برچسب: احمدی نژاد

  • مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد

     

    به گزارش خبرآنلاین، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگویی به بیان نکاتی پیرامون انتقادات به جریان اصلاحات، انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم و .. پرداخته است که در ادامه بخشی از آن را به نقل از جماران می خوانید؛

    در سال های گذشته و به ویژه ماه های اخیر، اظهارنظرهای زیادی در خصوص ضرورت نقد اصلاحات مطرح می شود. به نظر شما «جریان اصلاحات»تا چه اندازه نیازمند نقد درونی است؟

    اصلاحات سابقه روشن و مشخصی دارد. هم موفقیت هایی داشته و هم عدم توفیق هایی. به طور کلی هر جریان یا جبهه سیاسی قابل نقد است. ولی به نظرم این مسأله مهمی نیست. مهم تر از آن طرح این پرسش است که ایران و مردم کشور در چه شرایطی قرار دارند و باید چه کاری برای«ایران» کنیم؟ بی تردید آنچه در مرحله اول اهمیت دارد، ایران است. باید کشور را از خطراتی که می تواند آن را تهدید کند، نجات دهیم.

    در مرحله دوم نیز باید ببینیم که مشکلات مردم را چطور می توان حل کرد؟ اگر نگاهمان چنین باشد حتما یکی از مسائل ضروری و اجتناب ناپذیر این است که راهکارهایی را بیابیم که نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نظامی برگرفته از انقلاب اسلامی تقویت کنیم. زیرا امروز امنیت کشور و حفظ تمامیت ارضی ایران به جمهوری اسلامی و سرنوشت این نظام گره خورده است. از طرفی هم نظام هیچ سرمایه ای مهم تر از مردم نداشته است.

    امروز اهمیتی ندارد کدام جریان چه کرده یا چه می کند، بلکه باید ببینیم کدام جریان برای آینده و حل مسائل مردم ایران برنامه دارد. همانطور که در مورد انتخابات مجلس نیز قابل پیش بینی بود، انتخاباتی رقابتی و پرشور می توانست به بازسازی روابط و ملت کمک شایانی کند، به نظرم اگر انتخابات آینده ریاست جمهوری رقابتی باشد و در آن شخصیت های نه الزاما اصلاح طلب و نه لزوما اصولگرا و به تعبیری بهتر، شخصیت هایی که دارای جامعیت مدیریتی از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند بتوانند وارد صحنه شوند و اختیارات کافی برای پیشبرد امور کشور داشته باشند، حتما مسائل زیادی در جامعه حل خواهد شد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است

    آقای مرعشی! چگونه می توان چارچوبی برای اصلاح طلبی تعیین کرد؟ آیا اصلا چنین امری ممکن است؟

    اصلاحات چارچوب مشخصی دارد و خوب است که تعریف جامع و مورد قبولی از آن داشته باشیم و ببینیم حداقل هایی که مورد توجه اصلاح طلبان قرار دارد، کدام هستند؟ این موارد می تواند قابل احصاء باشد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است و از نیروهای رادیکال و تحول خواه و حقوق بشری در آن بوده و هستند تا نیروهای ارزشی که در زمره ایثارگرانی قرار می گیرند که در دوره دفاع مقدس جنگیده اند و شهید داده اند و به امام و نظام وفادارند. بنابراین، این جبهه متشکل از طیفی وسیع است و هیچ وقت نمی توان هیچ کدام از این بخش ها را نادیده گرفت یا نفی کرد.

    از این رو، جریانی می تواند به جبهه اصلاحات کمک کند که معدلی از خواسته های طیف های مختلف را در برنامه کاری خود قرار دهد.

    رئیس جمهور آینده ایران باید بتواند اعتماد رهبری را جلب کند

    در بخشی از گفته های خود اشاره کردید که اگر فردی مدیریت لازم داشته باشد، لزومی ندارد حتما اصلاح طلب یا اصولگرا باشد، چنین امری چقدر محتمل است که فردی خارج از این دو جریان شانس پیروزی در انتخابات داشته باشد؟

    لازم نیست که چنین فردی خارج از دو جریان مذکور باشد. می خواهم این را بگویم که الزامی به وابستگی او به این دو جریان نیست. الان مهم این است فردی که می خواهد رئیس جمهور آینده ایران شود بتواند اعتماد رهبری را جلب کند. زیرا بدون این اعتماد و بدون اینکه رهبری به او اختیارات لازم را دهد، نمی تواند مشکلات بین المللی ایران و مسائل مدیریتی کشور را حل و فصل کند و همچنین نمی تواند هماهنگی لازم میان قوا به وجود آورد. از طرف دیگر او باید بتواند مردم را به صحنه بیاورد. اینکه او بتواند مردم رنجیده از نابسامانی های سیاسی، فساد، مشکلات اقتصادی، مردم دلخور از عدم تعادل در بازارها و گرانی و تورم افسارگسیخته را بار دیگر به صحنه بیاورد، کار دشواری است.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند

    طیف های مختلفی میان اصلاح طلبان وجود دارد و شما نیز در اظهارات خود به آنها اشاره کردید، با وجود چنین تنوعی آیا می توان مبانی مشترکی میان اصلاح طلبان در خصوص شیوه حکمرانی، حقوق شهروندی، سیاست خارجی و… تعیین کرد؟

    اشتراکات زیادی بین طیف های مختلف اصلاح طلب وجود دارد و مشکلی از این حیث نیست. اما اختلافی اگر وجود دارد به این دلیل است که برخی از دوستان ما به این نتیجه رسیده اند که اساسا نظام دیگر فرصتی به اصلاح طلبان نخواهد داد. لذا می گویند چون دیگر ما فرصت نقش آفرینی در عرصه سیاست نداریم، لااقل مردم را با خود داشته باشیم.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند؛ از این جهت که معتقدند دیگر در مجموعه نظام فرصت نقش آفرینی و پیگیری اصلاحات وجود ندارد. اما بخش دیگری از نیروهای اصلاحات معتقدند که ما نباید از کوچکترین روزنه ای که ممکن است برای پیگیری حرکت های اصلاحی وجود داشته باشد، صرف نظر کنیم. این بستگی به شرایط آینده دارد. باید ببینیم که کدام یک از این دو تحلیل درست است؟

    بحث مربوط به کندروی و تندروی در جریان اصلاحات نیز اخیرا بار دیگر مطرح شده است، این نوع مباحث تا چه اندازه مصداق دارند؟

    اینکه بگوییم کندروی یا تندوری در اصلاحات نداریم، درست نیست. بعضی از دوستان در این راستا به تندروی در میان جریان رقیب اشاره می کنند، بله چنین امری وجود داشته ولی نباید فراموش کنیم که هرگز قرار نبوده رقبایمان صحنه را به نفع ما آرایش دهند.

    نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت

    بی تردید تمام تلاش آنها این بوده که صحنه را از دست ما خارج کنند. بالاخره کسانی باید به این پرسش پاسخ دهند که چه شد ما که در دوره ای می توانستیم برای رئیس جمهوری مانند آقای خاتمی، ۲۰ میلیون و اندی رای جمع کنیم و دو سوم کرسی های مجلس را در اختیار داشته باشیم، به نقطه ای رسیدیم که امروز در مجلس حتی نمی توانیم فراکسیونی ده نفره داشته باشیم؟

    به هرحال نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت. برخی از تقصیرات نیز ناشی از اشتباهات جبهه ماست. باید آسیب شناسی شود که چرا ما از آن نقطه به اینجا رسیدیم؟ آیا همه این موضوع تقصیر رقیب بوده؟ اگر چنین بود که جریان رقیب می توانست کارهای دیگر خود را هم پیش ببرد. در حالی که این رقیب هیچ گاه نتوانسته حتی رئیس جمهور در ایران را تعیین کند.

    عده ای معتقدند هسته اصلی قدرت در سال های اخیر به سمت یک دست کردن خود پیش رفته است، در این رابطه چه نظری دارید؟

    این مطلب جدیدی نیست. در سال ۷۶ نیز چنین تلاشی بود.

    افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند

    به همین دلیل عده ای از اصلاح طلبان بر این باورند که شاید برخی تندروی هایی که صورت گرفته برای بقاء در عرصه سیاسی بوده است. تحلیل شما در این باره چیست؟

    این مسائل بیشتر حرف است. مشکل ما «عمومی» است و جناح و شخص نمی شناسد. متاسفانه افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند. ببینید! آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود، ولی به این جایگاه قانع نبود و می خواست نفر اول کشور باشد. در نتیجه آن همه دردسر برای خود و کشور درست کرد. ما اصلاح طلبان هم زمانی علاوه بر دولت، مجلس را نیز داشتیم. آیا به داشتن این دو قوه قانع بودیم؟ خیر. ما هم دلمان می خواست قدرت بیشتری پیدا کنیم.

    باید به هر مقدار از قدرت که در دسترس قرار می گیرد، قانع بود و از آن برای پیشبرد منافع کشور و حل و فصل مسائل استفاده کرد. بهتر است نگاهی به اطراف خود بیندازیم و از تجربه تلخ کشورهای اطراف خود بهره ببریم. مگر صدام در حکومت بعثی عراق از خالص بودن حکومتش و یک دست بودن آن نفعی برد؟ با آن حزب بعث خشن و تندوریی که ایجاد کرد، عراق را به خاک مذلت کشاند و کاری کرد که کشورش به دهان گرگ ها و افعی های بین المللی بیفتد. مردم خود را ذلیل کرد و خودش نیز نابود شد. خب این خود تجربه است.

