برچسب: احزاب

احزاب و حزب ها و سیاست گزاری خارجی

  • چرا مجلس اجازه نداد قیمت بنزین کم کم افزایش یابد؟ /با دلار ۱۲ هزار تومانی، قیمت بنزین نباید ۱۰۰۰ تومان باشد

    چرا مجلس اجازه نداد قیمت بنزین کم کم افزایش یابد؟ /با دلار ۱۲ هزار تومانی، قیمت بنزین نباید ۱۰۰۰ تومان باشد

    ابوالفضل سروش، با اشاره به تجمعات اخیر در اعتراض به اصلاح قیمت بنزین اظهار کرد: از زمان دولت آقای خاتمی همواره این بحث مطرح بود که باید مکانی مشخص وجود داشته باشد تا مردم در صورت داشتن نقد و یا اعتراضی در آنجا جمع شده و صحبت‌هایشان را بیان کنند، مکانی که می‌تواند محلی برای میتینگ احزاب یا ان.جی.اوها هم باشد. از آن زمان تاکنون طرح‌های مختلفی ارائه شده اما به نتیجه نرسیده است متاسفانه هر وقت مشکلی برای کشور رخ می‌دهد و با ناهنجاری مواجه می‌شویم دوباره یادمان می‌افتد که باید مکانی برای برگزاری تجمعات وجود داشته باشد اما بعد از تلاش دو سه ماهه نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود.

    وی ادامه داد: دلسوزان تاکید بر وجود مکانی برای برگزاری تجمعات دارند اما برخی تنگ‌نظری‌ها و سنگ‌اندازی‌ها مانع می‌شود، همان‌ها امروز باید بیایند و جواب دهند که چطور می‌خواهند با اعتراضاتی روبرو شوند که به کف خیابان‌ها کشیده شدند انگار این بی‌تدبیری‌ها تمام شدنی نیست.

    این نماینده اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی با تاکید بر لزوم فراهم کردن بسترهای لازم برای طرح اعتراضات و انتقادات مردم به اصلاح قیمت بنزین تصریح کرد: باید حق اعتراض به مردم داده شود. راهکار آن است که برای آنها مکانی جهت برگزاری تجمعات‌شان در نظر گرفته شود کما این‌که قرار بود خیابان مردم یعنی خیابان کنار مجلس شورای اسلامی به عنوان محل تجمعات در نظر گرفته شود که با همین استدلال هم این خیابان از شهرداری گرفته شد، اما نه تنها این اتفاق رخ نداد که دیوارکشی هم صورت گرفت.

    سروش با بیان این‌که «نمونه دیگر بی‌تدبیری‌ها را می‌توان در نحوه‌ تصمیم‌گیری برای افزایش قیمت بنزین دید»، توضیح داد: نباید همه تقصیر را به دوش دولت انداخت چون نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم مقصر هستند دولت در سه سال اخیر پیشنهاد افزایش قیمت بنزین را در بودجه‌های سنواتی ارائه کرد، اما مجلسی‌ها شلوغ کرده و با آن مخالفت کردند. وقتی دلار ۱۰۰۰ تومان شد بنزین ۱۰۰۰ تومان بود تا چند روز پیش دلار ۱۲ هزار تومان شده و بنزین هنوز لیتری ۱۰۰۰ تومان بود. سوال این است که چرا مجلس اجازه نداد کم‌کم قیمت بنزین اضافه شود. ما خودمان بخشی از این بی‌تدبیری را انجام دادیم.

    ۲۷۲۷

  • تاکید چین بر حمایت از سوریه در جنگ علیه تروریسم

    تاکید چین بر حمایت از سوریه در جنگ علیه تروریسم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از العهد، «وانگ چیچان» معاون رئیس جمهوری چین با «هلال الهلال» جانشین دبیرکل حزب بعث سوریه دیدار کرد.

    چیچان در جریان این دیدار در خصوص روابط دوستانه میان دو کشور با مسئول سوری رایزنی کرد.

    وی سلام شی جین پینگ رئیس جمهور چین را خطاب به بشار اسد رئیس جمهور سوریه ابلاغ کرد.

    چیچان تاکید کرد که چین از سوریه در جنگ علیه تروریسم جهانی و امپریالیسم که تلاش کرد تا نظام این کشور را ساقط کند حمایت می کند.

    وی افزود: امپریالیسم کوشید سوریه را تجزیه کند. پیروزی سوریه بعد از تمام این سالها نشان دهنده قدرت و عظمت این کشور است.

  • خنثی شدن عملیات القاعده در یمن به دست نیروهای انصارالله

    خنثی شدن عملیات القاعده در یمن به دست نیروهای انصارالله

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المنار، وزارت کشور یمن وابسته به انصارالله این کشور با صدور بیانیه ای اعلام کرد که نیروهای امنیتی موفق شدند در استانهای تعز و إب یک عملیات امنیتی مهم انجام دهند.

    در ادامه این بیانیه آمده است: در جریان عملیات امنیتی مذکور، نیروهای یمنی مواضع یک گروهک وابسته به القاعده را هدف قرار دادند.

    در این بیانیه تاکید شده است: گروهک مذکور تلاش می کرد یک عملیات تروریستی علیه شهروندان یمن انجام دهد.

    وزارت کشور یمن اعلام کرد که عناصر این گروهک تروریستی در میان استانهای مذکور در رفت و آمد بودند و قصد داشتند با حمایت مالی ائتلاف سعودی دست به عملیات تروریستی بزنند.

  • از مردم فقط انتظار رأی دادن نداشته باشیم

    از مردم فقط انتظار رأی دادن نداشته باشیم

    در واقع مردم با مشارکت حداکثری که در اکثر ادوار انتخابات داشتند همکاری خود را با ارزش های انقلاب و حفاظت از کلان نظام جمهوری اسلامی نشان دادند.  این حضور مردم مهر تاییدی بر مشروعیت و مقبولیت نظام و حکومت بوده است. 

    این حضور و مشارکت در انتخابات خوشبختانه زیر سایه مشکلات و تنگناهایی که مردم داشتند نرفته است و مردم همیشه حاضر در صحنه بودند و مشکلات نیز به موازات آن با تدابیر رهبری پشت سر گذاشته شده است.

    باید قدر این حضور را بدانیم و بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری، نمایندگان و دیگر مسئولان در راستای خواسته های مردم کار کنند و قدم بردارند. این روزها نیز که به انتخابات مجلس نزدیک می شویم مردم این توقع را دارند مشکلات اقتصادی که با آن دست و پنجه نرم می کنند به درستی مدیریت و حل شوند نه اینکه فقط از آنها انتظار رای دادن داشته باشیم.

    وظیفه همه ما نمایندگان است که پای وعده هایمان به مردم بایستیم و تلاش کنیم انتظارات آنها را رفع کنیم تا مانعی برای حضورشان در انتخابات هم وجود نداشته باشند.

    امیدواریم با تایید افراد شاخص و موفق، و با همکاری که هر سه قوا در رفع مشکلات مردم دارند، فضا برای یک انتخابات پرشور با مشارکت حداکثری فراهم شود تا باردیگر تیر دشمنان در مایوس کردن مردم از حضور در پای صندوق رای به سنگ بخورد.

    *نماینده شوش در مجلس دهم

  • مگر سه نفری تصمیم نگرفتید؟ پس چرا…

    مگر سه نفری تصمیم نگرفتید؟ پس چرا…

    اعلام افزایش قیمت بنزین و طرح سهمیه بندی طبعا بین مردم نگرانی ها و اعتراضاتی را به دنبال داشت و قطعا اگر همه آنهایی که این تصمیم را گرفته اند محکم پای کار می آمدند و در مورد طرح توضیح می دادند و از تصمیم درستشان حمایت می کردند چه بسا بخش بزرگی از این نگرانی ها رفع می شد اما تنها روحانی و وزرایش و معاونانش بودند پی در پی توضیح می دادند و تلاش می کردند نگرانی مردم را رفع کنند. در آن سو اما نمایندگان مجلس به ۴۸ ساعت نرسیده طرح تغییر یا بازگشت قیمت بنزین را آماده می کردند و فعالان سیاسی جناح مخالف دولت در فضای مجازی به دولت و روحانی حمله می کردند. همان ساعات اول هم یک شایعه ای در فضای مجازی دست به دست شد که رئیس قوه قضائیه در جلسه سران قوا با این طرح مخالفت کرده بود، شایعه ای که البته در همان فضای مجازی هم تکذیب شد.

    سخنرانی صبح یکشنبه رهبر معظم انقلاب و تاکید بر حمایت از طرح تصویبی سران قوا این انتظار را ایجاد کرده بود که غیر از روحانی، روسای دو قوه دیگر هم محکم از این طرح حمایت کنند اما آنچه داشت اتفاق می افتاد خلاف این انتظار بود، سخنگوی قوه قضائیه با شدت هر چه تمامتر توپ را به سمت دولت شوت می کرد و رئیس قوه مقننه هم در تلاش بود تا میانه را بگیرد و خود را از اعتراضات احتمالی مصون بدارد. حتی خود رئیس قوه قضائیه هم در سخنان این چند روز اخیر به نوعی در جایگاه معترض قرار گرفت و نسبت به نحوه اجرا اعتراض کرد و کار به جایی رسید که رسما دولت را به بی تدبیری متهم کرد.

    روحانی اما در هفته گذشته یک بار روز جمعه، یک بار روز یکشنیه و یکبار هم روز چهارشنبه از این طرح دفاع کرد ولی انگار که وسط میدان گیر افتاده باشد و همه تنهایش گذاشته باشند، صدایش را نه کسی شنید و نه توجه کرد! مردم می پرسیدند اگر سران هر سه قوه این تصمیم را گرفته اند چرا فقط روحانی از آن دفاع می کند؟ اگر رئیسی و لاریجانی هم در این تصمیم نقش داشتند چرا آنها به جای دفاع، انتقاد می دهند؟ چرا حتی روحانی در برخورد با آشوبگران جور قوه قضائیه را می کشد و هشدار می دهد؟ چرا روحانی به قیمت از دست دادن سرمایه اجتماعیش، سخنانی که رئیس قوه قضائیه باید بزند را می زند و خود را در معرض اعتراضات قرار می دهد؟

    به نظر نمی رسد سران قوا در جلسه های متعددی که برای بنزین داشته اند تصمیم گرفته باشند روحانی سخنگویی آنها را عهده دار شود ولی سکوت و حرف های دوپهلوی دو نفر از سران قوا آنها باعث شد روحانی با همه آبرو و اعتبارش به میدان بیاید و برای طرحی که تصمیم نظام بود و به مصلحت کشور، فداکاری کند. اینکه دولت باید اقناع می کرد در حالیکه سران هر سه قوه می دانستند مسوول این اقناع صدا و سیما بود و در حالت کلی هم نسبتا خوب عمل کرد، اینکه زمان اجرا آیا دست بود یا نه بدون توجه به اینکه مردم اصلا به زمان اعتراض نداشتند و یک هفته پس و پیش هم این اعتراض بود، اینکه اعلام ناگهانی مشکل داشت در حالیکه همه کارشناسان امنیتی معتقدند اگر زودتر اعلام می شد چه بسا مشکلات بیشتری گریبان کشور را می گرفت و… بحثی نیست که سران قوا به رسانه ها، سخنرانی ها و مجامع رسمی بکشانند، شورای عالی هماهنگی اقتصادی و جلسه سران قوا جایی است که این مباحث باید مطرح شود تا مردم فکر نکنند باهم تصمیم گرفتند تا روحانی را تنها بگذارند.

    ۱۷۱۷

  • انتقاد یک نماینده از ادامه یافتن قطعی اینترنت/بسیاری از کارهای ما در مجلس با استفاده از فضای مجازی صورت می‌گیرد

    انتقاد یک نماینده از ادامه یافتن قطعی اینترنت/بسیاری از کارهای ما در مجلس با استفاده از فضای مجازی صورت می‌گیرد

    محمدرضا صباغیان بافقی، درباره قطعی شبکه اینترنت در کشور در پی حوادث روزهای اخیر، گفت: ساختار کارهای روزمره به نحوی تنظیم شده است که عدم استفاده از فضای مجازی برای انجام آن‌ها ناممکن است.

     نماینده مردم بافت ادامه داد: قطعی شبکه اینترنت به یکباره برای ما مشکلاتی به وجود خواهد آورد.

     نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ما باید برنامه‌هایی داشته باشیم که در صورت قطع شبکه‌های خارجی بتوانیم در داخل از اینترنت استفاده کنیم، گفت: باید شبکه‌های داخلی را ساماندهی و به نحوی این زمینه را فراهم کنیم که پاسخگوی نیاز داخل باشد تا در چنین مواقعی با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو نشویم.

     وی تاکید کرد: با رویه‌ای که در پیش گرفته شده کارهای اداری و مشاغلی که در این فضا فعالیت می‌کنند، آسیب می‌بیند.

     نماینده مردم مهریز در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با قطعی شبکه اینترنت خط  خبری داخل نیز بسته است و مردم ممکن است سراغ رسانه‌های بیگانه بروند اینگونه رفتارها چه مضراتی خواهد داشت، گفت: در دنیای امروز که اطلاعات حرف اول را می‌زند باید گزینه های جایگزینی داشته باشیم؛ وزارت ارتباطات و دستگاه‌های مربوطه باید این توانایی را داشته باشند که جایگزینی برای آنچه که در دسترس نداریم فراهم کنند.

     وی تاکید کرد: ما در حال حاضر در مسئله اطلاع رسانی و خبررسانی دچار مشکل هستیم بسیاری از کارهای ما در مجلس با استفاده از فضای مجازی صورت می‌گیرد که آن هم با مشکل روبروست.

     این نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: باید راه‌های جایگزین برای آنچه که در داخل قطع می‌شود و یا استفاده نمی‌کنیم فراهم کنیم تا مردم دچار مشکل نشوند.

    ۲۷۲۷

  • جایگاه بسیج در نگاه امام راحل و رهبر انقلاب/قضیه سروصدای امروز مقابله با آمریکاست

    جایگاه بسیج در نگاه امام راحل و رهبر انقلاب/قضیه سروصدای امروز مقابله با آمریکاست

    به گزارش ایسنا، امام خمینی (ره) از آغاز قیام در سال ۱۳۴۲ تا آخرین روزهای عمر مبارک‌شان همواره بر جمع شدن و اتحاد آحاد مردم و مسؤولان تاکید داشتند و این مهم را صراحتا در پیام‌ها و سخنرانی‌ها در مناسبت‌های مختلف بیان می‌کردند.

    قدر و منزلت بسیج و بسیجیان نزد امام امت به حدی بود که بیان کردند: «اگر بخواهم مصداق کاملی از ایثار، خلوص، ‎‏فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را بیان کنم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و ‎‏بسیجیان»

    رهبر انقلاب اسلامی ۱۴ آبان ۱۳۵۹ در جمع خطیبان مذهبی، جنبه سیاسی بودن احکام اسلام را برجسته و فلسفه عزاداری بر سالار شهیدان(ع) را همین موضوع عنوان کردند و گفتند: «بی‌خود بعضی از ائمۀ ما نمی‌فرمایند که برای من در منابر روضه بخوانند. بی‌خود نمی‌گویند ائمه ما به اینکه هر کس که بگرید، بگریاند یا صورت گریه، گریه کردن به خودش ‏‏[‏‏بگیرد‏‏] اجرش فلانُ فلان است. مسئله، مسئله گریه نیست. مسئله، مسئله تباکی نیست. مسئله، مسئله سیاسی است که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند، می‌خواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند از راههای مختلف. اینها را یکپارچه کنند تا آسیب‌پذیر نباشند.‏»

    ایشان افزودند: «وقتی یک ملت در ماه محرم، سرتاسر یک مملکت، یک مطلب را می گویند، شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برای سیدالشهدا. نه سیدالشهدا احتیاج به این گریه‌ها دارد و نه این گریه‌ها خودش ـ فی نفسه ـ کاری از آن می آید، لکن این مجلسها مردم را همچو مجتمع می کنند و یک وجهه می دهند، سی میلیون، سی و پنج میلیون جمعیت در دو ماه محرّم و خصوصا دهه عاشورا، یک وجهه، طرف یک راه می روند. اینها را در این ماه محرم، خطبا و علما در سرتاسر کشور می توانند بسیج کنند برای یک مسئله. این جنبۀ سیاسی این مجالس بالاتر از همۀ جنبه‌های دیگری که هست.»

    رهبر فقید انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه «مسائل اسلام، مسائل سیاسی است و سیاستش غلبه دارد بر چیزهای دیگرش»، گفتند: «اگر ما بفهمیم که این اجتماعات چه فوایدی دارد و اگر بفهمیم که اجتماعاتی که اسلام برای ما دستور داده و فراهم کرده است، چه مسائل سیاسی را حل می کند، چه گرفتاری‌ها را حل می کند، اینطور بی‌حال نبودیم که مساجدمان مرکز بشود برای چند نفر پیرزن و پیرمرد. وقتی جماعت برود و اشخاص مؤثر بروند، مردم بروند، همه بروند آنجا مجتمع بشوند و در آنجا خطیب برایشان مسائل روز را بگوید و مسائلی که، مشکلاتی که دارند بگوید، این حل می‌کند مطالب را.‏» 

    امام خمینی، چهارم آذر ۱۳۵۸ برای اولین بار ایده ارتش ۲۰ میلیونی را در جمع پاسداران تهران مطرح کردند و گفتند: «سر و صدای امروز قضیه‌ای است که مقابله با امریکاست. امروز هر سر و صدایی بلند بکنید که غیر از این مسیر باشد بدانید که بردش را آنها دارند. و بسیار احتمال بدهید که یک محرکی، بدون اینکه آدم بفهمد، گاهی وقتها آدم را وادار می‌کنند به یک کاری که خودش هم ملتفت نیست دارد چه می‌کند. این خیلی مورد اهمیت است و مورد توجه آقایان باید باشد.‏ … قوای خودتان را مجهز کنید. و یک تعلیمات نظامی خودتان پیدا کنید. به دوستان‌تان تعلیم بدهید. به اشخاصی که همینطوری راه می‌روند، تعلیمات نظامی بدهید. مملکت اسلامی باید همه‌اش نظامی باشد. تعلیمات نظامی داشته باشد. … و برای همه مستحب است که تیراندازی را یاد بگیرند، فنون جنگی را یاد بگیرند.‏»

    بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی، تاکید کردند: «… و همه جا باید این طور بشود که‏ یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک کشوری با ۲۰ میلیون جوان که دارد بیست میلیون تفنگدار داشته باشد. بیست میلیون ارتشی داشته باشد و این یک همچه مملکتی آسیب‌بردار نیست و الان هم الحمدلله آسیب‌بردار نیست. الان هم ما پشتیبان‌مان خداست. و ما برای او نهضت کردیم. برای پیاده کردن دین او نهضت کردیم. و خدا با ماست.‏

    امام امت در دوم آذر ۱۳۶۷ در پیامی به مناسبت هفته بسیج به تبیین نقش و منزلت بسیج مستضعفان پرداختند.

    ایشان تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران را از برکات و الطاف جلیۀ خداوند ‎‏تعالی بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران دانستند و افزودند: «در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصاً جنگ، بودند نهادها و گروههای فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت طلبی، کشور و انقلاب ‎‏اسلامی را بیمه کردند. ولی حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و ‎‏فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و ‎‏بسیجیان خواهند بود.»

    بنیانگذار انقلاب اسلامی تاکید کردند: «بسیج شجرۀ طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های ‎‏آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسۀ عشق و مکتب ‎‏شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن، اذان شهادت و ‎‏رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشۀ پاک اسلامی است که تربیت ‎‏یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که ‎‏دفتر تشکل آن را همۀ مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند.‏»

    امام (ره) متذکر شدند: «‎‏مجدداً به همۀ ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح ‎‏بزرگترین ساده‌اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً امریکا و شوروی‏ از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند؛ لحظه‌ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و ‎‏سرشت امریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ‎‏ـ موج می زند. باید برای شکستن امواج طوفان‌ها و فتنه‌ها و جلوگیری از سیل آفتها به ‎‏سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی ـ صلی الله ‎‏علیه و آله ـ و مخالف با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌نمایی است، باید ‎‏همۀ افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ‎‏ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.‏خلاصه کلام، اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین‌انداز شد، چشم طمع ‎‏دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الاّ هر لحظه باید منتظر حادثه ماند. ‎‏بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد.»

    امام خمینی خاطرنشان کردند: «امروز یکی از ‎‏ضروری‌ترین تشکل‌ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان ‎‏دانشگاه‌ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان ‎‏بسیجی ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقی و نه غربی» باشند. امروز ‎‏دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به ‎‏هیچ وجه نگذارند ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج ‎‏است که این مهم انجام می پذیرد. مسائل اعتقادی بسیجیان به عهدۀ این دو پایگاه علمی ‎‏است. حوزۀ علمیه و دانشگاه باید چهارچوبهای اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار ‎‏تمامی اعضای بسیج قرار دهند.»

    ادامه دادند: «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ ‎‏اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید ‎‏هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح ‎‏جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان ‎‏نیازمند فداکاریهای شماست و مسؤولین تنها با پشتوانۀ شماست که می توانند به تمامی ‎‏تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون امریکا و شوروی می شود به زندگی‏ مسالمت‌آمیز توأم با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه‌ها موجب می شود که ‎‏ریشۀ ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.‏»

    آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی نیز طی ۳۰ سال گذشته سخنان و پیام های مختلفی درباره بسیج داشتند که اعم آنها به این شرح زیر است:

    «.. در بسیج ملت ایران، مایه اصلی، ارتباط با خداست. جوان بسیجی یا هر قشری از قشرهای آن، یعنی مرد و زن و پیر و جوان بسیجی، دارای یک ارتباط معنوی و صمیمی با خدا است.»

    «سازماندهی بسیج، یکی از نوآوری‌های امام بزرگوار بود. »

    «هفته بسیج، در حقیقت فرصتی برای ارائه حرکت عظیمی است که به وسیله امام بزرگوار راحل، در این کشور پایه‌گذاری شد و این حرکت، در این منطقه اسلامی و دینی، برای دیگر ملتها هم ان‌شاءاللَّه الگو و سرمشق خواهد شد. »

    «امروز اگر شما جلوه‌های زیبای پرشور حضور جوانان را در صحنه‌های پرخطر فلسطین و لبنان مشاهده میکنید، این الگوگیری از بسیج است.»

    «می‌توان بسیج را به حق مکتبی‌ترین و مردمی‌ترین نیروی مقاومت جهانی نامید.»

    «بسیج، عبارت است از مجموعه‌ای که در آن، پاکترین انسانها، فداکارترین و آماده‌به‌کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای به کمال رساندن و به خوشبختی نائل کردنِ این کشور، جمع شده‌اند.»

    «بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطه‌ای است که اسلام و قرآن و امام زمان ارواحنا فداه و این انقلاب مقدّس به آن نیازمند است؛ لذا پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر ارواحنافداه – مهدی موعود عزیز – یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.»

    «همه باید بدانند که در دوران دفاع مقدس چه معجزات عظیمی از حضور مؤمنانه و پر تلاش نیروهای بسیجی در صحنه‌های جنگ اتفاق افتاد؛ این را باید همه بدانند.»

    «مطمئن باشید اگر حضور بسیج مستضعفین در هشت سال دفاع مقدس نبود، امروز سرنوشت کشور چیز دیگری بود.»

    «تا بسیج هست، نظام اسلامی و جمهوری اسلامی از سوی دشمنان تهدید نخواهد شد؛ این یک رکن اساسی است.»

    «عرصه‌ بسیج یک عرصه‌ عمومی است؛ نه مختص یک قشر است، نه مختص یک بخشی از بخش‌های جغرافیایی کشور است، نه مختص یک زمانی دونِ زمان دیگری است؛ نه مختص یک عرصه‌ای دون عرصه‌ی دیگری است. در همه‌ی جاها، در همه‌ی مکانها، زمانها، عرصه‌ها و در همه‌ قشرها، این وجود دارد. این معنای بسیج است.»

    «بسیج دانشجویی یکی از ارزنده‌ترین یادگارهای امام راحل بزرگوار ماست.»

    «بسیج به کیفیت بخشیدن روزافزون به خود نیازمند است و این حلقات «صالحین»، از کارهای بسیار خوب و برجسته است و در طریق همین تکمیل بسیج قرار دارد که ان‌شاءالله روز به روز باید آن را کاملتر کرد.»

    «از جمله اساسی‌ترین کارهایی که بر عهده‌ی بسیج است و در بافت درونیِ هویت بسیج دخالت دارد، عبارت است از حمایت و دفاع از اصول مسلّم اسلامی.»

    «جوانی که در نیروی مقاومت بسیج به عنوان یک نیروی بسیجی، خود را خدمتگزار اهداف انقلاب و آرمانهای اسلامی میداند، باید چنان خود را بسازد که مثل شمعی پروانه‌ها را به دور خود جمع کند و سازندگی علمی، اخلاقی، معنوی، فکری و سیاسی داشته باشد.»

    «اخلاص و معنویت بسیجی و ارتباط با خدا در بسیجی، یک خصوصیت عمده است.»

    «بسیج نگاه میکند ببیند که این حرکت عمومی انقلاب و نظام از مسیرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است که انحراف به وجود نیاید؛ هر جا انحرافی مشاهده شد، بسیج در مقابل آن میایستد. این از جمله‌ی خصوصیاتی است که مربوط به بسیج است.»

    «آنچه که برای همه‌ی ما، برای همه‌ی بسیجیان عزیز، برای جوانها در هر نقطه‌ای از این عرصه‌ی عظیم که مشغول کار هستند، باید به عنوان شاخص مطرح باشد، عبارت است از این سه عنصر: بصیرت، اخلاص، عمل بهنگام و به اندازه. این سه عنصر را همیشه با یکدیگر توأم کنید و در نظر داشته باشید.»

    «بسیجیان در قبال پیچیدگی اوضاع توانسته‌اند در ذهن خود و فکر خود و شخصیت خود پیچیدگی ایجاد کنند و بشناسند؛ قضایای سال ۸۸ این را نشان داد.»

    «بسیج تنها تا آن روز پیروز است که در یک دست بسیجی «قرآن» و در دست دیگرش«سلاح» باشد.»

    «راز پیروزی مسلمین و وحشت و هراس دشمنان و معاندین از مسلمین در برافراختن پرچم قرآن است. بسیج باید مطیع مسجد، حامی مسجد، عامل به قرآن و حافظ قرآن باشد.»

    ۲۷۲۷

  • تحلیل عماد افروغ از تکرار اعتراضات دو سال بعد از دی ۹۶/ اینکه فقط نگاه امنیتی داشته باشیم ما را به بیراهه می برد

    تحلیل عماد افروغ از تکرار اعتراضات دو سال بعد از دی ۹۶/ اینکه فقط نگاه امنیتی داشته باشیم ما را به بیراهه می برد

    بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:
    در سال ۹۶ که اتفاقات دی‌ماه رخ داد، تحلیل و تفسیر غالب رسمی از آن اتفاقات یک تفسیر امنیتی و معطوف به نقش‌آفرینی عوامل بیگانه بود. برای اتفاقات روزهای اخیر هم باز شاهد چنین تحلیل‌هایی هستیم. اگر چه نمی‌توان از این تفسیر هم چشم‌پوشی کرد اما آیا به نظر شما همه چیز را می‌توان به همین نگاه امنیتی محدود دانست؟
    نه. نگاه و تحلیل امنیتی درباره یک حادثه و موقعیت اجتماعی ما را نه تنها به حقیقت نمی‌رساند بلکه باعث گمراه شدن می‌شود و خودش زمینه اتخاذ تصمیمات اشتباه است. من این را بگویم که خودم یک مقداری حتی نسبت به این تحلیل‌های امنیتی مشکوک هم هستم.
    به چه معنا؟
    به این معنا که هم اعتماد کامل به اطلاعات داده شده در این تحلیل‌ها ندارم و هم اینکه تأکید بیش از حد روی آن را طبیعی نمی‌دانم.  مسأله این است که یک اتفاق و رویداد اجتماعی قابل پیش‌بینی را که تمام نشانه‌های وقوع آن وجود داشته و مسبوق به سابقه هم بوده، نباید عطف به سوءاستفاده‌هایی که از آن می‌شود و  محدود به یک تحلیل امنیتی کرد. حتی سوءاستفاده‌های امنیتی هم که از یک اتفاق رخ می‌دهد تا زمانی که زمینه اجتماعی نداشته باشند اساساً امکان وقوع ندارند. یعنی تا فضای اعتراض و احساس خشم عمومی در جامعه نباشد، هیچ گروه متخاصمی نمی‌تواند از آن سوءاستفاده کند بنابراین یک زمینه‌ بسیار جدی در جامعه هست که گروه‌های معاند از آن سوءاستفاده کرده‌اند و بنابراین مسأله ما باید آن زمینه مستعد برای خشونت باشد نه سوءاستفاده‌ای که از آن شده. اغتشاشگران در شرایط عادی نمی‌توانند اغتشاش کنند.
    تحلیل امنیتی را باید به عنوان یک مسأله ثانویه دید که خودش معلول شرایطی است، نه یک پدیده اصلی و اولیه و علت موضوع. ما همین اتفاق را با شباهت‌های زیادی در سال ۹۶ شاهد بودیم، در همان زمان بسیاری از ناظران با استناد به داده‌ها آمدند و گفتند که این یک پدیده اقتصادی-اجتماعی است نه امنیتی. اما اشتباه حاکمیت این بود که تمام مسأله را امنیتی دید و بعد هم روی تجمعات مردم علیه آن اتفاق مانور داد و موضوع را فیصله شده فرض کرد. در حالی که نه تنها اصل موضوع باقی ماند که آمارها و وضعیت مشهود نشان می‌دهد که از آن زمان شکاف‌های اجتماعی و بسترهای خشونت‌زا نه تنها به قوت خود باقی مانده‌اند بلکه رو به تزاید هم هستند.
    ما الان هم درخصوص مسائل اجتماعی و هم اقتصادی دچار یک نارضایتی رو به گسترش در جامعه هستیم. آمارهای مربوط به پیمایش‌های خود حاکمیت هم که قدری ما از آن اطلاع داریم، حکایت از همین موضوع دارد. مسأله دیگر این است که برخی از حس نارضایتی یا حس بی‌عدالتی سخن می‌گویند اما به نظر من این حس‌ها خودشان واقعیت دارند یعنی صرفاً حس و برداشت جامعه نیستند و برای آنها می‌توان نشانه‌های بسیار زیاد عینی در جای جای کشور پیدا کرد. بنابراین نارضایتی و بی‌عدالتی الان صرفاً در جامعه ما یک حس نیست، بلکه یک واقعیت است.
    وقتی دولت می‌گوید ما می‌خواهیم به ۶۰ میلیون نفر ما به ازای پول بنزین را بدهیم یعنی این حس وضعیت بد اقتصادی نیست، واقعیت است. ما در ۴۰ سال اخیر کارنامه اقتصادی و عدالتی قابل قبولی نداریم و این با فلسفه انقلاب اسلامی همخوانی ندارد. ما انقلاب را بد درک کردیم و همیشه این بخش را سانسور کردیم یا نفهمیدیم که مردم خواسته اقتصادی هم دارند و بدون تحقق آن از بازی بیرون می‌روند و طور دیگری رفتار می‌کنند.
    یعنی چه که از بازی بیرون می‌روند؟ در واقع به لحاظ جامعه‌شناختی چه حالتی به خود می‌گیرند؟
    همین چیزی که الان می‌بینیم. یعنی اول در همراهی با نظام منفعل می‌شوند و بعد رویکردهای تقابلی در جامعه رو به افزایش می‌گذارد. درست است که نظام و انقلاب خود را به لحاظ ارزش‌های دینی آن  مقدس می‌دانیم اما به این معنا نیست که در این ساختار با جامعه هر کاری بکنیم، اتفاقی نمی‌افتد. جامعه نظام و قواعد خود را دارد و تا جایی می‌تواند مقابل فشار، بی عدالتی و وضعیت نامطلوب تاب بیاورد و از جایی تحمل خود را از دست می‌دهد. مقدس بودن نظام به این معنا نیست که قواعد واکنش جامعه در برابر ناکارآمدی‌ها فرق کند. ما از اول انقلاب  رویکرد مشخص و تدوین شده‌ای درباره اقتصاد و عدالت اجتماعی نداشتیم. قدم به قدم شکاف درآمدی ما در جامعه بیشتر شده و قدرت خرید عمومی کاهش یافته. اینها همه در مسیر این ۴۰ سال بار روی دوش جامعه گذاشته و مشخص است وقتی بدون توجه به بطن جامعه و وضعیت و نظر آن چنین تصمیمی گرفته می‌شود و فرصتی برای ابراز وجود به جامعه داده نمی‌شود، واکنش جامعه منفی و معترضانه خواهد بود. یعنی اینجا دو اتفاق افتاده؛ مردم هم از تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده‌اند و هم امکان بیان نظر و انتقاد نداشته‌اند.
    خب این تقریباً مربوط به تمام موقعیت‌های قبلی هم می‌شود و مختص تصمیم بنزینی اخیر نیست. منظور شما این است که ما با یک انباشت مشکل در این حوزه مواجه بودیم؟
    مسأله همین است. ما مدام داریم گروه‌های مختلف اجتماعی را از فرآیند تصمیم‌گیری و مشارکت حذف می‌کنیم. در تصمیماتی که گرفته می‌شود اصلاً فرآیند اقناعی جامعه و مشارکت عمومی جایی ندارد. بعد از آن هم امکانی برای بیان عقیده، اعتراض، انتقاد و دیدگاه بخش‌های مختلف جامعه وجود ندارد. خب با این وضع چطور باید انتظار داشت که جامعه خشمگین نشود و واکنش تند نشان ندهد. اینها از قبل روی دوش جامعه تلنبار شده بود و تصمیم اخیر هم بار روانی بسیار زیادی داشت و در همان نگاه اولیه برای هر فردی در جامعه به معنای افزایش فشار اقتصادی بود، بدون آنکه قدرت خرید افزایش پیدا کرده باشد.
    به نظر من خود تصمیم اخیر درباره بنزین به اندازه کافی اشتباهات بزرگ و فاحشی داشت که بتواند به تنهایی اعتراضاتی را به دنبال داشته باشد. اگر بخواهیم مبنایی نگاه کنیم، این اعتراض حق مردم بوده؛ چرا؟ چون قدرت سیاسی باید نماینده قدرت اجتماعی باشد در حالی که جامعه نگاه می‌کند و می‌بیند نه تنها قدرت سیاسی نماینده و معرف او نیست، بلکه دارد نهاد مدنی و ساحت اجتماعی را در یک چارچوب سیاسی و حتی امنیتی تفسیر می‌کند. یعنی جامعه این گونه فکر می‌کند که از نظر قدرت سیاسی تنها نقش خمیری را دارد که در دست قدرت است و این قدرت توقع دارد هر کار بخواهد، با او بکند. در حالی که جامعه تعریفش از خودش کاملاً فرق دارد.
    به طور خلاصه در این چارچوب و خصوصاً درباره تصمیم اخیر نه فرصت مشارکت به مردم داده شد و نه فرصت اعتراض. بعد شما از جامعه‌ای که فرصت ندارد، چه توقعی دارید؟ الان هم تحلیل‌های پساواقعه که داریم کاملاً غیرقابل قبول است. مثلاً سخنگوی دولت می‌گوید اگر ما از قبل اعلام می‌کردیم مردم به پمپ بنزین‌ها هجوم می‌آوردند. خب الان که این اتفاقات افتاد یعنی ضرر و خسارتش به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حیثیتی کمتر بود؟ این یعنی اینکه ما در قبال تحولات اجتماعی و واکنش‌های عمومی در جامعه قدرت محاسبه صحیح نداریم. الان هم می‌گویند که تخریب‌ها هدایت شده و کار ضد انقلاب بوده. حتی اگر صد درصد این را درست بدانیم، باز هم قدرت سیاسی اینجا مورد سؤال است. چرا شما پیش‌بینی نکردید؟ اگر پیش‌بینی داشتید و این طور شد چرا دچار خطا شدید؟ این توجیه که کار ضد انقلاب بوده خودش بدتر است؛ خب پس اقتدار امنیتی ما چه می‌شود؟ چطور اجازه دادیم نقاطی از کشور ما این طور مورد خسارت‌های وحشتناک قرار بگیرد. این اتفاق را از هر زاویه ببینیم و تفسیر کنیم، نهایتش می‌رسیم به سوءمدیریت قدرت سیاسی در کشور. همه جناح‌ها هم در این نقش دارند. یعنی چه تفسیر امنیتی برای آن داشته باشیم و چه اجتماعی. این اتفاقات نقطه‌ای است که قدرت سیاسی و حاکمیت و البته مهم‌تر از همه دولت باید دست به خود انتقادی بزنند و بپذیرند که این اتفاقات چه به واسطه دخالت ضد انقلاب باشد، چه سوءمدیریت اجتماعی و چه مسائل اقتصادی، مسئولیتش با قدرت حاکمه است. این اتفاقات سابقه داشته و سؤالی که پیش می‌آید، این است که نظام تصمیم‌گیری ما چه خردی دارد که از این اتفاقات درس نمی‌گیرد؟
     

    به عنوان یک جامعه‌شناس معتقدید که محوریت اعتراضات را باید به طبقه متوسط بدهیم یا حاشیه‌نشین؟ یا اینکه از منظر اجتماعی با در نظر گرفتن بحث حق مشارکت و حق اعتراض، طبقه متوسط خودش یک حاشیه‌نشین محسوب می‌شود؟
    می‌گویند رژیم پهلوی در اواخر عمرش تصمیماتی می‌گرفت که طبقه متوسط به عنوان طبقه حامی آن هم دیگر نمی‌توانست با آن تصمیمات اقناع شود و معترض به آن بود. حالا من یک تحلیل اقتصادی می‌کنم و آن اینکه طبقه متوسط ما طبقه متوسط دیروز نیست و در حال سقوط به سمت حاشیه است چون قدرت اقتصادی‌اش در حال اضمحلال است. طبقات پایین اگر از وضع فعلی خود گلایه دارند، اعتراض طبقه متوسط از منظر اقتصادی معطوف به چشم‌اندازی است که ندارد. اما از منظر اجتماعی و سیاسی هم ما دیگر طبقه متوسط نداریم. ما یک طبقه حاکم داریم که تصمیم می‌گیرد و یک طبقه وسیع فرودست داریم که باید تبعیت کند. یعنی من می‌خواهم بگویم حتی اگر به لحاظ اقتصادی هم ما طبقه متوسط داشته باشیم، اما این طبقه متوسط که مشارکت داده نمی‌شود، نخبه‌ای که به حساب نمی‌آید و کارشناسی که اثری در تصمیمات ندارد، ما از کدام طبقه متوسط حرف می‌زنیم؟ حتی اگر به لحاظ اقتصادی هم طبقه متوسط ما سقوط نکرده باشد که کرده، به لحاظ سیاسی و اجتماعی دیگر ما طبقه متوسط نداریم. حتی من فکر می‌کنم وضعیت بغرنج‌تر از این است. مردم عادی که هیچ، الان نماینده مجلس هم در همین تصمیم اخیر به لحاظ قدرت اثرگذاری جزو طبقه فرودست است. وقتی حرفش و نظرش اثری ندارد و مجبور به تبعیت است، باید آن را فرودست بدانیم. وقتی شما به ظرفیت نخبگی کشور توجه ندارید، همین می‌شود. حرف من نقد تصمیم درباره بنزین نیست که چقدر عدد درستی بوده یا نبوده. حرف من ندیدن حوزه‌های اجتماعی در تصمیم‌گیری است. بحث من الان در این موضوع چند چیز است؛ یکی اینکه این اتفاقات قابل پیش‌بینی بود، دوم اینکه خود این تصمیم به لحاظ مضمونی محل اشکال است و سوم اینکه چرا مسیر اقناعی را طی نکردیم؟
    ما در دو سال اخیر می‌بینیم که این شکل حوادث تکرار شده. شما وضعیت جامعه را به لحاظ استعداد بروز این دست حوادث چگونه می‌بینید؟
    ما داریم به لحاظ بروز این دست حوادث خشونت‌بار وضعیت مستعدتری پیدا می‌کنیم چون برای ریشه ماجرا فکری نکرده‌ایم. همان قدر که این حوادث اخیر نسبت به دی ۹۶ خشونت‌بارتر بودند، اگر فکری نکنیم حوادث بعدی هم خشونت بیشتری نسبت به امروز خواهند داشت. دلیل هم این است که به مردم وقعی نمی‌نهیم و مردم را مخدوم خود نمی‌دانیم. حتی لیبرال‌ها هم حق شورش مردم را به رسمیت می‌شناسند چون معتقدند که حکومت‌ها نماینده مردم هستند. ما عرصه عمومی را به بازی نمی‌گیریم و مطالباتش را مدام انکار می‌کنیم. ما چاره‌ای نداریم جز اینکه به مردم حق مشارکت بدهیم و البته به مشارکت آنها توجه کنیم. این بخش دوم خیلی مهم است. این نیست که مثلاً بگوییم مردم حق اعتراض و انتقاد و اظهار نظر داشته باشند اما در نهایت ما کار خودمان را بکنیم. ما باید هم حق مشارکت مردم را لحاظ کنیم و هم به مشارکت آنها در تصمیم‌گیری‌های خودمان توجه کنیم. یعنی مشارکت فعال و مؤثر باشد. ما در شرایط تحریمی هستیم که فشار افزایش پیدا کرده و نمی‌توانیم به مردم بگوییم که هم فشار تحریم را تحمل کنید، هم فشار تصمیمات ما را، هم فشار نادیده گرفتن مشارکت خودتان را. واقع قضیه این است که من گمان می‌کنم ما نه الفبای مردمسالاری را رعایت کردیم و نه الفبای حکمرانی دینی را. مگر دین مخالف مشارکت عمومی و حق معاش و عدالت اجتماعی و زندگی آبرومندانه است؟ من همانطور که سال ۹۶ هشدار دادم اتفاقات آن زمان ریشه‌ای دارد که باید به آن پرداخته شود، امروز هم هشدار می‌دهم که این ریشه عمیق‌تر شده و چشم پوشیدن بر آن و تکیه کردن بر تحلیل‌های امنیتی باعث جلوگیری از وقوع اتفاقات تلخ‌تر نمی‌شود.
  • اکثر صهیونیستها موافق استعفای نتانیاهو هستند

    اکثر صهیونیستها موافق استعفای نتانیاهو هستند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، نتایج یک نظر سنجی در اراضی اشغالی نشان دهنده تمایل بیش از نیمی از پرسش شوندگان به استعفای بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی است.

    بر اساس این گزارش، نظر سنجی مذکور که نتایج آن از طریق تلویزیون رژیم صهیونیستی منتشر شد نشان می دهد که ۵۶ درصد از پرسش شوندگان خواستار استعفای نتانیاهو از پست نخست وزیری هستند.

    همچنین ۳۵ درصد از اسرائیلی‌ها موافق باقی ماندن نتانیاهو در این مقام هستند و ۹ درصد دیگر در این باره نظری ندارند.

    شرکت کنندگان در این نظر سنجی بر این باورند که در صورت برگزاری انتخابات مجدد در سرزمین‌های اشغالی، حزب ائتلاف آبی و سفید به ریاست بنی گانتس ۳۶ کرسی را از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست بدست خواهد آورد.

  • صدای مردم و اصلاح طلبان سوسول و اصولگرایان فرصت طلب

    صدای مردم و اصلاح طلبان سوسول و اصولگرایان فرصت طلب

     چطور می توان توجیهش کرد که در زمانه فتنه هم چون شتر نر دوساله می باید بود تا نه شیری برای دوشیدن مغرضان و معاندان داشته باشی و نه پشتی برای سواری دادن به اهل سیاست. هیچ رقمه توی کتش نمی رود. می گوید: عمری به سیاه نمایی و همدستی با دشمنان انقلاب متهم بوده ای و تا به خاطر داری مردرندان سیاست باز از گرده ات بالا رفته اند، حالا که دیده ای هوا پس است اهل حکمت شده ای؟ می گویی: ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. می گوید: اول این که ماهی را هر وقت از آب بگیری می میرد، دوم این که آب که از سر گذشت چه یک نیزه چه صد نیزه،شما این بار هم ناپرهیزی کن وقت برای توبه بسیار است. ظاهرا چاره ای نیست. بچه گرگ پروریده ای و حالا باید به تبعاتش هم تن دهی. این جوری هاست که مجبور می شوی علیرغم قولی که به خودت داده ای یک بار دیگر خام آن نویسنده شرور شوی و دست به قلم که:
    من عقلم به خیلی چیزها قد نمی دهد از جمله اقتصاد. نه این که خودم بخواهم، نه، بارها و بارها از دوستان اهل فن خواسته ام به زبان ساده به من توضیح دهند که فی المثل چرا باید قیمت دلار هی بالا و پایین شود؟ یا این که بنزین اگر گران بشود دقیقا چه اتفاقی می افتد؟ آن بندگان خدا هم همه سعی شان را به کار برده اند تا موضوع را به ساده ترین شکل ممکن توضیح دهند و بنده را شیرفهم کنند اما تلاششان ثمری نداشته و مسائلی از این دست کماکان برایم لاینحل مانده.

    این را گفتم تا بگویم چون در ماجرای افزایش قیمت بنزین از بیخ عربم اصلا موضعی ندارم که آن را بیان کنم. اما این را خیلی خوب می فهمم که خیلی ها نسبت به این موضوع اعتراض دارند. درست یا غلط بودن این اعتراض ها اصلا مهم نیست. مهم این است که این اعتراض ها باید شنیده شود.

    من نه طرف این اصلاح طلبان سوسول مزاجم که هرگاه کار بیخ پیدا می کند پیشنهاد می دهند هایدپارک درست کنیم تا ملت بروند آن جا و حنجره پاره کنند و نه طرف این اصولگراهایی که هرگاه معترضان علیه رقبایشان به خیابان می آیند ته دلشان غنج می رود و سرخوردگی مردم را فرصتی می دانند برای انتخابات بعدی. من اگر قرار باشد طرف کسی باشم طرف مردم پابرهنه ای هستم که چهل سال است در سودای تحقق عدالت از بذل جان و مال خود دریغ نورزیده اند و هیچ وقت شایسته و بایسته مقام و منزلتی که داشته اند قدر ندیده اند. حالا که سر و صداها خوابیده و به قول داروغه چی ها: شهر در امن و امان است، بد نیست زعمای قوم عقلشان را بگذارند روی هم و برای اعتراضات آینده فکری کنند.

    این که عده ای فرصت طلب همواره در کمینند تا به اعتراضات به حق مردم سمت و سوی دیگری بدهند که چیز عجیبی نیست. اصلا اگر غیر از این باشد باید تعجب کرد. اما کسی برای همان معترضان اولیه که تقریبا همگان به بی غل و غش بودنشان گواهی داده اند فکری کرده است؟ چطور می توان صدای آن ها را شنید؟چگونه می توان با آن ها وارد گفت و گو شد؟ چه تمهیدی می توان اندیشید تا مطالبات آن ها به قول شما به آشوب و اغتشاش منتهی نشود؟ بیش از چهل سال از عمر انقلاب می گذرد اما هنوز فکری برای این موضوع مهم نکرده ایم.

    اگر اوضاع بر همین قرار و قاعده بماند چهل سال دیگر هم فکری نخواهیم کرد چرا که ظاهرا در سیستم ما چیزی به عنوان گوش تعریف نشده. سر تا پا دهان بوده ایم و همه عمر متکلم وحده. این روزها مدام با خودم فکر می کردم که عیب کار کجا بوده که به این جا رسیده ایم؟

    الحمدلله قطعی اینترنت باعث شد چندروزی با کتاب هایم انس و الفت بیشتری برقرار کنم. گفتم شاید پاسخ چنین پرسشی را در کتاب انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم بیابم.

    دکتر رضاداوری اردکانی از سوی دشمنانش متهم است که تئوریسین نظام کنونی است و هرچه بر سر ما می رود زیر سر نوشته های اوست. کتاب در سال های نخست انقلاب نوشته شده و طبیعتا همدلی با انقلاب در آن آشکار است. کاملا پیداست متفکر غریب روزگار ما نیز همانند بسیاری از دیگر دردمندان به انقلاب دلبسته بود و گمان می کرد عصر دیگری در تاریخ آغاز شده و با ظهور بشر دیگر و تفکر جدیدی مواجه خواهیم بود.

    با این حال تذکرهای بسیار در خور توجهی در همین کتاب یافت می شود که ظاهرا هیچ گوشی برای شنیدن آن ها یافت نشد. و یا آن ها که باید می شنیدند نشیدند و لاجرم کار به جایی رسید که نباید می رسید.

    این چند خط را بخوانید: نباید فکر کنیم اگر جنگ تمام شد می توانیم فارغ البال باشیم. آن وقت گرفتاری های دیگری مطرح خواهد شد که شاید بزرگ تر از جنگ باشد. اگر ما این طور فکر کنیم که انقلاب کرده ایم و همه کارها تمام شده است و غرور مارا بگیرد که هر کاری که بخواهیم می توانیم بکنیم در این صورت انقلاب منتفی شده است. اگر واقعا فکر کنیم که مسئله صرفا احراز قدرت حکومت واداره کشور است و عمده این است که چه کسانی در راس قدرت باشند یا چه کسانی نباشند، در این صورت با تاسف باید گفت که انقلاب دچار آفت شده است. آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و ژاپن و شوروی موافق با ما نیستند. دیگران هم علاقه ای به جمهوری اسلامی ندارند. مستضعفان عالم هم گرفتارند و اگر بتوانند مارا یاری کنند، چشم امید و یاری به انقلاب ما نیز بسته اند. اگر ما مثلا به نزاع قدرت مشغول شویم جمهوری اسلامی را چه کسانی باید حفظ کنند؟ اگر قدرت طلبی بیاید مردم خدای ناکرده دیر یا زود صحنه را ترک می کنند. مردم بازیچه نمی شوند. با اسم و رسم و لفظ هم نمی توان مردم را فریب داد. بی تردید جمهوری اسلامی مراقبان و محافظان صمیمی و صدیقی دارد که قصد ایشان احراز قدرت برای قدرتمندی نیست. در شرایطی که آزادی بهانه دشمن می شود و در عین حال سلب آزادی با روح انقلاب اسلامی مناسبت ندارد، خردمندی بسیار لازم است.( چاپ اول مهر نیوشا. صفحات ۹۶ و ۹۷)

    اگر این انذارها در زمانه خود شنیده و جدی گرفته می شد نه ناآرامی های مشهد و اسلامشهر در آغاز دهه هفتاد به وقوع می پیوست و نه بلوای آبان ماه در سال های پایانی دهه نود.

    بی شک آنان که در نخستین سال های انقلاب گوشی برای شنیدن نداشتند هم اکنون نیز حوصله شنیدن سخنی غیر از سخنان چرب و شیرین ندارند اما زمانه همیشه حرف هایش را از زبان یک فیلسوف آرام و متین بر زبان نمی آورد و خدا نکند که زمانه شیوه دیگر کند و به جای لطف با زبان قهر سخن بگوید. آن هنگام پنبه در گوش ها نیز می شنوند آن چه را باید بشنوند.

    ۲۵۲۵