برچسب: اصلاح طلبان

  • سخنان لاریجانی برای اصلاح‌طلبان جذاب بود/ جهانگیری امید اول ماست

    سخنان لاریجانی برای اصلاح‌طلبان جذاب بود/ جهانگیری امید اول ماست

    محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگو با خبرنگار مهر، شرایط انتخابات را با توجه به تکمیل ثبت‌نام داوطلبان ریاست‌جمهوری تحلیل کرد و گفت: از میان چهره‌های برتری که ثبت‌نام کرده اند حدود ۱۰ نفر تایید صلاحیت خواهند شد و از میان این ۱۰ نفر یک پنج ضلعی از رقابتی پر مناقشه و جذاب شکل خواهد گرفت.

    وی افزود: در رئوس این پنج ضلعی آقایان جهانگیری، لاریجانی، رئیسی، یک اصلاح‌طلب دیگر که میتواند پزشکیان باشد و یک اصولگرای دیگر که احتمالا سعید جلیلی است، قرار خواهند گرفت. در ادامه رقابت این پنج نفر در قالب یک سه وجهی ادامه پیدا می‌کند.

    رقابت نهایی انتخابات بین رئیسی، جهانگیری و لاریجانی

    عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی به تشریح این سه وجهی رقابتی در انتخابات پرداخت و تصریح کرد: اضلاع این سه وجهی را عبارت اند از ضلع اصولگرایان متشکل از آقایان رئیسی و جلیلی؛ ضلع اصلاح‌طلبان متشکل از آقایان جهانگیری و پزشکیان و ضلع آخر علی لاریجانی خواهد بود.

    عطریانفر با اشاره به اینکه میدان انتخابات در نهایت بین جهانگیری، رئیسی و لاریجانی خواهد بود، اظهار کرد: به نظر می رسد در سه وجهی پیش رو، سعید جلیلی در نقش حامی و ذیل صورت بندی کلی آقای رئیسی و مسعود پزشکیان در حمایت و ذیل صورت بندی اسحاق جهانگیری وارد رقابت شده و ایفای نقش خواهند کرد.

    وی خاطرنشان کرد: البته با توجه به تصمیم کلانی که اصلاح‌طلبان داشتند و مبتنی بر این بود که نامزدی که موقعیت خوبی در نظرسنجی‌ها داشته باشد، بماند و دیگران به نفع او خارج شوند؛ این احتمال ضعیف هم وجود دارد که مسعود پزشکیان موقعیت مناسب تری نسبت اسحاق جهانگیری داشته باشد.

    عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی عنوان کرد: نکته مشخص این است که یک چهره اصلاح‌طلب یک سر میدان رقابت در مقابل آقای رئیسی در سوی دیگر میدان رقابت قرار خواهد گرفت و علی لاریجانی در میانه این میدان هروله خواهد کرد.

    لاریجانی امروز چهره‌ای متفاوت دارد و برای اصلاحات جذاب است

    عطریانفر با بیان اینکه لاریجانی امروز با لاریجانی سالهای فعالیت در صدا و سیما فاصله بسیار زیادی گرفته، تاکید کرد: منطق مشارکت علی لاریجانی مبتنی بر واجد بودن یک سابقه اصولگرایی است که با رویکردهای مناسب اصلاح‌طلبانه در دوازده سال اخیر همراه شده است.

    وی تصویر امروز لاریجانی را تصویری متفاوت از چهره اصولگرایی او برشمرد و بیان کرد: بیانیه علی لاریجانی در نشست خبری بعد از ثبت نام تصویر متفاوتی از او ارائه کرد که از منظر نگاه اصلاح‌طلبی بسیار جذاب و قابل احترام بود.

    عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ادامه داد: البته اینکه تصور کنیم اصلاح‌طلبان از پشتیبانی نیروی نامدار درون جریانی خودشان دست بکشند و به سمت لاریجانی بروند دور از ذهن به نظر می‌رسد.

    انتخابات ۱۴۰۰ پرشور و مشارکت حدود ۵۵ خواهد بود

    عطریانفر انتخابات پیش رو را انتخاباتی جذاب دانست و اظهار کرد: پیش‌بینی من این است که مشارکت از ۵۵ درصد هم بالاتر خواهد رفت و در چنین وضعیتی احتمالا انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد؛ اما اینکه کدام دو نفر به رقابت فینال راه پیدا کنند تحلیل‌های مجزایی خواهد داشت و اصلاح طلبان هم با توجه به دو نفر نهایی باید تصمیمات لازم را اتخاذ کنند.

    وی با اشاره به اینکه ممکن است بار منفی گلایه‌های دولت روحانی بر دوش جهانگیری قرار بگیرد، عنوان کرد: این انتخابات، بسیار حساس و کاملا دوقطبی خواهد بود. در چنین شرایطی که به احتمال قوی جهانگری تایید صلاحیت می‌شود، جریان اصلاح طلب با انگیزه بسیار زیادی به صحنه خواهد آمد و نقش ساختاری، مدیریتی، گفتمانی و شعارهای انتخاباتی خود را روی او پیش خواهد برد.

    عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی تصریح کرد: با حضور با انگیزه اصلاحات مشارکت افزایش می‌یابد، بنابراین موقعیت اصلاح‌طلبان ارتقا پیدا خواهد کرد. اینکه تصور کنیم علیرغم دوقطبی شدن انتخابات فضای رقابت و مشارکت سرد باشد توجیهی ندارد. توجه داشته باشیم که رهبر انقلاب هم تاکید کرده‌اند که به دنبال مشارکت حداکثری هستند.

    احتمال حمایت اصلاحات از لاریجانی در دور دوم و رقابت با رئیسی؛ زبان توجیه وجود داد

    عطریانفر با بیان اینکه نمی‌توان قاطعانه گفت وضع اصلاحات خوب نیست یا بار منفی دولت روحانی بر رای جهانگیری تاثیر دارد، خاطرنشان کرد: زبان توجیه فعالیت‌ها وجود دارد، تبلیغات در زمان خودش صورت خواهد گرفت و با توجه به حساسیت متفاوت جامعه نسبت به ریاست‌جمهوری می‌توانیم انتخاباتی داغ و جذاب را پیش بینی کنیم.

    وی با تاکید بر اینکه در گام اول قطعا اصلاحات از لاریجانی حمایت نخواهد کرد، بیان کرد: حمایت از لاریجانی در حضور جهانگیری خلاف فهم منطقی سیاسی است که اصلاحات یک چهره شاخص از بدنه خود را در رقابت داشته باشند، حمایت از او را متوقف کنند و به سمت کسی مثل لاریجانی بروند.

    عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با اشاره به اینکه منظور از گام اول دور اول انتخابات است اظهار کرد: در دور دوم اگر رقابت بین لاریجانی و رئیسی باشد به نظر می رسد اصلاحات تدبیر جدیدی اتخاذ کرده و به سمت لاریجانی خواهد رفت.

    شباهت ادبیات لاریجانی به روحانی چیزی از حیثیت گفتمان او کم نمی‌کند

    عطریانفر در پاسخ به این سوال که آیا اظهارات لاریجانی درباره «پادگان» و «دادگاه» برای اصلاحات جذاب بوده است، گفت: بله نکته کلیدی اظهارات لاریجانی همین جمله بود، همچنین بیان ضرورت آرامش سیاسی برای رسیدن به اهداف ملی و پاسخ به دغدغه‌های مردم از جمله نکاتی بود که مورد پسند اصلاح‌طلبان بود.

    وی با بیان اینکه ادبیات انتخاباتی لاریجانی شباهت بسیاری به ادبیات انتخاباتی روحانی دارد، تصریح کرد: ممکن است فقراتی از صحبت‌های لاریجانی شبیه به روحانی یا خاتمی باشد؛ اما هرکس ادبیات و واژگان خود را دارد و متعلق به خود شخص است.

    عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در پایان در پاسخ به این جمله که «جنس ادبیات لاریجانی یادآور اظهارات روحانی است» عنوان کرد: بله! اما این ایرادی ندارد و نه چیزی را از حیثیت گفتمان لاریجانی کم می‌کند و نه چیزی به گفتمان روحانی اضافه خواهد کرد. هرکس بر پایه شرافت خودش از ادبیاتی برای رساندن نیت خودش خطاب به جامعه صحبت می‌کند.

     

    اخبار سیاسی |

  • «صادق خرازی» از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری انصراف داد

    «صادق خرازی» از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری انصراف داد

    به گزارش خبرگزاری مهر، سید صادق خرازی دبیر کل حزب ندای ایرانیان که پیش از این برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری اعلام آمادگی کرده بود، طی بیانیه ای از حضور در عرصه انتخابات ۱۴۰۰ انصراف داد.

    متن بیانیه او به شرح زیر است:

    به نام خداوند قادر متعال

    مردم شریف و بزرگوار ایران!
    جوانان عزیز!

    بیش از یکصد سال از تکاپو و تلاشهای مجدانه مردان و زنان ایرانی، برای رسیدن به مردمسالاری و آزادی و عدالت می‌گذرد؛ قرنی از تاریخِ مجاهدتها و تلاشهای ایرانیان. حوادث این سده منشوری است از وقایعِ گوناگونِ خارجی و داخلی: از دخالت روس‌ها و انگلیس‌ها در تحقق اراده ملت؛ تا نقشِ آمریکایی‌ها در سقوط دولت ملی مصدق؛ تا اِعمال ناجوانمردانه‌ترین و سنگدلانه‌ترین تحریم‌های اقتصادی علیه مردم صبور و شریف ایران؛ یا اختلاف بین بزرگان در هر دو انقلابِ مشروطه و اسلامی؛ و یا روی کار آمدن دولت‌های مستبد در دوره‌های مختلف این قرن از کودتاچی‌های قزاق‌صفت تا قانون‌ستیزانِ نامحمود؛ که هر یک دفتری از رنجنامه بزرگ این سرزمین است.

    اما جوانان و مردمان این خاک هیچ‌گاه از پا ننشستند و بی‌تردید زین پس هم نخواهند نشست.

    در فراز و فرود این یک قرن، و در کنار همه تلخی‌ها و سختی‌ها و ناملایمات، مردمان و نخبگان این مُلک، حماسه‌ها آفریده‌اند تا ایرانِ سربلند، بِماند و بِبالَد. قهرمانی‌های شیرانِ آذری، ستارخان‌ و باقرخان؛ و شور و شیدایی گیله‌مردهای جنگلی، نمونه‌ای است از بیشمارِ آن حماسه‌ها. به همین سیاق بود تلاش‌های مُصلحانِ پیش و پس از هر دو انقلاب تا دلاوری‌های به یادماندنی رزمندگانِ جنگ تحمیلی و شکوه بی‌بدیلِ دفاع مقدس و در امتداد همین تاریخ پر شکوه و عظمت بود که نسلی از جوانانِ ایران برای تثبیت مردمسالاری، آزادی و عدالت، در دوّمِ آن خردادِ تا ابد ماندگار، خروشیدند و امواجِ آرمانهای مشروطه‌خواهانه و استبدادستیزانه را تا دو دهه پس از آن با جِد و جهدی غرورانگیز گُستراندَند.

    مردم عزیز!
    جوانان غیور!

    هیچ وجدانِ آگاهی نمی‌تواند پاهای تاول‌زده و خسته جنبش آزادی‌خواه و عدالتخواه ایران را، در این سده پُر آشوبِ سپری‌شده، نادیده بگیرد و ایرانِ امروز را، با آن ایرانِ رویایی و وعده‌ داده شده، که در شأن دهه‌ها تلاش ایرانیان باشد، بسنجد، و غمگینانه و شرم‌زده، سر به زیر نیندازد. چشمِ وجدان را نمی‌توان بر کوتاهی‌های همه مدیران کشور، در دو دهه اخیر، که امانت‌دار درستی برای رویاها و آرمانهای شما مردم نبودند، فروبست، و از رویِ شما و خونِ شُهدا، خجالت نکشید.

    اما، به‌رغم همه این دردها و رنجها، امروز، ما، بر آستانه یکی از حیاتی‌ترین موقعیتها و بُرهه‌های تاریخی ایران ایستاده‌ایم. اگر تاریخ، خانه‌نشینی مردم و نخبگان را، در ماجرای سقوط مصدق سرزنش می کند؛ اگر بی‌تفاوتی و اشتباهاتِ ما، در انتخاباتِ شورای شهر دوم، و پس از آن، انتخابات ۸۴، یکی از دهشتناک‌ترین بلایایِ یک قرن اخیر را، نصیب این کشور کرد؛ به همین سان، سکوت، انفعال و بی تفاوتی بار دیگر می‌تواند مسیری را که پدران و مادران ما آغاز کردند با آسیبهایی جدی و جبران‌ناپذیر مواجه کند.

    جوانان عزیز!

    انتخاب حق همه ماست و در کنار حقِ انتخاب، مسئولیت نسبت به دستاوردهای گذشته و زندگی آینده نیز بر دوش ماست. کوتاهی‌ها و ضعفها و اشتباهاتِ مُکرّر سیاسیون و مدیران نباید باعث شود پرچمی که دهه‌هاست افراشته شده و بزرگترین خواست و مطالبه همه اهالی این سرزمین است بر زمین اُفتد و ما را نسبت به مسئولیت‌مان در قِبال سرنوشت این مملکت بی‌تفاوت کند.

    بستن مطبوعات در دولت قبل! ستاره‌دار شدن بهترین دانشجویان این کشور و محرومیّت آنها از تحصیل در همان دولت! تحریم‌هایی که کاغذپاره خوانده شد ولی در واقع اقتصاد و معیشت مردم را تا به امروز به گروگان گرفته! اتفاقاتی نیست که بتوان به راحتی آنها را به بادِ نسیان و فراموشی تاریخی سپرد و مُنفعلانه زمینه را برای تکرار آنها فراهم کرد.

    رها کردن امروز مقدمه افسوس‌ها و حسرت‌های فرداست. پس بیایید تا حتی اگر خونین‌دل‌ و دردمند و رنجوریم، با از خودگذشتن برای آینده این کشور، مسیرِ اصلاح و قانون و تحول‌خواهی را، صبورانه و فداکارانه دنبال کنیم.

    از همین رو، اینجانب سید محمد صادق خرازی، در راستای حفظ این آرمان‌ها، و تلاش برای پیروزی جریان اصلاحات در انتخابات پیش رو، انصراف خودم را از نامزدی برای ریاست جمهوری اعلام می‌دارم و در کنار جوانانِ حزب ندای ایرانیان، که همواره از آنان آموخته‌ام، مسیرِ پاسداری از جمهوریّت نظام را ادامه خواهم داد تا این نهالِ نوپا درختی تناور گردد. ما نداییان باور داریم که با فداکاری و از خودگذشتن و اتحاد، می‌توان دستاوردهای بزرگِ معاصر را حفظ کرد و فردایی بهتر را برای این آب و خاک به ارمغان آورد.

    ایمان دارم که پُستِ ریاست جمهوری یگانه مکان و موقعیتِ خدمتگزاری به مردم نیست، پس در کنار همه نداییان، و از برای آرمان‌هایی که برشمردم، خواهان یک «جنبشِ ملی مُطالبات» ام، که فراسوی مرزبندی‌های جناحی، و اختلافات و نزاعهای سیاسی، به دنبال پیگیری خواسته‌ها و مطالباتِ مردم، از هر قشر و طبقه‌ای، باشد و قصد و نیتی جز افزایش رفاه عمومی مردم و تقلیل مرارتهای آنان نداشته باشد.

    جریانی که توسعه را با نگاه عدالت محور پیگیری کند و در مقابل هر نوع نگاه امنیتی، قومیتی و مذهبی به توسعه بایستد. نگاهی که نتیجه اش جز فاجعه و تبعیض و محرومیت در مناطق پیرامونی ایران نبوده است.

    جریانی که پایبند به دفاع از حقوق همه شهروندان باشد و آزادی های مشروع در قانون شهروندان را با جدیت پیگیری کند. در این زمینه برنامه‌های مشخصی در نظر گرفته شده است که انشاالله در فرصتِ مقتضی به محضرِ ملت اعلام، و به لطفِ الهی و همیاری و همکاری همه دلسوزان نظام و کشور عملیاتی خواهد شد.

    سیدمحمدصادق خرازی

    تهران- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰

     

    اخبار سیاسی |

  • روحانی کمتر حرف میزد،کشور بهتر اداره میشد/دولت به اصلاحات آسیب زد

    روحانی کمتر حرف میزد،کشور بهتر اداره میشد/دولت به اصلاحات آسیب زد

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست – سید مهدی حسینی، زینب رجایی: می‌گوید شعار او در انتخابات «خدمت، صداقت و تلاش مضاعف» است. ارتباط نزدیک هم با رئیس دستگاه دیپلماسی دارد و حضور «محمد جواد ظریف» در صحنه رقابت را تایید یا رد نمی‌کند و فقط به این پاسخ بسنده می‌کند که، نمی‌توانم با قطعیت بگویم ظریف می‌آید یا نمی‌آید، اما این را در تاریخ انقلاب ایران تجربه کرده‌ام که هرکس محکم گفته «نمی‌آیم» خواهد آمد!

    وقتی بحث ائتلاف «اصلاحات-اعتدال» در آوردگاه ۲۸ خرداد را مطرح کردیم، واکنش نشان داد و گفت: «ترجیح می‌دهم دیگر گزینه ائتلافی نداشته باشیم.»

    به هیچ وجه قبول نمی‌کند اطلاح‌طلبان در کابینه دولتِ روحانی صاحب کرسی هستند، اما پس از بحث‌های فراوانی که با وی در این باره کردیم، از زبانش شنیدیم که مُهره‌های جریان اطلاحات در این دولت در سازمان امور اداری و استخدامی کشور، کتابخانه ملی، مرکز اسناد و این قبیل جایگاه‌ها مسئولیت دارند.

    مصاحبه داشت به صورت چالشی اما درعین حال آرام پیش می‌رفت که طرح یک سوال او را عصبانی کرد؛ سوال این بود «با توجه به عملکرد ضعیف دولت، اصلاح‌طلبان نباید از مردم عذرخواهی کنند؟» پاسخش به این پرسش کمی عجیب بود، درحالی که از طرح این سوال برآشفته شده بود، با انگشت اشاره خطاب به ما گفت: «ما نباید عذرخواهی کنیم بلکه اصولگرایان که از احمدی‌نژاد حمایت کردند باید عذرخواهی کنند!»

    فضای مصاحبه که سنگین شد، خواستیم نفسی تازه کند تا دوباره وارد گپ و گفت خود با «صادقِ ندایی‌ها» شویم.

    در قسمت دوم گفتگو، مقداری از انتخابات فاصله گرفتیم و پیرامون عملکرد دولت سوال کردیم، دبیرکل حزب اصلاح‌طلب ندای ایرانیان، دل پُری از روحانی و نیروهای نزدیک به او دارد و می‌گوید: «متاسفانه آقایان نمی‌خواهند بفهمند که دیگر آن ۲۵ میلیون رای را ندارند، نمی‌خواهند متوجه شوند کف جامعه چه قضاوتی نسبت به آنها دارند!»

    وی فقط از دولتی‌ها انتقاد نمی‌کند، بلکه نوک انتقاد خود را سمت نیروهای تندرو اصلاحات هم قرار می‌دهد و می‌گوید: «برخی اصلاح‌طلبی را مترادف با ستیز با حاکمیت می‌دانند؛ من مبانی آنها را قبول ندارم.»

    قرار مصاحبه‌مان با «سید صادق خرازی» درخانه‌ای متفاوت در کوچه‌ای در یکی از محله‌های شمال شهر تهران بود.

    وارد منزلش شدیم، دیدن چند درب مُعرق کاری شده سنتی که هر هم‌وطنی را یاد خانه‌ها و موزه‌های کاشان می‌اندازد، سردرگم‌مان کرد. از پله‌های «مورب» ساختمان که بالا رفتیم، در طبقه دوم از کنار دو درب چوبی روشن عبور کردیم و در انتهای راهرو وارد کتابخانه‌ای بزرگ شدیم. این کتابخانه محل برگزاری گعده‌های «خرازی» با چهره‌های مشهور بسیاری بوده، از ظریف گرفته تا حاج قاسم.

    در قفسه‌های چوبی ماهونی رنگ، پُر از کتاب‌های کمیاب و معروف بود. کتاب‌ها همه شماره‌گذاری شده بودند، یک شومینه سیاه در دل ضلعی از کتابخانه توی ذوق می‌زد. عکس‌های قدیمی از چهره‌های شناخته شده نیز دور تا دور این کتابخانه جلب توجه می‌کرد.

    زمان ما برای بازید از عکس‌های قدیمی رهبر انقلاب، شهید بهشتی، سید حسن نصرالله، آیت‌الله خرازی و اشیا تزئینی و کم نظیر اندک بود، به دلیل آنکه دبیرکل حزب ندای ایرانیان با مشاور خود وارد کتابخانه شد و دیگر گفتگو را باید شروع می‌کردیم.

    از مشاور او که در عرصه دیپلماسی مویی سفید کرده بود، دعوت شد تا در کنار صادق خرازی بنشیند؛ با لبخندی دعوت را رد کرد و گفت که ترجیح می‌دهد در تصاویر دیده نشود. بالاخره صاحب کتابخانه را زیر یکی از قفسه‌های خوش رنگ و لعاب در زاویه‌ای مطلوب از نور و جلوه نشاندیم و با او ۶۰ دقیقه پیرامون رفقای دور و نزدیکش و انتخابات پیش رو گفتگو کردیم.

    گفتگو که پایان یافت، خرازی درخواست کرد متن مصاحبه ابتدا برای او فرستاده و پس از تایید نهایی منتشر شود، این کار انجام شد اما در متن جدید که دفتر وی برای ما ارسال کرد، تعدادی از پرسش و پاسخ‌ها حذف شده بود!

    روحانی کمتر حرف میزد،کشور بهتر اداره میشد/دولت به اصلاحات آسیب زد

    متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:

    فرصت چندانی تا انتخابات ۱۴۰۰ باقی نمانده است، برایمان از برنامه و شعارتان در این انتخابات بگویید…

    پس شما قطعی فرض کردید که من برای انتخابات خواهم آمد.

    بالاخره یکی از گزینه‌های بالقوه «حزب ندای ایرانیان» شما هستید…

    بله-اما هنوز تا اتخاذ تصمیم قطعی فراز و فرودهای زیادی پیش رو داریم. شعار من «خدمت، صداقت و تلاش مضاعف» است. البته شعار اصلی هنوز انتخاب نشده و دوستان در اتاق فکر حزب باید روی آن بحث کنند؛ آنچه از بستر فکری من بیرون می‌آید و آن را حلقه مفقوده ایران امروز می‌دانم این سه مورد است: تلاش صادقانه، خدمت مشفقانه برای مردم و به راه انداختن چرخ تولید و اقتصاد ایران.

    هیچ‌چیز امروز به اندازه حرکت چرخ‌های تولیدِ اقتصاد کشور برای من اهمیت ندارد و این یعنی پایان اقتصاد دولتی، هدایت به سمت اقتصاد آزاد و سرمایه‌گذاری‌های عمده دولت در عرصه‌های زیربنایی اقتصاد و صنعتِ توسعه محور درکشور و ایجاد اشتغال برای جوانان.

    برنامه‌هایی که درباره آن توضیح دادید را چه گروهی می‌نویسند؟

    خودم با همراهی افراد متخصص در کارگروه‌های ویژه تلاش کرده‌ایم و برنامه‌های مختلفی را نوشته‌ایم. ۹۰ درصد برنامه‌ها نوشته شده است. البته دراین مصاحبه وقت و فرصت برای بیان همه برنامه‌ها وجود ندارد.

    خود «حزب ندای ایرانیان» چقدر در ارائه این برنامه‌ها موثر بوده است؟

    حزب، نقش ویژه‌ای داشته است. دوستان همگی کار می‌کنند و گروه‌های کاری مختلفی در همه ابعاد تشکیل شده است. مثل گروه‌های اقتصاد انرژی، اقتصاد کشاورزی، اقتصاد محیط زیست، اقتصاد توسعه و سایر گروه‌هایی که تلاش خود را می‌کنند و با من در ارتباط مستقیم هستند.

    این یعنی حزب در همه حوزه‌ها برنامه تهیه کرده است؟

    گروه‌هایی در داخل و خارج از حزب در حال تلاش برای ارائه برنامه‌ها هستند، بدیهی است در خلال مصاحبه نمی‌توان تفصیل برنامه‌ها را شرح داد. آنچه اهمیت دارد ارائه اهداف است و اینکه شخص بگوید در اقتصاد، صنعت، انرژی و غیره می‌خواهم چه کارهایی انجام بدهم.