    افغان ها هم که باهم سازگار نیستند و دائما گروه های مختلفی از آنها در برابر هم قرار می گیرند. آیا جنگ های داخلی بین آنها چیزی از افغانستان باقی گذاشته است؟ آیا گروه طالبان توانسته مسأله ای از افغانستان حل کند؟ این ها که راه حل نیست. راه این است که در کنار هم بنشینیم و همه با حفظ هویتی که داریم در عین رقابتی سالم با هم زندگی کنیم و مملکت را بسازیم. باید از فرصت ها برای پیشرفت و ساختن آینده ایران استفاده کنیم.

    این طور نمی شود که یک دولت برجام را درست کند، ولی یک عده دیگر تمام همت خود را بگذارند برای اینکه آن را باطل کنند. معلوم است که این روند نمی تواند مساله ای از کشور حل کند. قدرت طلبی حدی دارد. آن را باید با عقل مدیریت کرد.

    بنیان اصلاحات سیاسی از دوره سازندگی گذاشته شد

    گروهی از اصلاح طلبان می گویند با اینکه دولت و مجلس را در دوره اصلاحات در دست داشتند، اما نتوانستند از قدرت خود برای پیگیری مطالبات مردم استفاده کنند. از نگاه این طیف؛ حزب کارگزاران صرفا به قدرت می اندیشد ولی آنها به مسائل جانبی نیز توجه نشان می دهند، در این باره چه نظری دارید؟

    خب الحمدالله، انشاءالله خداوند نگاه بلند و افکار آنها را تقویت و از سیئات حزب کارگزاران کم کند. ببینید این مسائل صرفا حرف است. من اصلاحات را به دو دوره کلی تقسیم می کنم. یک دوره اصلاحات اقتصادی وجود دارد که مربوط به دوره سازندگی است. بنیان اصلاحات سیاسی نیز در کشور ما از آن دوره گذاشته شد.

    بالاخره بودند کسانی که این مملکت را از کمبود آب، برق، گاز ، کالا و از تولید ده هزار خودرو در سال و سهمیه بندی اجناس نجات دادند. و کشور را به جایی رساندند که به تعداد دانشجویانش اضافه شد و تولید در آن رونق گرفت. ایران را به جایی رساندند که نفت بار دیگر در آن مهم شد و مشکلات عادی کشور را حل کردند. روی آن بستر نیز سیاست را مدیریت کردند تا چندصدایی در داخل مجموعه نظام وجود داشته باشد. این رویکرد «نطفه اصلاحات» را تشکیل داد.

    در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد

    البته در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد و آقای خاتمی، توسعه اقتصادی آقای هاشمی را ادامه داد و به آن توسعه سیاسی و فرهنگی را نیز اضافه کرد. اگر سایر دوستان اصلاح طلب هم با همان فرمان آقای خاتمی ادامه می دادند و به آن مسیری که داشت طی می شد، قانع بودند پیشرفت های بهتری هم می توانست حاصل شود. ولی خب ما همیشه از بعد دوره مشروطیت این مساله را داشتیم که هروقت گشایشی در سیاست به وجود می آید، بی نظمی هایی رقم می خورد و آنارشیسم به وجود آمده، زمینه را برای ایجاد فضایی بسته فراهم می کند.

    این فضای بسته نیز کشور را دچار مشکل می کند و فساد به وجود می آورد و بر نارضایتی ها می افزاید و به موجب آن عقده ها شکل می گیرد. عقده ها نیز منجر به انفجارهای اجتماعی می شود و آن مساله هم به ضرر کشور است.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    به گزارش خبرآنلاین، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگویی به بیان نکاتی پیرامون انتقادات به جریان اصلاحات، انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم و .. پرداخته است که در ادامه بخشی از آن را به نقل از جماران می خوانید؛

    در سال های گذشته و به ویژه ماه های اخیر، اظهارنظرهای زیادی در خصوص ضرورت نقد اصلاحات مطرح می شود. به نظر شما «جریان اصلاحات»تا چه اندازه نیازمند نقد درونی است؟

    اصلاحات سابقه روشن و مشخصی دارد. هم موفقیت هایی داشته و هم عدم توفیق هایی. به طور کلی هر جریان یا جبهه سیاسی قابل نقد است. ولی به نظرم این مسأله مهمی نیست. مهم تر از آن طرح این پرسش است که ایران و مردم کشور در چه شرایطی قرار دارند و باید چه کاری برای«ایران» کنیم؟ بی تردید آنچه در مرحله اول اهمیت دارد، ایران است. باید کشور را از خطراتی که می تواند آن را تهدید کند، نجات دهیم.

    در مرحله دوم نیز باید ببینیم که مشکلات مردم را چطور می توان حل کرد؟ اگر نگاهمان چنین باشد حتما یکی از مسائل ضروری و اجتناب ناپذیر این است که راهکارهایی را بیابیم که نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نظامی برگرفته از انقلاب اسلامی تقویت کنیم. زیرا امروز امنیت کشور و حفظ تمامیت ارضی ایران به جمهوری اسلامی و سرنوشت این نظام گره خورده است. از طرفی هم نظام هیچ سرمایه ای مهم تر از مردم نداشته است.

    امروز اهمیتی ندارد کدام جریان چه کرده یا چه می کند، بلکه باید ببینیم کدام جریان برای آینده و حل مسائل مردم ایران برنامه دارد. همانطور که در مورد انتخابات مجلس نیز قابل پیش بینی بود، انتخاباتی رقابتی و پرشور می توانست به بازسازی روابط و ملت کمک شایانی کند، به نظرم اگر انتخابات آینده ریاست جمهوری رقابتی باشد و در آن شخصیت های نه الزاما اصلاح طلب و نه لزوما اصولگرا و به تعبیری بهتر، شخصیت هایی که دارای جامعیت مدیریتی از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند بتوانند وارد صحنه شوند و اختیارات کافی برای پیشبرد امور کشور داشته باشند، حتما مسائل زیادی در جامعه حل خواهد شد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است

    آقای مرعشی! چگونه می توان چارچوبی برای اصلاح طلبی تعیین کرد؟ آیا اصلا چنین امری ممکن است؟

    اصلاحات چارچوب مشخصی دارد و خوب است که تعریف جامع و مورد قبولی از آن داشته باشیم و ببینیم حداقل هایی که مورد توجه اصلاح طلبان قرار دارد، کدام هستند؟ این موارد می تواند قابل احصاء باشد.

    اصلاحات، جبهه ای فراگیر است و از نیروهای رادیکال و تحول خواه و حقوق بشری در آن بوده و هستند تا نیروهای ارزشی که در زمره ایثارگرانی قرار می گیرند که در دوره دفاع مقدس جنگیده اند و شهید داده اند و به امام و نظام وفادارند. بنابراین، این جبهه متشکل از طیفی وسیع است و هیچ وقت نمی توان هیچ کدام از این بخش ها را نادیده گرفت یا نفی کرد.

    از این رو، جریانی می تواند به جبهه اصلاحات کمک کند که معدلی از خواسته های طیف های مختلف را در برنامه کاری خود قرار دهد.

    رئیس جمهور آینده ایران باید بتواند اعتماد رهبری را جلب کند

    در بخشی از گفته های خود اشاره کردید که اگر فردی مدیریت لازم داشته باشد، لزومی ندارد حتما اصلاح طلب یا اصولگرا باشد، چنین امری چقدر محتمل است که فردی خارج از این دو جریان شانس پیروزی در انتخابات داشته باشد؟

    لازم نیست که چنین فردی خارج از دو جریان مذکور باشد. می خواهم این را بگویم که الزامی به وابستگی او به این دو جریان نیست. الان مهم این است فردی که می خواهد رئیس جمهور آینده ایران شود بتواند اعتماد رهبری را جلب کند. زیرا بدون این اعتماد و بدون اینکه رهبری به او اختیارات لازم را دهد، نمی تواند مشکلات بین المللی ایران و مسائل مدیریتی کشور را حل و فصل کند و همچنین نمی تواند هماهنگی لازم میان قوا به وجود آورد. از طرف دیگر او باید بتواند مردم را به صحنه بیاورد. اینکه او بتواند مردم رنجیده از نابسامانی های سیاسی، فساد، مشکلات اقتصادی، مردم دلخور از عدم تعادل در بازارها و گرانی و تورم افسارگسیخته را بار دیگر به صحنه بیاورد، کار دشواری است.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند

    طیف های مختلفی میان اصلاح طلبان وجود دارد و شما نیز در اظهارات خود به آنها اشاره کردید، با وجود چنین تنوعی آیا می توان مبانی مشترکی میان اصلاح طلبان در خصوص شیوه حکمرانی، حقوق شهروندی، سیاست خارجی و… تعیین کرد؟

    اشتراکات زیادی بین طیف های مختلف اصلاح طلب وجود دارد و مشکلی از این حیث نیست. اما اختلافی اگر وجود دارد به این دلیل است که برخی از دوستان ما به این نتیجه رسیده اند که اساسا نظام دیگر فرصتی به اصلاح طلبان نخواهد داد. لذا می گویند چون دیگر ما فرصت نقش آفرینی در عرصه سیاست نداریم، لااقل مردم را با خود داشته باشیم.

    یکسری از نیروها رادیکال شده اند؛ از این جهت که معتقدند دیگر در مجموعه نظام فرصت نقش آفرینی و پیگیری اصلاحات وجود ندارد. اما بخش دیگری از نیروهای اصلاحات معتقدند که ما نباید از کوچکترین روزنه ای که ممکن است برای پیگیری حرکت های اصلاحی وجود داشته باشد، صرف نظر کنیم. این بستگی به شرایط آینده دارد. باید ببینیم که کدام یک از این دو تحلیل درست است؟

    بحث مربوط به کندروی و تندروی در جریان اصلاحات نیز اخیرا بار دیگر مطرح شده است، این نوع مباحث تا چه اندازه مصداق دارند؟

    اینکه بگوییم کندروی یا تندوری در اصلاحات نداریم، درست نیست. بعضی از دوستان در این راستا به تندروی در میان جریان رقیب اشاره می کنند، بله چنین امری وجود داشته ولی نباید فراموش کنیم که هرگز قرار نبوده رقبایمان صحنه را به نفع ما آرایش دهند.

    اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر
    اظهارات صریح مرعشی: احمدی نژاد به ریاست جمهوری قانع نبود، می‌خواست نفر اول کشور باشد /ما اصلاح طلبان به داشتن دو قوه قانع بودیم؟ خیر

    نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت

    بی تردید تمام تلاش آنها این بوده که صحنه را از دست ما خارج کنند. بالاخره کسانی باید به این پرسش پاسخ دهند که چه شد ما که در دوره ای می توانستیم برای رئیس جمهوری مانند آقای خاتمی، ۲۰ میلیون و اندی رای جمع کنیم و دو سوم کرسی های مجلس را در اختیار داشته باشیم، به نقطه ای رسیدیم که امروز در مجلس حتی نمی توانیم فراکسیونی ده نفره داشته باشیم؟

    به هرحال نمی توان همه تقصیرات را به گردن جریان رقیب انداخت. برخی از تقصیرات نیز ناشی از اشتباهات جبهه ماست. باید آسیب شناسی شود که چرا ما از آن نقطه به اینجا رسیدیم؟ آیا همه این موضوع تقصیر رقیب بوده؟ اگر چنین بود که جریان رقیب می توانست کارهای دیگر خود را هم پیش ببرد. در حالی که این رقیب هیچ گاه نتوانسته حتی رئیس جمهور در ایران را تعیین کند.

    عده ای معتقدند هسته اصلی قدرت در سال های اخیر به سمت یک دست کردن خود پیش رفته است، در این رابطه چه نظری دارید؟

    این مطلب جدیدی نیست. در سال ۷۶ نیز چنین تلاشی بود.

    افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند

    به همین دلیل عده ای از اصلاح طلبان بر این باورند که شاید برخی تندروی هایی که صورت گرفته برای بقاء در عرصه سیاسی بوده است. تحلیل شما در این باره چیست؟

    این مسائل بیشتر حرف است. مشکل ما «عمومی» است و جناح و شخص نمی شناسد. متاسفانه افراد و جریانات از قدرت سیر نمی شوند. ببینید! آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود، ولی به این جایگاه قانع نبود و می خواست نفر اول کشور باشد. در نتیجه آن همه دردسر برای خود و کشور درست کرد. ما اصلاح طلبان هم زمانی علاوه بر دولت، مجلس را نیز داشتیم. آیا به داشتن این دو قوه قانع بودیم؟ خیر. ما هم دلمان می خواست قدرت بیشتری پیدا کنیم.

    باید به هر مقدار از قدرت که در دسترس قرار می گیرد، قانع بود و از آن برای پیشبرد منافع کشور و حل و فصل مسائل استفاده کرد. بهتر است نگاهی به اطراف خود بیندازیم و از تجربه تلخ کشورهای اطراف خود بهره ببریم. مگر صدام در حکومت بعثی عراق از خالص بودن حکومتش و یک دست بودن آن نفعی برد؟ با آن حزب بعث خشن و تندوریی که ایجاد کرد، عراق را به خاک مذلت کشاند و کاری کرد که کشورش به دهان گرگ ها و افعی های بین المللی بیفتد. مردم خود را ذلیل کرد و خودش نیز نابود شد. خب این خود تجربه است.

    افغان ها هم که باهم سازگار نیستند و دائما گروه های مختلفی از آنها در برابر هم قرار می گیرند. آیا جنگ های داخلی بین آنها چیزی از افغانستان باقی گذاشته است؟ آیا گروه طالبان توانسته مسأله ای از افغانستان حل کند؟ این ها که راه حل نیست. راه این است که در کنار هم بنشینیم و همه با حفظ هویتی که داریم در عین رقابتی سالم با هم زندگی کنیم و مملکت را بسازیم. باید از فرصت ها برای پیشرفت و ساختن آینده ایران استفاده کنیم.

    این طور نمی شود که یک دولت برجام را درست کند، ولی یک عده دیگر تمام همت خود را بگذارند برای اینکه آن را باطل کنند. معلوم است که این روند نمی تواند مساله ای از کشور حل کند. قدرت طلبی حدی دارد. آن را باید با عقل مدیریت کرد.

    بنیان اصلاحات سیاسی از دوره سازندگی گذاشته شد

    گروهی از اصلاح طلبان می گویند با اینکه دولت و مجلس را در دوره اصلاحات در دست داشتند، اما نتوانستند از قدرت خود برای پیگیری مطالبات مردم استفاده کنند. از نگاه این طیف؛ حزب کارگزاران صرفا به قدرت می اندیشد ولی آنها به مسائل جانبی نیز توجه نشان می دهند، در این باره چه نظری دارید؟

    خب الحمدالله، انشاءالله خداوند نگاه بلند و افکار آنها را تقویت و از سیئات حزب کارگزاران کم کند. ببینید این مسائل صرفا حرف است. من اصلاحات را به دو دوره کلی تقسیم می کنم. یک دوره اصلاحات اقتصادی وجود دارد که مربوط به دوره سازندگی است. بنیان اصلاحات سیاسی نیز در کشور ما از آن دوره گذاشته شد.

    بالاخره بودند کسانی که این مملکت را از کمبود آب، برق، گاز ، کالا و از تولید ده هزار خودرو در سال و سهمیه بندی اجناس نجات دادند. و کشور را به جایی رساندند که به تعداد دانشجویانش اضافه شد و تولید در آن رونق گرفت. ایران را به جایی رساندند که نفت بار دیگر در آن مهم شد و مشکلات عادی کشور را حل کردند. روی آن بستر نیز سیاست را مدیریت کردند تا چندصدایی در داخل مجموعه نظام وجود داشته باشد. این رویکرد «نطفه اصلاحات» را تشکیل داد.

    در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد

    البته در دوره اصلاحات نیز کشور خوب اداره شد و آقای خاتمی، توسعه اقتصادی آقای هاشمی را ادامه داد و به آن توسعه سیاسی و فرهنگی را نیز اضافه کرد. اگر سایر دوستان اصلاح طلب هم با همان فرمان آقای خاتمی ادامه می دادند و به آن مسیری که داشت طی می شد، قانع بودند پیشرفت های بهتری هم می توانست حاصل شود. ولی خب ما همیشه از بعد دوره مشروطیت این مساله را داشتیم که هروقت گشایشی در سیاست به وجود می آید، بی نظمی هایی رقم می خورد و آنارشیسم به وجود آمده، زمینه را برای ایجاد فضایی بسته فراهم می کند.

    این فضای بسته نیز کشور را دچار مشکل می کند و فساد به وجود می آورد و بر نارضایتی ها می افزاید و به موجب آن عقده ها شکل می گیرد. عقده ها نیز منجر به انفجارهای اجتماعی می شود و آن مساله هم به ضرر کشور است.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • هدایایی که احمدی نژاد در دوران ریاستش گرفته کجا برده؟/ او قانون قبلی را تغییر داد تا هدایا مال خودش باشد

    هدایایی که احمدی نژاد در دوران ریاستش گرفته کجا برده؟/ او قانون قبلی را تغییر داد تا هدایا مال خودش باشد

    هدایایی که احمدی نژاد در دوران ریاستش گرفته کجا برده

     

    محمد رضا کارگر با اشاره به این که ‌در دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، مصوبه‌ای توسط دولت تصویب ‌شد که روسای جمهور موظف هستند آثار و هدایای دریافتی خود را به کتابخانه و مرکز اسناد ملی تحویل دهند، گفت: « در آن دوران، آقای خاتمی این کار را انجام داد و آثار را در همان ساختمانی که هدایای آیت‌ا… سیدعلی خامنه‌ای نگهداری می‌شد، گذاشت.»

    وی در ادامه به دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و مصوباتی که در این دوران درخصوص موزه ریاست جمهوری و اهدای هدایای ریاست جمهوری تصویب شد، اشاره کرد و گفت: «در دوره آقای احمدی نژاد، مصوبه دوره قبل نقض و در مصوبه‌ای جدید بیان می‌شود که هدایای رئیس جمهور متعلق به خودش است و در نهایت خود رئیس جمهور در این خصوص تصمیم می‌گیرد. به این دلیل است که اکنون نشانه‌ای از هدایایی که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد توسط رئیس جمهور دریافت شده است، در دست نداریم.

    گفته می‌شود، بخشی از این هدایا توسط شخص ایشان برده شده و بخشی از هدایا به حرم حضرت امام خمینی(ره) اهدا شده است. به هر حال ما به صورت یکپارچه اطلاعی از هدایای آن دوره ریاست جمهوری در دست نداریم.»

    کارگر درخصوص وضعیت پرونده‌ای که به دوره احمدی نژاد بازمی‌گردد و گفته می‌شود در آن زمان چند اثر از هدایای دوره سیدمحمد خاتمی به سرقت رفته‌است، اذعان کرد: «طی سال‌های گذشته ادامه و پیگیری از سوی نهاد ریاست جمهور در این خصوص ندیدم و فکر می‌کنم این پرونده بسته شده است. این پرونده هیچ گاه به ما ارجاع داده نشد.»

