احمد کریمی اصفهانی، فعال سیاسی اصولگرا، درباره نگرانی ها از احتمال مشارکت کم مردم در انتخابات ۱۴۰۰ گفت: با وجود نارضایتیهایی که به واسطه برخی سوءمدیریتها به وجود آمده است مردم ایران به دلیل تعهد بالایی که به انقلاب و نظام دارند و همچنین به خاطر اینکه ولایتمداری را اصلی اصولی برای خود میدانند، انشاءالله در انتخابات حضوری پررنگ خواهند داشت. اساساً انتخابات در ایران اگر به هر دلیلی ریزشهایی داشته باشد، رویش هم دارد و به همین دلیل در این ۴۲ سال همیشه مشارکت قابل قبولی را شاهد بودهایم.
عضو مؤتلفه اسلامی در ادامه گفت: البته حضور مردم در انتخابات و تصمیم آنها به رأی دادن به طور مستقیم به عملکرد مسئولان هم ربط دارد؛ یعنی اگر بتوانیم دغدغههای مردم به خصوص قشر ضعیف را کمتر کنیم، رغبت مردم برای رأی دادن بیشتر خواهد شد. اگر مردم الان گرفتاری زیادی دارند به این خاطر است که متاسفانه دولتهای احمدینژاد و روحانی به مردم خسارت زدند. اتفاق بد هم این است که برخی از مردم مشکلات را به گردن نظام میاندازند و به این توجه نمیکنند که ناکارآمدی و خطاهای دولتهای نهم تا دوازدهم هیچ ربطی به نظام ندارد.
او تصریح کرد: به عنوان مثال در دورهای محمود احمدینژاد با سوءمدیریت یا خدای ناکرده قصد و غرض قبلی، اقتصاد را بههم ریخت آن هم در حالی که کشور در آن هشت سال درآمدهایی کلان داشت. با این توضیح که در دوره احمدینژاد متاسفانه به لحاظ اخلاقی هم سقوط کردیم و جامعه وضعیتی نگرانکننده پیدا کرد.
هشدار یک اصولگرا به شورای نگهبان: به احمدی نژاد مجوز حضور در انتخابات ۱۴۰۰ را ندهید
کریمی با اشاره به اهمیت انتخابات افزود: کشور در شرایطی به استقبال انتخابات میرود که انشاءالله شاهد انتخاباتی پرشور خواهیم بود. بنده امیدوارم چهرههایی که کاربلد هستند و به دلیل مقبولیت میتوانند به تنهایی شور انتخاباتی را به جامعه تزریق کنند به صحنه بیایند و خودشان را در معرض رأی مردم قرار دهند. به هر حال بعضی از چهرهها با اعلام کاندیداتوری با خودشان اقبال میآورند و موجب ایجاد شور در فضای رقابت میشوند و در نتیجه نظام، انتخاباتی با رأیهای پرشمار را در کارنامهاش به ثبت خواهد رساند.
او سپس توضیح داد: در این میان عدهای شورای نگهبان را دلیلی بر سردی فضای انتخابات میدانند که به نظر من اعضای این شورا در برخی از انتخابات گذشته با اغماض فضا را برای حضور چهرههایی باز کردهاند که شایستگی لازم را نداشتند؛ به عنوان مثال اگر شورای نگهبان به کسی مثل احمدینژاد دوباره مجوز حضور بدهد، از آنجا که بخشی از سطح پایین جامعه از خیانتهایش مطلع نیستند، امکان دارد رأی بیاورد که چنین اتفاقی کشور را دچار بحرانی عجیب خواهد کرد.
احمد کریمی اصفهانی در پایان گفت: ای کاش شورای نگهبان در گذشته کاندیداها را با دقت بیشتری گزینش میکرد تا کشور و مردم این شرایط سخت را به چشم نبینند.
«سیدمحمود علیزاده طباطبایی»، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران، درباره جزییاتِ جلسه اخیر این حزب و اینکه آیا حزب کارگزاران برای انتخابات ۱۴۰۰ با سایر احزاب اصلاحطلب هم هماهنگ خواهد بود یا خیر گفت: حزب کارگزاران بخشی از اصلاحطلبان است و هیچگاه جدا از اصلاحطلبان تصمیمی نگرفت. شرکت در انتخابات اخیر مجلس ۹۸ هم در واقع زمانی صورت گرفت که موضوع حضور در انتخابات در جلسه شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، مطرح شد و جمعبندی نهایی این شد که احزابی که تمایل دارند در انتخابات مجلس شرکت کنند و آنهایی که تمایل ندارند در انتخابات شرکت نکنند.
او افزود: در انتخابات ۱۴۰۰ هم حزب کارگزاران چون پایهگذار اصلاحات است نمیتواند جدا از اصلاحطلبان تصمیم بگیرد اما اینکه آیا کارگزاران کاندیدا خواهد داشت یا خیر؟ بستگی به موضعِ نظام دارد. به طور کلی سیاست کلی حزب کارگزاران این است که در انتخابات شرکت کند و هیچگاه با نظام قهر نمیکند. در واقع با همه نامهربانیهایی که نظام نسبت به بسیاری از مدیران کارگزاران روا داشته اما کارگزاران هیچگاه با نظام، قهر نخواهند کرد.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به شورای عالی سیاستگذاری و سرانجام این شورا بیان کرد: در ارتباط با شورای عالی سیاستگذاری در جلسه حزب کارگزاران، بحثِ خاصی مطرح نشد اما مذاکرات در این باره در حال انجام است و درباره شورای عالی سیاستگذاری تصمیم گیری جمعی صورت خواهد گرفت. مذاکرات در این راستا که تصمیمگیری درباره اصلاحطلبان در کجا صورت گیرد و چه مرجعی نمایندگی اصلاحطلبان را برعهده گیرد، در حال انجام است.
او با بیان اینکه شورای عالی سیاستگذاری با کنارهگیری عارف و موسوی لاری عملا برچیده شده، تصریح کرد: هنوز اصلاحطلبان در این باره به تصمیم نهایی دست پیدا نکردهاند که سازوکار دیگری را راهاندازی کنند.
علیزاده طباطبایی درباره مطرح شدن چهرههایی چون محسن هاشمی، جهانگیری و پزشکیان و غیره به عنوان کاندیداهای کارگزاران در انتخابات ۱۴۰۰ و اینکه این کاندیداها از جمله محسن هاشمی تا چه حد به عنوان کاندیدا جدی شدهاند؟ عنوان کرد: محسن هاشمی هنوز تصمیمی در این باره نگرفته اما مدیر شایستهای است که با مقاماتِ بالای نظام، هیچ مشکلی ندارد و دارایِ محبوبیتِ عمومی است همانگونه که شاهد بودیم در انتخابات شوراها، یک میلیون و ۷۰۰ هزار رأی کسب کرد که طی تاریخ ۴۰ ساله انقلاب سابقه نداشته که یک نماینده شورا، حداقل نصف رأی محسن هاشمی را کسب کند. اینکه او میتواند محبوبیت و چهره کاریزماتیک داشته باشد و اینکه اصلاحطلبان بخواهند بر سر محسن هاشمی به اتفاق نظر دست پیدا کنند، هنوز مطرح نشده است. او مدیر شایستهای است و هیچ نقطه ضعفِ اقتصادی و اخلاقی هم ندارد و در مدیریت در همه جا از جمله صنایع موشکی تا مدیریت مترو، مدیرِ موفقی بوده است.
محسن هاشمی آماده کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ میشود؟
این عضو شورای مرکزی درباره اختلافات در حزب کارگزاران از جمله بین مرعشی و کرباسچی نیز تاکید کرد: اینکه درون احزاب، اختلاف نظر وجود داشته باشد مسئلهای طبیعی است. یقینا اختلاف نظر وجود دارد چراکه به هر حال افراد در موضوعات مختلف، نظرات متفاوتی دارند اما در جمعبندی تابعِ نظر اکثریت بودهاند مگراینکه اکثریت نظرش این باشد که هر فردی به صورت مستقل میتواند، نظرِ شخصیِ خود را اعلام کند.
او ادامه داد: به هر حال اختلاف نظر یقینا نه تنها بین کرباسچی و مرعشی وجود دارد بلکه بین همه اعضای شورای مرکزی درباره مسائل مختلف، نظرات متفاوتی میتواند وجود داشته باشد اما هیچ اختلاف شخصی و خصوصی بین اعضای شورای مرکزی کارگزاران نیست و در جلسه هفته گذشته همه اعضا حضور داشتند و جلسهای صمیمی برگزار شد.
این عضو حزب کارگزاران درباره شایعه استعفای کرباسچی از دبیرکلی حزب کارگزاران تصریح کرد: استعفای کرباسچی به هیچ عنوان مطرح نیست و اگر هم قرار بر این باشد، استعفای کرباسچی ابتدا باید در شورای مرکزی مطرح شود. کرباسچی همواره در مجامع عمومی حزب حضور داشته و با اکثریتِ آراء به سِمَتِ دبیرکلی انتخاب شده است، در جلسه اخیرِ حزب هم شرکت کردهاند.
علیزاده طباطبایی درباره غیبت برخی اعضا در جلسه اخیر حزب نیز گفت: حدود ۳۰ نفر از اعضای حزب کارگزاران در اولین جلسه حزب در سال جدید شرکت داشتند که برخی چهرهها همچون پروانه مافی، شهربانو امانی و فائزه هاشمی در این جلسه حضور نداشتند اما اکثریت اعضای شورای مرکزی در این جلسه حضور داشتند.
به گزارش خبرآنلاین، تشویق مردم به مشارکت در تعیین سرنوشت خود از دریچه انتخابات موضوعی است که از سوی بسیاری از شخصیتها و جریانات سیاسی – اجتماعی دنبال میشود، اما هستند کسانی که مشارکت بالای مردم در پای صندوقهای رأی را برای خود یک خطر میدانند و تنها در فصول سرد انتخابات، فرصت ظهور و بروز پیدا میکنند.
محمدحسن قدیری ابیانه بر این باور است که «برگ رأی» به مثابه یک حق در جامعه است و هیچ کس نمیتواند با فشار کسی را مجبور به شرکت در انتخابات و استفاده از این حق کند. او حتی بر این امر تأکید میکند که یک انتخابات حداقلی به منزله از بین رفتن مشروعیت نظام نیست.
این فعال سیاسی اصولگرا با نقد جریانات عوام فریب در کشور، محمود احمدی نژاد را یک فرد «ساختارشکن» معرفی میکند و به خبرآنلاین میگوید: رئیس جمهور سابق ایران هیچ اعتقادی به «ولایت فقیه» ندارد و در انتخابات پیش رو نیز دوباره از سوی شورای نگهبان «رد صلاحیت» میشود.
او که زمانی در جایگاه سفیر جمهوری اسلامی ایران قرار داشته، با ارائه پیشنهادی در راستای بازنگری در قانون اساسی تأکید میکند؛ میتوان شرایطی را فراهم آورد که رهبر انقلاب به صورت مستقیم مسئول امور اجرایی کشور را تعیین کند.
آنچه در ادامه میخوانید؛ گفتگوی خبرآنلاین با محمدحسن قدیری ابیانه فعال سیاسی اصولگرا است:
****
* آقای قدیری ابیانه! از نگاه شما مردم در سال ۱۴۰۰ باید به دنبال رئیس جمهور فراجناحی باشند یا همچنان دو جناح سیاسی کشور این ظرفیت را دارند که یک کاندیدای شاخص به جریان انتخابات معرفی کنند؟
بنده معتقدم هر فردی که در مسند ریاست جمهوری قرار میگیرد، باید در موضع خدمت به صورت فراجناحی و بدون تبعیض کار خود را به پیش ببرد و حتی نگاه یکسان به جناحهای سیاسی مختلف را نیز به پیروان ادیان مختلف تسری دهد.
پیشنهاد متفاوت برای انتخاب رئیسجمهور ۱۴۰۰ /احمدینژاد رد میشود؟
البته این سخن من نافی حضور جریانات سیاسی در عرصه انتخابات نیست، زیرا همواره شاهد هستیم که لیستهای مختلف انتخاباتی شانس خود را برای حضور در مجلس و دولت امتحان میکنند. البته گاهی نیز برخی از احزاب سر لیست مشترک معرفی میکنند که الزاما همین مسأله هم باعث پیروزی آنها در آوردگاه انتخابات نمیشود.
رئیس جمهور باید با شایسته سالاری کند
بنده پیشبینی میکنم که یک نیروی ولایتمدار در سال ۱۴۰۰ پیروز انتخابات شود. البته همین فرد ولایتمدار باید پس از حضور در دولت شایسته سالاری را در پیش بگیرد و در انتصاب افراد، تنها به حزب متبوع خود تأکید نکند. بسیار مهم است که دولت آینده موضع مبارزه با فساد را به صورت جدی دنبال کند و کسانی که سابقه فساد و استفاده از رانت را دارند در حیطه حاکمیت قرار ندهد.
نباید افرادی در مناصب مهم حاکمیتی قرار بگیرند که در شرایط حساس، کشور را تا لب پرتگاه ببرند و حتی دست به فتنه گری نیز بزنند. به همین دلیل لازم است رئیس جمهور بعدی افرادی را در کابینه خود به کار بگیرد که منافع ملی و جمهوری اسلامی را هیچ گاه فدای منافع حزبی و فردی نکنند.
معنای دولت جوان را نباید با ناپختگی یکسان دانست
* رهبر معظم انقلاب به موضوع «دولت جوان انقلابی» اشاراتی داشتهاند. شاخصههای این دولت از دیدگاه شما چیست؟
دولت جوان انقلابی به این معنا است که این جریان، توان انجام امور مختلف را داشته باشد. رهبر انقلاب در خصوص سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمودند؛ اگر ایشان به شهادت نرسیده بود، تا ۱۰ سال آینده نیز وی را در مقام فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران حفظ میکردند. معنای حرف این است که افرادی باید در رأس امورات اجرایی قرار بگیرند که همچون حاج قاسم سلیمانی با قدرتی بیش از نیروی جوانان در میدان عمل حاضر شوند.
بنده معتقدم نباید معنای دولت جوان را با ناپختگی یکسان کرد. زیرا دولت قرار است در سطح اجرایی کشور تصمیمات مهم اتخاذ کند و نباید افراد در جایگاه مهمی همچون ریاست جمهوری به تجربه اندوزی بپردازند. باید توجه داشت که هر جایگاهی افراد مختلف با اقتضای سنی خود را میخواهد، گاهی فردی با ۷۵ سال سن هنوز برای مرجعیت جوان است و گاهی نیز یک ورزشکار با ۳۰ سال سن کارایی لازم را برای فعالیت حرفهای ندارد.
احمدی نژاد به دنبال پیادهسازی مدل «پوتین مدودف» بود
* برخی معتقدند که در فضای کاهش مشارکت مردم، برخی از جریانات عوام فریب میتوانند با یکسری شعارها خود را در عرصه انتخابات مطرح و حتی قدرت را نیز به دست بگیرند. به نظر شما چگونه میتوان جلوی این پدیدهها را گرفت؟
این افراد و جریانات همواره به دنبال فرصت هستند تا خود را عرضه کنند. برای مثال آقای احمدی نژاد همواره خرده میگرفت که چرا باید دو برادر در جایگاه سران قوا قرار بگیرند، باید توجه داشت که رئیس مجلس را در کشور مردم و از طریق نمایندگان مجلس انتخاب میکنند و رئیس دستگاه قضا نیز از سوی رهبر انقلاب انتخاب میشود. در حالی که شخص احمدی نژاد زمانی که رئیس جمهور بود به دنبال این بود که پدر عروس خود را در جایگاه معاون اولی بنشاند و بعدها بر اساس مدل ریاستی «پوتین و مدودف» او را رئیس جمهور کند و خود معاون اول شود و اینگونه قدرت را حفظ کند.
احمدی نژاد اعتقادی به ولایت فقیه ندارد
احمدی نژاد فردی است که همواره شعارهای عوام فریبانه میدهد و حتی هیچ اعتقادی نیز به «ولایت فقیه» ندارد. البته او دوباره برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری میکند و دوباره از سوی شواری نگهبان «رد صلاحیت» میشود. این فرد به دنبال این است اگر نتوانست در جایگاه ریاست جمهوری قرار بگیرد، فردی به مقام ریاست برسد که برای کشور هزینه ایجاد کند. زیرا در آن فضا میتواند ادعا کند که این شرایط به دلیل پیش آمده که نگذاشتهاند او وارد انتخابات شود.
احمدی نژاد در نامه به بن سلمان برای خود رسالت جهانی قائل شده است
رفتاری احمدی نژاد تنها معطوف به عوام فریبی نمیشود و شاهد هستیم که او دست به ساختارشکنی نیز میزند. برای مثال این فرد که دم از ولایتمداری میزد؛ گاهی پیروزی یک تیم «بیسبال آمریکایی» را تبریک میگوید، گاهی در سالروز تولد «مایکل جکسون» مطلب مینویسد و حتی در نامه به «بن سلمان» برای خود یک رسالت جهانی را قائل میشود.
* به نظر شما چگونه میتوان سطح مشارکت مردم را در انتخابات پیش رو بالا برد؟
نباید اینگونه القا کرد که با مشارکت پایین مردم در انتخابات، مشروعیت نظام زیر سوال میرود. شرکت در انتخابات یک حق برای مردم است و هیچ کس حق ندارد مردم را به شرکت در انتخابات مجبور کند. باید توجه داشته باشیم که اکثریت شرکت کنندگان در انتخابات سرنوشت سیاسی را کشور را رقم میزنند گاهی برخی از افراد به هر دلیلی حق تصمیم گیری برای سرنوشت خود را عملا به دیگران یعنی رای دهندگان واگذار کرده و در پای صندوقهای رأی حاضر نمیشوند.
در کشورهای غربی گاهی مشارکت مردم حدود ۲۰ درصد است ولی کسی مشروعیت نظامشان را به آن مرتبط نمیکند. رهبر معظم انقلاب نیز همواره بر حق انتخاب مردم تأکید داشته و فرمودهاند؛ مردم میتوانند با یک انتخاب درست از مزایای یک رئیس جمهور کاربلد بهرهمند شوند و با انتخاب غلط نیز خودشان متضرر خواهند شد.
نباید کسی بیش از ۸ سال رئیس جمهور شود
* برخی از کارشناسان این موضوع را مطرح میکنند که بهتر است دوره ریاست جمهوری در کشور محدود به یک زمان مشخص (تک دورهای) باشد و افراد نتوانند برای دومین دوره نیز خود را به عنوان کاندیدا معرفی کنند. آیا شما با این نظر موافق هستید؟
بنده فکر میکنم یکی از راهها این است که پس از دو دوره حضور یک فرد در جایگاه ریاست جمهوری، قانون اجازه کاندیداتوری برای سالهای بعد را از وی سلب کند تا در همان مدت معین شده فرد کارها را پیش ببرد و دوباره برای حضور در قدرت، اقدام نکند.
برخی از کشورها همانند «مکزیک» افراد را تنها برای یک دوره ۶ ساله در یک جایگاه سیاسی میپذیرد و فرد نمیتواند دوباره برای همان مقام اقدام به کاندیداتوری کند. اما من فکر میکنم در کشور ایران دو دوره ۴ ساله و غیرقابل تکرار برای افراد، امری مفید باشد.
موافقم که رهبری به صورت مستقیم مسئول امور اجرایی کشور باشند
گاهی مشاهده میشود که برخی نابسامانی های پیش آمده را متوجه رهبری میکنند، در حالی که مردم رئیس جمهور را انتخاب کردهاند و طبق قانون رهبر انقلاب حتی حق ندارد رئیس قوه مجریه را برکنار کند و مقدمه لازم برای عزل رای به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور توسط نمایندگان ملت در مجلس است.
بنده موافق این موضوع هستم که رهبر به صورت مستقیم مسئول امور اجرایی کشور باشند، اما به این شرط که ایشان؛ همانند رئیس قوه قضاییه، رئیس جمهور را نیز انتخاب و اختیار عزل وی را نیز داشته باشد.
مردم مسئولیت انتخاب خود را در انتخابات ریاست جمهوری بپذیرند
بنده امیدوارم اگر روزی تصمیم بر این شد که قانون اساسی در مسیر بازنگری قرار بگیرد، انتخاب شخص رئیس قوه مجریه نیز بر عهده رهبر انقلاب گذاشته شود. شاید برخی این ادعا را مطرح کنند که این کار خلاف روح جمهوریت است، اما در بسیاری از کشورها رئیس جمهور و نخست وزیر مستقیما توسط مردم انتخاب نمی شوند و حتی در ایالات متحده آمریکا نیز «مجلس الکترال» که تشکیل میشود از نمایندگان منتخب ایالتها در تعیین نفر اول حکومت یعنی رئیس جمهور تصمیم گیر است. باید توجه داشت وقتی مردم رئیس قوه مجریه را با آن همه اختیارات خودشان انتخاب میکنند، خودشان مسئول خوب و بد انتخابشان هستند.
محسن رهامی در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به تاثیر کرونا بر اقتصاد کشور، اظهار کرد: کرونا موجب شده است که بسیاری از کسب و کارها تعطیل و کارمندان و کارگران زیادی بیکار شوند، این بیماری بیشترین فشار را بر طبقات پایین وارد کرده و موجب گسترش نارضایتی شده است و شاید این نارضایتی موجب کاهش مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰شود.
وی با اشاره به کاهش فعالیت جریان های سیاسی، ادامه داد: احزاب و جریان های سیاسی معمولا در این فاصله تا انتخابات، نظرات خود را اعلام کرده و کاندیدهای احتمالی خود را غیرمستقیم معرفی می کردند، اما اکنون فعالیت چندانی ندارند و اگر شرایط به این گونه پیش رود، شاهد کاهش مشارکت جامعه و جریان های سیاسی در انتخابات خواهیم بود و شرایط مشارکت انتخابات۹۸ شاید عمومی تر شود، زیرا در انتخابات مجلس، عوامل محلی و قومی در مشارکت تاثیر مثبت دارد ولی در انتخابات ریاست جمهوری چنین ویژگی وجود نداشته و عوامل محلی و قومی موجب افزایش مشارکت نمی شود.
این فعال سیاسی با بیان اینکه جریان اصلاحات می تواند بین شصت تا هفتاد درصد جامعه را پای صندوق آرا بیاورد، خاطرنشان کرد: با این حال در انتخابات ۹۸ کاندیداهای این جریان ردصلاحیت شدند و با استعفای عارف و موسی لاری،شورای سیاستگذاری هم تعطیل شد و انسجام دوباره اصلاح طلبان زمان بر خواهد بود. وقتی اصلاح طلبان به صورت جدی در صحنه نباشند، رقیب آنها هم حضور چندان چشمگیری نخواهد داشت. وقتی مثل انتخابات۹۸ اصلاح طلبان در صحنه نباشند، رقیب هم بی انگیزه خواهد شد و این وضعیت در انتخابات۱۴۰۰ می تواند تشدید شود.
رهامی با اشاره به تاثیر نارضایتی مردم در کاهش مشارکت در انتخابات، گفت: در این شرایط شاید با تایید صلاحیت کسانی که شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه می دهند، تلاش شود تا مشارکت بیشتر شود. حتی ممکن است برخی اصلاح طلبان که در شرایط عادی هیچ گاه تایید صلاحیت نمی شدند هم تایید صلاحیت شوند تا مشارکت افزایش یابد. در انتخابات سال۷۶ محمد خاتمی بیست میلیون رای آورد در حالیکه اگر او تایید نمی شد شاید مجموع رای دهندگان بیش از ده میلیون نفر نمی شد. در سال۹۲هم تقریبا همین شرایط بوجود آمد.
محمد خوش چهره، تحلیلگر سیاسی اصولگرا در گفتگو با خبرآنلاین، درباره حرف و حدیثها درباره احتمال کاندیداتوری محمود احمدی نژاد، با تاکید براینکه برخی از سیاسیون در شرایط کنونی در حال دست و پا زدن هستند تا در افکار و انظار مردم خود را زنده نگه دارند، گفت: من اسم نمیبرم اما کسانی که زمانی رئیس جمهور بودند و باز رجز میخوانند اینها تلاشی است که برای حفظ خود انجام میدهند و نباید در زمین انها بازی کرد. رسانهها باید هوشمندی بیشتری در مواجهه با این دست از سیاسیون داشته باشند. رسانهها نباید به صرف اینکه که فرد مورد نظر آنها وابستگی سیاسی به جناح مطلوب ایشان دارد و یا در جریان فکری مقابل قرار گرفته، دست به تولید محتوایی بزنند که در نهایت به سود سیاسیون تاریخ مصرف گذشته تمام شود.
نماینده اسبق مجلس گفت: من کار رسانهای به مفهوم تغذیه مخاطب عام را به هیچ عنوان نفی نمیکنم و قائل به این مطلب هستم که یک رسانه باید در فضایی که انبوه دادهها و اتفاقات وجود دارد، اقدام به تولید محتوا در حوزههای گوناگون کند، اما اشکال کار از جایی آغاز میشود که برخی از سیاسیون با یکسری از ترفندهای تبلیغاتی، از ظرفیت اصحاب قلم به نفع خود سود میبرند.
کنایه یک اصولگرا به دست و پا زدن احمدی نژاد برای کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰: رجزخوانی میکنند / نباید در زمین او بازی کرد
خوش چهره تصریح کرد: رسانه باید با دوری از پرداختن به مباحث دست چندم، تمرکز خود را معطوف به مسائلی همچون؛ «ضعف تصمیمگیری در کشور»، «چالشهای مدیریتی»، «مشکلات مردم در حوزه معاش و اشتغال»، «امنیت غذایی» و «ضرورت احیای تولید ملی» کند. با یک تحلیل عالمانه و کارشناسانه از ظرفیتهای موجود در «مجلس شورای اسلامی» و «دولت»، میتوان دو دیدگاه موجود در این دو قوه را به هم نزدیک کرد. قطعا زمانی که اشتراک نظر در میان دو قوه روند افزیشی پیدا کند، به تبع آن حرکت این دو بازوی مهم به سمت تأمین «منافع ملی» خواهد رفت.
سجاد موسوی: برنامه ریزی ها برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ از مدت ها پیش کلید خورده است، زمزمه های خبری می گویند ستاد انتخاباتی برخی کاندیداهای احتمالی چراغ خاموش کار خود را آغاز کرده اند، برخی دیگر نیز که در مظان کاندیداتوری بودند صراحتا دست رد به این گمانه ها زده اند.
مرتضی طلایی، چهره سیاسی اصولگرا و نزدیک به قالیباف که تاکید بر روی کار آمدن چهره های جدید در انتخابات آینده دارد این احساس خطر را هم می کند که در چنین فضایی یک «شومن سیاسی» بتوانند رأی مردم را جذب کند.
او تاکید دارد که پیروز انتخابات بعدی هم جبهه نیروهای انقلاب است اما این را هم انکار نمی کند که اگر احمدی نژاد وارد عرصه شده و تایید صلاحیت شود معادلات بهم خواهد خورد. این عضو سابق شورای شهر تهران البته احمدی نژاد را فردی دارای زاویه با نظام و اصل ولایت فقیه می داند و معتقد است نباید چنین افرادی تایید صلاحیت شوند.
طلایی که می گوید رئیسی به دنبال پیشبرد تحول در قوه قضاییه است این احتمال را نیز مطرح کرد که شاید دولت جوان انقلابی با محوریت رئیسی شکل بگیرد و سپس کابینه ای از نیروهای جوان و کارآمد شکل گیرد.
آنچه در ادامه میخوانید مشروح گفتگوی خبرآنلاین با مرتضی طلایی است؛
***************
*آقایی طلایی! مشارکت پایین در انتخابات ۹۸ با هر علت و دلیلی که رقم خورده باشد همچنان با نگرانیهایی از بابت تکرار شدن در انتخابات ۱۴۰۰ روبروست، تحلیل شما از این مشارکت پایین چیست و پیش زمینهها برای تکرار نشدن آن را چه می دانید؟
ریزش شرکت کنندگان در انتخابات سال گذشته ناشی از عملکرد دولت و مجلس بود. مردم انتظار داشتند در کنار وظایف جاری دو قوه مجریه و مقننه، شاهد برخورد با عوامل فسادزا در اقتصاد، و همچنین جلوگیری از شیوع بیشتر این جریانات در بدنه مدیریتی کشور باشند.
باید توجه داشت که مردم در موضوعات مربوط به وضعیت اقتصادی خود در حوزههای مختلفی همچون؛ «معیشت»، «اشتغال» و امثال اینها گلایه جدی دارند و همین مسأله باعث میشود با وجود تعلق خاطر به اصل نظام، اعتراض خود را با پشت کردن به صندوقهای رأی نشان دهند. متاسفانه کسانی که به جریان حاکم گرایش داشتند نیز با عدم تشویق مردم به شرکت در انتخابات، زمینه را برای عدم مشارکت بخشی از جامعه که به این تفکر تعلق خاطر دارند، فراهم کردند.
اگر مجلس چراغ امید را روشن کند، مردم دوباره پای صندوق رأی می آیند
به نظر میرسد اگر مجلس یازدهم در یکسال باقی مانده تا انتخابات بعدی چراغ امید را در دل مردم روشن کند، مردم دوباره به شرکت در انتخابات ترغیب میشوند. زیرا مردم به مقولات جاری با چشم تغییر در زندگی خود نگاه میکنند و اگر قوای سه گانه بتوانند با جلوگیری از فساد و همچنین افزایش سطح کیفی زندگی در میان اقشار ضعیف، آنها را دلگرم کنند، بدون شک دوباره شاهد یک انتخابات باشکوه خواهیم بود.
بنده تصور میکنم با اقدامات اخیر دستگاه قضا در راه مبارزه جدی با فساد و همچنین عزم مجلس یازدهم در راه رسیدگی به مشکلات مردم، میتوان امید داشت در سال ۱۴۰۰ یک مشارکت وسیع برای انتخاب رییس جمهور بعدی شکل بگیرد.
در انتخابات ۱۴۰۰ باید به سمت معرفی کاندیدای جدید و کارآمد رفت
طلایی:خطر روی کارآمدن یک «شومن سیاسی» در انتخابات۱۴۰۰ وجود دارد
*این روزها اسامی زیادی به عنوان کاندیداهای ریاست جمهوری حتی از سوی شورای ائتلاف نیروهای انقلاب مطرح می شوند که در بین آنها اسامی نامزدهای تکراری نیز مشهود است، فکر میکنید این کاندیداهای تکراری قدرت جذب آرا و کشاندن مردم پای صندوق ها را دارند یا…
بنده امیدوارم دولت بعدی توسط یک چهره جدید تشکیل شود. با رصد فعالیتهای جاری در میان سیاسیون و اخباری که از محافل مختلف به گوش میرسد، به نظر باید امیدوار باشیم که در انتخابات بعدی، جریانات سیاسی به سمت معرفی نیروهای جدید، اما کارآمد حرکت کنند.
پیروز انتخابات بعدی خواهیم شد!
در این فضا، من با رصد فضای سیاسی کشور پیش بینی میکنم که جبهه نیروهای انقلاب پیروز انتخابات ۱۴۰۰ شود.
*تصور می کنید عزمی برای معرفی چهرههای جدید از سوی طیفهای مختلف سیاسی وجود دارد؟
پیش از پرداختن به این موضوع باید این سوال را از جریانات سیاسی بپرسیم که آیا هر زمان که فضای سیاسی کشور مطلوب نظر ایشان است باید در انتخابات شرکت کنند و یا همواره باید اصل را بر ترغیب مردم به مشارکت حداکثری در انتخابات بدانند؟ زیرا در همین سال گذشته شاهد بودیم که برخی از جریانات و شخصیتهای سیاسی تلاشی برای گرما بخشیدن به تنور انتخابات نکردند.
متاسفانه گاهی مشاهده میشود که جریانات سیاسی حتی برای رسیدن به اهداف خود در عرصه انتخابات دست به «دوقطبی» کردن فضا میزنند و لازم است این افراد یک روز بابت این نوع از رفتار خود به مردم توضیح دهند. البته این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که خود مردم نیز به عنوان یک مطالبه جدی، پاسخگویی مهرههای اصلی دو جریان اصولگرا و اصلاحطلب را خواستار شوند.
مردم حاضر به معامله سیاسی با جریانات سیاسی نیستند
بنده تاکید میکنم مردم هیچ عقد اخوتی با جریانات سیاسی کشور نبستهاند و بر سر آرمانهایی که بابت آنها از جان خود نیاز مایه گذاشتند، حاضر نیستند معامله سیاسی کنند. به همین منظور باید کسانی که در دورههای مختلف مردم را نسبت به شرکت در انتخابات دلسرد کردند، پاسخگو باشند.
واقعیت امر این است که تمام توفیقاتی که جمهوری اسلامی در دهههای اخیر کسب کرده، به دلیل «حمایت جدی مردم از آرمانهای اصیل انقلاب» و «صبوری در برابر مشکلات» بوده و دو جریان اصلاحطلب و اصولگرا حق ندارند این دستاوردها را مصادره به مطلوب کنند و یا بخواهند مردم و شاکله نظام را در ایام انتخابات با چالش مواجه کنند.
من آرزو میکنم در آینده نزدیک جریانات اصلی سیاسی کشورمان باهم بر سر منافع ملی و در راه مبارزه با دشمنان متحد شده و علاوه بر مقابله با تهدیدات، مردم را بیش از پیش به انقلاب اسلامی دلگرم کنند. زیرا در همین فضا است که یک دولت «جوان انقلابی» امکان ظهور پیدا میکند.
*در فضای تلاش برای روی کار آمدن دولت جوان انقلابی، امکان قدرت گرفتن یک «جریان سوم» در کشور وجود دارد؟
من معتقدم مردم از این پس به فردی رأی میدهند که عیار او در انقلابیگری و عمل به دستورات نظام اسلامی مشخص باشد. به نظر میرسد که دیگر مردم توجهی به این موضوع ندارند که کاندیدای انتخاباتی در ذیل پرچم کدام جریان سیاسی پا به عرصه گذاشته است.
الزاما نباید یک نیروی قدیمی جریان اصولگرا رئیس جمهور شود
*پس امکان این است که یک اصولگرا رییس جمهور بعدی نباشد؟
فردی که از سوی مردم انتخاب میشود الزاما قرار نیست از بین نیروهای قدیم انقلابی جریان اصولگرایی باشد. البته بنده تاکید میکنم اصولگرایان همچنان باید پشتیبان «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب» باشند تا بتوانند با حمایت خود از این شورا تجربه موفق انتخابات اسفندماه گذشته را در ۱۴۰۰ نیز تکرار کنند.
*آیا جریان شما برای ورود چهرههای جدید برنامه ای دارد؟ اصلا کادرسازی کرده است؟
انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان داد که شورای ائتلاف نیروهای انقلاب یک سرمایهگذاری جدی بر روی جوانان انجام داده و خروجی آن نیز ورود جمعی از نیروهای تحصیلکرده جوان انقلابی به پارلمان بود.
رئیسی تصمیم دارد تحول در دستگاه قضا را پیش ببرد
*برخی از چهرههای شاخص سیاسی همچون؛ آقایان «رییسی»، «لاریجانی»، «ظریف» و «قالیباف» در برخی از مواضع خود نسبت به ورود به عرصه انتخابات سال آینده ابراز بی میلی کردهاند، فکر میکنید آیا احتمال دارد همین افراد در لحظات آخر بنا بر مصلحت و یا توصیه پا به عرصه بگذارند؟
پیش بینی رفتار این دست از سیاسیون از حالا که یکسال تا انتخابات بعدی زمان وجود دارد، امری سخت است. بنده از بین اسامی اعلام شده تنها در مورد آیت الله رییسی میتوانم این مطلب را بگویم که ایشان تصمیم دارند برنامه «پنج ساله» تحول در دستگاه قضا را به پیش ببرند و اگر این امر با موفقیت مواجه شود، بسیاری از مشکلات مردم برطرف خواهد شد.
شاید دولت جوان انقلابی با محوریت رئیسی شکل بگیرد
همواره باید در بررسی یک رخداد سیاسی به اصل و فرع موضوع نیز توجه داشت و حتی این احتمال وجود دارد که برخی از همین چهرهها بنا به اقتضائات زمانی پیش رو در کنار برخی از کاندیداهای کمتر شناخته شده حضور پیدا کنند. من ارجاعی به یکی از سخنان مقام معظم رهبری میدهم؛ ایشان تأکید کردهاند که منظور از دولت جوان انقلابی، یک شاکله جوان است و قرار نیست الزاما یک فرد جوان و کم تجربه در بالاترین جایگاه اجرایی کشور قرار بگیرد.
حتی این احتمال وجود دارد که شاید بنا بر مصالحی دولت جوان انقلابی با محوریت فردی مانند آیت الله رییسی شکل بگیرد و اگر این اتفاق رخ بدهد و بدنه دولت با جوانان تکمیل شود، ما به هدف خود میرسیم.
خطر روی کار آمدن یک شومن در انتخابات ۱۴۰۰ وجود دارد
*فرض را بر این بگیریم که هیچکدام از چهرههای شاخص پا به عرصه انتخابات نگذارند، آیا در شرایطی که کادرسازی از سوی جریانات سیاسی صورت نگیرد، بی میلی مردم به دو جریان مطرح کشور و … احتمال دارد که یک «شومن» سیاسی با ورود به آوردگاه انتخابات، پیروز ماجرا شود؟
بنده نیز همانند شما وجود این خطر را انکار نمیکنم و از شما اصحاب رسانه و البته بزرگان و نخبگان سیاسی دلسوز تقاضا دارم با آگاهی بخشی جدی به مردم در خصوص ماهیت این دست از افراد، نگذارند چنین اتفاقی رخ دهد. شورای نگهبان نیز باید اجازه ورود چنین افرادی را به صحنه انتخابات ندهد.
شورای نگهبان مظلوم است!
*به شورای نگهبان اشاره داشتید، فکر نمیکنید این شورا نیز میتواند با تغییر در روش تایید صلاحیت ها یا شفاف سازی مفهوم رجل سیاسی و مذهبی و … ورود افراد کاربلد و جدید به عرصه انتخابات را تسهیل کند؟
من اعتقاد دارم در بحث شورای نگهبان باید رعایت انصاف را نیز مدنظر داشته باشیم. البته منظور من این نیست که هیچ نقدی به این نهاد وارد نیست، اما در بسیاری از موارد شورای نگهبان مظلوم واقع میشود. برای مثال در بحث رد صلاحیت جمعی از نمایندگان «مجلس دهم» که اتفاقا وابستگی سیاسی به هر دو جریان سیاسی را داشتند، چنان هجمهای علیه شورای نگهبان و شخص سخنگو ایجاد شد که آقای کدخدایی در پایان مجبور شد که کلیاتی از علل رد صلاحیت افراد را اعلام کند.مردم ما از شورای نگهبان انتظار دارند که در روند بررسی صلاحیت افراد، به هیچ عنوان مصلحت اندیشی نکند و کسانی که به هر دلیل با آرمانهای اصلی مردم زاویه دارند را کنار بگذارد.
سیاسیون مراقب باشند اسیر قدرت و توهم نشوند
*در روزهای اخیر شاهد هستیم که تیم رسانهای محمود احمدی نژاد تلاش جدی برای حضور وی در عرصه انتخابات سال ۱۴۰۰ انجام میدهد، به نظر شما باید شاهد حضور دوباره وی در عرصه سیاسی کشور باشیم؟
همه ما سیاسیون باید تلاش کنیم که اسیر قدرت نشویم، زیرا قدرت همانند اسب سرکشی است که امکان دارد ما را به زمین بزند. بنده نیز مانند شما اصحاب رسانه متوجه تحرک آقای احمدی نژاد برای حضور در عرصه انتخابات شدهام، البته هر فردی حق دارد بنا به مصلحت خود به عرصههای مختلف ورود کند و منعی نیز برای این کار وجود ندارد.
بنده به عنوان یک فعال در عرصه سیاست از شورای نگهبان انتظار دارم با رصد کارنامه افرادی که مدعی حضور در انتخابات هستند، افرادی را تایید کند که بتوانند پاسدار تمامی ارزشها و داشتههای انقلاب اسلامی باشند. باید کسانی وارد عرصه انتخابات شوند که پس از به قدرت رسیدن دچار توهم نشوند و تحت تاثیر اطرافیان خود به ارزشهای اصیل نظام و انقلاب پشت نکنند.
فردی که با اصول نظام زاویه دارد نباید به قدرت برسد
کشور ما بر اصل ولایت فقیه استوار شده و کسانی که حتی ذرهای از تعصب ایشان به اصل ولایت کم شده، حق حضور در هیچ انتخاباتی را ندارند. این سخن من نیز برآمده از یک تعصب و دیدگاه شخصی نیست، زیرا هیچ حاکمیتی در جهان اجازه نمیدهد فردی که با اصول نظام زاویه دارد، به قدرت برسد.
*الان احمدی نژاد را مخاطب قرار دادهاید یا …
بنده به صورت مصداقی کاری با ایشان ندارم، بلکه میگویم هر فردی که تلاش میکند مردم و ولی فقیه را در دو جهت متفاوت تعریف کند، لیاقت ورد به عرصه انتخابات را ندارد. زیرا همین مردم بر اساس یک روند دموکراتیک اصل ولایت فقیه را پذیرفته و به خاطر حفظ آن نیز هزینه دادهاند.
احمدی نژاد که اصل ولایت فقیه را زیر سوال می برد شایسته تایید صلاحیت شدن است؟
*فکر میکنید اصلا احمدی نژاد تایید صلاحیت میشود و اگر این اتفاق رخ ندهد، آیا تمایل دارد که حتی در مقام معاون اولی دولت بعدی حضور داشته باشد؟
بنده با چیزهایی که از محمود احمدی نژاد در روزگار کنونی میبینم، بعید میدانم شانسی برای تایید صلاحیت داشته باشد. احمدی نژادی که در یک مصاحبه رسانهای موضوع ولایت فقیه را زیر سوال میبرد واقعا شایسته است از سوی شورای نگهبان تایید شده یا اصولا در دولت بعدی به کار گرفته شود؟
*فکر میکنید اگر به هر دلیلی از سد شورای نگهبان عبور کند، چه اتفاقی رخ میدهد؟
باید به یاد بیاوریم که در سال ۸۴ آقای احمدی نژاد به این دلیل توفیق خدمت به مردم را پیدا کرد که تفکری را در مقابل رفتارهای اصلاحطلبان مطرح میکرد که برای مردم جذاب بود. اصولگرایان نیز به دلیل تفکرات بنیادین احمدی نژاد از او حمایت کردند. امروز هم اگر یک دولت جوان انقلابی به دنبال توفیق است، باید تلاش کند که بر اساس اصول مهم نظام و انقلاب خود را به مردم عرضه کند.
ورود احمدی نژاد به انتخابات معادلات را به هم میریزد
*من هنوز پاسخ خود را دریافت نکردم! با ورود محمود احمدی نژاد به عرصه انتخابات چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
باید بپذیریم که ورود احمدی نژاد به عرصه تمام معادلات اصلاحطلبان و اصولگرایان را به هم میریزد. زیرا مردم فکر میکنند که کاستیهای دولت کنونی با ورود فردی مانند ایشان جبران خواهد شد. بنده از اهالی رسانه از هر دو جناح، و تمامی دلسوزان که قلم میزنند تقاضا میکنم با آگاهی بخشی به مردم، این موضوع را روشن کنند که تمامی افرادی که در نهایت از شورای نگهبان تاییدیه حضور در انتخابات را میگیرند، قطعا توانایی حل مشکلات جاری در کشور را دارند.