    مهم‌ترین مولفه ما این است که با ابرپروژه‌ها از ابر بحران‌ها عبور کنیم، ابتدا باید بحران‌های کشور را شناسایی نمود و اهداف را در قالب پروژه‌های محوری محقق کنیم و کشور را به یک کار بزرگ برسانیم. در فرآیند چنین حرکتی می‌توان کارهای اساسی انجام داد، در غیر این صورت دچار بحران‌های جدی خواهیم شد.

    حضور یا عدم حضور شما بالاخره چه زمانی قطعی می‌شود؟

    در این هفته یا هفته آینده این موضوع مشخص خواهد شد.

    محمدجواد ظریف از گزینه‌های مطرح «حزب ندای ایرانیان» است، اما او بارها اعلام کرده تمایل و تصمیمی برای حضور در انتخابات ندارند و ماجرای انتشار فایل صوتی هم می‌تواند روی این تصمیم‌گیری اثر بگذارد. با توجه به این دو نکته حزب ندا هنوز روی ظریف برای انتخابات ۱۴۰۰ اصرار دارد و حساب می‌کند؟

    روحانی کمتر حرف میزد،کشور بهتر اداره میشد/دولت به اصلاحات آسیب زد

    من پاسخ قطعی از طرف آقای ظریف برای اقناع شما ندارم؛ اما آنچه می‌دانم این است که امروز اجماع همه اصلاح‌طلبان روی او (ظریف) است و فکر می‌کنم همه گروه‌های اصلاح طلب اسم او را پیشنهاد داده‌اند. علت این انتخاب می‌تواند از تدبیر، درایت، اهمیت روز سیاست خارجی و ظرفیت‌سازی برای حل مشکلات و معضلات باشد. این عقل و خرد جمعی است که هرکس به ظن خود روی ظریف بحث جدی انجام می‌دهد.

    نمی‌توانم با قطعیت بگویم ظریف می‌آید یا نمی‌آید، اما این را در تاریخ انقلاب تجربه کرده‌ام که هرکس محکم گفته «نمی‌آیم» خواهد آمد!

    من نمی‌توانم با قطعیت بگویم ظریف می‌آید یا نمی‌آید، اما این را در تاریخ انقلاب ایران تجربه کرده‌ام که هرکس محکم گفته «نمی‌آیم» خواهد آمد!

    حزب تاکید زیادی روی محمدجواد ظریف دارد، در این راستا باید تلاشی صورت بگیرد…

    حتماً تلاش انجام شده و شما اطلاع ندارید

    پس، تلاش‌ها پشت پرده انجام شده است؟

    بله، بله.

    شخص شما هم با ظریف صحبت کرده‌اید؟

    من خیلی با او صحبت کرده‌ام.

    درباره حضورشان پاسخی ندادند؟

    ما بسیار بحث می‌کنیم. او دیدگاه‌های خودش را دارد و مباحثی که مطرح می‌کند بسیار مهم است، اما این مباحث را نمی‌توان گفت.

    آقای خرازی! در صورتی که وارد انتخابات شوید، فکر می‌کنید سابقه شما برای حل مشکلات فعلی کافی است؟ دیپلمات بودن در شرایط فعلی و وضعیتی که با آن مواجه هستیم می‌تواند پاسخگو باشد؟ این توانایی را برای مدیریت و رفع مشکلات کشور در خودتان می‌بینید؟

    من نمی‌دانم. باید بروید سابقه من را در جنگ و بعد از جنگ ببینید، اجلاس سران را چگونه برگزار کردم، آن موقع که دیپلمات بودم، دیپلمات نشسته بودم یا ایستاده، آن موقع که سفیر بودم، آیا من سفیر به معنای واقعی کلمه بودم یا سرایدار یک مهمان‌خانه دولتی بودم؟

    اینها را باید بروید بپرسید و یا ببینید تا جواب سوال را خودتان بیابید.

    درباره حضور یک دیپلمات در عرصه انتخابات، چه صادق خرازی و چه محمدجواد ظریف، این سوال مطرح است که چرا حزب متبوع‌تان تصمیم گرفته یک دیپلمات را به عنوان نامزد وارد صحنه کند؟، حتی الان که بخشی از جریان اصلاحات هم خواهان کاندیداتوری وزیر خارجه است.

    مهم‌ترین مشکل امروز کشور که بر مسیر توسعه سد شده، بحث دیپلماسی وخروج از انزوای نسبی و تعامل با اقتصاد جهانی است. کشور ما ۸ سال از ناکارآمدی دیپلماسی ضربه خورد و هنوز هم، آثار و عواقب این آسیب‌ها ادامه دارد. در دوره اول نشان داده شد دولتی که درک روشن و هوشمندانه‌ای از دیپلماسی و سیاست خارجی داشته باشد می‌تواند کشور را با زیرکی و درایت از پیچ وخم‌های دنیای پیچیده امروز راهبری کند وهیچ قطعنامه‌ای هم نگیرد.

    روحانی کمتر حرف میزد،کشور بهتر اداره میشد/دولت به اصلاحات آسیب زد

    از سوی دیگر، دولت می‌تواند با عدم درک صحیح، کشور را به دهن شیر ببرد، ۷ قطعنامه بگیرد و زیر فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار دهد و «تو سری» به کسانی بزند که دارند تلاش می‌کنند.

    مشکل امروز کشور چیست؟ اگر مدیریت است خوب این مدیران را که داریم. چرا از این ظرفیت‌ها واستعدادها بهره برداری بهینه نمی‌شود. مشکل کشور این است که از قبل، با پاره‌ای سوء تدبیرها با انبوهی از مشکلاتِ بعضاً قابل اجتناب مواجه شده‌ایم و به دلیل عدم استفاده از نیروهای جوان و کارآمد و پرشور، کشور در آستانه نوعی انسداد اقتصادی و توسعه رسیده است. اقتصادش بیمار شده، توسعه‌اش به بیراهه رفته و به گمراهی کشیده شده، مسائل مالی و پولی آن در اختیار فرصت‌طلبان قرار گرفته و اگر با دل و جان شبانه روز تلاش کنیم معلوم نیست چند سال دیگر بتوانیم به شرایط روز اول بازگردیم.

    ما اگر ۱۰ سال با نرخ ۷ درصد رشد و توسعه هم پیش برویم چندان معلوم نیست بتوانیم به شرایط سال ۸۴ برگردیم؛ سال ۸۴ ایران یکی از قدرت‌های اقتصادی غرب آسیا بود. چه اتفاقی افتاد که از آنجا به اینجا رسیدیم؟

    از سال ۸۴ تا الان کشور بالای ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ هزار میلیارد دلار درآمد داشته است، یعنی متجاوز از ۶۰۰ میلیارد دلار، درآمد زمان احمدی نژاد بود. ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار هم کشور از قبل پول داشت، تا زمان تحریم هم حدود ۳۸۰ میلیارد دلار نفت در دولت روحانی فروخته شده، نزدیک به ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار هم بعد از تحریم فروخته شده است.

    معضل بزرگ ایرانِ امروز سیاست خارجی است؛ سیاست خارجی زیربنا و راهگشای حل مشکلات کشور برای توسعه پایدار است

    نهایتاً مجموع اینها به همراه درآمد غیرنفتی کشور، حدود ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ میلیارد دلار درآمد داشته‌ایم. این پول الان کجا است؟ چگونه هزینه شده است؟

    این شرایط نشان می‌دهد اگر حرکت بر اساس یک دیپلماسی قوی بود، اگر بحران ایجاد نمی‌شد و اگر دیپلماسی زمان خاتمی ادامه داشت، امروز جای بهتری بودیم. معضل بزرگ ایرانِ امروز سیاست خارجی است؛ سیاست خارجی زیربنا و راهگشای حل مشکلات کشور برای توسعه پایدار است.

    سوال هم همین جا است، این دولت که بر دیپلماسی و مذاکره تاکید دارد و به عبارتی همین نگاه شما را نمایندگی می‌کند، یک دیپلمات هم به نام «ظریف» سکان‌دار دستگاه دیپلماسی است؛ پس چرا با فرآیند مذاکره، مشکلات کشور حل نشد!؟

    چون ترامپ آمد! زیاده‌خواهی ترامپ باعث این مشکلات شد. اگر احمدی‌نژاد و ترامپ همزمان بودند، می‌دانید کشور به کجا می‌رسید؟ ایران بدتر از لیبی می‌شد.

    الان که ترامپ از کاخ سفید رفته است…

    فقط سه ماه از رفتن «ترامپ» و آمدن «بایدن» می‌گذرد، به زمان احتیاج داریم، ضمن آنکه هنوز در حال مذاکره هستند.

    پس شما به نتیجه مذاکرات وین که در حال برگزاری است خوشبین هستید؟

    بله، خیلی خوشبین هستم.

    یعنی در صورتی که مذاکرات به نتیجه رسید، در فرآیند یکی –دوماهه مشکلات حل می‌شود؟!

    من نمی‌گویم تمام مشکلات، دو ماهه حل می‌شود. دیپلماسی نیازمند چالش‌های ذهنی و فکری است، مستلزم درک متقابل است، فرآیند فعل و انفعال در مناسبات است، برآمده از فکر مشترک سنجیده و نرمش قهرمانانه است و در نهایت منتج از Give And Take (بده و بستان) است.

    اینطور نیست که شما بگویید آقا امر فرموده‌اند، بروید حل کنید. دیپلماسی اینطور نیست، شما در صحنه دیپلماسی نبوده‌اید. در این عرصه برای یک «واو»، برای یک کوتیشن ساعت‌ها یا شاید روزها بحث می‌شود.

    گاهی با دکتر آقاجانی-مشاور بنده- که سال‌های زیادی است با او همکاری دارم، برای یک حرکت یا مانور دیپلماسی و سیاست خارجی روزها و ساعت‌ها وقت می‌گذاشتیم. دیپلماسی که گچ‌کاری و رنگ‌رزی نیست، دیپلماسی یک فرآیند است، پروسه‌ای از تلاش جدی و اعتمادسازی است. در مذاکرات بدون اعتمادسازی نمی‌توان یک قدم برداشت.

    بالاخره با نگاهی که درباره اهمیت دیپلماسی و حضور یک دیپلمات در صحنه انتخابات ترسیم کردید، خوش بین هستید که اگر گزینه شما وارد پاستور شود، در بازه چهار یا هشت ساله آینده، مشکلات برطرف یا کاسته خواهد شد؟

    هنوز به مرحله علم غیب و رد شمس نرسیده‌ام. اما موفقیت و عدم موفقیت و پسرفت و عدم پسرفت ما نتیجه نگاه ما به مسائل جهانی است. نگاه به مسائل جهانی تا زمانی که اصلاح نشود، دستاورد زیادی نخواهیم داشت. در دنیای امروز کسی از شما نمی‌پذیرد که بگویید فقط در دنیای خودم زندگی می‌کنم.

    همه دنیا می‌خواهند مستقل باشند، استقلال در ذات انسان‌ها است حتی در وابسته‌ترین آدم. استقلال عنصری است که در عمیق‌ترین لایه‌های عاطفی هر موجود زنده‌ای حتی حیوانات وجود دارد. اما آیا اینکه با کسی کاری نداشته باشیم عملی است؟ اگر عملی است این نظام‌های پیچیده‌ای که در جهان به وجود آمده است برای چیست؟

    پیش از این جلسه با دوستان بحث داشتیم و درباره این صحبت می‌کردیم که تشکیل «میثاق جامعه ملل» در پایان جنگ جهانی اول و نظام بین المللی مبتنی بر حفظ صلح از طریق امنیت دسته جمعی براساس اصول چهارده ماده‌ای «وودرو ویلسون» و به فاصله کوتاه دو دهه آغاز جنگ جهانی دوم و تشکیل «سازمان ملل»، عمدتاً در نتیجه زیاده خواهی‌های اقتصادی و فقدان درک روشن ازصفحه شطرنج دیپلماسی در اروپا بود.

    درک متقابل و دقیق و ایجاد یک گفتمان که به فهم مشترک برسد، می‌تواند به شما این بشارت را بدهد که شما در کجای جهان قرار گرفته‌اید. بیش از هفتاد سال از جنگ جهانی دوم می‌گذرد؛ اما ژاپن هنوز از منظر نظام سلطه و قدرت، رجیستر نشده و به او اجازه تشکیل ارتش نمی‌دهند، آلمانی‌ها هنوز با نظام سلطه‌ای که با آن جنگیدند و در دو جنگ جهانی با آن تقابل کردند به فرآیند اعتماد نرسیده‌اند.

    نقدی که به تفکر ارائه شده، وارد است اینکه نگاه به خارج اجازه شکوفایی ظرفیت داخل را نمی‌دهد و به این ظرفیت‌ها بی‌توجهی می‌شود…

    شما نشان دادید که ظرفیت داخلی‌تان چیست. شما نمی‌توانید به یک کامیون موتور ژیان ببندید، کامیون با موتور ژیان راه می‌رود اما بیشتر از ۱۰ کیلومتر سرعت ندارد و در سر بالایی هم کم می‌آورد. این موتور سیستم ماشین شما را راه می‌اندازد، اما نمی‌تواند شما را به مسابقات جهانی برساند. البته آنچه گفتم لزوماً بدین معنا نیست که باید از ظرفیت‌های داخل غفلت کرد. قدرت ظرفیت‌های داخل کشور پشتوانه و باروت رویارویی‌ها در عرصه دیپلماتیک است. بدون داشتن ظرفیت اقتصادی در داخل و توان امنیتی و نظامی بازدارنده نباید انتظار توفیق درعرصه سیاست خارجی داشت.

    خُب این صحبت‌ها یعنی نگاه باید بیشتر به خارج باشد و بعد از آن به داخل؟

    خیر! من نگاه اول را نگاه داخلی می‌دانم. اگر افتخار خدمت به ملک و مملکت را به دست بیاورم مدیری خواهم بود که خارج از کشور را می‌فهمم ولی ۹۰ درصد از مدیریتم را به مسائل داخلی معطوف خواهم کرد.

    اگر افتخار خدمت به ملک و مملکت را به دست بیاورم مدیری خواهم بود که خارج از کشور را می‌فهمم ولی ۹۰ درصد از مدیریتم را به مسائل داخلی معطوف خواهم کرد من ۹۰ درصد موضوعات اداره کشور را به مسائل داخلی معطوف می‌دانم. اصلاح مدیریت خرد و کلان و بالادستی، اصلاح سیستم‌های اداری، اصلاح سیستم‌های ساختاری، فهم جدید از نظام مدیریت در کشور، ایجاد زنجیره‌ای از کانون‌ها که می‌تواند روند توسعه اقتصادی ایران را پایدار کند، فهم پول الکترونیک و دنیای جدید جوانان و نیروی کار، فهم پارادایم شیفت و احراز هویت مجدد و جدید در دنیای پیچیده امروز از جمله مواردی هستند که می‌توان با کمک آنها کشور را اداره کرد.

    من به اقتصاد پیچیده پرتلاش و پرانگیزه‌ای که باید هدف گذاری شود معتقد هستم، اما می‌گویم انرژی در اقتصاد و در عرصه توسعه کشور گذاشته شود. به گونه‌ای بازی کنیم که به چهار میلیارد انسانی که در چین و هند و برخی ممالک دیگر در نزدیکی ما هستند انرژی گاز بدهیم؛ اما به جای اینکه سوبسید بدهیم معامله خوب کنیم و یک ماشین ارزان‌تر از بازار جهانی وارد کنیم.

    در فرآیند چنین تفکری، ۱۰ سال دیگر این کشور بزرگترین قدرت تاثیرگذار خواهد بود که بر زندگی چهار میلیارد نفر اثرگذاری دارد. جمعیت، یکی از مولفه‌های قدرت است و این را یک دیپلمات می‌فهمد. یک دیپلمات می‌تواند در فرآیند زمان، فرمول جمعیت و انرژی و اقتصاد و مولفه قدرت را بنویسد.

    می‌گویند «جاده ابریشم»؛ اما صحبت در واژه‌ها که ما را به جایی نمی‌رساند. جاده ابریشم زمینی، هوایی و دریایی نیازمند برنامه‌ریزی، تبیین استراتژی و هدف‌گذاری برای آینده است. این توانایی و فهم را در فرآیند یک مدیر داخلی کار قوی و یک مدیری که فهم بین‌المللی دارد می‌توان با هم ترکیب کرد، در غیر این صورت نتیجه می‌شود همین چیزی که امروز می‌بینید.

    می‌خواهم درباره ائتلاف در جریان اصلاحات صحبت کنم، سال ۹۲ که صلاحیت مرحوم هاشمی رفسنجانی احراز نشد و عارف نیز از صحنه رقابت کناره‌گیری کرد و نتیجه ائتلاف «حسن روحانی» شد. فکر می‌کنید در این دوره بهتر است باز ائتلاف صورت بگیرد یا اصلاً اصلاحات به انتخابات ورود نکند؟

    اینکه اصلاحات ورود نکند از نظر من و باورهای من سالبه به انتفاء موضوع است و نوعی فرار از مسئولیت محسوب می‌شود، این شرکت نکردن خدمت به کشور نیست. باید همه به صحنه بیایند و ائتلاف صورت بگیرد. همه جای دنیا ائتلاف امری متقن و درست است؛ منتهی کسی که می‌تواند محور ائتلاف باشد باید معرفی شود، با او صحبت شود، بحث و جمع‌بندی شود تا ببینیم در چه عرصه‌ها و صحنه‌هایی همخوانی وجود دارد.

    گاهی این همخوانی وجود ندارد و او در پی فکر خود است. من فکر می‌کنم راه ائتلاف، همکاری مشترک، سخن گفتن برای رسیدن به یک تعامل و راه منطقی برای ایجاد یک وحدت و اتحاد ملی بسته نیست؛ اما همه اینها به دیدگاه‌های مشترک، همکاری مشترک، فهم و ادراک مشترک از اداره کشور بستگی دارد.

    شفاف‌تر صحبت کنید! در انتخابات سال ۱۴۰۰ همان استراتژی ۹۲ در جهت یک ائتلاف تکرار می‌شود؟

    ترجیح می‌دهم که در انتخابات ریاست جمهوری گزینه ائتلافی نداشته باشیم

    به شخصه ترجیحم بر این است که گزینه ائتلافی نداشته باشیم.

    اما جهانگیری در گفتگوی «کلاب هاوس» به صراحت گفت که اکثر مدیران در این دولت از بدنه اصلاحات هستند…

    کدام مدیر از بدنه اصلاحات به کار گرفته شده است؟ کدام مدیر؟

    تیم اقتصادی اکثراً در اختیار بدنه اصلاحات است.

    نه! کجا این چنین است!؟

    هرکس که در دولت اصلاحات حضور داشته باشد که اصلاح‌طلب نیست. آقای مظفر وزیر آموزش و پرورش که دردولت اصلاحات بود، مگر اصلاح‌طلب است؟ اینکه به هرکس که در دولت اصلاحات است بگوییم اصلاح‌طلب و به هر کس که در دولت اصولگرایان است بگوییم اصولگرا قابل مناقشه و بحث است.

    عملکرد و دیدگاه تفکر اصلاحی با شعارها و با پنجره‌ای که از فرد دیده می‌شود متفاوت است، حتی در دولت خاتمی کسانی بودند که اصلاحاتی نبودند.

    من کسانی را که حرف خاص و عجیب و غریب بزنند اصلاح‌طلب نمی‌دانم. مصلح اجتماعی یعنی کسی که دغدغه اصلاح امور را داشته باشد و از این بستر تفکری مثل میرزا تقی خان امیرکبیر به وجود بیاید. مبانی فقه اقتصادی آقای ناطق نوری از خیلی کسانی که در دولت آقایان روحانی و خاتمی و هاشمی رفسنجانی حضور داشتند بازتر بود.

    روحانی کمتر حرف میزد،کشور بهتر اداره میشد/دولت به اصلاحات آسیب زد

    به هر شکل نقشی که جریان اصلاحات در دولت روحانی داشت در دولت احمدی نژاد نداشت…

    بله- اما سوزن‌بانی که این قطار را اداره می‌کرد، در ایستگاه‌هایی توقف کرد که ایستگاه‌های اصلاحی نبود.

    این یعنی معاون اول رئیس‌جمهور اطلاعات غلط ارائه داد؟

    آقای جهانگیری خودش باید پاسخ این موضوع را بدهد؛ من به نوبه خودم به این استدلال اعتراض و نقد دارم.

    آقای خرازی! باز نمی‌توانم بپذیرم که اصلاحات در دولت نقش و جایگاهی ندارند، نقش آنها را نباید کم رنگ تلقی کرد…

    من قبول ندارم! وزیر کشور اصلاح‌طلب است یا وزیر فرهنگ و ارشاد یا وزیر میراث فرهنگی یا وزیر اقتصاد و دارایی یا رئیس سازمان برنامه و بودجه یا وزیر اطلاعات؟

    یعنی در دولت یازدهم و دوازدهم هیچ نقشی برای جریان اصلاحات قائل نیستید!؟

    اصلاح‌طلبان در این دولت در سازمان امور اداری و استخدامی کشور، کتابخانه ملی، مرکز اسناد و این قبیل جایگاه‌ها مسئولیت دارند.

    اصلاح طلبان در این دولت در سازمان امور اداری و استخدامی کشور، کتابخانه ملی، مرکز اسناد و این قبیل جایگاه‌ها مسئولیت دارند

    ۱۰ استان نام ببرید که در دست اصلاح‌طلبان باشد. شهرداری تهران را به دست اصلاحات سپردند، که نتیجه آن هم مبرهن است.

    می‌گویید اصلاح‌طلبان نقش و جایگاهی در دولتِ روحانی ندارند، پس چرا از او در انتخابات حمایت کردید؟

    عملکرد دوره اول آقای روحانی در بسیاری از مسیرها قابل دفاع بود؛ متاسفانه ما همه چیز را صفر و صدی می‌بینیم. فراموش کردید آقای روحانی در دوره اول ریاست جمهوری اش چه ترافیک دیپلماتیکی در کشور ایجاد کرد؟

    با آمدن ترامپ، همه معادلات به هم ریخت. اینها را باید در نظر گرفت. روحانی همان کسی است که تحریم‌های بین‌المللی و جهانی را برداشت. بعد ترامپ آمد؛ آقای روحانی می‌گوید اگر دست و بالم باز بود این اتفاقات هم نمی‌افتاد. البته ما جور دیگری فکر می‌کنیم و اختلاف دیدگاه با هم داریم.

    من معتقدم اگر به جای ترامپ، کلینتون آمده بود مسیر روحانی الان این نبود. کشوری که متاسفانه تمام اقتصاد زیربنایی آن وابسته به نفت است، در این دوره نتوانسته مثل همیشه نفت را بفروشد. این وابستگی به نفت هم از زمان انقلاب نیست، بلکه از صد سال پیش اقتصاد کشور مبتنی بر انرژی است.

    از سال ۱۲۹۶ که این ملاقه را بر زمین زدند و نفت را بیرون آوردند تا امروز که سال ۱۴۰۰ است، اقتصاد ایران یک اقتصاد نفتی شد. بوی لباس نفتی از پشت میز تمام صدراعظم‌ها و روسای جمهور تاریخ ایران به مشام می‌رسد.

    روحانی در چهار سال ابتدایی کارهای بسیاری کرد و اگر آنها را نادیده بگیریم بی انصافی کرده‌ایم. حسن روحانی در برابر هوشمندترین، تلخ‌ترین، دهشتناک‌ترین و سخت‌ترین تحریم‌های جهانی سیستم کشور را حفظ کرد.

    در دور دوم انتخابات هم از او حمایت کردید اما انتقادهای اصلاح‌طلبان هم در این دوره شدت گرفت، نه به حمایت‌ها از وی در دولت یازدهم و نه به انتقادهای صریح و بی پرده که برخی از آن «عبور اصلاحات از روحانی» نام بردند…

    من هم درباره دور دوم صحبت می‌کنم. توجه داشته باشید، از یک طرف دست رئیس‌جمهور برای مذاکرات و توافقات بسته شده و از سوی دیگر از او پرسیده می‌شود چرا وضع اقتصادی کشور چنین است.

    آقای خرازی! ولی مقام معظم رهبری گفته‌اند که رئیس‌جمهور اختیارات زیادی دارد.

    بله، ایشان درست فرمودند. اختیارات رئیس‌جمهور برطبق قانون اساسی اصلاً کم نیست. بحث ما بر سر اختیارات رئیس‌جمهور نیست بلکه بر روی محدودیت‌هایی است که به کشور ما تحمیل شده اند. از آن طرف رهبری هم مشکلات مردم را می‌دانند. آنجا که آقای روحانی می‌گوید آب آشامیدنی ما و این قبیل صحبت‌ها به آمریکا وصل و وابسته است، همانجا نقطه اختلاف ما با رئیس‌جمهور است.

