بهای معاملات طلا روز جمعه که سرمایه گذاران منتظر انتشار گزارش ماهانه اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا به منظور ارزیابی تبعات اقتصادی شیوع ویروس کرونا بودند، تغییر چندانی نداشت. هر اونس طلا برای تحویل فوری در معاملات روز جاری بازار سنگاپور با ۰.۱ درصد افزایش، به ۱۶۱۳ دلار و ۳۲ سنت رسید. بهای معاملات این بازار روز پنج شنبه تحت تاثیر آمار افزایش چشمگیر شمار مدعیان بیکاری در آمریکا که نگرانیهای اقتصادی را تشدید و تقاضا برای خرید داراییهای امن را تقویت کرد، ۱.۵ درصد صعود کرده بود. بهای معاملات این بازار از ابتدای هفته جاری تاکنون ۰.۴ درصد کاهش داشته است.
در بازار معاملات آتی آمریکا، هر اونس طلا با ۰.۲ درصد کاهش، به ۱۶۳۴ دلار و ۷۰ سنت رسید. بهای معاملات این بازار روز گذشته با ۲.۹ درصد افزایش، در ۱۶۳۷ دلار ۷۰ سنت بسته شده بود.
ایلیا اسپیواک، استراتژیست ارزش در شرکت دیلی فارکس اظهار کرد: طلا به دلیل قوی شدن ارزش دلار، نتوانسته است روند افزایشی قدرتمندی ایجاد کند.
دلار در معاملات روز جاری تغییر چندانی در برابر ارزهای رقیب نداشت اما روز پنج شنبه به بالاترین حد در یک هفته گذشته صعود کرده بود.
سرمایه گذاران منتظر انتشار آمار اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا در مارس هستند که بعدازظهر روز جمعه از سوی وزارت کار اعلام می شود. اقتصاددانان کاهش ۱۰۰ هزار شغل در ماه میلادی گذشته در مقایسه با رشد ۲۷۳ هزار شغل جدید در فوریه را پیش بینی می کنند.
طلا در شرایط ابهامات اقتصادی یا سیاسی به سرمایه گذاری جذابی تبدیل می شود و از ابتدای سال ۲۰۲۰ تاکنون بیش از شش درصد رشد کرده است اما اخیرا ریزش قیمتهای شدیدی را تجربه کرده است زیرا سقوط بازارهای سهام جهان سرمایه گذاران را وادار کرده است برای تهیه نقدینگی، به فروش طلا بپردازند.
در این بین شیوع پاندمی ویروس کرونا رشد انفجاری در آمریکا طی می کند و شمار جان باختگان در ایتالیا و اسپانیا افزایش پیدا کرده است. آمار رویترز نشان می دهد که شمار مبتلایان به ویروس کرونا تا روز پنج شنبه به حدود یک میلیون نفر رسید.
بر اساس گزارش رویترز، بازارهای سهام آسیایی صعود روز گذشته وال استریت را دنبال کردند که تحت تاثیر افزایش قیمتهای نفت روی داد.
در بازار سایر فلزات ارزشمند، هر اونس پالادیم برای تحویل فوری یک درصد افزایش پیدا کرد و در ۲۲۳۵ دلار و ۵۰ سنت ایستاد. هر اونس پلاتین برای تحویل فوری با ۰.۳ درصد کاهش، ۷۲۴ دلار و ۹۸ سنت معامله شد. هر اونس نقره برای تحویل فوری با یک درصد کاهش، به ۱۴ دلار و ۳۹ سنت رسید.
به کزارش خبرآنلاین، شاخص قیمت غذای فائو که تغییرات ماهانه سبدی از غلات، دانههای روغنی، محصولات لبنی، گوشت و شکر را بررسی میکند، در مارس به ۱۷۲.۲ واحد رسید که ۴.۳ در مقایسه با فوریه کاهش داشت.
عبدالرضا عباسیان، اقتصاددان ارشد فائو اظهار کرد که کاهش قیمت تا حدود زیادی تحت تاثیر عوامل تقاضا قرار داشت و به عرضه مربوط نبود. عوامل تقاضا تحت تاثیر چشم انداز وخامت اوضاع اقتصادی قرار گرفتند. فائو پیش بینی خود از میزان تولید غلات را بالاتر برد و انتظار دارد تولید غلات در سال زراعی ۲۰۱۹ به ۲.۷۲۱ میلیارد تن در مقایسه با پیش بینی قبلی ۲.۷۱۹ میلیارد تن برسد و حدود ۲.۴ درصد بالاتر از محصول سال زراعی ۲۰۱۸ باشد.
شاخص قیمت شکر فائو بزرگترین کاهش را داشت و در مارس ۱۹.۱ درصد نسبت به فوریه کاهش پیدا کرد. کاهش قیمت شکر در نتیجه کاهش مصرف به دلیل وضع قرنطینه در بسیاری از کشورها برای مقابله با شیوع ویروس کرونا و تقاضای کمتر تولیدکنندگان اتانول به دلیل افت شدید قیمتهای نفت روی داد.
شاخص قیمت روغنهای خوراکی فائو به دلیل افت قیمتهای روغن پالم در ماه میلادی گذشته ۱۲ درصد افت کرد. افت قیمت روغن پالم ناشی از ابهامات پیرامون تاثیر ویروس کرونا و کاهش قیمتهای نفت بود.
پیتر تونس، تحلیلگر فائو در این باره گفت: کاهش قیمتهای نفت که ماه گذشته بیش از ۵۰ درصد سقوط کردند، تاثیر چشمگیری روی سوختهای زیستی داشته که منبع مهم تقاضا در بازارها برای شکر و روغنهای خوراکی هستند.
شاخص قیمت لبنیات فائو ماه میلادی گذشته به دلیلکاهش فروش و کندی تقاضای جهانی برای واردات، سه درصد نزول کرد و شاخص گوشت هم ۰.۶ درصد افت داشت.
شاخص قیمت غلات ۱.۹ درصد کاهش پیدا کرد اما قیمت برنج به دلیل انبارسازی که ناشی از نگرانیها نسبت به همه گیری جهانی ویروس کرونا و گزارشها درباره احتمال ممنوعیت صادرات از سوی ویتنام بود، روند نزولی را نادیده گرفت و برای سومین ماه متوالی افزایش پیدا کرد.
طبق گزارش فائو، ویتنام گزارشها در این خصوص را کم اهمیت شمرده است.
در حالی که فائو پیش بینی بالاتری از میزان تولید جهانی غلات در سال ۲۰۱۹ ارایه کرد اما برآوردش از تولید گندم برای سال ۲۰۲۰ را تغییر نداد و همچنان انتظار دارد تولید گندم به ۷۶۳ میلیون تن بالغ شود و نزدیک به سطح تولید سال گذشته باشد.
