راهیابی فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» به یک جشنواره هندی
راهیابی فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» به یک جشنواره هندی
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، «باران برای تو میبارد» در هفتمین حضور بینالمللی خود به Cafe Irani Chaii International Film Festival هند راه پیدا کرد.
هدف این جشنواره، نمایش فیلمهای برتر در بمبئی و بالیوود به عنوان بزرگترین صنعت فیلم در سراسر جهان است.
این جشنواره از ۱۳ تا ۱۴ مارس۲۰۲۰ مصادف با ۲۳ تا ۲۴ اسفند ماه برگزار میشود.
«باران برای تو میبارد» پیشتر در جشنوارههای The Lift-Off Sessions لندن، YVE چین، Florence Film Awards ایتالیا و Alter do Chão Film Festival برزیل (منطقه آمازون)، american golden picture آمریکا و Latinx۲۱ Shorts Film Festival آمریکا شرکت کرده و موفق به دریافت جوایزی شده است.
در خلاصه داستان فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» آمده است: این برگهای زرد، به خاطر پاییز نیست که از شاخه میافتند. قرار است تو از این کوچه بگذری و آنها پیشی میگیرند از یکدیگر برای فرش کردنِ مسیرت … گنجشکها از روی عادت نمیخوانند، سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند برای خوشآمد گفتن به تو.
علی اوسط سیفی و بهجت مجیدی بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش کرده اند.
دیگر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از نویسنده: عرفان معصومی، مدیر هنری: کیوان مقدم، تدوین: بیژن میرباقری، مدیر تصویربرداری: آرش صادقی، موسیقی: بهزاد عبدی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: لیلا رنگرزان، صدابردار: محمد کیان ارثی، گروه تدوین: سولماز تیرماهی، منشی صحنه: فاطمه سیدی، مدیر رسانه ای: مرتضی رنجبران، ارتباط با رسانه: ستاره نجفآبادی، مدیر تولید: علی حسن زاده، عکاس: امیر فائض، سامان عمویی تدارکات: عباس یونسی و با سپاس فراوان از یغما گلرویی.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- علیرضا سعیدی: اساساً یکی از مولفههایی که میتواند در ارزیابی تاریخ موسیقی یک سرزمین بهعنوان یک اصل و مبنا مورد توجه پژوهشگران، منتقدان و خبرنگاران فعال این حوزه قرار گرفته و پس از آن نیز در یک ارزیابی کلی پیش روی مخاطبان به نمایش درآید، واکاوی دقیق و مستند گونه یک جریان تاریخی است که متأسفانه در موسیقی سرزمین ایران آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
قطعاً به زعم نگارنده آنچه تاکنون از تاریخ موسیقی کشورمان توسط استادان و پژوهشگران مسلم این عرصه نگاشته شده به طور حتم دستاوردهایی گرانبها و ارزشمندند که جستجو در یکایک آنها به مثابه دریانوردی در اقیانوسی بی انتهاست که درونش سرشار از منابع و ذخایری است که تمرکز روی هر کدام نتایج ارزشمندی به همراه خواهد داشت.
اما در اینجا نباید از یک نکته غافل شد و آن موضوع مهم و یا کلید واژهای به نام «پژوهشهای کاربردی» است که اگرچه هر کدام از ما در این سالها به وفور با آن مواجه شده ایم اما این مواجهه تا آنجا که حافظه تاریخی یاری میکند، محدود به قلمها و کاغذها و نشستها و کنفرانسهای بی نتیجهای شده که برآیند علمی و عملی آن را میتوان در جشنوارههایی چون جشنواره موسیقی فجر و فقر مطلق به روز رسانی و تقویت گوش شنیداری مردم در شنیدن موسیقی خوب جستجو کرد.
شرایطی که در این سالها با وجود تمام تلاشهای صورت گرفته از سوی هنرمندان دلسوز و حتی ارگانهای دولتی چراغ کم سوی موسیقی ایرانی را به خاموشی هدایت میکند و اگر همین شور و شوق کودکان و نوجوانان اندک سرزمینمان برای اعتلای موسیقی اصیل ایرانی در کنار فراگیری و تلمذ از محضر بزرگان نبود معلوم نبود اکنون چه بلایی بر سر موسیقی ایرانی در جولانگاه موسیقیهای بعضاً بی مایه پاپ و سرشار از سطحی نگری میآمد.
به هر حال تا از نقطه تمرکز این نوشتار دور نشدیم، باید گفت که اکنون در مقطعی از تاریخ فرهنگ و هنر سرزمینمان قرار گرفته ایم که رجوع به آنچه در گذشته روی داده امری ضروری است. حتی اگر بدانیم این رجوع، تمرکز روی آسیب و نقطه ضعف بوده یا اتکا به پشتوانههای علمی و محکمی که هنوز هم بخشی از جریان اصلی هنر این سرزمین و در این مجال موسیقی ایرانی را به یدک میکشد.
اصلاً در این نقطه است که موضوع مهم و کلید واژه تکراری و پرطمطراق این روزها با نام «پژوهشهای کاربردی» میتواند در زبانمان بچرخد و شاید در مقاطعی به کار آید. شرایطی که اگر در اعتلای آن به هزار و یک دلیل منطقی و غیرمنطقی تعلل کنیم، چارچوب فرهنگ و هنر این سرزمین در همه گرایشهای و اندیشههای فکری مبتنی بر چارچوبهای اخلاقی و رفتاری در قهقرایی فرو میرود که اگر نبودند بزرگان آن شاید اکنون در آن فرو میرفتیم.
مستند موسیقایی «بزم رزم» ساخته سید وحید حسینی یکی از همین «نقاط استراتژیک تمرکز» لاقل برای ما رسانه ایها در رجوع به بخشی از تاریخ موسیقی این سرزمین به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که اصلیترین، اصولیترین و کارشناسی شده ترین مرجع مستند حوزه موسیقی در همان چارچوب ماجرای «پژوهشهای کاربردی» است و قطعاً میتواند تا سالها به مثابه یک «موزه موسیقی» سیار در بیخ گوشمان و نه در کوچه پس کوچههای خوش آب و هوای میدان تجریش، نجواگر گوشهای از تاریخ موسیقی سرزمینی باشد که قطعاً باید از آن درس گرفت.
کارگردان با مراجعه به افرادی چون حمید شاهنگیان و مهدی کلهر هوشمندی خود در انتخاب مصاحبه شوندگان را به بهترین شکل ممکن نشان داده؛ چرا که این دو از تصمیم گیرندگان مهم موسیقی در دوره تاریخی بودند که هنوز هم ردپای آنها در عالیترین ارکان سیاستگزاریهای حوزه موسیقی در بخشهای مختلف دیده میشود و چه خوب که سید وحید حسینی به عنوان یک فیلمساز تجربهگرا که ریشههای فکری و علمیاش در سینما در چارچوب یک کارنامه قابل اتکا قرار گرفته توانسته با یک نگاه کم و بیش موشکافانه، هم تصویرگر بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران و هم راوی آنچه بر موسیقی ما بین سالهای ۵۷ تا ۶۷ را روایت کند؛ آن هم بدون کمترین جانبداری سیاسی.
وحید حسینی در «بزم رزم» فارغ از ارزشمندیهایی که در حوزه فنی، تصاویر آرشیوی و نوع روایت میتوانیم برای آن قائل باشیم. یک کار خیلی مهم کرده و آن روایت واقعی از جریانی در حوزه موسیقی است که ناگفتههای بسیار فراوانی دارد و هر هنرمندی که در آن شرایط به زندگی هنری خود مشغول بوده میتواند به سهم خود روایتهای متفاوت و پرقضاوتی از آن دوران را داشته باشد.
نکته جالب توجه اینکه کارگردان با مراجعه به افرادی چون حمید شاهنگیان و مهدی کلهر هوشمندی خود در انتخاب مصاحبه شوندگان را به بهترین شکل ممکن نشان داده؛ چرا که این دو از تصمیم گیرندگان مهم موسیقی در دوره تاریخی بودند که هنوز هم ردپای آنها در عالیترین ارکان سیاستگزاریهای حوزه موسیقی در بخشهای مختلف دیده میشود و نمیتوان از نحوه پذیرش آنها که طی سالهای اخیر بنا به دلایل مختلف گریزان از مصاحبه اند و همیشه در پشت صحنه نقش هدایت گر را ایفا میکردند، برای حضور در یک مستند موسیقایی به سادگی گذشت.
میخ، چکش، پیشدرآمد و «بزم رزم»
اتفاقاً کارگردان در این شرایط است که در کنار انتخاب برخی از هنرمندان نام آور و جریان ساز دهه ۶۰ و ۷۰ موسیقی یک گزینه آلترناتیو به نام حسین علیزاده بی پروا را در کنار این دو قرار میدهد که بالانسِ روایت فیلم در ترازی قرار گیرد که مخاطب قضاوت بی منطقی از ماجرای اتفاق افتاده در فیلم نداشته باشد.
وحید حسینی در مستند «بزم رزم» یک نجار ماهر است که با اتکا به پیشینه سینمایی خود، در و تخته را خوب به متصل کرده است. چکش وحید حسینیِ نجار در این فیلم ابزار فیلمسازی اش و میخِ او برای اتصال در جهت روایت یک قصه ناب و فراموش شده از تاریخ موسیقی انتخاب مصاحبه شوندگانی بوده که با یک تدوین حساب شده فرآیندی از تاریخ را پیش روی مخاطبان قرار داد که «کلیشه» در آن جایی ندارد. او در این مستند به گونهای عمل کرد که شاید اهل رسانه که وظیفه اصلی جریان روایتِ مستند از موسیقی ایران را در مقاطع مختلف به عهده دارند، به خود آمده و شکل دیگری به موسیقی نگاه کنند.
مستند «بزم رزم» یک شرح حال از حضور هنرمندانی است که بین سالهای ۵۷ تا ۶۷ شرایطی را در موسیقی رقم زدند که به اعتقاد نگارنده واکاوی در آن میتواند، پاسخگوی بسیاری از چالشها و آسیبهای موسیقی این سرزمین به ویژه موسیقی اصیل ایرانی و کم توجهی محض مخاطبان به آن (به غیر از استثنائات) باشد.
«بزم رزم» یک قصه است که حتی نامش هم از روی آگاهی بنا شده و انقدر ساده و روان روی ذهن مخاطبش در هر گرایش فکری و اجتماعی موج سواری میکند که اصلاً نمیتوان آن را برخاسته از یک جریان و مکتب فکری دانست.
سید وحید حسینی در این مستند یک قصه گوست که توانسته یک شرایط سخت سیاسی فرهنگی با هزاران اما و اگر را به درستی در قاب سینما روایت کند. امر مهمی که امروزه فقدان آن در بسیاری از مستندهای این چنین دیده میشود و غیر از سرهم بندی یک سری تصاویری آرشیوی که عمدتاً آگاهی هم در نحوه چینش آنها نیست، نکته جالب دیگری برای مخاطبش ندارد.
به هر حال اینکه یک مستند به مثابه یک «پیش درآمد» در جریان سینمای مستند آن هم در این قالب بتواند در چارچوب یک اثر ارزشمند و آگاهانه که اتفاقاً مخاطب هدفش همین مردم شریف کوچه و خیابان است را به سمتی ببرد که بداند در آن شرایط عجیب و غریب دوران جنگ موسیقی و هنرمندانش چه نقشی در یک جریان فرهنگی سیاسی داشتهاند خود دارای مؤلفههای ارزشمندی است که باید به کارگردان، گروه تولید و مؤسسه روایت فتح برای این انتخاب آگاهانه در جهت پخش یک اثر مستند تبریک گفت.
و ای کاش شرایطی مهیا شود که فیلمسازانی چون وحید حسینی در تکاپوی این تصمیم باشند که به «بزم رزم» به مثابه یک «پیش درآمد» نگاه کرده و به انگیزه آگاهی بیشتر مخاطبان از آنچه بر موسیقی ایران میگذرد کار را در این نقطه تمام نکرده و سلسله مستندهایی را در این حوزه تولید کند به شرط اینکه هم چکش و میخ و در و تخته برای آقای نجار دردسر درست نکنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مجید مجیدی کارگردان سینمای ایران که کمتر از یک ماه قبل با فیلم «خورشید» و پرداختن به زندگی کودکان کار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، در گیر و دار این روزهای سخت مبارزه با ویروس کرونا قصهای واقعی از ملاقاتش با ۲ کودک کار که ناچار به زبالهگردی برای گذران زندگی هستند، روایت کرده است. داستان احمد و کاظم روایتی از خطری بزرگ است که این کودکان دردمند و تمام جامعه را تهدید میکند.
در این روایت که به نقل از روابط عمومی فیلم سینمایی «خورشید» منتشر شده، آمده است:
«دو برادر بودند، احمد و کاظم، ده ساله و دوازده ساله. برادر بزرگتر احمد تمام قد به داخل سطل زباله رفته بود و تکههایی از آشغال را به بیرون پرتاب میکرد و برادر کوچکتر بیرون از سطل زباله تکههای کاغذپاره و مشمای پلاستیکی را به داخل گونی بزرگی میریخت. نزدیک آنها آمدم، ابتدا فکر کردند رهگذر هستم و عبور میکنم اما وقتی دیدند مقابلشان ایستادم، دست از کار کشیدند و به من زل زدند.
با چشمان نافذشان به من خیره شده بودند و من مانده بودم چه بگویم. به کسی که داخل سطل زباله بود گفتم بیا بیرون نگاهی به دور و برش کرد و با اکراه از سطل زباله آمد بیرون. گفتم: «آخه پسر جون مریض میشید.» بدون توجه به حرف من شروع کرد با برادر کوچکتر خود زبالهها را در کیسه ریختن. سعی کردم فضا را عوض کنم و با آنها رفیق شوم.
گفتم: «الان که مریضی اومده خیلی خطرناکه»، از گفتن این حرف لبخندی بر لبان برادر کوچکتر نشست و نگاهی به برادر بزرگتر کرد و هر دو خندیدند، گویی که با هم شوخی داشته باشند. از خنده آنها من هم خندیدم و گفتم برای چه میخندید؟ حرف خندهداری زدم؟
برادر کوچکتر با شیطنت گفت: «داداشم میگه ما خود کرونا هستیم.» این را گفت و از خنده ریسه رفت، حالا فضای گفتوگوی من با آنها آماده شده بود و شوخی و جدی با هم همکلام شدیم. ابتدا همه چیز به شوخی گذشت ولی بعد فضا که کمی صمیمی شد، لب به شکایت بازکردند و گفتند: «ما نانآور خانواده هستیم و توی مترو و سر چهار راه دستفروشی و شیشههای ماشینها رو پاک میکردیم. از وقتی که کرونا اومده کاسبی ما هم خراب شده. مردم از ما در مترو و سر چهارراه نه خرید میکنند و نه میگذارند ماشین پاک کنیم از ترس کرونا؛ ما هم مجبور شدیم بیایم سراغ سطل زباله.»
آنها میگفتند: «تنها ما نیستیم، خیلی از بچهها که کار و کاسبیشون رو از دست دادن اومدن تو کار زباله.» نمیدانستم چه باید به آنها بگویم، کمی با هم گپ زدیم و از محل زندگی و درس از آنها سوالهایی کردم ولی مدام در این فکر بودم که چه کار باید برای این بچهها کرد.
گفتم لااقل از مسئولین و مردم بخواهیم گروههای امدادی درست شود که اولاً به این بچهها کمک شود، شناسایی شوند و برای مدتی که این مریضی ریشهکن شود آنها در امان باشند. از طرفی این بچههای معصوم ناقل این بیماری نشوند.
به امید روزی که کلاً بتوانیم کاری کنیم که شاهد کار کودکان نباشیم و آنها را در پشت میز مدرسه ببینیم و از طرفی دست سوء استفاده از این کودکان را بتوانیم ریشهکن کنیم.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، نخستین فیلم بلند سینمایی ادوین خاچیکیان با نام «باباسیبیلو» به تهیهکنندگی احمد احمدی مقابل دوربین خواهد رفت.
ادوین خاچیکیان فرزند مرحوم ساموئل خاچیکیان از کارگردانان سینمای ایران است.
ادوین خاچیکیان در تعدادی از آثار ساموئل خاچیکیان به عنوان تدوینگر و دستیار کارگردان حضور داشته است.
پوران درخشنده کارگردان سینمای ایران که مدتهاست در انتظار بوجود آمدن شرایط مناسب برای تولید فیلم سینمایی «هیس پسرها فریاد نمیزنند» است، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: متاسفانه نزدیک به ۲ سال است که برای ساخت این فیلم سینمایی در تلاش هستم اما تا امروز موفق به ساخت این پروژه سینمایی نشدهم. فکر میکردم آنقدر مردم برای متولیان دولتی مهم هستند که وقتی یک فیلمساز اجتماعی به دنبال ساخت یک فیلم با موضوع اجتماعی است، شرایط برای تولید آن را فراهم کرده است.
وی بیان کرد: ۲ سال تمام به اتفاق آرا شورای پروانه ساخت برای تولید این پروژه سینمایی مجوز ساخت صادر نکرد، متاسفانه ۲ سال تمام عمر من برای دریافت پروانه ساخت این فیلم به هدر رفت، در نهایت باتوجه به اتفاقاتی که در جامعه رخ داد، پروانه ساخت این فیلم سینمایی صادر شد.
این کارگردان سینما تاکید کرد: نزدیک به یک سال است که بعد از دریافت پروانه ساخت، به دنبال تولید «هیس پسرها فریاد نمیزنند» هستم اما آنقدر شرایط تولید در سینمای ایران بد شده است که ساخت یک فیلم برای یک کارگردان مستقل بسیار سخت است. در واقع با وجود پولهایی که وارد سینما شده است، دستمزد عوامل به خصوص بازیگران آنقدر زیاد شده است که کارگردان سینمای مستقل نمیتواند از پس آن برآید.
وی با اشاره به اینکه معلوم نیست این پولهای مشکوک از کجا آمده است که میتوانند هر دستمزدی را در هر شرایطی به عوامل یک فیلم بدهند، توضیح داد: در این شرایط فیلمسازان اجتماعی نمیتوانند فیلم خود را بسازند. برای ساخت این فیلم به سرمایه گذاران مختلف اعلام کردم که ۵۰ درصد از بودجه این فیلم را تامین میکنم و ۵۰ درصد دیگر را سرمایه گذار، اما نتوانستم ۵۰ درصد بودجه لازم و حلال برای این فیلم پیدا کنم.
کارگردان فیلم سینمایی «هیس دخترها فریاد نمیزنند» تاکید کرد: از طرف دیگر، زمانی که صرف دریافت پروانه ساخت و تامین بودجه این فیلم سینمایی کردم باعث شد تا از جامعه خودم و مشکلاتی که مردم با آن درگیر هستند، عقب بمانم و باید فیلمنامهام را از نوع مینوشتم چرا که جامعه خیلی جلوتر از من پیش میرود و ما به دلیل نبود شرایط مناسب برای تولید از جامعه عقب میمانیم.
وی ادامه داد: به عنوان یک فیلمساز اجتماعی باید بگویم که من برای مردم فیلم میسازم و نمیتوانم خود را از جامعه عقب نگه دارم، بنابراین تاکید میکنم که هزینههای بالای تولید باعث شده که نتوانیم به موقع و در شرایط مناسب فیلم بسازیم و این خود یک معضل بزرگ برای سینما است.
کارگردان فیلم «شمعی در باد» بیان کرد: بعد از تلاشهای بسیار میخواستم پیش تولید این پروژه را آغاز کنم که متاسفانه با شیوع ویروس کرونا نتوانستم پیش تولید را شروع کنم، در حال حاضر در انتظار این هستم که چه زمانی ویروس کرونا در کشور ما از بین برود تا بتوانیم این کار را شروع کنیم.
درخشنده در پایان گفت: در حال حاضر پزشکان و ماموران خدماتی جان برکف برای جامعه کار میکنند و من از همیجا از آنها تشکر میکنم و آرزو میکنم که هرچه سریعتر جامعه ما از این مساله رها شود. امیدوارم هرچه سریعتر امکانات برای مقابله با این ویروس در کشور فراهم شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی برنامه، برنامه تلویزیونی «نقد سینما» جمعه ۱۶ اسفند ماه ساعت ۲۲ بهصورت زنده از شبکه پنجم سیما پخش میشود.
باتوجه به شرایط خاص موجود در کشور و شیوع ویروس کرونا که باعث تعطیلی سینماهای سراسر کشور نیز شده است، برنامه نقد سینما در ادامه مباحث هفته گذشته و این بار به صورت دقیقتر به «سینمای بحران» میپردازد.
در این قسمت بهروز افخمی مجری «نقد سینما» به همراه امیررضا مافی منتقد و کارشناس برنامه، سیدحسین شهرستانی کارشناس فرهنگی و مصطفی مرشدلو پژوهشگر سینما در رابطه با «سینمای بحران» صحبت میکنند و به مرور عملکرد سینماگران ایرانی در پرداختن به این ژانر و روایت قصههای مربوط به بحرانهای تاریخی و اجتماعی میپردازند.
برنامه تلویزیونی «نقد سینما» به تهیهکنندگی یوسف بچاری و با اجرای بهروز افخمی هر هفته جمعه شب روی آنتن شبکه پنج میرود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، فیلمهای «ذبح» به کارگردانی برادران سامکو (سامان حسینپور و آکو زندکریمی) و «امتحان» ساخته سونیا حداد در سومین دوره جشنواره «سوندسوال» سوئد حضور دارند و با بیست و دو فیلم دیگر از کشورهای آمریکا، فرانسه، اتریش، سوئد، هند، چین، سنگاپور، کانادا، کره جنوبی، بلژیک، بلغارستان، لبنان، سوریه، ایتالیا، صربستان، انگلیس و رومانی به رقابت خواهند پرداخت.
سومین دوره جشنواره سوندسوال (Sundsvall) که مختص فیلمهای کوتاه است، در شهری با همین نام در کشور سوئد از ۱۱ تا ۱۵ مارچ برابر با ۲۱ تا ۲۵ اسفندماه برگزار میشود.
احمد اطراقچی یکی از کارگردانان فیلم سینمایی «چهل و هفت» به تهیهکنندگی ناهید دل آگاه که سه روز بعد از آغاز نمایش به دلیل شیوع بیماری کرونا اکرانش متوقف شد، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: به طور کلی اسفندماه زمان مناسبی برای نمایش فیلمها نیست چون در این زمان جشنواره فیلم فجر به تازگی به پایان رسیده، مخاطبان از تماشای فیلمها اشباع شده و خبرنگاران و عکاسان هم تازه از جشنواره رها شدهاند بنابراین فرصت خوبی برای اکران فیلمها نیست اما در این چند ماه اتفاقات عجیب و غریب دیگری هم رخ داد که مردم را به لحاظ روانی تحتالشاع قرار داد یعنی از شهادت سردار سلیمانی تا سقوط هواپیمای اوکراینی را داشتیم که همگی دست به دست هم داد تا مردم به لحاظ روانی شرایط خوبی نداشته باشند.
وی افزود: با شیوع بیماری کرونا، این اتفاق ضریب پیدا کرد با این وجود بهترین راهکار در شرایط فعلی تعطیلی سینماها بود چون به هر حال سلامتی مردم و عوامل فیلم ما از هر چیزی مهمتر است در چنین وضعیتی کسی هم توقع ندارد که سینماها باز شوند بنابراین بهترین راهکار همان تعطیلی تا زمان مهار کرونا بود که علاوه بر این موضوع مردم به لحاظ روانی هم خود را بازیایند و به درجهای برسند که بتوانند به تماشای فیلمها بنشینند.
اطراقچی عنوان کرد: دو هفته پیش اعلام شد که بیماری کرونا شیوع پیدا کرده اما بلافاصله شورای اکران فیلمهای نوروزی تشکیل جلسه داد و فیلمهای نوروزی را مشخص کرد این در حالی است که هنوز تکلیف فیلمهای ما مشخص نشده است به نظرم وقتی شرایط ویژه و فوق العادهای مثل الان برای کشور پیش میآید باید کمی تامل و به این موضوع توجه کنیم که در این مدت اتفاقات ریز و درشتی در جامعه رخ داده و مردم به لحاظ روانی به هم ریختهاند پس در چنین شرایطی واقعا لزوم مشخص کردن فیلمهای اکران نوروزی چه بود؟
این کارگردان با بیان اینکه «چهل و هفت» تنها ۲ روز روی پرده بود، گفت: ما یک پکیج صد میلیون تومانی برای این فیلم تدارک دیده بودیم که از ساخت تیزر تا پوستر را شامل میشد اما با شرایط پیش آمده هیچ استفادهای از آنها نشد پس ایکاش این ضرر و زیانها جبران شود از طرف دیگر ما ۲ سال برای نمایش این فیلم زحمت کشیدیم چون «چهل و هفت» پشت سد اکران مانده بود ضمن اینکه پیش از آن هم برای ساخت فیلم هزینه زیادی صرف کرده بودیم. واقعا چگونه میشود این ضررها را جبران کرد؟ میخواهم بگویم همه این عوامل دست به دست هم داد تا فیلم ما نابود شود.
وی در پایان بیان کرد: میدانم که روزهای سختی را پشت سر میگذاریم، ما در این مدت عزیزانی را از دست دادهایم که درگذشت هر یک از آنها قلب ما را رنجانده و باعث شدهاست به لحاظ روحی وضعیت خوبی نداشته باشیم با این وجود مردم ایران یک ویژگی خوب دارند که آن «در کنار هم بودن» است. باید این را به یاد داشته یاشیم که ما روزهای سخت تر از این را هم پشت سر گذاشتهایم تا به اینجا رسیدهایم. بنابراین امیدوارم ضمن حفظ روحیه با همدلی و رعایت نکات بهداشتی بتوانیم به زودی به شرایط عادی برگردیم.
به گزارش خبرگزاری مهر، «دختر شیطان» که دومین محصول مشترک سینمای ایران و بالیوود پس از «سلام بمبئی است، وارد شبکه نمایش خانگی شد. در این فیلم سینمایی چند بازیگر سینمای هند در آن ایفای نقش کنند،
موسیقی «دختر شیطان» توسط دلشاد شیخ ساخته شده و سونو نیگام و آریجیت سینک دو خواننده سرشناس هندی دو ترانه از شش ترانه دخترشیطان را خوانده اند.
حمید فرخ نژاد، ایشا روات، جکی شروف، گلشن گروور، سیمران میشکروتی، محمدرضا شریفی نیا و فردین حفیظی از بازیگران اصلی فیلم هستند.
به گزارش خبرگزاری مهر، «دختر شیطان» که دومین محصول مشترک سینمای ایران و بالیوود پس از «سلام بمبئی است، وارد شبکه نمایش خانگی شد. در این فیلم سینمایی چند بازیگر سینمای هند در آن ایفای نقش کنند،
موسیقی «دختر شیطان» توسط دلشاد شیخ ساخته شده و سونو نیگام و آریجیت سینک دو خواننده سرشناس هندی دو ترانه از شش ترانه دخترشیطان را خوانده اند.
حمید فرخ نژاد، ایشا روات، جکی شروف، گلشن گروور، سیمران میشکروتی، محمدرضا شریفی نیا و فردین حفیظی از بازیگران اصلی فیلم هستند.