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • احمدی نژاد که از قدرت کنار رفت، نتانیاهو گفت روز عزای من است /ابطحی: وقت مذاکره با ترامپ نیست

    احمدی نژاد که از قدرت کنار رفت، نتانیاهو گفت روز عزای من است /ابطحی: وقت مذاکره با ترامپ نیست

    محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز در بخشی از گفتگوی لایو اینستاگرامی با خبرگزاری خبرآنلاین گفت: باور من این است که آمریکایی‌ها دوست ندارند که ایران در یک فضای «آرامش» به سر ببرد. ایجاد یک فضای بحرانی در کشور فقط از جانب داخلی‌ها شکل نمی‌گیرد و عوامل خارجی نیز دارد.

    در همین رابطه بخوانید؛

    محمدعلی ابطحی: محسن رضایی قطعا برای ۱۴۰۰ می آید، عارف هم شاید

    وی افزود: این یک روند سیاسی است که در جهان از آن استفاده می‌کنند؛ برای مثال زمانی که آقای احمدی نژاد از قدرت کنار رفت، نتانیاهو اعلام کرد که امروز روز عزای من است! زیرا وی از بحرانی که احمدی نژاد برای دولت او ایجاد می‌کرد، بهره سیاسی می‌گرفت.

    احمدی نژاد که از قدرت کنار رفت، نتانیاهو گفت روز عزای من است /ابطحی: وقت مذاکره با ترامپ نیست
    احمدی نژاد که از قدرت کنار رفت، نتانیاهو گفت روز عزای من است /ابطحی: وقت مذاکره با ترامپ نیست

    این چهره اصلاح طلب در بخش دیگری از این گفتگو تصریح کرد: «برجام» در زمان آقای «اوباما» شکل گرفت و اگر روند طبیعی خود را طی می‎کرد در نهایت منفعت زیادی برای مردم ما داشت.  البته بنده باید تأکید کنم که هم اکنون نیز وقت مذاکره با آمریکا و فردی مانند «ترامپ» نیست. تجربه ترامپ نشان می‌دهد که به دنبال گرفتن انتقام از ایران است و نیت مذاکره ندارد.

    ابحی گفت: بنده هم فکر می‌کنم ترامپ برای پیروزی در انتخابات نیاز به مذاکره با ایران دارد. از نظر آمریکایی‌ها بهترین اتفاق ممکن این است که دوربین‌های خبری لحظه نشست مشترک آنها در مذاکرات با رهبران ایران را ثبت کند. در قضیه کره شمالی هم همین سیاست را داشتند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • ابطحی: شاید بگویند شیطان پشت سر محمود احمدی نژاد است /او خطر بزرگی برای کشور بود

    ابطحی: شاید بگویند شیطان پشت سر محمود احمدی نژاد است /او خطر بزرگی برای کشور بود

    ابطحی: شاید بگویند شیطان پشت سر محمود احمدی نژاد است /او خطر بزرگی برای کشور بود

     

    حجت الاسلام محمدعلی ابطحی در بخشی از گفتگوی لایو اینستاگرامی خود با خبرآنلاین با پیش بینی آینده سیاسی محمود احمدی نژاد، وی را فردی بی خطر برای انتخابات سال ۱۴۰۰ توصیف کرد.

    این فعال سیاسی اصلاح طلب در پاسخ به این پرسش که آیا نگرانی از بابت ورود احمدی نژاد به عرصه انتخابات وجود دارد، گفت: بنده در این خصوص نگرانی ندارم.

    بخشی از حاکمیت اجازه نمی‌دهد هرکس دلش خواست وارد عرصه انتخابات شود

    وی در مواجهه با این سوال که آیا صلاحیت ایشان تایید نمی‌شود یا در صورت ورود اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد، بیان داشت: بافت بخشی از حاکمیت به گونه‌ای شده که اجازه نمی‌دهد هرکس دلش خواست را به عرصه انتخابات راه بدهد.

    ابطحی اظهار داشت: همه چیز را نمی‌شود از همین حالا به راحتی پیش بینی کرد. یک زمانی می‌گفتند که امام زمان (عج) پشت سر آقای احمدی نژاد است، شاید این بار بگویند که شیطان پشت سر اوست. اما در کل محمود احمدی نژاد را خطری برای آینده نمی‌بینم و اساسا فکر نمی‌کنم ایشان رئیس جمهور شود. البته همچنان معتقدم که حضور ۸ ساله ایشان در قدرت یک خطر بزرگ برای کشور بود.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • کنایه یک اصولگرا به دست و پا زدن احمدی نژاد برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰: رجزخوانی می‌کند / نباید در زمین او بازی کرد

    کنایه یک اصولگرا به دست و پا زدن احمدی نژاد برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰: رجزخوانی می‌کند / نباید در زمین او بازی کرد

    محمد خوش چهره، تحلیلگر سیاسی اصولگرا در گفتگو با خبرآنلاین، درباره حرف و حدیث‌ها درباره احتمال کاندیداتوری محمود احمدی نژاد، با تاکید براینکه برخی از سیاسیون در شرایط کنونی در حال دست و پا زدن هستند تا در افکار و انظار مردم خود را زنده نگه دارند، گفت: من اسم نمی‌برم اما کسانی که زمانی رئیس جمهور بودند و باز رجز می‌خوانند اینها تلاشی است که برای حفظ خود انجام می‌دهند و نباید در زمین انها بازی کرد. رسانه‌ها باید هوشمندی بیشتری در مواجهه با این دست از سیاسیون داشته باشند. رسانه‌ها نباید به صرف اینکه که فرد مورد نظر آنها وابستگی سیاسی به جناح مطلوب ایشان دارد و یا در جریان فکری مقابل قرار گرفته، دست به تولید محتوایی بزنند که در نهایت به سود سیاسیون تاریخ مصرف گذشته تمام شود.

    >>> بیشتر بخوانید؛

    >>> خوش‌چهره: کاربلدها وارد انتخابات ۱۴۰۰ شوند، مردم پای صندوق می‌آیند

    نماینده اسبق مجلس گفت: من کار رسانه‌ای به مفهوم تغذیه مخاطب عام را به هیچ عنوان نفی نمی‌کنم و قائل به این مطلب هستم که یک رسانه باید در فضایی که انبوه داده‌ها و اتفاقات وجود دارد، اقدام به تولید محتوا در حوزه‌های گوناگون کند، اما اشکال کار از جایی آغاز می‌شود که برخی از سیاسیون با یکسری از ترفندهای تبلیغاتی، از ظرفیت اصحاب قلم به نفع خود سود می‌برند.

    کنایه یک اصولگرا به دست و پا زدن احمدی نژاد برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰: رجزخوانی می‌کند / نباید در زمین او بازی کرد
    کنایه یک اصولگرا به دست و پا زدن احمدی نژاد برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰: رجزخوانی می‌کند / نباید در زمین او بازی کرد

    خوش چهره تصریح کرد: رسانه باید با دوری از پرداختن به مباحث دست چندم، تمرکز خود را معطوف به مسائلی همچون؛ «ضعف تصمیم‌گیری در کشور»، «چالش‌های مدیریتی»، «مشکلات مردم در حوزه معاش و اشتغال»، «امنیت غذایی» و «ضرورت احیای تولید ملی» کند. با یک تحلیل عالمانه و کارشناسانه از ظرفیت‌های موجود در «مجلس شورای اسلامی» و «دولت»، می‌توان دو دیدگاه موجود در این دو قوه را به هم نزدیک کرد. قطعا زمانی که اشتراک نظر در میان دو قوه روند افزیشی پیدا کند، به تبع آن حرکت این دو بازوی مهم به سمت تأمین «منافع ملی» خواهد رفت.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • چرا بقایی خارج از زندان بود و تصادف کرد؟ /رگ قلب و مغز معاون احمدی نژاد پاره شد

    چرا بقایی خارج از زندان بود و تصادف کرد؟ /رگ قلب و مغز معاون احمدی نژاد پاره شد

     در واکنش به انتشار خبر تصادف «حمید بقایی»، معاون احمدی‌نژاد در جاده‌های کردستان، این سوال مطرح می‌شود فردی که به علت پرونده های مالی، محکوم به حبس است، به چه علت خارج از زندان بوده و سر از جاده‌های غرب کشور درآورده است؟

    «مهران عبدالله‌پور»، وکیل بقایی، در پاسخ به این پرسش گفت: طبق بخشنامه‌ رئیسی، بسیاری از زندانی‌ها بیرون آمدند که وضعیت آنها بسیار بهتر از بقایی بود. در واقع بقایی به دلیل مرخصی استعلاجی بیرون است و بیماری‌های متعددی دارد که هنوز هم تحت درمان است. براساس گواهی‎های پزشکی و مرخصی استعلاجی بیرون از زندان به سر می‌برد.

    چرا بقایی خارج از زندان بود و تصادف کرد؟ /رگ قلب و مغز معاون احمدی نژاد پاره شد
    چرا بقایی خارج از زندان بود و تصادف کرد؟ /رگ قلب و مغز معاون احمدی نژاد پاره شد

    این وکیل دادگستری ادامه داد: بقایی بعد از سکته دچار بیماری‌های متعددی شده است، رگ قلب و مغز او پاره شده، علاوه بر اینها بیماری داخلی و عصبی دارد و براساس گواهی پزشکی بیرون از زندان است.

    عبدالله‌پور در خصوص مدت مرخصی استعلاجی بقایی خاطرنشان کرد: هفته بعد و یا دو هفته بعد به زندان برمی‌گردد که البته بستگی به نظر کمیسیون پزشکی دارد.

    وکیل بقایی در رابطه با وضعیت جسمی بقایی بعد از تصادف اخیر اظهار کرد: حال عمومی بقایی خوب است، کوفتگی‌های شدید دارد اما دچار جراحت نشده، همچنین بیماری‌های قبلی وی با توجه به این تصادف تشدید شده است.