بر اساس گزارش رویترز، فائو پیش بینی کرد تولید بالا و ذخایر فراوان کمک خواهد کرد بازارهای غذایی از آشفتگی ناشی از طوفان ویروس کرونا در امان بمانند.
رؤسای سه سازمان بین المللی شامل سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی (فائو)، سازمان بهداشت جهانی و سازمان تجارت جهانی با صدور بیانیهای مشترک هشدار دادند که اگر مقامات کشورها نتوانند “به طور مناسبی” بحران ویروس کرونا را کنترل کنند، احتمال کمبود مواد غذایی در سراسر جهان وجود دارد.
بنا بر این گزارش، بسیاری از دولت ها کسب و کارها در کشور خود را به حالت تعطیل درآورده اند تا انتشار ویروس را کند کنند اما این منجر به کاهش شدید تجارت بین المللی و زنجیره های عرضه مواد غذایی شده است.
این در حالی است که ترس عمومی و هجوم مردم برای خرید مایحتاج خود در دوران قرنطینه، شکنندگی زنجیره های عرضه را نشان داده است زیرا قفسه های سوپر مارکت ها در بسیاری از کشورها خالی شده است.
کو دونگو، رئیس سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد (FAO) ، تدروس آدهانوم قبریسوس، مدیر کل سازمان بهداشت جهانی و روبرتو آزودو، مدیر سازمان تجارت جهانی در این بیاینه که به امضای هر سه نفر آنها رسیده است، اظهار داشتند: عدم اطمینان در مورد دسترسی به مواد غذایی می تواند موجی از محدودیت صادرات را ایجاد کند و کمبودی در بازار جهانی ایجاد کند.
این اظهارات یک تهدید بی هدف نیست چراکه پس از بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۷، هند و ویتنام، دو کشور تولیدکننده برنج، صادرات خود را برای جلوگیری از افزایش قیمت در کشورهای خود محدود کردند. در نتیجه شورشهایی در چندین کشور در حال توسعه با افزایش قیمت برنج رخ داد.
در این بیانیه مشترک همچنین آمده است: در میان تعطیلی های ناشی از گسترش Covid-۱۹ ، باید تلاش شود تا تجارت تا حد امکان آزاد شود، به ویژه برای جلوگیری از کمبود مواد غذایی.
بر اساس این بیانیه، کشورها به هنگام هر اقدامی به منظور حمایت از سلامت و رفاه شهروندان خود، باید اطمینان حاصل کنند که هرگونه اقدامات مرتبط با تجارت باعث اختلال در زنجیره تأمین مواد غذایی نمی شود.
اقتصاد کدام کشورها در مقابل کرونا بسیار شکننده است؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شیوع ویروس کرونا در هر کشور تاکنون منجر به مختل شدن تجارت جهانی، افزایش بدهی دولت و محدود شدن اجرای برخی سیاست های پولی آن کشور شده است و با ورود این ویروس به کشورهایی که اقتصاد شکننده ای دارند بحرانی جدی برای آنها به وجود خواهد آمد.
به صفر رسیدن تقاضا در بازارهای جهانی، اختلال در زنجیره تامین و جنگ نفتی میان عربستان و روسیه اقتصادهای نو ظهور جنوب صحرای آفریقا را بیشتر از هر کشور دیگری در دنیا تهدید می کند.
به گفته یکی از کارشناسان امور مالی در آفریقا دلیل شکنندگی اقتصاد این کشورها در مقابل کرونا در درجه اول وابستگی آنها به واردات است و سپس ظرفیت مالی محدود و زیرساخت های بهداشتی ضعیف از دیگر عوامل تهدید کننده اقتصاد این کشورها هستند.
کمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحدد در بیانیه ای که درهفته گذشته منتشر شد در خصوص آفریقا گفت:” شیوع ویروس کرونا در این قاره تهدیدی جدی برای رشد آن محسوب می شود و پیش بینی می شود که کشورهای صادرکننده نفت طی این بحران نزدیک به ۶۵ میلیارد دلار از درآمد خود را از دست بدهند.”
کشورهای آفریقایی برای اینکه بتوانند زیرساخت های بهداشتی خود را در مقابل کرونا تقویت کنند باید تا ۱۰ میلیارد دلار هزینه کنند و از آنجا که ظرفیت مالی این کشورها بسیار پایین است پرداخت این مبلغ به معنای افزایش چند برابری بدهی این کشورها است که عواقب بدتری برای اقتصاد آن ها در پی خواهد داشت.
با این وجود پیش بینی می شود که شیوع ویروس کرونا در کشورهای آنگولا، گابن، اتیوپی، غنا، تونس، زامبیا و کنیا اقتصاد این کشورها را به مرز فروپاشی برساند.
تاکنون تعداد مبتلایان در کشور آفریقا جنوبی نزدیک به ۱۲۰ نفر اعلام شده است و چند نفر نیز در بورکینافاسو جان خود را از دست داده اند و تعدادی مبتلا نیز در کشورهای اسواتینی، نامیبیا، زامبیا، تانزانیا، روانادا، کنگو، کنیا، سومالیا، اتیوپی، جیبوتی و سودان شناسایی شده اند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ثروت جهانی درطی سال های اخیر رشد بی سابقه ای را تجربه کرده است ولی این ثروت به طور مساوی بین تمام کشورها تقسیم نمی شود به عنوان مثال کشورهای آمریکا شمالی که کم تر از ۵ درصد جمعیت کره زمین در آنجا زندگی می کنند بیشتر از یک چهارم تولید ناخالص جهانی را به خود اختصاص داده اند و این اتفاق در حالی میافتد که ۲۵ درصد جمعیت دنیا در کشورهای جنوب آسیا ساکن هستند اما تولید ناخالص آنها کم تر از ۴ درصد است.
تولید ناخالص داخلی شاید شاخص مطمئنی برای مقایسه ثروت کشورها باشد ولی این شاخص ثروت ایجاد شده توسط تمام شهروندان یک کشور را حساب نمی کند و برای در نظر داشتن درآمد تمام شهروندان یک کشور بهتر است از شاخص سرانه تولید ناخالص ملی استفاده شود.
در این گزارش برای بررسی ۱۰ کشور فقیر دنیا از داده های بانک جهانی استفاده شده است و شاخص های سرانه تولید ناخالص ملی و امید به زندگی برای بررسی فقیرترین کشور ها در نظر گرفته شده اند.
می توان گفت تقریبا تمام کشورهایی که در جایگاه اول تا دهم فقیرترین کشورهای دنیا واقع شده اند در قاره آفریقا هستند و علت این اتفاق را می توان اقتصادهای وابسته به کشاورزی و استعمار خارجی قلمداد کرد.
اکثر این کشورها دارای منابع غنی و ظرفیت بالا برای رشد و توسعه هستند و با این وجود این کشورها مستعدترین حالت را برای به وجود آمدن فساد در دستگاه های اداریشان دارند و می توان گفت درهیچکدام از این کشورها امید به زندگی از ۷۰ سال تجاوز نمی کند.
جایگاه دهم فقیر ترین کشور دنیا متعلق به کشور کوموروس است این کشور یک مجمع الجزایر آتشفشانی است که در ساحل شرقی آفریقا و در آبهای گرم اقیانوس هند واقع شده است.
بر اساس آخرین آمارها سرانه تولید ناخالص ملی این کشور هزار و ۵۷۰ دلار بوده است و امید به زندگی در این کشور نیز ۶۳ سال است.
در جایگاه نهم فقیر ترین کشور دنیا کشور ماداگاسکار قرار گرفته است که سرانه تولید ناخالص ملی آن بنابر آخرین آمارها هزار و ۵۱۰ دلار بوده است و امید به زندگی در این کشور نیز ۶۵ سال تخمین زده شده است.
نام سیئرا لئون نیز که کشوری در غرب آفریقا و در اقیانوس اطلس قرار گرفته است در جایگاه هشتم این فهرست آمده است سرانه تولید ناخالص ملی این کشور هزار و ۴۸۰ دلار است و امید به زندگی در این کشور تنها ۵۱ سال است.
جایگاه هفتم این فهرست به کشور موزامبیک تعلق می گیرد که سرانه تولید ناخالص ملی آن بنابر آخرین آمارها هزار و ۲۰۰ دلار بوده است و امید به زندگی در این کشور نیز تنها ۵۸ سال است.
کشور مالاوی با سرانه تولید ناخالص ملی هزار و ۱۸۰ دلار در جایگاه ششم این فهرست قرار گرفته است امید به زندگی در این کشور نیز تنها ۶۳ سال است.
در جایگاه پنجم فقیر ترین کشور دنیا نام کشور نیجر آمده است که درغرب آفریقا واقع شده است؛ سرانه تولید ناخالص ملی این کشور ۹۹۰ دلار است و امید به زندگی در آن تنها ۶۰ سال است.
چهارمین کشور فقیر دنیا کنگو نام دارد؛ سرانه تولید ناخالص ملی این کشور تنها ۸۷۰ دلار است و امید به زندگی نیز در آن جا تنها ۵۹ سال است.
سومین کشور فقیر دنیا نیز بروندی نام دارد که سرانه تولید ناخالص ملی آن تنها ۷۷۰ دلار است و امید به زندگی در این کشور نیز تنها ۵۷ سال است.
در جایگاه دوم فقیرترین کشور دنیا نام کشور جمهوری آفریقا مرکزی آمده است که سرانه تولید ناخالص ملی آن تنها ۷۳۰ دلار است و امید به زندگی در این کشور نیز تنها ۵۲ سال است.
سرانجام فقیرترین کشور دنیا لیبریا نام دارد که در غرب آفریقا قرار گرفته است و هم مرز با گینه و ساحل عاج است؛ سرانه تولید ناخالص ملی در این کشور تنها ۷۱۰ دلار است و امید به زندگی در آنجا نیز تنها ۶۲ سال است.
هر اونس طلا برای تحویل فوری در معاملات روز جاری بازار سنگاپور با ۰.۴ درصد کاهش به ۱۵۸۴ دلار و ۵۰ سنت رسید. بهای معاملات این بازار روز چهارشنبه ۱.۲ درصد صعود کرده بود.
در بازار معاملات آتی آمریکا، هر اونس طلا با ۰.۴ درصد افزایش، به ۱۵۹۷ دلار و ۲۰ سنت رسید.
اوتار ساندو، مدیر کالا در شرکت فیلیپ فیوچرز اظهار کرد: طلا با شاخص دلار همبستگی معکوس پیدا کرده است اما در کل، طلا در فاز تحکیم قیمت قرار دارد و حرکت قیمت محدودی پیدا کرده است. بازار طلا در کوتاه مدت تحت تاثیر بازارهای دیگر قرار دارد اما عوامل بنیادین این فلز ارزشمند مثبت بوده و از رشد قیمت طلا پشتیبانی می کنند.
دلار با هجوم سرمایه گذاران برای خرید این ارز به عنوان دارایی امن، رشد شب گذشته خود را حفظ کرد. اختلالات گسترده ای که در نتیجه شیوع ویروس کرونا در تجارت جهانی به وجود آمده، عامل وحشت سرمایه گذاران بوده است.
طلا در شرایط ابهامات اقتصادی یا سیاسی به سرمایه گذاری جذابی تبدیل می شود و به شدت به نرخهای بهره حساس است زیرا نرخهای پایینتر، هزینه نگهداری این فلز که سوددهی ندارد را کاهش می دهد.
کارخانه های سراسر جهان در ماه میلادی گذشته از فعالیت بازماندند و کندی رشد فعالیت در آلمان و ژاپن بهبود فعالیت کارخانه ای چین را تحت الشعاع قرار دارد.
بر اساس گزارش رویترز، اریک رزنبرگ، رییس بانک فدرال بوستون اظهار کرد فاصله گذاری اجتماعی برای مهار شیوع کرونا به معنای آن است که نرخ بیکاری افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد.
بازارهای سهام آسیا پس از هشدار در خصوص وخامت شیوع ویروس کرونا در آمریکا و آماده شدن سرمایه گذاران برای دریافت اخبار منفی از گزارش اشتغال ماهانه آمریکا، برای دومین روز نزول کردند.
طبق آمار رویترز، ویروس کرونا تاکنون بیش از ۸۷۸ هزار و ۳۰۰ نفر در جهان را مبتلا کرده و بیش از ۴۳ هزار و ۴۰۰ قربانی گرفته است.
در بازار سایر فلزات ارزشمند، هر اونس پالادیم برای تحویل فوری ۲.۹ درصد افزایش پیدا کرد و در ۲۲۸۰ دلار و ۸۴ سنت ایستاد. هر اونس پلاتین برای تحویل فوری با ۰.۴ درصد کاهش، ۷۱۴ دلار و ۴۲ سنت معامله شد. هر اونس نقره برای تحویل فوری با ۰.۴ درصد کاهش، به ۱۳ دلار و ۹۵ سنت رسید.
