برچسب: کارگردان

  • اکران رسانه‌ای «فجر۳۸» به «مغز استخوان» رسید/ مأموریت «ارتش سری»

    اکران رسانه‌ای «فجر۳۸» به «مغز استخوان» رسید/ مأموریت «ارتش سری»

    به گزارش خبرنگار مهر، سینمای اصحاب رسانه در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر امروز چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه میزبان ۳ فیلم سینمایی «مغز استخوان»، «روز بلوا» و «خوب، بد، جلف ۲: ارتش سری» خواهد بود.

    هر سه فیلم امروز از آثار حاضر در بخش «سودای سیمرغ» جشنواره محسوب می‌شوند که در میان آن تنها فیلم کمدی جشنواره هم حضور دارد.

    مغز استخوان: حمیدرضا قربانی

    «مغز استخوان» به کارگردانی حمیدرضا قربانی، اولین فیلمی است که امروز در بخش سودای سیمرغ به نمایش گذاشته می‌شود.

    در این اثر سینمایی بازیگرانی چون پریناز ایزدیار، بابک حمیدیان، بهروز شعیبی، نوید پورفرج و جواد عزتی حضور دارند.

    در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «الان مسئله شما چیه!؟ می‌خواین بگین قانونی نیست!؟ یعنی اینجا همه‌چی همیشه قانونی اتفاق می‌افته!؟ هممون درستیم!؟ هیچکی هیچ غلطی نکرده تا حالا!؟»

    حمیدرضا قربانی پیش از این با فیلم «خانه‌ای در خیابان چهل و یکم» در جشنواره حضور داشت و از نکات جالب درباره ترکیب بازیگران فیلم تازه‌اش حضور نوید پورفرج است که دو سال قبل با اولین نقش‌آفرینی سینمایی خود در فیلم «مغزهای کوچک زنگ‌زده» توانست نامزدی سیمرغ بلورین جشنواره را به‌دست آورد و موردتحسین قرار بگیرد.

    روز بلوا: بهروز شعیبی

    در سانس دوم امروز «روز بلوا» به کارگردانی بهروز شعیبی در بخش سودای سیمرغ به نمایش در می‌آید.

    در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون بابک حمیدیان، لیلا زارع، محمد علیمحمدی، مسعود دلخواه، زکیه بهبهانی، ساغر قناعت، پاشا جمالی و داریوش ارجمند حضور دارند.

    در خلاصه داستانش  آمده است: عماد استاد دانشگاهی خوشنام و یک چهره تلویزیونی مورد توجه است، او ناگهان توسط پلیس با اتهام هایی جدی مواجه می‌شود که خود و خانواده اش را در موقعیت پیچیده‌ای قرار می دهد.

    فیلم سینمایی «روز بلوا» در کنار سه فیلم «خروج»، «لباس شخصی» و «آبادان یازده ۶۰» چهار فیلم سازمان رسانه‌ای اوج در جشنواره سی‌وهشتم محسوب می‌شوند.

    خوب، بد، جلف۲: ارتش سری؛ پیمان قاسم خانی

    «خوب، بد، جلف۲: ارتش سری» به کارگردانی پیمان قاسم خانی آخرین فیلم سینمایی است که در روز پنجم، سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمده است.

    در این فیلم کمدی بازیگرانی چون پژمان جمشیدی، سام درخشانی، حامد کمیلی، ریحانه پارسا، گوهر خیراندیش، فرهاد آئیش، امیرمهدی ژوله، مارال فرجاد و شکیب شجره حضور دارند.

    پیمان قاسم‌خانی پیش از این با قسمت اول «خوب، بد، جلف» در جشنواره فجر حضور داشت و حالا قسمت دوم این فیلم را با حضور همان زوج اصلی، در حالی روانه جشنواره سی‌وهشتم کرده است که هیچ فیلم کمدی دیگری در این دوره حضور ندارد.

  • جبر اجتماع و زندگی مثل یک «دوزیست»/ فیلمی که فریب نمی‌دهد

    جبر اجتماع و زندگی مثل یک «دوزیست»/ فیلمی که فریب نمی‌دهد

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست رسانه‌ای فیلم سینمایی «دوزیست» آخرین نشستی بود که امروز سه شنبه ۱۵ بهمن ماه در چهارمین روز از برگزاری جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

    در این نشست رسانه‌ای برزو نیک نژاد کارگردان، سعید خانی تهیه کننده، پژمان جمشیدی، هادی حجازی فر، ستاره پسیانی، الهام اخوان بازیگران، علیرضا برازنده مدیرفیلمبرداری، مهدی سعدی تدوینگر، امیرحسین قدسی طراح صحنه از جمله عواملی بودند که در سالن حضور داشتند.

    حمیدرضا مدقق نیز به عنوان منتقد مهمان در نشست حضور داشت.

    مدقق در ابتدای نشست درباره فیلم گفت: چیزی که برای من جالب بود این است که «دوزیست» یک روایت با پایان غافلگیرکننده است و از آن پایان‌هایی دارد که مخاطب عام را شگفت زده می‌کند اما اتفاق خوبی که در فیلمنامه افتاده این است که تماشاگر را فریب نمی‌دهد و از ابتدا نشانه و سرنخ می‌دهد تا مخاطب احساس نکند دارد رو دست می‌خورد.

    وی افزود: فیلم، فیلم مراقبت و زیرنظر گرفتن است و همه در عین این که وانمود می‌کنند یکدیگر را دوست دارند به هم نارو می‌زنند. «دوزیست» بیش از هر چیز روایت ناصداقتی است و این مفهوم در معنای فیلم هم مستتر است. یکی دیگر از مولفه‌های دیگر فیلم آشنایی زدایی از بازیگران است. نیک‌نژاد و خانی می‌توانستند یک «لونه زنبور ۲» بسازند و فروش خوبی هم می‌کرد اما ترجیح دادند به دنبال دغدغه دیگرشان بروند.

    جمشیدی درباره نقشش بیان کرد: صادقانه‌اش این است که بیشتر پیشنهاداتی که به من در طول سال می‌شود کمدی است اما علاقه دارم نقش‌های جدی هم ایفا کنم که «دوزیست» از آن جمله بود. در این فیلم برای دومین بار افتخار همکاری دوباره با نیک‌نژاد و خانی را داشتم که از این انتخاب خرسندم.

    وی درباره حضورش در تئاتر و تاثیرش در کار سینما عنوان کرد: شاید این جمله کلیشه‌ای باشد اما تئاتر حتماً به من کمک کرده است. امسال در نمایشی به نام «فرانکنشتاین» بازی داشتم که برای من بسیار سخت بود و از من آدم دیگری ساخت. من تا امروز ۱۳ نمایش کار کرده ام اما تا به حال در نمایش کلاسیک بازی نداشتم که برای سخت بود و در عین حال به من خیلی کمک کرد.

    نیک نژاد درباره پرداختن به این ایده توضیح داد: «دوزیست» به سراغ من آمد و من دنبالش نرفتم. فکر می‌کنم خیلی از ماها این لطمات را در زندگی خورده ایم چون جبر زندگی گاهاً آدم‌ها را مجبور می‌کند که دوزیست‌وار زندگی کنند و این آدم‌های قصه «دوزیست» من را مجبور کردند که به سراغشان بروم.

    وی درباره حضور سعید پورصمیمی گفت: سعید پورصمیمی صددرصد انتخاب اولم برای ایفای این نقش بود. در این فیلم به غیر از یکی از بازیگران بقیه همه انتخاب اولم بودند. خوشبختانه ما شانس داشتیم که آقای پورصمیمی فیلمنامه ما را دوست داشتند و در کنارمان بودند.

    خانی درباره اینکه ابتدا قرار بر اکران فیلم بوده است، توضیح داد: چون من خودم پخش کننده هستم ابتدا قصد داشتم پاییز فیلم را اکران کنم اما به دلیل شلوغ بودن این فصل تصمیم گرفتیم ابتدا فیلم را به جشنواره بدهیم بعد آن را اکران‌ کنیم.

    نیک نژاد در بخش دیگری از این نشست عنوان کرد که از نظرش شخصیت عطا با بازی جواد عزتی یک قهرمان است و تا پایان هم قهرمان می‌ماند.

    در ادامه حجازی فر درباره نقشش یادآور شد: این از شانس من است که نقش‌های متفاوت به من پیشنهاد می‌شود. این تجربه برایم دوست داشتنی و سخت بود چون کلی بازیگر درجه یک و خلاق در کنارم بودند. چون در بازیگری رویایی ندارم و در حال تجربه کردن هستم ریسک پذیری بالایی دارم و دمشان گرم که برای این کار به من پول هم می‌دهند.

    ستاره پسیانی نیز با اشاره به اعتمادی که تهیه کننده و کارگردان برای پیشنهاد نقش اصلی زن به او کرده بودند، گفت: بازیگری، بازیگری است و به نظرم تئاتر و سینما فرقی با هم ندارند و البته که تئاتر به من کمک کرده است.

    نیک نژاد درباره انتخاب الهام اخوان توضیح داد: همیشه تلاش کردم از بازیگران در فیلم‌هایم بازی‌های متفاوت بگیرم. برای انتخاب نقش مریم حتماً چهره جدید می‌خواستم. وی فارغ التحصیل و بازیگر تئاتر است و ۲ سال برای ایفای این نقش با وی کار کردم. از انتخابم بسیار راضی هستم و از نظر من بازی‌ها بسیار یکدست است و بازی خانم اخوان هم بسیار متفاوت از الناز حبیبی است چون با او هم خودم کار کردم.

    اخوان نیز درباره حضورش در این فیلم یادآور شد: بازیگران بسیار با من همراه بودند و خیلی به من کمک کردند مخصوصاً ستاره پسیانی و جواد عزتی که از آنها سپاسگزارم. امیدوارم از پس نقش برآمده باشم.

    علیرضا برازنده درباره فیلمبرداری فیلم بیان کرد: این کار جزو آثار متفاوتی بود که امسال کار کردم. چون فیلم فضای پرکنتراستی داشت و ما هم لنزهای تله بیشتری استفاده کردیم که کار را برای ما سخت‌تر می‌کرد.

    مهدی سعدی درباره تدوین فیلم توضیح داد: تدوین این فیلم برای من لذت بخش بود و در کل سعی کردم زحمت بچه‌ها هدر نرود و به یک سرانجام خوب برسیم.

    امیرحسین قدسی طراح صحنه فیلم نیز توضیحات کوتاهی درباره صحنه پردازی فیلم داد.

    نیک نژاد درباره استفاده بیش از اندازه از کلوز آپ بیان کرد: نوع روایت فیلم اینطور ایجاب می‌کرد. ما هرچه به سکانس‌های پایانی می‌رسیم از لانگ شات استفاده می‌کنیم و انگار همه چیز کم کم عریان می‌شود.

    خانی در پایان درباره تولید فیلم اجتماعی توضیح داد: من بعد از فیلم «ارادتمند نازنین، بهاره، تینا» پشت دستم را داغ کردم که فیلم اجتماعی بسازم چون ۵ سال است که سرمایه ما خوابیده است اما بعد از «لونه زنبور» با برزو نیک نژاد به این نتیجه رسیدیم به جای فیلم کمدی به سراغ یک فیلم اجتماعی برویم که همه عوامل از جمله کارگردان و بازیگران خیلی با من همراه بودند و راه آمدند.

  • حاشیه های چهارمین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

    حاشیه های چهارمین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

    شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • روایت مهران مدیری از تجربه فاجعه «سردشت»/ ظرفیت جهانی «درخت گردو»

    روایت مهران مدیری از تجربه فاجعه «سردشت»/ ظرفیت جهانی «درخت گردو»

    به گزارش خبرنگار مهر نشست خبری فیلم سینمایی «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان با حضور کارگردان و عوامل فیلم عصر امروز سه‌شنبه ۱۵ بهمن ماه پس از رونمایی فیلم در سالن رسانه‌های سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

    در ابتدای این نشست، محمدحسین مهدویان درباره «درخت گردو» گفت: این فیلم نسبت به فیلم‌های قبلی من دشوارتر بود، چرا که در ابتدا به زبان و فرهنگ محل حادثه آشنا نبودم و باید آن را یاد می‌گرفتم. از سوی دیگر کارکردن با ۳ کودک سخت بود و باید تمام تلاش خود را می‌کردیم که کودکان از لحاظ روحی و فیزیکی صدمه نبیند. چالش بعدی گریم بازیگران به خصوص کودکان بود و مساله دیگر که کار را دشوار کرده بود، استفاده از حیوانات بود. در سکانس‌های مربوط به بمباران برای نشان دادن واکنش حیوانات به مواد شیمیایی از دامپزشکان مشورت گرفتیم و تلاش کردیم با استفاده از داروهای مجاز و حتی اجساد حیوانات این صحنه‌ها را ضبط کنیم.

    پیمان معادی بهترین انتخاب بود

    وی درباره انتخاب بازیگران گفت: به هر حال در هر فیلمی یکی از مهمترین چالش‌ها برای کارگردان انتخاب بازیگر است. مهمترین نکته هم این است که نقش را به خوبی بازی کند. در مورد پیمان معادی باید بگویم او جزو اولین گزینه‌ها بود، ما داشتیم فیلمی می‌ساختیم که خیلی متکی به بازیگری بود که قرار بود نقش قادر را بازی کند. این نقش نیاز به تجربه و توانایی اجرایی داشت. ضمن اینکه سن هم مهم بود بنابراین انتخاب زیاد نداشتیم.

    مهدویان ادامه داد: از سوی دیگر فیلم موضوع انسانی و قابلیت عرصه در خارج از ایران را هم داشت. بنابراین خوب بود از بازیگری استفاده کنیم که در خارج از مرز هم شناخته شده باشد. معادی بهترین انتخاب در این شرایط بود. خودش هم از همان اول که فیلمنامه را خواند، آن را دوست داشت اما مسأله مهم زبان کاراکتر بود که خودش درباره آن تردیدهایی داشت، ولی احساس کردیم با استفاده از تمرین می‌توانیم به نتیجه دلخواه برسیم. در چندین نوبت نوع صحبت کردن او مورد تایید قرار گرفت. ضمن اینکه صدابردار ما هم کرد بود و مدام این موضوع کنترل می‌شد.

    مهران مدیری: فاجعه سردشت را از نزدیک درک کرده‌ام

    در ادامه نشست مهران مدیری درباره دلایلش برای حضور در «درخت گردو» ضمن آرزوی صبر برای بازماندگان سقوط هواپیما اوکراینی و اشاره به جای خالی پیمان معادی و اینکه سعی دارد تا اختتامیه خود را به جشنواره برساند، گفت: من نه تنها در جبهه برای رزمندگان نمایش اجرا می‌کرده‌ام بلکه جنگیده‌ام. یکی از دلایل بازی در این فیلم این بود که من خودم در دل این فاجعه بودم. در زمان بمباران شیمیایی ما در منطقه بودیم که به سردشت اعزام شدیم و بخش بزرگی از این ماجراها را از نزدیک دیده‌ام.

    وی در ادامه افزود: دوستی من با مصطفی احمدی، محمدحسین مهدویان و پیمان معادی و همچنین فیلمنامه خوب این اثر باعث شد خاطرات آن روزها برای من زنده شود و دوست داشتم گوشه کوچکی از این فیلم باشم.

    این بازیگر سینما درباره دیگر دلیل علاقه‌اش به حضور در فیلم «درخت گردو» گفت: من عاشق مردم کرد هستم. در دوران جنگ در کردستان بودم و سال‌ها با این مردم زندگی کرده‌ام و دوستان کرد بسیاری دارم. آنها بسیار شریف، اهل کتاب، با سواد و با وجود تمام محرومیت‌ها انسان‌های دوست داشتنی و آدم حسابی هستند. آن‌ها شگفت‌انگیزند و یکی از دلایل مهم این بود که من عاشق آنها هستم و  دوست داشتم ادای دینی به این عزیزانی که پذیرای ما در جنگ بودند، داشته باشم.

    انتخاب مهران مدیری ربطی به «اول مارکت» نداشت

    در ادامه مصطفی احمدی تهیه‌کننده فیلم و مدیر مجموعه «اول مارکت» درباره ارتباط انتخاب مهران مدیری برای ایفای نقش در این فیلم با همکاری‌های این بازیگر با مجموعه «اول مارکت» تأکید کرد:  روز اول انتخاب بازیگر گزینه‌های زیادی داشتیم و در نهایت پیمان معادی و مهران مدیری انتخاب شدند و انتخاب مدیری ربطی به رابطه من و این هنرمند نداشت.

    وی درباره شائبه به‌وجود آمده برای اعلام مبلغ کمک عوامل این فیلم به سیل‌زدگان در مراسم قرعه‌کشی فیلم‌های جشنواره هم گفت: درباره حمایت ۸۸ میلیون تومانی برای سیل زده‌های سیستان و بلوچستان تنها به نیت امام رضا(ع) این عدد را اعلام کردیم و هیچ نیت دیگری نداشتیم.

    مینا ساداتی دیگر بازیگر «درخت گردو» هم در این نشست گفت: از نظر من  محمدحسین مهدویان کارگردان شجاعی است و علاقه‌مند به همکاری با وی بودم. این فیلم نسبت به دیگر کارهای وی متفاوت بود و با خواندن فیلمنامه تصمیم به بازی در این فیلم را گرفتم. مساله دیگر این است که سال‌ها است به مشکلات کردها توجه نشده است و نباید فراموش کرد که کردها همان شرایط سخت سی سال پیش را دارند. کار با  مهدویان سخت است تعدد لوکیشن و گریم سنگین کار را دشوارتر هم کرده بود. برای من کارکردن با این گروه و بازیگران مقابلم بسیار مهم بود. 

    مینو شریفی بازیگر نقش مریم در این اثر هم گفت: پروژه «درخت گردو» اولین فیلم سینمایی من بود. هر چند قبلا فیلم کوتاه بازی کرده بودم اما خوشحالم که آغاز کارم با «درخت گردو» بود از سوی دیگر تک‌تک عوامل این فیلم کاربلد بودند. فضای کاری آقای مهدویان آسان نیست. یعنی همیشه باید متمرکز و همراه با گروه باشیم. من این شانس را آوردم با این گروه درجه یک همراه شوم و آنها به من کمک کردند تا بهترین خودم باشم.‌

    وی عنوان کرد: من اصالتاً کرد هستم اما معمولا به مشکلات کردها پرداخته نمی‌شود، یا در صورت ساخته شدن اثری در این باره، آن اثر دیده نمی‌شود. 

    شریفی افزود: چالش من این بود که کاراکتر مریم را که یک فرد دهه شصتی بود، باورپذیر کنم. ضمن اینکه هرچند کرد هستم اما لهجه صحبت کردن من به این شکل نیست و برای رسیدن به این لهجه خیلی تمرین کردیم. اولین برخوردم با این لهجه برای زمانی بود که ۱۹ سالم بود. ضمن اینکه لهجه‌های کردزبان‌ها روستا به روستا با هم فرق دارد و سعی کردم درست صحبت کنم و یک زن روستایی باشم. 

    کنایه مهران مدیری به دشواری کار در «درخت گردو»!

    در ادامه مدیری با شوخی درباره سختی‌های کار بیان کرد: ما صبح زود باید بیدار می‌شدیم و این برای من فاجعه بود. هرچند من یازده بیدار می‌شدم! ولی باز هم برایم سخت بود. مدام هم باید به بانه می‌رفتیم. به این صورت که هواپیمایی ما را تا سنندج می‌برد و بقیه را باید از یک مسیر سخت با ماشین به بانه می‌رفتیم.

    خزاعی‌فر آهنگساز این فیلم نیز بیان کرد: برای ساخت موسیقی این فیلم تحقیقی روی موسیقی کردستان داشتم و در نهایت تصمیم گرفتم از سازهای موردنظر استفاده کنم، سازهای انتخابی توسط نوازندگان بومی اجرا شد، در موسیقی از نوازندگان بومی استفاده شده است.

    هادی بهروز فیلمبردار این پروژه نیز درباره فیلمبرداری این فیلم توضیح داد: اتفاقات زیادی برای تصمیم گیری نوع فیلمبرداری رخ داد تا در نهایت برای هر دهه فیلمبرداری همان زمان استفاده شود به این معنا که برای دهه ۶۰ از دوربین۱۶ میلیمتری، دهه۸۰ استفاده از دوربین ۳۵ میلیمتری و دهه ۹۰ دیجیتال فیلمبرداری شده است.

    پیمان معادی: عاشقانه این نقش را بازی کردم

    پیمان معادی بازیگر نقش اصلی «درخت گردو» که در نشست غایب بود هم در گفتگویی تلفنی عنوان کرد: سیمرغ برای من اهمیت ندارد. این فیلم، فیلم مهمی است و وقتی فیلمنامه را خواندم گفتم حتی خواندنش سخت است، چه برسد به ساختش. ما با هم جلسات متعدد داشتیم، سبک کاری مهدویان را می‌شناختم و می‌دانستم که سینما را به خوبی بلد است، گروه درجه یک او واقعاً ستودنی بود.

    وی افزود: در طول کار هم متوجه شدم این گروه خیلی وقت است که با هم کار می‌کنند و یک تعامل فوق‌العاده‌ای به وجود آورده بودند که باعث سرعت کار و تفهیم مطالب می‌شد. خوشحالم که این کار را کردم این فیلم مهم و بعد فیلم خوبی است. فیلم اول باید مهم و بعد خوب باشد عاشقانه این فیلم را بازی کردم و خوشحالم که می‌شنوم مردم دوست دارند. تصمیم برای ساخت این فیلم توسط اول تهیه‌کننده بعد کارگردان به عنوان مالکان مادی و معنوی بزرگترین تصمیم برای بازتاب این فاجعه است اینکه ما کمک به دیدن شدن آن کنیم اتفاق دیگری است‌.

    معادی عنوان کرد: از حسین مهدویان به خاطر انتخاب شجاعانه‌اش و انتخاب من تشکر می‌کنم اگر می‌خواستم خودم این فیلم را بسازم شاید خودم را انتخاب نمی‌کردم. از معلم زبانم آقای مهربان و آقای احمدی تشکر می‌کنم. آقای مهربان من را با عادات و سنت‌های کرد آشنا کردند. هرچقدر از این قوم بگوییم کم است من هم عاشق کردها هستم و افتخار می‌کنم بابت نقشی که ایفا کردم از مردم کردستان تشکر می‌کنم که اجازه دادند بخش کوچکی از داستان بزرگ آنها را تعریف کنم، لباس آنها را بپوشم و… امیدوارم ادای دینی به بخشی از تاریخ سرزمینم کرده باشم و سر تعظیم فرود می‌آورم  رنجی که مردم من کشیده‌اند امیدوارم روزگاری بهتری از این روزگار داشته باشیم.

    در صحنه حمام، کل گروه دچار بحران روحی شد

    مهدویان در ادامه گفت: پیمان به جز فشار جسمی که تحمل کرد به خاطر بازی کردن صحنه‌های دشوار به لحاظ روحی چند روز در بیمارستان بستری شد. ما نگران شدیم مثلاً در صحنه حمام کل گروه دچار بحران روحی شدند و کار را چند روز تعطیل کردیم.

    وی در پاسخ به سوال خبرنگاری که مدعی شد خانواده مولان پور از فیلم شکایت کرده است هم گفت: اینطور نیست. اطلاعات شما غلط است.

    مدیری هم در این باره گفت: درباره این نکته اگر هم حق با شما باشد باید بیرون از جلسه درباره آن صحبت شود.

    خسرو نقیبی منتقد و سخنگوی شورای مرکزی کانون فیلمنامه نویسان در این باره اظهار کرد: چنین شکایتی ثبت نشده ضمن اینکه اندازه سهمی که از فیلمنامه استفاده شده می‌تواند خریداری شود.

    مصطفی احمدی در این باره عنوان کرد: هم رضایت خانواده مولان‌پور در دست من است هم رضایت مریم اهرپور به‌عنوان پژوهشگر. ضمن اینکه آنچه خانم اهرپور نوشته نمایشنامه بود نه فیلمنامه.

    ابراهیم امینی نویسنده این اثر هم عنوان کرد: ما تجربه کارهای قبلی را داشتیم و بر مبنای ماجرای واقعی فیلمنامه نوشتیم که همان تجربه‌ها به ما کمک کرد. ما باید با تحقیق و پژوهش متوجه می‌شدیم چه چیزی چگونه رخ داده است آنگاه بعد از تشخیص مواد خام، کار ما به عنوان نویسنده شروع می‌شود. ساختن کاراکترها هم از مراحل مهم بود. در این گونه موارد ما یافته‌هایی درباره انگیزه آدم‌ها کم داریم از همین رو سعی می‌کنیم آنها را تخیل کنیم تا جایی که واقعیت خدشه دار نشود.

    حسین حسنی دیگر نویسنده این اثر درباره استفاده از نریشن گفت: ما ماه‌ها درباره این موضوع گفتگو کردیم ولی از آنجایی که داستان گسترده بود فکر کردیم راوی می‌تواند واسطه باشد و در عین حال از حجم تلخی آن بکاهد. انقدر این داستان تلخ بود که احساس می‌کردیم از طریق روایت می‌توانیم لحظات غم انگیز را تعدیل کنیم تا مخاطب به درک درستی از داستان برسد.

    مهدویان بیان کرد: همانطور که در فیلم مطرح می‌شود امیدواریم همه دخترها ژینا باشند و این یک امید است و ممکن بود سکانس آخر با «درخت گردو» احساس ناامیدی را به‌وجود آورد.

    فیلم منتقدانه و در عین حال وطن‌پرستانه می‌سازم

    این کارگردان تأکید کرد: در مورد فیلم بعدی‌ام تصمیمی نگرفته‌ام اما موضوعات فیلم‌های من ملی هستند ما فیلمسازان اگر فیلمی ملی بسازیم به دفاع از حاکمیت و حکمرانان متهم می‌شویم و اگر منتقدانه بسازیم می‌گویند که یک فیلمساز ضدملی شده‌ایم! سینما فراتر از این حرف‌هاست من سعی کردم فیلمی بسازم که در عین حال که وطن‌پرستانه است نقد حکم‌رانی هم باشد. ضمن اینکه ما می‌توانیم فیلم‌هایی بسازم که ضدمیهن نباشند اما نقد هم داشته باشند.

    وی افزود: یکی از موضوعاتی که می‌شد درباره‌اش چنین فیلمی ساخت حتماً کردستان بود چون اقلیت‌های ما بابت وطن خود تاوان داده‌اند اما همیشه کنار گذاشته شده‌اند. آنها بسیار در جنگ آسیب دیدند این آسیب به خاطر وطن بود آن‌ها به عنوان صفوف مقدم این فجایع، آسیب دیدند اما به خاطر محرومیت دردهای آن‌ها دیده نشد که این یک درد جدی است. اگر این موضوع در جای دیگری رخ می‌داد مدام درباره آن حرف می‌زدیم اما این اتفاق فراموش شد.

    مهدویان اظهار کرد: ما در هر فیلمی تلاش می‌کنیم حرف تازه‌ای بزنیم من نباید بگویم موقق بودم یا نه شما قضاوت کنید ما همیشه نظرات شما را خوانده‌ایم و سعی کردیم اگر تذکر دلسوزانه باشد جدی می‌گیریم.

    تهیه‌کننده «درخت گردو» در پایان نشست تأکید کرد ورود فیلم به چرخه اکران‌های بین‌المللی یکی از اهداف جدی این گروه است.

  • «آن شب» مخاطب ایرانی و آمریکایی را با هم می‌خواهد/تجربه ژانر وحشت

    «آن شب» مخاطب ایرانی و آمریکایی را با هم می‌خواهد/تجربه ژانر وحشت

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری فیلم سینمایی «آن شب» به کارگردانی کوروش آهاری که در بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، امروز ۱۵ بهمن ماه در پردیس ملت برگزار شد.

    در ابتدای این نشست کوروش آهاری کارگردان «آن شب» گفت: این اولین تجربه من است و باعث افتخار من است که در میان مردمم باشم و امیدوارم فیلم را دوست داشته باشید.

    آهاری درباره ساخت فیلم در آمریکا عنوان کرد: من بسیار کم درباره فیلمسازی در ایران می‌دانم ولی این کار در آمریکا سختی‌های خودش را دارد با این وجود در آنجا نیازی به مجوز ساخت و نمایش نیست ولی قوانینی دارد که شما را محدود می‌کند. برای مثال نوزاد فیلم فقط دو ساعت می‌توانست در اختیار ما باشد. حتی پسر شهاب حسینی فقط ۴ ساعت می‌توانست در صحنه باشد. فیلمبرداری در شب، زمان کوتاه فیلمبرداری و… کار را سخت‌تر می‌کرد. یا ما در آن هتل طی ساعتی خاص می‌توانستیم فیلمبرداری کنیم.

    شهاب شهرزاد منتقد این جلسه بیان کرد: فکر می‌کنم با «آن شب» با تجربه جدید در سینما آشنا شدیم. من پیوسته مسأله گمشدگی ژانر را در سینما پیگیری می‌کردم. این فیلم ویژگی‌های ژانر وحشت را دارد و بر خلاف اینکه در ایران فیلمبرداری نشده هویت ایرانی دارد. در فیلم هیچ صحنه‌ای نمی‌بینید که از جاذبه‌های آنجا سو استفاده شده باشد.

    وی افزود: این موضوع در فیلم‌های کمدی بسیار وجود دارد اما این فیلم دغدغه دیگری داشته و اولین فیلمی است که می‌شود ژانر را در آن پیگیری کرد. به نظرم برای معرفی شخصیت‌ها در ابتدای فیلم یک دورهمی داریم که در آن تطبیق درستی با روایتی که بعداً اتفاق می‌افتد، وجود ندارد. مسأله سقط جنین و خیانت در این فیلم وجود دارد که به شدت این روزها در جامعه ما اوج گرفته است. اینکه سینماگری در آمریکا با دو مفهوم مهم که جامعه ایرانی دست به گریبان است، سر و کار داشته بسیار مهم است. به نظرم قدم رو به جلویی در این حوزه برداشته شده است.

    این منتقد ادامه داد: تأکیدی که فیلم برای پیشبرد خود با نمادها می‌کند سواد بصری مخاطب را تحریک می‌کند، از نگاه فرم و نشانه‌شناسی به مخاطب جدی تر نزدیک می‌شود. ورود به درونیات شخصیت‌ها مسأله‌ای است که البته مغفول مانده است. تاکید بر مصرف مواد مخدر و دود در زمان استیصال تا این حد لازم نبود چون نقشی در این محاکمه کابوس وار نداشت.

    درمنش درباره تعدد تهیه کنندگان در این فیلم گفت: اگر در آینده این فرصت و امکان وجود داشته باشد که در کشور خودمان با تیم گسترده‌تر و چند سرمایه‌گذار کار کنیم کار به پختگی بیشتری می‌رسد. زمانی که تعدادی از دوستان در آمریکا می‌خواستند این فیلم را بسازند مجموع دریافت‌هایی درباره ایران داشتند و می‌خواستند مخاطب ایرانی و آمریکایی را باهم داشته باشند البته آنها مقداری از مناسبات جامعه ما را نمی‌دانند برای مثال کوروش خودش سیزده سال است در آنجا زندگی می‌کند اما علاقه‌مند به برقراری این پیوند بود بنابراین کسانی که دوست داشتند فیلم را ساپورت کنند دور هم جمع شدند و در نهایت ما چند تهیه کننده در ایران و آمریکا این فیلم را ساختیم.

    وی افزود: در این فیلم تعاملی که من با کورش داشتم بسیار ارزشمند بود هیچوقت نبود که من چیزی از او بخواهم و فکر کند به او تحمیل کرده ام و برعکس.

    وی گفت: همیشه هر فیلمی می‌تواند در لوکیشن دیگری خل و کامل‌تر شود. استراتژیای در این فیلم وجود داشته که بچه‌های خوب ایرانی که در آمریکا هستند و استعداد محسوب می‌شوند به علاوه بازیگران بتواند در نقاط مختلف جهان فیلم بسازند اما در محور اصلی قرار بگیرند متأسفانه برخی از بازیگران خوب ایرانی در نقش‌های درجه چندم آثار خارجی بازی می‌کنند.

    آهاری عنوان کرد: در صحبت‌های اولیه داستان در ایران روایت می‌شد اما بعد تصمیم گرفتیم در همان آمریکا روایت شود در سینمای آمریکا به هنرمندان ایرانی خیلی بها داده نمی‌شود برای مثال فیلم پیمان معادی از همین دسته است اما ما می‌خواستیم داستان یک زوج ایرانی را در آمریکا را روایت کنیم می‌خواستیم بگوییم ایرانی‌های آنجا هم مشکلات خاص خود را دارند. ما فیلم را به چند جشنواره دیگر هم فرستاده ایم. برای مثال در یکی از جشنواره‌ها این فیلم را در بخش فیلم‌های داخلی خود گذاشتند چون حس نزدیکی به آن می‌کردند و این واقعاً خوب است.

    وی افزود: جوانان ایرانی آنجا دلشان برای ایران می‌تپد و ما دوست داریم ایرانی‌ها در فیلم‌ها نقش محوری داشته باشند و موفقیت‌ها و غم‌های آنها را به تصویر بکشیم. در اول داستان اشاره‌ای که به مواد مخدر و الکل می‌کنیم برای این نیست که بگوییم این کابوس‌ها بر اثر آن بوده است هر کدام از ما وقتی مشکلی پیش می‌آید می‌خواهیم با چیزی آن را توجیه کنیم و مواد مخدر و الکل برای همین بود.

    درمنش درباره حضور پیدا نکردن شهاب حسینی اظهار کرد: همه شما در فضای مجازی دیدید که او نسبت به فجر چه عقیده‌ای دارد ما تلاش کردیم ایشان بیاید ولی به دلیل مشغولیت فیلمبرداری نتوانستند. البته قرار است نوزدهم در اکران مردمی حضور داشته باشد.

    آهاری درباره استفاده از الگوهای هالیوودی و الگوبرداری از فیلم «شاینیگ» بیان کرد: من شاینینگ را دیده ام و آن را دوست دارم قطعاً الهاماتی گرفته شده است ولی لزوماً برنامه ریزی نشده که بر اساس آن حرکت کنیم و بگوییم دقیقاً شبیه «شاینینگ» باشد. ژانر این فیلم در آمریکا به عنوان فیلم وحشت شناخته نمی‌شود بلکه یک فیلم سایکودرام است هرچند برای ترس از ابزارهای هالیوودی استفاده شده ولی این ترس از درون آدم‌ها می‌آید.

    آهاری گفت: من چند روزی که به اینجا آمده ام بررسی می‌کنم تا ببینم بیننده ایرانی چه برخوردی با فیلم دارد ولی ما «آن شب» را با نگاه بیننده جهانی ساختیم برای مثال آمریکایی‌ها این فیلم را دوست داشتند و امیدوارم این اتفاق در ایران هم رخ دهد.

    میلاد جرموز نویسنده این اثر بیان کرد: من فیلم‌های مختلف در این زمینه را دیده ام ولیکن من از زمانی که فیلمنامه را نوشتم هیچ پیش زمینه‌ای نداشتم اما این طبیعی است که موضوعاتی در ذهنمان رسوخ کند و تأثیر بگذارد.

    جرموز مطرح کرد: ما در این اثر اصلاً به جهان‌های موازی نپرداخته‌ایم.

    درمنش درباره موسیقی «آن شب» گفت: موسیقی خوب آنی است که خودش را نشان ندهد و در فیلم حل شده باشد. برای موسیقی این فیلم با چند آهنگساز خوب صحبت کردیم و کارهای خوبی هم ارائه دادند اما تمام فیلمسازانی که می‌خواهند فیلم اولشان را بسازند باید هرآنچه می‌خواهند تحریر شود. وقتی کسی نتواند خود را با کارگردان سینک کنند اتفاق خوبی نمی‌افتد و…

    آهاری عنوان کرد: آهنگساز ما از همان جوان‌های نسل جدید است که در آمریکا زندگی می‌کند ولی به ایران عشق دارد.

    درمنش توضیح داد: در دنیا اگر قرار باشد شبیه هالیوود بسازیم نه می‌توانیم و نه ضرورتی دارد چون آنها امکانات زیادی دارند اما ما در مضمون و محتوا می‌توانیم گوی سبقت را برباییم. در آمریکا موضوعاتی این چنینی که مختص جهان شرق است و می‌تواند در زندگی شرقی‌ها جاری باشد، جذاب است. عزیزانی که وارد تهیه کنندگی این اثر شدند ابتدا نگاه صنعتی داشتند و نگاه ایدئولوژیک نداشتند. حاصل این فیلم یک الگو است که به نظرم جواب می‌دهد.

    این کارگردان در پاسخ به این سوال که پلان به پلان این فیلم کپی است، بیان کرد: نظر شما محترم است ولی این سلیقه‌ای است شما می‌توانید سطح یا عمق فیلم را ببینید. شما می‌گوئید من دزدی کرده ام ولی سعی می‌کنم در فیلم بعدی دزدی نکنم.

    جانشین طراح صحنه این فیلم در پایان گفت: صحنه ما در سه لوکیشن بود که زحمت زیادی برای پیدا کردن لوکیشن‌ها کشیده شد. تمام چهره‌هایی که در هتل دیدیم نشان دهنده درونیات آدم‌هاست که گاهی پنهان کاری می‌کنند بنابراین به تمام نشانه‌ها فکر شده بود.

  • ۲۵ انیمیشن با موضوع شهید سپهبد قاسم سلیمانی تولید می‌شود

    ۲۵ انیمیشن با موضوع شهید سپهبد قاسم سلیمانی تولید می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین رویداد رقابتی تولید انیمیشن ۱۵ تا ۱۷ بهمن ماه سال جاری در باشگاه کسب و کار دانش بنیان دانشگاه صنعتی شریف برگزار می‌شود.

    ۹۲ انیمیشن‌ساز در قالب ۲۵ گروه از ۱۵ استان در قالب تکنیک‌های مختلف، آثار هنری خود را در این رویداد خلق می‌کنند. ۶۰ درصد از شرکت کنندگان این رویداد را بانوان تشکیل می‌دهند.

    تیم‌های حاضر در این رویداد به صورت عملی، فنی و صنعتی تولید انیمیشن آن هم در ۳ روز را تجربه می‌کنند. انیمیشن‌سازان استان‌های البرز، همدان، چهارمحال و بختیاری، فارس، خراسان رضوی، هرمزگان، سیستان و بلوچستان، خوزستان، مازندران، قم، یزد، سمنان، اصفهان، خراسان شمالی و تهران در این رویداد حضور دارند.

    پیش از شروع رویداد، ۲۵ فیلمنامه کوتاه از زندگی سپهبد شهید قاسم سلیمانی نگارش و در اختیار گروه‌ها قرار داده شد تا طی ۷۲ ساعت آثار خود را با بهترین کیفیت زیر نظر اساتید تولید کنند. همچنین تکنیک تولید انیمیشن در این رویداد آزاد است.

    نخستین رویداد رقابتی تولید انیمیشن به همت شتاب دهنده رضوان و مشارکت ستاد فرهنگسازی اقتصاد دانش بنیان  معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، معاونت فضای مجازی صدا و سیما، مرکز پویانمایی صبا و شبکه کودک برگزار می‌شود و علاقمندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به پایگاه اطلاع رسانی www.animationevent.ir مراجعه کنند.

  • «درخت گردو» را برای مخاطب فرامرزی ساختم/ دردی که جهان باید بفهمد

    «درخت گردو» را برای مخاطب فرامرزی ساختم/ دردی که جهان باید بفهمد

    خبرگزاری مهر – گروه هنر- زهرا منصوری: این پنجمین حضور پی در پی محمدحسین مهدویان در جشنواره فیلم فجر است، کارگردانی که ترجیح داد ورودش به سینمای بلند با تصویر کردن اتفاقات تاریخی معاصر باشد. اولینش هم روایت سرگذشت احمد متوسلیان در «ایستاده در غبار» بود که اتفاقاً در همان دوره از جشنواره، سبک فیلمسازی اش تعجب همه را برانگیخت.

    مهدویان در ادامه اتفاقات سازمان مجاهدین خلق را به تصویر کشید که حاصلش «ماجرای نیمروز» و «ماجرای نیمروز؛ رد خون» بود. البته او در میانه این ۲ فیلم، فیلم کاملاً تجاری «لاتاری» را هم ساخت تا به گفته خودش، مخاطبان بیشتری را به سمت سینمای خود جذب کند.

    او حالا «درخت گردو» را به جشنواره فیلم فجر سی و هشتم آورده است؛ فیلمی که در دل فاجعه بمباران شیمایی سردشت، قصه رنج و گرفتاری‌های خانواده‌ای را روایت می‌کند که به یکباره زندگیشان از هم می‌پاشد؛ فیلمی که در دل داستان انسانی‌اش، تبعات استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی را به تصویر می‌کشد.

    خودش می‌گوید این فیلم نگاهی جهانی دارد که البته گفته‌ای به حق است. فیلم در هر جایی که به نمایش گذاشته شود برای مخاطبانش قابل درک است؛ این گرفتاری بشر امروز است که در فیلم مهدویان نمایان می‌شود.

    «درخت گردو» امروز ۱۵ بهمن ماه در پردیس ملت برای اهالی رسانه به نمایش گذاشته می‌شود به همین بهانه گفتگویی کوتاه درباره فیلم با این کارگردان داشتیم که در ادامه می‌خوانید:

    * جناب مهدویان، «درخت گردو» چه نسبتی با دغدغه‌های سینمایی شما دارد و چه شد که سراغ سوژه بمباران شیمیایی سردشت رفتید؟

    «درخت گردو» یک موضوع مشخص دارد و یک کیس مشخص در دل ماجراست. وقتی با این داستان روبه‌رو شدم موضوعش برایم جالب بود و تصمیم به ساخت آن گرفتم. اگر این قصه برایم جالب نبود اصلاً آن را نمی‌ساختم. این را هم باید بگویم که دوست پژوهشگری درباره این موضوع کار پژوهشی انجام داده بود و به من پیشنهاد داده بود درباره این واقعه تلخ فیلم بسازم.

    البته من قصد ساخت فیلم درباره واقعه سردشت را نداشتم هرچند خود آن واقعه خودش بسیار مهم و مهیب است اما تصوری از آن نداشتم. مواجهه من با آن واقعه، این خانواده خاص بود به طبع این مساله برایم جالب شد. اتفاقی که برای آنها هم افتاده بود تلخ و مربوط به تاریخ معاصر بود که باید درباره اش حرف زده می‌شد من هم دیدم قصه خوبی است و می‌توان درباره آن فیلم ساخت.

    فیلم بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده؛ اتفاق تلخی که برای یک خانواده حادث شده ولی در جزئیات تغییراتی حاصل شده است ولی وقایع اصلی که می‌بینیم اتفاق افتاده یعنی ممکن است درباره مکان، زمان و در جزئیات تغییراتی وجود داشته باشد.

    * «درخت گردو» را یک فیلم ضدجنگ می‌دانید؟

    من در هیچکدام از فیلم‌هایم سعی نکردم مانیفست ارائه بدهم شاید شخصیت‌های فیلم‌هایم گاهی درباره عقاید خود صحبت کرده‌اند اما هیچوقت به دنبال ارائه یک مانیفست نبوده‌ام چراکه معتقدم مانیفست سندی است که با جزئیات، چارچوب عقاید را تعیین می‌کند اما من هیچ‌وقت در هیچ فیلمی این کار را نکرده‌ام البته اینکه «درخت گردو» درباره زشتی‌های جنگ است بحثی ندارم اما همین هم اگر تبدیل به مانیفست شود به نظرم خوب نیست.

    * در مقایسه با فیلم‌های قبلی شما، استفاده از نریشن در روایت «درخت گردو» تازگی دارد. استفاده از این تمهید و مهمتر از آن انتخاب گوینده‌اش فکر نمی‌کنید روی فیلم ننشسته و باعث فاصله مخاطب با جهان داستانی فیلم شده است؟

    من اینطور فکر نمی‌کنم چون اگر فکر می‌کردم روی فیلم ننشسته است، از نریشن استفاده نمی‌کردم. اتفاقاً من روی استفاده از نریشن توسط مینا ساداتیان بازیگر این فیلم پافشاری کردم بنابراین فکر نمی‌کنم بدون نریشنهم می‌شد این فیلم را ساخت.

    لزوماً همه قهرمان‌ها قرار نیست کسانی باشند که مثل سوپرمن در آسمان پرواز کنند و دنیا را نجات بدهند و لزوم موفق هم بشوند. همین که آدم‌ها سعی می‌کنند تمام توان خود را بگذارند برای اینکه پیرامون خود و تلخی‌های آن را مدیریت کنند فارغ از اینکه موفق بشوند یا نشوند، قهرمان هستند * چرا «قادر» با بازی پیمان معادی در «درخت گردو» یک شخصیت منفعل به نظر می‌رسد که حتی برای مثال به دنبال دختر گمشده‌اش هم نمی‌گردد و گویی در انتظار وقایع نشسته است.

    این فیلم روایتگر یک رنج است و جستجوی دختر، می‌توانست بعد تازه‌ای به فیلم بدهد و داستان را از مسیر اصلی خود دور کند در نتیجه خیلی به بحث تلاش برای پیدا کردن دختر گمشده ورود نکردیم. شاید یک مقدار باید درباره باورهای خودمان درباره قهرمان و اینکه قهرمان کیست تجدیدنظر کنیم.

    البته ما از اول هم به اینکه کاراکتر اصلی یک موقعیت منفعلانه دارد، فکر می‌کردیم ولی در واقع لزوماً همه قهرمان‌ها قرار نیست کسانی باشند که مثل سوپرمن در آسمان پرواز کنند و دنیا را نجات بدهند و لزوم موفق هم بشوند. همین که آدم‌ها سعی می‌کنند تمام توان خود را بگذارند برای اینکه پیرامون خود و تلخی‌های آن را مدیریت کنند فارغ از اینکه موفق بشوند یا نشوند، قهرمان هستند.

    به نظرم آدم‌هایی که در فیلم وجود دارند، همین باور را دارند، اصراری ندارم که این تبدیل به باور عام شو ولی این فیلم تلاش می‌کند این نگاه مقداری تغییر کند.

    * یکی از فصل‌های جذاب روایت «درخت گردو» برگزاری دادگاه بین‌المللی با شهادت قهرمان اصلی فیلم است. روایت این دادگاه در فیلم تا چه اندازه مستند است؟

    دادگاه پایانی واقعاً برگزار شده است یعنی در دادگاهی که برای متهمان سلاح‌های کشتار جمعی برگزار شد، «استاد قادر» به‌عنوان یکی از شهود به این دادگاه دعوت شد و شهادت داد و اتفاقاً شهادتش بسیار تأثیر گذاشت به این صورت که وقتی قصه زندگی‌اش را تعریف کرد به شدت حاضران در دادگاه متأثر شدند و تأثیر عاطفی عمیقی روی دادگاه گذاشت.

    * استفاده از مهران مدیری که پیش‌تر به واسطه پرسوناژهای طنز برای مخاطب شناخته شده بود، در یک نقش دراماتیک، ریسک نبود؟

    واقعاً برای خودم استفاده از بازیگرانی در نقش‌های تکراری یا نقش‌هایی که قبلاً به آن معروف شده اند، جذاب نیست اصولاً وقتی از بازیگری در یک موقعیت متفاوتی از آنچه که قبلاً شناخته می‌شدند، استفاده می‌کنم برایم خیلی شیرین‌تر و چالش برانگیز تر است. درباره مورد آقای مدیری هم خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاد و اصلاً آقای مدیری پذیرفت که این نقش را بازی کند چون می‌دانم که خیلی سخت نقش‌ها را انتخاب می‌کند و البته از نتیجه کار راضی هستم.

    به نظرم آمد موضوع فیلم انسانی، قابل درک و موقعیت قابل تکثیری برای همه جای دنیاست و استفاده از سلاح کشتار جمعی بحران بشری است که باید مردم دنیا به طور دقیق و با جزئیات بفهمند که وقتی می‌گوئیم استفاده از سلاح کشتار جمعی یک عمل غیر انسانی است، منظور ما چیست * با توجه به اینکه شما پیش از ورود به سینمای داستانی، تجربه مستندسازی هم در کارنامه‌تان داشتید، سوژه بمباران سردشت و استاد قادر چه ویژگی‌ای داشت که احساس کردید به جای ساخت مستند، بهتر است در قالب یک فیلم داستانی روایت شود؟

    واقعیت این است که فیلم داستانی مخاطب بیشتری دارد و بعضی از موضوعات باید در سطحی از مخاطب مطرح شوند و تأثیراتی بگذارند که خود موضوع می‌طلبد. من فکر می‌کنم موضوع این فیلم نیازمند این بود که حتماً بخش زیادی از جامعه ببینند و نسبت به آن آگاه شوند در نتیجه قالب فیلم داستانی را برای آن انتخاب کردم.

    * این مخاطب گسترده‌تر شامل مخاطبان جهانی هم می‌شوند؟ به نظر می‌رسد روایت این فیلم کمی جهانشمول‌تر از آثار قبلی‌تان است.

    در طول ساخت فیلم حتماً به مخاطب جهانی فکر می‌کردم. به نظرم آمد موضوع فیلم انسانی، قابل درک و موقعیت قابل تکثیری برای همه جای دنیاست و استفاده از سلاح کشتار جمعی بحران بشری است که باید مردم دنیا به طور دقیق و با جزئیات بفهمند که وقتی می‌گوئیم استفاده از سلاح کشتار جمعی یک عمل غیر انسانی است، منظور ما چیست بنابراین همان موقع ساخت فیلم و البته الان به مخاطب گسترده‌تری بیرون از مرزهای ایران فکر می‌کنم.

    * در این دوره از جشنواره چند فیلم دیگر هم با تمرکز بر تاریخ معاصر ساخته شده‌اند که نویدبخش جریانی تازه در سینمای ایران است، به‌عنوان یکی از پیشگامان این جریان چه نظری درباره تعدد فیلم‌هایی با این مضامین در سینمای ایران دارید؟

    نمی‌توانم بگویم من این جریان را ایجاد کرده‌ام و یا قضاوت این چنینی داشته باشم. این داوری‌ای است که دیگران باید داشته باشند ولی به هر حال وقتی در حوزه‌ای فیلم‌های موفق ساخته می‌شود طبعاً ممکن است افراد دیگری مشتاق و علاقه‌مند شوند به اینکه در همان زمینه کار کنند و این اتفاق خوبی است. حالا اینکه چقدر از این موضوع بر اساس تأثیر فیلم‌های من بوده یا چقدر از آن مطالبه اجتماعی بوده، را نمی‌توانم تحلیل کنم ولی اگر من تأثیر گذاشته‌ام برایم قابل افتخار است.

    * شما تا امروز در ۵ دوره جشنواره فیلم فجر به‌طور پیاپی حضور داشتید و هر سال یک فیلم را به ویترین سینمای ایران عرضه کرده‌اید، برای این مسیر طراحی مشخصی داشتید و آیا برای ادامه راه هم می‌خوانید این روند کارگردانی سالی یک فیلم را ادامه دهید؟

    من پلن و نقشه خاصی برای این موضوع نچیده‌ام. به هر حال من فیلمسازم و کاری به جز فیلمسازی ندارم. این حرفه من است و معتقدم تا وقتی ایده‌ای برای تعریف کردن دارم و داستانی را بشود روایت کرد کارم این است که فیلم بسازم البته لزوماً به جشنواره فیلم فجر فکر نمی‌کنم کارم فیلمسازی است، پشت هم فیلم می‌سازم و اگر مورد پسند و اقبال جشنواره باشم در جشنواره شرکت می‌کنم چون به هر حال جشنواره زمینه‌ای برای عرضه فیلم‌ها و ایجاد بحث درباره آن‌هاست تا بعداً در اکران عمومی کدهای درستی به مردم داده باشیم که آنها فیلم را برای تماشا انتخاب کنند.

  • در روز چهارم چه فیلم‌هایی در پردیس ملت به نمایش در می‌آید؟

    در روز چهارم چه فیلم‌هایی در پردیس ملت به نمایش در می‌آید؟

  • چاپ فیلمنامه‌ نغمه ثمینی درباره حسن صباح

    چاپ فیلمنامه‌ نغمه ثمینی درباره حسن صباح

    به گزارش خبرنگار مهر، کتاب فیلمنامه «یک‌جرعه خون تازه» نوشته نغمه ثمینی به‌تازگی توسط نشر لگا منتشر و راهی بازار نشر شده است.

    «یک‌جرعه خون تازه» با عنوان قبلی «خداوند الموت» چندسال پیش با انگیزه ساخت سینمایی توسط محمدعلی نجفی، توسط ثمینی نوشته شد اما شرایط ساخت آن فراهم نشد و پس از چندسال، متن فیلمنامه مذکور همراه با مقدمه‌ای از صالح نجفی منتشر شده است.

    فیلمنامه «یک‌جرعه خون تازه» به زندگی و شرایط دوران حکومت حسن صباح می‌پردازد که بهانه اصلی نگارش آن، واکاوی‌ تاریخی یک‌دوره مهم در تاریخ ایران است.

    محمدعلی نجفی کارگردان فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تاریخی چون «سربداران» که به‌عنوان مشاور نگارش فیلمنامه مذکور فعالیت داشته، در یادداشت ابتدایی کتاب پیش رو نوشته است:

    «پاییز سال ۱۳۶۲ فیلمبرداری سریال سربداران تمام شد و کارهای فنی سریال در دست انجام بود. من و کیهان رهگذار درباره ادامه فعالیت‌هایمان صحبت می‌کردیم. تصمیم گرفتیم دوباره مقطعی از تاریخ ایران را که نزدیک به همان دوره تاریخی سربداران است کار کنیم. این‌چنین بود که طرح یک جرعه خون تازه مطرح شد. با مطالعه کتاب پل آمیر، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، کار را آغاز کردیم. طرح فیلمنامه به‌صورت کاملاً  کلی و خام درآمد.

    بحث و گفت‌وگوی من و کیهان همچنان ادامه داشت تا این‌که شرایط تولید سریال ابوعلی‌سینا فراهم آمد و کیهان تمام‌وقت درگیر نوشتن فیلمنامه ابوعلی‌سینا شد. تولید سریال، با تصویب در شبکه دو سیما، آغاز شد و من به‌عنوان مشاور با او همکاری می‌کردم. طرح یک جرعه خون تازه این‌چنین متوقف شد.

    در سال ۱۳۸۲ فرصتی پیش آمد تا با وزیر محترم ارشاد، آقای مسجدجامعی، ملاقات حضوری داشته باشم. در این جلسه ایشان به من گفتند چرا کاری در حد سربداران انجام نمی‌دهی و من آمادگی خود را جهت ساخت یک جرعه خون تازه ابراز کردم. ایشان به معاون سینمایی خود، آقای مهندس حیدریان، گفتند در این مورد اقدام نمایند. همان زمان با پیشنهاد ایشان تحقیق و نوشتن فیلمنامه را آغاز کردیم.

    به‌ همّت گروهی از دانشجویان معماری به‌ سرپرستی آقای ضیاءالدین دشتی تحقیق میدانی، کتابخانه‌ای و مصاحبه با اساتید دانشگاه که دربارۀ این دورۀ تاریخی صاحب‌نظر بودند انجام پذیرفت. زمستان سال ۱۳۸۳ تحقیقات کامل شد. با پیشنهاد آیت نجفی از خانم نغمه ثمینی دعوت کردیم تا با توجه به تحقیقات فیلمنامه را بنویسند. خوشبختانه ایشان هم با این کار موافقت کردند و کار نوشتن آغاز شد. با پیشنهاد مهندس حیدریان جناب حجه‌الاسلام جعفریان به‌عنوان مشاور با نویسنده و همچنین گروه تحقیق همکاری کردند. خانم زهره فشارکی مسئولیت هماهنگی و ترتیب ملاقات‌های حضوری را، هم ملاقات در کتابخانه شخصی آقای جعفریان در قم، هم ملاقات حضوری با خانم ثمینی در تهران،‌ به‌عهده گرفتند و فیلمنامه در آذرماه سال ۱۳۸۵ آماده شد. اما شرایط تولید این فیلم فراهم نیامد!»

    صالح نجفی هم که به‌عنوان مترجم و پژوهشگر شناخته می‌شود، در بخشی از مقدمه‌ای که برای کتاب فیلمنامه «یک‌جرعه خون تازه» نوشته، آورده است:

    «… اما در هر روایت تاریخی، ستیزی جاری است میان آنان که تعزیه‌گردان‌اند و ژست‌هایشان بناست هادی تاریخ باشد و کسانی، بسیارانی، که می‌خواهند صحنه را، به همۀ معانی کلمه بگردانند. آنچه سربداران را تجربه‌ای منحصربه‌فرد ساخته همین کوشش بی‌امان برای برپا کردن صحنه‌ای است که در آن ژست‌های حاکمان و فاتحان با ژست‌های مردمان و مغلوبان در تعارض می‌افتد … این حقیقت شاید سربداران را تکرارناپذیر سازد اما این حکم، حتی اگر صادق باشد، به‌هیچ‌وجه از میل تکرار آن نمی‌کاهد. یک جرعه خون تازه شاید تلاشی بود برای برآوردن این میل، میلی که برآوردنش ممکن نبود و هنوز هم نیست… اما انتشار فیلمنامه‌اش، دست‌کم، این حُسن را دارد که آن میل را زنده نگه می‌دارد.

    داستان زندگی حسن صباح، پایه‌گذار دولت اسماعیلیان الموت و داعی اعظم مذهب اسماعیلیه نزاری، در هاله‌ای از افسانه و خیال پیچیده است، از جمله داستان سه یار دبستانی که از رابطه حسن صباح با خیام و خواجه‌ نظام‌الملک می‌گوید. بازخوانی/بازسازی تجربه مبارزات و دولت‌سازی حسن صباح در مقام پیشوایی شیعی در ادامۀ بازسازی تجربۀ انقلاب شیعی سربداران برای درک آنچه در زمان حال ما می‌گذرد به‌راستی راهگشا می‌تواند بود. نگارش فیلمنامه یک جرعه خون تازه، از این منظر، کاری ستودنی است. شاید زمانی اراده‌ای برای تبدیل آن به فیلمی آبرومند پیدا شود، شاید… وقتی دیگر.»

    این‌کتاب با ۱۱۲ صفحه و قیمت ۱۷ هزار تومان منتشر شده است.