نگین تیموری پنهان در میدان امیرچقماق یزد هویدا میشود
بقعه ستی فاطمه خاتون همسر امیرچقماق شامی حاکم یزد در عصر تیموری یکی از بخشهای مجموعه امیرچقماق یزد است که شاید سالهاست در هیچ کدام از تصاویر این مجموعه جایی ندارد و تاکنون ردی از آن در نوشتهها و گفتهها و دیدههای گردشگران نیست.
این بنای نفیس تیموری در حالی جزو تنها گنبدهای باقی مانده از عصر تیموری در ایران است که پشت سازهای متعلق به عصر کنونی پنهان بوده است، اما وعده نجات این شاهکار معماری را شهرداری یزد در یال جدید با تخریب این سازه امروزی داده است به طوری که مدیر پایگاه میراث جهانی شهر تاریخی یزد نیز از تحقق این وعده در سال جدید خبر میدهد.
«محسن عباسی هرفته» در گفتوگو با خبرنگار ایسنا با اشاره به تخریب یک ساختمان الحاقی در میدان امیرچقماق یزد، اظهار میکند: یک بنای الحاقی معاصر در مجاورت گنبد ستی فاطمه به منظور آزادسازی حریم گنبد بقعه مذکور و افزایش دید آب انبار پنج بادگیری در مجاورت آن، تخریب خواهد شد.
وی ضمن تقدیر از شهرداری یزد در راستای خرید این ملک با اعتبار ۱۰ میلیارد ریال تصریح میکند: این اقدام در احیا نظام ادراکی و بصری میدان تاریخی امیر چقماق کمک شایانی خواهد کرد لذا این اقدام که سالها نیز در دستور کار بوده امسال محقق خواهد شد.
عباسی هرفته در پایان تاکید میکند: وزن مازاد این سازه الحاقی، آسیبهایی جدی را به جرزهای تحتانی بنا وارد کرده که بلافاصله بعد از حذف سازه مذکور، نسبت به مرمت و ساماندهی عناصر تاریخی آسیب دیده اقدام خواهد شد.
یزدیها در گذشته مردمانی بسیار اقتصادی بودند به نحوی که با اهتمام به موضوع صرفه اقتصادی، بهترین نوع بهرهبرداری از انرژی را مد نظر داشتهاند و گواه این موضوع نیز ساختارهای معماری ابنیهها و خانههای تاریخی آنها مانند ساخت خانههایشان به دو سمت و سو و ایجاد زمستان خانه و تابستان خانه در آنهاست.
از جمله اقدامات صورت گرفته در این رابطه میتوان به اهتمام یزدیهای قدیم به ایجاد نورگیر در ابینه و خانههایشان است که به منظور بهرهبرداری بهینه از انرژی خورشید بوده است و نکات جالبی نیز در آنها نهفته است و گاهاً نیز توجه بسیاری از گردشگران در هنگام پیمودن پشت بام ابنیه قدیمی مانند مسجد جامع کبیر یزد را به خود جلب کرده باشد.
«محمدرضا فلاحتی» مدیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان یزد در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، در مورد روش جالب نورگیری و تبادل حرارت در معماری خانههای تاریخی به خصوص مساجد یزد در گذشته، اظهار کرد: در مساجدی مانند مسجد جامع کبیر برای بهره کافی از نور، معمولاً در گرمخانهها و اماکنی که به نور نیاز داشتند، روزنههایی را ایجاد میکردند که این روزنهها، نور را از بیرون دریافت و به داخل منتقل میکردند.
وی افزود: البته برای حفظ تعادل دمایی و جلوگیری از گرما و سرمای بیش از حد محیط، در محدودههایی که نیاز به رد و بدل شدن هوا نبود نیز از سنگ مرمرهایی به شکل مثلث یا مربع یا هشت ضلعی استفاده میکردند چرا که این سنگ، قابلیت انعکاس نور را داشت لذا در روزنهها و نورگیرها از سنگ مرمر استفاده میکردند.
مدیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان با تاکید بر این که روزنههایی نیز برای تبدل دمایی باز ساخته میشدند، گفت: در بناهایی که نیاز به تبادل هوا و نور بود نیز این دریچهها به صورت سقفهای کلاه فرنگی و جوون خانه که باز هستند، ایجاد میشدند.
فلاحتی در پایان نیز خاطرنشان کرد: البته نحوه ساخت و نوع روزنهها در دورههای مختلف باهم متفاوت بوده و نحوه اجرای روزنهها و مصالح نیز با هم تفاوت داشتند.
یگان حفاظت میراث فرهنگی؛ فرشتههای خاموش نجات بافت جهانی یزد
میراث فرهنگی، بخشی غنی در یزد به شمار میرود که در حقیقت اولین و مهمترین زیرساخت این شهر گردشگرپذیر است و در نبود این ظرفیت ارزشمند، قطعاً یزد نمیتوانست سهم چندانی از گردشگری کشور و دنیا را به خود اختصاص دهد چرا که عمدهترین گردشگران یزد از نوع گردشگران فرهنگی هستند و برای دیدن این تاریخ و فرهنگ ارزشمند به یزد سفر میکنند.
حفاظت از میراث فرهنگی در زمانی که با کاهش چشمگیر بودجههای این بخش همراه هستیم، مسئلهای است که این روزها میراث و ابنیه تاریخی یزد را دچار چالش کرده است هرچند که پس از رونق و توسعه گردشگری یزد، ابنیه و خانههای تاریخی این دیار کهن، وضعیت بهتری پیدا کردهاند به طوری که امروزه نمیتوان گردشگری و میراث را دو بخش جدای از هم در نظر گرفت، اما یکی از عوامل مهمی که در خط مقدم حراست و حفاظت از میراث یزد فعال هستند، یگان حفاظت میراث فرهنکی است که شاید کمتر زحمات و تلاشهای این قشر دیده و مورد توجه قرار گرفته باشد.
