برچسب: کودکان کار و خیابانی

  • بر دختران کار چه می‌گذرد؟

    بر دختران کار چه می‌گذرد؟

    بر دختران کار چه می‌گذرد؟

    ایسنا/خراسان رضوی یک جامعه‌شناس گفت: کودکان کار با متلک شنیدن و آزارکلامی خیلی آشنا هستند و این موضوع برایشان طبیعی شده ولی همچنان آزارشان می‌دهد و دوست ندارند در خیابان نگاه تحقیرآمیزی نسبت به آنها شود.

    الهه قربانی کارشناس ارشد مطالعات زنان و جامعه‌شناس در پژوهشی‌ میدانی به بررسی تجربه زیسته و شرایط زندگی دختران کار در شهر تهران پرداخته است. او در این پژوهش با حدود ۵۰ نفر از دخترانی که میانگین سنی آنها بین ۶ تا ۱۶ سال بوده است و در خیابان‌ها کار می‌کردند، مصاحبه کرده‌ است. نتایج این پژوهش را در گفت‌وگو با این جامعه‌شناس بررسی کرده‌ایم.

    الهه قربانی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که کودکان دختر به دلایل مختلفی به کار کردن در محیط عمومی و خیابان‌ها روی آورده‌اند. دلایلی مانند فقر و ناتوانی خانواده در تامین معاش، از هم گسیختگی خانوادگی و داشتن والدین بدسرپرست یا بی‌سرپرست و نهادینه شدن موروثی کار در خانواده بدین صورت که درخانواده‌های این دختران کار کردن در خیابان‌ها و محیط عمومی به صورت یک فرهنگ پذیرفته شده از سوی خانواده ‌آنها و یک موضوع کاملا طبیعی و شغل موروثی مطرح بوده است، از جمله عوامل کار دختران است. عامل دیگر مهاجرت بود. بیشتر کودکانی که در شهر تهران با آنها مصاحبه کرده‌ام، مهاجربودند. بیشتر از شمال ایران وارد تهران شده بودند و تعداد زیادی هم افغان و بلوچ بودند. عامل دیگر برای کارکردن دختران در فضای عمومی ناشی از فشار و ترس بود؛ حال ممکن است این فشار و اجبار از ناحیه خانواده باشد یا آنها به منظور حمایت از خانواده با میل خود مشغول به کار شده باشند.

    وی در خصوص ساعت کار، حجم و چگونگی کارهایی که کودکان انجام می‌دادند، گفت: ساعت کار این دختران مانند انسان‌های بزرگسال بود از صبح حدود ساعت ۱۰ تا بعد از ظهر وگاهی پاسی از شب، مشغول به کار بودند، اما نوع و حجم کارهایی که انجام می‌دادند سبک‌تر بود. این کودکان غالبا خانوادگی و به همراه اعضاء خانواده برای کارکردن می‌رفتند و محل کار بچه‌ها ثابت بود و دررابطه با بچه‌های ایرانی یکسری مالکیت محل نیز وجود داشت مثلا همه می‌دانستند که فلان خیابان محل کار فلان کودک است و کسی حق ندارد وارد قلمرو و محل کار او شود، مخصوصا بچه‌های افغان.

    قربانی افزود: کودکان بعد از اتمام کار در یک‌ مکان خاصی می‌ایستند و یک نفر با ماشین یا موتور دنبال‌شان می‌آید. بچه‌هایی که داخل پارک و مترو بودند غالبا دو سه نفری با هم دوست بودند و در اطراف خیابان، پارک و مترو در نزدیکی یکدیگر کار و از یکدیگر حمایت می‌کردند و به واسطه رابطه دوستانه‌ای که داشتند گاهی نیز با همدیگر دعوا می‌کردند. خانه‌هایشان نیز نزدیک هم بود و از خانواده‌های همدیگر اطلاع داشتند؛ بنابراین افرادی که در هنگام کار، خانواده‌هایشان نزدیک‌ آنها نبود اصولا یک رابطه دوستانه برقرار می‌کردند. البته تمامی روابط دوستانه این کودکان قومیتی بود، آنها براساس قومیتی که دارند گروه تشکیل می‌دادند؛ یعنی کودک افغان با افغان و کودک ایرانی با ایرانی دوست می‌شدند. بچه‌های ایرانی و افغان اصلا رابطه خوبی باهم نداشتند و کودکان افغان به شدت مورد اذیت و آزار کودکان ایرانی قرار می‌گرفتند.

    این کارشناس ارشد مطالعات زنان در خصوص نوع کارهایی که کودکان انجام می‌دادند، گفت: یک تقسیم‌بندی کاری بین دخترها و پسرها وجود داشت. شغلی مثل زباله گردی یا جمع کردن ضایعات را به هیچ عنوان به دخترها نمی‌دادند. دخترها به کارهایی مانند دستفروشی، فال فروختن، اسپند دود کردن، وزنه همراه خود داشتن برای وزن کردن، آدامس و گل فروختن و… مشغول می‌شدند ولی زمانی‌که از کودکان حتی آنهایی که دست فروشی می‌کردند، می‌پرسیدم شغل‌تان چیست، می‌گفتند که گدایی می‌کنیم و با عنوان گدایی کردن شغل‌شان را معرفی می‌کردند و بین دستفروشی و گدایی تفاوتی قائل نمی‌شدند.

    وی افزود: درمورد اولین‌بار که این کودکان به سرکار رفتند، همه آنها می‌گفتند که در ابتدا خیلی برای‌شان سخت بوده و به شدت خجالت می‌کشیدند و به سختی این کار را انجام دادند و کم کم با شغل‌شان کنار آمده‌اند. اصلا به این صورت نبوده که سریع وارد خیابان شوند وکارشان را شروع کنند بلکه زمان برده است تا با این شرایط و شغل‌شان کنار بیایند و آن را هضم کنند، یکی از بچه‌ها می‌گفت «تا زمانی که می‌خواستم بروم سر کار، دستهایم را گذاشته بودم روی صورتم و تمام مدتی که در خیابان بودم، دست‌هایم را طوری گرفته بودم که کسی صورتم را نبیند چون خیلی خجالت می‌کشیدم».

    قربانی درخصوص آزارهایی که کودکان کار دختر در خیابان تجربه می‌کنند، گفت: اکثر بچه‌ها می‌دانستند که در معرض خطر قرار دارند و خیلی از دزدیده شدن و اینکه بلایی سرشان بیاید، می‌ترسیدند. تمام بچه‌هایی که از آنها مصاحبه گرفتم از دزدیده شدن آگاهی داشتند و از همدیگر حمایت می‌کردند؛ مثلا اگر احساس می‌کردند مورد مشکوکی وجود دارد به دوستان‌شان گوشزد می‌کردند و اطلاع می‌دادند، حتی در برخی موارد دخترها خودشان را شبیه پسرها می‌کردند، موهایشان را کوتاه می‌کردند و تا جایی که می‌توانستند لباس پسرانه می‌پوشیدند تا امنیت بیشتری داشته باشند. کودکان درمورد آزارهای جنسی خیلی سخت صحبت می‌کردند ولی کاملا همه می‌دانستند که برای کدام دوستشان چه اتفاقی افتاده است و زمانی که با مطلعین و معتمدین صحبت می‌کردم گفته می‌شد که آزارجنسی خیلی بین کودکان کار رایج است.

    وی افزود: آزار کلامی یکی دیگر از آزارهایی است که کودکان کار هرروز در فضای عمومی تجربه می‌کنند. بچه‌ها به واسطه حضور طولانی که در خیابان دارند، روزانه مورد آزار قرار می‌گیرند. بچه‌های کار با متلک شنیدن خیلی آشنا هستند و برای‌شان طبیعی شده ولی همچنان این موضوع به شدت آزارشان می‌دهند و دوست ندارند در خیابان نگاه تحقیرآمیزی نسبت به آنها شود. این کودکان هوش هیجانی بسیار بالایی دارند و باوجود سن کم کاملا نسبت به شرایط آگاه هستند و با یک سری شرایط و تمهیداتی مانند پای‌بندی به مذهب و روابط درون گروهی که برای خودشان به وجود می‌آورند در پی تامین امنیت خود در خیابان هستند.

    قربانی خاطرنشان کرد: این بچه‌ها به طرق مختلف سعی می‌کردند که دوست پیدا کنند یا گروه تشکیل بدهند و از این طریق می‌توانستند با کار کردن‌شان در خیابان کنار بیایند. تشکیل گروه به بچه‌ها احساس رضایت و خوشحالی می‌داد و باعث می‌شد احساس تنهایی نکنند. گروه دوست‌ها از همدیگر حمایت می‌کردند و از این طریق در برابر خطراتی که  به آن آگاه بودند، احساس قدرت می‌کردند. آنها می‌گفتند «آدم هیچی نداشته باشد ولی خدا را داشته باشد» و با این افکار سعی می‌کردند بر شرایط سخت فعلی غلبه کنند و راه نجاتی برای خود بیابند.