به گزارش فوربس، در بین ۱۰ ثروتمند جهان، شش نفر آمریکایی هستند. این کشور به همراه چین بیشترین تعداد ثروتمندان جهان را دارند؛ به گونه ای که پیشتر نیز بیزینس اینسایدر اعلام کرده بود که بیش ۱۸.۵ میلیونر درآمریکا و بیش از ۴.۵ میلیونر در چین وجود دارد.
در ادامه با ثروتمندترین افراد هر کشور تا پایان مارس ۲۰۲۰ آشنا میشوید:
استرالیا
ثروتمندترین شخص: جینا راین هارت
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۸۸
میزان ثروت تا پایان مارس: ۱۳.۷ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: معدن
اتریش
ثروتمندترین شخص: دیتریش ماتشیتس
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۴۸
میزان ثروت تا پایان مارس: ۱۹ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: برند نوشیدنی ردبول
کانادا
ثروتمندترین شخص: دیوید تامسون
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا مارس: ۲۶
میزان ثروت تا پایان مارس: ۳۳.۳ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: رسانه
چین
ثروتمندترین شخص: ما هواتنگ
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۱۷
میزان ثروت تا پایان مارس: ۴۳.۲ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: مدیر تنسنت
فرانسه
ثروتمندترین شخص: برنارد آرنو
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۳
میزان ثروت تا پایان مارس: ۹۱.۶ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: برند لوئی ویتون
آلمان
ثروتمندترین شخص: کارل آلبرخت
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۲۴
میزان ثروت تا پایان مارس: ۳۴.۹ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: خرده فروشی
هنگ کنگ
ثروتمندترین شخص: لی شائو که
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۲۹
میزان ثروت تا پایان مارس: ۲۶.۹ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: ساخت و ساز
هند
ثروتمندترین شخص: موکاش آمبانی
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۲۰
میزان ثروت تا پایان مارس: ۳۹.۹ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: پتروشیمی
ژاپن
ثروتمندترین شخص: تاداشی یانای
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۴۱
میزان ثروت تا پایان مارس: ۲۱.۳ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: برند یونیک لو
روسیه
ثروتمندترین شخص: ولادمیر پوتانین
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۳۸
میزان ثروت تا پایان مارس: ۲۲.۵ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: فلزات
ترکیه
ثروتمندترین شخص: مراد اولکر
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۴۰۸
میزان ثروت تا پایان مارس: ۴.۵ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: صنایع غذایی
انگلیس
ثروتمندترین شخص: برادران هندوجا
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۱۱۰
میزان ثروت تا پایان مارس: ۱۲.۳ میلیارد دلار
زمینه فعالیت: مختلف
آمریکا
ثروتمندترین شخص: جف بزوس
رتبه در بین ثروتمندترین افراد جهان تا پایان مارس: ۱
به گزارش خبرانلاین به تقل از رویترز، قیمت هر اونس طلا امروز با ۰.۸ درصد افزایش به ۱۵۸۲ دلار و ۷۸ سنت رسید. دیروز قیمت طلا به دلیل تقویت ارزش دلار شاهد افت ۳.۱ درصدی بود. قیمت طلا در بازار آمریکا هم امروز به ۱۵۹۶ دلار و ۵۰ سنت رسید.
مارگارت یانگ یان، تحلیلگر موسسه سی ام سی مارکتس گفت: «احتمالا سرمایه گذاران در حال سرازیر شدن به سمت بازار طلا به منظور سرمایه گذاری امن هستند.» وی افزود، اظهارات ترامپ مبنی بر به اوج رسیدن کرونا در آمریکا در طی ۲ هفته آینده عامل تقویت قیمت طلا بوده است.»
وی افزود:« تاثیرات انبساطی شدن سیاست پولی و تزریق تریلیون ها دلار نقدینگی به اقتصاد جهانی بدان معناست که بازار مملو از نقدینگی است و در ماه های اخیر شاهد سرازیر شدن مقادیر زیادی پول کاغذی خواهیم بود و با توجه به عرضه محدود طلای فیزیکی بدون شک این مسئله موجب تقویت قیمت طلا خواهد شد.»
در جریان وضعیت های عدم قطعیت سیاسی یا اقتصادی طلا یک سرمایه جذاب محسوب می شود. قیمت طلا به شدت نسبت به نرخ بهره حساس است زیرا پایین آمدن نرخ بهره موجب کم شدن هزینه فرصت سرمایه گذاری در بازارهای امنی نظیر بازار طلا می شود.
فدرال رزرو آمریکا روز سه شنبه توانایی ده ها بانک مرکزی دیگر جهان برای دسترسی به دلار آمریکا در جریان بحران کرونا را افزایش و به آنها اجازه داد تا اوراقی را که از خزانه داری آمریکا خریداری کرده اند با وام های دلاری معاوضه کنند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از گاردین، ویروس کرونا ممکن است هیچ اهمیتی به مرزهای اجتماعی و نژادی ندهد اما حتی در هنگام شیوع این ویروس رفتار ثروتمندان با سایر افراد جامعه متفاوت است و در حالی که نگرانی اکثر ما نداشتن الکل و مواد ضدعفونی کننده کافی است ثروتمندان برنامه های دیگری برای خود دارند.
دو گزینه پیش روی ثروتمندان است پرواز با جت خصوصیشان به مکان های تفریحی دنج و رزرو هتل هایی در نقاط دورافتاده دنیا و یا ماندن در خانه و سپری کردن دوران قرنطینه و همان طور که روز به روز پرواز با جت های خصوصی در حال افزایش است و رزرو هتل ها در نقاط دورافتاده گاهی تا ده برابر افزایش یافته است نشان می دهد که ثروتمندان گزینه اول را انتخاب کردهاند.
اما مقصد گردشگری ثروتمندان بسیار مهم است، بررسیها نشان میدهد در حال حاضر نیوزلند در صدر فهرست مقاصد گردشگری آن ها قرار دارد همان طور که یکی از سرمایه گذاران فیس بوک با جت خصوصی خود به جزیره ۱۹۳ هکتاری اش در جنوب نیوزلند رفت؛ یکی دیگر از مقاصد گردشگری این ثروتمندان برای فرار از ویروس کرونا رفتن به آیداهو یکی از ایالت های غربی آمریکا است.
تجهیزات ثروتمندان در مقابله با ویروس کرونا نیز با افراد معمولی جامعه متفاوت است چرا که دیده شده است که خیلی از ثروتمندان هنگام سوار شدن بر جت شخصی خود ماسک های ان ۹۵ ای استفاده کرده اند که حتی در بیمارستان ها نیز این ماسک ها به سختی یافت می شوند.
و حتی در خصوص تست ویروس کرونا چراکه با توجه به محدودیت کیت ها هر کسی نمی تواند تست شود اما برخی ثروتمندان مانند سیاستمداران با مثبت شدن تست کرونا خود در قرنطینه به سر می برند و مداوم از خود تست می گیرند تا هر لحظه از سلامتی خود اطمینان حاصل کنند.
اما متاسفانه هر کجا که ثروتمندان بروند ویروسهای اطراف خودشان را نیز با خود می برند و همین امر موجب شیوع بیشتر بیماری کرونا حتی در نقاط دور افتاده دنیا خواهد شد.
۱۲ اندیشمند پاسخ دادند: ویژگیهای جهان پسا کرونا چیست؟
ویروس کرونا، همچون سقوط دیوار برلین در دوران جنگ سرد و ورشکستگی بانک برادران لیمن (۱) در جریان بحران مالی سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲، پدیده جهانی تکاندهندهای است.
این ویروس علاوه بر اختلال در بازارها، به چالشکشیدن کارآمدی و شایستگی و صلاحیت دولتها، متاسفانه خانوادههای بسیاری را داغدار کرده و باعث تحولاتی عمیق سیاسی و اقتصادی در جهان میشود که نشانههای آن را آینده خواهید دید؛ لذا، به منظور دریافت بینشی از این تحولات که در پس این بحران، رخ خواهند داد،
مجله سیاست خارجی از ۱۲ اندیشمند برجسته از سراسر جهان خواسته تا پیشبینیهای خود پیرامون نظم جهانی پساکرونا را با آن در میان بگذارند.
استفن والت (Stephen M. Walt) (۲)
این ویروس همهگیر به تقویت دولتها و قدرتگیری احساس ملیگرایی می انجامد. دولتهای جهان، از هر نوع و مدلی، بهمنظور کنترل این ویروس تصمیمات اضطراری اتخاذ کرده که ممکن است بسیاری از آنها حتی پس از پایان این بحران، در حافظه تاریخی مردمانشان باقی بماند. در آینده، به سبب تلاش دولتها و شرکتها در اتخاذ رویکردهایی جهت کاهش میزان آسیبپذیری آنها در برابر حوادث این چنینی و تمایل و تقاضای شهروندان هر کشور از دولت حاکمهشان در صیانت و حمایت از آنها، جهانی شدن رنگ باخته و بازار آزاد تضعیف میگردد.
همچنین از یک طرف بهدلیل عملکرد باری به هرجهت و واکنشهای کند امریکا و دولتهای اروپایی، و از طرف دیگر، عملکرد بسیار خوب دولتهای سنگاپور وکرهجنوبی و واکنش بسیار مناسب چین، بهرغم اشتباهاتی که در آغاز شیوع بیماری داشت، در مقابله با ویروس کووید-۱۹ سبب شده تا انتقال قدرت و نفوذ از جهان غرب به شرق شتاب یافته و در مقایسه، از جهان غرب جز هالهای و نام و نشانی باقی نماند.
از آنجایی که بیماریهای واگیر سابق، همچون طواعین در روزگار قدیم و آنفولانزا سالهای ۱۹۱۸ – ۱۹۱۹، در احساس رقابت و نزاع میان قدرتهای بزرگ خللی ایجاد نکرد و همچنین به نوعی جدید از همکاری جهانی منجر نگردید؛ آنچه با وجود ویروس کووید-۱۹ دستناخورده باقی میماند، ماهیت ناسازگار و مناقشهآمیز سیاست جهانی [همچون گذشته] است.
کووید-۱۹ در اندک زمان جهانی کمتر باز، کمتر کامیاب و کمتر آزاد [نسبت به سابق] پدید خواهد آورد که در نتیجه همراهی این ویروس مرگبار با برنامهریزیهای ناصحیح و مدیریت نالایق، اگرچه نباید اینطور میشد، بشریت در مسیر جدیدی توامان با دلواپسی قرارگرفته است.
رابین نیبلت (Robin Niblett)(۳)
ویروس همهگیر کرونا میتواند کمر جهانیسازی اقتصاد را بشکند. قدرت نظامی و اقتصاد روبه رشد چین سبب گردید تا امریکا نسبت به خلع ید چین از فناوریهای پیشرفته و سرمایههای فکری خود، عزمی راسخ پیدا کند و متحدین خود را نیز مجبور به پیروی از این خطمشی نماید. افزایش فشارهای جمعی و سیاسی برای کاهش انتشار گاز کربن بسیاری از شرکتهای زنجیره تامین که با اقصی نقاط عالم کار میکنند را زیر سوال برد و در حال حاضر، ویروس کووید-۱۹ دولتها، شرکتها و جوامع را مجبور کرده است تا ظرفیت خود را برای رویارویی با نوعی از خود انزوایی اقتصادی افزایش دهند تا بتوانند با این شرایط جدید خود را سازگار نمایند.
در چنین شرایطی، امکان بازگشت جهان به آن ایده از جهانیشدن متقابل و نافع برای همه که در ابتدای قرن ۲۱ پیریزی شد، بسیار دور از ذهن مینماید و اگر از دستاوردهای مشترک خویش از همگرایی اقتصادی در سطح جهان صیانت نکنیم، معماری حکمرانی اقتصادی جهانی، که بنای آن در قرن ۲۰ گزارده شده است، بهسرعت رو به انحطاط می رود. در نتیجه، رهبران سیاسی به منظور ابقای همکاریهای بینالمللی و درگیر نشدن در منازعات ژئوپلتیکی، مجبور به ایجاد نظمهای جدید خود تنظیمی می گردند.
آندسته از رهبران سیاسی که بتوانند این ویروس را مهار کنند، در نزد مردم خود از سرمایه سیاسی بهرهمند میگردند.
کیشوره محبوبانی (Kishore Mahbuban)(۴)
ویروس کرونا در جهتگیریهای اقتصادی جهان بهطور بنیادین تغییری ایجاد نمینماید و صرفا، به روند دگرگونی که مدتهاست شروع شده است سرعت میبخشد: عبور از جهانی شدن امریکایی به جهانی شدن با مرکزیت هرچه بیشتر چین.
اما چرا این روند ادامه خواهد یافت؟ مردم امریکا اعتقاد خود را نسبت به تجارت بینالملل و جهانی شدن از دست دادهاند چرا که تفاهمنامههای حاصل از تجارت آزاد، با یا بدون دونالد ترامپ، برای آنها زهرآگین هستند و در نقطه مقابل، چین اعتقاد خود را از دست نداده است. اما چرا؟ در اینجا می بایست دیده خود را به دلایل ژرف تاریخی دوخت. رهبران چین دوران تحقیر و خواری کشورشان بین سالهای ۱۸۴۲ تا ۱۹۴۹ را بهخوبی بهیاد دارند که همه آن اتفاقات معلول تلاشهای بیهوده و بیخیالی سردمداران آنوقت در انزوا جدا نمودن چین از بقیه دنیا است که در عوض در این چند دهه، چین بهصرافت افتاده و با تعامل با جهان موفق به تجدید حیات اقتصادی خود شده است. همچنین ملت چین از نوعی به اصطلاح انفجار اعتماد بهنفس و اطمینان فرهنگی بهرهمند شده است که به آنها این روحیه را بخشیده که میتوانند در هر جا و هر شرایطی با دیگران به رقابت بپردازند.
در نتیجه، همانطور که با دلیل و مدرک در کتاب جدید خود “آیا چین برده است؟“ آوردهام، امریکا تنها دو گزینه پیش روی خود دارد: اول اینکه اولویت نخست خود را صیانت از سروری و آقایی خود بر جهان قرار داده و در یک نزاع اقتصادی، سیاسی و ژئوپلتیکی با حاصل جمع صفر با چین وارد شود و یا آنکه، اگر میخواهد سطح رفاه مردم خود را – چراکه مردم امریکا این روزها از شرایط اجتماعی نابهسامانی رنج میبرد – بهبود بخشد، ناچار به همکاری با چین است.
اگرچه توصیه عاقلانهتر، همکاری با چین است اما با توجه به فضای مسموم سیاسی که در امریکا علیه چین وجود دارد، سنبه این توصیه عاقلانه پر زور نخواهد بود.
جان ایکنبری (G. John Ikenberry)(۵)
این بحران در کوتاه مدت، خوراک ذهنی همه کمپهای فعال در زمینههای مختلف را در بحثهای راهبردی کلان غرب فراهم میکند.. ملیگراها، مخالفین جهانی شدن(۶) ، افرادی که نگاه پرخاشگرایانه نسبت به چین (۷) دارند و حتی، فراملیگرایان لیبرال (۸) شواهد جدیدی برای الزام اجرای نقطهنظرهایشان پیدا میکنند. علیرغم صدمات شدید اقتصادی و فروپاشی اجتماعی در حال بروز و ظهور، به سختی میتوان چیزی جز تقویت جنبشهایی با محوریت ملیگرایی، شدتگیری رقابت میان قدرتهای بزرگ، جدایی استراتژیک کشورها و مانند آن دریافت کرد.
اما همچون روزهای سالهای دهه ۱۹۳۰ و ۴۰، سایر دیدگاههای خلاف واقع نیز در جریان هستند مانند نوع سرسختانهای از فراملیگرایی، درست مشابه آنچه فرانکلین روزولت و برخی دیگر از دولتمردان پیش از و در زمان جنگ ترسیم میکردند. فروپاشی اقتصاد جهانی در دهه ۱۹۳۰ به همگان ارتباط تنگانگ میان جوامع مدرن و همچنین، آسیبپذیر بودن به آنچه که روزولت از آن باعنوان بیماری واگیر یاد میکرد، را اثبات کرد. امریکا نسبت به سایر قدرتهای بزرگ کمتر به وسیله قوای بنیادی مدرنیته مورد تهدید قرار گرفت.
آنچه فرانکلین روزولت و سایر فراملیگرایان بهدنبال آن بودند، عبارت بود از نظم پسا جنگ که به بازسازی یک سیستم باز با شاکلهای جدید از حمایت و قابلیتهایی برای مدیریت وابستگیهای متقابل میپرداخت. به وضوح میتوان دریافت که امریکا نمیتوانست خود را در مرزهای خود پنهان کند و در عوض، میبایست در نظم باز پساجنگ که مستلزم ایجاد زیرساختهای جهانی برای همکاریهای چندجانبه بوده است، به ایفای نقش بپردازد.
لذا امریکا و سایر دموکراسیهای غربی مجبور به عبور از رهگذر این سلسله از واکنشها به آسیب پذیری موجود میباشند. پاسخها و واکنشها در ابتدا برخاسته از حس ملیگرایی خواهد بود اما با گذشت زمان، دموکراسیها میبایست از پوست خود بیرون آمده و نوعی جدید از اندیشه فراملیگرایی حمایت گرایانه و عملگرایانه را با یکدیگر پیدا کنند.
شانون اونیل (Shannon K. O’Neil)(۹)
ویروس کووید-۱۹ بنیادیترین مفاهیم مربوط به تولید جهانی را زیر پا گذاشته که بههمین سبب، شرکتها امروزه به دنبال بازیابی و کوچکسازی زنجیره تامین چندمرحلهای و چندکشوری که مسلط بر تولید جهان امروز هستند، بودهاند.
زنجیرههای تامین جهانی که از لحاظ اقتصادی بهدلایلی از قبیل افزایش قیمت کارگر در چین، جنگ تجاری دونالد ترامپ و پیشرفتهای حاصله در علم روباتیک، اتوماسیون و چاپ سهبعدی (۳D) و همچنین از لحاظ سیاسی بهدلیل از دستدادن مشاغل ذهنی و حقیقی خصوصا در اقتصادهای بالغ، تحت فشار شدید هستند.
حال کرونا با تعطیلی کارخانهها و تولیدیها در مناطق مبتلا به این ویروس، موجب کمبود جدی در موجودی انبارها وکالا و محصولات تولیدکنندگان و همچنین بیمارستانها، داروخانهها، سوپرمارکتها و خردهفروشیها شده است و در نتیجه، توانسته بسیاری از این حلقههای ارتباطاتی را بشکند.
اما روی دیگر این بیماری همهگیر، تقاضای اکثر شرکت ها برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد محل تهیه کالاهای خود و حصول هرچه بیشتر مازاد در بده بستانهای خود است. دولتها نیز در این حین مداخله کرده و صنایع به اصطلاح راهبردی را مکلف به برخورداری از برنامههای پشتیبانی و ذخائر لازم برای مواجهه با مواقع اینچنینی میکند که در نتیجه این رویکرد، میزان سودبخشی افت کرده اما میزان ثبات در تامین مایحتاج و کالاها افزایش مییابد.
شیوشانکار منون (Shivshankar Menon)(۱۰)
روزهای نخستین این بحران درحال سپری شدن است و با این وصف وقوع سه چیز به نظر واضح میرسد. اول، بیماری همهگیر کرونا باعث دگرگونی در سیاست داخلی دولتها، و دولتها با یکدیگر خواهد شد و این تغییر در همه جوامع – حتی جوامع آزاد – به سود دولت رخ میدهد. موفقیت نسبی دولتها در شکست این بیماری همهگیر و تاثیراتی که آن بر اقتصاد بر جای میگذارد، مسائل امنیتی و این نوع از قطبیسازی متاخر که در جوامع شاهد آن هستیم را به عرصه قهقرا میکشاند و یا کمرنگ میکند.
در هر حال، دولت به مفهوم اصطلاحی آن دوباره احیا شده است. همچنین تا به حال، شواهد نشان داده که دولتهای اقتدارگرا و پوپولیست در کنترل این بیماری همهگیر آنچنان توفیقی حاصل نکردهاند. به واقع میتوان گفت این کشورهای دموکراتیک نظیر کره و تایوان بودند – نه کشورهایی که سردمدارانشان اقتدارگرا و یا پوپولیستاند -که توانستند پاسخی درخور و توام با موفقیت به این بیماری بدهند.
دوم آنکه ما هنوز به پایان جهان بههم پیوسته امروزی نرسیدهایم. به عبارت دیگر، نفس این بیماری همهگیر دلیل بر وابستگی متقابل هر یک از ما به دیگری است. اما از قبل ما شاهد نوعی چرخش به سوی خودمختاری و اینکه خود افراد سرنوشت خویش را رقم بزنند، در داخل همه دولتها بودهایم. ما بهسوی جهانی کوچکتر و البته با فقر و ناعدالتی بیشتر رهسپاریم.
سوم و نهایتا، شاهد نشانههایی از بروز امید و عقل سلیم در میان جوامع هستیم. برای مثال، هند ابتکار عمل را در دست گرفت و جلسهای را از طریق ویدئوکنفرانس با تمامی رهبران آسیای جنوبی ترتیب داد تا نسبت به این تهدید پاسخ منطقه ای درخور مهیا کند. اگر این بیماری همهگیر باعث شود تا ما تکانی بهخود دهیم و به این مسئله پی ببریم که منافع حقیقی ما با همکاری چندجانبهمان در حل مشکلات و معضلات جهانی پیش رویمان استیفا میشود، میتوان گفت که این پدیده ما را به سوی هدف سودمندی متوجه کرده است.
جوزف نای (Joseph S. Nye, Jr.) (۱۱)
در سال ۲۰۱۷، دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا از سند راهبرد امنیت ملی امریکا رونمایی کرد که تمرکز آن بر رقابت میان قدرتهای بزرگ است. ویروس کووید-۱۹ نواقص موجود در این راهبرد را نمایان کرد بدین ترتیب که اگر بر فرض، ایالات متحده بتواند به عنوان یک قدرت بزرگ بر سایرین تفوق یابد، اما نمیتواند بهتنهایی امنیت خود را تامین کند.
همانطور که ریچارد دانزیگ به طور خلاصه به شرح این مساله در سال ۲۰۱۸ پرداخت: دستاوردها و محصولات حاصل از فناوری در قرن بیست و یک [۲۱]، نه فقط در سطح توزیع، بلکه متعلق به همه جهان است درست همانطور که پیامدهای ناشی از آن نیز جهانی است. پاتوژنها، سیستمهای هوش مصنوعی، ویروسهای رایانهای، پرتوها و تشعشعاتی که هرکدام از آنها حتی اگر سهوا منتشر شدند، علاوه برای ما، میتوانند برای تمامی جهان نیز مشکلزا باشند. لازم است تا معاهدات، هنجارها و برنامههای اقتضایی مشترک را رعایت و آنها را پیادهسازی کنیم، از سامانه های گزارشدهی موردقبول همه و کنترل و نظارتهای مشترک بهره ببریم تا بتوانیم از پس خطرات مشترک و متعددی که با آنها روبرو میشویم، بربیاییم.
در بخورد با این جنس تهدیدهایی چون تغییر اقلیم و آبوهوا و ویروس کووید-۱۹ که محدود به جغرافیایی خاص نیست ، نمیتوان صرفا به توانمندی امریکا اکتفا کرد. کلید موفقیت در این رویارویی، ملاحظه اهمیت توانمندی سایر کشورها در مواجهه با این چنین مسائل است. بدیهی است که هر کشوری منافع ملی خود را در درجه اول قرار می دهد، اما مسئله اینجاست که این منافع با چه دامنهای (موسع یا تنگنظرانه) تعریف میشوند. ویروس کرونا به ما نشان دادکه در تنظیم راهبرد خود با جهان جدید ناکام بودهایم.
جان آلن (John Allen)(۱۲)
تاریخ را بنابر سنتی که از قبل بوده است، فاتحین بحران کرونا خواهند نوشت. هر ملتی، و به طور فزایندهای هر فردی، در این روزها متحمل فشارهای طاقت فرسای ناشی از این بیماری در سطح اجتماعی است. آن دسته از ملتهایی که به ناچار هم از طریق نظامهای اقتصادی و سیاسی یگانهشان و هم از نقطه نظر سلامت عمومی در مقابل این ویروس ایستادگی میکنند، نسبت به سایر ملتهایی که در مواجهه با این بیماری سرانجام دهشتناکی داشته اند، خود را پیروز و فاتح بحران خواهند خواند. در نظر بعضیها این یک پیروزی بزرگ و مسلم برای دموکراسی، چندجانبهگرایی و بهداشت ودرمان جهانی، و در نظر برخی دیگر، جلوهای واضح از حکومت اقتدارگرایانه و جازم خواهد بود.
به هرحال این بحران، شاکله نظام بینالملل را از نو طرحریزی میکند که ما صرفا میتوانیم آن را تصور کنیم. ویروس کرونا در فعالیتهای اقتصادی آشفتگی به بار خواهد آورد و تنش میان کشورها را افزایش خواهد داد.
در درازمدت، این ویروس احتمالا ظرفیت مولد اقتصاد جهانی را، خصوصا با تعطیل شدن کسب وکارها و از هم گسستن افراد از نیروی کار، به طور چشمگیری کاهش خواهد داد. این دگردیسی برای ملل درحال توسعه و آنهایی که بخش بزرگی از کارگران به لحاظ اقتصادی آسیب پذیر را در اختیار دارند، خطر به مراتب بزرگتری خواهد بود. در مقابل، نظام بین الملل به دلیل افزایش بیثباتی و نزاع های گسترده در داخل و خارج از مرزهای کشورها متحمل فشارهای شدیدی خواهد شد.
لاوری گرت (Laurie Garrett)(۱۳)
شوک بنیادینی که در نتیجه این پدیده به نظام اقتصادی و مالی دنیا وارد میشود، پذیرش این مسئله است که زنجیرههای تامین و شبکههای توزیع در مقابل این ویروس بسیار بسیار آسیب پذیرند. بیماری همهگیر کرونا علاوه بر اثرات درازمدت اقتصادی که از خود برجای خواهد گذاشت، تحولات بنیادین دیگری نیز ایجاد خواهد کرد.
جهانی شدن، این امکان را برای شرکتها فراهم کرد که بتوانند فرای مرزهای خود کشاورزی کنند، در سراسر دنیا به امر تولید بپردازند و محصولات خود را درست به موقع به بازارهای هدف خود تحویل دهند درحالی که هزینه های مربوط به انبارداری را از میان بردارند. اینکه امروزه کالاها در ظرف چند روز بر روی قفسه های فروشگاه ها قرار میگیرند از ناکامیهای بازار محسوب میشوند. تامین بایستی در سطح جهانی و باهماهنگی و دقت بالا، حمل و صورت پذیرد. ویروس کرونا ثابت کرد که علاوه بر انسانها میتواند کل سیستم بههنگام (Just-In-Time) را آلوده (مختل) سازد.
با توجه به زیانهای وارده به بازارهای مالی که دنیا از ماه فوریه شاهد آن بوده است، بطورحتم شرکتهایی که از کرونا گزیده شده اند، بعد از عبور از این بیماری، مدل سیستم به هنگام (JIT) و تولید پراکنده جهانی را به کناری میگذارند. پیامد این عمل میتواند مرحلهای جدید و البته تلخ و ناگوار، از سرمایهداری جهانی باشد به نحوی که زنجیرههای تامین به خانهها نزدیکتر شده و خود را مملو از کالاهای غیرضرور میکنند تا در برخورد با پدیدههای اینچنینی بتوانند از خود محافظت کنند. این میتواند در سود و منافع کوتاهمدت شرکتها خللی وارد کند اما در کل، سبب افزایش سطح تابآوری سیستم میشود.
ریچارد هاس (Richard N. Haass)(۱۴)
کلمه “دائمی”، همچون “هیچ” و “کم”، از جمله کلماتی است که من خیلی از آن خوشم نمیآید، اما فکر میکنم ویروس کرونا برای چند سالی دولتها را به خود مشغول کرده و باعث میشود تا آنها توجه خود را به آنچه در داخل مرزهایشان رخ میدهد، معطوف کنند تا اینکه بخواهند به مسائل خارج از مرزهای خود توجه کنند. پیشبینیهای من از این قرار است:
تلاش هرچه بیشتر دولتها برای رسیدن به خودکفایی (و در پس آن، از هم گسیختگی دولتها) – صدمه به زنجیرههای تامین – رویارویی و مخالفتهای شدیدتر با مهاجرت گسترده – وجود سطح تنزل یافتهای از تمایل یا تعهد دولتها برای رسیدگی به مسائل منطقهای و جهانی (از جمله تغییر اقلیم و آبوهوا) – پیدایش نیاز شدید برای تخصیص منابع جهت بازسازی داخلی و دست وپنجه نرم کردن با پیامدهای اقتصادی ناشی از این بحران.
انتظار میرود، عبور از این بحران برای بسیاری از کشورها با دشواریهایی همراه بوده و همچنین، افزایش شمار دولتهای درمانده و تضعیف شده از ویژگیهای مبرهن جهان ما به شمار خواهد رفت. این بحران موجب وخیمتر شدن سطح روابط چین و امریکا، و تضعیف فرآیند همگرایی اروپا خواهد شد. اما وجهه مثبت این بحران، این است که ما در آینده شاهد بهبود و تقویت بهداشت عمومی و جهانی خواهیم بود.
با اینحال در مجموع، این بحران به جای افزایش میل و رغبت و توانایی کشورها برای جهانیشدن، موجب تضعیف این مسئله در نزد آنها شده است.
کوری شایک (Kori Schake)(۱۵)
به دلیل منافع تنگ نظرانه موجود در دولت ایالات متحده امریکا و همچنین بی مهارتی و عدم شایستگی آن، دیگر اذهان مردم سراسر دنیا از امریکا به عنوان رهبر جهان یاد نخواهد کرد. درصورتی که سازمانهای بینالمللی اطلاعات مربوط به این بیماری همهگیر را زودتر و هرچه بیشتر ارائه میکردند تا دولتها بتوانند منابع و موارد لازم برای مقابله با این بیماری را تعبیه و خود را نهایتا آماده مقابله با این ویروس کنند، در آنصورت امروز شاهد مهار حداکثری تاثیرات جهانی این بیماری همهگیر بودیم. این آن چیزی است که امریکا میباست پیش قراول آن میشد و ان را سازماندهی میکرد تا به همگان نشان میداد که امریکا با این دنبال منابع خود میباشد، اما به تحقق صرف آن محدود نیست.
واشنگتن در امتحان رهبری دنیا رفوزه شد و حال جهان به ورطه هولناکی خواهد افتاد.
نیکولاس برنز (Nicholas Burns)(۱۶)
بیماری همهگیر کووید-۱۹، بزرگترین بحران جهانی این قرن است. عمق و میزان آن بسیار گسترده و وسیع است. بحران فعلی بهداشت عمومی هر ۷.۸ میلیارد نفر از مردم روی کره زمین را تهدید میکند. اثر اقتصادی و مالی این بحران، میتواند از تاثیرات رکود عظیم سالهای ۲۰۰۸ – ۲۰۰۹ بسیار بیشتر باشد. هر بحرانی به خودی خود میتواند همچون یک زلزله بزرگ، آنچنان شوکی وارد کند که تحولاتی همیشگی در نظام بینالملل و موازنه قوا آنطور که ما میشناسیم، پدید آورد.
همکاریهای بینالمللی که تا به حال صورت پذیرفته به طرز اسفباری ناکافی بوده است. اگر پرقدرتترین کشورهای دنیا، یعنی امریکا و چین که هر کدام در برابر این بحران بوجود آمده مسئولاند، به جنگ لفظی میان خود پایان نبخشند، از اعتبار بینالمللی هردو به طور چشمگیری کاسته میشود. همچنین در آینده، دولتهای ملی درون اتحادیه اروپا ار قدرت بیشتری برخوردار میشوند اگر که اتحادیه اروپا نتواند به داد ۵۰۰ میلیون شهروند خویش برسد. در داخل امریکا نیز، آنچه از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، اینست که دولت فدرال بتواند با اتخاذ رویکردهایی موثر، این بحران را مهار کند
در هر کشوری، بههرحال شاهد میزانی از نوعدوستی و روح بشری –برای مثال در پزشکان، پرستاران، مسئولین و مردم عادی هستیم که نمایانگر تابآوری، اثربخشی و مدیریت اوضاع است که این خود نور امید را به دلهای ما میتابد .