پس از جهانی شدن یزد و اهمیت حفظ بافت جهانی و تاریخی آن، نقش یگان حفاظت میراث فرهنگی بیش از پیش پررنگ شد به طوری که در این سه سال پس از ثبت در یونسکو، هیچ تخریبی در این بافت جهانی مشاهده و گزارش نشده و کمتر با ساخت و سازهای ناهمگون، تخلفات و جرایم مربوط به بافت تاریخی تاکنون برخورد کردهاند.
البته تعداد این نیروها برای حفاظت از بافت گسترده تاریخی یزد که بیش از ۲۰ هزار خانه تاریخی و ثبت شده در فهرست آثار ملی را به خود اختصاص داده کافی نیست و گستردگی بافت تاریخی، ابنیه و خانههای تاریخی در استان یزد نیز تعداد بیشتری از این نیروها را میطلبد.
امروز اول اردیبهشت ماه به مناسبت روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی، در جلسه کمیسون میراث فرهنگی و گردشگری شورای اسلامی شهر یزد که با حضور «سید مصطفی فاطمی» مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و اعضای کمیسون گردشگری یزد برگزار شد، ضمن یادآوری نقش مهم این بخش از میراث فرهنگی به عنوان پاسبانهای بافت تاریخی و جهانی، تعدادی از اعضای یگان حفاظت میراث فرهنگی یزد تقدیر به عمل آمد.
در بخشی از این جلسه، طرح راه اندازی مرکز اسناد میراث جهانی شهر یزد با حضور «داوود پاک طینت» رییس مرکز اسناد ملی استان یزد نیز مطرح و بررسی شد.
با توجه به اهمیت اسناد تاریخی شهر یزد و گردآوری محتواها برای ثبت شدن یزد در فهرست میراث جهانی، لزوم طبقهبندی و ایجاد مرکزی برای استفاده پژوهشگران و محققان مسائلی بود که در این جلسه مورد بررسی قرار گرفت.
کاروانسرای گودال مصلی یکی از کاروانسراهای قاجاری و مرمت شده یزد به شمار میرود که برخلاف بسیاری از کاروانسراهای یزد همچنان به حیات خود ادامه داده و پویاست و اغلب کسبه فعال در این کاروانسرا مشغول به حرفه «روگیری و پرداخت فرش» به عنوان یکی از صنایع پرزحمت اما کمتر در معرض دید و توجه هستند.
این کاروانسرا که از ورودی و سقفی زیبا برخوردار است، در جنوب شرقی امام زاده جعفر محمد(ع) و در نزدیکی بازارچه مشیر در این محله قرار گرفته که در واقع ورودی این کاروانسرا تعریف میشود.
کاروانسرای گودال مصلی که کاروانسرایی متعلق به دوره قاجاری است، از بناهایی با مالکیت خصوصی است که در سال ۸۷ به ثبت در آثار ملی رسیده و در سالهای اخیر نیز مورد مرمت قرار گرفته است.
این کاروانسرا که به خوبی به حیات خود پس از گذشت سالهای طولانی ادامه داده دارای غرفههای قابل توجهی است که ظرفیت خوبی برای عرضه تولیدات صنایع دستی و مشاغل مربوط به صنعت گردشگری دارد.
فعالیت مجدد هتلها تنها با رعایت نکات بهداشتی بسیار سختگیرانه
«سید مصطفی فاطمی» مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان یزد با اشاره به آغاز فعالیت برخی از صنوف فعالیت در یزد، اظهار کرد: هتلها طی درخواستی کتبی و ثبت نام در سامانه وزارت بهداشت و تایید بازرسان این اداره کل در اجرای پروتکلهای مربوطه، میتوانند به فعالیت خود ادامه دهند.
وی تاکید کرد: تمام اقامتگاههای رسمی و نیمه رسمی، زائرسراها، و مهمان سراهای ادارات تا زمان تایید ستاد استانی مبارزه با کرونا، تعطیل خواهند بود.
این مسئول با بیان اینکه سلامت جامعه و مسافران در اولویت عملکرد دستگاهها به خصوص اداره کل میراث فرهنگی استان است، گفت: هتلها با رعایت نکات بهداشتی بسیار سختگیرانه ابلاغ شده از سوی وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، میتوانند فعالیت کنند.
وی افزود: البته در تلاش هستیم تا استان یزد با رعایت کامل مسائل بهداشتی به چرخه اقتصاد گردشگری باز گردد، به همین منظور در اولین گام، مدیران هتلها برای فعالیت باید در سایت وزارت بهداشت ثبت نام و کد مربوطه را دریافت کنند.
مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان یزد فعالیت واحدهای غیرمجاز اقامتی را تهدیدی برای سلامت و جان مسافران دانست و گفت: بازیدهای اداره کل میراث فرهنگی در قالب گشتهای مشترک روزانه و شبانه با همکاری معاونت گردشگری اداره کل میراث فرهنگی و اداره نظارت بر اماکن عمومی به طور مستمر انجام و با خانههای مسافر غیرمجاز برخورد جدی میشود.
فاطمی در پایان خاطر نشان کرد: البته همشهریان نیز میتوانند به منظور کمک به حفظ سلامت در جامعه با مشاهده فعالیت خانههای مسافر غیرمجاز آن را به شماره ۳۶۲۰۲۷۷۷ گزارش داده یا به نشانی اینترنتی www.yazdcity.ir در قسمت ثبت شکایات مراجعه کنند.
غبار فراموشی بر بیمارستان انگلیسیها در یزد + تصاویر
بنای تاریخی بیمارستان مرسلین که جزو ابنیه تاریخی و ارزشمند یزد به شمار میرود که در تاریخ یزد به بیمارستان انگلیسیها مشهور است. این بنای مهم تاریخی در فهرست آثار ملی نیز به ثبت رسیده اما هنوز برای بازدید گردشگران آمادهسازی نشده است.
