برچسب: اصلاح طلبان

  • پیش‌بینی‌های متفاوت یک اصلاح‌طلب: قالیباف رئیس در سایه و میرسلیم رئیس مجلس می‌شود /تندروها چهره جدیدی برای ۱۴۰۰ معرفی می‌کنند

    پیش‌بینی‌های متفاوت یک اصلاح‌طلب: قالیباف رئیس در سایه و میرسلیم رئیس مجلس می‌شود /تندروها چهره جدیدی برای ۱۴۰۰ معرفی می‌کنند

    عبدالله ناصری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، درباره تلاش برای حذف جریان اصلاح‌طلب، گفت: تجربه حاکمیت یک دست تجربه شکست خورده‌ای است اما از سال ۹۲ به بعد هسته سخت قدرت و جناح تندرو  متوجه شد که علیرغم شکست در انتخابات سرمایه‌های اجتماعی خودشان را نیز از دست داده است و مهم‌تر از آن با آمدن یک دولت متفاوت خیلی از مفاسد و پنهان‌کاری‌ها افشا می‌شود.

    وی درباره انشقاق و تشتتی که بین جریان اصولگرایی وجود دارد و امکان ریاست قالیباف بر مجلس یازدهم، گفت: با توجه به اینکه در شهرداری تهران پرونده‌های مفاسد اقتصادی و مسائلی دیگر درباره آقای قالیباف وجود دارد، او در مجلس اول عملا رئیس در سایه خواهد شد و از نظر ظاهری و در تریبون افرادی مثل  میرسلیم به عنوان رئیس قوه مطرح خواهند شد؛ اما عملا کار مدیریت داخل مجلس به عهده قالیباف خواهد بود و رئیس صوری تنها ارتباط با بیرون از مجلس و همچنین ارتباطات پارلمان های دنیا و اتحادیه‌های بین‌المللی را به عهده خواهد داشت و یک مقام نمایشی است.

    پیش‌بینی‌های متفاوت یک اصلاح‌طلب: قالیباف رئیس در سایه و میرسلیم رئیس مجلس می‌شود /تندروها چهره جدیدی برای ۱۴۰۰ معرفی می‌کنند
    پیش‌بینی‌های متفاوت یک اصلاح‌طلب: قالیباف رئیس در سایه و میرسلیم رئیس مجلس می‌شود /تندروها چهره جدیدی برای ۱۴۰۰ معرفی می‌کنند

    وی درباره تاثیر مجلس یازدهم در شکل‌گیری دولت بعدی اظهار داشت: بین بودن این مجلس یک دست با آدم‌هایی از جریان احمدی‌نژاد و قالیباف و نسل جوانی که آمده‌اند بیانیه گام دوم را محقق کنند حتما انتخابات ریاست جمهوری برایشان مهم خواهد بود و احیانا بین جریان قالیباف و احمدی نژاد و اصولگرایان مستقل یک صف‌بندی شکل خواهد گرفت.

    این کنشگر سیاس اصلاح‌طلب خاطرنشان کرد: حتما چهره‌ای جدید به عنوان کاندیدای اصلی جریان تندرو تعیین خواهد شد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • پاسخ‌های کرونایی عباس عبدی به چند سوال اصلاح‌طلبانه و انتخاباتی

    پاسخ‌های کرونایی عباس عبدی به چند سوال اصلاح‌طلبانه و انتخاباتی

    پاسخ‌های کرونایی عباس عبدی به چند سوال اصلاح‌طلبانه و انتخاباتی

     

    به گزارش خبرآنلاین، یک ویروس دنیا را به خود مشغول کرده است، ویروسی مرگبار که نه فقط زندگی و حیات مردم که از سیاست تا اقتصاد، فرهنگ، ورزش و …را زیر سایه حضور خود برده است و آینده ای نامعلوم را برای دنیا رقم زده است. شاید از همین روست که این روزها در کنار کرونا از پساکرونا هم حرف زده می شود. دنیای پساکرونا که مشخص نیست با چه سبک و سیاقی پیش خواهد رفت.

    تحت تاثیر همین فضای کرونایی پیش بینی آینده سیاست ایران و خاصه جریانات سیاسی سخت و نامعلوم شده است. آنچنان که وقتی عباس عبدی، تحلیلگر و فعال سیاسی اصلاح طلب را مخاطب سوالاتی درباره آینده این جریان تا انتخابات ۱۴۰۰، ضرورت بازسازی سازوکار لیدری این جریان تا انتخابات ۱۴۰۰ و اختلافات فعلی در این جریان قرار می دهیم، فضای کرونایی را پیش روی ما قرار می دهد و هرگونه پیش بینی و تحلیل در شرایط فعلی را بی فایده می داند.

    عباس عبدی به خبرآنلاین می گوید: اگر جامعه ایران توانست به صورت عادی کرونا را پشت سر بگذارد بعدا می‌توان درباره چنین پرسش‌هایی فکر کرد، خانه از پای‌بست ویران است./خواجه در بند نقش ایوان است.

    او  ادامه می دهد: حتی آنهایی که سیاست و حکومت‌هایشان از قوام و استحکام برخوردار بود، اکنون در فکر اصلاح و تطبیق خود با دوران مابعد کرونا هستند. بنده کنشگری در فرایندهای سیاسی موجود را حتی پیش از کرونا ناممکن و نامفید می‌دانستم به همین دلیل هم آنچه که در اسفندماه به نام انتخابات مجلس معرفی شد از حوزه تعلقات سیاسی‌ام خارج شده و انتخابات ۱۴۰۰ نیز پیش از این نیز خارج شده بود.

    این تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب گفت: اکنون و با جهان پس از کرونا به طریق اولی فرایند سیاسی مرسوم به کلی خارج از ذهنیتم هست و به نظرم به امری محمل و بیهوده تبدیل شده است. از این رو درباره چنین جزییاتی متمرکز نمی‌شوم که بخواهم برای پرسش‌های آن پاسخی پیدا کنم.

    وی تاکید می کند: درمان دردهای پایان‌ناپذیر جامعه ما با حضور در سیاست در مدار گذشته؛ به دلیل ناکارآمدی روند سیاسی، سالب به انتفای موضوع شده است.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • پیشنهاد عباس عبدی به اصلاح طلبان: باید از پوسته خودتان بیرون بیایید

    پیشنهاد عباس عبدی به اصلاح طلبان: باید از پوسته خودتان بیرون بیایید

    پیشنهاد عباس عبدی به اصلاح طلبان: باید از پوسته خودتان بیرون بیایید
    مهم‌ترین مشکل کنونی اصلاح‌طلبان در راهبرد کلی آنان است. مشکلات دیگری نیز وجود دارد ولی آنها نیز یا متأثر از همین مشکل اصلی است یا حداقل تا رفع مشکل اصلی سایر مسائل نیز قابل حل شدن نیستند.
    سیاست اصلاح‌طلبی چند رکن اساسی دارد. از برخی امور پرهیز و بر برخی رفتارها تأکید می‌کند. خشونت‌ورزی خط قرمز است. حتی اگر مورد ستم و خشونت قرار گیرند نمی‌توانند خودشان در بازتولید آن نقشی ایفا کنند. رفتارهای قانونی و در چارچوب قانون رکن دیگر است. دفاع از حاکمیت قانون پاشنه آشیل هر نوع رفتار انحرافی است و باید به آن ملتزم بود.
    مشارکت مردم، دفاع از آزادی، دفاع از حقوق بنیادین مصرح در قانون اساسی و رفع تبعیض و التزام به مردم‌سالاری و… همه و همه بنیان‌های اصلاح‌طلبی است.
    نکته بعدی این است که اصلاح‌طلبان باید بپذیرند که ظرفیت اصلاح‌پذیری وجود دارد. اگر این گزاره را قبول ندارند، دیگر موضوعی برای بحث باقی نمی‌ماند. همچنین دو بال اصلاح‌طلبی، حضور در عرصه عمومی جامعه و ساختار قدرت است. تا هنگامی که راه‌ها برای یک حضور مؤثر در ساختار قدرت بسته نیست، باید آن را ادامه دهند. 
     اصلاح‌طلبان طی ۱۵ سال گذشته نتوانسته‌اند که میان دو مسیر راهبردی  یعنی حضور در جامعه و در ساخت قدرت، موازنه جدی برقرار کنند و در برخی مقاطع نیز با رفتار خود اصل اصلاح‌پذیری و موفقیت این شیوه را با چالش مواجه کرده‌اند، بدون اینکه تبعات آن را بپذیرند.
    مهم‌ترین مقطع این دور شدن از خط‌مشی اصلاح‌طلبی، در سال ۱۳۸۸ خود را نشان داد. که به تعبیر دقیق باید گفت کل اتفاقات آن مقطع زیان‌بار بود. چه برای اصلاح‌طلبان و چه برای حکومت و کشور. بنابراین باید اصلاح راهبرد یا به تعبیر دقیق‌تر بازگشت به راهبرد اولیه را پیشه کرد.
    پس از این مرحله باید وضعیت کنونی کشور را در پرتو اندیشه اصلاح‌طلبی تحلیل و توصیف کرد. این کار از خلال یک بیانیه رسمی و مشخص باید صورت گیرد.
    باید در این بیانیه روشن شود که نگاه اصلاح‌طلبان به وضع فعلی کشور چگونه است؟ به گذشته خود چه نقدی دارند؟ کدام مشکلات را باید در اولویت حل قرار دهند و چگونه؟ به نحوی که اگر کسی آن را خواند درک به نسبت روشنی از خواسته‌ها و برنامه‌های آنان پیدا کند.  این مرحله را می‌توان تبیین ایده نامید. سپس مطابق این ایده اراده‌ای را سازمان داد و معرفی کرد و نشان داد که از پوسته‌های گذشته بیرون آمده‌اند و باید نسل‌های جوان را بیشتر مشارکت داد. اگر ایده خوب تدوین و ارائه شود، از دلِ آن چارچوب تشکیلاتی و اراده معطوف به تحقق آن ایده نیز به دست خواهد آمد. پرداختن به بقیه مطالب و کارها اتلاف وقت است.
    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • پس لرزه انتقادات تند کرباسچی از خاتمی و عارف /رئیس دولت اصلاحات برای رهبری جریان اصلاحات کافیست؟

    پس لرزه انتقادات تند کرباسچی از خاتمی و عارف /رئیس دولت اصلاحات برای رهبری جریان اصلاحات کافیست؟

    ماهها و هفته های گذشته بر اصلاحات را اگر سخت توصیف نکنیم دستکم متفاوت از همیشه بر اصلاح طلبان می گذرد. ناکامی در انتخابات حتی در شرایطی که بحران کرونا تمام موضوعات مهم دنیا را تحت تاثیر قرار داد، فراموش اصلاح طلبان نشد و در مسیر واکاوی دلایل این شکست برخی مانند حجت الاسلام «عبدالواحد موسوی لاری» نایب رئیس شورای عالی سیاستگذاری ناکارآمدی احزاب در این شورا را علت دیده و تن به استعفا دادند. برخی هم مانند «غلامحسین کرباسچی» دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ناکارآمدی اشخاص و تصمیم گیران اصلاح طلب را دلیل ناکامی انتخاباتی خود دانستند.