    عبدالله‌پور در پاسخ به این پرسش که علاوه بر موارد مالی جرم سیاسی هم در پرونده او وجود دارد؟ یادآور شد: خیر، بقایی به جرم پرونده‌های مالی محکوم به حبس شده است.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • احمدی‌نژاد معاون اول سعید جلیلی می شود؟ /تغییرات در دفتر رئیس‌جمهور سابق کلید زده شد

    احمدی‌نژاد معاون اول سعید جلیلی می شود؟ /تغییرات در دفتر رئیس‌جمهور سابق کلید زده شد

    عباس امیری‌فر مشاور وریاست شورای فرهنگی و امام  جماعت مسجد سلمان نهاد ریاست جمهوری در دولت دهم  در بخشی از گپ و گفتی که با خبرآنلاین داشت، تلاش احمدی نژاد برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد و گفت: من با دوستان که مذاکره می کنم شواهدی وجود دارد که آقای احمدی نژاد تیم سابقش را در دفترش عوض کرده است و افراد داناتری را آورده است و دیگر اسمی از آقای بقایی و مشایی نیست یعنی اصلا دیگر در دفتر رفت و آمدی ندارند و یعنی تغییراتی ایجاد شده است.

    در همین رابطه بخوانید؛

    امیری‌فر:رئیسی بگوید احمدی‌نژاد را معاون اول می‌کنم،خیلی رای می‌آورد!

    وی گفت: با روحیاتی که من از آقای احمدی نژاد می شناسم تغییر مواضع می دهد یعنی اینگونه نیست که حتما روی موضع خودش باشد و الان هم با گذشت ۸ سال با تجربه ای که به دست آورده است این روحیه را دارد که بخواهد در گذشته خود تجدید نظر کند و اشتباهات خود را در گذشته تکرار نکند.

    احمدی‌نژاد معاون اول سعید جلیلی می شود؟ /تغییرات در دفتر رئیس‌جمهور سابق کلید زده شد
    احمدی‌نژاد معاون اول سعید جلیلی می شود؟ /تغییرات در دفتر رئیس‌جمهور سابق کلید زده شد

    گمانه‌زنی درباره معاون‌ اولی احمدی‌نژاد و ریاست جمهوری رئیسی

    امیری فر تصریح کرد: اگر این کار را بکند طبیعی است که اقبال به او زیاد است، اقبال در این حد است که اگر شخصی هم مورد تایید شورای نگهبان قرار بگیرد، مثلا شخصیتی مانند آقای رئیسی اگر احمدی نژاد را به عنوان معاون اول و نفر دوم خود انتخاب کند، در رای گیری این فرد خیلی تاثیر دارد یعنی محبوبیت احمدی‌نژاد می تواند آرا را به خود جذب کند؛ همه اینها بستگی به خود ایشان دارد.

    احمدی نژاد اصراری به رئیس جمهوری ندارد، معاون اول هم می شود

    این عضو دولت سابق با بیان اینکه فکر نمی کنم احمدی نژاد این روحیه را داشته باشد که بگوید من حتما باید رئیس جمهور شوم، گفت: من آقای رئیسی را مثال زدم اما ممکن است فردی از دولت خودشان مثل آقای جلیلی یا دوستان دیگر باشد، اینها کاندید شوند و این پیشنهاد را بدهند و به موفقیتی برسند، چون این پیغام ها برای من میرسد که ایشان مواضع خودشان را تغییر داده است.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • روانبخش: پرونده احمدی‌نژاد سنگین است /چرا هر کسی کاندیدای ریاست ‌جمهوری می‌شود؟

    روانبخش: پرونده احمدی‌نژاد سنگین است /چرا هر کسی کاندیدای ریاست ‌جمهوری می‌شود؟

    سجاد موسوی: نگرانی ها از بابت کاهش مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰، شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا، کاندیداهای جوان انتخابات ریاست جمهوری، عزم احمدی نژاد برای بازگشت به پاستور و جریان سوم از جمله مباحثی بود که با حجت الاسلام قاسم روانبخش، عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در میان گذاشتیم.

    او تاکید دارد یکی از راه‌های جلب مشارکت بیشتر مردم در پای صندوق‌های رأی تغییر «قانون انتخابات» و به تبع آن بازنگری در تعریف جامع «رجل سیاسی» است.و البته او عملکرد مجلس یازدهمی را نیز تاثیرگذار می کند.

    قائل به شعار «تمومه ماجرا» نیست و می گوید وجود دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی را نمی توان انکار کرد. این عضو جبهه پایداری جریان سوم را جریان انقلابی با تفکر اصولگرایی و روش اصلاح طلبی می داند.

    روانبخش که حمایتش از احمدی نژاد در گذشته را انکار نمی کند این را هم می گوید که احمدی نژاد امروز مورد حمایت اصولگرایان نیست و پرونده اش آنقدر سنگین شده که بعید است تایید صلاحیت شود.

    آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفتگوی خبرآنلاین با حجت الاسلام قاسم روانبخش است:

    ***************

    *آقای روانبخش!  در فاصله باقیمانده تا انتخابات ۱۴۰۰، نگرانی از باب تکرار کاهش مشارکت اسفند ۹۸ در انتخابات ریاست جمهوری آینده وجود دارد، تحلیل شما از انتخابات پیش رو و میزان مشارکت مردم چیست؟

    کاهش مشارکت رابطه مستقیم با عملکرد سه قوه «اجرایی»، «تقنینی» و «قضایی» کشور در یکسال پیش رو دارد. اگر در یکسال باقی مانده قوه قضاییه به عنوان مسئول مبارزه با فساد در مقابله با کسانی که چشم به بیت المال دارند سرعت و شدت بیشتری ببخشد، بدون شک به تبع آن مردم نیز به مسئولان خود دلگرم تر می‌شوند. عملکرد یکساله آیت الله رییسی در برخورد با فساد برای مردم امید بخش بوده است، به ویژه شاهد عزم جدی ایشان در برخورد با مفسدان در بدنه داخلی دستگاه قضایی هستیم که این روزها محاکمه آن ها در حال انجام است. این مبارزه می‌تواند نوید بخش اقدامات بعدی در گسترش بحث مبارزه با فساد باشد.

    قوه مجریه نیز با توجه به اینکه از وجود یک مجلس جدید مطلع شده و احتمال این موضوع را می‌دهد که وکلای ملت در پارلمان جدید از ابزار نظارتی خود به عنوان «وکیل المله» بیشتر استفاده کنند، باید تلاش خود را معطوف به این امر کند که در بخش مبارزه با «فساد درون سیستمی»، افزایش فعالیت‌های «عمرانی» و «خدماتی» و همچنین حرکت در مسیر «بهبود وضعیت مردم»، بهتر از سال‌های گذشته عمل کند.

    عملکرد مجلس یازدهم در میزان مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰ تاثیر می گذارد

    مجلس یازدهم نیز با رویکرد جدید باید تلاش کند به مطالبات و خواسته‌های مردم جامه عمل بپوشد و انجام آنها را از دولت پیگیری کند، بی تردید عملکرد مجلس انقلابی تاثیر بسزایی به افزایش مشارکت سیاسی و حضور مردم پای صندوق‌های رأی خواهد شد. البته در این بین عده‌ای تلاش می‌کنند تا انتظارات مردم را از مجلس کنونی بالا ببرند. بنده معتقدم همان افرادی که در مجالس قبلی برای مردم فعالیتی از خود نشان ندادند در تلاش هستند از همین ابتدا با بالا بردن سطح توقع از نمایندگان جدید، مجلس را ناکارآمد جلوه دهند.

    زمان می برد تا «نماینده اولی» ها جایگاه خود را پیدا کنند

    *فکر نمی کنید بخشی از این انتظارات به شعارها و وعده های انتخاباتی خود این نمایندگان باز می گردد؟

    باید توجه کنیم که مجلس کنونی هنوز از نظر شاکله در بخش‌های مختلفی همچون تشکیل «کمیسیون‌ها»، انتخاب مسئول «مرکز پژوهش‌ها» و اصلاح قوانین و آیین نامه داخلی  در ابتدای راه است و نمی‌تواند کارها را به صورت سیستمی و قوی به پیش ببرد. باید اجازه داد مجلس شکل بگیرد، سپس از نمایندگان مطالبات خودمان را مطرح کنیم. یک موضوع مهم نیز در خصوص وکلای ملت وجود دارد که برخی از آنها «نماینده اولی» هستند و شاید چند ماهی طول بکشد تا جایگاه خود را پیدا کنند. به همین دلیل باید هیأت رئیسه کنونی تلاش کند تعطیلات مرسوم پارلمان در فصل تابستان را کاهش بدهد و مقدمات کار جدی وکلای ملت را فراهم کند.

    انتظار ما از مجلس کنونی این است که در عمل کارها را به پیش ببرد، زیرا یک مجلس «انقلابی» در شعار متوقف نمی‌شود. برای مثال مجلس باید اتاق فکری از نخبگان خود تشکیل داده و اولویت های کشور را شناسایی کند و برای آنها چاره اندیشی کند تا در نهایت از روزمرگی خارج شود. توقع از مجلس جدید این است که از خودش شروع کند و با بازنگری نسبت به قوانین داخلی، همه فعالیت‌های خود را کاملا شفاف کند. کارهای مرسوم در گذشته از قبیل؛ «تنوع غذایی در بخش پذیرایی از نمایندگان»، «دریافت هدایا»، «لابی با دولتمردان در صحن»، «دریافت امتیاز، حقوق، مزایا و مسکن» نیاز به اصلاح جدی دارد که باید این موارد در یک وضعیت درست قرار بگیرد.

    وجود دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا را نمی تواند انکار کرد

    *در سال‌های اخیر در مقاطعی یک شعار از سوی مردم  با مضمون «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» خطاب به دو جناح سیاسی کشور داده شد. فکر می‌کنید مصداق عملیاتی شدن این شعار همان کاهش مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم بود یا …؟

    دو جریان «اصلاح‌طلب» و «اصولگرا» همچنان دو جریان اصلی سیاسی کشور ما هستند و نمی‌توان وجود این دو جریان را انکار کرد.  البته جریان «اصلاح‌طلب» را می‌توان ادامه جریان غرب‌گرای ابتدای انقلاب تا کنون دانست که گاهی با عناوین «نهضت آزادی»، «جبهه ملی»، «دوم خرداد» مطرح بوده است.

    *آقای روانبخش علی رغم اینکه تاکید دارید این دو جریان هنوز هم دو جریان اصلی هستند و مردم انتقاداتی به جریان اصلاحات دارند اما بازهم انتقاد مردم به جریان اصولگرا کم نیست، این اشکال در جریان متبوع شما ریشه در کجا دارد؟

    اصولگرایان نیز باید تلاش کنند تا در عمل و نه تنها در شعار، بر اصول خود که همان آرمان‌های اصلی و اصیل انقلاب اسلامی است باقی بمانند. البته در این راه می‌توان روش‌ها و اهداف میانی را تغییر داد و طبق یکی ازفرمایشات مقام معظم رهبری حتی این امکان وجود دارد که برخی اصول قانون اساسی که «قابل تغییر است» را مورد بررسی مجدد قرار داد. مانند ریاستی بودن ریاست جمهوری یا پارلمانی بودن آن. بنده می‌پذیرم که در دامنه اصولگرایان امروز کسانی وجود دارند که تنها با «شعار» با این جریان همراهی داشته و در عمل با اصول تعیین شده فاصله زیادی دارند.

    در انتخابات ۱۴۰۰ با تابلوی اصولگرا-اصلاح طلبی نمی توان توفیق یافت

    من فکر می‌کنم در انتخابات سال ۱۴۰۰ دیگر این امکان وجود ندارد که یک فرد بتواند صرفا با تابلوی «اصلاح‌طلبی» یا «اصولگرایی»  توفیق جدی حاصل کند زیرا مردم امروز بعد از تجارب ۴۰ ساله‌ای که دارند به برنامه‌ها و توانمندی‌های یک کاندیدا نگاه می کنند.

    *در این فضا ممکن است یک «جریان سوم» در عرصه سیاسی ایران ظهور کند؟

    جریان سوم یعنی جریان انقلابی امروز در کشور وجود دارد؛ من پیش‌بینی می‌کنم که جریان انقلابی با ورود به عرصه انتخابات سال ۱۴۰۰ رأی و نظر مردم را به خود جلب کند.  جریان انقلابی جریانی است که به اصولگرایی ناب خود را ملتزم می‌داند و به اصول مبانی انقلاب اسلامی و اهداف عالی آن پایبند است و بر این باور است که روش‌ها و اهداف میانی قابلیت اصلاح دارند.

    جریان سوم یعنی جریان انقلابی با تفکر اصولگرایی و روش اصلاح‌طلبی

    *یعنی از نگاه شما جریان سومی که از آن صحبت می‌شود، یک جریان انقلابی مبتنی بر تفکرات اصولگرایان است؟

    جریان سوم همان جریان انقلابی است که در بیانات رهبر معظم انقلاب نیز به آن اشاره شده است. این جریان دارای تفکر اصولگرایی ناب است که با روش اصلاح طلبی به پیش می‌رود. رهبر انقلاب نیز فرموده‌اند که بنده یک «اصولگرای اصلاح‌طلب» هستم؛ به این معنا که بنده روی اصول و مبانی تأکید دارم، اما قائل به این هستم که می‌توان اهداف و روش‌های میانی را اصلاح کرد.

    *از سخنان شما این گونه می‌توان برداشت کرد که حضرتعالی یک نقد جدی نیز به اصولگرایان دارید. آیا این برداشت درست است؟

    بله، بنده منتقد کسانی هستم که ادعای اصولگرایی دارند ولی به مبانی، اصول و اهداف در عمل پایبند نیستند. به عنوان نمونه این بخشی از ۸۰ نفر نماینده مجلس دهم که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند از سنخ همان اصولگرایان ادعایی بودند که به دلایل گوناگون «رد صلاحیت» شدند.

    *پس باید منتظر یک چهره جوان و کمتر شناخته شده در عرصه انتخابات پیش رو باشیم؟

    ورود به بحث انتخابات ۱۴۰۰ هنوز زود است ولی بی تردید چهره‌هایی که در عرصه رقابت انتخاباتی شرکت می کنند باید توانایی لازم برای اداره کشور در شرایط بحرانی کنونی را داشته باشد. فردی باید به عرصه انتخابات ورود کند که بتواند پس از دولت کنونی، در مواجهه با مشکلات اقتصادی و فرهنگی ایجاد شده، و بحران های به وجود آمده در سیاست خارجی؛ تحول چشم گیری ایجاد کند.

    دچار قحط الرجال نشده ایم

    *آیا جریان اصیل  انقلابی که از آن حرف می زنید، برای ظهور چنین فردی کادرسازی کرده است؟ این سوال را از این بابت می پرسم که یک اشکال در فضای سیاسی این است که نیروهای جدید در فرایند کادرسازی شده بالا نمی‌آیند و آسیب‌هایی را به جریان سیاسی خود وارد می کنند.

    به نظر من کشور و جریان انقلابی دچار «قحط الرجال» نشده است. در کشور ما تعداد زیادی از افراد نخبه و پرتوان وجود دارند که متاسفانه تا کنون امکان بهره‌گیری از توان ایشان میسر نشده است.

    البته یکی از دلایلی که افراد متخصص و کمتر شناخته شده نمی‌توانند خود را به مردم معرفی کنند، استفاده برخی از سیاسیون از ابزار رسانه برای القای یک سری کاندیداهاست. مطمئن باشید که اگر افراد توانمند فرصت عرضه برنامه‌های خود به مردم را از طریق فضاهای رسانه‌ای داشته باشند، مردم نیز به برنامه‌های اعلامی از سوی ایشان تمایل پیدا خواهند کرد.

    *فکر نمی‌کنید شورای نگهبان نیز می‌تواند با تجدیدنظر در روش های تایید صلاحیتش یا مثلا وسیع‌تر کردن تعریف رجل سیاسی و مذهبی، اجازه ظهور و بروز چنین افرادی را در انتخابات بدهد. 

    «قانون انتخابات» در کشور ما دچار ایراد است و مجلس وظیفه دارد که این قانون را اصلاح کند. «رجل سیاسی» از جمله مواردی است که باید مجلس شورای اسلامی بر سر تعریف آن، کار جدی انجام بدهد. رجل سیاسی نباید معطوف به این مفهوم بشود که یک فرد از نظر شهرت سیاسی جایگاه دارد، بلکه باید «توانمندی» اداره کشور، «مدیریت کلان»، «قدرت تصمیم‌گیری بالا» و «آشنایی با سیاست خارجی» در تعریف رجل سیاسی گنجانده شود.

    چرا هر فردی به خود اجازه می دهد کاندیدای ریاست جمهوری شود؟

    باید توجه داشته باشیم که شورای نگهبان قرار است فردی را تایید صلاحیت کند که بعد از مقام معظم رهبری در جایگاه نخست اجرایی قرار می‌گیرد. متاسفانه قانون انتخابات در کشور ما آن قدر ایراد دارد که هر فردی به خود اجازه می‌دهد برای حضور در مسند ریاست جمهوری ثبت نام کند و پس از آن «وزارت کشور» و «شورای نگهبان» مجبور می‌شوند با صرف زمان و هزینه به بررسی صلاحیت این دست از افراد بپردازند.

    *برخی از چهره‌های شاخص سیاسی از هم اکنون اعلام کرده‌اند که تمایلی به حضور در انتخابات ۱۴۰۰ ندارند که در میان آنها افرادی همچون آقایان «رییسی»، «لاریجانی»، «ظریف» و «قالیباف» نیز به چشم می‌خورند. فکر می‌کنید که این احتمال وجود دارد این افراد در دقیقه نود بنا بر توصیه و یا مصلحت به عرصه انتخابات ورود کنند؟

    گمانه‌زنی در خصوص آنچه که در سال ۱۴۰۰ رخ می‌دهد هنوز زود است. باید منتظر باشیم تا وقایع آینده را بررسی کنیم، البته نوع ادبیات فردی که مبنا را بر عدم ورود به انتخابات گذاشته نیز مهم است، زیرا برخی به صراحت اعلام می‌کنند که قصد ورد به عرصه را ندارند، ولی اگر مردم و خواص جامعه تشخیص دادند که این فرد برای امروز کشور مفید است و می‌تواند مشکلات را حل کند باید او را به صحنه بیاورند؛ هر چند خودش مایل نباشد.

    امکان ندارد احمدی نژاد از سد شورای نگهبان عبور کند

    *آقای احمدی نژاد هم از این دست افراد است؟ فکر می کنید او با تحرکات رسانه‌ای اخیر تصمیم جدی به ورود دارد؟

    احمدی نژاد با وجود تلاش‌هایی که انجام می‌دهد این امکان را ندارد که از سد شورای نگهبان عبور کند. زیرا پرونده ایشان حتی از آنچه در سال ۹۶ بود، سنگین‌تر نیز شده است.

