برچسب: اقتصاد ایران

  • کج‌فهم‌ها نمی‌گذارند اقتصاد ایران رشد کند

    کج‌فهم‌ها نمی‌گذارند اقتصاد ایران رشد کند

    کج‌فهم‌ها نمی‌گذارند اقتصاد ایران رشد کند

     

    اعتمادآنلاین| سعید شمس- گره اقتصاد ایران هرچه می‌گذرد کورتر می‌شود و در نتیجه گرانی، بیکاری و گرفتاری اقتصادی مردم را در تنگناهای نگران‌کننده‌ای قرار داده است. از همین رو ۲ سوال مهم پیش می‌آید: اساساً چرا در کشوری که پتانسیل‌ بالایی دارد‌ اقتصاد همیشه دچار حالتی شلخته و به‌هم‌ریخته است و همچنین رعایت کدام بایدها و نبایدهای اقتصادی می‌تواند وضعیت را تا حدودی ترمیم کند؟

    مهدی پازوکی، کارشناس اقتصاد، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌ باره اظهار داشت: وقتی رشد اقتصادی رو به پایین و رشد جمعیت رو به بالا می‌رود، قطعاً به لحاظ علمی توان اقتصادی ضعیف می‌شود و تولید ناخالص ملی کشور کاهش پیدا می‌کند. یکی از تبعات‌ این اتفاق کاهش درآمد سالانه و در نتیجه گسترش فقر خواهد بود.

    وی درباره گره‌هایی که اقتصاد ایران را با بحران مواجه کرده، گفت: تحریم‌های ظالمانه و البته شیوع ویروس کرونا موجب شده وضعیت رشد اقتصاد نه تنها در ایران بلکه در کل جهان حالت منفی پیدا کند به طوری که حتی اقتصادهای توسعه‌یافته‌‌ای که تحریم هم نیستند موانع زیادی پیش روی خود می‌بینند.

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به خبر رسیدن خط فقر به ۱۰ میلیون تومان عنوان کرد: وقتی ارزش پول ملی پایین می‌آید مبادلات اقلام مورد نیاز در بازارهای جهانی با نرخ‌های بالاتری انجام می‌شود و طبعاً قدرت خرید هم پایین می‌رود. البته باید به این نکته توجه کرد وقتی گفته می‌شود خط فقر زیر ۱۰ میلیون تومان است، یک معلم اگر چهار میلیون درآمد داشته و قیمت خانه‌ای که مالکش است متری پنج میلیون باشد، در واقع قدرت خرید او ۹ میلیون است. با این توضیح که آمار مالکان شهرهای ایران حدود ۶۵ درصد و در روستاها بالای ۹۰ درصد است.

    او تصریح کرد: در شرایطی که همیشه تحت تحریم هستیم، باید بدانیم اقتصاد ایران ۲ پتانسیل بسیار عالی دارد که تصمیم‌گیران و گردانندگان امور تا به امروز از آنها استفاده‌ بهینه‌ای نکرده‌اند. این ۲ پتانسیل عبارت است از: انرژی ارزان و نیروی کار انسانی تحصیل‌کرده و ارزان. همین ۲ عامل می‌تواند در ترمیم وضعیت تاثیرگذار باشد. مشکل این است که قدرت در اختیار گروه‌ها و دسته‌هایی قرار دارد که اکثرشان نسبت به منافع ملی و مصلحت عمومی بی‌تفاوت‌اند. این گروه‌ها دچار جهالت و ناآگاهی هستند؛ یعنی فکر می‌کنند با ورود سرمایه‌گذاران خارجی فساد و فحشا در کشور رواج پیدا می‌کند و همه چیز به هم می‌ریزد.

    پازوکی ادامه داد: در واقع این تفکر ناآگاه که بنده به آن جهالت اقتصادی می‌گویم، از ورود شرکت‌های خارجی در ایران ممانعت به عمل می‌آورد. با نگاهی به اقتصاد جاری در کشور ترکیه درمی‌یابیم که هزاران سرمایه‌گذار خارجی در این کشور سرمایه‌گذاری‌ای جدی کرده‌اند، اما در ایران از حضور خارجی‌ها جلوگیری می‌کنند. البته با سرمایه‌دارهای داخلی هم برخوردهایی بازدارنده می‌شود و آنها را به سمت ورود به بازارهای تجاری و ‌اقتصادی کشورهای دیگر هدایت می‌کنند. همین الان فعالان اقتصادی ایران رقمی بالغ بر ۴۰۰ میلیارد دلار در کشورهای دیگر سرمایه دارند که فقط ۱۰ درصد از این مبلغ می‌تواند بخش بزرگی از مشکلات جاری در داخل کشور را رفع و رجوع کند.

    او توضیح داد: این در حالی است که اگر بتوانیم همین سرمایه‌گذاران داخلی را به اقتصاد جاری کشور تزریق کنیم، قطعاً اقتصاد ایران شکوفا خواهد شد و حتی با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی کشور‌ می‌توانیم صادرات کشاورزی، مواد معدنی و فراورده‌های نفتی را در خاورمیانه از آنِ خود کنیم. اما کج‌فهم‌ها نمی‌گذارند اقتصاد ایران رشد کند. به عنوان مثال خیلی از افغان‌ها تمایل دارند در ایران فعالیت کنند،‌ اما ما حتی به آنها اجازه باز کردن حساب هم نمی‌دهیم تا به جای ایران، پول‌هایشان را وارد بازار ترکیه کنند.

    این کارشناس اقتصاد اضافه کرد: متاسفانه تفکری که می‌پندارد همهِ دنیا می‌خواهند ما را نابود کنند موجب شده تا اقتصاد ایران در بخش‌های مختلف سهمی بسیار کمرنگ در اقتصاد جهانی داشته باشد. این در حالی است که خانم مرکل که یکی از بهترین رهبران جهان است‌ تمام کارخانجات آلمان شرقی را فقط با یک یورو به سرمایه‌گذاران آلمان غربی واگذار کرد و به همین دلیل آلمان در سرمایه‌گذاری موفق شد و الان بین شهروندان آلمان غربی و شرقی هیچ تفاوتی دیده نمی‌شود.

    مهدی پازوکی در پایان گفت: وقتی خط تولید پارس ‌الکتریک در ایران تلویزیون رنگی تولید می‌کرد،‌ در کره‌جنوبی حتی تلویزیون سیاه و سفید هم نداشتند. اما امروز سامسونگ  و ال‌جی بازار جهانی تلویزیون را در اختیار خود دارند که این نشان‌دهنده فضای سالم و منطق‌مدارانه فضای تولید و اقتصاد این کشور است. در پایان تاکید می‌کنم،‌ رونق اقتصادی بدون تعامل با دنیا محال است.

    چکیده گفت‌وگو با مهدی پازوکی

    -رشد اقتصاد در کل جهان حالت منفی دارد

    -انرژی ارزان و نیروی کار انسانی تحصیل‌کرده فرصت اقتصادی هستند

    -سرمایه‌گذاران داخلی را به اقتصاد جاری کشور تزریق کنیم

    -فعالان اقتصادی ایران رقمی بالغ بر ۴۰۰ میلیارد دلار در کشورهای دیگر سرمایه دارند

    -رونق اقتصادی بدون تعامل با دنیا محال است

    -انرژی ارزان و نیروی کار انسانی تحصیل‌کرده و ارزان ۲ پتانسیل اقتصاد ایران است

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ارز حاصل از صادرات باید در چرخه اقتصادی به کار گرفته شود

    ارز حاصل از صادرات باید در چرخه اقتصادی به کار گرفته شود

     

    اعتمادآنلاین| اسحاق جهانگیری ظهر شنبه در مراسم افتتاح فاز دوم فولاد سازی شرکت فولاد کاوه جنوب کیش و بیمارستان شریعتی در بندرعباس با گرامیداشت هفته دفاع مقدس به ایثار و فداکاری ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: بدون تردید جانفشانی و ایثارگری های شهدای عزیز و همه ملت ایران در مقابل فشارهای ظالمانه دشمنان همیشه زنده است و در تاریخ ایران ماندگار خواهد ماند .

    معاون اول رییس جمهور با اشاره به اینکه کشورمان با پدیده بسیار مهم تحریم و جنگ اقتصادی مواجه است، اظهار داشت: آمریکا از آغاز سال ۹۷ تحریم های شدیدی را علیه ملت ایران با این تصور شروع کرد که به واسطه آن می تواند ایران را تسلیم کند و نظام ایران را به فروپاشی بکشاند. آنان با اعمال این تحریم ها خیال می کردند که ملت ایران در روزها و ماه های نخستین تسلیم شود و جشن چهل سالگی انقلاب برگزار نخواهد شد .

    وی با تجلیل از ایستادگی و تاب آوری ملت ایران در مقابل تحریم های ظالمانه آمریکا تصریح کرد: به عنوان مسئولان نظام باید در مقابل مقاومت و ایستادگی بزرگی که ملت ایران از خود نشان دادند، سر تعظیم فرود بیاوریم .

    از شرایط زندگی و مشکلات مردم آگاه هستیم

    دکتر جهانگیری اضافه کرد: از شرایط زندگی و مشکلاتی که مردم با آن دست به گریبان شده اند آگاه هستیم و تمام ظرفیت و توان مدیریتی کشور را برای کاهش فشارهایی که به معیشت مردم وارد شده به کار گرفته ایم.

    معاون اول رییس جمهور گفت: اینکه امروز آمریکا از مذاکره با ایران سخن می گوید و صراحتاً اعلام می کند که ظرف یک هفته یا یک ماه می تواند با ایران به تفاهم برسد به خاطر ایستادگی و تاب آوری ملت ایران است. آنان باید به خوبی بدانند که در منطقه حساس خاورمیانه و خلیج فارس، کشور پرتوانی مثل ایران وجود دارد و بایستی راه های تعامل متناسب با این ملت بزرگ را در پیش بگیرند.

    وی با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران بخش مهمی از راه حل در سطح همه مسائل منطقه ای و بین المللی است، اظهار داشت: آمریکایی ها باید بدانند که با ملت بزرگ ایران با زبان احترام و ادب سخن بگویند چرا که ملت ایران همواره خواهان صلح، آرامش و ثبات در سطح منطقه ای و بین المللی است.

    دکتر جهانگیری با تاکید بر اینکه بایستی از دل سختی ها و مشکلات، فرصت های بزرگی را برای آبادانی و پیشرفت کشور بوجود بیاوریم، گفت: همه باید از فعالیت بخش خصوصی و فعالان اقتصادی پشتیبانی کنیم تا از درون بحران و تحریم، فرصت های بی نظیری برای افزایش تولید، صادرات و اشتغال ایجاد شود.

    رشد ۲.۵ درصدی صنعت طی سه ماهه گذشته

    معاون اول رییس جمهور اضافه کرد: در سه ماه اول امسال شاهد رشد ۲.۵ درصدی در بخش صنعت هستیم این در حالی است که اکثر کشورهای پیشرفته جهان صرفاً به خاطر مواجه شدن با پدیده کرونا با رشد های منفی بالای اقتصادی روبرو هستند.

    وی افزود: آمریکایی ها تصور می کردند که اگر نفت ایران را تحریم کنند و جلوی صادرات آن را بگیرند می توانند در روند صادرات و واردات کشورمان اخلال ایجاد کنند این در حالی است که دولت با دوراندیشی برنامه هایی در حوزه اقتصاد مقاومتی در طول سالهای گذشته اتخاذ کرد که در سال ۹۸ توانستیم حدود ۴۳ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشته باشیم و نیازهای ضروری کشور را تامین کنیم و بدون تردید اگر امسال هم پدیده کرونا وجود نداشت حتماً رقم این صادرات افزایش پیدا می کرد.