    این کارشناس ارشد مطالعات زنان با بیان اینکه بچه‌هایی که من با آنها در ارتباط بودم به دلیل مشکلات خانوادگی، نظیر حاشیه نشینی، فقر، مهاجرت و.. برای رفع نیازهای اولیه خانواده‌شان کار می‌کردند، گفت: یکی از موضوعاتی که باعث ناراحتی بچه‌ها بود، این نکته است که مردم فکر می‌کنند این بچه‌ها برای کسی کار می‌کنند. بچه‌ها می‌گفتند که «مردم فکر می‌کنند یک نفر هست که ما برایش کار می‌کنیم، همه فکر می‌کنند ما برای نجیب کار می‌کنیم». نجیب یک شخصیت در سریال تلویزیون بوده است که در آن چند نفر کودک کار برایش کار می‌کردند. قطعا این باندها و گروه‌ها وجود دارند، ولی بچه‌هایی که من با آنها در ارتباط بودم همواره می‌گفتند ما خودمان خیلی مشکلات داریم و برای کسی کار نمی‌کنیم.حقیقت هم این است که این بچه‌ها ثروتمند نیستند و بخاطر بدبختی و شرایطی که دارند، کار می‌کنند و پولی که به دست می‌آوردند را به زخم زندگی می‌زنند.

    وی افزود: در مصاحبه‌هایی که داشتم، کودکان خیلی از نحوه برخورد مردم با آنها ناراحت بودند. غالبا اظهار می‌کردند که مردم بدشان می‌آید که به آنها نزدیک شویم و شکایت می‌کردند که چرا با ما اینگونه رفتار می‌کنند، ما بخاطر مشکلات‌ و بی‌پولی کار می‌کنیم و خودمان هم دوست نداریم کار کنیم اما هیچ راه حل دیگری برایمان وجود ندارد.

    قربانی با بیان اینکه کودکان کار به شدت از خانواده‌های خود حمایت می‌کنند، گفت: این بچه‌ها به شدت از خانواده‌های خود حمایت می‌کردند و اصلا دوست نداشتند از خانواده‌هایشان جدا شوند. آنها بدترین اتفاق زندگی خود را جدایی از پدر ومادرشان می‌دانستند و همواره می‌ترسیدند که مبادا بخاطر بیماری یا رفتن به بهزیستی و… خانواده خود را از دست بدهند و علی‌رغم تمام مشکلاتی که مادرو پدرشان برای آنها به وجود آوردند باز هم اصلا نمی‌خواستند که از خانواده خود جدا شوند.

    وی افزود: تمامی بچه‌ها با مواد مخدر آشنایی کامل داشتند. تقریبا ۸۰ درصد یکی از والدین یا هر دو اعتیاد داشتند. این کودکان دقیقا مواد مخدر را می‌شناختند و مصرف کردن آن را مشاهده کرده بودند. یک مورد کودک ۸ ساله‌ای را شاهد بودم که معتاد شده بود زیرا زمانی که پدرش مصرف می‌کرده دود را زیاد استشمام کرده است و کم کم اگر در کنار پدرش نمی‌نشسته بدن درد می‌شده است. یکی دیگر از مسائلی که در ارتباط با این بچه‌ها وجود داشت، بیماری‌های بدی بود که داشتند. تمامی بچه‌ها از مشکل دندان درد رنج می‌بردند و حالت تهوع و سردرد بیماری مشترک بین آنها بود.

    این کارشناس ارشد مطالعات زنان با بیان اینکه والدین این کودکان بسیار کم سن و سال بودند و به ندرت به ۴۰سال می‌رسیدند، گفت: ازدواج و فرزندآوری در سنین پائین یک مسئله بسیار رایج در این خانواده‌ها است. کودکان از ۷ و ۸ سالگی به اسم همدیگر می‌شدند و نهایتا در ۱۴سالگی ازدواج می‌کردند. اکثر روابط خانوادگی بدین صورت بود که یک مرد دو همسر داشت و تعداد بچه‌هایی که داشتند زیاد بود. تعداد فرزندها از ۴یا ۵ نفر شروع می‌شد. محل زندگی آنها غالبا یک اتاق کوچک بود و همه با هم در یک اتاق زندگی می‌کردند. روابط پدر و مادر، خوابیدن بچه‌ها، آشپزی و غذا خوردن و… همه در همان اتاق بود. آنها غالبا درون گروهی ازدواج می‌کنند؛ مثلا با پسرخاله و پسر عمو و.. ازدواج می‌کنند و زمانی هم که ازدواج می‌کنند نیز به خانه جدیدی نمی‌روند؛ مثلا به خانه پدر شوهر یا پدر زن می‌روند و در همان فضای محدود با مابقی اعضاء خانواده زندگی می‌کنند؛ بنابراین اصلا آن ازدواجی که مدنظر ما است که زوجین مستقل می‌شوند و به منزل جدا می‌روند در انتظار آنها نیست.

    وی افزود: بچه‌ها با نیروی راهنمائی رانندگی رابطه خوبی داشتند و از آنها نمی‌ترسیدند و نیروهای راهنمائی-رانندگی یک نیرو حمایتگر برای آنها در خیابان بود، اما از سایر ارگان‌ها مخصوصا شهرداری و بهزیستی می‌ترسیدند و با دیدن آنها فرار می‌کردند. ترس از بهزیستی به شدت بین بچه‌ها رایج بود و اولین عامل ترس برای آنها مخدوش شدن هویت دخترانه‌شان بود. آنها می‌گفتند «بهزیستی ما را می‌گیرد موهایمان را کوتاه و کچل‌مان می‌کند». این بچه‌ها از کچل شدن به شدت می‌ترسیدند و درست است که از خانواده‌های بسیار سطح پائینی بودند و با وجود کج کارکردی‌هایی که خانواده‌های آنها داشتند و پدرومادر مجبورشان می‌کردند که در خیابان و شرایط بد کار کنند، اما باز هم کودکان از اینکه از پدرومادر خود جدا شوند ابراز نگرانی می‌کردند و می‌گفتند «ما دوست نداریم به بهزیستی برویم، برایمان سخت است که خانواده‌مان جدا شویم چون ما از گوشت و خون همدیگر هستیم» .

    قربانی خاطرنشان کرد: وظایف خانه‌داری نیز به عهده همین کودکان بود. آنها بعد از کار بیرون به منزل می‌آمدند و مشغول کارهای خانه از قبیل ظرف شستن، غذا درست کردن، جارو کردن و… می‌شدند.

    وی با بیان اینکه این کودکان اعتقادات مذهبی قوی‌ای دارند، گفت: دختر خوب در نظر آنها دختری است که حجاب کامل دارد و موهایش به صورت کامل داخل باشد. آنها عاشق عاشورا و تاسوعا بودند و خیلی به مراسم مذهبی علاقه داشتند. این دختران خیلی دریا دل و بخشنده بودند. باوجود اینکه صبح تا شب در خیابان بودند ولی اگر یکی از دوستان‌شان به مشکل می‌خورد و از آنها توقع کمک می‌کرد به راحتی بخشنده بودند و آن پول را در اختیارش قرار می‌دادند و بسیار بچه‌های مهربان و قلب پاک و حمایتگری بودند.

    این کارشناس ارشد مطالعات زنان گفت: دختران به شدت دوست داشتند که شرایطی برای‌شان مهیا شود که دیگر مجبور نباشد به خیابان بیایند و اگر شرایط کار مثل کارگاه برایشان فراهم می‌شد، خیلی بیشتر از آن رضایت داشتند و علاقه بسیار زیادی به کارهایی مانند فرش‌بافی، دوختن لباس و… داشتند. اکثر بچه‌ها بی‌سواد بودند و خیلی کم پیش می‌آمد که به کلاس پنجم برسند؛ مثلا من دختر یازده ساله‌ای را می‌دیدم که در حد کلاس اول تحصیل کرده بود، اما کودکان کار افغانی بیشتر درس می‌خوانند و بسیار می‌دیدیم که تا مقطع هفتم و نهم تحصیل کنند.

    انتهای پیام

  • دستگیری پنج لیدر باند کودکان کار در مشهد

    دستگیری پنج لیدر باند کودکان کار در مشهد

    دستگیری پنج لیدر باند کودکان کار در مشهد

    دستگیری پنج لیدر باند کودکان کار در مشهد
    دستگیری پنج لیدر باند کودکان کار در مشهد

    ایسنا/خراسان رضوی معاون دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه ۵ مشهد با بیان اینکه در یک هفته گذشته با اجرای طرح ساماندهی کودکان کار، ۸۵ کودک شناسایی شدند که  از این تعداد ۲۴ کودک ایرانی و ۶۱ کودک اتباع بودند»، گفت:  مجرمین و یا سردسته این باندها، اتباع بودند که تاکنون ۵ لیدر کودک کار دستگیر شده است.

    نیره عابدین‌زاده امروز در نشست خبری خود که با موضوع حمایت از زنان و ساماندهی کودکان کار در محل دادگستری استان خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: حوزه کاری دادسرای ناحیه ۵ به مهجورین می‌پردازد. این دادسرا قرار است به آسیب دیدگان اجتماعی اختصاص داده شود تا با رویکرد متفاوت به این مسئله بپردازد.

    وی با بیان اینکه «قرار نیست در این دادسرا به این موضوعات با رویکرد قضایی بپردازیم»، افزود: آسیب‌های اجتماعی متولی خاصی ندارد. برای این مسئله، ردیف بودجه در نظر گرفته می‌شود اما در چشم ما نمایی ندارد. دستگاه قضایی رویکرد متفاوتی در این خصوص پیش گرفته و قرار است آن را تقویت کند. رویکرد ما به این موضوعات حمایت از کودک و خانواده اوست.

    معاون دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه ۵ مشهد با اشاره به اینکه « همه ما دیده‌ایم که در چهارراه‌های مشهد بچه‌هایی هستند که خود را به شیشه ماشین‌ها می‌چسباندند»، عنوان کرد:  کمک کردن و یا نکردن به آن‌ها دغدغه همه ماست. وقتی ما در حوزه آسیب‌های اجتماعی وارد می‌شویم، دریافتیم که دستگاه‌های متولی باهم هماهنگ نیستند.

    عابدین‌زاده با بیان اینکه « حدود دو هفته است که ما در حال هماهنگی با دستگاه‌های متولی هستیم و نظارت بر کار آن‌ها داریم»، خاطرنشان کرد: در این نظارت به کم‌کاری دستگاه‌ها نیز نظارت می‌کنیم. بدون هماهنگی اوضاع، موضوع آسیب‌های اجتماعی و کودکان کار  درست نمی‌شود. باید بر دستگاه‌های متولی که بودجه برای این موضوعات می‌گیرند، نظارت کرد. قرار نیست در مرحله اول این کودکان و خانواده آن‌ها شناسایی شوند و مورد حمایت قرار گیرند.

    وی با اشاره به اینکه «ما دستگاه‌ها را پای کار آوریم و وظایف آن‌ها را اعلام کردیم»، تاکید کرد:  ما قرار است، مطالبه‌گر باشیم. بودجه برای آسیب‌های اجتماعی اختصاص داده می‌شود اما کاری انجام نمی‌شود. شکل و مدلی که دادسرای انقلاب ۵ دنبال آن است، حمایت است. شاید دیده باشید که کودکان کار در شهر کمتر باشند اما اگر دقت عمل و اقدام جدی نباشد، کودکان کار به کارخانه و کارگاه‌های زیر زمینی سرازیر خواهند شد. تا زمانی که مشکلات این بچه‌ها حل نشود، ما در کنار آن‌ها خواهیم بود. آوردن دستگاه‌هایی که وظیفه قانونی در این زمینه دارند، وقت زیادی از ما گرفت.

    معاون دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه ۵ مشهد با بیان اینکه « ما با نحوه مواجهه دیگری به این موضوع پرداختیم»، عنوان کرد: زمانی که خاطر ما از این بچه‌ها حل شود، به سراغ مدیرانی خواهیم رفت که با زور توانستیم آن‌ها را پای کار بیاوریم.  به نظر من نباید از نام «جمع‌آوری کودکان کار»، در رسانه‌ها ببریم. وسیله نقلیه شناسایی کودکان کار تغییر کرده است. شکل ظاهری این وسیله و داخل آن متفاوت از بقیه وسایل نقلیه است. در این وسیله، باید تغذیه مناسب، مددکار خانم، وسایل بازی و… که با روحیه کودک سازگار و متفاوت از دیگر وسایل نقلیه است، قرار دارد.  برای هدایت کودکان به داخل خودرو، نیاز است که مددکار خانم باشد چرا که خانم‌ها با کودکان بهتر می‌توانند ارتباط برقرار کنند.

    عابدین‌زاده با اشاره به اینکه «شهرداری با ما همکاری خوبی دارد و همچنین خودروهای خوبی را در این زمینه اختصاص داده است»، بیان کرد: برای شناسایی کودکان کار، نیروها آموزش دیده شده به شهرداری سپردیم تا با روش‌های مهربانانه آن‌ها را به خودروهای خاص هدایت کنند. مرکز غربال کودکان کار، یکی از هتل‌های مشهد است. طرح سایبان مهر، ترکیب کار دولتی با موسسه مردم نهاد است. مردم باید در کنار ما باشند و نقاط قوت و ضعف ما را بگویند.

    وی با بیان اینکه «ما به خاطر کرونا نمی‌توانیم همه بچه‌ها را نگه داریم»، گفت: پرونده برای خانواده این کودکان تشکیل و حمایت از آن‌ها آغاز می‌شود. سیر یک پرونده منوط به حمایت از خانواده کودک است.

    معاون دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه ۵ مشهد با اشاره به اینکه «موضوع دیگری که در خصوص کودکان کار با آن مواجه هستیم، بهره‌کشی از کودکان کار است»، تاکید کرد: هر چهارراه مشهد، مختص به یک باند است. ۹۰ درصد کودکان کار شناسایی شده در منطقه ساختمان زندگی  می‌کنند. این افراد بچه‌ها را در سر چهارراه‌ها و خیابان‌های مختص به خود می‌گذارند و در طول روز آن‌ها را نگاه می‌کنند. در جیب این بچه‌ها مبالغی مانند یک میلیون تومان، پانصد هزارتومان و حتی بیشتر نیز پیدا کردیم. این مبالغ به خود این بچه‌ها داده نمی‌شود. بعضی از لیدرها شبی ۱۰ میلیون تومان درآمد دارند. کاش این پول‌ها به سبد خانواده کودکان می‌رفت. نهایتاً ۲۰هزار تومان به کودک می‌رسد.

    عابدین‌زاده با بیان اینکه «هرچهارراه مختص به یک باند و هر بچه‌ای مختص به باند خودش است»، خاطرنشان کرد: بچه حق ندارد، به چهارراه دیگری به غیر از چهارراه خاص باند خود برود. آن‌ها به کودکان کار، شاگرد می‌گویند، مانند شاگرد ملک آباد، شاگرد میدان فلسطین، شاگرد چهارراه خیام و… . کسی حق ندارد شاگرد جای دیگری باشد.

    وی با اشاره به اینکه «ما سردسته برخی از این باندها را دستگیر و بازداشت کردیم»، بیان کرد: برای آزادی این افراد، قرار وثیقه سنگین گذاشتیم. همه ما پای کار هستیم تا مجرم را بگیریم. با خانواده‌ای که زمینه حضور بچه خود را در خیابان فراهم کرده است، حمایت و یا پیگیر قضایی می‌کنیم. در زمانی که کودکان کار و خانواده آن‌ها را شناسایی کردیم، بسیاری از مسئولین استان را می‌آوریم تا با خانواده و بچه‌ها صحبت کنند. همچنین مدیرکل اتباع را در فرآیند کار قرار دادیم تا با کمک سازمان‌های مردم نهاد حمایت از اتباع این مسئله حل شود.

    معاون دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه ۵ مشهد بیان کرد: در یک هفته گذشته که طرح ساماندهی کودکان کار در مشهد انجام شد،  ۸۵ کودک کار شناسایی شد.  از این تعداد  ۲۴ کودک ایرانی و ۶۱ کودک اتباع بودند. از این تعداد ۸۳ کودک پسر و دو دختر  هستند. مجرمین و یا سردسته این باندها، اتباع بودند. ۶۳ کودک کار را به خانواده‌هایشان تحویل دادیم و پرونده برایشان در دستگاه قضایی تشکیل شده است. درحال حاضر ۱۰  کودک در قرنطینه هستند که خانواده آن‌ها حاضر به گرفتن‌شان نشدند. کم‌ترین سن این کودکان پنج سال و بزرگ‌ترین آن‌ها ۱۵ سال دارند. این کودکان بعد از شناسایی عموما گرسنه بودند. تاکنون ۵ لیدر دستگیر شده است. بر روی بدن این کودکان آثار ضرب و جرح وجود دارد. احتمال دارد که این کودکان مورد آزار و اذیت جنسی و تجاوز قرار گرفته باشند اما تاکنون هنوز تحت درمان قرار نگرفته‌اند.

     عابدین‌زاده با اشاره به اینکه «شهرداری از ابتدا با ما همراه و پای کار بود»، اظهار کرد: بهزیستی به عنوان متولی باید بیشتر از این پای کار بیاید. امیدواریم مدیرکل اتباع خارجه نیز بیش از پیش پای کار بیاید. بعضی از این کودکان کار، نقص جسمانی دارند که باید مسیر درمانی آن‌ها نیز طی شود. از نیروی انتظامی درخواست دارم که در این طرح از رابطین زن استفاده کند و از پلیس زن برای آسیب‌های اجتماعی استفاده شود.

    وی عنوان کرد: در این ۸۵ کودک کار شناسایی شده، هیچ کدام مجهول الهویت نبودند. کودکان‌کار، چه اتباع و چه ایرانی باید شناسایی شوند. باید فرآیند شناسنامه برای کودکان مجهول الهویت طی شود. در قانون مصوبه‌ای در این خصوص داریم اما اجرایی نمی‌شود. کودکی که حاصل ازدواج پدر اتباع با مادر ایرانی است باید برایش شناسنامه صادر شود اما فرایند گرفتن شناسنامه سخت است.  در این راه باید خانواده‌ها، اثبات نسبیت کرده و آزمایش بدهند. این کارها هزینه سنگین دارد. براساس قانون جمهوری اسلامی همه کودکان باید از حق تحصیل برابر باشند. سال گذشته با نامه‌ای که به آموزش و پرورش استان دادیم، ۴۰۰ دانش‌آموز بی‌هویت را به مدرسه فرستادیم. همچنین امسال نیز با نامه‌ای که زده شد،۳۵۰ کودک معرفی شدند. این کودکان مدرک نیز دریافت می‌کنند. کودکان بی‌هویت بیشتر از این تعداد هستند که باید در مدارس ثبت نام شوند. حتی افرادی که در کانون اصلاح تربیت نیز هستند باید از حق تحصیل بهره‌مند شوند.

    معاون دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه ۵ مشهد با بیان اینکه «همه ما باید کمک کنیم تا آسیب‌های اجتماعی حل شود»، اظهار کرد: ما نمی‌توانیم تضمین بدهیم که هیچ وقت کودک کار نداشته باشیم. ما تازه اول راه هستیم. این کودکان باید شناسایی و حمایت شوند. توانمندسازی این کودکان و خانواده آن‌ها باید انجام شود. در کارخانه‌های دارای مجوز نیز، کودک کار وجود دارد.

    عابدین‌زاده با تاکید بر اینکه «تاکنون هفت شماره پلاک که کودکان کار را در شهر جابه‌جا می‌کردند، توقیف شدند»، گفت: طرح دیگری به نام سایبان امید در دست داریم که محتوای آن آزار و اذیت جنسی و تجاوز به دختران و کودکان است. افرادی که مورد آزار و اذیت جنسی و تجاوز قرار گرفتند، مورد حمایت قرار می‌گیرند. فرآیند پیدایش مجرمان را انجام می‌دهیم.

    وی ادامه داد: بزرگترین مجازات برای این مجرمان، اعدام و کوچک‌ترین آن شلاق  است. در ابتدای کار با خانواده این کودکان صحبت و همزمان روان درمانی نیز برای کودک آزار دیده، آغاز می‌شود. وقتی صدور کیفرخواست شروع می‌شود، استرس آنان نیز بیشتر می‌شود. بعضی از خانواده‌ها راضی به شکایت نیستند و آن‌هایی که راضی هستند، روان درمانی‌شان آغاز می‌شود. تجاوزهای جنسی نیز در کودکان اتفاق افتاده است. حتی باید مادران این کودکان نیز مورد حمایت قرار بگیرند. عابدین‌زاده با بیان اینکه «میزان استرس در شروع کار بسیار بالا است»، افزود: اما به مرور زمان که درمان آغاز و به صدور حکم مجرم نزدیک می‌شویم، استرس کودک کم می‌شود. این طرح بر روی ۳۰ کودک که مورد آزار جنسی و تجاوز قرار گرفته‌اند، انجام شده است.

    انتهای پیام

  • تشکیل دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان در دادگستری‌ها

    تشکیل دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان در دادگستری‌ها

    تشکیل دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان در دادگستری‌ها

    تشکیل دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان در دادگستری‌ها
    تشکیل دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان در دادگستری‌ها

    ایسنا/خراسان رضوی معاون امور اجتماعی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی گفت: امروز دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان در تمامی دادگستری‌های کشور تشکیل می‌شود و محوریت این دفتر، ضمانت اجرایی و تولی‌گری برعهده دادگستری است.

    غلام‌حسین حقدادی، امروز، ۲۴ خردادماه در افتتاح کتابخانه ویژه کودکان کار، بیان کرد: مرکز کودکان کار و خیابانی و اورژانس اجتماعی به کودک‌آزاری مربوط می‌شود.

    وی افزود: وجه مشترک بین کودک کار و کودک آزاری زیاد بوده و مرز مشخصی ندارد؛ چراکه کار کودکان  نوعی کودک آزاری تلقی می‌شود.

    معاون امور اجتماعی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی خاطرنشان کرد: در سال گذشته، بیش از هزار کودک در مرکز حمایتی روزانه و مرکز ساماندهی کودکان خیابانی صدف نگهداری شده‌اند. در این مراکز به ۳۰ هزار کودک کار خدمت ارائه شده است.

    وی با بیان اینکه «خوشبختانه ۹ سازمان مردم نهاد در قالب ۲۶ تیم به ۴۰۰۰ کودک آموزش داده‌اند»، ادامه داد: همچنین در مساجد، بسیج، کانون‌های فرهنگی و شهرداری خدماتی به کودکان کار در این ایام ارائه شده است.

    حقدادی درخصوص کودک آزاری، اظهار کرد: علت عمده کودک آزاری‌ها سهل انگاری و غفلت است. از هزاران کودک غفلت می‌شود به طوری که در سال گذشته ۳۰۰۰ مورد کودک آزاری در حوزه اورژانس اجتماعی گزارش شده است.

    وی تصریح کرد: در مشهد به دلیل حاشیه‌نشینی و شرایط خاصی که وجود دارد، مشکلات  مضاعف می‌شود.

    معاون امور اجتماعی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی، بیان کرد: همیشه نگران این موضوع بوده و هستیم که ضمانت اجرایی در خصوص کودکان کار وجود ندارد و ساختارها کمک‌کننده نبود و انسجام در سازمان‌های متولی وجود ندارد.

    حقدادی افزود: در سال‌های اخیر حرکت خوبی از جانب دادگستری و کانون پرورش فکری کودکان تحت عنوان کنوانسیون حقوق کودک و دفتر امور بانوان استانداری شروع شده است. این امر سبب شده تا به موضوع کودکان بیشتر پرداخته شود.

    وی ادامه داد: خوشبختانه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان  روز گذشته از سوی رئیس مجلس به دولت ابلاغ شد. حضور نماینده بهزیستی و مددکار اجتماعی در دادگاه‌های اطفال پیشرفت خوبی است، اما تنها در مشهد و یک شعبه در تهران این کار انجام شده است.

    معاون امور اجتماعی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی عنوان کرد: امروز دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان در تمامی دادگستری‌های کشور تشکیل می‌شود. محوریت این دفتر، ضمانت اجرایی و تولی‌گری برعهده دادگستری است. با این کار وظایف تمامی سازمان‌های ذی‌ربط مشخص می‌شود.

    حقدادی با بیان اینکه «نگاه این قانون نسبت به جمع‌آوری و نگهداری کودکان کار و خیابانی بسیار بهتر شده و تمرکز آن روی خانواده‌هاست»، خاطرنشان کرد: شناسایی کودکان کار توسط اورژانس اجتماعی، سامانه ۱۳۷ شهرداری، نیروی انتظامی و سازمان‌های مردم نهاد است. ما در شناسایی کودکان کار همیشه دچار مشکل هستیم؛ چراکه کودکان کار شناخته نشده زیادی داریم.

    وی ادامه داد: این کودکان در کارگاه‌های زیر زمینی، انبارها و کارگاه‌ها فعالیت دارند. اداره کار در  قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، وظیفه‌مند شده تا گزارش دقیق بدهد. با توجه به مجازات‌هایی که در این قانون جدید تعریف شده، سخت‌تر است.

    معاون امور اجتماعی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی تاکید کرد: بیشتر بهره‌کشی از کودکان کار و کودک آزاری‌ها از جانب خانواده‌ها صورت می‌گیرد که در این قانون به صورت ویژه توجه زیادی شده است.

    به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی، حق‌دادی یادآور شد: کتابخانه سبب می‌شود که تعداد زیادی از کودکان کار و خیابانی جذب مرکز روزانه بهزیستی شوند.  حضور کتاب در این پاتوق به سطح آگاهی کودکان کار و خیابانی کمک شایانی می‌کند.

    انتهای پیام