البته تغییراتی در ظاهر این بنای تاریخی و ثبتی که در حال حاضر به عنوان بنایی مسکونی از آن استفاده میشود، به وجود آمده اما گویا کالبد بنا همچنان سالم است.
این بنای ارزشمند تاریخی که در آن نیز زندگی مسالمت آمیز ادیان ریشه دارد، در گذشته ساختمان یک بیمارستان بوده که گودرز تاجر زرتشتی یزد نیز یک کاروانسرای بزرگ و زیبا را با تمام متعلقاتش از جمله خانهای را برای ایجاد بخش مردان ساختمان این بیمارستان اهدا کرد.
خوشبختانه ساختمان خاص این منزلگاه موقتی کاروانها، کاربری خوبی برای استفاده بیمارستان داشت و حیاط اصلی مرکزی که زمانی جای خران و اسبان و قاطران و شتران بود، مبدل به باغ زیبایی شد و حجرههای قدیمی ساربانان و چارواداران و مکاریها به اطاقها و بخشهای استراحت و درمان و سایر اقدامات خیرخواهانه بیمارستانی تبدیل شد.
زرتشتیان ۲۰۰ پوند و مسلمین نیز مبالغی برای ساخت این بیمارستان پرداختند، مریضخانه انگلیسیها در یزد که پس از واحد کرمان و پیش از واحد شیراز آغاز به کار کرد، همانند بیمارستانهای این دو شهر به نام «بیمارستان مرسلین انگلیس» نامیده شد. میسیونرهای مسیحی یک سال بعد و در سال ۱۸۹۹ میلادی نیز بیمارستانی جدید برای زنان و زایمان در یزد تاسیس کردند.
بیمارستان ۲۰۰ ساله انگلیسیهای یزد و عمل جراحی چشم نماینده یزد!
«پیام شمسالدینی» پژوهشگر تاریخ پزشکی ایران در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به تاریخچه بیمارستان مرسلین یزد، اظهار میکند: این بیمارستان در سال ۱۸۹۹ میلادی به دست انجمن مبلغان مسیحی لندن در محله گازرگاه یزد تأسیس شد اما به نظر میرسد که پیش از این گروه نیز پزشکان انگلیسی که در خدمت کمپانی هند شرقی بودند، در سایر شهرهای جنوبی ایران درمانگاههایی ایجاد کردهاند.
وی اضافه میکند: البته تاریخ تأسیس این بیمارستان به اعتبار سنگ مرمری که بر سر در آن نصب بوده، ۱۸۹۹ میلادی است اما در منابع دیگر ۱۸۹۸ میلادی نیز آمده که رقم صحیحی نیست.
این پژوهشگر که دارای دکترای ایرانشناسی است، با تأکید بر اینکه «وایت» پزشک این بیمارستان بود، میگوید: دکتر وایت با «میرزا مرتضیخان حافظالصحه» طبیب یزدی دوستی داشت و گاه در بیمارستان به تدریس علوم پزشکی میپرداخت.
وی ادامه میدهد: دکتر وایت یکبار در یزد کتک خورد که علت آن ورود با سواره به مسجد مصلای یزد بود و همین مسئله موجب شد تا از طلاب یزدی کتک بخورد.
شمسالدینی در مورد خاطرات این پزشک انگلیسی در یزد نیز میگوید: «سید محمد رضوی» ملقب به «نواب وکیل» نماینده مردم یزد در اولین دوره مجلس شورای ملی، در کتاب خاطراتش از او و عملی که بر چشم راستش انجام داده، یاد کرده است.
وی در این رابطه میگوید: این شهروند یزدی نوشته است که «چون نبود نور چشم خیلی کار را بر من سخت کرد که نمیدانستم خط بخوانم و بنویسم و به کلی ریشه اموات من از هم گسیخته شده بود، لاعلاج رفتم مریضخانه دکتر وایت. چشم مرا در تاریکخانه معاینه کرد و گفت: چشم چپ چندان عیبی ندارد، میتوان بدون عمل کردن به واسطه سورمه و ادویهجات او را اصلاح کرد که خط بخواند ولی چشم راست یک طبقه عیب کرده . ناچارم از این که سوزن بزنم و قوه بدهم، چه میفرمایید؟»
وی ادامه میدهد: «دکتر اسباب جراحی را حاضر کردند از آن جمله تختخواب و تسمههای بستن دستوپا بود. آن وقت مرا بر روی تخت خوابانید، کمانی انداخت دور حدقه که پلکها را گشاده نگاه داشت، آن وقت سوزن بسیار بزرگی بیرون آورد و دو قسمت از آن سوزن را در دیده فرو برد. پس از چندی فیالجمله چشمم بهتر شد.»
این پژوهشگر در مورد سرقت از بیمارستان مرسلین نیز خاطرنشان میکند: در بحبوحه جنگ جهانی اول با ورود گروهی از آلمانها به یزد و هجوم آنها به کنسولخانه انگلیس و بانک شاهنشاهی، به بیمارستان مرسلین نیز دستبرد زده شد.
وی اضافه میکند: در این سرقت، آلمانیها در مریضخانه هر چه جواهرات قابل استفاده و کاربردی برای بیمارستان بود را از بیمارستان خارج کردند و تمام انگلیسیهای در یزد از رئیس کنسول و رئیس بانک و دکتر مریضخانه و غیره نیز که در قلعه حکومتی سردار حشمت، گرد هم آمده بودند با وضعی فلاکتبار از یزد خارج شدند.
این پژوهشگر با بیان این که پس از مدت کوتاهی از اخراج انگلیسیها از یزد، ژنرال «سر پرسی سایکس» (نماینده نظامی انگلستان و مأمور تأسیس کنسولگری انگلیس در کرمان و سیستان همچنین سرکنسول کشورش در خراسان و یک شرقشناس) در ۱۴ اوت ۱۹۱۶ وارد یزد شد، میگوید: اوضاع آرام بود و دکتر وایت از او و افرادش در بیمارستان پذیرایی کردند.