    دکتر جهانگیری با تاکید بر ضرورت بازگشت ارز حاصل از صادرات در چرخه اقتصاد کشور گفت: صادراتی برای کشور مهم است که ارز حاصل از آن در چرخه اقتصادی بکار گرفته شود و زمانی صادرات، ارزشمند و صادر کننده مهم و سرباز خط اول جنگ اقتصادی است که ارز حاصل از صادرات را در مسیر تامین نیازهای کشور قرار دهد.

    معاون اول رییس جمهور با اشاره به مدیریت کشور در حوزه واردات کالا اظهار داشت: متاسفانه برخی در این زمینه موارد ناچیزی را بزرگ نمایی می کنند و به این وسیله کل مدیریت واردات کشور را زیر سوال می برند که این جفا در عرصه مدیریت واردات است.

    وی تصریح کرد: دولت از سال ۹۷ بلافاصله اعلام کرد که کالاهای وارداتی طبقه بندی و الویت بندی شوند و مواردی که در داخل کشور تولید می شود، وارد نشود و در نتیجه این تصمیم تولید در داخل کشور به راه افتاد.

    دکتر جهانگیری خاطر نشان کرد: کارگروه رفع موانع جهش تولید با جدیت کار خود را آغاز کرده و البته بایستی تصمیمات این کارگروه نافذ باشد لذا بایستی سازوکارهایی تدوین شود که این کار به خوبی انجام گردد.

    معاون اول رییس جمهور ضرورت حمایت از سرمایه گذاری در کشور را مورد تاکید قرار داد و گفت: نهادهای عمومی و شرکت های خصوصی و سرمایه گذاری بانکی از جمله مجموعه هایی هستند که در شرایط فعلی بایستی مورد حمایت قرار بگیرند چرا که برای ایران نامناسب است که در دوره طولانی بیش از ۱۰ سال از رشد سرمایه گذاری منفی برخوردار باشد از این رو تیم اقتصادی دولت بایستی سازوکار دقیقی تدوین کند که بخش خصوصی و نهادهای عمومی به عرصه سرمایه گذاری وارد شوند.

    وی تصریح کرد: سرمایه گذاری آینده کشور را رقم می زند و اگر روند آن کند شود آینده کشور دچار مشکل خواهد شد.

    دکتر جهانگیری با بیان اینکه هنر و کار انقلابی این نیست که علیه بخش خصوصی فضاسازی شود، اظهار داشت: فضاسازی علیه بخش خصوصی با هیچ منطقی سازگار نیست. باید کاری کنیم که فضای سرمایه گذاری در کشور امن و پایدار باشد و با توجه به گرفتاری های اقتصادی مردم ضرورت دارد از موارد حاشیه ساز پرهیز کرده و در مسیرحل و فصل مشکلات کشور و مردم متمرکز شویم.

    معاون اول رییس جمهور با قدردانی از بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی به خاطر گام بلندی که در مسیر سرمایه گذاری برداشته است، اظهار داشت: راه اندازی این مجموعه صنعتی اقدام بسیار ارزشمندی است که می تواند آثار و برکات فراوانی برای کشور داشته باشد و امیدواریم این بنیاد با همین روحیه بسیار خوبی که از ریاست آن سراغ داریم به این روند ادامه دهد.

    وی قدرشناسی از مدیران توانمند کشور را حائز اهمیت توصیف کرد و گفت: هنر مسئولین این است که چهره های بی ادعا و متخصص را شناسایی کرده و فرصت های بزرگ فعالیت را در عرصه های ملی برای آنان فراهم سازد.

    دکتر جهانگیری با اشاره به ظرفیت های کشورمان در حوزه تولید فولاد اظهار داشت: امروز ۶۵ درصد فولاد خاورمیانه در ایران تولید می شود و جزو ده کشور اول تولید کننده فولاد در سطح جهان هستیم و چنانچه ظرفیت بالقوه ۵۵ میلیون تن هم فعال شود می توانیم بخش مهمی از صادرات کشور را به فولاد اختصاص دهیم.

    منبع: مهر

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • خطر فقر و نظامات اقتصادی

    خطر فقر و نظامات اقتصادی

    خطر فقر و نظامات اقتصادی

     

    اعتمادآنلاین| واقع آن است که عملا در دهه ۹۰ فرصت‌سوزی بزرگی در اقتصاد ایران رخ داد؛ یعنی اقتصاد ایران در طول یک دهه ۲بار تحریم شد و تحریم‌های بی نظیری هم اعمال شد که مشابه آن را در تاریخ روابط بین الملل درهیچ کشور و اقتصادی سابقه ندارد. اما در کنار تحریم‌ها، ما انباشت چالش‌های دهه‌های گذشته را نیز داشتیم که با هر تکانه‌ای این چالش‌ها خود را نمایان‌تر می‌کند.

    این چالش‌ها موجب شد تا رشد اقتصادی دهه ۹۰ حدودا صفر باشد و میانگین تورم دهه ۹۰ هم در این بازه زمانی حدود ۲۳درصد برآورد می‌شود.یعنی با اقتصادی مواجهیم که در یک دهه رشد نداشته و میانگین تورم ۲۳درصدی را از سرگذرانده است که مجموعه این مسائل، به منزله کوچک‌تر شدن کیک اقتصاد ایران است. طبیعی است وقتی کیک اقتصاد کوچک شود، سهم معیشتی مردم هم کمتر می‌شود. اما مساله به همین اعداد و ارقام خلاصه نمی‌شود و در پس پرده موضوعات دیگری هم وجود دارد که باید به آنها توجه شود.

    در کنار این معضلات که برآمده از تحریم و… است موضوعات دیگری هم وجود دارند که هم مزید برعلت شده تا سرعت فقر در دهک‌های پایینی با سرعت بالایی افزایش یابد. مساله این است که همه نظامات اقتصادی ایران به‌نفع ثروتمندان وبه ضرر فقرا تنظیم شده است. در سایر کشورها وقتی شرایط تورمی ایجاد می‌شود، نظامات اقتصادی به نحوی تنظیم می‌شوند که بیشترین فشار بر دوش ثروتمندان بیفتد. اما در ایران برعکس است. نظامات اقتصادی به گونه‌ای است که در زمان تورم، ثروتمندان ثروتمند‌تر و فقرا، فقیرتر می‌شوند.این یک معضل ریشه‌ای در اقتصاد ایران است که گسترش فقر در کشور را تسریع می‌بخشد.

    در دنیا مالیات بر ثروت وجود دارد، مالیات بر مجموعه درآمد ایجاد شده؛ نظام یارانه‌ای برقرار است و در نهایت هم نظام بانکی، وظیفه حمایت از بنگاه‌های متوسط و خرد را در دستور کار قرار می‌دهد تا در هنگام تورم، پایه‌های معیشتی خانواده‌ها دچار تکانه نشود و مردم از دل یک فضای کسب و کار پویا معیشت خود را راهبری کنند. در کشور ما به عکس است، یعنی نظام مالیاتی ما در خدمت ثروتمندان است، ما مالیات بر ثروت نداریم، مالیات بر مجموعه در آمد نداریم، لذا ثروتمندان که در شرایط تورمی بر ثروتشان افزوده می‌شود، مالیات آن را هم پرداخت نمی‌کنند. در همه جای دنیاثروت افراد از یک حدی که افزایش پیدا می‌کند پایه‌های مالیاتی جدیدی برای آنها در نظر گرفته می‌شود و این منابع به‌نفع معیشت طبقات کمتربرخوردار به کار گرفته می‌شوند.

    یکی از دوستان ما می‌گفت که در سفری که به یکی از کشورهای دیگر توسعه یافته، داشته با شخصی مواجه می‌شود که به دلیل افزایش حقوق و درآمدش اظهار ناراحتی می‌کرده است؛ وقنی دلیل این ناراحتی را از او جویا شده بود، فرد به او گفته بود که اگر ثروت و درآمدش از یک حدی بیشتر شود، باید پایه‌های مالیاتی جدیدی را پرداخت کند و به همین دلیل ناراحت بود. به همین دلیل بسیاری از افراد در سایر کشورها از سکونت در خانه‌های بزرگ، استفاده از اقلام لوکس و…خودداری می‌کنند چون نظارت‌های اقتصادی در مالیاتی در آن جوامع به گونه‌ای است که سهم مالیاتی را بر دوش برخوردارها قرار می‌دهد. در ایران اما هر کس ثروت بیشتری دارد، خودروی بیشتری دارد، انرژی بیشتری مصرف می‌کند و از یارانه‌های حمایتی بیشتری هم استفاده می‌کند. در حالی که ۴۰درصد مردم کمتربرخوردار اساسا خودرویی ندارند که بخواهند از یارانه بنزین استفاده کنند. این یک بازی اشتباه در اقتصاد ایران است که از ۲زاویه فشار طبقاتی و فقر را تشدید می‌کند.

    اول به‌دلیل تحریم‌های ظالمانه کیک اقتصاد کوچک‌تر شده و این امر سهم معیشتی مردم را کاهش داده است. اما موضوع مهم‌تر و درناک‌تر این است که نظامات اقتصادی اعم از نظامات مالیاتی، تسهیلاتی و یارنه‌ای به نفع طبقات برخوردار و به ضرر محروم‌ها استقرار پیدا کرده است. این امر در شرایط تورمی بیشتر خود را نمایان می‌کند و ثروتمندان را ثروتمندتر و فقرا را محروم‌تر می‌کند. ثروتمندان با استفاده از نقدینگی و ثروت بالایی که دارند، به راحتی به تسهیلات با سود کمتر بهره مند می‌شوند و این نقدینگی را وارد بازارهای سوداگرانه می‌کنند. این فضا ضرورت اصلاحات اقتصادی را یادآور می‌سازد. در مورد بحث فقر عدد و رقم مستندی که ارایه نمی‌شود. در سال ۹۴ آماری را مرکز آمار منتشر کرده بود که بر اساس آن اعلام شده بود ۳۵ درصد خانوارهای ایرانی، دستمزدی پایین‌تر از دهک پایینی سوم دارند.

    این معیار در آن زمان در نظر گرفته شده بود تا تصویری از وضعیت معیشتی مردم ارایه کند. حالا شما تصور کنید که ما از سال۹۷ به بعد که اقتصاد ایران یک سقوط شدیدتری را در اکثر شاخص‌های اقتصادی پشت سر گذاشته و قیمت دلار حداقل ۷برابر شده است چه وضعیتی از نظر گسترش فقر دارد. این موضوع بیانگر آن است که امروز حداقل بیش از ۵۰الی ۶۰درصد در وضعیت دهک سوم معیاری قرار دارند. این وضعیت ضرورت اصلاحات را یادآور می‌شود، چرا که همین امروز هم برای اصلاحات اقتصادی دیر شده است هر روز فشار بر دهک‌های محروم بیشتر می‌شود.

    اما آیا معنای این اعداد و ارقام این است که هیچ نقطه روشن و امیدبخشی وجود ندارد؟ به هیچ عنوان معنای این ارزیابی‌های تحلیلی این نیست که امیدی برای اصلاح وجود ندارد؛ این ارزیابی‌های تحلیلی برای آن است که به هرچه سریع‌تر برای اصلاح امور اقدام شود. می‌گویند در زمان اتحادیه جماهیر شوروی یک فردی در میدان سرخ مسکو اعلامیه پخش می‌کرد، کا گ ب این فرد را دستگیر می‌کند، می‌بینند که برگه‌های سفید را پخش می‌کند؛ از او می‌پرسند که پرا برگه سفید منتشر می‌کنی؟ می‌گوید، وضعیت نمایان است دیگر من چه بگویم.  معتقدم مطالبه اصلی فعالان اقتصادی و رسانه‌ها باید این باشد که چرا نظام مالیاتی، نظام بانکی و نظام یارانه‌ای به نفع طبقات کمتربرخوردار اصلاح نمی‌شود و در راستای منافع دهک‌های ثروتمند جامعه است. پرسشگری درباره این ضرورت بسیار مهم است و می‌طلبد که مدام درباره آن صحبت شود تا فرجی برای بهبود وضعیت معیشتی مردم حاصل شود .

