برچسب: اخبار فرهنگی

اخبار-فرهنگی در خبر گذاری ایران امیر

  • هادی حجازی‌فر: گاهی بد نیست مواضع آدم‌ها روشن شود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هادی حجازی‌فر با «ایستاده در غبار» به یک چهره سینمایی تبدیل شد. بازی ساده و آرام او در نقش حاج احمد متوسلیان در درام مستندگونه‌ای که محمدحسین مهدویان ساخته بود، از همان ابتدا مورد توجه منتقدان قرار گرفت. پس از «ایستاده در غبار» حجازی‌فر به بازیگر اصلی و ثابت سه فیلم بعدی مهدویان در سه دوره بعدی جشنواره فیلم فجر تبدیل شد و البته در کنار بازی در فیلم‌های مهدویان هم برای تلویزیون سریال بازی کرد، هم به شبکه نمایش خانگی سری زد و هم در نقش‌های متفاوت بر روی پرده سینما حاضر شد. در پنجمین سال ورود این بازیگر به سینما، او در پنجمین فیلم مهدویان بازی نکرد و همکاری جدیدی را با نیکی کریمی در مقام فیلمنامه‌نویس و بازیگر تجربه کرد و با «آتابای» در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت. گفت‌وگوی هادی حجازی‌فر با خبرآنلاین که در قالب برنامه «مدیا» انجام شد را در ادامه بخوانید.

    جشنواره تمام شد و برخی از منتقدان معتقد بودند بازی و فیلمنامه شما در «آتابای» دیده نشد.

    مهم نیست؛ مهم این است که فیلم در بخش‌های مختلفی کاندیدا شده و خوشحالم که فیلم دیده شده و مورد توجه هم هیات داوران و هم منتقدین قرار گرفته و مطمئنم که داوران کار سختی برای انتخاب داشتند اما من به اتفاقی که می‌افتد اعتماد دارم چون وقتی وارد یک رقابت می‌شویم، بالاخره باید سازوکارش را بپذیریم. در کل می‌توانیم به سازوکار و همه اینها انتقاد داشته باشیم اما من هیچ گله و ناراحتی ندارم. واقعیت این است که هر چه آدم پیش می‌رود بیشتر به نتیجه کاری که کرده، در رابطه با مخاطب اهمیت می‌دهد و وقتی از او جواب مثبت می‌گیرد، به نظرم با هیچ چیزی قابل تعویض نیست. امیدوارم سال‌های آینده هم بتوانیم حضور داشته باشیم و مردم کارهایمان را ببینند و دوست داشته باشند. 

    در نشست خبری فیلم گفتید در ابتدای ورودتان به سینما برخورد اهالی سینما با شما به گونه‌ای بود که فکر می‌کردند شما از پادگان آمدید و …

    یک وقتی آدم‌ها به واسطه شرایطی که به همه چیز مثل عصبانیت‌های جامعه و موارد دیگر برمی‌گردد نسبت به یک سری آدم‌ها گارد می‌گیرند. خود من هم گاهی دچار این می‌شوم که نسبت به یک سری آدم‌ها گارد دارم و وقتی فکر می‌کنم دلیلی برایش پیدا نمی‌کنم. من هم چند سال به واسطه فیلم‌هایی که بازی کردم مورد قضاوت قرار گرفتم، در عین حال فیلم‌هایی که بازی کردم هم برایم قابل احترام است؛ فکر می‌کنم نقش آدم‌هایی که با باور برای کشورشان زحمت کشیدند را بازی کردم و هیچ مشکلی هم با آن ندارم. ولی این به معنای این نباشد که اگر فرد امکان‌های دیگری دارد از او سلب یا دریغ شود. یکی از خوشحالی‌های من این بود که خانم نیکی کریمی می‌توانست با هر کسی از نویسندگان حرفه‌ای برای فیلمنامه‌اش همکاری کند اما با دیدن کوچکترین استعداد در من طی یکی دو همکاری که با هم داشتیم به من اعتماد کرد و من همه تلاشم را کردم. فکر می‌کنم آدم‌ها باید در قضاوتشان منصف باشند و فکر می‌کنم خانم کریمی هم اینگونه بود. یک رفاقتی بین ما شکل گرفت بعد از یک سال که با هم کار کردیم که می‌دانم درباره آدم‌ها چه نظری دارد و قضاوت نمی‌کند ولی من در معرض این قضاوت‌ها همیشه بودم. 