    پس قبول دارید با توجه به وضع موجود، اصلاحات باید از مردم عذرخواهی کنند؟

    اصلاح طلبان از مردم نباید عذرخواهی کنند بلکه این اصولگرایان هستند که باید عذرخواهی کنند!

    خیر! نباید عذرخواهی کنیم. اصولگرایان باید عذرخواهی کنند. کسانی که به کشور ۷ قطعنامه تحمیل کردند باید عذرخواهی کنند. کاری که احمدی‌نژاد با کشور کرد را نمی‌خواهید ببینید؟ شما می‌گویید ما عذرخواهی کنیم؟ کسانی باید عذرخواهی کنند که با مدیریت خود کشور را به این ورطه کشاندند.

    روحانی کمتر حرف میزد،کشور بهتر اداره میشد/دولت به اصلاحات آسیب زد

    اما این بدنه اصلاحات بود که از روحانی در انتخابات حمایت کرد، اصولگرایان نقشی در پیروزی دولت یازدهم و دوازدهم ایفاء نکرده بودند…

    من که حمایت نکردم؛ آن چیزی که حرف من با شماست این است که نمی‌توان با یک سوال انتزاعی و جریانی به مسئله نگاه کرد.

    نه، می‌خواهیم منصفانه نگاه کنیم نه جریانی!

    شرایط مثل این است که دست و پا و کت و کمر رئیس‌جمهور را بسته‌ایم، یک لباس زرهی تنش کرده‌ایم، یک لنگر و زنجیر هم به پایش انداخته‌ایم و او را در اقیانوسی پُر از کوسه رها کرده‌ایم و از او توقع مدال طلا در شنای کرال سینه داریم؛ آیا این شدنی است؟

    یعنی الان مشکلات به خاطر این است که دست و پای رئیس جمهور بسته است، مگر در همین دوره اختیارات زیادی به رئیس‌جمهور واگذار نشد!؟

    اما حرف من این است که با همه اختلاف دیدگاهی که در مدیریت با آقای روحانی دارم و معتقدم وزیران خوبی را در وزارتخانه‌ها مستقر نکرده است و برخی از آنها غلط در مسند نشسته‌اند؛ اما با همه این‌ها نمی‌توانم بی‌انصافی کنم. این ظلم است که شرایط را نادیده بگیریم. اگر منصفانه داوری نکنیم این موضوع بر سر خودمان می‌آید.

    پس به این نکته اذعان دارید که علی رغم این صحبت‌ها، روحانی و تیم او خیلی بهتر از این می‌توانستند عمل کنند…

    بله- معتقد هستم که حسن روحانی شخصاً می‌توانست عملکردی بهتر از این داشته باشد؛ اما با در نظر گرفتن این موضوع شرایط جهانی را هم در کنار اینها در نظر می‌گیرم. اصلاً نمی‌خواهم از کسی دفاع کنم، روحانی خودش باید جواب حرف‌هایش و تاریخ را بدهد، اگر من طرفدار او بودم امروز باید کنار او در دولت کار می‌کردم و اگر این مکتب فکری را قبول داشتم اینقدر از آنها انتقاد نمی‌کردم.

    می‌دانید که سبد رای اصلاحات آسیب دیده و در مورد آن نگرانی‌های بسیاری وجود دارد؛ در این شرایط شاهد هستیم که دولت مقصر گرانی‌ها را مجلس معرفی می‌کند، علت مشکل توزیع مرغ را تحریم‌های آمریکا عنوان می‌کند، آب آشامیدنی را وابسته به برجام می‌داند یا نهایتاً ریشه همه مشکلات را به گردن مدیریت دولت قبل می‌اندازد؛ این نحوه پاسخگویی به معنی عدم مسئولیت‌پذیری دولت نیست؟

    بله هست! این نحوه پاسخگویی اشتباه است و ما آن را قبول نداریم.

    این روش به سبد رای اصلاحات ضربه نمی‌زند؟

    بله! ضربه زده و می‌زند و نتیجه را می‌توانید ببینید. متاسفانه آقایان نمی‌خواهند بفهمند که دیگر آن ۲۵ میلیون رای را ندارند، نمی‌خواهند متوجه شوند کف جامعه چه قضاوتی نسبت به آنها دارند، نمی‌توانند باور کنند راجع به چه کسانی چه حرف‌هایی زده می‌شود، نمی‌توانند بپذیرند مردم کوچه و بازار از ارزش‌ها در حال عبور هستند، نمی‌خواهند بفهمند میلیون‌ها جوان همه چیز خود را از دست داده‌اند.

    دولتی‌ها نمی‌خواهند بفهمند که دیگر آن ۲۵ میلیون رای را ندارند، نمی‌خواهند متوجه شوند کف جامعه چه قضاوتی نسبت به آنها دارند آقایان نمی‌خواهند بفهمند حاج قاسم که شهید می‌شود، این جمعیت عظیم به تشییع او می‌آیند اما دو ماه بعد در انتخابات کسی نمی‌آید. این برای کشور حاوی پیام است. چرا این را درک نمی‌کنند؟ اگر این درک ایجاد نشود وضع کشور به خوبی پیش نخواهد رفت…

    امروز کشور تحت فشار حداکثری از سوی آمریکا قرار دارد، در این شرایط در همه سخنرانی‌های رئیس‌جمهور اثر این فشارها مستقیم و بی‌پرده بازگو می‌شود. بارها شنیده‌ایم آقای روحانی گفته، اگر تحریم لغو نشود نمی‌توانیم دارو وارد کنیم، نمی‌توانیم واکسیناسیون کنیم، آب آشامیدنی مردم به مشکل می‌خورد، مشکلات ادامه خواهند داشت و … این قبیل سیگنال‌ها که دائماً تکرار می‌شوند به برجام و پیشبرد احیای آن ضربه می‌زند؟

    من نمی‌فهمم آقای روحانی چرا این حرف‌ها را می‌زند. اشتباهاتی را که در زمان برجام انجام داد را در شرایط امروز دوباره تکرار می‌کند؛ در یک مصاحبه دیگرهم گفتم بعضی حرف‌های آقای نمکی را اگر به یک کامپیوتر بدهیم سرگیجه می‌گیرد. برخی از صحبت‌ها و حرف‌هایی که زده می‌شود خلاف واقع است، ما که در اداره کشور نمی‌خواهیم تبادل مجهولات داشته باشیم؛ بلکه می‌خواهیم واقع‌بینانه حرف بزنیم.

    اینکه من گفتم سه ماهه می‌توانم کشور را واکسینه کنم، بر اساس حرف‌هایی که با منابع خارجی زده‌ام بوده است. تمام صد میلیون واکسن در دو هواپیما قابل انتقال است. حتی صحبت نسبی آن را انجام داده‌ام؛ اما الان کاره‌ای نیستم که بروم و برای خریدن واکسن مذاکره کنم.

    در قامت رئیس دولت می‌توانم این کار را انجام بدهم و این را بدانید اگر فقط سیستم بسیج ملی کشور را مدیریت و بسیج کنیم از هر کشور دیگری در دنیا زودتر می‌توانیم روند واکسیناسیون را تمام کنیم. این یک بحث کاربردی است و بحث تحریم آمریکا درمیان نیست، صحبت عقل است.

    اگر روحانی در این دوسال گذشته فقط کار می‌کرد و سکوت و حرف‌ها را سخنگوی دولت می‌زد کشور بهتر اداره شده بود من نمی‌خواهم خیلی حرف‌ها را بزنم؛ اینکه در علم و مبانی اداره می‌گویند «حکمران خوب» یعنی همین؛ مفهوم حکمران خوب این است که بفهمی در کجا چگونه عمل کنی و برعکس.

    من معتقدم اگر آقای روحانی در این دوسال گذشته فقط کار و سکوت می‌کرد و حرف‌ها را سخنگوی دولت می‌زد کشور بهتر اداره شده بود.

    هرچه نزاع‌های سیاسی تقلیل پیدا کند، اقتصاد هم جهش پیدا می‌کند. سوال اینجاست روحانی به چه اندازه توانست این نزاع‌ها را کاهش دهد؟

    سال ۹۶ که مردم او را انتخاب کردند به جای اینکه ادبیات وحدت را به کار بگیرد، فراموش کرد موتور انتخابات را خاموش کند. موتور انتخاباتی روشن و در حال حرکت بود، او فکر نکرد که بعد از پیروزی که رئیس دولت شده و باید این موتور را خاموش کند، انتخابات تمام شد، کمپین تمام شد، ادبیات کمپین تمام شد.

    این جمله که درباره رئیس‌جمهور می‌گوید He is the father of the nations یعنی همین، یعنی او پدر ملت است و باید صندلی خود را عوض کند. روحانی باید پیام می‌داد «ای مردمی که به من رای ندادید من رئیس‌جمهور شما هم هستم.»

    من اگر جای روحانی بودم فردای پیروزی در انتخابات، به دیدار آقای رئیسی و قالیباف می‌رفتم. کسانی که در انتخابات شکست خوردند از اسب افتاده‌اند از اصل که نیفتاده‌اند.

    کاندیدای شما [ظریف یا خرازی] چقدر می‌تواند این نزاع‌ها را کاهش دهد؟

    من نمی‌دانم او چه عملکردی خواهد داشت، من اگر خودم رئیس‌جمهور باشم ترجیح می‌دهم استعفا بدهم ولی نزاع‌های این چنینی اتفاق نیفتد. البته این حرف را الان می‌گویم و پشت میز ریاست‌جمهوری ممکن است حلاوت قدرت در من اثر بگذارد.

    برخی نظرات حاکی از این است که ظریف دولتمرد خوبی نیست و با قواعد اجرایی و حکومت‌داری فاصله دارد؛ این حرف ما هم نیست و از کسانی مثل مطهری و جعفرزاده این مسائل بیان شده است؛ فکر نمی‌کنید ظریف برای مدیریت کشور کمی ظریف باشد و نشستن بر صندلی ریاست‌جمهوری به صلابت بیشتری نیاز داشته باشد؟

    چرا از ظریف می‌ترسید؟ چرا اصولگرایان از او می‌ترسند؟

    اینکه گفتید شما از ظریف می‌ترسید؛ شاید آن ترس از تجربه استعفای او باشد، اگر رئیس دولت شود و تحت فشار قرار گیرد و دوباره استعفا بدهد، این باعث ضربه به کشور و جریان اصلاحات نخواهد شد؟ اینجا دیگر اصلاح‌طلبان باید واهمه داشته باشند؟

    استعفای ظریف یک تاکتیک بود، نه یک حرکت استراتژیک. اگر استراتژیک بود که امروز در این مقام نبود

    استعفای ظریف یک تاکتیک بود، نه یک حرکت استراتژیک. اگر استراتژیک بود که امروز در این مقام نبود. بخشی از مدیریت و حکمرانی تاکتیک دارد؛ استعفا برای تامین موقعیت بهتر و تامین امنیت مسیر راه است و این استعفا هم یک تاکتیک برای رساندن یک پیام بود.

    به کار بردن این تاکتیک در آن مقطع زمانی حرکت خوبی بود؟

    سلیقه‌ها متفاوت است … من می‌گویم مفهوم استعفا تاکتیک است. اگر می‌بینید شخص هنوز در همان مسئولیت است و همان راه را ادامه می‌دهد در حقیقت استعفا را به عنوان یک تاکتیک به کار برده است. در تاکتیک، او اینطور تشخیص داد.

    شما خود دیپلمات بوده‌اید، اگر جای ظریف بودید در آن مقطع استعفا می‌دادید؟

    اگر من بودم شاید جور دیگری تشخیص می‌دادم وعمل می‌کردم. سلیقه، ذوق، منش و روش مدیریت افراد با هم متفاوت است.

    خُب بحث همین است، در اینکه ظریف در حوزه سیاست خارجی از توانایی و تجربه بالایی برخوردار است، شک و تردیدی نیست. اما در ریاست‌جمهوری هم می‌تواند موثر واقع شود؟ استفاده این تاکتیک‌ها-استعفا- در ریاست‌جمهوری هزینه بسیار سنگین دارد.

    من آقای ظریف را مثل شما نمی‌بینم، بلکه برعکس، اقتدارش را در صحنه‌های جهانی دیده‌ام. در مجموع فرآیند همکاری جمعی و قدرت غیرمتمرکز را به قدرت متمرکزی که از آن احمدی‌نژاد و روحانی برای حکمرانی خارج شود ترجیح می‌دهم. ظریف امتحان داخلی‌اش را هنوز نداده؛ اما در همکاری مشترک بهتر از دیگرانی در اقتداری است که از آنها نتایج ۹۶ و ۸۸ حاصل شد.

    در این دوره باز شاهد کاندیدای پوششی خواهیم بود؟

    من نمی‌توانم به عنوان یک اصلاح‌طلب اظهار نظر کنم

    به عنوان دبیرکل حزب ندای ایرانیان…

    ما اصلاح‌طلب واقعی هستیم. دیگر خیلی افراد از نظر ما اصلاح‌طلب واقعی نیستند. برخی اصلاح‌طلبی را مترادف با ستیز با حاکمیت می‌دانند، برخی اصلاحات را خارج از دایره انقلاب تعریف می‌کنند، برخی مبانی فکری درستی نسبت به اصلاحات ندارند. من نه این مبانی را قبول دارم نه مبانی آن طرف را.

    ما اصلاح‌طلب واقعی هستیم، دیگر خیلی افراد از نظر ما اصلاح‌طلب واقعی نیستند، برخی اصلاح‌طلبی را مترادف با ستیز با حاکمیت می‌دانند! من مبانی آنها را قبول ندارم اصلاح‌طلب واقعی کسی است که هویت انقلاب و نظام سیاسی را باور دارد و بر چارچوب این مبانی می‌خواهد کار فکری، عملی، اجرایی، توسعه پایدار و توسعه ماندگار کند. در چنین فرآیندی باید کسانی فعال باشند که اعتقاد داشته باشند و رجیستر شده باشند.

     

    اخبار سیاسی |

  • «لاریجانی» از ابتدا گزینه شورای وحدت نبود/درشوراها ائتلاف می‌کنیم

    «لاریجانی» از ابتدا گزینه شورای وحدت نبود/درشوراها ائتلاف می‌کنیم

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست – سید مهدی حسینی، زینب رجایی؛ حمایت «شورای وحدت» از کاندیداتوری «علی اردشیر لاریجانی» را ترفند سیاسی خواند و اعلام کرد: نام او در لیست گزینه‌های بیش از ۱۰ نفر که برای بررسی به شورای متبوعش داده شده هم نیست.

    از برخی همفکران خود که القا می‌کنند نامزد شورای وحدت، گزینه‌ای جز «لاریجانی» نیست دلخور است و با کنایه پاسخ آنها را می‌دهد و می‌گوید: در مورد کاندیدایی که آقایان می‌خواهند به ما تحمیل کنند، یک بار هم صحبت نکرده‌ایم و اصلاً اسم او بیان نشده است. اجازه بدهید به همین میزان بسنده کنیم و ادعای دوستان را به دلیل نداشتن شواهد و دلایل متقن غیرقابل بررسی بدانیم.

    به تشریح برنامه‌های شورای وحدت در انتخابات ریاست جمهوری پرداخت و گفت: قرار است، مانیفست ۵ تا ۱۰ صفحه‌ای تهیه و در قالب برنامه، تقدیم کاندیدای خود کنیم تا او در مناظرات از آن استفاده کند.

    همچنان امیدوار است که آیت الله رئیسی عبای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوی را بر تن می‌کند به همین جهت وقتی به او می گویم، براساس مواضع نیروهای نزدیک به رئیس دستگاه قضا، احتمال او در انتخابات را باید منتفی دانست، واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید: شواهد ما حاکی از آن است که او به احتمال قوی در انتخابات حاضر خواهد شد.

    از تلاش‌های شورای وحدت برای قانع شدن رئیس قوه قضائیه جهت ثبت نام وی در انتخابات سخن گفت و خبر داد: در نامه‌ای که اخیراً و با امضای آیت الله موحدی کرمانی به آیت الله رئیسی ارسال کرده‌ایم باردیگر از او خواسته‌ایم تا دعوت ما را برای حضور در صحنه بپذیرد.

    بحث انتخابات شوراها را که به میان کشیدیم، گفت: «در انتخابات شورای شهر به فهرست ۴۲ نفره رسیده‌ایم و با مصاحبه‌ای که در مرحله بعد انجام می هیم، ۲۱ گزینه اصلی را انتخاب می‌کنیم.»

    به وحدت با شورای ائتلاف در اتخابات شواها خوش بین است و می‌گوید: مذاکره‌ای صورت نگرفته است اما به صورت نانوشته شواهد، خبر از چنین آمادگی در طرفین به ما می‌دهد.

    قرار مصاحبه‌مان با «منوچهر متکی» در ساختمان قدیمی و در عین حال بزرگ در یکی از محله‌های مرکز شهر بود. پس از ورود ما، اتاق بزرگ و مستطیل شکل را محل گفتگو تعیین کردند. آنچه در این سالن جلب توجه می‌کرد صندلی‌های بسیار زیادی بود که کنار یکدیگر قرار داشت.

    آنجا سالن جلسات شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز است. تشکلی که سال‌ها نقش شیخوخیت را در جریان اصولگرا -اصولگرایان سنتی- ایفا می‌کرد و مدتی ست به درخواست تعدادی از احزاب و تشکل‌ها، محوریت سازوکاری به نام «شورای وحدت» را برعهده گرفته است.

    مصاحبه شونده خُلف وعده نکرد و در زمان اعلام شده وارد محل گفتگو شد. با روی باز از ما استقبال کرد و گفت: ما از یاران مهر هستیم (با خنده)، حتی پس از پایان مصاحبه هم از گفتگوی خود با خبرگزاری مهر ابراز خوشحالی کرد.

    گروه فیلمبردار درحال تدارک برای انجام این گفتگو بودند، از فرصت پیش آماده استفاده کردیم و با رئیس اسبق دستگاه دیپلماسی کشور و سخنگوی فعلی شواری وحدت پیرامون انتشار فایل صوتی وزیر امور خارجه، انتخابات ریاست جمهوری و شوراها گپ و گفت کوتاهی کردیم تا موقعیت گفتگو فراهم شود.

    وقتی از او پرسیدم چرا آقای ظریف در سالِ انتخابات حاشیه ایجاد کرد؟ مکث کوتاهی کرد و جواب داد: «حاشیه!؟ این خود متن است؛ دیگر حاشیه نیست.»گفتم پس آقای دکتر! در این مصاحبه، بخشی را هم به همین موضوع اختصاص دهیم. پاسخ شنیدم که می‌خواهم به زودی در «کلاب هاوس» دراین باره صحبت کنم.

    این را که گفت به مزاح گفتم: پس «نیم‌چه» مصاحبه‌ای با ما داشته باشید. خندید و پذیرفت و همین بخش از گفتگو هم که در همان روز-پس از پایان این مصاحبه منشر شد- بازتاب خوبی در رسانه‌ها و فضای مجازی پیدا کرد.(متن گفتگوی منتشر شده را اینجا بخوانید)

    تمایل داشتم در فضای غیررسمی گفتگو از او اخبار بیشتری درباره انتخابات کسب کنم اما از آنجا که دیپلمات باسابقه ای است با احتیاط پاسخ داد، پس ترجیح دادم سریع واردگفتگو شوم، تیم خبری [عکاس و فیلمبردار] هم آماده بودند.

    ۶۰ دقیقه به گفتگو با ما نشست و به همه پرسش‌ها شمرده پاسخ داد، گفتگو با وی از نحوه شکل گیری «شورای وحدت» آغاز و به نحوه آرایش سیاسی رقیب، نیروهای انقلاب و احتمال کاندیداتوری «ظریف» در آودگاه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ خاتمه یافت.

    متن کامل گفتگو با «منوچهر متکی» به شرح زیر است:

    *در انتخابات سال ۹۸، فعالیت احزاب انقلابی در قالب «شورای ائتلاف» شکل گرفت؛ چه شد که در این دوره تصمیم گرفتید «شورای وحدت» را تشکیل دهید؟ مگر سازوکار شورای ائتلاف مناسب نبود؟

    بعد از انتخابات سال ۷۶ و شکل‌گیری اصلاحات اول، از سال ۸۲ به بعد مجموعه نیروهای ارزشی و انقلابی، با نام‌های مختلف فعالیت سیاسی خود را پیش گرفتند. اولین مجموعه، «ائتلاف آبادگران» بود و پس از آن جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم و نهم میدان‌داری کرد. در انتخابات سال ۹۶ هم بار دیگر نیروهای ارزشی در قالب «جمنا» کنار هم قرار گرفتند و نهایتاً در انتخابات دوره گذشته مجلس شورای اسلامی، «شورای ائتلاف» این وظیفه را برعهده گرفت.

    در انتخابات ۹۸ -مجلس یازدهم- همه احزاب و گروه‌های انقلابی با هم همراه شدند. بنده نیز عضو شورای انتخاب کاندیداهای تهران بودم. در طول این مدت که مجلس دهم را در شهر تهران واگذار کرده بودیم و در مجلس یازدهم پیروز شدیم در کار جمعی، مشکلاتی پیش آمد.

    در انتخابات مجلس یازدهم، دو یا سه نفر کار را با «جبهه پایداری» بستند و هیچیک از اجزای تشکیل‌دهنده «شورای ائتلاف» در جریان داستان نبودند. ما به توصیه جامعه روحانیت حرفی نزدیم و همراهی کردیم

    ویژگی کار جمعی این است که آن جمع باید احساس مشارکت کند. در سال‌های جنگ همه با احساس مشارکت، وضعیت را سامان دادند و جنگ را اداره کردند؛ در انتخابات مجلس یازدهم، دو یا سه نفر کار را با «جبهه پایداری» بستند و هیچیک از اجزای تشکیل‌دهنده «شورای ائتلاف» در جریان داستان نبودند. به توصیه جامعه روحانیت ما حرفی نزدیم، همراهی کردیم و خوشبختانه در شکل‌گیری قوه مقننه به گونه‌ای که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان «مجلس قوی و انقلابی» از آن نام برده شد، پیروز شدیم.

    در اوایل سال ۹۹ از جامعه روحانیت مبارز خواستیم که در مذاکره با «شورای ائتلاف» نقیصه‌ها، برطرف شود. مثالی از این نقیصه‌ها این بود که وقتی می‌خواستند از ظرفیت احزاب استفاده کنند، خودشان ۵ حزب را انتخاب می‌کردند و در شورا قرار می‌دادند. بیش از ۴۰ حزب اصولگرا داریم، بقیه احزاب سوال می‌پرسیدند که جایگاه ما کجاست!؟ لذا احساس مشارکت ایجاد نمی‌شد.

    از جامعه روحانیت خواستیم مذاکره کنند تا این نقایص برای ادامه کار مخصوصاً برای سال ۱۴۰۰ برطرف شود. ۸ دور مذاکره انجام گرفت که هدف این مذاکرات، متقاعد کردن سازوکارها برای عمومی‌تر شدن، مشارکت‌پذیرتر شدن و شفاف‌تر شدن بود.

    بعد از این مذاکرات، آقایان در «شورای ائتلاف» گفتند ما سیستمی داریم و با همین سیستم کار را ادامه می‌دهیم، به همین جهت تغییرات را نپذیرفتند و تمکین نکردند از این رو جامعه روحانیت میزبان شد، از قریب ۴۰ حزب دعوت کرد و در همین سالن [سالن جلسات جامعه روحانیت] ماوقع ماجرا شرح داده شد. احزاب گفتند ما بر مشارکت جدی در روند جاری تاکید داریم.

    البته ما شاهد بحث‌های احزاب در زمان انتخابات مجلس بودیم. بنده و آقایان سروری و حداد عادل در جلساتی که تشکیل می‌شد، حضور داشتیم و همه شاهد گله‌مندی احزاب بودیم؛ نهایتاً احزاب اعلام آمادگی برای حضور و مشارکت در سازوکار جدید را کردند. قاعدتاً دیدیم که ۴۰ حزب نمی‌توانند وارد تشکیلات شوند و تصمیم‌گیری کنند به همین جهت احزاب را بلوک بندی کردیم.

    هر ۷ – ۸ حزب تشکیل یک بلوک دادند و ورقه‌ای را امضا و یک نفر را هم به عنوان نماینده آن بلوک معرفی کردند. نهایتاً ۵ نفر از ۵ بلوک انتخاب شدند و آقایان: صدر، باهنر، روح الامینی، بادامچیان و بنده از سوی گروه‌های خود انتخاب شدیم. جامعه روحانیت هم سه نفر را در کنار این ۵ اسم برای حضور در این شورا انتخاب کرد. این سه نفر از سوی جامعه روحانیت، آقایان: تقوی، ابوترابی و پورمحمدی بودند.

    همچنین اقشار که شامل گروه‌های زنان، جوانان، دانشجویان، اساتید، رزمندگان و هیئت‌های مذهبی می‌شوند نمایندگانی برای حضور در این شورا انتخاب کردند، البته از گروه زنان ۲ نفر انتخاب شدند.

    در نهایت مجموعاً ۱۵ نفر دور هم جمع شدیم و این مجموعه با نام «شورای وحدت» تشکیل شد و دو اصل از توصیه‌های آیت‌الله موحدی کرمانی مبنای کار این شورا قرار گرفت. اول: تلاش برای رفاه و وحدت با دیگر مجموعه‌ها و دوم: تخریب نکردن سایر گروه‌ها.

    «شورای وحدت» بر این اساس شکل گرفت و امروز بعد از ۶ ماه فعالیت در جایگاه خوبی ایستاده است. در استان‌های کشور و در تهران با یک نمودار تشکیلاتی و سازماندهی مناسب و دعوت از نیروهای زبده و تشکیلاتی مواجه هستیم.

    *به فعالیت و جایگاه شورای وحدت در عرصه سیاسی-انتخاباتی اشاره کردید و می‌گوید امروز از جایگاه خوبی برخوردار هستید، مصداقی صحبت کنید. چه برنامه‌ها و ساختاری برای انتخابات طراحی کرده‌اید؟ به عبارت دیگر برای کاندیدای نهایی «شورای وحدت» برنامه‌ای طراحی کرده‌اید که به او ارائه دهید؟

    قریب ۲۵ کمیته، تشکیل داده‌ایم که بنده به عنوان مسئول هیئت اجرایی این کمیته‌ها حضور دارم. کمیته‌های اقشاری از جمله کمیته جوانان، بانوان، کارمندان، دانشجویان، اساتید، پزشکان و به همین ترتیب کمیته‌های موضوعی مثل صنعتگران، کشاورزی و اهمیت غذایی، نفت و انرژی، سیستم بانکی و…. شکل گرفته‌اند.

    هر کمیته ۲۱ نفر عضو و دو وظیفه برعهده دارد. وظیفه اول تولید محتوا است. یعنی هر کمیته‌ای درباره قشری که به او تعلق دارد و یا موضوعی که آن را بررسی می‌کند، باید پاسخ سه سوال را به ما بدهد. ۱-و ضعیت قشر متبوع خود، ۲- چالش‌ها و آسیب‌های موجود در آن قشر ۳- راهکارهای برون‌رفت به سوی وضع مطلوب. این بخشی از وظیفه تولید محتوای هر کمیته است.

    مانیفست ۵ تا ۱۰ صفحه‌ای تهیه و در قالب برنامه تقدیم کاندیدای خود در انتخابات می‌کنیم تا در مناظرات از آن استفاده کند

    حاصل این تولید محتوا، یک مانیفست بین ۵ تا ۱۰ صفحه خواهد شد که دربرگیرنده پاسخ‌های این سه سوال است. کاندیدای منتخب شورای وحدت از این برگه‌ها، برای بیان مواضع استفاده خواهد کرد. مجموعه این اوراق، کلیتی را تشکیل می‌دهد که در قالب برنامه تقدیم کاندیدای ما می‌شود تا در مناظرات و صحبت‌ها از آن استفاده کند.

    وظیفه دوم هر کمیته، ساختار سازی است. هر کمیته ۲۱ نفرهِ موظف است در فاصله کوتاهی، جمعیت خود را به ۲۰۰ نفر برساند و وقتی به این تعداد رسید همایشی برگزار خواهد شد. تا به حال ۷ همایش برگزار شده است. اما در دو هفته گذشته به خاطر موج جدید کرونا این همایش‌ها تعلیق شده‌اند.

    در ادامه ساختارسازی، این کمیته‌های ۲۰۰ نفره باید هزار نفر عضوگیری کنند. ما برای پهنه تهران، ۵۰ هزار نیروی تشکیلاتی تعریف کرده‌ایم که باید ظرف مدت کوتاهی (در آینده نزدیک) برای شورای وحدت ساماندهی شوند و این روند شروع شده است. امروز قریب به نیمی از این نیروها ساماندهی شده‌اند.

    موضوع دیگر، استان‌ها هستند. در استان‌ها یک شورای ۱۱ تا ۱۴ نفره تشکیل داده‌ایم که رئیس شورا در رأی‌گیری و توسط خود این اعضا انتخاب می‌شود. نقطه قوت ما در استان‌ها این است که همین مجموعه متناظری که در «شورای وحدت» از سه ضلع تشکیل شده، در استان‌ها هم تکرار شده است. یعنی شورای استان‌ها نیز از نمایندگان روحانیت، احزاب و اقشار در تعداد ۱۱ تا ۱۴ نفره تشکیل شده است.

    *با توجه به فرآیندی که تشریح کردید، نامزد نهایی «شورای وحدت» در انتخابات ریاست جمهوری چه زمانی مشخص می‌شود و براساس چه مصداقی به گزینه اصلی خواهید رسید؟

    ورود به مصادیق شروع شده است. در جلسات هیئت عالی شورای وحدت تقریباً از یک ماه و نیم پیش، بحث مصادیق را برای بررسی مطرح کرده‌ایم. اولین بحثی که داشتیم در مورد آیت الله رئیسی بود؛ اجماع و اتفاق نظر درباره او در «شورای وحدت» ایجاد شد و وقتی بنده به عنوان سخنگوی شورای وحدت انتخاب شدم، در اولین مصاحبه اعلام کردم که چنانچه او به انتخابات ورود کند «شورای وحدت» از وی حمایت خواهد کرد.

    مدتی گذشت و منتظر ماندیم که وضعیت ورود آیت الله رئیسی روشن شود، او بنا به ملاحظات یا تدابیری که دارد تا الان اعلام نکرده که به عرصه انتخابات می‌آید یا نمی‌آیِد. لذا در جلسات بعدی هیئت عالی شورای وحدت این مسئله را مطرح کردیم که احتمال ضعیفی وجود دارد که وی کاندیدا نشود، بنابراین تصمیم گرفتیم بررسی سایر کاندیداها را شروع کنیم. اما مدل بررسی سایر کاندیداها متفاوت بود.

    تصمیم بر این شد به نامزدهای متعلق به جبهه ارزشی و انقلابی که در مظان انتخاب شدن هستند و ممکن است خودشان هم اعلام آمادگی نکرده باشند اما در رسانه‌ها و غیره از آنها اسم برده می‌شود، نامه‌ای نوشته شود. در این نامه ضمن برشمردن اهمیت انتخابات ریاست‌جمهوری، از آنها درخواست شود تا رئوس برنامه‌ها و حداقل ۱۰ نفر از تیم مدنظر خودشان را معرفی کنند.

    این کار صورت گرفت و نامه برای آنها فرستاده شد. البته بنده گفته بودم که فقط این ۱۰ نفر نخواهند بود و ممکن است افراد دیگری مطرح و اضافه شوند تا مورد بررسی قرار بگیرند. در این بررسی‌ها به اولویت‌های بعدی خواهیم رسید که بعد از استخراج آنها، اسامی را اعلام می‌کنیم.

    خارج از این ۱۰ نفر افرادی را تعیین کرده‌اید؟

    تعیین نکرده‌ایم. اما نام‌هایی مطرح هستند. اعضای شورا پیشنهادهایی دارند که احتمالاً در جلسات آتی «شورای وحدت» بررسی خواهد شد. شخصاً احتمال می‌دهم تعداد این ۱۰ نفر افزایش پیدا کند.

    *چرا اسمی از «علی لاریجانی» در میان این ۱۰ نفر وجود ندارد؟ اگر او کاندیدا بشود باز هم در سبد شورای وحدت قرار نخواهد گرفت؟

    شما فکر می‌کنید در مورد کسانی که از آنها اسم نمی‌بریم باید توضیح بدهیم.

    بر اساس شواهد احتمال اینکه لاریجانی گزینه شورای وحدت باشد وجود دارد…

    این احتمالات از کجا می‌آیند؟

    *از مطالبی که توسط چهره‌های شاخص بیان شده است، افرادی که با شما در سازوکار انتخابات گذشته حضور داشتند

    شما که این سوال را بیان می‌کنید، شاهد و دلیلی برای آن می‌توانید ذکر کنید؟

    *بله- شاهد موضع گیری دو چهره شاخص در جریان اصوگرا است که پیش از این ضمن انتقاد از تحرکاتی که در شورای وحدت با محوریت یکی از اعضای جامعه روحانیت شکل گرفته بود، اعلام کرده بودند: سلیقه شورای وحدت آن طور که از فحوای کلام برخی از آنها برمی‌آید، امثال «علی لاریجانی» است. حتی یکی از رسانه‌های مکتوب هم مواضع مطرح شده را با تیتر «چالش های شورای وحدت برای وحدت» منتشر کرد.

    این ترفندی است که معمولاً در زمان انتخابات به عنوان یک حرکت سیاسی به کار می‌رود، دوستان کلیپ تهیه کردند و اصرار بر مواردی داشتند، جلوتر که رفتیم، در اولین مصاحبه رسمی شورای وحدت نام آقای رئیسی را عنوان کردیم. به یکباره ۷۰ درصد این سناریو تبلیغاتی با اهداف خاص فرو ریخت. باز جلوتر رفتیم، ۱۰ نفر را نام بردیم و نامه برای آنها نوشتیم و همگان شاهد بودند که کسی را که دوستان القا می‌کنند، در این لیست ۱۰ نفره حضور ندارد.

    نام «علی لاریجانی» در لیست گزینه‌های بیش از ۱۰ نفر که برای بررسی پیشنهاد داده شده هم نیست؛ حمایت شورای وحدت از او ترفند سیاسی است

    من به شما این نکته را عرض می‌کنم نام «علی لاریجانی» در لیست گزینه‌های بیش از ۱۰ نفر که برای بررسی پیشنهاد داده شده هم نخواهد بود.

    در تمام شش ماه گذشته که شورای وحدت در اینجا [جامعه روحانیت مبارز] جلساتی داشته است، در مورد کاندیدایی که آقایان می‌خواهند به ما تحمیل کنند، یک بار هم صحبت نکرده‌ایم و حتی اسم او بیان نشده است؛ اجازه بدهید به همین میزان بسنده کنیم و ادعای دوستان را به دلیل نداشتن شواهد و دلایل متقن غیرقابل بررسی بدانیم.

    آقایان در این مدت برای ادعای مطرح شده، دلیلی به جز یک سری کلیپ برای ما نیاورده‌اند؛ درحالی‌که می‌توانند عملکرد ما در ۷-۸ ماه گذشته را ببینند.

    *با این اوصاف پیش بینی می‌کنید علی لاریجانی در دقیقه ۹۰ کاندیدای انتخابات شود؟

    اطلاع ندارم فردی که اسم او را بردید می‌آید یا نمی‌آید، اگر بیاید خوب است یا اگر نیاید خوب است…

    *آقای متکی! یعنی هیچ اطلاعی ندارید!؟ شما سال ۸۴ در ستاد علی لاریجانی بودید و برای او فعالیت کردید، چطور خبر ندارید؟

    منوچهر متکی سال ۸۴ برای شخص کار نکرد، بلکه برای فرد منتخب سازوکار نیروهای انقلاب کار کرد

    مجموعه‌ای به نام «آبادگران ایران اسلامی» در انتخابات شوراها نقش‌آفرین بودند که در آن انتخابات برنده شدند. این مجموعه برای انتخابات مجلس هفتم هم لیست ۳۰ نفره برای تهران ارائه داد و با فعالیت و همکاری و تأیید همگانی، پیروز شد. همین ساختار در انتخابات ریاست‌جمهوری از میان هفت کاندیدا، یک نفر را انتخاب کرد. این مجموعه هرکس را انتخاب می‌کرد بنده آمادگی داشتم برای او کار و فعالیت کنم. بنابراین سال ۸۴ برای شخص کار نکردم، بلکه برای فرد منتخب سازوکار نیروهای انقلاب فعالیت کردم.

    *شورای وحدت در انتخابات شوراها، کار را تا کجا جلو برده است؟ این سوال از این جهت پرسیده شد که فهرست‌های مختلفی به نام شورای وحدت در رسانه‌ها منتشر شده است، توضیحی درباره فرآیند تهیه فهرست شورای شهر تهران از سوی شورای متبوع خود ارئه دهید و اینکه به فهرست اولیه‌ای دست یافته‌اید؟

    «شورای وحدت» برای انتخابات شوراها مثل انتخابات ریاست‌جمهوری یک هیئت اجرایی مستقل دارد که آن هیئت هم متشکل از همان مثلث اصلی «شورای وحدت» است.

    در جلسات، شاخص‌های نامزد شورای شهر برای انتخابات شوراها بیان و مورد بررسی قرار داده شد؛ به این نکات که نامزد باید مؤمن، متخصص، مردمی و انقلابی باشد تاکید شد. اینها بخش‌هایی از ویژگی‌هایی است که برای نامزد شورای شهر مورد توجه قرار گرفت.

    به احزاب و اقشار مرتبط با «شورای وحدت» اعلام شد که هر بلوک حزبی و قشری می‌تواند ۲۱ نفر نامزد برای شورای شهر معرفی کند. مجموعاً حدود سیصد نفر پیشنهاد شدند که از حدود سه ماه پیش بررسی این لیست‌ها آغاز شده است. قبل از سال جدید در گام اول بر اساس مدارک، وضعیت‌ها و بررسی‌ها از عدد کلی معرفی شده، به تعداد ۱۰۴ نفر رسیدیم. بعد از سال جدید طی دو مرحله به ۶۳ نفر و در گام بعدی به ۴۲ نفر رسیدیم، یعنی به دو برابر تعداد مورد نیاز رسیده‌ایم.

    در انتخابات شورای شهر به فهرست ۴۲ نفره رسیده‌ایم که با مصاحبه‌ای که انجام می هیم، ۲۱ گزینه اصلی انتخاب می‌شوند

    تصمیم بر این است که توسط یک تیم، برگرفته از یازده نفر عضو شورای وحدت، مصاحبه‌ای با تک تک افراد لیست انجام شود و بر اساس این مصاحبه، نفرات اصلی مشخص و ۲۱ نفر از آنها انتخاب شوند.

    *چه زمانی فهرست نهایی بسته می‌شود؟

    کارها در دست انجام است. اما اعلام لیست نهایی قاعدتاً به شرایط، قوانین و مقررات برمی‌گردد. وقتی ما لیست را اعلام می‌کنیم که شروع تبلیغات باشد و این شروع به ضوابط، مقررات و دستورالعمل‌های مسئولان کشور بستگی دارد.

    *یعنی خردادماه، لیست نهایی می‌شود که پس از اعلام آن، تبلیغات را شروع کنید

    لیست ممکن است زودتر از خرداد ماه نهایی شود، اما اعلام آن قطعاً در خرداد و موعد قانونی انجام خواهد گرفت.

    *در انتخابات شوراها این احتمال وجود دارد که «شورای وحدت و ائتلاف» یک لیست مشترک ارائه دهند؛ در این مورد صحبت یا مذاکره‌ای انجام شده است؟

    مذاکره‌ای صورت نگرفته است اما به صورت نانوشته، شواهد خبر از چنین آمادگی در طرفین به ما می‌دهد. شواهدی مبنی بر این علاقه‌مندی وجود دارد و چنانچه اراده عملی برای این کار ایجاد شود و پا پیش گذاشته شود، قاعدتاً می‌توان آن را مورد بررسی قرار داد.

    *می‌دانید که اگر این وحدت حاصل نشود، ارائه لیست‌های دوگانه آن هم از سوی جریان انقلابی به نوعی بازی در زمین رقیب است الان هم که شما می‌گوئید اگر اراده عملی ایجاد شود تازه می‌توان درباره آن بحث و بررسی کرد از سوی دیگر هنوز چتر وحدت به صورت کامل در انتخابات ریاست جمهوری باز نشده است، زمانی باقی نمانده و این نشان می‌دهد، آسیب شناسی دقیق از انتخابات گذشته صورت نگرفته است

    نباید این نگاه را داشت که اگر با لیست‌های مختلف وارد عرصه دو انتخابات سال ۱۴۰۰ شویم، پیروز خواهیم شد. نه! اگر قواعد یک کار سیاسی را مدنظر قرار ندهیم قاعدتاً دچار مشکل خواهیم شد. باور و آمادگی ما بر این است که به یک نامزد و همچنین فهرست واحد برسیم.

    در حوزه ریاست‌جمهوری، امکانی که وجود دارد این است که اگر یک کاندیدای مشخص، یعنی آیت الله رئیسی وارد عرصه شود، کار برای همه آسان می‌شود، چرا که نوع نامزدهایی که احتمال حضور در صحنه را دارند، مستقیم یا غیرمستقیم، علنی یا نیمه علنی اعلام کرده‌اند که اگر آقای رئیسی بیاید کمک او خواهیم کرد و خودمان هم کاندیدا نخواهیم شد. بنابراین، این نامزد ظرفیت لازم را دارد، البته این ظرفیت را سال ۹۶ هم از خود نشان داد.

    براین باورم، دو مدل ورود به انتخابات برای اصولگرایان، نیروهای ارزشی و انقلابی وجود دارد. مدل سال ۹۲ که مدل بازنده و مدل سال ۹۶ که مدل پیروزی بود! اگرچه سال ۹۶ رأی نیاوردیم اما ۱۶ میلیون رأی عدد کمی نیست و مهم‌تر از آن، نشان دادن این نکته بود که می‌توانیم یکی شویم و یک نامزد داشته باشیم و این درس خیلی خوبی بود. ما در سال ۹۲ یک انتخابات برنده شده را باختیم، اما در سال ۹۶ همه اذعان داشتند این وحدت، انسجام، وفاق، با هم بودن و با یک نامزد به میدان رفتن بسیار ارزشمند بود.

    *شواهد حاکی از آن است که مدل سال ۹۲ مجدد اعمال و تکرار خواهد شد؛ فقط کافی است به صف‌هایی که برای ورود به پاستور کشیده شده نگاهی کرد. از سوی دیگر هم شواهد حاکی از آن است که آیت الله رئیسی قصد کاندیداتوری در انتخابات را ندارد با این اوصاف باید منتظر تکرار آرایش انتخاباتی سال ۹۲ در ۱۴۰۰ باشیم

    نمی‌دانم شما بر اساس چه شواهدی می‌گوئید آقای رئیسی به انتخابات نمی‌آیند.

    *شاهد، مواضعی است که از سوی نیروهای نزدیک به او مطرح شده است

    «رئیسی» به احتمال قوی در انتخابات حاضر خواهد شد، البته همه باید کمک کنند تا او کاندیدا شود

    اما شواهد به ما می‌گوید او به احتمال قوی در انتخابات حاضر خواهد شد. من فکر می‌کنم اگر این تعریف جامع از صحنه را داریم، همه باید کمک کنند تا آیت الله رئیسی کاندیدا شود. معتقدم این امر موجب می‌شود به سهولت و به راحتی به پیروزی برسیم.

    *آقای دکتر! دو تحلیل پیرامون آیت الله رئیسی در انتخابات ۱۴۰۰ مطرح می‌شود، تحلیل اول بر کارآمدی او در قوه قضائیه تاکید دارد و نتیجه می‌گیرد این مدیریت در دستگاه قضا باید استمرار داشته باشد و تحلیل دوم بر حضور جدی آیت الله رئیسی در انتخابات تاکید می‌کند، سوال این است، با توجه به کارآمدی و تحولی که پس از حضور آقای رئیسی در دستگاه قضا ایجاد شده است، بهتر نیست همین مدیریت حفظ شود، بالاخره قوه قضائیه هم از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است

    کسانی که مخالف حضور آقای رئیسی هستند دو دسته‌اند. یک دسته کسانی که نامزد دیگری دارند و بر او اصرار دارند و دسته دوم، کسانی که می‌گویند آقای رئیسی در قوه قضائیه فعالیت خوبی داشته و حیف است که قوه قضائیه را رها و برای قوه مجریه اقدام کند.

    پاسخ بنده برای این دسته از دلسوزان این است که قوه قضائیه به «دو سری» پرونده رسیدگی می‌کند، بیست درصد پرونده‌ها مربوط به دعاوی بین‌الناس و هشتاد درصد پرونده‌های کلان که مربوط به اختلاس‌های هزار میلیاردی است در این قوه رسیدگی می‌شود. نکته ظریفی که در این مورد وجود دارد این است که اگر رد این پرونده‌های کلان و مشمئزکننده اقتصادی را بگیرید، می‌بینید که مستقیماً یا با نقطه‌چین به دولت وصل می‌شوند.

    سازمان خصوصی‌سازی یکی از جاهایی است که به شکل بسیار بدی در این اختلاس‌ها ورود پیدا کرده است، همچنین از بدنه سیستم بانکداری، موارد متعددی را در اختلاس‌ها و برداشت پول‌های غیرقانونی دیده‌ایم، حتی برخی فرار کردند. در برخی موارد دیگر هم شاهد هستیم که پرونده، ریشه در رده‌های مدیریتی وزارتخانه‌ها داشته است.

    بنابراین، دولت به نوعی یک پای این قبیل پرونده‌ها است و اگر دولتی پاکدست، تلاشگر، ضد فساد، عدالت‌خواه، با مدیریت، با کفایت، معتقد به درون‌زایی و درون‌نگری، با ایمان و سایر ویژگی‌هایی که مقام معظم رهبری برشمردند شکل بگیرد، جایی برای این پرونده‌ها باقی نمی‌ماند و این نوع از پرونده‌ها در قوه قضائیه افت پیدا خواهد کرد. در مجموع علیرغم اینکه شواهد مبنی بر حضور آقای رئیسی است، اما ما هم باید در راستای حضور او تلاش کنیم.

    *نامه، دیدار یا تحرکی برای حضور آیت الله رئیسی در انتخابات انجام داده‌اید؟

    بله. نامه‌ای نوشته‌ایم.

    *نامه را چه زمانی ارسال کرده‌اید؟

    اخیراً- حدود سه هفته پیش.

    *نامه از طرف آیت‌الله موحدی کرمانی برای آقای رئیسی نوشته شده است؟

    شورای وحدت به تازگی نامه‌ای برای «رئیسی» ارسال کرده و از او برای ثبت نام در انتخابات دعوت کرد

    بله. این نامه ارسال شده است و از او دعوت به عمل آمده است. من فکر می‌کنم نمایندگان جریان‌های ارزشی، پیرامون موضوع حضور آیت‌الله رئیسی با هم صحبت کنند. اگر به اتفاق نظر برسند و ظرفیت‌ها هم‌افزایی شود کارهای بسیاری می‌توان انجام داد. در عین حال چون تا به حال اعلام آمادگی صورت نگرفته، احتمال ضعیفی وجود دارد که او در انتخابات حضور پیدا نکند.

    *فضای انتخابات و میزان مشارکت مردم راچگونه ارزیابی می‌کنید؟ و این احتمال می‌رود که باز شاهد شکل گیری فضای دوقطبی باشیم؟

    مشارکت وقتی شکل می‌گیرد که بخشی از ناراحتی‌ها و عصبانیت‌های مردم که دلیل اساسی مشارکت کم آنها در انتخابات مجلس بوده را برطرف کنیم. ما باید علت‌ها و ریشه‌ها را ببینیم؛ عملکرد این دولت در ۸ سال گذشته، ریشه اصلی این نارضایتی‌ها است. کسانی که در کمپین تبلیغاتی خود در انتخابات سال ۹۲، دلار سه هزار تومانی را مورد هجمه قرار دادند، دلار سی هزار تومانی به مردم تحویل دادند.

    مردم خیلی ساده و به زبان عامیانه می‌پرسند که چگونه در کشور، مدیریتی می‌تواند پنج کشتی مملو از بنزین را از سه اقیانوس عبور دهد، از کنار تهدید ناوهای آمریکایی بگذراند، به ونزوئلا برساند، پول این پنج کشتی بنزین را در قالب طلا تحویل بگیرد و به سلامت به ایران برساند؛ این یک مدیریت است.

    یک مدیریت دیگر که منبعث از دولت است، نمی‌تواند مرغ را از کشتارگاه به دست مشتری برساند! این وضعیت ما است، مردم صبح با یک قیمت مواجه هستند، ظهر با یک قیمت، و شب با قیمت دیگر!

    بنابراین مسئله اول، عصبانیت و ناراحتی مردم است، مردم گمان می‌کنند مسئولان آنها را فراموش کرده‌اند و به فکرشان نیستند. در رأس این مسئولان، دولتی‌ها قرار دارند، چون امور اجرایی و درصد بالایی از کشورداری، بر عهده رئیس‌جمهور و دولت است.