    منبع : تعدل

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تدوین بسته جامع پساکرونایی برای حمایت از مشاغل آسیب‌دیده

    تدوین بسته جامع پساکرونایی برای حمایت از مشاغل آسیب‌دیده

    اعتمادآنلاین| با تصویب کارگروه مقابله با پیامدهای اقتصادی کرونا قرار شد با استفاده از منابع بانکی باقی مانده از تسهیلات حمایتی دولت برای کسب‌وکاری آسیب‌دیده، بسته جامع پساکرونایی برای حمایت از این مشاغل تدوین و ارائه شود.

    در جلسه بیست‌وششم کارگروه مقابله با پیامدهای اقتصادی ناشی از شیوع کرونا که روز چهارشنبه  دوم مهرماه ۱۳۹۹  به ریاست دکتر نهاوندیان برگزار شد، مقرر شد که جزئیات این بسته حمایتی از سوی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی و وزارت اقتصاد تدوین و شیوه پرداخت آن به زودی به متقاضیان اعلام شود.

    همچنین در این جلسه، اعضای کارگروه در راستای دو مصوبه ستاد ملی مبارزه با کرونا، با تمدید پرداخت وام به مشاغل و کسب‌وکارها و حوزه‌های حمل‌ونقل آسیب دیده از کرونا تا پایان مهر امسال و تمدید پرداخت وام‌های ودیعه اجاره مسکن تا پایان دیماه موافقت کردند.

    در بیست و ششمین جلسه کارگروه همچنین قرار شد یک بسته ویژه حمایت از فعالان حوزه بهداشت و درمان به صورت مشترک از سوی وزارت بهداشت و سازمان برنامه و بودجه تدوین و از منابع اعتبارات کرونایی به صورت تسهیلات بانکی پرداخت شود.

    منبع: خبرآنلاین

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اسامی صادرکنندگان متخلف به قوه قضاییه ارسال شد

    اسامی صادرکنندگان متخلف به قوه قضاییه ارسال شد

    اعتمادآنلاین| سومین فهرست مشخصات صادرکنندگانی که صادرات آنها بیش از یک میلیون دلار بوده و بخش عمده تکلیف خود در خصوص بازگشت ارز حاصل از صادرات را در مهلت مقرر قانونی و به روشهای اعلامی بانک مرکزی به چرخه اقتصاد برنگردانده اند، به قوه قضاییه ارسال شد.

     طبق این فهرست، اسامی ۱۰۳۳ صادر کننده که مانده تعهد آنها جمعا به مبلغ ۴.۹ میلیارد دلار است، برای قوه محترم قضاییه  ارسال شد تا طبق مقررات قانونی و از جمله مصوبه شورای‌عالی هماهنگی اقتصادی با متخلفین برخورد لازم صورت گیرد.

    گفتنی است، این سومین فهرست ارسالی از سوی بانک مرکزی به قوه قضاییه است و مجموع مبلغ دو فهرست قبلی، بالغ بر هشت میلیارد دلار بوده است.

    منبع: خبرآنلاین

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اعطای تسهیلات دولتی برای جبران خسارت صنعت نوشت‌افزار

    اعطای تسهیلات دولتی برای جبران خسارت صنعت نوشت‌افزار

    اعطای تسهیلات دولتی برای جبران خسارت صنعت نوشت‌افزار

     

    به گزارش خبرآنلاین و به نقل از وزارت صنعت، معدن و تجارت، «مهدی صادقی نیارکی» در نشست بررسی مهمترین چالش های صنعت نوشت افزار و لوازم التحریر با تاکید بر اتخاذ تمهیداتی برای جبران زیان های اقتصادی ناشی از کاهش تقاضای نوشت افزار به دلیل شیوع ویروس کرونا اظهار داشت: صنایع متعددی به دلیل کاهش متقاضی و محدودیت های فضای کسب و کار با مشکلات مالی روبه رو شده اند و تمهیداتی برای آسیب های اقتصادی-صنعتی ناشی از این بیماری در نظر گرفته شد.

    وی با اشاره به دغدغه تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان صنعت نوشت افزار تصریح کرد: این بخش نیز بر خلاف آغاز سال تحصیلی با کاهش متقاضی روبه رو بوده و ضروری است برای کاهش آسیب های اقتصادی به این صنعت، تدابیری در نظر گرفته شود.

    وی افزود: این صنعت در شرایط کنونی با تکیه بر توسعه ساخت داخل و ممنوعیت ورود محصولات مشابه خارجی اقدامات خوبی را انجام داده است و بازار با کمبود لوازم التحریر روبه رو نیست.

    اعطای تسهیلات دولتی برای جبران خسارت صنعت نوشت‌افزار

    معاون امور صنایع وزارت صنعت خاطرنشان کرد: در حال حاضر تسهیلاتی برای صنایع آسیب دیده از شیوع بیماری کرونا در نظر گرفته شده است و در تلاش هستیم تا صنعت نوشت افزار نیز از حمایت های دولت برای بهبود وضعیت تولید وتوانمندسازی بهره مند شود.

    نمایندگان صنعت نوشت افزار با طرح مشکلات و چالش های پیش روی این صنعت از استقبال نکردن دانش آموزان و دانشجویان از خرید این وسایل، در شرایط کنونی اظهار نارضایتی کرده و خواستار اتخاذ تدابیری برای جبران زیان های اقتصادی ناشی از کاهش تقاضا در شرایط کنونی شدند.

    تسریع در ترخیص مواد اولیه مورد نیاز از گمرک و همکاری بانک مرکزی برای تخصیص ارز مورد نیاز این صنعت نیز از جمله دغدغه هایی بود که در این نشست به آن پرداخته شده و تصمیماتی برای بهبود وضعیت این صنعت اتخاذ شد.

    پیش از این «موسی فرزانیان» رییس اتحادیه لوازم التحریر و لوازم مهندسی به خبرنگار ایرنا گفته بود که فروش نوشت افزار فعالیتی فصلی است که از تیر تا پایان مهرماه مورد توجه قرار می گیرد اما در سال جاری معادل ۳۰ درصد سال گذشته نیز فروش نداشته‌ایم و در تابستان نیز با رکود قابل توجهی در فروش نوشت افزار مواجه بودیم.

    این روند به دلیل شیوع ویروس کرونا و در پی آن تعطیلی مدارس و برگزاری آنلاین کلاس های آموزشی به وجود آمده است.

    ۲۲۳۲۲۸

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انحصار، ابرچالش اقتصاد ایران است/ قافله‌داران بخش خصوصی یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در اقتصاد نبوده‌اند و تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند

    انحصار، ابرچالش اقتصاد ایران است/ قافله‌داران بخش خصوصی یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در اقتصاد نبوده‌اند و تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند

    انحصار، ابرچالش اقتصاد ایران است/ قافله‌داران بخش خصوصی یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در اقتصاد نبوده‌اند و تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند

     

    اعتمادآنلاین| مشکل اقتصاد ایران را در «انحصار» می‌داند؛ انحصار در توزیع دلارهای رانتی، انحصار در واردات، صادرات و در تسهیلات.» او می‌گوید: «اینکه تصور شود تنها تحریم‌ها موجب شده که اقتصاد ایران به این روز بیفتد، این‌گونه نیست. خیلی از تحلیلگران بارها گفته‌اند، باید از سد خودتحریمی‌ها عبور کرد و تحریم‌‌های بیرونی چالش اصلی کشور نیست.» بنابه اظهارات او، «اگر درک صحیح از منافع کشور وجود داشته باشد، آن هم در دوره‌ای که «ناکارآمدی‌ها، نبود مدیریت صحیح و سوءتدبیرها» در همه امور قابل مشاهده هستند، می‌توان امیدوار بود که اقتصاد ایران نفسی بکشد؛ در غیر این‌صورت راه به جایی نخواهیم برد.» محمدرضا بهزادیان، نایب‌رییس اسبق اتاق بازرگانی تهران و عضو کنونی هیات نمایندگان اتاق تهران، در گفت‌وگوی خود با «تعادل» ضمن بیان این مسائل، تصریح می‌کند: «کسانی که اجازه ندادند اقتصاد ایران در دوره برجام نفس بکشد حال باید پاسخگو باشند و محاکمه شوند؛ کسانی که در اقتصاد دستی دارند تخلف می‌کنند و اقتصاد را به این روز کشانده‌اند.» این فعال بخش خصوصی همچنین به واکاوی رابطه دولت و بخش خصوصی می‌پردازد و تاکید می‌کند: «اصولا دولت‌ها در هر ناکامی و پیچیدگی دنبال این هستند که یک مقصر پیدا کنند و انگشت اتهام را به سمت او بگیرند؛ ‌آن مقصر کسی نیست جز بخش خصوصی که مدام از دولت‌ها سیلی خورده است.» مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

    *اولین پرسشم از شما این است که چرا حال اقتصاد کشور خوب نیست وهر نسخه‌ای که از سوی دولتمردان پیچیده می‌شود، راه به جایی نمی‌برد؟

    تصور بنده این است که کابینه دولت آقای حسن روحانی، از یک تیم اقتصادی هماهنگ و منسجم برخوردار نیست. به ویژه از ابتدای دوره دوم دولت روحانی شاهد هیچ‌گونه طرح یا راهبردی در سطح کلان نبودیم که بتواند گره از مشکلات اقتصادی بگشاید. دوره نخست دولت هم تمامی امیدها به توافق بین‌المللی برجام گره خورد. در پرتو آن تصویر از اقتصادی ترسیم شد، که همه چیز سروسامان خواهد گرفت، اما متاسفانه هیچ پیش‌بینی برای وضعیتی غیر از آن در دستور کار قرار نگرفت. الان هم شاهد نظرات متضاد و بعضا متناقض در کابینه دولت هستیم. ضمن اینکه عموم مردم و نخبگان جامعه نیز بر این نکته تاکید دارند که هیچ راهبرد مشخصی در دولت آقای روحانی در بخش اقتصادی وجود ندارد. حتی در همین مدت باقی مانده هم نمی‌توان گفت که دولت قرار است چه راهی را پیش ببرد. در کل احساس من این است که تصمیمات خلق‌الساعه و روزمرگی در اداره امور کشور، موجب شده ما به این نقطه تاریک در اقتصاد کشور برسیم. این درحالی است که در دولت برآمده از مردم حداقل کاری که می‌توانست انجام دهد، حفظ اعتماد مردم بود، که این هم از بین رفت.

    *این همه نگرانی مردم از شرایط اقتصادی برگرفته از چیست و این نگرانی تا چه اندازه نشات گرفته از سیاست‌گذاری‌های غلط در سطح حاکمیت و دولت است؟

    همان‌طور که اشاره کردید، امروز عموم افراد، فرقی هم ندارد از چه قشری ودرچه سطحی همه نگران وضعیت اقتصادی کشور هستند. نگرانند چه برسر سرمایه یا کسب وکار آنها خواهد آمد. هر روز به این فکر می‌کنند که دارایی هایشان را روانه کدام بازار کنند تا متضرر نشوند. واقعا باید مسوولان از خودشان بپرسند دلیل این هجوم مردم به بازارهایی چون «طلا، سکه، دلار، سرمایه، خودرو» چیست؟ خب جواب مشخص است مردم نگرانند. اما چه کسی مسبب این وضعیت است؛ قطعا کسانی که بر مسند قدرت و مدیریت نشسته‌اند. فرقی هم ندارد، نهادهای دولتی باشند، نهادهای نظامی باشند یا افرادی از بدنه حاکمیت. مردم آرامش و امنیت اقتصادی ندارند. برخی هم این وسط به دنبال یک انعطاف‌های سیاسی هستند تا بلکه وضعیت کمی بهتر شود.