    روز سه شنبه نهم اردیبهشت، کرباسچی در گفتگویی بار دیگر گلایه های سال گذشته خود را تکرار کرد و موضوع حمایت از کاندیدای اصولگرا در سال ۱۴۰۰ رد نکرد و این بار صریح تر از همیشه خواستار کنار گذاشتن تعارفات سیاسی میان اصلاح طلبان شد. دبیرکل کارگزاران در بخش هایی از مصاحبه خود که بیشتر تحلیل و جنجال را در پی داشت، گفته است: «با شخصیت‌های محترم سیاسی رودربایستی نداشته باشیم. مثلا اینکه آقای دکتر عارف یک وقتی نامزد ریاست جمهوری شدند و اصلاح طلبان به هر دلیلی دنبال آقای روحانی رفتند نباید باعث این شود که بخواهیم جبران کرده و  بگوییم که او حتما رئیس شورای عالی باشد. کار سیاسی که رودربایستی ندارد. درباره بقیه بزرگان هم همینطور است. حتی دیگر کسانی که شاید برای ما کاریزما بوده و شخصیت مورد علاقه ما باشند. حالا آقای خاتمی یا هر کدام از رفقا.»

    این دیدگاه کرباسچی در کنار آینده شورای عالی سیاستگذاری با وجود استعفای حجت الاسلام موسوی لاری، به کانون بسیاری از اظهارات و تحلیلها تبدیل و در رسانه ها و شبکه های مجازی نشر و باز نشر شد. این اظهارات واکنش هایی هم از سوی اصلاح طلبان داشت. «حسین نورانی نژاد» سخنگوی حزب اتحاد ملت در واکنش ضمنی به اظهارات کرباسچی گفت: «تقسیم بندی اصلاح طلبان به پارلمانتاریست ها و جامعه محورها واقع نماتر است. پارلمانتاریست ها نیز در مواجهه با نیروهای ضد اصلاحات، به دو دسته مقاومت گر و سازش گر تقسیم می شوند. حزب کارگزاران قائل به کوتاه آمدن و سازش با قدرت هستند.»

    «مصطفی تاج زاده»  معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات در توییتی کنایه آمیز از کرباسچی خواسته است تا دیدگاه های خود را به نام اصلاحات اعلام نکند. تاج زاده نوشته است: « حق آقای کرباسچی است که در انتخابات ۱۴۰۰ هم شرکت کند و حتی به تبلیغ آقای لاریجانی بپردازد، اما به اسم کارگزاران، و نه به نام اصلاح‌طلبان. باتوجه به رای‌ندادن بخشی از هم‌حزبی‌ها در انتخابات ۹۸، قانع‌کردن اعضا و هواداران به رای‌دادن و حمایت از نامزد نیابتی اولویت دارد.»

    موافقان و مخالفان پایان کار شعسا

    بخش دیگر اصلاح طلبان هم طی روزهای پس از استعفای حجت الاسلام موسوی لاری درباره آینده شورای عالی سیاستگذاری و تدوام کار آن به اظهارنظر پرداختند. گروهی مخالف ادامه کار این شورا پس از انتخابات بودند اما گروه دیگر بر ضرورت تداوم این سازوکار تاکید می کردند.

    پس لرزه انتقادات تند کرباسچی از خاتمی و عارف /رئیس دولت اصلاحات برای رهبری جریان اصلاحات کافیست؟
    پس لرزه انتقادات تند کرباسچی از خاتمی و عارف /رئیس دولت اصلاحات برای رهبری جریان اصلاحات کافیست؟

    «شهاب طباطبایی» سخنگوی حزب ندای ایرانیان درباره ادامه کار شورا گفته است: «اصل مسئله این است که موضوعیت شورای سیاست گذاری منتفی شده است و ادامه کار این شورای زمانی موضوعیت داشت که در انتخابات اخیر مجلس قادر به اجماع سازی در میان گروه های مختلف اصلاح طلب می شد اما پس از اعلام نظر شورای سیاست گذاری درباره عدم ارائه لیست، تعدادی از احزاب عضو این شورا مستقل و یا با ائتلاف اقدام به ارائه لیست انتخاباتی کردند و شورا نتوانست نقش انسجام بخشی خود را ایفا کند.»

    «جواد امام» بار دیگر از نقش و تصمیم شعسا در انتخابات سال گذشته حمایت و تاکیدکرده است: « ما باید با محوریت احزاب دوباره جمع شویم و برای تقویت جبهه اصلاحات فکری کنیم. باید ضعف ها را برطرف کرده و از شخصیت های حقیقی که جایگاه ملی و شناخته شده ای دارند، دعوت کنیم.»

    «آذر منصوری» قائم مقام حزب اتحاد ملت و عضو شورای عالی سیاستگذاری هم درباره بحث های موجود درباره آینده این شورا تاکید کرده است: «به نظرم مقدم بر ساز وکار اجماعی اصلاح طلبان این است که به این دو سؤال پاسخ داده شود که ۱: جایگاه نهادهای انتخابی در ساختار حقیقی وحقوقی قدرت چیست؟ ۲: چنانچه روند حذفی شورای نگهبان در انتخابات آینده ادامه داشته باشد آیا اصلاح طلبان همچنان می خواهند با تکیه بر حداقل ها سیاست ورزی کنند؟ به نظرم باید قبل از اینکه مجددا بخواهیم راجع به ساختار جبهه ای آینده اصلاح طلبان صحبت کنیم به این سوالات پاسخ داده شود.»

    «عبدالله ناصری» عضو بنیاد باران هم گفته است: «معتقدم همه احزاب اصلاح‌طلب و هر ائتلاف قدیم و جدید فقط با نگاه «راهبرد—تاکتیک» می تواند موفق شود. شکی نیست این رویکرد و این راهبرد-تاکتیک پرهزینه است وحتما بخشی از اعضای شعسا این آمادگی را ندارند. حتما باید طرحی دیگر در انداخت.»

    مرور اظهارنظرهای دو روز گذشته نشان می دهد که مخالفان ادامه کار این شورا بیشتر از موافقان آن است و تیترهای محتوی پایان کار بیشتر منعکس شده است اما پرسش مهم این میان آینده یکی از مهم ترین جریان های سیاسی ایران طی چهاردهه گذشته است. چپی ها، پیروان خط امام، اصلاح طلبان، تحول گرایان یا هر نام دیگری بر این جریان نهاده شود اهمیتی نخواهد داشت آن زمان که برای رقابت سیاسی در حکومت مردم سالار، کشور نیازمند حضور و کنشگری آنان است.

    چهار تکلیفی که اصلاح طلبان باید روشن کنند

    اصلاحات راه دشواری پس از این پیش رو خواهد داشت؛ شتاب فزاینده تحولات در جهان کنونی، رونق کرونا که بسیاری از رونق بسیاری از موضوعات کاسته، جامعه ایران که هر روز و هر لحظه در حال تغییر و گذار است، نهادهای ناظر که دستان اصلاح طلبان را برای حضور در سطح نخست قدرت اگر نگوییم می بندند، دستکم باز هم نمی گذارند و در نهایت رقیبی که دغدغه هیچ یک از این موضوعات را ندارد چون حیات خود را تضمین شده یافته است. اصلاح طلبان آنگونه که از زبان یک یک شان جاری می شود بر ضرورت طرح تازه اذعان و تاکید دارند. این طرح تازه اما شامل چه خواهد بود مهم است. واقعیت آن است که در این طرح تازه چهار محور اساسی باید به هر صورت ممکن تعیین تکلیف شوند و هرگونه عبور گذرا و عدم پرداخت دقیق به آن ها، سرانجام روزی گریبان اصلاحات را خواهد گرفت. در مرحله اول اصلاح طلبان باید تکلیف و یا نسبت خود را با موضوع قدرت، سازوکارهای آن، محدودیت ها و خطرات آن روشن کنند. باید مشخص شود که حضور در قدرت برای اصلاحات تا چه میزان مهم است و برای این حضور حاضر به دست یازیدن به چه هستند؟

    تکلیف دومی که باید روشن شود تکلیف رهبری یا زعامت این جریان است. شخص یا سازوکار؟ کدام یک قرار است راهبر راهبردهای اصلاح طلبان در افق پیش رو باشند؟ اگر شخص ملاک نظر است آیا «سید محمد خاتمی» برای این زعیم بودن کافی نیست؟ سازوکاری که قرار است در سیاست شخصیت محور ایران جایگزین رهبری اصلاح طلبان شود چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ تک تک این پرسش ها و پاسخ های به آن بخش بزرگی از سوتفاهمات موجود را رفع خواهد کرد و برخی ناکامی های پساانتخاباتی را به دلخوری های پیشاانتخاباتی گره نخواهند زد.

    در مرحله سوم اصلاح طلبان باید به مهم ترین نیاز خود یعنی تعیین تعریف واضح و مشخص برای اصلاح طلبی برسند. تعریفی که پس از سه دهه فعالیت دیگر بین العباسین نباشد و مشخص کند که یک فعال سیاسی چه ویژگی هایی را دارا باشد در جرگه اصلاح طلبی جای و نام می گیرد. خطوط غیرقابل عبور و میزان انعطاف در برابر قدرت و رقیب هم باید در مانیفست به واضح تعریف شود تا ائتلاف و عدم ائتلاف با رقیب بعدها موجبات کنایه های سیاسی نشود.

