتند وقتی که مرجع تقلیدشان علیه منافع انجمن حرف میزد تخریب میکردند و غالباً مراجعی را به بچهها معرفی میکردند که ساکن ایران نبودند و دسترسی به آنها سخت بود.
ماجرای روزی که یدالله سحابی در گوشه اتاق امام زار زار گریه کرد
به گزارش خبرآنلاین، یدالله سحابی، از نماینده مجلس اول و بنیانگذاران حزب نهضت آزادی بود. او که پیش از انقلاب به عضویت شورای انقلاب در آمده بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و انتخاب مهندس مهدی بازرگان به نخستوزیری برای کمک به دولت موقت، سمت وزیر مشاور را برعهده گرفت. او در ۲۳ فروردینماه ۱۳۸۱ در پی خونریزی مغزی در سن ۹۶ سالگی درگذشت.
در سالگرد درگذشت دکتر یدالله سحابی بخشی از خاطرات بهزاد نبوی درباره او را بخوانید؛
بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که اواخر دهه ۵۰ معاون اجرایی نخستوزیر در دولت شهید رجایی بود و سابقه وزارت در دولت دوران جنگ را نیز دارد در بیان خاطراتی از دیدارهایش با امام خمینی (ره) به جماران می گوید: من امام را، نظیر بسیاری از مردم، از سال ۴۱ و از طریق وسایط ارتباط جمعی، شناختم اما با ایشان هیچ ارتباط تشکیلاتی و سیاسی نداشتم و تا دو ماه پیش از پیروزی انقلاب هم زندان بودم و طبعا جزو آنهایی هم نبودم که به پاریس رفته باشم. بعد از پیروزی انقلاب هم در ارتباطم با ایشان یا از طریق دیدارهای کوتاه اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و یا دیدار مسئولان دولتی با ایشان بود. هرگز با ایشان دیدار خصوصی نداشتم.
وی با بیان اینکه ده دوازده دیدار با امام داشتم، اینگونه روایت می کند: مهمترین آن، دیدارهایی بود که به اتفاق شهید رجایی به حضور امام می رسیدیم و خودم به تنهایی هیچ وقت درخواست ملاقات با امام نکردم چون ضرورتی نمی دیدم البته نمی دانم اگر درخواست می کردم هم می پذیرفت یا نه! در یکی از دیدارهایی که همراه شهید رجایی با امام داشتیم، در جریان مذاکرات برای امضای بیانیه الجزایر بود.
بهزاد نبوی ادامه می دهد: در آن ملاقات حضرت امام به شهید رجایی و من گفت که «سعی کنید این مساله حل شود» ما گفتیم تلاش می کنیم در چارچوب مصوبه مجلس حل شود. ایشان گفت چند روز پیش دکتر یدالله سحابی اینجا آمده بود و در گوشه اتاق (اشاره کرد به گوشه اتاق) ایستاده و زار زار گریه می کرد و می گفت اینها – یعنی مایی که مسئولیت مذاکرات را داشتیم -، نمی خواهند این ماجرا حل شود. امام تاکید کردند که سعی کنید این ماجرا حل شود. احساس من این بود که آن موضع مرحوم یدالله سحابی موثر بوده است. ضمنا امام خیلی هم با احترام درباره ایشان صحبت می کرد.
وزیر صنایع سنگین دولت دوران جنگ می گوید: از دفتر امام که بیرون آمدیم، در راه به آقای رجایی گفتم کاملا معلوم است که امام هم شک دارد ما قصد به نتیجه رساندن مذاکرات را داشته باشیم. خوب است ما کنار بکشیم و هر کس که امام قبول دارد، مسئول مذاکرات شود. لازم به ذکر است که قبل از امضای بیانیه همه ما را از این منظر (منظر مورد نظر مرحوم دکتر یدالله سحابی) مورد حمله قرار می دادند که قصد حل مساله را نداریم حتی بنی صدر هم این انتقاد را به ما داشت. رجایی در پاسخ به پیشنهادم گفت ما باید همین جاها نشان دهیم خط امامی هستیم و امام را قبول داریم. و بر خلاف نظر خود مبنی بر محاکمه گروگانها، به خاطر اجرای نظر امام و مجلس، طبق نظر ایشان مذاکرات را ادامه می دهیم.