شمسالدینی در رابطه با این بیمارستان یادآور میشود: بنا بر روایت کشیش پال هنت از آبادی کلیسای اصفهان، دکتر «جان کل من» بهعنوان آخرین پزشک مریضخانه مرسلین روزانه ۵۰ تا ۷۰ بیمار را پذیرش میکرده و برای مداوای بیماران به روستاهای اطراف یزد نیز میرفته است.
به گفته این پژوهشگر ایرانشناس، پس از انقلاب اسلامی دکتر «جان کل من» در ۱۰ اوت ۱۹۸۰ میلادی یا ۱۱ مرداد ۱۳۵۹ از یزد به تهران فراخوانده شد، بیمارستان مرسلین هم به تصرف نهادهای انقلابی درآمد و مدتی درمانگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و برخلاف گزارش پال هنت، این بیمارستان در آتش نسوخت.
یک قدم تا بازگشایی اولین بیمارستان مدرن یزد
«مجیدرضا پاک باطن» که در حال حاضر بنای تاریخی بیمارستان مرسلین را برای افزودن به چرخه تاسیسات گردشگری یزد خریداری کرده است، به خبرنگار ایسنا میگوید: هنوز برای تعیین کاربری این بنای تاریخی در حال بررسی هستیم و به احتمال زیاد از طریق برگزاری مسابقهای در سطح جهان و با استفاده از ایدههای مشاوران خلاق و خوش فکر داخلی و خارجی برای ان کاربری تعریف کنیم.
وی که معتقد است این بنای تاریخی خاص و تاریخچه ارزشمندی دارد، حفظ این بنا را ضروری و در اولویت میداند.
البته «امیرترقی نژاد» یکی از فعالان گردشگری استان یزد نیز در مصاحبه قبلی خود با ایسنا، این بیمارستان را موثر در توسعه گردشگری سلامت عنوان کرده و استفاده از ظرفیت آن را ضروری دانسته است.
غالباً همگان برای پی بردن به رمز و رازهای روزهای دور و گذشته مردمان یک شهر و فرهنگ، آدابو رسوم آنها به مسنترین افراد و اهالی آنجا مراجعه میکنند اما در شهر ابرکوه قضیه متفاوت است و بسیاری از گردشگران و اکثر کسانی که به دنبال روزنهای برای رسیدن به تاریخ و تمدن کهن این شهر هستند، به سراغ جوانی میروند که سالهای زیادی از عمر خود را صرف کنکاش در دل تاریخ این دیار کرده است.
«حامد اکرمی» که دارای مدرک کارشناسی علوم ارتباطات گرایش روزنامهنگاری است، مدت ۱۲ سال در حوزه نشریات خبری و ۵ سال نیز در بخش صدا و سیما فعالیت داشته و به واسطه همین شمّ خبرنگاری از سنین نوجوانی کلیه اطلاعات تاریخی مربوط به شهرستان ابرکوه را از طریق گفتوگو، مصاحبه و گزارش میدانی از طریق افراد مسن و با تجربه، طی ۲۵ سال گردآوری کرده که برخی دستنوشتههای مکتوب او مربوط به سالهای ۷۲ و ۷۳ است.
او بیش از هزاران عکس قدیمی و قریب به ۳۰۰ ساعت فیلم مفید در رابطه با آداب و رسوم مردم ابرکوه، مصاحبه با پدربزرگ و مادربزرگها، اجرا و احیا مراسمهای سنتی، دستنوشتهها و اسنادی که روایتگر گوشهای از آثار ملموس و ناملموس این شهرستان است، در آرشیو سالها پژوهش خود دارد.
اندوختههای این پژوهشگر در طی سالهای متمادی را امروز میتوان در قالب چندین کتاب، مکتوب و در اختیار علاقهمندان قرار داد تا برای همیشه در حافظه تاریخ این شهرستان ثبت شود چرا که بسیاری از افرادی را که اکرمی با آنان گفتوگو کرده و با کمک آنان توانسته است بسیاری از غذاهای سنتی و صنایعدستی را احیا کند، دار فانی را وداع گفتهاند.
این خبرنگار توانسته است با تجربه خود در حوزه میراث فرهنگی تاکنون چهار نوع از صنایعدستی را که به دست فراموشی سپرده شده بود از جمله «سفره خمیر یا سفره آرد»، «عارسُک جُلی»، «محصولات نمدی»، «چنته بافی» و یک غذای سنتی به نام «درنجوش» را احیا کند و با همکاری میراث فرهنگی به ثبت ملی برساند.
اکرمی حتی صنایع نامبرده را در مرکز آموزش و نمایش صنایعدستی شهرستان ابرکوه با برند «دسواره» تولید و برای چندین نفر نیز شغل ایجاد کرده است. وی همچنین تحقیقات میدانی وسیعی در زمینه انواع گویش، پوشاک، خوراک، صنایعدستی، انواع بازی و سایر مواردی که مربوط به مردم شهرستان است انجام داده است.
ثبت ملی دَرَنجوش
این فعال میراث فرهنگی در طی گفتوگوهای متعدد با مادربزرگهای این شهرستان توانست چندین غذای سنتی از جمله، «گیپو»، «شُرشُرکُ ذرت»، «خورشت ریزدار ترش»، «مُطَنجینه» و «دَرَنجوش» را که حتی نام آنها هم فراموش شده بود، دوباره احیا کند و تنها یک مورد یعنی «دَرَنجوش» را با همکاری میراث فرهنگی به ثبت ملی برساند.
درنجوش از جمله غذاهایی بوده که مردم ابرکوه بیش از ۵۰ سال قبل آن را برای مراسمات خاص از جمله جشنهای عروسی یا عزاداریها با استفاده از موادی همچون بادمجان، سیر، پیاز، نرمه برنج، لپه، ادویهجات، سبزی محلی و گوشت گوسفندی طبخ میکردند.
عارسُک جُلی هنر دست زنان قدیم
در قدیم بانوان ابرکوهی که امکان دسترسی به وسایل عروسکسازی خاصی را نداشته و معمولاً هم برای دختران خود عروسک نمیخریدند، خودشان با استفاده از تکه پارچههای دور ریختنی، عروسکهایی را برای بازی بچهها تهیه میکردند که از همان ابتدا با اسم «عارسُک جُلی» شناخته میشده است.
این هنر دست بانوان که قدمت آن به حدود چهار قرن پیش بازمیگردد و تقریباً دیگر هیچکسی هم آن را نمیشناسد، توسط «حامد اکرمی» دوباره احیا و در سال ۱۳۹۶ به فهرست آثار ملی کشور اضافه شد.
اکرمی پوشش عروسکهای دستساز خود را نیز طوری انتخاب کرده که نشان دهنده پوشش سنتی و قدیمی مردم همین شهرستان است و برای هر کدام نیز یک نام خاص و شناسنامه تهیه کرده است.
«نمدمالی» هنری به قدمت بیش از ۲ قرن
پژوهشگر جوان ابرکوهی در کالبد نیمهجان صنعت ۲۵۰ ساله این شهرستان نیز جانی تازه دمید و آن را با تغییر کاربری، تلفیق با هنرهای روز و همچنین طراحیهای جدید و خلاقانه، پس از سالها فراموشی دوباره احیا کرد.
در گذشته از نمد برای تهیه فرشینه، تنپوش، زیرانداز، پابند و دستکش استفاده میشد اما «حامد اکرمی» امروز در کارگاه کوچک خود پالتو، شال، پاپوش، کیف در انواع مختلف و بسیاری از محصولات نمدی دیگر را تولید میکند و برخی پزشکان به علت داشتن خاصیت درمانی نمد، آن را برای بیماریهای رماتیسمی، خار پاشنه و پادرد توصیه میکنند.
کنتراست رنگها و طرحهایی که اکرمی در محصولات نمدی به کار میگیرد، برگرفته از طبیعت بوده و طرحهای قدیمی همچون بته بادامی (ترنج)، کله قوچی، زلفکی، آهویی و غیره در آنها به چشم میخورد.
مهندسی معکوس برای احیا سفره پنبهای
آخرین هنر احیا شده توسط این محقق ابرکوهی، «سفره پنبهای» یا در اصطلاح اهالی ابرکوه سفره خمیر یا سفره آرد است که اکرمی بافت آن را بدون هیچ گونه آموزش و تنها با بهرهگیری از مهندسی معکوس از روی نمونههای قدیمی ۷۰ یا ۸۰ ساله فراگرفته و امروز او تنها استاد و آموزش دهنده این هنر کهن ابرکوه است.
بافت سفره پنبهای شبیه به گلیم است با این تفاوت که در وسط کار ملیله بافی با نقوش هندسی، لوزی، چهار گل، چهار لوزی و شاپرک، بافته میشود و حاشیه دور آن به «حاشیه سلسلهای» معروف است.
علت نامگذاری این محصول به نام سفره خمیر یا آرد این بوده است که در گذشته بانوان هنگام پخت نان، برای پهن کردن خمیر از آن استفاده میکردند و نان را نیز پس از پخت در چنین سفرهای قرار میدادند که به خاطر داشتن جنس پنبهای، نان از پنج تا هفت روز در آن سالم نگهداری میشد.
این سفره که در گذشته یکی از اقلام جهیزیه عروس بوده که پس از بافته شدن توسط مادر عروس، با آداب و رسوم خاصی طی یک مراسم تحت عنوان «سر سفرهای» با حضور خانواده داماد و همسایهها، بریده و از دار جدا میشده است.
میهمانان در این مراسم سفره مورد نظر را آستر کرده و با هدایایی که همراه با خود آورده بودند، آن را به مادر عروس تقدیم میکردند تا در شب عروسی نانی پخته و در آن قرار دهد تا برکت سال عروس و داماد باشد.
در گذشته محصولاتی همچون توشه دان، جوال و خورجین به روش سفره پنبهای بافته میشد که باز هم این هنرمند ابرکوهی با تغییر کاربری و افزودن طرحهای جدید روتختی عروس و داماد، پردههایی که در ورودی نصب میکنند، کیف پول، کیفدستی، کیف دوشی، کولهپشتی، چمدان مسافرتی، تکهدوزی مانتو و کفش را با همان روش تولید میکند.
در خاتمه ذکر این نکته ضروری است که شهرستان ابرکوه با داشتن جاذبههای طبیعی و تاریخی بسیار که همهساله مورد بازدید گردشگران داخلی و خارجی بسیاری قرار میگیرد، تاکنون هیچگونه سوغات مخصوصی نداشت و معمولاً میهمانان این شهر دستخالی به خانه خود بازمیگشتند ولی پیگیریها، پژوهشها، تلاشهای شبانهروزی و خلاقیت و ابتکار یک هنرمند موجب شد تا امروز ابرکوه دارای چهار سوغات با ارزش و کمنظیر با برند «دسواره» باشد که انتخاب نام این برند نیز خود ریشه در تاریخ کهن ابرکوه دارد که معمولاً در قدیم به هنر دست، دسواره میگفتند.
«حامد اکرمی» به عنوان کسی که موفق شد چهار نوع از صنایعدستی و یک نوع غذای سنتی ابرکوه را احیا کرده و به ثبت ملی برساند، در گفتوگو با ایسنا اولین درخواست خود را شناختن سوغات ابرکوه توسط مردم و مسئولین همین شهرستان و معرفی آن عنوان کرد و افزود: آموزش و تولید صنایع نامبرده تاکنون برای افراد زیادی اشتغالزایی کرده است و در صورت سرمایهگذاری و حمایت میتوان هر یک از این صنایع را توسعه داده، چندین برابر زمان فعلی شغل ایجاد کرد و حتی در زمینه صادرات هم حرفهایی برای گفتن داشت.