    *یک سوال تکراری، آیا می‌توان تحریم‌ها را دلیل اصلی این وضعیت اسفناک اقتصاد ایران دانست؟

    مساله تحریم‌ها، یک توجیه بیشتر نیست که مدام از سوی دولتمردان و بعضا برخی مسوولان ناکارآمد شنیده می‌شود. اینکه تصور شود تنها تحریم‌ها موجب شده که اقتصاد ایران به این روز بیفتد، این‌گونه نیست. خیلی از تحلیلگران نیز بارها گفته‌اند، باید از سد خودتحریمی‌ها عبور کرد و تحریم‌های بیرونی چالش اصلی کشور نیست. عمدتا عدم مدیریت نتیجه‌اش را در اقتصاد می‌بینیم. متاسفانه در سالی قرار گرفته‌ایم که در کنار تحریم یک بهانه دوم به نام کرونا هم ایجاد شده؛ اما بالاخره اقتصاد کشور با لحاظ تحریم باید از مدل‌های بین‌المللی پیروی کند، چون شیوع کرونا مختص به ایران که نیست. امروز در شرایطی هستیم که نمی‌توانیم نفتمان را بفروشیم، نفس اقتصاد به صادرات بستگی دارد؛ به کسانی نیاز داریم که بتوانند کالاهای تولید داخل را در بازارهای خارجی بفروشند و ارز آوری داشته باشند، اما شما می‌بینید که بخش تجارت و بازرگانی تحت سخت‌ترین حملات وفشارها از سوی مسوولیت اصلی کشور است و درنتیجه در آمار سه ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال ۹۸ آمار صادرات کشور۴۵درصد سقوط کرده است. حتی در مرداد ماه نسبت به تیرماه نیز شاهد کاهش صادرات هستیم. آنهم در شرایطی که کشور در تنگنای ارزی قرار دارد.

    البته این را هم بگویم که ما در دوره برجام از فرصت‌های به وجود آمده برای بازسازی اقتصادی کشور استفاده نکردیم که مردم ما این همه در فشار هستند و کسانی که نگذاشتند اقتصاد نفسش را بکشد باید الان پاسخگو باشند.

    *مقصر کیست؟

    ببینید اصولا دولت‌ها در هر ناکامی و پیچیدگی دنبال این هستند یک مقصر پیدا کنند و انگشت اتهام را به سمت او بگیرند. در دو سال گذشته هم اگر گفتار همه دولتمردان را مرور کنید، می‌بینید که به بخش تجارت و بازرگانی کشور چقدر حمله کردند.

    یعنی تقریبا در همه موارد، گفتند این تجار و بازرگانان کالاهای تجملاتی وارد می‌کنند، قاچاقچی، ارز خارج کرده‌ و… اینقدر که در این دو سال بر گلوی بخش خصوصی فشار آورده‌اند، درطی ۳۸ سال گذشته چنین رفتاری را شاهد نبودیم. افرادی که اکنون در بدنه بخش خصوصی فعالیت دارند، از بیرون که نیامده‌اند، کسانی هستند که سال‌ها در این عرضه فعال بودند. می‌خواهم به طور روشن از بخش تجار و بازرگان شریف دفاع کنم؛ چراکه اگر تجار نباشند، ما نمی‌توانیم بازارهای صادراتی گسترده‌تر پیدا کنیم یا در بخش فروش در عرصه بین‌الملل حضور فعالی داشته باشیم. کالایی که مورد نیاز داخل است اگر وارد نشود، تولید دچار مشکل می‌شود. اینکه بگوییم سیاست ممنوعیت واردات برای حمایت از تولید خوب است، به چه قیمتی است؟ به قیمت ضربه به تولید وصادرات. بنابراین تولید زمانی در اقتصاد پا می‌گیرد که تجارت آزاد و مارکتینگ با آن عجین شود.

    *دولت پنهان یا همان خصولتی‌ها و نظامی‌ها چقدر مقصر این آشفتگی‌های اقتصادی هستند؛ چراکه بخشی بزرگ از اقتصاد دست اینهاست؟

    من در اینجا به گفته‌های خود آقای روحانی اشاره می‌کنم که از: «آنهایی که پول دارند و در سیاست هم حضور دارند و اسلحه هم دارند، و در اقتصاد حضور دارند و اثرات سوء…» بخش اصلی اقتصاد دولتی است و بقیه مدیریت اقتصاد در دست نهادهای نظامی و خصولتی‌ها است، بخش کوچکی از اقتصاد در اختیار بخش خصوصی است؛ والبته هر زمان که خواستند مرجعی برای تخلفات پیدا کنند، می‌اندازند گردن فعالان اقتصادی بخش خصوصی. تنها به عنوان یک نمونه عرض می‌کنم، مدام رقمی برای کشفیات قاچاق اعلام می‌شود. اما ورود به جزییات نمی‌کنند، اگرسوال شود از متولیان مبارزه با قاچاق که رقم قاچاق سیگار چقدر است؟ چگونه می‌آید و وارد شبکه رسمی می‌شود؟ جواب مشخصی ندارد. سوال این است که منفعت چه کسانی به قاچاق سیگار گره خورده و در پشت صحنه چه کسانی حضور دارند.

    *از صحبت‌های شما من اینگونه برداشت می‌کنم افراد خاصی که در سیستم هستند، در امر قاچاق مشارکت دارند؟

    بله، ببینید این میزان قاچاقی که اعلام می‌شود بخش عظیمی از آن از مبادی رسمی و توسط افرادی که دربدنه سیستم هستند وارد کشور می‌شود. همه چیز که از کوه و کمر وارد کشور نمی‌شود. اصلا امکان هم ندارد. بنابراین کسانی که در اقتصاد دستی دارند تخلف می‌کنند و اقتصاد را به این روز کشانده‌اند.

    فعالان بخش خصوصی و مردم از قوه قضاییه تقاضا دارند در چهارچوب مبارزه با فساد شفاف‌سازی کنند که ماجرای قاچاق سیگار چیست؟ ومرتکبین را به مردم معرفی کنند.

    *اگر بخواهیم دریک واژه یا جمله بگویید که اقتصاد ایران از چه چیزی رنج می‌برد؛ آن چیست؟

    «انحصار؛ انحصار در توزیع دلارهای رانتی به گروه‌های خاص. انحصار در واردات، صادرات و در تسهیلات.» این انحصارات دست گروه‌های خاصی است. من می‌خواهم بگویم که مردم در تمامی این سال‌ها پای این نظام ماندند، فقط سپاه، ارتش، نیروهای زمینی و هوایی وغیره نبود که انقلاب را حراست کردند، این مردم بودند و خیلی از بحران‌ها را از سر گذراندند. اما حالا ببینید مشارکت مردم در بازسازی اقتصاد حاصل از تحریم و کرونا چقدر است؟ امروز فقط مردم را به وحشتی انداخته‌ایم که اگر پس‌انداز اندکی دارند، در این فکر باشند که سهام، دلار، سکه و… بخرند یا در موسسات مالی سرمایه‌گذاری کنند. همه دنیا اقتصاد را به گونه‌ای اداره می‌کنند که سرمایه‌ها به سمت تولید برود اما در اقتصاد ما تولید در حال از دست رفتن و فلج شدن است.

    *چرا این مسیر هدایت نقدینگی به درستی ترسیم نشده یا نمی‌شود؟

    طبیعی است که این دست تصمیم‌گیران وسیاست‌گذاران هستند که باید بررسی کنند ببینند اشکال کارشان کجاست و چرا درست عمل نکردند. من بیشتر بی‌تدبیری و عدم دلسوزی مدیران را عامل اصلی می‌بینم. ما امضای مسوولیت‌دار در مقابل آن امضای‌های طلایی را شاهد نیستیم. امروز مسوولی را پیدا نمی‌کنیدکه با جسارت به صحنه بیاید و مسوولیت بپذیرد و تصمیمات بزرگ در چهارچوب اختیاراتش بگیرد و آن را عملیاتی کند! رییس دولت، وزیر، یا حتی مدیرکل و معاون وزیر طرحی ارائه و پای آن را امضا کند ودر اجرای آن تلاش کند که باعث تقویت در آن بخش و بهبود وضعیت مردم بشود، حتما موفق خواهد شد. اما کدام مسوولی را پیدا می‌کنید که مسوولیت بپذیرد و پای طرحش را امضا کند و مجری و پاسخگو باشد؟

    *عملکرد اقتصاد دولت روحانی چه تفاوتی با دولت احمدی‌نژاد داشت؟

    فرقش این است که دولت احمدی‌نژاد در زمانی روی کارآمد که ماشین اقتصاد را با رشد مثبت بالای ۶ درصد و پربنزین تحویل گرفت. پشت فرمان این ماشین پرقدرت اقتصادی در آن‌زمان نشست، آنچنان گاز داد و هر طور میلش کشید با باک پر بنزین اقتصاد ایران رفتار کرد. آن درآمدهای حاصل از فروش نفت (هر بشکه ۱۲۰ دلار) را هم صرف بی‌برنامگی و طرح‌های بی‌هدف کردند و ماشین اقتصاد بدون بنزین را تحویل آقای روحانی دادند. اما آقای روحانی که اقبال مردم را داشت می‌توانست از این فرصت به درستی استفاده کند. او همه سرنوشت اقتصادی کشور را به یک تفاهم نامه که پای آن هم زحمت کشیده شده بود، گره زد. اما با روی کار آمدن «دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا آنچه سیاستمداران رشته بودند پنبه شد. آقای روحانی فکر می‌کرد از ته دره‌ای که آقای احمدی‌نژاد ماشین اقتصاد را تحویلش داده، می‌تواند با طناب برجام بیرون بیاورد، وسط راه این طناب بریده شد. و از یک جایی به بعد تصمیم‌گیری‌های غلط و نیروهای نا کارآمددر دولت وضعیت را خراب‌تر کرد و چیزی غیر از رنج و فشار اقتصادی برای مردم در پی نداشت.

    *برگردیم به رابطه دولت وبخش خصوصی؛ چرا طی این دو، سه سال اخیر مدام شاهد چالش و دعوا بین این دو نهاد هستیم؟

    هیچ همگرایی بین دولت و بخش خصوصی وجود ندارد؛ چراکه وقتی دولت‌ها نمی‌توانند ناکارآمدی‌های خودشان را توجیه کنند، گناه را گردن بخش خصوصی می‌اندازند. من نمی‌فهمم چه چالشی بین یک دولت برآمده از مردم و بخش تجارت و اقتصاد کشور می‌تواند به وجود آید؟ از مقام معظم رهبری برای مبارزه با فساد مجوز گرفتند، بخش‌هایی از قانون آیین دادرسی را نادیده گرفتند و دادگاه هایی تشکیل دادند ولی در نهایت چه شد؟ سوال ما از مجریان قوه قضاییه و دستگاه دولت این است که آنهایی را که به عنوان مفسد اقتصادی معرفی کردید و دادگاه برگزار کردید و تبلیغات کردیدآیا در حال تحمل مجازات هستند ؟

    *اینها ناشی از چیست؟

    بخش اول آن مربوط به دولت است که بخش خصوصی را مسبب همه ناکامی‌های سیاست‌های اقتصادی معرفی کرده و افکار عمومی رابه این سمت سوق داده که بخش خصوصی فاسد و متخلف است. اما در مقابل متولیان بخش خصوصی و روسای پارلمان بخش خصوصی در این سال‌ها آن‌طور که باید از عملکرد بخش خصوصی دفاع نکرده‌اند. این در حالی است که بخش خصوصی در عرصه تولید، تجارت، ایجاد اشتغال، حضور در بازارهای خارجی و… نقش پررنگی دارد.

    *نقش سیاست‌گذاران تجاری و صنعتی را در این ماجراها چگونه ارزیابی می‌کنید و چقدر مقصر این وضعیت هستند؟

    بخشی از اشکالات کار ما در تجارت همین جاست که سیاست‌گذار ومتولی تجاری نقش خود را به درستی ایفا نمی‌کند. مثلا در مورد همین بازگشت ارزهای صادراتی، ببینید چه ماجرایی به راه انداختند که بخش خصوصی را مقصر اصلی جلوه دهند. اول از بازنگشتن ۲۷ میلیارد دلار دم زدند، بعد هم که نتوانستند اسامی و لیست را منتشر کنند، و بخش خصوصی پیگیری کرد گفتند ۱۷میلیارد دلار است حالا با کسر صادرات محصولات نفتی گفتند ده میلیارد دلار به هرحال ما تقاضا داریم تا مشخص شود واقعا کدام بنگاه‌ها و شرکت‌ها ارزشان را برنگرداندند، این در حالی است که اگر ارز پتروشیمی‌ها و خصولتی‌ها را از همین رقم کم کنیم، می‌بینیم که رقم واقعی عدم بازگشت ارز صادراتی از سوی بخش خصوصی، بین ۶ تا ۷ میلیارد دلار بیشتر نیست. اگر غیراز این است، اعلام کنند تا ما بدانیم کدامیک از رفقای ما ارزشان را برنگرداندند. خیلی از تجاری که امروز مورد هجوم و حمله قرار می‌گیرند، همان کسانی هستند که توانستند در دوران سخت تحریم‌ها با اعتبارشان از خارج مواد اولیه مورد نیاز تولید و کالاهای اساسی مورد نیاز مردم را وارد کنند. بعد هم آمدند با اعمال یکسری سیاست‌های غلط ارزی از جمله راه‌اندازی سامانه نیما، عملا دست صادرکننده را بستند وآنقدر فشار وارد کردند که خیلی از صادرکنندگان با سابقه ترجیح دادند که عطایش را به لقایش ببخشند، چون اساسا دراین فضا نمی‌شد کاری کرد. این دولت روش‌های کنترلی تجربه شده گذشته را رها کرد و خودش راهکار‌های جدید تجربه نشده داد و عملا چرخ را دوباره اختراع کرد!!

    *حال که به ارزهای صادراتی اشاره کردید؛ آن‌طرف قضیه هم ارز ارزانی بود که به واردات تخصیص داده شده که به محلی برای سوءاستفاده و رانت تبدیل شد.

    بله از دیگر سیاست‌های غلط ارزی، همین تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی بود که به عده‌ای خاص داده شد تا کالای اساسی وارد کنند. باید مشخص شود که این ارزها به چه کسانی داده شده است؟ البته آنقدر حلقه تخصیص را تنگ کردند و شرط گذاشتند که تنها عده‌ای خاص بتوانند از این فیلتر عبور کنند و ارز ارزان را دریافت کنند. بقیه تجاری که سال‌ها در کار کالای اساسی فعالیت داشتند هم در این فضای رانتی عملا یا بیکار شدند یا نتوانستند از موقعیت‌هایی که در بیرون از کشور داشتند به درستی بهره ببرند. حال ببینید در شرایطی قرار گرفتیم که باید نگران صنعت مرغ وتخم مرغ کشور باشیم؛ چراکه ممکن است حتی به دلیل کمبود نهاده‌های دامی، شاهد تعطیلی مرغداری‌هایمان باشیم و برویم دنبال واردات «مرغ وتخم مرغ» آیا این سیاست‌گذاری درستی است که در سال جهش تولید با تاکید مقام معظم رهبری، یکی یکی واحدهای تولیدیمان تعطیل شود؟ یکجای این سیاست‌گذاری اشکال دارد.

    *خب، اشکال کجاست؟

    نبود یک مانیفست اقتصادی، نبود برنامه‌ریزی، نبود یک برنامه مدون و مشخص. به طور نمونه اشکال همان ارز ارزانی است که گفتم به عده‌ای دادند و رانت شکل گرفت. به خاطر دارم زمانی که «جو و ذرت» وارد می‌شد، قیمت فروش آن ظاهرا ۱۳۰۰ تومان بود، بعد آنرا به ۱۵۰۰ تومان افزایش دادند. چند سامانه درست کردند برای کنترل قیمت ونظارت. در این سامانه وارد‌کننده کالایش را عرضه می‌کند و خریدار هم می‌خرد؛ البته عدد خرید و فروش هم باید معلوم باشد، بر اساس همان نرخی که اعلام کردند. حال قیمت ذرت در سامانه دولت ۱۵۰۰ تومان است، اما در بازار آزاد تا دو برابر آن. در این شرایط مگر یک مرغدار چقدر توان دارد که بخواهد چیزی را ۲ برابر قیمت بخرد و بعد به مرغش بدهد تا بخورد. زمانی هم که مرغ را در بازار یا سطح مغازه‌ها عرضه کند، نظارت وجود دارد که گران نفروشد. خب طبیعی است زمانی‌که چیزی برایش زیان داشته باشد، مرغداری‌اش را تعطیل کند؛ کما اینکه کرده است. حال همین آقایان مسوولی که دم از تولید می‌زنند، سراغ واحدهای صنعتی بروند و ببینند وضعیت واحدهای صنعتی ما در مواد اولیه چگونه است؟ من بسیار متاسف هستم که این را می‌گویم اما حداقل در ۶ ماه گذشته مواد اولیه خیلی از بنگاه‌ها وارد نشده است. صنعت نساجی بعد از صنعت نفت ما پر کارگرترین صنعت کشور است، اما ببینید به دلیل عدم واردات مواد اولیه‌اش به چه روزی افتاده است. اگر آمار واردات پنبه را در ۶ ماه اول سال ۹۹ با ۶ ماه اول سال ۹۸ مقایسه کنید، حتما چیزی بالای ۷۰ درصد افت را نشان می‌دهد. خیلی از کارخانجات به دلیل نبود مواد اولیه دارند می‌خوابند؛ ما فرصت‌های طلایی را از دست می‌دهیم. مشکل ما اینجاست زمانی که برداشت محصول است و قیمت جهانی پایین‌ترین قیمت است؛ اقدام به خرید و واردات نمی‌کنیم و بعد که قیمت‌های جهانی افزایش می‌یابد، به صرافت خریدن کردن می‌افتیم. نمونه دیگر، در مورد واردات «روغن سویا و آفتابگردان و پالم» است؛ از اول سال این روغن‌های خام را نخریدند و الان که ذخایر ما به شدت افت کرده و قیمت جهانی بالای ۴۰ درصد رشد داشته، به دنبال خرید هستند. یعنی زمانی که باید وارد می‌شده، نشده است. حال ببینید چه تعداد تاجر مشغول آوردن روغن به کشور بودند؛ چون حقله واردات را محدود به افراد خاص کردند. آنها هم حتما شرایطی داشتند که این کار را انجام ندادند. پس کسی که بگوید من اجازه ندادم پنبه بیاید چون می‌خواستم از تولید داخل حمایت شود، اینها همه دروغ است. حرف من این است که به هیچ عنوان برنامه‌ای در این بخش وجود ندارد.

    *سهم بخش خصوصی در این آشفتگی‌ها چقدر است؟

    متاسفانه آن کسانی که قافله‌دار بخش خصوصی در اتاق بازرگانی هستند، یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در صنعت و تجارت و معدن و اقتصاد نبوده‌اند و بیشتر کار اداری انجام داده‌اند یا به خاطر نوع رفتاری که کرده‌اند تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند. فلسفه تشکیل یک تشکل این است که این تشکل برای منفعت ذی‌نفعان و اعضای خودش در مقابل تصمیمات نادرست دولت‌ها بایستد. اما طی دوسال گذشته روسای اتاق‌ها چقدر به تصمیمات‌ دولت نقد وارد کردند یا از بخش خصوصی دفاع کردند.

    *درمورد صدور وتمدید کارت‌های بازرگانی آیا انتقال مسیر و واگذاری آن به وزارت صمت سیاست درستی بود؟

    در این مورد کار قافله‌داران بخش خصوصی اشکال داشت؛ براساس اصل ۴۴ قانون اساسی انحصار تجارت خارجی به دولت داده شده است. البته خیلی انحصارات دیگر مثل بانک‌ها، هواپیمایی، کشتیرانی مطابق اصل۴۴ در اختیار دولت بود، اما با تدبیر مقام معظم رهبری در سال ۸۳ و ۸۴ وسیاست‌های اصل۴۴ بخشی از این انحصارات به بخش خصوصی واگذار شد. اما در مورد تغییر مسیر کارت‌های بازرگانی روسای اتاق در جهت رفع این انحصار کاری نکردند، برعکس ظاهرا شهریورماه سال گذشته، رییس اتاق ایران با تصویب هیات رییسه اتاق ایران یک تفاهم‌نامه‌ای را با وزارت صمت امضا کرده که صدور و تمدید کارت بازرگانی به وزارت صمت برگردد و در سامانه جامع تجارت قرار گیرد. اول سوال من از هیات رییسه اتاق ایران این است، شما که سخنگوی پارلمان هستید؛ چرا بدون مشورت با اعضای هیات نمایندگان چنین تصمیمی را گرفتید؟ حالا هم دولت بر اساس همان تفاهم‌نامه از اول مردادماه امسال متولی انجام این کار شده است. این در حالی است که در تمام طول این سال‌ها تا ۲ ماه گذشته صدور کارت بازرگانی در اختیار اتاق بازرگانی بوده است. برای اثبات ضرورت صدور کارت بازرگانی از طریق سامانه جامع تجارت گفته می‌شود که ۳ هزار نفر ۲۷ میلیارد دلار را نیاورده‌اند، زمانی که گفته می‌شود، لیست بدهید، امتناع می‌ورزند. اما وقتی دنبال ماجرا می‌روید، متوجه می‌شوید که مثلا یک فردی یک نمونه از کالایش را صادر کرده، تا مشتری خارجی ببیند که این کیفیتش خوب است و از او بخرد. حال بانک مرکزی دستور داده که کارت بازرگانی این صادرکننده تعلیق شود و عنوان می‌شود که ۱۰۰ درصد ارز صادراتی‌اش را برنگردانده است. در صورتی که اصلا رقمی نبوده است؛ بررسی می‌کنیم می‌بینیم که ۱۰۰ درصد آن ۴۹ دلار که برای نمونه فرستاده شده، نیامده است. حال فرد اصرار می‌کند که ۴۹ دلار به قیمت روز چقدر است، من آن را پرداخت می‌کنم، اما آنها می‌گویند نمی‌شود و باید به کمیسیون برود و مرکز توسعه تجارت رسیدگی کند و گمرک نظرش را بدهد. بعد از دو ماه معطلی هم گفته می‌شود که قرار است در ساختمان میدان مادر در میرداماد کمیته‌ای تشکیل شود که باید مدارکتان را آنجا ببرید و آنها بررسی کنند اگر درست بود کارت بازرگانی شما آزاد می‌شود؛ طبیعی است که با این وضعیت تجارت می‌خوابد.