۲۷۲۷
به گزارش خبرآنلاین در این خاطره نگاری از زبان نعیمه اشراقی نوه دختری امام راحل آمده است؛
شستن ظرف های آن روز نوبت من بود اما خسته بودم و توان آن کار را نداشتم، از خواهرم خواستم تا به جای من ظرف ها را بشوید اما او از این کار امتناع کرد. نزدیکی های ظهر بود و آقا برای تجدید وضو رفته بودند، اما دیر کردند و من نگران شدم و به دنبالشان رفتم. وارد آشپزخانه که شدم دیدم آقا همه ظرف ها را شسته اند. خجالت کشیدم، نگاهی به من کردند و گفتند: حرفت را که شنیدم احساس کردم نوبت من است که امروز ظرف ها را بشویم.
در کارنامه مرحوم آیتالله سیدجعفر کریمی شاگردی اساتید بزرگ تاریخ شیعه همچون مرحوم آیات بروجردی، خویی، امامی امیری، سید محمود شاهرودی وجود دارد. در دوره حضور امام خمینی در نجف تا سال ۱۳۵۷، کریمی در درس او حضور داشت و مسئول نوشتن پاسخ استفتائات تحت نظارت امام بود.
«عضو مجالس خبرگان قانون اساسی و رهبری»، «نماینده امام در شورای عالی اقتصاد»، «عضو ارشد جامعه مدرسین»،«عضو شورای استفتاء امام راحل و مقام معظم رهبری»، مسئولیتهایی است که وی در طول سالهای بعد از پیروزی انقلاب داشته است.
با دستور امام شهریه “۹۰ طلبه ساواکی” قطع شد
*بعد از تصمیم حزب بعث بر منحل کردن حوزه نجف، امام بنده را خواست و فرمود که حزب بعث چنین تصمیم شومی را دارد و من که زورم به اینها نمیرسد جلویشان را بگیرم. برای اینکه حوزه منحل نشود بنا دارم با تشویق طلبهها حوزه را نگه دارم و شنیدم یک عده از طلبهها، ساواکی هستند و من مجوز شرعی نمیبینم که پول به ساواکیهای اینجا بدهم. اینها را باید از دفتر شرعی خط زد و این مسئولیت را گذاشتند گردن بنده. من شروع کردم به شناسایی افراد و حدود قریب ۹۰ نفر که جزو ساواکیهای عراق بودند، شهریههایشان را قطع کردم و قطع شهریهشان خیلی با مشکل پیش میرفت. اینها تهدید کرده بودند و من گوشم بدهکار به تهدیدهای اینها نبود و یکی دو نفر نبودند که بنده اسم ببرم.
ماجرای تذکری که امام به حاج آقا مصطفی درباره امور حوزه داد
تنها وصی شرعی امام خمینی که امروز درگذشت /وصیتنامه امام دست چهکسانی بود؟/ماجرای تشکیل شورایی از فقهان در بیت رهبری/یک ماموریت ویژه برای ناطق نوری
در کارنامه مرحوم آیتالله سیدجعفر کریمی شاگردی اساتید بزرگ تاریخ شیعه همچون مرحوم آیات بروجردی، خویی، امامی امیری، سید محمود شاهرودی وجود دارد. در دوره حضور امام خمینی در نجف تا سال ۱۳۵۷، کریمی در درس او حضور داشت و مسئول نوشتن پاسخ استفتائات تحت نظارت امام بود.
«عضو مجالس خبرگان قانون اساسی و رهبری»، «نماینده امام در شورای عالی اقتصاد»، «عضو ارشد جامعه مدرسین»،«عضو شورای استفتاء امام راحل و مقام معظم رهبری»، مسئولیتهایی است که وی در طول سالهای بعد از پیروزی انقلاب داشته است.
با دستور امام شهریه “۹۰ طلبه ساواکی” قطع شد
*بعد از تصمیم حزب بعث بر منحل کردن حوزه نجف، امام بنده را خواست و فرمود که حزب بعث چنین تصمیم شومی را دارد و من که زورم به اینها نمیرسد جلویشان را بگیرم. برای اینکه حوزه منحل نشود بنا دارم با تشویق طلبهها حوزه را نگه دارم و شنیدم یک عده از طلبهها، ساواکی هستند و من مجوز شرعی نمیبینم که پول به ساواکیهای اینجا بدهم. اینها را باید از دفتر شرعی خط زد و این مسئولیت را گذاشتند گردن بنده. من شروع کردم به شناسایی افراد و حدود قریب ۹۰ نفر که جزو ساواکیهای عراق بودند، شهریههایشان را قطع کردم و قطع شهریهشان خیلی با مشکل پیش میرفت. اینها تهدید کرده بودند و من گوشم بدهکار به تهدیدهای اینها نبود و یکی دو نفر نبودند که بنده اسم ببرم.
ماجرای تذکری که امام به حاج آقا مصطفی درباره امور حوزه داد
*یک بار طلبهای -که ظاهرا فاضل هم بود- مرحوم مصطفی خمینی دستور داده بود که به او شهریه بدهند و ماه بعد امام من را خواست و فرمود در این ماه افراد جدیدی ثبت کردید؟ عرض کردیم نه! فرمود پس این که یک نفر که میگویند مصطفی دستور داده کیست؟ بروید اسمش را حذف کنید و اگر امتحان قبول شد شهریه بدهید. ما عرض کردیم که آقا مصطفی فکر و حرف شما را دارد و چنین کار نپختهای نکرده و فهمیده که آن طلبه آدم فاضل و متدینی است و به درد میخورد، دستور داده به او شهریه بدهند. این اگر میآمد و امتحان میداد قبول میشد. امام گفت باشد اما مصطفی دیگر دستوری ندهد و به مرحوم حاج آقا مصطفی گفت که درست را بخوان و به کارهای شهریه دخالت نکن.
اعضای هیئت استفتاء امام در قم و نجف چهکسانی بودند؟
*امام از اول که تشریف آورده بودند نجف، استفتائات کم بود و سوالات که دستشان میرسید خودشان جواب میدادند تا سال ۹۰ هجری (۴۹.ش) که مرحوم حکیم به رحمت ایزدی پیوست و مراجعات استفتاء پیش امام زیاد شد و ایشان نمیرسیدند که خودشان جواب بدهند. به ما امر کردند که بنشینید استفائات را جواب بدهید. بنده بودم و مرحوم خاتم یزدی. در ابتدای امر ما استفتائات را جدا مینوشتیم و ضمیمه ورقه سوال میکردیم و میفرستادیم خدمت امام. بعد از یکی دو سال استفتائات مقداری زیاد شد و مرحوم قدیری و گاهی هم مرحوم آیت الله رضوانی در جلسه شرکت میکردند. وقتی به ایران آمدیم، امام به بنده امر فرمود که من در جلسه استفتا شرکت کنم. وقتی شرکت کردم دیدم آقای ملکوتی و راستی کاشانی هم هستند. بعد هم مرحوم خاتم یزدی از نجف آمد و امام به ایشان امر کردند در جلسه شرکت کنند. با حضور مرحوم قدیری هیئت استفتاء ۵ نفره شد و ما ۵ نفر شورای استفتاء امام را تشکیل میدادیم.
وصیتنامه امام دست چهکسانی بود؟
*سال ۵۴ یا ۵۵ بود که پاکتی از طرف امام به بنده دادند که در پشت آن نوشته شده بود “این پاکت در خدمت کریمی باشد و بعد از فوتم باز کند و به آنچه در داخل پاکت نوشته شده عمل کند.” من از این عبارت خیلی متأثر شدم و تعبیر«بعد از فوت من» را که خواندم اشک در چشمانم حلقه زد. ایشان بنده، مرحوم خاتم یزدی، آیتالله رضوانی و حاج شیخ حبیب عراقی را وصی خودش قرار داده بود.
مرزبندیهایی که در مجلس خبرگان قانون اساسی بر سر اصل «ولایتفقیه» مشخص شد
*در مجلس خبرگان قانون اساسی همانطور که میدانید کمیسیونهایی تشکیل شده بود. یک کمیسیون مرحوم شهید مدنی، شهید صدوقی و شهید دستغیب و مرحوم شهید باهنر بودند که فصل حقوق ملت را بررسی میکردیم. یک کمیسیون دیگر مرحوم بهشتی، جوادی آملی و مرحوم منتظری و اصحاب این چنینی بودند که در آن کمیسیون با توجه به اینکه اصل این نهضت به حساب ولایت فقیه شروع شد و نظر امام این بود که حکومت باید اسلامی باشد و در راس حکومت هم یک فقیه حاکم باشد، اصل «ولایت فقیه» را مطرح و پیشبینی کردند و صورتش را تصویب کردند اما در دست انداز افتاد و تقریبا شاید حدود یک هفته در کمیسیون مشترکی که در بالای ساختمان مجلس داشتیم بحث شد.