    چهارمین تکلیفی که اصلاحات باید تن به تعیین آن بدهد نسبت بسیار مهم خود با جامعه و مردم است. دعوت به رای تاکنون تنها منولوگ میان اصلاح طلبان و مردم بود اما این بار مردم با بی توجهی به سیاست و جریان های آن نشان دادند که این منولوگ باید به دیالوگ تبدیل شود. دیالوگی که جامعه شاید به این زودی نتواند آن را با اصلاحات برقرار کند اما دیگر تن به منولوگ های آمرانه انتخاباتی از سوی هر جریان سیاسی که باشد تن نخواهد داد.در نهایت اصلاحات باید سرانجام نقطه ایستادن خود را در دوگانه قدرت-جامعه مشخص کند.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • شما نظر بدهید /ریشه اختلافات بین اصلاح‌طلبان کجاست و آیا ضرورت بازسازی جریان اصلاحات وجود دارد؟

    شما نظر بدهید /ریشه اختلافات بین اصلاح‌طلبان کجاست و آیا ضرورت بازسازی جریان اصلاحات وجود دارد؟

    به گزارش خبرآنلاین، اختلافات در جریان اصلاحات هر روز وارد فاز جدیدی می شود، اختلافاتیی که بخشی از آن به عملکرد شورای عالی سیاستگذاری باز می گردد  که طی چند ماه اخیر گسترده تر هم شده است و برخی اصلاح طلبان از ضرورت بازسازی این جریان از یک سو و طراحی سازوکار راهبری جدید در این جریان سخن می گویند.

    زنگ هشدار برای این جریان آنجا به صدا درآمده که براساس تحلیل ها و ادعاهای تئوریسن ها و چهره های شاخص این جریان، بدنه رأی جریان اصلاحات نیز با ریزش قابل توجهی روبرو شده است.

    در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین از کاربران خود پرسیده است؛«از نگاه شما ریشه اختلافات بین اصلاح طلبان کجاست و چقدر ضرورت بازسازی جریان اصلاحات وجود دارد؟»

    کابران محترم می توانند نظرات خود را در قالب کامنت مطرح کنند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • دیداری برای پرشوری انتخابات آینده مجلس/ نماینده ولی‌فقیه و اصلاح‌طلبان ایلامی دیدار کردند

    دیداری برای پرشوری انتخابات آینده مجلس/ نماینده ولی‌فقیه و اصلاح‌طلبان ایلامی دیدار کردند

    دیداری برای پرشوری انتخابات آینده مجلس/ نماینده ولی‌فقیه و اصلاح‌طلبان ایلامی دیدار کردند

     

    حجت‌الاسلام‌والمسلمین نورالله کریمی‌تبار در دیدار با هیات رئیسه و اعضا شورای هماهنگی جبهه اصلاحات استان، اظهار کرد: مردم ایلام هم در انقلاب و هم در دفاع مقدس حمایت خود را از اسلام و ایران نشان دادند و رهبر معظم انقلاب اسلامی هم نگاه ویژه‌ای به استان دارند.

    وی با بیان اینکه استان ایلام ظرفیت‌های ویژه‌ای دارد که باید با شناسایی درست این ظرفیت‌ها در راه اشتغال‌زایی حرکت کرد، گفت: به عنوان مثال زمین‌های استان برای کشت زعفران و  گل نرگس بسیار به صرفه است اما در ایلام با کشت سنتی محصولاتی مانند جو، بهره‌وری کشاورزی بسیار پایین است و جوانان ما آن گونه که باید امیدی به کارآفرینی در این حوزه ندارند.

    امام جمعه ایلام، فرصت اربعین را یکی از ظرفیت‌های دیگر استان برای اشتغال دانست و تصریح کرد: هم‌اکنون به طور میانگین روزانه ۱۰هزار  نفر از استان تردد می‌کنند که ما آن گونه که باید از این فرصت بهره نمی‌گیریم.

    کریمی‌تبار با بیان اینکه اختلاف سلیقه نعمت بزرگی برای افزایش کارآمدی است، ادامه داد: نیازمند گروه‌های اندیشه‌ورزی هستیم که بتوانند به نمایندگان استان برای ارائه‌ی طرح کمک کنند و  اگر نخبگان به نمایندگان کمک کنند هم آنها دچار روزمرگی نمی‌شوند وهم  می‌توان به حل مشکلات کشور و استان امیدوارتر بود.

    نماینده ولی‌فقیه در استان گفت: احزاب ما به بلوغ سیاسی نرسیده‌اند و این انتظار وجود دارد که برای رسیدن به دغدغه‌های مشترک کار کنند و برای رسیدن شایسته‌ترین افراد به مجلس تلاش کنند، چون نماینده فقط نماینده حوزه انتخابیه خود نیست بلکه نماینده ملت ایران است.

    کریمی‌تبار با تحلیل شرایط کشور ، گفت: شرایط خوبی داریم و الان به سر قله رسیده‌ایم و ادعای کسانی مانند ترامپ که به دروغ می‌گوید پهپاد ایرانی را زده‌ایم دلیلی بر این مدعا است. امروز تحریم دیگر نمی‌تواند فلج کننده باشد. هرچند مشکل اقتصادی ، تبعیض و ناشایسته سالاری در کشور داریم و وظیفه احزاب برگزیدن شایستگان و کسانی است که می‌توانند گره از مشکلات بازگشایند.

    وی با بیان اینکه نیروی انسانی توانمند بزرگترین سرمایه‌ی استان است، تصریح کرد:فرزندان استان توانمند هستند باید همه کمک کنیم تا امکانات استان را در مسیر  توسعه به کار بگیریم.

    امام جمعه ایلام با قدردانی از پیگیری‌های استاندار برای گرفتن اعتبارات بیشتر و نشان دادن نقش استان در دوران دفاع مقدس، از گروه‌های ختلف خواست نظرات سازنده‌ی خود را برای توسعه استان ارائه دهند و برای رسیدن به اهداف مشترک کنار هم بنشینند و با وجود اختلاف سلیقه‌ها در راه توسعه استان فعالیت مشترک داشته باشند.

    در ابتدای این دیدار «حسن نجفی» رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات استان ایلام ضمن قدردانی از نماینده ولی‌فقیه در استان برای برگزاری این نشست، اظهار کرد: رویکردی که امروز در دفتر نماینده ولی فقیه در استان حاکم است، رویکردی مردمدارانه و مبتنی بر فرمایشات رهبری است.

    وی گفت: رهبری در توصیه‌ها پس از انتصاب نمایندگان خود در استان‌ها ، بر توجه به مردم و جوانان تاکید دارند  و در بیانیه‌ی گام دوم انقلاب هم به جوانان توجه داشتند که نشان می‌دهد رهبری به حضور جوانان در عرصه‌های مختلف تاکید دارند و حضور نماینده ولی‌فقیه در استان نمودی از این تفکر است.

    نجفی خطاب به نماینده ولی‌فقیه در استان، گفت: رویکرد شما در رفتارهای مردمدارانه بر همه روشن است و  اولین بار است که نشستی در دفتر نماینده ولی‌فقیه در استان، با  حضور شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برگزار می‌شود که نشان دهنده توجه جنابعالی به همه جریان‌های سیاسی است که در زیر پرچم نظام فعالیت می‌کند.

    رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات استان ایلام تاکید کرد: اصلاح طلبان معاند نیستند بلکه گرایشی سیاسی است که با هدف برون‌رفت ایران از مشکلات پیش رو فعالیت می‌کنند و اصلاح‌طلبان آرمان‌های انقلاب اسلامی و شهدا را با جان و دل قبول دارند.

    ۴۶

    منبع : خبر آنلاین

  • سخنگوی شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان ایلام :فعلا جلال میرزایی تنها نامزد اصلاح طلبان ایلام است

    سخنگوی شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان ایلام :فعلا جلال میرزایی تنها نامزد اصلاح طلبان ایلام است

    جواد شرف خانی امروز در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت : به دنبال جلسه شب گذشته شورای اصلاح طلبان استان ایلام در خصوص حمایت از کاندیداهای یازدهمین دوره انتخابات مجلس، خبرهایی در فضای مجازی منتشر شد که حکایت از ارائه لیست حمایت از کاندیداهایی داشت.

    وی ادامه داد: در این جلسه که با حضور دکتر جلال میرزایی و اکثریت اعضای شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان استان برگزار شد، ابتدا شرایط کنونی و وضعیت آینده استان و کشور مورد بحث و تحلیل قرار گرفت.

    این فعالی سیاسی اصلاح طلب اضافه کرد:  سپس در خصوص حضور در انتخابات مجلس، با توجه به تردیدهای دکتر میرزایی و نیز احتمال تایید سایر کاندیداهای جریان اصلاحات تا روز ۲۲ بهمن، تصمیم برای حمایت از کاندیدای اصلاح طلب به روزهای آینده موکول شد.

    شرف خانی در پایان در مورد تعداد کاندیداهای اصلاح طلب تائید شده تصریح کرد: تا این لحظه فقط جلال میرزایی به عنوان تنها کاندیدای اصلاح طلب که می تواند مورد حمایت شورای سیاست گذاری قرار بگیرد تائید صلاحیت شده است، اما چند نفر دیگر از کاندیداها با مراجعه به اعضای این شورا، تقاضای حمایت داشته اند که باید در این خصوص هم تصمیم مناسب اخذ شود.

    ۴۶

    منبع : خبر آنلاین

  • میرلوحی: مگر ما اصلاح‌طلبان قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟/حمایت خاتمی از لیست شاید ۲ درصد به آراء اضافه می‌کرد

    میرلوحی: مگر ما اصلاح‌طلبان قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟/حمایت خاتمی از لیست شاید ۲ درصد به آراء اضافه می‌کرد

    میرلوحی: مگر ما اصلاح‌طلبان قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟/حمایت خاتمی از لیست شاید ۲ درصد به آراء اضافه می‌کرد

     

    محمود میرلوحی، فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای شهر تهران، در گفتگویی با خبرآنلاین، با اشاره به ارائه لیست انتخاباتی توسط احزاب اصلاح طلب و عدم حمایت رئیس دولت اصلاحات از آن لیست ها گفت: اصلاحات باید اولا سازمان خود را منسجم کند که البته به نظر ما منسجم است. اینکه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گوید ما شرکت نمی کنیم و لیست نمی دهیم اما احزاب می توانند لیست بدهند نشانه انسجام جریان اصلاحات بود. برآورد هم درست و دقیق بود. دوستانی مثل آقای کرباسچی و کارگزاران معتقدند اگر آقای خاتمی و دیگران پشت این لیست می آمدند اتفاقات دیگری می افتاد. با این حال دوستانی که نظر دیگری داشتند می گفتند اگر آقای خاتمی هم از لیست حمایت می کردند اتفاقی نمی افتاد و فقط دو درصد آرا بیشتر می شد.