    *پس شما این تغییر مسیر را رویه غلطی می‌دانید؟

    بله غلط است. دولت و در راس آن متولیان تجاری مسوول کاری شده‌اند که زیرساخت آن را فراهم نکرده‌اند. این درحالی است که اگر می‌خواهند در این زمینه از بخش خصوصی سلب مسوولیت کنند، باید ابتدا زیرساخت سامانه جامع تجارت را آماده می‌کردند که اگر یک فعال اقتصادی رجوع کرد در کمترین زمان ممکن کارش انجام شود؛ نه اینکه طی ۲ ماه تنها پنج کارت بازرگانی صادر شود که آن هم چاپ نشده است. این درحالی است که باید ماهی ۲ هزار و ۷۰۰ الی ۸۰۰ کارت تمدید شود، بنابراین در این ۲ ماه گذشته باید حدود ۴ تا ۵ هزار کارت تمدید می‌شد. که به دلیل اعمال سیاست‌های غلط، اتوماتیک وار کارت بازرگانی ۵ هزار فعال اقتصادی باطل یا تمدید نشده و ۳ هزار نفر هم گفتند که قاچاق ارز کردند و کنار گذاشته شدند، مگر ما فعال اقتصادی بخش خصوصی چقدر داریم؟ اینها همه نشانه بی‌‌تصمیمی و عدم برنامه‌ریزی برای آینده است.

    *حال که صدور و تمدید کارت‌های بازرگانی به دولت واگذار شده، آیا تخلفات کاهش پیدا می‌کند؟

    خیر. حالا که با اتهام اینکه بخش خصوصی قاچاقچی است و ارز می‌برد و نمی‌آورد و کارت بازرگانی یک‌بار مصرف برای مالیات ندادن صادر می‌کند، این اختیار از بخش خصوصی گرفته شده است. البته به عقیده من تمام اینها قصه است واگر به همه این اتهامات رسیدگی کنید می‌بینید که ماجرا چیست و دولت کجاها اهمال کرده است. البته کار اتاق یکجا اشکال داشته و آن اینکه باید جلوی متخلفان را می‌گرفته و اجازه فعالیت به آنها نمی‌داده که دراین زمینه کوتاهی کرده است. کمیته انضباطی اتاق باید فعال باشد و مثل یک شمشیر برنده باهرکسی که خلاف کرد برخوردکند.

    این امر مستلزم حضور هیات رییسه سالم، قاطع وکارا می‌باشد که آن هم فقط در صورتی حاصل می‌شود که دولت وظیفه نظارتی خود را به صورت تمام وکامل انجام دهد که در چند ساله اخیر این وظیفه به هیچ صورت انجام نگرفته است، در انتخابات اخیر دولت وظیفه نظارتی خود را انجام نداد، به تخلفات انتخاباتی رسیدگی نکرد، حاصل این شد که در تهران و برخی شهرستان‌ها گروهی با صدور کارت‌های غیر واقعی و خلاف قوانین رای آوردند و مدیریت اتاق را به دست گرفتند. لذا باید گفت که خانه از پای بست ویران است! حتی طرح موضوع در دستگاه قضایی هم هنوز به نتیجه‌ای نرسیده است. بنابراین باید برخی رویه‌های غلطی که وجود دارد، اصلاح شود و با متخلفین بخش خصوصی برخورد شود. یا در مساله صدورکارت‌های بازرگانی که بدون احراز شرایط صادر شده وشاهد تخلفاتی بودیم که بدون رسیدگی یا کمترین برخورد، همچنان روی زمین مانده است. جدی برخورد شود.

    *مساله دیگری که الان فعالان اقتصادی را بلاتکلیف کرده؛ وزارت صمت است که بیش از ۴ ماه است بدون وزیر و با سرپرست اداره می‌شود، این تعلل در معرفی وزیر چقدر به بخش تولید، تجارت و معدن ضربه می‌زند و اینکه وزیر باید براساس چه پارامترهایی انتخاب ومعرفی شود؟

    متاسفم اما در دوره آقای روحانی، این وزارتخانه شاهد جابه‌جایی پنج نفر بوده وحال تصور کنید که چند بخش مهم اقتصادی، از جمله «تولید، تجارت، معدن و تنظیم بازار و…» را در یک وزارتخانه تجمیع کرده‌اند، حالا آن راهم بدون وزیر بلاتکلیف گذشته‌اید. تعلل دولت اصلا قابل پذیرش نیست؛ چرا از فرصت سه ماهه‌ای که به او داده شده، استفاده نکرده و در پایان اتمام سه ماه اقدام به معرفی وزیر می‌کند، که مجلس هم بنا به دلایل خودش به گزینه پیشنهادی رای نمی‌دهد. بعد هم با اجازه رهبری، دومرتبه سرپرست معرفی می‌کند. خب معلوم است که همه این بخش‌ها دچار آسیب می‌شود. بخش تجارت بدون ریل‌گذاری درست درحال درجا زدن است. در بخش تولید، اکثر بنگاه‌ها یا تعطیل شدند یا در شرف تعطیلی هستند. در بحث تنظیم بازار هر روز با یک معضل روبرو هستیم. اینها نشانه همان نبود برنامه مدون و به کارگیری مدیرانی است که توان کافی برای اداره امور را ندارند. ممکن است که حتی مجلس با دولت در یک جهت سیاسی نباشد و سختگیری کند، اما نباید که امور کشور بخوابد. اگر رقابت‌های داخلی در دولت باعث می‌شود نتوانند در زمینه معرفی وزیر در کابینه خود به یک جمع‌بندی برسد، مجلس باید به مسوولیت خود عمل کند که به این نابسامانی‌ها و بلاتکلیفی‌ها پایان دهد.

    *پیش‌بینی‌تان از اقتصاد کشور در نیمه دوم سال چیست؟

    ظاهرا همه امیدها به انتخابات آمریکا در چهارم نوامبر بسته شده است، چرا که هردو کاندیدا می‌گویند در عرض یک ماه تلاش می‌کنند با ایران به توافق برسند لذا وضعیت برای ایران بهتر خواهد شد. در حال حاضر اقتصاد ایران در نهایت فشردگی است و باید روزنه‌ای ایجاد شود تا نفسی بکشد. امیدواریم که اگر این گره باز شد حداقل تا پایان دولت روحانی، مردم کمی از فشارها بیرون بیایند و اقتصاد نفس راحتی بکشد تا مردم انگیزه حضور در انتخابات خرداد سال ۱۴۰۰ پای صندوق‌های رای را پیدا کنند.

    چکیده گفت‌وگو با محمدرضا بهزادیان

    *تصور بنده این است که کابینه دولت آقای حسن روحانی، از یک تیم اقتصادی هماهنگ و منسجم برخوردار نیست. به ویژه از ابتدای دوره دوم دولت روحانی شاهد هیچ‌گونه طرح یا راهبردی در سطح کلان نبودیم که بتواند گره از مشکلات اقتصادی بگشاید.

    *امروز عموم افراد، فرقی هم ندارد از چه قشری ودرچه سطحی همه نگران وضعیت اقتصادی کشور هستند. نگرانند چه برسر سرمایه یا کسب وکار آنها خواهد آمد.

    *اصولا دولت‌ها در هر ناکامی و پیچیدگی دنبال این هستند یک مقصر پیدا کنند و انگشت اتهام را به سمت او بگیرند. در دو سال گذشته هم اگر گفتار همه دولتمردان را مرور کنید، می‌بینید که به بخش تجارت و بازرگانی کشور چقدر حمله کردند.

     *بخش اصلی اقتصاد دولتی است و بقیه مدیریت اقتصاد در دست نهادهای نظامی و خصولتی‌ها است، بخش کوچکی از اقتصاد در اختیار بخش خصوصی است؛ والبته هر زمان که خواستند مرجعی برای تخلفات پیدا کنند، می‌اندازند گردن فعالان اقتصادی بخش خصوصی

    *متاسفانه آن کسانی که قافله‌دار بخش خصوصی در اتاق بازرگانی هستند، یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در صنعت و تجارت و معدن و اقتصاد نبوده‌اند و بیشتر کار اداری انجام داده‌اند یا به خاطر نوع رفتاری که کرده‌اند تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند.

    *با اتهام اینکه بخش خصوصی قاچاقچی است و ارز می‌برد و نمی‌آورد و کارت بازرگانی یک‌بار مصرف برای مالیات ندادن صادر می‌کند، این اختیار از بخش خصوصی گرفته شده است.

     *در دوره آقای روحانی، این وزارتخانه شاهد جابه‌جایی پنج نفر بوده و حال تصور کنید که چند بخش مهم اقتصادی، از جمله «تولید، تجارت، معدن و تنظیم بازار و…» را در یک وزارتخانه تجمیع کرده‌اند، حالا آن راهم بدون وزیر بلاتکلیف گذشته‌اید. تعلل دولت اصلا قابل پذیرش نیست؛ چرا از فرصت سه ماهه‌ای که به او داده شده، استفاده نکرده و در پایان اتمام سه ماه اقدام به معرفی وزیر می‌کند که مجلس هم بنا به دلایل خودش به گزینه پیشنهادی رای نمی‌دهد. بعد هم با اجازه رهبری، دومرتبه سرپرست معرفی می‌کند.

    منبع: روزنامه تعادل

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اموال بازیگران منفعت‌طلبان بورس باید مصادره شود

    اموال بازیگران منفعت‌طلبان بورس باید مصادره شود

    اموال بازیگران منفعت‌طلبان بورس باید مصادره شود

     

    اعتمادآنلاین| دبیرکل خانه کارگر معتقد است که سفته‌بازی و بورس‌بازی، ویران کردن بنای اشتغال و ترویج مفت‌خواری و مفت‌خوارگی است.

    اقتصاد ایران در عین درگیری با رکود، با قدرت گرفتن انتظارات تورمی دست و پنجه نرم می‌کند؛ مقوله‌ای که در بازارهای مختلف حباب قیمت‌ها را‌ ایجاد می‌کند. به دنبال سر برآوردن حباب، به صورت طبیعی تقاضا صد چندان می‌شود. در این هنگام، به جای محکم شدن برخی‌ نظارت‌ها و برخورد با بازیگرانی که با دست انداختن به “ضد رقابت” حباب‌ها را بیشتر باد می‌کنند، شاهد تکرار سیاست‌هایی هستیم که افزایش تقاضا و دخالت در میزان عرضه را دنبال می‌کنند. این سیاست‌ها مشوقی برای رانت خواران محسوب می‌شوند.

    در پس این مشوق‌ها، تورمی سنگینی پنهان است که آرام آرام در اقتصاد تخلیه می‌شود و طرف‌های عرضه و تقاضا را به ذلت می‌اندازد. در نتیجه این فرایند، تولیدکنندگان در خرید مواد اولیه ناتوان می‌شوند و حقوق و مزدبگیران هم قدرت خرید خود را پله پله از دست می‌دهند. مطالعه رفتار بازیگران موثر بازارها، نشان می‌دهد که آنها به این شیوه ثروت‌افزایی عادت کرده‌اند؛ شیوه‌ای که ضدتولید و ضداشتغال است و به بحران‌های معیشتی دامن می‌زند. علیرضا محجوب، دبیرکل خانه کارگر و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، به بررسی تاثیرات این رفتار اقتصادی مخرب، در بازار بورس می‌پردازد.

    *به تازگی هیات عامل «صندوق توسعه ملی» با سپرده گذاری یک درصد از منابع این صندوق، در «صندوق ثبات بازار» موافقت کرده است تا «صندوق ثبات بازار»، بازارگردانی سهام را در دستور کار دهد. از زمانی که این خبر اعلام شد، کارشناسان اقتصادی نسبت به افزایش پایه پولی و نقدینگی هشدار دادند و تاکید کردند که چنین حمایت‌هایی موجب تزریق تورم‌ سنگین به اقتصاد در سال‌های آینده می‌شود؛ تورمی که بر دوش فقرا و گروه‌های کم درآمد جامعه مانند کارگران قرار می‌گیرند. چنین حمایت‌های پرهزینه‌ای به چه قیمت سازمان داده می‌شوند؟

    زمانی که سیاست‌ها از بن غلط باشند و روش‌های اتخاذ شده مبتنی بر قانون نباشند، چنین تصمیم‌هایی گرفته می‌شوند. افرادی که باید از بورس مراقبت کنند تا ویرانگری بورس‌بازی به اقتصاد لطمه وارد نکند، خود وارد بورس‌بازی می‌شوند. بورس‌بازی ارزش واقعی سهام را پنهان می‌کند. اکنون می‌بینیم که ارزش واقعی سهام یک شرکت، ۱۰ درصد قیمتی است که بر روی تابلو قرار می‌گیرد، به این معنی، ۹۰ درصد قیمت سهام این شرکت، ناشی از بورس‌بازی و سفته‌بازی است. وظیفه دولت، شرکت‌‌های دولتی، نهادهای عمومی غیردولتی و شرکت‌های وابسته به آنها، عمل صحیح و سالم اقتصادی است. دستگاه قضایی باید به شدت با سفته‌بازی برخورد کند؛ تفاوتی هم نمی‌کند که سفته‌بازی در بورس اتفاق بیفتد یا در بازار سکه؛ هر بازاری که به دلیل سفته‌بازی از حالت مولد بودن خارج شود و به دست سفته‌بازان بیفتد و در اختیار بازیگران آن قرار گیرد، قطعا غیرمولد می‌شود و ضدتولید و اشتغال رفتار می‌کند.

    هیچ کس حق ندارد به نام کار اقتصادی در بازار بورس، بازار پول و…، حق اشتغال را از کارگران واحدهای تولیدی سلب کند. سفته‌بازی ویران کردن بنای اشتغال و ترویج مفت‌خواری و مفت‌خوارگی است. اینکه به مردم بگوییم پولشان را در جایی بگذارند تا سود مفتی نصیبشان بشود، تقبیح کار و هر نوع فعالیت مولد است. این کار و تولید است که سرمایه‌ را از توزیع رانتی خارج می‌کند و به سمت فعالیت‌های مولد حرکت می‌دهد. بورس‌بازی حامل یک پیام بسیار قبیح است: هرکس کار نکند، برنده است. حامیان بورس‌بازی می‌گویند: «زنده باد هرکس که کار نکند». آنها می‌خواهند به مردم بگویند که کار برای تراکتور است. بنابراین اعمال سفته‌بازان بورس و صندوق‌ها و موسسات حامی آنها توهین به کارگران و جویندگان کار است؛ یعنی هرکس که کار می‌کند و هرکس که به دنبال کار است، بدعمل می‌کند و هرکس کار نمی‌کند، برنده است. صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌ای و واحدهای تولید که از جیب بازنشستگان، بیمه‌شدگان و کارگران به بورس بازی مشغول هستند، بهایِ وحشتناکی را پرداخت می‌کنند. حتی اگر بورس‌بازان در این دنیا محاکمه نشوند، عقوبت و محاکمه‌ی سختی در انتظارشان است.

    در ماه‌های گذشته این گمانه مطرح شد که ذات چند سر سفته‌بازی که یک سر آن در بورس است، سبب افزایش قیمت‌ کالاها شده است؛ البته بدون اینکه نرخ تورم به صورت قابل ملاحظه‌ای افزایش یابد! به نظر می‌رسد که نظام قیمت‌گذاری و پایش فعالیت‌های اقتصادی، به گردِ پای سفته‌بازان هم نمی‌رسد؛ چه برسد به اینکه بتواند سدی در برابر اتحاد سفته‌بازان و رفتارهای ضد رقابتی آنها ایجاد کنند. از فحوای کلام شما برمی‌آید که عمل سفته‌بازان، باید رفتار مجرمانه محسوب شود؛ چراکه معیشت مردم و پویایی اقتصاد را هدف گرفته است.

    امروز عده‌ای، موسساتی و صندوق‌های برای نجات یک منفعت اقتصادی که مبنای آن سفته‌بازی در بورس و بازارهای دیگر است، می‌کوشند. بورس‌بازی و سفته‌بازی اگر با سیاست‌های حمایتی مواجه شوند، افزایش قیمت‌ها را سبب می‌شوند. اگر این رفتارها نبود کالاها با قیمت‌های واقعی به فروش می‌رسیدند. اینگونه بورس و هر بازار دیگری که از رفتارهای این چنینی متورم شده، به جای خود برمی‌گردد. از مدیریت بورس و از کسانی که بورس‌بازی را تشویق می‌کنند، تعجب می‌کنیم که درخدمت بورس‌بازان، سفته‌بازان و بازیگران بورس هستند.

    قاعدتا حفظ تعادل بازار با قیمت‌های واقعی ممکن می‌شود و میل به قیمت‌های واقعی، حفظ تعادل بازار محسوب می‌شود. اگر کسی عدله‌ای در واقعی بودن این قیمت‌ها دارد، حاضریم واحد به واحد و بخش به بخش با او بحث کنیم. اگر اینها با ما بر سر غیرواقعی بودن این قیمت‌ها، توافق دارند، پس چرا به غیرواقعی‌تر شدن کمک می‌کنند؟! حفظ قیمت‌های واقعی وظیفه اصلی هیات مدیره و مدیران بورس است. هرکس تخظی کند، از وظایف قانونی‌اش عدول کرده است. دستگاه‌های نظارتی باید با برهم زنندگان تعادل در بازار بورس، برخورد کنند و آنها را زیر نظارت بگیرند، و از تخلفاتشان نگذرند.

    از آن طرف، اگر کالایی، سهمی و… به زیر قیمت واقعی‌اش فروخته می‌شود باید مقابل آن ایستاد؛ چراکه توطئه‌ای در کار است. بورس‌بازان و سفته‌بازان، هم برای پایین نشان دادن ارزش واقعی کالاها، سهام و… می‌کوشند و هم برای بالا بردن ارزش آنها؛ یک روز برای اولی دسیسه می‌چینند و روزی برای دومی؛ باید با هر دو مقابله کرد. ما طرفدار تعیین قیمت غیرواقعی برای سهام واحدهای مختلف نیستیم اما حتما طرفدار حفظ ارزش واقعی قیمت‌ها و ثبات در بازار بورس هستیم؛ چراکه فقط آن عده که برای این حضور در این بازار تربیت شده‌اند و رویای یک شبه میلیارد شدن را در خواب نمی‌بینند، باید در این بازار بمانند.

    *پس از سقوط شاخص بورس، کارشناسان حقوقی بر ضرورت برخورد قضایی با شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که بازار بورس را کعبه آمال صاحبان سرمایه‌های خرد، جا زدند و “انتظارات تورمی” را در خدمت به قول شما “بورس‌بازی” درآوردند، تاکید کردند؛ اما تا این لحظه چنین اراده‌ای شکل نگرفته است. برخورد با این گروه چه اهمیتی دارد و آیا سبب اصلاح رفتار بازیگران، به ویژه بازیگران حقوقی می‌شود؟

    اموال بازیگران منفعت‌طلبان بورس باید مصادره شود؛ جای آنها در زندان است نه در بازار. اموال آنها باید به عنوان مالیات سرمایه‌های بادآوره به خزانه واریز شود. دستگاه‌‌های مختلف در این مورد کوتاهی کرده‌اند. آنها باید این پول را از کف دست مجرمان درآوردند تا دیگر این بازی‌ها را بر سر اقتصاد، درنیاورند. جای همه آنها در بازداشتگاه است، اموال و پول‌هایشان هم باید مصادره شود. هم اسلام در این مورد قواعد محکمی دارد و هم قانون اساسی بر برخورد با آنها تاکید کرده است. از طرفی نهادهای نظارتی نباید اجازه دهند که نهادهای بازار پول، یعنی بازاری که به مراتب کثیف‌تر از بازار سرمایه است، به بازار سرمایه ورود کنند و عدم تعادل بیشتر در بازار را با خلق قیمت‌های غیرواقعی ممکن کنند. بانک‌های خصوصی نکبت بازار پول هستند. عمل بیشتر بانک‌های خصوصی، قابل دفاع نیست.

    صیانت بانک مرکزی از اینها، دلیل حفظ وضع موجود است. کشور باید در قبال این بانک‌ها تصمیم مناسب و به‌جا اتخاذ کند. عمل ادغام برخی از این بانک‌ها کار پسندیده‌ای است که البته باید در قبال تمامی آنها انجام شود. بانک‌‌ها باید قابلیت کنترل داشته باشند. ما خبر داریم که برخی از این بانک‌‌ها، ۳ برابر سرمایه‌ خود، تعهدات مالی تعریف کرده‌اند! این اقدامات به هیچ وجه در هیچ نظام پولی توجیه ندارد و امروز حتی در یک منطقه کوچک اقتصادیِ دنیا هم اجرا نمی‌شود؛ چه برسد به یک کشور ۸۰ میلیونی. امروز، در نتیجه این اعمال، بازار سکه و پول در اختیار رانت خواران قرار گرفته است.

    حداقل کاری که بانک‌های خصوصی باید مجبور به انجام آن شوند، پرداخت مالیات‌ سنگین است. زمانی که جایشان در زندان نیست، باید جریمه‌ و خسارت‌های سنگینی را به سپرده‌گذاران پرداخت کنند. اقدامات پولشویانه که برخی از این بانک‌ها انجام داده‌اند، نیاز به پیگیری قضایی جدی دارد؛ البته اقدام قضایی در مورد برخی از آنها در جریان است اما نیازمند تقویت نظارت‌های عمومی هستیم، چراکه کار قضایی کافی نیست. سیستم نظارتی بانک مرکزی سست شده است. سپردن انتخاب حسابرس به این بانک‌ها، مانند سپردن گوشت به چنگ گربه است. در این لحظه، به جای تشدید نظارت شاهد افول آن هستیم. نظارت در هر لحظه رو به کاهش است. بازار پول و… نیازمند کنترل شدید و کنترل تقاضا است؛ چراکه باید بفهمیم چگونه تقاضای کاذب ایجاد شده است؛ البته دلیل آن را می‌دانیم: فنری که از بازار سرمایه رها شده است.

    *با توجه به آثار جبران ناپذیر ورود سرمایه‌‌های سرگردان به بازار بورس و از آن طرف خروج بی‌سر و صدای سرمایه‌های صدچندان شده از سوی شخصیت‌های حقوقی، چگونه می‌توان بر این بازار نظارت کرد؟ 

    بازار سرمایه مکلف است که هنگام خروج سرمایه، مالیات‌های سنگین دریافت کند تا فروش سهام صرف نکند. همچنین دولت باید به‌جای تشویق موسسات عمومی برای ورود به بورس، با فوریت علیه حقوقی‌هایی که سرمایه‌ مردم را وارد بورس می‌کنند، مالیات وضع کند. بازار سرمایه ملعبه بورس‌بازان و دلالان فاسد شده است. فاسدان این بازار، صندوق‌های بیمه‌ای مانند تامین اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی و صندوق‌های که به شخصیت‌های عمومی تعلق دارند، را تشویق به تزریق سرمایه به بورس می‌کنند و اینگونه ضرر و زیان هنگقتی را به آنها وارد می‌کنند.

    این افراد فاسد باید به جبران خسارت صندوق‌های بازشنستگی و… مجبور شوند، نه اینکه با تشویق سرمایه‌گذاران به حضور مجدد در بازار و ورود حجم بیشتری از دارایی‌های عمومی به بورس، تشویقی دریافت کنند؛ چراکه بار دیگر با جمع‌آوری سرمایه‌ها، بازارهای دیگر را به نکبت و کثافت می‌کشند. جای این افراد در بازار بورس نیست، بازاری که افراد سالم را هم فاسد می‌کند.

    *اگر ملعبه شدن نهادهای عمومی در بازار سرمایه بارها تکرار شده است، چرا از دستور کاری که موجب وارد شدن زیان‌ به سپرده‌گذاران و سلب اعتماد آنها می‌شود، تبری نمی‌جویند؟

    میل به دلالی و سفته‌بازی بازیگران اقتصاد را در دو سمت عرضه و تقاضا، مسموم می‌کند. ورود افراد ناسالم یعنی ناسالم شدن کل چرخه اقتصادی کشور. بسیاری از گروه‌هایی که در ایران تجارت می‌کنند، از دشمنان ما جلوتر هستند و کارهایی که دشمن نمی‌تواند انجام دهد، را انجام می‌دهند. آنها که دلالی می‌کنند منتظر نشسته‌اند تا ببیند چه سیاست‌هایی بازار را برای حضورشان داغ می‌کند. آنها در هر فعالیتی که بر علیه مردم است، شرکت می‌کنند و خود را به یک بازار محدود نمی‌کنند. طبیعت کار اینها ایجاد فلاکت برای مردم، تشدید شکاف طبقاتی، ایجاد شکاف میان عرضه و تقاضا، کاهش قدرت خرید حقوق بگیران و… است.

    *در این فضا گروه‌هایی که می‌توانند در فعالیت‌های مولد مشارکت کنند از دستور کارها منزجر می‌شوند. آنها با مشاهده سیاست‌هایی که نقش طرف‌های عرضه و تقاضا را در فرایندهای اقتصادی تضعیف می‌کند، نگران تحولات آینده می‌شوند و خود را منزوی و بی‌دفاع می‌بینند. چگونه می‌توان تعادل را به اقتصاد برگرداند؟ 

    قوانین این کشور حداقل در مورد پولشویی محکم است. حداقل می‌توانیم در مورد، آن دسته از تخلفات که برای آنها قانون داریم، درست عمل کنیم. می‌توانیم قوانینی را که راجع به کنترل تقاضا و هدایت عرضه است را اجرا کنیم. تجارت منصفانه از انحصاری که برای برخی ایجاد شده، متضرر شده است. حداقل می‌توانیم رفتارهای ضدرقابتی را که برای که آنها قانون نوشته‌ایم، اجرا کنیم؛ اما این بازارها از لحاظ قیمت‌گذاری، خط سیر قیمت‌ها، مدیریت عرضه و تقاضا بیشتر به جنگل شبیه است. هیچ قاعده عادلانه‌ای برای تنظیم روابط جاری نمی‌شود. حداقل قوانین موجود را اجرا کنند، باقی پیشکش.

    منبع: ایلنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سیستم مالیاتی ایران و معادله مالیات‌های جدید

    سیستم مالیاتی ایران و معادله مالیات‌های جدید

    سیستم مالیاتی ایران و معادله مالیات‌های جدید

     

    اعتمادآنلاین| محمدرضا منجذب در یادداشتی مطرح کرد: آمار‌های موجود از نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص داخلی حاکی از عدد ۶ درصدی و بسیار پایین آن در ایران است. در حالی که این نسبت در کشورهای دنیا حدود ۳۰ درصد به‌طور متوسط است. دلایل زیادی را می‌توان اقامه کرد که چرا سیستم مالیاتی ایران کارایی لازم را نداشته است. بنا به این دلایل که در زیر به بخشی از آنها اشاره می‌شود نمی‌توان در روزگار وانفسای کنونی تحریم‌های شدید و کسری بودجه بالای دولت، دل به افزایش بالای درآمدهای مالیاتی در کوتاه‌مدت بست، که از این طریق بتوان جبران کسری بودجه مناسبی داشت و جایگزینی بر درآمدهای نفتی تعریف کرد. دلایل مزبور به شرح است:

    اول؛ همزمانی درآمدهای نفتی و مالیاتی: تاریخچه تدوین بودجه نوین در اقتصاد ایران نشان از همزمان بودن درآمدهای نفتی و مالیاتی دارد، لذا چون تامین عمده بودجه کشور از درآمدهای نفتی اتفاق افتاده درآمدهای مالیاتی همواره زیر سایه درآمدهای نفتی قرار داشته و حرفی برای گفتن نداشته است. سیاست‌گذار هم اعتنایی جدی به آن نداشته است و لذا رشد و شکوفایی هم نداشته است.

    دوم؛ حضور مدیران ارشد مالیاتی بدون تخصص لازم: تعیین رییس سیستم مالیاتی ایران در راستای انتصابات و در راستای مناسبات سیاسی تعیین می‌شود و نه بر مبنای تخصص. نگاه سیاست‌گذار به آن به‌صورت تعیین مدیر حرفه‌ای منهای تخصص لازم بوده است. به‌طور معمول هر رییس سازمان مالیاتی باید مدتی را بصورت آزمون و خطا رفتار کند تا آیا مدیران تخصص لازم را به دست می‌آورند یا خیر؟ واقع آن است که این سمت باید به افرادی واگذار گردد که از تبحر علمی و تخصصی زمینه مالیاتی برخوردار باشد.

    سوم؛ چابک نبودن: سیستم مالیاتی ایران متکی به تشخیص علی الراس است. پرسنل مربوطه فاقد آموزش‌های لازم و برتر هستند. این نوع تشخیص کیلویی و فاقد شاخص‌های علمی، که معمولا به‌صورت حضوری جلو می‌رود، بالقوه تالی فاسد دارد که هم حق دولت و هم حق مودی ضایع می‌شود. چنین سیستمی دارای کارایی لازم در پذیرش و اجرای مالیات‌های جدید نیست.

    چهارم؛ انعطاف‌ناپذیری قوانین: قوانین مالیاتی ایران هوشمند نیست و انعطاف لازم را در برابر مودیان متفاوت و در برابر شرایط رکود و رونق اقتصادی ندارد. لذا در شرایط رونق نمی‌تواند نسبت بالاتری مالیات و در شرایط رکود نسبت کمتری مالیات جذب کند.

    پنجم؛ توسعه‌ای نبودن نگاه مالیاتی: در فرایند و مسیر توسعه، نگاه مالیاتی متفاوت می‌گردد. به همین دلیل جایگاه انواع مالیات در ترکیب مالیات متفاوت می‌شود. مالیات بر مصرف، بر تولید، بر ثروت، بر درآمد و… در طول دوره توسعه و با درجه توسعه یافتگی متفاوت هست. چنین نگاهی به مالیات در ایران وجود ندارد. به‌عبارت مختصر مالیات باید در خدمت رشد و توسعه اقتصادی است.

    ششم؛ اقتصاد زیرزمینی: بخش عمده‌ای از تولید اقتصاد ایران (تا چهل درصد برآورد شده) زیرزمینی است و لذا مالیاتی از آن اخذ نمی‌شود. بخش عمده‌ای هم مشمول بند پ یا فرار مالیاتی یا … است. کار علمی، تخصصی و اجرایی برای جذب آنها صورت نگرفته است.

    هفتم؛ آزمون و خطایی عمل کردن و تکرار طرح‌های مضرر و بی‌فایده… : مالیات بر کالاهایی مهم مانند مسکن که موجب فرار سرمایه از این بازارها می‌شود و اینگونه مالیات‌ها که فاقد کار کارشناسی لازم است، به‌طور معمول مضار بیشتری را بر اقتصاد عارض می‌نماید تا منافع. هشتم؛ دخالت غیر تخصصی در یک سازمان تخصصی؛ مالیات بر اجاره، مسکن، سکه و… از جمله موضوعاتی است که در ساختارهای تصمیم‌ساز درباره آنها صحبت می‌شود.متاسفانه در جایگاه‌های مختلفی چون مجلس و امثالهم بحث‌های غیرکارشناسی در مورد مالیات و یارانه (مالیات منفی) صورت می‌گیرد که این امر ضررهایی را بر اقتصاد تحمیل می‌کند. این تصمیمات عمدتا غیرکارشناسی و برخورد و نگاه پوپولیستی نسبت به مالیات و یارانه است، که به‌طور معمول در عمل قابلیت اجرایی بالایی نداشته و تاثیرات روانی آن بر اقتصاد نامطلوب است.

    جمع‌بندی: در دنیای تخصصی امروز گماردن افراد تخصصی و زبده در راس هرم مالیاتی و استخدام و جایگزینی افراد ذیصلاح در پایین هرم موجب می‌شود کارایی سیستم افزایش یافته و نسبت پایین درآمدهای مالیاتی را بصورت اصولی افزایش دهد. هماکنون به‌دلیل چابک نبودن سیستم مالیاتی نمی‌توان انتظار معجزه داشت که بتواند به سرعت کسری بودجه دولت را جبران کند. تعریف مالیات‌های جدید و فشار در جذب آنها آثار تورمی، ضدتولیدی و مخرب خواهد داشت.

    منبع: روزنامه تعادل

  • FATF یک آدرس غلط است

    FATF یک آدرس غلط است

    FATF یک آدرس غلط است

    اعتمادآنلاین|نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، ضمن اشاره به اینکه بحث FATF یک موضوع بسیار کم اهمیت در موضوع اقتصاد امروز کشور ماست، گفت: این یک آدرس غلط است که برخی مدام اصرار بر آن داشته و دائم از FATF حرف می‌زنند.

    احسان خاندوزی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اظهارات اخیر برخی اعضای مجمع تشخیص و رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین مبنی بر عدم همکاری بانک‌های روسی و چینی با ایران به دلیل عدم تصویب FATF، گفت: من چنین خبری را از شما می‌شنوم و قبلا چنین مساله‌ای را نشنیده بودم و اجازه بدهید که درباره این مساله صحبت نکنیم.

    این عضو کمیسیون اقتصادی در مجلس شورای اسلامی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا تصویب FATF می‌تواند بخشی از مشکلات فعلی اقتصاد کشور را حل کند، گفت: این بحث امروز کشور ما نیست. من فکر می‌کنم برای کشوری که درگیر مسائل مختلف اقتصادی و معیشتی است، این یک آدرس غلط است که برخی مدام اصرار بر آن داشته و دائم از FATF حرف می‌زنند.

    این نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این پرسش که آیا بحث FATF و تحریم‌های بانکی تاثیری در مشکلات اقتصادی به ویژه در حوزه واردات و صادرات ندارد، گفت: ما با فعالان اقتصادی در جلسات مختلف کمیسیون اقتصادی نشست‌هایی را برگزار کردیم. جالب است که هیچکدام از این فعالان اقتصادی درباره FATF بحثی نداشتند و اشاره‌ای به این موضوع نکردند. آنان در خصوص مباحث اقتصادی، مسائل دیگری را چالش امروز اقتصاد می‌دانند.

    خاندوزی در پاسخ به این پرسش که آیا شما FATF را یک بحث بی‌اهمیت و بی‌ربط با مسائل اقتصادی می‌دانید، آن هم در شرایطی که عدم همکاری بانک‌ها صادرات و واردات را غیرممکن می‌کند، گفت: فعالان چنین نظری ندارند که مباحث اقتصادی با FATF درگیر است. ما بارها در کمسیون اقتصادی با این عزیزان جلسه داشتیم و بحث FATF اصلا در رده مباحث مهم و حتی دسته چندم این جلسات نبود.FATF نه برای صادرکنندگان و نه برای واردکنندگان جز اولویت‌ها نیست.

    خاندوزی افزود: امروز فقط یک عده‌ای مدام درباره FATF صحبت می‌کنند.

    وی تاکید کرد: از منظر اکثر فعالان اقتصادی در این مختصات اقتصادی که هستیم مشکل کم اهمیتی است.

    این نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در پایان تصریح کرد: بحث FATF یک موضوع بسیار کم اهمیت در موضوع اقتصاد امروز کشور ماست.

    منبع: ایلنا