    استایل و چهره شما جوری است که نقش‌های درگیرانه را خوب بازی کنید. فکر می‌کنید بتوانید قهرمان سینمای ایران باشید؟

    نه علاقه‌ای هم ندارم. چون در بازیگری چنین رویایی ندارم. یک وقتی یک نقشی به تو پیشنهاد می‌شود و تو تمام ابزارهایی که داری را به کار می‌گیری و تمام ضعف‌هایی که در قبال این نقش داری را سعی می‌کنی در خودت پنهان کنی. کاری که خیلی از دوستان ما انجام می‌دهند. کارهای زیادی به من پیشنهاد شده اما چون فیلمنامه خوبی نداشته یا من امکان همراهی نداشتم عذرخواهی کردم ولی این یک واقعیت است که با «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز» و حتی «لاتاری» بحث قهرمان داشتن فیلم‌ها دوباره در سینمای ایران مطرح شد. می‌توانست هر کسی در این نقش‌ها باشد که خوشبختانه قرعه فال هم به نام من افتاد. بخشی از موفقیت این موضوع شاید به این دلیل بود که این قضیه چندسالی مهجور بود و شاید هر کس دیگری هم به جای من شانس حضور در این فیلم‌ها را داشت باز هم تماشاگر با نگاه مهربانانه‌ای با او برخورد می‌کرد. همان نگاهی که به من داشتند. برای من فرقی نمی‌کند من در همه نقش‌هایم سعی می‌کنم از حافظه عاطفی و زیستم و هر چیزی که دم دست دارم استفاده کنم تا بتوانم نقش را اول همانطور که کارگردان می‌خواهد و بعد همانطور که خودم فکر می‌کنم بسازم و اجرا کنم.

    با جواد عزتی هم زوج خوبی را تشکیل دادید.

    ما با جواد دوستی خیلی خوبی داریم و فکر می‌کنم لیاقت جایگاهی که به دست آورده را به شدت دارد به این دلیل که آدم استخوان خورد کرده و باهوشی است. به نظر من جواد از یک نبوغ عجیب و غریب در بازیگری رنج می‌برد. یکی از اشتراکات من و جواد این است که به پارتنرهایمان بیشتر فکر می‌کنیم تا خودمان. من خیلی‌ها را دیدم در بحث بازی که به این معتقد بودند و فکر می‌کنم جواد و خیلی‌های دیگر که یا پولساز هستند یا اینکه نقش‌های ماندگار در سینما خلق می‌کنند، کمااینکه در گذشته هم نمونه‌هایشان را داشتیم، یک جور تبدیل به تالار مشاهیر و افتخارات سینمای ایران می‌شوند.

    در نشست خبری فیلم شما سوالی پرسیده شد که شما عصبانی شدید. الان که از آن روز گذشته و آرامش بیشتری دارید درباره آن مساله چه نظری دارید؟

    برای من جالب است که چرا مثلا زمان جنگ نمی‌گفتند اینجا چون ایران است فقط باید فارس‌ها بجنگند؟ مثلا در کربلای پنج و کانال ماهی فقط فارس‌ها باید خط را بشکنند؟ چرا وقتی زمان انتخابات می‌شود فقط فارس‌ها رای نمی‌دهند؟ ماجرا این است که این بحث‌ قومیت‌ها وقتی آزاردهنده می‌شود که یک عقبه ذهنی آزاردهنده درباره قومیت‌ها وجود داشته باشد. من خیلی راحت به شما می‌گویم. حتی ممکن است گاهی خود ما هم شوخی‌هایی کنیم ولی از کودکی این احساس ذره ذره در آدم تلنبار می‌شود و به واسطه برخوردهایی که می‌شود و حرف‌هایی که گفته می‌شود… این تبدیل به یک خشمی می‌شود که ناگهانی می‌ترکد. به نظر من زبان مادری هر کسی برایش شبیه مرزهای زمینی‌ و جغرافیایی‌اش است و اصلا متوجه این موضوع نمی‌شوم و نمی‌توانم بفهمم چطور یک خبرنگار و یک آدم تحصیلکرده می‌تواند چنین نگاه عقیمی به بحث زبان داشته باشد.

    هنوز هم می‌گویید فاشیستی است؟ 

    به شدت فاشیستی است. من واقعا فکر می‌کردم جشنواره ما روز بعد اجازه ورود این خبرنگار را به سینمای مطبوعات نمی‌دهد و عذرخواهی رسمی می‌کند. الان در یک استادیوم چنین حرفی زده شود همه جای دنیا آن تیم محروم می‌شود ولی آقای داروغه‌زاده با لبخندهای همیشگی‌اش انگار موضوعات مهمتری برایش وجود داشت. من واقعا انتظار داشتم و هنوز هم انتظار دارم که دبیر جشنواره دراین‌باره عذرخواهی کند. مگر می‌شود در یک نشست بر خلاف اصل صریح قانون اساسی حرفی بزنی و بگویی زبان معیار پارسی است و نباید فیلم به زبان آذری ساخته شود؟ من به این فکر می‌کنم که پس ناراحتی دیرینه ما از این برخوردها واقعی بوده. در اسکار دیدید که یک فیلم کره‌ای همه جوایز را درو می‌کند. این بحث‌های فرهنگی است که باعث می‌شود ما درجا بزنیم. 

    درباره استوری آقای یراحی صحبتی دارید؟

    من برای ایشان احترام قائل هستم و شماره‌اش را هم گرفتم که به او زنگ بزنم که نخواهم رسانه‌ای پاسخ بدهم. فکر می‌کنم او دچار همان مشکلی است که من به عنوان یک ترک هستم چون فکر می‌کنم این یک خشمی است که از بچگی تلنبار شده. اینکه به لهجه تو بخندند، مورد تمسخر قرار بگیری و … من به عنوان یک بازیگر هیچ ربطی ندارم به این که پس این فیلم چه فکری بوده. این هم مثل همان قضاوتی است که فکر می‌کردند من از پایگاه آمدم. من از همه عرب‌زنان عزیزی که در  کشورمان هستند عذرخواهی می‌کنم چه کسی است که ادبیات غنی عرب را نشناسد؟ لااقل ما که در حوزه ادبیات کار کردیم. متاسفانه این نگاه وجود دارد و ما از این بابت احساس خطر می‌کنیم. وقتی با دوستانی که افکار تندرو داشتند صحبت می‌کردیم،همیشه می‌گفتیم ما ایران هستیم ولی زبان و فرهنگ و هنر خودمان را بایدحفظ کنیم. وقتی این برخوردها را می‌بینم فکر می‌کنم آنها هم حق داشتند. اینکه یک نویسنده به زبان مادری‌اش بنویسد انگار یک لایه از روح او برداشته می‌شود. این که یک بازیگر به زبان مادری‌اش حرف بزند به مخاطبش نزدیک‌تر است. چون بالاخره در آن واحد ترجمه اتفاق می‌افتد ولی این یک واقعیت است. امیدوارم روزی برسد که فرزندان ما چنین تنش‌هایی نداشته باشند.

    برنامه شما برای آینده چیست؟ به فیلمسازی فکر می‌کنید یا دوست دارید بازیگری را ادامه بدهید؟

    من رویاهای بزرگی دارم.رویاهایی که من را از سخت‌ترین اتفاقاتی که در زندگی‌ام افتاده کشانده و آورده به اینجا رسانده. خدا را شاکرم که الان در این موقعیت هستم. اکثر رویاهای من در فیلمسازی خلاصه می‌شود. اگر وسعت مخاطبان این مدیوم نبود در تئاتر می‌ماندم ولی احساس می‌کنم سینما این امکان را به من می‌دهد که با تعداد بیشتری از مخاطبان گفتگو کنم. فکر می‌کنم وقتش رسیده که فیلم خودم را بسازم. در یکی دو سال اخیر هم امکانش پیش آمد یک مقدار با احتیاط با آن برخورد کردم.

    درباره‌اش توضیح می‌دهید؟

    دو فیلمنامه دارم؛ دو، سه تا طرح دارم ولی باید به یک جمع‌بندی بسازم. «آتابای» ترغیبم کرده و مخصوصا با برخوردی که با فیلم در جلسه نشست مطبوعاتی شد همانطور که می‌گویند «گاه آن که تو را به حقیقت می‌رساند خود از آن عاری است» احساس کردم که چه وظیفه سنگینی دارم و دوباره باید برگردم به آن جغرافیا و نسبت به آن منطقه و جادویی که در آنجا برقرار است وظیفه‌ای دارم. فکر می‌کنم «آتابای» بخش عظیمی از تاثیرگذاری‌اش را مدیون این جادوی محیط است که وارد فیلم شده.

    تاجبخش فناییان یکی از اساتید شما در دانشگاه در گفت‌وگو با خبرآنلاین از این گفته بود که روزی که شما را دیده می‌دانسته روزی ستاره می‌شوید اما این ستاره شدن ۲۰ سال طول کشیده.

    ۲۴سال. اولین اجرای عمومی تئاتر که داشتم سال ۷۰ در شهر میاندوآب بود که پدرم مدیر آموزش پرورش آنجا بود. تا «ایستاده در غبار» ۲۴سال طول کشید. الان هم تئاتر هامون که راه انداختیم به یک سری آدم‌هایی کمک می‌کنیم که فکر می‌کنیم بااستعداد هستند برای اینکه این فاصله زمانی ۲۴سال کمتر و کمتر شود. 

    شما  سال‌ها عکاس و خبرنگار بودید. شاید بهتر از هر کسی بتوانید درباره خبرنگارها نظر بدهید.

    هر شغلی که سختی دارد و هر شغلی که در آن عدم امنیت کاری وجود دارد، آدم‌های مهمش را خیلی زود از دست می‌دهد. آدم‌ها تا یک جایی می‌جنگند، مبارزه می‌کنند و بعد خسته می‌شوند. یا حوزه فعالیتشان را تغییر می‌دهند یا کلا شغلشان را. برای همین فکر می‌کنم بخشی از این جایگزینی هدفمند اتفاق نیفتاده و به همین دلیل است که ما یک‌باره با پدیده‌های عجیب غریب روبه‌رو می‌شویم. من خودم سال‌ها تلویزیون و شبکه ۴ کار کردم. سال ۹۴ هم به عنوان خبرنگار می‌آمدم و می‌رفتم.

    خیلی هم دور نیست. 

    یک خاطره بگویم. برای کار خبری به برج میلاد و جشنواره می‌آمدیم. فیلم‌ها را هم می‌دیدیم. خیلی هم به من برمی‌خورد که سینماگران تحویل نمی‌گرفتند و گفتگو نمی‌توانستم بگیرم. اولین خاطره‌ای که من از بعد از بازیگر شدنم دارم، فردای نمایش «ایستاده در غبار» بود. در برج میلاد من در صف بودم که بروم در یک سالن، یک‌باره سه تا عکاس دوربین به دستم به سمتم آمدند، من ناخودآگاه خودم را کشیدم کنار و فکر کردم پشت سرم کسی است که می‌خواهند از او عکس بگیرند. بعد اسمم را صدا زدند، من برگشتم و از من عکس گرفتند. 

    به دلیل همین سابقه رابطه شما با خبرنگارها خوب است؟

    بله. به همین دلیل بعد از نشست‌ها خودم دنبال خبرنگارهایی هستم که با آنها گفتگو کنم.

    به نظر می‌رسد در سینما یک چنددستگی به وجود آمده. تحلیل شما چیست؟

    من فکر می‌کنم باید به آدم‌ها حتی برای اشتباه کردن فضا داد. در نهایت این اشتباه است که کاراکتر ما را می‌سازد. چون خودم زیاد اشتباه کردم یک مقدار با دوستان احساس همدردی می‌کنم. به نظرم چه آن آدمی که اشتباه می‌کند و چه آن فردی که درباره‌اش اشتباه شده همه سرمایه‌های سینما هستند. قرار نیست که لشکرکشی شود. ممکن است یک نفر به هر دلیلی عصبانی شود و یک حرفی بزند، فرقی نمی‌کند بازیگر باشد یا کارگردان و یا هر صنف دیگری؛ گاهی باید شنید  و خودت را به نشنیدن بزنی. فکر می‌کنم ناراحتی جامعه یک مقدار متاثر از اتفاقاتی است که رخ داده و همه جامعه و طبعا سینماگران مستثنی نیستند. خیلی سخت است که تو کلی طرفدار داشته باشی و کلی مخالف که اصلا دلیلش را نمی‌دانی. من اینستاگرامم را جوری بستم که صدتا هکر نمی‌تواند آن را باز کند. برای اینکه ابتذال طوری وارد خون تو می‌شود که نمی‌فهمی. ابتذال لزوما به معنای سبک زندگی نیست، به این معنی که به تو تزریق شود که چه بگویی و چه نگویی. هر چه بگویی یک عده موافق و یک عده مخالف هستند. به همین دلیل تا در موقعیت آن آدم‌ها نباشی درکش سخت است. البته گاهی هم بد نیست که بعضی مواضع مشخص شود و بدانیم چه کسی با کسی دوست است و چه کسی دشمن چه کسی است. من کلا آدم خوش‌بین و امیدواری هستم. 

    و نظرتان درباره شهاب حسینی؟

    من چون کامل حرف‌های او را نشنیدم نمی‌توانم قضاوت کنم. اگر کامل شنیده بودم از این که موضع بگیرم ابایی نداشتم اما الان چیزی درباره‌اش نمی‌گویم. شهاب حسینی به نظرم شهاب حسینی یکی از جادویی‌ترین چشم‌های ایران را دارد. ابربازیگر است و خشمش و احساساتش واقعی است. 

    ۲۵۸۲۵۸

  • عکس | ژست جالب پژمان جمشیدی در پوستر «خوب بد جلف؛ ارتش سری»

    به گزارش خبرآنلاین، «ارتش سری» به تهیه‌کنندگی محسن چگینی ساخته شده و پژمان جمشیدی، سام درخشانی،ریحانه پارسا، مارال فرجاد و حامد کمیلی و… بازیگران آن هستند.

    این فیلم ادامه‌ای بر داستان «خوب، بد، جلف» است که در سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

    «خوب، بد، جلف۲؛ ارتش سری» از چهارشنبه در سینماهای سراسر کشور اکران خواهد شد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • عکس | ژست جالب پژمان جمشیدی در پوستر «خوب بد جلف؛ ارتش سری»

    به گزارش خبرآنلاین، «ارتش سری» به تهیه‌کنندگی محسن چگینی ساخته شده و پژمان جمشیدی، سام درخشانی،ریحانه پارسا، مارال فرجاد و حامد کمیلی و… بازیگران آن هستند.