*طرف مقابل ما مقدم مراغهای، بنیصدر و گلزاده غفوری و یک عده دیگر بودند و طرف ما آقایان بهشتی، منتظری، جوادی آملی، صدوقی، شهید مدنی و شهید آیت بودند و بر سر موضوع ولایت فقیه خیلی بحث کردند تا بالاخره قبول کردند که این قانون اساسی بدون ولایت فقیه به جایی نخواهد رسید و این حکومت اگر ولایت فقیه نباشد حکومت طاغوتی است و به حمدالله رای خوبی هم آورد.
تشکیل شورایی از فقهان در بیت رهبری؛ از آیتالله شاهرودی و مهدوی کنی تا آیتالله مؤمن
*بعد از مدتی از انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری انقلاب، شورایی در بیت رهبری تشکیل شد که در این جلسه خیلی از مسائل که مورد نیاز حکومت بود مطرح میشد. اوایل در آن شورا مرحوم مهدوی کنی، امامی کاشانی، هاشمی شاهرودی، رضوانی، جنتی، مرحوم خزعلی و آقای مؤمن شرکت میکردند. این جلسات شورا شبهای پنجشنبه برگزار میشد. ابتدا صبح پنجشنبه بود و بعد تبدیل شد به شب پنجشنبه و مسائل مورد نظر مطرح و تصمیمگیری میشد.
مأموریت ناطق نوری برای مطرحکردن جانشین امام
*بعد از فوت مرحوم امام، برخی آقایان در فکر این بودند که به جای ایشان یک نفر دیگر را برای مرجعیت انتخاب کنند حتی آقای ناطق نوری یک روز جمعه بنا بود که قم خدمت مرحوم گلپایگانی برسد و ایشان را برای جانشینی امام در مرجعیت مطرح کند. ما در دفتر استفتاء امام پیشنهاد مرجعیت مرحوم آقای اراکی را مطرح کردیم چون زمانی که در قم با فداییان اسلام بودم، طرز تفکر آیتالله اراکی را میشناختم و طرز تفکرشان همان طرز فکر ما بود و ایشان را برای جانشینی امام معرفی کردیم.
صلاحیت مرجعیت آیتالله خامنهای از دیدگاه شاگرد برجسته آیات بروجردی، خویی، امام و …
*در سوابق تحصیلی بنده شاگردی مرحوم بروجردی و آیتالله امامی امیری در قم و مرحوم آیتالله خویی، حکیم، شیخ حسین حلی، سید محمود شاهرودی نوشته شده و در اواخر هم خدمت مرحوم امام بودم. من کسی بودم که در علوم دینی مقدار معلومات آقایان و طرز تفکرشان را میشناختم. من در برخورد با آیتالله خامنهای زمانی که به مجلس خبرگان تشریف میآوردند، احساس کردم طرز تفکرش طرز تفکر امام است فلذا عقیدهام این شد که ایشان در صلاحیت مرجعیت از آقایان دیگر هیچ چیز کم ندارند بلکه زیادتر هم دارند. وقتی در جلسه جامعه مدرسین مطرح شد افرادی که صلاحیت دارند را بررسی کنیم، من عرض کردم یکی از افرادی که در راس صالحین است آقای خامنهای است. خدا رحمت کند مرحوم آیتالله مشکینی را؛ فرمود آقایان دیگر که برای مرجعیت مطرح هستند، ما درس و بحثشان را دیدیم و شنیدیم و برای ما نقل کردند اما نسبت به آقای خامنهای چیزی نشنیدهایم. من عرض کردم شما آقایانی که در مشهد مقدس هستند را میشناسید؟ گفت نه. گفتم آقایانی که در نجف هستند میشناسید؟ گفت نه! گفتم همه آقایان قم را میشناسید، گفت نه. ایشان فرمود شما همه را میشناسید؟ گفتم من همه را میشناسم و با چوب کبریت میتوانم اندازه بگیرم و این که آقای خامنهای را مطرح کردم با حفظ این که شب اول قبر من مسئول اعمال خودم هستم، نام بردم.
*با توجه به این آقای خامنهای قدرت علمی، توان، استعداد و طرز تفکرش بیش از همه به امام نزدیک است و نه تنها در ردیف دیگران بلکه اقدم از همه است، جامعه مدرسین جلسه دیگری تشکیل داد. طلاب هم در مقابل ساختمان جامعه مدرسین تجمع کردند و خواستار این بودند که آیتالله خامنهای را بهعنوان مرجع معرفی کنیم. در آن جلسه پس از بررسی همه نظر دادند که اسم آیت الله خامنهای در لیست مراجع جایزالتقلید آورده شود.