    رئیس جمهور یک سال و خورده‌ای است که از داخل یک اتاق، ریاست می‌کند. مگر خون او از خون رؤسای دیگر رنگین‌تر است که حاضر نمی‌شود سری به شهر، استان‌ها و مردم بزند

    آقای رئیس‌جمهور ما، یک سال و خورده‌ای است که از داخل یک اتاق، ریاست می‌کند. مگر خون او از خون رؤسای دیگر رنگین‌تر است که حاضر نمی‌شود سری به شهر، استان‌ها و مردم بزند. رئیس‌جمهور حاضر نشد در جلسه ارائه لایحه بودجه در مجلس شرکت کند. چنین کشور داری و ریاست کردنی، حرکت بر بال خیال و رویاها است.

    بنابراین حداقل کاری که می‌توان کرد این است که دولت از مردم به خاطر این صدماتی که در این ۸ سال متحمل شده‌اند عذرخواهی کند. مردم برای این انقلاب و میراث امام (ره) ایستادگی کردند، از شکم خود زدند، فرزندان خود را برای دفاع داده‌اند؛ این مردم عصبانی هستند. رسانه‌ها باید این موارد را بیان کنند و دولت هم باید عذرخواهی کند.

    *به هر حال ما در انتخابات گذشته، شاهد بودیم که برخی عزم خود را برای شکل گیری فضای دو قطبی جزم کرده بودند، سوال اینجاست این راهبرد در انتخابات پیش رو تکرار می‌شود و می‌تواند دوباره پاسخ دهد؟

    دوگانه‌سازی موضوعات کشور با هدف دوقطبی کردن، شیوه شناخته شده‌ای است. نوعاً هم اصلاح‌طلبان سعی می‌کنند در انتخابات از این سازوکار استفاده کنند. توصیه ما به آنها این است که اگر می‌خواهید دوگانه ایجاد کنید، دوگانه‌های واقعی تعریف کنید. حتماً یک سو از دوگانه واقعی، ناکارآمدی است. حتماً یک طرف از این دوگانه دل بستن به بیرون مرزها برای حل مشکلات داخل است.

    دوگانه این است، که اصلاح‌طلبان می‌خواهند مطالبی را مطرح کنند و در فضای جنگ روانی بهره خاص خود را ببرند. در انتخابات سال ۹۶، به آقای روحانی گزارش دادند که طبق نظرسنجی‌ها شما رأی نمی‌آورید؛ گفت: «در ۱۰ روز باقی مانده درستش می‌کنم». در ۱۰ روز باقی مانده او لوله فاضلاب را گرفت و بر سر تا پای جمهوری اسلامی ریخت. خطابش بر کاندیدای رقیب این بود که شما جز کشتن، زندانی کردن، شکنجه کردن چیزی نمی‌دانید.

    آقای روحانی! در کدام اشکال امنیتی که در کشور پیش آمد جنابعالی به عنوان رئیس کمیسیون دفاع در مجلس شورای اسلامی و دبیر شورای عالی امنیت ملی نامه نوشتید و توضیح خواستید؟ این حرف، تکرار حرف ضد انقلاب در خارج کشور بر علیه آرمان‌های این ملت است و الان هم این موضوع ادامه دارد.

    *در این دوره از انتخابات موجی از سوی اطلاح طلبان برای کاندیداتوری رئیس دستگاه دیپلماسی در انتخابات شکل گرفت، «ظریف» را رقیب قوی برای جریان متبوع خود می‌دانید

    بر اساس اطلاعاتی که دارم، آقای ظریف نخواهد آمد.

    *نحوه حضور و نقش آفرینی جریان رقیب یعنی اصلاح طلبان را چگونه می‌بینید، چرا خواهان کاندیداتوری «ظریف» هستند؟

    اصلاح طلبان می‌خواهند از ظریف استفاده ابزاری کنند، آنها کاندیدای مورد نظر خود را در فرصت مناسب معرفی می‌کنند

    کاری که اصلاح‌طلبان می‌کنند به نوعی استفاده ابزاری از ظریف است و هدفشان این است که کاندیدای مورد نظر خود را در فرصت مناسب مطرح کنند. اصلاح‌طلبان با کارنامه‌ای که خودشان به عنوان بدترین کارنامه از آن نام می‌برند، می‌دانند که حکمرانی، کشورداری و مدیریتشان قابل دفاع نیست؛ در عین حال این را هم می‌دانند که اگر در این ایستگاه متوقف شوند، نسل اول اصلاح‌طلبی که در نقطه اوج برخورد با جمهوری اسلامی رسیده، تمام خواهد شد و نسل جدید اصلاحات، گستاخی آنها را برای حمله به ارکان و ارزش‌های نظام و صدور راهکارهای مبتنی بر وادادگی و سرسپردگی را نخواهد داشت.

    فکر می‌کنم این انتخابات برای اصلاحات بحث حیات و ممات است از این رو تمام تلاش خود را خواهند کرد تا موفق شوند!

     

    اخبار سیاسی |

  • حمایت اصلاحات از لاریجانی منتفی است/درشورای شهر عملکردخوبی داشتیم

    حمایت اصلاحات از لاریجانی منتفی است/درشورای شهر عملکردخوبی داشتیم

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست: حزب متبوعش در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدای حزبی معرفی می‌کند از این رو معتقد است اگر یک نیروی حزبی سکاندار دستگاه اجرایی شود، حزب او پاسخگو خواهد بود.

    کنایه‌ای غیر مستقیم هم به «حسن روحانی» می‌زند و می‌گوید: «نامزد حزبی در پاستور نمی‌نشیند و درب ارتباطی خود را ببندد و حتی استاندران را به حضور نپذیرد و مسئولیتی هم در قبال رأیی که از مردم گرفته است، نداشته باشد.»

    او در عین حال به تشریح فرآیند انتخاب نامزد واحد از سوی نهاد اجماع‌ساز پرداخت و ضمن تاکید بر معرفی یک چهره اصلاح‌طلب در انتخابات ریاست‌جمهوری، در واکنش به موضع‌گیری برخی از اعضای کارگزاران در حمایت از کاندیداتوری «علی لاریجانی»، گفت: «فضای سیاسی کشور در ۱۴۰۰ با ۹۲ به شدت متفاوت است و حتی اگر رهبر جریان هم اعلام نظر کند بدنه اصلاحات با آنها همراهی نخواهد کرد. اگر کارگزارنی‌ها هم همان روش انتخابات مجلس یازدهم را اعمال کنند به جایی نخواهند رسید.»

    پیش‌بینی این فعال سیاسی اصلاح‌طلب که در شورای شهر تهران هم عضویت دارد این است که اگر میزان مشارکت مردم در شهر تهران بالا باشد فهرست اصلاحات شانس زیادی برای پیروزی دارد زیرا خوب عمل کرده‌اند، به طوری که عملکرد آنها با دولت و مجلس قابل قیاس نیست!

    دل پُری هم از مجلس نهم دارد و می‌گوید: «در این دوره، نمایندگان تعداد اعضای شورا شهر تهران را کاهش دادند و این کار، کارشناسی نبود از این رو انتظار داریم مجلس فعلی در این دو ماه باقی مانده با طرح دوفوریتی، تعداد اعضای شوراهای کلانشهرها را فزایش دهد تا بدین وسیله بخشی از عمده مشکلات حل شود.»

    این بخشی از اظهارات «محمدجواد حق‌شناس» عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در گفتگویی مشروح با خبرنگار مهر است.

    مشروح گفتگوی مهر با محمدجواد حق‌شناس به شرح ذیل است:

    در انتخابات ۱۴۰۰، تعدادی از احزاب اصلاح‌طلب همچون اعتماد ملی قصد دارند نامزد حزبی معرفی کنند، چرا در این دوره باز تصمیم گرفتید با نامزد حزبی وارد عرصه انتخابات شوید؟

    مهمترین کارکرد احزاب در نظام سیاسی، ارائه برنامه برای اداره جامعه و تربیت و معرفی نیرو [کادرسازی] است، به عبارتی باید نیروها را پرورش و به جامعه معرفی کنند. از سوی دیگر ۴ رکن نظام کشور یعنی رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس، شوراهای شهر و روستا و مجلس خبرگان رهبری توسط رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند؛ متأسفانه قانون انتخابات ما و همین طور قانون احزاب که باید هر دو مکمل هم باشند و یا حتی تبدیل به قانون جامع فعالیت‌های سیاسی در کشور شوند، به شدت به صورت گریزان از همدیگر و گریزان از مرکز عمل می‌کنند و ما هیچ نسبت مستقیم بین قانون انتخابات و قانون احزاب نمی‌بینیم و این بیگانگی، خلاء بزرگ را در نظام سیاسی ایران فراهم کرده است و تبدیل به «سندرم» شده است و گویا کسی نیست که به فکر حل این مشکل باشد.

    به ظاهر ما در کشور، احزاب متکثر در سطح ملی و استانی داریم اما متأسفانه نقش احزاب و حضور آنها در قدرت در کمترین حد ممکن است و این دقیقاً به خاطر وجود چنین معضلی است که در قانون پیش بینی نشده است.

    آیا در این فضا نامزد حزبی می‌تواند پُررنگ ظاهر شود و نقش تأثیرگذاری در انتخابات ایفا کند؟

    مهمترین راه برای برون رفت کشور از وضعیت امروز و عدم پاسخگویی نهادهای قدرت به مردم و میلی که به سمت قدرت انفرادی شکل می‌گیرد به خاطر تضعیف جایگاه تحزب در کشور است از این رو ایجاب می‌کند هم احزاب اصولگرا و هم احزاب اصلاح‌طلب جهت ارتقا جایگاه تحزب در کشور تلاش بیشتری کنند و امیدوارم این اتفاق رخ دهد.

    متأسفانه شاهد هستیم رئیس‌جمهوری که امروز سرکار است هیچ نسبتی با احزاب ندارد. رئیس‌جمهور قبل از او هم همین طور بود، نسبت دو رئیس‌جمهور اسبق (هاشمی و خاتمی) با احزاب نیز در حداقل تعریف شده بود. گرچه به عنوان عضو جامعه روحانیت و مجمع روحانیون شناخته می‌شدند اما یکی از این مجموعه‌ها حاضر نشد در قانون احزاب ثبت شود و دیگری که ثبت شد، ساختار حزبی ندارد بلکه بیشتر صنفی است.

    بازهم سوالم را تکرار می‌کنم، به پیروزی کاندیدای حزبی خوشبین هستید و چرا مجدداً اعتماد ملی عزم خود را برای معرفی کاندیدای حزبی در آوردگاه ۱۴۰۰ جزم کرد؟

    اگر بخواهیم استثنا قائل شویم، اولین دوره انتخابات آیت‌الله خامنه‌ای بود که بعنوان دبیرکل حزب جمهوری اسلامی در قامت کاندیدای ریاست جمهوری درانتخابات حاضر شدند؛ حزب جمهوری در آن مقطع، حزب کاملاً جدی و چارچوب‌دار بود اما متأسفانه تعطیل شد و اثری از آن حزب باقی نماند.

    معتقدم در حال حاضر و در ۴۰ ساله دوم انقلاب ما باید بازگشتی به جمهوریت داشته باشیم، نه آنکه فقط رأی مردم را بخواهیم بلکه مردم باید متشکل باشند و در سازمان‌های سیاسی سازماندهی شوند و احزاب هم برنامه‌هایی در حوزه‌های مختلف کشور آماده کنند، اگر این برنامه را در دستور کار قرار دهیم آنگاه این سخن جایگاه خود را پیدا می‌کند که چرا احزاب با معرفی کاندیدای حزبی می‌خواهند وارد عرصه انتخابات شوند.

    اگر نامزد حزبی از یک حزب به صحنه آمد و انتخاب شد، طبیعی است که حزب او پاسخگوی مسئولیت‌های رئیس‌جمهور خواهد بود نکته دیگر درباره نامزد حزبی در انتخابات این است که اگر نامزد حزبی از یک حزب به صحنه آمد و انتخاب شد، طبیعی است که حزب او پاسخگوی مسئولیت‌های رئیس‌جمهور خواهد بود و دیگر رئیس‌جمهور در پاستور نمی‌نشیند و درب ارتباطی خود را ببندد و حتی استاندران را به حضور نپذیرد و مسئولیتی هم در قبال رأیی که از مردم گرفته است، نداشته باشد. آن موقع است که دفاتر حزبی در استان‌ها پاسخگو خواهند بود و ساختار دبیرکل، دفاتر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پشتوانه‌های حضور رئیس‌جمهور خواهند بود و می‌توانند بحث پاسخگویی و مسئولیت پذیری را به سامان برسانند.

    نامزد حزب اعتماد ملی را به نهاد اجماع ساز معرفی می‌کنید و یا این احتمال می‌رود که با نامزد اختصاصی خود وارد عرصه انتخابات شوید، همانند انتخابات ۸۴ و ۸۸؟

    حزب اعتماد ملی به عنوان یکی از احزاب اصلاح‌طلب در نهاد اجماع ساز حضور دارد. احزاب عضو این نهاد، کاندیداهای خود را معرفی می‌کنند و کاندیدای حزبی تا زمان ثبت‌نام در انتخابات می‌تواند در فضای جامعه ظهور و بروز خود را داشته باشد تا بدین وسیله استقبال جامعه از آنها مشخص شود که چه رویکرد و چهره‌ای از جریان اصلاحات را در این دوره از انتخابات مناسب می‌دانند. از این رو با چنین رویکردی، نهاد اجماع‌ساز با سازوکاری که تعریف می‌کند نامزدهای ریاست جمهوری احزاب را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. در نهایت نهاد اجماع ساز به کاندیدای نهایی خواهد رسید و به مردم معرفی می‌کند.

    پس با این فرآیندی که در تشریح انتخاب نامزد نهایی جریان اصلاحات مطرح کردید، اگر نامزد حزب شما از سوی نهاد اجماع ساز انتخاب نشد، تصمیم حزب را کنار می‌گذارید و از نامزد واحد حمایت می‌کنید.

    حضور ما در نهاد اجماع ساز مشروط به این نیست که این نهاد به نامزد حزب ما رأی دهد. ۳۰ حزب کوچک و بزرگ در این نهاد حضور دارند بنابراین آنها هم دارای نظر و حق رأی هستند. مهم این است که جریان اصلاحات تلاش می‌کند گزینه‌ای را معرفی کند که هم از آرای خوبی برخوردار باشد و هم بتواند نظر احزاب را جلب کند. البته امیدوارم در آینده بتوانیم به سمتی برویم که کشور دارای احزاب قدرتمند در جریان اصولگرا، اصلاح‌طلب و میانه باشد و این احزاب در فضای رقابتی با یکدیگر رقابت کنند.

    به حضور و معرفی کاندیدای واحد اصلاحات در انتخابات ریاست‌جمهوری تاکید کردید. یکی از بحث‌هایی که مدتی در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود عدم حمایت اصلاح‌طلبان از کاندیداتوری «علی لاریجانی» است، با این حال شاهدیم کارگزاران تمایل خود را از کاندیداتوری او در صورت عدم حضور محسن هاشمی اعلام کرد، بااین حال می‌توان گفت با توجه به عدم تکرار استراتژی ۹۲ و ۹۶ حمایت اصلاح‌طلبان از «لاریجانی» منتفی است؟

    فضای سیاسی کشور در ۱۴۰۰ با ۹۲ به شدت متفاوت است و حتی اگر رهبر جریان هم اعلام نظر کنند بدنه اصلاحات با آنها همراهی نخواهند کرد

    در سال ۹۲ در وضعیتی قرار گرفته بودیم که ناچار شدیم از «حسن روحانی» حمایت کنیم. در فضای «پسا انتخابات» ۸۸ بودیم و جامعه با یک علامت سوال بزرگ روبه رو شده بود، حتی بخشی عمده‌ای از جریان اصلاحات بخصوص بدنه اصلاحات اصلاً تمایلی برای حضور در انتخابات نداشت. در این فضا، جریان اصلاحات برای آنکه بتواند حضور خود در فضای انتخابات را حفظ کند، ترجیح داد از میان گزینه‌های موجود به سراغ گزینه‌ای که به تفکر اصلاح‌طلبی نزدیک‌تر بود اعلام تمایل کند به همین جهت ائتلاف نانوشته ای بین جریان اصلاحات، میانه و اصولگرای معتدل شکل گرفت و این سه جریان نامزد واحدی را معرفی کردند و در انتخابات هم به پیروزی رسیدند؛ فضای سیاسی کشور در ۱۴۰۰ با ۹۲ به شدت متفاوت است و حتی اگر رهبر جریان هم اعلام نظر کنند بدنه اصلاحات با آن همراهی نخواهد کرد.

    اما کارگزارنی‌ها که در نهاد اجماع‌ساز هم حضور دارند اعتقاد دیگری دارند. یک عضو این حزب در گفتگویی گفته بود اگر اصلاح‌طلبان از معرفی نامزد ذاتی خود محروم شوند ممکن است کسی که از نظر مواضع به ما نزدیکتر باشد را حمایت کنیم؛ «علی لاریجانی» از جمله چهره‌هایی است که می‌توان درباره او بحث کرد و تصمیم گرفت، با این اوصاف صف کارگزاران از سایر اصلاح‌طلبان جدا می‌شود؟

    حزب کارگزان سازندگی در انتخابات مجلس یازدهم فهرست ۳۰ نفره ارائه داد اما کف رأی لیست کارگزاران در تهران چیزی حدود ۵ هزار نفر و یا کمتر بود پس اگر کارگزاران بخواهد مثل انتخابات مجلس رفتار کند بعید است دستاوردی بهتر از آنچه در انتخابات مجلس در تهران به دست آورد، کسب کند.

    می‌توان نتیجه گرفت حمایت اصلاحات از «علی لاریجانی» و یا هر گزینه‌ای که از سوی اعتدال‌گرایان مطرح شود منتفی است؟

    اگر بخواهیم بین گزینه بد و بدتر قرار بگیریم و سراغ گزینه بد برویم قطعاً این بار جواب نمی‌دهد

    بخش اعظم جریان اصلاحات -نهاد اجماع‌ساز- نمی‌تواند بدنه خود را نادیده بگیرد. بدنه‌ای که به شدت معترض است و حتی به حضور در انتخابات راضی نیست و اگر می‌خواهد راضی باشد باید از انتخابات رقابتی مطمئن شود پس اگر می‌خواهیم بین گزینه بد و بدتر قرار بگیریم و سراغ گزینه بد برویم قطعاً این بار جواب نخواهد داد.

    انتخابات شوراهای شهر و روستا همزمان با ریاست جمهوری برگزار می‌شود اما کمتر از این انتخابات صحبت شده است، از آنجا که عضو شورای شهر هم هستید از عملکرد این شورا رضایت دارید؟ یعنی به نظر شما با کارنامه موجود باز اقبال مردم به سمت شما خواهد بود؟

    بله، انتخابات شوراها همزمان با ریاست جمهوی برگزار می‌شود و وقتی شما وارد شعبه اخذ رأی می‌شوید دو برگ رأی دریافت خواهید کرد به همین جهت نمی‌شود انتخابات شوراها را از ریاست جمهوری جدا دانست. انتخابات بزرگ‌تر ریاست جمهوری است با این حال این دو انتخابات بر هم اثر مستقیم دارند و به نوعی هم‌افزایی می‌کنند.

    پیش بینی می‌کنم اگر مشارکت در انتخابات براساس آنچه در مجلس شکل گرفت، اعمال شود قطعاً جریان اصلاحات با این میزان مشارکت حداقلی در شهر تهران موقعیت نخواهد داشت و جریان رقیب ما وارد شورا خواهد شد، اما اگر میزان مشارکت بالا باشد به نظر می‌رسد در شهرهای بزرگ و تهران شانس جریان اصلاحات خوب باشد.

    شما می‌گوئید اگر میزان مشارکت بالا برود شانس جریان اصلاحات در انتخابات شورای شهر بالا است، یعنی علیرغم انتقادهایی که به عملکرد شورای پنجم می‌شود به این اندازه از عملکرد این شورا رضایت دارید که اعلام می‌کنید باز مردم به فهرست شما رأی خواهند داد

    شورای شهر با فاصله زیاد موفق‌ترین نهاد انتخاباتی هم نسبت به دولت و هم نسبت به مجلس بود و کاملاً در تحقق وعده‌ها و پیگیری خواسته‌ها توفیق جدی داشت! بخواهیم نهادهای انتخاباتی (دولت- مجلس و شورای شهر) این دوره را با هم مقایسه کنیم، می‌توان اذعان اشت که قطعاً نهاد شورا با فاصله زیاد موفق‌ترین نهاد انتخاباتی هم نسبت به دولت و هم نسبت به مجلس بود و کاملاً در تحقق وعده‌ها و پیگیری خواسته‌ها توفیق جدی داشت.

    شورای یکدست شهر تهران چه کارکردی داشته است که از آن دفاع می‌کنید؟

    شورای شهر دررابطه با شهر فروشی، شفافیت، مبارزه با فساد، جلوگیری از تخریب باغات و مسائل فرهنگی و اجتماعی کارکرد قابل قبولی داشته است.

    پس با این اوصاف شوای شهر تمامی مطالبات مردم را پیگیری و محقق کرده است!؟

    این شورا می‌توانست در بخشی از حوزه‌ها پیگیری‌هایی انجام دهد، بخصوص در بحث پیگیری پرونده‌هایی که مربوط به حقوق مردم بود و آن طور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت.

    در بخش عملکرد شورای شهر تناقضی وجود دارد، از یک طرف می‌گوئید عملکرد شورا قابل قبول است و از طرف دیگر برخی از اعضای شورای شهر گفته بودند به ایده‌آل‌های خود دست نیافتیم، مقداری شفاف‌تر صحبت کنید. با این صحبت شما یعنی هیچ نقد جدی به عملکرد شورای پنجم ندارید؟

    ای کاش مجلس می‌توانست در این ۲ ماه باقی مانده با طرح دوفوریتی برای کلان شهرها تعداد نمایندگان شوراها را افزایش می‌داد چون ازاین طریق خونی در رگ شوراهای کلان شهرها جاری خواهد شد من نقد ساختاری دارم و آن بیشتر متوجه مجلس است. متأسفانه مجلس نهم اتفاق بدی را رقم زد و تعداد نمایندگان شورای شهر تهران را از ۳۱ نفر به ۲۱ نفر کاهش داد. اگر می‌خواستند کارشناسی عمل کنند باید شورای ما در طراز شورای استانبول، پاریس و لندن بود، حداقل تعداد اعضای آنها بالای ۱۰۰ نفر است؛ تهران را با شورای ۲۱ نفره نمی‌توان اداره کرد چرا که مسائل و جمعیت تهران به عنوان پایتخت بسیار زیاد است.

    ما در شورای شهر ۶ کمیسیون تخصصی داریم، به خاطر کاهش تعدد اعضا، شاهد آن هستیم کمیسیون‌هایی با ۳ نفر عضو تشکیل می‌شود و به کار شورا لطمه می‌زند به همین دلیل بخشی از ضعف‌ها به این دلیل بود. باری که باید سوار کامیون می‌شد امروز آن وسیله با آن همه بار سنگین به وانت تبدیل شده است.

    ای کاش مجلس می‌توانست در این ۲ ماه باقی مانده با طرح دوفوریتی برای کلان شهرها تعداد نمایندگان شوراها را افزایش می‌داد چون از این طریق خونی در رگ شوراها-کلان شهرها- جاری خواهد شد و بخشی از عمده مشکلات کشور هم حل می‌شود. ضمن آنکه امروز بخشی از شورای شهر تهران در قامت نمایندگان مجلس حضور دارند و رئیس مجلس هم خود شهردار تهران بود و سخن ما را درک می‌کنند.

    در انتخابات شورای پنجم چند فهرست از سوی اصلاح‌طلبان ارائه شد، آیا پیش‌بینی می‌کنید جریان اصلاحات در این دوره فهرست واحد ارئه می‌دهد یا مجدداً فهرست‌های چندگانه منتشر می‌شود؟

    به نظر نمی‌رسد لیست‌های متعدد از سوی احزاب ارائه شود. اصلاً نهاد اجماع‌ساز برای شکل‌گیری وحدت در بین جریان اصلاحات بوجود آمده است.

     

    اخبار سیاسی |

  • سه مانع اساسی تولید/ روحانی اختیارات کافی برای حل مشکلات داشت

    سه مانع اساسی تولید/ روحانی اختیارات کافی برای حل مشکلات داشت

    محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه یکی از اشتباهات سیاسی جریان اصلاحات در سال‌های اخیر این بوده است که با رویکرد خاصی رئیس‌جمهور را ناتوان از اتخاذ تصمیمات برای حل مشکلات جلوه داده است، گفت: رئیس جمهور طبق قانون اساسی اختیارات کامل برای اتخاذ تصمیمات اجرایی دارد. در قانون اساسی اختیارات رئیس‌جمهور، مجلس و قوه قضائیه مشخص است. رئیس جمهور در چارچوب قانون اساسی به عنوان مدیر اجرایی کشور از اختیارات کافی برخوردار بوده و باید پاسخگو باشد.