    >>>> در همین رابطه بیشتر بخوانید؛

     میرلوحی: اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰، کاندیدای قرضی و اجاره‌ای ندارند

    وی تصریح کرد: در بعضی جاها کاندیدا هم بود اما برآورد کارشناسی ما این بود که جامعه و اکثریت رای دهندگان دیگر همراه نمی شوند. بالاخره بعد از ۹۶ حوادثی مثل دی ماه یا آبان ۹۸ رخ داد که نمی شود آنها را نادیده گرفت.ما گلایه ها و شکایات مردم را در هرجایی می شنویم و نمی توانیم این صداها را کتمان کنیم و نشنویم. به این ترتیب اصلاحات به این نتیجه رسید که اگر کنار اکثریت بماند بهتر از این است که به میدان بیاید.

    مگر قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟

    عضو شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان در پاسخ به این سوال که آیا قرار نیست راس مدیریت جریان اصلاحات تغییر کند؟، گفت: چرا. مگر ما قسم خوردیم که آقای عارف همیشه باشد؟. همانطور که گفتم با توجه به وضعیت کرونا بعد از انتخابات هنوز فرصتی پیش نیامده که شورای عالی به بحث بنشیند و به این فکر کند که چه باید بکند.

    حامیان پارلمان اصلاحات چه کسانی هستند؟ 

    میرلوحی درباره بحث شکل گیری پارلمان اصلاحات و جایگزینی آن با شورای عالی اصلاح طلبان، خاطر نشان کرد:  واقعیت این است که با این اوضاع کرونایی نمی دانم شرایط کشور به کدام سمت می رود. فعلا که امکان برگزاری هیچ نشستی نیست. بحث پارلمان اصلاحات نکته ای بود که قبلا هم گفته می شد که در واقع باید یک پله بالاتر از جبهه ای که شورای عالی آن را نمایندگی می کرد باشد. در واقع این بحث می خواست عمق و گستره را اضافه کند و به حضور نمایندگان یک شکل نیمه رسمی بدهد. باید منتظر بمانیم و ببینم کرونا تا کی ادامه پیدا می کند.

    وی افزود: کسانی که پارلمان اصلاحات را مطرح می کردند تقریبا همان کسانی بودند که در انتخابات مجلس اخیر لیست معرفی کردند این دوستان هم علی القاعده مفهوم عمق و گستره بیشتر کمتر مورد توجهشان بود. اینها بیشتر در نقد شورای عالی چنین بحثی را مطرح می کردند. در صورتی که نمی توان از بالا بگوییم بیایید دور هم جمع شویم.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم /خاتمی باید پاسخگو باشد

    زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم /خاتمی باید پاسخگو باشد

    زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم نگرفتیم/خاتمی باید پاسخگو باشد

     

    به گزارش خبرآنلاین، گفتگو با صادق زیباکلام همیشه پرتیتر است و جنجالی، او صریح حرف می زند، بدون روتوش های معمول و رایج دنیای سیاست. شاید همین خصلت هم باعث محبوبیتش شده هم نقدهای زیادی را متوجه او کرده است.

    در این روزهای کرونا زده صادق زیباکلام از طریق لایو اینستاگرام مهمان کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین شد و در گپ و گفتی جذاب و خواندنی با سیدعبدالجواد موسوی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین هم از زمزمه های عبور از خاتمی گفت هم از اردشیر زاهدی.

    او که می گوید حاضر است پشت سر رقبای اصولگرایش چون احمد توکلی نماز بخواند از ترسی رونمایی کرد که جالب بود، او گفت همانقدر که از امثال ابوبکر البغدادی و اسامه بن لادن می ترسد از تتلو و تتلوها هم می ترسد، و البته از نسلی که پر از خشم و نفرت است.

    از شعار«اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» هم حرف زد و صریح و بی پرده از اصلاح طلبان انتقاد کرد، اصلاح طلبانی که می گوید روزگارشان به سر آمده و باید به مانند مردم قرون وسطی که بعد از مرگ پادشاه می گفتند«شاه مرد، زنده باد شاه» حالا باید اصلاح طلبان هم بگویند؛ «اصلاحات مُرد، زنده باد اصلاحات»

    مشروح گفتگوی لایو کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین با صادق زیباکلام را بخوانید؛

    ******

    *آقای زیباکلام شما اصطلاحی دارید تحت عنوان «توهم توطئه» و انقدر به کار بردید که اصلا به نام شما ثبت شد، منتهی اخیرا یک نقل قولی از شما در مورد آقای اردشیر زاهدی شنیدم که باعث شد در اصل این که آن تعبیر را از شما شنیدم شک کنم،بعد از تعریف و تمجیدهای اردشیر زاهدی از شهید سردار سلیمانی  و جمهوری اسلامی، ظاهرا شما فرموده بودید که او برای اینکه دل بعضی ها را بدست آورد و بخواهد به ایران بازگردد این حرف ها را زده است. آیا شما این را گفته اید؟

    هم بله، هم خیر. من اطلاع دقیقی نداشتم که ایشان در مصاحبه ای که با تلویزیون فارسی زبان بی بی‌سی کرده چه گفته است. از یکی از خبرنگاران سایت های خبری شنیدم که او از سردار سلیمانی و سیاست های جمهوری اسلامی تجلیل کرده و انتقاداتی هم به ترامپ در مورد سیاست هایی که علیه ایران دارد کرده بود. خبرنگار که یک خانم بود تلفنی از من پرسید شما حدس می زنید یا فکر می‌کنید که آقای زاهدی چه دلیل و انگیزه هایی می تواند داشته باشد برای این تعریف و تمجیدی که از جمهوری اسلامی ایران کرده است؟ من پاسخ دادم یک احتمال می تواند این باشد که شاید او بنا بر دلایلی می خواهد به ایران بازگردد و می خواهد مقداری روابط بهتری را با مسؤلین داشته باشد، تاکید می کنم گفتم یک احتمال این است.  در نهایت خودم  اضافه کردم که بعید به نظر می رسد که او خواسته باشد به ایران بازگردد، بنابراین شاید انگیزه ها و دلایل دیگری داشته باشد.

    خیلی ها درد و بلای اردشیر زاهدی شاه پرست را بر فرق سر من کوبیدند

    بعد خبرنگار گفت آقای زیباکلام با توجه به سن و سال زاهدی که ۹۱، ۹۲ ساله است، احتمال این را می شود داد که دلیلی که او می خواهد به ایران بازگردد این باشد که شاید فکر می کند چند سالی بیشتر زنده نباشد و دوست دارد که اگر فوت شد در ایران باشد و من گفتم نمی دانم، شاید.

    من از تتلو، از تتلوها، از مائده هژبری می ترسم، از اسامه بن لادن، از ابوبکر بغدادی می ترسم امیدوارم که اشتباه کنم و از اینها نباید ترسید ولی من از اینها می ترسم. من از همه کسانی که پر از خشم و نفرت و تخریب هستند می ترسم. از اینجا نظر من در مورد آقای اردشیر زاهدی مطرح شد و آن نظر هم این بود که من در دوران جنگ ندیدم که او خیلی قرص و محکم بیاید و از ایران دفاع کند و علیه عراق موضع بگیرد. نکته دیگری که مطرح کردم این بود که اردشیر زاهدی خیلی اهمیت و ارزشی برای مفاهیمی مثل حقوق بشر، زندانیان سیاسی، آزادی بیان و دموکراسی و…، قائل نیست این کل صحبت‌های من بود. خیلی ها از این نظر من انتقاد کردند، از بهنود تا بقیه و یکی پس از دیگری حزب اللهی ها از هم سبقت گرفتند تا درد و بلای وطن پرستی آقای زاهدی شاه پرست را بر فرق سر صادق زیباکلام بکوبند.

    گفتند من به دنبال جاده صاف کنی هستم تا راحت گرین کارت بگیرم

    *البته آقای زاهدی پیش تر هم چنین مواضعی گرفته بود منتهی یک رویه بدی که کلا در حوزه سیاست داریم  این است که هرکسی از این قسم مواضع بگیرد با این اتهام به راحتی روبرو می‌شود، مثل خود آقای بهنود، عطاءالله مهاجرانی و … هم با همین اتهام روبرو هستند که هروقت در مورد جمهوری اسلامی حرفی میزنند سریع به آنها می گویند چقدر پول گرفته اید یا کی می خواهید به ایران بازگردید، حتی شاید درمورد خود شما هم همینطور باشد، مثلا وقتی شما از سیاست های غرب تعریف می کنید ممکن است بگویند این حرف ها را به خاطر پناهنده شدن می زنید و یا پول گرفته اید و …

    اتفاقا آقای گنجی و آقای علیزاده و کسانی که درد و بلای آقای زاهدی وطن پرست را بر سر من کوبیدند، گفته بودند که شما هم از آمریکا و انگلیس دفاع می کنی پس شما هم جاده صاف کن هستی  تا اگر روزی خواستی در بروی و به آنجا پناه ببری، گرین کارتت خیلی هم مشکل پیدا نکند. به هرحال این صحبت ها گفته می شود.

    فکر می کنم اردشیر زاهدی آن حرف ها را صادقانه گفته باشد

    *پس شما این ادبیات را قبول ندارید؟

    نه اصلا. عرض می کنم من گفتم شاید ایشان چنین انگیزه ای داشته باشند، اگر  ۵۰ ساله بود مثلا می گفتیم ممکن است او در زمان انقلاب ملکی، باغی، کارخانه ای در ایران داشته و الان می‌خواهد آنها را احیا کند، ولی هرچه بیشتر فکر می کنم می بینم این ها برای زدن آن حرفها انگیزه آنچنانی نمی‌تواند برای این فرد بوده باشد، بنابراین تنها دلیلی که می ماند این است که ایشان واقعا حرف‌هایش را صادقانه می گوید.

    زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم نگرفتیم/خاتمی باید پاسخگو باشد
    زیباکلام:اصلاحات مُرد، بخاطر کرونا ختم نگرفتیم/خاتمی باید پاسخگو باشدزیباکلام

    *خب این چیزهایی که می گویید خودش نوعی نیت خوانی و توهم توطئه نیست؟ یعنی در تحلیل حرف‌های یک آدم ما مجاز هستیم که این احتمالات را در نظر بگیریم؟

    ببینید، یک وقتی شما به من می گویید گفته‌اند که در را باز کنید و پنجره را ببندید، شما فکر می کنید که چه دلایلی می تواند پشت این حرف باشد؟ مثلا من می گویم شاید برودت هوا باعث شده است که چنین تصمیمی را بگیرند یا آقای رئیس از “در” خوشش نمی آید و..، این خیلی فرق می کند تا مثلا من بگویم تو چقدر ساده ای موسوی! پشت قضیه این کار یک برنامه است و مثلا این “در” باید اینجوری بشود چون امریکایی ها اینجوری کرده اند.

    اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند ۱۳۹۸، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت نمی شد گرفت، مسجد الجواد را نمی شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند. 

    آنچیزی که من مخالف آن هستم این است که شما باز شدن “در” و بسته شدن پنجره را بخشی از توطئه های فراماسون ها و فراموشخانه ها بدانید که یک جای تاریک نشسته اند و برنامه‌ریزی کرده اند، والا  بالاخره هر حزب و جریان سیاسی و هر چهره و شخصیتی یک دلیلی برای عقاید و افکارش دارد، اگر شما به عنون یک تحلیلگر سعی کنید بگویید که دلیل او چه می توانسته باشد این توهم توطئه نیست.

    *فکر نمی کنم درباره اینکه ایشان به خاندان پهلوی گرایش دارند شما مشکلی داشته باشید. درست است؟

    من برای انسان هایی که وفاداری دارند احترام خاصی قائل می شوم، من برای فرح پهلوی احترام زیادی قائل هستم و این احترام هیچ ارتباطی به مسائل سیاسی ندارد، برای اینکه ایشان ۴۱ سال است به محمدرضا پهلوی که من به شدت با او مخالفم، وفادار مانده است، این کار از نظر من خیلی ارزشمند است. همسر شهید دکتر فاطمی که به ایران آمد با من رفت و آمد خانوادگی داشت، سر قضیه آقای احمدی نژاد و رحیم مشایی سال ۹۰ وقتی ایشان بازداشت شد، من خیلی برای ایشان تلاش کردم و استغفرالله فقط پیش خدا نرفتم و برای این کارم فقط یک دلیل داشتم، آنهم اینکه این زن از روزی که در سال ۳۲ یا ۳۳ زمانی که دکتر فاطمی را تیرباران کردند همچنان به دکتر فاطمی وفادار ماند. این چیزها برای من ارزش دارد و از این بابت هم من برای آقای اردشیر زاهدی فوق العاده احترام قائل هستم چون او می گوید من طرفدار جمهوری اسلامی و سردار قاسم سلیمانی هستم و خیلی کارهای خوبی در سوریه کردیم ولی در عین حال عکس محمدرضا پهلوی هم روی طاقچه اش هست.

    با تمام سلول های بدنم با ترامپ مخالف هستم و علیه او هستم

    *عین این تعبیر را هوشنگ ابتهاج در کتاب پیر پرنیان اندیش دارد، او می گوید که من به اصول اخلاقی احترام می گذارم و مثال می زند و می گوید زمانی که محمدرضا شاه از ایران فرار کرده بود یک تاجری آنجا می رود و برای او یک چک می کشد و می گوید شما اینجا بی پول و تنها هستید و شاید به این پول احتیاج پیدا کنید، در حالی که کسی فکر نمی کرد محمدرضا شاه بتواند به ایران بازگردد ولی او کمک خود را کرد. از یک نفر هم در دادگاه مصدق نام می برد که وقتی او را برای شهادت دادن احضار کردند جلوی مصدق پا می کوبد و از او اجازه می گیرد،  او می گوید این ۲ آدم در دو موضع مختلف سیاسی هستند ولی همین که آنقدر جوانمردی داشتند و بر سر عقاید خودشان ایستاده اند برای من قابل احترام است. ما تا اینجا متوجه شدیم که نظرتان در مورد آقای زاهدی چیست، این فاکتورها را کنار بگذاریم. نظرتان در مورد حرفهایی که آقای اردشیر زاهدی زد چیست؟

    من با حرفهایشان موافق نیستم. حرف های او ۲ بخش دارد، یکی تجلیل از شهید سردار سلیمانی است و بخش دیگر آن هم مخالفت با آقای ترامپ و تحریم ها است. من فکر می کنم همه ایرانیان از حزب اللهی تا شاه پرست، حتی خود من با تحریم ها مخالف هستیم، اگر اساسا تحریم ها هم نبود، آدمی به اسم صادق زیباکلام با تمام سلول های بدنش با ترامپ مخالف است، من ترامپ را نژادپرست، ضدزن، ضدمسلمان و ضد سیاه‌پوستان می دانم، بنابراین من همه جوره علیه ترامپ هستم، ولی امیدواربودم که این بحث مطرح نشود و خواهش می کنم خیلی موشکافی نکنید.

    در دوران جنگ ندیدم که اردشیر زاهدی خیلی قرص و محکم از ایران دفاع کند.او خیلی اهمیت و ارزشی برای مفاهیمی مثل حقوق بشر و زندانیان سیاسی، آزادی بیان، دموکراسی و…، قائل نیست. خیلی ها به من انتقاد کردند و یکی پس از دیگری سبقت گرفتند تا درد و بلای زاهدی شاه پرست را بر سر من بکوبند. من در مورد سوریه یک نظر دارم، خیلی ها در ایران از من بخاطر ابراز این نظر متنفر هستند، من معتقد هستم ما ایرانی ها نمی توانیم درمورد عملکرد خودمان در سوریه اظهارنظر کنیم و مردم سوریه باید در مورد سیاست جمهوری اسلامی ایران و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در مملکت خودشان قضاوت کنند.

    *مقصود من بیشتر در مورد آن بحث آقای زاهدی درباره توان نظامی و موشکی ایران بود، اینکه ما قبل از انقلاب این تجهیزات را می خریدیم اما امروز بچه های ما دارند این تجهیزات را می‌سازند و ما باید به این بچه ها افتخار کنیم. نظر شما درباره این بحث چیست؟

    من به بچه هایی که بتوانند یک دوچرخه بسازند هم افتخار می کنم تا ما بتوانیم آن دوچرخه را در بازار جهانی صادر کنیم و بتوانیم با آن دوچرخه، با دوچرخه نوع مرغوب ترکیه، کره یا چین رقابت کنیم. من فکر می کنم این هم از نظر صنعتی و هم از نظر تکنولوژی  و هم از نظر اقتصادی بیشتر ارزش دارد تا موشک و پهپاد. من پیشرفت را در ساخت یک دوچرخه ای می بینم که شما بتوانید آن را به خارج از کشور صادر کنید و با امثال ترکیه و .. رقابت کنید.

    احمد توکلی، کرباسچی و مطهری مصداق سیاستمدار مستقل هستند

    *آقای زیباکلام! کمی فضای گفتگو را عوض کنیم.از نظر شما آدم مستقل و سیاستمدار مستقل چه کسی است؟ مصادیق سیاستمدار مستقل از نظر شما کیست؟

    مستقل کسی است که هم شاه پرست ها هم حزب اللهی ها می خواهند سر به تن او نباشد، مثل خود من.(خنده) اما در مورد مصادیقی که گفتید، در اصولگراها آقای احمد توکلی را من یک فرد مستقل می‌دانم، در اصلاح طلبان هم کم نیستند افرادی که من آنها را مستقل می بینم ، مثلا آقای سعید لیلاز، کرباسچی، حسین مرعشی مستقل هستند.

    *علی مطهری چطور؟
    بله آقای علی مطهری یا آقای محمود صادقی چهره هایی مستقل هستند. سیاستمدار مستقل کم نیستند.

    بحث عبور از خاتمی مطرح نیست اما….

    *به اصلاح طلبان اشاره داشتید، شما احتمالا این روزها بحث عبور از خاتمی را زیاد شنیده اید، منتهی من در این زمینه اظهارنظری از شما ندیده ام  و ….

    گفت مدینه گفتی و کردی کبابم. بحث عبور از خاتمی نیست، ۲۲ سال پیش یک شبی در دوم خرداد ۷۶ اصلاحات متولد شد او اسمش دوم خرداد بود بعد اصلاحات شد. یک سوال ساده می کنم، اگر یک دختر و پسری آن شب متولد شده باشند، الان آن دختر یا پسر ۲۲ ساله هستند و اگر خوب درس خوانده باشند الان فارغ التحصیل شده اند، اگر یک نفر از کره ماه بیاید و از آن دختر یا پسر بپرسد که چه فرقی بین یک اصلاح طلب و یک اصولگرا است، نمی تواند پاسخ دهد.

    اگر محمدرضا عارف ثبت نام کرده بود، یقینا تایید صلاحیت می شد و ۱۰۰ هزار رای هم نمی آورد، اتفاقا خیلی کار درستی کرد که ثبت نام نکرد. ما ۱ و نیم میلیون رای در انتخابات ۹۴ را به ۸۰ هزار رای کاندیداهایمان در سال ۹۸ رسانده ایم و مقصر اصلی خود ما هستیم.

    اینکه دختر و پسرهای ما نمی دانند فرق اصلاح طلب و اصولگرا چیست تقصیر ما اصلاح طلبان است

    اینکه آنها نمی توانند پاسخ این سؤال را بدهند آنها مقصر نیستند بلکه مقصر صادق زیباکلام، سید محمد خاتمی، محمدرضا عارف و.. هستند، مقصر ما هستیم که نتوانستیم بعد از ۲۲ سال بگوییم اصلاح طلبی یعنی چی، اصلاح طلبی چیست و اصلاح طلب کیست!  زبان من مو درآورد که باید به آدم ها بگویند که اصلاح طلب کیست، جامعه به چه عنوان ما را باید بشناسد.  خیلی از آن چیزهایی که ما می گوییم اصولگراها هم می گویند.احترام به قانون، به رأی مردم، احترام به حقوق همسایه و …را مگر اصولگراها هم نمی گویند؟

    اگر عارف کاندیدا می شد ۱۰۰ هزار رأی هم نمی آورد

    نهایتا به اینجا رسیدیم که آقای عارف که ۱ و نیم میلیون رای در اسفند ۹۴ آورد، نامزدهای اصلاح طلب در سال ۹۸ و آنهایی که تایید صلاحیت شده بودند ۸۰ هزار رای آوردند، یعنی از ۱ و نیم میلیون به ۸۰ هزار رای رسیدیم و من معتقد هستم که اگر آقای محمدرضا عارف ثبت نام کرده بود، یقینا تایید صلاحیت می شد و ۱۰۰ هزار رای هم نمی آورد، اتفاقا خیلی کار درستی کرد که ثبت نام نکرد. اینکه ۱ و نیم میلیون رای را ما به ۸۰ هزار رای رسانده ایم، درست است که بخشی از آن را اصولگرایان گرفته اند و بخشی دیگر را شورای نگهبان ولی مقصر اصلی خود ما هستیم.

    ما اصلاح طلبان خبط و خطا کم نداشتیم

    *یک دلیل آن این نیست که وقتی اصلاح طلبان قدرت را در دست می گیرند یک جاهایی خلاف آن چیزی که گفته اند رفتار می کنند؟

    تهرانی های قدیم به ناصرالدین شاه می گفتند شاه شهید(خنده). آخرین بار که اصلاح طلبان قدرت در دستشان بود برای زمان ناصرالدین شاه بوده است. زمانی که آقای خاتمی رئیس جمهور بود و مجلس ششم روی کار بود بازهم مجبور بودند که خیلی از چیزها را رعایت کنند. من بعد از حادثه کوی دانشگاه روی پای آقای خاتمی افتادم که بیا کسانی که در این حادثه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و آسیب دیدند و در بیمارستان هستند را چند دقیقه ببین، به قرآن اعدامت نمی کنند ولی نیامد. ملاحظاتی داشت که نیامد.

    اگر خاتمی چک سفید امضا از رهبری داشت و همه کاره مملکت بود می خواست چه کار کند؟

    ما خبط و خطا کم نداشته ایم و یک جاهایی باید محکم تر می ایستادیم و یک جاهایی باید یک کارهایی را می کردیم ولی خطای اصلی این بود که ما بعد از ۲۲ سال نتوانستیم به مردم بگوییم که ما به دنبال چه هستیم. اگر آقای خاتمی امروز همه کاره مملکت شده بود و قدرت می داشت، مقام معظم رهبری به ایشان چک سفید می دادند و می گفتند سید هرکاری خواستی انجام بده و به اطلاعات و سپاه و قوه وقضاییه و همه می گفتند که هیچ کس حق ندارد معترض اینها بشود، آقای خاتمی می‌خواهی چه کار می خواست بکند؟ ما نتوانستیم این را بگوییم که چه کار می خواهیم بکنیم. ما فقط کلمات زیبا گفته ایم.

    در اصولگراها آقای توکلی را من یک فرد مستقل می‌دانم، در اصلاح طلبان هم کم نیستند افرادی که من آنها را مستقل می بینم ، مثلا آقای سعید لیلاز، کرباسچی، حسین مرعشی. آقایان مطهری و محمود صادقی هم مستقل هستندخاتمی باید پاسخگو باشد

    *آقای زیباکلام! در سال ۸۸ وقتی مردم به خیابان ها آمدند، خیلی از روزنامه نگاران و تئوریسن های اصلاح طلب به صراحت می گفتند که باید صدای معترضین را شنید و باید با مردم حرف زد، ولی بعدها و در همی یکی دو سال اخیر که این اتفاق افتاد و مردم به خیابان آمدند، بعضی از همان آدمها خواستار سرکوب مردم بودند و بعضی ها هم می گفتند باید هایدپارکی درست کرد و اینها به آنجا بروند و آنجا داد بزنند، یعنی یک مرتبه موضع از این رو به آن رو شد، این مواضع متناقض هم در نگاه مردم تاثیر دارد.

    می دانید چرا؟ وقتی شما استراتژی نداشته باشید، نمی توانید پاسخگوی مردم باشید. من به شخصه استراتژی داشتم. من در انتخابات سال ۹۶، نزدیک به ۳ ماه از کار و زندگیم و زن و بچه ام زدم و شهر به شهر و استان به استان و دانشگاه به دانشگاه رفتم و برای شرکت مردم در انتخابات کمپین ایجاد کردم تا به آقای روحانی رای بدهند. از ۲۹ اردیبهشت ۹۶ تا امروز بیشترین انتقادات و حملات گزنده را من از آقای روحانی کرده ام، این یعنی داشتن یک استراتژی! شما می گویید که اینها در آبان ۹۸ چکار کردند، من می گویم شما از آقای خاتمی و رهبری اصلاح طلبان یک سوال ساده بکنید که ما ۲۴ میلیون نفری که آمده ایم و رای داده ایم آقای روحانی دربرابر مطالبات ما چه گامی را در این ۳ سال برداشته است؟ چه کسی باید پاسخگو باشد؟

    آقای خاتمی باید پاسخگو باشد، آقای عارف باید پاسخگو باشد، آقای سعید حجاریان، موسوی لاری، مصطفی تاجزاده و صادق زیباکلام باید پاسخگو باشند، ما باید پاسخگو باشیم چون ما بودیم که آن ۲۴ میلیون نفر را به رای دادن ترغیب کرده ایم. ما یکبار گفته ایم که نظرمان نسبت به روحانی چیست؟ اصلا انگار نه انگار آن ۲۴ میلیون نفری که به او رای داده اند یک مطالباتی هم داشته اند. اینها نقص های فاحش اصلاح طلبان بوده است.

    *اینکه می گویید آن مطالبات محقق نشده یا پیش نرفته است یک بحث است ولی در مواجهه با مردم کوچه و خیابان نیز گاهی اوقات یک مواضعی گرفته شده است که برای مردم خیلی قابل قبول نبوده است و دوستان اصلاح طلب شما از این ناحیه بیشترین ضربه را خورده اند. نظر شما چیست؟

    چو صدآید نود هم پیش ماست. وقتی شما استراتژی و چه باید کرد ندارید، وقتی شما در برابر ۲۴ میلیون پاسخگو نیستید، در اعتراضات آبان ۹۸ هم دست راستت به دست چپت می گوید که باید چکار کنیم، در انتخابات اسفند ۹۸ هم همین طور! اینکه عده ای شرکت می کنند و عده ای شرکت نمی کنند، همه بخاطر نداشتن استراتژی است.

    انتقاد پذیری اصلاح طلبان کمتر از اصولگرایان نباشد، یقینا بیشتر هم نیست

    *آنوقت اصلاح طلبان گوش شنوا هم دارند؟ یعنی انتقادات شما را کسی هم می شنود؟

    خیر متاسفانه. با کمال تاسف، با کمال تاسف، با کمال تاسف میزان انتقاد پذیری  آنها اگر کمتر از اصولگرایان نباشد یقینا بیشتر هم نیست.

    اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت گرفت

    *پس ادامه دادن این راه چه فایده ای دارد وقتی گوش همه بسته باشد و ..

    اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند ۱۳۹۸، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت گرفت، مسجد الجواد را نمی شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند.

     کسانی که درد و بلای آقای زاهدی وطن پرست را بر سر من کوبیدند، گفته بودند که شما هم از آمریکا و انگلیس دفاع می کنی پس شما هم جاده صاف کن هستی  تا اگر روزی خواستی در بروی و به آنجا پناه ببری، گرین کارتت خیلی هم مشکل پیدا نکند

    می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات»

    در قرون وسطی وقتی شاه می میرد یک اصطلاحی بود که می گفتند«پادشاه مرد،زنده باد پادشاه» این را من درباره اصلاحات به شما بگویم. می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات» اصلاحات به آن معنایی که زیبا کلام، تاجزاده، عارف و سیدمحمد خاتمی و این و آن داشتند مرد و دیگر نیست و محال ممکن است کسی به اعتبار آنها بیاید و ۱ دانه رای بدهد،  ولی آن ضرورتی که اصلاحات را در خرداد ۷۶ آورد، الان به مراتب ضرورت وجود آن بیشتر از دوم خرداد ۷۶ است.

    با یک شخصیت وجیه المله که نمی توانیم اصلاحات را رهبری کنیم

    *و شما دلایل آن معایب، آن کم کاری ها و… را پیدا کرده اید؟ یعنی اگر قرار باشد شما یک بار دیگر حامی اصلاحات باشید، می دانید که آن معایب چه بوده است؟ 

    یکی از معایب آن رهبری اصلاحات است. ما ۲۲ سال است که رهبری نداشته ایم. ما با یک شخصیت وجیه المله که نمی توانیم رهبری کنیم.  زبان من مو درآورد انقدر که گفتم ما باید یک جمع ۵ تا ۱۵ نفره که در آن دموکراسی باشد را به عنوان رهبری اصلاحات مشخص کنیم و این چند نفر تحت یک مکانیزمی انتخاب شوند، فکر نمی‌کنم برای انجام دادن این کار ما را به اوین ببرند و ممنوع الملاقات کنند، یعنی ما می توانیم این کار را انجام دهیم. مثلا الان چه کسی سخنگوی اصلاحات است؟، در مسائل خیلی مهم آقای حجاریان یک چیزی را می گوید و آقای تاجزاده یک چیز دیگر، کارگزاران یک چیز دیگر می گوید، اینطور که نمی شود، ما یک حداقلی به عنوان رهبری اصلاحات نتوانستیم درست کنیم. فقط یکسری چهره ها داریم.

    اگر یک سخنگو داشتیم یک چیز واحدی گفته می شد. مگر می شود بدون رهبری مبارزه سیاسی کرد؟ لنین یک جمله معروفی دارد و می گوید «ما با حزب همه چیز هستیم و بدون حزب چیزی نیستیم.» مقصود از حزب تشکل و سازماندهی است. تشکیلاتی کار کردن چیزی بود که از همان روز اول اصلا و ابدا در جریان اصلاحات وجود نداشت.

    با تمام وجود معتقدم اول توسعه سیاسی نه توسعه اقتصادی

    *بی توجهی به عدالت و مردم فرودست از فاکتورهایی است که خیلی از منتقدان شما روی آن تاکید دارند که آقایان اصلاح طلب به این ماجرا بی اعتنا بوده اند. این را می پذیرید؟

    خیر اصلا قبول ندارم، من معتقد هستم که اول اقتصاد درست نمی شود که بعد دوم توسعه سیاسی انجام شود، من با تمام وجود معتقدم اول توسعه سیاسی، دوم توسعه سیاسی، سوم توسعه سیاسی و آخر هم توسعه سیاسی.

    یک کشوری را که توانسته باشد از مدار توسعه نیافتگی ظرف ۴۰ سال گذشته خارج شده باشد و در عین حال همچنان نظام آن استبداد دیکتاتوری مطلق بوده باشد را به من نشان بدهید، همچین کشوری هیچ کجا نداریم.

    *کوبا کشوری است که توسعه  سیاسی ندارد و در آن دیکتاتوری دارد ولی مردم آن هم گرسنه نیستند و نان دارند که بخورند و کسی هم تا کمر در سطل آشغال فرو نرفته است.

    شما زمانی می توانید در مورد سوریه، کره شمالی و کوبا صحبت کنید که مردمشان حق انتخاب داشته باشند. چون پای سردار سلیمانی وسط آمد من دلم نیامد به شما جواب بدهم ولی ببینید آن ۳ میلیون نفری که در ترکیه هستند اگر یک نفرشان طرفدار بشار اسد بود مطمئن باشید که اخبار ۲۰ و ۳۰ هرشب او را می آوردند و نشان می دادند که مثلا ببینید اینها طرفدار بشار اسد هستند. بنابراین شما نمی توانید اینها را به عنوان نظام های موفق ذکر کنید.

    *من فقط کوبا را گفتم و آنجا را به عنوان نظام موفق هم ذکر نکردم. گفتم کوبا توسعه سیاسی ندارد ولی گرسنه هم ندارد.

    من گفتم کشوری که از مدار توسعه نیافتگی خارج شده باشد، مقصود من مثلا ترکیه، اندونزی، برزیل، ویتنام، مکزیک و.. است. همه اینها از مدار توسعه نیافتگی خارج شده اند، مثلا ترکیه ۱۵۰ میلیارد دلار در سال صادرات می کند. ۴۲ میلیون توریست به این کشور رفته اند، قبول دارید که یک حداقل دموکراسی در ترکیه، اندونزی، برزیل، مکزیک و.. وجود دارد؟

    کلاف چین دارد باز می شود

    *واقعا معتقدید در ترکیه دموکراسی است؟

    بله تاحدودی. اینها واقعیت هایی است که شاید شما دوست نداشته باشید بشنوید. من با تمام وجود بنا بر دلایلی که برای خودم دارم با اردوغان آبم در یک جوی نمی رود، ولی به هرحال در ترکیه یک درجه ای از انتخابات آزاد وجود دارد که حاصل آن ۱۵۰ میلیارد دلار در سالی شده است که ترکیه صادرات دارد. مقصود من این است که تا یک درجه ای از توسعه سیاسی در کشوری به وجود نیاید آن کشور نمی تواند جهش پیدا کند و فقط یک استثنا وجود دارد. مثال کوبا وحشتناک بود و رد است. آن کشور چین است، چین علی رغم دیکتاتوری و استبداد حزب کمونیست توانسته است آن جهش را بکند، منتهی من معتقد هستم که هنوز کلاف چین باز نشده است، مثلا هنگ کنک یک نمونه است که برای چین مشکل به وجود آورده است، کرونا نمونه دوم است که مشکل بوجود آورده است. من معتقد هستم که کلاف چین دارد باز می شود و دیر یا زود بزرگترین مشکلی که در چین به وجود خواهد آمد دیکتاتوری حزب کمونیست است.

    *من معتقدم که دولت های ما از زمان  آقای هاشمی به این طرف چون توسعه را در همه سطوح مطرح نمی کنند باعث می شوند که بعد یک آلترناتیو دیگری روی کار آید. برای مثال ما در دوره آقای هاشمی صرفا روی توسعه اقتصادی مانور می دهیم و بعد مردم ناراضی از توسعه اقتصادی به کسی رای می دهند که توسعه سیاسی را بخواهد پیش ببرد. آن کسی که که می آید روی توسعه سیاسی تاکید می کند و از توسعه اقتصادی غافل می شود، دوره بعد کسی می آید که شعارش عدالت  و عدالت خواهی است و رای می آورد و این بازی ادامه دارد. یعنی ما فکر می کنیم که انسان یک موجود تک ساحتی است که یا اقتصادی یا سیاسی و یا فرهنگی است، هیچ دولتی تا الان نیامده است که همه اینها را با هم پیش ببرد و به همه نیازهای آدمها از جمله آزادی و حقوق بشر و نان و مسکن به یک اندازه اهمیت دهد. اگر همچین دولتی سر کار می آمد ما خیلی از این مشکلات را نداشتیم. 

    حاضرم پشت سر توکلی، الله کرم و برادرم نماز بخوانم

    خب کمی فضای بحث را تغییر دهیم و به سوالات کاربران خبرآنلاین برسیم، پرسیدند آقای زیباکلام شما پشت سر کدام اصولگرا حاضرید نماز بخوانید؟

    اولین و شاخص ترینشان برادرم دکتر سعید زیبا کلام است. با اینکه هزار در هزار با او فاصله دارم ولی پشت سر او نماز می خوانم. شخصیت دومی که پشت سر او نماز می خوانم دکتر احمد توکلی است، حدودا ۱۳ الی ۱۴ سالی می شود که با ایشان رفت و آمد خانوادگی داریم و انصافا  من از این انسان پاک تر ندیده ام.

    در قرون وسطی وقتی شاه می میرد یک اصطلاحی بود که می گفتند«پادشاه مرد،زنده باد پادشاه» این را من درباره اصلاحات به شما بگویم. می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات».*با این دو نفر که نسبت دارید(خنده)…

    پشت سر شما و آقای محمد مهاجری هم حاضرم(خنده)

    *پشت سر آقای الله کرم هم یکی دوبار نماز خواندید

    بله پشت سر آقای الله کرم هم حاضرم نماز بخوانم.

    *از آقای الله کرم خبر دارید؟ مدتیست کم خبر هستند و پیدایشان نیست

    از ایشان گاهی وقتها هیچ خبری نمی شود و یک مرتبه چیزی اتفاق می افتد که مشخص می شود کار ایشان بوده است. یکی از دلایلی که من پشت سر آقای الله کرم نماز می خوانم این است که ایشان هنوز اتومبیل سواری ندارد(خنده) و با موتور تردد می کند.  این برای من ارزشمند است چون من می دانم که ایشان می توانستند دراین مملکت تریلیاردر باشند ولی با موتور رفت و آمد می کند و پارسال هم تصادف کرد و متاسفانه مدتی در بیمارستان بود.

    دهکده امید اولین دهکده ای است که فاضلاب آن به رودخانه ریخته نمی شود

    *آقای زیباکلام دهکده امید چه شد و فرجامش به کجا رسید؟

    دهکده امید اولین دهکده ای در ایران است که فاضلاب آن به نزدیکترین رودخانه ریخته نمی شود چون فاضلاب  آن در زمین نمی رود، مردمش پول جمع کردند و دادند به صادق زیباکلام او هم  یک مقدارش را دزدیده همه اش را ندزدیده است(خنده) و برای آن دهکده یک سیستم فاضلابی به کمک اساتید دانشگاه شریف درست کرده که یک سیستمی جدید است، این سیستم فاضلاب را به روش هوازی تصفیه می کند و تبدیل به موادی می کند که برای کشاورزی از آن استفاده می شود.

    چقدر ساده لوح بودم که شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا» را جدی نگرفتم. اگر شما به عمق این شعار بروید این شعار خیلی تکان  دهنده است. در این شعار نه امیدی است، نه آینده ای ونه سفیدی و نه نوری در پایان آن و فقط تخریب درآن دیده می شود*پس در دهکده امید توسعه اقتصادی را بر توسعه سیاسی مقدم دانسته اید؟

    این توسعه اقتصادی نیست، توسعه پایدار است. ایده آن هم برای اساتید دانشگاه شریف و دانشگاهی در سنندج و کرمانشاه است. از ما خیلی ایراد گرفتند و بر سر من زدند که باید خانه می ساختید یا کانکس می خریدید، ما با پولی که ملت دادند یعنی چیزی حدود ۳ و نیم میلیارد تومان، می توانستیم حدود ۵۰۰ کانکس بخریم یا حداکثر ۱۰۰ خانه بسازیم.

    الان کانکس ها تبدیل به آهن پاره شده اند، ۲۰ هزار کانکس بعد از زلزله آورده شد که ۱۵ هزارتا را ارگان های دولتی آوردند و ۵ هزار تارا هم مردم هدیه دادند. آن ۲۰ هزار کانکس  الان بلای جان مردم شده است، چون ۲۰ هزار آهن پاره است که معلوم نیست می خواهند با آن چکار کنند.

    می دانید چه زمانی خستگی من بر سر دهکده امید در در رفت؟ وقتی که آقای مهندس کولیوند گفت برخی از روستاهای اطراف این دهکده آمدند و به من گفتند ما حاضریم نصف پول را بدهیم و بیایید و در روستای ما هم این تصفیه خانه را بزنید. آن وقت خستگی من در رفت.

    سعید قاسمی یک گزارش کار از اقدامتش در مناطق زلزله زده ارائه کرده است؟

    *می دانستید که آقای سعید قاسمی هم آنجا خیلی فعال است؟

    دوست ندارم درباره ایشان صحبت کنم.

    *می خواستم درباره نحوه کارشان صحبت کنیم نه شخص خودشان.

    من از ۲۲ آبان سال ۹۶ که زلزله آمد تا الان یعنی در حدود ۲ و نیم سال، ۳۰ گزارش رسمی کتبی روی صفحه اینستاگرامم گذاشته ام که چه کارهایی کرده ایم و N به علاوه یک مصاحبه انجام داده ام. دوست دارم که شما یک مصاحبه یا یک بیلان کاری از آقای سعید قاسمی به من نشان دهید.

    *البته ایشان با ما مصاحبه نمی کنند و ….(خنده)

    بله. شما از من پرسیدید چکار کردی، من هم کارهایی که انجام داده ایم را گفتم. ایشان هم بیاید و بگوید که تا الان چکار کرده است.

    من از تتلو، تتلوها، اسامه بن لادن و ابوبکر البغدادی می ترسم چون…

    *آقای زیباکلام اگر حرف خاصی مانده است در خدمتتان هستیم.

    دعا و اینکه مقداری برای همدیگر ارزش و احترام قائل باشیم. من از امیرحسین تتلو، من از تتلوها می ترسم، از مائده هژبری می ترسم، امیدوارم که اشتباه کنم و از اینها نباید ترسید ولی من از اینها می ترسم. من از همه کسانی که پر از خشم و نفرت و تخریب هستند می ترسم. من از اسامه بن لادن و ابوبکر بغدادی هم می ترسم چون اینها فقط می خواهند تخریب کنند. اسامه بن لادن به جز اعدام و سربریدن چه کرد؟ من از این تیپ افراد و از این تفکر می ترسم. جا دارد که در نظام جمع شوند و فکر کنند که ما دهه هفتادی ها چه باید کنیم.

    من از ۲۲ آبان سال ۹۶ که زلزله آمد تا الان، ۳۰ گزارش رسمی کتبی روی صفحه اینستاگرامم گذاشته ام که چه کارهایی کرده ایم و N به علاوه یک مصاحبه انجام داده ام. دوست دارم که شما یک مصاحبه یا یک بیلان کاری از آقای سعید قاسمی به من نشان دهید. 

    چقدر ساده لوح بودم که شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» را جدی نگرفتم

    من الان می فهمم که آن شعار دی ماه ۹۶  که گفته شد« اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا» یعنی چه! و من چقدر ساده لوح بودم که این شعار را جدی نگرفتم. اگر شما به عمق این شعار بروید این شعار خیلی تکان  دهنده است.

    در این شعار نه امیدی است، نه آینده ای ونه سفیدی و نه نوری در پایان آن و فقط تخریب درآن دیده می شود. ما با نسل جدیدمان چه کرده ایم.

    *داریوش آشوری جمله ای دارد و می گوید باید دید همیشه در ازای آن چیزی که از دست می دهیم چه چیزی به دست می آوریم. من واقعا از اینکه اصلاح طلب و اصولگرا عمرشان به سر آید و به موزه تاریخ بروند نه تنها ناراحت نمی شوم بلکه خیلی هم خوشحال می شوم، ولی گاهی به قول شما وقتها وحشت می کنم که چه چیزی می خواهد جای این را بگیرد و از ترس آن بر خود می لرزم و اینکه چه آینده ای قرار است رقم بخورد و …

    بله. امیدوارم مسؤلین به فکر فرو روند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • حمله تند روزنامه شرق به حزب کارگزاران: کرباسچی واپسگراست/ می خواهند در قدرت و حاکمیت بمانند

    حمله تند روزنامه شرق به حزب کارگزاران: کرباسچی واپسگراست/ می خواهند در قدرت و حاکمیت بمانند

    حمله تند روزنامه شرق به حزب کارگزاران: کرباسچی واپسگراست/ می خواهند در قدرت و حاکمیت بمانند

     

    در غیابِ حداکثری مردم، برای احزاب اصلاح‌طلب خاصه حزب کارگزاران سازندگی که همواره با آرای دیگر جریان‌های اصلاح‌طلب حیات سیاسی داشته، این نتیجه پیش‌بینی‌پذیر بود. بااین‌همه کارگزاران سازندگی دست به کار مهمی زده است. اگرچه شرکت آنان در انتخابات قرین به پیروزی نشد، پیام روشنی برای برخی اصلاح‌طلبان داشت و آن پیام چیزی نبود جز اینکه کارگزاران سازندگی مستقل از اصلاح‌طلبان، حیاتِ سیاسی دارد. سودای این استقلال همواره در رویکرد و عملکرد رؤسای این حزب وجود داشته است. انتقادات صریح و چندباره دبیرکل کارگزاران سازندگی شاهد این مدعاست.

    این حزب درصدد آن است تا حساب خود را از جریان‌های دیگر اصلاح‌طلب که مرزهای چندان روشنی با جریان‌های رسمی ندارند، جدا کند. کارگزاران سازندگی در موضع‌گیری‌های کلان اخیر و در موضع‌گیری‌هایی که از سوی چهره‌های سیاسی‌شان در گفت‌وگو یا اظهارنظرها صورت می‌گیرد، بر پوزیسیون‌بودن خود و حزب کارگزاران سازندگی تأکید دارند. آنان در پی راهکاری برای مشارکت با ساختار کلی حکومت هستند؛ جایگاهی که با تجربه تاریخی آنان همسویی بیشتری دارد. اگر این تحلیل مبتنی بر واقعیت باشد، بعید است کارگزاران سازندگی دیگر تمایل چندانی به همزیستی با حزب اتحاد ملت و حتی چهره‌های مستقل نزدیک به این طیف‌ها داشته باشد.

    شاید اینکه غلامحسین کرباسچی می‌گوید «کار سیاسی رودربایستی ندارد»، بیش از آنکه نهیب به دیگران باشد، نهیب به خود و اعلام تغییر موضعی است که از چند سال پیش آن را آغاز کرده است؛ نزدیکی به نهادهای رسمی و مواجهه غیرانتقادی با این جریان‌ها و توصیه‌های غیرعلنی دلسوزانه به آنان؛ آنچه سال‌ها در فرهنگ سیاسی انقلاب اسلامی رایج و پذیرفتنی بوده است. از این منظر، لیست مستقل کارگزاران با اینکه بدعت نیست؛ اما در زمان و جغرافیای کنونی معنای دیگری دارد.

    با درستیِ این تحلیل انتظار می‌رود که دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، شفافیت و صراحت بیشتری در اعلام مواضع خود و حزب داشته باشد. در غیر ‌این ‌صورت انتقادات او از اصلاح‌طلبان و اصلاح‌طلبی نکته تازه‌ای در بر ندارد؛ مگر مواضع اخیرِ کرباسچی در انتقاد از رئیس دولت اصلاحات. انتقاد از مردی که در گذشته با سیاست‌های کارگزاران فاصله چندانی نداشته است.

    شاید کرباسچی می‌خواهد آب رفته را به جوی بازگرداند. اگر این‌گونه باشد، نظرات کرباسچی واپس‌گرایانه است؛ زیرا خاتمیِ امروز با خاتمیِ دیروز بسیار متفاوت است، رئیس دولت اصلاحات و برخی اصلاح‌طلبان مؤثر در کنار او از بسیاری دیدگاه‌های دیروزشان عبور کرده‌اند؛ گیرم آن را بر زبان نیاورند. رئیس دولت اصلاحات و برخی از اصلاح‌طلبان به این نکته آگاه‌اند که مردم در سیاست با کسی رودربایستی ندارند و همیشه سکوت، اعلامِ موافقت با وضعیت موجود نیست. برخی اصلاح‌طلبان ازجمله کرباسچی برای تغییر در جبهه اصلاحات از تعبیر «پوست‌اندازی» استفاده کرده‌اند.

     پوست‌اندازی، تغییری ظاهری است برای حفظ وضعیت موجود و یافتن راهکارهایی برای بازگشت به قدرت به نام مردم. تغییر جدی در عرصه‌ سیاست، از طریق تغییرِ نگرش در راهکارهای اقتصادی امکان‌پذیر است که ازقضا نیاز به تئوری و چارچوب دارد. مگر نه این است که در ۱۶ سال دولت‌داری اصلاح‌طلبان در دوره هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی، اقتصاد، براساس تئوری بازار آزاد اداره شده است. دولت احمدی‌نژاد و روحانی تجلی اوج نابسامانی این دیدگاه و روش اقتصادی است.

    اگر اصلاح‌طلبان باید برنامه بدهند، کارگزاران سازندگی که نشان داده بیش از هر چیز دغدغه اقتصاد دارد، برنامه‌اش چیست؟ اگر رئیس دولت اصلاحات و اصلاح‌طلبان هنوز مقبولیت دارند، این مقبولیت نشئت‌گرفته از دولت اصلاحات است که به طور کامل تن به نظام بازار آزاد نداد. هر نظام اقتصادی در پی چهار هدف است: اول بیشترین تولید و پیشرفت تکنیکی، دوم رسیدن به عدالت توزیعی، سوم ایجاد امنیت برای تهیدستان در برابر فجایع طبیعی و اقتصادی و دست آخر افزایش امیال آفرینش‌گرا و کاستن از امیال مالکیت‌گرا*. با یک محاسبه سرانگشتی می‌توان گفت دولت‌های ما در رسیدن به هر چهار هدف ناکام بوده‌اند. پاشنه‌آشیل همه جریان‌های سیاسی، اطاعت از امیال مالکیت‌گرا است. بررسی کارنامه برخی از مقامات و کارگزاران سیاسی و اقتصادی بیان‌کننده این نکته است که دولت‌ها نه‌تنها امیال مالکیت‌گرا را سرکوب نکرده‌اند؛ بلکه در پوشش خصوصی‌سازی از مردم، سلب مالکیت نیز کرده‌اند. آنچه بعد از گذشت چهار دهه مردم را از سیاست دلزده کرده، صرفا گفتمان اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی نیست؛ بلکه گفتمانی است که بر دیدگاه‌های اقتصادی منفعت‌گرا چفت‌وبست شده است. یقینا اصلاح‌طلبی نیاز به اصلاح دارد. نه پوست‌اندازی برای ادامه وضعیت موجود؛ بلکه تغییر در نگرش‌های اقتصادی که جانب مردم را بگیرد. شاید اقدام انقلابی نیاز نباشد؛ اما اندیشه انقلابی ضروری است.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین