برچسب: احزاب

احزاب و حزب ها و سیاست گزاری خارجی

  • دبیرکل سازمان ملل خواستار برقراری آتش بس فوری در «ادلب» شد

    دبیرکل سازمان ملل خواستار برقراری آتش بس فوری در «ادلب» شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری سانا، «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل متحد سخنانی را در خصوص ادلب مطرح کرد.

    بر اساس این گزارش، دبیرکل سازمان ملل متحد برقراری آتش بس فوری در «ادلب» سوریه را خواستار شد.

    ‌گوترش تأکید کرد: پیش از آنکه اوضاع از کنترل خارج شود باید آتش بس فوری در شمال غرب سوریه حاصل شود.‌

    دبیر کل سازمان ملل تشدید تنش‌های اخیر در شمال غرب سوریه را بسیار نگران کننده توصیف کرد و گفت که برای پایان درگیری‌ها در ادلب باید به دیپلماسی فرصت داده شود.

  • پیوند سیاسی-فراکسیونی احمدی‌نژادی‌ها و پایداری‌ها در مجلس یازدهم؟

    پیوند سیاسی-فراکسیونی احمدی‌نژادی‌ها و پایداری‌ها در مجلس یازدهم؟

    به گزارش خبرآنلاین، هنوز انتخابات از راه نرسیده بود که ماجرای بررسی صلاحیت‌ها و نظارت استصوابی تقریبا قصه ترکیب مجلس یازدهم را مشخص کرد؛ وقتی اکثریت  کاندیداهای جناح چپ بیرون انتخابات ماندند و حتی برخی بخاطر نگرانی از ردصلاحیت وارد گود رقابت نشدند، مشخص بود که مجلسی از جنس مجلس هشتم و نهم و حتی با دوز بالاتری از اصولگرایی روی کار خواهد آمد. پیش‌بینی‌هایی که اتفاقا دوم اسفند ماه به حقیقت نشست و اصولگرایان پیروز قاطع انتخابات و فاتح تمام عیار مجلس یازدهم شدند. هرچند نتیجه انتخابات و ترکیب مجلس مشخص شد اما این پایان اما و اگرها نبود و حالا گمانه‌زنی‌ها حول محور آرایش سیاسی و تشکیل فراکسیون‌های احتمالی مجلس می‌چرخد.

    از ملیون و مذهبیون تا خردادی‌ها و اقلیت محجوب

    اسفند ۵۷ و اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی یکی از بهترین انتخابات‌هایی بود که در چهار دهه اخیر جمهوری اسلامی آن را تجربه کرد. انتخاباتی که از همه رنگ و جناح و عقیده در آن حضور داشت. این مجلس وقتی خرداد ۵۸ عملا امور مقننه کشور را به دست گرفت. در آن مقطع «جامعه روحانیت مبارز» «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» و «نهضت آزادی» سه طیفی بودند که مجلس را بدست داشتند. در مجلس دوم اگر نگوییم فراکسیون بلکه این تجمع‌های پارلمانی به حزب اللهی‌ها و ‌خط‌ امامی‌ها تبدیل شد. مجلس سوم که اوج اختلافات سیاسی بود و عملا نهضت آزادی‌ها هم از دور انتخابات حذف شدند تجمع‌های مجلس به «روحانیت مبارز» و «روحانیون مبارز» تقسیم شدند. مجلس چهارم و پنجم حامیان دولت وقت یعنی هاشمی رفسنجانی میدان دار مجلس بودند از مجلس چهارم فراکسیون «کارگزاران» و همینطور فراکسیون «صنفی» در مقابل فراکسیون «روحانیت» ایجاد شد. مجلس پنجم نیز تقریبا همین آرایش سیاسی حفظ شد؛ اما ششم معادلات سیاسی با روی کار آمدن اصلاح‌طلب‌ها تغییر کرد. در مجلس ششم حزب مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران سازندگی و مجمع روحانیون مبارز بیشترین کرسی ها را در مجلسی داشتند. آنها مشترکا فراکسیون دوم خرداد را به عنوان فراکسیون اکثریت تشکیل دادند؛ در مقابل غلامعلی حدادعادل نفر اول لیست اصولگرایان که در شمارش آرا تهران نفر سی وسوم شده بود در بازشماری آرا توسط شورای نگهبان با ارتقایی ۵ رتبه‌ای نفر ۲۸ تهران شد و با سایر نماینده‌های اصولگرایی که در این دوره رای آورده بودند فراکسیون اقلیت مجلس را تشکیل دادند. فراکسیونی که خاتمی به آن «اقلیت محجوب» می‌گفت.

    مجلس هفتم و پنج فراکسیون

    مجلس هفتم در شرایطی روی کار آمد که موج رد صلاحیت‌ها کاندیداهای اصلاح‌طلب را از دور انتخابات عقب راند. در آن مقطع اصلاح‌طلبان انتخابات را تحریم کردند و نتیجه این شد که مجلسی اصولگرا روی کار آمد البته تعداد اصلاح‌طلبان به اندازه یک فراکسیون بود برای همین فراکسیون اقلیت مجلس هفتم با حضور نمایندگان اصلاح طلب شهرستانی به دبیرکلی محمدرضا تابش عضو جبهه مشارکت و با حضور اسماعیل گرامی مقدم، عضو حزب اعتماد ملی، اکبر اعلمی و چند اصلاح طلب دیگر با نام فراکسیون «خط امام(ره)» تشکیل شد. اصولگرایان در ابتدای مجلس هفتم یک فراکسیون به نام فراکسیون «اصولگرایان» تشکیل دادند اما اختلافات باعث شد تا در ادامه به سه شاخه انشعاب پیدا کند و فراکسیون «اصولگرایان مستقل» متشکل از افرادی مانند افروغ، الهام امین‌زاده و … در این فراکسیون تعریف شدند از سوی دیگر فراکسیون‌هایی «وفاق ملی و کارآمدی» و «حزب‌الله» نیز تشکیل شدند.

    اصولگرایان هشتم و نهم و اختلافات بی شمار

    مجلس هشتم یکی از همان مجلسی بود که اکثریت قریب به اتفاق دست اصولگرایان بود و اصلاح‌طلبان اقلیت کمی را در دست داشتند که همان تعداد یعنی افرادی مانند داریوش قنبری، کواکبیان، خباز و … فراکسیون خط امامی‌ها را تشکیل دادند. اما از سوی دیگر فراکسیون اصولگرایان به عنوان فراکسیون اکثریت تشکیل اما در سال‌های پایان عمر مجلس هشتم بود که حامیان محمود احمدی‌نژاد با ریاست روح‌الله حسینیان فراکسیون «انقلاب اسلامی» را تشکیل دادند فراکسیونی که از آن به نطفه جبهه پایداری یاد می‌شود. بعد از پایان مجلس هشتم و روی کار آمدن مجلس نهم اختلافات اصولگرایان در حمایت از محمود احمدی‌نژاد پررنگ‌تر شد تا آنجا که بخشی از اصولگرایان که در ردیف اصولگرایان میانه‌رو در مقابل پایداری‌ها تعریف می‌شدند فراکسیون اکثریت «رهروان ولایت» را تشکیل دادند و فراکسیون اصولگرایان از نمایندگان پایداری و جمعیت رهپویان و … نیز در یک فراکسیون جمع شدند.

    مجلسی با سه فراکسیون هم وزن

    ۸ خرداد ۹۵ وقتی مجلس دهم شکل گرفت تصور بر این بود که دو فراکسیون اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تشکیل شود اما از آنجا که اصولگرایان میانه یا همان مستقلین راه خود را فردای انتخابات از اصلاح‌طلبان جدا کردند این اتفاق نیفتاد و سه فراکسیون «اصولگرایان ولایی» «مستقلین ولایی» و «امید» که همان اصلاح‌طلبان بودند تشکیل شد؛ سه فراکسیونی که هیچ‌کدام اکثریت را در دست نداشتند و زد و بندهای سیاسی و توافقات پشت پرده بود که در صحن علنی معادلات را تعیین می‌کرد آنچنان که فراکسیون مستقلین گاهی به سمت راست تغییر جهت می‌داد و گاهی به سمت چپ. اما درباره مجلس یازدهم که تقریبا مجلسی یک دست شکل گرفته است این سوال مطرح می‌شود که آیا قرار است تنها یک فراکسیون سیاسی و اکثریت میدان‌دار باشد؟

    عاقبت مجلس یازدهم  

    مجلس یازدهم را شاید بتوان یکی از اصولگرایانه‌ترین مجالس ادوار دانست و اگر قرار باشد برای آن آرایش سیاسی درنظر گرفت احتمالا باید گفت در نهایت تنوع باید تعداد فراکسیون‌های آن چیزی شبیه به مجلس نهم باشد یعنی یک فراکسیون متشکل از اصولگرایان میانه رو و یک فراکسیون متشکل از اصولگرایان تندرو تر و همینطور پایداری اما وقتی یک نگاه به ترکیب می‌اندازیم می‌بینیم چند طیف از اصولگرایان را می‌توان مشاهده کرد و همین موضوع کافی است تا دامنه اختلافات مانند آنچه در مجلس هفتم، هشتم و نهم دامن اصولگرایان را گرفت این‌بار هم آنان را به مرز چند شقه شدن پیش ببرد و مانع از تشکیل یک فراکسیون اکثریت بشود.

    قالیباف و نواصولگرایی

    محمدباقر قالیباف که بعد از پایان دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری سودای لیدری در سر داشت و نامه‌های سرگشاده‌اش برای جوانان اصولگرا با عنوان نواصولگرایی آغاز کرد حالا در نزدیک‌ترین حالت برای تحقق بخشیدن به رویای خود قرار دارد او می‌تواند هم برای ریاست مجلس خیز بردارد و هم فراکسیون «نواصولگرایان» را تشکیل بدهد و رهبری آن را بدست بگیرد و طبیعی است که اعضای جبهه «جمعیت‌ پیشرفت  و عدالت» هم او را در این راه حمایت کنند البته این فراکسیون قطعا آبش با پایداری‌ها و موتلفه‌ای‌ها در یک جوی نخواهد رفت و همین موضوع موجب می‌شود تا مقدمه‌ای برای یک انشقاق باشد.

    پایداری و احمدی‌نژادی‌ها

    در میان نمایندگان مجلس یازدهم احمدی‌نژادی‌ها کم نیستند و از وزرا دولت نهم و دهم گرفته تا کارگزاران و استانداران تعداد قابل توجهی در میان آنها به چشم می‌خورد؛ افرادی که قابلیت آن را دارند تا یک فراکسیون جداگانه تشکیل بدهند اما قطعا به لحاظ تعداد با نواصولگرایان فاصله زیادی دارند و نمی‌توانند در مقابل آنها رقابت کنند بنابراین نیاز به یک نیروی قوی‌تر دارند و در این میان «جبهه پایداری» که اتفاقا در آخرین چانه‌زنی‌ها توانست سهم قابل توجهی از لیست را به دست بیاورد و نیروهای خودی را وارد مجلس کند می‌تواند همان نیرویی باشد که با آنها ترکیب شوند و یک فراکسیون قدرتمند را برای رقابت با قالیبافی‌ها تشکیل دهد.

    موتلفه و طیف اصولگرایان سنتی

    طیف اصولگرایان سنتی که در جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه اسلامی و همچنین جبهه پیروان خط امام و رهبری خلاصه می‌شوند از آن گروهی‌ هستند که اتفاقا توانسته‌اند سهمی را در مجلس داشته باشند که مصداق بارز آن مصطفی میرسلیم است. این طیف همواره به لحاظ سابقه حضور و کار تشکیلاتی خود را به قول معروف یک سر و گردن بالاتر از دیگر طیف‌های اصولگرایی  می‌داند و در این سال‌ها داعیه لیدری داشته است. حال وقتی با طیف‌های دیگر اصولگرایی زیر یک سقف قرار می‌گیرد بعید است زیر پرچم آنها قرار بگیرد بنابراین فراکسیون سومی که در مجلس یازدهم ظهور و بروز خواهد کرد می‌تواند فراکسیون موسوم به موتلفه یا اصولگرایان سنتی با ریاست میرسلیم باشد.

    اصلاح طلبان چه می کنند؟ مستقلین هم هستند

    اصلاح طلبان حضوری کمرنگ در مجلس آینده دارند، از چهره های شاخص این جریان تنها پزشکیان و تاجگردون در پارلمان ماندگار شده و بقیه یا نیامدند، یا آمدند و ردصلاحیت شدند یا رأی دوباره را برای ماندگاری در پارلمان کسب نکردند. اصلاح طلبان اما از مدتها قبل و ناامید شدن از تایید صلاحیت کاندیداهای شاخص شان زمزمه تشکیل یک اقلیت قوی در مجلس یازدهم را مطرح می کردند. زمزمه ای که حالا به حقیقت نزدیک شده است و چاره ای جز تشکیل چنین فراکسیونی برای آنها باقی نمانده است. 

    مستقلین هم که از مجلس دهم اسم و رسمی برای خود پیدا کرده اند حتی در این دوره از مجلس تعدادشان از چپ گرایان بیشتر شده است. طیفی از نمایندگان که می توانند یک گعده پارلمانی را به اسم خود ثبت کنند. اما آیا مستقلین مجلس یازدهم به تنهایی قدرت اثرگذاری بر معادلات درون پارلمانی را خواهند داشت یا به مثابه مجلس دهم گاه و بیگاه به سمت توافقات پشت پرده با راست گرایان پارلمان یا چپ گرایان خواهند رفت؟

    ۱۷۲۷۲۱۶

  • FATF و کرونا بر میزان مشارکت در انتخابات تاثیر گذاشت؟

    FATF و کرونا بر میزان مشارکت در انتخابات تاثیر گذاشت؟

    FATF و کرونا بر میزان مشارکت در انتخابات تاثیر گذاشت؟

    مهدی چمران، چهره سیاسی اصولگرا در بخشی از گفتگوی خود با خبرآنلاین دررابطه با میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم، گفت: به نظر من عدم حضور اکثریت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی به دلیل عملکرد ضعیف مجلس و دولت بوده چون آنها مردم را از رای دادن مایوس کردند. اما اکثریت کسانی که در انتخابات شرکت کردند قاعدتا به اصولگرایان رای دادند هرچند در شهرهای دیگر به جز تهران رای آوری جناح های مختلف به حالت طبیعی همه ادوار بوده است.

    >>>>در همین رابطه بیشتر بخوانید؛

    چمران: شورای ائتلاف عملکرد نمایندگان اصولگرا را رسد خواهد کرد

    وی ادامه داد: نکته مورد توجه این است که  چهره های اصولگرا در این دوره ساماندهی داده شدند و رای آوری حداکثری هرکدام با سنجش افکار و نظر سنجی به دست آمد و نهایتا توانست رقابت های داخلی را از بین ببرد. هرچند اینبار هم چند جا مشکل موازی کاری پیش آمد.

    چمران در ادامه تصریح کرد: در تهران هم قاعدتا افرادی که در انتخابات های گذشته پای صندوق رای می آمدند باز هم آمدند اما نه همچون مجلس قبل و ادوار گذشته تا جاییکه که حتی نیروهای اصولگرا و طرفداران جریان اصولگرا هم کمتر آمدند.

    این عضو جمنا تاکید کرد: از طرفی شب انتخابات بحث کرونا مطرح می شود و روز انتخابات هم خارج از کشور بحث FATF را مطرح می کند که همه این ها تاثیر منفی روی میزان مشارکت گذاشت.

    ۲۷۲۱۴

  • ابعاد حقارت اروپا مقابل آمریکا/ چگونه قاره سبز پادوی یانکی‌ها شد؟

    ابعاد حقارت اروپا مقابل آمریکا/ چگونه قاره سبز پادوی یانکی‌ها شد؟

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست- محسن احدی؛ اتحادیه اروپا امروز دیگر اثری از شکوه دیرین خود ندارد. همانگونه که دیگر از آن امپراطوری ها و استعمارگری‌های چشم آبی‌های مو بور خبری نیست، این کشورها از طرفی به شدت درگیر دعواهای داخلی و گروهی و همچنین از طرفی دیگر اسیر خوی استعمارگری آمریکا شده‌اند.

    همه کارشناسان سیاسی و تحلیلگران مسائل بین‌الملل معتقدند، نظام در هم تنیده لیبرال غربی که آمریکا در دوره بعد از پایان جنگ جهانی دوم بنا نهاد و در طول جنگ سرد آن را رهبری کرد، به حدی پیچیده شده که همچون تار عنکبوتی کشورهای اروپایی را در خود گرفتار کرده است.

    وقتی در سال ۱۹۵۲ میلادی کشورهای اروپایی تصمیم گرفتند تا سنگ بنای یک سازمان همکاری و توسعه اقتصادی مکمل را بنا نهند، حتی فکر نمی‌کردند که روزی کارشان به یک اتحادیه ۲۷ عضوی مبدل شده که در حال حاضر بزرگ‌ترین اتحادیه جهان با اقتصادی قدرتمند است.

    در کنار اهمیت اقتصادی تشکیل جامعه اروپا که در دهه ۱۹۹۰ میلادی و بعد از پیمان ماستریخت به اتحادیه اروپا تغییر نام داد، این فرآیند به شکل گیری و گسترش نظریاتی چون همگرایی، کارکردگرایی و چندجانبه‌گرایی در عرصه بین‌الملل منجر و به آمال بسیاری از کشورها و مجموعه‌های بین‌الدولی برای تشکیل اتحادیه تبدیل شد.

    اروپایی‌ها همچنین در این مسیر تلاش کردند با معرفی یورو به عنوان ارز مشترک میان خود، سیادت دلار در بازارهای جهانی را به چالش کشیده و در عرصه سیاسی و امنیتی نیز با اعلام ابتکاراتی، حضوری فعال را از خود نشان دادند.

    خروج آمریکا از برجام باعث شد تا اروپایی‌ها مدعی باشند که خواهند توانست در مقابل اقدامات ایالات متحده بایستند و با اعلان تعهدات ۱۱ گانه اعلام داشتند که چندجانبه‌گرایی را جایگزین یکجانبه‌گرایی زور مدارانه واشنگتن خواهند کرد. خوش‌بینی اروپایی‌ها به توان خود به حدی بالا بود که «برونو لومر» وزیر اقتصاد فرانسه پیشنهاد داد تا برای حفاظت از مبادلات اقتصادی اروپا با ایران، سیستم مالی جدیدی ایجاد تا در نهایت جایگزین سوئیفت آمریکایی شود.

    گذشت زمان اما نشان داد که اروپایی‌ها نه تنها امکان ارائه راهکارهای مستقل را ندارند، بلکه در توان ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌ها و اوامر آمریکا را نداشته و حتی توان دفاع از منافع خود را نیز ندارند.

    مصطفی انتظاری کارشناس مسائل بین‌الملل در گفتگو با خبرنگار مهر نیز در این باره می‌گوید: طبیعی است که بی‌عملی اروپایی‌ها در انجام تعهدات خود در برجام و همچنین اقدامات آنها در آغاز اجرای مکانیزم حل اختلاف، حلقه بی‌اعتمادی که رهبر انقلاب فرمودند را تکمیل کند به نحوی ما شاهد بودیم که سناریوی که اروپایی‌ها در پیش گرفته‌اند، به سان اسب تروای آمریکا بود.

    «درک کاترل» خبرنگار انگلیسی در مقاله‌ای با اشاره به اقدامات آمریکایی‌ها در قبال اروپا و کوتاه آمدن سیاست‌مداران کشورهای اروپایی در قبال زیاده‌خواهی‌های دونالد ترامپ در مقاله‌ای نوشت: اروپا به مستعمره ایالات متحده تبدیل شده است؛ موضوعی که حسین کنعانی مقدم کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آن گفت: اروپایی‌ها شریک دزد و رفیق قافله هستند و کاملاً تحت سلطه آمریکایی‌ها قرار دارند.

    علیرضا رجایی دیپلمات پیشین کشورمان نیز اظهار داشت: اروپایی‌ها به دنبال پیش‌برد نیات خود هستند و برای آنها مردم سالاری و عدالت اجتماعی اهمیت ندارد و تنها می‌خواهند اهداف خود را به پیش ببرند.

    یورگن هابرماس فیلسوف آلمانی و از متفکران سیاسی مکتب فرانکفورت معتقد است که اتحادیه اروپا یک غول اقتصادی و یک کوتوله سیاسی است و این گفته هابرماس نشان می‌دهد که مو بورهای چشم آبی به رغم فخرفروشی به گذشته خود و سال‌ها استعمار کشورهای مختلف جهان، حالا خود به جایگاهی رسیده‌اند که در صورت اخم آمریکا، تنشان به لرزه خواهند آمد.

    روزنامه واشنگتن پست دو روز بعد از آنکه تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) مکانیزم حل اختلاف را بنا به بند ۳۶ برجام فعال کردند، در مقاله‌ای افشا کرد که این کشورها در مقابل تهدید ترامپ به افزایش تعرفه واردات خودرو به میزان ۲۵ درصد مجبور به اتخاذ این تصمیم شده‌اند و این موضوع خود نشان دهنده حقارت اروپا در مقابل آمریکا است.

    محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه در حساب کاربری خود در توئیتر در واکنش به این گزارش نوشت: تسلیم / مماشات [اروپا مقابل آمریکا] مسجل شد. تروئیکای اروپایی بقایای برجام را، برای اجتناب از تعرفه‌های جدید ترامپ، فروخت. دوستان من، فایده‌ای ندارد. شما فقط اشتهای او را باز کردید. قلدر دبیرستان خود را به یاد دارید؟ اگر می‌خواهید که شرافت خود را بفروشید، بفرمائید. اما ژست اخلاق و قانون به خودتان نگیرید. که آن را ندارید.

    اگر روزی لندن نشین‌ها به این موضوع افتخار می‌کردند که خورشید در سرزمین بریتانیا غروب نمی‌کند، فرانسویان خود را مهد آزادی پنداشته و ژرمن‌ها به صنعت و تکنولوژی خود می‌بالیدند، حالا به آنها باید گوش زد کرد که آنچه هویت بخش بوده نه تاریخ و بالیدن به گذشته است، بلکه وجود اقتدار و استقلال است. موضوعی که امروز در اروپا دیده نشده و آن را به نماد مجموعه‌ای بیمار در جهان سیاست تبدیل کرده است.

  • معامله قرن تئاتری سیاسی است/ این طرح نتیجه‌ای نخواهد داشت

    معامله قرن تئاتری سیاسی است/ این طرح نتیجه‌ای نخواهد داشت

    خبرگزاری مهرگروه بین الملل: سایت تحلیلی نشنال اینترست اخیراً مقاله ای با قلم «ساتیا مارار» منتشر نموده که نویسنده آن معامله قرن پیشنهادی توسط «دونالد ترامپ» را مورد نقد قرار می‌دهد.

    ترجمه متن کامل مقاله در ادامه آمده است.

    انتظار می‌رود در ماه آینده، فلسطینی‌ها و متحدان آنها برنامه صلح رئیس جمهور دونالد ترامپ موسوم به معامله قرن را محکوم نمایند. این طرح که توسط «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر اسرائیل و رقیب وی «بنی گانتس» مورد استقبال قرار گرفته است، چشم انداز استقلال فلسطین را به طور کلی از بین می‌برد. بر اساس این طرح بخش‌هایی دیگر از فلسطین شامل نیمی از کرانه باختری و بخشی از بیت‌المقدس شرقی که از نظر جامعه جهانی به دولت فلسطین تعلق دارد، به اسرائیل واگذار می‌شود، و در عوض اسرائیل با تشکیل کشور مستقل فلسطینی در نیمه دیگر کرانه باختری و تمام نوار غزه و تنها چند محله از بیت‌المقدس شرقی موافقت می‌کند. همچنین «ابودیس» به جای بیت‌المقدس به عنوان پایتخت فلسطین در نظر گرفته خواهد شد و فلسطینیان باید از حق بازگشت به سرزمین خود که در طبق قطعنامه ۱۹۴ شورای امنیت به رسمیت شناخت شده، صرف نظر کنند.

    برخی از ناظران غربی معامله قرن را به عنوان طرحی معقول و سخاوتمندانه مورد ستایش قرار داده اند، اگرچه این طرح تفاوتی با طرحی که دوازده سال پیش توسط رهبر اسرائیل «ایهود اولمرت» پیشنهاد شد، ندارد. اما چیزی که مسلم است این است که به هیچ وجه امکان رفع طولانی‌ترین درگیری در جهان مدرن، وجود ندارد.

    ظاهراً معامله قرن، ماحصل تلاش‌های ترامپ و نتانیاهو جهت عمل به تعهدات مکرر خود برای رفع بحران فلسطین – اسرائیل است. اما با کمی دقت می‌توان متوجه شد که اکنون هر دو رهبر با رسوائی مواجه هستند – «دونالد ترامپ» تازه از استیضاح نجات یافته و نتانیاهو همچنان با اتهامات فساد مواجه است و هر دو آنها با انتخابات آینده روبرو هستند. آنها امیدوار هستند با ارائه طرحی تفضیلی اعتبار دیپلماتیک خود را افزایش دهند، حتی اگر این طرح توسط فلسطینیان رد شود.

    باید گفت معامله قرن بی نتیجه خواهد بود زیرا باید در آن به حقوق فلسطینی‌ها توجه شده و امتیازاتی به آنها داده می‌شد، این در حالی است که این طرح فقط به اسرائیل و حقوق مردم آن توجه شده است. در واقع این توافقنامه می‌خواهد نگرانی‌های امنیتی اسرائیل را کاهش دهد، مشارکت نهادهای دموکراتیک در فلسطین را افزایش داده و حقوق شهروندی اسرائیلی‌ها را تضمین کند. باید گفت هیچکدام از این چشم اندازها واقع بینانه نیستند.

    همانطور که می‌دانیم از سال ۲۰۰۶ تاکنون در سرزمین‌های فلسطین انتخابات صورت نگرفته است زیرا نهادهای اسرائیلی، فلسطینی و اردنی به این نتیجه رسیده اند که اگر انتخابات برگزا ر شود، حماس هم در کرانه باختری و هم در غزه پیروز می‌شود. دولت فتح، مستقر در کرانه باختری فلسطین، تمایل به ادامه قدرت غیرقانونی داشته و متهم به فساد گسترده است. این مهم می‌تواند توضیح دهد چرا با وجود ادعای تمایل به انجام انتخابات، چهارده سال برگزار نشده است. و اینکه کشور فلسطین تحت کنترل حماس هرگز توسط اسرائیل پذیرفته نخواهد شد زیرا موشک‌هایی را به سمت اسرائیل شلیک کرده و هر زمان که اسرائیل تلافی کند، شلیک خواهد کرد.

    باید گفت اگر دولت مستقل فلسطین بخواهد نگرانی‌های امنیتی اسرائیل را برطرف کند، نمی‌تواند این کار را انجام دهد زیرا در سال ۲۰۰۰ که «آریل شارون» از مسجد الاقصی بازدید کرد، با وجود تضمین تامین امنیت از سوی رئیس حکومت خودگردان فلسطین، اعتراضات گسترده، خونریزی و درگیری ایجاد شد که در طی آن هزاران نفر جان خود را از دست دادند.

    ایده یک کشور با ثبات فلسطین به این راحتی قابل پیاده شدن نیست. چندین دهه است که بین دو طرف درگیر بی اعتمادی گسترده‌ای وجود دارد. پس از آنکه توافق نامه اسلو به نتایج مورد نظر دست نیافت و در روند اجرای خود پیشرفت چندانی نداشت، فلسطینی‌ها اعتماد خود را به هرگونه معامله از دست داده اند. حل مسئله فلسطین و اسرائیل نسل‌ها طول خواهد کشید و آنچه باعث کاهش تنش بین دو طرف می‌شود، ابتکارات و برنامه‌های مشترکی هستند که به اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها کمک می‌کند با هم همکاری کنند تا اعتماد ایجاد شده و همکاری و حسن نیت لازم برای هرگونه توافقی در آینده محقق شود.

    در نهایت باید گفت معامله قرن، پیشنهادی غیرممکن است که چیزی بیش از تئاتر سیاسی از سوی سیاستمداران درگیر نیست و مطمئناً نتایج چندانی نخواهد داشت.

  • احتمالاً کرونا جنگ بیولوژیک آمریکا علیه رقبایش باشد

    احتمالاً کرونا جنگ بیولوژیک آمریکا علیه رقبایش باشد

    به گزارش خبرگزاری مهر، حسین امیرعبداللهیان دستیار ویژه رئیس مجلس شورای اسلامی در امور بین الملل تاکید کرد: شاید بعداً مشخص شود کرونا جنگ بیولوژیک آمریکا علیه رقبایش بوده است.

    امیرعبداللهیان در توئیتی در این باره عنوان کرد: شاید سال‌ها بعد روشن و افشا شود کرونا ویروس جنگ بیولوژیک کاخ سفید علیه رقبای بزرگ جهانی آمریکا (چین و روسیه) بوده که علاوه بر بخش‌هایی از جهان به مردم آمریکا هم سرایت کرد.
     

  • مجلس فردا درباره درخواست وزیر بهداشت تصمیم می‌گیرد

    مجلس فردا درباره درخواست وزیر بهداشت تصمیم می‌گیرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما، در پی انتشار نامه سعید نمکی، رئیس ستاد ملی مقابله با کرونا خطاب به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، اداره کل فرهنگی و روابط عمومی مجلس اطلاعیه‌ای منتشر کرد.

    در این اطلاعیه ضمن تشریح ساز و کار بررسی درخواست رئیس ستاد ملی مقابله با کرونا، نحوه تصمیم گیری درباره چگونگی کار مجلس در هفته آتی و موضوعاتی که در دستور مجلس شورای اسلامی قرار دارد، توضیح داده شده است.

    در اطلاعیه اداره کل فرهنگی و روابط عمومی مجلس آمده سیاست ستاد مقابله با کرونا، جلوگیری از شیوع ویروس در مجلس و گسترش آن به حوزه‌های انتخابیه است. گفته شده ضریب سرایت ویروس از مجلس به سراسر کشور بالاست.

    متن این اطلاعیه بدین شرح است:
     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ۱. سیاست ستاد ملی مقابله با کرونا که رسماً به مجلس شورای اسلامی اعلام گردیده، در شرایط کنونی، جلوگیری از شیوع ویروس کرونا در تهران و دیگر حوزه‌های انتخابیه است؛ لذا بنا به درخواست ریاست محترم این ستاد از رئیس محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر تعطیلی جلسات علنی و غیر علنی تا اطلاع ثانوی، فردا، شنبه ۱۰ اسفند، موضوع در جلسه‌ای با حضور اعضای محترم هیئت رئیسه بررسی و درباره چگونگی کار مجلس در هفته پیش رو و موضوعاتی که در دستور مجلس قرار دارد، تصمیم گیری خواهد شد. بدیهی است به محض اتخاذ تصمیم توسط هیئت رئیسه محترم، نمایندگان محترم و مردم عزیز از آن مطلع خواهند گردید.

    ۲. با توجه به اینکه نمایندگان در ایام تبلیغات انتخاباتی با عموم مردم در استان‌های مختلف در تماس بوده و ممکن است بسیاری از آن‌ها صرف نظر از ابتلاء یا عدم ابتلاء ناقل ویروس کرونا باشند، تجمع آنان در صحن نهایتاً، شیوع ویروس کرونا را نه فقط در محدوده پارلمان بلکه در دیگر مجامع عمومی، حوزه‌های انتخابیه و احتمال سرایت آن را به مراجعه کنندگان تشدید خواهد کرد؛ لذا توصیه اکید ستاد ملی مقابله با کرونا، اتخاذ تصمیم و تدبیر عاجل در خصوص جلسات علنی و غیر علنی توسط هیئت رئیسه محترم است.

    ۳. ضریب شیوع ویروس کرونا در محیط مجلس و سپس تسری آن به محیط بیرون به دلیل حضور نمایندگانی از همه نقاط کشور از جمله استان‌های درگیر و مراجعات پرشمار و مستمر مردمی از اقصی نقاط با هیچیک از دستگاه‌های حاکمیتی قابل مقایسه نیست. بنا براین چنانچه تمهیداتی برای مقابله با شیوع کرونا در مجلس اتخاذ شود، رویکرد و گستره ملی داشته و مبتنی بر توصیه مؤکد ستاد ملی مقابله با کروناست که از پشتوانه شورای عالی امنیت ملی برخوردار است و نباید آن را به حفاظت بهداشتی از نمایندگان مجلس تقلیل داد.

  • آمریکا و الیگارشی هوشمندانه؛ توطئه علیه «سندرز» در راه است؟

    آمریکا و الیگارشی هوشمندانه؛ توطئه علیه «سندرز» در راه است؟

    خبرگزاری مهر، گروه بین الملل محمد مهدی عباسی: عدم سلامتی که شاید در آمریکا نه از جنس تقلب مستقیم در آراء، اما در تضاد کامل با دموکراسی و آرمان‌هایش می‌باشد.

    به بیان بهتر؛ مردم آمریکا در عمل رای می‌دهند و تغییری در رای آنها به وجود نمی‌آید، اما تعیین کننده نهایی، اکثریت آراء نیستند، بلکه سیستمی انتخاباتی به نام «الکترال کالج» است.

    به طور مثال در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ میلادی در ایالات متحده، «هیلاری کلینتون» کاندیدای اصلی حزب دموکرات ۶۵ میلیون رای مردمی به دست آورد در حالی‌که آرای مردمی «دونالد ترامپ» کاندیدای نهایی جمهوری خواهان ۶۲ میلیون رای بود اما با کسب آراء الکترال بیشتر رئیس جمهور آمریکا شد.

    پیشتر نیز این اتفاق در سال ۲۰۰۰ میلادی در آمریکا به وقوع پیوسته بود. در آن زمان «اَل گور» ۵۰۰ هزار رای مردمی بیشتر از «جرج دبلیو بوش» به دست آورده بود اما بوش که کاندیدای نهایی جمهوری‌خواهان بود، رئیس جمهور ایالات متحده شد.

    با این وجود و با تمام اشکالاتی که به سیستم الکترال کالج وارد است و همواره طی سالیان متمادی مورد بحث موافقین و مخالفین زیادی بوده، اما نمی‌توان آن را اصلی‌ترین تهدید دموکراسی در آمریکا معرفی کرد، چرا که به عقیده بسیاری، نقش بی‌بدیل ثروت و قدرت در مهندسی انتخابات‌های آمریکا، مهمترین خطری‌ است که برگزاری یک انتخابات سالم را در این کشور تبدیل به یک رویا کرده است.

    این مسئله موجب شده بسیاری از متفکرین و صاحب نظران، از نظام سیاسی آمریکا به عنوان یک پلوتوکراسی (برتری اقلیت ثروت‌مند بر اکثریت فقیر) یا الیگارشی یاد کنند.

    در همین راستا «کوین فیلیپس»، نویسنده مشهور آمریکایی و استراتژیست سیاسی دولت «ریچارد نیکسون» می‌گوید: «ایالات متحده‌ آمریکا نه یک دموکراسی بلکه یک پلوتوکراسی است که در آن پول و دولت به شدت با هم ممزوج شده اند.»

    این حقیقتی است که شاید کمتر کسی بتواند آن را به زبان بیاورد، اما این روزها حمایت صاحبان قدرت و ثروت بیش از هر چیزی برای به قدرت رسیدن در نظام سیاسی ایالات متحده حرف نخست را می‌زند، گروه‌هایی که در ادبیات سیاسی این روزهای آمریکا به «سوپرپک‌ها» و لابی‌ها نیز معروف‌اند و کلیدی‌ترین نقش را در به قدرت رساندن کاندیداها در پست‌های مختلف سیاسی آمریکا دارا هستند.

    یکی از مثال زدنی‌ترین نمونه‌های این حقیقت، «جورج مک‌گاورن» است. مک‌گاورنِ دموکرات در سال ۱۹۷۲ میلادی یعنی در روزهای اوج جنگ ویتنام، رقیب ریچارد نیکسون از حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری آن سال بود. او به دلیل مواضع تندش علیه جنگ ویتنام، کاهش بودجه نظامی آمریکا و عدم قبول حمایت لابی‌ها و موسسات مالی، مورد مخالفت جریان اصلی و محافظه‌کار حزب دموکرات بود که البته به ضرر او نیز تمام شد.

    جریان اصلی حزب دموکرات با حمایت لابی‌ها جنبشی به نام «هر کسی به جز مک‌گاورن به راه انداختند و او با از دست دادن آراء حزب دموکرات و در اختیار نداشتن آراء حزب جمهوری‌خواه که از ابتدا هم متعلق به رقیبش بود، متحمل شکست سخت و سنگینی از نیکسون در انتخابات همان سال شد و خودش بعدها در این باره گفت: «چون بر ضد جنگ بودم، انتخابات را به نیکسون باختم.»

    حال شاید کمتر کسی از آن سال ها یاد کند، اما این مهندسی عجیب و غریب انتخابات هنوز هم به عنوان یک مدل کلیدی مورد استفاده لابی‌ها و صاحبان قدرت است، تا جایی که حالا بسیاری «برنی سندرز» را نیز مک‌گاورن دوم می‌دانند و معتقدند او نیز به دلیل مخالفت‌های سنگینش با صاحبان ثروت و همچنین مخالفت با سیاست‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان، با خشم جدی لابی‌ها مواجه خواهد بود.

    البته آن طرف ماجرا نیز امثال «مایکل بلومبرگ» هستند. بلومبرگ که دهمین ثروتمند آمریکاست با حضور ناگهانی‌اش در جریان رقابت‌های انتخاباتی حزب دموکرات، تئوری اهمیت پول و ثروت در انتخابات آمریکا را بیش از پیش تقویت کرده است.

    او به واسطه ثروتش در بسیاری از اجتماعات انتخاباتی، غذا و مشروبات الکلی رایگان توزیع می‌کند و فقط در یک ماهه گذشته بیش از ۳۰۰ میلیون دلار صرف تبلیغات کرده است، تلاش‌هایی که البته موثر نیز بوده و بلومبرگ با وجود عدم حضورش در رقابت‌های انتخاباتی در آیووا و نیوهمپشایر، در نظرسنجی‌ها به خوبی خود را بالا کشیده است.

    امثال بلومبرگ در نظام سیاسی ایالات متحده نشان دهنده آن است که نقش اساسی پول و ثروت در به قدرت رسیدن نامزدها، تبدیل به قاعده‌ای کلی و کلیدی در آمریکا شده است. به طور مثال زمانی که به مخارج نامزدها در انتخابات کنگره نگاه می‌کنیم، نزدیک به ۹۰ درصد نامزدهایی که بیشتر خرج کرده‌اند، انتخابات کنگره آمریکا را برده‌اند.

    اما از همه اینها بدتر، انحصار انتخابات‎های ایالات متحده در دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه است، چرا که روند انتخاباتی در ایالات متحده به گونه‌ای طراحی شده که عملاً حزب سوم قابلیت ظهور و بروز چندانی نداشته باشد و مردم مجبور به انتخاب از میان دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات باشند.

    در واقع هر حزب سومی عملاً در مناظرات حضور ندارد، رسانه در اختیارش نیست، حمایت مالی نمی‌شود و…، موضوعی که بسیاری آن را دیکتاتوری دو حزبی یا به عباریت الیگارشی هوشمندانه در آمریکا می‌نامند.

    حال انتخابات مقدماتی حزب دموکرات به عنوان یک محک جدی پیش روی آمریکاست و باید دید که اندک امیدهای باقی مانده به سلامت انتخابات در آمریکا و حاکمیت واقعی دموکراسی در این کشور با حذف امثال برنی سندرز، نابود خواهد شد؟

    هم اکنون «هیلاری کلینتون»، «اوباما»، «جان کری» و سایر افراد جریان مرکزی حزب دموکرات علیه برنی سندرز سخن می‌گویند و بلومبرگ نیز با خرج‌های میلیاردی و رشد محبوبیتش، آخرین ضربات را بر پیکر دموکراسی آمریکایی وارد می‌کند.

  • موسوی: مقابله با کرونا، نیازمند اراده جهانی است ونه حرکات نمایشی

    موسوی: مقابله با کرونا، نیازمند اراده جهانی است ونه حرکات نمایشی

    به گزارش خبرگزاری مهر، سیدعباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به ادعای وزیر امور خارجه آمریکا برای کمک به ایران در خصوص ویروس کرونا قبل از آنکه به ایران اعلام شود در رسانه‌ها اعلام شده و روی آن تبلیغات وسیع انجام شد، این ادعا را یک حرکت تبلیغاتی و ریاکارانه دانست که با اغراض سیاسی و به منظور فریب افکار عمومی جهانیان صورت می‌گیرد.

    سید عباس موسوی افزود: ادعای کمک به ایران برای مقابله با کرونا از سوی کشوری که با تروریسم اقتصادی خود باعث فشارهای گسترده بر مردم ایران شده و حتی راه خرید دارو و تجهیزات پزشکی را مسدود کرده است، ادعایی مضحک و یک بازی سیاسی – روانی است.

    موسوی اضافه کرد: وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به منظور تأمین نیازهای دارویی و بهداشتی کشور و مقابله با ویروس کرونا در تماس نزدیک با بسیاری از کشورها بوده و تا کنون بخش قابل توجهی از نیازهای کلیدی کشور شامل یکصد هزار کیت تشخیص، ماسک‌های ویژه جراحی، دستگاه‌های تنفس مصنوعی و غیره از طریق کشورهای دوست تأمین شده و محموله‌های دیگری نیز در راه است که به موقع اطلاع رسانی خواهد شد.

    سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد: مقابله با ویروس کرونا، که اکنون به یک اپیدمی جهانی تبدیل شده و کشورهای زیادی را در بر گرفته است، نیازمند یک اراده جهانی و همکاری وسیع بین المللی است و نه حرکات نمایشی که با اغراض سیاسی و با سواستفاده از رنج و عذاب بیماران و آسیب دیدگان صورت می‌گیرد.

  • تعطیلی جلسات علنی و غیرعلنی مجلس بخاطر کرونا قطعی شد؟

    تعطیلی جلسات علنی و غیرعلنی مجلس بخاطر کرونا قطعی شد؟

    اسدالله عباسی، سخنگوی هیئت رییسه مجلس گفت: هنوز هیچ تصمیمی مبنی بر  تعطیلی جلسات صحن مجلس در هیئت رییسه گرفته نشده و آنچه بنده گفتم، ناظر به درخواست ستاد ملی مقابله با کرونا از مجلس برای تعطیلی جلسات بود.

    عباسی افزود: وزیر بهداشت به عنوان رییس  ستاد ملی مقابله با کرونا در نامه ای از رییس مجلس درخواست کرده است تا برای جلوگیری از شیوع این ویروس جلسات صحن فعلا تعطیل شود، با این حال هیئت رییسه هنوز به این درخواست پاسخ نداده و در قبال آن تصمیمی نگرفته است.

    سخنگوی هیئت رییسه مجلس افزود: برای بررسی درخواست رییس محترم ستاد ملی مقابله با کرونا ، هیئت رییسه فردا جلسه خواهد گذاشت و نمایندگان و مردم عزیز را از تصمیم گیری درباره چگونگی کار مجلس در هفته پیش رو  و موضوعاتی که در دستور مجلس است، مطلع خواهیم کرد.

    ۲۷۲۷