    رئیس جمهوری که برجام را با عجله پذیرفت، مدعی بی اختیاری است

    پورابراهیمی با انتقاد از ضعف تصمیم‌گیری در دولت یازدهم و دوازدهم تصریح کرد: رئیس‌جمهور، وزرا را انتخاب کرده و سیاست‌های خارجی و اقتصادی و سیاسی را برنامه ریزی می‌کند. در خصوص برجام، شخص رئیس‌جمهور رأساً ورود کرد و با عجله این تعهد بین المللی را پذیرفت. رئیس جمهور با چه اختیاراتی این کار را انجام داد که امروز مدعی بی اختیاری است.

    وی بیان کرد: دولت یازدهم از روز اول مذاکرات را شروع کرد، به آمریکایی‌ها اعتماد کرد و مدعی شد با این اقدامات مشکلات اقتصادی کشور حل خواهد شد و با نگاه حذفی و انتقادی به جریان انقلاب، کار خود را جلو بردند.

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: اصلاح‌طلبان ضعف در اجرا را به گردن ساختارها می‌اندازند و تلاش دارند خود را پشت ساختارها پنهان کرده و مسئولیت تصمیم گیری‌ها را به گردن دیگر ارکان نظام بیندازند. این اقدامات یا از سر جهالت است و یا کم اطلاعی و یا عناد.

    پورابراهیمی خاطرنشان کرد: هر کسی که در آینده می‌خواهد رئیس جمهور ایران شود باید در چارچوب قانون اساسی مسیر عملکرد خود را مشخص کند. رئیس جمهور از اختیارات کافی برای حل مشکلات اقتصادی برخوردار است.

    مدعیان بی اختیاری رئیس‌جمهور، آدرس غلط به مردم می‌دهند

    عضو شورای هماهنگی اقتصاد قوا بیان کرد: برخی افراد که مدعی بی‌اختیاری رئیس جمهور در حل مشکلات سیاسی و اقتصادی هستند، در تلاش برای آدرس غلط دادن به مردم هستند. اختیارات دستگاه‌های اجرایی برای حل مشکلات صد درصد در دست شخص رئیس‌جمهور است. آقای رئیس‌جمهور ناکارآمدی تیم اقتصادی و سیاسی خود را با آدرس غلط دادن می‌خواهد جبران کند. چرا به مردم آدرس غلط می‌دهید و ناکارآمدی‌های خود را پشت جریانات سیاسی پنهان می‌کنید.

    وی گفت: هشت سال اختیارات اجرایی کشور در دست شما بوده است. باید پاسخگو باشید.

    ماجرای توهمات اقتصادی تیم اقتصادی دولت

    وی ادامه داد: روزهای اول تشکیل دولت آقای روحانی در مجلس نهم مقرر شد تعدادی از اقتصاددانان مجلس با تیم اقتصادی دولت تشکیل جلسه دهند. از مجلس بنده و آقایان توکلی، نادران، بحرینی، عبداللهی، باهنر و ابوترابی در این جلسه حضور یافتیم.

    پورابراهیمی تصریح کرد: در این جلسه یکی از معاونان رئیس‌جمهور و وزرای ارشد گفتند موضوعات مربوط به درآمدهای نفتی حل شده است. بنده سوال کردم چطور حل می‌شود، ما در فشارهای تحریمی قرار داریم. در ماه‌های پایانی دولت احمدی‌نژاد، تحریم‌های دولت اوباما نسبت به ایران افزایش یافته بود.

    عضو شورای هماهنگی اقتصاد قوا افزود: در این جلسه به جای خنثی‌سازی تحریم‌ها، تیم اقتصادی دولت در مورد مازاد درآمدهای نفتی صحبت می‌کردند. بنده در آن جلسه تأکید کردم که ما باید درباره شرایط موجود اقتصادی صحبت کنیم. تیم اقتصادی دولت گفتند که شما چه کار دارید، مشکلات قابل حل است و ما تصمیم می‌گیریم.

    وی گفت: دولت از ابتدا تمام مشکلات اقتصادی داخلی را به مذاکره با آمریکا گره زد و معتقد بود که تنها با مذاکرات مشکلات قابل حل است.

    عضو شورای هماهنگی اقتصاد قوا تصریح کرد: بنده یکی از اعضای شورای هماهنگی هستم. در یکی از این جلسات در مورد درآمدهای نفتی صحبت شد. بنده در یکی از جلسات، گزارشی را ارائه دادم که علیرغم تحریم‌های بانکی، حمل و نقل دریایی برای فروش فرآورده‌های نفتی، هیچ مشکلی نداریم زیرا کشورهای اطراف، شدیداً به فرآورده‌های نفتی نیاز دارند و این فرآورده‌ها از مرزهای زمینی قابل انتقال است و پول آن نیز نقد و قابل دریافت است.

    چرا در مدت ۸ سال اجازه ندادید ظرفیت پالایشگاهی کشور افزایش یابد؟

    پورابراهیمی خاطرنشان کرد: بنده در آن جلسه تأکید کردم شما هشت سال مسئولیت این کشور را برعهده دارید. چرا اجازه ندادید ظرفیت پالایشگاهی کشور افزایش یابد. وقتی می‌خواستند اوراق سلف نفتی را بفروشند بنده تأکید کردم که باید روی فروش واقعی نفت سرمایه گذاری کرد نه اینکه اوراق سلف نفتی تبدیل به اوراق قرضه شود و دولت‌های بعدی را درگیر کند.

    نماینده مردم کرمان ادامه داد: دولت اعلام کرد که پالایشگاه‌های داخلی ما ظرفیت جذب نفت را ندارد. بنده موضوع را مورد بررسی دقیق قرار دادم و متوجه شدیم در حال حاضر دو میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه نفت در روز تولید می‌کنیم و به راحتی می‌توانیم ۱۰ تا ۱۵ درصد تولیدات را افزایش دهیم و این مازاد افزایش را به پالایشگاه‌ها بفروشیم.

    پورابراهیمی تأکید کرد: برای دولت کاملاً مشخص است که فروش نفت با محدودیت مواجه است. کشتی‌های کوچک و بزرگ تحریم هستند و تنها راه ما فروش محصولات پالایشگاهی به همسایگان است اما دولت هیچ برنامه‌ریزی ای برای استفاده از این راهکار برای سرمایه گذاری و اشتغال در کشور و افزایش درآمدها انجام نداده است. آیا رئیس‌جمهور از اختیارات لازم برای این اقدامات برخوردار نبوده است؟

    دولت به هیچ وجه به دنبال خنثی‌سازی تحریم‌ها نیست، فقط دنبال مذاکره است

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با تأکید بر اینکه دولت به هیچ وجه به دنبال خنثی سازی تحریم‌ها نیست و فقط به دنبال رفع تحریم‌ها از طریق مذاکره است، گفت: خنثی‌سازی تنها راه رفع تحریم‌هاست. رفع تحریم‌ها تنها در شرایطی امکان پذیر است که آمریکایی‌ها متوجه شوند ادامه تحریم‌ها تأثیری در اقتصاد ایران ندارد.

    وی اظهار داشت: امروز این شرمندگی برای دولت یازدهم و دوازدهم باقی مانده است که نه تنها مشکلات کشور را حل نکرد بلکه سرمایه‌های کشور را بر باد داد و هزینه‌هایی را برای نظام تراشید. در ماه‌های پایانی، دولت با زیر سوال بردن عزت و اقتدار کشور با عجله به دنبال مذاکرات است. دولت از ابتدا در این فضای فکری بود و هیچ اراده‌ای بر خنثی سازی تحریم‌ها نداشت.

    دولت به دنبال برجام ۲ و مذاکره با قاتلان شهید سلیمانی است

    نماینده مردم کرمان در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: آمریکایی‌ها در یک اقدام وقیحانه عزیزترین سردار ما را شهید کردند. این اقدام با دستور مستقیم رئیس‌جمهور آمریکا انجام شد. با این افراد می‌توان پشت میز مذاکرات نشست؟ دولت به دنبال برجام ۲ است. مردم حاضر نیستند که عزت نظام زیر سوال برود. اصرار دولت در مذاکره با آمریکا موجب پایمال شدن عزت و اقتدار کشور است. جمهوری اسلامی باید با عزت و اقتدار از مواضع خود دفاع کند.

    اصلاح طلبان و اعتدالیون به دنبال جبران سو مدیریت‌ها با تهاتر سیاسی هستند

    وی تصریح کرد: اصلاح طلبان و اعتدالیون سو مدیریت و ضعف‌های خود را می‌خواهند با تهاتر سیاسی جبران کنند. این اقدام به نفع نظام نیست. دشمن دست این آقایان را خوانده است و من بعید می‌دانم تا پایان این دولت اتفاقی در خصوص رفع تحریم‌ها صورت بگیرد و تحریم‌های تجاری و اقتصادی لغو شود.

    پورابراهیمی تصریح کرد: سال ۱۴۰۰ آغاز تحولات بزرگی در عرصه سیاسی کشور است. ان شاءالله با روی کارآمدن دولتی مقتدر، توانمند و تازه نفس شاهد اتفاقات خوبی در عرصه اقتصادی کشور باشیم. اینکه آقای رئیس‌جمهور و تیمشان در روزهای پایانی دولت، هنوز دلبسته و امیدوار به مذاکره هستند، جای تعجب دارد.

    محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در خصوص شعار سال ۱۴۰۰ مبنی بر «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع زدایی‌ها» اظهار داشت: شعار امسال که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد نشان دهنده محوریت داشتن مسائل اقتصادی و تولید برای حل مشکلات مردم است.

    نماینده مردم کرمان در مجلس افزود: اگر چه طبق فرمایشات رهبری حداقلی از اقدامات برای جهش تولید انجام شده، اما به نظر می‌رسد آنچه انتظار بوده، تحقق نیافته است.

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس ادامه داد: در سال ۹۹ اقداماتی در راستای جهش تولید بعد از چندین سال شرایط سخت اقتصادی انجام شد. نرخ رشد اقتصادی پیش از این ۶.۵ درصد منفی بود اما در سال ۹۹ طبق آمار بانک مرکزی نرخ رشد اقتصادی به ۲.۲ درصد مثبت رسیده و بخش‌های مختلف به جز بخش خدمات که منفی سه دهم درصد رشد داشته است، نرخ رشد مثبت را تجربه کردند. این علامت خوبی در اقتصاد کشور است و نشان می‌دهد حرکت‌هایی شروع شده است، اما این اقدامات کافی نیست و اثرات موردنظر در حوزه معیشت و اقتصاد مردم نداشته است.

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در خصوص موانع حمایت از تولید گفت: بر اساس آخرین گزارش اتاق بازرگانی به عنوان متولی قانون در پایش فضای کسب و کار، نظر فعالان بخش اقتصادی در مورد محیط کسب و کار گرفته شده است.

    سه مانع اساسی تولید

    وی اظهارداشت: آخرین گزارش فضای کسب و کار که پاییز ۹۹ منتشر شده، سه عامل اساسی را به عنوان مشکلات اصلی و بقیه عوامل را به عنوان مشکلات فرعی در مسیر تولید مطرح کرده، بر این اساس اولین مانع تولید کالا و خدمات در کشور تغییر قیمت‌ها شامل قیمت کالاها و مواد اولیه بوده است.

    پورابراهیمی افزود: دومین مانع، عدم ثبات قوانین و مقررات در حوزه فعالیت‌های اقتصادی است به عنوان مثال در سال ۹۸ حدود ۱۶ بخشنامه از سوی بانک مرکزی برای تسویه تعهدات بخش ارزی منتشر شد به عبارت دیگر ماهی بیش از یک بخشنامه منتشر شد که کار را برای بخش خصوصی سخت کرد.

    پورابراهیمی اظهارداشت: سومین مشکل بزرگ بخش خصوصی عدم دسترسی به منابع مالی برای حل مشکلات تأمین مالی بنگاه‌های اقتصادی است. مسائل حوزه مالیاتی و نظام بیمه اجتماعی نیز از مشکلات فرعی فعالان اقتصادی بخش خصوصی است.

    وی با تأکید بر لزوم حل این مشکلات گفت: بخشی از این مشکلات نیازمند اقداماتی در حوزه قانونگذاری و بخشی نیز نیازمند اقداماتی در حوزه اجرایی است.

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس تصریح کرد: قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز در دوره قبل به تصویب رسید و اصلاحات آن نیز به تصویب رسید، در صورت ابلاغ این قانون یکی از ظرفیت‌های قانونگذاری و ریل گذاری در حوزه کلان کشور برای حل مشکلات تولید انجام خواهد شد. این قانون به حمایت از تولید کمک می‌کند. جهت گیری این قانون، حمایت از تولید در اقتصاد کشور است. اصلاح قانون مالیات بر ارزش افزوده در دستور کار کمیسیون اقتصادی قرار دارد. اصلاحات نهایی این قانون نیز انجام شده است که ان شاءالله این دو قانون تا اردیبهشت ماه به تصویب رسیده و ابلاغ خواهند شد.

    وی گفت: برای اولین بار در بودجه ۱۴۰۰، پنج واحد درصد مالیات عملکرد بنگاه‌های اقتصادی کاهش پیدا کرد و حدود ۲۰ درصد مالیات این بخش‌های اقتصادی کاهش یافت.

    پورابراهیمی، اصلاح قانون مناطق آزاد را گام مهم برای حمایت از تولید خواند و گفت: کلیات این قانون به تصویب رسیده و جزئیات آن در حال بررسی است.

    وی نظارت بر سیاست‌های ارزی را اقدامی مهم در حمایت از تولید خواند و گفت: عدم ثبات در قیمت مواد اولیه مشکلاتی را برای بخش‌های تولیدی ایجاد کرده که علت آن عدم ثبات قیمت ارز است که ناشی از سیاست‌های ارزی است.

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس ادامه داد: بسیاری از اشکالات موجود در سیاست‌های ارزی ناشی از عدم هماهنگی دولت با مجلس و مجموعه‌های اقتصادی است. امیدوارم در سال جدید با تشکیل دولت مقتدر، توانمند، انقلابی و مؤثر در حوزه فعالیت‌های اقتصادی شاهد اقدامات مثبتی در رفع موانع و مشکلات اقتصادی مردم باشیم.

    وی اظهارداشت: در اولین جلسه کاری کمیسیون اقتصادی در سال ۱۴۰۰ سیاست‌های کلان اقتصادی کشور مورد بررسی قرار خواهد گرفت و گزارش عملکرد وزارت صمت و جهاد در حوزه تنظیم بازار مورد بررسی قرار خواهد گرفت. با توجه به فرا رسیدن ماه رمضان باید تنظیم بازار به صورت دقیق‌تر انجام شود. همه ظرفیت‌ها را در مجلس به کار گرفته ایم تا اتفاقات مثبتی در نظام اقتصادی کشور بیفتد.

    وی با تأکید بر حمایت مردم از تولید گفت: مردم ما می‌دانند اگر در صحنه حضور یابند و مشارکت داشته باشند، مشکلات اقتصادی کاهش خواهد یافت. اثر این مشارکت در دوران دفاع مقدس، سیل و زلزله مشخص شده و گره‌ها را باز کرده است.

    پورابراهیمی تصریح کرد: برای جهش تولید، حمایت مردمی امری ضروری است. حمایت مردمی از تولید یعنی اینکه بتوانیم مسیر اصلی تولید در کشور را از نگاه فرهنگ تولیدات ملی جلو ببریم. به عبارت دیگر اگر در شرایطی قرار گرفتیم که مشکل ارزی هم نداشتیم مردم کالاهای داخلی را ترجیح دهند و به اشتغال و حل مشکلات معیشتی کارگران کمک کنند.

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس افزود: فرهنگ عمومی باید به سمت استفاده از کالاهای داخلی برود. مبارزه با قاچاق کالا و عدم خرید کالای قاچاق باید تبدیل به فرهنگ شود.

    وی تصریح کرد: دولت از ابتدا برای حل مشکلات اقتصادی، جهش تولید و حل مشکلات معیشتی مردم نگاهش به مذاکرات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها بود. این امر باعث شد از اقتصاد مقاومتی و نگاه به ظرفیت‌های داخلی باز بمانیم. متأسفانه امروز شاهد مشکلات زیادی در کشور هستیم.

    به عملکرد دولت برای حل مشکلات مردم امیدی نداریم

    پورابراهیمی اظهارداشت: در ماه‌های پایانی به عملکرد دولت برای حل مشکلات مردم امیدی نداریم.

    وی تصریح کرد: دولت آینده باید بداند رفع تحریم‌ها از معبر خنثی‌سازی عبور می‌کند. ما نمی‌توانیم به رفع تحریم‌ها فکر کنیم مگر اینکه خنثی‌سازی تحریم‌ها را در دستور کار قرار دهیم و این امر تنها از طریق توانمند سازی اقتصاد داخلی امکانپذیر است.

    پورابراهیمی افزود: مسئولان باید به ظرفیت‌های نیروی جوان و همچنین اقتصاد دانش بنیان توجه و از همه مواهب و ظرفیت‌های طبیعی استفاده کنند و به این توانمندی‌ها اتکا کنند و نگاه به بیرون را به نگاه به داخل تغییر دهند. در صورت خنثی سازی تحریم‌ها، رفع تحریم‌ها اتفاق خواهد افتاد. امروز دولت فکر می‌کند خنثی سازی تحریم‌ها از طریق رفع تحریم‌ها و مذاکره با آمریکا و اروپا محقق خواهد شد اما این نگاه اشتباه است. رفع تحریم‌ها از طریق خنثی سازی تحریم‌ها اتفاق می‌افتد.

    وی تاکید کرد: هیچ دولتی نمی‌تواند بدون اتکا به توانمندی درونی در راستای خنثی سازی تحریم‌ها و رفع تحریم‌ها اقدام کند.

    این نماینده مجلس گفت: بعضی‌ها فکر می‌کردند با تغییر دولت آمریکا تحریم‌ها تمام می‌شود، اما آمریکایی‌ها نشان دادند دشمنی و عداوتشان نسبت به ماهیت انقلاب است و از اساس با انقلاب ما مخالف هستند. آنچه به جمهوری اسلامی کمک می‌کند که با اقتدار در مقابل دشمن بایستد این است که ابتدا تمام توان خود را در حوزه خنثی سازی تحریم‌ها متمرکز کنند و بعد از آن رفع تحریم‌ها را در دستور کار خود قرار دهند.

    رفع تحریم‌ها از معبر خنثی‌سازی تحریم‌ها می‌گذرد

    وی تصریح کرد: حل مشکلات مردم از معبر خنثی سازی تحریم‌ها می‌گذرد. ۹۰ درصد تلاش‌ها باید در این حوزه متمرکز شود و ۱۰ درصد مشکلات که ناشی از تحریم هاست، خود به خود رفع خواهد شد، زیرا آمریکایی‌ها به این نتیجه خواهند رسید که تحریم‌ها هیچ اثری نداشته است.

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: اگر دولت برای رفع تحریم‌ها به دنبال مذاکره برود و به خنثی سازی تحریم‌ها توجه نکند، نتیجه اش این است که آقای روحانی بارها و بارها اعلام کرده است که «ما انتظار داریم دولت جدید آمریکا راهبردش را تغییر دهد». مجلس چنین انتظاری ندارد. این چه ادبیاتی است که رئیس جمهور به کار می‌برد. ما انتظار داریم که دولت تمام قد بایستد و در عرصه میدان کار کند، تنها در این صورت است که غرب و آمریکا وادار می‌شوند پشت میز مذاکره قرار گیرند.

     

    اخبار سیاسی |

  • محمدرضا خاتمی و ظریف در انتخابات ۱۴۰۰ حضور خواهند داشت؟

    محمدرضا خاتمی و ظریف در انتخابات ۱۴۰۰ حضور خواهند داشت؟

    اعتمادآنلاین| عزت تقواییان، یک عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات گفت: شورای هماهنگی هنوز وارد بحث مصادیق انتخابات نشده است اما اسامی چند کاندیدا به صورت غیررسمی مطرح است که خودشان سکوت کرده اند.

     

    عزت تقواییان درباره نامزدهای مطرح در جریان اصلاحات اظهار کرد: تا این لحظه در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در این زمینه بحثی نشده است زیرا بحث ها درباره ایجاد نهاد اجماع ساز است. ابتدا باید آن نهاد شکل بگیرد و درباره انتخابات بحث کند و آیین نامه ای تهیه شود و سپس وارد مصادیق شویم بنابراین تا امروز هیچ بحثی مطرح نشد است.

     

    وی افزود: البته ممکن است احزاب در این زمینه ورود کرده باشند مثل حزب اعتماد ملی که چند کاندیدا معرفی کرده است. من غیررسمی شنیده ام که محمدرضا عارف و اسحاق جهانگیری هم وارد انتخابات می شوند ولی خود آن ها فعلا سکوت کرده اند. من همچنین شنیده ام که محمدرضا خاتمی و صفایی فراهانی هم قبول نکرده اند در انتخابات شرکت کنند. محمدجواد ظریف هم که قبول نکرده است وارد انتخابات شود. البته این ها همه به صورت غیررسمی است و رسما هنوز کسی نامزدی خود را اعلام نکرده است، البته همان طور که گفتم اعتماد ملی چند کاندیدا معرفی کرده است.

     

    این فعال سیاسی همچنین خاطر نشان کرد: یکی دیگر از مشکلات ما بحث قانون انتخابات ریاست جمهوری است که باید ببینیم این قانون چگونه اصلاح می شود تا بعد بررسی کنیم که چه کسانی را می توانیم معرفی کنیم اما آنچه در راهبرد اصلاحات مورد تأکید واقع شده است این است که انتخابات اگر عادلانه و رقابتی باشد، اصلاح طلبان با یک گزینه اصلاح طلب وبا اجماع وارد انتخابات می شوند و کسی را معرفی می کنند که برنامه اصلاح طلبی داشته باشد و راهبرد اصلاح طلبان را اجرایی کند.

     

    تقواییان درباره امکان حمایت اصلاح طلبان از علی لاریجانی گفت: لاریجانی در میان گزینه اصلاح طلبان نیست و ما اعلام کرده ایم دنبال گزینه نیابتی نیستیم. کمیته ای در مجمع روحانیون مبارز در حال رصد فضای انتخابات است و ابطحی از سوی این مجمع اعلام کرده است که دنبال علی لاریجانی نیستند.