    شاید احمدی نژاد از کاندیدای جایگزین حمایت کند اما…

    *اگر این اتفاق رخ بدهد، این امکان وجود دارد که از شخص دیگری حمایت کند؟

    بله، اما با این کار هم توفیقی حاصل نمی‌کند. زیرا در سال‌های ۹۲ و ۹۶ هم همین مسیر را رفت و با معرفی آقایان «مشایی» و «بقایی» سعی در حمایت از اطرافیان خود داشت ولی به نتیجه نرسید.

    رفتارهای احمدی نژاد سنخیتی با اصولگرایی ندارد

    *فرض را بر این بگیریم که شورای نگهبان بنا به مصالحی ایشان را تأیید صلاحیت کند، در آن فضا این امکان وجود دارد که اصولگرایان به سمت ایشان بروند و حمایت خود را از چنین فردی اعلام کنند؟

    «رفتارها»،« شعارها» و «تفکرات» چند سال اخیر آقای احمدی نژاد به هیچ عنوان سنخیتی با تفکر اصولگرایی ناب ندارد و نمی‌توان از چنین فردی برای انتخابات حمایت کرد.

    حمایتم از احمدی نژاد در گذشته را انکار نمی کنم اما…

    *پس این احتمال وجود دارد که در سال ۱۴۰۰ و در صورت کاندیدا شدنش،اصولگرایان در مقابلش بایستند؟

    بله، بنده انکار نمی‌کنم که در گذشته بخشی اصولگرایان از جمله خود بنده از ایشان حمایت کرده‌ایم و در دولت نهم نیز موفقیت های چشمگیری داشت، اما داستان امروز آقای احمدی نژاد کاملا متفاوت از گذشته شده است.

    ۱۷۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • روانبخش: پرونده احمدی‌نژاد سنگین است/چرا هر کسی نامزد ریاست‌جمهوری می‌شود؟

    روانبخش: پرونده احمدی‌نژاد سنگین است/چرا هر کسی نامزد ریاست‌جمهوری می‌شود؟

    سجاد موسوی: نگرانی ها از بابت کاهش مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰، شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا، کاندیداهای جوان انتخابات ریاست جمهوری، عزم احمدی نژاد برای بازگشت به پاستور و جریان سوم از جمله مباحثی بود که با حجت الاسلام قاسم روانبخش، عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در میان گذاشتیم.

    او تاکید دارد یکی از راه‌های جلب مشارکت بیشتر مردم در پای صندوق‌های رأی تغییر «قانون انتخابات» و به تبع آن بازنگری در تعریف جامع «رجل سیاسی» است.و البته او عملکرد مجلس یازدهمی را نیز تاثیرگذار می کند.

    قائل به شعار «تمومه ماجرا» نیست و می گوید وجود دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی را نمی توان انکار کرد. این عضو جبهه پایداری جریان سوم را جریان انقلابی با تفکر اصولگرایی و روش اصلاح طلبی می داند.

    روانبخش که حمایتش از احمدی نژاد در گذشته را انکار نمی کند این را هم می گوید که احمدی نژاد امروز مورد حمایت اصولگرایان نیست و پرونده اش آنقدر سنگین شده که بعید است تایید صلاحیت شود.

    آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفتگوی خبرآنلاین با حجت الاسلام قاسم روانبخش است:

    ***************

    *آقای روانبخش!  در فاصله باقیمانده تا انتخابات ۱۴۰۰، نگرانی از باب تکرار کاهش مشارکت اسفند ۹۸ در انتخابات ریاست جمهوری آینده وجود دارد، تحلیل شما از انتخابات پیش رو و میزان مشارکت مردم چیست؟

    کاهش مشارکت رابطه مستقیم با عملکرد سه قوه «اجرایی»، «تقنینی» و «قضایی» کشور در یکسال پیش رو دارد. اگر در یکسال باقی مانده قوه قضاییه به عنوان مسئول مبارزه با فساد در مقابله با کسانی که چشم به بیت المال دارند سرعت و شدت بیشتری ببخشد، بدون شک به تبع آن مردم نیز به مسئولان خود دلگرم تر می‌شوند. عملکرد یکساله آیت الله رییسی در برخورد با فساد برای مردم امید بخش بوده است، به ویژه شاهد عزم جدی ایشان در برخورد با مفسدان در بدنه داخلی دستگاه قضایی هستیم که این روزها محاکمه آن ها در حال انجام است. این مبارزه می‌تواند نوید بخش اقدامات بعدی در گسترش بحث مبارزه با فساد باشد.

    قوه مجریه نیز با توجه به اینکه از وجود یک مجلس جدید مطلع شده و احتمال این موضوع را می‌دهد که وکلای ملت در پارلمان جدید از ابزار نظارتی خود به عنوان «وکیل المله» بیشتر استفاده کنند، باید تلاش خود را معطوف به این امر کند که در بخش مبارزه با «فساد درون سیستمی»، افزایش فعالیت‌های «عمرانی» و «خدماتی» و همچنین حرکت در مسیر «بهبود وضعیت مردم»، بهتر از سال‌های گذشته عمل کند.

    عملکرد مجلس یازدهم در میزان مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰ تاثیر می گذارد

    مجلس یازدهم نیز با رویکرد جدید باید تلاش کند به مطالبات و خواسته‌های مردم جامه عمل بپوشد و انجام آنها را از دولت پیگیری کند، بی تردید عملکرد مجلس انقلابی تاثیر بسزایی به افزایش مشارکت سیاسی و حضور مردم پای صندوق‌های رأی خواهد شد. البته در این بین عده‌ای تلاش می‌کنند تا انتظارات مردم را از مجلس کنونی بالا ببرند. بنده معتقدم همان افرادی که در مجالس قبلی برای مردم فعالیتی از خود نشان ندادند در تلاش هستند از همین ابتدا با بالا بردن سطح توقع از نمایندگان جدید، مجلس را ناکارآمد جلوه دهند.

    زمان می برد تا «نماینده اولی» ها جایگاه خود را پیدا کنند

    *فکر نمی کنید بخشی از این انتظارات به شعارها و وعده های انتخاباتی خود این نمایندگان باز می گردد؟

    باید توجه کنیم که مجلس کنونی هنوز از نظر شاکله در بخش‌های مختلفی همچون تشکیل «کمیسیون‌ها»، انتخاب مسئول «مرکز پژوهش‌ها» و اصلاح قوانین و آیین نامه داخلی  در ابتدای راه است و نمی‌تواند کارها را به صورت سیستمی و قوی به پیش ببرد. باید اجازه داد مجلس شکل بگیرد، سپس از نمایندگان مطالبات خودمان را مطرح کنیم. یک موضوع مهم نیز در خصوص وکلای ملت وجود دارد که برخی از آنها «نماینده اولی» هستند و شاید چند ماهی طول بکشد تا جایگاه خود را پیدا کنند. به همین دلیل باید هیأت رئیسه کنونی تلاش کند تعطیلات مرسوم پارلمان در فصل تابستان را کاهش بدهد و مقدمات کار جدی وکلای ملت را فراهم کند.

    انتظار ما از مجلس کنونی این است که در عمل کارها را به پیش ببرد، زیرا یک مجلس «انقلابی» در شعار متوقف نمی‌شود. برای مثال مجلس باید اتاق فکری از نخبگان خود تشکیل داده و اولویت های کشور را شناسایی کند و برای آنها چاره اندیشی کند تا در نهایت از روزمرگی خارج شود. توقع از مجلس جدید این است که از خودش شروع کند و با بازنگری نسبت به قوانین داخلی، همه فعالیت‌های خود را کاملا شفاف کند. کارهای مرسوم در گذشته از قبیل؛ «تنوع غذایی در بخش پذیرایی از نمایندگان»، «دریافت هدایا»، «لابی با دولتمردان در صحن»، «دریافت امتیاز، حقوق، مزایا و مسکن» نیاز به اصلاح جدی دارد که باید این موارد در یک وضعیت درست قرار بگیرد.

    وجود دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا را نمی تواند انکار کرد

    *در سال‌های اخیر در مقاطعی یک شعار از سوی مردم  با مضمون «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» خطاب به دو جناح سیاسی کشور داده شد. فکر می‌کنید مصداق عملیاتی شدن این شعار همان کاهش مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم بود یا …؟

    دو جریان «اصلاح‌طلب» و «اصولگرا» همچنان دو جریان اصلی سیاسی کشور ما هستند و نمی‌توان وجود این دو جریان را انکار کرد.  البته جریان «اصلاح‌طلب» را می‌توان ادامه جریان غرب‌گرای ابتدای انقلاب تا کنون دانست که گاهی با عناوین «نهضت آزادی»، «جبهه ملی»، «دوم خرداد» مطرح بوده است.

    روانبخش: پرونده احمدی‌نژاد سنگین است/چرا هر کسی نامزد ریاست‌جمهوری می‌شود؟
    روانبخش: پرونده احمدی‌نژاد سنگین است/چرا هر کسی نامزد ریاست‌جمهوری می‌شود؟

    *آقای روانبخش علی رغم اینکه تاکید دارید این دو جریان هنوز هم دو جریان اصلی هستند و مردم انتقاداتی به جریان اصلاحات دارند اما بازهم انتقاد مردم به جریان اصولگرا کم نیست، این اشکال در جریان متبوع شما ریشه در کجا دارد؟

    اصولگرایان نیز باید تلاش کنند تا در عمل و نه تنها در شعار، بر اصول خود که همان آرمان‌های اصلی و اصیل انقلاب اسلامی است باقی بمانند. البته در این راه می‌توان روش‌ها و اهداف میانی را اصلاح کرد و طبق یکی ازفرمایشات مقام معظم رهبری حتی این امکان وجود دارد که در صورت لزوم، برخی اصول غیر قابل تغییر قانون اساسی نیز مورد بررسی مجدد قرار داد، مانند ریاستی بودن ریاست جمهوری یا پارلمانی بودن آن. بنده می‌پذیرم که در دامنه اصولگرایان امروز کسانی وجود دارند که تنها با «شعار» با این جریان همراهی داشته و در عمل با اصول تعیین شده فاصله زیادی دارند.