    این فیلم ادامه‌ای بر داستان «خوب، بد، جلف» است که در سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

    «خوب، بد، جلف۲؛ ارتش سری» از چهارشنبه در سینماهای سراسر کشور اکران خواهد شد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • تایید اصالت نقاشی ۴۰۰ ساله

    طی دهه ها، موزه هنر آلن تاون در آمریکا  این تابلوی نقاشی موسوم به پرتره یک بانوی جوان را به نمایش گذاشت و آن را به استودیوی رامبرانت نسبت داد. دو سال پیش، تابلو برای مرمت و پاکسازی به دانشگاه نیویورک فرستاده شد. آنجا بود که کارشناسان لایه های رنگ رویی را برداشتند و کم کم به این نتیجه رسیدند که تابلو اثر دست شخص رامبرانت است.

    مرمت کاران از ابزار مختلفی همچون اشعه ایکس و میکروسکوپ الکترونی استفاده کردند تا فرضیه اصل بودن تابلو را تقویت کنند. زمانی که پرتره یک بانوی جوان به موزه آلن تاون در سال ۱۹۶۱ سپرده شد، گمان می رفت تابلو اثر رامبرانت است. حدود یک دهه بعد، گروهی از کارشناسان به این نتیجه رسیدند که یکی از دستیاران رامبرانت تابلو را کشیده است.

    تایید اصالت تابلوهای هنری، امر غیرمعمولی نیست. طی سده ها، در بالاترین تعداد ۶۸۸ اثر و در کمترین تعداد ۲۶۵ نقاشی به این هنرمند هلندی نسبت داده شده است.

    رامبرانت هارمنزون فان راینکه به نام کوچکش شهرت یافت از چهره های دوران طلایی هلند بود که در سال ۱۶۰۶ به دنیا آمد و در سال ۱۶۶۹ از دنیا رفت. او یکی از بزرگترین هنرمندان بصری در تاریخ هنر و مهمترین هنرمند در تاریخ هنر هلند به شمار می رود. کمک وی به هنر در دوره دستاوردهای بزرگ فرهنگی انجام شد که مورخان از آن به عصر طلایی هلند یاد می کنند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • گریم متفاوت بهنوش طباطبایی در نمایش «روزهای رادیو» / عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در نمایش «روزهای رادیو» بهنوش طباطبایی در سه نقش روی صحنه می‌رود. احسان کرمی، افشین هاشمی، هومن برق‌نورد و فهیمه رحیم‌نیا دیگر بازیگران این نمایش هستند.

    تصویری از گریم متفاوت بهنوش طباطبایی در این نمایش ببینید.

    ۲۴۱۲۴۱

  • ماجرای برخورد تند غلامحسین بنان با شهرام ناظری به خاطر شعر مولانا

    شهرام ناظری رفاقتش را با مولانا این‌طور توصیف و کار را تمام می‌کند:«از روزی که چشم باز کردم، دیدم دوست دارم مولانا بخوانم.» در روزهایی که این خواننده بیست‌ودو، سه سال بیشتر نداشت، سعدی خدای خواننده‌های آواز بود و در برابر مولانا خواندن، مقاومت زیادی وجود داشت. حتی استاد غلامحسین بنان، خواننده تصنیف دلنشین «الهه ناز» هم معتقد بود باید از سعدی خواند و نه مولانا. استاد ناظری در بخشی از مستند «مشاهیر کرد»، به اولین مواجهه‌اش با بنان و مخالفت سرسختانه او با خواندن از مولانا اشاره می‌کند و می‌گوید:«من در موسیقی دو بخش را دنبال کردم، موسیقی کردی که بحثش بسیار مفصل است و موسیقی سنتی که برای تحصیل در آن به تهران آمدم. در آن روزها، آن چیزی که به ما درس دادند، فقط از روی غزل‌های سعدی بود. یعنی ۹۵ درصد نگاه تغزلی سعدی بود که روی موسیقی آوازی سوار بود و ما هر جا رفتیم همیشه سعدی بود. ۵ درصد دیگر هم حافظ و دیگر شاعران. نمی‌دانم چه نیرویی من را به سمت مولانا برد. دوستی داشتم به اسم دکتر نظام‌زاده نائینی، ایشان دوست استاد بنان بود. خیلی از من پیش بنان تعریف کرده بود؛ که جوانی هست هم شاعر است، هم ساز می‌زند، هم موسیقی‌دان است و هم صدای عجیبی دارد. آن‌قدر تعریف کرده بود که استاد بنان خواست من را ببیند. شبی که در منزل ایشان، استاد را دیدیم، شعر «چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون/ دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون» مولانا را خواندم. یک دفعه آقای بنان وسطش گفت: این‌ها چیست می‌خوانی! با تندی و پرخاش گفت: خیلی افتضاح بود. همه‌اش تخته‌پاره و خون و دریا و نهنگ. این چیزها صدای آدم را خراب می‌کند و شما باید شعرهای خیلی مرتب، تروتمیز و شسته‌رفته بخوانید. خیلی توی ذوقم خورد.» اما نه این اتفاق و نه مخالفت‌های بعد باعث شد که شهرام ناظری از مولانا دست بکشد. او از مولانا خواند و ورود موفقیت‌آمیز این شاعر در آواز ایرانی باعث شد تا اندک اندک دیگران نیز، به مولانا ایمان بیاورند و از  اشعار او  استفاده‌ کنند؛ حتی کسانی که معتقد بودند موسیقی سنتی و مولانا با هم جور درنمی‌آید.
    اندک اندک فتح‌های پی‌درپی
    قصه رفاقت ناظری و مولانا یک روی سکه است و علاقه‌اش به ادبیات فارسی روی دیگر آن. در گفت‌وگویی که پیشتر با او داشتم، از مادرش گفت که عاشق ادبیات فارسی بوده و او را نیز سر همین سفره نشانده است. کمتر جایی به این موضوع اشاره می شود که او شاعر ویژه‌ای نیز هست و حتی شعر تصنیف «شیدا شدم» او را به اشتباه از مولانا می‌دانند؛ در صورتی که او خود این چنین سروده است که :«من او بدم من او شدم/ با او بدم بی او شدم/ در عشق او چون او شدم/ زین رو چنین بی سو شدم». او همواره در خدمت شاعران بزرگ فارسی بوده و سعی کرده است با پادرمیانی  موسیقی و آواز ایرانی چهره جهانی آن‌ها را نیز تقویت کند. به هر حال بعید است او با لحن حماسی خود به سراغ غول ادبیات حماسی، یعنی فردوسی نرفته باشد. هرچند اجرای شاهنامه‌خوانی توسط او، بی‌مقدمه نبوده و او پس از سال‌ها تحقیق و پژوهش، شاهنامه را در بستر موسیقی مقامی، ارکستر بزرگ کلامی بر مبنای موسیقی دستگاهی و گروهی بین‌المللی روی صحنه آورده است. با این همه، او از شاعران شعر نو نیز روی‌گردان نبوده و رد پای «زمستان» مهدی اخوان ثالث و «در گلستانه»  سهراب سپهری در آثارش به چشم می‌خورد. تلفیق شنیدنی آواز ایرانی، با آثار شاعران شعر نو نشان می‌دهد تلاش موفقیت‌آمیز او برای ورود مولانا به عرصه موسیقی سنتی، اتفاقی نبوده و شهرام ناظری مرد کارزارهایی‌ است که در چشم دیگران، ناشدنی و شکست‌خورده به نظر می‌آید؛ اما با قدم‌های او شدنی می‌شود.
    ۲۴۱۲۴۱
  • رویدادی بی‌سابقه در معتبرترین جشنواره سینمایی جهان

    به گزارش خبرآنلاین، تیری فرمو دبیر جشنواره، کریستین ژون مدیر بخش فیلم و نایب رییس جشنواره، استفانی لاموم مشاور هنری (که بیش از ده سال است در کمیته انتخاب حضور دارد) این افراد را معرفی کردند.

    ویرجینی آپیو روزنامه نگار و مستندساز شبکه های تلویزیونی که در شبکه آرته فیلم ها و گزارش هایی درباره سینماگران معروف مانند ماکس اوفولس، آبل گانس، دیوید کروننبرگ و آقای عباس کیارستمی تهیه کرده،  پل گراندسارد فیلمساز کوتاه و عکاس حرفه ای که از سال ۱۹۹۹ به جشنواره کن پیوسته است، لورن ژاکوب فرزند ژیل ژکوب و دستیار کارگردان که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۹ عضو هیات انتخاب بخش سینه فونداسیون بود، استفانی لاموم روزنامه نگار و منتقد که سردبیر مجله معروف پرمیر بوده است، اریک لیبیو نویسنده نشریات مختلف که در حال حاضر کتابی درباره کلینت ایستوود را در حال نگارش دارد، لوسین لوگت نویسنده و روزنامه نگار، یوهانا ناهون دکتر فیلمنامه و تهیه کننده که سه سال در شرکت سلولویید دریمز و تحت مدیریت هنگامه پناهی فعالیت داشت، گیومه اودیسینو روزنامه نگار و منتقد که با شبکه کانال پلوس نیز همکاری دارد و کارولین ووناک روزنامه نگار و نویسنده و برنامه ساز تلویزیونی در این فهرست حاضر هستند. 

    جشنواره فیلم کن از تعدادی مشاوران خود نیز نام برده است که شامل دیدیه آلوش، ژوئل شاپرون، ایزابل گلاشان، انیه پواریه، خوزه ماریا ریبا، یوکا ساکانو و الدا سانتیاگو می‌شوند. 

    ۲۴۱۲۴۱

  • صالحی: ایران را نمی‌توان از یاد برد

    سید عباس صالحی در این توئیت آورده است: «دعوت به مشارکت ملی در انتخابات از سوی چهره های اصلاح طلب، شاخص از درک درست منافع ملی است».

    عضو کابینه دولت دوازدهم در عین حال تاکید کرد: «می توان منتقد و یا معترض بود، اما ایران را نمی توان از یاد برد».

    به گزارش ایرنا، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دی ماه ۹۸ نیز متنی را در خصوص انتخابات منتشر کرد که در آن آمده است: «جمهوریت نظام به حضور حداکثری سلایق در چارچوب قانون‌اساسی است. خط قرمز فساد مالی و اخلاقی است، از  هر جناح و حزب. با نگرش‌های انقباضی، مشارکت انتخاباتی را مخدوش نکنیم.»

    ۲۴۱۲۴۱

  • رونمایی از «تقاطع انقلاب» در کاشان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم رونمایی کتاب «تقاطع انقلاب» و جشن امضای آثار حجت‌الاسلام محمدرضا زائری پنجشنبه ۸ اسفند در شهر کاشان برگزار می‌شود. نویسنده کتاب در این نشست با حاضران به گفتگو می‌نشیند. 

    کتاب «تقاطع انقلاب» مجموعه‌ای است از مقالات و یادداشت‌های حجت‌الاسلام محمدرضا زائری که چندی پیش در نشر آرما منتشر شد.

    زائری در کتاب جدیدش نوشته است: اگر انقلاب اسلامی را تجربه‌ای بشری ندانیم، لاجرم نمی‌توانیم به بازشناسی ضعف‌ها و قوت‌های آن بپردازیم و کامیابی‌ها و ناکامی‌هایش را تحلیل کنیم.
     

    ۲۴۱۲۴۱

  • «خورشید» در تجلی اراده ملی هم درخشید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم پایانی بخش تجلی اراده ملی سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران و تلاوت آیاتی از قرآن مجید در تالار ایوان شمس برگزار شد.

    روایت حسین انتظامی از جشنواره‌ای در دل جشنواره فجر 

    حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی که در این مراسم حضور داشت، از همتی که دستگاه‌های مختلف و سمن‌ها در شکوه‌بخشی به بخش جنبی جشنواره که خود جشنواره‌ای مفصل و باشکوه شده است، سخن گفت و اظهار داشت: «امسال تعداد زیادی از دستگاه‌ها خواستار حضور در این بخش بودند. جشنواره در کنار استعداد یابی یکی از وجوه سیاست‌گذاری است و با گزینش‌ها، عملا اولویت‌ها گفته می‌شود. ضمن این که حضور دستگاه‌ها در ساختار مسئولیت اجتماعی تعریف می‌شود. آنها از ظرفیت هنر آگاه هستند و برای سینماگران این ظرفیت را به وجود می‌آورند.»

    رئیس سازمان سینمایی از داوران بخش تجلی اراده ملی تشکر کرد و از دستگاه‌ها خواست جهت‌گیری‌های خود را اعلام کنند تا برای تولیدات سال ۹۹ سینمای ایران اثرگذار باشد.

    در این مراسم نماهنگی از فیلم‌های حاضر در سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. 

    جوایز قوه قضائیه

    جایزه هیات داوران قوه قضائیه به دلیل طرح دغدغه‌مندانه آسیب‌های اجتماعی و ضرورت مشارکت در حل معضلات اجتماعی برای فیلم «خورشید» به مجید مجیدی اهدا شد.  

     جایزه هیات داوران قوه قضائیه توجه به آسیب‌های اجتماعی نوجوانان به فرزاد خوشدست کارگردان مستند «خط باریک قرمز» اهدا شد. خوشدست از همکاری قوه قضائیه و سازمان زندان‌ها در ساخته شدن مستند خود تشکر کرد و اعلام کرد کار بعدی خود را نیز با همکاری این سازمان خواهد ساخت.

    هیأت داوران این قوه، از بازیگران نوجوان فیلم سینمایی «خورشید» نیز قدردانی و جوایزی به هنرمندان نوجوان این فیلم اهدا کرد.

    سازمان زندان‌ها نیز جایزه خود را به فرزاد خوشدست کارگردان مستند «خط باریک قرمز» اهدا کرد.

    بنیاد شهید و امور ایثارگران

    داوران بنیاد شهید و امور ایثارگران، جایزه اول خود را به دلیل نمایش موفق مشارکت اقوام مختلف در دفاع مقدس جایزه خود را به مهرداد خوشبخت کارگردان «آبادان یازده ۶۰» اهدا کرد.

    جایزه بعدی بنیاد شهید و امور ایثارگران به دلیل پرداخت نفس‌گیر جانفشانی‌های محافظان امنیتی کشور، به سعید ملکان برای «روز صفر» اهدا شد. ملکان که در این مراسم حضور داشت با حضور روی سن جایزه خود را دریافت کرد.

    وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

    جایزه داوران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به دلیل روایت ایثار مادرانه و عشق پدرانه برای زندگی‌بخشی به کودکان و آینده سازان سرزمین به حمیدرضا قربانی کارگردان «مغز استخوان» اهدا شد.

    جایزه بعدی این وزارتخانه به دلیل تمرکز بر یک داستان در حوزه سلامت و دغدغه‌مندی تصویر درست خانواده سلامت ایرانی به بهرنگ دزفولی‌زاده کارگردان فیلم «بی‌صدا حلزون» اهدا شد.

    محمدحسین مهدویان کارگردان «درخت گردو» هم به دلیل نمایش از خودگذشتگی و ماندن سپیدچامگان بر سر سوگند خود، جایزه گرفت. 

    وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی 

    جایزه اول وزارت کار به غلامرضا موسوی تهیه‌کننده «قصیده گاو سفید» اهدا شد. جایزه دوم وزارت کار به دلیل توجه به آسیب‌های اجتماعی و مولفه‌های فرهنگ کار به شهرام مسلخی تهیه‌کننده «پدران» اهدا شد.

    جایزه سوم این بخش به دلیل توجه به مولفه‌های فرهنگ کار و مسئولیت پذیری و اهمیت به سلامت جسم و روان به مجید برزگر برای «ابر بارانش گرفته» اهدا شد.

    وزارت ورزش و جوانان

    جایزه وزارت ورزش و جوانان به دلیل توجه به نقد استفاده از داروهای روان‌گردان و رفتارهای هنجارشکن به سالم صلولتی برای «پدران» اهدا شد. 

    جایزه بعدی وزارت ورزش و جوانان به دلیل نگاه دغدغه‌مند به ازدواج و خانواده برای فیلمنامه «آتابای» به هادی حجازی‌فر اهدا شد.

    جایزه بعدی وزارت ورزش و جوانان برای نگاه نو به ورزش بانوان در عرصه قهرمانی به سام کلانتری برای فیلم «جایی برای فرشته‌ها نیست» اهدا شد.

    فراکسیون جوانان مجلس و سازمان بهزیستی

     جایزه فراکسیون جوانان مجلس شورای اسلامی، به دلیل زنده نگه داشتن راه جوانان غیور آبادان و خرمشهر، به حسن کلامی تهیه‌کننده «آبادان یازده‌ ۶۰» اهدا شد.

     همچنین جایزه این فراکسیون به دلیل احترام و نگاه ویژه به فرهنگ و اقوام ایرانی به نیکی کریمی کارگردان فیلم «آتابای» اهدا شد که او با حضور روی سن این جایزه را دریافت کرد.

     جایزه سازمان بهزیستی کشور به دلیل ترویج نگاه انسانی به کودکان کار و خیابان، به مجید مجیدی برای فیلم «خورشید» اهدا شد.

     جایزه بعدی سازمان بهزیستی به خاطر توجه به مقوله اشتغال معلولین و توجه به ناشنوایان به بهرنگ دزفولی‌زاده برای «بی صدا حلزون» رسید.

     داوران سازمان بهزیستی نیز جایزه خود را به گروه بازیگران کودک و نوجوان فیلم سینمایی «خورشید» اهدا کرد.

    شهرداری تهران

     جایزه اول سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران به دلیل توجه ویژه به بازیافت پسماند و کودکان کار به مجید مجیدی و امیربنان تهیه‌کنندگان فیلم «خورشید» اهدا شد.

     جایزه دوم این سازمان برای توجه به استفاده از پسماندهای شیشه‌ای و بازیافت، به بهتاش صناعی‌ها برای «قصیده گاو سفید» اهدا شد.

     جایزه سوم سازمان مدیریت پسماند، به دلیل توجه به کیسه‌های خرید پارچه‌ای به مجید برزگر برای فیلم «دشمنان» اهدا شد.

     برای استفاده از پیام‌های زیست‌محیطی، جایزه بعدی این سازمان به ساسان سالور تهیه‌کننده «سه کام حبس» اهدا شد.

    جایزه اول داوران شرکت بهره برداری راه‌آهن شهری تهران و حومه، به دلیل توجه به کودکان کار و مهاجرین به مجید مجیدی برای «خورشید» اهدا شد. جایزه دوم این شرکت نیز به بازیگران کودکان و نوجوان فیلم «خورشید» رسید.

    بیمه ایران 

    جایزه اول شرکت سهامی بیمه ایران به دلیل توجه به هوشیاری در مبارزه با فساد به بهروز شعیبی کارگردان فیلم «روز بلوا» اهدا شد. 

    انجمن ویرایش و درست‌نویسی

    هیأت داوران انجمن ویرایش و درست‌نویسی برای توجه به ویژگی‌های زبانی شخصیت‌ها، جایزه خود را به مجید مجیدی و نیما جاویدی برای فیلمنامه فیلم «خورشید» اهدا کرد. 

    ۲۴۱۲۴۱