معماری منحصربفرد خانههای سنتی یزد از شاخص ترین نمونه های معماری خاص اقلیم های گرم و خشک جهان است که علاوه بر زیبایی با نیازها و شرایط اقلیمی و فرهنگی مردم منطقه نیز متناسب و سازگار است.
در معماری خانههای سنتی یزد، «حریم» یک اصل تلقی میشود که طبق رعایت همین اصل، با ساختن کوبههای مخصوص مردان و زنان بر روی درها به همراه سایر اجزا و عناصر معماری، خانهها را دورن گرا ساختهاند و مفهوم حجاب را کاملاً به نمایش گذاشتهاند.
معمولاً کوبههایی که در لنگه سمت راست نصب میشدند، به شکل سر شیر، مشت گره کرده یا اشکالی از این قبیل و نسبت به کوبههای سمت چپ سنگینتر بودند و صدایی بمتر داشتند که متعلق به مردان بود و زمانی که مردی مهمان بود، این کوبه را می کوفت تا اهالی خانه بدانند که ممهمان یک مرد است و به همین دلیل، مرد خانواده به استقبال او می رفت. این کوبههای مردانه معمولاً به نام «درکو» شناخته میشدند.
کوبههایی که بر لنگه سمت چپ قرار داشتند، کوبههایی ظریف به شکل انگشتان دست یا حلقههایی باریکتر بودند که وقتی نواخته میشدند، صدایی زیرتر تولید میکردند و اهل خانه را از وجود بانویی در پشت در مطلع میکردند و به همین دلیل نیز زن خانواده به استقبال او میرفت و به این کوبه نیز «ئَلکه» به معنی حلقه میگفتند.
البته زمانی که مهمان، یک خانواده بود نوای هر دو کوبه در خانه پیچیده میشد و صاحب خانه میدانست امروز مهمانش یک یا چند خانواده هستند.
در خانههای سنتی با وجود این که ظاهراً ساده بودند نه تنها خبر از فرهنگ و توان مالی صاحب خانه میدادند که نشان دهنده ارج و قرب افراد به آن خانه و محل نیز به شمار میرفتند، به طوری که درهای مساجد و اماکن معتبر و مهم در بین مردم، بسته به معماری و اهمیت آنها مانند در مساجد جامع، بسیار مزین و سنگین و ساخته شده از چوبهای ارزشمند بودند که بعد از گذشت سالیان طولانی نیز همچنان پابرجا و محکم باقی ماندهاند.
درهای قدیمی امروزه از ساختارها و اجزای مهم فرهنگی در سرزمینمان به شمار میروند و نسبت به حفظ آنها اقدام میشود، بعضی از درهای ابنیه تاریخی هم به طور مداوم روغن کاری و موریانهزدایی میشوند تا به دلیل ارزش مادی و معنوی زیاد از آنها به خوبی حراست شود.
«سیدمصطفی فاطمی» مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یزد در مورد ثبت ملی درهای تاریخی به عنوان جزیی از ابنیه تاریخی این شهر به خبرنگار ایسنا میگوید: ابنیه جزء به جزء ثبت نمیشوند اما قدمت و ارزش تاریخی یک در میتواند منتج به ثبت کلی یک بنا در فهرست آثار ملی شود. البته ممکن است این ارزش و قدمت به میزانی باشد که در را جدا و به منظور ثبت در فهرست آثار ملی پلاک گذاری کنیم که نمونه ثبت شده آن در قدیمی مسجد ندوشن یزد وجود دارد.
وی با بیان این که در مسجد جامع یزد که به سفارش سید شمس الدین به یزد رسیده است نیز از درهای قدیمی و با ارزش یزد به شمار میرود، خاطرنشان کرد: این در یکی از درهای تاریخی یزد به شمار میرود که از قدمت بالایی نیز برخوردار است.
به نظر میآید، هر چند این میراثهای گرانبها در طول زمان دچار تغییر و تحول شده و امروزه دیگر خبری از درهای پرمعنای قدیمی نیست اما باید از این میراث ارزشمند برای آیندگان به خوبی حراست و نگهداری شود.
«سیدمصطفی فاطمی» در گفتوگو با خبرنگار ایسنا با اشاره به این که ویرانه مذکور شاید روزگاری تاریخچه شاهانهای داشته است، میگوید: این ویرانه که در محله ایلچیخان یزد و در بافت تاریخی شهر قرار گرفته است، متعلق به دوران آل مظفر و حتی قبل از آن است و احتمال دارد به یکی از والیان یا داروغهها یا نمایندگان حاکم مرکزی در یزد تعلق داشته باشد.
وی در این خصوص اضافه میکند: ایلچی، سفیر یا نمایندهی حاکم در دوران تیموری بوده که در این محله تاریخی، مقرر حکومتی یا ایلچیخانه (خانه ایلچی) قرار داشته است اما این بنا نمیتوانسته خانه امیرچقماق، حاکم مشهور یزد در آن دوران باشد چرا که بنا بر شواهد تاریخی امیرچقماق در نزدیکی مجموعه تاریخی امیرچقماق و بیرون از حصار شهر یزد ساکن بوده، در حالی که این بنا داخل حصار شهر قرار داشته است.
این مسئول با بیان این که دوره تیموری یکی از دوران شلوغ و پر رفت و آمد حکام در یزد و دوران بروز جنگهای متعددی به شمار میرود، میگوید: در این دوره حاکمان زیادی عزل و نصب میشدند که همین مسئله باعث تصور احتمالات زیادی در مورد این منطقه است.
وی با اشاره به این که امکان تعلق این بنای تاریخی به دوران صفوی نیز وجود دارد، تصریح میکند: هر چند صاحب این بنا هنوز نامشخص است اما امکان دارد که این بنا مقر حکومتی افرادی مانند امیرچقماق، امیر نظامالدین قنبر، مراد بیک بانیری، احمد سارویی، شعیب آقا، قاضی محمد کاشانی، میرزا حسین بیک الله شاملو و افرادی مانند خواجه غیاثالدین نقشبند و یا حتی میرمیران و سایر حکام دورههای مختلف نیز باشد چرا که هنوز مقرر حکومتی این افراد مشخص نیست.
فاطمی در تشریح این محله خاطرنشان میکند: احتمالاً در این محدوده باغهایی وجود داشته و در ابتدا خارج از حصار شهر بوده اما در دوره آل مظفر وارد حصار شهر شده و ساخت و سازهایی در آن اتفاق افتاده و به محل انجام امور مختلف تبدیل شده است.
وی تخریب این بنا را مربوط به قریب ۲۰ سال قبل میداند و میگوید: این بنا، معماری بسیار چشمگیری داشته و حتی بخشی از ویرانه باقی مانده آن نیز به علت برخورداری از معماری قابل توجه مورد مرمت قرار گرفته است.
مدیرکل میراث فرهنگی یزد با بیان این که طی سه سال گذشته و پس از ثبت جهانی یزد، هیچ تخریبی در عرصه بافت جهانی اتفاق نیفتاده است، گفت: خوشبختانه تغییر نگرش مردم و مسولین در مورد بافت تاریخی بزرگترین دستاورد ثبت جهانی بافت تاریخی یزد بود.
زندگی مسالمتآمیز ادیان در یزد، مسئلهای بسیار مهم نه تنها در ایران بلکه در جهان به شمار میرود که در ثبت جهانی یزد از سوی یونسکو نیز مورد تاکید قرار گرفته است، به طوری که در پرونده ثبت جهانی یزد نیز این مسئله مورد بررسی قرار گرفته و یکی از موارد مورد توجه یونسکو در ثبت جهانی بخشی از بافت تاریخی این شهر نیز مربوط به همین ویژگی است.
زندگی مسالمت آمیز ادیان زرتشتی، یهودی و مسلمان در کنار هم یکی از ویژگیهای مهم یزد به شمار میرود که هر ساله گردشگران زیادی را به بهانه دیدن آتشکده زرتشتیان و کنیسهی یهودیان در مجاورت مسجد جامع کبیر یزد و سبک زندگی مردمانش به این شهر میکشاند.
هر چند که وجود برخی از کجسلیقگیها و تعصبات نادرست در روابط این ادیان در اسناد تاریخی موجود است اما مردم یزد روابط صلحآمیزی از حوزه تجاری گرفته تا بناهای تاریخی و اسناد معتبر و ارزشمندی را در این رابطه به یادگار گذاشتهاند.
اسناد تجاری، آب انبارهای زرتشتیان و مسلمانان، وقفیات زرتشتیان برای همه مردم یزد، آتشکده زرتشتیان، کنیسه یهودیان به خصوص کنیسهای که در مجاورت مسجد جامع کبیر یزد واقع شده و مساجد چند قبلهای که تغییر کاربری دادهاند و کسبه و بازاریانی که جزو هر سه گروه یهودی و مسلمان و زرتشتی هستند و در یک بازار و رسته مشغول بکارند و مراسمها و آیینهای مذهبی زرتشتی و کلیمی و مسلمانان در یزد، همگی نمونههای بارزی از روابط مسالمت آمیز ادیان در این سرزمین جهانی به شمار میرود.
با این وجود، کشف بنای دیگری در یزد گویا حجت را بر این روابط صلح آمیز تمام کرده است؛ بنایی متعلق به ادیان زرتشتی، یهودی و مسلمان در دل محله تاریخی نصر آباد یا نرسی آباد یزد با نام محلی «پیرون» که شاید تاریخ مسالمت آمیز ادیان در یزد را اعتبار دیگری میبخشد.
این جاذبه تاریخی، هر چند مورد فراموشی قرار گرفته و اکنون کمتر کسی از آن یاد میکند، سازهای قدیمی و دست نخورده است که قدمت آن به حدود دوران قاجار بازمیگردد و در تکمیل بناهایی که متعلق به دوران قدیمیتر است، نشان میدهد که یزد این روابط را نه تنها در گذشتههای دور بلکه در دوران قاجار و پس از آن و تاکنون حفظ کرده است.
به گفته «محمدحسن دامن خشک» شهروند ۹۰ ساله یزدی و ساکن محله نرسی آباد، بنای مذکور که در مجاورت آب انبار این محله قرار گرفته، در گذشته مورد احترام پیروان هر سه این ادیان قرار داشته و مردم در آن عبادت کرده یا نذورات میدادند.
البته یک بانوی زرتشتی ساکن محله کسنویه نیز که عبادت در این محله را به خاطر دارد، میگوید: زرتشتیان روزگاری در این محل مقدس عبادت میکردند اما اکنون این محل که ورودی آن مسدود و امکان ورود به آن ممکن نیست، اتاقی پوشیده با پارچههای سبز و پنجرهای میلهای رو به خیابان است که در خیابانکشیهای اخیر مانند میدانی در وسط خیابان باقیمانده و نمای درونی آن را خاک و خاشاک پوشانده است.
این جاذبه نادر و شاید منحصر به فرد در ایران و جهان، بنای ارزشمندی است که بیش از آن که معماری و قدمت آن گویای ارزش آن باشد، تلاقی ادیان زرتشتی، یهودی و مسلمان در دل محلهای قدیمی در یزد را به نمایش میگذارد به طوری که همچنان زرتشتیان و مسلمانان گرداگرد این بنا و در این محله کنار هم زندگی میکنند و همچنان در گذرهای این محلات قدیمی، کوچهنشینی زنان و مردان هر دو دین نشان از پیوند محکم این مردمان دارد.
داستانهای زیادی گرد این بنای تاریخی نقل میشود که یکی از این روایتها که زبان به زبان از سوی افراد قدیمی و محلی منقول است، به تاریخچه ساخت این بنا اشاره دارد. یکی از این روایات ساخته شدن این بنا توسط یک فرد ثروتمند از پیروان حضرت موسی(ع) را نقل میکند که گویا پس از ورشکستگی و از بین رفتن تمام داراییاش در دوازه شهر یزد که در آن نزدیکی بوده است، به خواب میرود و در خواب حضرت خضر نبی(ع) را میبیند و از حال و روز خود به پیامبر خدا میدهد و حضرت خضر(ع) نیز به او امید میدهد و میخواهد تا به خانهاش برود و در تپوها (ظروف قدیمی)، طاقههای ابریشمیاش را بردارد و او پس از بیدار شدن به صحت خواب خود پی میبرد و سرمایهاش به او باز میگردد که همین مسئله منجر به ساخت عبادتگاهی در محل نرسی آباد یا نصر آباد امروزی که در این محل میکند.
داستان تاریخی پیروان زرتشتی و کلیمی
این عبادتگاه در اصل برای کلیمیان در روستای قدیمی نرسی آباد ساخته میشود اما پس از آن جریان، یکی از خانوادههای زرتشتی که فرزندی فلج داشته و فرزند خود را به همین علت از دست میدهند، به نزدیکی این عبادتگاه رفته و فرزند مرده خود را در همان جا میگذارد و انتظار شفا یافتن را داشته که پس از محقق شدن آرزوی این خانواده، اهالی زرتشتی محله از کلیمیان میخواهند تا بخشی از این عبادتگاه را به آنها اختصاص دهد و این گونه عبادتگاه «پیرون» صاحب دو قیمت زرتشتیان و کلیمیان میشود.
البته از آنجایی که حضرت خضر(ع) یکی از پیامبران الهی و مورد قبول مسلمانان نیز به شمار میرود، این عبادتگاه مورد احترام مردم مسلمان محله نیز بوده است به طوری که در این محل مسلمانان نیز دعا خوانده، نذر کرده و شمع روشن میکردند.
«اسحاق گوهریان» از جمله کلیمیان ساکن در یزد در رابطه با این بنای تاریخی به خبرنگار ایسنا، میگوید: طبق روایاتی که از مادربزرگ من و به صورت منقول از نسب من نقل شده است، این بنا بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد که البته اطلاعاتی از آن در دست نیست اما بخشی از آن همچنان که امروز نیز وجود دارد متعلق به یهودیان و بخشی متعلق به زرتشتیان است و مسلمانان نیز به علت احترام به حضرت خضر(ع)، این مکان را مقدس میشمارند.
عبادتگاهی در کنار سرچشمه جوی اشکذر
«اسفندیار مرادیان» عضو سابق انجمن زرتشتیان محله نرسیآباد هم در رابطه با این بنای ارزشمند تاریخی به خبرنگار ایسنا، میگوید: در کنار جوی اشکذر، زیارتگاهی شامل دو بخش مخصوص زرتشتیان و کلیمیان قرار گرفته است که بخش متعلق به زرتشتیان دارای دو اتاقک کوچک است که در یکی از این اتاقکها نماز گذارده و عبادت میکردند و در بخشی شمع روشن کرده، نذورات و آجیل و خوراکی توزیع میکردند و قسمتی از آن هم برای آشپزی نذورات و نظافت ساخته شده است.
وی که بیش از ۷۰ سال در این محله زندگی کرده و امروزه سن و سالی از او گذشته است، در رابطه با بخش کلیمیان این بنا هم تصریح میکند: قسمت عقب بنا متعلق به کلیمیان است که در گذشته درگاهی در کوچه داشته و در مواقع خاص مانند اعیاد مخصوص این مردم، جمعیت زیادی در کوچه مراسم برگزار میکردند و تا میانههای کوچه همواره شلوغ و پر از جمعیت بوده است.
این شهروند زرتشتی ادامه میدهد: در آن زمان جمعیت کلیمیان در یزد نیز بیشتر بود و تعداد قابل توجهی از محله معروف زندگی آنها در نزدیکی مسجد جامع یزد، در محل عبادتگاه پیرون جمع میشدند و از خیابان گرفته تا محل عبادتگاه نذورات و شمع توزیع میشد.
وی که از قدمت این بنا آگاهی ندارد، میگوید: من در آن زمان کم سن و سال بودم و در این مراسمات در نزدیکی آب انبار که دروازهی شهر نیز قرار داشت، مینشستم و این مراسمات باشکوه میان هر سه ادیان الهی را نظاره میکردم اما از علت و چگونگی ساخت این بنا آگاهی ندارم.
مرادیان خاطرنشان میکند: روزگاری مردم پس از خیابانکشیها تصمیم به تخریب بنا و ساخت آن در جای دیگری داشتند اما تعصب هر سه دین اجازه تخریب آن را به برخی از مردم نداد.
عبادتگاهی خاص و بیهمتا در دنیا
«سیدمصطفی فاطمی» مدیر کل میراث فرهنگی یزد نیز این بنا را یکی از بناهای خاص یزد میداند و در گفتوگو با ایسنا میگوید: این بنا که از زیارتگاههای خاص هر سه دین زرتشتی، یهودی و کلیمی محسوب میشود، در بردارنده اعتقاداتی است که بر تقدس آن میافزاید و نمونه آن را در هیچ کجای دنیا نداریم.
وی قدمت آن را متعلق به دوران قاجار میداند و میگوید: هر چند هنوز پژوهشهایی دقیق در این راستا انجام نشده اما به احتمال زیاد قدمت آن متعلق به دوران قاجار است.
این طور که به نظر میرسد، این بنای ارزشمند تاریخی نه تنها برای مردم یزد بلکه برای مردم دنیا با در برداشتن پیام صلح و زندگی مسالمت امیز ادیان الهی اهمیت بسیار زیادی دارد و باید هر چه زودتر برای حفظ این اثر تاریخی و ثبت آن اقدام شود.