    در انتخابات ۱۴۰۰ صرفا با تابلوی اصولگرا-اصلاح طلبی نمی توان به توفیقی رسید

    من فکر می‌کنم در انتخابات سال ۱۴۰۰ دیگر این امکان وجود ندارد که یک فرد بتواند صرفا با تابلوی «اصلاح‌طلبی» یا «اصولگرایی»  توفیق جدی حاصل کند زیرا مردم امروز بعد از تجارب ۴۰ ساله‌ای که دارند به برنامه‌ها و توانمندی‌های یک کاندیدا نگاه می کنند.

    *در این فضا ممکن است یک «جریان سوم» در عرصه سیاسی ایران ظهور کند؟

    جریان سوم یعنی جریان انقلابی امروز در کشور وجود دارد؛ من پیش‌بینی می‌کنم که جریان انقلابی با ورود به عرصه انتخابات سال ۱۴۰۰ رأی و نظر مردم را به خود جلب کند.  جریان انقلابی جریانی است که به اصولگرایی ناب خود را ملتزم می‌داند و به اصول مبانی انقلاب اسلامی و اهداف عالی آن پایبند است و بر این باور است که روش‌ها و اهداف میانی قابلیت اصلاح دارند.

    جریان سوم یعنی جریان انقلابی با تفکر اصولگرایی و روش اصلاح‌طلبی

    *یعنی از نگاه شما جریان سومی که از آن صحبت می‌شود، یک جریان انقلابی مبتنی بر تفکرات اصولگرایان است؟

    جریان سوم همان جریان انقلابی است که در بیانات رهبر معظم انقلاب نیز به آن اشاره شده است. این جریان دارای تفکر اصولگرایی ناب است که با روش اصلاح طلبی به پیش می‌رود. رهبر انقلاب نیز فرموده‌اند که بنده یک «اصولگرای اصلاح‌طلب» هستم؛ به این معنا که بنده روی اصول و مبانی تأکید دارم، اما قائل به این هستم که می‌توان اهداف و روش‌های میانی را اصلاح کرد.

    *از سخنان شما این گونه می‌توان برداشت کرد که حضرتعالی یک نقد جدی نیز به اصولگرایان دارید. آیا این برداشت درست است؟

    بله، بنده منتقد کسانی هستم که ادعای اصولگرایی دارند ولی به مبانی، اصول و اهداف در عمل پایبند نیستند. به عنوان نمونه این بخشی از ۸۰ نفر نماینده مجلس دهم که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند از سنخ همان اصولگرایان ادعایی بودند که به دلایل گوناگون «رد صلاحیت» شدند.

    *پس باید منتظر یک چهره جوان و کمتر شناخته شده در عرصه انتخابات پیش رو باشیم؟

    ورود به بحث انتخابات ۱۴۰۰ هنوز زود است ولی بی تردید چهره‌هایی که در عرصه رقابت انتخاباتی شرکت می کنند باید توانایی لازم برای اداره کشور در شرایط بحرانی کنونی را داشته باشد. فردی باید به عرصه انتخابات ورود کند که بتواند پس از دولت کنونی، در مواجهه با مشکلات اقتصادی و فرهنگی ایجاد شده، و بحران های به وجود آمده در سیاست خارجی؛ تحول چشم گیری ایجاد کند.

    دچار قحط الرجال نشده ایم

    *آیا جریان اصیل  انقلابی که از آن حرف می زنید، برای ظهور چنین فردی کادرسازی کرده است؟ این سوال را از این بابت می پرسم که یک اشکال در فضای سیاسی این است که نیروهای جدید در فرایند کادرسازی شده بالا نمی‌آیند و آسیب‌هایی را به جریان سیاسی خود وارد می کنند.

    به نظر من کشور و جریان انقلابی دچار «قحط الرجال» نشده است. در کشور ما تعداد زیادی از افراد نخبه و پرتوان وجود دارند که متاسفانه تا کنون امکان بهره‌گیری از توان ایشان میسر نشده است.

    البته یکی از دلایلی که افراد متخصص و کمتر شناخته شده نمی‌توانند خود را به مردم معرفی کنند، استفاده برخی از سیاسیون از ابزار رسانه برای القای یک سری کاندیداهاست. مطمئن باشید که اگر افراد توانمند فرصت عرضه برنامه‌های خود به مردم را از طریق فضاهای رسانه‌ای داشته باشند، مردم نیز به برنامه‌های اعلامی از سوی ایشان تمایل پیدا خواهند کرد.

    *فکر نمی‌کنید شورای نگهبان نیز می‌تواند با تجدیدنظر در روش های تایید صلاحیتش یا مثلا وسیع‌تر کردن تعریف رجل سیاسی و مذهبی، اجازه ظهور و بروز چنین افرادی را در انتخابات بدهد. 

    «قانون انتخابات» در کشور ما دچار ایراد است و مجلس وظیفه دارد که این قانون را اصلاح کند. «رجل سیاسی» از جمله مواردی است که باید مجلس شورای اسلامی بر سر تعریف آن، کار جدی انجام بدهد. رجل سیاسی نباید معطوف به این مفهوم بشود که یک فرد از نظر شهرت سیاسی جایگاه دارد، بلکه باید «توانمندی» اداره کشور، «مدیریت کلان»، «قدرت تصمیم‌گیری بالا» و «آشنایی با سیاست خارجی» در تعریف رجل سیاسی گنجانده شود.

    چرا هر فردی به خود اجازه می دهد کاندیدای ریاست جمهوری شود؟

    باید توجه داشته باشیم که شورای نگهبان قرار است فردی را تایید صلاحیت کند که بعد از مقام معظم رهبری در جایگاه نخست اجرایی قرار می‌گیرد. متاسفانه قانون انتخابات در کشور ما آن قدر ایراد دارد که هر فردی به خود اجازه می‌دهد برای حضور در مسند ریاست جمهوری ثبت نام کند و پس از آن «وزارت کشور» و «شورای نگهبان» مجبور می‌شوند با صرف زمان و هزینه به بررسی صلاحیت این دست از افراد بپردازند.

    *برخی از چهره‌های شاخص سیاسی از هم اکنون اعلام کرده‌اند که تمایلی به حضور در انتخابات ۱۴۰۰ ندارند که در میان آنها افرادی همچون آقایان «رییسی»، «لاریجانی»، «ظریف» و «قالیباف» نیز به چشم می‌خورند. فکر می‌کنید که این احتمال وجود دارد این افراد در دقیقه نود بنا بر توصیه و یا مصلحت به عرصه انتخابات ورود کنند؟

    گمانه‌زنی در خصوص آنچه که در سال ۱۴۰۰ رخ می‌دهد هنوز زود است. باید منتظر باشیم تا وقایع آینده را بررسی کنیم، البته نوع ادبیات فردی که مبنا را بر عدم ورود به انتخابات گذاشته نیز مهم است، زیرا برخی به صراحت اعلام می‌کنند که قصد ورد به عرصه را ندارند، ولی اگر مردم و خواص جامعه تشخیص دادند که این فرد برای امروز کشور مفید است و می‌تواند مشکلات را حل کند باید او را به صحنه بیاورند؛ هر چند خودش مایل نباشد.

    پرونده های احمدی نژاد از سا ل۹۶ هم سنگین تر است/امکان ندارد از سد شورای نگهبان عبور کند

    *آقای احمدی نژاد هم از این دست افراد است؟ فکر می کنید او با تحرکات رسانه‌ای اخیر تصمیم جدی به ورود دارد؟

    احمدی نژاد با وجود تلاش‌هایی که انجام می‌دهد این امکان را ندارد که از سد شورای نگهبان عبور کند. زیرا پرونده ایشان حتی از آنچه در سال ۹۶ بود، سنگین‌تر نیز شده است.

    شاید احمدی نژاد از کاندیدای جایگزین حمایت کند اما…

    *اگر این اتفاق رخ بدهد، این امکان وجود دارد که از شخص دیگری حمایت کند؟

    بله، اما با این کار هم توفیقی حاصل نمی‌کند. زیرا در سال‌های ۹۲ و ۹۶ هم همین مسیر را رفت و با معرفی آقایان «مشایی» و «بقایی» سعی در حمایت از اطرافیان خود داشت ولی به نتیجه نرسید.

    رفتارهای احمدی نژاد سنخیتی با اصولگرایی ندارد

    *فرض را بر این بگیریم که شورای نگهبان بنا به مصالحی ایشان را تأیید صلاحیت کند، در آن فضا این امکان وجود دارد که اصولگرایان به سمت ایشان بروند و حمایت خود را از چنین فردی اعلام کنند؟

    «رفتارها»،« شعارها» و «تفکرات» چند سال اخیر آقای احمدی نژاد به هیچ عنوان سنخیتی با تفکر اصولگرایی ناب ندارد و نمی‌توان از چنین فردی برای انتخابات حمایت کرد.

    حمایتم از احمدی نژاد در گذشته را انکار نمی کنم اما…

    *پس این احتمال وجود دارد که در سال ۱۴۰۰ و در صورت کاندیدا شدنش،اصولگرایان در مقابلش بایستند؟

    بله، بنده انکار نمی‌کنم که در گذشته بخشی اصولگرایان از جمله خود بنده از ایشان حمایت کرده‌ایم و در دولت نهم نیز موفقیت های چشمگیری داشت، اما داستان امروز آقای احمدی نژاد کاملا متفاوت از گذشته شده است.

    ۱۷۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین