به گزارش ایسنا، بانکها امروز (دوشنبه) هر دلار آمریکا را ۱۳ هزار و ۴۷۴ تومان و هر یورو را ۱۴ هزار و ۷۸۸ تومان میخرند.
همچنین قیمت ارز مسافرتی در شعب بانکهای عامل با احتساب کارمزد بانک مرکزی و بانک عامل به حدود ۱۵ هزار و ۶۰۰ تومان میرسد.
این در حالی است که صرافیهای مجاز بانک مرکزی امروز هر دلار آمریکا را به قیمت ۱۳ هزار و ۶۵۰ تومان میخرند و با ارزش ۱۳ هزار و ۹۵۰ تومان میفروشند. این صرافیها همچنین برای خرید هر یورو ۱۴ هزار و ۹۰۰ تومان و برای فروش آن ۱۵ هزار و ۲۰۰ تومان قیمت تعیین کردهاند.
به این ترتیب قیمت ارز مسافرتی در شعب بانکی کماکان از قیمت یورو در بازار آزاد بالاتر است.
به گزارش ایسنا، اشتفان شولتز سفیر اتریش در ایران در صفحه اینستاگرام خود نوشت: اتریش پس از ارزیابی مجدد و اساسی شرایط امنیتی، تذکرهای سفر به ایران را کاهش داده و هشدارهای عمومی برای اجتناب از سفرهای کم اهمیت به ایران را لغو کرده است.
وی ادامه داد: ما اعتقاد داریم ریسک برای اتباع اتریشی به استثنای برخی مناطق مرزی خاص تغییر کرده است. این تصمیم همچنین در راستای ارتباطات و تجارت بین جامعه مدنی دو طرف موثر خواهد بود.
به گزارش ایسنا، بعد از آنکه تنش میان ایران و آمریکا در پی ترور شهید سپهبد سلیمانی افزایش یافت و به ویژه بعد از سرنگونی هواپیمای اوکراینی ۷۵۲ برخی کشورها و ایرلاینهای خارجی نسبت به سفر اتباعشان به ایران هشدار داده یا سفر به ایران را لغو کردند و اکنون بعد از حدود دو ماه آرام آرام هشدارها در اینباره لغو میشوند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، موقوفه آستان قدس رضوی، نمایشگاه گوهر گره با حضور غلامرضا خواجه سروی مدیرعامل موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، دکتر حسن بلخاری رییس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، شماری از استادان دانشگاه، معماران و پژوهشگران معماری، اعضای خانواده زندهیاد استاد حسین زمرشیدی و دوستداران فرهنگ و هنر اسلامی- ایرانی، همزمان با برگزاری آئین گرامیداشت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها در کتابخانه و موزه ملی ملک گشایش یافت.
بیش از ۴۰ تابلوی گزیده از مجموعه آثار هنری استاد حسین زمرشیدی که خانواده این معمار، پژوهشگر، نویسنده و استاد برجسته معماری سنتی ایران چندی پس از درگذشت او به کتابخانه و موزه ملی ملک اهدا کردهاند، در این نمایشگاه «گوهر گره» به نمایش درآمده است. کتابخانه و موزه ملی ملک این نمایشگاه را با هدف تجلیل از سالها تلاش زندهیاد استاد حسین زمرشیدی در گستره معماری سنتی اسلامی- ایرانی، معرفی گزیدهای از آثار طراحی این استاد که به شیوه دستی یا شیوه رایانهای در بازه زمانی سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۹۱ خورشیدی به مناسبتهای گوناگون مذهبی و فرهنگی پدید آمدهاند، همچنین با هدف ترویج سنت نیکوی وقف و اهدا و نقش آن در نگاهبانی و نگاهداری آثار فرهنگی- تاریخی برپا کرده است.
تابلوهایی مانند «متن اثر با تزئینات خط شش بندی یک رگی (خانه به خانه)»، «متن اثر با تزئینات خط مکرر معقلی و خط کوفی نمای شش و شمسه» و «متن اثر با تزئینات خط نیم گلپرین معقلی بادبزنی» در این نمایشگاه به چشم میآید. همچنین تابلوهایی از عکسها و زندگینامه زندهیاد استاد حسین زمرشیدی عضو فرهنگستان هنر و هیأت علمی دانشگاه شهید رجایی برای آگاهی بیشتر بازدیدکنندگان به نمایش درآمده است.
زندهیاد استاد حسین زمرشیدی از چهرههای ماندگار ایران در گستره معماری به شمار میآید. این مدرس و پژوهشگر معماری سنتی در سال ۱۳۸۳ نشان درجه سه دانش از ریاست جمهوری اسلامی ایران گرفت. ریاست جمهوری اسلامی ایران همچنین در سال ۱۳۸۷ از این استاد برجسته معماری در جایگاه پدیدآورنده هنرهای قدسی و الهی معماری اسلامی برای قرآن کریم به عنوان خادم برگزیده قرآن کریم تجلیل و تقدیر کرد.
حسین زمرشیدی زاده سال ۱۳۱۸ در مشهد پس از دههها کوشش، درسآموزی و تدریس در زمینه معماری در بهمن سال ۱۳۹۷ در تهران درگذشت. خانواده این استاد برجسته به سفارش او کتابخانه شخصی و مجموعه آثار هنریاش را به کتابخانه و موزه ملی ملک اهدا کردند تا در دسترس همگان باشد.
نمایشگاه گوهر گره تا پایان نوروز ۱۳۹۹ خورشیدی هر روز جز روزهای جمعهها و تعطیل رسمی، از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۶:۱۵ (پنجشنبهها تا ساعت ۱۵:۱۵) در کتابخانه و موزه ملی ملک به نشانی «تهران، میدان امام خمینی (ره)، سردر باغ ملی، خیابان ملل متحد (میدان مشق) برپا است و از دوستداران فرهنگ و هنر اسلامی- ایرانی میزبانی میکند.
به گزارش خبرنگار مهر، علی زندی عضو سابق هیأت مدیره کانون راهنمایان گردشگری کشور و رئیس سابق انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان کرمان و دبیر هفتمین گردهمایی سالانه راهنمایان گردشگری بود که روز گذشته به دلیل سکته قلبی دار فانی را وداع گفت.
این راهنمای گردشگری امروز ۲۸ بهمن ماه در بهشت زهرای شهر کرمان به خاک سپرده میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی کانون جهانگردی و اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران، نحوه اجرای این مسابقه که در روزهای ۱ و ۲ اسفند ۹۸ در یک کلاس و در مسیری به طول ۱۰۰ کیلومتر برگزار میشود، به صورت تیمی و هر تیم شامل سه خودرو، خواهد بود.
رالی خودروهای دودیفرانسیل ریگ جن در راستای اهداف وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، بهمنظور رونق گردشگری داخلی، ترویج فرهنگ صحیح سافاری بدون آسیب رساندن به طبیعت، حفاظت همه جانبه از محیط زیست، افزایش دانش و مهارت رانندگی در کویر، ایجاد شور و نشاط اجتماعی، تقویت روحیه همیاری و انجام فعالیتهای گروهی در کویر، طراحی شده و برگزار میشود.
برنامه روز نخست رالی پنجشنبه یکم اسفند ماه، حرکت به صورت مختصات یابی نقطه به نقطه و با استفاده از جی پی اس از انارک به سمت ریگ جن، بازدید از کاروانسراهای تاریخی انارک و ناروسیه، روستای تاریخی علم حاج باقر، ریگجن و معدن قدیمی آلمانیها و اقامت و سکونت در کمپ شبانه در میان رملهای زیبای کویر خواهد بود.
برای روز دوم مسابقه نیز شروع از محل کمپ شبانه و حرکت به سمت انارک در نظر گرفته شده است.
پس از رسیدن به خط پایان، بر اساس نظر داوران و امتیازهای کسب شده از سوی شرکتکنندگان، نتایج اعلام و نفرات برتر معرفی میشوند.
زمان و محل تکمیل مدارک و برگزاری جلسه توجیهی، عصر روز چهارشنبه ۳۰ بهمن ۹۸ در کاروانسرای انارک واقع در بخش انارک استان اصفهان خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری مهر، بهمن عسگری، گفت: یکی از سیاستهای صندوق توسعه صنایع دستی و فرش دستباف و احیا و بهره برداری از اماکن تاریخی و فرهنگی این است که از طریق واگذاری بناهای تاریخی و فرهنگی به بخش خصوصی نقش به سزایی را در پویایی اقتصاد مقاومتی و درون زا داشته باشد با توجه به اینکه تعدادی قابل توجهی از بناهای تاریخی در اختیار صندوق است، میتوانیم با واگذاری آن به افراد دارای صلاحیت اثر بخشی بیشتری داشته باشیم.
عسگری، در تشریح مراحل واگذاری بناهای تاریخی، ادامه داد: در ابتدا بناهای تاریخی دارای مجوز واگذاری، از حیث فنی و حقوقی آماده واگذاری میشوند و اگر این بناها از نظر معارض یا مواردی نظیر سند مشکل داشته باشند، تا حل نشدن مشکل در مزایده قرار نخواهند گرفت.
وی در مورد شرایط سرمایهگذاری در بناهای تاریخی، تصریح کرد: سرمایه گذاران ما نه تنها باید تمکن مالی داشته باشند بلکه باید توانمندیهای لازم را در حوزه مرمتی نیز داشته باشند. با تکمیل طرح توجیه اقتصادی بناها، طرح مرمت، هزینهها و کاربری مختص به بنا مشخص میشود.
مدیر اقتصادی و امور بازرگانی صندوق احیا، ادامه داد: مزایدههای صندوق به صورت عمومی برگزار میشود تا هر سرمایه گذار دارای صلاحیتی بتواند در آن شرکت کند.
وی با اشاره به اطلاع رسانی گسترده پیش و هنگام برگزاری مزایدههای صندوق، افزود: صندوق احیا در آذر ماه ۳۳ بنا را در فرآیند مزایدهها قرار داد که با گذشت روند بازگشایی پاکتها و تحویل بنا به نتایج خوبی در این باره رسیدیم و هم اکنون نیز ۵۰ بنا برای مزایده آماده شده است که فعالیتهای نهایی آن در حال انجام بوده و در آیندهای نزدیک این بناها در فرآیند مزایده قرار میگیرند.
عسگری بیان کرد: برای افزایش مشارکت بخش غیر دولتی مشوقهایی نظیر تسهیلات با نرخ ۴ تا ۶ درصد در مناطق روستایی و در مناطق شهری کمتر برخوردار تسهیلات صندوق توسعه ملی با نرخ سود ۱۰ درصد و در مناطق برخوردار تسهیلات با نرخ سود ۱۴ درصد در نظر گرفته شده است.
وی در مورد شرایط اعطای تسهیلات یاد شده، تصریح کرد: در راستای حمایت از سرمایه گذارانی که از منابع داخلی بانکها استفاده کرده اند، در صورت بهره برداری از بنا یارانه تسهیلات بین ۴ تا ۸ درصد پرداخت میشود.
به گزارش خبرنگار مهر، شهرستان قلعه گنج در جنوب استان کرمان قلعه ندارد گنج هم به معنای طلا و یا اشیای با ارزش ندارد ولی ذخیره گاهی از مردمی مهمان نواز و خونگرم است. هنرمند و بی آلایش و ساده. قانع با هر آنچه که خشکسالی و فقر بر سرشان آورد. مردم این شهرستان دور افتاده از مرکز استان کرمان، سالها در منطقهای زندگی کردند که تالاب جازموریانش به کویر جازموریان تبدیل شد. نخلهایشان را تیغ آفتاب شهید کرد. زمینهای خشک ماندند با دملهایی پر از فقر که نامش کپر بود.
کلات گنج یا کله گنج که به قلعه گنج معروف شده قلعه نیست. کلاتی بوده که تغییر حرف داده. گنجی که به آن اضافه شده شاید به خاطر زمینهای مرغوب حاشیه جازموریان است. گنجی بوده برای خودش در سالهای پر آبی، پر از پرنده و چرنده. کلات گنج یعنی سرزمین پر از قنات و حاصلخیز.
حالا که خشکسالی زندگی را بر اهالی قلعه گنج تیره و تار کرده گنج آنها خودشان شده اند بی آنکه از داشتههایشان خبر داشته باشند. خشکسالی به آنها یاد داده فقط فکر کنند هیچ ندارند. کپر نشین هستند. کپر نشینی برای آنها نشان دهنده فقر مطلق شأن بوده است.
سال ۹۵ وقتی با همان شکل و شمایل و مصالح، کپرهایی که قرنها در آن زندگی میکردند به دست دختری معمار، تبدیل به هتلی ۴ ستاره شد، دیگر نگاهها به کپر فرق کرد. مردم قلعه گنج دیدند همانند کپرهایی که خودشان دارند، اتاقهایی ساخته شده که وزیر و رئیس و مدیر با کلی مسافر شهری دلشان میخواهد آنجا اقامت کنند درست در همان کپرهایی که باعث نفرت جوانانشان شده بود. مسافران از شهرهای دیگر به این کپرها میآمدند وحصیرهایی میخریدند که آنها هیچ وقت توجهی به آن نمیکردند. لباسهایی که آنها میدوختند مورد پسند مسافران شد و از اینکه مردم روستاها میتوانند با سوزن و نخ صنایع دستی تولید کنند حیرت زده میشدند.
حالا خیلی از آنها که در شهر قلعه گنج زندگی میکنند و دیده اند که چه اتفاقاتی درپی ساخت هتل و رفت و آمد مسافر و فروش صنایع دستی و غذاهای محلی میافتد، به اینکه در شهرشان اولین هتل کپری جهان ساخته شده افتخار میکنند. خبر ساخت اولین هتل کپری در قلعه گنج مثل توپی بود که صدا کرد و این شهرستان را با آن معروف کرد. حالا یک قلعه گنجی هم میتواند بگوید میزبان گردشگر میشویم چون هتل داریم.
مردم روستاهایی در مناطقی مانند رمشک و روستاهای اطراف به ابتکار مدیر داخلی همین هتل کپری یاد گرفتند که حصیرها را تمیزتر ببافند و آن را به خارج از استان بفروشند. به سوزن دوزی هایشان ابتکار و خلاقیت اضافه کنند. غذایشان را در اختیار مسافر قرار دهند. اهالی جایی مانند روستای کشیت یاد گرفتند که خانههای کپری شأن را برای پذیرش مهمان و مسافر آماده کنند. برایش رختخواب تمیز بگذارند و غذای خوب بپزند و در ازای آن پول بگیرند. چون کشیت یکی از روستاهایی است که آب و هوا و مناظر زیبایی به واسطه وجود رودخانه و نخل دارد.
آنها از همین نخل خرما هم استفادههای جالبی کردند مانند تهیه محصولی مانند «مستوک». این محصول در واقع خرمای کوبیده شده با ادویه است که داخل برگهای درختچههای داز نگهداری میشود. همان درختچههای وحشی که محصول اصلی ساخت سبد و ظرف و طناب برای آنها شده است.
برای دیدن زیباییهای قلعه گنج باید مسافتهایی را طی کرد. گاهی جاذبهای در میان همین روستاها نهفته که پنهان از همه است. مانند تلاقی کویر و جنگل در جادهای که از صولان به رمشک میرود. جایی که نخلها توسط یک رود احاطه شده اند و اطرافش تا چشم کار میکند کویر بیابان است و در گوشهای از این بیابان کویر رمل.
یا در «چشمه گارو» مردم در کنار کویر رملی خانه ساخته اند. هر چند که برای یک بازدیدکننده بسیار زیباست ولی مردم آنجا از بس که خاکهای بلند شده این کویر آنها را آزار داده دیگر زیباییهای کویر گارو به چشم شأن نمیآید همان مردمی که در کنار کپرشان خانهای سیمانی ساخته اند ولی هنوز لباس سوزن دوزی به تن دارند.
مردم روستاهای قلعه گنج یا بندری هستند و یا بلوچی. برخی از آنها هنر بندری را دارند و برخی دیگر هنر مردم بلوچ را. اما در مرکز قلعه گنج در میان آنها کرمانی کمتر دیده میشود و قلعه گنجی بسیار. این هم نشینی هم باعث شده در جایی مانند شهر مرکزی قلعه گنج وقتی در خیابانهای اصلی آن قدم میگذاری از همه رنگ لباس و پوشش و اقوام ببینی.
سالها بود که رفت و آمد به قلعه گنج زیاد نبود. کسی نمیدانست اگر به آنجا رفت کجا اقامت کند. بیمارستانی نداشت. غذاخوری نبود. مردم در فقر مطلق بودند هنوز هم هستند آنهایی که در روستاهای دورتر از شهر قلعه گنج زندگی میکنند. آنها که تا پایشان به بیمارستان تازه ساز برسد، جانشان را در جادههای پر پیچ و خم و کوه و کمر از دست میدهند یا کودکانشان تلف میشوند. روستاهای قلعه گنج کم نیست. اینجا از معدود شهرستانهایی است که تعداد روستا نشینانش از شهر نشین ها بیشتر است.
در میان همین فقر و نداری. طرحهایی اجرا شد که باید برای آنها ساعتها و روزها مدیران از تهران به این منطقه محروم رفت و آمد میکردند. مثل راه اندازی کارگاهها، تجهیز کارخانهها، ایجاد شغل برای مردم، طرحهای تحقیقاتی و مطالعاتی و واردات بز مورسیای اسپانیایی برای تولید محصولات لبنی…. دستور خارج شدن این محدوده از محرومیت دستور مقام معظم رهبری بود. دستوری که اجرای آن به بنیاد مستضعفان داده شد تا به عنوان پایلوت در نظر گرفته شود. مناطقی که در حال حاضر ۱۲ منطقه آن شناسایی شده است. مثل سروآباد، زهک، قصرقند، مراوه تپه و…..
در قلعه گنج حالا که خیلی از طرحها اجرایی شده و مردم این شهرستان در حال قوت گرفتن برای خودکفا شدن هستند، رفت و آمد مدیران هم به این منطقه کمتر میشود ولی جایش را کم کم مسافران و گردشگران میگیرند آنها که دلشان میخواهد یک شب هم که شده در قلعه گنج بمانند. از غذای محلی رستوران با ادویههای تند جنوبی بخورند و در سکوت کویر هوای تازه تنفس کنند. با خودشان از هنر دست زنان و مردان روستا حصیر به سوغات ببرند و از گوشه کنار مناطق گردشگری آن عکس یادگاری بگیرند. ولی تا دوری کامل فقر از روستاهای انبوه این شهرستان راه درازی در پیش است.
به گزارش ایسنا، علی صدرایی _ باستانشناس_ در صفحه شخصی خود در اینستاگرام با اعلام خبر درگذشت این باستانشناس گفت: “هنری دایسون” در فاصله سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۷ میلادی سرپرستی پروژه حسنلو در شمال غرب ایران را بر عهده داشت. پیش از آن نیز او در محوطههای “اریحا”، “نیپتون” در عراق ، شوش در ایران و جزیره بحرین در خلیج فارس به فعالیت پرداخته بود.
وی در فاصله سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۲ میلادی ریاست دانشکده هنرها و علوم دانشگاه پنسیلوانیا را عهدهدار بود. وی در سال ۱۹۸۲ میلادی به مدیریت موزه دانشگاه انتخاب شد او مقالات متعددی را در زمینه باستان شناسی ایران به ویژه محوطه تاریخی حسنلو منتشر کرده است.
بازیابی حسنلو یکی از این مقالات است که در آن دایسون به روند کشف و تفسیر مشکل نتیجه گیریهای اولیه در حفاریهای و حفاریهای تپه مرکزی حسنلو، چالشهای تفسیر ، تپه مذکور پرداخته است. “مری ویر جینیا هریس” لیسانسه دانشگاه واشنگتن و فوق لیسانس رشته تاریخ مشروطیت انگلیس از دانشگاه شیکاگو و “اسکار وایت ماسکارلا” از پژوهشگران ارشد بخش هنر خاور نزدیک باستان در موزه هنر مترو پولیتن که لیسانس خود را در رشته تاریخ از سیتی کالج نیویورک و دکتری خود را در رشته باستان شناسیکلاسیک از دانشگاه پنسیلوانیا گرفته است، در این پروژه به دایسون کمک کرده بودند.
به گزارش ایسنا، نمایشگاه صنایع دستی و گردشگری از ۲۳ تا ۲۶ بهمنماه در تهران برگزار شد. صنایع دستی و گردشگری برای نخستین بار به شکلی گسترده در یک نمایشگاه ادغام شدند. معاون صنایع دستی در نشست خبری نمایشگاه گفت که به خواست وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی این اتفاق افتاده است اما درباره علت آن دیگر توضیحی داده نشد.
هرچند این ادغام به عقیده برخی مقامات این وزارتخانه، اتفاق مبارکی بود اما آشفتگی در غرفهآراییها، چینش استانها در هر سالن، پراکندگی و چندپاره شدن اجزای برخی استانها و سنخیت نداشتن برخی محصولات با موضوع نمایشگاه، باعث شد برخی از متخصصان گردشگری و صنایع دستی و حتی بازدیدکنندگان، فضای آن را گیجکننده، درهم، آشفته و چیزی شبیه چندشنبه بازار توصیف کنند؛ فضایی که حتی نتوانست طرفداران صنایع دستی و گردشگری را از تصمیم تازه برای ادغام، راضی کند.
تبلیغات و اطلاعرسانی درباره این نمایشگاه که حداقل در حوزه گردشگری مهمترین رویداد کشوری به حساب میآید، همانند دورههای گذشته در ضعیفترین حالت ممکن صورت گرفت. تا چند کیلومتر آنطرفتر از محل نمایشگاه بینالمللی تهران به سختی میشد یک بنر تبلیغاتی که سریع نظر مخاطب را جلب کند، پیدا کرد. خیابان جنوبی و جنوب غربی نمایشگاه بینالمللی کامل در قُرق تبلیغات تورهای خارجی یک آژانس مسافرتی بود. ترافیک در خیابانهای منتهی به نمایشگاه بینالمللی تهران در در روزهای پایان هفته، این امید را میداد که بیشتر این خودروها راهی نمایشگاه صنایع دستی و گردشگری هستند اما ورودیهای خلوت، حدیث دیگری را نَقل میکرد.
بیشتر بازدیدکنندهها از آنچه قرار بود در این نمایشگاه عرضه شود، اطلاعی نداشتند. خیلیها از طریق شبکههای اجتماعی یا بخشهای خبری تلویزیون در جریان این نمایشگاه قرار گرفته بودند و از روی علاقه، خود را به آن رساندند، شاید برای همین نمایشگاه در آغاز و خاتمه، خلوتترین روزهای خود را سپری و تنها در تعطیلات پایان هفته ازدحامی از جمعیت را تجربه کرد.
برگزارکنندگان هم با علم به اینکه اجرای گروههای موسیقی هر سال با استقبال مواجه شده است، امسال هم از ریتم و نوای این گروهها، درحالی که برخلاف دروههای پیشین از همراهی زنان محلی محروم شده بودند، استفاده کرد؛ تا بازدیدکنندههای بیشتری را جذب کند، به طوری که برخی از غرفهداران میگفتند: نمایشگاه شاید شلوغ و پر بازدید بود اما کیفیت نداشت و بیشتر آنها آمده بودند تا اجرای گروههای اقوام و موسیقی محلی را تماشا کنند و یک کاسه آش و یک سیخ کباب هم بخورند. این شکایت از ناحیه فروشندگان صنایع دستی که برای نخستین بار ادغام در نمایشگاه گردشگری را تجربه میکردند، بیشتر مطرح شد.
یکی از غرفهداران صنایع دستی میگفت، تحت تاثیر تبلیغ و تعریف دیگر هنرمندان استان به نمایشگاه تهران آمده اما در چهار روز، فروش خوبی نداشته است. بقیه هنرمندان به همین اندازه از فروششان ناراضی بودند، درحالیکه همیشه از نمایشگاه صنایع دستی تهران تعریف میکردند.
او که برای اجاره غرفهاش در نمایشگاه بینالمللی تهران حدود یک و نیم میلیون تومان پرداخته بود، از برگزارکننده یا مجری نمایشگاه ناراضی بود و میگفت که حضور در تهران برای هنرمند صنایع دستی با این حجم فروش، گران تمام میشود. «مجری نمایشگاه، این یک و نیم میلیون تومان را برای اجاره غرفه، یک میز و صندلی گرفته و هیچ خدمات دیگری نداده است، به هر وسیله دیگری نیاز داشتیم حتی لامپ باید پول میدادیم و حتی روزهای نخست برای ورود به نمایشگاه باید بلیت میخریدیم».
غرفههایی هم بودند که در سالن جای مناسبی داشتند و قیمت اجارهشان به بیش از چهار میلیون تومان میرسید، اجارهکنندگان این غرفهها هم نسبت به سطح خدماتی که گرفته بودند، شکایت داشتند.
این نارضایتی از برگزارکننده و کیفیت بازدیدکنندگان وقتی بیشتر به چشم میآید که اغذیهفروشیها هم با آن صف طولانی و استقبالکننده به جرگه ناراضیان نمایشگاه صنایع دستی و گردشگری بپیوندند. دختری که سوغات شیراز را میفروخت، میگفت، کارش شرکت در نمایشگاههای این چنینی است، هر جای تهران باشد شرکت میکند، اما نمایشگاه صنایع دستی و گردشگری جزو گرانترهایشان بوده است. او برای غرفهای ۳۰ متری بیشتر از چهار و نیم میلیون تومان داده بود که با تعدادی سوغاتی فروش دیگر در آن حضور داشت، میگفت: درآمدی که بهدست آوردیم، سر به سر با هزینهای بود که پرداخت کردیم. مردم آمده بودند اما بیشتر گشت میزدند.
زنی میانسال از استان کرمانشاه هم ناراحت بود که بخش زیادی از روغنها، شیرههای خرما و سوغاتیهایی که به تهران آورده را باید به شهرش برگرداند. او فکر میکند اوضاع اقتصادی روی انگیزه و خرید مردم اثر گذاشته بود، میگفت: خیلیها با ذوق میآمدند قیمت میپرسیدند، بعد لبخند میزندند و میرفتند. مردم قدرت خرید ندارند. سالهای قبل اینطور نبود، امسال بیشتر این صحنهها را دیدم.
در این بین، غرفهدارانی هم بودند که با حمایت سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان در نمایشگاه شرکت کرده و در غرفهای رایگان حضور داشتند، آنها شاید راضیترین شرکتکنندگان این نمایشگاه به حساب میآمدند، چون پولی نداده بودند، خسارتی هم متحمل نشده بودند یا رویابافی از بابت حضور پر سود در تهران نداشتند.
کیفیت پایین محصولات صنایع دستی، قیمت بالا، عرضه محصولات غیرصنایع دستی در غرفهها یا آثار تلفیقی که صنایع دستی محسوب نمیشود، تفکیک نشدن غرفههای صنایع دستی از هتل، آژانس و ایجاد فضای تلفیقی و کمبود محصولات خلاق و متفاوت، از جمله انتقادهای وارده برخی کارشناسان صنایع دستی و بازدیدکنندگان بود. در چهار روز برپایی نمایشگاه، حضور ناظران، بازرسان و حتی متولیان صنایع دستی در نمایشگاه نیز کمرنگ بود. مشخص نبود معیار تعیین قیمت محصولات چه بود و چه کنترلی روی کیفیت محصولات صورت گرفته بود. از طرفی با وجود ادغام صنایع دستی در نمایشگاه گردشگری برخی از فعالان و کارشناسان این حوزه بر این عقیده بودند که صنایع دستی به حاشیه رانده شده و حتی کارگاههای آموزشی به آن اختصاص داده نشد.
یکی از کارشناسان صنایع دستی میگفت: خیلی خوب است که صنایع دستی و گردشگری کنار هم قرار گرفتهاند شاید این باعث شود مثلا هتلها و بومگردیها از صنایع دستی اصیل بیشتر استفاده کنند یا دستکم با آن آشنا شوند، تا محصولات اصل و تقلبی را از یکدیگر تمییز دهند؛ اما آشفتگی در غرفهها و سالنها باعث میشد مشخص نباشد این نمایشگاه، صنایع دستی است یا گردشگری، همه چیز درهم عرضه شد، فیروزهتراشی کنار تجهیزات هتلی قرار گرفت، حتی دقت و توجه نشد چه محصولی در کنار چه خدمات گردشگری قرار داده شود.
یک کارآفرین در زمینه توانمندسازی زنان روستایی از طریق صنایع دستی نیز نظرش بر این بود که اصالت و هویت صنایع دستی در این نمایشگاه حفظ نشده است. او بیان کرد: به نظر میرسد یکسری هنرمند را گردهم آورده بودند تا محصولاتشان را در آستانه عید بفروشند. تاسفآور است که در جریان این ادغام نمایشگاهی، اصالت صنایع دستی در کالاهای عرضه شده کمتر مورد توجه قرار گرفت. خیلیها متوجه این موضوع نمیشوند و کالایی را به اسم صنایع دستی میخرند. باید ناظر و بازرس در نمایشگاه میبود تا اجازه نمیداد محصولات بیکیفیت و بیهویت فروخته شود.
اما در بخش گردشگری، نظر متخصصان و فعالان گردشگری بر این بود که سطح نمایشگاه نسبت به دورههای پیشین تنزل پیدا کرده است، حضور آژانسهای مسافرتی و بازدیدکنندگان و هیاتهای خارجی به شکل محسوسی کمتر شده و نمایشگاه از حالت تخصصی خارج شده و از استانداردهای بینالمللی فاصله گرفته بود و رویکرد بینالمللی نداشت. اگرچه نمایندگانی از ترکیه، اسپانیا و سوئیس در جریان برگزاری نمایشگاه حضور داشتند اما کیفیت بهرهبرداری از آنها همانند دورههای پیشین نبود، آنچنان که برخی از آژانسداران میگفتند اصلا متوجه حضور این نمایندهها نشدند.
گردشگری به واسطه تعلیق و لغو سفر گردشگران خارجی به ایران پس از حوادث سیاسی اخیر و کاهش حجم سفرهای داخلی به دنبال سهمیهبندی بنزین، روزهای بحرانی را میگذارند، فعالان آن انتظار بیشتری برای به بلوغ رسیدن این نمایشگاه، پس از دوازده دوره برگزاری داشتند، اما حالا در مقام منتقد ظاهر شدهاند. در نظرسنجی که برخی اصناف گردشگری مثل هتلداران راه انداختهاند، نمایشگاه امسال امتیاز پایینی را گرفته است. نظر منتقدان نمایشگاه امسال بر این بود که گردشگری به حاشیه رانده شده و بیشتر از خدمات، لوازم و تجهیزات سفر، این صنایع دستی و غذا است که به چشم میآمد.
صاحب یکی از بومگردیها در استان آذربایجان غربی، غیبت جامعه مختصص را نقطه ضعف نمایشگاه گردشگری امسال دانست و آن را بیرمقتر از گذشته توصیف کرد.
یکی از فعالان گردشگری در بازار چین هم میگفت: محوطه نمایشگاه چهره نامناسبی را از گردشگری ایران معرفی میکرد. انبوهی از غرفه برپا شده بود که آجیل، خشکبار، نان روغنی، کباب، آش و ادویه و شیرینی محلی میفروخت، البته اینها هم بخشی از ظرفیت و جذابیت گردشگری است اما واقعی نیست، کار بیشتر آنها شرکت در نمایشگاههای این چنینی است. تعداد بومیها و محلیهایی که حرفهشان توریسم عشایر یا خوراک است و از استانها دعوت شده بودند تا مثلا خوراک محلیشان را معرفی کنند، به انگشتان دو دست هم نمیرسید. در واقع ما افرادی را با عنوان عشایر در این نمایشگاه معرفی کردیم که خیلی وقت است تغییر هویت دادهاند. بینظمی در معرفی چادرهای عشایری هم ملموس بود. این موضوع درباره غرفهها هم صدق میکرد. بازدیدکنندگان زیادی را سردرگم یافتم. خیلیها تا وارد سالن نمیشدند نمیدانستند قرار است چه چیزی را ببینند، اطلاعرسانی نمایشگاه تا این حد ضعیف بود.
محوطه نمایشگاه را تقریبا دود کباب و بوی روغن سوخته فرا گرفته بود، شلوغترین غرفههای نمایشگاه شاید غذافروشیها بودند، با این حال خیلی از بازدیدکنندگان از کیفیت خوراکی که خریده بودند، رضایت نداشتند. یکی از آنها به وضعیت بهداشت این غرفهها اشاره کرد و گفت که انگار نظارتی نیست، همه چیز آلوده است. ما فکر میکنیم غذای محلی میخوریم ولی در اصل نمیدانیم چه چیزی خریدیم.
تعداد غرفههای اغذیه فروشی بیشتر از دورههای قبل بود. یکی از مسؤولان گردشگری که خواست نامش منتشر نشود، گفت: ما در دورههای پیشین سعی کردیم تعداد این غرفهها را کم کنیم و به نمایشگاه گردشگری حالت تخصصی بدهیم، بنابراین بخش مجزایی را به سوغات و خوراک محلی اختصاص دادیم، اما مجری جدید چند پله پایینتر رفت، امسال تعداد غرفههای غذا و سوغات خیلی بیشتر شد، نمایشگاه گردشگری و صنایع دستی بوی کباب و ذغال گرفته بود، ظاهرا برای این غرفهها فراخوان داده بودند و کنترلی صورت نگرفته بود.
وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی پس از دوازده دوره، مسؤولیت سیزدهمین نمایشگاه گردشگری و سیوسومین نمایشگاه ملی صنایع دستی را به شرکت مادر تخصصی توسعه ایرانگردی و جهانگردی واگذار کرد که آن هم طی فراخوانی، شرکت خصوصی را به عنوان مجری نمایشگاهها در نظر گرفت. تجربه نخست این شرکت خصوصی در آخرین روز برپایی نمایشگاه در نشستی با برخی غرفهداران به چالش و اعتراض کشیده شد.
بعضی از شرکتکنندگان که فضای نمایشگاه امسال را غیرتخصصی و حضور فعالان گردشگری را در آن کمرنگ ارزیابی کردند، از ظهر روز شنبه (۲۶ بهمنماه) غرفههایشان را جمعآوری و خالی کردند. با آنکه ساعت نمایشگاه در آخرین روز یک ساعت بیشتر و تا ۱۸ عصر تمدید شد اما برخی غرفهها ساعت ۱۶:۳۰، تخلیه و تعطیل شده بودند و عملا آخرین روز نمایشگاه، نیمهتعطیل بود.
نمایشگاه صنایع دستی و گردشگری به لحاظ حجم زباله تولیدی و هدر رفت کاغذ و نایلون نیز که با توسعه پایدار گردشگری در منافات است، انتقادهای زیادی را نیز از سوی برخی فعالان گردشگری به همراه داشت.
این نمایشگاهها با وجود ضعفها و انتقادها، برخی بازدیدکنندگان را به خاطر جزئیات استانها به وجود آورد، مثلا یک تاجر که برای خرید به این نمایشگاه آمده بود، میگفت: داد و ستد در این فضا جریان دارد، این واقعا جذاب است که همه چیز را از هر نقطه کشور یکجا میتوان دید، فقط باید به این نمایشگاه نظم و برنامه داده شود. و یا امید را در بعضی فعالان و سرمایهگذاران به خاطر متوقف نشدن جریان گردشگری با وجود تنشهای سیاسی زنده کرد. هرچند که کفه این خوشبینیها و مثبتاندیشیها در ترازوی نمایشگاه گردشگری و صنایع دستی، سبکتر بود و بیشتر از آنکه رنگ دفاع به این رویداد بدهد، خلاء جشنوارههای شاد و نیاز مردم به آن، کمبود محتوا و اطلاعات از جزئیات جاذبههای گردشگری و صنایع دستی استانها، نبود تعامل بین حوزهای، محرومیت از دیدگاههای کارشناسی در رویدادها و ناتوانی در شناسایی و جذب مخاطبان واقعی، را نشان میدهد.
غذا در داخل غرفهها سرو میشد و فضای بیشتر سالنها بوی غذا میداد
بیشتر عکسهای بیرون آمده از کره شمالی مرتبط با پایتخت این کشور و مقر فرماندهی پیونگ یانگ است. اکنون در ادامه نگاهی داریم به نقش زنان در کره شمالی:
مامور کنترل ترافیک
ماموران کنترل ترافیک زن در پیونگ یانگ نقشی پررنگ دارند. البته در کشور کره شمالی خبری از ماشینهای پرتعداد و ترافیک نیست، اما در کل کره شمالی حدود ۳۰۰ افسر پلیس راهنمایی و رانندگی زن وجود دارد که معمولاً به عنوان “بانوان راهنمایی و رانندگی” شناخته میشوند. بنا به گزارشها، زنان جوان به خاطر ظاهر جذاب خود انتخاب شده اند و در صورت ازدواج یا رسیدن به سن ۲۶ سالگی باید بازنشسته شوند.
ماموران مترو
متروهای کره شمالی بیش از حد عمیق هستند و در ۹۶ متری (۳۱۶ فوت) زیر زمین قرار دارند و هر ایستگاه به عنوان یک پناهگاه بمبی نیز شناخته میشود. تا همین اواخر، گردشگران کره شمالی فقط مجاز به مسافرت بین دو ایستگاه انتخاب شده بودند. در اینجا نیز زنان به عنوان ماموران مترو حضور دارند. در مترو کره شمالی سرودهای میهنی از طریق بلندگوها پخش میشوند.
بانوان دانشمند حوزه فناوری
در کرهشمالی دسترسی به اینترانت تحت کنترل دولت وجود دارد، اما دسترسی به اینترنت جهانی به دلیل محتوای “زرد” یا به قول دولتمردان کره شمالی محتوای “نامناسب و خرابکارانه” ممنوع است.
کار در کارخانه ابریشم
کارخانه ابریشم کیم جونگ سوک (نام مادربزرگ کیم جونگ اون)، تقریباً “۱۶۰۰ کارگر عمدتا زنان” دارد که کرمهای ابریشم را مرتب سازی و پردازش میکنند تا نخ ابریشم را تهیه کنند.
شرکت در کارناوالها
زنان نقشی پررنگ در زیبایی و رنگارنگ شدن رژه و کارناوالهای بزرگ دولتی ایفا میکنند برای مثال در مراسم بزرگداشت هفتادمین سالگرد تأسیس حزب حاکم کره زنان نمایشهایی اجرا کردند.
حضور در یک رژه نظامی
از سال ۲۰۱۵، زنان کره شمالی باید حداقل هفت سال در ارتش خدمت کنند و مردان باید حداقل ده سال خدمت کنند، این نرخ خدمت، درواقع طولانیترین خدمت اجباری در جهان محسوب میشود.
زن خوشامدگو
در نمایشگاهها، مراسم و حتی در ورودی اماکن مهم، زنان مختلف در نقش خوشامدگو حضور دارند و این نقشی بسیار مهم و حیاتی محسوب میشود.