     

    منبع: جماران

     

     

    اخبار اقتصادی

  • سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

    سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

    سرنوشت ارتباط دولت روحانی و دولت جدید آمریکا از نظر زیدآبادی / اصلاح‌طلبان دندان لق مذاکره با امریکا را برای همیشه بکنند / دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود خارجی ندارد / چانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است

     

    اعتمادآنلاین| اکنون با مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و راه یافتن جو بایدن، نامزد جریان دموکرات به کاخ سفید شاهد شکل گیری دو کلان نگاه در داخل کشور پیرامون ارزیابی اقتضائات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره ریاست‌جمهوری جو‌ بایدن هستیم؛ دو کلان نگاهی که در تضاد با هم قرار دارند. در این راستا از یک طرف جریان منتسب به اصلاح طلبان و معتدلین حامی دولت معتقدند باید از فرصت ایجاد شده برای مذاکره با آمریکایی در جهت تحقق منافع ملی کمال استفاده را برد، اما در مقابل اصولگرایان هم بر این باورند که با تغییر دولت ها در آمریکا نباید تفاوت و انعطافی در رفتار جمهوری اسلامی شکل گیرد. چرا که دشمنی و تخاصم واشنگتن با تهران کماکان به قوت خود باقی است و اصل تقابل ایران و ایالات متحده یک تقابل راهبردی و بنیادین است که با تغییر دولت ها، چه در تهران و چه در واشنگتن، تغییری پیدا نمی کند؟ اما به واقع ایران در دوران ریاست‌ جمهوری جو ‌بایدن چه راهکاری را در برابر ایالات متحده آمریکا اتخاذ می کند؟ آیا کشور کماکان به سیاست های کنونی در برابر واشنگتن ادامه می دهد و یا با سنگین تر شدن چالش ها و مشکلات داخلی، مسئله مذاکره در دستور کار قرار خواهد گرفت؟ در این بین انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ و رقابت های انتخاباتی تا چه اندازه می‌تواند در این روند موثر باشد؟ پاسخ این پرسش‌ها را در گفت وگویی با احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل پی گرفته ایم که در ادامه می خوانید:

    با اعلام خبر پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شاهد دو کلان تحلیل در جامعه سیاسی و رسانه ای کشور بودیم؛ در این راستا برخی تحلیل ها ناظر به ایجاد فضای باز دیپلماتیک و استفاده تهران از پالس مثبت حضور بایدن در کاخ سفید اشاره دارد داشت، کما این که اینکه کاهش قیمت‌ها در بازارهای داخلی، به خصوص بازار ارز و سکه گویای آن است که این پالس مثبت، طی روزهای اخیر، ولو به صورت موقت بعد از پیروزی جو بایدن در کشور به وجود آمده است. در مقابل هم هستند طیف هایی از جامعه و بخشی از جریان های سیاسی و رسانه‌ای وابسته که معتقدند اساساً تفاوتی بین ریاست‌جمهوری جو بایدن و دونالد ترامپ وجود ندارد، لذا جمهوری اسلامی ایران کما فی السابق باید در برابر ایالات متحده آمریکا راهبردهای خود را پیش ببرد. در این میان حضرتعالی در نوشتاری با عنوان «بایدن و عشقی که آسان نمود اول!» گزاره سومی را مطرح کردید؛ گزاره سومی که متفاوت از دو کلان تحلیل مذکور با یک نگاه رادیکال، احتمال جنگ و تنش نظامی واشنگتن – تهران در دوران ریاست جمهوری جو بایدن را مطرح می کند. شما در این تحلیل عنوان داشتید که «با حضور بایدن در کاخ سفید» حتی مخاطره یک رویارویی نظامی ناخواسته هم ممکن است بین ایران و آمریکا به وجود آید. چون نیروهایی که نگران تعامل پشت پرده اعتدالی‌ها با دولت بایدن هستند، به منظور خنثی‌سازی اقدام احتمالی آنها ممکن است دست به تحرکاتی در منطقه و بخصوص خلیج فارس بزنند که هم چنین روندی را مختل کنند و هم زهرِ چشمی به بایدن نشان دهند. بایدن هم طبعاً نمی‌خواهد به عنوان رهبری ضعیف و ترسو شناخته شود و زمینه تبلیغاتی مناسبی برای دارودسته زخم خورده ترامپ علیه خود فراهم آورد. بدین دلیل ممکن است واکنش او به هر اقدام تحریک‌آمیز حتی شدیدتر از واکنش ترامپ در مقابل اقدامی از این قبیل باشد». فارغ از اینکه اساساً آیا جمهوری اسلامی ایران در دوران ریاست جمهوری جویدن دست به اقدامات حساسیت برانگیز و رادیکال در منطقه خواهد زد و یا این که بایدن هم واکنش متقابل سختی را نشان خواهد داد یا خیر، به نظر می رسد که اصولگرایان رادیکال که مجلس یازدهم را در اختیار گرفته اند، از پیش از برگزاری انتخابات آمریکا و نه در سطح منطقه که در داخل کشور تلاش هایی را در این رابطه آغاز کرده اند. تلاش هایی که با اقدام دوشنبه هفته گذشته نمایندگان در خصوص تصویب یک فوریت طرح اقدام فوری برای لغو تحریم‌ها آغاز شد تا از داخل زمینه تعامل پشت پرده اعتدالی‌ها با دولت بایدن را خنثی کنند. چرا که این دو اقدام به ظاهر متفاوت در نهایت یک خروجی و کارکرد را به دنبال دارند. حال سوال اینجاست که این مقاومت در داخل برای عدم شکل گیری مذاکرات احتمالی تهران –واشنگتن در دوره بایدن به چه دلیل در حال تقویت است؛ آیا صرفا مسئله به انتخابات ریاست جمهوری سال آتی در کشور باز می گردد؟ اساسا شما به این مقاومت اعتقاد دارید؟

    بله. قطعا این مقاومت در داخل کشور وجود دارد؛ مقاومتی آشکار و عیان، نه پنهانی و در خفا. ذیل همین مقاومت بارها به طور رسمی اعلام شده که در داخل کشور تلاش هایی در حال پیگیری است تا مانع از انجام مذاکرات احتمالی با ایالات متحده آمریکا در دوره جو ‌بایدن شود. چرا که از اساس بخشی از جریان‌های سیاسی داخلی، نهادها و ارگان های ذی نفوذ بر این باورند که هرگونه تلاش برای رسیدن به توافق با آمریکا به طور کلی مخل و متناقض با ماهیت و اصالت جمهوری اسلامی ایران است. از این رو به طور قاطع مقاومت جدی برای خنثی کردن این تلاش‌ها برای مذاکرات احتمالی از پیش از برگزاری انتخابات در آمریکا شکل گرفته بود و چندان ربطی هم به انتخابات در ایران ندارد. همان گونه که اشاره داشتم این مقاومت به دلیل آن شکل گرفته و در حال تقویت است که برخی ها در داخل تلاش برای مذاکره و ایجاد توافقات جدید با واشنگتن را نافی گفتمان انقلابی و رسالت جمهوری اسلامی قلمداد می کنند. پس به طور جد و قاطعانه با تلاش برای مذاکرات در داخل مقابله خواهد شد.

    شما به ذی نفوذ بودن این جریان اشاره داشتید، اما به نظر شما این مقاومت تا چه اندازه می تواند تمام کننده باشد؛ آیا اساساً مطرح شدن طرح اقدام فوری برای لغو تحریم ها در مجلس یازدهم می تواند تعیین کننده باشد. به هر حال این طرح بنا دارد که سازمان انرژی اتمی را مکلف کند ظرف مدت دو ماه پس از تصویب این قانون، سالانه به میزان حداقل ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰ درصد در تاسیسات شهید علی محمدی فردو تولید و در داخل کشور ذخیره کند. همچنین در جهت تحقق ظرفیت یکصد و نود هزار سو غنی سازی، سازمان انرژی اتمی، مکلف است پس از تصویب این قانون، ظرفیت غنی سازی و تولید اورانیوم غنی سازی شده با سطح غنای متناسب هر یک از مصارف صلح آمیز کشور، به میزان ماهانه حداقل ۵۰۰ کیلوگرم افزایش دهد. مضافا این سازمان مکلف است ظرف مدت ۳ ماه عملیات نصب، تزریق گاز، غنی سازی و ذخیره سازی مواد را تا درجه غنای مناسب، با حداقل ۱۰۰۰ عدد ماشین (m2-IR) در بخش زیرزمینی تاسیسات شهید احمدی روشن نطنز آغاز کند. در همین بازه زمانی، هرگونه عملیات غنی سازی و تحقیق و توسعه با ماشین های (۶-IR) را به تاسیسات شهید علی محمدی فردو منتقل کرده و عملیات غنی سازی را با حداقل ۱۶۴ ماشین از این نوع آغاز نموده و آن را تا انتهای سال ۱۳۹۹ به ۱۰۰۰ ماشین توسعه دهد. اینها علاوه بر آن است که سازمان انرژی اتمی ایران وظیفه دارد، راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک را که به موجب برجام در حال بازطراحی و بهینه سازی است، ظرف مدت ۴ ماه از تاریخ تصویب این قانون با برنامه زمانبندی معین از طریق احیای قلب رآکتور به شرایط قبل از برجام برگرداند. بر اساس این طرح، دولت موظف است بر اساس بندهای ۳۶ و ۳۷ برجام، ظرف مدت ۲ ماه از تصویب این قانون، دسترسی های نظارتی فراتر از پروتکل الحاقی بر اساس برجام را متوقف کند. کما این که پس از ۳ ماه از تصویب این قانون، اگر روابط بانکی ایران در اروپا و میزان خرید نفت توسط آنها از ایران به شرایط عادی و رضایت بخش بازنگشته باشد، دولت مکلف است اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

    این جریان به دلیل قدرت و نفوذی که در داخل دارد به هیچ وجه نمی گذارند که دولت روحانی در ماه‌های پایانی حیات سیاسی خود راهی برای مذاکره با دولت بایدن پیدا کند. بنابراین من معتقدم که این جریان از توان لازم برای تمام کنندگی و تعیین کنندگی در این زمینه برخوردار است.

    با این تحلیل سوالی که در ذهن شکل می‌گیرد ناظر بر این مسئله است که آیا بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ در کشور و با فرض اینکه کرسی پاستور به یک فرد از جریان اصولگرا برسد، باز هم این مقاومت در برابر مذاکره با ایالات متحده آمریکا کماکان ادامه پیدا خواهد کرد و حتی تشدید می شود و یا اینکه با یک دست شدن قدرت و سپرده شدن قوه مجریه به فردی از این جریان (اصولگرا)، عملاً بستر برای مذاکرات با ایالات متحده باز خواهد شد؛ چرا که شما بارها در تحلیل هایتان بر این نکته تاکید داشته اید که اگر قدرت در کشور یک دست شود و همه نهادها در اختیار جریان اصولگرا قرار گیرد مذاکره با آمریکا راحت تر خواهد بود؟

    اگر در انتخابات ۱۴۰۰ دولت اصولگرایی روی کار بیاید که با سایر نهادها و قوا در کشور هماهنگ و همراه باشد احتمال مذاکره نسبت به وضعیت موجود بیشتر و پررنگ تر خواهد شد، نه اینکه ما این فرض را قطعی و حتمی بدانیم. اما به دلیل آن که اکنون پاره ای از این اصولگرایان مدعی و یا حتی واقعا متوهم هستند و ذیل این توهم و ادعای خود بر این باورند که اگر قوه مجریه و ریاست جمهوری به آنها برسد با سیاست ها و برنامه های خاص داخلی و خارجی می توانند بر مشکلات، چالش ها و معضلات فائق آیند. ولی واضح است که این مسئله به دور از واقعیت های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. بنابراین من این احتمال را چندان دور از ذهن نمی دانم که اگر در انتخابات ۱۴۰۰ دولتی از جریان اصولگرا روی کار بیاید به زودی متوجه واقعیات ناخوشایند کشور و حجم گسترده ای از چالش‌ها و معضلات خواهد شد. در این صورت یکی از راه‌ها و یا شاید مهمترین راه برای خروج از این چالش ها، بحران های کنونی و کاهش مشکلات ایجاد یک روزنه جدید به سوی دنیا باشد و این مسئله هم قطعا از طریق و مسیر مذاکره با آمریکا عبور می کند. لذا  این احتمال وجود دارد که آنها (اصولگرایان) هم با درک واقعیت به این نتیجه برسند که راهی جز مذاکره با آمریکا وجود ندارد. صد البته این مسئله بدان معنا نیست که این جریان اصولگرا حتی با فرض به دست گرفتن کرسی ریاست جمهوری و یک دست شدن قدرت با مسیر همواری برای مذاکره با آمریکا مواجه خواهند بود؛ اولین مشکل آنها به تبعات مذاکره با آمریکا در داخل خود این جریان باز می گردد. چون به هر حال جریان اصولگرا تا به اکنون نیروهای خود را با این تفکر و القائات، تربیت کرده که بنیاد گفتمان جریان اصولگرا بر نفی مذاکره، صلح، سازش، آشتی و مصالحه با ایالات متحده استوار است. بنابراین اگر دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ بخواهد به سمت مذاکره با آمریکا پیش رود، دچار یک تنش شدید درون اصولگرایی خواهد شد و حداقل به دو دسته تقسیم خواهد شد. تعدادی که عملگراتر هستند و به دنبال مدیریت شرایط و چالش های داخلی کشور از طریق مذاکره خواهند رفت و در مقابل هم کسانی که همچنان به دنبال نفی مذاکره، مصالحه و سازش با ایالات متحده آمریکا هستند. البته امکان دارد این جریان به حاشیه کشیده شود و مسئله به طور کلی عوض شود. ولی من این احتمال (مذاکره دولت اصولگرای احتمالی ۱۴۰۰ با آمریکا) را بسیار جدی می دانم. اما با ایجاد این حالت شقاق در سیستم که به آن ‌اشاره کردم نمی‌تواند نتیجه مطلوب را برای آنها در پی داشته باشد.

    حال سوال اینجاست که اگر در انتخابات ۱۴۰۰ یک دولت اصولگرای احتمالی به ناچار برای برون رفت از چالش های کنونی گزینه مذاکره با آمریکا را برگزیند، به سمت برجام ۲، ۳، ۴ و بیشتر خواهد رفت یا خیر؛ چرا که به باور بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران جو بایدن به هیچ وجه برگ برنده سیاست فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ و تحریم های بی سابقه سه سال گذشته را کنار نخواهد گذاشت و هرگونه اقدام برای بازگشت به برجام را مشروط به انجام مذاکرات جدید با تهران خواهد کرد؛ مذاکراتی که می‌تواند علاوه بر پرونده فعالیت‌های هسته‌ای به توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای ایران و مسئله حقوق بشر در قالب برجام ۲، ۳، ۴ کشیده شود. تحلیل شما در این خصوص چیست؟ آیا اصولگرایان از خط قرمزهای خود به نام توان دفاعی و نفوذ منطقه‌ای به دلیل سایه سنگین مشکلات کنونی عبور خواهد کرد؟

    ابتدا به ساکن اجازه دهید این نکته را روشن کنم که چیزی به نام برجام با تعریف جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود خارجی ندارد. چون توافق هسته‌ای در صحنه عمل از همان زمان امضای تهران و اعضای ۱+۵ دچار چالش‌ها و اختلال های متعددی شد. به هر حال، هم دولت روحانی به ‌دنبال تبعات و پیامدهای داخلی این توافق نبود و هم دولت باراک اوباما دچار یک سرخوردگی شده بود. لذا قرار بود خانم هیلاری کلینتون تحریم های شدیدی را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کند. حال با این اوصاف دیگر چیزی به نام برجام با تعریف ایران وجود ندارد. پیرو این واقعیت یقینا گزاره ای به نام «بازگشت به برجام از سوی دولت جو بایدن» هم گزاره ای نادرست و به دور از واقعیت است. پس به نظر می رسد که از هم اکنون هر گونه تلاش سیاسی و دیپلماتیکی که در داخل برای مذاکره‌ با امریکا شروع شود قطعاً به معنای بازگشت به برجام نیست، بلکه در حقیقت تلاشی برای شکل‌گیری برجام جدید و یا به عبارت دیگر خلق برجام ۲، ۳، ۴ خواهد بود. لذا اصل مذاکره دیگر برای چانه زنی در خصوص بازگشت به برجام نیست، بلکه برای شکل‌گیری برجام جدید است؛ چه این مذاکرات از سوی دولت حسن روحانی شکل بگیرد و یا یک دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ به دنبال این مذاکرات باشد، تفاوتی در اصل اتفاق نخواهد داشت؛ چون برجام به خودی خود منتفی شده است. پس در مجموع هرگونه مذاکره از سوی هر فرد، جریان و دولتی با هر گرایش و نگرش سیاسی در ایران شکل بگیرد باید در خصوص برجام ۲، ۳، ۴ باشد؛ اکنون این محل بحث است و این واقعیت در دستور کار قرار دارد، نه اینکه جو بایدن بخواهد به برجامی با تعریف ایران باز گردد.

    حتی با در نظر گرفتن درستی این تحلیل اساساً این تناقض در ذهن شکل می گیرد که تهران، چه در قالب دولت روحانی طی تقریبا نه ماه باقی مانده از حیات سیاسی دولت دوازدهم و چه یک دولت اصولگرای احتمالی در ۱۴۰۰ چگونه می تواند از خط قرمزهای خود برای مذاکراه عبور کند. اگر به باور شما از این پس هر گونه تلاش داخلی برای مذاکره با امریکا صرفا به معنای برجام ۲، ۳، ۴ خواهد بود، توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟ آیا تابوی سیاسی اصل مذاکره ناپذیر بودن این مسائل (توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست) شکسته خواهد شد؟

    ببینید واقعیت و اصل ماجرا این است که چالش اساسی به توان دفاعی و موشکی کشور، نفوذ منطقه‌ای، حقوق بشر و مسائلی از این دست باز نمی گردد. اصل ماجرا و چالش بنیادین جمهوری اسلامی ایران این است که تهران چگونه می خواهد با نظم نوین جهانی برخورد کند؟ آیا ایران در نهایت می‌خواهد بخشی از این نظم نوین بین المللی باشد و یا به دنبال آن است یک نظم جدید را با اتکا به توان داخلی در سطح منطقه به وجود آورد که قطعاً در تقابل با نظم مد نظر جامعه جهانی است و به تبعش هزینه های آن را بپذیرد؟ پاسخ به این سوال تعیین کننده و اصل ماجرا است. باقی موارد مانند توان دفاعی، هسته ای، نفوذ منطقه ای و … در سایه پاسخ به این سوالات تعیین تکلیف می شوند. البته سوال دیگر این است که آیا اکنون جمهوری اسلامی ایران برای تعیین تکلیفش با نظم بین المللی و تقبل هزینه های آن آماده است یا خیر؟ از نگاه من ساختار سیاسی در داخل کشور به دلیل انبوهی از مشکلات و چالش ها به هیچ وجه آمادگی این تعیین تکلیف را ندارد و خود ساختار هم بارها این مسئله را رسما اعلام کرده است. اما به نظر من شدت چالش ها، معضلات و مشکلات داخلی کشور به قدری جدی است که اگر ساختار بخواهد سیاست های کنونی را ادامه بدهد، هزینه‌ های پیگیری این سیاست ها را به قدری بالا ببیند که مجبور به انتخاب بین گزینه «بد» و «بدتر» باشد. لذا امکان پذیرش برجام های جدید در قالب مذاکره پیرامون توان موشکی و دفاعی، نفوذ منطقه ای و دیگر مسائل برای جلوگیری وقوع امر بدتر که همان فروپاشی کامل است، وجود دارد. چون به باور آنها حفظ نظام از اوجب واجبات است و برای تحقق این هدف اتخاذ هر تصمیم، انتخاب هر مسیر و پیگیری هر اقدامی، ولو ناخوشایند و تلخ را قابل توجیه می دانند. پس اگرچه به باور برخی در داخل از اساس انعطاف در خصوص توان موشکی و دفاعی و یا نفوذ منطقه امری رد شده و ناپسند است، اما در صورت تداوم و تشدید شرایط کنونی امکان دارد حیات جمهوری اسلامی ایران زیر سوال رود. چون بی شک نمی توان با انبوهی از مشکلات وضعیت کشور را کنترل و مدیریت کرد و به دنبال حکومت داری بود. به عبارت دیگر با این شرایط که نمی شود حکومت کرد. پس  به دنبال اتخاذ تصمیمات سخت خواهند رفت. البته که سیاست و دیپلماسی هم چیزی جز اتخاذ تصمیمات سخت و سرنوشت ساز نیست.

    به گزاره دیالکتیک و نحوه تعامل و تقابل احتمالی جمهوری اسلامی ایران با نظم منطقه‌ای و جهانی اشاره کردید. پیرو این نکته به حوزه تخصصی شما در خصوص اسرائیل رجوع کنیم. چون به طور مشخص طی بیش از سه سالی که از ریاست جمهوری دونالد ترامپ می گذرد شاهد تحولاتی بنیادین و معنادار در سطح منطقه خاورمیانه بودیم؛ از تصمیم برای انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس، تلاش برای رسمیت دادن به انضمام جولان به سرزمین های اشغالی، تکاپو در جهت عادی سازی و یا بهتر بگوییم آشکار سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل که در صحنه عمل اکنون امارات متحده عربی و بحرین به آن پیوستند و احتمالاً دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز مشابه تصمیم منامه و ابوظبی را اتخاذ کنند و در نهایت عملاً پای اسرائیل به آب‌های خلیج فارس و در کنار مرزهای ایران باز شده است. حال سوال اساسی اینجاست که از نگاه و منظر شما آیا در دوران جو‌ بایدن تلاشی برای تغییر این نظم ترامپیستی با محوریت مسئله امنیت اسرائیل شکل خواهد گرفت و یا اینکه جو بایدن هم به دنبال حفظ همین نظم ساری و جاری ترامپیستی در خاورمیانه خواهد بود؟ اگر در دوران بایدن این نظم کماکان پی گرفته شود، جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا چه اقتضائاتی پیدا خواهد کرد؛ آیا پیرو نکته سوال اول مصاحبه، مجموعه این اقتضائات، نهایتاً وقوع تنش نظامی را اجتناب ناپذیر ناپذیر می کند، چون اخیرا در گزارش روزنامه اورشلیم پست به ده اقدام احتمالی بایدن در خاورمیانه اشاره شد که همگی به طور مستقیم مربوط به امنیت اسرائیل بود؛ ده اقدامی که شامل تعلیق معامله قرن، توقف طرح الحاق، انداختن بار سنگین حل منازعه بر دوش تل‌آویو، غیر قانونی دانستن شهرک‌ها، حفظ سفارت آمریکا در بیت المقدس، احیای تشکیلات خودگردان فلسطین، از سرگیری مذاکرات فلسطین و اسرائیل، حفظ توافقنامه‌های عادی‌سازی روابط، بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران و حمایت واشنگتن از تل آویو در سازمان ملل می شد؟

    به نکته بسیار مهمی اشاره کردید چون مسئله فلسطین قلب این نظم نوین است که در منطقه و جهان در حال شکل گیری است. البته در عین حال مسئله جنبی هم به شمار می رود. به این معنا که انبوهی از چالش ها و مشکلات دیگری برای تعیین تکلیف نظم نوین جهانی و منطقه‌ای وجود دارد، از ظهور و بروز جریان های متعدد تروریستی تا جنگ یمن و … . پس به عبارت دقیق تر می توانیم این گونه بگوییم که مسئله فلسطین یک نقطه شروع و آغاز کننده نظم نوین در منطقه خاور میانه خواهد بود که بتوان حول این محور یک نظم نوین را شکل داد. حال پیرو نکاتی که مطرح کردید آنچه در طول سه سال گذشته از سوی دولت دونالد ترامپ با محوریت حفظ امنیت اسرائیل انجام شد بیشتر به نفع جریان‌های راست رادیکال در اسرائیل بود. چون ترامپ سعی می کرد که منافع این جریان را بیش از اندازه تامین کند تا با برجسته سازی و پررنگ کردن تهدیدات امنیتی ایران به عنوان یک خطر بالقوه و حتی بالفعل مشترک برای امنیت اسرائیل و کشورهای عربی، زمینه یک ائتلاف علیه تهران در منطقه و نهایتا نظم نوین را به وجود آورد. از طرف دیگر هم بی شک هر دولتی که در ایالات متحده آمریکا قدرت را به دست بگیرد یکی از اولویت های جدی آن حفظ امنیت اسرائیل است و به دنبال تحقق منافع تل‌آویو خواهد بود. البته در این میان سوالی که مطرح می‌شود این است که هر کدام از دولت‌های آمریکا با نگاه خود چه پارامترهایی را برای منافع اسرائیل در نظر می‌گیرند. چون در جریان منسوب به دونالد ترامپ نگاه و اهداف مد نظر جریان ‌های راست رادیکال در اسرائیل و حتی احزاب و رهبران تندروی مذهبی و روسای شهرک‌نشینان در اسرائیل را تعیین کننده می دانستند، اما آقای بایدن منافع اسرائیل را در آن چیزی می بیند که احزاب میانه‌رو تر اسرائیل آن را تعریف می‌کنند. بنابراین این احتمال وجود دارد که در دوران جو‌ بایدن نظم منطقه‌ای حول محور امنیت اسرائیل تغییر پیدا کند. البته این تغییرات از نگاه من بیش از ۱۰ یا ۱۵ درصد نخواهد بود. اگر این مسئله روی دهد قطعاً تغییراتی در منطقه شکل خواهد گرفت. مثلاً احتمالاً اردنی ها روی خوشی به آمریکا نشان دهند و یا برخی جریان های فلسطینی، ولو با اکراه برنامه های مد نظر بایدن را دنبال کنند. اگر این اتفاق روی دهد سایر کشورهای عربی که اکنون به طور جدی مخالف عادی سازی روابط با اسرائیل هستند می‌توانند با خیال آسوده تری روابط خود را با تل‌آویو برقرار کنند. لذا اگر مجموعه این اتفاقات روی دهد بیشترین فشار منطقه ای روی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود که به دنبال تعریف نظم منطقه‌ای با اتکا به توان داخلی است که مخالف با نظم حال حاضر خاورمیانه است. از این رو افزایش اصطکاک با این نظم از سوی جمهوری اسلامی ایران و به تبعش بالا رفتن هزینه‌های آن، در شرایطی که کشور هم با انبوهی از چالش ها مواجه است باعث خواهد شد که تهران یک بار برای همیشه باید تکلیف خود را با این نظم مشخص کند. در این صورت برای جناح اصولگرایی که بارها شعار نفی و نابودی اسرائیل را سر داده است، بسیار سخت خواهد بود که به دنبال تایید نظم منطقه ای جدید باشد. اما همانگونه که اشاره کردم سیاست و دیپلماسی عرصه اتخاذ تصمیمات سخت است. پس اگر این جریان به دنبال بقا و حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران است باید با این وضع کنار بیاید.

    از اصولگرایان نام بردید. اما در مقابل و با توجه به مجموعه نکاتی که مطرح کردید این سوال در ذهن خودنمایی می کند که دلیل امیدواری جریان اصلاح طلب، مستقلین و اعتدالیون حامی دولت برای روی کار آمدن جو‌بایدن چیست؟ اگر مسئله مذاکره با بایدن به معنای شکل گیری برجام های جدید است و در منطقه نیز نظم نوین با تغییراتی محدود کماکان پی گرفته خواهد شد، اصلاح طلبان با چه تحلیلی تفاوت جدی بین ریاست‌جمهوری جو بایدن و دونالد ترامپ می بینند؟ آیا اصلاح طلبان هم می‌خواهند از اهرم جو بایدن برای رقابت‌های انتخاباتی ۱۴۰۰ استفاده کنند؟

    اتفاقا سوال شما موید صحبتی است که به کررات مطرح کرده ام. من بارها بر این نکته تاکید کردم که اگر اصلاح طلبان مسئله مذاکره با ایالات متحده آمریکا را از دستور کار خود خارج کنند، هم به صلاح خود این جریان است و هم به مصلحت کل کشور خواهد بود. ورود اصلاح‌طلبان به مذاکره با امریکا تا به اکنون در صحنه عمل گویای این واقعیت بوده است که این جریان، هم باید فشار داخلی را از جانب جریان اصولگرا تحمل کنند و به تبعش متحمل بسیاری از برچسب ها، اتهام زنی ها، توهین ها و تخریب ها باشند و هم در نهایت با برخی کارشکنی‌ها این مذاکرات به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و عملاً باعث سرخوردگی سیاسی و اجتماعی جامعه می‌شود. به نظر من این دندان ‌لق مذاکره با آمریکا از سوی اصلاح‌طلبان باید برای همیشه کنده شود. چون مذاکره با آمریکا، نه در توان و نه در امکان آنهاست و نه خیری هم به آنها و کشور خواهد رسید. بله اتفاقا من هم در راستای نکته شما معتقدم مسئله پیگیری مذاکره ایران با دولت جو بایدن از طرف برخی از شخصیت های منسوب به جریان اصلاح طلب و یا معتدلین حامی دولت بیشتر از آن جهت است که می خواهند کرسی ریاست جمهوری را به دست بگیرند؛ متاسفانه این افراد صرف نظر از اینکه کشور به کدام سمت و سو کشیده خواهد شد، سعی دارند تعدادی از مناصب را در اختیار بگیرند و برای توجیه آن عنوان می کنند که اگر ما نباشیم وضعیت کشور بحرانی خواهد شد. در حالی که به نظر من این دوگانگی کنونی در ساختار سیاسی کشور یک وضعیت به شدت ناخوشایند را برای منافع ما به وجود آورده است. این مسئله نه ار سوی من که سال های متمادی آن را مطرح کرده ام، بلکه اکنون از جانب بسیاری از کارشناسان، تحلیلگران، صاحب نظران و حتی افراد جامعه مطرح است. چون تداوم این دوگانگی در ساختار سیاسی دیگر نفعی برای کشور ندارد که هیچ، سراسر آفت و ضرر است. متاسفانه وضعیتی که اکنون در بازار طلا، سکه و ارز طی چند روز اخیر بعد از اعلام پیروزی جو بایدن شکل گرفته موید و مبین این واقعیت تلخ است. چون اکنون با پیروزی جو بایدن شاهد سیر نزولی قیمت ها هستیم و مردم هم برای حفظ سرمایه های خود در سایه نوسان های شدید ارزش ریال به دنبال فروش سکه و دلار هستند. اما یقیناً این فضای کنونی در بازار موقت خواهد بود و با فروکش کردن تب انتخابات آمریکا، وضعیت به روال گذشته در بازار باز خواهد گشت. اینجا تنها مردم هستند که متضرر می شوند. این مسئله نشان می دهد که تا چه اندازه دوگانگی در ساختار سیاسی داخلی کشور می‌تواند وضعیت بی ثباتی را در اقتصاد، معیشت، سیاست، دیپلماسی و دیگر ابعاد کشور به وجود آورد. لذا اگر اصلاح طلبان بخواهند که دوباره به مسئله مذاکره با دولت جو بایدن ورود کنند این بار تجربه ای به مراتب سخت‌تر و بدتری از برجام شکل خواهد گرفت که متاسفانه تبعات آن تنها و تنها بر دوش مردم و جامعه خواهد بود.

    حال باید پرسید که آیا پیرو تحلیل قبل تر شما ناظر بر این که تهران، ذیل نرمش قهرمانانه، ضمن کاهش حساسیت در خصوص پرونده فعالیت‌های هسته‌ای به دنبال دستیابی به دلار های نفتی بود تا بتواند کماکان اهداف، منافع و راهبرد خود را در منطقه پیش ببرد، دیگر جو بایدن با تجربه‌ای که در سایه معاون اولی باراک اوباما و در زمان توافق هسته ای کسب کرده است، اجازه تکرار آن را به ایران خواهد داد؟ 

    واقعیت این است که روند مناسبات ایران و ایالات متحده، جناح ها و جریان های قدرتمند در آمریکا را به این باور و نتیجه رسانده است که تهران در برابر وضعیت های بحرانی تنها دست به اتخاذ انعطاف های محدود و مقطعی و رفتارهای تاکتیکی خواهد زد تا بتواند ذیل آن، استراتژی خود را در منطقه ادامه دهد. اما از اواخر دوره باراک اوباما و در ادامه بیش از سه سالی که از دولت دونالد ترامپ گذشته، محوریت تقابل با ایران روی این گزاره قرار گرفته  که اگر ایران به دنبال توافق با ایالات متحده آمریکاست تنها راه آن این است که تهران باید دست به یک چرخش استراتژیک در تمام مناسبات خود بزند و این مسئله تنها به پرونده هسته‌ای محدود نمی‌شود. یعنی دیگر آمریکا با تغییر رفتارهای تاکتیکی ایران، موضوع را قابل حل نمی داند. اینجاست که تحلیل پیشین من پیرامون اصل تعیین تکلیف نهایی ایران با نظم منطقه‌ای از پرونده هسته‌ای تا توان موشکی، نفوذ منطقه ای و غیره خود نمایی می کند. لذا باز تاکید می کنم که اکنون چالش جدی ساختار سیاسی کشور آن است که باید به این سوال به طور جدی و راهبردی پاسخ دهد که چه برنامه‌ای برای نظم نوین منطقه ای و جهانی دارد؟ آیا به دنبال تقابل با آن است و یا به دنبال همراهی؟ قطعاً انتخاب هر کدام از این مسیرها تبعات و هزینه های خاص خود را دارد. پس اگر در آینده مذاکراتی شکل بگیرد، مذاکراتی روی برجام های جدید خواهد بود. این طور نیست که کشور با تغییر تاکتیک در یک موضوع خاص مانند پرونده هسته ای در قالب شکل گیری برجام به منابع مالی دست پیدا کند تا راهبردهای خود را پی بگیرد. اکنون اصل چالش، خود تداوم این راهبرد تهران است که باید مورد مذاکره قرار بگیرد. اینجاست که من معتقدم مذاکرات جدید با آمریکا اساساً در توان و امکان اصلاح‌طلبان قرار ندارد. چون مسئله دیگر به تغییر راهبردها و مبانی ایدئولوژیک باز می گردد. اگر در نهایت ایران بخواهد این تغییرات را در دستور کار قرار داد باید از سوی جریان اصولگرا انجام شود؛ تغییر در راهبرد و مناسبات ایدئولوژیک تبعات خاص سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک، اجتماعی و فرهنگی جدی به دنبال دارد که در حد جریان اصلاح طلب نیست.

    با توجه به تحولاتی مانند تلاش معنادار مجلس یازدهم برای تغییر قانون انتخابات و برخی انتصابات جدید به نظر می رسد که این بار نیز، نه یک «پروسه»، بلکه یک «پروژه» جدی برای یک دست شدن قدرت وجود دارد. اما سوال اینجاست که با توجه به اینکه در سال ۸۴ و ۸۸، یک دست شدن قدرت عملاً به هزینه‌های بیشتر در کشور انجامید، آیا این بار هم این یک دست شدن قدرت به سرنوشت تلخ ۸۴ و ۸۸ دچار خواهد شد بود و یا این که اصولگرایان با نیم نگاهی به تجربه های پیشین به دنبال تحقق یک دست شدن قدرتی هستند که با هوشمندی بیشتر همراه باشد؟

    این که ساختار سیاسی در کشور باید به سمت یک دست شدن برود در نهایت باید تحقق پیدا کند. چرا که اساساً ادامه این دوگانگی در ساختار سیاسی و تصمیم گیری کشور تمام منابع را در طول سال‌های اخیر به باد داده است. پس قطعاً تداوم و تشدید این وضعیت (دوگانگی) باعث تعلیق تصمیم‌گیری‌های اساسی و راهبردی در کشور خواهد شد. اما نکته مهمتر در پاسخ به این سوال شما ناظر بر این واقعیت است که اقتضائات سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور در سال ۹۹ به مراتب متفاوت از سال ۸۴ و ۸۸ است. به دلیل آنکه در سال ۸۴ کشور به یک ثبات اقتصادی دست پیدا کرده بود و به محض این که محمود احمدی‌نژاد قدرت را به دست گرفت قیمت هر بشکه نفت هم در بازارهای جهانی به ۱۴۸ دلار نیز افزایش پیدا کرد که منابع هنگفتی را در اختیار دولت نهم قرارداد. احمدی نژاد هم با میلیاردها دلار پول فروش نفت توانست با دادن وام های مختلف، کمک های نقدی و دیگر مسائل بخشی از جامعه، به خصوص اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه را در جبهه خود نگه دارد. از این رو بود که در سال ۸۸ طبقه پایین و کم درآمد جامعه و حتی طبقه متوسط در شهرستان ها اساساً ورودی به اعتراضات انتخاباتی در آن سال نداشتند و بیشتر اعتراضات مربوط به طبقات میانی و مرفه در تهران و جامعه بود که خاستگاه سیاسی و اجتماعی متفاوتی داشتند. اما نکته اینجاست که اکنون واقعیت درست در نقطه مقابل با سال ۸۴ و ۸۸ قرار دارد. یعنی بر خلاف طبقه مرفه جامعه در حال حاضر همین طبقه ضعیف و کم درآمد جامعه و طیف گسترده ای از طبقه متوسط که اکنون در سایه چالش‌ها و مشکلات معیشتی از توان خرید لازم برخوردار نیستند به بزرگترین منتقدین ساختار کشور بدل شده‌اند. متاسفانه تشدید این شرایط می‌تواند با اعتراضاتی متفاوت از اعتراضات سیاسی همراه شود، کما اینکه ما در آبان ماه سال ۹۸ بخشی از این اعتراضات غیر سیاسی را در قالب مشکلات اقتصادی و معیشتی شاهد بودیم؛ اعتراضاتی که به مراتب جدی تر و گسترده تر از سال های پیشین بود. بنابراین اکنون این مسئله بزرگترین چالش این دولت و هر دولتی است که بخواهد قدرت را در سال آتی به دست بگیرد. حال باید پرسید که ساختاری برآمده از یک دست شدن قدرت چگونه می‌خواهد با این مسئله برخورد کند؛ آیا مشکلات کشور بدون مذاکره قابل حل است و می توان ایجاد رفاه اقتصادی، افزایش اشتغال، رونق تولید، شکوفایی و رشد اقتصادی و نهایتاً رضایت عمومی را بدون ارتباط با جهان بیرون و به خصوص غرب محقق محقق کرد؟ اگر چنین شود که مردم با آن استقبال می‌کنند. ولی واقعیت سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و حتی تاریخی نشان داده است هیچ کدام از این مسائل اتفاق نخواهد افتاد. چون تا زمانی که کشور تکلیفش را با نظم جهانی مشخص نکند وضعیت اسفبار کنونی ادامه پیدا خواهد کرد. لذا تنها راه برون رفت از این وضعیت مذاکره است. پیرو این نکته دو سناریو بیشتر وجود ندارد، یا در نهایت ساختار سیاسی مجبور به مذاکره و تغییر راهبردی خواهد شد تا بتواند نظام جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند یا این که باید منتظر فروپاشی کامل اقتصادی معیشتی و در نهایت کل کشور باشیم. باز تکاید دارم بدون توافق این مشکلات قابل حل نیست؛ بدون ایجاد یک فضای سیاسی و تلاش برای افزایش مشارکت داخلی رشد و توسعه در کشور شکل نمی گیرد. لذا در مجموع معتقدم که اگر شاهد یک دست شدن قدرت باشیم حداقل دیگر شاهد اتلاف انرژی بابت دوگانگی در امر تصمیم گیری و اصطکاک سیاسی میان جریان ها نخواهیم بود و دیگر موضوع به تعیین تکلیف ساختار با نظم جهانی محدود و متمرکز  خواهد شد. پس تلاش برای تغییر قانون انتخابات از سوی مجلس یازدهم و یا برخی انتصاب‌ها به منظور بسترسازی در جهت حضور افرادی محدود و مشخص به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تعیین کننده نیست، بلکه باید دید که این افراد چه برنامه‌ای برای حل مشکلات و چالش های کشور دارند؛ اینجا نقطه تعیین کننده معضلات و بحران های متعددی است که کشور با آن دست به گریبان است. ما در چند سال اخیر شاهد هستیم که بحران های اقتصادی و معیشتی به اولویت انتقادات و گلایه های مردم بدل شده است، پس هر کس با هر گرایش سیاسی و ایدئولوژیک که می تواند راه حلی برای حل این مشکلات پیدا کند، استحقاق دارد خود را در انتخابات ریاست جمهوری به بوته محک بگذارد، در غیر این صورت باید عواقب آن را بپذیرد. ما که رادیکال تر از محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ نداشتیم که تقریباً قدرت را یکدست کرد. اما همین فرد نهایتاً دست به اتخاذ چه مواضعی زد. واقعیت آن است که شاید در ظاهر کرسی ریاست جمهوری یک نقطه سوق الجیشی در ساختار جمهوری اسلامی به نظر آید، ولی واقعیت آن است که هر کسی که در مقام عمل این کرسی را به دست آورده به این واقعیت رسیده است که نقاط به مراتب سوق الجیشی تری از ریاست جمهوری وجود دارد که می‌توانند پاستور را مورد هجوم و بمباران قرار دهند.

    شما به تلاش برای ایجاد فضای باز سیاسی و افزایش مشارکت داخلی در جهت حل مشکلات اشاره کردید. اما در مقابل به نظر می رسد که به عمد تحریکات و تحرکاتی برای کاهش مشارکت در انتخابات سال آینده وجود دارد. کما اینکه در انتخابات مجلس یازدهم و حتی دور دوم انتخابات مجلس شاهد کاهش مشارکت بودبم. چون با توجه به آمارها و ارقام مربوط به میزان مشارکت ۴۲.۵۷ درصدی مردم در انتخابات دوم اسفند سال گذشته (انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی) و همچنین انتخابات دور دوم یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی که با مشارکت ۱۹ درصدی در ده حوزه انتخابی رقم خورد به نظر می رسد عمدی در کاهش مشارکت وجود دارد. پیرو این نکات آیا شما به وجود تلاش هایی برای کاهش عمدی مشارکت اعتقاد دارید؟ 

    من معتقدم که هیچ کدام از جریان ها و جناح ها در داخل کشور به دنبال کاهش عمدی مشارکت نیستند.

    پس به باور شما این یک «پروژه» نیست؟

    خیر. چون اگر اینگونه بود جریان اصولگرا تا به این میزان اصلاح طلبان را بابت تلاش برای کاهش مشارکت مورد هجمه و انتقاد قرار نمی‌داد. شما نگاه کنید اکنون تندروترین جریان‌ها، جناح‌ها و شخصیت‌های اصولگرا هر گونه موضع‌گیری در خصوص تحریم انتخابات در سال ۱۴۰۰ را تلاش برای براندازی در کشور می دانند و به دنبال برخورد با آن خواهند بود؛ این زبان کسی نیست که به دنبال کاهش عمدی مشارکت باشد تا بتواند با حضور حداقلی و ریسک کمتر گزینه مد نظر خود را به کرسی ریاست جمهوری برساند. اتفاقاً این جریان به دنبال حضور کاندیداهای اصلاح‌طلب و معتدلین است. در عین حال من معتقدم که عمده تصمیمات به بعد از برگزاری انتخابات باز می گردد که یا مجبور به اتخاذ تصمیمات راهبردی و انعطافی استراتژیک خواهند شد که در همه جا انعکاس پیدا خواهد کرد از جمله در سیاست، دیپلماسی و اقتصاد و یا اینکه اوضاع وخیم تر خواهد شد.

    منبع: دیپلماسی ایرانی

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اصلاح طلبان؛ خواهان پیروزی بایدن هستند یا ترامپ؟

    اصلاح طلبان؛ خواهان پیروزی بایدن هستند یا ترامپ؟

     

    اصلاح طلبان؛ خواهان پیروزی بایدن هستند یا ترامپ؟

     

    سید حسین نقوی حسینی، نماینده ادوار مجلس در گفتگویی با خبرگزاری خبرآنلاین، درباره اینکه روی کار آمدن کدام کاندیدای انتخابات آمریکا به نفع ایران است، گفت: در این باره ۲ نگاه وجود دارد. از یک طرف برخی می گویند انتخابات آمریکا به ایران ربطی ندارد و از طرفی دیگر هم عده ای هستند که آن انتخابات را عامل تغییر سرنوشت کشور می دانند، هر ۲ نگاه کاملا اشتباه است.

    >>>>بیشتر بخوانید؛

    پس لرزه ریاست جمهوری ترامپ یا بایدن بر انتخابات ۱۴۰۰ ایران

    طلایی: بهتر است ترامپ رئیس جمهور شود

    وی افزود: برجام در زمان اوباما تصویب و در زمان ترامپ پاره شده، همچنین تحریم های شدیدی علیه ایران اعمال شد.

     عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم گفت: جمهوری خواهان یا کابوهای هفت تیرکش، صاحب صنایع جنگ افروز بوده و دموکرات ها نیز صاحب صنایع مادر و دنبال صلح و با پنبه سر بریدن هستند. البته اگر بایدن بیاید، فضای دشمنی و حجم درگیری و جنگ کم می شود.

    نقوی حسینی با بیان اینکه اصلاح طلبان خواهان آمدن بایدن هستند، درباره تاثیر انتخابات ۲۰۲۰ بر انتخابات ۱۴۰۰ ایران گفت: نمی توان گفت تاثیری ندارد. درصورت پیروزی بایدن و بازگشت به برجام، اصلاح‌طلبان از این موضوع نهایت استفاده را کرده و یک تنفس اقتصادی ایجاد می شود.

    ۲۷۲۷

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات ۱۴۰۰ | اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس یازدهم فهمیدند رای مردم را از دست داده‌اند / عملکرد دولت روحانی جامعه را از اصلاح‌طلبان ناامید کرد

    انتخابات ۱۴۰۰ | اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس یازدهم فهمیدند رای مردم را از دست داده‌اند / عملکرد دولت روحانی جامعه را از اصلاح‌طلبان ناامید کرد

    اعتمادآنلاین| «اصولگرایان در فکر یک‌دست کردن قدرت هستند». این تحلیل برخی از اصلاح‌طلبان درباره فضای انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری است که مشخصا از فردای انتخابات مجلس یازدهم به طور جدی در محافل سیاسی به بحث گذاشته شده است.

    ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: درباره اینکه اصلاح‌طلبان بحث «یک‌دست شدن قدرت توسط اصولگرایان» را مطرح می‌کنند باید گفت، چطور وقتی دولت و مجلس همزمان در اختیار جریان اصلاحت بود، یک‌دست شدن اشکالی نداشت و الان با این احتمال احساس نگرانی‌ می‌کنند؟‌ آنها این را هم فراموش کرده‌‌اند که اساسا یک‌دست شدن قدرت با رای مردم ممکن است و هیچ کس و هیچ گروهی نمی‌تواند با نظر و انتخاب افکار عمومی مخالفت کند.

    این چهره در ادامه سخنانش گفت: اصلاح‌طلبان البته ادعا می‌کنند که نظارت استصوابی مانع از حضور جدی‌شان در انتخابات می‌شود. سئوال من از آنها این است که این چطور استصوابی است که در ۲۴ سال گذشته اصلاح‌طلبان به مدت ۱۶ سال دولت را در اختیار خود گرفته بودند‌؟ این اصلا رفتاری دوگانه است که موقع توفیق انتخاباتی، انتخابات را قبول دارند و موقع شکست، نظارت استصوابی را مانعی برای حضور جدی خود در عرصه رقابت عنوان می‌کنند. اصلاح‌طلبان در حالی خودشان را نگران یک‌دست شدن قدرت نشان می‌دهند که به مدت ۴ سال دولت‌ آقای خاتمی با مجلس ششم کاملا هم‌نظر بود.

    او همچنین درباره ردصلاحیت‌های گسترده اصلاح‌طلبان تصریح کرد: آنها در حالی به شورای نگهبان تهمت سیاسی‌کاری می‌زنند که کاندیداتوری آقای روحانی در سال‌های ۹۶ و ۹۲ و همچنین لیست امید در انتخابات مجلس دهم حاصل نظارت شورای نگهبان بود. حتی در انتخابات اسفندماه ۹۴ هم لیستی اصلاح‌طلب داشتند و فقط آقای بهروز نعمتی و کاظم جلالی از نزدیکان آقای لاریجانی را به لیست‌شان اضافه کردند تا بتوانند روی همکاری و همراهی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی حساب کنند.

    ایمانی در ادامه افزود: اصلاح‌طلبان چون می‌دانند مردم را ناامید کرده‌اند و محال است در انتخابات ۱۴۰۰ رای لازم را به دست بیاورند، در حال فرار به جلو هستند تا این تلقی را به جامعه تزریق کنند که اصولگرایان در تلاش برای قبضه کردن دولت هستند. در واقع اصلاح‌طلبان جامعه را از خود بیزار کرده‌اند و به همین دلیل، تلاش‌های عوام‌فریبانه‌ای را در دستور کار قرار داده‌اند تا شکست حتمی‌شان را به مسایلی چون نظارت استصوابی و… ربط بدهند. اصلاح‌طلبان در هشتمین روز از اسفند سال گذشته بود که فهمیدند، رای مردم را از دست داده‌اند.

    وی توضیح داد: البته شاید مردم اصولگریان را هم قبول و دل خوشی از آنها هم نداشته باشند. اما عملکرد دولت روحانی که بیشتر وزرا و مدیرانش اصلاح‌طلب هستند، به قدری بد بود که جامعه از اصلاح‌طلبان به کل ناامید شده‌ است. در چنین حالتی فعالین تفکر اصلاح‌طلبی با طرح موضوع‌های متفرقه سعی‌شان را به کار می‌گیرند تا شکست‌ محتمل‌شان را به گردن این و آن بیاندازند.

    او تاکید کرد:‌ اصلاح‌‌طلبان باید تکلیف خود را با حکومت روشن کنند. نمی‌شود به هنگام پیروزی وارد قدرت شده و نظام را به مسایلی چون دیکتاتوری و… متهم کنند و به هنگام شکست، شورای نگهبان و ارگان‌های دیگر را مانعی برای بهره‌گیری از فرصت قانونی خود معرفی کنند. این روش به طور کاملا آشکاری توهین به شعور مردم است.

    ناصر ایمانی در پایان گفت: البته به نظر من اصلاح‌طلبان به عنوان نیروهایی که فعالیت جدی دارند، باید در انتخابات شرکت کنند اما قاعده رقابت و کنش سیاسی را به‌هم نزنند.

    چکیده گفت‌وگو با ناصر ایمانی

    -وقتی دولت و مجلس همزمان در اختیار جریان اصلاحت بود، یک‌دست شدن اشکالی نداشت؟

    -این چطور استصوابی است که در ۲۴ سال گذشته اصلاح‌طلبان به مدت ۱۶ سال دولت را در اختیار خود گرفته بودند‌؟

    -اصلاح‌طلبان می‌دانند مردم را ناامید کرده‌اند

    -جریان اصلاحات باید در انتخابات شرکت کند

    -یک‌دست شدن قدرت با رای مردم ممکن است

    -اصلاح‌طلبان قاعده رقابت و کنش سیاسی را به‌هم نزنند

    -هیچ گروهی نمی‌تواند با نظر و انتخاب مردم مخالفت کند

    -شاید مردم اصولگریان را هم قبول و دل خوشی از آنها هم نداشته باشند

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان